چرا با وجود تلاش فراوان، به خواسته‌هایم نرسیده ام؟ | قسمت 2 - صفحه 12 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

957 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سارا محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1689 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    خدایا منِ نقطه، هیچی نمی دونم تو دانای نهان و آشکاری

    تو رب العالمینی

    پس از خزائن علم و حکمتت بر علم و حکمتم بیفزای … علم و حکمتی از جنس علم و حکمت سلیمان

    خدایا از شر نجواهای ذهنم… از شر باورهای ناهماهنگم … از شر قل و زنجیرهای نامرئیِ باورهای محدودکننده ام، به تو پناه میبرم… خدایا من اماده ام… من محیا هستم… کمکم کن ظرفم بزرگ تر بشه و از سرراست ترین مسیر به مدارهای بالاتر مهاجرت کنم… چونکه تو بهترین هادی و حامی هستی ای رب العالمین

    ای خیر الرازقین… ای ارحم الراحمین… ای کریم… ای غنی… منو از عوامل بیرونی بی نیاز کن … منم می خوام غنی بودن رو در همه ابعاد از سرراست ترین و لذت بخش ترین مسیر، تجربه کنم

    آمین

    ==================================

    چرا با وجود تلاش فراوان به خواسته ام نرسیده ام؟2

    اگر باورهای ناهماهنگ داشته باشی مهم نیست چقدر تلاش می کنی، به خواسته ات نمی رسی

    انگار داری رو تردمیل می دوی

    اما وقتی باورهای هماهنگ داشته باشی، همزمانی ها اوکی میشه و هدایت میشی به ایده ها و افراد و زمان و مکان مناسب و اگر به اون ایده عمل کنی، تلاشت نتیجه میده

    مثال خواسته: فرد مناسب برای رابطه

    برخی از ترمز های این خواسته⬅️

    1. من ظاهر جذاب و خوشگلی ندارم

    ریشه اش: کمبود احساس لیاقت و عزت نفس… اون ظاهر خودشون رو دوس ندارن و میرن سراغ عمل های جراحی… ارزشمندی شون رو گره زدن به ظاهر جذاب و خوشگل و بعد تلاش می کنن اون بیرون رو درست کنن در حالیکه اون بیرون هیچی غلط نیست باید درون رو تنظیم کرد…

    چـــــــــــــرایی رفتار( عمل های زیبایی)؟؟

    من جذاب نیستم پس این همه هزینه می کنم جذاب بشم

    آیـــــــا با قانون خدا هماهنگه؟ خیر

    رفتاری که ریشه اش خلأ باشه، نتیجه میشه خلأ بیشتر… حتی باوجود عمل های جراحی، باز راضی نیست چون اون باور درست نشده که

    چـــــــه فرکانسی به جهان ارسال می کنه؟

    من لایق نیستم… جهان براش بی لیاقتی بیشتر ترجمه می کنه…

    باور درست⬅️ زیبایی به ظاهر نیست بلکه به درون آدمه… هرکس به نحوی زیباست… الگوهایی که ظاهر مورد قبول جامعه رو نداره ولی رابطه‌ی عاشقانه خلق کرده…مگان مارکل همسر معروفترین شاهزاده دنیا

    خودتو همین طور که هستی بپذیر و خودتو دوست داشته باش یعنی با خودت به صلح برس… اون وقت خدا هماهنگی های بیرونی رو برات اوکی می کنه که اتفاقا کسی میاد تو زندگیت که ظاهر تو یکی از آرزوهاشه…

    2. من توانایی خاصی ندارم… یعنی استانداردهای آدم موفق از دید جامعه رو ندارم…

    الگوی نقصش رو پیدا کن مثل جورجینو که فروشنده بود و با رونادلو آشنا شد

    من نباید خودمو هماهنگ کنم با تعاریف جامعه از موفقیت… من باید توانایی های خودمو باور کنم

    جورجینو مگه پزشکه، مگه وکیل، مگه توانایی خاصی داره ولی اینقدر محبوبه چون خودشو دوست داره و خودشو باور داره… همه چی فرکانس

    3. باور کمبود

    همه ادم های درست و حسابی ازدواج کردن، دیگه فرد مناسب نیست که … این باور فرکانسی ارسال می کنه که جهان برات لاجرم افراد نامناسب رو ترجمه می کنه نه به این دلیل که افراد مناسب نیست بلکه تو در مدارشون نیستی… این باور باعث میشه اصلا تلاشی نکنی برای خلق رابطه

    باور درستش: همیشه آدم های فوق العاده هست و هر روزم دارن بیشتر میشن

    4. من لایق یه رابطه‌ی عاشقانه نیستم

    من ادم مناسبی نیستم…

    اگر فرد تو زمینه های دیگه باور خوبی داشته باشه و فرد مناسبی رو جذب کنه، اما با این باور گند میزنه و به طرز عجیبی رابطه از هم میپاشه… (اون خیلی بهتر از منه)

    همه چی فرکانس… کلام مهم نیست

    5. من همیشه آدم های نامناسب رو جذب می کنم… اون پترن های افراد نامناسب، به خاطر باورهای قبل من بود… قرار نیست گذشته ی من ادامه پیدا کنه به آینده… اگه فرکانس هام تغییر کنه، لاجرم ترجمه‌ی جهان هم تغییر خواهد کرد

    6. همه ی روابط به رنج و ناراحتی و جدایی ختم میشه… به خاطر همین، اون اول خوب رو هم شروع نمی کنن…

    پیدا کردن الگوهایی که مدت ها با خوشی ادامه داره… حتی اگه به جدایی ختم بشه باعث رشد تو میشه، باعث میشه خواسته هات واضح بشه البته که یه عالمه خاطرات خوب هم تجربه کردی..‌. یه تجربه خوبو از دست بدی به خاطر اینکه ممکنه آخرش بد باشه!!!…. اگر در مسیر درستی باشی، یعنی فرکانس های مناسب ارسال کنی، فقط می تونه خوشی باشه و خوشی

    6. من برای تجربه یه رابطه عاشقانه خیلی جوانم، خیلی پیرم و …

    الگو پیدا کن مثل بریژیت تروینو همسر مکرون (رئیس جمهور فرانسه) که 24 سال بزرگتر از اوست و در واقع معلم مکرون بوده و مکرون با یکی از دختران همسرش هم کلاسی بوده

    7. من باید پرفکت باشم تا یه رابطه رو شروع کنم… هیچ ادمی بی نقص نیست چون در جهان مادی افراد باید رشد کنن و فرد بی نقص نیازی به رشد نداره…

    تو خودتو با همین نقص ها بپذیر و روشون کار کن و بدون که این یه مسیر همیشگی … خودتو لایق بدون، اون وقت جهان هماهنگی های بیرونی رو برات اوکی می کنه و افراد فوق العاده ای رو برات میاره

    8. افراد همیشه خیانت می کنن… این باور باعث میشه اصلا وارد رابطه نشی و اگر بشی هم تجربه اش کنی با مدام کنترل کردن ها و چک کردن هات و ترس هات…

    9. من پولدار نیستم

    ارزشمندیش رو به این عامل گره میزنه

    شاید الان به خاطر باورهای نامناسب قبلی ام شرایط مالیم اینه اما قرار نیست در آینده هم همین باشه… این شرایط ابدی نیست که…

    جورجینا صبح ها با اتوبوس میرفت سر کار و شب ها با بوگاتی رونالدو بر می گشت…

    10 . من دوست دارم تنها باشم… چــــــــرایی این تصمیم؟؟ گاهی این تصمیم به خاطر انتخاب توعه ولی خیلی وقت ها به خاطر ترس های توعه چون خیلی تلاش کردی و نشده… ما انسان ها موجودات اجتماعی هستیم و یه رابطه عاشقانه واقعاً اضافه می کنه به زندگی…

    11. عشق به من نمیاد… این سرنوشت منه… خواهرمم اینجوری و …

    همه چی فرکانس… فرکانس ارسال می کنی و جهان لاجرم ترجمه می کنه… هیچ خواسته و صلاحی از طرف خداوند برای ما وجود نداره… خواست خداوند اینکه ما به خواسته هامون برسیم چه زندگی بهشتی چه زندگی جهنمی…

    من خالق 100% زندگیم هستم و تقدیر رو نمی پذیرم.. صلاح خداوند رو نمی پذیرم

    12. من اصلاً بلد نیستم رابطه برقرار کنم… اصلاً بلد نیستم با مردا ارتباط بگیرم و حرف بزنم… و باعث میشه اصلا نخوام این کار رو شروع کنم…

    مگه ما تو شکم مادرمون چیزی بلد بودیم… خواندن و نوشتن بلد بودیم؟؟… راه رفتن و غذا خوردن بلد بودیم؟؟… یاد گرفتیم… ادم یاد می گیره… هر چیزی قابل یادگیری…

    13. اگه من وارد رابطه بشم، آزادیم رو از دست میدم… چون فکر می کنیم، رابطه عاشقانه یعنی اسارت… یعنی کنترل شدن… استاد من این باور رو داشتم و دارم… خبر خوب اینکه دارم روش کار می کنم

    در حالیکه رابطه واقعی هر فردی آزادی خودشو داره، سلایق خودشو داره، علایق خودشو داره و هر دو نفرم هم احترام میزان به سلایق و علایق هم… اصلا این جذابیت یه رابطه قشنگه…

    14. اگه من خودمو تو رابطه باز کنم حتما صدمه می بینم

    15. برای رابطه باید کلی زحمت بکشی آخرشم معلوم نیست چی میشه…

    16. تو روابط نمیشه به ادما اعتماد کرد

    17. اگر من بخوام وارد رابطه بشم باید ماسک بزنم و شخصیت خودمو عوض کنم

    18. من نیاز دارم یکی منو کامل کنه… من کامل هستم اونم کامله قرار نیست ما همو کامل کنیم قرار از کنار هم بودن لذت ببریم

    19. اگه وارد رابطه بشم وابسته میشم

    20. من یک سری ویژگی هایی دارم که هیچ کسی منو نمی فهمه

    ++آیا به غرور سازنده‌ام بر می‌خورد که با این همه قدرت خلق کنندگی، عمرم را در حسرت تجربه شرایط دلخواهم تمام کنم؟

    ++ آیا باز هم این قدرت درونی ام را برای خلق شرایط دلخواهم دست نخورده نگه می‌دارم ؟

    ++ آیا باز هم روی این گنج می‌خوابم و برای تغییر اوضاعم چشم به افتادن یک گونی پول از آسمان می بندم؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
    • -
      سارا محمدی گفته:
      مدت عضویت: 1689 روز

      سلام به استاد عزیزم

      سلام به مریم جاااانم

      سلام به دوستان مدار بهشت

      امروز که چهاردهم اسفند، و من 14 روز که هم مدار شدم با دوره هم جهات با جریان خداوند، بازم این نشونه امروزم بود…

      خب خداروشکر از 20 بهمن که شروع کردم به سناریو نویسی و رابطه دلخواهم رو سناریو می کنم، استاد می بینم که اون مقاومت های قبل رو ندارم

      چون خیلی راحت و بدون مقاومت تونستم سناریو نویسی کنم و الان هم دارم ادامه میدم…

      خب تو دوره هم جهت با جریان خداوند متوجه شدم که چرا خواسته ی من خلق نمیشه؟؟

      چرا هنوز تو این رابطه ناهماهنگم هستم و نتونستم ازش خارج بشم؟؟

      پاسخ: احساس قربانی شدن

      اولاً این احساس اجازه نمیده من از این رابطه خارج بشم

      و دوماً اگر هم با زور فیزیکی خارج بشم، قطعاً وارد رابطه ای میشم که همین ویژگی های همسرم رو خواهد داشت..‌ چرا که اونا مأمور بما کسبت ایدیهم من هستن

      پس استاد خداروشکر بعد از درک این قضیه که فضل خدا بود، تصمیم گرفتم این احساس قربانی شدن رو از ریشه حلش کنم

      رسبدم به پذیرش

      اول باید بپذیرم که خودم خلقش کردم و می تونم بازم اون چیزی که می خوام رو خلقش کنم

      پس 7 اسفند اومدم به این درک رسبدم و در کانال خودم در تلگرام که فقط خودم هستم و اسمش رو گذاشتم، آرزوهات رو تقویت کن

      اینو ثبت کردم:

      #اسفند7

      #صلح

      اون سارا با اون ترس‌ها با اون احساس گناه ها با اون احساس قربانی شدن ها و اون الگوهای ذهنی مخرب، نمیتوانست بهتر از این شرایط و رابطه را تجربه کنه و هربار لازمه اینو به خودم یادآوری کنم،

      او نبود شخصی دیگر با همین ویژگی ها بود

      برای همین، هیچ کینه ای از اون، به دل ندارم و براش از ته قلبم بهترین ها را آرزو میکنم.

      اون تک تک فرکانسهام را به من برگردوند.

      اون مأمور بما کسبت أیدیهم من بود.

      اون مأموری بود تا سارایی خلق بشه و اون ماسک هزار چهره که هر بار برای رضایت دیگران یه ماسکی میزد و تکه ای از خودش را می کند، دور بندازه و خود واقعی اش رو پیدا کنه

      قدردان حضورش در زندگی ام هستم.

      او به من کمک کرد تا قوی بشم، به توحید برسم… تا خدای جدیدی را درک کنم… تا قدرت خلق کنندگی خودم رو درک کنم

      برای حضورش در زندگیم، سپاسگزار خداوند هستم.

      با کنترل هاش با محدود کردن هاش با همه به ظاهر کارهای نازیباش، من را به این مسیر الهی رسوند.

      او دستی بود از دستان خدا تا به رشدم کمک کنه.

      خودم را می بخشم و از نو شروع می کنم.

      خدای مهربانم

      فرکانس های ناهنماهنگم رو پاک کن و تبدیلشون کن به حسنات

      آمین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    سمیه زحمتکش گفته:
    مدت عضویت: 1172 روز

    به نام خداوند بخشاینده بسیار مهربان و هدایتگر

    پروردگارا تو را سپاس با تمام وجودم به خاطر بودنم در این کره خاکی بسیار بزرگ وپهناور وتو را سپاس به خاطر قوانین پایدار وعادل وثابت که به هر کس به میزان باورش بخشیده می‌شود ومرغ خالق زندگی خودم قرار دادی

    قلبم رااز مهربانی ات ولطفت بزرگ وظرف وجودم را بزرگ کن ورشدم بده که تو بی نهایت وهابی

    ای خالق جهان

    ای نقاش پر پروانه ها

    ای که بی نهایت زیبایی

    تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم

    ما را به راه راست هدایت فرما

    خداوندا خدایان کن که برزبانم جاری باشی هر لحظه وانچه تو میخواهی بنویسی

    درود و سلام فراوان به استاد توحیدی واستاد مریم بانوکه الگوی من هستند

    استاد اولین قسمت این چرا با وجود تلاش فراوان، به خواسته‌هایم نرسیده ام؟ قسمت 1من را دیوانه کرد بارها شنیدم وشنیدم در این چند روز اینقدر تاثیر گذاشت در درونم که همش به ترمز هام فکر میکنم ودارم جایگزین میکنم الگوها را

    چیزی که بیشتر فهمیدم این بود که همه چیز باور ما هست چه خوب چه بد

    از خانواده رسانه ها جامعه مدرسه و….

    پس ورودی نامناسب خروجی نامناسب داره

    استاد. جان از صمیم قلبم از شما سپاسگزارم که قانون هارا اینقدر راحت وقابل درک کردید برای ما دانشجویان

    باورتون میشه دوره قانون آفرینش که مرا 180درجه تغییر داد

    با این قسمت دوم که الان شنیدم چرا با وجود تلاش فراوان، به خواسته‌هایم نرسیده ام؟

    انگار قانون آفرینش کلا برام مرور شد مخصوصا قسمت روابط بخش 9و10

    یکی از بهترین بهش های قانون آفرینش این دو بخش هست که همیشه گوش میدم

    آخ چقدر ترمز در روابط پیدا کردم

    چقدر در زمینه ثروت وفراوانی ترمز پیدا کردم و هنوز دارم

    استاد من تو زمینه سلامتی اومدم باورهاوترمز هام را پیدا کردم وسلامتی اومد اندام عالی اومد

    در زمینه روابط همیشه باید موهایم را رنگ میزدم تا سفیدی موهام مشخص نباشه تا از دید بقیه خوب جلوه کنم وتایید بشم با شنیدن بهش های 9و10قانون آفرینش اومدم دیگه رنگ نزدم وگفتم من این موهای سفیدم را دوست دارم و4سال میشه دیگه رنگ نزدم با اینکه اطرافیان خیلی حرف ها میزنند ولی به خدا من عاشق موهام شدم

    استاد. تا زمانی که ما خودمون را همین جوری که هستیم نپذیریم هیچ کس نمیپذیره

    می‌خوایم ظاهرمون را درست کنیم تا درونمون زیباتر بشه ولی تا درون درست نشه تو زیبانمیشی البته وقتی خودمون بشیم ظاهرمون هم انگار زیباتر میشه

    عاشق خودم شدم با حرف های شما عزت نفسم بالا رفت افراد مناسب تر به سمتم اومدند

    من همیشه فکر میکردم من هیچ توانایی ندارم چون برای خودم ارزش قائل نبودم وهوش واستعداد خودم را کمتر از بقیه وخای همسرم می‌دیدم ونتیجه اش تحقیر و کم شدن اعتماد بنفسم بود هنوز هم جای کار دارم وباید خیلی روی عزت نفسم کار کنم

    وقتی خودم را باور کردم که مغز همه به یک اندازه است این که دونفر در یک کار شبیه به هم دوتا نتیجه متفاوت میگیرند فقط در ترمزها وباورهاسون هست که چقدر خودشون وتوانایی هاشون را باور دارند

    ترمز بعدی دیگه باور کمبود که خیلی ترمز دارم همش فکر میکردم که زمین وخونه وثروت تموم میشه وکم میشه ولی دارم روی این باور کار میکنم که فراوانی هست چون من باید باور کنم تا ببینم وتو موقعیتش قرار بگیرم

    هرروز مواد غذایی بیشتر میشه آب فراوان هست ثروت بی نهایت هست وجهان هستی با هر پلک زدن ما بزرگتر میشه همه چیز داره بهتر وبیشتر میشه

    ترمز بعدی لایق ندانستن خودم در روابط در زمینه ثروت هست

    این باور را دارم که روابط خوبم دائمی نیست وثروت برام پایدار نیست ولیاقت ثروت زیادو بی نهایت را ندارم و وقتی پول سمتم اومد من خودم را لایقش نتونستم وبرگشتم به قبل

    زمانی در بچگی تحقیر شدم و باعث شد عزت نفسم پایین بیاد ونتونم تو جمع صحبت کنم الان با صحبت های شما بیشتر متوجه ترمز هام شدم که از کجا ای باورها آب میخوره

    ترمز بعدی کمالگرا بودنم هست که می‌خوام کارم باید عالی باشه اصلا از شکست میترسم ومیگم اگر نتیجه نده دیگه بقیه حساب نمی‌کنند رو حرف هام و یه کار را تا آخر انجام نمیدم

    در صورتی که باید حرکت کنم تا خدا هم هزاران قدم برام برداره ودرس یاد میگیرم وتحربه کسب میکنم

    باید بازوی ایمانم را قوی کنم وحرف های استاد را گوش کنم اگر نتایج عالی تر می‌خوام

    ترمز بعدی باورم این بود که من بچه هستم در بیزنس شروع کردن وهیچ الگویی نمی‌دیدم چون در فرکانسش نبودم که از سن کم شروع کردن وموفق شدند همیشه دنبال یه حامی بودم وکسی نبود با اینکه خیلی توانایی داشتم ولی جرات شروع کردن نداشتم

    استاد یه حرفی در ثروت دو وقانون آفرینش گفتید که من خیلی دوستش دارم اینکه نقطه قوت خودمون را قوی تر کنیم نقاط ضعفمون کم رنگ میشه

    ترمز بعدی دید بدی که نسبت به بقیه داشتم ودیدن رسانه وتلویزیونودوستان نامناسب بود که همش ورودی های محدودی بهم میداد وگذاشتم کنار ونتایجم عالی شد وباوره بهتری جایگزین شد با شنیدن صحبت های شما

    ترمز بعدی من باور نداشتن اینکه همسرم می‌تونه ثروت بسازه من نمیتونم

    ولی وقتی پذیرفتم که هرکس خودش زندگیش را خلق می‌کنه ثروت هم خلق کردم

    ترمز بعدی پذیرفتن شرایط موجود ومیگفتم خدا برای بعضی ها خواسته برای من نخواسته یا فقر را ارزش میدونستم و هنوز این باگ را دارم وهرچیزی که میخرم یه احساس بدی دارم که بقیه ندارن من دارم واحساس عدم لیاقت را در وجودم پیدا کردم حتی النگو دو روز پیش خریدم در اتوبوس که بودم بعد از خرید مخفی میکردم که کسی نبینه وهمون جا مچ خودم را گرفتم که چرا باید مخفی کنم هرمس هر جا هست جای درستش همون جاست

    یا خونه ای که 15سال بودم وامکانان هیچ نداشت ومن میگفتم خب خیلی ها امکانات ندارن تا اینکه با دوره شیوه حل مسائل خداوند. هدایتم کرد به منزل استیجاری بهتر ومنطقه عالی تر چون دیگه نپذیرفتم شرایطم را وگفتم باید خلق کنم ومن لایق بهترین منزل وخونه وثروت هستم

    ترمز بعدیم میگفتم هیچی بلد نیستم چون همیشه مادرم را مقصر میکردم که هیچی از روابط یا باور درست یادم نداده که با دوره قانون آفرینش یاد گرفتم مادر و پدرم هم هیچی بیشتر از من نمی‌دونند ومن میتونم جدا از اینکه در چه خانواده ای باشم پیشرفت کنم وثروتمند بشم

    ترمز بعدی اینکه باور داشتم اگر ازدواج کنم باید هرچی همسرم میگه انجام بدم یا هرجا گفت برم جایی میاد من هم نرم باید تو خونه بشینم خونه داری کنم جلو شوهر بهترین ها را بزارم تا راضی باشه وخدا هم راضی باشه از من نتیجه اش ندیدن علایق خودم بود وفراوموش کردن خودم که با دوره قانون آفرینش قوی شدم وهرحا دوست دارم میرم بدون ترس واعلام میکنم به همسرم که من می‌خوام فلان جا برم وراحت با ماشین میرم

    استاد فکر میکردم باگ در مورد روابطم کم هست وبیشتر در مورد ثروت ترمز دارم ولی فهمیدم باید در روابط ترمز هام را شناسایی کنم تا عزت نفسم بالا بیاد واحساس لیاقت باعث بشه ثروت به راحتی بیاد به امید خدا کار میکنم رو ترمز هام وقول میدم که هرروز کار کنم روی خودم

    من لیاقت بهترین ها را دارم

    استاد. بی نهایت سپاس از این قسمت که یه دوره بی نظیر بود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  3. -
    آوا طالب گفته:
    مدت عضویت: 1509 روز

    سلام به همگی

    سلام به استاد نازنینم استاد عباس منش و خانم شایسته ی عزیزم .

    استاد عزیزم خیلی خیلی سپاسگزارم بابت این فایل بی نظیر من چندین بار این فایلو گوش دادم الان هم داشتم فایل الگو های تکرار شونده توسط دیگران رو گوش میدادم ک بعداز اتمامش یاده یه موضوعی افتادم که مرتبط با این فایل بود و گفتم که شاید اینجا باید در موردش صحبت کنم ‌‌‌‌که ردپایی باشه برای خودم و امیدوارم برای بقیه دوستانم هم مفید باشه .

    استاد تو بخشی از صحبت هاتون اشاره کردین به موضوعی که نشان از احساس عدم لیاقت میداد . و درموردش توضیح دادین .

    من یه مثال از خودم میخوام برای این موضوع بزنم که فکر میکنم البته خیلی ها متاسفانه مثل من درگیر این احساس شدن .

    من بعد از یه مدت طولانی ک علاقه ای نداشتم وارد رابطه ی عاطفی بشم حالا به لطف الله به شخص فوق العاده ای تو مسیر زندگی من قرار گرفت و من علاقمند شدم به ایشون بعد یه مدت بین ما یه رابطه ای شکل گرفت ایشون برخلاف اون تصویری که همیشه ازشون میدیدم دیدم که توی رابطه چقدر مهربونه چقدر محبت میکنه با کلامش و چه قلب بزرگی داره اینقدر این تصویرش برای من غریب بود که از شدت دریافت این همه لطف از اون ادم گاهی به حالت های احساسی شدید مثل گریه کردن میوفتادم دلیلشم این بود که اون اقا رو خیلی از خودم بالاتر میدونستم و برای من مثل به رویا بود دریافت اون همه محبت و توجه و اشتیاق از سمت ایشون ، همه چیز خیلی شیرین داشت پیش میرفت تا اینکه من استاپ کردم با این تصور که من واقعا مناسب این فردم؟ احساس کمبود شدیدی میکردم واقعا خودم و لایق دریافت محبت از این ادم نمیدونستم به حدی که برای توجیه خودم ،چون نمیتونستم ارزش خودمو بدونم شروع کردم به توجیه رفتارش با این مضمون که این ادم با همه همین طوری برخورد میکنه!! این ادم کارش همینه!

    داره با کلمات بازی میکنه ! احساسی توی رفتارش نیست!!! چرا؟؟؟ فقط و فقط ب خاطر اینکه اصلا خودمو قد و قواره ی اون ادم نمیدیدم اصلا باور نمیکردم ک به من علاقه ی قلبی داشته باشه ! و خب نتیجه رو فکر میکنم میتونید حدس بزنید خیلی ناخوداگاه رابطه شروع به سرد شدن کرد از سمت ایشون ، تعداد پیاما کمتر و کمتر و کمتر شد رفتار ها سرد و سردتر دیگه از اون همه محبت و گرما توی نگاهش خبری نشد از اینور من داشتم بیشتر خودمو به در و دیوار میزدم داشتم تلاش میکردم ها ولی همه چیز برعکس جواب میداد. من هنوز به اون فرد علاقه دارم ولی هنوز هم خودمو در حد و اندازه ای نمیدونم که اون شخص دوستم داشته باشه! اینطوریم که نه من که فلان تحصیلاتو ندارم کسب و کاری برای خودم ندارم من حتی حرفی برای گفتن ندارم احساس میکنم از تو خالیم وقتی که فکر میکنم که ایشون چرا باید ب من علاقه داشته باشه چیزی پیدا نمیکنم!! خیلی غمناکه این احساس و همیشه وقتی دارم به این موضوع فکر میکنم احساسات شدیدی رو تجربه میکنم یه احساس بی ارزشی که منو زیر فشار خودش له میکنه .وقتی در مورد این باور مخرب توی این فایل صحبت کردین من با تمام وجودم میفهمیدم دارید از چه باور مخربی صحبت میکنید میخواستم بگم که ما با داشتن باورهای نا مناسب هدیه های ارزشمندی که خداوند بهمون میده با دستای خودمون پس میزنیم و بعد میشینیم با حسرت نگاهش میکنیم .

    امیدوارم الله مهربانم یار و یاور همه ی ما باشه که بتونیم از درون خودمونو اصلاح کنیم که اینقدر خودمون به خودمون آسیب نزنیم .

    مرسی از زمانی که گذاشتین و تجربه ی من رو مطالعه کردین .

    استاد عاشقتونم امیدوارم در پناه الله مهربان شاد باشید و سعادتمند در دنیا و آخرت️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
    • -
      زهرا سعیدی گفته:
      مدت عضویت: 2547 روز

      سلام دوست عزیز

      خیلی وقتا اون دیدی که به خودمون داریم، ناشی از ناآگاهی افراد اطراف و والدین و مدرسه و محیط و … بوده که حس خوب بودن و کافی بودن رو از ما گرفته.

      باید خودمون به خودمون انرژی بدیم و خودمون خودمون رو قبول داشته باشیم، تا انعکاسش در جهان اطرافمون هم بازتاب پیدا کنه.

      من نمیدونم شما کی هستی و چه تحصیللاتی داری و چه کاره ای و اصلا هم اینها مهم نیست.

      فارغ از اینکه آیا تحصیلکرده ای یا نه- از خانواده ثروتمندی هستی یا نه- چه چهره زیبایی داری یا نه- و……

      فقط به این فکر کن که تو آفریده دست خدای مهربونی هستی که هیچ کاری رو بی دلیل نمیکنه

      به این فکر کن که خدا از آفرینش تو منظور خاصی داشته و بدون وجود تو، پازل این عالم کامل نمیشده و نمیشه

      به این فکر کن که حتما حتما حتما، اون عالِمِ قادر، توانایی هایی رو فقط در وجود نازنین تو قرار داده نه هیچکس دیگه

      و تو برای اینکه بابت اینهمه نعمت، قدردان و شاکر باشی، فقط و فقط باید خود درونت رو پیدا کنی و باور کنی و از آن همه نعمت و برکت و فراوانی ای که در وجودت قرار داده استفاده و به این ترتیب شکرگزاری کنی

      اینو بدون که به یقین تو بی دلیل خلق نشده ای

      تو باید در این دنیا کاری انجام بدی که فقط تو از پسش برمیای- نه هیچکس دیگه

      حالا فکر نکن این کار موشک هوا کردنه

      نه

      این کار ممکنه کاشت یک گل زیبا، غذا و آب دادن به حیوونا، کمک کردن به اعضای خانواده ات، مهربون بودن با اطرافیانت، سبک کردن درد و غم دل کسی یا …. هرچیز ساده و به ظاهر کوچک دیگه ای باشه.

      به خودت یک نگاه جدیدی بنداز و توانایی های خودت رو کشف کن

      خودت رو دوست داشته باش و برای خودت، همینطور که هستی ارزش و احترام قائل باش و باور کن که تو مهم بودی برای خدا

      بدون که تو مهمی وگرنه خدای مهربون از روح خودش در تو نمیدمید

      بدون که تو مهمی وگرنه الان اینجا نبودی.

      پیشنهاد میکنم

      یک لیست از نکات مثبت در خودت بنویس

      اعم از ظاهری – رفتاری- مادی- معنوی- توانایی ها

      و تمام کارهای خوبی که قبلا کردی و تجربیات خوبی که داشتی رو برای خودت بنویس

      حتی به ظاهر خیلی کوچک

      مثل قبولی در کلاس اول دبستان- پیدا کردن دوست خوبی در مدرسه یا حتی مهدکودک- کمک کردن به کسی …

      همینطور از بچگی بنویس و بیا بالا

      مطمئنم که بالای هزار مورد رو میتونی پیدا کنه

      هرچیزی که هرچند به نظرت کوچک و بی اهمیت بیاد و اون لیست رو یک جا بزن که مرتب ببینی و بخونش

      مثلا روی یخچال- به درب اتاقت- توی جانمازت- کنار مسواکت و …. و مرتب اینو ببین و با صدای بلند برای خودت بخون

      خودت رو دوست داشته باش

      خودت رو بغل کن

      مرتب به خودت بگو که من دوستداشتنی و کافی هستم

      و هرکاری میتونی بکن که حال خودت رو خوب نگه داری و شکرگزار باشش

      هدایت میشی به مسیرهایی که رسالتت رو پیدا میکنی و افراد خوب و خوب و خوبتر وارد زندگیت میشن

      چون تو کافی و خوب هستی

      چون تو زیبا و دوست داشتنی هستی

      با هرقیافه و هیکلی

      چون تو آفریده و انتخاب خدای مهربون قادر و توانا هستی

      به خودت ایمان داشته باش

      تو بی نظیری.

      و کار دیگه ای که میتونی بکنی: جملات مثبت و انرژی دهنده در مورد خودت بنویس و اونها رو با صدای خودت بخون و ضبط کن و اجازه بده مرتب توی گوشهات (حداقل یک گوشت- در طول روز) پخش بشه- حتی با یک هندزفری- حتی در خواب

      این معجزه میکنه

      من امتحانش کردم.

      تو هم امتحانش کن و معجزه اش رو ببین

      دوستت دارم آفریده زیبا و دوستداشتنی خدای مهربون.

      نو بهنترینی و لایق بهترین هایی.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
      • -
        علیرضا رستاخیز گفته:
        مدت عضویت: 2020 روز

        سلام دوست عزیزم

        خداروشکر که به کامنت پر از عشق شما هدایت شدم .

        چقدر زیبا باور های مثبت رو نوشتین ،باور هایی که ریشه در عزت ‌‌‌‌‌و ارزشمنذی ما داره .

        تحسین میکنم این حس حمایتگرتون رو که ساعت ها با عشق تایپ کردین .

        من واقعا لهتون تبریک میگم که به این درک بالا از قوانین هستی رسیدین .

        من خودم تو همین بحث احساس لیاقت مشکل دارم با این اینکه تقریبا هر روز تمرین آگهی بازرگانیو انجام میدم و یه لیست بلند بالا از ویژگی های ظاهری و باطنی خودم نوشتم .

        من برای جمع زیادی این آگهی رو خوندم اما با این همه باز هم روابط عاطفی دلخواهم رو تجربه نکردم اما در مقابل اعتماد به نفسم خیلی بیشتر شده ، خیلی بیشتر از قبل خودم رو دوست دارم .

        باز هم ازت ممنونم بابت این کامنت و دوست دارم یه باره دیگه بخونمش .

        خدایاشکرت

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    الهام رمضانی گفته:
    مدت عضویت: 1694 روز

    سلام بر عشق

    سلام بر استاد عزیزم

    سلام بر خانم شایسته

    سلام بر دوستان فعال مننننن

    چه فایلی بود چه فایلی

    این یک دوره ازدواج بود کامل کامل

    یه عالمه اگاهی بود

    راستش من اولش امدم گوش بدم گفتم خب موضوع من نیست زیاد ولی گوش میدم و موضوع دلخواهمو که برای کسب و کار و ساختن پول هست رو جایگزین مینمایم

    چندتا ترمز اول رو هم نداشتم

    اما اما

    از وسطای فایل

    سطل اب یخی بود که روم ریخته میشد

    من اصلا یه حال و هوای عجیبی داشتم

    گفتم عهههه

    این که فکر منه این که داره حرفای ذهن منو داره میگه

    که با افتخار میگفتم هم به خودم هپ به بقیه

    ….نه من الان ازدواج نمیکنم باید به اهدافم برسم….

    نه من خودم میخوام تنها باشم روی خودم کار کنم….

    با غرور و این فکر که اینا 100 درصد درسته من چقدر زرگم

    عاشقتم خدا که منو سوپرایز میکنی

    هر روز

    یه ترمز باحالی که داشتم این بود که

    عه عیبه زشته دختر بخواد ازدواج کنه

    عخ الهام چه حرفیه

    زشته ساکت

    من خواستار ازدواج رو به وقیحانه ترین حالت پمکن زشت میدونستم

    زشت یعنی خیلی زشت

    ولی یه مثال پیدا کردم از اینکه

    من یه خواهر کوچکتر خودم دارم

    یه بار که حرف میزد که میخوام ازدواج کنم فلان کنم

    5 سالش بود فک کنم

    مادرم بهش گفت محیا زشته عههههه

    خواهرمم با اون زبون بچگونه اش به مادرم گفت که

    اگه زشته خودت چرا ازدواج کردی؟؟

    اقا ما سکوت سکوت

    مامانم که دیگه نگو محو شد محو

    برای همین وقتی داشتم ترمز ها مو بهش فکر میکردم این

    ایده امد که

    تو اصلا زشت میدونی که یه دختر بخواهد ازدواج کند

    و منم این

    جمله خواهرمو بهش کوبیدم تا بره و دیگه برنگرده

    که

    اگه زشته چرا

    پدر و مادرت

    خاله هات عمه ات

    زندایی هات

    یا عالمه خانم دیگه همه و همه ازدواج کردن

    همه امام ها و پیامبرا

    ازدواج امر مقدسی هستش

    و جزعی از تکامل انسان

    و اصلا هپ زشت نیست که الهام جان خواهان ازدواج باشی

    (که ریشه اش توی مهم بودن حرف مردمه

    با دروغ نگفتم که بگم همین الانم که دارم مینویسم این نجوا میاد که اگه یه نفر بخونه چه فکری میکنه

    اگه بشناستت که دیگه واویلا…..)

    این یک پون مثبته یعنی شما اعتماد به نفست بالاتر رفته یعنی تو اماده تر شدی

    یعنی تو عاقل تر شدی

    یعنی تو جسور تر و جرعت مند تر شدی که میخواهیی یک رابطه کاملا متفاوت از همه روابطتت که داشتی را تجربه بفرمایی

    عاشقتم دختر

    تو بی نظیری الهامم

    بچه ها امیدوارم شاهد ازدواج و برقراری رابطه ی فوق عاشقانه

    یَک یَکتون باشم

    و شما هم شاهد رابطه فوق عاشقانه من با عشقم باشید

    انشالله بییایم پایین همین فایل فوق العاده از نتایجمون بنویسیم

    از احساس فوق العادمون

    از اعتماد به نفسی که بالاتر رفت

    از بزرگتر شدن ظرف وجودیمون

    از بهترین تجربه هامون

    این فایل فوق العاده اس

    و بچه ها شما ها همه فوق العاده اید و لایق تجربه بهترین روابط بهتریییییییین

    مرسی از استاد و دوستان گلم با کامنت های بی نظیرشوننننن

    Thank you very much

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
    • -
      مهدی رجبی گفته:
      مدت عضویت: 4083 روز

      سلام خانم رمضانی عزیز

      آفرین چقدر خوب مچ ذهن رو گرفتید

      و چقدر عالیه که این ترمز مربوط به عزت نفس رو در حال تقویتش هستید چون با روراست بودن و صداقت بی رحمانه و البته مهربانانه با خود یکیش همینه گاهی قبلا شاید تا یکسال پیش یا بخصوص قدیمتر که زشته آدم حرفشو بزنه باید بقیه بگن و …

      ولی هر موضوع طبیعی در این جهان اصلا زشت نیست این هم طبیعیه

      اینکه ادم باهاش احساس راحتی و صلح بیشتر میکنه نشان از عزت نفس بیشتر است

      براتون همسر و رابطه ای شیرین و عالی و مناسب و دلخواه آرزو دارم

      خوشبخت و پیروز باشید و البته ثروتمند

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        الهام رمضانی گفته:
        مدت عضویت: 1694 روز

        سلام مهدی جان

        مچکرم از کامنتت بسیار لذت بردم

        از نگاه اینکه ممکنه مربوط به عزت نفس باشه بهش نگاه نکرده بودم

        ولی الان متوجه شدم چقدر عزت نفس حیاتیه

        و توی همه جنبه های زندگی ما میتونه تاثیر گذار باشد

        اره واقعا یک نوع در صلح بودن با خود هستش

        مرسی مهدی عزیزم که به چنین نکته ظریف و به جایی دقت نمودی

        و اونو با من به اشتراک گذاشتی

        مچکرم برای دعای عالی ات

        و من هم برای شما

        ارزو مینمایم

        که رابطه ای سرشار از عشق و لذت و فراونای و ارامش و ازادی و رهایی را تجربه نمایی

        تو لایقش هستی…

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      ‌‌‌🌸زهرا سلطانی🌸 گفته:
      مدت عضویت: 3270 روز

      سلام الهام عزیزم

      ممنونم از این کامنت زیبات

      وقتی کامنتتو خوندم دیدم ای بابا منم دقیقا این مشکل رو داشتم واقعا هیچ وقت جرات نمی کردم حرف از ازدواج بزنم تو رابطه هاییکه داشتم احساس می کردم غیر از دوستی نباید چیزی بخوام ولی تو وجودم یه رابطه ازدواجی رو فریاد می زدم و چون جرات به زبون اوردنش رو نداشتم چون فکر می کردم زشته الان طرفم چی فکر می کنه باعث میشد همیشه توی روابطم نقش قربانی رو بازی کنم و رابط در نهایت خیلی بد تموم میشد

      ممنونم عزیزم که باعث شدی این اشغال زیر مبل رو بکشم بیرون

      ماچ ماچ

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        الهام رمضانی گفته:
        مدت عضویت: 1694 روز

        سلام زهرا جان

        به قول خواهرم

        اگه زشت بود پس چرا این همه ارما تا حالا ازدواج کردن؟

        ما اینو باید سر لوحه کارمون قرار بدیم

        خیلی خوشحالم که ترمزمون رو پیدا کردیم

        و اگه ما این ترمز رو داشتیم یعنی خیلی های دیگه هم داشتن و حلش کردن

        پس ما هم میتونیم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      سمانه جان صوفی گفته:
      مدت عضویت: 2137 روز

      سلام الهام جان

      خیلی قشنگ نوشتی

      تحسینت کردم که انقدر شفافی با خودت

      اعتماد به نفس و عزت نفست بالاست که گفتگوهای درونی تو نوشتی اینجا و بین همه مون به اشتراک گذاشتی.

      دَمِت گرم دختر…

      برات دنیا دنیا از خدا میخوام با همسفر خیلی خوب و پایه و خفنی آشنا بشی و زندگیت رو با عشق آغاز کنی و بسازیش.

      چقدر قشنگ از ترمزهات گفتی، چه عالی که شناسایی اش کردی.

      در ظاهر ترمزها ترسناکن، اما وقتی شناسایی میشن به نظر من شیرین میشن، چون راهِ درمان باز میشه برای آدم.

      ماچ به روی همچون ماهت.

      در آغوشِ خدا باشی همیشه.

      انقدر دوست دارم بچه های اینجا انقدر قشنگ روی خودشون کار میکنن و باورهای توحیدی شونو تقویت میکنن که نگووو.

      خدایا دوستت دارم

      خدا رو شکر برای همه چیز

      خدا رو شکر برای همیشه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        الهام رمضانی گفته:
        مدت عضویت: 1694 روز

        سلام سمانه صوفی قشنگم

        چقدر از لفظ همسفرت خوشم امد

        من همیشه با واژه همسر و شوهر و شریک زندگی خیلی مقاومت داشتم

        ولی این واژه زیلای همسفر چنان به دلم نشست که انگار

        تکیه از پازل ام تکمیل شده و خیلی خوشحالم

        انگار یه کار نیمه تمام رو تمام کردم

        خیلی لذت بردم

        خیلی ممنونم برای تک تک کلمات انرژی بخش و برخواسته از روی قلبت

        منم برای شما رابطه ای سرشار از عشق و ازادی لذت و ثروت و فراوانی ارزومند هستم…

        موعق باشی عزیزم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    فائزه احمدخانی گفته:
    مدت عضویت: 1091 روز

    سلام ب استاد عزیزدل و خانم شایسته بزرگوار

    قبل از هر صحبتی میخوام بگم استاد عااااااشقتونم بیییینهایت سپاس گذارم ازتون با این توضیحات بینظیرتون شما اولین کسی ک من تا ب الان دیدم ک انقدررر دقیق ب صورت ریشه ای عمیق ترین و موثر ترین باورها رو هم از درون خودتون و هم از درون دیگران بیرون میکشید و با این کار ارزشمندتون منبع بزرگ خیر و نعمت میشید هم در زندگی دیگران و هم در زندگی خودتون، هرچقدر سپاس گذاری کنم کمه استاد و اصلا زبانم کم میاره برای سپاس گذاری از شما و خداوند، الهی شکرت با همه وجود شکرت…

    من امروز صبح خیلی زود ب صورت اتفاقی وارد سایت شدم تا فایل قبلی قسمت 1 رو دوباره گوش کنم و دیدم ک استاد قسمت 2 این فایل رو روی سایت قرار دادن خیییلی خوشحال شدم قشنگ انگار مثل یه هدیه ارزشمند بود برای من اونم صبح ب اون زودی

    خلاصه فایل رو پلی کردم و استاد شروع کردن ب صحبت کردن و گفتن موضوعی ک انتخاب کردن در مورد روابطه!! وااااای خداا دیگه عالی تر از این نمیشدددد درحین گوش کردن ب فایل انقققدرررر استاد دقیق و ریشه ای صحبت میکردن ک انگار داشتن درمورد باورهای من توضیح میدادن!! خداااای من یعنی من ایننن همههه سال تلاش کردم برای ساختن یه رابطه عاطفی عاشقانه با این باورها؟؟!!! و تا این حد هم ازشون بی خبر بودم؟؟!!! من هرررگززز فکرشم نمیکردم ک چنین باورهایی داشته باشم ،البته از قبل ریشه هایی رو درمورد احساس بی ارزشی و عدم لیاقت در وجودم پیدا کرده بودم و داشتم روی احساس لیاقتم کار میکردم اما بخدااا ک فکرشم نمیکردم باور((چون من تو شهرستان زندگی میکنم پس این باعث میشه ک نتونم وارد رابطه خوب بشم یه جورایی مثل احساس خجالت و شرم درمورد محل زندگی )) البته من از این باور سمی خودم آگاه بودم ک (( برای داشتن ی رابطه عاطفی اونم از نوع خوبش حتتمااا من باید اندام خوب داشته باشم چون پسرا دنبال اندام دلخواه هستن و راستش خودم هم خیلی ظاهر و اندام برام مهمه بیشتر این فکر رو درمورد خودم داشتم و دارم)) و اصلا توجه نمیکردم ک من کلییییی ویژگی های عااالی دارم من کلی اخلاق های عااالی دارم من فردی هستم ک خوب گوش میکنه ب فرد مقابلش و درک میکنه و کلییی خصوصیت های اخلاقی عالی دیگه ک هیچ وقت هیچ وقت اونهارو نمیدیدم ک چقدررر میتونه مهم و تاثیر گذار باشه در آدمها و در رابطه ،فقط ب این فکر میکردم ک چطور ظاهرم رو حفظ کنم…))

    یا مثلا باور ب اینکه((تو رابطه اون شخص من رو نمیفهمه!! الله اکبر وااقعا این درمورد من صدق میکنه ، من زمانی ک تو رابطه بودم دقیقااا با افرادی رابطم شکل میگرفت ک اونها اصلاااا نمیخواستن منو درک کنن و حتی ساده ترین احوالات من رو بفهمن و ب عنوان فردی ک با من در رابطه بودن هیییچ تلاشی حتی کم ترین تلاش رو هم برای دادن احساس خوب ب من نمیکردن و بیشتر ب دنبال بودن ک من احساس خوب بهشون بدم و همیشه این موضوع برای من یک طرفه میموند..))

    و یک باور دیگه ای هم ک من دارم ک انصافا سمیه و خطرناکه باور ب اینه ک(( چون اطرافیان من و خواهرم و یک سری دخترها توی خانوادمون رابطه عاطفی دلخواهشون رو ندارن و یا اصلا تنها هستن ،اگر من به یک رابطه عاطعی دلخواه عاشقانه ایده آل برسم اون هم با شخص ایده آل ، خواهرم و فلانی و فلانی و دوستم و … ب من حسودی میکنن ، گناه دارن ، دلشون میسوزه، پشت سرم حرف میزنن ، یا کاری میکنن ک رابطه عاطفی من ب هم بخوره و باعث جداییمون میشن ، یا اینکه دوست پسر من رو میکشن سمت خودشون!!!!! ، یا اینکه میگن فائزه لیاقت همچین رابطه خوبی رو نداره ووو………….

    ک با این افکار و فرکانس ها و باورها من هیییچ تغییری توی زندگی دیگران ایجاد نمیکنم و حقیقت زندگی اونها عوض نمیشه چون اونها خودشون خالق زندگیشون هستن اما این افکار و فرکانس ها و باورها صددرصد توی حقیقت زندگی من تاثیر داره و باعث خلق اتفاقات زندگی من میشه و باعث میشه من تجربیاتم بره توی دسته ناخواسته ها و رنج بینهایت

    این باورم رو میشناسم و میدونم ک چقدررر بده و از خداوند با همه وجودم میخوام ک کمکم کنه اصلاحش کنم.

    باور بعدی ک اصصصصلااا نمیدونستم دارم و بعد از اینکه استاد فرمودن من شوک شدم باور ب اینکه(( من باید مهارت و پول داشته باشم باید ماشین فلان داشته باشم باید خونه و شغل فلان داشته باشم من لیاقت رابطه خوب ندارم، من بلد نیستم رابطه برقرار کنم و با یک پسر جنتلمن حرف بزنم)) اصصلااا فکرش رو هم نمیکردم ک این باورها میتونن تاثیر داشته باشن و ب دندازه ای ک محکم و قوی هستن من رو از رحمت و لذت یک رابطه عاطفی عاشقانه دور نگه داشتن، و خدا میدونه ک چندیین ساله ک این باورها دارن خاک میخورن تو ذهن و وجود من و من فقط میگفتم “چرا برام اتفاق نمیوفته؟؟” !! خب دختر خوب با این باورهای عجیب غریب و سمی معلومه ک نباید اتفاق بیوفته رابطه دلخواهت…

    و هنوز بعد از کلی کار کردن روی توحید باز هم میبینم ریشه های عمیقش توی وجودم داره کار میکنه اینکه(( تو سرنوشت من عشق رو ننوشتن!! و خواهرم ک تنها بوده ،دختر عمم ک تنها بوده فلانی ک تو خانوادمون تنها بوده ،پس منم باید تنها باشم ،پس منم این لیاقت رو ندارم و کلی باورهای سمی و خطرناک دیگه))

    و آقااا اصلا اگر “باور کمبود” نداشته باشیم ک نمیشه! ب خصوص ما ایرانی ها ،این باور کمبود توی زندگی هامون و توی وجودمون موج میزنه و یکی از شدید ترین باورهای ذهنمونه و انگار یکی از باورهای فابریک ما هست ک فکر میکنیم باید باشه و اگر کسی باور ب فراوانی داشته باشه و توزندگیش نتیجه شو گرفته باشه فحشش میدیم!!

    (( باور ب اینکه اصلا کلا هیچ چیز نیست اونم از هر چیزی خوبش نیست وجود نداره، دست یک عده خاصیه، ما لیاقت نداریم از هرچیزی خوبشو داشته باشیم، اگر هم چیزی باسه دست ما نیست دست بقیه ست حالا کدوم بقیه؟؟ اونایی ک خیییلییی ناکس هستن اونایی ک خیلی بد هستن و…)) خب بدیهیه ک نتیجه چنین باوری چی میتونه باشه… هرررچی آدم ناجور و نا خلف و ناسالم و ناصالحه رو با این باور کشوندیم تو زندگی خودمون و بعدش میگیم چرا آدم مناسب من پیدا نمیشه؟ بعدش میگیم چرا همه آدما بد شدن؟!! ))

    ولی من درمورد یک چیز میتونم بگم ک خوب هستم ،من آدمهای خیلی معروف و بزرگی رو جذب خودم میکنم، طوری خود اون فرد میاد و ب من پیشنهاد میده ، باتوجه ب اون باورهایی ک بالا عرض کردم ، طرف من ب لحاظ جایگاهی و موقعیت اجتماعی خیلی خوبه اما اما باورهای من دقیقا من رو هدایت میکنه ب فرد معروفی ک ناسالمه و ناصالحه و باورهای من از توی وجود اون فرد رفتارهایی رو میکشه بیرون ک کاملا سوء استفاده گرانه هست و من برای اینکه درد بیشتری نکشم مجبور ب ترک رابطه میشم ، من حتی با یک بازیگر هم وارد رابطه عاطفی شدم ب مدت 2 سال اما خب واااقعا خیری از رابطه م ندیدم ب خاطر ویژگی های خودم ب خاطر باورهای خودم ، در ظاهر این بود ک دیگران واااقعا ب من غبطه میخوردن اما من در اون رابطه درد میکشیدم بازهم میگم فققققط ب خاطر باورهای خودم و باعث میشدم اون رابطه رو هم از دست بدم ، این واقعا برای من جالبه ک من آدمهای بزرگ و معروف رو جذب خودم میکنم اما از نوع ناسالمشون رو ! یا اینکه با فرکانس هام و باورهام دقیقا وجهه ناجالب فرد رو نسبت ب خودم میکشم بیرون و خودم هم کسی هستم ک درد میکشم…

    انققققققدر استاد عزیز عالیی و ریشه ای توضیح دادن و انقدررر خودم هم مثال دارم ک میتونم تا صبح درموردش حرف بزنم و درمورد زندگی خودم و روابط خودم توضیح بدم…

    بینهایت سپاس گذارم ازتون استاد عزیزم شما واقعا وجودتون برای ما و من یک رحمته شما درهایی از رحمت رو ب رومون باز میکنید استاد عزیزم ک بهترین نتایج رو برامون ب دنبال داره و بییینهایت سپاس گذارم از پروردگار هدایتگرم پروردگار مهربونی ک فقط کافیه بخوای و ازش درخواست کنی و متعهد بشی ب مسیرت ،اون موقع خواهی دید ک چطور دست های پررحمت هدایتش رو باز میکنه و راه رو برات هموار و آسان میکنه.

    عاشقتم خدای مهربونم

    عاشقتونم استاد عزیزم

    انشالله ک روزهای بعد بیایم تو سایت و کامنت های عالی از نتایج عالی روابط دوستان رو بخونیم و لذت ببریم ک من واقعا از نتایج عالی دوستادن لذت میبرم.

    درپناه الله یکتا شاد و سلامت و خوشبخت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  6. -
    علی احمدی گفته:
    مدت عضویت: 1836 روز

    به نام خدایی که مراانسان آفرید سلام بر استاد عباسمنش وخانم شایسته چه فایل زیبا وپرمفهوم وقشنگی بود چرا با وجود تلاش فراوان به خواسته هایم نرسیدم مثل قسمت اول استاد خیلی جامع وکامل وپرمفهوم این فایل را توضیح وتبیین کردند یه چیزی که میخواستم بگم اینه که دوستان واقعا همه چی از افکار ما نشات میگیره همه چی از فکر ماست از باور ماست از فرکانس ماست از احساس خوب ما به جهانه از تمرکز بر روی زیبایی هاست از ایمان داشتن به الله یکتاست باید باور داشته باشیم که خداوندی که این جهان را در اختیار ما قرار داده ما را به خواسته هایمان می رسانه اگه خودمون هم بخواییم ومیشه ومن ایمان دارم بهش باید بتونیم ذهنمون را سوق بدیم به چیزایی که میخواییم به خودمون باور داشته باشیم ما با ذهنمون خلق میکنیم چیزایی را که میخواییم اگه استاد تونست ما هم می تونیم ومیشود به هرچیزی که میخواییم بهش برسیم بازم ممنون هرکجا هستین در پناه الله یکتا شاد وپیروز باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  7. -
    فاطمه پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1724 روز

    سلام خدا جونم خوبی منم خوبم

    استاد عزیزم متشکرم

    مریم جون از زحمات ت، متشکرم

    بچه‌هایی که تو مدار من هستین متشکرم که حالم رو خوب می کنید.

    این روزا خیییییلی خوب دارم درس ها رو می گیرم، خدا در غالب استاد عباس منش خیییییلی چیزا رو داره یادم میده، چون فقط اونه که همه چی خبر داره و خوب می شنوه، خوب می بینه، به خاطر همین میاد در غالب یه آدمی مثل عباس منش و باهم حرف میزنم و بهم راهکار میده ،

    خدایا متشکرم

    چند روز ه، که خیییییلی یه ناخواسته هی داره تکرار میشه ، که فاطمه تو شایسته نیستی، تو لیاقت نداری

    هم در مورد روابط

    هم در مورد مالی

    در مورد روابط که از خدا خواستم چرا هی این وارد زندگیم میشه ،،،،،

    فاطمه تو خیلی خوبی همسرت بده

    فاطمه اگه به همسرت، روی خوش نشون بدی، او سواستفاده می کنه ازت ، مثلاً ازت خیلی کار می کشه، هیچی برات تهیه نمیکنه میگه این به همه چیز راضی ه وووو

    به همین دلیل رابطه من با همسرم خیییییلی سرد بود ، هیچ علاقه ای ، عشقی بین ما نبود، هی از طرف همون من ضربه می خوردم، یا خرد می شدم، بی احترامی ، یا اینکه عامل تمام بدبختی من تو زندگیم تو هستی….

    استاد این خیییییلی تکرار میشد، خیییییلی ، اما تو باغ نبودم که بابا این ضربه ها ، این تیرها چرا اینققققققققدر منو هدف میگرن.

    تا اینکه فهمیدم اینو از یه فایل متوجه شدم ، که گفتین ، چیزی که تو زندگی تون هی داره تکرار میشه اینا پاشنه آشیل های شما هستن ، باید رو اینا خیلی کار کنید ، از خدا درخواست کردم که خدایا مشکل کارم کجاست چرا نمی‌فهمم ، چند روز پیله کردم بهش، تا اینکه جواب م ، داد …

    فاطمه کل داستان خودتی،

    آیا هیچ علاقه ی، خاصی به همسرت داری.

    آیا باهاش خوش رفتاری می کنی

    چرا رو خوبتو بهش نشون نمی‌دی.

    آیا باهاش جفت و جور هستی.

    آیا بهش احترام میگذاری.

    وقتی درست فکر کردم دیدم جواب تمام این سوالات و خیلی سوالات دیگه منفی ه.

    گفتم پس ایراد از منه، از من، من من.

    دوباره پیله کردم به خدا و گفتم خدا جونم تمام این مسئله ریشه ش در منه، خدایا ازت می‌خوام یه رابطه ی عاشقانه

    ازت می خوام گرمی این رابطه رو از سمت تو در غالب همسرم حس کنم ، اما نمی‌دونم از کجا شروع کنم ، من که بلد نیستم تو خدای منی، تو رب منی، تو همه چیز می‌دونی بهم بگو.

    می خوام خیییییلی بهش احترام بگذارم

    می‌خوام خیییییلی دوست ش داشته باشم

    می خوام باهاش خیییییلی خوش اخلاق باشم.

    می خوام در برابر اخم و تخمش، عالی واکنش مثبت نشون بدم که خودم لذت ببرم

    می خوام مثل دوران نامزدی وقتی وارد خونمون میشد کل زندگیم همسرم میشد

    لذت می بردم از اینکه باهاش سر یک سفره غذا می خوردم

    لذت می بردم از اینکه پام به پاش می چسبید ، گرمی وجودش آرومم می کرد و خیییییلی خدا رو شکر می کردم

    کنارش می‌نشستم لذت می بردم هی دوست داشتم باهاش حرف بزنم، هی دوست داشتم باهاش برم بیرون ، مهمونی ، تفریح تو کوچه خیابون، هی هم قدم بشم باهاش خیییییلی لذت بود

    خیییییلی عشق بود

    خیییییلی حال خوب بود

    از اینکه می خواست بره ، شهرش، اشکم در میومد

    میگفتم کاش همیشه در کنارم باشی لذت ببرم

    تا اینکه الان اگه بخواد جایی بره دلم اینقدر سرد بود که می گفتم کاش بره تا مدت ها نبینمش.

    آره خدا جونم متشکرم که بهم میگی چکار کنم.

    استاد از اون لحظه ای که متوجه شدم و خدا از طریق شما بهم گفت فاطمه تو باید سمت خودت رو درست کنی، و من فهمیدم و شروع کردم….

    من خنده ی همسرم رو دیدم

    من مهربونی ش رو دیدم

    من عشق رو دوباره دارم لمس می کنم

    من ارزشمندی رو دارم می بینم

    استاد به خدا قسم اینکه شما میگید تمام دنیای شما افکارتون ه، و همه چیز از سمت خودتون ه، دارم تو زندگیم عالی می بینم.واضح، روشن

    جهان مثل آینه ست، تمام رفتارهای خودم رو بهم نشون میده

    همسر من ، نه مشکلی داشت نه مسؤل چیزی، نه مقصر،

    همسر من فقط ماموریت داره که از جانب خدا جواب افکار من ،جواب فرکانس های من، رو بده

    اون بنده خدا فقط مامور ه، که منو رشد بده، منو تربیت کنه

    من دارم یاد می گیرم که چگونه زندگی کنم

    من دارم یاد میگیرم که چگونه این ذهن رو تربیت کنم

    من دارم یاد می گیرم چگونه عشق بورزند.

    حتی یه روز سفر غذا پهن کردم همه بچه‌ها ،همسر، خودم داشتیم غذا می خوردیم خدا بهم گفت حالا که اونی خودت دوست داری به همسرت میدی، به بچه‌ها ت میدی، بیا برا خودت هم ای لیاقت رو بده خوبشو به خودت بده و بخور و لذت ببر

    خواستم تو لیوان پسرم آب بخورم، حسن گفت نه.

    تو باید تو یه لیوان شیک، تر تمیز فقط مال خودت ، آب بخوری

    بچه‌ها داشتن میوه می خوردن ، تهشو گذاشتن و رفتن، ذهن م می گفت حیف تهش بخور…

    خدا بهم گفت نه ،برو خوبشو بردار،و بخور

    آره استاد خدا این روزا خیییییلی داره باهام حرف میزنم میگه…

    یک لیوان یا یک میوه شاید مسخره بیاد

    اما داری با این کارهای کوچک و ریز ریز به جهان ثابت می کنی تو ارزشمندی ، تو محترمی ، ت لیاقت شو داری،پس ادامه بده تا رشد کنی و برسی به چیزهای بزرگتر و بهتر

    انسان از همین قدم های کوچک ، ریز ، کم کم بزرگ می شود ، و روزی مثل استاد عباس منش جون می گیرد.

    استاد متشکرم که اومدی مأمور شدی و جواب های منو از سمت خدا آوردی

    خدا جونم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  8. -
    ندا گفته:
    مدت عضویت: 3068 روز

    باسلام و خدا قوت به استاد عزیزم

    چی بگمممم !! ازکجای این فایل فوق العاده بگم که به تنهایی خودش به اندازه یک دوره چند میلیونی میرزه!

    همزمانی این فایل با کارکردن مجددم روی دوره روابط رو واقعا به فال نیک میگیرم.و نشونه ای از نشونه های خدای خودم میدونم! وقتی گفتین میخواین در مورد روابط صحبت کنید تقریبا داشتم بال در میاوردم.

    واو به واو کلماتتون رو دراین فایل با گوش جان نوش کردم و نت برداری کردم..واو به واو کلماتتون حق بود و به جا. واو به واو کلماتتون راه گشا بود و دل نواز..انگار با گفتن هرکدوم از این باورها رگی از رگهای بدنم به جریان میفتاد.و زندگی در درونش پر تلاطم تر میشد..دمت گرم استاد دمت گرم.

    چقدر درسته این حرف که وقتی با باورهای اشتباه و پس زمینه ذهنی نادرست داری حرکت میکنی،اصلا مهم نیست چقدر میدوی،چقدر گاز میدی،چقدر تلاش میکنی ، تو نمیرسی!!باورکن که نمیرسی!!

    من در شرایط کنونی خودم که واقعا دارم روی ذهن خودم دریک لول بالاتر در مورد ساخت یک رابطه عاشقانه کار میکنم چند تا ازاین باورها رو بطور پررنگ ،-یچیزی شبیه نارنجی پررنگ – کاملا حس کردم.

    استاد چقدر مهمه این باور احساس ارزشمندی،باور فراوانی و ساخت یک عزت نفس برای ساختن یک زندگی عالی. ضعفی که هرچقدر روش کارکنیم باز کمه.باز بیشتر،بازبیشتر و این کارکردن انتهایی نداره!

    باورهایی که در پس زمینه ذهنم به رنگ نارنجی پررنگ پیدا کردم:

    1-من دیگه از سنم کم کم داره میگذره که بتونم یک رابطه عاشقانه و عالی ایجاد کنم.

    2-اگر من وارد یک رابطه جدید بشم و بخوام بافرد جدیدی باشم واقعا دیگران درموردم چه فکرمیکنن!!!(پاشنه آشیل گند زن همیشگی من .چیزی بنام حرف و نظر دیگران!!)

    2-من اونجور که باید زیبا و دوست داشتنی نیستم: لازم میدونم در مورد این بنویسم که من همیشه میگفتم بابا منکه شخصیتا خودم رو خیلی قبول دارم.یعنی از نظر ویژگیهای شخصیتی اوکی هستم و این به من اثبات شده .پس گیرم کجاس که باز تهش فکرمیکنم دوست داشتنی نیستم.تااینکه موقع نوشتن یک تمرین که میخواستم از ویژگیهای مثبت ظاهریم بنویسم دیدم ای دل غافل ذهنم داره کلی بیل و کلنگ به سمتم پرت میکنه که ننویس اینارووو.توکجات خوشکله آخه.و متوجه شدم من واقعا ظاهرخودم رو برای دوست داشتن کافی نمیدونم.واین بود اون ضعفی که مدتها دنبالش بودم ،پیدا کردم و چقدر باید روش کارکنم..من از بچگی این رو شنیده بودم که زیبانیستم.دوست داشتنی نیستم.و این رفت نشست در پس زمینه ذهنم.بعد هی تو روابطم هم همین رو میشنیدم.چون توجهم رو ایرادها بود.و اونها رو ضعف خودم می دونستم.نه اینهمه ویژگی مثبت ظاهری و باطنیم رو.

    3-اینکه من بخاطر شخصیت حمایت گرم همیشه آدمهای نامناسب رو جذب میکنم از نظر اخلاقی.و دقیقا بخاطر احساس عدم لیاقت.

    4- دقیقا بخاطر تمرکز بر ضعف های ظاهری خودم رو لایق یک انسان فوق العاده و یک رابطه فوق العاده نمی دیدم..

    5-و یکی دیگه از ضعف هام طبق معمول کمالگرایی بود.که تا وقتیکه من کامل نباشم آدم درستی سراغم نمیاد یا سرراهم قرار نمیگیره.

    وای استاد داشتم فکرمیکردم همینکه این ترمزهارو پیدا کردم و فهمیدم گره کارم کجاس و دقیقا بعد شنیدن این فایل چه نشونه ها و اتفاقات جالبی رو تجربه خواهم کرد.که صددرصد جهان به کانون توجهات ما پاسخ میده.

    6 من خدارو شکر در فراوانی رابطه شک ندارم و براحتی آدمها جذب من میشن..اما مشکل اینجاست که تاالان آدم دلخواهم رو به دلایل ترمزهام نتونستم پیداکنم که اون هم به لطف خدا و این فایل فوق العاده شما بزودی محقق خواهد شد.

    7-یه خرده این ترمز هم در من هست که من اونقدرها ثروتمند نیستم.و این نقطه ضعف منه.درحالیکه خدا وکیلی همیشه در حال پیشرفت بودم.و همیشه دارم رو خودم کارمیکنم.و روندم روبه رشد بوده.اینم باید روش کاربشه .

    7درمورد تنها بودن ،باید بگم واقعا الان تعمدا تنهایی رو انتخاب کردم تا مدتی فقط ببینم باخودم چند چندم.یه ریستار بشم.باورامو محکمتر بسازم.و به امید خدا بخوام وارد رابطه ای بشم که نه تنها لذتها و عشق به زندگی و خدامو درمن اضافه کنه بلکه اون آزادیه و استقلال من هم به بهترین شکل دراون حفظ بشه و همین حق رو صد البته برای عشقم قایل خواهم بود.

    من نقطه ضعف های اصلیم بی ارزش دونستن خود،تایید و نظر دیگران،کمالگرایی کورکورانه، بحث سن هست که البته اینم الان اومد به ذهنم که بنویسم ،من وقتی 20سالمم بود باز خودم رو انسان دوست داشتنی نمی دیدم. و فکرمیکردم برای من رابطه ای نیست.در حالیکه دراین 5سال که با آموزشهای شما روی خودم کارکردم هزار برابر اون موقع زیباتر و جذاب ترشدم.چون خودم رو هزاربرابر اون موقع دوست دارم.ولی باز باید انگار روش کارکنم.و کارکردن روی پاشنه آشیل ها تموم شدنی نیست .

    8-اینکه گفتین ته هررابطه ای جداییه و این باور یک باور کاملا مخرب و ضربه زنندست..چقدرررر توضیحاتتونو دوست داشتم که معادل این بیت شعر از فروغ بود:

    آری آغاز دوست داشتن است

    گرچه پایان راه نا پیداست

    من به پایان دگر نیندیشم

    که همین دوست داشتن زیباست.

    بخدا قسم وقتی وارد رابطم شدم 4سال پیش نه مهریه گذاشتم نه هیچ چیز دیگه.گفتم تاوقتی باهم باشیم که لذت دو طرفه باشه.و تا همین یکماه پیش که تصمیم به جدایی گرفتم.و تمومش کردم. به همسر سابقم گفتم درسته تموم شده اما ما یک سفر باید باهم بریم.به جایی که تاحالا تو عمرتم ندیدی تو شمال خودمون.و ایشونم قبول کرد. و رفتیم بهشت!! یک جای بینهایت زیبا. دریک فضای کوهستانیه جنگلی که جایی که اسکان داشتیم روی آب روان بود.آب رودخانه ای که از چشمه جریان داشت.ساعتها روی تراسش نشستم و به آب خیره شدم و با خدا حرف زدم، با آب حرف زدم.آّبی که براش مهم نبود من الان درچه شرایطی دارم بهش نگاه میکنم.و درمورد چی فکرمیکنم.اون فقط از دل سنگها و از لابلای اونها جریان داشت ،چقدر لذتبخشه بااون صدا بخوابی.و صبح روی آب بیداربشی.شاید باور کردنی نیست اما سفری که من برای بعد جداییمون تدارک دیدم بهترین سفر رابطمون شد.بی اغراق بهترین و لذتبخش ترین سفر.

    پس ترس از جدایی،واقعا بی معنیه.ما برای لذت بردن به این دنیا اومدیم.واقعا برای خدا و جهان چه تفاوتی داره تو در چه وضعیتی از رابطه هستی.تو فقط لذت ببر اونوقت خدا وظیفشه بتو بهترشو بده.خودش قسم خورده که میدم.تو لذت ببر و باقیشو بخودش بسپار.چون خدا استاد برنامه ریزیهاست.

    استاد عزیزم دوره فوق العاده روابط ، همینجورشم یک دوره استثنایی و بی نظیره ..ومن دارم فکرمیکنم که اگر یک آپدیت روش بیاد دیگه چی مییییشه!!!

    بیصبرانه منتظر یک آپدیت روی این دوره هستیم..

    ارادتمند همیشگی شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
    • -
      سید عظیم بساطیان گفته:
      مدت عضویت: 1047 روز

      بنام الله مهربان

      سلام دارم خدمت خواهر گرامیم ندای بی نهایت

      کامنت شما رو خوندم و کلی نکات مثبت داشت…

      البته کامنت های قبلی شما رو مطالعه میکردم ولی متاسفانه جهان اجازه نمیداد. براتون بنویسم…

      و توی فرکانس شما نبودم

      اتفاقا من یک تجربه دارم از عدم لیاقت… که استاد تو ی فایل بهش اشاره کردن من چند سال پیش وارد یک رابطه شدم که خودم میگفتم من لایق این دختر نیستم و این کجا و من کجا ….

      و جهان اجازه نداد و بهم ثابت کرد …البته اون زمان با حرفهای استاد آشنا نبودم

      مرسی از که نوشتید

      مرسی که هستید

      انشاءالله خداوند شما رو هدایت کنه به بهترین مسیر و از ثانیه به ثانیه های زندگیتون لذت ببرید!!

      دنیا رو براتون شاد شاد و

      شادی رو برایت دنیا دنیا آرزومندم…

      انشاءالله بهتر ینها رو تجربه کنید و از زندگیتون بی نهایت لذت ببرید …

      خدا وند رو شاکرم برای وجود شما… خواهر گلم

      زندگی تون همیشه گوهر

      منتظر کامنت های قشنگ و تاثیر گذار تون هستیم.

      سایتون برقرار

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      احمد ابراهیمی گفته:
      مدت عضویت: 2116 روز

      سلام ندا خانم گوهری عزیز و زیبا و موحد

      اونجا که گفتید به همسرم گفتم بعد از اتمام رابطه باید یک مسافرت بریم اونم شمال.

      من فکر می کردم بعد از جدایی طرفین دوست ندارند ریخت هم ببیند که این جمله شما خلاف شنیده ها به من حالی کرد

      خیلی ممنونم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    حمید معدندار گفته:
    مدت عضویت: 1224 روز

    بنام خدای یکتا

    سلام به استاد نازنین و خانم شایسته مهربان

    سلام به همه دوستان خوبم

    استاد این فایل بینظیر رو دیدم و لذت بردم

    خیلی آگاهی های زیادی دوباره برام مرور شد

    چقدر خوبه که تو یه فایل رایگان این همه ترمز و باور مخرب رو با این دقت توضیح دادین

    و باورهای مناسب برای اون ترمز ها رو هم کامل بیان کردین

    واقعا ممنونم ازتون که انقدر خوب حق مطلب رو ادا میکنید اونم بدون چشم داشت

    هر کسی که قانون رو بشناسه ، میدونه که با این همه آگاهی که تو این فایل گفته شد میشه چه ها کرد

    این فایل خودش یه جلسه کامل از یک دوره بینظیره

    استاد عزیزم ازتون ممنونم که اولا الگوی بسیار خوبی برای ما هستید دوما انقدر عااالی آموزش میدین که راحت قابل درک و فهم باشه و بشه خیلی راحت به این آگاهی ها در زندگی عمل کرد و نتیجه گرفت

    خدایا شکرت که همیشه برای بنده هات آسانی میخواهی و خیلی خوب هدایت میکنی

    خدایا بینهایت سپاسگزارم بخاطر تمام نعمت هایی که بهم دادی

    خدایا بینهایت سپاسگزارم برای اینکه همیشه هدایتم میکنی

    خدایا بینهایت سپاسگزارم که همه چیز رو برام آسان میکنی

    خدایا بینهایت سپاسگزارم برای سلامتی که دارم

    خدایا بینهایت سپاسگزارم برای حال خوبی که دارم

    خدایا بینهایت سپاسگزارم برای رابطه عاشقانه ای که با همسر و فرزندم دارم

    خدایا بینهایت سپاسگزارم برای زیبایی هایی که میبینم و شکر گزارتم

    خدایا بینهایت سپاسگزارم بخاطر اینکه در مسیر زیبا ، عااالی و در مسیر خواسته هام در حرکتم و دارم لذت میبرم

    خدایا بینهایت سپاسگزارم برای اینکه عاشق خودمم و خودم رو دوست دارم

    خدایا بینهایت سپاسگزارم برای فراوانی که همیشه وجود داره و هر روز داره بیشتر میشه

    خدایا بینهایت سپاسگزارم بخاطر خودشناسی که بهش رسیدم

    خدایا بینهایت سپاسگزارم برای عزت نفسی که پیدا کردم و خودم رو دوست دارم

    خدایا بینهایت سپاسگزارم برای اینکه خودت رو بیشتر دارم میشناسم

    خدایا بینهایت سپاسگزارم برای اینکه دارم قانون رو میشناسم و میتونم تو زندگیم عمل کنم به قوانین

    خدایا بینهایت سپاسگزارم برای اینکه استاد عباس منش رو به عنوان آگاهی دهنده و الگویی بینظیر برامون قرار دادی

    خدایا بینهایت سپاسگزارم برای آزادی زمانی و آزادی مکانی که دارم و به لطف خودت بزودی به آزادی مالی هم میرسم

    خدایا شکرت برای هر چیزی که تو زندگیم هست و اینکه هر روز و از هر لحاظ دارم بهتر وبهتر میشم

    خدایا ما را به راه راست هدایت کن ، به راه کسانی که به آنها نعمت دادی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
  10. -
    حامد میرمحمدی گفته:
    مدت عضویت: 1405 روز

    سلام استاد عزیزم خسته نباشید برای این زحمتی که برای ما میکشید و با لذت با عشق این آگاهی های ارزشمند رو در اختیار ما قرار میدید و همین فایل خودش یه محصول ارزشمند بود که چقدرررر پاسخ سوالات منو داد که ترمز هام کجاست و چقدر احساس آرامش بهم داد که من تنها نیستم که این شکل زندگی رو دارم و میتونم با تغییرشون زندگیم رو متحول کنم استاد من برای اینکه بتونم درکم رو از این فایل به اشتراک بزارم نیازه که یه مثالی از زندگی خودم بزنم.

    استاد من الان 1,5 ساله که با شما آشنا شدم و البته کلی تغییرات داشتم و شروع آشنا من با شما زمانی بود که طلاق گرفتم و در شرایط روح ما جالبی بودم و با شما آشنا شدم.

    حالا چرا طلاق گرفتم:

    دلیلش تمام این باور های بود که الان گفتید من نه تنها توی زندگی متاهلیم بلکه توی روابط دوستی با دخترهای قبل و حتی بعد از جداییم هم دارم داشتم تجربه ش میکردم و همه ش همین هوایی بود که توضیح دادید من مرتب خیانت رو تجربه کردم چون صبح تا شب در مغازم کاسب ها جمع میشدن و ازین چرا و پرت ها میگفتن و منم می‌شنیدم و چنان ضربه ای تو همین مورد خوردم که دیگه حالم جا اومد و اینطوری بگم استاد تمام باورهایی رو که الان گفتید من دارم و به عینه در زندگیم تجربه شون کردم و الان از وقتی که با شما آشنا شدم خیلی خیلی تغییر کردم و در بحث روابط هم ترجیح داده بودم که تنها باشم تا بتونم خودمو تغییر بدم چون واقعا میترسم دوباره ضربه بخورم و اینم امروز فهمیدم که یه ترمزها!!! دیگه بیشتر توضیح نمی‌دم که بخوام عمیق وارد این موضوع بشم ولی اینو میدونم و همیشه میگفتم خدایا من که از نظر ظاهری عالی هستم،ادم صادقی هستم،چشم پاکم،نجیبم،حلا خورم ولی چرا آنقدر در روابط به من ظلم میشه و دریغ از این که من فرکانسش رو دارم تا خودآگاه می‌فرستم و امروز متحول شدم.

    حالا درکم از باور چیه:

    باور به اینصورت عمل می‌کنه که وقتی ما شروع میکنیم در مورد هر موضوعی درست فکر میکنیم یا فکر درستش رو در ذهنمون اجرا میکنیم و باورهای مخرب قبلی رو دیگه نمی‌پذیریم و بهش الگو نشون میدیم آرام آرام هدایت میشویم به انجام کارها و رفتارهایی به صورت ناخودآگاه انجام میدهیم و اونوقت نتایج متفاوت میشه و ما بیشتر باور میکنیم که داره جواب میده چون جهان مارش ثابت کردن افکار ماست و بعد این سیکل بیشتر و بیشتر ادامه پیدا می‌کنه و ما باید اینو بدونیم که درسته که الان با توجه به آگاهی های این فایل خودمون رو لایق نمی‌دونیم و نمی‌تونیم خودمون رو بپذیریم ولی به محض اینکه باورهای جدید رو در رهنمون مرور کنیم اونوقت یک احساس متفاوتی در وجود ما شکل میگیره و رفتارهای جدیدی انجام میدهیم و باید اینم گوشه رهنمون داشته باشیم که تجربیات تلخ گذشته به خاطر باورهای گذشته س و این به ایمان ما به قوانین بستگی داره که چقدر قانون باورها رو باور کردیم و درک کردیم.

    باورها برنامه های هستند در ذهن که وقتی مینویسیشون در تمام زمینه ها وی ما تاثیر میزارن یعنی اگر باور داشته باشیم که ما چون خیلی جوون یا خیلی پیر هستیم و نمی‌تونیم رابطه درستی داشته باشیم به این دلیل اونوقت همین باور در کسب و کار و ارتباطات و مسافرت و ورزش و در تمام ابعاد زندگی ما تاثیر میزاره و خبر خوب اینه که وقتی این نوع باورهای تغییر کنن خیلی از ابعاد رفتاری ما تغییر می‌کنه و در اصل باورها گرداننده های چرخ روزگار برای ما هستن و وقتی باورها از نگاه درست حرکت کنند در ذهن ما اونوقت ما دیگه اون آدم ثابق نیستیم و اون نوع احساسات مخرب رو نداریم چون باورهامون تغییر کرده و سر همینم رفتارهای متفاوت انجام میدهیم یعنی من اینطور متوجه شدم که باورها تغییر کنن تو هم درونا جور دیگه ای احساس می‌کنی و تنها راه درک این موضوع اینه که تجربه ش کنی یعنی بیای روی یک باور کار کنی و اونوقت رفتار متفاوت رو در درونت ببینی و بعد میفهمیم که بحث حقیقی تغییر باور ها یعنی چی.

    من برای خودم الان یک راهکار به ذهنم رسید:

    به این دید رسیدم که خب برای من یه دفعه تغییر این همه باور سخته و تصمیم گرفتم یکی از این باورهایی رو که مثال زدید و من در خودم دارم رو بیام به صورت تمرکزی روش کار کنم و بعد که نتیجه گرفتم با احساس قوی تر برم سراغ بعدی و می‌خوام متعهدانه بیام و یک هفته روی کی از این باورها کار کنم و حتما نتیجه ش رو توی همین فایل میزارم و اونوقت دونه دونه همه رو امتحان کنم.

    حالا برای یادآوری به خودم باورهایی رو که با لطف فراوان اعلام کردید رو می‌نویسم که در ذهنم بیشتر ثبت بشه:

    1.ترمز:

    من از لحاظ ظاهری آدم خوشگل و جذابی نیستم (این باور از کمبود عزت نفس و احساس عدم لیاقت میاد) یعنی فرد خودش رو دوست ندارم و آنقدر توی ذهن خودش از خودش ایراد گرفته و این باور در ذهنش قدرت گرفته و سر همین همیشه فکر می‌کنه باید یه چیزی در ظاهرش تغییر کنه تا دخترها یا پسرها آزیتا خوششون بیاد.

    باور درست:

    زیبایی به ظاهر نیست و به درون منه و هر کسی به شکلی زیباست و همه آدمها زیبا آفریده شدن و هر کسی زیبایی درونی منحصر به فرد خودش رو داره و من نیاز ندارم خودم رو با کسی مقایسه کنم و شبیه کسی باشم چون من خودم ارزشمند هستم و لایق هستم و خودم رو دوست دارم به خاطر توانایی ها و ارزش های درونیم و ارزش های خودم رو بسته به ویژگی های درونی خودم میدونم حالا هر چیزی که دارم .

    2.ترمز:

    من توانایی خاصی ندارم ،ویژگی خاص و دوستداشتنی ای ندارم،با نمک و خوب نیستم و کسی نمیخواهد با من باشه و نمیتونه با این ویژگی های تا جالب در کنار من لذت ببره.

    باور درست:

    باید الگوهایی رو پیدا کنیم و ببینیم که آدمهایی هستن که خیلی هم معمولی هستن و روابط فوق‌العاده ای دارن و نباید به استانداردهایی که جامعه مشخص می‌کنه برای روابط خوب باور داشته باشی و من باید درونا برای خودم ارزش قایل باشم و خودم رو درونن انسان بزرگی بدونم و باید توانایی های درونی خودم رو ببینم.

    3.ترمز:

    همه آدمهای خوب و درست حسابی رفتن و دختر خوبی نیست و…(این باور از باور کمبود نشات میگیره.

    باور درست:

    در جهان میلیاردها نفر دختر و پسر خوب هست که عاشق شخصی با ویژگی های کنه چون من هم انسان ارزشمندی هستم و نروژ هم این دخترها و پسرها تعدادشون بیشتر و بیشتر میشه و هستن دخترها و پسرهایی که عاشقانه منتظر این هستند که مثل من رو پیدا کنند و در زمان و مکان مناسب به این رابطه هدایت میشم.

    4.ترمز:

    من لایق رابطه عاشقانه نیستم و مناسب نیستم و ایراد دارم و لیاقت ندارم که یک رابطه عاشقانه داشته باشم.

    باور درست:

    این باور بر میگرده به دوران بچگی و تو سری هوایی که خوردیم از جامعه،مدارس،والذین،دوست ها و باور کردیم که لیاقت نداریم و بی ارزشیم و ما باید خودمون رو لایق بدونیم و احترام برای خودمون قایل باشیم تا جهان افراد مناسب رو وارد زندگیمون کنه چون در هر صورت برای جهان فرقی نمیکنه که ما چه فکری میکنیم جهان فقط به افکار ارسالی ما پاسخ میده باید امتحان کنیم آگاهانه تا نتیجشو ببینیم خودمون رو لایق بدونیم و اینجوری فکر کنیم آرام آرام بیرون تغییر می‌کنه و اصلا هم نباید به چطور و چگونه ش کاری داشته باشیم و خودمون رو نباید با تجربیات قبل محک بزنیم چون بعد از تغییر این فکر شرایط تغییر می‌کنه و رفتارهای ما هم تغییر می‌کنه یعنی به محض نپذیرفتن باورهای تا جالب و مخرب و ایجاد باورهای خوب ناخودآگاه رفتارهای ما تغییر می‌کنه و اونوقت فرکانسهای متفاوت به جهان می‌فرستیم و چون ما داریم جدید و خوشبینانه فکر میکنیم جهان هم به ما ثابت می‌کنه افکار ما رو که ما لایق و ارزشمند هستیم و بر عکس.

    5.ترمز:

    من همیشه آدمهای تا مناسب رو جذب میکنم و هر دختر یا پسری که میاد توی زندگیم میخواد بهم خیانت کنه،از من سو استفاده کنه و …و ازین باور میاد که من شانس ندارم و آدم خوب هیچوقت سمت من نمیاد کلا من لایق آدمهای ما جالبم و تقدیر من اینه و… و اونوقت جهان هم ثابت می‌کنه که درست میگیم؟

    باور درست:

    ما باید این الگو رو در رهنمون بشکنیم و به خودم.ن بگیم که من به خاطر باورهای قبیلیم و ویژگی های قبلیم فرکانسهای مخرب قبلیم بوده که این آدمها رو جذب کردم و از زمانی که من شروع کردم و فکر و باورهای رو عوض کردم و باور فراوانی رو در ذهنم ایجاد کردم شرایط هم تغییر می‌کنه و تجربیات کن همش به خاطر این بوده که منم آدم جالبی نبودم و الان باور دارم که انسان جالب و ارزشمندی هستم و جهان هم همینو ثابت می‌کنه و این یک قانون باید بپذیریم که خود ما به واسطه افکارمون داریم ایندمون رو خلق میکنیم.

    6.ترمز:

    تمام روابط آخرش به جدایی و بدبختی و رنگ ختم میشه و این باور بر میگرده به شنیده های ما که شنیدیم و پذیرفتیم و همش به این فکر میکنیم که آخرش بد میشه و همین باور حتی نمی آره که بخوابیم رابطه ای رو شروع کنیم چون باور داریم آخرش بدبختی داره و…؟

    باور درست:

    باید ببینیم که روابطی هستن که تا آخرش لذت بردن و دارن لذت میبرم و این نگاه رو داشته باشیم حتی اگر جدا هم بشم اول اینکه خب دختر یا پسر خوب زیاده و جهان بر پایه فراوانیه و انسانهای خوب بیش از حد وجود داره و من اگرم جدا شدم در رابطه ای باعث شده من بزرگتر بشم با تجربه تر بشم آگاه تر بشم برای رابطه فوق‌العاده بعدی و باعث رشد من شده هر چی که بوده،هر چند که اگر این باور رو نداشته باشی هرگز جدایی رو تجربه نمیکنی و اگرم تجربه کنی معنای خوبی داره یعنی اینکه قراره یه کیس بهتر بیاد تو زندگیت و ما اگر در مسیر درست باشیم یک رابطه می‌تونه برامون خوشی بیشتر و بیشتر بیاره.

    7.ترمز:

    من باید پرفکت باشم،من باید کامل باشم،من باید بی نقص باشم برای اینکه بتونم یک رابطه رو شروع کنم (این باور مخرب از کمال گرا بودن میاد)؟

    باور درست:

    هیچ کسی در این دنیا نیست و نبوده و نخواهد بود که کامل بوده باشه و کلا انسان موجودی هست که ناقصه و به سمت کمال حرکت می‌کنه و هرگز کامل نخواهد شد این ماهیت انسانه و در کل کیهان هیچکس نیست که کامل باشه و همین رو مرور کنیم در ذهن و بپذیریم اونوقت جهان هم شرایط بیرون ما رو تغییر میده.

    8.ترمز:

    افراد همیشه بهم خیانت میکنن آدمها خیانت کار شدن و…همین باور جلوی تجربه یک رابطه صادقانه و پاک رو از ما میگیره چون جهان به باورهای ما پاسخ میده همین باور باعث شده اصلا وارد رابطه نسیم چون می‌ترسیم که دوباره رنج بکشیم؟

    باور درست:

    این همه آدم هستن توی اقوام تو خانواده که دارن سالم و زیبا و عاشقانه زندگی میکنن و دارن لذت میبرم در کنار. هم ما باید اینو بپذیریم و مرتب به رهنمون بگیم که رابطه های عاشقانه بینهایت هست و اونوقت جهان هم به ما ثابت می‌کنه که درسته و آدمهای صادق و خوب و دوستداشتنی و متعهد رو وارد رابطه ت می‌کنه وقتی باور میکنیدپسر و دختر خوب هست همه پسرها و دخترها عالین،صادقن،پاکن اونوقت جهان هم میاره ش توی زندگیت تا تجربه ش کنی.

    9.ترمز:

    من پسر پولداری نیستم یا دختر نداری هستم و ضعیفیم و ازین حرفا؟

    باور درست:

    ارزش من به وجودمه من یک انسانم با وجود ارزشمند الهی که قدرت خلق داره و هر لحظه اراده کنه می‌تونه زندگیش رو خلق کنه و من ارزش خودم رو به شرایط بیرونی ربط نمی‌دم شاید الان شرایط مالی خوبی نداشته باشم ولی قرار نیست تا ابد اینطوری باشم و میتونم با باورهای شرایط مالی و زندگیم رو تغییر بدم چون من با افکار و باورهای دارم زندگیم رو خلق میکنم و خداوند هم عادله . به من این اجازه رو داده که خودم زندگیم رو خلق کنم و باید الگوهایی رو ببینیم که طرف معمولی بوده ولی یک رابطه فوق‌العاده عالی رو داره با یه آدم عالی تجربه می‌کنه.

    10.ترمز:

    من بهتره تنها باشم ،من دوست دارم تنها باشم،تنهایی پیشرفتم بهتره؟

    باور درست:

    اینکه انتخاب کنیم تنها باشیم اصلا ایرادی ندارد ولی باید تشخیص بدیم که این باور داره از چه فکری نشات میگیره از همون افکاری که در قبل توضیح داده شد یا نه واقعا از خواسته درونیه،یعنی من میتونم ارتباط بگیرم از نه شنیدن نمی‌ترسم و اراده کنم دوست خوب پیدا میکنم ولی الان ترجیح دادم که یه مدت تنهایی رو تجربه کنم باید اینو بتونیم تشخیص بدیم.

    و در ضمن اینم بدونیم انسان یک موجود اجتماعیه و داشتن روابط می‌تونه زندگی رو شیرین تر کنه یعنی تو لذت میبری و اگر هم یکی باشه در کنار هم لذت میبرید و خیلی هم شیرینه رابطه داشتن اینکه بری یه مهمونی و جایی یه لیدی زیبا هم کنارت باشه خب خیلی لذت بخشه و… ولی باید بدونیم از روی نام توانی تنهایی رو انتخاب کردیم یا از روی خواست خودمون.

    11.ترمز:

    توی سرنوشت ما نوشته شده و ما فامیلی همین و این تقدیر بوده که ما رابطه نداشته باشیم و تنها باشیم و…؟

    باور درست:

    هیچ چیزی برای ما مقدر نشده و ما انسانهایی هستیم که به واسطه افکار و باور هامون در لحظه آینده خودمون رو خلق میکنیم و خداوند هم هرگز سرنوشت مقدر نکرده و اگه اینجوری بود که اصلا نمیشد به خدا گفت عادل خدا فقط پاسخ میده به درخواست‌های ما

    کلنمد هوالا و هوالا

    (ما شما را هدایت میکنیم به هر سمتی که بخواهید)

    12.ترمز:

    من اصلا تو روابط خوب نیستم و بلد نیستم با یه دختر یا پسر چطوری ارتباط بگیرم و صوتی میدم و…و خب چون بلد نیستم اصلا چرا برم انجامش بدم؟!

    باور درست:

    مگه ما قبل از به دنیا اومدن توی شکم مادرمون چیزی بلد بودیم کلا همه ما آدمها؟!!!

    ما انسانیم یاد میگیریم کلا به این جهان اومدیم برای پیشرفت و یادگیری و تجربه کردن باید تجربه کنیم تا یاد بگیریم و هیچ انسانی کامل نیست که از قبل بلد بودن باشه فقط تفاوتش اینه که اون تکاملش رو در این موضوع طی کرده و ما باید آشنا بشیم تجربه کنیم و هر بار خودمون رو بهبود بدیم کلا با تجربه کرده که میتونیم یاد بگیریم مثل راه رفتن که کلی زمین خوردیم تا تونستیم راه بریم اگه اینجوری بود و در بچگی تلاش نمی‌کردیم که راه بریم و از زمین خوردن میترسیدیم الان همه مون باید چهار دست و پاه راه می‌رفتیم پس باید بدونیم که هیچکسی مادر زاد عالی نبوده و تجربه کرده تا یاد گرفته. خود من توی این موضوع پاشنه آشیل زیادی دارم و علتشم اینه که نظر مردم و اینکه چه قضاوتی بشم برام خیلی مهمه و همین ترمز کلی ترمز دیگه رو برام ایجاد کرده که خیلی هم دارم روش کار میکنم.

    13.ترمز:

    اگر وارد رابطه بشم آزادیم رو از دست میدم خب چرا برم خودمو اسیر کنم چون فکر میکنیم رابطه عاشقانه یعنی اسارت و محدودیت (که هر چند استاد من فکر میکنم این باور هم از ناتوان بودن در پیدا کردن رابطه در من شکل گرفته وگرنه کسی دوست ندارن تنها باشه)؟

    باور درست:

    ما باید یاد بگیریم و اینطوری فکر کنیم که قرار نیست وقتی رابطه ای ایجاد شد همدیگه رو حبس کنیم و آزادی همدیگه رو بگیریم باید بگیم هم مندازادم هم اون آزاده و محدودیتی نیست ما قراره در کنار هم لذت ببریم و شما زندگی شخصی خودتو داری و منم همینطور و ما با هم دوستیم و نباید دوستمون آزادی همدیگه رو بگیره و به هم دیگه تعهد داریم و اگر این باور رو داشته باشی فردی به سمتت میاد که بهت ثابت کنه باورت رو

    مثال: زندگی شیرین خود استاد و خانوم شایسته .

    و باورهای فراوااان.

    استاد عزیزم بینهایت از شما سپاسگذارم و همچنین از خانم شایسته عزیز که آنقدر با عشق این دوره ها و فایلها رو برای ما آماده میکنید.

    خدای عزیزم ممنونم و سپاسگذارم ازت که منو در این مسیر زیبای سبز هدایت کردی و زندگی منو دگرگون کردی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای: