چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 2 - صفحه 24 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 2510MB68 دقیقه
- فایل صوتی چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 230MB68 دقیقه






سلام دوستان
چیزی که تو این مدت خیلی ذهنمو درگیر کرده و البته از خیلی وقته مفهوم هدایته.
واقعا تو تمام جملاتم از خدا میخوام هدایتم کنه. هدایت . واقعا ارامش بخشه بزاری خدا هدایتت کنه . حتی تو نوشتن این کامنت هم کلی موضوع تو ذهنمه نمی دونم از کجا شروع کنم فقط میگم بزار خدا هدایت میکنه.
اول از همه حتی این فایل هم برای من بخشی از یه مجموعه کامل از هدایت های خداونده.
شروعش از بهار امسال بود. اومدم تو دفترم نوشتم خدایا من یه رابطه عاشقانه میخوام . البته بیشتر نوشتم که کلا احساس میکنم تو دنیایی زندگی میکنم که اصلا دختری توش نیس . باور کنید خواستم این بود کلا فقط چند تا دختر بیبینم بگم اره همچین چیزی هم تو دنیا هست.
بعد اینکه هر روز خواستم رو می نوشتم و با احساسی فوق العاده تصور میکردم
تا اینکه با پسری تو کتابخونه اشنا شدم . من کلا برا کنکور میخوندم و همش کتابخونه بودم. با پسری اشنا شدم که یکی از دختر های فامیلشون طبقه پایین قسمت دختر ها درس میخوند.
من که با دوستم میرفتم پایین گه گذاری هم اون بنده خدا با ما میومد .
من خودم عاشق انیمیشن سازی و نویسندگی ام. و یکی از بهترین الگو های من تو نویسندگی و کارگردانی باور کنید خداعه. اصلا رو دستش نیست
حالا این دختره خودش نامزد داشت ولی کلا همیشه به هدایت خدا ایمان داشته باشید . مثل یه فیلم هیجان انگیز و مفرحه.
اولش پایین که میرفتیم چند تا سوال ساده درسی پرسید و منم که درسم عالی جواب میدادم . البته من تو ارتباط برقرار کردن از خیلی قبل تر مثل استاد عالی شده بودم . و خیلی خوب هم یه مسئله رو به صورت ساده توضیح میدادم .
به سوالاتش جواب میدادم تا یه روز یکیمون پیشنهاد داد بریم پایین کتابخونه که یه پارک بود تو الاچیق درس بخونیم . کلا جمع دوستانه ای بود . من و دوستم و فامیلش . بعد فرداش هی به تعداد دخترا اضافه میشد همه سوال داشتن . منم با اعتماد بنفس جواب میدادم . کلا جمع عالی بود . دوستاش همه مجذوب شخصیت من شده بودن . حتی فامیل دوستمون هم میگفت خیلی ادم جالبی هستم . شوخی یا جدی هر دفعه میومد میگفت قسمت دخترا همه درباره تو حرف میزنن . میگن این پیسر مو بلنده کیه هر روز میاد
جمع دوستانه و فوق العاده ای بود . بعدا هم یکی از دوستاشون که دانشگاه میرفت به ما اضافه شد . من و دوستم و دختر فامیلشون بودیم با دوستی که جدید بهمون ملحق شده بود .
یه پنج دقیقه نشستیم دیدم دوستم گفت بالا یه چیزی جا گذاشته و با فامیلشون رفت . منم با اون دختر موندیم تو الاچیق . قبلا هم ندیده بودمش . با خودم گفتم ساکت بمونم که چی بشه بزار یه احوال پرسی بکنم . احوال پرسی همانا و هر کی مارو می دید فک می کرد چند ساله همو میشناختیم .
بعد ها فهمیدم که این دختر از خیلی وقت پیش منو میشناخته و دوست داشته منو بیبینه . و تمام این الاچیق و این جمعو و اینا برای این بوده مارو باهم اشنا کنن.
و دوستم میگفت ما الکی میرفتیم بالا از اون بالا شمارو نگاه میکردیم . میگفت فکر نمی کردیم تو همین چند دقیقه با هم اینقدر صمیمی بشید .
بنظر من که واقعا خانم محترمی بود . و به عنوان یه دوست واقعا ادم فوق العاده ای بود .
و برام جالبه که قبل از اینکه من درخواست یه رابطه عاشقانه بکنم کسی بوده که میخواسته منو بیبینه ولی من تو مدارش نبودم .
البته تمام اونا در حد یه رفاقت ساده بود ولی من اینو به عنوان یه نشونه میبینم . بعدا که روز اخر بود و دیگه فردا کنکور داشتیم همشون بغض کرده بودن و میگفتن دلشون برام تنگ میشه . یکیشون میگفت تو مهره مار داری هرکی میاد سمتت وابستت میشه . سلامت گیرایی داره .
کلا جمع فوق العاده ای بود. همش یه هفته بود فک کنم . چون من بعدش اومدم شهرستان .
هنوز هم دوستم میگه که سراغت رو میگیرن . میخواستن بریم بیرون با هم تو نبودی هیچ کی نیومد.
چند شب پیش هم مادرم بهم گفت چرا تنهایی و داشت در باره این موضوع باهام صحبت میکرد . الان هم که هدایت شدم به این فایل واقعا از موضوعش جا خوردم . اینارو همه به عنوان نشونه میبینم . و مطمئنم به زودی وارد یه رابطه عاشقانه میشم .
همتون دوست دارم
شاد باشید.
عرض سلام و ادب خدمت استاد و دوستان عزیز.
در رابطه با عدم اعتماد به نفس و توهم اینکه باید زیبا بشم(حالا برای ازدواج یا اینکه مورد قبول بودن)،میتونم بگم من سه مورد عجیب و غریب تو دوست و فامیل دیدم که با توضیح طریقه تفکر اونها،شاید بعضیها متوجه بشن که اعتماد به نفس چه مقوله جالبیه.
این سه نفر که میخوام در مورد اعتماد به نفس ضعیفشون صحبت کنم، خیلی زیبا هستند! اما بهصورت عجیبی اعتماد به نفس پایینی دارند! بهواقع اینطور نیست که اگه کسی زیبا باشه،لزوما اعتماد به نفس هم داره،یعنی ممکنه کسی زیبا هم باشه،اما اینقدر اعتماد به نفس پایینی داشته باشه که حتی اون زیبایی هم نتونه بهش کمک کنه تا حس خوبی نسبت به خودش داشته باشه.
هرسه مورد مد نظر من خصوصیات مشترکی دارند؛اونها با اینکه بارها و بارها شنیدند که چهره زیبایی دارند،اما اینقدر ازنظر درونی اعتماد به نفس پایینی دارند که دائم به فکر عملهای زیبایی مختلف هستند و با این کارشون آدم را به حیرت میاندازند. کسانی که اونها رو میشناسند براشون این سوال پیش میاد که با اینهمه زیبایی چرا باز به فکر عملهای جراحی هستند؟!
به قول استاد هیچوقت هم راضی نیستند و وقتی یک عمل انجام میدهند،باز میگویند باید یک عمل دیگه انجام بدهیم!
اونها حتی یک روز هم بدون آرایش پیش دیگران ظاهر نمیشن،اونهم ارایشهای غلیظ!
یک خصوصیتشون هم این هست که دائم از دیگران میپرسند الان قیافهم چطور شده؟الان خوبم؟الان زشت نشدم؟!و یا برای اینکه رو ضعف درونی خودشون سرپوش بزارن،مدام از ظاهر دیگران ایراد میگیرند.
یه مورد دیگه این هست که دائم یادآوری میکنند که آدمهای خاصی هستند،مثلا خواستگارهای زیادی داشتند!که این هم نشون میده از یک ضعف درونی رنج میبرند و به این صورت میخوان اون رو جبران کنند.
نکته ناراحتکننده این هست که هر سه نفر این عزیزها در زندگی مشترک هم دچار مشکل هستند!وزیبایی اونها در ازدواج موفق بهشون کمک نکرده و البته علت اون هم واضح هست،چراکه انسان اگر برای خودش قلبا ارزشی قائل نباشه و اعتماد به نفس نداشته باشه،طبیعی هست که پارتنرش هم بهصورت ناخودآگاه برای اون ارزشی قائل نمیشه و زندگی خوبی نخواهد شد.
این موارد رو گفتم که بدونیم گاهی با این کارمون بهصورت آگاهانه یا ناآگاهانه و نداشتن اعتماد به نفس، چه بر سر زندگیمون میاریم.
سلام استاد جان،
یه تمرینی را چند روز پیش در موردش صحبت کردم که از امروز میخوام جدی تر انجامش بدم،
قرار بود برم سراغ 100 تا از ثروتمند ترین افراد جهان و ویژگی های مثبتشون را بنویسم، نتیجه واقعا شوکه کننده بود.
امروز رفتم سراغ کایلی جنر و ثروتمند ترین جوان خودساخته دنیا که تو سن 21 سالگی به 900 میلیون دلار ثروت رسیده..
جالبه که قبل از اون این رکورد دست مارک زاکربرگ بود که اون تو 22 سالگی به ثروت رسیده بود.
با اینکه باور این بود که چند سالی میشه بزرگترین افراد ثروتمند جهان از کار های تخصصی مثل برنامه نویسی و تکنولوژی به ثروت رسیدن ولی کایلی جنر ثابت کرد که ثروت هیچ ربطی به میزان تحصیلات و رشته شما نداره…
آدمی که تا دیپلم بیشتر درس نخونده اون هم توی آمریکا که همه باور داریم معمولا درس خوندن راحت تره و امروز واقعا ثروتش نشونه ای شده برای هر کسی که میخواد محدودیت هاش را کنار بزاره..
با اینکه سن زیادی نداره ولی تکاملش را عالی گذرونده و این نشون میده برای موفق بودن لازم نیست حتما سال های زیادی تلاش کنیم، یادم میاد تو دوره ثروت 1 در مورد آقای هاکوپیان صحبت می کردید که اعتقاد داشت باید حتما 30 سال شبانه روز تلاش کنیم ولی امروز کایلی فقط تو سن 21 سالگی میلیاردر شده و این در حالیه که تو سن 17 سالگی هم اولین برند خودش را تو صنعت زیبایی راه انداخته بود و تو همون سن کم هم از مرز 10 میلیون دلار رد شده بود.
آدمی که از سن 18 سالگی اولین ویلای خودش را میخره و مستقل زندگی می کنه اون هم با یک رابطه رویایی که تقریبا برای همه آدم های دور و برشون دور از دسترس بوده..
این نشون میده ثروت و روابط با هم متضاد نیستند و کسی که باور های درستی داره تو همه زمینه ها سریع نتیجه میگیره نه فقط یک حوزه خاص…
جالبه با اینکه نه ورزشکار خاصی باشه نه اهل خوانندگی باشه ولی الان جزو پربازدید ترین چهره های اینستاگرام و شبکه های مجازیه…
این نشون میده که به جای اینکه دنبال ظرف دیگران باشه چقدر عالی فقط روی ظرف خودش کار کرده و بزرگترش کرده…
وقتی در مورد کارهای خیریه ای که انجام داده بود سرچ کردم دیدم تو خیلی از معروف ترین مراسم های خیریه دنیا شرکت کرده و از شهرت خودش تو کار های خیر چقدر استفاده کرده…
به جای اینکه دنبال نشون دادن موارد الکی باشه، از دنبال کننده هاش برای بیشتر کمک کردن به آدم های دیگه استفاده کرده و واقعا که وقتی با باور درست بخشش می کنی هزار برابر بهت بر میگرده….
و….
هر چقدر بگم بازم کمه…
سلاام و درود خدمت استاااد و خانم شایسته عزیز؛ چقدر خوشحالم و متشکر از شما استاد عزیز که این فایل کامل را برامون آماده کردین .
من خودم با بررسی هایی که در روابط گذشتم داشتم یک سری ترمز هارو پیدا کرده بودم ، وقتی شما دونه دونه ترمز هارو میخوندین من متوجه این شدم که بجز یکی دو مورد ، من بقیه باور های غلط را در ذهنم دارم .
و تمام باورهای غلط همونطور که شما بهشون اشاره کردین از خانوادم ، باورهایی که در بچگی به من تزریق شده و رسانه ها در ذهن من گنجونده شده و من واقعااا میدونم که چقدرر ترمز های زیادی راجب روابط در ذهنم دارم .
راستش من باورهای خیلی خیلی ناجالب راجب جنس مخالف خودم دارم به خاطر الگوهایی که در نزدیکی من هستن کامل به یک مرد گریز کامل تبدیل شدم .
چند ماه پیش نشستم یک سری از ذهنیت هام رو نوشتم و دلیل بوجود اومدنشون + نمونه ها و مثال هایی از جنس مخالف که تضاد باورمن رو بهم نشون میدادن و جالب هست که بگم شما استاد عزیز نمونه کامل و شفافی برای تضاد همه باورهای غلط من هستین .
اخرین رابطه ای که داشتم با طرف مقابلم رابطه خوبی داشتیم ولی من همیشه به این فکر میکردم که اون از من ادمهای بیشتری رو اطرافش داره و یه عالمه ارتباطات مختلف داره اصلا چرا من باید کنارش باشم ، منکه همیشه تنهام و اونقدر دوست و خواهان اطرافم ندارم،
همیشه فکر میکردم اون از من محبوب تره و استقلال بیشتری از من داره و کارهایی که دوست داره رو انجام میده ( در حالیکه من استقلال ندارم ) و بسیار محدودم و اینکه دوستهاش یا اطرافیانش از من لول بالا ترن.
کم کم چون خودم رو لایق ارتباط باهاش ندونستم از زندگیم کمرنگ و کمرنگ تر شد .
یا یک مثال دیگه
شخصی بود که با شخص دیگه در رابطه بود ولی خیلی خواهان ادامش نبود ، و من همیشه تو ذهنم این بود که منکه اصلا نمیتونم جای بقیه رو براش بگیرم یا بهتره بگم
من هرکاریم کنم نمیتونم خیلی دلخواه طرف مقابلم باشم .
یا یک باور محدود کننده دیگه
زیبایی ظاهری طرف مقابلم بود که فکر میکردم چرا باید با منی که چهره معمولی دارم و جذابیت اخلاقی خاصی ندارم در ارتباط باشه .
یا حتی مثال های بسیار کوچیک
از اینکه طرف مقابلم از من بیشتر در ارتباطات بوده و فن بیان بهتری داره ، جذابیت ارتباطی بهتری داره، موقعیت های بیشتری برای رفتن داره ، چرا باید با من درارتباط باشه که خیلی رفتار های بسته و آزادی عمل ندارم .
شاید هنوزم همه ی این باورهای نام برده شده در توضیحات شما رو دارم
ولی به خودمم قوا دادم بعد از رسیدن به استقلال مالی که هدف اولمه ، بیام و در بعد روابطم از صفر کار کنم و مثل شما ارتباطات قوی و فوق العاده بسازم .
️️️
به نام قدرت ابر که مقدسه چون من امروز شناختمش
درآسسمون تنها داشت پرسه میزد
رفته بود توی فکر که چطوریه
کجاست
چیه
من کجام
کارم چیه
صدای اومد وگفت آماده باش که میخوای حرکت کنی
ابر کفت حرکت چیه؟
تو اصلا کی هستی
از من چیمیخوای
گفت من از تو چیزی نمیخوام
گفت پس چرا میگی حرکت
گفت چون حرکت دلیل توست
ابر گفت اصلا نمیفهمم چی داری میگی
گفت یکم آروم باشی همه چی رو میفهمی
ابر که دیگه ترسیده بود ساکت شد
گفت من امروز میخوام جواب سوالاتت و بگم
ابر خوشحال شد و حس لذت بیشتری کرد
گرمای خاصی داشت
آروم شده بود
دیگه ترسی نداشت
ابر اعتماد کرد اینبار نه از روی اجبار بلکه از روی خواستن
چه خوبه که یکی اومد و داره جواب میده
میشه بیشتر بمونی؟
من نمیرم ، هستم تا وقتی تو بگی
ابر به اندازه ای که خوشحال شد و ناگهان حس خنکی از وجودش زد به بیرون
تا اومد به خودش بیاد دید یه چیزه دیگه شده و بارون شده
گفت چرا من این شکلی شدم؟
من ابر بودم الان آب شدم
مگه میشه؟
گفت چیزی نشده اصلا
تو فقط وصل شدی
وصل شدی
وصل شدی
وصل شدی
وصل شدی
من که کاری نکردم.
چجوری وصل شدم؟
گفت تموم کارت همین بود
چی بود؟
وصل بشی
به چی وصل شدم الان؟
گفت به منبع
یعنی من به منبع وصل بشم میشم این؟
گفت آره
گفت
تا ابر رفت بگه گفت هیسسسسسسس
گفت ببین تو ابری یکی باده یکی زمین یکی آسمون
هر کی یه چیزه و همه کاری که هر کدوم باید انجام بدن توی هر کدوم تعریف شده. یعنی توی ابر نیاز نیست چیزی بسازی یا ایجاد کنی
همه چیز هست در درون تو
فقط باید وصل بشی تا شکوفا بشی و به نمایش بزاری اون الماس درونت رو
بزار از منبع بیشتر برات بگم.
در نظر بگیر یک ماشینی رو که ساخته شده و قابلیتهای فراوانی داره و بی نهایت آپشن
و چشم هر بیننده ای رو خیره میکنه
حالا این ماشین باید وصل بشه به منبع
منبع اون ماشین چیه؟
سوخت
تا وقتی سوخت نداشته باشه هیچچیزی در این ماشین قابلیت اجرایی نداره
ولی وقتی سوخت بریزی توش میتونی بی نهایت ازش لذت ببری
من اگه وصل بشم دیگه همه چی هست
ماشین هست
سوخت هم هست
مسیر هم مشخص شده
فقط کافیه ما این ماشین، مسیر و سوخت رو درک کنیم اونوقت بعدش فقط لذته؟
لذت در مسیری که به ما کفته شده
که میشه اون خواسته های ما
حالا سوخت من انسان چیه؟
توحید و توحید
وقتی من وصل بشم و سوخت بریزم تو ماشینم و نقشه راه رو هم داشته باشم دیگه همه چی اکیه
ولی انسان به جای اینکه بیاد این ترکیب رو پیدا کنه میره به بیراهه و دنبال عوامل بیرونیه
چیدمان میشه اینجوری؛
-همه ما خواسته هایی داریم
جوابش میشه چی؟
تعیین مسیر خواسته ها از سمت منبع
همه ما دنبال بهترین هاییم.
میشه احساس لیاقت.
جوابش میشه چی؟
انتخاب بهترینماشین از بین میلیاردها ماشین
همه ما میخوایم برسیم به خواسته ها؛
جوابش میشه؟
وصل شو و سوخت رو بریز و حرکت کن
سوخت ما چیه؟
اعتماد، ایمان و توحید
خدایا خودت هدایتم کن به سمتی که درک کنم و فقط کاری نکنم و وصل بشم به منبع که همه چیز در این منبع هست.
منبعی که بهم گفتی تو درون منم هست
منبعی که بهم کفتی تو هم یکی از اونهایی
منبعی که قدرت بلامنازع جهانه
من دیگه بیشتر نمیفهمم
و من دیگه توانایی نوشتن بیشتر رو هم ندارم
ابر اگه میشه بارون
پس مسعود ببین تو چی میشی وقتی همه برای توست
سلام سلام
خداروهزار مرتبه شکر برای این روز قشنگ
عصر شنبه ست و نشستم رو تختم کنار پنجره، با یک ماگ قهوه دیکف، (که بالاخره موفق شدم بتونم قهوه بدون شکر بخورم و ازش لذت ببرم،) و لپتاپ و آموزه های استاد و کاغذ و قلم
خدایا شکرت برای دونه دونه این نعمتها، برای این احساس خیلی خوبی که الان دارم و لذتی که دارم میبرم از اینکه وقت دارم و ظرفیت و لیاقت دارم که این آگاهیها رو دریافت کنم و رو خودم کار کنم.
اما تمرین و نکته های این فایل:
ترمز اول: اگر من ظاهر زیباتری داشتم میتونستم آدم مناسب جذب کنم:
خداروشکر من این باور رو ندارم، یا حداقل فکر میکنم ندارم! ولی همیشه به لطف خدا از ظاهرم و قیافه م و هیکل و اندامم راضی بودم. قد بلندی ندارم ولی همیشه این برام اوکی بوده شاید به خاطر باز یکی دوتا باور دیگه که درست یا غلط برای من خوب کار کرده و نتیجه ی خوبی داده:) یکی اینکه در مورد دخترا خیلی مهم نیست که قد بلند باشن، بیشتر در مورد پسرا مهمه، دوم اینکه خیلی از دوستامو میدیدم که قدشون بلند بود بعد با خیلی پسرا این مشکلو داشتن که یا هم قدشون بودن یا ازشون کوتاه تر که معمولا دخترا دوست ندارن.. و این مشکلو تقریبا هیچ وقت نداشتم :))) در کل خداروشکر اعتماد به نفس خوبی تو این زمینه دارم و همیشه هم تعریف و تمجید شنیدم و خدارو شکر کردم.
ترمز دوم: من توانایی خاصی ندارم
تو این مورد شاید so so باشم. ینی خودم و تواناییهام و قابلیتهام رو قبول دارم ولی اینم هست که گاهی فکر میکنم کاش تو فلان چیز بهتر بودم یا از فلان چیز سر در میاوردم
ترمز سوم: همه دخترا یا پسرای خوب رفتن و تیکن هستن و تموم شد
این عقیده رو من به یه شکل دیگه ای دارم که آدم مناسب من، با افکار و باورها و علایق و سلایق من کم هست، نه که نباشه ولی کم هست. تازه اینم که میگم “نه اینکه نباشه کم هست” شاید به خاطر یه موردیه که پارسال برام پیش اومد و دیدم آدمی که تو خیلی چیزا خیلی شبیه من باشه و بعضی حرفا و کارام که شاید هیچ کس نمیفهمید و اونطوری نبود و درک نمیکرد، این آدم هم همونطوری بود… تازه این باعث شد که بگم خب پس هست ولی کم است:))) البته که اون شخص تو خیلی چیزای مهمتر اصلا مشابه و مناسب من نبود ولی خداروشکر میکنم کلا اتفاق خیلی جالبی برای من بود تو شرایط خیلی عجیب اول مهاجرت… و خیلی پیام ها و هدایت های خدا رو من از این طریق دریافت کردم، خیلی چیزا که فهمیدم من اینجوری نمیخوام، و خیلی چیزا که فهمیدم اینجوری که من میخوام هم هست، وجود داره حتی اینجا تو کانادا. چقدر جالبه همین الان که دارم مینویسم هم حتی حس میکنم خودم بیشتر و بهتر دارم واقعیتها رو درک میکنم … همیشه نوشتن معجزه میکنه:)
ترمز چهارم: من لایق یک رابطه عاشقانه نیستم
خدای نه دیگه اتفاقا من همیشه فکر میکنم خیلی و حتما لایق یه رابطه خیلی عاشقانه ام. خودم خیلی ازونایی ام که تو هر شرایطی دنبال عاشقانه و شاعرانه کردن فضا هستم.
ولی نمیدونم شاید ته ذهنم منم اینجوری باشم به طور ناخودآگاه تو ذهنم میاد که به قول معروف too good to be true
نه از اون لحاظ که لایقش نباشم، مثلا تو همون رابطه ای هم که بالاتر مثال زدم، خب از خیلی جنبه ها (نه همه جنبه ها) بخوایم اتیکتی حساب کنیم ایشون از من بالاتر بود، ولی خداروشکر من تو این زمینه خوبم الان که فکر میکنم، احساس خود کم بینی و اینا نداشتم، حتی خیلی جاها میدیدم و حس میکردم و به خودم میگفتم که ببین مثلا تو زمینه ی ریزه کاریهای روابط تو چقدر باورها و عقاید و اطلاعات خوبی داری و همش به خودم میگفتم لیافت من اینه که با کسی باشم که اونم تو این چیزا وارده و کامل رعایت میکنه، یا درواقع مثل منه، بحث درستی و غلطی که نیست، بحث مثل هم و مناسب هم بودن و مچ بودنه، خلاصه برای من اینجوریه که صرف اینکه یه نفر مثلا از من تحصیلکرده تر یا پولدارتر یا هرچی تر:) باشه دلیل نمیشه من بخوام با اون باشم. خدایا شکرت
ولی فکر کنم چیزی که هست اینه که من باور ندارم که میشه برای منم چیزای خیلی خوب، خیلی خیلی خوب اتفاق بیفته، همینجوری بیخودیا… از رو تکرارهای مدامی که از قدیم از فضای کلی جامعه و تلوزیون و اینا میشنیدیم و میدیدیم که اتفاقای خیلی خوب واسه از ما بهترونه، الان که فکر میکنم میبینم حتی وقتی تو کارم گاهی پیش میاد چندروزی چندنفر پشت هم از پیجم بهم پیام میدن و به قول معروف پتنشال کلاینت هستن، یکی دوتای اول خوشحال میشم، بعد انگار میترسم، یا باورم نمیشه، یا میگم نه همه اینا که اوکی نمیشن، نمیشه که بشه… خلاصه رو این باور امکان پذیر بودن خیلی باید کار کنم
یه چیز بگم خنده تون میگیره، البته خودم هم الان دارم متوجه اینا میشم ها.. انگار هی دارم به شهود میرسم، تو همون رابطه ی مذکور، وقتی همون موارد ریز ولی مهمی که اشاره کردم اتفاق میفتاد و من میدیدم که خب ازین لحاظ ما مناسب هم نیستیم، انگار یه چیزی تو وجودم آروم میگرفت که آها خب حالا درست شد، حالا که ایراد و عدم تناسب هم پیدا کردم درست شد… نمیشه که همش تناسب و خوب و درست باشه… وای خدای من باور نمیکنین الان که دارم مینویسم چقدر خودم تعجب میکنم… خدایا شکرت این ترمز رو یا درواقع جزییات ترمز رو الان و در حال نوشتن پیدا کردم و بهش رسیدم:) چقدر این فایلا خوبن، چقدر نوشتن خوبه
ترمز پنجم: من همیشه آدمای نامناسب رو جذب میکنم
فکر نمیکنم این ترمز رو داشته باشم
ترمز ششم: تمام روابط آخرش به رنج و ناراحتی و غصه و جدایی ختم میشه
نه این باور رو ندارم خداروشکر
شاید به این شکل که بالاخره تو همه روابط یه مسائلی هست، همیشه و همش گل و بلبل نیست، ولی اینکه کلا همه به بد ختم میشه، نه.
اون توضیحی هم که استاد داد که تو رابطه اصلا دل ندیم به رابطه حتی خوشی رو تجربه هم نکنیم از ترس اینکه آخرش تبدیل میشه به رنج، نه خداروشکر اینجوری نبودم و تو دو سه تا رابطه ای که داشتم کلی لذت بردم و تجربه های قشنگ و شیرین داشتم و بعدم move on کردم، البته که بهرحال نمیگم هیچوقت هیچ ترس یا حس منفی مثلا اگه نشه چی، فلان تجربه رو فلان خاطره رو داشته باشیم بعدم نشه و از هم جدا شیم اونموقع بعدش اذیت میشم، چرا این فکرا بهرحال میومد تو ذهنم اما اکثرا مخصوصا بعد از آشنایی با استاد سعی میکردم از حال و در حال لذت ببرم و خوش باشم. خدایا شکرت
ترمز هفتم: من برای یه رابطه عاشقانه دیگه خیلی سنم بالاست
تا الان هیچ وقت این باور رو نداشتم بیشتر به دو دلیل یکی اینکه به لطف خدا من ظاهرم و قیافه م خیلی کمتر از سن واقعیم نشون میده، دوم اینکه واقعا هم خیلی سرزنده م و کودک درونم تقریبا همیشه بیداره، ولیـــــــــی فکر میکنم از الان به بعد کم کم این نجوا هم بیاد سراغم
ترمز هشتم: من باید پرفکت و بی نقص باشم تا وارد یه رابطه بشم
تا یه حدی این رو دارم، مخصوصا وقتی مدتی تو رابطه نیستم، ناخوداگاه به ذهنم میاد که خب من اول فلان مورد و فلان مورد رو مثلا درست کنم بعد به فکر رابطه باشم.
ترمز نهم: افراد همیشه خیانت میکنن
نه خداروشکر اینو ندارم، ما مفهوم خیانت اصلا دور و برمون نبوده و منم خداروشکر هیچوقت تجربه ش نکردم که ازش بترسم، حتی تو دوستی.
ترمز دهم: من پولدار نیستم، وضع مالی خونوادگیم خوب نیست نمیشه
اینم فکر نمیکنم داشته باشم
ترمز یازدهم: من دوست دارم یا ترجیح میدم تنها باشم
اینو نمیگم ولی این ترسم دارم که با رفتن تو رابطه ی دائمی استقلالم رو و وقتهای تنهایی خودم رو که گاهی خیلی دوسشون دارم و نیاز دارم بهش از دست بدم
ترمز دوازدهم: اصلا سرنوشت من همینه و برام مقدر شده
میخوام بگم اینم ندارم ولی مطمئن نیستم، ینی آگاهانه قطعا ندارم ولی شاید ته ذهنم یه نجواهایی هست که آره خب کمن آدمایی که بعد از جدایی یه رابطه ی خوب و پایدار و درست و عالی تجربه کنن
ترمز سیزدهم: من اصلا تو روابط خوب نیستم و بلد نیستم
نه نه اینو دیگه واقعا ندارم اتفاقا خیلی هم اعتماد به نفس دارم تو این زمینه:)) البته روابط عمومی و اجتماعی چرا خب ضعیفم، یه کم کم رو ام هنوز، خیلی اهل سر حرفو باز کردن و ازونا که همیشه یه حرفی دارن بزنن نیستم، ولی رابطه عاشقانه و رابطه ی عاطفی خاص که داریم صحبتش رو میکنیم و ریزه کاریهای رابطه و حفظ رابطه و اینا نه تو اونا خوبم.
ترمز چهاردهم: اگر وارد رابطه بشم آزادیم رو از دست میدم
آره این رو تا حدی دارم، البته الان کمی اصلاح شده نسبت به قبل، ولی هنوزم معتقدم بهرحال آدم اون آزادی کامل قبل از رابطه رو نداره، ولی خب اینم باور کردم از رابطه ی استاد و مریم جان و از توضیحاتشون که اگر با شخص مناسب و هم فرکانس خودم باشم قاعدتا همچین مشکلی نخواهم داشت.
وای خدا چقدر خوب بودم
چقدر نوشتم:)))
چه نکاتی خودم از عمق وجود خودم پیدا کردم
خدایا شکرت
استاد سپاسگزار
عصر شنبه 24جون ساعت 6 عصر از تورنتوی کانادا
سلام میکنم به استاد خودم کسی که هدایت شد به بهترین ها در حال حاضر در مکانی بهشتی به نام پرادایس که وسط یک دریاچه رویایی خونه هست که پروردگار وعده اش داده بود که در بهشت هستند من دیدمش حسش کردمش در زمین که درختان بسیار سرسبز رویایی این پاداش افرادی هست که در راه شناخت خداوند ثابت قدم ماندند
سلام میکنم به خانوم شایسته مهربان که هم مسیر استاد شدند برای شما هدایت شدم به این آیه فوقالعاده
مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثیَ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَوهً طَیِّبَهً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کَانُواْ یَعْمَلُون»
«هرکس از مرد و زن ایمان داشته باشند و عمل صالح انجام دهد به او حیات پاکیزه میبخشیم و پاداش آنها را بهتر از اعمالی که انجام دادهاند خواهیم داد.»
و سلام میکنم به دوستان فوقالعاده این سایت
در آن، نشانههای روشن، مقام ابراهیم است؛ و هر کس داخل آن شود؛ در امان خواهد بود، و برای خدا بر مردم است که آهنگ خانه (او) کنند، آنها که توانایی رفتن به سوی آن دارند. و هر کس کفر ورزد خداوند از همه جهانیان، بینیاز است.
این نشانه من امروزم بود عاشق خدای هستم که بهترین زمان مکان منو بسوی زمین فرستاد تا خلق کنم هر آنچه که بخوام عاشق روزیم که تاریکی هامو تبدیل کرد به روشنایی نور هدایت خودش منو یادآوری کرد برای چه به کره فوقالعاده زیبا اومدم رسالتم چی هست و چطور انجامش بدم
خداوندا حضوری بخش ما را
اجابت کن به فضلت این دعا را
استاد بزرگوارم این روزها در یک مدار فرکانسی جدیدی هستم احساس متفاوت ، کارهای متفاوت ، عاشق یادگیری چیزی ها جدید ، دارم تجربه های که تابحال نکردم را انجام میدم جالبه وقتی متعهد به کاری میشی و عمل میکنی درهای رحمت خداوند باز میشه برای آسانی کارها راهکارهای مناسب بهم گفته میشه الان میفهمم شما استاد توی فایل هاتون متوجه میشم این روزها میلاد در آغوش خداست سکوت میکنم به تماشای عظمت جهان هستی کسی الهامات در بهترین زمان به سوی مکانی زمینی خودش قلب روانه میکنه وقتی صدای شگفت انگیز میشنوم بی اختیار اشک میریزم دقیقن این فایلتون خداوند از زبان شما باهم صحبت میکرد نمیدونم این درخواست که از پروردگار داشتم منم دوست دارم یک رابطه فوقالعاده تجربه کنم ولی باورهای سمی گذشته مانع میشدند توی این فایل چقدر باگ توی خودم پیدا کردم یادم اومد هیچ گاه من با یک دختر ارتباط نداشتم فقط یک بار اومدم بی حاصل شد چرا منی که توی بقیه فعالیت های دگم عالی دارم پیش میرم ولی توی این بخش از زندگیم پیشرفتی نداشتم تا توی این فایل فهمیدم ریشه ای این مسئله در گذشته خودم هست
استاد جالبه چقد ضعف دارم در ارتباط با دختر خانوم ها یکی از باگ هام عدم لایق بودند ! این کجای ذهنم قرار داشت من دوست دارم یک ارتباط فوقالعاده شگفت انگیز تجربه کنم اون شخصی که میخوام توی مسیرم قرار بگیره تا لذت ببریم از کنار هم بودند استاد بزرگوارم به خدا به خودم و به شما قول میدم و متعهد میشم این باگ خودم برطرف کنم
که اویست جاوید برتر خدای
خداوند نیکی ده و رهنمای
چقد معنای اسمم زیباست تا الان که توجه بهش نکردم این هم یک پیشرفته برای خودم هست هر روز بهبود دارم
به معنای اسمم “زاده شدن” است برای نشان دادن تاریخ ظهور یک شخص مشهور استفاده میشد …
وعده پروردگار عالم حقه و این شعر فوقالعاده زیباست
خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان
اما به قدر فهم تو کوچک میشود
و به قدر نیاز تو فرود میآید
به قدری که منم خداوند بفهمم به درخواستهام پاسخ میده هر چقد بیشتر باور کنم درهای بیشتری از برکت ، سلامتی ، ثروت ، رابطه فوقالعاده، برویم گشاده میشه
میلاد پسری از نور
در پناه خداوند متعال
سلام به همه عزیزان و استاد عزیزم و خانم شایسته گل
این فایل بقدری تاثیرگذار بود ک فکر من رو از دیروز صبح تا شب ب خودش مشغول کرد با خودم گفتم من که این باورهای مخرب رو از هرکدوم یکمی دارم
حالا چطوری میتونم درستش کنم و باورهای مناسب رو جایگزین کنم؟ چطوری میتونم احساس لیاقت رو در خودم بوجود بیارم
خیلی قشنگ و راحت خداوند من رو هدایت کرد و اخر شب ک میخواستم بخوابم خدا یکی یکی بهم گف و من یادداشت کردم و براتون یادداشتمو میذارم
_ اینکه خودتو هی سرزنش نکنی بخاطر ی کار کوچیک
_ خیلی عذرخواهی نکنی
_ در مورد همه چیز زندگیت همش نظر دیگران رو نپرسی درمورد لباس خریدن و…اینکه لباسم بهم میاد نمیاد؟ خوشگله؟
_ برای خرید هر چیزی سخت نگیری و همش دودل نباشی
_ حرفای زشت نزنی
_ بیش از حد تعارف نکنی
_ خواسته ات رو راحت و ساده بیان کنی
_ خودتو با دیگران مقایسه نکنی
_ موفقیت های کوچیکتو خیلی بزرگ کنی و خودتو تحسین کنی
_ به خودت سخت نگیری
_ با آرامش و بدون عجله کارهاتو انجام بدی
_ غیبت و بدگویی کسی رو نکنی
_ افراد نادرست و منفی رو از زندگیت حذف کنی
_ هیچ کس رو مسخره نکنی و برای دیگران احترام قائل باشی
_ دروغ نگی
_ با افراد درمورد مسائل زندگیت حرف نزنی و از دیگران مشورت نگیری باورت این باشه خداوند هدایتت میکنه
این ها مواردی بود ک ب ذهنم رسید و وقتی توی عقل کل سرچ کردم ی تمرین فوق العاده دوستان پیشنهاد کرده بودن ک براتون میذارم خودم هم از امروز میخوام این تمرین عالی رو شروع کنم
1) تکنیک آینه: هرروز صبح بعد از بیدار شدن از خواب ک ذهنتون آماده تره جلوی آینه بایستید و خطاب ب خودتون جملات مثبت بگید مثلا من بینظیرم و …
2) جملات تاکیدی: هرروز جملات تاکیدی مثبت بگید مثلا من خودم رو دوست دارم من انسان بسیار ارزشمندی هستم و…
3) دفتر موفقیت ها: یه دفتر زیبا تهیه کنید و در اون موفقیت هایی ک کسب می کنید یا در گذشته کسب کردید رو بنویسید این موفقیت ها هرچیزی میتونه باشه مثل قبولی توی کنکور، گرفتن نمره بالا توی ی درس و حتی اینکه ی روز سعی کردی دروغ نگی و …. بعد میتونید زمانی ک اعتماد به نفس شما پایین هست این دفترو بازخوانی کنید و به خودتون بگید من همون کسی هستم ک فلان موفقیت رو کسب کردم
دوستان اگه شما هم تمرینی دارید برای افزایش احساس لیاقت، حس ارزشمندی، اعتماد بنفس به این لیست اضافه کنید
من خودم ی رفتاری ک خیلی مخرب بود و از سر عادت انجام میدادم این بود ک همیشه در مورد ریز ترین مسئله زندگیم هم با دیگران صحبت میکردم. با یه نفر ک از خودم سن بالاتر بودن و با ایشون خودشناسی کار میکردم همیشه مشورت میگرفتم حتی درمورد کوچکترین موضوع
از پارسال ک با استاد آشنا شدم متوجه شدم همه ما از درون هدایت میشیم و خداوندی ک من رو آفریده خودش هم من رو هدایت میکنه رفته رفته این صحبت هارو کم کردم و این رفتار ی مدتی زمان برد و من سعی میکردم حرف نزنم و وقتی حالم بد هست بجای اینکه انرژی صرف کنم با بقیه حرف بزنم و از افراد کمک بگیرم سکوت کنم و مراقبه انجام بدم
تا جایی ک الان این رفتار تقریبا ب صفر رسیده و من دیگه با هیچکس حرفی نمیزنم و با مراقبه انرژیمو برمیگردونم و وقتایی ک ناراحتم همین سکوت کردن و خلوت کردن خیلی خیلی کمکم میکنه
سلام دوست عزیز
برای خودت خرج کردن و هزینه کردن
لباسهای خوب خریدن و پوشیدنشون واسه دل خودت
رستوران رفتن
البته اینا بعضیاش باگهای خودمه ها با وجود اینکه الان شرایط مالیش رو هم دارما
من برای دیگران راحتتر خرج میکنم تا برای خودم
رستوران رفتن رو هم یه جورایی خرج اضافه میدونم ولی یادمه توی دوره های مختلف، استاد روی این مورد تاکید میکردن
توی تعطیلات خرداد ما رفتیم مشهد و من مدام دنبال رستورانهای خوب مشهد بودم و هر روز یکی شون رو تست میکردیم
مادر و پدرمم اونقدر خوششون اومده بود از این سبک زندگی، که توی راه برگشت به سمنان که رسیدیم ،مامانم گفت ناهار بریم یه رستوران خوب مهمون من ،در صورتی که قبلا اینطور نبودن
سلام دوست عزیزم
خیلی ممنون بابت پیشنهاد خوبت چقدر خوب شد ک شما یادآوری کردید
خداروشکر
با صحبت شما من یاد خواهرم افتادم، هفته پیش با خواهرم بیرون رفتیم و یه چیزی ک خیلی ازش لذت بردم و باعث شد منم یادش بگیرم این بود ک خواهرم بدون اینکه ب کسی اطلاعی بده و بگه من میخوام ساعت بخرم پول خودش رو برداشت و خیلی راحت رفتیم ی مغازه خیلی خوب و یه ساعت رو خیلی راحت انتخاب کرد و راحت هم کارت کشید و خرید بدون اینکه تردید کنه یا تخفیف بخواد و این راحت خرید کردن برای من درس بزرگی بود ک من ارزشمندم باید از بهترین جا بهترین مارک رو بدون ترید بخرم و همین احساس فوق العاده ایی به آدم میده
خیلی ممنونم از شما و براتون بهترینا رو آرزو میکنم دوست عزیز
سلام دوست خوبم
خوشحالم که کامنتم برات مفید بود
بهت پیشنهاد میکنم مقاله زیر از عقل کل رو هم مطالعه کنی
https://abasmanesh.com/fa/aghlekol-question/%D8%AA%D8%B1%D9%85%D8%B2-%D9%85%D8%AE%D8%B1%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%B9%D8%AF%D9%85-%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%82%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA/
راهکارهایی برای شناسایی و رفع ترمز ذهنیِ مخرب با نام «احساس عدم لیاقت»
من خودم اولین باری که این مقاله رو خوندم های های گریه میکردم که من با خودم چه کردم
سلام بر شما بانوی اندیشمند و ارزشمند
از خوندن نظر و آگاهی های شما و دیدگاه زیباتون لذت بردم
یادآوری های ارزشمند ی داشت خصوصا این مطلب که
« من خودم ی رفتاری ک خیلی مخرب بود و از سر عادت انجام میدادم این بود ک همیشه در مورد ریز ترین مسئله زندگیم هم با دیگران صحبت میکردم»
من ریشه تمام مشکلات و مسائلمو در عدم اعتماد به خدا یافتم و به همین خاطر به غیر خدا گرایش پیدا میکردم و طبیعتا با اونا اعتماد میکردم و درد دل، که اساسا هر دو غلط بود ،
درد دل دردمو دو چندان میکرد و گفتن رازهای زندگیم منو بی ارزش و سست عنصر و ضعیف جلوه میداد
و بقول شما خوب نتیجش خیلی وحشتناک بود
عدم اعتماد به نفس و ارزشمندی ترمز دیگه من بود، که با تمام توانمندی های بسیارم ذره ای برای خودم ارزش قائل نبودم.
و باور فراوانی هم که نداشتم و توهم داشتنشو داشتم و این خیلی بده که فکر می کنی همه چیو میدونی
در پایان از شما سپاسگزارم برای این آگاهی های زیباتون
براتون آرزوی موفقیت و شادکامی و پیروزی دارم
سلام به شما دوست عزیز
خوشحالم ک براتون مفید بوده
خداروشکر
من هم متوجه شدم وقتی ک صحبت با دیگران رو ب طور کلی قطع کردم از درون هدایت شدم و همین موضوع خیلی بهم کمک کرد ک احساس ارزشمندی کنم چون من قبلا فکر میکردم ک همیشه تصمیمات اشتباه میگیرم و برای اینکه اشتباه نکنم باید از کسایی ک از من بزرگترن مشورت بگیرم
اما حالا متوجه شدم ک خودم هم ب تنهایی میتونم تصمیم بگیرم و اصولا نیاز نیس ک از دیگران تایید بگیرم و اونا برام تصمیم بگیرن
همین تمرین احساس ارزشمندی رو ب آدم برمیگردونه
منم از شما ممنونم و امیدوارم همیشه موفق باشید و توی این مسیر قشنگ همگی ثابت قدم بمونیم
به نام خدای بخشنده ومهربان
سلام خدمت استاد عزیز وهمه دوستان گرامی
آقای این فایل بی نظیره واقعا ارزشمند هست خیل خیلی هرچی بگم کمه واقعا ممنونم ازتون استاد جان
میخواستم یه تجربه از خودم بگم درمورد روابط
تا کمکی کرده باشم به دوستان
من همیشه از قدیم تو وجودم خودمو زیبا جذاب میدیدم
بعد مثلا با هر دختری میخواستم میتونستم خیلی راحت ارتباط بگیرم
چندین بار برام اتفاق افتاد که باور کنید دختر بود زیبا از لحاظ خانواده به قول جامه پول دار من اصلا هیچ وقت مثلا درخواست بهش ندادم که بیا مثلا با من باش یا فلان بعد خودش به یه بنده خدایی گفته بود به فلانی بگو من دوسش دارم نمیدونم شمارشو برام بگیر
بعد تا حالا چندیدن باز این اتفاق برام افتاده
ولی اصلا بهش توجه نکرده بودم
تا این که این فایل رو 2بار دیدم بعد با خودم گفتم محمد
ببین تو نابود آگاه داشتی اینجوری رفتار میکردی
این نتایج که تو روابط داشتی الکی نبوده
وواقعا وقتی این فایل رو دیدم فهمیدم دلیل این نتایج چی بوده
بخدا قسم دختر بود که خانوادش پول دار من هیچی نداشتم بیکار بیکار شاید با و تون نشه
خودش میومد بهم پیشنهادمیدادشاید باورتون نشه گفتم بگم شاید بتونم کمکی گرده باشم به دوستان
البته که یه سری از اتفاقات تو روابط برام افتاده که
نخواستم دیگه بنویسم
خواستم بگم واقعا عالیه این فایل عالی استاد جان واقعا ممنونم به خاطر این فایل بی نظیر
سلام ودرود به استاد عزیز ومریم جان
امروز من با دیدن چهره استاد خیلی خوشحال شدم
با انگیزه وشور شوق فراوان فایل وتماشا کردم
با دیدن این فایل فهمیدم نتیجه هایی در زندگی دارم ازچه باورهای غلطی هست که شاید از دیدگاه خودم درست هست وروی باور م تاکیید داشتم
فهمیدم چطور فرزندم رو راهنمایی کنم تا تصمیم درست بگیرد
چطور باورهایی که خوب نیست حذف کنم وباورهای درست را جایگزین کنم
در فایل استاد اینقدر آگاهی زیاد وکاربری به ما گفتن باید 10بار فایل رو ببینیم نت برداری کنیم
من اینقدر ذوق زده شدم با یک بار دیدن کامنت گذاشتم تا فقط از استاد تشکر کنم که این آگاهی های ناب رو برای ما گذاشتن واز مریم جان تشکر میکنم برای بروز رسانی دوره های عالی وباعث میشه این دوره ها عالیتر بشوند وبرای ما هر روز ورودی های مثبت وعالی باشد
من هرروز با ذوق واشتیاق سایت رو نگاه میکنم اگر فایل جدید باشد ببینم یا از فایل های روز های گذشته گوش کنم تا بتونم هرروز ورودی مثبت ویک آموزش ببینم تا بتونم شرایط زندگیم رو بهتر وبا کیفت تر کنم
با آروزی سلامتی وشادی برای استاد عزیز ومریم جان وهمه دوستان در سایت عباس منش