چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 2 - صفحه 13 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 2510MB68 دقیقه
- فایل صوتی چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 230MB68 دقیقه






به نام خدای مهربان
سلام استاد عزیزم
و خانم شایسته مهربون و بچه های سایت
خدا شکر برای دریافت این آگاهی ها
فایل رو چندین بار گوش دادم
و باعث شد ی دفتر مخصوص بذارم و شروع کنم به نوشتن ترمز هام و خصوصیات کسی که میخوام ازدواج کنم
و برای خودم هدف گذاشتم که ترمز های ذهنی ام رو بذارم کنار
استاد تمام ترمز هایی که گفتی رو من دارم و حتی بیشتر
که باعث شده 10تا 15 سال نتونم ازدواج کنم
ذهنم بدجوری با ازدواج مقاومت داره تا رابطه بدون ازدواج
احساس اینکه ازدواج محدودم میکنه هزاران یا شاید میلیون ها بار ا دوستای هم سنم که ازدواج کردن شنیدم که از وقتی ازدواج کردیم دیگه هر روز بدبخت تر درگیر زن و زندگی شدیم
و ذهن منم همه این حرف ها رو باور کرد
یا اینکه من خودم رو گول میزدم بابا ازدواج مال جهان سومی ها مال انسان های سطح پایینه
دیگه قدیمی شده
دیگه ی جور بی کلاسیه
و از این چرندیات
و میگفتم من خودم نخواستم ازدواج کنم در صورتی که از درون دوست دارم ازدواج کنم
یا سرمایه ندارم
یا چطور میتونم خرج زندگی رو بدم
استاد ی ترمز مخفی دیگه
من انقد شنیده بودم که طرف وقتی ازدواج کرد بعد پیشرفت کرد
و این باعث شد که بخوام من ثابت میکنم بدون ازدواج هم میشه موفق شد
کلا ذهنم مقاومت داشت
یا میگن تا ازدواج نکنی پول نمیتونی جمع کنی
یا وقتی ازدواج کنی دینت کامل میشه
انقد ترمز هست اونم مخفی که خدا میدونه
استاد من الان فهمیدم که واقعا دوست دارم ازدواج کنم با کسی که هم مدار و فرکانس باشه و توی همین فضای قوانین باش دوست دارم
الگوی هم که دارم شمایید.
استاد واقعا این حرفتون خیلی بهم انگیزه و انرژی داد
وقتی ما ازدواج کنیم به زندگی مون افزوده میشه
بیشتر لذت میبریم
خودمون رو بیشتر گسترش میدیم
استاد این باور ها واقعا ی شبه در من ایجاد نشده
میلیارد ها بار شنیدم و جهان هم با نشون دادن این الگو ها تایید کرده
شاید درک کامل و درستی از این فایل نداشته باشم
ولی واقعا درک کردم که پا بد جور رو ترمزه توی بعضی جاها
فهمیدم وقتی کد توی ذهنم اشتباه باش تلاش بی معنیه
همه چی باوره بارو باور
خدایا خودت هدایت کن به زیبایی ها
انشالله بعد این فایل ها خبر های ازدواج بچه های سایت بیشتر شنیده میشه حتما حتما
استاد ممنونم ازتون
به نام رب العالمین یکتا))!
سلام استاد جان!
عجب درمورد موضوع خوب و کاربردی حرف زدید!
به نظرم هرکس دقیقا باور هایی که شما گفتید رو اجرا کنه و مو به مو عمل کنه ، بعد از این فایل دقیقا روابطش عالی میشه!
این قانون ها رو دقیقا میشه برای تمام موضوعات به کار برد!
در مورد هر موضوعی که بخوایم، یکی یکی باور های اشتباه رو مثل یه جراح از خودمون بکشیم بیرون و براش دلیل منطقی بیاریم!
چون ذهن فقط با دلیل منطقی و تکرار میپذیرع!؛
درمورد یکی از باور ها،اعتراف میکنم که قبلا چون دور و اطراف خودم و پدر و مادرم رو دیده بودم، ترسیده بودم و دلم میخواست تنها زندگی کنم ولی الان که روابطم بهتر شده و فقط با آدم های عالی و دوستای عالی به سمتم میان،باور کردم که روابط خوب میتونه وجود داشته باشه و خیلی فراوان الگو هاش هست،
ولی بازم به این نتیجه رسیدم که این تنهایی رو خیلی بیشتر دوست دارم،شخصیتم اینجوری بیشتر دوست داره ، خیلی بیشتر میتونم روی خودم تمرکز بزارم،حتی با دوستای عالی هم که مدتی پیششون هستم ، بازم زیاد اون چیزی که میخوام رو دریافت نمیکنم،و تنهایی با خودم خیلی بیشتر بهم انرژی فراوانی میده؛
من اینجوری انتخاب کردم ولی هر روشی که هرکسی انتخاب کنه هم معلومه که درسته!
توی دریم برد و خواسته هامم همیشه خودم رو با تنهایی خودم با خدا تصور میکنم و اینکه بخواد یه آدم دیگه هم کنارم باشه در روابط اصلا بهم خوش نمیگذره و این تنهایی برای من ،بیشتر لذت بخش تره!
هر چند این قانون های روابط توی جذب آدم های عالی خیلی بهم کمک میکنه!
و میتونم اون رو در کارمندان ، تیم ام و دوستام و خانواده و … اجراشون کنم و روابط عالی داشته باشم،چون در کارم خیلی با آدم ها سرکار دارم پس باید بلد باشم چطور رابطه خوب برقرار کنم ولی در زندگی شخصی ، دوست ندارم مسئولیت کس دیگه رو قبول کنم و بدونم یه شخص دیگه هم هست، دوست دارم فقط خودم باشم!
هرچند بازم این انتخاب منه، و هرکسی هرجوری که دوست داره و بهش احساس بهتری میده انتخاب میکنه،هر راهی هرکسی انتخاب کنه درسته!
بازم از بهترین رابطه هایی که دیدم ، شما و مریم بانو جان رو با تمااام وجودم تحسین میکنم که انقدر روابط فوقالعاده ای دارید!
و شما رو استاد جان، که از وضعیت قبلیتون چقدررر تغییر کردید و روابط عالی رو با همه دارید!
دقیقا منم همینجوری بودم، انقدر با خودم قبلا در صلح نبودم که با هبچکس رابطه خوبی نداشتم از نزدیک ترین افراد تا غیره…
ولی الان فقط آدم های عالی، شخصیت های بی نظیر و ثروتمند به طرف من جذب میشن که حتی اطرافیانم هم تعجب میکنن از این همه تفاوت بین قبلم و الانم!
ولی ولی همیشه جای بهبود هست و میتونه بهتر بهتر بشه!
باید از اینی که هستم بهتر باشه!
چون روابط توی زندگیمون خیلی مهمه،چون وصله به عزت نفس!
چون مهمترین رابطه ما ، رابطه ما خداست!
و باید بتونیم روابطمون با همه ی افراد عالی بشه، یاد بگیریم با هر کس چطور باید رفتار کرد!
واقعا درمورد تمام ترمز ها ، خیلی باور های خوب و دلیل های عالی آوردید؛
اینم در تمام جنبه ها میشه ازش الگو گرفت!!
باور احساس لیاقت، باور فراوانی و هزارن موضوع دیگه…!
استاد چقدر دارید جهان رو گسترش میدید که این خواسته رو در افراد ایجاد میکنید که مثل خودتون میشه روابط عالی رو تجربه کردید؛
خودتون یه الگوی بی نظیرید!
و بهترین فردی هستید که میتونید درمورد روابط صحبت کنید چون خودتون نتیجه دستتونه!
دقیقا همینه!!
وقتی باور های خوب ایجاد میکنم ، یه حس آرامش عجیبی میگیرم…
انگار درونم فریاد میزنه که همین درسته، همین راه رو برو ، اصل همینههه!
استاد جانمم، فایل بینظیییر بود و قوانین رو عالی توضیح دادید؛
اگر قسمت های بعدش هم آماده کنید خیلی فوقالعاده میشه!
بی نظیرید استاد!
سپاسگزارم بابت این هدیه ارزشمنددد!!!
باید هزارن بار گوش کردددد!
سپاس رب مهربون و قدرتمندمم()!
به یادگار،ردپای عزیز))!
سلام
روز زیبای شما استاد عزیزم،شایسته بانو مهربان،و دوستان عزیزم،دوستای بی نظیرم به خیر و شادی باشه
چقد خوشحالم که این دو فایل آخر که استاد گذاشته من اولین کامنت و دیدگاه رو مینویسم
اقا من یه ایرادی که دارم و همیشه هم دارم تلاش میکنم از بین ببرمش یا کمرنگش کنم اینه که
من برای هر کاری که میخوام انجام بدم،در مورد نتیجش و یا کلا ورود به اون عمل یا هر کاری،میام سناریو با پایان تقریبا بد میچینم توی ذهنم نسبت به اون فرد یا افرادی که در ارتباط هستن با اون عمل یا کار یا هر چیزی که من میخوام انجامش بدم،
باورتون میشه؟؟؟
مثلا میخوام یه پروژه کاری برای کسی انجام بدم،
به توانایی هام ایمان دارم،به ظرافت کارم یقین دارم،به انصافم،به خوش قولی و وقت شناسیم ایمان دارم،اما از قبل از شروع کار یا میانه اجرای کارم،مثلا توی ذهنم چیده میشه که سر یه بحث در مورد این کار مثل دستمزدم،یا خرید متریال،یا هر چیز دیگه با یارو جر و بحث میکنم و با ناراحتی من کار رو به اتمام میرسونم
یا اینکه توی زندگی مشترک با همسرم،مثلا میخوام یه کاری رو انجام بدم،از پیش یک سناریو جر و بحث با همسرم توی ذهنم در مورد همون کار چیده میشه،مثلا میرم یه جایی که گیر کردم و دیرتر میرسم خونه،و حالا توی ذهنم،تصاویر میان که همسرم میگه ما توی خونه حوصلمون سر رفته ولی تو رفتی بیرون تا الان،بچم میگه بابا چرا اینقد دیر اومدی من تنهایی حوصلم سر رفته و از این سناریو ها
یا بخوام برم سر یه قرار کاری که به هر دلیلی شاید نیم ساعت دیر برسم،توی این نیم ساعت هزاران جر و بحث توی ذهنم میاد که چرا دیر رفتم و میام کلی دلیل میسازم که اقا من چرا دیر اومدم این نیم ساعت رو
در صورتیکه آدم هایی هستن که کلا قرارشون رو اصلا نمیرن و وقتی طرف زنگ میزنه چرا نیومدی خیلی ریلکس و بدون توضیح اضافی میگن که کار پیش اومد برام و نمیتونم تا دو روز دیگه بیام،
آخه این چه داستانیه،چرا ذهن ما انسان ها به طرز عجیبی دنبال ته تلخ خیار میگرده در صورتیکه کل این خیار این همه شیرین و خوشمزه،
هرچقدر فکر میکنم که دلیل این سناریو چیده ها چیه پیداش نمیکنم،و فقط سعی دارم که کمرنگ و از بین ببرمش،
سعی میکنم حالا که ذهنم عاشق سناریو چیدنه پس بیام سناریو قشنگ بچینم براش،مثل تحسین شدنم از سوی کارفرما،از سوی همسرم،از سوی دیگر انسان ها
و جالب اینجاست،که خیلی جاها کار بهم پیشنهاد داده میشه،میرم اندازه گیری،میرم متریال و طرح معرفی میکنم کلی وقت میزاریم با کارفرما،بعد از چند روز میبینی به طور عجیبی کاره کلا میپره و یارو منصرف میشه کلا از انجام کار،حالا به هر دلیلی که شاید مالی باشه براش یا فروش ملکش یا تغییر نظر خودش و خانوادش،
اما ایمان دارم که سر این کلاف در هم پیچیده رو پیداش میکنم و جوری منظم جمعش میکنم که خودم لذت ببرم
سلام دوست عزیزم
چه قشنگ این سناریو نویسی را توضیح دادی! منم همینجوری بودم.
فکر میکنم به این خاطر اینجوری میکردم که ترس داشتم به دلیل ایرادی توی اون کار، غافلگیر بشم…پس هی ازش ایراد پیدا میکردم. بعد بدترین حالت ممکنه رو تصور میکردم و .بعد این رفتار تبدیل میشد به سرنوشتم. با خودم فکر میکردم: مگه داریم؟ مگه میشه من کار بی عیب انجام بدم؟!! وای، چه سرنوشت شومی!!!!چه ته خیار تلخی!
پدرم در آمد تا کمی بهتر شدم! هنوز هم گاهی عود میکنه داستان…ولی اوضاع در کنترلمه خدا را شکر.
من خودم دلیلش را ایده آل گراییم و عزت نفس پایین فکر میکنم.
یه چیزی: تا شروع میکنم به سناریو چینی، سپاسگزاری میکنم. بابت همه چی ..اثر خوبی داره. چون دیگه متوجه شده م که اینجور وقتا شیطون داره کفر رو به مغزم تزریق میکنه…شک ندارم.
خوشبخت و خوش شانس و پولدار باشید.
سلام علی جان
ممنونم از کلمات زیبات،
اره اره اتفاقا منم پی بردم از کمبود عزت نفس میاد این داستان
من الان همزمان دارم روی توحید و عزت نفس کار میکنم،که خدا رو منشا رزق و روزی در لایه های وجودم قبول کنم و اینکه من لایق به دست آوردن نعمت ها و فرصت های ثروت ساز بی انتهای خدا هستم
و قطعا شما هم لیاقت بهترین ها رو داری دوست خوبم
از خدا برات بهترین ها رو آرزو میکنم
شاد و ثروتمند باشی علی عزیز
بنام الله مهربان
سلام گرم دارم خدمت دوست عزیز و گرامی آقا فرشاد بی نهایت
خیلی خوشحال شدم کامنت تون رو خوندم. من چند وقتی هست که دارم به برنامه هام میرسم و نتونستم زیاد بیام سایت و جهان اجازه نداد … امروز که اومدم شروع کردم از صفحه ی اول الی آخر ….
به کامنت شما که رسیدم و خوندم …
خداوند در مورد وعده ها ، سوال میکنه و خوش قولی شما مورد تحسین هستش،
به هر حال نجواها ول کن نیست و شیطان میاد و اذیت میکنه … به هر حال اینم یه ترمز هستش و باید رفع بشه و چقدر خوب بیان کردید . با توجه به شناختی که از شما دارم قطعا براون نجوا پیروز میشید و با آتش ایمان اونو خاموش میکنید .
انشاءالله در کنار خانواده تون بهترین ها رو تجربه کنید .و همیشه در کارتون روز به روز پیشرفت کنید .
خیلی دوستون دارم
سایتون همیشه برقرار باشه
مرسی که نوشتید. خداوند رو شاکرم برای وجود شما و تک تک دوستان
خدا میدونه که به همتون عشق می ورزم و از ته دل براتون دعا میکنم
تمام شب ها و روزهای من شاهدند ….
منتظر کامنت های قشنگ و تاثیر گذار تون هستیم.
موفق باشید ای مرد توحیدی و بی نهایت
سپاسگزارم عظیم عزیزم
ممنونم از تحسین شما
ما اینجا با تبادل تجربه
هم فکری
و کمک کردن به همدیگه
و توجه به خواسته های زیبامون،
و باورسازی در راستای خواسته هامون،
و توکل
ایمان به انرژی که خدا نامیدیم
قطعا شاهکار و پیکرتراشی زندگی خودمون میشیم
شاد و ثروتمند باشی عظیم جان
به نام خدا
استاد عزیزم سلام
ازتون بسیار سپاسگزارم که ادامه فایل قبل رو برامون قرار دادید و چقدر این فایل مفید بود
اولش که گفتید میخواید ترمزای روابط رو بگید من با خودم گفتم من مشکلی ندارم که کاش استاد در مورد یه چیز دیگ ای صحبت میکردن مثلا درامد و کار بعد یهگ دیدم ذهن منطقیمه که دنبال بهونس و تصمیم گرفتم در مسیر محل کار اونم صب زود این فایل رو گوش کنم و چقدرررر باگ داشتم
باگ هایی که فک میکردم اصلا در من وجود نداره
استاد خدارو شکر از لحاظ زیبایی ظاهری قیافه مناسبی دارم ولی چند وقتیه که اطرافیانم عوض شدن و بعضیاشون جزوه دسته از افرادی هستن که عمل های زیبایی انجام دادن و…
همین باعث شده روی من ناخوداگاه تاثیر بذاره که نه اینا از کمبود عزت نفس نیست اینا یه کار معمولیه دیگ همه ی افراد انجام میدن اونم منی ک وقتی صورتم پر جوش بود تلاشم این بود ک خودمو همون جوری دوست داشته باشم و نخوام خجالت بکشم و الان ک خدارو شکر خوب شدم ناخوداگاه داشتم میرفتم سمت این موضوعات… منی که طبق یه سری قوانین میرم و تلاشم اینکه باورامو تغییر بدم داشت یه باور اشتباهی که نداشتم درونم صورت میگرفت بازم ازتون سپاسگزارم…
مورد بعدی استاد من دوره عشق و مودت و کشف قوانین رو ندارم ولی وقتی که چک و لگد دنیا بهم خورد تو روابط تلاش کردم خودمو بیشتر دوست داشته باشم و باور به فراووانیو درونم بیشتر کنم یادمه پارسال رفته بودیم شمال و من کلی پسر شمالی خوشتیپ دیدم و با خودم میگفتم چقدر فراوانی:)) بعد من چرا چسبیده بودم به ی نفر… بعد از اون رو دوره ی عزت نفس که کار کردم ناخوداگاه احساس لیاقتم بیشتر شد وقتی شما میگفتید تودتونو همونجوری که هستید دوست داشته باشید چون خدا شمارو پذیرفته وقتی شما گفتید خودتون الویت باشید من یاد گرفتم که رابطم با الله همیشگیه و الویت باید خودم باشم ولی اشکالی نداره بعضی وقتا یه کوچولو هم به نفع طرف مقابلم قدم بردارم چون ما انسانیم احساس داریم..
یادمه که چقدر یه مدتی شده بود که با تنهایی خودم لذت میبردم و بالای پشت بوم با خدا حرف میزدم و اتفاقا برای شما هم فیلم ضبط کردم که یه روزی براتون ارسال کنم اون روزا اصلا دلم نمیخواست با کسی حرف بزنم فقط داشتم روی خودم کار میکردم و فایل گوش میکردم و با خدا صحبت میکردم روی تواناییام وقت گذاشتم
فایل سرمایه اصلی تو چیست یکی دیگ از فایل هایی بود که احساس لیاقت رو در من افزایش داد وقتی دیدم که من چقدر درستکارم صادقم و برای کارم وقت میذارم به این نتیجه رسیدم که من هم میتونم زندگی بهتری رو تجربه کنم البته که شاید ده درصد رشد کردم ولی همین ده درصد شامل روابط عالی که داره منجر به ازدواج هم میشه هست و همچنین رشد کاری و مالی… استاد من س جلسه از دوره حل مسائل شمارو استفاده کردم فقط سه جلسه ولی همین سه جلسه واقعا انقلاب به پا کرد درونم و جوری پیشرفت کردم که برای همه از جمله خودم چشمگیر بود و همین موضوع دوباره احساس لیاقت منو افزایش داد و باعث افزایش درامدم شد..
من ازتون بشدت سپاسگزارم من بعد از اتمام دوره حل مسائل از این دوره حتما استفاده میکنم
به امید دیدار شما و مریم عزیزم
سلام استاد عزیزم
استاد در موردهایی که فرمودید وچقدر زیبا چقدر اشارات عالی ومناسب استاد شما با بیانتون ما رابه چالش کشیدید تا جستجو کنیم وکاووش کنیم در درونمون وترمزهامون را پیدا کنیم وچقدر به لطف الله مهربانم همزمان شد بادوره 12 قدم که دارم کار میکنم یعنی پیدا کردن پاشنه ی آشیلم
استاد مهربانم من قبلا خصوصا از زمانی که بچه دار شدم بااینکه از نظر دیگران دختر بسیار زیبا وجذاب بودم ولی هرگز این را قبول نداشتم از زمانی که خواستگار برام میومد که اکثرا آدمهای خوبی بودن ولی من احساس لیاقت نمیکردم من خواستگارهای زیادی داشتم ودر سن 21 سالگی ازدواج کردم خودم را به شدت در برابر خانواده همسر کوچک میدیدم با اینکه نه از لحاظ تحصیلی فاصله داشتیم ونه از لحاظ اخلاقی وفرهنگی فقط تنها از لحاظ مالی آن هم فاصله ی بسیار بسیار کم اما آنها به شدت اعتماد به نفس بالا من هیچ اعتقادی به رابطه ی دختر وپسر قبل از ازدواج اعتقاد نداشتم ولی عشق آن هم فقط در دل عاشق شدن شاید این حرفم مسخره باشه ولی واقعیت داشت ومن به خاطر عدم لیاقت نتونستم حتی به کسی که دوستش داشتم جواب مثبت بدهم وهمه چی تمام
من خودم را لایق یک رابطه ی عاشقانه نمیدونستم وبعد از ازدواج هم همینطور من به شدت وابسته به همسرم شدم جوری که انگار تمام اختیاراتوتمامی تصمیمات کوچک وبزرگم را به دست ایشون داده بودم انسانی بودم با عزت نفس پایین که اجازه میداد هرکسی هرجوری دوست داره باهاش برخورد کنه وصبوری وصبوری تازه سنگ صبور برای دیگران شنیدن دردودلهای مشتریان مغازه لباس فروشی که داشتم وشنیدن اخبار خیانتها واینها توی روحیه ی خودم هم تاثیر گذاشته بود اما من کلا دختری بسیا رمهربان که گاهی از مهربانیهایم سواستفاده که الان میفهمم تمامی اینها برمیگرده به مشکل عزت نفسم وباور اینکه اگر رابطه ام عالی باشد ماندگار نیست استاد نمیدانم دیگه چی بنویسم از اوضاع داغونی که داشتم اما رابطه ام با خدا خوب بود وتنها امیدی که بود همون توکل به خودش بود تنها باوری که زیبا بود عمیق بود وواقعی بود
وجواب داد من خانواده ی خوبی داشتم اما نمیدونم این مسایل از کجا در من بوجود آمده بود واما من به لطف خدا دوسال پیش خیلی تصادفی که البته تصادفی نبوده واینها جواب اون فرکانسها بود من آشنا شدم با این مسیر عالی خدا میخواست چون عاشقم بود عاشق این دختر زیبای مهربان دوست داشتنی
آره استاد عزیزم من بعد از اون باشما آشنا شدم من وارددنیای زیبای شدم که نامش بهشت بود من خدا را شناختم به طرز عالی وبهتر از قبل من عاشق خودم شدم عاشق همه من شادی را باتموم وجودم احساس کردم من که قبلا حتی با نزدیکانم نمیتونستم ارتباط بگیرم راحت صحبت کنم الان توی جمعهایی که حتی غریبه ها حضور دارن حرف میزنم شرکت میکنم بیانم فوق العاده شده همه دوستم دارن مرتب ورزش میکنم 3ساله
برای خودم ارزش قائلم البته در این زمینه باید بیشتر کار کنم حرفهام صددرصد میتونم بگم مثبته این مثبت فکر کردن وصحبت کردن به شدت تاثیر عالی روی همسر وفرزندانم گذاشته طوری که چون من نزدیک به دوسال ونیمه که مدام هرروز فایل گوش میدم مینویسم وروی خودم کار میکنم که همسرم با اینکه خودش تحصیل کرده وتوی آموزش بوده همش از من در مورد مسایل اینچنینی از من سوال میپرسه وچقدر خوشحالم که تا حدودی آگاهی دارم وبه سوالاتش جواب میدم استاد اطرافیانم که قبلا باعث آزار من بودن چقدر دوستم دارن وچقدر ارتباطم با اونها خوب شده وچقدر جالبه اونهایی که با من قبلا صمیمی بودن به خاطر اینکه الان دیگه با من همفرکانس نیستن کنار رفتن بدون اینکه من اقدامی کرده باشم اطرافم افرادی هستن با طرز تفکرات مثبت استاد من یه آدم دیگه ای شدم من در کمال خوشبختی دارم زندگی میکنم وهمسرم به شدت مرا دوست داره اما یاد گرفتم دیگه وابسته به احدی نباشم من رانندگی هم که شاید 12 سال پیش گواهینامه گرفته بودم ولی به خاطر ترسهام انجام نمیدادم الان با 2ساعت آموزش دوباره با شجاعت شروع کردم استاد فقط تنها چیزی که هست در مورد کسب درآمدم هنرز به موفقیت چشمگیری نرسیدم که با این دوفایلتون ایرادهاما پیداکردم وباید روی آنها کار کنم وانشاالله منتظر نتایج خوبم باشید استاد سپاسگزارم اول از خدای مهربانم که عاشقشم وبعد دستهای مهربونش که شما وخانم شایسته عزیزم هستید سلام ویژه به خواهر دوست داشتنیم که یک الگوی به تمام معنا برای ماهستش الهی از درودیوار از آسمون وزمین برای شما وهم فرکانسیهای عزیزم عشق وسلامتی وشادی وثروت بباره در پناه حق
سلام و درود بهت سهیلا جون
کامنت تو میدونی مثل چیه ؟
مثل اب یخ تو گرمای 40 درجه تابستون
همینقدر میچسبه
خیلی لذت بردم که نوشتی
من وارددنیای زیبای شدم که نامش بهشت بود
خیلی خوشحال شدم که گفتی
من در کمال خوشبختی دارم زندگی میکنم وهمسرم به شدت مرا دوست داره
حتمااا حتمااا که لایقش هستی
من اونقدر اوایل اشناییم روی ورودی هام حساسیت به خرج دادم
خیلییی برنامه ها مو حذف کردم
خیلی بحث ها رو عوض کردم
و از ادمهای نامناسب فاصله گرفتم
و توجهی به حرفای ناپسند دلم نکردم
و الان؟
الان همش ورودی های عالی به من میرسه
اگر کسی داستان زندگیشو تعریف میکنه داستان اینکه چطور خوشبخت شده
چطور به فراتر از خواسته هاش رسیده
دیگه نیازی به اونهمه تلاش نیست
و من هر سری ته دلم خنک میشه از شنیدن اینهمه نتایج مثبت و ادمهای درست که خداوند سرراهم قرار میده
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت دوستان و استاد عباس منش عزیز
واقعا وقتی نگاه میکنم به رفتارهام میبینم من اصلا ربطی به عمران 3 سال پیش ندارم
تا حدی که خانوادهام ( پدر و مادر و برادرهام ) کلا از رفتارهای من شاکی شدن
بخاطر رفتارهای ارزشمندی و لیاقتی که ربط داره به خودم دارم نشون میدم
خانواده من تا بوده این بوده که تو روستا زندگی کردن و بزرگ شدن و تو جمع اقوام و فامیل و دوست و اشنا هستند و کنار هم زندگی میکنند
جو این روستا اینجوری که هر کسی چیزی بخواد و یا کاری فیزیکی با کسی داشته باشه خیلی راحت و طبیعی میتونه از هر کسی که دلش خواست درخواست کنه و حالا اون خواستهاش میتونه وسیله یا ابزار خاصی باشه یا اصلا نیاز به خود وجود اون شخص باشه اون طرف باید بره و انجام بده
و یه جورایی این ذهنیت تو روستای ما هست که طرف فامیل یا آشناست باید کمکش کنه تا فردا روز اون هم بدردت میخوره
و جالبه تو بیشتر مواقع من میبینم خانواده من اگر اینکار رو انجام میدن بعدش پشت سر اون طرف کلی حرف میزنند و شاکی میشن که چرا فلانی این درخواست بیجا رو کرد و نباید درخواست میکرد !!؟
البته این نوع رفتار بیشتر تو جمع روستایی بیشتر میبینی ولی معمولا تو فضای شهری و شلوغ کمتر دیده میشه
ولی من از همون ابتدا مقاومت داشتم از اینکه چرا باید به درخواست هر کسی جواب اوکی بدم
و از وقتی که با استاد و قوانین حاکم بر جهان هستی اشنا شدم هر سری باورهام رو قویتر کردم
تا الان که من بجایی رسیدم که من حتی برای خانواده خودم هم مفت و رایگان کاری رو براشون انجام نمیدم و ازشون برای هر کاری که کردم پول دریافت میکنم ( حتی از خانواده همسرم )
الان جو به حدی علیه من شده که هر دو خانواده یه جورایی از رفتارهای من شاکی شدن و شدیدا دارند مقاومت میکنند
برای همین بخاطر این ذهنیت بی ارزشی و ذهنیت فقری که در این روستا وجود داره من حدود 2 سال مهاجرت کردم به شهر و مکانی که پر از انسانهای ثروتمند و با ارزش وجود داره و این هم بخاطر باورهای من بوده و خداوند خیلی راحت منو هدایت کرد و مسیر منو با این ادمها جدا کرده
بخاطر همین من زیاد دوست ندارم تو روستای خودمون باشم
ولی اینسری نزدیک به 40 روز شده من هنوز تو روستام و هنوز هدایت نیومد که بخوام برگردم خونه خودم
ولی وقتی فکر میکنم به این اتفاقات میبینم میگم اتفاقا خیلی هم خوب شده
رفتارهایی که اینجا دارم از خودم نشون میدم خیلی به تقویت باورهام داره کمک میکنه در صورتی که اگر تو شهر و خونه خودم بودم مطمئنا این موقعیت ایجاد نمیشد که این تمرینها عملی رو انجام بدی
پس فرصت خوبیه که اتفاقا همین جا وارد دل ترسهام بشم و قورباغه خودم رو قورت بدم
که من نیاز ندارم کسی رو راضی کنم و بیام از خودم بکنم تا طرف راضی بشه
نه من برای خودم و محصول خودم و وقت و انرژی خودم ارزش قائلم و اگر کسی از من درخواست کرد اگر خواستم انجام بدم ازش بابت انجام کارم همون موقع میخوام بهاش رو پرداخت کنه و اگر نه دوست نداشتم خیلی راحت جواب رد بهش میدم
بنابراین تو هر کار و مواردی من خواستههای خودم رو اولویتبندی میکنم و برای خودم اصول مشخص میکنم
که اگر با انجام اون کار و اون نوع رفتار باور ارزشمندی و لیاقت من حفظ بشه خوب مشکلی نیست کار رو انجام میدم
ولی اما اگر نه انجام اون کار قرار از من چیزی کنده بشه و خودم رو بخاطر راضی کردن دیگران بیارزش کنم و از وقت و انرژی و یا محصول و یا هر چیزی که مربوط بمن بشه که بخوام از خودم بکنم تا فلانی راضی بشه خیر هرگز اونکار رو انجام نمیدم
این اصولی که برای خودم مشخص کردم
و باید تا میتونم روش پایبند باشم اگر که بخوام خودم رو به جهان ثابت کنم که من انسان با ارزش و لایقی هستم و جهان هم با توجه به این باورم و عملکردم منو به موقعیتها و شرایط و ادمهایی هدایت کنه تا همین بازخورد رو با من هم داشته باشند
البته نمیگم تو اینکار خوب هستم ولی دارم سعی میکنم هر سری بهتر و قویتر بشم
ولی هر چی که بیشتر به رفتارهام نگاه میکنم و خودم رو با ادمهای دیگه و مخصوصا گذشته خودم مقایسه میکنم
میبینم من خیلی خیلی تغییر کردم و من اصلا هیچ ربطی به عمران قبل ندارم
و روز به روز باورهام داره بهتر میشه و این مسیر رو با قدرت با استفاده از هدایت خداوند دارم ادامه میدم
خدایا شکرت از اینکه همواره داری منو هدایت میکنی به مسیر صاف به مسیر کسانی که به انها نعمت دادی نه گمراهان و غضب شدگان
دوستان و استاد عزیز عاشق همه تون هستم
دوست داشتم در مورد باور لیاقت و ارزشمندی صحبت کنم چون واقعا یکی از پاشنههای اشیل بزرگ منه که خیلی توش مشکل دارم که باید خیلی خیلی روش کار کنم تا انشالله قوی و قویتر بشه
انشالله هر کجا از این کره خاکی هستید در پناه خدای مهربان شاد ، سالم ، خوشبخت و ثروتمند باشید
فعلا
یا حق
به نام خداوند یکتا
خدایی که همیشه عاشقم هست و منو همیشه به آغوش گرفته.
سلام به استاد عزیزم و مریم جان
دستان شما پیام رسان خدا را میبوسم.
سلام دارم خدمت تک تک دوستان توحیدی .
استاد جان، من همیشه خجالتی بودم و یکم از این رفتارم همچنان هست ،از پیام فرستادن خجالت میکشم.
همیشه دوست داشتم مثل آقای خوشدل ،آقای امیری ،فرزانه خانوم زیبااا بنویسم و جوری بنویسم که حرفام از اعماق دلم باشه و مخاطب و دوستای عزیزم لذت ببرن از کامنتم.
الان با دیدن این صحبتهای شما استاد بینظیرم ،تصمیم گرفتم ،راحت و بدون نگرانی کامنت بفرستم ،میخوام بگم که استاد ، صحبتهایتان را باید طلا گرفت،من چند ساله کلی وقت گذاشتم و کلی هزینه کردم برای رشد خودم برای رسیدن به حال خوب ،برای رسیدن به خواسته هام ،هیچکدام از دوره هایی که تهیه کردم هیچکدام درمورد قوانین ابدی خداوند متعال صحبت نمیکرد،برعکس منو درگیر حاشیه هاکرده بودند.
خداوند متعال را سپاسگزارم که به سمت استاد گرانقدرم هدایت شدم .استادجان ،نمیدونید چقدر با ذوق چقدر مشتاقانه صحبتهای دلنشین شما رو گوش میدم و تک تک کلمه ها و گفته های شما را مینویسم.
شما چقدر زیبا ،چقدر ساده بیان کردید و گفتید ترمزهامون را بشناسیم .هرشخصی ترمزهای مربوط به خودش را داره و باید بشینه و ترمزهاشو شناسایی کنه و باورهای مربوط به اونو درخودش ایجاد کنه.
استاد واقعا ممنونم بابت این همه اطلاعات ناب که رایگان در اختیار ما میگذارید، شما فرشته اید.
دوستتان دارم
در پناه حق تعالی شاد،سلامت،سعادتمندو ثروتمند باشید
«وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَىٰ کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلً»ا
ما فرزندان آدم را کرامت بخشیدیم و بر دریا و خشکى سوار کردیم و از چیزهاى خوش و پاکیزه روزى دادیم و بر بسیارى از مخلوقات خویش برتریشان نهادیم. (سوره اسراء آیه 70)
سلام و درود مجدد به شما انسان ارزشمند و توحیدی. بسیار بسیار تحسین تون میکنم که اینقدر عالی و متعهدانه دارید توی سایت فعالیت میکنید و روی خودتون کار میکنید. چرا باید از پیام دادن خجالت بکشیم درحالیکه خداوند ما رو بینظیر خلق کرده ، شما کل 8میلیارد انسان روی این سیاره رو بگردی تنها نسخه موجود هستین. شما تنها مخلوق خداوند هستین که میتونید «من» صداش کنید. و بقیه همه دیگرانند. همه ما به یک اندازه به خداوند دسترسی داریم. این آیه رو توی پاسخی که برای خانم سعیده شهریاری نوشته بودم براشون نوشتم. و الان برای پاسخی که میخواستم برای شما بنویسم به دلم افتاد برای شما هم بفرستم و امیدوارم که احساس خوب و مثبتی رو در قلب شما تداعی کنه.
پیشنهاد میکنم کتابهای الکترونیکی که روی سایت هست رو تهیه کنید و بخونید و دوره عزت نفس رو هم حتماً تهیه کنید. خود استاد خیلی تاکید روی دوره عزت نفس میکنه، پیشنهاد میکنم فایلهای آگاهی دوره عزت نفس رو ببینید. عزت نفس پاشنه آشیل اکثرمون هست. من خودم توی عزت نفس جا داره تمرکز جدی بذارم. اینو به این خاطر نوشتم که توی کامنتتون نوشته بودین خجالتی بودین. جامعه این خجالتی بودن رو امتیاز میدونه و تحسینش میکنه ، و باعث میشه ما بیشتر و بیشتر به این ویژگی اهمیت بدیم. من از بچگی وقتی میرفتم جایی بهم میگفتن فلانی خجالیته، معنیش رو نمیفهمیدم، ولی این مفهوم توی ذهنم میموند. جامعه با کلماتی مثل محجوب، باوقار ، با حیا، سر به زیر و … به این خجالتی بودن ما دامن میزنند و تاییدش میکنن و ذهن ما هم میگه چقدر خوبه، من تونستیم توی یه زمینه ای تایید بشیم، و ذهن ما رو میبره توی این فضای خجالتی بودن، آخرش هم کار به جایی میرسه که بخاطر خجالتی بودن ما نتونیم درخواست کنیم ، نتونیم کامنت بنویسیم، نتونیم نظر و عقیده مون رو ابراز کنیم، و جایی که حقی شامل مون میشه از حقمون دفاع کنیم. ذهن برای اینکه راحتترین کار رو انجام بده همیشه تلاش میکنه ما رو گول بزنه و توی تله بندازه. ذهن کارش حفظ بقا و حفظ انرژیه، و شیطان میاد سراغ ذهن برای نجوا، ولی هدایت الهی به قلب انسانه، قلب جایگاه خداست، شیطان نمیتونه وارد قلب بشه، قلب کارش حرکت کردنه، منظورم صرفاً اون عضلات پمپاژ خون نیست، منظورم اون جایگاه روح خداست که خداوند فرموده روح خودم رو در انسان قرار دادم. اون انرژی، اون روح، اون قلب کارش حرکت کردنه، کارش پویا بودنه، کارش خلق کردنه، همه آدمهای موفق میگن ما توی قلبمون یه حسی رو احساس میکردیم که من رو به طرف فلان موضوع میکشید. و رفتم انجام دادم و الان موفق شدم.
همه انسانها این هدایت الهی رو در قلبشون دارن به شرط آرامش ذهن. وقتی نجوای ذهن ساکت شد صدای قلب شنیده میشه و نشانه هدایت الهی به قلب انسان اینه که بعد از دریافت احساس آرامش میکنی.
برخلاف نجوای ذهن که باعث استرس و اضطراب و عجله میشه. در پناه جان جانان رب العالمین همواره شادکام و ثروتمند و سلامت و موفق باشید و با احساس خوب و آرامش دریافت کننده الهامات الهی باشید.
به نام خداوند یکتا
سلام جناب آقای امیری ،عرض ادب و احترام دارم خدمتتان
خیلی خیلی ممنونم از کامنت بسیار زیبایتان،که وقت گذاشتید و کلی راهنماییهای ارزشمند برام ارسال کردید.
همیشه هدایت خدا شامل حالمون هست به شرطی که آرام باشیم و درلحظه حضور داشته باشیم.
یه حسی بهم گفت،بیا مجدد چک کن کامنت هارو، هدایت شدم به پاسخ بسیار قشنگ و پرمحتوای شما انسان بزرگ و عزیز.
دقیقا موافق صحبتهای شما دوست عزیز هستم،من در جامعه و خانواده ای بزرگ شدم که خجالتی بودن جزو نکات ارزشمند و خوب اون جامعه بود، و البته بگم که درحال حاضر خیلی خیلی بهتر شدم و رفتارم را توانستم تغییر بدم ولی گاهی اندک این حس میاد سراغم و به قول شما دوست عزیز و ارجمندم،مانع میشه تا بتونم حرفم را بزنم و یا از حقم دفاع کنم .
آقای امیری ،پیام پرمحتوای شمارا دردفتری که مخصوص استادعباسمنش عزیزم هست، به عنوان یک راهنمای ارزشمند برای زندگیم ثبت کردم و به زودی دوره عزت نفس استاد عزیزمان را تهیه میکنم و یقین دارم موفق خواهم شد.
چقدر خدا زیبا هدایت میکنه بنده هاشو، من دیروز کامنت شما را درمورد فایل استاد چند مرتبه خواندم و حتی وارد پروفایلتان شدم چون اونقدر زیبا نوشته بودید و اطلاعات بسیار خوبی از قوانین الهی داشتید که منو خودبخود برد توی تمام پیامهایی که شما دراین سایت ارسال کردید، من محو خواندن پاسخهای شما شدم و گفتم آفرین ،آفرین .
خصوصا پاسخ عقل کل شما درموردترسها و باورهای ریشه ای من از ثروتمند شدن،که منم تصمیم گرفتم همین راهنمایی شما را انجام بدم.
جناب آقای امیری،اینکه شما به این زیبایی و پرمحتوا دارید کمک میکنید به دوستان سایت و به اشتراک میگذارید تمام دانش و آموخته های نابتان را ، بسیار تحسین برانگیز هست ،ازخداوند متعال بهترینها را برای شما دوست توحیدی ومهربانم آرزومندم .
از خداوند متعال بینهایت سپاسگزارم که منو هدایت کرد به این سایت زیبای توحیدی ،به استاد عباسمنش دوستداشتنی و مریم جان زیباا و مهربان ،به دوستان بسیار خوب و متعهد به آموزه های استاد ارجمندم.
دوست عزیز ،همیشه شاد ،سلامت،سعادتمند و ثروتمند باشد.
به نام خداوندی که من را انسان آفرید
سلام آقا حمید گل
امیدوارم که حالتون عالیییییییییییییییییی باشه
چقدر خوب درمورد عزت نفس و خجالتی بودن نوشتین
من هم خیلی توی این مورد اشکال داشتم خیلی بهتر شدم و بازهم جای کار داره
ازتون سپاسگزارم
عاشقتونمممممممممممممممم
سلام و درود به شما زهرا خانم بزرگوار.
سپاسگزارم بابت کامنت ارزشمندتون. و همینطور سپاسگزارم بخاطر لطف و محبت تون.
من مدتها بود که میدونستم عزت نفس پاشنه آشیلم هست و توش مسئله دارم. و دیروز بالاخره بعد از مدتها دوره عزت نفس رو تهیه کردم.
و تصورم این بود که بریم بترکونیم و عزت نفس رو ببریم روی تاپ امتیاز … باورتون میشه از دیروز بالای پنج بار جلسه اولش رو گوش دادم اینقدر فرکانس آگاهی استاد عباس منش بالاست که نمیتونم بفهمم استاد از کدوم سیاره اومده و چی داره میگه. خانم شایسته یه سری سوالات میپرسه ، انگار یه زبون دیگه دارن حرف میزنن. اینقدر توی این موضوع من باید تلاش کنم و تمرکز بذارم و این دو انسان توحیدی چقدر مدارشون بالاست. من فایلهای دانلودی میبینم فکر میکنم دیگه همه چیو فهمیدم میرم توی آموزش دوره ها میبینم چقدر مدارم پایینه.
واقعاً عزت نفس یکی از اساسی ترین موضوعاته که باید روش کار کنیم.
از شما ممنون و سپاسگزارم بخاطر کامنت ارزشمند تون. از درگاه رب العالمین شادکامی و موفقیت و ثروت براتون درخواست میکنم.
سلام استاد عزیز
برخلاف چیزی که فکر میکردم من خودم بعد از نوشتن این فایل و تمرکز اساسی روش، متوجه شدم من هم خیلی خیلی از این باور هارو دارم، و میدونم خیلی از باور های اشتباه دیگه رو هم دارم مثل اینکه اگه شوهر پولدار بشه و موفق بشه ، دیگه اصلا می افته دنبال زن های دیگه و زن خودشو کافی نمیدونه ، این رو بارها و بارها از مادرم شنیدم و مثال هاش رو بهم نشون داده توی فامیل و یا مثلا همه مردها سرو گوششون می جنبه ، مهم نیست زنش چقدر خوبو خوشگل باشه ، بازم مرده به زن های دیگه نگاه میکنه و….. و زمان های خیلی زیادی از کودکی من به شنیدن این حرف های بزرگ تر های فامیل گذشت
در مورد ترمز اول شما من یک مثال خوب برای خودم دارم، من دوستی داشتم که دماغش قوز داشت ولی واقعا دختر زیبایی بود ولی اصلا از بینیش راضی نبود و تصمیم گرفت بعد یک هزینه خیلی سنگین بینیش رو عمل کنه و این دوستم بعد از عمل بینیش بخاطر عزت نفس و خود ارزشی پایینی که داشت در یک دوره طولانی با خودش درگیر بود و گریه میکرد و ناراحت بود و میگفت همش به خودکشی فکر میکرده بخاطر اینکه بقیه بهش گفته بودن از وقتی عمل کردی چشمات از هم دور شده ، فاصله لبو بینیت زیاد شده، بینیت به اندازه کافی باریک نشده و…. و این دوستم به فکر عمل دوباره بینی بود و تموم مدت استرس داشت که فرد جدیدی رو نبینه که بهش بگه خوشگل شده یا زشت و همه جا همیشه از ماسک استفاده میکرد و این موضوع همون موقع ی درس شد برای من که اگر خودم ، خودم رو دوست نداشته باشم و عاشق خودم نباشم و خودم رو همینجوری که هستم کافی ندونم وارد چه چرخه وحشتناکی میتونم بشم
ترمز بعدی برای من این بود که تمام روابط اخرش به رنج و بدبختی ختم میشه، دلیلش هم رابطه پدر و مادرم بود و همیشه مادرم تعریف میکرد اوایل بابا عاشق من بود و برام همه کار میکرد و همه جوره عشقش رو بروز میداد ولی از یک جایی به بعد دیگه رابطه ما بد شد و فلان، و این باور خیلی سفتو سخت توی ذهن من چسبیده ولی من شروع کردم به پیدا کردن الگو های مناسب مثلا ویدیو هایی دیدم که پیرزن و پیر مرد هایی که عاشق هم هستن و در اوج پیری کلی به هم عشق میورزن و عاشقانه رفتار میکنن، یا پیرمردی که بعد از فوت همسرش هم باز هم عاشقش بود و به شکل های مختلف عشقش رو بروز میداد یا پیرمردی که با عشق میگفت دلیل زندگی خوب من ازدواج با این زن عالی بوده و….. و هروقت ذهنم شروع میکرد به گفتن نجوا هاش من هم این الگو هارو یاداوری میکردم و صدای نجوا رو از بین میبردم
و ترمز بعدی که شما در مورد رابطه گفتید که من حتما باید پرفکت باشم برای بودن در یک رابطه رو، من برای شروع کار مورد علاقه ام دارم، من علاقه دارم برای یوتوب ولاگ بگیرم ولی این باور که محیط من ب اندازه کافی شیک و خوب نیست که این کار رو بکنم باعث شده من تا الان برای شروع هیچ حرکتی نکنم و مدام خودم رو با بلاگر های آمریکایی که چندین ساله ولاگ میگیرن مقایسه میکنم و میگم ببین ! من هم این توانایی هارو دارم ولی وایمیستم تا هروقت این تخت و این فرشو این مبل هارو گرفتیم شروع میکنم در صورتی که من باید این باور رو در خودم بسازم که خدا منو هدایت میکنه به راه هایی ک من به راحتی بتونم ویدیو بگیرم و محیط اطرافم هم توش تاثیر نداشته باشه
ترمز بعدی برای من خیانت هستش!!! این هم به این دلیل که توی خونواده خودم اتفاق افتاده و من توی خیلی از روابط اطرافم دیدم و چند وقت پیش داییم داشت توی جمع صحبت میکرد و از خیانت های ادم های اطرافم میگفت و خیلی واضح میگفت اره دیگه، بلخره همه مرد ها خیانتکار هستن و همه سروگوششون میجنبه و هیچ مردی نیست که درست رفتار کنه و به رابطش 100 در 100 پایبند باشه و همونجا متوجه شدم مادر خود بنده هم این باور رو به صورت خیلی عجیب و زیاد در وجودش داره و برای همینه که براش اتفاق افتاده و از همون لحظه تصمیم گرفتم از این جمع ها فاصله بگیرم و یکبار دیگه به خودم یاداوری کردم که تمام اتفاقات زندگی خودم رو بدون استثنا، خودم رقم میزنم ، با باور ها و رفتار های خودم و بعد از دیدن این فایل مصمم تر شدم که این روابط اشتباه با فامیل و هر ادم اشتباه دیگه ای رو قطع کنم و شبکه های اجتماعی مضر رو کاملا قطع کنم بدون هیچ استثنایی و مواظب حرف ها و رفتار های خودم باشم و باور های اشتباهم رو شناسایی کنم و روی خودم کار کنم
ترمز بعدی من اینه که اگر وارد رابطه بشم ، ازادی من گرفته میشه و دلیلش هم خیلی واضح هستش چون ادم های اطرافم همه ب این شکل هستن و خانوم های جوان ازدواج کرده ای رو دیدم که مدام در مورد بد بودن و اسیر شدن و مسئولیت سنگین رابطه برام میگفتن و بعد توضیح میدادن بعد ازدواج به دنیا اوردن بچه و مسئولیت های بچه و بزرگ کردن بچه هست ک روی دوشت می افته و بیچاره میشی و سعی کن هرچقدر که میتونی ازدواجت رو به تاخیر بندازی
و باور مخرب دیگه ای که خیلی خیلی زیاد از طرف ادم های اطراف و فامیل به من داده شده این که، دختر یک بهاری داره و توی این سن خاص باید ازدواج کنه وگرنه اگر ازدواج نکنی و از این سن بگزره مثل فلانی و فلانی که ازدواج نکردن حالا باید با یک پیرمرد یا اقایی که از ازدواج قبلش بچه داره ازدواج کنی و یا اصلا نمیتونی ازدواج کنی و من خوشبختانه میدونم این باوری که ب من داده میشه بخاطر باور کمبود فراوانی دیگران هست و از نداشتن عزت نفس و مهم بودن حرف دیگرانه که داره این حرف ها زده میشه و اگاهانه خلافش رو بارها و بارها به خودم ثابت کردم و الگو های زیادی رو به خودم نشون دادم
این فایل واقعا فوقالعاده بود ممنونم
سلام زهرای عزیرم
در راستای این که بدنه جامعه حرف هایی میزنه که مردا خیانت کارن یا زن ها فلان ،من همیشه الگوهایی رو دارم برای خودم .یه برنامه احسان علیخانی داشت که یه پیرمرد و پیر زن و آورده بود که 60 سال با هم بودن و از روابط و عشقشون میگفتن جوری که قند توی دل آدم آب میشد و مرده میگفت بعد 60 سال من عشقم به همسرم از روز اول خیلی بیشتر شده.مامانم دیروز گفت یه مرده در نونوایی نزدیک خونمون سبزی میفروشه و ترپچه هاشو رایگان میده ازش پرسیدن چرا رایگان گفته شهناز زنم ترپچه دوس داره یعنی اول کلی خندیدم بعدش گفتم ببین تو این دنیا مردهای عاشق هستن که حاضره ترپچشو مجانی بده چون عاشق همسرشه.
یه استاد داشتم سر کلاس کهمیومد بازی میکردیم برای بهتر فهمیدم درس گیم تئوری بعد هر کس بازنده میشد باید یه چیزی میخرید و استاد میگفت باید واسه خانومم هم بگیرید یادمه یه بار لواشک خریدیم و گفت سهم خانوم منو بزارید کنار که لواشک دوس داره،یا پنجشنبه که تعطیل بود میگفت کسی بهم زنگ نزنه مخصوصا از 8 شب به بعد چون اون تایم همیشه با خانومم فیلم میبینیم.اینم یه مثال عالی بود برام تازه این استاد 32 سالش بود و کلی دختر خوشگل و خوب ارتباط داشت ولی مرد ها وقتی دوستت داشته باشند واقعا دوستت دارند و وفادارند .
این مثال ها رو من از روابط عاطفی میزنم و اگر هم مثالی نتونم در حال حاضر پیدا کنم یاد حرف استاد میوفتم که جهان دو قطبی اگر بدنه جامعه داره میگه همه فلانن همه فلان پیش خودم میگم خب این یه قطب پس قطب دیگه ای هست که همه خوبن وفادارند عاشقن خوشگلن و……
امیدوارم باورهای خوبی ازین نوشته برداشت کنی و به بهترین رابطه بهشتی برسی
سلام و صد سلام دارم به
استاد عزیز و نازنین و سرکار خانم شایسته گرانقدر و هم خونواده ای های باحال در جای جای سایت عباس منش دات کام.
نمیدونم چطور تشکر و قدردانی کنم از شما استاد گرامی ام.
از خداوند بخاطر حضور شما بخاطر مهربونی شما بخاطر بخاطر آگاهی های ناب شما بخاطر این همه پختگی شخصیت شما بخاطر تواضع شما بخاطر شهامت شما، بخاطر اینقدر صداقت و درستی و حقیقت گویی و حقیقت جویی شما بخاطر این همه خیرخواهی شما بابت تهیه و تدارک این فایل که یک گنجینه ست رو با نهایت عشق و خیرخواهی آماده کردید و در اختیار ما قرار دادید
مدام پیش خودم موقع دیدن فایل میگفتم، اگه تهیه و انتشار این فایل عشق نیست پس چیه؟ اگه خیر خواهی صادقانه نیست پس چیه؟ اگه مهربانی نیست پس چیه؟ که اینقدر با تمرکز و دقت و با حوصله عین یک جلسه کلاسی و یک جلسه دوره پولی آنلاین اینقدر زیبا و حرفه ای آموزش میدید و دونه به دونه باورهای کلیدی و ترمزها رو در خصوص روابط و سایر موضوعات رو میکنید این نشون میده چقدر ارزش قائلید
یکی از بهترین فایل های رایگان ولی بنظرم قیمتی و گرانبها بنظر من البته، همین فایل بود.
من باید صدها بار این ویدیو رو بخصوص بعضی قسمتهاشو بیشتر برش بدم گوش بدم
و چقدر بک گراند سیاه و استایل تون زیبا یک هارمونی جذاب مشکی بود.
یکی از کارها و تمریناتی که من انجام میدم بعنوان اصل اساسی (ساختن حس ارزشمندی و عزت نفس، حس خوبتر نسبت به خودم) که ریشه تمام مسائل هست صحبت با خودم در مورد دوست داشتنی بودنم و تقویت ویژگی های مثبت و خوشایند در خودم هست.
حالا چه جلو آیینه چه بخصوص وقتی پیاده روی میرم یا تو جنگل که هم پیاده روی و یا دویدن رو انجام میدم یا میشینم تو خلوت مراقبه انجام میدم تا ذهنم رو ساکت کنم و در پایان شروع میکنم به صحبت با خودم و بعد برمیگردم و کمی میدوم.
بزارید حالا این تجربه چند روز پیش جمعه رو بگم خلاصه:
حدود یک ساعت نشسته بودم روی زمین برای مراقبه و دعا و عبارت تأکیدی که با خودم بیشتر داشتم صحبت میکردم
دیگه کم کم میخواستم پاشم برگردم در همین حین دیدم یک جوانکی با موتورش داره میاد سمتم و درست پشت سرشم با موتور دیگه ای دونفر نیروی انتظامی داشتن میومدن که نگهش دارن بعد من دیدم دارن واقعاً میان سمت من…
بعد با خودم درونم آگاه بودم به خودم گفتم وایستا نرو (شهودم) گفت وایستا.
گفتم حتماً یک خیری هست و حتما یک ارتباط خوشایندی با من داره این موضوع!..
گفتم شاید همین یک نشونه ست به فال نیک میگیرم بزار ببینیم چیه.
خدا رو شاهد میگیرم دررررست و دقیق اومدن اومدن جلوی پای من ایستادن.
و گروهبان بود فکر کنم اومده بود میخواست موتور این جوانک رو بخوابونه و ازش مدارک خواست (دلیلش بماند)
و ساکشو گشتند که این بنده خدا هم از ورزش والیبال داشت برمیگشت.
و منم همین طور دست به سینه داشتم نگاهشون میکنم چون درست فاصله مون شاید یک متر بود فقط.
همون لحظه درونم داشتم به خودم میگفتم (یه حسی بهم داشت پیام میداد) چقدر جالبه مهدی، انگار خدا اینا رو کشونده کشونده کشونده درست تا جلوی پای تو.
بعد یک آن دیدم یکی از اون مأمورهای نیروی انتظامی رو کرد به من گفت:
آقا نظر شما چیه؟؟!! من یه لحظه گفتم نمیدونم والا هر طور صلاح میدونید.
باز دوباره گفت هر کار شما بگی من همون کارو میکنم!!!!
اصلا انگار اصرار داشت من بگم.
که من گفتم حالا اجازه بده بره از فلان موضوع اطلاعی نداشته.
بعد رو کرد به اون جوان گفت فقط به احترام این آقا میزارم بری.
خدا رو گواه میگیرم درست موقعی که قبلش داشتم مراقبه و نیایش میکردم و عباراتی رو با خودم تکرار میکردم که مربوط به عزت نفس و خودارزشی من میشد.
دقیقا این اتفاق مربوط به عباراتی میشد که با خودم حرف میزدم.
نه بخاطر اینکه حس منیت کنم بلکه بخاطر نوع کیفیت ارتباط درونی خودم و رابطه خصوصی من با خالقم با خداوند رو بهتر فهمیدم کیف کردم نشونه دیدم هدایتشو بازم دیدم به یه شکل دیگه. خداوند از بی نهایت راه و شکلهای متنوع و خلاقانه با آدم حرف میزنه و هدایت میکنه و خودشو نشون میده..
بعد با عزت و احترام خداحافظی کردن از من و رفتن.
اصلا همون لحظه گفتم خدایا تو کی هستی؟؟!
انگار خدا داشت باهام حرف میزد. اصلا اون لحظه به این افراد بعنوان یک نگاه انسانی که اغلب به آدمها نگاه میکنه ذهن منطقی و زمینی من، نگاه نکردم یک حس خاصی بود.
یعنی یک ارتباط حسی زیبا. با خدا با درونم.
معنای عجیبی بود این همزمانی. فقط گفتم به خودم بفرما اینم خدا اینم نشونه اینم هدایت
اینم لطف الله اینم اجابت دعا اینم عشق و زیبایی.
باز برو ناامید شو باز برو کوچک فکر کن باز برو …
همش گفتم الله اکبر الله اکبر … واقعاً خیلی خدا بزرگه خیلی بی نهایت بزرگتر از هر چیزیه که آدم فکرشو بکنه
ذکر جدیدمه، طبق الگوبرداری از استاد دانا.
لا اله الا الله…
اخیرا با گوش دادن و دیدن فایلها و کامنت های دانشگاه سایت عباس منش دات کام چقدر دارم امیدم و اشتیاقم زنده تر میشه و این باور و ایمان در حال تقویت و شکل گیریست که بابا هر شکلی بخوای میتونی بدی به جهانت، به خداوند به زندگیت به روابطتت،
تو دوست داری به روابطتت چه شکل و فرمی بدی؟
اینو من قبلاً اصلا نمیدونستم یا بهتره بگم اصلا درکش نمیکردم.
از وقتی بهتر درک کردم یعنی من میتونم اجازه دارم و میتونم هر شکلی و فرمی بدم؟ مثلا در روابط هر کسی با هر ویژگی ظاهری و باطنی و خانوادگی و مالی و معنوی … رو بخوااام؟ اونم فارغ از گذشته و وضعیت ظاهری و تحصیلی و مالی و… ام؟؟؟
همین بیشتر باعث ذوق و شوق آدم میشه امید میده آرامش میده دوستی با خالق میده درک بهتر میده خودشناسی بیشتر میده معنا و طعم زندگی رو عوض میکنه خودباوری میده و باعث درک عظمت خویشتنم میشه باعث درک شکوه روحم میشه.
یعنی وقتی استاد داد میزنن از ته دلشون با همه ی وجودشون که : باباااا توووو خدااا رو باووررر کن بعد ببین چی کار می کنه برات اون همه کار میکنه. همه چیز میشود همه کس را.
تو فقط رو ذهنت رو شخصیتت رو عزت نفس و ایمانت رو احساساتت، رو کلامت رو قلبت رو بصیرت و باورهات و جهان بینی هات کار کن دیگه بسپار به الله یکتا رب العالمین به کسی که مالک این جهان و اون جهان ست.
خدایا سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
استاد گرانقدرم واقعاً سپاسگزارم. عاشقتونم.
چقدر چسبید این ویدیو مثل بقیه فایل ها.
خداوندا بطور مدام منو هدایت کن در جاده دیدن خوبی ها، زیبایی ها، برکات و نعمات مادی و معنوی و ما را نه از گمراهان و جاهلین، که از دوستانت که نه غمی دارند و نه ترسی، و از تسلیم شوندگانت، به آنان که نعمت داده ای (مادی و معنوی)
فقط تو را میپرستم و فقط از تو یاری می خواهم.
یا حق.
به نام خدای مهربانم
به نام یکتای هدایتگرم
سلام به استاد عباسمنش عزیزم
سلام به مریم شایسته نازنینم و
سلام به همه دوستان و هم مسیرانم
اول از همه باید سپاسگذاری کنم خداوندی رو که من رو هدایت کرد به سمت این مسیر و من رو در این مسیر ثابت قدم نگه داشت
و باید مجددا همین خداوند رو باید سپاس بگم که من انسان رو فراموشکار آفرید که فردی مثل استاد عباسمنش گاهی یادش بره که یسری از قوانین رو بارها تکرار کرده و دوباره و دوباره هم بیاد تکرارشون کنه و من اینقدر لذت ببرم از تکرار هزاران باره این قوانین و سعی کنم با تکرار شدنشان، درکم رو ازشون بالا ببرم
استاد بزرگوارم باید یه تشکر ویژ] از شما داشته باشم
من همیشه قدردان شما و آموزه هاتون و درکی که به ما در مورد زندگی و قوانینش ایجاد میکنید هستم اما دوست دارم یه قدردانی خاص بکنم و بگم استادم، من با وجودیکه دوره عشق و مودت در روابط رو دارم اما شما در این فایل رایگان حدود 1 ساعته مواردی رو در روابط گفتید که شاید من هنوز بطور کامل از دوره عشق و مودت درک نکرده بودم و سپاسگذارم که شما برای دوستانی این دوره رو ندارن ، اینقدر عمیق و دقیق از ایجاد یک رابطه درست و عمیق صحبت کردید
یعنی شما براتون تفاوتی نداشت که این فایل رایگانه یا بخشی از محصولاته، اونقدر دقیق و اصولی، اونقدر به اصل و پاشنه های آشیل ماها در روابط اشاره کردید که من در طول کل فایل، فقط داشتن تک تک جملات و اون باورها رو تائید و تصدیق میکردم
خدا رو مجددا شکرگذارم که دیروز در زمان و مکان و شرایط مناسب این فایل رو دانلود و پلی کردم و اونقدر سر کار، خلوت بود و همه جا ساکت و عالی بود که بدون توقف کل فایل رو گوش دادم
وقتی شما خواستید مبحث رو شروع کنید از خداوند خواستم که بحث، روابط باشه و دقیقا شد و من چقدر سپاسگذارم که به این راحتی و آسانی خواسته ها اجابت پیدا میکنن اگه با قلبت و بطور واقعی چیزی رو بخوای
چرا دلم میخواست در مورد روابط باشه؟؟؟ چون میخوام از رسیدن ها و نرسیدن ها در روابطم بگم
از اینکه چطور به یسری چیزا در روابط رسیدم، خیلی راحت، چون بهشون نچسبیده بودم، رها بودم و فقط قلبا میخواستم
و چطور با یسری چیزا فقط جنگیدم و سخت گرفتم و نه تنها نرسیدم، بلکه یسری چیزایی که قبلش داشتم رو هم از دست دادم
من 14 سل هست ازدواج کردم، ما از دو شهر و فرهنگ متفاوت هستیم: من فارس و همسرم لر
هیچ زمان اعتقاد نداشتم که انسان های متفاوت از شهرها و دیارهای متفاوت نمیتونن زندگی خوبی داشته باشن و اصلا در این زمینه به خودم سخت نگرفتم ولی همواره به دلایلی، بسیار میخواستم هر زمان ازداج کردم، رابطه ای بسیار خوب و صمیمی با خانواده همسرم داشته باشم که حقیقتا به میزان زیادی هم همینطور شد و هست که خیلیها باور نمیکنند که من، تونستم اینقدر با شرایط و فرهنگ یه شهر لر نشین، اخت پیدا کنم و اینقدر همه من رو دوست داشته باشند
حالا میخوام یه چیز دیگه بگم براتون ….
خانواده من از لحاظ مالی خیلی اکی نبودند اما اینجوری هم نبود که کمبود خاصی داشته باشم اما همیشه ته دلم میخواستم و شرایطی رو تصور میکردم که با یه فرد متمول ازدواج کردم و اوضاع برام خیلی خوبه
من خیلی ساده این شرایطرو تصور میکردم، اصلا سخت نمیگرفتم و اصلا هم به فرد خاصی توجه و نظر خاصی نداشتم اما انگار یه خواسته واضح داشتمو دست خدا رو هم باز گذاشته بودم که هر طور میدونه برام برنامه بریزه، بدون اینکه از قانون و این چیزا، اطلاعی داشته باشم
و باید بگم شرایط به طوری چرخید که من برای تحصیلات تمیلی از شهر خودمون رفتم و از قضا، خواهر همسر من هم که 10 سال از من بزرگتر هستن هم برای ادامه تحصیل اومدن همونجا و ما همکلاسی شدیم و واقعا نمیدونم چطوری، شرایط ازدواج من با یه فرد غریبه، از یه شهر دیگه و استاد دیگه با وضع مالی بسیار عالی فراهم شد
یعنی میخوام بگم من اصلا تصورم این نبود چون خودمونوضع مالیمون خوب نیست، پس من هم قربانی این شرایط میشم و با یه فرد خیلی معمولی با وضع مالی نامناسب ازدواج میکنم
انگار حالا که فکرشو میکنم و با قوانین میسنجم، میبینم که من در اون شرایط، خودم رو لایق یه زندگی در شرایط خوب مالی و بالاتر از اون چیزی که بودم، میدونستم
بله ما ازدواج کردیم اما متاسفانه من هیچ درکی از زندگی زناشویی نداشتم
و بعدا با درس ها و آگاهی های دوره ها و فایل های شما فهمیدم که من بسیار زیاد دچار قربانی شدن شدم
یعنی یه تایمی بود که اگه از طرف همسرم یه رفتار نادرست و ناخواسته میدیدم بسیار تلاش میکردم که برای بقیه تعریف کنم و اونا به حال من دل بسوزانن و بگن آخییییی،تو حیف شدی
و خودمم اعتقاد داشتم که بله، حق من این نبوده و من اینجوری و اونجوریم و همسرم اونجوری و اونجوریه
سالها از این باور ضربه خوردم و گرچه الان تونستم تا حد زیادی این ورد رو بهترش کنم اما هنوز نتونستم 100% درستش کنم و تضادهایی در زندگی من هست که مثل یه چرخه، هر چند مدت یکبار تکرار میشه و من دقیقا یاد حرفای شما میفتم که میگید اگه یه مشکلی یا تضادی هر چند وقت یکبار تکرار میشه، این یعنی یه تضاد و مشکل ریشه ای وجود داره، یا باور از ریشه خرابه که باید بشناسمش و درستش کنم
تک تک باورهایی که گفتید رو یه جورایی توی زندگیم و در روابطم چک کردم
یسری چیزا بگم که دوستانی که میخونن متوجه بشن و یه الگو بگیرن که واقعا خودکشی کردن برای زیباتر شدن برای اینکه یه فردرو جذب زندگیت و روابطت کنی، اصلا درست نیست و فقط خودتو خسته و درمانده میکنی و میبینی انگار مترسک شدی و به هدفت هم نرسیدی و ناامیدتر از قبل میشی
من ژنتیکی موهام خیلی زود سفید شدن، خیلی ها اعتقاد دارن سیدها اینجورین ولی نمیدونم شاید هم اینجوری باشه
من از حدود 20 سالکی تار تار موهام شروع به سفید شدن کردن و الان در سن 40 سالکی نصف بیشتر موهام سفیده و خیلی با این موهای سفید راحتم و با وجودیکه خیلی ها بهم میگن دختر توکه جوونی ، خوشکلی موهاتو رنگ کن زمین و آسمون تغییر میکنی، اصلا برام مهم نیست و الان حدود 5 سال هست که اصلا موهامو رنگ نکردم و خیلی هم موهامو دوست دارم و جالبه که الان این مدل سفیدی مو در ایران مد شده (خخخخخ) و خیلیها فکر میکنن که من مش کردم و وقتی میگم موهای خودمو کلی تعجب میکنن، همین خواهر شوهرم رفت کلی رنگ گرون قیمت خرید تا موهاشو مدل موهای من لایت کنن و چقدر هم بابتش پول داد ولی اصلا نشد که نشد و خودش اعتراف کرد که آرایشگر تو ( خدای مهربونم) خیلی ماهر تر از آرایشکر اون بودهو مفت و مجانی چنین رنگ مویی برای من در آورده
و من حقیقتا با این موها راحتم
برام فرقی نداره عروسی برم ، مهمونی برم، یا توی دانشگاه موهام از مقنعه مشخص بشه، من در هر حال خودمو با این موها پذیرفتم و کیفشو میکنم
بعد از دوره قانون سلامتی هم من خیلی لاغر شدم. یعنی من حدود 66 بودم و الان به 44 رسیدم و صورتم خیلی لاغر تر و ظریف تر شده و خیلی ها میگن تو اگه ژل تزریق کنی و گونه بذاری خیلی جذاب میشی ولی من زیر بار این حرفا نمیرم و چیزی که خیلی جالبه این هست که این روزا زاویه سازی چونه و فک با ژل و چربی خیلی زیاد در ایران رواج پیدا کرده و من صورتم به شکلی هست که انگار خودش زاویه سازی شده
یعنی استخوان فکم کامل به شکلی هست که انگار زاویه داره بدون اینکه من حتی به این قضیه فکر کرده باشم و اینو دقیقا یه خانم که کارش تزریق ژل بود به من گفت و خیلی تعجب کرده بود که اینقدر صورت من متقارنه و بدون هیچ کار خاصی، اینقدر زیباست و منم باهاش کاملا راحتم
اما در مقابل،یه رفیق دارم که هر روز به حرف اطرافیان گوش میکنه و از مطب دکتر به اون مطب دکتر که یکبار ابروهاشو فلان کار کنه، یبار صورت جوانسازی کنه، یبار لک صورتشو ببره و هزارنکار دیگه که علاوه بر درد، کلی هم پول خرج میکنه اما در نهایت بازم راضی نیست و ین داستانش سر دراز دارد….
خیل تجربه های زیادی دارم که اینا یه بخشیش بودن ولی میخوام در روابطم خیلی بهتر بشم، میخوام رابطم با همسرم رو عمیقا بهتر کنم
وقتی میبینم من با لایق دونستن خودم چه پیشرفتهایی کردم و چه رشدهایی داشتم مخصوصا همین چند سال اخیر بعد از آشنایی با شما، پس درک میکنم میتونم در هر زمینه ای بهتر باشم و فقط باید باورهام رو مجددا شخم بزنم و تغییرات مثبت تری در من رخ بده
من ایمان دارم که میشه
من ایمان دارم که میتونم زنگیم رو به بهشتی تبدیل کنم که لیاقتش رو دارم چون خداوندم من رو هالق زندگیم آفرید و من باید ، باید زندگیم رو خداگونه بسازم
سپاس بی کران از شما
دنیا دنیا عشق سلامتی نعمت ثروت آرامش و خوشبختی واقعی رو برای هممون آرزو دارم
تا بعد ….