چه کسی مالک توست؟! - صفحه 33 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1329 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    خوشبخت آزاد گفته:
    مدت عضویت: 2253 روز

    سلام استاد عزیزم

    چی بگم از این فایل

    چی بگم از تین هدایت الهی

    وقتی صبح زود بیدار شدم

    و از توی فایل های گوشیم یه فایلی رو رندوم زدم بیاد

    این فایل اومد

    و من حس کردم که چقدر مرتبط هست با الان من

    ولی گوش ندادم

    چون میخواستم شکرگزاریمو بنویسم

    ولی حالا این فایل اومده روی سایت و خداوند دوباره هم میگه گوش کن

    یکبار گوش دادم و حالا دارم مینویسم

    اصلن گوش دادن به فایل های توحیدی یک مراقبس برای من

    فرکانس هامو تنظیم میکنه

    باعث میشه من بیشتر به خداوند فکر کنم

    بیشتر قدرت خودمو باور کنم

    و این بیشتر فکر کردن و باور کردن باعث میشه

    خواب آرومی داشته باشم

    نفس راحت بکشم

    دیگه نترسم

    دیگه تقصیرو گردن کسی نندازم

    به همه عشق بورزم بیش از پیش

    من خودم آومی بووم که در ظاهر اگر کسی منو ببینه میگه این آدم به هیچکس ضره ای ناهماهنگی نداره

    اما به قول همسرم میگه من تورو بیشتر از هرکسی میشناسم

    ایشون همه فرکانس های منو ریز فرکانس هامو دریافت میکنه

    عین یک دریافت کننده بسیار قوی

    من از خیلیا توی درون خودم ترسیدم

    شرک داشتم

    بتشون کردم

    خودمو کوچیک دیدم

    توی ذهنم توی لایه لایه های ذهنم به جای خداوند اونارو گزاشتم

    درسته مقدارش شاید نسبت به بقیه مردم کمتر بود

    ولی بازهم بود

    و من لیاقتم این نیست که اونارو بزارم توی ذهنم

    انسان جسم علم

    هرچی که قدرت رو از من بگیره

    من چند وقته فرکانسم به شدت قویه چرا چون ادامه میدم هر اتفاقی بیوفته هرچی هرکی منو بترسونه بازهم ادامه میدم به فایل گوش کردن و انجام دادن تمریناتم

    به طرز شگفت انگیزی حالم عالیه

    و اتفاقات مثبت میوفته توی زندگیم

    همسرم چقدر عشقش آرامشش توی خونمون بیشتر شده

    چفدر بیشتر از قبل باهم حرف میزنیم و من میبینم که چقدر ایشون توحیدی هستن

    داریم بیشتر همدیگه رو میشناسیم

    و از اون سوء تعبیر هایی که نسبت به هم داشتیم داره کاسته میشه

    احساس میکنم با کم کردن رابطمون با بقیه

    و بسشتر کردن رابطمون با خودمون داره

    .رابطمون خیلی گمر تر میشه

    من از خیلی وقت پیش فهنیده بودم که کلید ما همینه

    اما نمیتونستم که توی زندگیم خلقش کنم چون همش میگفتم به خاطر این اخلاق همسرم نمیشه

    به خاطر فلانی نمیشه

    به خاطر کارش نمیشه

    به خاطر کمبود وقت نمیشه

    و هزار تا دلیل مزخرف دیگ

    ولی وقتی فایل نحوه برخورد با تهمت اومد روی سایت احساس یه تغییر مدار کردم احساس کردم اون فایل منو برد به یه مرحله بالاتر از درک آگاهی ها

    و نحوه کار کردن روی خودم و ذهنم

    احساس کردم بیشتر فهمیدم که چطور ذهنم رو کنکاش کنم

    چطور برخورد کنم با افکار منفی

    و جند روزه که این فایل هی میاد جبوی چشمم و امروز توی پیشنهاد هاز این فایل هم اومد

    حتما بهش نگاه میکنم و مینویستم توی دفتر و کامنت میزارم براش

    استاد به قول مریم جون توی قسمت جدید سریال زندگی در بهشت قطر برف پنجاه سانت بود

    به اندازه دست ایشون

    آفتاد به راحتی نمیتونه از پیش اینهمه برف بیاد و یه روزه آبش کنه

    مثل باورهای منفی که توی ذهن من ایجاد شده

    نمیشه یک روزه با آگاهی های خلص از بین بره

    به قول شما افکار و باورهای ما نیاز دارن به شکلی که ایجاد شدن تغییر کنن

    و این زمان میبره

    خیلی زمان میبره

    و به این زودیا قرار نیست من کار کردن خالص روی خودمو رها کنم

    بارها شده حاالم خیلی خوب بوده رها کردن دوروز دیدم خدای من چققدرررر پسرفت کردم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    مهدی نوری گفته:
    مدت عضویت: 3708 روز

    به نام پروردگاری که همین نزدیکیست ، پروردگاری که از رگ گردن به من نزدیکتر است ، پروردگاری که از روح خودش در وجودم دمیده است و به من جان داده است ، پروردگار قدرتمند و مهربان ، پروردگار وهاب رزاق و ثروت آفرینم

    پروردگارا سپاسگزارم ، سپاسگزارم ، سپاسگزارم که همواره بامنی ، مرا هدایت می کنی و ازمن حمایت میکنی

    سلام

    سلامی دوباره خدمت همفرکانسی های عزیزم

    خیلی خوشحالم و خداوند مهربانم را هزارن مرتبه شکر می کنم که به من این فرصت را داد تا نظر خودم را در ارتباط با این فایل بنویسم

    سال ها پیش پسری بودم مذهبی که نماز صبحش قضا نمیشود که تماما کار های که انجام میدادم از روی ترس بود که نکنه خدا منو بفرسته زندان ، به من گفته بودن اگه کسی نماز نخونه خدا اوونو میفرسته حهنم و از نوک مو به مدت هزار سال جهنمی اویزونمون میکنه به من گفته بودن که خدا یه شخصیتیه که اون بالاست و دفترچه به دست و اماده برای نوشتن گناهان من یه خدای ظام و برای من توصیف کرده بودند و من هر شب با گریه به خواب میرفتم با حساس گناه که ای خدا منو ببخش آن هم در سننین کم!!

    میترسیدم حرف از خدا بزنم و اون بدش بیاد میترسیدم چیزی بکم و منو امتحان کنه چون گفته بودن به من خدا انسان ها را امتحان میکنه اونم خیلی زیاد با این که سنم کم بود همش در سختی بودم، سال ها از اون موقعه گذشت و من بزرگ شدم با یک شخصیت ضعیف و فاغد اعتماد به نفس فاغد ارزش برای خودم قائل شدن و … فکر میکردم هر کاری که میکنم میکنم گناه بود ولی بعد با سایت استاد آشنا شدم

    استاد خدای منو به من نشون داد گفت که خدایی داری که درونهته و نیازی به زمان مکان نداره برای صحبت کردن به بندگانش گفت این خدای درونت خیلی خیلی مهربانه منو دوست داره عاشقمه منو فقط میخواد کافیه به او ایمان بیارم خدای خوبی ها خدای پاکی ها و خدای نعمت های فراوان

    یاذ گرفتم دیگه نترسم برای یک کار اشتباه کردن اون میبخشه یاد گرفته به کسی قدرت ندم و ا او میخواهم همیشه کنارم باشه و خودشو به یاد من بیاره تا من قدرتو به کسی ندم ( کاری که تمام افراد و اقوام من دارن انجام میدن ) خدایا شکرت شکرت شکرت شکرت

    انگار خود خدا هست که داره این متنو مینویسه

    استاد عزیز از تو ممنونم خیلی زیاد خیلی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    مهیار مهسا گفته:
    مدت عضویت: 3047 روز

    بسم الله الرّحمن الرّحیم

    سلام استاد..من تقریبا تمام فیلهاتونو گوش کردم.هر فایلی که گوش میکردم تنم رو میلرزوند بابت عدم معرفت و شناختم نسبت به خدا…اما این فایل دلم رو لرزوند…و اون اخرش که چندبار تکرار کردید:من دلم میخواد این حرفا رو بگم… دلم میخواد بگم…….دیگه یقین پیدا کردم معلم خوبی برای خود انتخاب کردم

    آقای عباسمنش…من سه ماهه که با قانون کیهانی اشناشدم و کمتر از یک ماه با شما.توی این یک ماه هرانچه گفتید گوش کردم اما یه وقتایی دچار شک شدم…با خودم گفتم نکنه عباسمنش مث بقیه ی معلم ها یا استاد ها هرازگاهی به اشتباه(سهوا) بکنه و من نفهمم و پی نبرم و از اون اشتباه هم تقلید کنم و کمی از مسیر اصلیم منحرف شم؟یه وقتایی واقعا این حس رو داشتم!!! واسه همین همیشه از جمله ای که میگفتید’ حرف من رو مثل وحی منزل بپذیرید فقط 6 ماه’ فاکتور میگرفتم .با خودم میگفتم :عباس منش قبولت دارم ولی نه در اون حد….

    ولی امشب با شنیدن تکرار این جمله از شما کاملا حستون رو فهمیدم….من میدونم منظور شما چیه…فهمیدم جز خدا و توحید هیچ کس و هیچ چیزی رو نمیشناسید…صداقتتون به جانم نشست عجیب وقتی که در این فایل گفتید و گفتید و گفتید تا رسیدید به حرف دلتون:من دلم میخواد اینارو بگم…دلم میخواد….

    خدا این دل رو حفظ کنه…خدانگهدار.مهسا ?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    هانا بیگی گفته:
    مدت عضویت: 4328 روز

    دوستان خوبم سلام

    خدا رو شکر می کنم که توی این سن و توی این قسمت از زندگی ام تونستم با بحث توحید عملی آشنا بشم. خیلی حس خوبی هست که خودمون خالق زندگی خودمون هستیم. خدا می دونه از وقتی دارم سعی می کنم این موضوع رو باور کنم زندگی ام متحول شده. شور و اشتیاق شدیدی دارم برای رسیدن به هدفم. این شوق رو خیلی دوست دارم. خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    امین دهقانی گفته:
    مدت عضویت: 2844 روز

    به نام خدای مهربانم وسلام خدمت شما استاد عزیزم یعنی عاشقتم و سلامی گرم خدمت شما خانم شایسته عزیز که شایسته ی بهترینهایی

    اره واقعا قدرت حق و والا خداوند متعاله یادم میاد حدود چند سال قبل باورهای خوبی در مورد خدا داشتم چقد رشد کرده بودم و الان حدود دو سه سالی هست که غافل شدم چه ضربه هایی خوردم و الان که دارم این پیام رو مینویسم براتون همزمان فایل رو هم میبینم خود خدا میدونه چقد زندگیم تغییر کرده و چقد جالبه چند روزی بود حالم خوب نبود با خودم میگفتم من کجای کارم مشکل داره متوجه شدم توحیدم کم شده و شرک رو پذیرفتم و میخواستم که خود خدا کمکم کنه که چه فایلهایی رو ببینم به نشونه های مختلف بهم گفت توحیدی باش و باورتون نمیشه چقد توی این یکی دوروز تغییرات خوبی توی زندگیم داشتم و یکی از نشونه هاشم همین چند روزی هست که خانم شایسته عزیز داره این فایل ها رو انتخاب میکنه و من میبینم بازبیشتر پی میبرم و مطمعن تر میشم خدا خودش داره یه جور دیگه منو میبینه

    اره دوستان واقعا برای من ثابت شده که قدرت واحد فقط از ان خداست فقط به اون توکل کنید با تمام وجود اگه باید برای این کار وقت بذارید لطفا بذارید و خوب خدای خودتون رو بشناسید این قدر الان سپاسگزارم که توی این مسیر هستم با شما

    فایل هم تمام شد

    ممنون از شما خانواده عزیزم و خدای مهربانم که چحوری هوای منو داره یعنی بد جور دارم عاشق میشم .

    شاد و ثروتمند و سعادتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    کرامت ضیایی گفته:
    مدت عضویت: 2977 روز

    سلام به همه همسفرهای عزیزم

    سلام ب استاد گلم

    سلام ب خانم شایست بزرگوار ک شایسته فراوانیهاست

    خدا رو شکر میکنم بخاطر هدایتم ب این سایت و این سفر بینظیر

    فقط هدایت الله بوده وبس

    وقتی ب عقب نگاه میکنم و میبینم ک چه باورهای اشتباهی رو سالیان سال مثل وزنه حمل میکردم والان ب لطف خدا هر چی فایلها رو بیشتر گوش میکنم احساس سبکی وقدرت بیشتری میکنم چون یخ اون باور های محدود کننده واشتباه قطره قطره در حال اب شدنه و هر روز خودم رو که میبینم دارم امید وارتر وپر انرژی تر میشم چون این باور داره روز بروز در من قویتر میشه ک تو خالق زندگیت هستی وبس وهیچکس مسیول زندگی تو نیست.

    این یک خبر عالیه این یک هدیه است این یه نامه ازادیه

    وقتی احساس الانم رو با چند سال پیش مقایسه میکنم میبینم زمین تا اسمون عوض شده واین فقط لطف پروردگار

    استاد عزیزم ازت یه دنیا ممنونم به خاطر این اگاهی ناب

    شاد وپیروز و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    رسول گفته:
    مدت عضویت: 2727 روز

    سلام به همه عزیزان

    اینایی که میگم باورهای اینجانب می باشد

    دنیایی که ما زندگی میکنیم به بهترین شکل ممکن خلق شده و با یکسری قوانین که 98 درصد مردم از آن خبر ندارند و این قوانین الهی را قبول نمیکنند

    قانون میگه تو اون چیزی رو که بخوای میتونی بدست بیاری حتی اگه شرایط زندگی خیلی سخته باشد.

    هوندا، موتور هندا رو موقعی اختراع کرد که کشورش در جنگ بود و امریکایی ها داشتن رو سرشون بمب میریختن.

    برای رسیدن به تمام ارزوها و ثروت های فراوان باید اول ذهنت تغییر کنه

    به قول دکتر آزمندیان: هیچ اتفاقی در زندگی شما نمی افتد مگر یک اتفاق زیبایی در شخصیت شما بیفتد

    برای موفق شدن اول باید خودت رو دوست داشته باشی و دیگران را ببخشی

    اون شرایطی که الان درگیرش هستی رو بپذیری و شکر کنی

    و ذهنت رو از نفرت ها و کینه ها و حسرت ها پاک کنی.

    زلال مثه آب، آبی که تمام صخره ها رو میتراشه و راه خودشو میدا میکنه.

    برای موفقیت باید احساس خوب داشته باشی و برای این که احساس خوب داشته باشی باید کنترل کنی ورودی های ذهنت را ( بمباران ذهن با افکار مثبت)

    باید تمرکز کنی به خواسته ها نه ناخواسته ها

    باید بروی تا بشوی….

    دوستدار شما رسول

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    سعید ذاکری گفته:
    مدت عضویت: 3213 روز

    سلام به استاد و مربی عزیز و بینظیرم و خانم شایسته پر تلاش و دوس داشتنی

    امشب که مطالب روز ۲۶ سفرنامه رو میخوندم یاد خاطره ای افتادم که چند ماه پیش برام پیش اومد

    من مهندس ناظر عمران هستم و معمولا اینجوریه که پروژه ها از طریق دفاتر فنی به ما معرفی میشه

    من نقشه های اجرایی پروژه ای رو که برای اولین بار از طریق یکی از دفاتر نا آشنا به من داده بودند رو امضا کردم

    (اون منطقه ای که من فعالیت دارم فقط پنج دفتر داره)

    و اون مسئول دفتر فنی حق نظارتی رو که از مالک پروژه گرفته بود تمام کمال به من پرداخت نکرد و تحت عناوین مختلف منو دور زد. در صورتی که به مالک گفته بود که پول منو کامل داده و وقتی من متوجه موضوع شدم تماس گرفتم و توضیح خواستم

    در جواب شروع کرد به تهدید کردن که آقای مهندس حواست باشه این من هستم که به تو کار معرفی میکنم

    و من چون مدتها فایل استاد عزیزم رو گوش داده بودم در دلم گفتم خدایا تو مالک منی و همه چیز من دست خودم و فرکانس های خودم است. و با آرامش تماسم رو تموم کردم و خداحافظی کردم.

    در صورتی که اگر این اتفاق سالهای قبل برای من پیش می اومد به شدت نگران میشدم و حتی اعتراض هم نمیکردم.

    و من الان از صمیم قلبم خدای بزرگم رو شاکرم

    که این قدرت رو به من داد و منو بی نیاز ساخت

    استاد عباسمنش عزیزم به وجودتون میبالم و خدای بزرگ رو برا وجودتون هزاران بار شاکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    RITA گفته:
    مدت عضویت: 3274 روز

    سلام استاد عزیز و خانم شایسته دوست داشتنی

    امروز گزارش 6 ماهه دوم رساله ام را ارایه دادم. در موقعیت های مشابه من چنان دچار اضطراب میشدم و چنان استرس داشتم که کلی باید برای ارام شدنم تقلا میکردم از دمنوش تا کلرو دیازپوکساید. یادم می اید شب امتحان جامع چنان اضطرابی داشتم که تا صبح ازمون شفاهی 4 عدد کلرودیازپوکساید خوردم و باز آرام و قرار نداشتم و نتیجه چه شد توانایی هایم در موقع ازمون شفاهی به نصف رسید جواب ساده ترین سوالها را نمیتوانستم بدهم. حالا همان رویا تنها با تکیه به همین اصل و ایمان به یگانه هستی با ارامشی که برای خودم هم تعجب اور بود به راحتی امروز سمینارش را ارایه داد. داوری که حاضر بود البته ایرادهایی گرفت و البته استاد راهنمایم اما برخلاف گذشته که همیشه زومم روی نیمه خالی بود با خوشحالی از اینکه یک مرحله دیگر راپشت سر گذاشتم به شکلی مثبت به این جلسه نگاه کردم.

    استاد و خانم شایسته عزیز و دوستان شاید اینها برای شمل عادی و پیش پا افتاده باشند اما برای من یک قدم بززگ رو به جلوست اینکه در هر وضعیت جسمی و شرایط بیرونی ان اصل را به خاطر بیاوری و حال دل و روحت خوب باشد برای من یه قدم بزرگ رو به جلوست منی که دایم نوسان داشتم و چند روزحالم خوب بود چند روز بد این ثبات حال خوب یک قدم رو به جلوست.

    احساس میکنم ایمانم به خداوندگارم چند صد برابر شده و این ارامش از همانجا می اید.

    استاد عزیز و خانم شایسته فوق العاده با همه وجود قدردان شما دستهای طلایی الله یکتایم هستم. ????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    ملیحه توان گفته:
    مدت عضویت: 3742 روز

    خداوند به اندازه باور هر کسی هست

    منو به یاد اصل بر انگیختگی در روابط می ندازه

    باور داشته باشی خدا کوه رو برات جابجا میکنه برات جابجا میکنه . مثل ابراهیم که از خدا خواست که بهش نشون بده چگونه زنده شدن مردگان رو بهش نشون بده .و خدا بهش نشون داد .

    یکی از دوستای عزیزم در مورد یکی از نزدیکانش که آمپول به موقع بهش نرسید و به رحمت خدا رفت گفت : اینکه دیگه به خدا ربط نداره بی مسئولیتی بندگانشه

    اول تعجب کردم مگر چیزی هست که از حوزه قدرت خداوند خارج باشد .

    ولی یادم اومد که من هم در گذشته این مدلی فکر می کردم .

    و شیطان چه ضریفانه وارد میشود .میگه خدا که خدای خوبیه .پس اون بدی به خدا ربط نداره .

    و ما به راحتی این قسمت رو از حوزه قدرت خداوند خارج میکنیم و به چیز دیگه ای نسبت می دیم نیروی شر .

    واین جاست که به نیروی شر قدرت می دهیم

    و حواسمون نیست که دیگه اینجا از حوزه یکتا پرستی خارج می شویم .

    اون فرد اگر قرار بود که زنده باشه اگر هنوز رسالتی بر گردن داشت و هنوز دلش می خواست که در این دنیا زندگی کند .اون آمپول به دستش میرسید .

    اون مطمئنا رسالت زندگی خودش رو انجام داده بوده و از کجا معلوم راضی به رفتن به اون دنیا و وصل شدن به اصل خودش و انرژی بی نهایتش که خداوند باشه نبود

    ولی چون انسانهای اطرافش وابستگی شدیدی بهش داشتند نمی تونند این رفتن رو تاب بیارند .

    یادمون رفته که اون شخصی که رفته تجلی خداوند در زنِدگی ما بود و ما به جای اینکه به اون خدایی که به شکل این شخص وارد زندگی شون وابسته بشیم .

    به هدیه ای می چسبن که خدا داده و بعد گرفته .

    کی اون هدیه رو داده تا مدتی باهاش حال دلت خوب باشه .

    و بعد دوباره به اصل خودت (خداوند)وابسته باشی .

    و منبع همه عشق ها محبت ها ثروت …..رو همه چیز رو اون بدونی و آروم باشی که همیشه هست و خداوند هیچ وقت نمیمیره . و وقتی آماده شدی و روی خودت کار کردی فردی هماهنگ با خودت رو وارد زنگیت می کنه .

    خداوند همه چیز می شود همه کس را به شرط اعتماد .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: