چه کسی مالک توست؟!


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


آگاهی های این فایل، منطق هایی محکم دارد برای حذف یکی از مخرب‌ترین و شرک آلودترین ویروس‌های ذهنی بشر یعنی «باور به تئوری توطئه» و «قدرت‌های پنهان».

استاد عباس‌منش با زبانی قاطع و استدلالی محکم، به مقابله با این دیدگاه رایج می‌پردازند که گروهی خاص (مانند خانواده روچیلد، فراماسون‌ها یا قدرت‌های سیاسی) کنترل کامل جهان را در دست دارند و ما انسان‌ها تنها عروسک‌هایی خیمه‌شب‌بازی در دستان آن‌ها هستیم.

این فایل به ما می‌آموزد که پذیرش چنین باورهایی، چیزی جز «شرک» نیست. وقتی شما تصور می‌کنید که یک خانواده یهودی یا یک گروه سیاسی می‌تواند برای خوراک، پوشاک و سرنوشت شما تصمیم بگیرد و یا می‌تواند کشوری را بدبخت یا خوشبخت کند، در واقع قدرت را از خداوند (ربّ) گرفته و به غیرخدا داده‌اید. این ذهنیت، ریشه در فرار از مسئولیت دارد؛ زیرا انسان‌ها وقتی نمی‌توانند به نتایج دلخواه خود برسند، راحت‌ترین کار را در این می‌بینند که عاملی بیرونی و قدرتمند را مقصر ناکامی‌های خود بدانند تا وجدانشان راحت شود که «ما می‌خواستیم، اما آن‌ها نگذاشتند». اما حقیقت این است که آزادی انسان یک سراب نیست، بلکه یک موهبت الهی است که هیچ نیروی بیرونی توان سلب آن را ندارد مگر اینکه خود فرد، با باور به ناتوانی‌اش، آن قدرت را به دیگران تقدیم کند.

در ادامه، این آموزش با ارائه مثال‌های عینی و تاریخی، پوچ بودن قدرت‌های مطلق بشری را اثبات می‌کند. استاد با اشاره به رویدادهای بزرگ سیاسی جهان، مانند انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، یادآوری می‌کنند که اگر واقعاً گروهی مخفی وجود داشتند که همه چیز را کنترل می‌کردند، هرگز نباید نتایجی برخلاف میل تمام سیاستمداران و قدرت‌های بزرگ جهان رقم می‌خورد. این تناقض‌ها نشان می‌دهد که حتی قدرتمندترین لابی‌ها و ثروتمندترین افراد نیز بر جهان مسلط نیستند و قدرت نهایی در دستان «باورهای شماست» است. این بخش از فایل، دعوت به بازنگری در مفهوم قدرت است؛ اینکه بفهمیم هیچ عامل بیرونی، مالک ما نیست و هیچ برنامه‌ریزیِ مخفیانه‌ای نمی‌تواند مسیر زندگی فردی را تغییر دهد که توحید و هم جهت شدن با خداوند، اساس زندگی اش است. داستان‌هایی که درباره چشم‌زخم، طلسم، یا نفوذ عجیب سیاستمداران ساخته می‌شود، تنها برای کسانی واقعیت پیدا می‌کند که آن‌ها را باور کنند. جهان هستی به باورهای شما واکنش نشان می‌دهد؛ اگر باور کنید کسی می‌تواند شما را زمین بزند، جهان این قدرت را به او می‌دهد، و اگر باور کنید که خداوند تنها فرمانروای زندگی شماست، تمام توطئه‌های جهان در برابر شما پوچ و بی‌اثر خواهد شد، عدو سبب خیر می شود، الخیر فی ما وقع همواره برای شما رخ می دهد چون شما آگاهانه تصمیم گرفته ای با جریان خداوند هم جهت بمانی.

جان‌مایه اصلی این فایل، بازگشت به اصلِ اصیل «توحید عملی» است. آگاهی های دوره هم جهت با جریان خداوند، مرجع ترین باورهای توحیدی را در ذهن ما می کارد. این باورها ما را با جریان خداوند هم جهت می کند. در نتیجه دسترسی ما را به تمام امکانات، نعمت ها و فرصت هایی باز می کند که خداوند دسترسی دارد. فقط به این دلیل که ما با جریان خداوند هم جهت شده ایم.

استاد عباس‌منش با شور و حرارتی وصف‌ناپذیر توضیح می‌دهند که تمام فلاکت‌ها، ترس‌ها و نگرانی‌های بشریت ناشی از شرک است؛ شرک به معنای بت‌پرستی سنتی نیست، بلکه به معنای حساب باز کردن روی قدرتِ آدم‌ها و ترس از نفوذ آن‌هاست. به محض اینکه این حساب را روی عوامل بیرونی باز می کنیم، از جریان خداوند دور می شویم و با جریان شرک خود را هم جهت می کنیم به قول قرآن، نتیجه آن ترس، نگرانی و زندگی در کمبود است.

وقتی ما می‌پذیریم که خداوند، «رَب» و صاحب‌اختیار کل کیهان است و زمین و آسمان را مسخر ما کرده است، دیگر چه جای ترسی از یک خانواده ثروتمند یا یک حکومت باقی می‌ماند؟ این فایل فریادی است برای بیدار شدن از خواب غفلت و درک این حقیقت که شما خالق بلامنازع زندگی خود هستید. خداوند این قلمرو را به شما واگذار کرده تا با افکار و فرکانس‌هایتان آن را بسازید. کسی که توحید را در قلبش جاری کند و قدرت را تنها در دستان الله ببیند، نه تنها از هیچ توطئه‌ای نمی‌هراسد، بلکه جهان را به خدمت خود درمی‌آورد. کلید سعادت، ثروت و آرامش، در پاک کردن ذهن از این توهمات شیطانی و پر کردن آن با نورِ ایمان به ربوبیت خداوند است.


نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1329 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «علیرضا سهرابی» در این صفحه: 1
  1. -
    علیرضا سهرابی گفته:
    مدت عضویت: 4282 روز

    موثری جز خدا نیست

    هیچکس و هیچ چیزی نمیتواند زندگی مرا به مخاطره بیاندازد و یا بمن آرامش بدهد جز خدا. حتی باورها و افکار واندیشه ها نیز که مهمترین چیز در رویدادن شرایط گوناگون زندگی من هستند، ابزاری بیش نیستند. باز پشت این ابزار نیز خدا ایستاده است. خداست که باورها و ذهنیات ما را در عالم ماده تجسم و واقعیت میبخشد. ما غالبا از حکومتها، قدرتهای سیاسی، جنگ، تروریست ها، زلزله، سیل، سونامی، حیوانات و امثال اینها و نهایتا مرگ ترسانده شده و میترسیم. اما بقول مولانا اینها همگی شیران علم هستند. «جملگی شیریم شیران علم، حمله مان از باد باشد دم بدم». از هیچکس واز هیچ چیزی جز خدا هیچ کاری برنمیآید. پشت همه افراد و همه اشیاء وهمه اتفاقات زندگی خدا ایستاده است. و این معنی این آیه از قرآن شریف است : لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم. در هر رویدادی محوریت خداست. و دقیقا ماموریت تمام پیامبران الهی روشن نمودن این موضوع بوده است که کارها جای دیگری انجام میشوند. کارها توسط قدرت بیکرانی که برای ما قابل رویت نیست انجام میشوند. این تغییر حالت و خواست بیمار از درد به درمان، و از بیماری به تندرستی است که بهبودی بیمار را منجر میشود نه دارو. و برآورنده این تغییر حالت کسی نیست جز خدا. خداوند سیستم وساختار وجودی انسان را بگونه ای ساخته است که آنچه که در ذهن انسان میگذرد در زندگیش بازتاب پیدا کند. آیا تا بحال برایتان رخ داده است که میل به چیزی کرده باشید و ساعتی بعد بدون اینکه شما برای آن چیزی کاری کرده باشید بدست تان رسیده باشد؟ و شما با خودتان گفته اید که ای کاش آرزوی چیز دیگری کرده بودم. مثلا بارها شده که من هوس خوردن یک خوراکی را کرده ام و چند دقیقه بعد یک نفر آشنا و حتی غریبه آمده و آن خوراکی را بمن تعارف کرده است.یادم میآید یکبار در خیابان خیلی زیاد هوس خوردن یک نوشابه را کردم، ولی با خودم گفتم اکنون وقتش را ندارم. چند دقیقه بعد دیدم کسی دست بروش شانه ام گذاشت و مهربانانه این جملات را گفت: سلام. ببخشید من این نوشابه بزرگ را گرفتم که بخورم ولی حالا میبینم که نمیتوانم به تنهایی آنرا بخورم با خودم گفتم حیف است که نیمی از آنرا بخورم و نیمی را دور بیاندازم، این بود که بدنبال کسی بودم که این نوشابه را با او بخورم، در بین جمعیت نگاه کردم و چشمم به شما افتاد. آیا افتخار میدهید با هم این نوشابه را بخوریم؟ در ضمن لیوان یکبار مصرف هم دارم». این اتفاق درست در همان محل دو بار دیگر برای من رخ داد. یکبار که آش رشته هوس کرده بودم و یکبار دیگر وقتی آجیل هوس کرده بودم. آیا شما فکر میکنید اینها اتفاقی روی میدهند و هیچگونه نظم و قانونی در روی دادن این اتفاقات در کار نیست!؟ اینها پیامهای بسیار بسیار مهمی هستند که خدا دارد بما میدهد. خدا دارد باین وسیله با ما صحبت میکند. بما میگوید من در کنار تو هستم، من با تو هستم، من دوستت دارم رفیق. هر کاری که تو بخواهی برایت میکنم. خداوند مرتبا دارد به بما پیغام میدهد اما اغلب مردم درس گرفتن از آنها را از دست میدهند. اینبار که اینگونه رویدادها برایتان رخ داد سعی کنید بیشتر در آن تامل کنید. من بجای شما باشم فریاد میزنم: خدا را دیدم خدا را دیدم. یادآوری این نکته ضروریست که انتهای کار «باور» نیست، انتهای کار خداست، که البته خود بی انتهاست.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: