چرا با وجود تلاش فراوان، به خواسته‌هایم نرسیده ام؟ | قسمت 2 - صفحه 23 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

957 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ارزو طلائی گفته:
    مدت عضویت: 1678 روز

    سلام استاد عزیز

    سلام خانم شایسته عزیز

    همیشه از خداوند یک ازدواج عالی میخواستم وبه لطف پروردگار به سمت کسانی که روابط عاطفی عالی داشتند هدایتم میشدم موقعی که این افراط را میدیدم کلی ذوق میکردم و باور میکردم که میشه روابط عالی داشت از بس که شنیده بودم رولبط الان درب و داغونه یا اصلا نمیشه رابطه خوب داشت چون جامعه بده، زمانه بده، این چیزا مال افسانه هاست ولی من هر بار که زوج های خوشبخت را می دیدم باورام قوی تر میشد که میشود میشود

    یادمه یک مدتی از خداوندمی خواستم به سمت عالی ترین رایطه عاطفی هدایت شوم که به فاصله کوتاهی با استاد و خانم شایسته اشنا شدم و ایمانم صدرصدی شد

    این فایل هم جواب درخواستهای من بود

    انگار توی تمامی مواردی که استاد تو فایل گفتن من یکجورایی دارم لنگ میزنم و باورای اشتباهی دارم هر مورد که استاد میگفت کمی با خودم فکر میکردم میگفتم اره من این ایراد را دارم بعضی ها بادرصد بالا بعضی ها با درصد پایین تر و خوشحالم که خیلی از ایرادهامو پیدا کردم

    زیبایی

    خیلی مشکل با این مسئله ندارم شاید یک زمانهای کوتاهی حساس شده باشم اما دیدن یک سری اتفاقات باعث شد که ذرک کنم زیبایی خیلی نقشی در خوشبختی نخواهد داشت همکارم دختر بسیار تا بسیار زیبا،خوش تیب و قیافه ای بود خیلی هم به خودش میرسید و واقعا هم زیبا میشد همه و خودش این باورو داشتند که با این قیافه ازدواج عالی خواهد داشت، همه میگفتتند تیپ و قیافه ات از ان مدلهایی است که مردها میپسندند ولی این فرد در سن بالا با فردی که از نظر تیپ و قیافه نقطه مقابل خودش بودازدواج کرد ،طرف مقابلش فردی عصبی وایراد گیر،و…اصلا ذره ای توجه به زیبایی هاش خانمش نداشت و گویا با این خانم فقط به این دلیل زدواج کرده بوذ که به رخ یک عده ای بکشد ، بر اساس انچه همکارم تعریف میکرد همسرش رفتار بسیار سرد سردی باهاش داشت که ایشون همان اوایل چندین بار تصمیم به طلااق گرفت

    اما شخص دیگری قیافه کوتاه و چاق با یک شکم بزرگ که انگار 4قلو حامله است از این قیافه هایی که به اصطلاح اقایون نمیپسندند با مردی که نقطه مقابل خودش از نظر تیپ و قیافه بود ازدواج کرد و بسیار هم همدیگرو دوست دارند با دیدن اتفاقاتی شبیه این بارها و بارها بهم ثابت شده که زیبایی نمیتواند نقش مهمی در ازدواج عالی داشته باشه

    احساس لیاقت

    استاد اینجا صحبت جالبی در مورد احساس لیاقت داشتند که گویا با صحبتهایی که شنیده و خونده بودم متفاوت بود

    مدتی تو زمینه ازدواج مطالعه میکردم و وفایلهای اساتیید این حوزه را گوش میدادم اکثرا این بحث را مطرح میکردند بافردی که دقیقا هم سطخ و مثل شما ست نه بالااتر از خودتون ازدواج کننیدچرا که غیر از رفتار به جدایی ختم میشود و اگر موردی غیر هم سطح داشنیید نپذیرید و یا خواستگاری نروید حتی از نظر سنی، دینی مذهبی منطقه جغرافیایی و تحصیلات و……مثل هم باشید و داستانها و داستانها تعریف میکردند ذر مورد افرادی که غیراز این عمل کردندو چه زندگی های تلخی داشتند

    ولی کامنت دوستان را که میخوندم مواردی نوشته بودند که فقط به خاطر احساس بی لیاقتی طرف مقابلشون رهاشون کرده بود نه چیز دیگه ای

    باور کمبود

    این باور یکی از خانمان براندازترین باورهایی است که میتواند در ازدواج وجود داشته باشد این اواخر شاهد ازدواج های بسیار درب و داغونی بودم که از همین باور نشات میگرفت خصوصا بین خانمها این باور قوی تر است در نتیجه فرد با یکی پر از مشکلات روحی و اخلاقی ازدواج میکرد چونکه اعتقاد داشت مرد خوب نیست یا تو جنگ کشته شدند این بده بهتر از هیچی است اعتقاد داشتند این افراد را میریم ان جور که خواستیم میسازیم و چقدر این افراد تشویق میشدند که بروید این افراد راکمک کنید در مسیر درستی قرار گیرند و ثواب ببرید

    که اغلب اوقات این اتفاق نمی افتاد و ان خانم شرایط بسیار بسیار سختی رو تحمل میکرد و میگفت شرایط جامعه این جوریه دیگه باید تحمل کرد سرنوشت ما این بوده

    یابا این باور کمبود چندین نفر چه اقا چه خانم با هم سر به دست اوردن یک ادم به اصطلاح خوب دعوا میکردنند چون دیگه نیست

    از خدواند هدایت میخواهم برای ساختن باورهای عالی خصوصا احسااس لیاقت یاری ام کند

    متشکرم استاد

    مشتاق دیدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  2. -
    M گفته:
    مدت عضویت: 559 روز

    به نام سیستم هدایتگر بشر

    سلام سلام سلام

    هدایت من به فایل چرا با با وجود تلاش فراوان به اهدافم نرسیده ام‌؟

    خوب من دنبال گازها و ترمزهای ذهنم بودم و دقیقا هدایت شدم به این فایل️

    اگر من باور درست نداشته باشم هرچقدر تلاش کنم به خواسته هام نمی رسم .

    باور درست ایجاد کنم هدایت می شوم به ایده مناسب در زمان مناسب به آدم مناسب در مکان مناسب و یه کاری انجام می دهم که همه این موارد داره و صدرصد موفق میشم.

    باورهای نامناسب ازدواج و روابط :

    1_ترمز :راجب جذابیت های ظاهری من احساس می کردم چون چشم ابرو مشکی هستم و هیچ عملی انجام ندادم چهره نچرال شرقی طور دارم حس می کردم الان ملاک ها به سمت افراد عملی رفتن کسایی که خیلی به خودشون رسیدن لب هاشون ژل زدن و ناخن کاشتن و موهای بافت زده و رنگ کرده دارن ‌.هیکل های عملی طور دارن .سیکس پک دارن خیلی خرج خودشون می کنن .بعدم چون من کلا سبک ساده و کلاسیک و سنتی طور لباس می پوشم اکثرا بلند و پوشیده و رسمی طور احساس می کردم کسایی که تریپ های خیلی خفن و مارک طور می پوشن جذابند کسایی که لباس های باز و…کلا اعتماد به نفس نداشتم. خودم پایین تر از دیگران می دانستم علی رغم تعریف های دیگران از خودم.بعد استاد من حس می کردم دیگران خیلی بالاتر از من هستن مخصوصا وقتی جاهای لاکچری می خواستم برم کلا نمی رفتم .می گفتم اونجا ها دیگه در حد من نیست

    گاز:من الان به سبک اروپایی ها و آمریکایی ها زندگی می کنم اونام مثل من ساده پوش ساده زیست هستن .الان صنعت زیبایی به سمت این رفته که چهره های نچرال مثل من خیلی جذاب هستن .این قدیم برام تضاد بود چون به هیچ عنوان اهل عمل نیستم و الان به خودم افتخار می کنم که هیچ عملی انجام ندادم و نچرال بیوتی هستم️دکتر من خدا جونم من خیلی زیبا آفریده به به من خیلی خیلی خدا شکر میی کنم چون من بسیار کیوت آفریده ساعت ها برام وقت گذاشته .مرگل جون تو خیلی کیوتی .

    من از درون زیبا هستم همه من دوست داشتنی می دانن‌.من خود ارزشمند هستم من self love دارم من هرجوری باشم چه چاق چه لاغر بسیار ارزشمند هستم. من دوست داشتنیم همین جوری که هستم . من از درون و بیرون ارزشمند هستم.

    (استاد جونم سعی می کنم اعتماد به نفسم ببرم بالا خودم در حد دیگران و بالاتر بدونم)

    2_ترمز:من توانایی خاصی ندارم .استاد من درس خوندم مدرکم دارم سرکارم رفتم ولی بازم تو این مسئله مشکل دارم اون کمال گرایی هایی که دارم اینطوری که من که روانشناسی خوندم مثلا خودم لایق ازدواج با یه پزشک نمی دانم .من خودم برای خودم ارزش قائل نیستم.مثلا آدم هایی که خیلی ثروتمند هستند رو از خودم بالاتر می دانم می گم بابا من دیگرر در حد اونا نیستم من کجا اونا کجا اونا ثروت مند تحصیلات فلان کلا خودم پایین تر می دانستم و با افرادی ارتباط می گیرم که سطح پایین تر یا هم سطح خودم دارند.علی رغم ویژگی های شخصیتی عالی .خودتحقیری دارم دیگران از خودم بهتر توانمند تر زیبا تر می دانم . میگم من نباید برم جاهای خیلی عالی مثلا اگر تو یه جمع برم که دیگه خیلی سطح بالا هستن محو می شوم

    گاز:همه ماها ارزشمندیم فارغ از مدرک تحصیلی فارغ از ثروتمند بودن .من لیاقت بهترین ها دارم از این به بعد می خوام با اعتماد به نفس خیلی زیاد به همه مکان هایی برم که توش افراد ثروتمند هستم.من ارزشمند هستم من هیچ چیز از هیچ کس کم ندارم تازه زیادی هم دارم️

    3_ترمز:باور کمبود استاد دیگه الان کسی ازدواج نمی کند .پسرها قصد سو استفاده دارند به این دلیل با یک دختر وارد رابطه می شوند که ازش سو استفاده جنسی کنند .آنقدر تو دین مذهب ما از رابطه دختر پسر غول ساختن که این بدترین ترمز ممکن که صحبت یک دختر پسر گناه اصلا می برن می سوزونتت با یک پسر رفیق بشی .نمی دانم هرکس دست نامحرمی بگیره باید بره دستش تو کوره بسوزونه باورهای خودم اصلا مشکل دار خیلی زیاد اصلا قدیم می دیدم یک دختر پسر نامحرم باهم راه میرن می گفتم اینا خانواده ندارن چقدر بی حیان .یعنی چی که یک دختر بره با یک پسر سر قرار ازش کادو بگیره کلا باورهای سمی مذهبی خیلی زیاد داشتم بخوام بشمرم از 1000 تا خارج

    1_دختر و پسر هیچ صحبتی خارج از عرف نباید کنن که چی یک پسر بخواد با یک دختر رفیق بشه رفاقت دختر پسر معنی نداره .آنقدر روانشناسی گفته بودن که نیاز جنسی پسرها فلان فقط دخترها به چشم یه دستمال می بینن این الگو تو ذهن من تقویت شده بود که پسرها هیچ وقت دختری که باهاش دوستن نمی گیرن .این باور توسط کارم تو اورژانس اجتماعی و فیلم ها اخبار صدا و سیما و پیج های درد ودل دیگران تقویت شده بود.و دائم اخبار یا پست یا حوادث این چنینی برام می آمد یا مستند هایی می آمد که مثلا معذرت می خوام تجاوزهای که گروهی صورت گرفته به یک دختر و صدا وسیما می آمد این‌ بلد می کرد که پسرها فقط به چشم یک ابزار جنسی به دخترها نگاه می کنن .یا مثلا پیج هایی که در ظاهر فمنیسم هستن ولی در باطن کلی اخبار ترس وحشت ظلم به زنها نشان می دهند و بدتر باعث سوق دادن زنها به سمت کارهای وحشی گری و افراط می شدن یکیش نسرین نمی دانم چی بود یا آقای محمد رضا برخورداری فعال حقوق زنان شاید پیجش محتوی حمایت از حقوق زنان داره ولی این صفحه شده بود اخبار قتل زنها و دخترها توسط پدر برادر پارتنر و شوهر که دائم می گفت دخترها بهشون ظلم میشه دخترها حقشون خورده میشه ببین این جور رسانه ها در ظاهر من خودم قدیم فکر می کردم کمک کننده ولی الان متوجه شدم چقدر آثار فجیعی روی ناخودآگاه من گذاشته بود که جنس مرد یه جنس ظالم مستبد که حق ما زنها می خورند نگاه می کردم یا دائم ترس این داشتم نکنه پدرم خانواده یا همسر آینده ام بخواد من بکشه سرم ببره چون دائم روتین اینجور پیج ها همینه وای خدایا شکرت که 6 ماه اینستا پاکیدم و راحتم .

    2_یا مثلا اموزهای دینی ما من به شدت آدم مذهبی بودم به شدت یعنی ساقه دست بپوش چادر مشکی تو دمای 90 درجه دیگه گرما اغراق کردم ولی فکر کن ترکیب چادر+روسری یا مقعنه خیلی بلند +مانتو خیلی بلند +شلوار گشاد+ساق دست قشنگ می رفتم بیرون بینی و چشمم مشخص بود و دائم فوبیا این که نکنه یکم شالم بره این ور اون ور دختر مومن کوتاه بیا تو عکس های خانوادگی با چادر بودم وسط سیزده بدر با چادر آخه کل تفریحات دنیا از خودم محروم کرده بودم. تو زمستان می لرزیدم بدون پالتو پی رفتم چون زیر چادر که نمیشه پوشید . بعد من تو بسیج فعالیت داشتم و اونجا دیگه می دانید رسالتشون شست وشو مغزی کامل که لباس روشن بپوشید گناه کردید دل امام زمان شکستید جواب سلام نامحرم نکنه یه جوری بدهید که گناه کنید .نکنه بوی عطر ادکلن بدهید وقتی با نامحرم صحبت می کنید بوی بدنتون متوجه بشن.نکنه عکس خودتون بزارید رو پروفایل پسر فامیل ببینه نکنه که چشم تو چشم یک پسر بشید که اون دنیا از یک تار مو آویزون می شوید. کتاب سبک خانواده می گفت اگر با یک پسر صحبت کنید گناهش از زنا کمتر نیست .

    من جنس مخالف یه موجود عجیب غریب از مریخ آمده می دانستم تو تاکسی یا باید جلو می شستم یا کرایه چند نفر حساب می کردم کسی کنارم نشینه برای همین یه باور مزخرف داشتم که همکار و صاحبکار مرد خیلی بده .این باور مذهبی من از حضور درجامعه در خرید همه چی محدود می کرد مثلا یه مغازه برم فروشنده مرد بود خیلی سختم بود الانم یکم سخته ولی بهتر شدم . یا اینکه تنها شدن با یک نامحرم تو یه اتاق گناه خوب من که مشاوره بخوام بدهم با مرد باید تو اتاق تنها باشم این خودش یه ترمزه

    یا استاد مثلا می گفتن راه می روید صداتون آهسته باشه بیشتر از دو کلام حرف نزنید .

    همینا من بیچاره کرده بودمن یادم یه چت ساده با همکار یا هم کلاسی مرد می کردم ساعت ها عذاب وجدان داشتم ‌. یعنی الان که فکر می کنم خیلی خودم عذاب دادم اگر مرضیه من یعنی روح من نبخشد تو اون دنیا میرم طبقه هفت جهنم.

    خیلی خودم آزار دادم آنقدر باورهای مذهبی سخت هست که میگم بخوام بشمرم ماها و روزها طول می کشه آموزش های مدارس دخترانه خودش تو یه لول دیگن.

    انگار کیس عاطفی من قرار بود من از اون دنیا بهش الهام بشم️

    خداوندا خودت من نجات دادی دمت گرم ….

    باور ما باعث تجربه ما میشه تجربه باور ما تقویت می کنه .

    جهان میگه باور ما تقویت می کنه .

    _ترمز:با بالا رفتن سن امکان ازدواج موفق از بین می روند دختر ها حتما باید تا قبل 30 سالگی ازدواج کنن وگرنه دیگه امکان ازدواج پیدا نمی کنند با بالا رفتن سن اون طراوت ندارند. یک سری کلمات نامناسب مثل ترشیده .

    گاز:اولا این غلط ترین دیدگاه ممکن راجب ازدواج هست هرچی سن آدم ها میره بالاتر پخته تر می شوند من واقعا قدیم انقدر درک نداشتم منطقی شدم منعطف تر شدم .هرچی سن میره بالاتر من احساس می کنم چهره آدم پخته تر جذاب تر میشه عین یک خورشت که جا میفته می شود ‌من آنقدر الگوهای موفق دیدم راجب ازدواج که سن بالای 30 و35 سال ازدواج کردن . اتفاقا من الان که 25 سالمه تعداد خواستگارانم خیلی بیشتر شده تا قدیم ‌ولی دیدگاه های اطرافیان هست من قدیم به حرفهای دیگران اهمیت می دادم ولی الان فقط خودم مهمم وخودم.

    یه ترمز شخصی من:اینکه یک رابطه حتما باید به ازدواج برسه حتی اگر طرف بدترین آدم بود نباید رهاش کرد خیانت است آدم باید تحت هر شرایطی وفادار باید باشه نباید قلب طرف شکوند حالا ممکن طرف روانی باشه باید رهاش کرد من این ترمز دارم .که نباید روابط متعدد داشت فقط با یک نفر باید صحبت کرد و اون یه نفرم باید به ازدواج برسه وگرنه هم به اون نفر ظلم کردم هم به نفری که بعدا قرار وارد زندگیم بشه خیانت کردم .یعنی این بدترین ترمز که با هیچ کس سر دیت نمی روم چون میگم باهاش ازدواج نکنم خیانت به شوهر آینده ام یعنی من کولیکسیونی از ترمزهای مختلفم همشم از همون مذهب میاد.

    همیشه برام تعجب آور چطور یک نفر از یکی جدامیشه میره با یکی دیگه

    ترمز:احساس لیاقت آره منم خودم لایق آدم های خیلی خوب آدم های خیلی باشخصیت عشق ندارم.اینکه طرف بخواد برام خیلی هزینه کنه کادو بگیره واینا واقعا این مشکل دارم.

    من تو ذهنم خودم لایق ارزشمند نمی دانم ..دقیقا چه فرکانس احساسی مهمه نه حرف ما️.

    ترمز :آخ استاد من همیشه میگم آدم های عصبی نامناسب جذب می کنم‌. همیشه میگم من شانس ندارم.همه عصبین این باورغلط دارم

    من این الگو می شکنم آدم های درست جذب می کنم من باورعوض می کنم آدم های خوش اخلاق درست جذب می کنم آدم های عصبی هم به من که می رسند بی نهایت خوش اخلاق می شوند من عوض بشم کل افراد عوض می شوند جهانم عوض می شود ‌‌.

    ترمز :تمام روابط به جدایی می رسند

    یا اینکه اصلا دیگه عشقی نیست همه تمام می‌شن.وای استاد شما دارید می گید مغزم هی ارور میده نجوا میده .اینکه تهش اینجوری میشه چرا شروع بشه .

    این چه حرفیه الان مادر پدرم 30 سال باهم خوبن این چه توهمیآره من این ترس داشتم که هیچ وقت از مسیر لذت نمی بردم

    هر شادی شادی بیشتری به وجود می آورد.

    ترمز:من باید بی نظیر پرفکت عالی باشم تا یک فرد خوب جذب کنم

    هیچ کس در این دنیا نیست که نقصی نداشته باشد همه نقص دارند تا پیشرفت کنن .ما هرجور باشیم دوست داشتنی لایق هستیم

    ترمز:همه خیانت کار هستن 90 درصد آهنگ های عاشقانه ما راجب جدایی هست تو ایران رفتی نشد واینجوری مفهوم ها .اره نباید طرف از خود زده کرد.

    ترمز :دقیقا استاد من این ترمز داشتم من که پدر ومادر پول دار ندارم خانه زندگیم ساده قدیمی هست کسی نمی خواد با من ازدواج کنه .الان من نمی تونم آدم درست حسابی جذب کنم چون پول ندارم .

    استاد انگار خدا داشت بهم از زبان شما می گفت این حرفها رو

    ترمز:من بهتر تنها باشم این منم دارم که بودن با آدم ها باعث اذیت من می شود دقیقا وای پنهان بود استاد

    ترمز:سرنوشت و تقدیر و شانس وای من این داشتم همیشه می گفتم استاد من تنهایی برام نوشته شده و باید سختی بکشم و تنهایی برام نوشته شده و ازدواج نمی کنم🫠هیچ تقدیری نوشته نشده خواسته خداوند این ما به خواسته هامون برسیم‌. من خوش شانسم هیچ تقدیری وجود ندارد هیچ تقدیری نیست ‌

    باورهای نامناسب راجب آزادی :هرکدام باید تو یه کامنت بگم چون زیاده

    باورهای نامناسب راجب عزت نفس احساس لیاقت خود عشق ورزی :کامنت بعدی راجب کار ثروت اینا میگم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    زهرا صادقی گفته:
    مدت عضویت: 2132 روز

    سلام استاد

    اول از همه خیلی خیلی زیاد متشکرم ازشما دوباره یه فایل عالی رو رایگان در اختیار ما قرار دادید چقدر شما بخشنده ای استاد ممنونم از سخاوت شما

    بینهایت از شما سپاسگزارم خیلی دوست داشتم در زمینه ی روابط فایلی بذارین بازم سپاسگزارم از شما

    میرسیم به درس و نکته برداری این فایل بینظیر…

    1- من از لحاظ ظاهری جذاب نیستم

    من زمانی ک برای خودم زیبا بنظر برسم و با خودم به صلح برسم و خودمو همینجوری که هستم دوست داشته باشم در نگاه دیگران انسان بسیار زیبایی بنظر خواهم رسید و افرادی ک در مدار من هستند قطعا مرا همان قدر زیبا میبینند که من خودم را زیبا و جذاب میبینم

    2-همه دنبال زنان عمل کرده و پروتز کرده هستند

    من چی ؟ من کدومو دوست دارم چهره ی طبیعی فردی رو یا چهره ی عملی ؟ خب باید بگم من قطعا چهری دختری که عمل ب اصطلاح زیبایی انجام نداده رو دوست دارم و همیشه خانم هایی ک حتی ارایش هم نمیکنن و تحسین میکنم

    نتیجه چی میشه؟ قطعا طبق باور و توجه ای که دارم افرادی رو جذب میکنم که مثل خودم فکر میکنند و مردانی که چهره ی من رو بدون هیچ عمل و ارایشی تحسین میکنند

    3- توانایی خاصی ندارم

    من در هرزمینه ای ک علاقمند باشم براحتی میتونم مهارت کسب کنم فقط کافیه امتحان کنیم هیچ کاری نیست ک کسی تونسته باشه انجام بده و ما نتونیم

    قرار نیست هرکسی هر مهارتی کسب کرده ماهم بلد باشیم چ لزومی داره؟ چیزیو بلد باش که دوست داری بلدش باشی

    4- همه ی ادم های درست و حسابی تموم شدن

    خب این باور واس وقتیه ک توی سایت نباشیم و جست و جو نکنیم

    من از وقتی شروع کردم دنبال الگوها گشتن تو همین سایت هدایت شدم به الگوها و افرادی که بتازگی هم مدار شدیم و اصلا به حدی من افراد ثروتمند و فوق العاده و باشخصیت وبا ویژگی های دلخواهم دیدم ک این بارو کمبود رو پودر کرد ب کل

    فقط کافیه یک نفر رو حتی شده واقعا یک نفرو پیدا کنید و تحسین کنین اون یک نفر میشه هزار نفر

    5- من همیشه ادم های نامناسب رو جذب میکنم

    من کی ادم های نامناسب رو جذب میکردم؟

    در گذشته ، ایا من هنوز همون ادم قبلم؟ خیر

    پس چرا نتیجه ای ک در گذشته داشتمو با خودم حمل میکنم و دارم میبرم تو اینده ام ؟

    نتایج و افراد نامناسب واس زمانی بوده ک من ادم مناسبی نبودم و هزار باور اشتباه داشتم

    الان باتوجه به مدارم و تلاشم در باورسازی درست قطعا نتیجه چیزی درست خواهد بود شک ندارم

    6-من لایق رابطه ی عاشقانه نیستم

    چه کسی از من لایق تر؟

    قطعا هیچ فردی از من برتر و لایق تر نیست

    وقتی الگو هارو پیدا کنیم افرادی ک شرایطی مشابه ما داشتند یا اصلا اینک اگ فردی تونسته انچه ک دلخواه ماهست رو داشته باشه و تجربه کنه چرا ک ما نتونیم

    من همیشه اینو به خودم میگم اگ فلانی تونسته منم میتونم و چه الگویی بهتر از خانم شایسته ی نازنین

    اگ خانم شایسته تونسته منم میتونم و تامام

    7-تمام روابط اخرش به رنج و جدایی و طلاق ختم میشن

    اقا کی گفته هزاران هزار نفر در عشق و ارامش دارن زندگی میکنن انصافا این دیگ نامردیه

    یکم چشم هارو باز کنیم باباجان این همه ادم دارن عاشقانه زندگی میکنن چرا بدو بدو میری سمت سیاهی بخدا ک ظلمه

    دوستان من همشون یک رابطه ی فوق العاده رو دارن تجربه میکنن هرروز کیفیت رابطه شون بهتر و بهتر میشه و تعهد و وفاداریشون مستحکم تر

    تو همین سایت چقدر میتونه خوندن کامنت دوستان در عقل کل به باورسازی ما کمک کنه الگو ها کم نیستن فقط کافیه ما بخوایم

    8-من برای تجربه یک رابطه عاشقانه سن بالا یا خیلی جوان هستم

    سن فقط یک عدده اینو همیشه ب خودت بگو

    به گذر سال و ماه و هفته توجه نکن خودتو محدود به زمان نکن هیچ وقت واس تجربه کردن دیر نیست

    هیچ محدودیتی وجود نداره زود و دیر فقط بازی ذهنه

    نذار محدود بشی انقدر درگیر تولد ها و بالا رفتن سن نشو عدد هیچ نقشی در تجربه کردن لذت ها نداره وقتی زنده ای پس میتونی لذت ببری گذر زمان هیچ تاثیری روی احساس نداره اینا همش یک تله س

    9-پرفکت بودن یا بینظیر بودن برای جذب طرف مقابل:

    چه کسی معیارهای پرفکت بودن رو تعیین میکنه ؟

    چه کسی گفته این ویژگی ها پرفکت و عالی هستند و بعد همه ی ادم های کره ی زمین تایید کردن و پاش امضاء زدند؟

    عزیزدلم بینظیر بودن و پرفکت بودن واس من ی چیزه و یه سری خصوصیات شخصیتی هست

    واس شما ی سری چیزهای دیگ

    اون شخصیتی ک من دوست دارم ی سری دوست ندارند پس من کسی رو جذب خواهم کرد که منو با همین ظاهر و شخصیت میپسنده ته کمالگرایی کجاست؟ همینجوری ک هستیم عالیه بخدا راحت باشیم باخودمون نخوایم هی دنبال کمالگرایی باشیم و بریم پی چیزی ک انتها نداره نقاط قوت رو تقویت کن

    و ویژگی های مثبت رو ببین و به خودت احترام بذار

    10- افراد همیشه خیانت میکنن:

    افراد همیشه خیانت نمیکنن تو رفتی دنبال اونایی ک

    خیانت میکنن بیا برو دنبال اونایی بگرد ک متعهد و وفادارند ببین ک تمومی نداره اگ بری دنبال الگوها ی مناسب افراد مناسب رو جذب خواهی کرد ب همین ساده گی و راحتی کانون توجه ات رو بذار رو روابطی ک میخوای نه چیزی ک نمیخوای

    11-من پولدار نیستم :

    اگ بخوای و درجهتش حرکت کنی و تمام تمرکزت رو بذاری پولدار هم میشی اما اگ الویت اولت رابطه اس بگرد دنبال میلیون نفر ادمی ک باهم از صفر شروع کردن و الان در آسایش و رفاه دارند از زندگیشون لذت میبرند اگ خانمی هستی ک خودتو لایق ازدواج با مردی ثروتمند نمیدونی باید بگم داری ب خودت ظلم میکنی با ی سرچ ساده میبینی ک خانم هایی با درامد بسیار پایین با افراد ثروتمند جهان ازدواج کردند تاکید میکنم ثروتمندان جهان ن در شهر شما

    12- من بهتره تنها باشم

    چرا اونوقت چرا لذت هایی ک برای ما حلاله و در دسترس از خودمون دور کنیم؟ چرا از اون ارامشی ک خداوند در قران گفته خودمونو محروم کنیم ؟

    گول نزن خودتو ریشه رو پیدا کن

    13-من بلد نیستم رابطه تشکیل بدم

    رابطه مگ چه چیز پیچیده ای داره ک بلدش نباشیم؟

    بابا بشریت داره دست به کارهایی میزنه ک حدو حدود نداره اونوقت یه رابطه چه شاخ و غولیه ک نتونیم بلدش باشیم چه شق القمریه مگ

    اسون بگیریم بخدا همه چیز اسونه با ادمی طرف میشیم ک چفت و بست خودمونه ادم فضایی نیست ک حرفشو نفهمیم وندونیم چجوری باید باهاش برخورد کنیم ما تو اجتماع بزرگ شدیم بعد چجوریه ک میگیم ایجاد رابطه فوت و فن داره و بلد میخواد

    شما روی خودت کار کن مطالعه ات رو ببر بالا دسترسی به کتاب اموزشی و سایت هم ک مثل اب خوردنه دیگ همت میخواد ک روی خودت کار کنی

    14-وارد رابطه بشی ازادیت سلب میشه اسیر میشی

    ببخشید مگ ما تو چه دهه ای زندگی میکنیم ؟

    بازم میگم الگو زیاده انقدر هستند زوج هایی که رابطه ی بدون وابستگی و ازاد و رها دارند یک نمونه استاد عزیز و خانم شایسته همین یک نمونه رو تحسین کن توجه کن میبینی ک یکی یکی نمونه ها زیاد میشن و اونوقت ک باور میکنی میشه در رابطه ای ازاد و رها و عاشق و دوست بود

    ترمز های بسیاری هست اما کامنت خیلی طولانی میشه فعلا در این قسمت به چندموردی ک استاد ذکر کردند بسنده میکنم

    استاد عزیزم در نهایت بازهم از شما سپاسگزارم بابت این فایل ارزشمند عاشق شما و خانم شایسته عزیز هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      سید محسن فاطمی گفته:
      مدت عضویت: 2475 روز

      سلام دوست عزیز

      چقدر قشنگ مورد 13 را توضیح

      دادین چقدر من سختش کردم

      و قول ساختم ازش و اصن اینطوری

      ک شما توضیح دادین یه نگاه دیگر

      ب این قضیه پیدا کردم خیلی بتش

      کردم برا خودم و هی فکر میکنم

      چی بگم وقتی از یکی خوشم اومده

      و اینقدر فکر میکنم ک همیت نمیزاره

      برم جلو درخواست کنم

      موفق باشی دوست عزیز

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      لیلا گفته:
      مدت عضویت: 1477 روز

      زهرای عزیزم چقدر قشنگ نوشتی ، چقدر قشنگ با این حرفا ذهن خودت و مارو برای باورهای درست منطقی کردی ، لحن متنت خیلی باحال بود انگار رفتی به جنگ باورای غلط ، دوست داشتم ادامه داشته باشه و بیشتر بخونم

      هم خیلی قشنگ حرف میزنی هم اینکه خیلی زیبایی

      برات بهترینها رو آرزو میکنم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    محجوبه هاتف گفته:
    مدت عضویت: 1419 روز

    سلام به همه عزیزان هم فرکانسی

    از وقتی فایل آقا رضا عطار روشن رو دیدم با خودم عهد کردم که امسال باید قسط هام رو صاف کنم.

    به ماه خرداد که رسیدم داشتم به این فکر میکردم که موعد بیمه ماشین هست و متاسفانه نمیتونم قسط های این ماه رو چندتایی بدم. تا اینکه تو یه شب یه بنده خدایی نصف شب زد به ماشین من که دم در پارک بود و بهم گفت برم هزینشو از بیمه بگیرم.

    جزئیات اتفاقات رو تو کامنت قبلی گفتم. اولش خیلی ناراحت شدم ولی همش تلاش کردم با آموزه های استاد حال دلم رو خوب کنم

    به خودم میگفتم استاد بچشو، جگر گوشه از دست داد ولی کنترل ذهن کرد، ماشین من که چیزی نیست.

    فردای این اتفاق، خیلی احساس خستگی داشتم چون اتفاق نصف شب افتاده بود و عملا تا صبح یه جورایی درگیر بودم.

    از اونجایی که از استاد یاد گرفتم شکایت نکنم از ناخواسته هام حرف نزنم تا بیشتر تو فرکانس اتفاقات بد قرار نگیرم فقط سکوت کردم و گفت و گوی ذهنیمو بردم سمت و بشر الصابرین،  الخیر فی ما وقع

    ظهر موقع نهار به همسرم گفتم دلم میخواست امروز اف بودم و عصر استراحت کنم و بعد پاشدم برم آماده شم برای شیفت که دیدم سعیده عزیزم از ده صبح پیام داده بود و زنگ زده بود که اگه تمایل داری من بجات شیفتت رو میرم. الله اکبر، خدای قشنگم ممنونتم که همیشه هوای بنده هاتو داری.

    تو دل این داستان و فرایند رفتن به راهنمایی و رانندگی کلی درس و اتفاقات خوب افتاد.

    مامور بیمه زنگ زد بهم گفت ما قطعات مصرفی روتحویل میگیریم (توی یه شهر دیگه که حدود30 کیلومتراز محل زندگی ما فاصله داشت) و بعد پول رو واریز میکنیم و اگه شما شرایط ندارین قطعات رو بیارین ما حدود 40 درصد کم میکنیم و بعد واریز  میکنیم گفتم من پرستارم بچه کوچیک دارم شرایط تحویل ندارم گفت میکنم 20 درصد. گفتم اون تنش و استرسی که بهمون وارد شد به کنار، علاوه بر   لیست موجود کلی هزینه اسنپ و آژانس برای راهنمایی و رانندگی و اداره بیمه دادم. گفت 10 درصد کم میکنم.

    گفتم با همسرم مشورت میکنم بهتون میگم.

    همسرم گفت قبول کن هزینه بردن قطعات از فریدونکنار به آمل همون حدود ده درصده

    به مامور بیمه جمله همسرم رو گفتم

    گفت میکنم 2.5 درصد. در عین ناباوری دیدم کامل واریز شد.

    در نهایت مبلغ هزینه های من حدود6 میلیون کمتر از مبلغ واریزی بیمه شد.

    تو دل این داستان خیلی برام خیر بود ماشینم خیلی زیباتر از قبل شد چندتا مشگل دیگه داشت که به لطف تصادف خود به خود حل شد،هزینه بیمه ماشینم جور شد، حتی با بقیش یک قسط اضافه هم دادم.

    خداوند رو شاکرم بابت این سایت توحیدی که مهارت زندگی رو بهمون آموزش میده. کاش این مهارت ها رو تو مدرسه بهمون یاد میدادن. این اتفاق که افتاد داشتم فکر میکردم من که چند وقته دارم رو ورودی ها و خودم کار میکنم، تو فرکانس اتفاقات بد نبودم چی شد که اتفاق افتاد؟

    سعیده عزیزم بهم گفت به قول استاد اگه دارین رو خودتون کار میکنین و اتفاقی بر خلاف فرکانس ارسالیتون افتاد همون اتفافیه که قراره شمارو به خواستتون برسونه شاید این اتفاقی بود که قرار بود منو به هزینه بیمه و زیبا تر شدن ماشینم و کم کردن  ترس های من در مورد رانندگی و تصادف  برسونه. ممنون از استاد عزیز و خانم شایسته مهربان و این سایت توحیدی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  5. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 1469 روز

    به نام خدای مهربانم

    سلام

    الان میفهمم وقتی استاد در مورد اگاهی صحبت میکردند که در الهامات یهو باز میشه و میگه و میگه و تو با خودت میگی اینا کجا بودن ولی دقیقا وقتیه که تو اماده باشی!

    ترمزهایی که نمیزاره به خواستت برسی

    بماند که چطور پریشب این فایلو گوش دادم و بعد چیشد و… ولی ترمزهایی که اومده تو سرم راجب کارمه

    من مینیاتور میکشم تقریبا ده سال پیش دوم دبیرستان که بودم رفتم کلاس نگارگری و انقدرر دوس داشتم که تو همون چندماه اول یکی از تابلوهای استاد فرشچیان رو کشیدم و بعد ادامه دادم و حالام ازش درامد دارم با نقاشی روی تخته نرد

    ولی خواسته ی نمایشگاههای زیاد و فروش تابلو و هرانچه که دلم بخواد رو بکشم و بفروشم:

    با احساس لیاقت درامدم بهتر شد کلا با قدم یک که تونستم امسال برای اولین بار به درامد ثابت ازش برسم ولی خواسته:رویای من اینه که هرچقدر بخوام بکشم و بفروشم. هرشهر و گالری ای با قیمت های خودم ولی یه ترمزی رو در خودم این چندساعت کششف کردم من که نه. به خودش قسم من نبودم خودش گفت داشتم تو اینستاگرام صفحه ی یکی از اساتید هنر را میدیدم که خیلی خیلی موفق و هنرمندو فوق العاده و دیدم یه پستی گذاشتند از اقای حسن مرادی که ایشون بی سواد هستند و از 79 سالگی نقاشی را شروع کرده و الان 88 یا نمیدونم 85 ساله هستند و نقاشی خوداموز با خودکار انجام میداده و نمایشگاه و فروش و ارسال به 33 نمایشگاه خارجی و تا قبلش هم نقاشی نکرده و نانوا بودن ایشون”

    میدونی چی زنگ زد تو گوشم؟؟؟ من این ترمز رو همیشه داشتم که برای برگزاری نمایشگاه و فروش باید اولا استاد بشم ,یعنی قشنگ تو ذهن من میگه مینیاتوریست شدن یعنی استاد شدن و البته سن داشتن ! انگار من 24 ساله یه گوشه منتظر هستم تا سنم بیشتر بشه و اون موقع استاد بهم بگنند و تازه بتونم نقاشیمو عرضه کنم, ولی این اقا اومد چه کرد؟ تو پنج سال بدون هیچ اموزشی استاد و فروش و اصلا من هنگ کردم ,اینه که استاد مهربانم میگه نعمت میباره ما نمیزاریم

    استاد سابقه دار هنر برای من یه ترمزی شده که پول خوب نسازم از هنرم و عرضه ی بزرگ نداشته باشم ولی من اینو تو ذهنن میشکنم و امسال سال عرضه کردن خودمه تو هنر دیگه نمیزارم باوری به این شکل جلوی منو بگیره که تحصیلات هنر ندارم یا سن کمی دارم. من تقریبا ده ساله مینیاتور میکشم سبکهارو بلدم و کلی نقاشی دارم دیگه مگه چقدر تمرین کافیه؟ نمیگم به انتهاش رسیدم ولی اینم ترمزه که نشستم انگار که سنم زیاد بشه بشم پیشکوت تو نگارگری تا بتونم عرض اندامی داشته باشم.

    ولی پول ساختن چه ربطی به اینا داره!!مگه الان همه اساتید بیلیونرن تو اصفهان؟

    من بلند پروازم تو هنر و نمیزارم این باورها اینطوری جلوی نعمات هایی که خدا میخواد بهم بده رو بگیرم

    خدایا واقعا ازت ممنونم که صفحه ای جدید تو ذهنم باز کردی

    استاد جانم خیلی گلی خیییلی گلی عاشقتم با تمام قلبم

    در پناهش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      محمد جواد اسدی گفته:
      مدت عضویت: 1096 روز

      به نام الله یکتا

      چقدر زیبا هدایت شدی به شناسایی ترمز و این لطفی هست از الله که اگر ازش بخوایم بهمون می‌دهد….

      چقدر خوبه شکستن باورهای محدود کننده و مسخره ای که کل وجودمون رو گرفته،و خیلی وقتها ما فکر می‌کنیم خدا برای ما نمیخواد،غافل از اینکه خدا میخواد اما ما باور نداریم و چقدر عالی هست که شما داری این باور رو میسازی و به زودی میبینی که همون خدایی که هدایتت کرد چقدر راحت ثروت و موفقیت روزافزون رو وارد زندگیت میکنه….

      خدایا شکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    عارفه محمودی گفته:
    مدت عضویت: 1670 روز

    بنام خدایی که بشدت کافیست

    سلام استاد عزیزم سلام خانم شایسته مهربان

    و سلام به دوستان عزیزم درسایت

    من عاشق شما و خانم شایسته هستم.

    تکه کلامی که بارها از زبان شما در ابراز احساساتون بهم دیگه ما شنیدیم.

    استادجانم می دونید کامنت نوشتن توی این سایت توفیق می خواد فرکانس خالص می خواد باید اینقدر فرکانست خالص شده باشه از درون بجوشه تا از انگشتان دستانمان به صورت کلمات جاری بشه در صفحه سایت،منی که بیشتر از 6 ماه هر روز کامنت نوشتم یهو انرژیم افتاد هربار امدم فایل گوش کردم امانشد کامنت بنویسم، الان خیلی خیلی خوشحالم که دارم کامنت می نویسم. الان معنی این تکه جمله شما رو متوجه میشم که همیشه اول فایل هاتون می فرمایید و منم می نویسم خداروشاکر وسپاسگزارم به من فرصت داد که کامنت بنویسم توی سایت …

    چه عنوانی رو برای این دوقسمت انتخاب کردید و چه دسته کامنت هایی انتخاب کردید.

    روابط

    استاد باورتون میشه من توی این قسمت کلمه ” دوست داشتن” معنیش با توضیحات شما فهمیدم.

    و ترمزی که اساسی هست در وجود من جدا از دوست داشتن خود دوست داشتن خانواده ام دوست داشتن خونه ای که توش زندگی می کنم دوست داشتن محله ای که زندگی می کنم دوست داشتن زبان خانواده پدریم که ترک زبان هستن ،اصلا با گوش دادن این فایل بیش از چندبار متوجه شدم من فکر می کنم خانواده ام رو…. رو دوست دارم من فکر می کردم محیط زندگی ام رو…. دوست دارم.

    همیشه بهترین خواستگارها رو داشتم طوری که دوستام بهم می گفتن تو کم عقلی جواب رد می دی و….. اولش وقتی چنین اشخاص بهم پیشنهاد می دادن اولش توی شوک بودم بعد خوشحال و بعدش بعد یه مدت به یک هفته یا 10 نمی رسید که خودم بهم می زدم،که ادامه پیدا نکنه هیچ وقت نمی تونستم با خودم کنار بیام ازبس احساس بد میشد از اعتماد به نفس نداشتن از …. اصلا دلیلی نداشتم فقط می گفتم نه چه زمانی که دانشجو کارشناسی بودم پسرایی پیشنهادشون می دادن که همه دوستام حسرت منو می خوردند ووقتی هم جواب رد منو روبه رو میشدند واز طرفی هم چادری بودم همان ابتدا می گفتن من باخانواده برای آشنایت می آم و….. می گفتم نه بعد از جواب رد دادن بعد یه مدت پشیمون میشدم ازبس که دوستام حسرت منو می خوردند و….

    اما من هیچ وقت خانواده مو دوست نداشتم فکر می کردم دوست دارم ، خانواده ای که پاک ترین خانواده خانواده ای که پدرم هیچ وقت برام از لحاظ مالی کم نزاشت همیش سعی تلاشش این بود رزق کارش حلال باشه وخدایا شکر مادری هیچ وقت پاشو از خونه بیرون نزاشت یه مادر خونه دار و مهربان که همیشه بهترین خوشمزه ترین غذاهارو درست کرد ومی کنه خونه رو تمیز کرد می کنه همه بچه هاش خوب تربیت کرد اما من اینارو ندیدم

    چون خودم تحصیل کردم اما خانواده ام تحصیلات نداشتن و دکتر مهندس استاد دانشگاه نبودند همیشه چون پسری که بهم پیشنها دادن به محضی که می شنویدم مادرش شاغل و… وپدرش شاغل فلان ارگان

    حتی حتی وقتی هایی که متوجه میشدم دوست صمیمی من مادرش مدیر فلان موسسه و پدرش ریس فلان ارگان با اکراه وبی میلی از خانواده می گفتم هیچ وقت این عشق صمیمیت ندیدم اینکه همیشه پدرم بهترین لوازم تحریر ها خرید اون وقتایی دانش آنوز بودم بهترین اردو ها رو رفتم حتی زمان دانشجویی ام وقتی عتبات شرکت کردم با اینکه یکم از لحاظ مالی …. به محضی که متوجه شد از مادرم اسمم در امد برای عتبات اونم هوایی با اینکه خودم از مادرم خواسته بودم بهش نگه وقتی متوجه شد گفت تو چیکار به وضعیت مالی من داری مگه تا به حال برات کم گذاشتم اینم برو گفت اینقدر پس انداز دارم که دخترم بفرستم اردو عتبات اینها عشق بودند و من ندیدم اینها دوست داشتن بودتد من ندیدم زمان هایی که می خواستم معرفی کنم چه به شخصی ابراز علاقه وپیشنهاد ازدواج داد چه ….

    استاد یاد قسمت های اول سریال زندگی دربهشت افتادم وقتی پیچک ها می زدید فرمودید که این پیچک ها مثل باورهای محدود کننده است در بیشتر باورهای ما ریشه داره،

    استاد عزیزم خانم شایسته مهربان نمونه یک زوج عاشق وموفق همدل ،همراه، همدم ،مونس، همنفس همسر ، بهترین زوجی هستید که دیدم.

    استاد من فکر می کردم کمال گرایی منه باعث میشه من جواب رد بدم کمال گرایی بود ترس بود اما دوست داشتن خیلی چیزا که واقعااا ارزشمند برام ندیدم دخترایی بودند همسن من 100 درجه از خانواده من پایین بودند وضعی مالی خانواده اش متوسط روبه پایین اما با کسایی ازدواج کردند که خودم بارها این حداز اعتماد به نفس وجسارتی که داشتن تحسین کردم، بعضی اوقات هم این حداز اعتماد به نفس شون فامیل گستاخی برچسب می زدند ومنم تایید می کردم. بارها شده بود وقتی خواهرم ازم می پرسید چرا نه دیونگی نکن و… فلانی رو ببین هیچ وقت اینارو ندید همیشه هم طوری حرف می زنه انگاری خانواده اشو بالاتر از خانواده همسرش ومی دونه وهمه می دونند پدرش معتاد اما هیچ وقت اینارو ندید

    غرق خوشبختی شده الان خانواده همسرش چقدر دوستش دارند چقدر از هرلحاظ ساپورتشون می کنند،

    خودش خانواده اش بالاتر از هرکس هرچیز دید تو که 1000 برابر ازهرلحاظ بالاتری …..

    استادجانم ازت ممنون سپاسگزارم بابت این فایل دوست داشتن داشته هامون باید باتمام وجود باشه باعشق حرف بزنیم تا فرکانس این همه عشق هم ارسال کنم

    الان این یه ترمز از 100 تا ترمز به قول خانم شایسته این شاه ترمز همه ما دخترااادبه خصوص دخترایی که مثل من ازاین شاه ترمزااا زیاد دارن، خدایابابت استاد عزیزم وخانم شایسته شکر شکر شکر…

    استادجانم وخانم شایسته مهربان سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  7. -
    پروانه کاکویی گفته:
    مدت عضویت: 1508 روز

    استاد عزیز سلام

    میدونم که حالتون عالیه چون شما قانون دنیارو درک کردین و توبالاترین مدارهای فرکانسی هستین ازهر نظر.

    این روزها کار همیشگی من این شده که سرکار ،موقع پیاده روی، تومسیر و خلاصه هرجایی فایلای استاد رو گوش میدم و این فایل رو تقریبا هر روز گوش میدم و وقتی برای بار دهم یابیشتر داشتم گوش میدادم باخودم میگفتم دیگه تمام جملاتشو درست شنیدم و احتمالا کلمه جدیدی تواین فایل نیست برام ولی …

    درکمال ناباوری موقع گوش دادن بازم به جملات جدید برمیخوردم.

    این جمله ی استاد رو باورکردم که باورهای ما یک شبه به وجود نیومدن که یه شبه از بین برن

    پس

    باید خیلی درموردباورهای جدید بخونیم

    گوش بدیم

    حرف بزنیم(حتی باخودمون)

    تاباورهای جدیدی بسازیم.

    باورهای ثروت ساز ،باورهایی که ارامش و روابط خوب به زندگیمون بیارن.

    حدود ده روز از گذاشتن این فایل میگذره و من الان تازه اومدم نظربذارم چون فکرمیکنم باید برای خودم رد پا بذارم.

    همین جا به خودم قول میدم که روی این بخش زندگیم خیلی کارکنم و تاسال اینده این موقع باورهای نامناسبی که درمورد روابط دارمو تبدیل کنم به باورهای زندگی بخش .

    که خداروشکر از روابطی ک تا الان داشتم راضی بودم و فرد خوبی بودم توی رابطه تاجایی که اون رابطه کار میکرده.

    با ارزوی صلح

    و سلامتی

    برای همه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  8. -
    مصطفی ابوطالبی گفته:
    مدت عضویت: 766 روز

    سلام و تحیت پروردگار بر استاد عباس منش عزیز

    سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته عزیز

    سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت الهی

    استاد من نه اینیستا گرام دارم نه تلویزیون تو خونم دارم نه دوست دارم این شبکهای مزخرف و دروغین رو

    من تا یک هفته پیش هفته ای دو سه بار میرفتم خونه خواهرهام و هر روز خونه بابام پانشینیشون میکردم حالا چی شد

    من یک هفته نه خونه خواهرام رفتم نه خونه بابام رفتم فقط برای ناهار ظهر رفتم و خلاص

    خودم رو مقایسه میکنم با قبلا

    من مصطفی نجواهایی که قبلاً داشتم ندارم

    من مصطفی درگیریهایی که اونم ذهنی بود ندارم

    من مصطفی با خودم بهتر صحبت میکنم

    من مصطفی تمرین شکرگذاریم رو دیشب بهتر انجام دادم

    حالا نتیجه عشق و علاقه من نسبت به حیوانات و کشت و کار این میشه که من با اینکه رگ سیاتیکم گرفته و با اینکه اصلا حوصله کار کردن ندارم امروز

    من مصطفی امروز تو خونم تو حیاط خونم یه قفس توی باغچه داشتم و روی اون قفس حدود 171بلوک و آجر بود بلوک ها رو گذاشتم سر جای دیگه و قفس رو آوردم بیرون و دیروز هم درختی که هیچ سودی برام نداشت بریدم و از دیروز تصمیم گرفتم که باغچه رو مرتب کنم برای امسال که خدا کمک کنه بتونم سبزی و اینا بکارم و الگو هم پیدا کردم امروز پسر همسایمون که اونم هر سال خونه مادرش میکاره و ذهنم میگه نمیشه اینا و یکی از رفیقام می‌گفت امروز اینا فایده ندارد و خشک میشه من جواب ذهنم رو اینطور میدم ذهن ساکت چون خدا هست میشه و الگو میخوای آقا سید محمد هست اون هر سال میکاره داده فل فل و بادنجون و اینا پس منم میتونم بکارم و محصول خوبی هم بهم میده ان شائلله

    استاد امروز به خودم نگاه میکردم می‌دیدم من چقدر تغیر کردم باورم نمیشه من همون مصطفی هستم که هر کاری رو تو ذهنش اگر ماه بود کوه میدید و منصرف انجام دادنش میشد امروز اون همه کار رو انجام داد و در آرامش کامل از لحاظ ذهنی و جسمی بودم موقع کار و بعدش هم رفتم حموم و خیلییییی راحت بود کار کردن برام منی که متنفر از کار کردن بودم چه اتفاقی افتاده امروز که اینهمه کار کردم و اصلا هم خسته نشدم جز تغیر باورها و پای افراد فیلتر کردن افراد منفی چیزی هست بخدا من دارم خود جدیدمو تو لحظه‌ای زندگیم تجربه میکنم بعضی وقتا خودم باورم نمیشه من مثل گذشته نیستم نمیگم خیلی عالی شدم استاد ولی تغیر کردم به اندازه تلاشم

    استاد جان من در گذشته هیچ وقت دوست نداشتم از خودم تعریف کنم و میگفتم نباید آدم خودشو دوست داشته باشه و از خودش تعریف کنه و اینا خرامه و آدم نباید خودشو دوست داشته باشه این باورت سرچشمش برمیگرده به خانواده من و مذهب که من از بچگی تا باحال مداحی میکنم و این باور ها تو من عمیق شده

    استاد جان من درامدم فعلا از مداحی کردنم هست اونم خیلی کمه و از شغلم که قبلاً بهتون گفتم من عاشق کبوتر و حیوانات هستم و درامدم هم فعلا کمه چون درامدم از مداحی دارم فعلا میگیرم شرایطش ندارم بزارم کنار و خیلی دلم میخواد این کسب و کار خرافاتی هم بزارم کنار

    خوانواده ای که دائم دارن از گرونی و نفرت از آمریکا دلار و اینا صحبت میکنند چرا دلیلش چی هست که منی که خودم نه شبکه خاصی رو دنبال میکنم فقط همین سایت و برنامهای حیوانات که مربوط به کسب و کارم هست که خرید و فروش حیوانات هست و زیاد هم توی نیستم و دنبال نمیکنم دلیلش چیه که من پای این افراد بشینم

    برم پای اینا بشینم انگار رفتم اینیستا وصل کردم و ازین مزخرفاتی که اصلا حاضرم بمیرم و نبینم این دیوونه خونه

    برم خونه خواهرم که دامادمون الان به مدت یک سال هست که تصادف کرده و کمرش به مشکل خورده و شکسته و تو خونه افتاده حالا خدا وسکر با واکر داره راه می‌ره قبلا که نمیتونست اونجا برم بشینم یکی چایی بخورم و انرژیهام از بین بردن که هیچ خودم هم بشم مثل اونا و نتیجه اونا رو بگیرم همین دامادمون چند ماه پیش می‌گفت چی گوش میدی گفتم آهنگ خلاصه دوست نداشتم که بگم من دارم فایلهای شما رو گوش میدم استاد چون خیلی مقاومت با این بحثها داره خلاصه شد و ما گفتیم بهش گفت خوب کاری میکنی من که تعجب کردم این همون آدمی بود که می‌گفت عباس منش کافره تعجب کردم و دیگه نگفتم شما در مورد چی صحبت میکنیدو خودش گفت ما که نمیدونیم کدومشون درست میگن عرشیانفر یه چیز میگه عباس منش میگه خدا تویی خلاصه نفهمیدیم و اینا آدم رو گمراه میکنم و اینا که من دیگه با آقا سید علی بحث نکردم و سکوت کردم

    استاد جان باورت نمیشه من الان دارم از یه چایی خونه خودم لذت میبرم که آنقدر انرژیم خوب شده و الان که دارم کامنت می‌نویسم ذهنم آرومه و خیلی هم بهتر از قبلی شدم که با این افراد نشست و برخواست میکردم

    ذهنم میگفت قبل از اینکه این کامنت رو بنویسم می‌گفت نگو اینا رو به عباس منش تو قبلا هم یه کامنت نوشتی که من پای افراد منفی دیگه نمیخوام بشینم و نمیشینم و عمل نکردی نگو و چرتای دیگه

    اینو بگم من اگر قبل عمل نکردم به این دلیل بود که من از اونا وقتی که فهمیدم منفی هستن کینه به دل گرفتم و متنفر شدم ازشون که خیلی برام سخت تموم شد اینکارم خلاصه متنفر هم باشی از کسی اتفاقا بیشتر میخوای با اون ارتباط برقرار کنی برا من که در گذشته این بوده ولی ام وز تجربهای گذشتم هست و ازشون استفاده میکنم که دیگه پای این افراد نشینم و خیلی خیلی کم برم خونهاشون چون خوانوادم هستن به کل قطع نمیکنم ولی مثل قبل هم عمل نمیکنم

    استاد جان چند روزیه دلم وقتی بهونه میگیره میرم پارک شهرمون و اونجا کامنت میخونم و فایلامو گوش میدم

    استاد جان مسیری که شما به من نشون دادید زیباترین مسیریه که از این آرامش و حال خوبم میشه فهمید

    دلم میخواد همینجور بنویسم یادم میره ولی خیلی چیزا میخواستم بنویسم

    به خودم قول میدم تا زنده ام این مسیر رو رها نکنم و امیدوارم پسرم که شش هفت ساله ندیدمش وقتی که میاد پیشم یا من میرم پیشش روزی به بابلسر افتخار کنه و اونم تو فرکانس این حرفا باشه و عشق کنه تو دنیا با این مسیر زیبا

    این کامنت هم امشب داشتم به این فایل گرانقدر گوش میدادم که شما فرمودید افراد منفی رو شروع کن بزارشون کنار و اونوقت جهان ادمای مناسب با موضوعات مناسب سر راهت قرار میده

    آره درسته بخدا درسته میدونی چرا استاد من یه نشونه امروز برام اتفاق افتاد

    همین کار کردن من در حیاط باغچم نتیجشه

    و امروز یه بنده خدایی بهم پیام داد که شماره کارتت بفرست بی زحمت این بنده خدا دوسال و خورده ای پیش من رفته بودم پای دیگر اش امام حسین مداحی کرده بودم و اصلا هم الان یادم نیس ولی اون یادشه گفت می‌خوام پولتون بدم استاد این اتفاق اگر نتیجه کار کردن روی خودم نیس پس چیه که طرف بعد از دوسال و خورده ای بیاد بگه می‌خوام پولی که طلبم داشتی بهت بدم این اتفاق یعنی خدا داره میگه مصطفی ببین همه چی حال خوبه این اتفاقات خوب به این دلیله که تو حالت خوبه حالا این حال خوب از کجا میاد از ورودیهایی که به ذهنت میدی و ننشستن پای افراد منفی

    پس عمل کن به حرفای پیامبرم

    استاد جان یه نشونه دیگه هم دیدم امروز یه نفر زنگ زد گفت شما مصطفی ابوطالبی که فروشگاه داره هستی گفتم نه اون پسر عموی پدرم میشه این نشونه به من میگه مصطفی تو داری وارد مدار بهتر میشی که این پیغام رو از طریق دستم بهت رسوندن مسیرت رو ادامه بده و دیگه پای افراد منفی نشست

    به قول خودتون استاد تنها زندگی کنید ولی پای افراد منفی نشینید

    دلم به حال پدرم میسوزه که درست هم سر جای خودشه که 72سال عمر کرده هنوز دیروز تولدش بود 72سال عمر کرده ذهن خودشو انداخته تو این اینیستا گرام و داره خودشو نابود می‌کنه هیچ وقت به پدرم طبق تجربه‌ای گذشتم که میگفتم بابا اخبار نبین ولی تو این یک سال و خورده ای که وارد سایت شدم هیچ وقت به پدرم و زن بابام نگفتم اینیستا بزارید کنار هیچ وقت بزار راه خودشون رو برن من فقط باید تمرکزم روی خودم باشه اونقدر می‌خوام تغیر کنم که آن شائلله پدرم زنده باشه از من بپرسه بگو ببینم تو کجا بودی الان کجایی چیکار کردی تو اونوقت که التماس کرد بهش میگم و منم میشم دستی از دستان خدا که جهان رو جای بهتری برای زندگی کنه

    استاد جان سپاسگذارم ازتون که وقت ارزشمندتون با چشمهای زیباتون گذاشتید و کامنت منو خواندید

    سپاسگذارم عاشقتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  9. -
    امید گفته:
    مدت عضویت: 2565 روز

    به نام خدا

    سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و همه دوستان عضو سایت

    بسیار سپاسگزار استاد عباس منش عزیز هستم که این آگاهی‌های ناب و ارزشمند در قالب این فایل به اشتراک گذاشتن

    بحث گاز و ترمز که در این فایل مطرح شد و استاد با مثالهای مختلف در جنبه روابط که البته میشه این مباحث در سایر جنبه‌های زندگی همه بسط داد بسیار خوب شناسایی باورهای مخرب و محدود کننده و به اصطلاح ترمزها شرح دادن و جایگزینش باورهای خوب، باور فراوانی، باور لیاقت، و … که همان گاز هستن شرح دادن

    بسیار لذت بردم باید این فایل بارها و بارها گوش بدم تا به رشد خودم کمک کنم

    خدا را شکر در زمینه روابط، رابطه بسیار خوبی با عزیز دلم دارم و همه آنچه که از یک همسر میشد انتظار داشت در خصوصیات همسرم هستش خدا را صد هزار مرتبه شکر

    جالبه من بجز گهگاهی سریال زندگی در بهشت بدون هندزفری نگاه میکردم و گوش میدادم بقیه مباحث و سخنرانی‌های استاد با هندزفری گوش میدادم

    و من تا حالا از همسرم نخواسته بودم که مبحثی گوش بده یا نده

    و دیروز در کنارم نشست و اکانتی که در سایت استاد ساخته بود نشونم داد و بخش‌های مختلف سایت نشونش دادم خدا را صد هزار مرتبه شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  10. -
    میثم رخشان گفته:
    مدت عضویت: 2141 روز

    به نام الله هدایتگر

    سلام دوستان عزیزم

    سلام استاد

    اول از هر چیزی سپاسگذار خداوندم که میتونم در بهترین زمان ممکن این‌گنجینه رو دریافت کنم

    چقدر این صحبت ها ناب و شنیدنی هست

    از صبح که اومدم دارم گوش میدم و هر بار برام تازگی داره

    خوب مثال هاتون مثل همیشه عالی هست

    این که حرف از تغییر میزنید و مثال بندر عباس رو میزنید فکر کنم نیازی به بندرعباس نباشه شما مثال پرادایس رو بزن

    شما مثال دوره قانون سلامتی رو بزن

    شما مثال کیفیت فایلها رو بزن که هربار بالاتر میره

    و من و مثالی بزنم از آرامش الآنم

    از رابطه فوق‌العاده زیبایی که با همسرم و فرزندانم دارم و هربار این رابطه داره بهتر میشه

    از تمرکز و شکر گذاری به خاطر داشتن ی رابطه فوق‌العاده که با الگوهایی که شما گفتین خیییلییی جا داره بهتر بشه

    خیلی جا داره من قویتر بشم

    خیلی جاداره روی خودم کار کنم و هربار این رابطه فوق‌العاده رو زیباتر کنم

    از بیزینسی که دارم با کمترین هزینه بیشترین بازدهی رو داره

    با کمترین سرمایه بیشترین سود رو داره

    چرا که من لایقم

    من لایق عشق و محبت و ثروت خیلی زیاد هستم

    خداوند مقدر کرده برای من ثروت و سلامتی و آرامش رو

    چقدر من میتونم فکر کنم و عمل کنم که روابط عالی در عین حال وابستگی صفر باشه

    خیلی زود کول میخوریم ما استاد هم توی بیزینس هم توی روابط

    روابط به بیزینس هم ربط داره چون به هر حال ما مجبوریم بیزینسمون رو با آدم های نازنین پیش ببریم

    من تجربه ای که دارم ی فرشته الهی که وارد کسب و کارم شد و کلی خوب کارها رو انجام میداد به محض اینکه گفتم برو بابا فکر کردی کی هستی خدابزرکه همه چیز تغییر کرد

    از ی بابت نگاهم خوب بود توحیدی بود اما تموم کردن اون رابطه اصلا کار درستی نبود ولی خدایا شکر

    کلی احساس توانایی احساس تونستن در من به وجود اومد

    خیلی بزرگتر شدم خیلی توانایی هام بیشتر شد

    خیلی چیزها یاد گرفتم

    و خیلی جا داره متکی به خودم و هدایت خداوند باشم نه ذهنم

    خیلی جا داره فقط از خدا کمک بگیرم در هر شرایطی و روی ورودی هام کار کنم

    واقعا به ی نقطه ای میرسیم که فکر میکنیم پرفکت ترین نقطه همینجاست

    و تغییرات از همونجا شروع میشه

    فکر میکنیم دیگه بهترین آدم دنیا توی بیزینس ما هست کنار ما هست و آغاز تغییرات همینجاست که نه دیگه روی خدا و هدایت و نه روی توانمندی خودمون حساب میکنیم

    در هر صورت استاد واقعا سپاسگذارم بابت این آگاهی

    برای دوستان عزیزم آرزوی سلامتی سعادت ثروت و خوشبختی رو دارم

    عاشقانه دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای: