چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 2
نکته مهم:
آگاهی های این فایل، در ادامه ی فایل چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 1 است. برای درک و استفاده از آگاهی های این فایل، لازم است که قسمت 1 را دیده باشید.
منابع بیشتر درباره محتوای این فایل:
دوره کشف قوانین زندگی از سایت حذف شده است و دوره “هم جهت با جریان خداوند”، جایگزینی بسیار کاملتر و بارها عالیتر از مفاهیمی است که در دوره کشف قوانین زندگی آموزش داده شده بود.
این سؤال افراد زیادی است که:
- چرا با وجود تلاش فراوان، تغییرات دلخواه در شرایطم رخ نمیدهد؟!
چرا نشانههای خواستهام را میبینم اما خودش را تجربه نمیکنم؟! - چرا تا پای قرارداد میروم اما امضا نمیشود؟!
- چرا در لحظهٔ آخر، همهچیز خراب میشود و دوباره به مرحلهٔ قبلی برمیگردم؟!
- چرا مشتری میآید اما خرید انجام نمیشود؟!
- چرا یک سری خواسته ها خیلی راحت برایم خلق می شوند اما به یک سری از خواسته هایم خیلی دیر یا خیلی سخت می رسم یا اصلا نمی رسم؟!
و…
دوره “هم جهت با جریان خداوند” در پاسخ به حل این مسائل تولید شده است. این دوره کمک میکند تا دانشجویان بتوانند نتایج نصفونیمه رها شدهی خود را به ثمر برسانند، آن هم از مسیر بسیار هموار یعنی بهوسیله همجهتشدن با جریان خداوند.
اگر آموزههای این دوره را به همان دقتی اجرا کنید که در این دوره آموزش داده شده است، به شما قول میدهم هیچ خواستهای نیست که بخواهید اما به آن نرسید. در دوره “هم جهت با جریان خداوند”، آگاهیهایی ارائه میشود که کلید همفرکانس شدن با خواسته و حفظ و ادامهٔ این فرکانس تا مرحلهٔ خلق خواسته و حضور آن در تجربهٔ زندگی است. یعنی همفرکانس ماندن با خواسته تا زمانیکه این فرکانس آنقدر قدرت بگیرد که بهصورت فیزیکی در زندگی شما ظاهر شود:
به شکل یک رابطهٔ عاشقانه، به شکل پول واقعی در حساب بانکی، به شکل مشتری در کسبوکار، به شکل سلامتی، به شکل زندگی در خانهٔ دلخواه و شرایط دلخواه، به شکل تجربهٔ عشق و مودت، به شکل تجربهٔ آرامش و…
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 2510MB68 دقیقه
- فایل صوتی چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 230MB68 دقیقه






سلام مونا جان
سپاسگزارم از وقتی که گذاشتی و اومدی از تجربیاتت و آگاهی هات گفتی.
من توی یکی از فایل ها کامنت تون رو خونده بودم و بسیار حرف های ارزشمندی دیدم بخاطر همین برای خودم فعال کردم که هر وقت شما کامنتی میزارین برای من ایمیل بیاد.
این پاشنه آشیل ارزشمند شمردن چقدر من خودم در وجودم دارم و دقیقا این مسیری که تعریف کردی رو من هم طی کردم این چند روز بعد از اینکه فایل اول استاد رو گوش دادم فهمیدم که من مدت هاست که دارم درمورد مهارتم آموزش میبینم ولی ذره ای براش ارزش قائل نیستم و فکر میکنم که کارم خوب نیست و به خاطر این طرز فکر هیچ نتیجه ای هم نمی گرفتم
من فهمیدم که دارم بسیار ناسپاسی بزرگی مرتکب میشم از اینکه توانایی که خداوند برای من داده و در مسیرش قدم بر میدارم ولی برای من ارزشی نداره این در واقع خود ناسپاسی هست
یادم میاد یک زمانی آرزوم بود که بتونم یک مقاله رو اصلا به زبان انگلیسی بخونم یا اصلا بتونم اون مقاله رو من به زبان انگلیسی بخونم و تمرکز کنم از بس که تمرکز نداشتم و چقدر زود به هرچیز حواسم پرت میشد
و یک زمانی آرزوم بود که بتونم یک ویدیو رو به زبان انگلیسی ببینم و بفهممش در حالیکه من الان هر روز دارم به زبان انگلیسی مقاله میخونم و میتونم درک کنم مطلب رو هر روز میتونم به زبان انگلیسی ویدیو ببینم و بفهممش حتی ساعت ها پشت لبتاب میتونم بشینم و با تمرکز مقاله ها رو بخونم و آموزش ببینم
حتی یک زمانی آرزوم بود که بتونم یک ساعت وقت پیدا کنم تا بتونم درمورد مهارت مورد علاقه ام آموزش ببینم ولی الان در کل روز من وقت دارم برای آموزش دیدن
و من انسان ناسپاس چقدر زود فراموش کردم اون روز ها رو و الان که به این نعمت ها رسیدم دارم اونا رو نادیده میگیرم و میگم که باید میبوده و میشده دیگه این که چیزی نیست
وقتی که این ناسپاسی رو در وجودم پیدا کردم و به ذهنم گفتم این آموزش هایی که من در طول روز میبینم ارزش داره و ارزشمند هست در نتیجه هدایت شدم به یک ایده که بهم گفته شد بیا درمورد آموزش هایی که دیدی در بخش مهارتت دیدگاهت رو به زبان انگلیسی تو صفحه لینکدینت پست بزار و این دقیقا نشان میده که تو ارزش قائل هستی برای مهارتت و عزت نفس داری که بیای درمورد دیدگاهت صحبت کنی بعدش من پست گذاشتم و اتفاقی که افتاد یکی از دوستانم در لینکدینم پیام گذاشت که ما توی پروژه ای که میخایم شروع کنیم به دیزاینر نیاز داریم و میخایم که تو توی پروژه مون کار کنی در حالیکه قبلش من مدت ها بود که اصلا پروژه ای نداشتم و دقیقا این اتفاق زمانی افتاد که من برای کارم ارزش قائل شدم و برای آموزش دیدن ها و وقت گذاشتن هام ارزش قائل شدم
و دقیقا من اون اول کارم که اصلا تازه کار بودم به شدت روی باور هام کار میکردم و بسیار برای کارم ارزش قائل بودم پروژها همینطور به سمتم سرازیر میشدند ولی بعد از مدتی که فراموش کردم این کار کردن روی خودم رو دقیقا همون نجواها به سمتم اومدن که تو کارت ارزش نداره یا اینکه چیزی نیست همه گی بلدن بعد از مدتی هم پروژه ها کمتر و پول ساختن من هم کمتر شد و حالا سپاسگزارم که من فهمیدم این ارتباط مستقیم بین کار کردن روی باور هام با اتفاقاتی که برام میافته و این هم یک نعمت بزرگی هست و گرنه قبلا میبود که اصلا از قوانین آگاه نبودم همینطور فقط سردرگم و مات و مبهوط میموندم و غصه میخوردم
خدایا شکرت از این آگاهی های ارزشمندت
سپاسگزارم ربم که هدایتم کردی به این کامنت زیبا