چه کسی مالک توست؟! - صفحه 31 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1329 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1559 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    برخی از افراد توهم توطئه دارند زمانی که به اهداف خود دست نمی یابند برای توجیه شکست های خود به دنبال عامل بیرونی هستند.این تفکر ریشه ای در تمام کشورها وجود دارد که فرد یا افراد خاصی را صاحب کل دارایی جهان می دانند.

    افراد در یک لحظه ای و روزی به این نتیجه خواهند رسید که هیچ کنترلی بر سرنوشت خود ندارند و اختیار آن ها در دست افراد دیگر است و مالکانی دارند. در صورتی که هر انسانی می تواند زندگی خود را به شیوه ای که دوست دارد رقم بزند.

    هیچ کسی مالک هیچ کسی نیست مگر اینکه چنین چیزی را باور کند خداوند قدرت را تنها در دستان ما قرار داده است و تمام جهان اگر اراده کنند ما را از اهدافمان دور کنند اگر باورهای مناسب داشته باشیم نمی توانند کوچکترین تاثیری در زندگی ما داشته باشند و به نفع ما کار خواهند کرد و همه ی شرایط به نفع ما تغییر خواهد کرد

    نگاهمان را در مورد قدرتی که خداوند به ما عطا کرده تغییر دهیم در تمام کشور ها افراد فقیر و ثروتمند زیادی وجود دارد این باور که افرادی قدرتمند بیرون از ما وجود دارند و کنترل زندگی ما را در دست گرفته اند را به دور بیاندازیم که بی ارزش ترین حرفی است که مردم را به سمت بدبخت تر شدن و فقیر ماندن خواهد برد.

    خداوند که مالک همه چیز است و قدرت تنها در دست اوست قدرتی به ما بخشیده که بتوانیم زندگی خود را به شکل دلخواه خلق کنیم این جمله را باور کنیم هیچ کسی مطلقا این قدرت را ندارد که زندگی ما را تحت تاثیر خود قرار دهد مگر اینکه به آن قدرت داده یا باورش کنیم .

    باور کنیم که قدرت تنها در دستان ماست هر کسی باورهای درستی دارد نتیجه خواهد گرفت این شرک است که فکر کنیم کسی غیر از خداوند قدرت تاثیر گذاری در زندگی ما را دارد خداوند شرک را به هیچ کسی نمی بخشد همه چیز تنها در دستان ماست زندگی خود را همان گونه که دوست داریم بسازیم خداوند مالک همه چیز است الله یکتا مالک و خالق آسمان ها و زمین است و خداوند قدرت را تنها در دستان ما قرار داده است . خداوند فرموده ما زمین و آسمان ها را مسخر شما کردیم اما ما قدرت را به دیگران می دهیم قدرت را به عوامل بیرونی می دهیم ما به راحتی به خداوند شرک می ورزیم شرک به معنای شریک قائل شدن برای قدرت خداوند است تمام بدبختی تنها در شرک نهفته است هر چقدر بیشتر قوانین را درک کنیم و به تجربیات و دلایل اتفاقات نامناسب زندگی خود توجه کنیم متوجه خواهیم شد دلیل اصلی بدبختی بشریت شرک است و عامل خوشبختی بشریت توحید و یکتاپرستی و قدرت را در دستان خداوند دیدن است عامل بدبختی بشریت ترس است که از شرک ناشی می شود زمانی که قدرت در دستان خداوند و خودمان باشد از چه چیزی می ترسیم ؟ به چه کسی باج می دهیم؟نگران چه چیزی هستیم؟

    دلیل تمام اتفاقات بد به دلیل شرک و بی ایمانی ترس و قدرت را از خداوند گرفتن و به غیر خداوند دادن است که خداوند در قرآن بارها و بارها در مورد آن صحبت کرده است شرک زندگی ما را نابود خواهد کرد کافی است در عرش باشیم و عوامل بیرونی را باور کنیم به پایین سقوط خواهیم کرد کافی است در قعر چاه باشیم اما باور کنیم که خداوند تنها مالک جهان هستی است و به ما قدرت خلق زندگی دلخواهمان را داده است و ما می توانیم زندگی خود را همان گونه که دوست داریم بسازیم چون همه چیز مسخر ما شده است و به تمام اهداف خود دست یابیم و به عرش برسیم.

    کل قرآن تنها در مورد شرک صحبت می کند تمام بیماری بدبختی ترس نگرانی جنگ همگی به خاطر شرک است خداوند را باور کنیم و ببینیم خداوندی که قدرت جهانیان در دستان اوست اگر باورش کنیم قدرتی به ما خواهد داد که سرمان را بالاتر خواهیم گرفت محکم تر و استوارتر قدم بر می داریم محکم تر هدف گذاری می کنیم در قلب خود احساس یقیین و آرامش داریم چه کارهایی می توانیم انجام دهیم اگر باور کنیم خداوند قدرت مطلق است. تفاوت الله و رب را به درستی درک کنیم .به اندازه ای که ایمان ما تقویت می شود به همان اندازه پیشرفت می کنیم ثروتمند می شویم سلامت و قدرتمند می شویم به خواسته های خود خواهیم رسید به روشنایی دست می یابیم به سعادت در دنیا و آخرت می رسیم به عشق و خوشبختی و…. به هر چیزی که بخواهیم دست می یابیم.

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    الیاس اخلاصی گفته:
    مدت عضویت: 4284 روز

    سلام به خداوندی که بخشنده و مهربان است.

    سلام به همگی

    من هم از کودکی نمی‌دونم چرا به این مباحث سیاسی و مذهبی خیلی علاقه داشتم و ساعت ها در این موارد با افراد مختلف بحث میکردیم.

    تا یک سخنرانی هایی از یکی به دستم رسید که می‌گفت صهیونیست‌ها جهان رو متعلق به خودشون میدانند و هر کشور رو یک استان خودشون میدانند .

    توی آمریکا صهیونیست ها یک کارت دارنند که زمان خرید به اونا یارانه داده میشه مثلاً پنیر دو دلاری ، سه دلاری ، 7 دلاری داریم همه که نمی توانند 7 دلاری خرید کنند که کیفیت بالایی داره ولی صهیونیست ها همون 7 دلاری میخرنند ولی براشون پنج دلار دوباره بحساب شون برمیگردونن.

    می‌گفت توی خونه همه صهیونیست ها روغن کنجد یا زیتون است ولی به من و شما روغن ذرت و آفتابگردان میدهند.

    می‌گفت دوش های ایستاده رو ایجاد کردند که سریع خسته بشیم و درست حمام نکنیم.

    حتی می‌گفت توی پیاده رو های خودشون سنگفرش میزارن ولی برای ما موزائیک آوردند.

    حتی می‌گفت صهیونیست‌ها با واسطه ساختمان های اطراف حرم امام رضا علیه السلام رو خریدند و ساختمان سازی بزرگ با ارتفاع زیاد کردند که مردم از دور نتوانند حرم رو ببینند.

    ایشون از اساتید طب سنتی بود ولی جوری صحبت میکرد که صهیونیست ها در تمام زندگی ما رخنه کردند حتی از عروسک ها می‌گفت که فلان عروسک ها باعث عقیم شدن می‌کنه و می‌گفت صهیونیست‌ها میخواهند با صنعت غذا و ایجاد انواع بیماری جمعیت جهان رو کمتر کنند و خودشان با تغذیه سالم جمعیت شان را زیاد کنند.

    آقای رائفی پور که ماشاالله استاد مباحث فراماسونری و…. هستند.

    باور کنید بعد از همین مباحث اوضاع مملکت هر روز برای عموم سخت تر شده چون این حرف هارو باور کردند من هم باور کردم خیلی هم باور کردم مخصوصا مباحث اساتید طب سنتی که بحث سلامتی بود.

    شاید تا قبل دوره قانون سلامتی با اینکه 8 سال از آشنایی من با استاد عباس منش می‌گذشت ولی من باز هم اون مباحث صهیونیست ها برای غذا رو باور داشتم .

    چقدر ما بی منطق و ساده همه چیز رو می پذیریم چون اول چهارتا حرف درست میزنه دیگه بدون فکر و منطق همه حرف هاشو می پذیریم و وجودمان را پر از شرک میکنیم و من خودم رو توی این سالها خیلی اذیت کردم دقیقا هر دفعه بخاطر شرک .

    چند روز است که خودم شروع به خواندن قرآن کردم که ان شاالله و به لطف خدای بزرگ خودم توحید را بفهمم ، درک کنم که صراحتا در قرآن میگه که ما منطق اش را گفتیم .

    یعنی خداوند خودش برای پذیرش ما منطق میاره ولی من صحبت ها رو بدون تعقل ، منطق پذیرفتم و نتیجه اش هم سختی و اذیت شدن بود و اصلا فکر نمی‌کردم این اذیت شدن از روی پذیرش این مباحث و توحید باشه .

    باور داشتم باورهای پول و ثروت ام خیلی مشکل داره ولی نمی دونستم دارم از اصل که توحید است به خودم آسیب میزنم .

    سالها بود داشتم روی باورهام کار میکردم ولی نتایج پایدار نبود چون توحید در وجود من هنوز تقلیدی بود یعنی من بعد از آشنایی با استاد عباس منش:

    حرف زدند از منفی به مثبت تغییر کرد.

    تعصبات مذهبی کمتر شد و آزادی اومد.

    مقصر دانستن دیگران تبدیل به مقصر دانستن خودم شد.

    صحبت کردن هام کمتر شد و بیشتر سعی کردم عمل کنم.

    نصیحت کردن هام کمتر شد و بیشتر تعقل در خودم شد.

    از به دنبال تغییر دیگران بودن به دنبال تغییر خودم افتادم.

    اخلاق ، رفتار و خیلی از ابعاد زندگی من تغییر کرد .

    ولی مهمترین چیزی که باید تمام تمرکز و انرژی ام را می گذاشتم و حل اش میکردم انجام ندادم و اون توحید بود.

    هنوز توحید من تقلیدی است که خودم باید قرآن رو بخونم و با هدایت خداوند و تعقل خودم به توحید برسم.

    به نظر من دوستان عزیزم تا توحید درست نشه و شرک در ما زیاد باشه تغییر باور ، شکر گذاری ، تصویر سازی ، توجه به نکات مثبت و …. نتیجه اش حداقلی است یعنی نشانه ها می آیند ، نتایج میآیند ولی حداقلی.

    برای حداکثری بودن باید توحید رو در خودمان درست کنیم.

    من الیاس اخلاصی خودم از 19 دی ماه 1403 شروع به فهم و درک توحید کردم و اول راه هستم.

    ان شاالله خداوند همگی مون رو به راه راست ، راه کسانی که به آنها نعمت داده هدایت کنه.

    آمین یا رب العالمین

    شب و روزتون پر از انرژی و خبرهای خوب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      سپیده سیف گفته:
      مدت عضویت: 1234 روز

      سلام خدمت استاد عزیزم‌ومریم بانو

      سلام خدمت دوست عزیزم

      واقعا چقدرما آدمها مشرک هستیم من وقتی میبینم شرایطم مساعد شده به خودم میبالم و خداروشکر میکنم ولی خدا نکنه شرایطم به هر دلیلی بد بشه وا مسیبتا…

      شرک انگاری مثل یه دالون یا پستویی توی ذهن وقلبمون هست که نمیبینمیش تا اینکه شرایط از خوب به بد (البته به ظاهر)میشه تا اونجا خودش رو نشون میده که چقدر ترسو هستیم در مقابل یکسری تغییرات زندگیمان که دست ماهم نبوده خدا به هر دلیلی خواسته این اتفاق بی افته حالا اگر من بیام قدرتم رو از خودم بگیرم وبدمش به رییس و‌دوست و معاون و…سریع با کله میخورم زمین وبرعکس علاوه بر اینکه احساس آرامش وراحتی داریم یواش یواش اتفاقات به نفع ما تموم میشه

      الیاس عزیزچقدر لذت بردم از کامنت بسیار زیبات مخصوصا اینجا که نوشتی: به نظر من دوستان عزیزم تا توحید درست نشه و شرک در ما زیاد باشه تغییر باور ، شکر گذاری ، تصویر سازی ، توجه به نکات مثبت و …. نتیجه اش حداقلی است یعنی نشانه ها می آیند ، نتایج میآیند ولی حداقلی.

      ممنونم

      درپناه الله مهربان باشیم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    مهناز اسکندری گفته:
    مدت عضویت: 2511 روز

    به نام خداوند یکتا

    روز بیست و ششم از روز شمار تحول زندگی من

    سلام به دو استاد توحیدی من ، که هیچ کسی رو به اندازه ی شما دو نفر توحیدی ندیدم .امروز صبح ساعت 5:30 از خواب بیدار شدم و بعد از سپاسگزاری و تمرین ستاره قطبی سایت رو باز کردم و فایل جدید زندگی در بهشت قسمت 262 روی سایت قرار گرفته بود فوراً دانلودش کردم و با همسرم نگاه کردیم .

    اون فایل با این فایل روز بیست و ششم همزمانی و هماهنگی جالبی دارند چون قسمت 262 زندگی در بهشت کلا بیانگر توحید هست اون هم توحید عملی ، واقعاً من توحید رو در رفتار خانم شایسته دیدم اینکه ایشون تنها در اون برف سنگین در یک ملک 20 هکتاری بودند و تازه آب شون هم قطع شده بود واقعاً خانم شایسته عزیز رو تحسین میکنم بخاطر این حد از ایمان و این توحیدی بودنشون ، چون ایشون اونقدر ثروت دارند که مجبور نبودن توی پرادایس اونهم زمانی که بیش از 20 سانت برف باریده و هوا به شدت سرده ، برق و آب هم قطع شده بمونن ولی این توحید و ایمان ایشونه که خودشون خواستن این شرایط رو به تنهایی تجربه کنند . آفرین به شما مریم عزیز که واقعاً شما یک الگوی تمام عیارین برای ما خانم های سایت .

    بعد من توی خونه خودم که نهایت 120 متره از اینکه تنها بخوابم میترسم و از همسرم انتظار دارم که در کارها کمکم کنه پس اگه این شرک نیست پس چیه؟

    هر چی که قدرت رو از خداوند و خودمون بگیره و به دست عوامل بیرونی بده یعنی شرک .

    به قول پیامبر : شرک در دل مومن مانند راه رفتن مورچه سیاه بر روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهان است .

    خدایا تسلیم توام ، کمکم کن تا در این مسیر زیبای توحیدی پیش برم و فقط و فقط خودتو می‌خوام ، می‌خوام از زندگی ای که در این دنیا به من دادی نهایت لذت رو ببرم ، خداوندا ظرف وجودمو بزرگ کن تا بتونم از ترس ها و مسائل زندگیم به راحتی عبور کنم .

    خدایا من به هر خیری از جانب تو سخت نیازمندم ، تسلیمم ، تسلیمم ، تسلیمم.

    سپاسگزارم استاد و خانم شایسته توحیدی بخاطر این فایل ها و این پروژه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    رحیم خان گفته:
    مدت عضویت: 3781 روز

    سلام، آن لحظه آخردر فیلم که در مورد شرک و توحید سخن گفتی حرف دل فرشتگان و پیامبر ان را زدی و اطرافت پر شد از فرشته ها. _ و به همین خاطر ارتباط برقرار شد و به سختی توانستی خودت را کنترل کنی

    اما میدانم بعد ازحرفات سخت گریه کردی

    چه مبارک لحظه ای که آدم حس کند بین او و پروردگار ش هیچ نیست و اشک شوق بریزد

    و در لحظه های آخر این فیلم آقای عباسمنش چنین حالتی داشتند مبارک بادا عبد بودنت

    چون عبد او بودن از رسول بودن بالاتر است

    خدا با من است

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    می توان با این خدا پرواز کرد گفته:
    مدت عضویت: 3779 روز

    استاد خوش قلبم و دوستان عزیزم سلااااممم…امیدوارم تو لحظه لحظه ی زندگیتون وجود سرشار از عشق خداوند رو حس کنید.

    الان که دارم این نظر رو می نویسم حالم خیلی خوبه و احساس می کنم که از زندان خودم و ترس هام آزاد شدم.احساس می کنم که الان خدا بهم افتخار می کنه.

    استاد عزیزم من دیشب با نگاه کردن این فایل و امشب با دیدن فایل «ترس در مقابل ایمان»به خودم گفتم که همین الان باید یه کاری بکنی بعدا دیگه دیره…و با تمام وجودم وارد بزرگ ترین ترس زندگیم شدم…

    امشب نشستم روبه روی پدرم و با کمال احترام بهش گفتم پدر خیلی ممنونم ازت که تا الان و تا اینجا منو تو زندگیم راهنمایی کردی و حوامو داشتی…

    و بهش گفتم که پدرم الان ازت می خوام که بذاری از این به بعد خودم مسئول زندگیه خودم باشم و مسئولیت تصمیم هام رو به عهده بگیرم…واقعا هیچ وقت نتونسته بودم با این قدرت حرفامو بزنم و از این بابت از خدای خودم سپاس گذارم…استاد این یکی دو ساله من تمام زندگیم رو با این ترس سپری کردم که اگه پدرم ازم ناراحت بشه چی؟(ولی الان که حرفمو بهش زدم نه تنها ناراحت نشد بلکه احساس کردم بهم افتخار هم کرد که دیگه بزرگ شدم…)و واقعا حالم خوب نبود تو این مدت…الان که با تمام وجود ترسمو شکستم فهمیدم که چی می گفتی…استاد امیدوارم این حس خوبه من به تو برسه و همیشه در پناه خدای مهربون شاد و موفق باشی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    مسیح امیری گفته:
    مدت عضویت: 4251 روز

    سلام به استاد عزیزم سید حسین عباسمنش و خانم شایسه عزیز و با تشکر فراوان بابت تمام زحمات شما و این سفر پر هیجان و عالی ای که تداریک دیدید .

    راجع به تجربه های سفر امروزم باید بگم که دقیقا بر طبق گفته های استاد هر جایی که به غیر خدا امید بستم و از کسی غیر خودش انتظار داشتم به بن بست خوردم،ناراحتی و تشویش ذهنی برام پیش اومد و آرامش روحی و ذهنی ازم گرفته شد و هر جایی که به خدا و فقط خدا دلبستم و امید داشتم خدا از هزاران طریق و هزاران دستی که داشته منو به آرامش و خواسته ام رسونده،بازهم وقتی همون دست خدا رو برای خودم بزرگش کردم و کم کم فراموش کردم که اصل خداست وخودم رو امیدوار به همون دست خدا کردم و در واقع خدارو از خودم دور کردم و دستشو بزرگ کردم و شرک ورزیدم از همونجا ضربه خوردم و چندین و چند بار هم این اتفاق افتاد تا تونستم به مرحله ای برسم که فقط خودشو ببینم و بس،اگه کسی هم برام کاری انجام میداد همیشه به خودم یادآوری میکردم که این دست خداست و چقدر لذت بخشه توحید،چقدر لذت بخشه فقط به خودش دل بستن و امیدوار بودن،چقدر لذت بخشه دستتو بذاری توی دستاش و آرام باشی و ایمان داشته باشی که هر چی رو که بخوای به موقعش بهت میده و هدایتت میکنه به سمتش و چه لذت بخشه که خودتو آروم میکنی و ذهنتو آروم میکنی و میشنوی که باهات صحبت میکنه و میگه چکار کنی و خیر و شرت رو بهت میگه و چه حس عالی ایه این حس و چقدر برای انسان آرامش به ارمغان میاره،استاد عزیزم خیلی خیلی سپاسگزارم از اینکه چراغ راه ما شدی برای رسیدن به این لذتها و آرزو میکنم تمام لحظاتتون مملو از این لذت ها باشه.متشکرم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    آرنیکا حسنی گفته:
    مدت عضویت: 2983 روز

    به نام خداوندیکتای توانا

    سلام به استادوهمه دوستان عزیز

    راستش من فقط اومدم دین خودمو ادا کنم ،من زیادمطلب توی کانال نمیذارم ولی خب الان چون قول دادم میام واین دیدگاه رومینویسم.

    راستش من نمیخوام هیچ ترتیبی رو رعایت کنم ،فقط قراره که بنویسم که خداچیکارکرد

    من امروزامتحان پایان ترم عربی داشتم ،ازعربی وکلادرس خوندن زیادخوشم نمیاد،عربی اینقدرتبصره وقاعده داره که ذهن آدموخسته میکنه ومنم بقول استتد راحت طلبم وهمه چیوراحت میخوام?

    طول ترم هیچی نخونده بودم ،زمانی روهم که بعنوان فرجه داده بودن نمیدونم چجوری گذشت ،نه اینکه نخام بخونم ولی هیچ جوره باهاش حال نمیکردم،حالامن مونده بودم وشبی که فرداش امتحانه،تاصبح خوندم ،خوابم میبرد خلاصه اونقدرایی هم که میخاستم بخونم نشدکه بخونم،صبح شدمادرم حالش بدشد،دل درد داشت نگران شدم ولی بهرحال اومدم که بیام خواهرم گفت آروم باش دیگه این امتحان بالاترازکنکورکه نیست هیچی نخونده بودی دوازده سیزده سال وبیشترازدرس دوربودی ولی بدون اینکه بخونی یاکلاس کنکوری بری دانشگاه قبول شدی،یهوبه خودم اومدم دیدم راست میگه من کنکورامتحان دادم بدون یه کلمه خوندن وقبول شدم به خودم گفتم چجوری قبول شدم یادم اومدذهنم روکنترل کردم ،نجواهایی روکه میگفت چجوری بدون درس خوندن میخای قبول بشی کنترل کردم ،فقط به خودم میگفتم اگه خدابخادمیشه،اصلاخدامعجزه میکنه من قبول میشم،وواقعاهم قبول شدم بعدازقبول شدن تودانشگاه کلی اتفاق خوب برام افتادکلی خوشحالترازقبل،خلاصه ذهنم روکنترل کردم به خودم گفتم آروم باش خلاصه امتحان دادم،قبل ازامتحان توی سرویس یه سرزدم به کانال فوری دیدگاهی روکه بچه هانوشته بودن اومدبالا خوندمش آروم شدم به خداگفتم خدایاتوتابحال خیلی هوای منوداشتی خیلی بهم کمک کردی الانم خودت یه کاری کن پاس بشم قول میدم بیام نظربنویسم توکانال ،الان که دارم اینومینویسم ساعت دو هست ،خوابیده بودم حال روحیم خوب نبودولی دلم رکشن بودکه پاس میکنم ،قبل ازاینکه امتحان بدم یهویاداین حرف استادمون افتادم که وقتی داشتم باهاش صحبت میکردم که یادنمیگیرم وازاینچیزابهم گفت خانم فلانی همه چی دست خداست ،امروزم که امتحان بودهمش به خودم گفتم همه چی دست خداست تاآروم شدم ،امروزامتحان دادم بعدازاینکه استادازسالن امتحان اومدبیرون باچندتابچه های دیگه رفتیم پیشش گفت بچه هابه خداتوکل کنین واصلافکرافتادن هم توذهنتون نیارین برام یه یادآوری بود ،الان خوابیده بودم یهویه صدایی گفت یادت نره چه قولی دادی که میای وکامنت میذاری،الان اومدم بقول خودم عمل کنم

    واقعا وقتیازته قلبت بخداتوکل میکنی برات همه چی میشه وهمه کارمیکنه

    خدایاسپاسگذارم?

    بخاطرتک تک خواسته هاییکه ازت خواستمو توالان بهم دادیر

    مننونم?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    علیرضا قلیزاده گفته:
    مدت عضویت: 2787 روز

    سلام

    خیلی حالم خوبه خیلی خیلی زیاد، از وقتی خدای واقعی پیدا کردم تمام نگرانی ها و باور هایه غلتم از ذهنم پاک شده یا بهتره بگم بیشترشون چون هنوز خیلی جا دارم واسه خوب شدن، انتهایی نداره این روند، چقدر من نگاه شرک آلودی داشتم به دنیا تا قبل آشناییم با قانون چقدر قدرت دادم به غیره ربم و نتیجشو هم میدیدم همش بدبختی همش بیچاره گی همش در به دری، همش بیماری، تمام قدرت داده بودم به عوامل بیرونی، تمام قدرت از آن غیره خدا بود و اصلا به این فکر نمیکردم که این طرز فکرم درسته یا نه، اصلا فکر نمیکردم که خدایی با این ویژه گی ها چطور دنیایی با اینهمه مشکل و بدی خلق کرده، اصلا متوجه نبودم که باید دنبال دلیل گشت، دنبال علت اصلی این موضوع که چرا… تا اینکه من شدم جزء دسته دوم از قول استاد و مشکلات و فشارهای زندگی وادارم کرد و من هول داد به این سمت به سمت مسیر درست مسیر الهی مسیر سعادت، تازه الان بعد ۲۹ سال دارم طعم زندگیه واقعی میچشم، فهمیدن اینکه خالق زندگیم خودم هستم و حتی خدایی که منو خلق کرده هیچ دخالتی در اتفاق ها و شرایط زندگی من نداره و همه چیزو به خودم سپرده خیلی هیجان انگیزه خیلی احساس غرور بهم میده یا همون اعتماد به نفس،

    سپاس گذارتم رب محربون من رب عادل من که اینقدر سخاوتمندی و همچیو مسخر من کردی تا به هر آنچه میخوام برسم،

    تعهد میدم که هر روز هر روز بیشتر تور درک کنم،

    تعهد میدم که قدرت به غیره از تو ندم چون تو قدرت مطلق جهانی،

    تعهد میدم هر روز توحیدی تر از دیروزم باشم،

    تعهد میدم خالق بودنمو به نحوه احسنت اجرا کنم،

    تعهد میدم هر آنچه رو که میخوام برایه خودم خلق کنم تا از این طریق به تو نزدیک و نزدیکتر بشم،

    تعهد میدم فقط فقط امید و توکلم به تو باشه،

    تعهد میدم خوب زندگی کنم و دنیارو جایه بهتری برای زندگی کنم،

    از همگی سپاس گذارم که منو عضوی از اعضایه خونواده خودتون میدونید، عاشقانه دوستتون دارم، در پناه رب یکتا شاد و سالم و ثروتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    سعیده و مهدی گفته:
    مدت عضویت: 2714 روز

    سلام

    خدایا ازت می خوام فرصتی پیش بیاد تا بشینم و بارها و بارها فایل های استاد رو ببینم و انقدر در موردشون فکر کنم تا بشه جزئی از وجودم. استاد تو شرایطی که هستم و احساسم حالت سینوسی داره تنها صدات و آگاهی هات حالم رو خوب میکنه . ممنون که هستی. خدایا شکرت.

    استاد امروز سر ی موضوعی حس خوبی نداشتم در صورتی که هر کسی جای من بود و اون اتفاق براش می افتاد خیلی خوشحال می شد. ولی من ناراحت بودم و تازه یادم اومد که گفتید در شرایط مختلف اگر احساس خوبی ندارید بدونید که ی سری باورهای منفی تو اون زمینه دارید و با گوش دادن به این فایل فهمیدم که من تو زندگیم عمیقا باور دارم که دیگران( خواهر، برادر، همسایه و فامیل و آشنا) می تونن زندگیمو تحت تاثیر قرار بدن و به این دلیله که از وقتی که یادمه مامان بابام تو خونه همش می گفتن که کسی این موضوع رو ندونه ما هم میگفتیم باشه به کسی نمی گیم و منم الان شدیدا با همسرم سر این موضوع درگیر بودیم که حتی اتفاق های خیلی کوچیک رو به کسی نگیم. اره من امروز یاد گرفتم که هیچ کس و هیچ چیزی قدرت این رو نداره که اندازه اپسیلون توی زندگی من تاثیر بذاره. قدرت فقط و فقط دست خداست و خدا این قدرت رو به من داده که زندگیم رو هر جوری که دوست دارم بسازم. خدایا بخاطر شرکم منو ببخش . خدایا کمکم کن که توحیدی زندگی کنم.

    استاد ی جمله گفتی که دیوانه ام کرد.” ترس از شرک میاد” خیلی تو زندگیم ترسیدم پس خیلی شرک ورزیدم. خدایا منو ببخش.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    mahdiyeh گفته:
    مدت عضویت: 2119 روز

    ۲۶ امین برگ سفرنامه ام

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و دوستان خوب هم فرکانسی ام

    ” چه کسی مالک توست؟ ”

    خدا را شاکرم که در این لحظه ای که دارم این مطلب را همزمان با گوش کردن به سخنان ناب و توحیدی استاد عزیزم، مینویسم به این باور توحیدی و قدرتمندکننده رسیدم و بهش ایمان کامل دارم که

    ” تنها مالک ِ زندگی من، خداوند است”

    که این قدرت را به من بخشیده،

    قدرت ِ خلق ِ زندگی ام را !

    و من ایمان دارم که تنها خودم، خالق ِ زندگی ام هستم با نیروی درونی ام و باورهای درستم نسبت به خداوند و قوانین ثابت و ناب و خالص و تغییرناپذیر جهان هستی!

    و نه هیچکس دیگر! و نه هیچ نیرویی بیرون از من! و نه هیچ باور ضعیف و محدودکننده!

    و خدارا شاکرم که هر روز و هر لحظه دارم روی این باورهام کار میکنم با کنترل ِ ورودی های ذهنم،

    و با جهادی اکبر، برای تغییر ِ بنیادین ِ هرچه باور غلط و اشتباه و نادرست و محدودکننده و تضعیف کننده که داشتم و دارم به باورهای درست و مناسب و قدرتمندکننده در تمام ِ امور زندگی ام!

    و یکی دیگر از این باورها، این باور توحیدی است که

    “تنها نیروی برتر جهان هستی، نیروی “خیر” هست”

    و ایمانی که این باورهای توحیدی را در من تقویت میکند، نیرو محرکه من است به سمت ِ هرچه خیر و خوبی و نیکی در جهان!

    و یکی از بزرگ ترین خیر و خوبی و نیکی ِ این جهان، که معنوی ترین کار در جهان هم هست، “داشتن ِ نعمت و ثروت ِ بی نهایت” است!

    ثروتی که پشتوانه اش، ایمان به قدرت مطلق جهان هستی است و این ایمان قوی، مرا به سمت و سو و فرکانس و مدار این باور قدرتمند هدایت میکند و تنها راه رسیدن به ثروت و فراوانی است!

    خدایم، خدای مهربانم،

    من با هدایت ِ تو، و با توکل به تو، خالصانه و متعهدانه قدم در این مسیر ِ توحیدی گذاشته ام و از تو میخواهم با ایمانی که در وجودم به توست مرا به بهترین راه هدایت کنی!

    اِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعین

    اِهدِنَاالصِّراطَ المُستَقیم

    صِراطَ الَّذینَ اَنعَمتَ عَلَیهِم

    غَیرِ المَغضوُبِ عَلَیهِم

    وَ لَا الضَّالّین

    تنها تو را میپرستیم

    و تنها از تو یاری میخواهیم

    ما را به راه راست هدایت کن

    راه کسانی که به آنها نعمت بخشیدی

    نه راه کسانی که بر آنان خشم گرفتی

    و نه راه گمراهان

    خدایا شکرت خدایا صدهزار مرتبه شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: