چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 2 - صفحه 10 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 2510MB68 دقیقه
- فایل صوتی چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 230MB68 دقیقه






به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی و زیبایی و عزتمندانه و به صورت کاملا طبیعی و بدیهی
سلام به استاد و مریم عزیزم و دوستان عزیز
استاد جان ومریم عزیزم عاشقانه از شما دو عزیز دل تشکر میکنم که انقدر عالی روی بهبود دائمی همه محصولات فایلهای دانلودی و در همه بخشهای سایت با عشق کار میکنید و این آگاهی های زیبا در راستای رشد ما و جهان هستی رو منتشر میکنید سخاوتمندانه در اختیار ما قرار میدید تا مسیر رسیدن ما به خواسته هامون رو راحتر ،زیباتر ،لذت بخش تر و عزتمندانه تر کنید
در این فایل ترمزها و باورهای محدود کننده که مانع تجربه رابطه عاطفی عاشقانه و به دور از وابستگی شده رو عالی گفتید و باور قدرتمند کننده و درست رو هم در مقابلش گفتید و فوقالعاده آگاهی دهنده بود و همه این موارد تو ذهن من بود و البته از زمانی که تو این سایت اومدم خیلی زیاد هدایت شدم به این باورهای نادرست و در موردش با خودم و خواهرم که هم مسیر هستیم صحبت میکردیم و سعی کردیم الگوهای درست رو پیدا کردیم و بهش توجه و تحسین و تائید کردیم که مهم ترین و ارزشمندترین و بهترین الگو درست در همه زمینهها شما استاد جان و عزیز دلتون هستید و تو زمینه روابط عاطفی واقعاهنوز الگویی فراتر از رابطه عاطفی شما ندیدم ولی همین که ابن رابطه رو دیدم و به درک درست از رابطه با باورهای درست رسیدم در ابتدا اصلا خواسته رابطه عاطفی درست در من ایجاد شد و الگو دادم به ذهنم که میشود و هست و امکان پذیر ه که چنین رابطه عاطفی رو تجربه کرد و به الگوهای بیشتر هم با این تغییر باور و ایجاد خواسته هدایت شدم که ببینم
باور کردن فراوانی جهان در همه زمینه ها باعث شده من هرروز در مسیرم رابطه عاشقانه زیبا و ثروت و فراوانی جاری و کسب وکارهای موفق رو ببیننم و تحسین و تائید میکنم
دیدن این الگوهای موفق باعث شده کانون توجه من به خواسته هام باشه و این باورهای درست احساس منو خوب و آرامش منو بیشتر کرده و تمرکزم رو بزارم روی خواسته هام و از مسیر رشد و بهبود دائمی شخصیتم لذت ببرم و نتیجه گرا نباشم ایمااااان دارم بودن در این مسیر الهی کارکردن روی خودم و ادامه دادن این مسیر با احساس خوب و تغببر افکار و فرکانسهام منو هدااااایت میکنه لاجرم خودبه خود به تجربه خواسته هام
در زمینه روابط عاطفی ، آزادی مالی ،سلامتی ،آرامش وآزادی من خیلی بهتر شدم در مدار بالاتری هستم و این مدار با رشد شخصیت و باورهای توحیدی و درست من داره تکاملی آروم آروم بهتر وبهتر میشه و من این روند رو ادامه میدم با درک قانون الهی و عملگرایی من در مسیر درست رها و تسلیم هستم
درک قانون و قدرت باورها باعث شده من تلاش ذهنی و باورها رو بسیار جدی تر و مهم تر از تلاش فیزیکی سخت و رنج آور در همه زمینه ها بدونم و سعی میکنم با این دوره های عالی که خداوند در بهترین زمان برام خریده بهتر وبیشتر قانون رو درک و عمل کنم و کنترل ورودیهای که در این آزادی وآرامش بیشتر که دارم فوقالعاده عالی و زیباتر و راحتتر شده
پاشنه آشیل من هم باور فراونی و لیاقت هست و من سعی میکنم تو هر خواسته ای که دارم این دو باور رو بیشتر روش کار کنم و با دیدن الگوهای درست برای ذهن من منطقی میشه که هست ،فراوانه، میشود لایق بی قید و شرط راحته ،آسونه چون خدا کارها رو برام انجام میده و من فقط در مسیر درست الهامات و هدایتهای الهی رو دریافت و عمل میکنم
استاد جان من سعی میکنم درک کنم کارکردن روی باورهام مهمترین کار دنیاست برای من و این رو خیلی مهم تر و فراتر از کار فیزیکی بدونم که با باورهای نادرست بی نتیجه هست
درک کردم کار جهان هدایت من به سمت باور هایم هست و ثابت کردن باورهایم چه محدود کننده و چه قدرتمند کننده به من هست و باورهای درست مسیر رسیدن من به خواسته هام رو راحتر، لذت بخش تر و عزتمندانه تر میکنه هدایت میکنه به ایده های عالی به زمان و مکان درست و با یه اقدام ساده وراحت به خواسته ام لاجرم هدایت میشم و باورهای نادرست مسیر سخت تلاش فیزیکی سخت و رنج آور و ایده ای نادرست زمان و مکان نادرست هم لاجرم جهان خداوند هدایت میکنه
انشالله در این مسیر با توکل و ادامه دادن و بهبود دائمی لاجرم هدایت میشم به تجربه خواسته هام عاااااشقتونم خدایا عاشقتم که عاشقمی
به نام کامل ترین خالص ترین پرانرژی ترین عشق دنیا خدای خوبم
سلام استاد عزیز وخانوم شایسته مهربون
سلام به بچه های باعشق سایت
علیرضام پسره فول انرژی ،به به چه پسری
خداروشکر که هدایت شدم به این فایل
اصن من خالق زندگیم هستم صد در صد خداروشکر
من تومغازم یه موزیک پلیر دارم ،دیدم نمیشه فایل گوش بدم موقع کار هدایت شدم به اینکه بلوتوثیش کنم که راحت با گوشیم وصل شم بهش تا راحت فایلا روگوش بدم خداروشکر که راحت دارم گوش میدم چون واقعا قانونه خدا همینه همه چیز باید راحت باشه برای من خداروشکر
تضاد رابطه خیلی باحال شد اصن وقتی که این فایلو گوش دادم خیلی حال کردم مثه همیشه با عشق گوش دادم و تا الان چن دفه گوش دادم
واقعا من خیلی ترمز دارم نسبت به رابطه و فهمیدم که اصن من دلی نخاستم بخاطره ترمزا و هیچ لذت تو رابطه ندارم بخاطره باورهای قبلی البته که چهار سال با هیچ دختری صحبت نکردم .و اصن بدم میومد از این خاله زنک بازیا .از وقتی وارد سایت شدم تمرکزه صدر صد مو گذاشتم که خودمو تغییر بدم و دارم تلاش میکنم که بتونم تمامه انرژیمو بذارم و واقعا دارم لذت میبرم و اعتماد به نفسم و احساسه لیاقتم و ارزشمندیم هر روز بالاتر میره
من دیگه فهمیدمکه زندگی تجربست و واقعا باید لذت ببری ازش این عمر داره میگذره چی خوب که با خوشی و شادی باشه حالا که من اومدم تو فازه رابطه اصن فقط نشونه میبینم توخیابون میبنم زنو شوهرهایی که دست به دست میرن اها اینو بگم دوتا ازدوستام که متاهل هستن تا الان نشده بود که با خانوماشون بیان مغازم اصن خداروشکر تا حالا دو دفعه اومدن و من سریع خداروشکر کردم و تحسین کردم وگفتم این خیلی باحاله خداروشکر
اصن خدایی زندگی باحاله واقعا وقتی کده درست بزنی اتفاق میوفته با باوره درست واحساسه خوب
منم خیلی باوره مخرب دارم نسبت رابطه و به لطفه خدا دارم کار میکنم روی خودم من ویژگیهای مثبت زیاد دارم یکیشون که خیلی خودم حال میکنم باهاش قدرت تمرکزمه و وقتی تمرکز بذارم صد در صد با لذت بردن از مسیر بهش میرسم الانم تمامه تمرکزمو گذاشتم که یه رابطه اگاهانه عاشاقانه عباس منشی (خداپرست توحیدی )خلق کنم و به لطفه خدا خلق میشه .
جهان به احساسه من پاسخ میده خداروشکر من صبح که بیدار میشم اول یه دوش میگیرم تمامه انرژی مثبته جهانو دریافت کنم بعد شکرگزاری مینویسم بعد خاسته هامو مینویسم بعد فایل میذارم پخش شه بعد صبحونه بعد پیاده روی به سمته مغازه همیشه فایل در حاله پخشه .یه اخلاقه جدید که از وقتی تغییر کردم یادگرفتم تمرکز روی نکات مثبت و تحسین کردن و باوره فراوانیه خداروشکر هر روز تمرین کنم و مطمعنم که بقوله استاد اینکه ما داریم روی خودمون کار میکنیم و جهان سهمه خودشو به نحوه احسنت انجام میده منم باور کردم و دارم با لذت فراوان انجام میدم
امروز خداروشکر بازم یه پیشرفت عالی داشتم و تونستم 52میلیون برای دکورم بریزم تا این لحظه که فعلا تصفیه کردم چون بقوله استاد باید نقد بگیرم من میسازم اول پولو بعد میخرم بقیه کاره دکورمم بعدا انجام میدم خداروشکر
راستی اینم بگم که من مغازم تو شهرمون که کوچیکه تو یه پاساژیه که 35 تا مغازه داره فقط 6 تا مغازش بازه بقیه خالیه و پاساژمون اصن رفت وامد زیاد نیست و اصن سرووضع درست حسابی نداره ولی من طبق گفته استاد از همینجایی که هستم شروع کردم و دارم لذت میبرم و شروع کردم به تعمیر مغازم و واقعا مغازه من خیلی انرژی بالایی داره و عالیه و واقعا لذت میبرم از صبح تا شب و وقتیکه پرده سفارش دادم دو طرفه سفارش دادم با طرحه شونه و قیچی که کلا مغازمو گرفته یعنی از بیرون دید نداره حتما مشتری باید درو واکنه تا من ببینم کی میاد .اینو برای این زدم که خودمو به خدا ثابت کنم که دیگه نمیخام مشرک باشم فقط میخام چشم به خدا باشه و فقط از خدا بخام واینم بگم که واقعا خدابزرگه واقعا از وقتیکه قدرتو دادم به خدا و سعی میکنم مشرک نباشم و چشم امیدم به خدا باشه خدا برام ترکونده من هر ساعت مشتری دارم و لذت میبرم ومشتریا هم راحت پول میدن اصن جهان داره طبقه فرکانسه من میسازه برام
واقعا همین باوره دارم میسازم که همینجوری که خدا هر لحظه برام مشتری میفرسته از هر جاییه که خودش میدونه صد در صدمنو وارد رابطه عاشاقانه میکنه .به به اون تبکه که استاد گفت رابطه به زندگیه ادم اضافه میکنه و خیلی لذت بخشه اصن به دلم نشسته و اینو همش میگم که رابطه عاشاقانه یعنی هر ثانیه با خدا بودن با خدا حرف زدن با خدا راه رفتن با خدا غذا خوردن با خدا مسافرت رفتن با خدا تفریح کردن با خدا خرید کردن با خدا قهوه خوردن همش با خدا بودن خیلی باحاله واقعا لذت بخشه
خدایا شکرت اصن این تضاد رابطه اومد که منه علیرضا بیشتر خدارو درک کنم بیشتر با خدا حرف بزنم بیشتر با خدا عشق بازی کنم واقعا حسش کنم با تمامه وجودم خدایا شکرت من خودتو میخام
واقعا خود شناسی خوده خداشناسیه
خداروشکر که دارم لذت میبرم از این مسیر خدایی
صد در صد که جهان داره شجاعته منو میبینه که چقد از فرعیات جداشدم و چسبیدم به اصل که خدا باشه
الانم هر روز تجسم میکنم که تو رابطه هستم جدیدا تجسم میزنم که دستای عشقمو تو بازار موقع پیاده روی میگیرم یا میام از خونه خارج یا وارد شم اول ممیذارم عشقم بره و واقعا همه خانواده و فامیل دیگه باور کردن که من وارد رابطه شدم انقد خودم باور دارم حتی مثلا زنگ میزنم به خاله هام با دخترخاله هام اولین جیزی که میپرسن اینه خانومت خوبه سلام برسون .
واقعا حال میده تجسم و لذت بردن در لحظه از زندگی
من فقط اینو فهمیدم که بابد لذت ببری لذت لذت لذت لذت لذت لذت لذت از زندگی
فقط شادی شادی شادی شادی تو زندگی
فقط ارامش ارامش ارامش ارامش ارامش تو زندگی
فقط خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدایی بودن ودر مسیر راستای اراداه خداونه زندگی کردن یعنی هر خاسته ای داریم باید اراده خداوند هدف باشه وتمام
من برم که عشقم برام میوه پوست کنده
استاد خانوم شایسته مرسی که هستین
بچه ها دمتون گرم
لذت ببرین شادی کنین الکی بخندین
فعلا
سلام
علیرضای عزیز با خوندم کامنتت خیلی حالم خوب شد و حس خوبی بهم دست داد
از یه طرف چون فرکانس خوبی رو که داری می فرستی گرفتم و از یه طرف هم به خاطر اینکه می بینم یه اقایی که شغلش ازاده و مغازه داره چقدر عالی و خوب داره روی خودش کار می کنه شاید این حرفم برات عجیب باشه
بزار بیشتر توضیح بدم
من چون توی یه خانواده ای بزرگ شدم که همه خواهر برادارم کارمندای دولتی هستن و شغل ازاد نداریم توی خانواده به غیر از خودم که این طلسم رو شکستم :) و وارد فضای کاری و شغل ازاد شدم
این ذهنیت از بچگی برام ایجاد شده بود و همیشه فکر می کردم کسانی که شغل ازاد دارن و مثلا مغازه دارن ادم هایی هستن که از صبح تا شب بیکارن و وارد روابط با ادم های مختلف می شن (باور اشتباه و یه جور ترمز ) و با عرض معذرت زیاد، اصلا از نظر اخلاقی هم مشکل دارن و چون این باور رو داشتم جهان هم منو هدایت می کرد به دیدن این مدل ادم ها
از وقتی که دارم روی قوانین تمرکزی تر کار می کنم دارم برای خودم باور پذیر می کنم که شغل ادم ها ربطی نداره به نوع نگرششون توی هر شغلی ادم های فوق العاده ای با باورهای درست هست و ادم های سطح پایین هم از نظر فکری هست
وقتی کامنت ارزشمند شما رو خوندم خیلی بهم چسبید که یه اقایی مثل شما متعهدانه داره روی خودش کار می کنه و اصولی رو برای خودش تعریف کرده
ممنونم از حس قشنگی که به اشتراک گذاشتین
با خوندن این مدل کامنتها انگار یه جورایی باور کمبود پسر خوب توی ذهنم شکسته می شه و اینکه هستن اقایونی که دارن خوب روی خودشون کار می کنن و اینجور دارن ظرفشونو برای ورود یه رابطه رویایی به زندگیشون اماده می کنن
خداروشکر که امروز چقدر هدایتی به سمت کامنتهای ارزشمند این فایل اومدم
سپاس گزارم
سلام به خدای خوبم
سلام به استاده عزیز و خانوم شایسته مهربون
سلام به شما زهرا جان
انشاله که در سلامتی کامل باشید و لذت فراوان
مرسی از توجهتون مرسی از انرژیتون
صد درصد وقتی با خدا معمامله میکنی و تمرکز میذاری روی خودت صد درصد جهان هم طبق شجاعت شما بهتون برمیگردونه فرکانسهای عالی رو
احسن به شما که انقد بذای خودتون ارزش قاعلین و درحاله کنکاشه خودتون هستین
انشاله که همیشه شادو پیروز ثروتمند باشید
سلام به هم خانواده عزیز
واقعا کامنت تون مث اسم پروفایلتون پر انرژی بود و واقعا حس خوبی داشت و تحسین میکنم اینمه تغییرات ک فقد با توجه به خودتون و بالا نگه داشتن انرژی تون به مدار بالاتر رسیدید
از روند ی ک در پیش گرفتید ایده گرفتم
و منتظر نوشتن از نتایج عالیتون هستم
سلام خدا
خداروشکر
سلام به رفیقه همفرکانسیه عزیزم
ماشاله به این زیبای شما که واقعا زیباییی که از خوده خدا نشات گرفته ماشاله
مرسی از انرژیتون مرسی از توجهتون
من سه هفتست نیومدم کامنت بخونم خداروشکر از ساعت شیش صبح تا دوازده شب دارم لذت میبرم و روی خودم کار میکنم
اعتماد به نفسم خیلی بالا رفته عشقم زیاد شده نسبت به جهان و ذهنم اروم و سعی میکنم در لحظه و بدون قظاوت باشم
خیلی با خودم حال میکنم من تا حالا اینستا فعالیت نکردم ولی از وقتی تظاده رابطه اومده الان سه ماهه که دارم تو اینستا هم کلیپ فان هم انگیزشی درست میکنم هم صبحا ساعت شیش موقع پیاده روی صحبت میکنم از شکرگزاری و میذارم توپیجم خیلی حال میده عشق بازی با جهان
مرسی که هستین انساله بترکونین
سلام به آقا علیرضا فول انرژی
رفیق عزیز هم فرکانسی توحیدی
حس قشنگیه با سلام خدا شروع میکنید
این حس خوبی ک با خودتون دارید ،این صلح با خود ،
از پایه های ارزشمندی نشات میگیره
و این جهان جادویی بسرعت جواب فرکانس ما رو میده .
تحسین میکنم این ذهن مثبت اندیش ت
ک تو رو در مداری بالاتر میرسونه و طبق قانون بدون تغییر خالق یکتامون یه عالمه معجزه منتظرن وارد زندگیت بشن و بترکونی بیشتر
فول انرژی بودنتون از کامنت میشه حس کرد و لذت برد .
وتحسین میکنم نگاه زیبابین ت ، وسپاسگزارم از تعریفت ،
کلا دیدن تیک آبی حس قشنگیه و من لذت بردم ،
امیدوارم با نشانه های واضح به دوره ارزشمندی هدایت بشی و اونجا همکلاسی باشید و ازتون یاد بگیریم
مرسی ک هستید انشالله بترکونید بیشترترررر
سلام خدای خوبم
سلام به استاد عزیز وخانومشایسته مهربون
سلام به شما فاطی جان
انشاله که هرروز سالوشادو سرحال باشید و لذت ببربد از زندگی
امروز خداروشکر من بیستو یکمین روزه شکرگزاریمو تو اینستام به لطفه خدا گفتم وانرژیوفرستادم به جهان و جهان هم که میترکونه
من دیگه این کدوفهمیدم که فقط باید مثه خدا باشم عشق بدم بلاعوض و لذت ببرم صد در صد خدا خودش بهترینه بهترینا رو هم رقم میزنه
بنظره من باید در روز فقط باید برقصیو شاد باشی
سلام خدا
سلام آقا علیرضا مهربون ک تیک آبی هدیه دادی و دستان خدا شدی
خاسم بهت تبریک بگم ک تو محیط مجازی یک الگوی توحیدی شدی و پست های شکرگزاری میزاری
و اینم بگم ایده شده ک منم اینجا تو کامنت ها با
سلام خدا شروع کنم
ک اینم هدایت خالقم بود
چقد بموقع کد رو یادآوری کردید
امیدوارم به دوره ارزشمندی هدایت بشی ک مث بمب میترکونید
دوست خدایی من
سلام دوستان
امیدوارم حال دلتون خوب و خوش و خرم باشه
امروز من با یک تیم کوه نوردی جای همه دوستان خالی در دل طبیعت بودم
شعار این تیم این هست در دل طبیعت ساعاتی رو بدون دغدغه به چیزهای بی ارزش سپری کن
واقعا گروه قشنگی هست با هزار عقیده و تضادهای فکری و رفتاری و گفتاری
امروز من در یه جمع مشارکت عمومی سوال آقای عباس منش رو مطرح کردم همین که چرا با تمام تلاش هایم به خواسته هایم نرسیدم؟؟؟؟
میدونی چرا؟ چون ما گاهی نا خودآگاه در ضمیر روزمرگی خود برا خودمون ترمز میسازیم
ترمزهای تکثیری به صورت تهاجمی
اینکه بهمون گفتن برای حقت بجنگ برای اینکه بهمون گفتن حق گرفتنی هست نه دادنی برای اینکه بهمون نگفتن ارزش هر چیزی رو بسنج ببین اون چیز ارزشش چیه!
گاهی برای مسائل بی ارزشی ما برای حتی چیزی که حقمون هست میجنگیم که ارزش گرفتن نداره؟ ، برای افرادی محبت های الکی میکنیم که لیاقت محبت نداشتن یا سر همونا با کلی آدم اطرافیانت میجنگی بات دشمن میشن به خود میایی میگی این دشمنان ارزش جنگیدن دارن یا نه؟ ، یا تهش برای مسائلی اعصاب خودمون خرد میکنیم که میگیم این چیز ارزش اعصاب خردی رو داشت یا نه؟ یا کاری رو میکنیم از روی عصبانیت از روی شتابزدگی میگیم ارزش انجام دادن اون کار رو داشت یا نه یا فکری به ذهنمون میاد بعدش میگیم ارزش فکر کردن به اون رو داشت یا نه؟
که من کمابیش تو کامنت دوستان همین چیزها رو خوندم که خیلی هاشون حتی خودم مفهوم ارزش و وقت و طلا رو نمیدونستیم
اگر وقت خودمون رو طلا بدونیم دیگه برای هر چیزی بی ارزشی وقتمون رو تلف نمیکنیم دنبال مسائل حاشیه ای که وقتمون بسوزه نمیریم
خیلی از اوقات ما هر چیز با ارزشی رو بی ارزش و هر چیز بی ارزشی رو با ارزش کردیم این یعنی ترمز به خواسته هات نرسیدن
مفهوم ارزش رو این جمله هام میتونی بفهمی چیه
ارزش یعنی:
ارزش یک خواهر را، از کسی بپرس که آن را ندارد.
ارزش ده سال را، از زوج هائی بپرس که تازه از هم جدا شده اند.
ارزش چهار سال را، از یک فارغ التحصیل دانشگاه بپرس.
ارزش یک سال را، از دانش آموزی بپرس که در امتحان نهائی مردود شده!
ارزش یک ماه را، از مادری بپرس که کودک نارس به دنیا آورده!
ارزش یک هفته را، از ویراستار یک مجله هفتگی بپرس.
ارزش یک دقیقه را، از کسی بپرس که به قطار، اتوبوس یا هواپیما نرسیده است.
ارزش یک ثانیه را، از کسی بپرس که از حادثه ای جان سالم به در برده است.
ارزش یک میلی ثانیه را، از کسی بپرس که در مسابقات المپیک، مدال نقره برده است.
زمان برای هیچکس صبر نمیکند.
قدر هر لحظه خود را بدانید قدر آن را بیشتر خواهید دانست
ارزش یعنی دانستن اینکه وقت طلاس
وقتی که ایکاش کنار طلای سرخ و سیاه و زرد یه لقب بهش میگفتن
چیزی که اگر هر روز ازش استفاده نکنی پایان هر شب میسوزه دیگه تکرار شدن برات نیست
وقتی ما برای خودمون ارزش قائل نمیشیم ارزش های زندگی و هدفمون رو نمیتونیم بشناسیم و دائم در حال تزلزل شخصیتی میشیم دائم اهدافمون رو در نطفه خفه میکنیم و بهش به چشم حسرت و آه نگاه میکنیم
هیچ وقت فکر نکردیم وقتی به یه عظمت چیزی یا کسی پی میبریم و بهش حس تحسین پیدا میکنم اون ویژگی در ما هست که تونستیم پیداش و حسش کنیم و توجه مون جلب بهش بشه
ولی در مقابلش هم وقتی یکی رو قضاوت و تحقیر میکنیم یعنی اینکه ما تو وجودمون اون چیز رو کم داریم اون قسمت از وجودمون نیست و دنبال تخریب بقیه هستیم
پس باید ترمزهای ذهنیمون رو برداریم
گاهی برای آینده نگرانیم
برای اهدافمون نگرانیم
نگرانی های هیچ و پوچ
نگرانی هایی که اصلا هیچ وقت به واقعیت و حقیقت نپیوستن و ما رو از هدف دور کرده
این نگرانی ها باید با خودمون حل کنیم همین نگرانی و اضطراب برای آینده سبب ترمزهای ما شده
آینده یعنی چی:
یعنی حالی که الان داریم برای اون هدف تلاش میکنیم
پس نباید برای هدف هامون ترمز بسازیم چرا که هر چقدر ترمز بسازیم هر چقدر برابر اون ترمز ها تلاش کنیم قطعا بی فایده میشه
ولی خب ما خودمون رو هیچ وقت نشناختیم اگر قراره پیشرفت کنیم باید به قولی اول خودمون رو پذیرا باشیم اول به خودمون عشق بورزیم اول خودمون رو پیدا کنیم
من یه برهه تو کار خودم برای خودم ترمز ساخته بودم تازه فهمیدم که ترمزهای الکی بودن ترمزهایی هیچ و پوچی
ترمزها میدونی نقششون چیه؟ اینکه که هدفت که گلوله برفی یخ زده هست رو تو دستت آب کنه و دیگه برات یه گلوله نباشه بخار کنه و دلت سرد کنه برای تلاش و رسیدن بهش
من جملات انگیزشی نگفتم عین واقعیت گفتم چون خودم بهش رسیدم من یک مهندس عمرانم که فارغ تحصیل ارشد از دانشگاه خوب… دارم میشم تا الان هدفم کارشناس رسمی دادگستری و نظام مهندسی… بود ولی نگرانی و ترمزهایم این بود نمیشه نمیتونم با اینکه کلی شرایطش رو داشتم ولی الان 5 ساله خودمو از این نعمت محروم کرده بودم و اونو از خودم محروم تر
تازه فهمیدم چه کسی بهتر از من میتونه تو این رشته که 10 الی 12 سال تجربه داره نتونه صاحب مهر و پروانه باشه
چه کسی جز من لایق بهترین هاست
من رفیق خودم وقتی دیدم با لیسانس داره سالی 300 الی 500 تومن با هفته ای 3 ساعت نظارت و مجری در میاره چرا من هدفم رو از باور های غلطم غیرممکن کردم
منی که لایق اینم دفتر نظام مهندسی داشته باشم منی که لایق اینم تجربه 10 12 ساله ام رو تو کارم منسجم تر کنم
برای همین تابو های منفی گرایی و ترمزهای غلط رو شکست امسال رو برای خودم سال سرنوشت موقعیت جایگاه شغلی نامیدم و گفتم باید بتونی
نشدنی در کار نیست
باید بشی اونی که لایق توست
به قولی خیلی ها 4 سال بلکه 6 سال درس میخونند از روی همین ترمزها و باورهای غلط رفتن سراغ کار غیر مرتبط منم یه برهه داشتم همون بی راهه میرفتم یکی بهم تلنگر زد که تو درس نخوندی اونم دانشگاه خوب اونم با 10 12 سال سابقه کاری بالا بری غیر مرتبط بشین منطقی به اشکالات فکر کن و راه منطقی براش پیدا کن
تصمیم گرفتم اشتباهم رو جبران کنم ترمزهام رو یکی یکی حذف کنم تا برسم به هدفم
حکایت اینکه اهو چرا طعمه شیر میشه همه ما شاید شنیدیم، اهو با ترس تو قلمرو شیر میچرخه ترس هاش سبب طعمه شدن میشه با اینکه سرعت فرار بالایی داره ولی چون هی پشت سرش میبینه شیر شکارش میکنه
پس نذار ترس هات ببرت به گذشته ای که یک عمر تو رو به بیراهه برد
بدون از کجا آمدی به کجا ولی گذشته برا خودت باز نکن
شکر کن که تغییرات داری میکنی
شکر کن که جز نفرات خاص هستی و زود فهمیدی باید نگرشت عوض کنی
شکر کن که اگر الان جای اینجا جایی بودی با هزار فرکانس منفی… چی سرت میامد
یه شعر میگن
بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست
در خود بطلب هر آنچه که خواهی تویی
چوپرا چی میگه:
جهان فقط چیزهایی را به ما می دهد، که از ته دل باور داریم،می توانیم داشته باشیم
پس اول خودتو باور کن دوم برای باورهایت چیزهای بی ارزش رو همون بی ارزش نگه دار با ارزش ها رو بارزش تر بدون
إِنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَأَوْلَادُکُمْ فِتْنَهٌ وَاللَّهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ .
اموال شما و فرزندانتان صرفا [وسیله] آزمایشى [براى شما]یند و خداست که نزد او پاداشى بزرگ است
التغابن ایه15
این آیه چقدر قشنگ برامون میگه خدا برای بنده هاش چه اهداف بزرگی ساخته که براش این همه پیامبر… آورد این همه تاریخ رو به نثر کشید تا بهمون بگه تو اشرف مخلوقاتی
خیلی از اوقات خدا ما رو آزمایش الهی میکنه ببینه چقدر ما ظرفیت داریم چقدر برای هدف بزرگتر آماده دریافتیم و بهای بدست آوردن اون هدفمون تلاش میکنیم
حرفمو با این جمله تموم کنم
مثل کبریت کشیدن در باد
زندگی دشوار است (این دشواری بسته به نگرش ماست که چقدر ازش به راحتی و آسونی بگذریم)
من خلاف جهت آب شنا کردن را،مثل یک معجزه باور دارم
آخرین دانه کبریتم را میکشم در این باد
هرچه باداباد!
از سهراب سپهری عزیز
یکم روی حرفام دوستان تمرکز کنید شاید خیلی از جاهای حرفم برای شما هم اتفاق افتاده
شب دوستان بخیر
سلام بر همه دوستان خوب
سلام بر آقای عباس منش عزیز و همسر گرامی ایشون مریم خانم
اگر بخوام به دوران بچگی خودم برگردم یه دورانی که خیلی سختی هایی رو کشیدم و چطوری تو اون سختی ها تونستم به اینجا به لطف خدا برسم این بود که خیلی جاها اگر اگر کم گذاشتم زود جبران کردم این جمله ام رو آخر مجددا تفسیر مفصل میکنم
من بجه ای بودم که خانواده هم از هم جدا شدن پدر و مادرم در سن کم جدا شدن سنی که خیلی اوقات بهش فکر میکنم واقعا مستحق پدری و مادری نبودم
من زندگیم بالا و پایین داشت از بچگی بهم یاد دادن فقط کار کن از 8 9 سالگی تقریبا کار کردم کارهایی که برای یه بچه زود بود
ولی این سختی ها برام هم معایب داشت هم مزایا
من از ترمزهای مهمم این بود چون خانواده ام جدا شدن عزت نفسم پایین آمده بوده با اینه به سن خودم ماشین برند خونه فلان یه برهه حقوق بهمان ولی اونقدر اعتماد به نفسم پایین بود که بچه طلاق هستم در هر خونه ای برم بهم میگن نه چون بچه طلاقی در حالی نکات زیبایی خانوادم ندیدم که اگر جدا شدن ولی هر کدوم پرستیژ شغلی و اجتماعی دارن هر کدوم زندگی خوب خودم شرایط خوب دارم
باز از اون ترمز جون نمیتونستم برای خودم حلش کنم آمدم ترمز دیگه ای ساختم که زن نگیرم دنبال ازدواج نباشم با اینکه به کلی پیشنهاد بهترین مورد ها ولی همیشه به خودم میگفتم نه اگر بگیرم اینا هم دنبال مال و منال من هستند اینا هم دنبال طلاق… بعد یه روز رفیقم داشت ازم کمک برای ازدواج میکرد من خیلی قشنگ داشتم بهش راهنمایی میکردم به لحظه رفیقم گفت تو که خودت بلدی چرا خودت دنبال ازواج کردن نیستی
واقعا اونجا باز منو بیدار کرد از اینکه از ترمز هام رو بشم ترمز نسازم
دیدم خیلی از رفیقام نه از پوشش لباس تا فهم و شعور تا خانواده تا مالی حد کن نیستند ولی اونا عزت نفس دارن اونا حتی اگر موهاشون سفد شده حتی ریخته حتی هر چی خودشون نباختن من فقط دنبال اینم نازیبایی خودمو تو چشم خودم بیارم وقتی هم بیارم دیگران هم قطعا میگن چون تو برا خودت ارزش قائل نیستی ما هم نمیشیم
دیدم این ترمز من بر میگرده همون سالهایی که من خودمو ول کردم
یه برهه بهترین لباس
بهترین سفر گردی داخلی و خارجی
بهترین حس های خوب داشتم
باورتون نمیشه یه برهه وقتی آخر هر سال حساب و کتاب داشتم میدیدم کلی خرج و برج داشتم ولی اصل مالمم داره سود میسازه هی میگفتم از کجا از کجا مگه میشه یه آدم عرفانی بهم گفت هی چرتکه ننداز داره اونی که بهت میده میده تو خرج کن تو چکار داری از کجا یه برهه به حرفش گوش دادم ولی بعدش نه و با کله آمدم پایین
یه برهه بود من بهترین کت و شلوار بهترین عطر بهترین سفر
بهترین چیزها حتی به کلی آدم کمک میکردم چون خودمو باور داشتم
چون میگفتم من عین برکتم
من عین رزقم
خیلی ها برکت دارن ولی رزق نه
میلیارد در میارن ولی یه نون نمیتونند بخورن معده ندارن جون ندادن دندون ندارن کسی ندارن با دل خوش کنارشون بخورن
ولی یه عده اونقدر رزق دارن که رزقه کم کم برکت براشون میشه چون باور دارن به خدا و خودشون نه به بنده خدا نه به خلق خدا
فهمیدم اشتباه من این بود وقتی چرتکه الهی میفتاد برام جفت شش میامد من دنبال این نبودم فقط لذت ببرم دنبال پرتقال فروشه بودم از کجا میاد
ترمز های این دو موردم رو حل کردم فهمیدم اعتماد به نفسم بالا ببرم بتونم برا زندگی آینده ام به نکات مثبت خودم فکر کنم اگر به زیبایی های خودم فکر کنم تو مرحله آشنایی با دختری هم دنبال زیبایی های اونم نه دنبال عیب و ایرادهاش
امروز من تو وزارت دادگستری یه جمله ای بهم یه استادی گفت واقعا حرفش برام طلا بود گفت کسی که تو موضوعی مالی جنسی عاطفی هر چی کمبود داره در حد فقر هر فرصتی برا خودش غنیمت یه طرفه میکنه و قطعا به بقیه آسیب میزنه چون به هر زور و طریقی شده با دندون بهش میچسبه و اون برا خودش فقط کنه منفعت و فرصت طلبه راستم میگه برای ما همه اتفاق افتاده این موضوع یا خودمون شدیم یا اطرافیانمون
ما هیچ وقت نباید روغن و بنزین هر خصایل وجودمون رو به چراغ قرمز شدنه برسونیم که سبب بشه تک رای و خود رای بشیم اونقدر عزت نفسمون پایین بیاریم که سبب بشه دنبال فرصت های تک محوری باشیم هر فرصت به نفع خودمون احاطه کنیم و تصرف بی اجازه و رضایت کنیم
یکی از ترمزهام من یه برهه فقط جمع میکردم بعد اینکه از بالا افتادم
فکر میکردم باید فقط جمع کرد باید با جمع کردن رشید باز به اونجا دیدم باز اشتباه میکنم همین چند روز پیش من جا همه دوستان خالی رفته بودم خرید رفتم یه رستوران خوب تو تجریش دیدم یه آقایی از سر واقعا نیاز طلب یه لقمه ازم غذا کرد من براش غذا خریدم باورتون نمیشه همین پولی که دادم خدا بهم یه شه الی چهار روز نرسید دو برابرش برام آمد
خدا واقعا گاهی به بنده هاش میگه خرج کن استفاده کن تا بدمت همیشه پدر پدرم خدا رحمت کنه میگفت همیشه تو زندگیت وسط باش
نه جمع کن نفهمی چی شد و متکبر بشی
نه ولخرج شو که گدایی بیفتی
میگفت دو نفر از خدا طلب ماهی یه گوسفند رو کردن
یکی هفته به هفته هی طلب کرد خدا داد تا تو یه ماه چهار تا گرفت یکی هی آمد بخوره گفت هفته بعد هفته بعد تا رسید به جایی همون آخر ماه گوسفندش خورد رفت به خدا گفت چهار تا بده خدا گفت اون چون هر هفته خرج کرد دادم و باید میدادم تو که خرجی نکردی همون یکی کافیه
یعنی ما خودمون هستیم که کانال منبع الهیمون رو تعیین میکنیم سوراخ اون منبع چی باشه قطره قطره بیاد یا عین سد باشه
یه روز بلند شدم یه سری لباس هایی که سالها داشتم رد کردم نو خریدم اصلا مهم نبود برام دارم یا نه گفتم وقتی لباسم نو بشه منبع مالی نو هم برام میاد
ترمز بعدی من تحصیلات بود
یه برهه فقط میگفتم باید تا دکتری برم
اگر نرم زندگیم زندگی نیست
یه برهه میگفتم فقط دانشگاه معتبر
تهش فهمیدم این باورهای غلط یعنی ترمز یعنی بهانه و تبلیغ به اینکه اگر تا دکتری نرم ارشد نخونم
اگر دولتی نباشم اونم معتبر پس درس نخونم در حالی رفیق خودم دکترا عمران آزاد هست الان دفتر داره فهمیدم خودم برای خودم صورت مسئله رو اشتباه نوشتم اشتباه خوندم اشتباه دنبال جواب بودم و برای جواب دادنش وقت نذاشتم و تهش هم غلط جواب دادم
اینکه اگر با دید بهتر با صبر و حوصله میخوندم با منطق جواب میدادم غلط نمیدادم که بعد بشم چرا من هر چی تلاش میکنم به نتیجه نمیرسم؟؟؟؟؟؟ چون: صورت مسئله زندگی مون رو اشتباه میخونیم عین دانش آموزی که روز امتحان تاریخ حواسش نیست تاریخ داره میشینه یه روز 12 ساعت علوم میخونه سر جلسه میبینه اشتباه کرده با کلی تلاش
مشکل ما اینه برای زندگیمون هدف هم اگر میزاریم براش اونقدر ترمز میسازیم نکات نشدن نمیشه نمیرسم میزاریم بعدم میتازیم بهش با سرعت های شتابزده تهش هم چپ میکنیم
خیلی از اوقات گاهی ما اصلا هدفمون غلطه گاهی ما اصلا برای اون هدف غلط اشتباهی تلاش میکنیم
گاهی هم نه هدف ما هدف درسته ولی باور نداریم که برای اون هدف ساخته شدیم باور نداریم که برای رسیدن به اون هدف با تلاش میشه بهش برسیم
مگر بقیه نرسیدن ما چرا نرسیم
من ترمز های زندگیم که دارم پیدا میکنم همه ما هم ترمز داریم مگه میشه نداشته باشیم
گاهی بی اختیار میسازیم
ولی باید دید با این ترمز چطوری رفتار کنیم
گاهی اگر اون ترمز رو خیلی زود پیشگیری کنیم حکایت از کاه کوه ساختن نمیشه حکایت حسرت شدن نمیشه گاهی دلسرد نمیشیم و نا امید بشیم
من یه راهی برا خودم جدیدا درست کردم یه سری باورهای خیلی بد دارم که متاسفانه نهادینه برام شده دست خودمم نیست شاید خیلی ها این ترمز و ترس ها داشتن من به عنوان یه دوست مشاوره دادم و حل براشون شده ولی خودم نه
حکایت وکیلی که کلی پرونده طلاق رای گرفته ولی تو پرونده خودش مونده
یا به قولی دکتری که سرطان خوب میکنه ولی خودش سرطان داره
وووووو
الانم همین من این افکار بد برام نهادینه شده و شدن ترمز
یه کش دور دستم بستم و هرگاه هر کاری میخوام کنم هر فکری کنم که این ترسهام نذارن من به نکات زیبایی اون هدف یا فکرم یا کارم توجه کنم یکم کش میکشم رو دستم بزنه کم کم این افکار منفی ازم بره شاید خیلی ها یه روشم. ایراد بگیرن ولی من یه بار دیگه این برام جواب داده
ترمز های زندگیمو دارم حل میکنم
چون گاهی سبب میشه نه تنها منو به قهقرا ببره بلکه سبب بشه بقیه هم به رنج بکشم با افکار منفیم
با تصمیمات غلطم
با ترمزهای کلکی و ناگهانی ترمز زدن
گاهی ترمز های ما حکایت جاده بارونی و زمین روغن ریخته و لیز هست جوری جفت پا تو مسیر موفقیت که داریم تلاش میکنیم روی ترمز میریم که قشنگ چپ میشیم
همه اینا وقتی میگیم نمیشم نمیتونم من برا این کار نیستم وووو شروع همون ترمزها هست
نمیخوام خیلی سر دوستان رو درد بیارم ولی من تازه فهمیدم وقتی عزت نفس و اعتماد به خودم و باور خودم از بین میره دیگه نمیتونم حس رضایت از خودم کنم دیگه تو آینه خودم برا خودم کوچک میشمارم
دنبال فقط توجه دیگرانم
برای دیگران زندگی میکنم
میشه تهش اینکه بنده بنده ها میشی
وابسته میشی وابسته به دنیا و متعلقات
دوستان خودتون باور داشته باشید
ولو اگر نقصی هم دارید دنیا با نواقص ها به انسان تحویل داده شد تا خودش با تضاد های خودش برای تبدیل بد ها به خوبی ها زشتی ها به زیبایی ها وووووو تلاش کنه
اینکه هر کی با یه نرسیدن یا یه تلاش نکردن فوری دست از ادامه حیات و تلاش مجدد بکشه یعنی باختن
یعنی باور نداشتن خودش و اون جدایی که براش کافی هست
من خودم اینستا… دارم ولی متعادل رفتار میکنم الان مثلا برا خودم برنامه گذاشتم یا روزی 15 دقیقه یا اونم هفته ای 1 ساعت فقط اینستا اونم من خودم انتخاب میکنم چی ببینم چی نه
نه اینکه اون منو به بازی بطالت وقت بنده بگیره
یا فقط مثلا روزی جدیدا 1 ساعت نهایت 2 ساعت ایتا میام
کلا ابدا چیزی که ببینم منو معتاد میکنه و ماهیت تکیه گاهی نداره بهش دیگه براش زمان گذاری و محدودیت میذارم
خیلی جواب داده حتی گاهی یه روز گوشی دست نگیری به خصوص تو مترو…. خیلی ها صبح 6
یا شب 9
حت تو مترو هم معتاد گوشی به دست شدن
من خب به جا اون همون تایم رو برای برنامه ریزی ذهنی فردام که چکار کنم چکار نکنم وقت میذارم
امیدوارم که حرفام مفید باشه
وقت همه خوش و خرم
به نام خداوند غفور رحیم
سلااااام سلااااااااااامی پر از انرژی مثبت پر از خبر های خوب خیلی دلم تنگ شده بود برای کامنت گذاشتن و به اشتراک گذاشتن خبر های خوب نتایج خوبم و توجه کردن به نعمت ها و بهبود ها
اقا اومدم دسته پرم اومدم استاد جون خیلی ارادت دارم خانم شایسته خیلی مخلصیم
دوستان خیلی ممنونم بابت حضورتون با پاسخ های قشنگتون این حس خوبمو به خودم برگردونید خوشحال میشم نظرتون رو راجب کامنتم بدونم
خدارو شکر خدارو شکر
خب من چهار ماه پیش اینجا کامنت گذاشتم زیر این فایل در مورد تصمیمی که گرفته بودم یا بهتره بگم خواسته ای که در من ایجاد شده بود خب من از تقریبا 17 سالگی خیلی مذهبی شده بودم و چون ورزش قهرمانی هم میکردم خیلی درگیرش بودم اصلا دوست نداشتم وارد رابطه عاطفی بشم ترمز هایی مثل وقتمو میگیره مثل مسائل مالی که باید پول خرج کنی از کار کاسبی میفتی از ورزش میفتی یعنی از هفت سال پیش تا الان که بیستو چهار سالمه تو رابطه نبودم تو این یکسالو نیمی که پای درس های استاد نشستم ذره ذره تغیراتی در من ایجاد شد که خیلی از ترمز هام برداشته شد اصلا نگاهم نسبت به رابطه و چیزی که ازش میخوام تغییر کرد ترمز مثلا من فکر میکردم باید وضع مالیم خوب و پرفکت بشه بعد وارد رابطه بشم که تو دوره عزت نفس اصلا استاد گفت الان وضع مالیت خوب نیست مگه قراره اینجوری بمونه سرو بگیر بالا برو با عزت نفس دست بزار رو بهترین دختر
یا خیلی از ترمز هایی که داشتم مربوط به باور های مذهبیم بود که برطرف شد و مندچهار ماه پیش خواستم با تمام وجودم از خدا خواستم یه روز یه دختررو دیدم خوشم اومد رفتم باهاش صحبت کردم گفت تو رابطس منم ارزوی خوشبختی براش کردم و خدافظ بعد از ظهرش اومدم تو سایت دیدم استاد این فایلو گذاشته خیلی هدایتی یعنی شما فرض کنید بعد سال ها یه تصمیمی میگیری یه اقدامی میکنی بعد دو سه ساعت بعد میای تو سایت میبیتی استاد راجب همون موضوع فایل گذاشته این برام نشونه بود که خدا گفت من کمکت میکنم
خب من یه چند روزی چسبیدم به این موضوع این خواستم همش فکرم شده بود وارد رابطه بشم دیگه غافل شده بودم از قانون چند باری به چند نفر پیشنهاد دادم از همشون یه جمله شنیدم یا متاهل بودن یا تو رابطه بعد یه زنگی تو سرم صدا کرد گفتم محمد داری چیکار میکنی پس خدا چیکارست تو میخوای همه کارارو خودت انجام بدی مگه فیزیکیه این سازو کار این دنیا مگه استاد نگفته فیزیکی نیست مگه نگفته ذهنیه تو روی خودت کار کن عزت نفست چیه به هرکی میرسی درخواست میدی
بعد یه نکته رو هم بگم من دوست داشتم یه حسی داشته باشم به اون شخص میفهمید منظورمو یعنی دوست داشتم عاشق بشم بعد وارد رابطه بشم و دوست داشتم اون ویژگی های اخلاقی و درونی که میخوام رو ببینم توی طرف مقابلم بعد خیلی هدایتی هدایت بشم به سمت اون شخص خب من رها کردم این موضوع رو یعنی من دیگه هر روز تو تمرین ستاره قطبیم این درخواستو ننوشتم رهاش کردم ولی خب گوشه ذهنمم بود
توجهمم گذاشتم روی کسانی که به راحتی توی یه راببطه درجه یک هستند توجهمو گذاشتم روی دختر های خوبو درجه یکی که تو رابطه هم نیستند خیلی هم ادم حسابی هستند و مثلا میگفتم ببین هست و این جمله که در این جهان فراوانی هست و خدا هم شخص مناسب منو به سمتم هدایت میکنه رو به خودم میگفتم
و توجهم رو گذاشتم روی ارزش های خودم که چقدر ادم قابل اعتمادی هستم خدارو شکر چقدر ادم صادق خاکی خوش اخلاق همراه و خوش قلبی هستم به لطف خدا چقدر ادم فعال تلاشگر و ادمی که همیشه دوست داره رو به جلو باشه پیشرفت کنه و توسعه بده چقدر روی خودم کار میکنم و متعهد هستم در این مسیر زیبا چقدر مثبتم و فقط دوست دارم شادی هامو با دیگران و عزیزانم به اشتراک بزارم و مسائلم رو تنهایی با یاری الله حل میکنم چقدر قابل اطمینان و امانت دار مردم هستم و چقدر سعی میکنم پولی که میسازم حلال باشه الهی شکرت و چقدر زیبا سالم خوش تیپ خوش استایل و خوش سلیقه ام و البته ورزشکار الهی شکرت این ها همه لطف خداست و من هم با دونستن ارزش های خودم باید سپاسگذاری رو بجا بیارم و خودم رو لایق یه شخص فوق العاده بدونم
ببینید من یه سری ویژگی ها تو سرم بود مد نظرم بود برای اون شخص
دوست داشتم اونجوری باشه قبلا از خدا خواسته بودم ولی دیگه یادم رفته بود که اونارو خواستم
کاری نداریم دو سه ماه گذشت تا سه هفته پیش که رفتم دارو خونه نزدیک فروشگاهمون یه شامپو بخرم رفتم تو یه دختر خانم اونجا بود به عنوان فروشنده و من اصلا حواسم بهش نبود و توجه نکردم بهش خریدمو کردم اومدم بیرون تا اینکه فردا صبحش از جلوی فروشگاهم رد شد و من خیلی اتفاقی باهاش چشم تو چشم شدم هم من خیلی نگاش کردم هم ایشون خیلی منو نگاه کرد به رسم ادب چون ازش خرید کرده بودم یه سلام هم دادم ولی جواب نداد خخخ رفت من خوشم اومد از جذبش
اقا گذشت تا فردا صبح دوباره راس ساعت پنج دیقه به یازده دوباره از جلوی مغازه رد شد همونجوری همو نگاه کردیمو رفت ولی من هوری دلم ریخت ضربانمم رفت بالا یه حسی توم ایجاد شد خیلی باهاش حال کردم با سادگی پوشش با چهرش با جذبه بودنو سنگین بودنش دلبر بودنش با نمک بودنش وزه یزره هم شیطونه خخخخ
از لحاظ ظاهر اول ازش خوشم اومد بعد اصلا فهمیدم من این چهره رو شبیهشو تو یه فیلم دیده بودم خیلی هم ساده هستا اصلا مثل این دخترای امروزی که هزارتا برنامه رو فیسشون پیاده میکنن نیست یه فیس دست نخورده
موها فر و بور پوست سفید بانمک
کاری نداریم فهمیدم من اینو قبلا خواسته بودم و گفتم مثلا چقدر خوب میشه چهرش اینجوری باشه
دیدم خودشه خب حالا به اندازه ای که چهره برام مهم هست سلیقم باشه بیشتر از اون شخصیت و اخلاق و باوراش برام مهمه و کنجاو بودم ببینم چجوریه
خب روز سوم چهارم بود دامادمونم همیشه با من در مغازس اونو رد کردم بره نون وایی چون دوست نداشتم جلوی اون با این خانم صحبت کنم الکی بهش گفتم برو نون بخر راس همون ساعت اومد من صداش کردم گفتم خانم محترم وایساد گفتم یه لحظه تشریف میارید یهو برگشت رفت نیومد بعد همسایه هامونم کنج کاو شدن ممد اقا عاشق شدی منم خیلی بداهه گفتم ن مشتریمونه جنس مرجوع کرده منم باهاش بحثم شده اونم پولشو نگرفته جنسو گذاشته رفته الان صداش کردم پولشو بدم نیومد خب خلاصه خدا بخیر گذروند من دوست نداشته جلو کاسبا اونجا یکم صورت خوشی نداره جلو دختر مردمو بگیری بعد تو ذهنم گفتم کار خدا باید راحت انجام بشه من دیگه صداش نمیکنم نگاهشم نمیکنم جلو مغازه دارو خونه هم نمیشه بری اکر خدا بخواد و صلاح من ایشون باشه هدایتی یجوری یه جایی میبینمش و رها کردم اقا گذشت دو سه روز بعد رفتم سرویس دم میدونمون دم سرویس یهو باهم رو به رو شدیم ایشون داشت جلوی مسجد با موبایلش حرف میزد منم صبر کردم تلفنش تموم بشه و بعد رفتم جلو گفت جانم اول من یه عذر خواهی کردم بابت اون روز گفتم شاید جای مناسبی نبود من صداتون کردم ولی شما چرا نیومدی مگه میدونستی من باهاتون چیکار دارم گفت ن نمیدونستم ولی دوست نداشتم اونجا بین اون همه ادم وایسم منم تشکر کردم که واینستاد و خوشمم اومد از این حرکتش و تحسینش کردم یعد موضوع رو باهاش مطرح کردم گفتم واقعیت من ازتون خیلی خوشم اومده گفت ن من نمیخوام وارد رابطه بشم گفت ادمیم که دوست دارن گاهی تنها باشم و از تنهاییم لذت ببرم گفتم عه این اصلا خواسته منه که طرف مقابل اینجوری باشه و درک کنه که منم دوست دارن این جوری باشم و رابطمون بدون وابستگی باشه و لحظاتی در کنار همیم لذت ببریم ولی من فهمیدم داره ناز میکنه و اصلا این نازشو دوست داشتم دوست نداشتم راحت قبول کنه به مثلا یه نفری که تو خیابون بهش درخواست داده و شناختی هم روش نداره بازم بهش گفتم من دوست ندارم مزاحمتون بشم اگر نظرت برگشت خودتون یجوری بهم بگید
گذشت دو سه روز گذشت من داشتم میومدم مغازه صبح ساعت نزدیک یازده بود گفتم بزار برم تومترو ببینم میبینمش حدس زدم از مترو بیاد حسم بهم گفت ممکن بود از بی ارتی هم بیاد چون جفتش ایستکاهش نزدیک مغازه ماست ولی هدایت شدم مترو رفتم تو مترو پنج دیقه تو محوطه ایستادم یهو دیدم اومد رفتم جلوش جا خورد لبخند زدم اونم لبخند زد گفتم میشه خواهش کنم سه چهار دیقه وقتتونو به من بدید گفت اینجا چیکار میکنی اتفاقی منو دیدی گفتم ن اومدم منتظرت وایسادم از اونیکی در مترو بردمش بیرون و تو یه کوچه خلوت وایسادیم صحبت کردم باهاش و حسمو بهش گفتم گفتم شمارمو بگیر و فکراتو بکن هر موقع دوست داشتی پیام بده
خلاصه شماررو دادم دو سه روزی روزی گذشت و من هر روز میرفتم مترو اونم میومد پیشم صحبت میکردیم و یه سری خصلت هاش خیلی خوشم اومد اینکه به کارش متعهد بود هر روز انتایم حاضر میشد و یه سری جزئیات اخلاقی دیگش توجهمو جلب کردکه من قبلا خواسته بودمشون و و دوازدهم ابان یه شاخه گل بهش دادم خیلی خوشحال شد و خیلی تشکر کرد توجهش کلا روی زیبایی هاست با اینکه من اصلا راجب این موضوعات صحبتی نکردم باهاش و خیلی سپاس گذار بود بهش گفتم چرا پیام نمیدی همچنان گفت نمیخوام وارد رابطه بشم و من ب6ش گفتم فردا یک ساعت زود تر بیا این نزدیک یه کافه دنج هستش بریم اونجا یکم صحبت کنیم اولش گفت ن و من بهش گفتم فردا ده صبح پای این درخت منتظرتم فردا صبح من رفتم اونجا راس ساعت ده شمارشم نداشتم دیدم ایشون هم راس ساعت ده حاضر شد دیدمش خیلی خوشحال شدم یه شاخه گل رز ساده دیگه بهش دادم و گفتم گل برای گل خیلی خوشحال شد ذوق کرد کلا ادم خوش ذوقیه من اینجور ادمارو خیلی دوست دارم رفتیم کافه نشستیم حال احوالی کردیمو بهش گفتم ببین من ازت خوشم اومده اون ویژگی هایی که میخوامو داری حسم بهت خیلی خوبه گفتم تا الانم به نظرم خدا کمکم کرده که با تو اشنا بشم مثل اونروز دم مسجد دیدمت میتونست یک دیقه اینور اونور بشه و تو خیابون نبینمت تا صحبت کنیم باهم یا مثلا تو مترو دیدنت یه سوال ازت میکنم
دلیل این که شماررو گرفتی و پیام نمیدی رو نمیدونم اما اگر از من خوشت نمیاد تو سلیقت نیستم به هر دلیلی فیسم اخلاقم یا هر چیز دیگه ای چون من محتاج رابطه نیستم تنهایی هم حالم خوبه دوست دارم وارد رابطه بشم ولی نه به هر شکلو بزور التماس و … من ناراحت نمیشم و پا میشم میرم دیگه هم جلوتو نمیگیرم و براتم ارزوی خوشبختی میکنم و تو این یه مورد بحثی نمیمونه چون من همینیم که داری میبینی و عاشق خودمم هستم الانم تلاشمو کردم که باهات اشنا بشم و سعی کردم درست رفتار کنم که اعتماد کنی ولی در مورد وابستگی بدون من هر کسی که بخواد از زندگیم بره بیرون و نخواد در کنارم باشه در رو براش باز میکنم و میگم بفرما به سلامت چون لذت برام اولویته و تا زمانی که از وجود هم عاشقانه لذت میبریم در کنار هم میمونیم هیچ اجبار و تحمل کردنی در کار نیست
و جوابی که داد گفت خوشم میاد ازت و منم دوستت دارم از همه چیزت فقط اصلا دوست ندارم تو محل کارم کسی مطلع بشه فعلا من هم گفتم موافقم چون این منطقه هم محل کسب و کار منه و خیلی ساله جزو کاسب های قدیمی اینجا هستم و شما هم محل کارتونه فعلا کسی متوجه نشه به صلاحه فکر میکنم و بابت این دقت و حواس جمع بودنش تحسینش کردم و و گفتم مشخصه که دختر خانواده داری هستی که که این چیزا برات مهمه بعد متوجه یه ویژگیش شدم که قبلا از خدا خواسته بودم اینجوری باشه خیلی هم صحبت خوش ذوق و خوش مشربیه وقتی پیش همیم خیلی باذوق با هم حرف میزنیم و متوجه نمیشیم زمان چجوری میگزره و قالب صحبتامونم در مورد زیبایی هاس تحسین گر هستش و هر زیبایی میبینه چه تو من چه تو هر چیز دیکه ای در موردش صحبت میکنه و به زبون میاره بدون اینکه من در مورد اینکه تو قانون باشم باهاش صحبتی کرده باشم احساس میکنم خدا شخص هم فرکانسمو هدایت کرده به سمتم
البته ن اینکه من فقط دنبال شباهت باشم ن من به تفاوت های سلیقه هر کسی سعی میکنم احترام بزارم و با تفاوت ها ادم هارو بپذیرم قطعا من بی نقص نیستم ایشون هم بی نقص نیست هیچ ادمی کامل نیست و من فقط سعی میکنم زیبایی هارو ببینم نمیگم اینکارو خوب انجام میدم ولی به اندازه ای که انجام میدم دارم لذت میبرم از زندگیم
لذت بخشه باهاش هم صحبت شدن
اون روز صبح از حضور هم لذت بردیم بعد من رفتم پی زندگیم تا شب هیچ پیامی به هم ندادیم لحظهرو لذت بردیم و طول روز هم به زندگیمون کارمون رسیدگی کردیم بدون وابستگی و همین روند هم ادامه داره و از این ازادی تو رابطمون لذت میبریم پیام بده هر وقت بتونم جواب میدم و برعکس من هم پیام بدم ایشون هر وقت راحت باشه جواب میده و جفتمون این هارو تو رابطه میخواستیم و الان که با هم اشنا شدیم اینجوری هستیم ن اینکه بخوایم تغیر بدیم هم دیگرو
اون شب تا صبح با هم چت کردیم خیلی هم لذت بخش بود خدارو صد هزار مرتبه شکر میکنم بابت این اجابت قشنگش
بعد متوجه یه موضوع شدم من قبلا دوست داشتم پارتنرم یا همسرم هم صنف من باشه تو حوضه ی کاریم من کارم پوشاکه بعد فکر میکردم ایشون دانشجوی پزکیه که تو دارو خونه کار میکنه گفتم دانشگاه چی میخونی گفت طراحی لباس اقا من کپ کردم انقدر خداوند جزئیات خواسته منو اجابت کرده دیگه از این به بعد خواسته هامو از خدا با جزئیات خیلی بیشتری درخواست میکنم به خودشم گفتم گفتم ببییییییین من اینارو از خدا خواسته بودم باورت میشه ؟؟؟؟
اونم با تعجب و ذوق میگفت چه جالب اونم گفت من چند وقت پیش یه جا خوندم رابطه اذر ماهی ها با خردادی ها خیلی خوب میشه الان تو خردادی چه باحال
خلاصه خیلی داره خوش میگذره
و یه چیز دیگ من یه خانومی رو تو فضای مجازی دیده بودم شاعر بود خانم نیکراه خیلی هم صداش قشنگ بود خیلی وقت پیش بعد همونجا تو دلم گفته بودم چی میشه مثلا همسر یا پارتنر منم اینجوری شاعر باشه صداشم قشنگ باشه همینقدرم مهربون اقااااا باورتون میشه یجوری شعر شعر میخونه یه صدایی دااارهه که صداش با روحو روان بازی میکنه خخخخ گفتم عععععععع خدااااااااییااااااااا مگهههه میشه شککککککرتتتتتتتت که انقدر به جزئیات خواسته من توجه داشتی شکرت میدونید این نتیجه این اجابت خداوند باعث شده صبحا که خواسته هامو مینویسم دیگه با یه حس خیلی بهتری مینویسم میدونم که چند وقت دیگه یهو میبینم توی داشتن اون نعمتم حالا اون نعمت میتونه هر چیزی باشه چجوریشو کاری ندارم من چجوری میتونستم یه شاعر پیدا کنم یه نفرو پیدا کنم که تا این حد ازادی تو رابطرو بخواد تا این حد شعور داشته باشه راستی گفتم شعور الان مد شده پسرا دخترا رو که میبرن بیرون خیلی هزینه میکنن یا خیلی دخترا خیلی مثلا براشون مهمه که پسره ماشین موتور داشته باشه اهل برنامه باشه و …… خب من زیاد با این اخلاقا حال نمیکنم و
ولی من تو پرو فایل ایشون یه متنی گذاشته بود خوندم خیلی زیبا بود نوشته بود من همیشه سادگی رو ترجیح میدم به تجملات و و زیابیی که سادگی برایم داشته تجملات ندارد و کتاب ها و سادگی تنهایی و بودن با کسی که من را بفهمد را دوست دارم خب من عشق کردم اینو خوندم بعد توجه کردم ببینم رفتارشم همینجوری هست دیدم اصلا نه میپرسه ماشینت چیه ن موتورت چیه ن راجب مسائل مالی حرف میزنه بعد دفعه دوم که رفتیم کافه من صبحونه خوردم اون چیزی نخورد فقط یه شات قهوه خورد بعد بلند شد بزور میخواست حساب کنه منم نزاشتم و خیلی خیلی خیلی حال کردم از این رفتارش هر جا هم میریم پیاده میریم من وسیله ندارم
خیلی هم خوش میگذره
و البته ظاهر ایشون هم خیلی سادست بدون ارایش و ساده ساده لباس ها ساده و من خیلی میپسندم این سادگی رو
ببینید خیلی وقت نیست تو رایطه ایم ولی انصافا تا اینجاش تا همین الان من به جز زندگی استاد با خانم شایسته رابطه ای با این کیفیت ندیده بودم همش به نکات مثبت همدیگه اشاره میکنیم ذوق میکنیم و لذت بخشه برام یجورایی تجربه اولمم هست که تو رابطه عاطفی ان البته تو قبل هفده سالگی تو نوجونی با دخترای همسایه شیطونی میکردیم خخخخ ولی ن حسی بود ن درکی بود ن چیزی و این لذتی که الان دارم میبرم از رابطه رو اول از خدا ممنونم بعد از استاد عزیز استاد جان دست بوستم خانم شایسته دستبوسم ممنونتونم که زیبایی های زندکیتونو با من به اشتراک گذاشتید تا خواسته ها شکل بگیره در من و اینطور زیبا خواسته ها خلق بشه الهی شکرت برای همتون چنین رابطه رویایی رو ارزو میکنم اگر نکته ای هست که احساس میکنید من باید رعایت کنم یا اشتباهی انجام دادم بهم بگید برام کامنت بزارید کانتاتون انرژیمو بیشتر میکنه تا باز زیبایی های زندگیمو اینجا به اشتراک بزارم ممنونم ازتون الهی شکرت منتظر خبر های خولم باشید استاد نگفتم مخ یه دختر خوشگلو درجه یکو میزنم الوعده وفا خخخخخخخ عااااااشتم استاد جون
سلام
به نام خالق عشق
آقا محمد سلام
وای چه قدر قشنگ نوشتی
اصلا فقط میگم ایول
چه خوب خودت رو کنترل کردی
هر لحظه قانون رو به یاد آوردی
اصرار نکردی خودت بودی و اجازه دادی خودش باشه
داداش خیلی ذوق داشت تعریف کردنت
یعنی انگار یه نفر جلوم نشسته و میگه خنده هات
لحظه ایستادن و دیدنش
لحظه گل دادن بهش
تو کافه بودن و خندیدنتون
همه رو میشه احساس کرد
قلم شیوا و رسایی داری
بهت تبریک میگم
و امید دارم بهترینها برات رقم بخوره
استیکر خنده و شیطنت
شاد موفق و ثروتمند باشید در دنیا و آخرت
به نام خداوند غفور رحیم
زیبا خانم سلام خواهر هم فرکانسی گلم خیلی خیلی ممنونم بابت تبریکتون خدارو شکر برای حضور ادم های پر انرژی خیر خواهی مثل شما من راجب خنده هام تو کافه و لحظه دیدنش چیزی ننوشتم ولی چه خوب شما حدس زدید و احساس کردید مشخصه که خودتون خیلی روی خودتون کار کردید و در مدار فوق العاده خوبی قرار دارید انشالله زندگیتون هر لحظه پر از نعمت شادی و حس خوب باشه اره من اصرار نکردم کلا از چیزی که به اصرار الوده باشه خوشم نمیاد و کار خدا باید اسان و در رهایی انجام بشه و خدارو شکر میکنم که انجام شد الانم که در رابطه ایم جدا از لذتی که میبرم چیز هایی کا میخوام توی اون شخص ببینم رو از اون نمیخوام بلکه از خدا میخوام و فقط دارم روی خودم احساس لیاقتم تجسماتم و ورودی هام کار میکنم سعی میکنم ناظر باشم روی افکارم تشکر تشکر زیبا خانم زندگیت پر از زییایی مثل خودت ممنون بابت تحسینتون البته که شما هم برای این شخصیتتون قابل تحسین هستید
یا حق
به نام خدای مهربان
سلام محمد عزیزم
خیلی ذوق کردم از این کامنتت
آفرین بهت باعث شدی که در من هم شوقی برای ایجاد برقراری یک رابطه به وجود بیاد بهت تبریک میگم که اینطور به رب العالمین سپردی و اینطور ساده و راحت همه چیز داره واست پیش میاد داداش خوبم شک نداشته باش که به این خواسته که رسیدی با همین روش به سادگی به هرچیزی دیگر میرسی
کامنت تو هدایت الله بود و کلی لذت بردم تحسینت میکنم که چنین آزاد و رها رابطه ای را شروع کردی و قرار کلی کن فیکون دیگه هم به وجود بیاری
خیلی دوست دارم بازم از این مسیر لذت بخش و نتایج فوق العادت بنویس و منم بیشتر لذت ببرم و باورم قویتر بشه
عاشقتم محمد عزیزم
به نام خدا
سلام اقا مجید ارادت دارم عزیز ممنونم بابت تبریک و تحسینت ممنونم بابت حس خوبی که بهم دادی تشکر دم شما گرم که انقدر خون گرمو مشتی هستی و انقدر تمرکزت به نکات مثبته و خدارو شکر میکنم که خبر من از این نعمت در زندگی پیامی بوده دلگرم کننده برای خواسته های شما الهی شکر حتما خبر خوب نعمت هایی که خدا بهم میده رو در سایت قرار میدم انشالله که زندگی شما هم سراسر نعمت باشه و به شخصی که هم مدار شماست و لایق شما هست هدایت بشید توسط خدای مهربون شاد باشی رفیق
یا حق
تشکر
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام استاد عزیزم
استاد مهربان
استاد آگاه
و مریم بانوی دوست داشتنی و عاشق
سلام دوستان عزیزم
خدایا شکرت بابت این سایت الهی که همش از لطف خودت هست و بس
و این سایت همانند قرآنی نیست برای هدایت انسان های که تشنه تغییر هستند
تشنه یادگیری هستند
تشنه بهتر شدن و بهتر کردن زندگی خودشون هستند
خدایا چقدر تو کارت درسته که همیشه پاسخ میدی به خواسته های ما اما من بعضی وقت ها فراموش میکنم وناسپاس میشم
همین چند روز پیش بود که از خدای بزرگ خواستم که خدای من من نمیدونم تو بهم بگو تا ترمز های ذهنیم رو بفهمم چون من نمیدونم
این جمله رو نوشتم و بعد از دوسه روز خدای بزرگ از دهان استاد بامن حرف زد و گفت این هم جواب سوالات تو
لقمه حاضر آماده رو گذاشت در دهانم و چه چیزی از این بهتر
که تو فقط بخواه من میگویم چشم
و چقدر مسیر رشد و پیشرفت برای من هموار تر و راحت تر شد و اگر عمل نکنم به این آگاهی ها به خودم ظلم کردم و برای خودم اینجا رد پا میگذارم تا بعد ها که دیدم خودم رو بسنجم که ببینم کجای کار هستم آیا رشدی بوده یا نه
اگر بوده که خدارو شکر ولی اگر نبوده
واااای بر من
بعضی از این ترمز ها خیلی شدید هست در من ولی بعضی ها خدارو شکر کمتر و بعضی ها هم اصلا نیست اما باید مراقب باشم
برای خودم توی ذهنم الویت بندی کردم که کدوم ها شدید هستند و درجه دادم ولی در اینجا فقط مینویسم این ترمز ها رو و توضیحی از خودم میدم
به لطف و یاری خدا و از خدای خودم مدد میخوام که کمکم کنه
به نام خدا
ترمز های روابط عاطفی:
1.به لحاظ ظاهری خودم رو دوست ندارم
این مورد رو قبل از دوره و این سایت خیلی شدید دانم و چقدر خودم رو زشت میدونستم و چقدر از خودم و قیافه ام بدم میومد و همیشه به خودم بد و بیراه میگفتم که قیافه جذابی ندارم و بخاطر همین هست که رابطه های زیادی هم ندارم
ولی از وقتی که با این سایت و دوره عزت نفس آشنا شدم فهمیدم که باید خودم رو همینجوری که هستم دوست داشته باشم و این قیافه و چهره نقاشی خدا هست و نباید بی احترامی کنم به نعمت خدا و از اونجا به بعد روی خودم کار کردم و خودم رو همینجوری که هستم پذیرفتم البته که بهتر شدم ولی باز هم باید بهتر بشم و هنوز اول کار هستم
2.من توانایی خاصی ندارم :
این مورد خدارو شکر در من زیاد قوی نیست اما حس میکنم باز هم آتش زیر خاکستر هست و باید حواسم بهش باشه
من توانایی های خودم رو میدونم و خیلی ها هم بهم گفتن اما چرا دروغ بعضی وقت ها برای خودم این توانایی ها آنچنان مهم هم نیست
و نکته مهم : اگر من برای خودم ارزش قائل باشم جهان برای من ارزش قائل هست
3.همه دختر و پسر های خوب ازدواج کردند و این خیلی کم هست
به لطف خدا این هم زیاد نیست در وجودم چون دارم میبینم دختر ها و پسرهایی که خیلی خوب هستند و روابط خوبی دارند و هنوز هم ازدواج نکردند
نکته مهم : هر چیزی رو که باور میکنی میبینیش و هر چیزی رو که باور میکنی تجربش میکنی
4.من لایق یک رابطه عاشقانه نیستم :
وااای خدای من این پاشنه آشیل من هست
و چقدر خودم با دست خودم رابطه ام رو خراب کردم خدا منو ببخشه
توی رابطه ای که بودم همه چیز خوب بود اما یک جاهایی به خودم میگفتم که خدای من چقدر روابطم خوبه چقدر طرف از من سرتره و یکجورایی خودم رو لایق نمیدونستم و خودم رو کوچک میدیدم و اون طرف رو بزرگ و خوب و چقدر از طرف مقابلم تحقیر و توهین شنیدم که البته خودم باعثش بودم جهان افکار خودم رو بهم نشون داد وگرنه طرف خیلی دختر خوب و مهربان و زیبایی بود
در مورد مسائل مالی هم این اتفاق برای من افتاد خیلی وقتها مشتری عایی رو خدا برام میفرستاد که پول های خوب و راحت و زیادی میدادند اما من حالم بد میشد که نکنه زیادی ازش گرفتم و این حق الناس هست حتی یک جاهایی مقداری از اون پول رو بر میگردوندم و به این طریق نعمت های خداوند رو پس میزدم و خودم رو لایق بدست آوردن پول راحت نمیدونستم
5.همیشه آدم های نا مناسب روجذب میکنم :
نمیدونم این باور رو بگم خوبم یا بد
چون در ارتباط با افراد غریبه و یا مرد ها و حتی یک جاهایی در مورد خانم ها خیلی خوب عمل کردم و میکنم ولی در مورد خانم ها کمتر چون ترس ارتباط برقرار کردن دارم که بر میگرده به عزت نفس پایینم
ولی در مورد این موضوع یعنی رابطه عاطفی فقط همین یک مورد بوده که اون هم ایراد از خودم بوده
6. تمام روابط آخرش به جدایی رنج و قصه تبدیل میشه :
کمی توی ذهنم این باور داشت جولان میداد و یکجورایی نهال نوپا بود ولی داشت به سرعت رشد میکرد که از طریق این فایل به لطف خدا متوجهش شدم و باید از ریشه قطع کنم این باور مخرب رو
واین افکار بود در ذهنم که اگر دوباره ازدواج کنم و آخر دوباره برسم به جدایی چی ؟
اگر دوباره برسم غم و قصه چی ؟
اگر دوباره به این مرحله برسم چی ؟
و به قول استاد برای اینکه اون اهر بد رو تجربه نکنم این اول خوب رو هم شروع نمیکنم و ترس دارم از شروع یک رابطه
در این زمینه خدارو شکر الگو هایی رو دارم که یکیش اسناد عزیز هست و دو سه تا از دوستان خوبم که چندین سال هست که رابطه های خیلی خوب ی دارند
باور مناسب :
_اگر در مسیر درست و خوب باشم قطعا رابطه تو خوبتر و بهتر میشه
_ اگر توی مسیر درستی باشی این خوشی ها فقط میتونم بهتر و بهتر بشه
و این ترس و باور دیگه هم هست که اگر ازدواج کنم و خدا نکرده به جدایی بکشه باید مهریه ی سنگین بدم و خودم رو اذیت کنم و همین ترمز نزاشته که حرکتی کنم
7.من برای شروع یک رابطه عاشقانه خیلی جوان یا پیر هستم :
این باور خدارو شکر زیاد نیست در من
اما در مرد مهاجرت هست که خیلی ها گفتند که سنت زیاد برای مهاجرت و تو اگر الان رفتی دیگه رفتی اما یکی دو سال دیگ نمیتونی بری
اما من باور نکردم این مورد رو و بارها به خودم میگم استاد هم با سنی بیشتر از من حتی مهاجرت کرده به آمریکا
ذهنم میگه : خوب استاد پول و سرمایه زیادی داشته
اما استاد توی یکی از فایل هاش گفت که اون خانم برای مهاجرت ایشون حتی مدارک رو نگاه نکرد و حتی ب ایشون هم گفته که من دوست دارم شما رو بفرستم به آمریکا
پس سن ملک و املاک و دارایی مهم نیست
فقط به باورهام بستگی داره
8.من باید عالی باشم برای شروع یک رابطه خوب و بی نقص باشم
باور مناسب :
هیچکس در این جهان بی نقص نبوده و نیست
در این مورد هم ایراد دارم و همیشه به خودم میگم که باید عالی باشم تا کسی که وارد رابطه با من میشه هم عالیو بی نقص باشه
همه ما نقص هابی داریم و نباید خودم رو محدود کنم و باید خودم رو با نقص هام دوست داشته باشم و بپذیرم و دوست داشته باشم و سعی کنم بهتر روی خودم کار کنم
9.افراد همیشه خیانت میکنند:
این مورد خیلی باید کار کنم و پاشته اشیلم هست نمیتونم اینجا چیزی بنویسم ولی در دفترم نوشتم برای خودم فقط خدا کمکم کنه
10. من پولدار نیستم :
من توی محله ضعیفی زندگی میکنم و اگر یک دختر زیبا و خوب حتی از محله های بالاشهر اگر باشه با من ازدواج نمیکنه اگر بفهمه من بچه پایین شهرم
باور خوب : ارزش ما به وجود ما وابسته است ن مدرک نه به محل زندگی نه به خونه ماشین و یا درآمدم و هر روز میتونم پیشرفت کنم و بهتر بشم در هر زمینه ای
همینطوری که توی رابطه قبلی برام اتفاق افتاد که با دختری ازدواج کردم که از یک محله بالاشهر بود و همیشه دوست داشتم با چنین دختری باشم
11. من بهتره که تنها باشم
اوایل این مورد رو داشتم ولی بیشتر دوست داشتم تنها باشم که بیشتر روی خودم کار کنم و بهتر بشم بعد ازدواج کنم چون دوره عزت نفس رو هم گرفته بودم سعی میکردم روی این دوره تمرکز کنم و بهتر بشم اما حالا دوست دارم ازدواج کنم البته که باز هم ترسهایی هستند ولی دارم کار میکنم که برم توی دل این ترس ها
12. سرنوشت من نوشته شده (عشق به من نمیاد)
خداروشکر هم این ترمز در من نیست ولی باز هم باید حواسم بهش باشه
باور مناسب :
هیج چیزی از قبل برای من نوشته نشده
ما انسانهایی هستیم که با افکار و باورهامون داریم شرایط خودمون رو خلق میکنیم
خواسته خداوند این هست که ما به خواسته هامون برسیم
من خالق زندگی خودم هستم و هر آنچه که خواسته باشم میتونم خلقش کنم و تجربش کنم
13. من بلد نیستم که ارتباط برقرار کنم و با یک دختر حرف بزنم :
من میتونم این تمرین رو انجام بدم و هر روز سعی کنم که بهتر بشم در ارتباط برقرار کردن
من نوشتن خواندن و کار کردن و پول ساختن رو هم بلد نبودم ولی کم کم توی مسیر قرار گرفتم و کار کردم و تمرین کردم بهتر شدم
پس در این زمینه هم من میتونم فقط باید تمرین کنم و زود ما امید نشم و ادامه بدم و بذارم تکاملم طی بشه
چون هر چیزی قابل یادگیری هست
الگوی عالی در این زمینه : استاااااااااد عزیزم
14. اگر من وارد رابطه بشم آزادیم رو از دست میدم
خدااااای من این هم پاشنه آشیل من هست
چقدر. توی این مدت خودم رو محروم کردم از ایجاد یک رابطه خوب چون همیشه بهانم این بود که چون میخوام مهاجرت کنم پس نباید سرب به پاک ببندم البته در ناخودآگاه من بود ن در زبانم
باور خوب:
اتفاقا اگر ازدواج کنم راحتتر میتونم مهاجرت کنم به آمریکا
الگو: استاد و مریم بانو
دوستم و همسرش که همیشه برای هم احترام دارند و آزادی بهم میدند و به ارزش های همدیگه احترام میگذارند
15. اگر خودم رو باز کنم و وجودم رو در رابطه بذارم حتما صدمه میبینم
16. برای ایجاد یک رابطه خوب باید کلی زحمت بکشم :
این مورد رو هم تا حدودی دارم
اما باور خوب
رابطه خوب خیلی ساده راحت و آسان بدست میاد و من براحتی به چنین رابطه ای میرسم
17. اگر وارد رابطه بشم وابسته میشم :
این هم ترسی هست که جلو ی من رو گرفته چون به نفر قبلی وابسته بودم
البته که درسش رو هم گرفتم و الان به لطف خدا یاد گرفتم که به هیچ چیز و هیچکس وابسته نشم و نباشم البته تا الان که موفق بودم به لطف خدا ازین به بعد هم بتونم روی خودم کار کنم
استادم ازت بسیار ممنونم که این آگاهی ها رو بهمون یاد دادی چقدر مسیرم کوتاهتر راحتتر ساده تر و لذت بخش تر شده الان فقط باید این ترمز ها رو به خودم یکسره بگم و باورهای خوبی رو ایجاد کنم .حتی باور ساختن رو هم سپردم به خدای بزرگ و خودش همه کارها رو انجام میده
البته که من هم باید حرکت کنم و ادامه بدم
خدایا شکرت
بنام الله مهربان
سلام خدمت استاد عزیز و مریم خانم گل
به به بازم فایل جدید و آگاهی های ناب و خالص
امروز از خداوند خواستم خدایتم کنه تا آگاهی های ناب تجربه کنم در مسیر رشد و تعالی و سعادت و خداروشکر در مسیر زیبای بروجرد به همدان رسیدم به این فایل و در شرایطی که از مسافرت لذت میبرم از این آگاهی ها هم لذت بردم واقعا خداروشکر.
استاد عزیز و گرامی نمیدونم شاید درست نباشه اینو بگم ولی دلم میخواد خیلی سفت و آب دار صورت ماهت رو ببوسم و بگم دمت گرم خیلی گلی خیلی قلب بزرگی داری که با این وضوح و بدون هیچ نگرانی داری یکی از موضوعات مهم و ترمز مهم خیلی از افراد را کاملا رایگان توضیح میدی.
واقعا عشقی و خوشبحال ما که شما استاد ما هستید.
استاد عزیز خداروشکر من در این زمینه اصلا مشکلی ندارم و یه عزیزدلی دارم فرشته و اینقد همدیگه را دوست داریم که ده روز پیش به دلیل مسائل کاری مجبور شدم عزیزدلم را بذارم خونه پدریش و برگردم خونه ولی اینقد این ده روز سخت گذشت برامون که الان با اینکه میدونم کمتر از 4ساعت دیگه میرسم پیش عشقم ولی دلم تاپ تاپ میزنه.
واقعا خداروشکر میکنم بخاطر این رابطه ای که با عشقم دارم و دلیل این رابطه هم برمیگرده به باورهام که خداروشکر در این مورد خوب بود.
من یادمه در دوران دبیرستان معلم دینی داشتیم که گفتن در حدیثی امام صادق گفتن اگر کسی در رابطه فقط دنبال زیبایی و اندام طرف باشه به هیچ کدوم از اینها نمیرسه ولی اگه کسی به دنبال کسی باشه که باخدا و دل پاک باشه به همه چیز ازجمله زیبایی میرسه(من نمیدونم این حدیث راسته یا نه ولی حس خوبی بهم داد و از همون اول مسیر را برام مشخص کرد که به دنبال یه دختر باخدا و مهربون باشم بقیه چیزها از جمله زیبایی خود به خود حل میشه)
یه باور دیگه که وحشتناک تاثیر گذاشته بود و همیشه یادم میاد این بود که یکی از معلمان دوران راهنمایی میگفت خانم ها به ظاهر مرد زیاد اهمیت نمیدن و همین که مرد اهل زندگی و کار باشه عاشقش میشن و چون منم خیلی کاری بودم از همون دوران راهنمایی مطمئن بودم همسر خیلی خوبی گیرم میاد.
و خداروشکر الان در رابطه ای هستم با عزیزدلم که همه فک و فامیل که روزی مخالف این رابطه بودن دارن حسرت میخورن.
اینقد همدیگه رو دوست داریم که هروقت یک روز از هم دور میشیم بشدت دلمون تنگ میشه.
خدارو صدهزار مرتبه شکر که در این مورد باورهام خوبه و لازم نیست انرژی صرف بهبود باورهام داشته باشم.
الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت تمام اتفاقات زندگیم..
الهی صدهزار مرتبه شکرت بخاطر وجود استاد نازنین و مریم خانم گل.
الهی صدهزار مرتبه شکر بخاطر این آگاهی ها.
عاشقتونم
به نام خداوند بخشنده پاکننده و مهربان
سلااام
سلامی پر از انرژی و ذوق خدمت عزیزان جان
استاد بزرگوار سلام عرض میکنم خیلی ارادت دارم عرض ادب خانم شایسته نازنین
دوستان گل هم که دیگه خود عشقین
ساعت سه صبحه 14 ساعت پای کار بودم خدلرو شکر خیلی خوش گذشت کلی بهبود دادم دوساعت هم هست دارم فایل گوش میدم دوبار الان گوش دادم این فایلی الهی رو یک بار هم ظهر
حالا چرا الهی
خداوند داره با من حرف میزنه
خدارو شکر من لایق دریافت معجزه همزمانی هستم و خدا در زمان مناسب داره من رو در مکان مناسب قرار میده
دوستانی که کامنت های من رو میخونن باید در جریان باشن که من چه تعهداتی در فایل نتایج دوستان اقای رضا عطار روشن دادم که نتایج فوق العاده ای هم گرفتم از اون فایل ها یاد گرفتم دسته چک نداشته باشم و پول قرض نکنم و کلی اصول دیگه رو وارد زندگیم کردم درست در زمانی که من داشتم اشتباهاتم رو تکرار میکردم اون فایل مانع من شد
این روز ها بعد از چندین سال که من خودم رو از داشتن رابطه عاطفی محروم کهرده بودم تقریبا از هفده سالگی من رابطه نداشتم تا الان که بیستو چهار سالمه به دلیل داشتن ترمز های بسیار مثل باور های مذهبی شدید و مثل این که زمان منو میگیره مثل این که از کار کاسبی منو میندازه و غیره خیلی از ترمز هام هم در طول این یکسال اشنایی با استا رفع شده مثل این که در دوره عژت نفس گفتن الان شرایط مالی خوبی نداری قرار نیست همیشه اینطور بمونه و …
اقا کار نداریم من بدون دیدن هیچ فایلی در رابطه با این موضوع موضوع داشتن پارتنر
چند روز پیش تصمیم گرفتم که از خدا بخوام که یک عشق واقعی و یک شخص عزیز با یه عالمه ویژگی خوب وارد زندگیم کنه دیروز تو خیابون یه دختر خانمی رو دیدم خیلی خوشم اومد ازش رفتم صداش کردم گفتم عذر میخوام من از شما خوشم اومده ایشون هم با لبخند و روی خوش گفتند که تو رابطه هستند و نمیتونن که شماره منو قبول کنند من هم ارزوی خوشبختی کردم براش و عذر خواهی کردم و رفتم به خودم گفتم محمد این خیلی خوبه که تو بعد از سال ها که با هیچ دختری راجب مسائل عاطفی صحبتی نکرده بودی تونستی این اقدام رو بکنی و درخواست کنی و صحبت کنی اما اجازه بده به خدا لابد شخص بهتری رو قراره وارد زندگیت کنه به شکل بهتری هدایتی تر و باید یه مقدار رو خودت کار کنی خب این اتفاق دیروز افتاد من امروز این فایلو دیدم استاد بین این همه موضوع که میتونست راجب گاز ترمز در اون موضوع ها مثال بزنه ولی راجب موضوع رابطه عتطفی صحبت کرد درست یک روز بعد از این که من تصمیم گرفتم یه نفر وارد زندگیم بشه خدا از دهن استاد با من حرف زد و حسابی اگاهی و استاندارد های من رو بالا برد خدایا شکرت
شکرت اوس کریم
دمت گرم که انقدر حواست به من هست
خدایا شکرت خیلی این فایل روی عزت نفسم تاثیر گذاشت خیلی نگاهم رو نسبت به خودم و وضعیتم تغیر داد حتما چند بار دیگه گوشش میکنم و تا چند روز دیگ خبر عشقی که خداوند داره برام اماده اش میکنه تا وارد زندگیم بشه براتون کامنت میزارم و خبر ورودش به زندگی زیبای خودم رو بهتون میدم
خخخخخ اصلا استاد میخوام باهات شرط بندی کنم قربون شکلت میخوام زیبا ترین دختر رو باهاش ارطبات بر قرار کنم زیبایی شامل همه چیز میشه هم درون هم بیرون انشالله خخخ استاد شیطون بودیا خودمونیم خخخ عاشقتم که انقدر صادق و خاکی و مشتی هستی الهی شکرت
معجزه هم زمانی
خدا حواسش بهم هست
من موجودی رها شده نیستم
وضحی …
استاد جونم مرسی خدارو شکر برای حضورت در زندگیم
مرسی که در همه ی ابعاد زندگی با شاگردانت کار میکنی دمت گرم
خدارو شکر
سلام داداش
دمت گرم چقدر راحت اقدام کردی
ماشالا آفرین داداش همین اقدام
کردن پاشنه اشیلمه ولی تو خیلی
راحت رفتی و درخواست دادی
فارغ از اینکه اون چه جوابی میده
دمت گرم من دارم کار میکنم روی
خودم ک راحت درخواست کنم
و برم جلو
موفق باشی داداش
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سید جان سلام عرص ادب
واقعیتش درخواست برام راحت ترم شد یه ده دوازده تا درخواست دیگه هم دادم دیگه خندم گرفته بود الانم دارم میخندم هر روز کارم شده بود قبل اینکه برسم در فروشگاهم یا تو راه باشگاه دو سه تا درخواست میدادم منی که اخرین بار هفت سال پیش تو سن هفده سالگی شماره دادم اره خلاصه خیلی راحت تا چند روز این کار رو کردم از لحاظ راحتی تو ذهنم راحتش کردم اول ارزش های خودمو مرور کردم تو ذهنم و دیدم خب یه دختر خوب باید از خداشم باشه با من وارد رابطه بشه خب یه چیز طبیعی هم هست معمولا من به عنوان یه اقا باید اقدام کنم و پیشنهاد بدم ولی دیدم من از هرکی خوشم میاد و میرم میگم یه جواب رو میشنوم ببخشید من تو رابطه ام خلاصه یه دختررو دیدم خیلی خوب بود از نظر من خیلی به دلم نشست اصلا همونی بود که میخواستم رفتم دنبالش صداش کردم و گفتم که من ازش خوشم اومده اونم با روی خیلی خوش شمارمو قبول کرد سید من انقدر محو این دختره شدم بعد نیم ساعت فهمیدم شماررو اشتباه دادن اقا از خنده مرده بودم
یه زنگی تو کلم به صدا در اومد
یاد حرف استاد افتادم استاد گفت اگر یچیزی داره تکرار میشه بدن یه چیزی داره تو کلت کار میکنه یه باور اشتباه سید من اعتقاد دارم کار های من چون توکلم به خداعه باید راحت بره جلو وقتی من ده دوازده بار درخواست دادم هیچ نتیجه ای نداد به خودم گفتم نباید انقدر سخت انجام بشه کاری که قرار توسط خدا انجام بشه این هم این موضوع که مهم ترین انتخاب زندگیمه چون رو راست من دنبال دختر بازی که نیستم من دنبال شریک زندگیمم شریک عاطفیم و یه شخص فوق العاده با ویژگی های مد نظرمو از خدا میخوام و دیگه درخواست نکردم و به خدا گفتم باید بهم نشونه بدی یعنی اگر کسی رو دیدم و خوشم اومد یه نشونه ای بهم بدی د که بهمم این خود خودشه بعد برم جلو حالا هم منتظر نشونه ام و چند از پا فشاری روی این درخواستم دست برداشتم که در عین شایستگی این نعمت توسط خدا بهم داده بشه و هرلحظه که نشونه رو ببینم اماده پیشنهاد یا اقدام هستم و ولی با این تفاوت که این سری دیگه جواب میده خخخخ سید جون اقای فاطمی ممنون بابت تحسبنت دمت گرم که ورزشکار هستی از عکس پروفایلت فهمیدم ماشالله پک مک کارو ساختی منم عاشق ورزشم عاشق تمرین و عاشق هرچی ورزشکاره دمت گرم انشالله خدا کسیرو به سمتت هدایت کنه که لیاقتتو داشته باشه و در کنارش از لحظه لحظه زندگی بیشار لذت ببری
یا حق
سلام داداش
اینکه باید کار آسون وراحت
پیش بره درسته ولی بعضی
موقع ها طرف اصن معلومه
ک میگه بیا باهام صحبت کن
ب اصطلاح آمار میده ولی من
سختمه برم ارتباط گیری کنم
انگار میخوام برم موشک هوا
کنم خخخ ولی خوب دارم
کارمیکنم یکم بهتر شدم و راحتر
میگریم
خیلی ممنون داداش بابت
تحسینت واین پک و بدن
نتیجه دوره قانون سلامتی
و ایشالا یه دختر فوق العاده
و عالی پیدا کنی
چرا با تلاش های فراوانی که داشته ام به هدفهایم نرسیده ام 2
به نام خدای غفور رحیم
با سلام خدمت استاد عزیزم خانم شلیسته ی عزیز و همه ی دوستان خوبم
خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد تا با جریان این آگاهی ها همراه بشم و با اونها بزرگ
خدا رو شکر که یکی از موضوعاتی که برای من هم سوال بود توی این فایل مورد بررسی قرار گرفت
این فایل انگار خودش ی دوره آموزشی بود برای من که به شناخت بیشتری از خودم برسم در مورد باورهایی که در مورد روابط دارم
با توضیحاتی که استاد دادن اینجا من میخوام یکی یکی بهشون بپردازم و ی بررسی از خودم به عنوان کسی که این خواسته رو از سن 18 سالگی تا الان داشته ولی بهش نرسیده داشته باشم اما قبلش میخوام ی اشاره ای به استعاره گاز و ترمز داشته باشم که استاد از اون برای نرسیدن به خواسته ها استفاده میکنن
راستش رو بخواین من فکر میکردم که نهایتا یکی دو ترمز داشته باشم در مورد موضوع ازدواج و کافیه که اینا رو شناسایی کنم و پام رو از روشون بردارم و دیگه تمام. اما با این فایل فهمیدم که ترمزهای زیادی دارم که باید روشون کار کنم .
با دیدن و شنیدن این فایل و نقشی که باورها توی بدست اومدن نتیجه دارن یاد دوره روانشناسی ثروت یک استاد افتادم که استاد میگن برای اتفاق افتادن نتیجه تمام باورها ی مربوط به اون موضوع باید درست بشن تا نتیجه اتفاق بیفته یعنی همون مثال پازلی که میگن که تمام قطعات پازل باید درست کنار هم قرار بگیرن
با این توضیحات ذهن من رفت سراغ ریشه ی ی درخت که اونهمه ریشه ی درهم تنیده باعث میشن که مواد مغذی به اون درخته برسه و رشد کنه و بزرگ بشه و طبیعتا اگر ریشه ای نباشه درختی هم شکل نمیگیره .اگر ریشه باشه و قوی نباشن ی درخت ضعیفی به بار میاد که با هر بادی میلرزه و شدیدا تکون میخوره
تازه استاد مثال ترمز و گاز رو که زدن یاد ماشین های آموزشی رانندگی افتادم که علاوه بر ترمز و کلاچ اصلی ی ترمز و کلاچ هم سمت مربی هست که اونهم میتونه اونا رو فشار بده و ی اقداماتی رو انجام بده .هرچند که در ظاهر امر داره به من نوعی کمک میکنه که اشتباه نکنم اما به نظرم ی جورایی داره جلوی پیشرفت من رو میگیره چون نمیزاره اشتباه کنم و درسش رو بگیرم و این مربی همون افراد به اصطلاح دلسوز من توی جامعه و خانواده بودن که در ظاهر برای کمک به من اونا هم ی مواقعی محکم پا گذاشتن روی ترمز های من و من هرچی گاز میزدم ماشینه نمیرفت .یعنی من سوار ماشینی بودم که اختیارات من رو محدود کرده بوده چرا ؟
چون من اجازه دادم بودم اونا اینکا رو بکنن و این شرایط من بود قبل از آشنایی با استاد
نمیخوام وارد جزییات بشم فقط این رو بگم که من جز اون دسته افرادی نبودم که نمیتونستن فردی رو جذب کنن تا وارد رابطه بشن اتفاقا برعکس افرادی زیادی رو جذب میکردم از همون سن دبیرستان من خواستگار داشتم اما یا مناسب نبودن یا اگر مناسب بودن به ازدواج منجر نمیشدن و همیشه این سوال توی ذهن من بود که چرا اینجوریه ؟چرا؟
تازه بعد از آشنایی با استاد فهمیدم که همه چی داره از درون من نشات میگیره اما نمیدونستم که دقیقا چی هست که نمیزاره این اتفاقه بیفته
اما امروز با این فایل متوجه شدم که نباید بگم چی هست باید بگم چه چیزهایی هست چون فهمیدم خیلی چیزها هستن که نمیزاره این اتفاق بیفته و این در حالیه که من الان نسبت به من 4 سال پیش خیلی بهتر و بزرگتر شده از همه لحاظ ولی توی ناخودآگاهش داره ی چیزهایی ران میشه در مورد روابط که اتفاقات بیرونیش رو داره رقم میزنه
استاد عزیز شما توی دوره روانشناسی ثروت میگین که ما وقتی میتونیم به خودمون کمک کنیم که بپذیریم اون باورهای نادرست رو در مورد ثروت داریم یعنی قدم اول پذیریش اینه که من دارم این باورها رو هرچند ناخودآگاه و حالا قدم بعد اقدام برای اصلاح اون باورها و جایگزین کردن اونا با باورهای درسته اونم آگاهانه یعنی اون باورهای نادرست دارن ناآگاهانه و موذیانه کار خودشون رو انجام میدن حالا ما بیایم آگاهانه و با صداقت باهاشون روبرو بشیم و محترمانه دست به اصلاحشون بزنیم
الان اینجا هم من نوعی باید با صداقت بشینم خودم رو بررسی کنم ببینم کدوم یک از این باورها رو دارم و بپذیرم اینها رو و بعد اصلاح کنم اونا رو .مقاومت ها رو بزارم کنار و محترمانه باهاشون برخورد کنم .بپذیرم که تا حالا جزیی از من بودن ناآگاهانه و حالا من میخوام نوع مرغوبی ازشون رو به ذهنم بدم تا ذهنم تمایلی به استفاده از اون انواع نامرغوب نداشته باشه . پس بسم الله :
1. ارتباط زیبایی ظاهری با برقراری رابطه ی عاطفی :
باور نادرست : برای برقراری ارتباط باید ظاهری زیبا داشته باشم :
توی این مورد من تا قبل از آشنایی با استاد به شدت این باور رو داشتم و جوری بود که اصلا از قیافه ی خودم خوشم نمی اومد و خودم رو دوست نداشتم و وقتی میرفتم جلوی آینه از خودم بدم می اومد .با آشنایی با استاد و کار کردن روی دوره های دوازده قدم و عزت نفس و به صلح رسیدن من خیلی توی این زمینه بهتر شدم و این باور کمرنگ شد
من با وجود اینکه این باور رو داشتم ولی هیچ وقت به این فکر نکردم که با جراحی زیبایی بخوام خودم رو زیبا کنم اعتقادی به این کار نداشتم و البته که الان دیگه اصلا قبول ندارم این چیزها رو و خودم رو اینجوری که هستم پذیرفتم
همین جا عنوان کنم که یکی از فامیل های دورمون که خودش قیافه ی زیبایی داره درگیر این مسایل شده و همین باعث اختلاف و درگیری ایشون با شوهرش شده چون قبل از این اقدامات خیلی زیبا تر و جذاب تر بود و الان دیگه غیر طبیعی شده
باور درست مقابل این باور :
زیبایی درون و سیرت مهمه نه زیبایی ظاهری و هر کسی به ی شکلی توی نوع خودش زیبا هست
ی نمونه توی این مورد : یکی از دوستانم اصلا زیبا نیست تازه از نظر دیگران زشت هم هست ولی با ی نفر که خیلی زیبا هست ازدواج کرده و اینا ی رابطه ی خیلی خوبی با هم دارن چون ویژگیهای درونی خوبی داره
و در عوض یکی از دخترهای همسایمون که خیلی زیبا هستن با ی نفر ازدواج کردن که خیلی زود از هم جدا شدن و طلاق گرفتن چون هم فرکانس نبودن و صرفا بخاطر زیبایی دختره باهاش ازدواج کرد و دختره هم صرفا به خاطر کارمند بودن ایشون
همین دو تا مثال کافیه که برای من منطقی بشه که زیبایی ظاهری فاکتور اصلی برای برقراری رابطه ی خوب نیست
اقدامات برای تقویت این باور درست :
پیوند زدن ارزش ها به زیبایی های درونی که قابل بهبودن
عشق بی قید و شرط به خودمون
ارزش برای خودمون قایل شدن
———————————————————————————————————————
2. رابطه ی برقراری ارتباط با توانایی های شغلی خاص:
باور نادرست: توانایی شغلی عامل کلیدیه برای برقراری ارتباط
باید اعتراف کنم که این باور رو داشتم من قبلا اونم به شدت یعنی اونقدر از دور و اطرافم شنیده بودم که دختر ارزشمند دختریه که کارمند باشه و شاغل باشه که این به ی ارزش برای من تبدیل شده بود و چون نتونسته بودم بهش برسم خودم رو بی ارزش میدیدم و خیلی روی این موضوع کار کردم که درستش کنم .الان خیلی کمرنگ تر شده
باور درست : ارزش قایل شدن برای توانایی های درونی کلیدیه برای برقراری ارتباط
وقتی استاد این توضیحات رو دادن من دو تا مثال اومد توی ذهنم از دو تا خانواده که دخترهای زیادی دارن یکیشون همسایمونه و یکیشون فامیل دور و اما وضعیت ارتباطی دخترهای این خانواده ها:
دو تا از دخترهای همسایمون پزشکن ولی یکیشون خیلی زود ی ازدواج عالی کرد با ی پسری که همه تعجب میکنن از زیبایی اون پسره درصورتیکه دختره اصلا زیبا نیست و تازه پسره متخصص هم هست
اما اون یکی که باز هم پزشک هست و از این بزرگتره تا حالا ازدواج نکرده با وجود اینکه پزشک هست و درآمد و خونه و ماشین .درصورتیکه اون یکی خواهرش هیچکدوم از اینها رو هم نداشت و تازه فارغ التحصیل شده بود و زیبایی هم نداره
یکی دیگه از خواهرهای این دو تا نه اصلا شاغله و نه زیبایی داره ولی خیلی راحت ازدواج کرد و الان زندگی خیلی خوبی داره
در مورد اون یکی خانواده که فامیلمون هم هست :
یکی از دخترهاش شاغله ولی نتونسته تا حالا ازدواج کنه درصورتیکه خواهر کوچکترش شاغل هم نیست ولی خیلی زود ازدواج کرد و الان رابطه خیلی خوبی هم با شوهرش داره و بخاطر اعتماد به نفس بالایی که داره با همه زود ارتباط برقرار میکنه
پس توانایی شغلی هم فاکتور اصلی برای برقراری رابطه ی خوب نیست
اونایی که موفق شدن توی این زمینه از لحاظ درونی برای خودشون ارزش قایل بودن که این اتفاق براشون افتاده
———————————————————————————————————————
3. باور نادرست : پسر یا دختر خوب برای ازدواج نیست
آخ که چی بگم از این باور که الان فهمیدم توی من خیلی ریشه داره که پسر خوب هم سن من برا ازدواج خیلی خیلی کمه نه اینکه پسر خوب کمه .یعنی من باور دارم که پسر کم سن و سال برای ازدواج زیاده اما پسر هم سن من نه کمه.
واسه همین هم بعضی وقتا افرادی رو جذب میکنم که قبلا سابقه ی ازدواج و طلاق رو داشتن .هرچی هم سعی میکنم این باور رو درستش کنم عین سیمان چسبیده به ذهنم شاید چون فقط دارم محیط اطرافم خودم رو در یک بعد خیلی کوچیک میبینم که همش اون باور نادرست رو تقویت میکنه .این اون شاه ترمز اصلی نرسیدن من به خواستمه چون الان که دارم بررسی میکنم این باورها رو میبینم اون دوتای بالایی خیلی توشون بهتر شدم و این اون ترمزیه که من باید روش کار کنم بطور جدی چون خیلی باهاش مقاومت دارم
باور درست : پسر خوب هم سن من برای ازدواج زیاده من باید توی مدارشون قرار بگیرم اگر من نمیبینم مشکل از منه نه اینکه نیست
———————————————————————————————————————
4. احساس لیاقت و تجربه رابطه ی عاطفی :
باور نادرست : من لیاقت یک رابطه خیلی عاشقانه رو ندارم
در مورد روابط هرچی فکر کردم چیزی بر بودن این توی ناخودآگاهم پیدا نکردم ولی توی کارم چرا بعضی وقتا این فکر که کارم ارزش نداره میاد توی ذهنم یا اینکه نباید اینقدر پول درآوردن راحت باشه و بلافاصله روند مالی متوقف میشه
———————————————————————————————————————
5. جذب کردن افراد نامناسب :
باور نادرست : من فقط افراد نامناسب رو جذب میکنم :
این مورد برای من هم ی ترمز قویه انگار چون من هم افراد نامناسب زیادی رو جذب کردم از جمله افرادی که هم سابقه ی اعتیاد داشتن هم طلاق .حتی بعضی وقتها هم پیشنهاد از طرف افراد متاهل رو داشتم یا پسرهای جوانی رو جذب میکردم که از لحاظ مالی و کاری مشکل داشتن واین یعنی من این باور رو دارم .ناخودآگاه چیزی که دوست نداشتم رو داشتم جذب میکردم که اون هم خودم بعدا فهمیدم بخاطر حس حمایتگریم بوده که قبلا داشتم که میخواستم ناجی زندگی دیگران باشم
اقدام : باید این الگو رو بشکنم که قرار نیست این تکرار بشه چون من تغییر کردم و دارم تغییر میکنم و اونا نتیجه ی فرکانس های قبلی من بوده و اینکه دیگه نمیخوام ناجی کسی باشم و حامی کسی
————————————————————————————————————
6. سرانجام روابط :
باور نادرست : تمام روابط به جدایی و رنج و غم منجر میشن :
سرنخی از این رو توی وجود خودم پیدا نکردم
باور درست : رابطه ی خوب میتونه ادامه دار باشه تازه اگر به جدایی هم بکشه فرصت رشد و پیشرفت و لذت رو داشتی
—————————————————————————————————————-
7. رابطه ی عاشقانه و سن :
باور نادرست : رابطه ی عاشقانه محدود به سن خاصیه
این باور رو من داشتم و دارم متاسفانه که توی مورد بالا بهش اشاره کردم و باید باز هم روش کار کنم
باور درست : رابطه ی عاشقانه میتونه توی هر سنی شکل بگیره
————————————————————————————————————
8.رابطه ی عاشقانه و بی نقص بودن :
باور نادرست : من باید برای ازدواج پرفکت باشم :
این باور قبلا در مورد طرف مقابل برای من خیلی بولد بود که اون طرف باید پرفکت باشه از همه لحاظ خوب باشه و همین باعث میشد که همش بدنبال نقطه ضعف های خواستگارام باشم تا نقاط قوتشون و بعضی وقتها اصلا اجازه نمیدادم طرف بیاد جلو و باهاش صحبت کنم همون کمالگرایی .
باور درست : هیچ کس توی دنیای مادی پرفکت نیس و همه ی سری نقاط قوت و ضعف دارند که باید تمرکز رو گذاشت روی نقاط مثبت افراد
9.رابطه ی عاطفی و خیانت :
باور نادرست : همه ی مردها خیانت کارن
خوشبختانه این تفکر رو نداشتم و الان که دیگه اصلا ندارم مخصوصا با دیدن رابطه ی استاد و مریم جان و رابطه های زیبایی که دوستان نوشتن دارن توی سایت
————————————————————————————————————
10. رابطه عاطفی و پولدار بودن :
باورنادرست : دختر پولدار فرصت بیشتری برای ازدواج داره
قبلا این باور رو داشتم فکر میکنم الان هم اثراتی ازش توی ذهنم باشه اونم به شکل دختری که شاغل باشه و مخصوصا کارمند باشه و سنش هم کم باشه فرصت بیشتری برای ازدواج داره
باور درست : رابطه عاطفی برقرار کردن ربطی به پول داشتن یا نداشتن نداره و ارزش وجودی ی آدم رو میزان پولش مشخص نمیکنه
——————————————————————————————————————————-
11. تنها بودن :
من قبلا دقیقا این باور رو داشتم که چون مورد زیاد بود ولی به ازدواج منجر نشد ی موقع هایی به خودم می گفتن تنها باشم بهتره یعنی انتخابم تنهایی نبود برای فرار بود .اما الان خدا رو شکر همچین حالتی رو ندارم و دوست دارم برای لذت بیشتر ازدواج رو تجربه کنم یعنی تنها هستم و به میزان خوبی هم آرامم و دارم لذت میبرم اما دوست دارم ی تجربه جدیدی رو با ی زندگی جدید داشته باشم
——————————————————————————————————————————-
12. رابطه ی عاطفی و سرنوشت:
باور نادرست : تقدیر بعضی افرا داینه که وارد ی رابطه ی عاطفی خوب نشن
این باور رو نداشتم و ندارم
باور درست : چیزی به اسم تقدیر و سرنوشت وجود نداره همه چی باوره
—————————————————————————————————————————-
13. رابطه عاطفی و بلد یا نابلد بودن :
باور نادرست : چون بلد نیستم نمیتونم رابطه ی عاطفی برقرار کنم
قبلا این باور رو داشتم اما الان ندارم
باور درست : اصول ارتباط قابل یادگیری هستن و میشه با یادگیریشون رابطه ی خوبی رو برقرار کرد
——————————————————————————————————————————
ی نکته ای رو هم اضافه کنم که :
قبل از آشنایی با استاد من به خاطر این موضوع ازدواج نکردن خیلی حس و حال بدی رو داشتم و این موضوع به شدت من رو نگران میکرد مخصوصا با محیط کوچکی که دارم توش زندگی میکنم که آمارت دست زنهای همسایه هست و حتی میدونن چند تا مانتو شلوار داری و چند تا کفش و …. ( لبخند لطفا )
ولی با آگاهی هایی که توی این چند سال کسب کردم خیلی آرام هستم و اگر هم حسم بد بشه خیلی جزیی و زودگذره و زود میام توی مسیر
الان هم که این باورها رو از خودم کشیدم بیرون هم در کمال آرامش این کار رو کردم واصلا احساس بدی نداشتم چون هدفم شناخت بیشتر خودم بود با رفتن توی عمق ناخودآگاهم
سپاسگزارم استاد عزیزم و خانم شایسته ی عزیز
به نام خداوند هدایتگر
سلام نسرین عزیز
وقتی استاد جان گفتن میخوایم ترمزهای روابط و بررسی کنیم ناخودآگاه شما اومدین تو ذهنم و خیلی برات خوشحال شدم چون تو کامنت های قبیلی با هم صحبت کرده بودیم راجبش و میدونستم که دوست داری تو زمینه روابط به هدفت برسی
مشتاق خوندن کامنتت بودم و خوشحال شدم که نوشتی و ازت ممنونم که این آگاهی های با ارزش و جاری کردی عزیزم
نسرین جون واقعا خیلی بینظیر تشبیه کردی و مثال ماشین های آموزش رانندگی رو زدی
اون پدال ترمز زیر پای مربی مثل دلسوزیهای دیگران میمونه
ممنونم خیلی عالی بود خیلی نکته ازش گرفتم
من خودم فکر میکردم که خوب من که ازدواج کردم و شاید یه سری مباحث که استاد گفتن مربوط به من نباشه و بیشتر دوست دارم ترمزهام رو تو بحث ثروت پیدا کنم
ولی خوشحالم که استاد اومدن راجب روابط گفتن چون دقیقا یه سری ترمزها رو تو خودم پیدا کردم در زمینه روابط که دقیقا جلو ورود ثروت به زندگی من رو گرفته بود
و من ثروت میخواستم ولی نمیدونستم پام رو ترمز هست و ترمزم مربوط به روابطم هست
و از همین امروز که با آگاهی هایی که خداوند بهم داد فهمیدم این ترمز و دارم و اومدم دارم باورهای مناسب و میسازم از همون لحظه نشانه ها شروع شد
از همون لحظه
و ممنون که اشاره کردی برای رسیدن به خواسته ها همه چیز باید درست باشه در همه جنبه ها
حتی وقتی این ترمزم رو پیدا کردم بازم دیدم همه چیز عزت نفسه
همه چیز رسیدن به صلح درونه
همه چیز برمیگرده به اینکه خودمون رو ارزشمند بدونیم
و دوست داشتم یه مورد بگم راجب اینکه گفتی ترمزم اینه پسر کم سن برای ازدواج زیاده ولی هم سن من نه کمه
ما کارمون عکاسی هست
خیلی خیلی عروس و داماد میان که کم سن و سال نیستن و اتفاقا ازدواج اولشون هست
یعنی من خیلی زیاد میبینم این موارد رو
اصلا همین چند وقت پیش ما یه عروس و داماد داشتیم که فکر کنم حدودا 60 سالشون میشد و ازدواج اولشون هم بود
یعنی میخوام بگم تو سن 60 سالگی هم طرف ازدواج کرده و یه رابطه خیلی زیبا این زوج با هم داشتن حالا شما که خیلی سنت کمتر هست
و ما انقدر تحسینشون کردیم که بی تفاوت نسبت به حرف مردم اومده بودن عکس و فیلم هم میگرفتن
بعد دیدم چقدر عزت نفس دارن و چقدر با خودشون در صلح هستن
نسرین عزیزم خیلی از خوندن کامنت هات لذت میبرم
از صمیم قلبم برات آرزو میکنم به هر آنچه دوست داری برسی در پناه خدای مهربان
سلام به مونا جان عزیزم چقدر خوشحال شدم که پاسخت رو دیدم . شما و آقا اسماعیل الگوی خوبی توی روابط برای من هستین ممنونم که باز هم برام نوشتی . آره عزیزم منم مثل شما اولویت اولم رو بار اول توی دوره حل مسایل نوشته بودم استقلال مالی اما بعدا فهمیدم که تا روابطم درست نشه اون یکی درست نمیشه واسه همین بار دوم اولویت اصلیم رو گذاشتم حل مساله رابطم و دارم روی اون کار میکنم و وقتی استاد فایل قبلی رو گذاشتن خیلی دوست داشتم راجع به روابط صحبت کنن که خدا رو شکر این خواسته ی من محقق شد .راستش مونا جان امروز بعد از سر تسلیم فرودآوردن در مقابل ربم خداوند خیلی واضح و مشخص بهم گفت که چه کدی باید بنویسم برای نه تنها روابطم بلکه توی همه چیز از طریق کامنت نفیسه جان شما هم اگر تونستی کامنتش رو بخون . چقدر مثالی که زدین برام جالب بود و ی فکت عالی .میدونم عزیزم رابطه ی عالی رو با همسرت دارین و توی ی مسیر هستین و خواسته ی مالیتون رو هم درک میکنم چون خواسته ی هممون هست . ان شاالله که بزودی زود در مدار ثروت بی نهایت قرار بگیرین . بازم ممنونم
نسرین جان چقدر لذت بردم از این درکت
اون جمله که گفتی دخترای شاغل ازدواج نکردن
من یاد ی الگوی ذهنیم انداخت که
دخترایی که تحصیل میکنن و شغل خوب دارن
چون ب استقلال مالی میرسن
سخت گیر میشن
و راحت ازدواج نمیکنن
و اینکه توقعشون بالا میره
و منم تایید میکردم
که دختری که مستقل باید همسرش ازش بالاتر باشه
ن اینکه دختره بخواد خرج اون مرد بده
سلام به دوست عزیزم .من خودم جز این دسته از دخترها بودم که متاسفانه این باور رو داشتم که اگر پسر
خیلی جوانی میاد سراغ من برای کار و مسایل دیگه میاد سراغم نه به خاطر خودم و همین ترمز باعث شده بود پسران جوانی رو جذب کنم که شغل مشخصی نداشتن و استقلال مالی نداشتن . مرسی عزیزم که یادآوری کردین که حواسم به این ترمزه باشه
چقدر این فایل ارزشمنده خدای من
همین یه دونه فایل تون ارزشش از کل پکیج های اساتید مختلف ک دیدم ارزشمندتره
ممنون از این همه سخاوت تون استاد
بخاطر همین سخاوت تونه ک آدم با عشق محصولات تونو میخره
درمورد مطالب این فایل میخام الگوهایی ک دارم رو بگم
یه دوستی داشتم ک هیچکدوم از فاکتور های یه پسر جذاب رو نداشت
یعنی قدکوتاه ترین رفیقم بود ، صدای جذابی نداشت ، چهره ی جذابی نداشت ، موهای پرپشتی نداشت ، وضعیت مالیش خوب نبود ، یعنی هرچی جمع رفیقای ما فکر کردیم ک چرا این آدم همیشه روابط خوبی داره نتوستیم به نتیجه برسیم
درصورتی ک بقیه دوستان خیلی جذابیت بیشتری داشتن
حتی اون اخلاق هم نداشتا
ولی یه چیزی خیلی داشت ، اونم احساس لیاقت و عزت نفس ، عاشق خودش بود همونجوری ک بود ، به قول معروف برای خودش نوشابه باز میکرد و این یشر روابطش همیشه عالی بود
آدمای فوق العاده ک بقیه دوستام آرزشو داشتن این به دست میاورد و همه دخترا عاشقش میشدن
یک الگوی دیگ هم تو هم کارام داشتم اونم همینجوری ، اون فاکتور های جذابیت رو از نظر ما نداشت و حتی اولین بار ک آدم میدیدش تو دلش مسخره میکرد اما به محض اینکه شروع به صحبت کردن میکرد همه عاشقش میشدن ، به جایی رسید بعد از یک هفته ک اومد تو شرکت مون کل شرکت میشناختش و عاشقش بود حتی خود من
از یه جایی به بعد تو زندگیم متوجه شدم ک زیبایی ظاهری اصلا مهم نیست ، من خودم با آدم های زیبایی ارتباط برقرار کردم اما بعد از دو روز به دلیل ویژگی های شخصیتیش ازش زده شدم و فقط میپیچوندمش
به ظاهر خیلی زیبا و خوش اندام بودن ولی قضیه ظاهر نیست ، درون آدم مهمه واقعا
واقعا همه چی به باورها برمیگرده مخصوصا باورهای احساس لیاقت ، باور فراوانی ، و این باوری ک همه چیزو خودمون با باورهامون رقم میزنیم