چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 1 - صفحه 22 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 1495MB33 دقیقه
- فایل صوتی چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 161MB31 دقیقه






سلام به استاد عزیزم و مریم جان مهربانم
واقعا مریم جان من هر روز و همیشه تحسینتون می کنم که از شاگران ممتاز و نمونه استاد هستید که اینقدر زیبا کار کردید و می کنید روی خودتون و این قدر ظرف وجودتون بزگ شده و هر لحظه بزرگتر هم می شه.
و به استاد تبریک می گم به خاطر چنین شاگردی که خود به مرتبه استادی رسیده
الان که می خواستم کامنت بچه ها رو بخونم دیدم هنوز کسی کامنت نذاشته و من هم وقتی می خواستم قبل اینکه کامنت قبلی رو بنویسم می خواشتم جوابها رو توی دفترم بنویسم (چون تایپ کردن یکم برام سخته) که حسی گفت توی کامنت بنویسم.
و الان هم می خواستم معجزه ها و هدایتها و نشانه های ربم رو توی این 24 ساعت برای هدایتم بنویسم.
دیشب همون اقوام که توی کامنت قبل در موردش نوشتم اتفاقی به خانه ما آمد و با هم باز اتفاقی برای پیاده روی رفتیم . من بعضی اوقات اون احساس حسادت یا رقابت با ایشون میومد سراغم که سعی می کردم روی خودم کار کنم و به جای حسادت باید بتونم تحسینش کنم و از راهها و هدایتهای مختلف خداوند برای این کار استفاده کرده و می کنم.
مثلا به خودم می گم از اونجا که همه ما بخشی از خداوند هستیم ، پس همه یک موجودیم و من با تحسین اون در واقع خودم رو تحسین می کنم . و اینکه خداوند اون شخص رو در مدار من قرار داده تا به من بگه این نشانه ست که تو هم داری به خواسته ات می رسی. و این تحسین کردن بهای رسیدن من به خواسته ام هست و باید به احساس خوب در اون برسم.
و دیشب موقع پیاده روی یه فرصتی شد که به خدای خودم گفتم خدایا من هم می خواهم در مسیر علایقم همینطور پیشرفت و پیشرفت داشته باشم و توی مسیر خودم بیفتم. جایی که بهترین خودم رو به جهان عرضه کنم.
وبعد موقع پیاده روی حرف می زدیم و در مورد خاطرات تابستانهای بچگی اش که چقدر آزاد و رها از هر دغدغه ای به کلاسهای مختلف و تفریحات مختلف می پرداخته و من توی ذهنم گفتم من تابستانهای بچه گی ام همیشه دوست داشتم کلاس زبان بروم و اون هم برای رشد و پیشرفتم برای همون هم پول نبود چه برسه اصلا بخوام دنبال کلاسهای تفریحی و مورد علاقه ام بروم . اصلا وقتی از بچگی یادم میاد همیشه روی خواسته هامون باید پا میگذاشتیم و آنها رو ندید می گرفتیم. و از آونجا که من یه آدمی بودم که درون خودم سعی می کردم دیدم رو جوری تغییردبدم که احساسم بد نشه ، یادم هست که همیشه پیش خودم فکر می کردم هر چه بیشتر خواسته ها و لذتها م رو ندید بگیرم در واقع آدم خودساخته و محکمتری هستم و به طبع اون آدم موفق تر توی زندگی هستم. کسی که هیچ چیزی نمی تونه اون رو بشکنه و از بین ببره.
و الان می بینم همین نگاه به ظاهر درستم پاشنه آشیل من هست و اجازه نمی ده که من بفهمم واقعا از چی لذت می برم و دوست دارم چه چیزی رو توی این فرصتی که خداوند بهم داده تجربه کنم و لذت ببرم.
ایده ای که آمد به مدت 40 روز ، هر روز یک کاری که به من لذت می ده رو انجام بدم و طی این 40 روز روی فایلهای عزت نفس و خودارزشی ام کار کنم.
امیدوارم خداوند کمکم کنه که همیشه نشانه ها رو به وضوح ببینم و بفهمم و با ایمان قوی عمل کنم و نتایج رو ببینم و همینطور تا زنده ام این مسیر روی طی کنم.
و این آرزو رو برای همه دوستان هم دارم.
سلام به شما فاطمه عزیز
اینکه گفتین فکر میکردین اگر خواسته هاتونو ندیده بگیرید آدم محکم تر و خود ساخته ای میشید نکته خیلی مهمی بود که فکر میکنم در وجود من هم هست و هیچ وقت تا حالا بهش توجه نکرده بودم
ممنون از کامنتتون که باعث خودشناسی بیشتر من شد چون واقعا مانعی رو در وجود من شناسایی کرد که تا حالا بهش توجه نکرده بودم
سلام به استاد عزیز
خداوند بزرگ رو سپاسگزارم که منو در فرکانس شنیدن این باورهای زیبا و حقیقی قرار داد.
خداوند خواسته ها رو خودش در دل ما گذاشته
و خودش براورده کردن اون خواسته ها رو برای ما تضمین کرده
و اصلا خودش با تضاد ها میخواد یادمون بیاره چیا میخواستیم تا طلب کنیم و عطا کنه
چونکه کریمه
و از عطا لذت میبره
و کارش عطا کردنه
وَ ما کانَ عَطاءُ رَبِّکَ مَحْظُوراً
خب همه چی اینجا با هم میخونه
همه چی جور درمیاد
ولی این ما هستیم که هنوز تو بهت و حیرت و ناباوری هستیم
شاید این باورو داریم که خواسته های ما یه چیز غیر مجازه این دنیایی و مادیه و فقط ما اونو تو ذهن خودمون ساختیم و حالا برای بدست آوردنش هیچ حمایتی نمیشیم چون خدا فقط در مورد آخرت به ما توصیه هایی کرده
ولی خودم بعد از اینکه سالها این دعا رو در قنوتم خوندم به چشم خودم در قران دیدم که
رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً وَفِی الآخِرَهِ حَسَنَهً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ
آره همش نقص از عدم باور و ایمانه
سوالی که دارم اون ملکی که خداوند به سلیمان عطا کرد
آیا سلیمان نشست دو دوتا چهارتا کرد که خب یه زمینی از پدرم بهم رسیده اول اونو میرم میسازم بعد میفروشمش تو طلا سرمایه گذاری میکنم بعد اون ساخت و سارو انجام میدم و در آخر اون ملکی که از خدا خواستم اینجوری بدست میارم؟
البته که نه
پس چرا من وقتی یه ماشین از خدا میخوام ، این ذهن منطقی میاد میگه خب ، فلان سرمایه گذاری رو کردی ، تو فلان تاریخ با احتساب تمام مسایل انقدر پول به دستت میرسه و بعدش تازه اون ماشینی که میخواستی بخری قیمتش رفته تا اونوقت بالا و تو باید راضی بشی به یکی کمتر و این استجاب خداست ، الهی شکر ، کلاهتم باید بندازی بالا
نعععع
اینا نقص ایمانه
قطعا تو زمان سلیمان علیه السلام هم دنیا نمودِ ظاهری خودشو داشته و اونموقع هم مردم در سطح خودشون ذهنای منطقی داشتن ، وگرنه که همگی در ثروت و نعمت بی انتها زندگی میکردن،
الان خب نمود دنیا تغییر کرده برای ذهن منطقی و دو دوتا چهارتا کن و بی ایمان
برای ذهن هایی که فکر میکنن توی این دنیا رها شده هستند
و فقط خودشون باید آجر به آجر روی هم بذارن
هدایتی نیست، تصاعدی نیست ، معجزه ای نیست ، فرکانسی نیست
نه آقاجان
ایمان نیست
این مردم مورچه وار روی کره زمین آسمون خراش هم که بسازن وجب به وجب زمینو و به هر تکنولوژی دهن پرکنی که برسن و هر قانون محکمی که وضع کنن ، خدا همون خداست
خدای سکه 200 هزارتومنی دقیقا همون خدای سکه ی 30 میلیون تومنیه
فقط این ما هستیم که با بی ایمانی از رقم وحشت کردیم
استاد نقص تا یه حد زیادی همیناست
و عدم لیاقت البته
که تا یه حد زیادی با از خود گذشتگی و مامانبزرگ بازی لینک شده!!
سر سفره غذا که کم باشه اولین نفر مامانه که سیره و میل نداره
بذار بچه لباس نو بخره ، حالا تو مهم نیست همون قبلیا رو میتونی که استفاده کنی
آرایشگاه برای چی بری ، خودت که میتونی کار خودتو انجام بدی ، پولو حروم نکن
گوشاتو تیز کن ببین مردم گفتن کجا ارزونه ، کجا تخفیف داره؟ حتی اگر اونور شهرم بودپاشو برو پیداش کن از اونجا بخر
و باور کمبود هم بهش پیوند بخوره
200 تا مغازه برو قیمت یه جنسو بگیر ببین کدوم 5 تومن ارزونتره
پول تو کیفت باشه ولی تو بارون وایسی تو ایستگاه اتوبوس
اصلا این باور لیاقت که ما بدون احتساب نتایجمون و عناوینمون آدمای با ارزشی هستیم ، این احتیاج به منطق خیلی قوی داره تا بشه باورش کرد.
مگه میشه نتیجه نگرفته باشی و لایق باشی!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟؟!
و یه مورد دیگش ترمزای خانوماست برای اوضاع مالی
چون زن موفق و پولدار و قدرتمند تو ذهن ما خوب ساخته نشده
مثلا یه مورد زن موفق که تلویزیون کلی نشون دادن یه خانومی بود شرکت حمل و نقل داشت و خودش نشون میداد کامیون و تریلی میروند! و اصلا استایل مردونه پیدا کرده بود
البته که دمش گرم ، واقعا حقشه خانومی که تا این حد جرات داره و میره تو دل ترسا و ساختار شکنی میکنه و اینجور به ثروت رسیده
ولی یه جوری به آدم القا میشه ثروت میخوای ؟ باید شاخ غولو بشکنی
اصلا ترمز های خانوما خیللللللی تو بحث مالی بیشتره
باید خانم موفق پیدا کرد
دیدش از نزدیک
باورش کرد
مثلا من خودم توی یه خیابون اصلی شهر یه ساختمون بزرگ در حال ساخت دیدم . رو تابلوش نوشته بود مالک خانم فلانی
واقعا لذت بردم که میشود بابا جان
خانم سرمایه دار وجود داره
نمونه تاریخیش حضرت خدیجه
در اون جامعه ای که دخترو زنده به گور میکردن
انقدر مرد سالار
تو بیای به همچین موفقیتی برسی از لحاظ مالی
و بعدش بیای همفرکانس آخرین پیامبر خدا بشی که رحمت للعالمینه!!!!
میشود بخدا میشود
ای ذهن ببین
چرا من تو هر بیزنسی که بودم همیشه درآمدم از یه حد مشخصی بالاتر نرفت
با اینکه همیشه صاحبکار و مشتری راضی بودن و کارم مثال زدنی بود
درامد مردا بیشتره پس من باید همیشه فاصله معنی داری از درامد شوهرم داشته باشم
مگه میشه من انقدر درآمد داشته باشم ، حالا من که کار خاصی نمیکنم ، بقیه بهتر از من هستن
تو بیزنس آشپزخانه خانگیم میگفتم تا یه حد خیلی معقولی هزینه آماده سازی بگیر ، مردم نمیتونن بخرن
قیمتا رو نبر بالا، بذار توان خرید داشته باشن
پس اونا که پیج داشتن با قیمتای فوق العاده بالا ، اونا چطور موفق بودن؟
یا اگه اینجوری باشه اون مغازه های فوق لوکس که باید در مغازه شونو تخته کنن آخه کی میتونه این قیمتا رو بپردازه
البته که اونا با حس لیاقتشون میرن توی فرکانسی که مشتری توی اون مدار وجود داره که اصلا این پولا براش پول خورده
و منم با این احساس لیاقتم موندم تو مداری که مشترس سعی کنه هموم قیمت فوق منصفانه منو بخواد ازم تخفیف بگیره
و اون عدم احساس لیاقتم از کمبود ایمان و ترس میاد
بترسم مشتری نیاد
بترسم کار پیدا نشه
بترسم پول توی کیفم تموم بشه
ترس ترس ترس
إِنَّمَا ذَلِکُمُ الشَّیْطَانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیَاءهُ
خداوندا ترس از شیطانه از تو نیست
من امید دارم از اولیا تو باشم
کمکم کن
اتفاقا خداوند وعده فضل میده
فضل در لغت به معنای افزونی و زیادتی در چیزی است و در قرآن به معنای برترى و عطیّه و احسان و رحمت است.
خداروشکر بهتر شدم از قبل
و به نسبت تغییر فرکانسم اوضاع زندگی از جهاتی تغییراتی داشته
ولی به کمتر از عالی ترین راضی نیستم
و مطمئنم خودش این فرکانس درخواست منو دریافت کرده که الان در این مسیر فوق العادا هستم و مطمئنم که عطا میکنه
ازش میخوام بهم ایمان بیشتر بده
و هر لحظه بیشتر خودشو در زندگی من ثابت کنه
به یقین برسم
استاد متشکرم از شما
امیدوارم کامنتای فوق العاده مون شما رو به وجد بیاره و یه فایل طوفانی برامون بذارین
شما فوق العاده این
اصلا آدم باورا رو از زبون شما میشنوه فرق میکنه تا از هرجای دیگه شنیده باشه
بمبارانمون کنین با منطق های فوق العاده تون درباره ایمان و باور لیاقت و باور فراوانی
متشکرم ازتون
و از دوستان عزیزم با کامنت های فوق العاده شون
اصلا حس میکنم نسبت به قبل یه جورایی فرکانس همگی مون در حال تغییرات خاصیه
نمیدونم شما هم حس میکنین یا نه
نمیدونم شاید همیشه همینجور بوده و من تازه با تغییر فرکانسم احساسم تغییر کرده
هر چی که هست خیره
الهی شکر
مرسی هستین
در پناه خدا باشید
سلام دو صد سلام بر همه دوستان و استاد عزیز امیدوارم حال دلتون عالی باشه و جیب هاتونم پر پول
در مورد سوال اول
سوال 1: چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری و با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به آن نرسیده ای؟
خوب اول این اومد من رسیدم به هر خواسته ای که تلاش کردم و من بعدش ولشون کردم ولی یکم فکر کردم دیدم نه
هدف امسال من ثروتمند شدن هست استقلال مالی
من از همون اول از کار های انلاین خوشم میومد کاری که کلش به خود من بستگی داره چقد وقت بزارم
مدیر بالا سرم نباشه و کلن خودم باشم خودم البته این به این علته که من توانایی رهبری کردن مدیریت افراد بر اساس توانایی ها
تلاش و پشتکار رو از همون بچگی داشتم و از همه مهم تر خلاقیت و چون یک پیام بیل گیتس گفته بود من افرادی رو استخدام میکنم که راحت طلب باشن و کار های سخت رو به اسون ترین شکل انجام بدن و منم کلن کار سخت از همون بچگی تو کتم نمیرفت و خانواده دوستان لقب های گشاد اینا داده بودن
به اینم فکر کردم چون اونا نمیدیدن من دارم تلاشم میکنم اینو میگفتن ولی دوستان نزدیکم منو الگو قرار داده بودن
جوری که همشون برای یک شب خونه مون موندن انتظار میکشیدن و اینم بگم من کلن از نتایج از اهدافم از کار های که میکنم به هیچکس چیزی نمیگم یا اگه بگم به مادرم که هم فرکانسی من هست میگم
خوب این یک مشخصه از خودم بود
من کار های زیادی انجام دادم و درامد خوبی رو کسب کردم ولی از همشون بیرون میرفتم چون اون چیزی که میخواستم نبود تا کار الانم یعنی خالق بودن بود رسیدم من از همون بچگی تا همین الان بیشتر اوقات تجسم میکردم و با بیرون رفتن حال نمیکردم نه اینکه دوستان نبودن ها دوستان بودن و مشتاق من هم بودن من از رفتن به اونجا لذت نمیبردم و تجسم میکردم
و خوب داستان برای خودم میساختم زندگی موفقیت و این برام واقعا لذت بخش بوده تا الان
سوال 2: چه افرادی را می شناسی که با وجود تلاش های کمتر، به سادگی به همان خواسته رسیده اند یا با وجود تلاش های مشابه با شما، خواسته ی آنها محقق شده است؟ (درباره این موضوع با جزئیات توضیح بده)
افرادی که موفق شدن به راحتی و به اسونی خانواده عمه خودم در راه اندازی سایتی که دارن و فروش عالی دارن
ولی من هنوز به اون ویو دلخواه نرسیدم که خانواده عمم با کمترین تلاش رسیدن
سایت خود استاد در یکی از فایل های رایگان گفتن در روز دوم راه اندازی سایت 600 کامنت دریافت کردن
واقعا هنوز همین الانشم برام سخته که باور کنم که شده برای استاد
سایت های نو پا که ترکوندن
افراد هنرمند که کار هاشون به راحتی فروش میرن و واقعا کارشون خوبه ولی درکی رو نمیرسونه
و من خودم عاشق رسوندن درک هستم و خیلی تلاش کردم برای این
ولی نرسیدم
توی استریم افرادی رو می دیدم که خیلی راحت دونیت میشن و پول در میاوردن
توی یوتیوب افرادی بودن که خیلی راحت ساب و ویو و واچ تایم میگرفتن از جمله دوست عزیزم و اقای سامانی گل
که یک ویدئو توی روز اول گذاشته بود نزدیک 3000 هزار تا ویو گرفته بود
گفتم چطور چرا برای من نمیشه
سوال 3: چه باورهای محدود کننده ای (ترمزهای مخفی) را می توانی در ذهن خود شناسایی کنی که فکر می کنی باعث شده که با وجود این همه تلاش، باز هم به آن خواسته ها نرسی؟
خوب فعلا توی این بخش
موفقیت مالی
من یک عمه دارم که اون ها اول با سایت استاد اشنا شدن
و واقعا تحسین میکنم کل کار هاشون از مهاجرت از کار های که کردن و نحوه ثروت ساختن شون
و ما براشون یک سایت ساختیم واوردیم بالا و دادیم دست خودشون نمیدونم چی شد توی همون ماه اول فروش خوبی داشتن و هر روز بهتر بهتر شد
با اینکه اصلا روی سایت کار نکردن چون میگفتن اره برای اینکه سایتت فروشش داشته باشه باید هر روز هر هفته روش کار کنی مطلب بزاری اگر نه اصلن نمیشه بعد من اینو میدیدم اقا هم ویو هم فروش از من بیشتر و بهتر بود
میگفتم دکی چی شد بعد تحسین کردم
باور مخرب این بود
1_برای ویو گرفتن و موفقیت باید مطلب زیاد رو سایت باشه باید هر روز روش کار کنی (این الان بهم رسید)
2_هنر باید خیلی زیبا باشه و اصل هنر زیبا بودن کار هست (باور درست:در هنر مفهوم و درک درست تصویر مهم هست)
3_کی میاد بخره (باور درست: من دارم هنر مفهمومی کار میکنم و دارم با این کار کلمات خداوند رو میکشم
این همه افراد دوره های استاد و اساتید موفقیت رو خریدن برای اینکه توجه کنن به زیبایی و این همه افراد خرید کردن پس
برای من هم میشه این همه افراد غیر از سایت استاد دارن نقاشی های مفهومی رو میخرن با قیمت های باور نکردنی
این همه افراد دارن هر روز نقاشی های انلاین میخرن برای اینکه از کار اون هنرمند از نحوه فکر اون فرد خوششون میاد)
4_تو با این کارت ارزش مگه ایجاد میکنی (باور درست: بله ایجاد میشه به چه دلیل افراد رابطه های خراب دارن افراد ده 50 به بالا تا دهه 70 یا همون 60 به دلیل داستان های ایجاد شده لیلی و مجنون شیرین و فرهاد البته من اون موقع نبودم و اینم هم نمیگم که همه افراد بعضی از افراد
از جمله نزدیکان من
ازشون میپرسیدم و میگفتن اره فلان ومیدیدم اقاااااا اینا همه قدرت تصویر هست یک تصویر میتونه زندگی هارو بساز و بکوبه
من خلاق میتونم تصویری بسازم که درونش رابطه خوب رو نشون بده و افراد با دیدنش و به صورت ناخوداگاه اون هارو تجسم میکنن و احساس خوب رو میفرستن و جهانم از همون شرایط براشون میسازه ……..)
5_معین اینجا ایرانه ایران از نظر هنر خیلی پایینه (باور درست:ایران هیچ وقت پایین نبوده افراد گذشته خیلی از نقاش های مطرح ایران بودن هنر باستانی نزد ایران است بست و گفتم بله که میشه ما محدودیت نداریم اونم توی این زمانه که همه چیز رو داریم )
6_* احساس بد نسبت به نرم افزار های کرک (اقا من دیدم برای چی ایران از زمان دیجیتالی شدن موفقیت مثل ژاپن چین
امریکا نداشته {رسیدم به اینجا که 99 درصد افراد طراح ایران از نسخه های غیر قانونی استفاده میکنن } و از نظر هنر میتونم بگم خیلی خیلی خلاق و عالی کار میکنیم ولی همه دارن کاری رو میکنن که دوست ندارن دیگران با خودشون انجام بدن
گفتم من از نسخه کرک استفاده نمیکنم و به لطف خدا نرم افزار رایگان برای کارم پیدا کردم خیلی هم بهتر از فتوشاپ
ولی گفتم تا جایی که بشه من از کرک استفاده نمیکنم . اینی که میگم بیشتر کرک هارو پاک کردم ولی ویندوز رو نمیدونم و نمیتونم پاکش کنم گفتم میرم سیستمی میخرم همش اورجینال )
7_تکامل یواش و سخته(باور درست: اشتباه تکامل به این معنی هست که خیلی سریع تر به اون تجربه ها دست پیدا میکنیم و این بستگی به خود ما داره و اصلن سخت نیست بلکه اگر در مسیر علاقه باشه بعدش خیلی لذت بخش و در حین کار لذت بخشه)
8_کار اسون یکجای کارش می لنگه (باور درست: هر کاری که سخته اشتباه است ، اگر کاری داره سخت پیشه میره اشتباه و یکجایی کار می لنگه مگه یک گیاه چه سختی میکشه تا بیاد بیرون یا یک پرنده چه سختی میکشه تا پرواز کنه همون موقعی که میفهمه با دوسه بار تلاش کردن پرواز رو یاد میگیره چقد سختی کشیده ، این باور هنوزم باید خیلی خیلی روش کار کنم )
خوب اینم از این کامنت زیبا واقعا بعضی از باور ها مخرب از ناکجا اباد اومدن خیلی ممنونم استاد و دوستان عزیز
سلام و عرض ارادت خدمت شما استاد عزیزم
سپاسگذار خداوند مهربانم که وقتی با همه وجودم ازش خواستم من رو هدایت و حمایتم کنه ، شما رو سر راه زندگی من قرار داد تا در مسیر درست قرار بگیرم .
من حدود 10 ساله که قصد مهاجرت به کشور آلمان رو دارم و تا به امروز امکانش برام فراهم نشده . من از وقتی که فایل های مربوط به مهاجرت شما رو دیدم به این آگاهی رسیدم که هم فرکانس با مهاجرت نیستم. من چند سالی بود که مدام میگفتم میخوام برم و برم ولی شرایطش جور نمیشد . با اینکه شرایطم و رزومه کاریم و تحصیلاتم خیلی مناسب و ایده آل برای دریافت جاب آفر از شرکت های آلمانی هست ولی نتونستم حتی یک دونه مصاحبه رو داشته باشم. حتی وقت چند بار که قصد کردم هرطور که شده میرم حتی بصورت قاچاق ، باز هم برام فراهم نشد . بار اول همسرم جلوم رو گرفت و بار دوم هم قبل کرونا بود که تمام ابزار هام رو قیمت گذاری کردم برای فروش ؛کل ابزار هام رو 35 میلیون تومن قیمت گذاشته بودم و کسی که میتونست من رو ببره آلمان کلا 20 تومن میگرفت. در گیروداد فروش بودم که پاندمی اومد و راه ها بسته شد . مدام درگیر این بودم ک بدون زبان نمیشه رفت و قرارداد کاری گرفت . این مسئله من رو در جریان یادگیری زبان از دوسال پیش قرار داد پر انرژی و بی وقفه 9 ماه نشستم خونه و زبان رو بصورت خصوصی خوندم پیش رفتم. پولم تموم شد و مجبور شدم دوباره شروع ب کار کنم. در جریان کار نسبت ب زبان خوندی شل شدم و چند ماهی دیگه نخوندم.یکم ک دلار رفت بالا دوباره ب تکاپو افتادم مجدد زبان بخونم و از ایران برم چون اینجا جای زندگی نیست .شروع کردم ب خوندن و ی تایمی گذشت و دلار مجدد ثابت شد و ب این فکر افتادم ک اینجا هم میشه کار کرد و پول ساخت . دوباره ب زبان شل شدم و مشغول کار شدم. چند ماه پیش دوباره ک دلار بالا رفت مجدد با حجم زیادی از استرس و خرابی اوضاع روبرو شدمو ب تکاپو خوندن زبان افتادم.ایندفعه خوب دارم پیش میرم در مبحث یادگیری زبان ، تا اینکه بعد عید با فشار های مالی و چک و لگد هایی جهان هستی بهم زد گفتم این اوضاع چیزی نیست ک من میخوام و ی جای کارم خیلی ایراد داره و باید ی طور دیگه ای باشه . با اینکه ازقبل با شما آشنا بودم اومدم و سایت شمارو پیدا کردم و دارم با آموزش های شما پیش میدم. در حین اینکه با شما پیش میرفتم درگیر پروسه موندن و رفتن بودم تا اینکه از بخش نشانه امروز من از خدا هدایت خواستم و هدایت اولی ک دریافت کردم بهم گفت ک باید روی خودم بیشتر کار کنم و خودم رو رشد بدم. یادم افتاد ک آره با اینکه از سال قبل در گیر رشد خودم شده بودم ولی متوجه نشده بودم ک از ریل خارج شدم مسیرم ب بیراهه شده ، آگاهیش رو دریافت کردم . گفتم خدایا من هنوز نفهمیدم ک دقیقا باید چکار کنم؟ رو پروسه رفتن کار کنم یا بمونم و همینجا پول بسازم؟ مجدد نشونه خواستم و تمام نشونه هایی ک بهم داده شده همه در مورد مبحث مهاجرت شما بود. اولش فکر کردم ک نشونه داره بهم میگه ک مهاجرت کنم ولی چند وقت ک گذشت و فایل های بیشتر از شما دیدم ب این آگاهی رسیدم ک خداوند میگه ن اینکه نباید بری بلکه باید با عزت و احترام و براحتی تمام بری ن اینکه بخاطر رفتن همه چیزت رو بذازی اینطوری ارزش زیادی نداره(من چند ساله بخاطر اینکه همش بخودم میگم میخوام برم کسب و کارم رو اصلا رشد ندادم. )حتی ی درخواست کار هم از دبی دریافت کردم و رفتم و اونجا و با کلی سختی و فشار مالی ک روم بود و بی عزتی ک نسیبم شد بهم گفتن ما نمیتونیم ایرانی هارو استخدام کنیم و من نا امیدانه برگشتم ایران.
در واقع دیدم مدلی ک شما رفتید دقیقا مدلیه ک من همیشه میخواستم برم و در کنار این آگاهی نسبت ب کفر بزرگی در وجودم بود آگاه شدم و فهمیدم اول اینکه من در واقع دارم از حقیقت خودم فرار میکنم ن شرایط بد ایران دوم اینه فهمیدم من باید همینجا ب موفقیت برسم و خلق ثروت کنم بعد مهاجرت چون در نهایت من دنبال ثروت هستم مخصوصا ثروتی ک با عزت و لذت و همراه با ایمان قلبی و حقیقی ب خداوند یگانه باشه .من شخصی رو میشناسم ک وقتی ایران بود از هیچ نظر حد اقل با شناختی ک من ازش دارم پتانسیل و شرایط خوبی ن فقط توی ایران بلکه حتی برای آلمان رو هم نداشت و بصورت قاچاق رفت و چند سالی هم هست ک اونجا پناهنده شده ، درسته ک پناهنده شده ولی شرایط براش فراهم شد و رفت ولی بهمین شکل برای من هم اتفاق نیفتاد با اینکه خواستم و در جهتش حرکت کردم.
اما یکی از اساتید بنده ک چند سالی هم باهم کار کردیم و خیلی باهم دوستیم داره کاراش انجام میده برای رفتن ب کانادا. من چند ماه پیش تماس گرفتم و از ایشون در باره ایران موندن و کار کردن و مهاجرت کردن مشورت گرفتم ک ایشون من رو بجهت مهاجرت راهنمایی کردند و شرایط رو مساعد ندونستن. البته ایشون خیلی خوش بین و پر انرژی و با افکار مناسبی هستن و طی این چند سال هم میدونم ک خوب کار کردن و شرایطشون ب نسبت خیلیا مساعد بود . با این وجود تصیمیم گرفتن ک مهاجرت کنن.برای ایشون از زمانی ک تصمیم گرفتن خیلی زود شرایط فراهم شد و احتمال زیاد تا چند وقت دیگه میرن ب کشور کانادا.
من هرچی بریدم و دوختم نشد ک برم البته تا فعلا و در نهایت ب این آگاهی رسیدم ک مشکل از من و باور هایی هست ک دارم. فعلا ایده ای ندارم ک دقیقا کدوم باورم هست ک مانع اتفاق افتادن مهاجرت برام شده ولی فکر میکنم همیشه ی ترسی تو وجودم داشتم امینت خارج کمه و از این دسته افکار.البته این حالت توی خیلی از شرایط زندگی من حکم میکنه ک امیدوارم ب یاری خداوند و آموزش های شما بتونم مرحله ب مرحله خودم رو رشد بدم مسائلم رو حل کنم و دستی باشم از دستان خداون ک جهان رو گسترش میدن.امروز ب لطف خدا و اموزش هاتون ب آرامش رسیدم خودم رو رها کردم از قیدو بند تصمیمات و منطق های ذهنم و همه تلاشم رو دارم میکنم تا همه اتفاق های زندگیم رو ب دستان بینهایت هدایتگر خدا بسپارم.
استاد من ی سوال مهم از شما داشتم ک در صورت امکان ممنون میشم راهنماییم کنید : اینکه قانونی ب اسم قانوت بها وجود داره یا اینکه فقط قانون تکامل داره کار میکنه؟اگر داره دقیقا چطور کارمیکنه؟خودم میگم شاید وجود نداشته باشه چون من برای مهاجرت کردن حاضر شده بودم حتی بصورت قاچاق و حتی فروش همه ابزار کارم مهاجرت کنم ولی باز برای من اتفاق نیفتاد .
ب امید روزی ک در کنار شما استاد عزیزم نزدیک یک شومینه روشن گرم بشینم و داستان زندگیم رو برای شما تعریف کنم.
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته عزیز و بقیه دوستان عزیزم
سوال 1: چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری و با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به آن نرسیده ای؟
من حدود سه سال هست که با این قوانین آشنایی دارم و تو دوره یکی دیگه از اساتید این حوزه بودم و یکسال و چندماه هست که با سایت و آموزه های استاد عباسمنش آشنا شدم در تمام این مدت اهدافی داشتم ولی نمیتونم بگم تمام تلاش های ممکن رو واسش انجام دادم مثل کم کردن وزن که شاید تلاش کرده باشم ولی تموم تلاشم نبوده
ولی در زمینه کار و درآمد خیلی تلاش کردم همیشه همجوره تلاش کردم هم از نظر فیزیکی هم ذهنی
نمیگم نتیجه نگرفتم ولی نسبت به تلاشم اگه بخوام بسنجم نتایجم معمولی بوده و اون چیزی که میخواستم نشده و بهش نرسیدم و مسایلی واسم پیش میومد که حتی باعث میشد متوقف بشم یا به عقب برگردم من علارغم تلاشم داشتم درجا میزدم اگه ایده میومد یه چیزی میشد نمیتونستم اجرا کنم درامد داشتم ولی همش خرج ضروریات زندگیم و همون کارم میشد ولی پیشرفتی نمیکردم به اون صورت یه زمان هایی میشد درامدم بیشتر بشه یا پول بیشتری داشته باشم ولی دوباره برمیگشتم به همون سطح حتی به جایی رسید من کارمو ول کردم یه کار دیگه رو شروع کردم و تمام پولی که دستم بود رو خرج کار جدیدم کردم ولی بعد یه مدت دیدم نه اصلا بحث کار نیست همه چی همونجوریه فقط نوع کار تغییر کرده و دوباره به کار قبلم که نقاشی بود برگشتم
سوال 2: چه افرادی را می شناسی که با وجود تلاش های کمتر، به سادگی به همان خواسته رسیده اند یا با وجود تلاش های مشابه با شما، خواسته ی آنها محقق شده است؟ (درباره این موضوع با جزئیات توضیح بده)
تو اطرافیان خودم که نه چون همه اعتقادشون همینه که باید خیلی تلاش کنی و شب و روزتو بهم بدوزی و شخصی رو یادم نمیاد ولی مثلا یادمه زمانیکه من کارمو استارت زدم حدود دو سال و نیم پیش یکیو میشناختم اونم تقریبا همزمان با من کارشو استارت زدم البته کارامون متفاوت بود من تو زمینه نقاشی شروع کردم اون تولید روسری و مثلا خیلی خوب میتونست چالش های کارشو حل کنه سریع پیشرفت کرد الانم خیلی تو کارش موفق شده و درآمدش 80 میلیون رو رد کرده و کارگاه کوچیکی زده و حتی تو زمینه کار خودمم یادمه اون زمان پیجم کوچیک بود پیج هایی مثل خودمو دنبال میکردم و الانم دارمشون که چند نفرشون خیلی موفق شدن و حتی یکیشون کارگاه زده حتی اونقدر سفارش داره چند نفر واسش کار میکنن من چون همیشه پیگیرشون بودم حالا شاید تو جزییات زندگیشون نبودم ولی میدیدم مثلا تفریحشونو میرن مسافرتشونو میرن و در کل تو کارشون یه روند پیشرفتی دارن راحت ایده هاشونو اجرا میکنن وحتی شاید تلاش زیادی بکنن ولی بالاخره نتیجه گرفتن پیشرفت داشتن
سوال 3: چه باورهای محدود کننده ای (ترمزهای مخفی) را می توانی در ذهن خود شناسایی کنی که فکر می کنی باعث شده که با وجود این همه تلاش، باز هم به آن خواسته ها نرسی؟
من یکسری باورهارو پیدا کردم در خودم و شروع کردم روی اونها به کار کردن
یکی از باورهام باور کمبوده / باور اینکه پولدار شدن با معنویت در تضاده یا همون ساده ترش پول معنوی نیست /باور اینکه کی میاد اینو از ما بخره؟ این باور از کجا میومد بابای من همیشه اینو تکرار میکرد مثلا بهش میگفتن سوپرمارکت بزن جلوخونت میگفت کی میاد از ما بخره یا میگفتیم مکانیکی بزن میگفت کی ماشینشو میاره پیش ما/ باور اینکه پول دراوردن سخته باید از صبح زود بیدار بشی کار کنی/ باور اینکه فروش کار سختیه / باور اینکه وضع اقتصادی بده و مردم پول ندارن بخرن یا اینقدر خرج های مهم تر هست کی میاد مثلا تابلو بخره و…
بعد من روی این باورهام کار میکردم و میکنم یا هر باور محدودکننده دیگه هم پیدا میکردم شروع به تمرین میکردم تا یه حدی هم نتیجه میگرفتم ولی همونجور که توضیح دادم اونجوری که باید و شاید تلاش هام چه فیزیکی چه ذهنی نتیجه نمیداد
روی باورهام کار میکردم ولی بازم همیشه حس میکردم یه جای کارم ایراد داره یه گره ای این وسط هست خیلی دنبال این بودم بفهمم چیه چون حسم بهم میگفت یه جای کارم ایراد داره بعد اینم بگم من خیلی سعی میکردم احساسمو خوب کنم ولی نمیشد انگار احساسمم هرچی تلاش میکردم از یک سطحی بهتر نمیشد یعنی احساس غالبم شاید خوب نبود و همیشه یه حس سنگینی یا گرفتگی باهام بود با وجود تمرین هایی که انجام میدادم یا هر فایلی که گوش میکردم شاید بطور موقت یکم حسم بهتر میشد ولی دوباره به همون سطح احساسی پایینم برمیگشتم و یجورایی میدونستم همین حس و حالی که دارمم داره رو نتایجم تاثیر میزاره
بعد من خیلی دنبال این بودم بفهمم چرا حسم اینجوریه واقعا حس میکردم دست و پام بستس یا حس ادمیو داشتم که انگار تو قفسه میگفتم چرا اینقدر تو کارم درامدم گره میفته چرا درجا میزنم نمیگفتم من باور محدودکننده دارم میدونستم باورهای محدود کننده ای دارم و باید درستشون کنم ولی من حس میکردم یه ایرادی هست یه چیزیو دارم اشتباه میکنم شایدم واقعا باورمحدودکننده هست ترمز هست ولی اون چیزی که همیشه تو ذهن من میومد این بود یه جای کارم ایراد داره
میگفتم خدایا لطفا بهم بگو چیه من حس میکنم دارم کم میارم تا دقیقا یادمه همین یکی دوماه پیش رفتم مسواک بزنم اخر شب همینجوری تو آینه به خودم نگاه کردم یهو انگار اصلا خیلی یهویی یچیزی به دلم افتاد نمیدونم انگار دو نفر شدم که خودم داشتم اینارو به خودم میگفتم که تو وقتی خودت با خودت مشکل داری چجوری میخوای بقیه چیزای زندگیت درست باشه تو همش باخودت میجنگی تو باخودت غریبه ای وقتی خودتو نمیخوای چجوری حالت خوب بشه وقتی به خودت ارزش نمیدی چجوری به کارت میخای ارزش بدی
باخودم گفتم پیداش کردم عزت نفسم من باید روی عزت نفسم کار کنم
حالا این نکته رو بگم من همیشه میدونستم عزت نفسم پایینه یعنی کاملا آگاهی داشتم ولی فکر میکردم عزت نفس فقط روی روابط تاثیر داره چون بیشتر هم تو بحث روابط درباره عزت نفس بحث میشد من بد فهمیده بودم یعنی میگفتم حالا من اول تو کارم پیشرفت کنم و یکم از نظر مالی اکی بشم بعدا روی روابطم و عزت نفسم کار میکنم و این نگرش اشتباه یا نمیدونم بگم باور اشتباه بود که باعث شده بود من اصلا نتونم این اتفاقات رو به کمبود عزت نفسم ربط بدم و اونشب واقعا یهو به ذهنم افتاد و دیدم من اصلا خودمو لایق نمیدونم و باور عدم لیاقت که باعث شده تلاش هام نتیجه نده و چقدر خودمو نالایق و ناکافی میدونم
ولی من اونشب که اینو فهمیدم حس کردم فشار روانیم کمتر شد سبک تر شدم اون سنگینی تو وجودم کمتر شد و خیلی حس خاصی داشتم اون لحظه حس میکردم همیشه تو وجودم یه حس ناتوانی واسه تغییر زندگیم بوده شاید واسه همین بوده اهداف دیگمو جدی نمیگرفتم یا تلاش خاصی نمیکردم ولی اونجا حس امیدواری کردم که اگه رو عزت نفسم کار کنم میتونم همه چیزو تغییر بدم
باخودم میگفتم حتی اگه کل باورهای محدودکننده ای که درباره ثروت یا هرهدفی وجود داره پیدا کنم و روشون کار کنم وقتی عزت نفسم پایینه وقتی احساس عدم لیاقت دارم فایده نداره ولی وقتی عزت نفسمو درست کنم اونجا از کار کردن روی بقیه باورهام نتایج خوب و عالی میگیرم و متحول میشه زندگیم
و تو سایت دنبال فایل هایی بودم که درباره عزت نفسه تو کامنت های دوستان و همینجوری سعی میکردم از دانسته های رایگان استفاده کنم تا شرایط خرید دوره رو پیدا کنم چون دوست داشتم بهاشو خودم بدم نه اینکه از مامانم یا کسی پول بگیرم و امشب که تونستم دوره رو بخرم با پول خودم تصمیم گرفتم این کامنت رو اینجا بنویسم و تجربم رو به اشتراک بزارم
ممنون که پاسخ من رو مطالعه کردید
سلام دوست عزیز
همین احساسی که گفتید ،رو من هم دارم
هرچقد سعی می کنم ،احساسم خوب بشه ،انگار از یه حدی بالاتر ،نمی تونستم ،حسم رو خوب کنم ،
مدام بین یه احساس خوب و بد در رفت وامدم
یه مدت احساس عالی وعمیق شادی دارم
یه مدت ،یه حس عجیب و مبهم ،که نمی فهمش
مدام از خدا می خواستم ،بهم بفهمونه که این حس چیه؟
چرا بااینکه تو کارم بنظر خودم به درجه ی خوبی از مهارت رسیدم ،اما نمی تونستم به درامد برسم؟
چرا انگار چیزی درونم اجازه نمیده ،کارای مورد علاقه مو انجام بدم؟
با خواندن کامنت شما ،متوجه ترمز هام شدم :
من فکر می کردم ،علت اینکه اینقد در برابر خرج کردن مقاومت دارم ،باور عدم فراوانیه
اما الان فهمیدم ،علت اینهمه مقاومت من دربرابر خرج کردن ،حتی زمانی که پول دارم ،باور احساس عدم لیاقته
من باورم اینه ،که لایق پول خرج کردن وداشتن خواسته هام نیستم .
باورم اینه که باید همواره در سختی زندگی کنم
خودمو لایق یه زندگی راحت وبی دغدغه و احترام دیگران نمی دونم
وچقدر ازین باور ضربه خوردم
تازه الان میفهمم که چرا اینقد حسم ،بعد خرج کردن ،بد میشد .
از شما ممنونم که با مطالعه ی کامنت شما ،متوجه این ترمز ذهنی شدم
ممنونم
به نام خدای هدایتگرم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
وهمه ی دوستان هم مسیرم
قبل از هر چیزی استاد عزیزم سپاسگزارم از شما بخاطر این فایل های ارزشمندی که ارزش شون میلیونها تومان می ارزه رو بصورت رایگان و با عشق در اختیار ما قرار میدید
دیروز که سایت و باز کردم به این فکر میکردم که برم سراغ بخش نشانه ای برای هدایت من و اونجا از خدا بخوام هدایتم کنه چون مدتیه واقعا احساس سردرگمی میکنم اما با دیدن این فایل انگار دقیقا جواب همه ی سوالاتی که تو ذهنم میچرخید و دریافت کردم و واقعا این هدایت خداوند به جانم نشست
فایل و که گوش دادم غوغایی درون من به پا شد با تمام وجود خواستم که این دوره کشف قوانین زندگی رو داشته باشم و بصورت تمرکزی رو باورهام و ترمزهایی که باعث شده هی در جا بزنم کار کنم
استاد عزیزم نمیتونم این اندام زیبای شما رو ببینم و شما رو تحسین نکنم بخاطر این حد از تعهد و ایمانی که نشون میدید و این چنین نتایج عالی میگیرید
پرادایس زیبا و رویایی دیگه از تحسین و تمجیداون گذشته یه چیزی بالاتر از هر تحسین و تعریفه واقعا هیچ جوره نمیتوان این حد از زیبایی و آرامشی که این بهشت داره رو توصیف کرد
و باران آخر فایل که دیگه دیوانه ام کرد
عاشق بارانم خدایا شکرت بخاطر این فایل که سراسر زیبایی ،فراوانی و آرامش و آگاهی های ناب و زندگی ساز بود
خب بریم برای پاسخ به سوالات شما استاد عزیز
سوال 1: چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری و با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به آن نرسیده ای؟
مهمترین خواسته و هدف امسالمو استارت کسب و کار شخصی خودم و اینکه بتونم براحتی از کار مورد علاقه ام پول بسازم
از پارسال به طور جدی سعی کردم که هر کاری که میتونم انجام بدم فقط برای اینکه درآمد خودمو داشته باشم
هر کارو ایده ای به ذهنم میرسید انجام میدادم از بسته بندی سبزیجات تازه تا کاشتن خود سبزیجات و فروش اونا
خلاصه به هر دری میزدم که بیکار نباشم و بتونم پول بسازم
البته پارسال در کنار این کارا هدف اصلی من گرفتن مدرک مربیگری بدنسازی بود چون علاقه من سمت ورزش و آموزش اون بود و خدارو شکر تونستم که مدرک مو بگیرم و امسال تصمیم گرفتم کارمو شروع کنم و حالا که علاقه آمو پیدا کردم بتونم از این کارم پول بسازم در حال حاضر دارم سعی میکنم هر کاری بشه در جهت بهبود مهارت هام انجام بدم تمرین کنم و مرحله به مرحله پیش برم ولی چون تا حالا نتونستم از این کارم پول در بیارم بعضی وقتا دچار ناتوانی وروز مرگی میشم و اون ذوق و شوقی که باید برای کارم داشته باشم از بین میره شاید عجله میکنم و بعضی وقتا زیادی سخت میگیرم به خودم و این باعث شده که چند هفته ای کلا کارایی که قبلاً انجام میدادم و رها کنم
سوال 2: چه افرادی را می شناسی که با وجود تلاش های کمتر، به سادگی به همان خواسته رسیده اند یا با وجود تلاش های مشابه با شما، خواسته ی آنها محقق شده است؟ (درباره این موضوع با جزئیات توضیح بده
تو زمینه ی کاری خودم کسی و نمیشناسم که با وجود تلاش های کمتر تونسته به خواسته اش برسه
میدونی استاد من درسته که برای این خواسته ام تلاش کردم ولی باز باید تلاش کنم باید تو این زمینه تکاملم طی بشه و قشنگ میفهمم که بعضی وقتا زیادی عجله میکنم
3: چه باورهای محدود کننده ای (ترمزهای مخفی) را می توانی در ذهن خود شناسایی کنی که فکر می کنی باعث شده که با وجود این همه تلاش، باز هم به آن خواسته ها نرسی؟
یکی از ترمزهایی که دارم اینه که زیادی به خودم سخت میگیرم یجورایی دچار کمال گرایی شدم
همش میگم اول باید فلان وسیله فلان جا تو دسترسم باشه بعد کارمو شروع کنم
دومین ترمزی که دارم اینه که زیادی عجله میکنم و میخوام که هر کاری بکنم زود جواب بده
زود بتونم پول بسازم از این کارم
یعنی از بس ذهنم مشغوله این قسمته پول ساز یه دیگه باعث شده اون لذتی که تو کارم باید ببرم به کلی فراموش بشه و مسیر و برای خودم سخت و سختتر کنم
بعضی وقتا فکر میکنم با وجود این همه رقیب سخته بتونم کسایی و پیدا کنم که بهشون آموزش بدم
میدونم تو این زمینه خیلی باگ های دیگه ای دارم فعلا همین ها به ذهنم رسید
بازم ممنونم استاد عزیزم بخاطر این فایل های بی نظیر تون
در پناه حق.
با سلام و عرض ادب
4 روزه که دارم کامنتهای بچه ها را میخونم و از هر کامنتی که میخوندم لذت میبردم و نکاتی را یاداشت میکردم
چقدر فایل خوبی بود و چقدر از اون عالی تر اینکه بچه های هم دوره ایت هر کدوم با نتایجشون و یا عدم دستیابی به نتایجشون اومدن و کامنت گذاشتن و ذهنیت بقیه بچه ها را تغییر دادن.حتی ایده هایی که میشد از کامنتها گرفت خیلی خوب و عالی بود و میشد ترمزهای مشابهی بین رفتار خودت و هم دوره ایهات پیدا میکردی و یا اتفاقات خوبی که با عمل کردن به قانون پیدا کرده بودن
من بعد از این 4 روز الان به دلم افتاد بیام بنویسم و تمام کلماتی که نوشتم لحظه به لحظه به ذهنم اومدن
از روز شروع اشناییم با سایت و عمل به قوانین در هر زمینه ای که خواستم با طی کردن تکاملم به لطف خداوند پیشرفت کردم و اتفاقات کوچک و بزرگ زیادی تو زندگیم تجربه کردم از هدایتهای الهی و عنایتهای بسیاری که بهم داشت در مورد جای پارک برای ماشین..سبز بودن چراغها..انجام کارهام به راحتی…تا خرید خونه …خرید ماشین خوب ( البته هنوز اونی که در رویام هست نشده ولی در حد تکامل الانم خیلی خوبه)..خرید باغ… و سرمایه گذاریهای بسیار سود ده که تماما با هدایتهای الهی انجام دادم و سود خوبی هم بردم و مطمئنم راه درستی را در پیش گرفتم و ادامه میدم و به نتایج خیلی بهتری هم میرسم
از لحاظ روابط هم خیلی رابطم با همسرم و بچه هام بهتر شده و کنترل ذهن و کنترل خشم خیلی بهتری دارم
از لحاظ سلامتی هم خودم و هم افراد خانوادم کمتر مریض شدیم و من با اینکه دوره قانون سلامتی را خریدم ولی به صورت جدی هنوز گوش ندادم و عمل نکردم فقط مدتی مصرف کربو هیدات را قطع کردم و مصرف شیرینی جات را هم کم کردم و توی همین مدت 6 کیلو وزن کم کردم
این را هم براتون بگم اولش که من با این دوره به صورت اجمالی اشنا شدم میگفتم اخه همسر من که نمیاد غذای جدا برای من درست کنه و سختشه این حرکت را انجام بده و بعد این طور ادامه دادم که کربوهیدرات را از چرخه غذاییم اول کم کردم و بعد حذف کردم از همون غذایی که خانمم برای خانواده میپختن من کربوهیدراتش را مصرف نمیکردم و به مرور حتی وقتی همسرم دیدن نتایج خوبی گرفتم ایشون هم با من همراه شدن و الان تقریبا غذاهای ما یا بدون کربوهیدرات هست یا کم کربوهیدرات داره و خدا را شاکرم به این خوبی تونستم استارت استفاده از دوره سلامتی را که بتونم به جد ازش استفاده کنم زدم
راجع به سوال اول:
من هم مثل همه بچه ها دلم میخواد استقلال مالی داشته باشمو تو زندگیم از لحاظ ثروت پیشرفت خوبی داشته باشم
چند وقت و حتی میشه گفت چند ساله که ی کارمند خوب میخوام که در کنارم باشه ولی هنوز محقق نشده برام
در مورد سوال دوم
خب میبینم خیلی ها به راحتی کارمند با عدد و رقم و حقوق خیلی مناسب پیدا میکنن
در مورد سوال سوم
در مورد کارمند داشتن ترمز های زیادی داشتم و لی الان روی خیلیشون کار کردم و نشونه ها هم برام داره پدیدار میشه
در مورد ثروت هم که احساس میکنم مسیرم درسته و دارم تکاملی پیش میرم البته از کجا تصاعدی میشه نمیدونم ولی با باور سازی ها و کار کردن روی فایلهای عزت نفس و ثروت دارم پیش میرم تا انشاله درامدم هم دیگه تصاعدی بالا بره
و اینم را هم بگم که تا حالا هر تعهدی که برای افزایش درامدم به دو برابر یا سه برابری در سال داده ام به لطف خداوند بهش رسیدم فقط مونده تصاعدی …. که اونم حتما بهش به لطف خدا میرسم
خدا را سپاسگذارم که امروز تونستم این کامنت را بنویسم و راه روشنی بشه واسه ادامه راه خودم و شاید بقیه دوستانم
استاد عزیز بینهایت سپاس و براتون ارزوی سلامتی و حال خوب دارم
سلام خدمت استاد عزیز و مریم بانو و همه دوستان در این سایت الهی ، خدا را شکر برای نعمت وجود شما و این مطالب ارزشمند
دوره کشف قوانین و دوره عزت نفس در دوره ارزشمندی أست که از خداوند درخواست کردم به راحتی و عزتمندانه بخرم و درک کنم و مهمتر از ان عمل کنم . قانون اصلی و اساسی جهان که همان پاسخ به فرکانس های ما است ولی استاد عزیز و چیره دست و به فرمایش مریم بانو این استاد باهوش ، چنان همه موارد و راهها و ترمز ها را موشکافانه کشف کرده است که هیچ جا نمی شود مانند ان را پیدا کرد .
سوال 1: چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری و با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به آن نرسیده ای؟
من هدف و خواسته ای چند سال أست داشته ام و نتوانسته ام به ان برسم خرید خانه دلخواهم بوده که هر بار به طریقی موفق به خرید ان نشده ام خیلی دوست دارم که خانه ارزو هایم را بخرم ، این مهمترین خواسته ای أست که محقق نشده أست
سوال 2: چه افرادی را می شناسی که با وجود تلاش های کمتر، به سادگی به همان خواسته رسیده اند یا با وجود تلاش های مشابه با شما، خواسته ی آنها محقق شده است؟ (درباره این موضوع با جزئیات توضیح بده)
افراد بسیار زبادی را دیده ام در دوست و اشنا که وجود سن کمتر یا کار راحت تر توانسته اند به خواسته خود برستد، قبل از اشنایی با استاد من هم این فکر را داشتم که ان کار خاصی که انجام می دهند سبب شده به خواسته خودشون برستد یا ان خانه زیبا را داشته باشند یا در محل های بالا ی شهر تهران که می رفتم همیشه این تو ذهنم بود مگر امکان دارد از طریق کار کارمندی و راه درست به این خانه ها رسید و همان ایده منفی که همه پولدارها از راه خلاف به ثروت زیاد رسیدند ، ولی در این مدت اشنایی با قوانین دیدم که چه افرادی با تغییر باورها و فقط روی خدا حساب کردن به چه ثروت های بزرگ رسیدند ان هم به راحتی با ایده های ساده ، دو نفر که خودم می شناسم و از شاگردان استاد بودند. واقعا با دیدن الگو ها و اینکه برای انها شده باور می کنی که برای من هم می شود و فقط باید بند کفش را محکم کرد .
سوال 3: چه باورهای محدود کننده ای (ترمزهای مخفی) را می توانی در ذهن خود شناسایی کنی که فکر می کنی باعث شده که با وجود این همه تلاش، باز هم به آن خواسته ها نرسی؟
اول از همه فکر کنم ان شرک که درون اکثریت افراد أست و ان نگاه غلط به این سیستم و خدا باعث شده که خیلی از ما ها به خواسته هایمان ترسیم من خودم همیشه بر این باور بودم که باید دعا کنم نذر کنم به خواسته ای برسم و اگر نرسیدم خدا صلاح ندانسته ، و واقعا نمی دانم ابنها از کجا امده که نسل به نسل همه به ما رسیده ، واقعا خدا که منبع نعمت و ثروت و خوبی أست چرا نباید صلاح بداند و بر چه اساس صلاح می داند یا نمی داند ، چرا هیچ وقت دنبال جواب ان نبودیم .چرا همیشه دنبال متوسل شدن به امامان و بزرگان بودیم ، همان داستان عدم لیاقت ، که من خودم مستقیم نمی توانم از خدا بخواهم چون من بسیار کناهکارم ، یادمه زمانی دوستی داشتم که همیشه می گفت من به این واسطه ها کاری ندارم من مستقیم از خود خدا می خوام .
به غیر از این شرک درون ، برای من به شخصه نداشتن عزت نفس مانع رسیدن به خواسته ام شده ، خیلی مواقع به خاطر دیگران اقدام نکردم تا انها ناراحت نشوند یا ترسیدم اقدام کنم که اگر نتیجه دلخواه را نگیرم چه می شود و ضرر می کنم و ان وقت حرف و حدیث های بقیه تمامی ندارد باید همه را راضی نگه دارم و … . برای من عزت نفس در خیلی موارد مهمترین عامل در نرسیدن به خواسته ام بوده أست .
امیدوارم بتوانم این ایراد اصلی و هزاران مشکل و باور ریز و درشت دیگر را به مدد دوره کشف قوانین و عزت نفس بر طرف کنم .
شاد و سر بلند و ثروتمند باشید
سلام به همگی
این فایل عالی بعد از مدت ها منو به سایت کشوند و باعث شد کامنت بذارم .
خدا قوت استاد جانم و خانم شایسته عزیز
چقدر پایه بودنتون ، همراهی کردن از همدیگه و اینکه در یک کسب و کارهستید تحسین می کنم .
بریم سراغ جواب سوال ها
سوال 1: چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری و با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به آن نرسیده ای؟
پا گرفتن کسب و کار شخصیم و روی روال افتادن درآمد ثابت .
من ایده های زیادی داشتم که عملی کردم سوسیس بندری ، یا تو کار هنری خودم هر دفعه محصول جدیدی خلق میکنم ولی دقیقاً یک روند تکراری داره اولش عالیه پر مشتری حتی عمده هم سراغم میان ولی بعد از یه مدت کوتاهی مثل یه تب و تاب می خوابه .
واقعا دوست دارم این مسأله را حل کنم و بتونم به یه درآمد مستمر و پایدار نرمالی برسم و هر روز مشتری داشته باشم .
سوال 2: چه افرادی را می شناسی که با وجود تلاش های کمتر، به سادگی به همان خواسته رسیده اند یا با وجود تلاش های مشابه با شما، خواسته ی آنها محقق شده است؟ (درباره این موضوع با جزئیات توضیح بده)
در حیطه هنر و مخصوصاً کاری خودم رزین ، اینستا پر از الگوهایی هست که نتیجه گرفتن درآمدای بالای 50 تومن حتی 500 میلیون دارن دوره هاشون و محصولات شون خیلی فروش میره البته تلاش فیزیکی هم دارن تو دایرکت پرسیدم گفتن ذهنیت موفق و ثروت ساز باعث شده تلاش هاشون به ثمر برسه
هر روز کلی ارسالی دارن و هر ماه کمپین فروش ویژه دارن .
واقعا برام الگو شده که با هنر میشه پول درآورد و پول درآوردن خیلی ساده تر و آسون تر شده نسبت به سال های قبل .
سوال 3: چه باورهای محدود کننده ای (ترمزهای مخفی) را می توانی در ذهن خود شناسایی کنی که فکر می کنی باعث شده که با وجود این همه تلاش، باز هم به آن خواسته ها نرسی؟
#فکر میکنم اگر کسب و کارم گسترده بشه ممکنه از پس هندل کردن کار و زندگی شخصی و زناشوییم بر نیام و تعادل بهم بخوره .
#اگر سفارشاتم زیاد بشه کجا درستشون کنم جا ندارم.
#کار من در حد حرفه ای نیست که بتونم قیمت های بالا بفروشم.
#اول کار باید سود ناچیز باشه تا ملت بخرن چون دنبال چیز ارزونن . و چون سود کم گیرم میاد ناامید میشم که هنرم جواب میده.
#چون جای ثابتی نیست محصولاتم عرضه کنم کلی کار رو دستم میمونه که فروش نمیره
#مردم کمی علاقمند به محصولات هنری هستن
#اگر کلی کار درست کنم فروش نره چی ؟!
# روز به روز داره قیمت تولید و وسایل هنری گرون میشه پس قیمت نهایی هم گرون میشه و مردم نمیخرن
# من هنوز نمیدونم دقیق علاقه به چه حوزه ی هنر دارم و تا در علاقه ی بخصوصم مستقر نشم به اون درآمد عالی نمیرسم
# اصلا کار درستی میکنم سرمایه و وقتم را میذارم در هنر یا باید طبق رشته تحصیلیم و حرفای مامانم پیش برم و جایی استخدام بشم . هیشکی کار هنری منو جدی نمیگیره و به عنوان شغل بهش نگاه نمیکنه .
#فروش تازه شروع دردسره
اهرم رنج دارم برای خدمات پس از فروش (خنده)
اگر محصولم یه چیزیش شد مشتری ول کن نیست
و من تا همیشه باید گیر باشم و آشنا ها ممکنه حیا کنن ولی مشتری های غریبه با پیگیری ممکنه اذیتم کنن .
#هنر کثیف کاری و پابند شدن به زمان و مکان خاص داره
و خلاف خواسته ی من آزادی زمانی و مکانیه و اگر من مثلا مسافرت بودم و نتونستم سفارش مشتری انجام بدم میره جای دیگه .
#فروش گرگ بودن و سر و زبون و پر رویی میخواد که من نیستم و ندارم
خدای من چقدر ترمز تا الان کشف کردم واقعا با این ترمزا همینقدر فروشم هم معجزه اس (خنده)
تازه خدا میدونه چقدر اون زیر ناخودآگاه هست .
واقعا قانون جهان نقض نداره .
ممنونم از دوستان با کامنت هاشون کلی آگاهم میکنن خود من چند تا از ترمزهامو پیدا کردم . این کامنت ها گنجه هر چقدر بیشتر بخونیم و فکر کنیم قطعا موفق تریم.
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته و همه رفقای گل این سایت
سپاس از زحمتی که برای تهیه و ارسال این ویدیو کشیدین.
من چندین سال هست که دارم دوره های مختلف آموزشی در حوزه کاری ام شرکت میکنم و در کنارش هم دست و پا شکسته روی باورهام هم کار میکردم اما اون نتیجه خفن رو از لحاظ مالی نمیگرفتم.
هی به خودم میگفتم فلان کار رو باید بکنم ، فلان تخصص رو شاید بلد نیستم عامل درآمد کم من هست و خلاصه هزار تا از این دلیل ها. حتی زمانی که روی استارتاپم کار میکردم کلی تجربه کسب کردم و بزرگ شدم ولی باز آورده مالی جدی اصلا برام نداشت.
تا اینکه تقریبا 2 هفته پیش با خدای خودم عهد کردم که من تا زمانی که درآمدم رو تا یه عدد مشخصی رشد ندهم نباید در هیچ دوره آموزشی ای شرکت کنم و نباید روی استارتاپ یا محصول جدیدی کار کنم و فقط و فقط با همین چیزهایی که تا الان یاد گرفتم باید پول دربیارم.
رو کردم به خدا گفتم خدایا تو اگه روزی دهنده هستی باید با همین سواد و دانش و تجربه ای که من دارم، همین مدیریت پروژه ای که برای پروژه های طراحی سایت میکنم که خیلی زیاد هم هست بهم چندین برابر بیشتر از درآمد فعلی ام بدهی. من نمیدونم خودت باید هندلش کنی.
باورم نمیشه که امروز که آخرین روز ماه خرداد هست من ویژن درآمدی این ماهم رو تیک زدم و انقدر روش پول درآوردنم با نشانه ها و معجزاتی که داره برام اتفاق میوفته آسان تر شده که میگم که خدایا چرا من تو این چند سال اینا به ذهنم نرسیده بود و انشالله همینجوری آرام آرام رشدش میدم.
میخوام دو تا از ترمزهای اصلی رو بگم:
من از دوره و کسب مهارت و تجربه ای که داشتم خیلی بت ساخته بودم. در صورتی که باور فراوانی هم میساختماا ولی روی باور توحیدی این قضیه خیلی کمتر کار کرده بودم که تو این چند ماه گذشته با شکستن یکسری بت ها تو زندگیم دارم میبینم چه جریان راحتتر و بیشتری نسب به قبل داره وارد میشه.
یک دلیل دیگه ای که همین امروز با دیدن این فایل بهش مطمئن شدم و قبلا میشندیم ولی جدی نمیگیرفتم این بود که من باورم نسبت به ساختن پول بزرگ با همین تخصص طراحی سایت خیلی ضعیفه و همش تو ذهنم این بود که باید برم رو یه کار دیگه مثلا یه استارتاپی چیزی این مدلی کار کنم تا پولهای بزرگ وارد زندگیم بشه. در صورتی که پسر خوب همین پروژه هایی که داری میگیری میتونه تو رو به اون سمت هدایت کنه. چرا همش فکر میکنی یه کار متفاوت دیگه باید انجام بدی.
خدا را بسیار شاکرم که در مسیر این استاد ارجمند قرار گرفتم تا این آگاهی ها را دریافت کنم تا اینکه خودم رو بهتر بشناسم.