چرا با وجود تلاش فراوان، به خواسته‌هایم نرسیده ام؟ | قسمت 1 - صفحه 42 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1205 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه کیاستی گفته:
    مدت عضویت: 2245 روز

    به نام خدا

    سلام خدمت شما استاد عزیزم و مریم جانم

    اول از همه بگم عاشقتونم

    این کامنت رو مینویسم بمونه به یادگار از بهترین حالت احساسی ک الان دارم و حالم خیلی عالیه

    استاد عزیزم بی نهایت ازتون سپاس گزارم بایت تمام آموزش هاتون

    امروز خودمو مهمون کردم به بهترین کافی شاپ شهرمون تا یه خلوت دوتایی با خدای خودم داشته باشم و همینجا خدا توی این حال احساسی عالی بهم گفت بیا و کامنت این فایل رو بزار. این فایل نشانه دیروزم بود اما خوب قراره کلی روش کار کنم .

    چرا با وجود تلاش فراوان به خواسته ام نرسیدم؟؟ وقتی تیتر فایل رو دیدم یاد خواسته ای ک 1 ساله دارن و نشده میافتم .(رابطه عاطفی)

    استاد من جز 3 تا دسته ای ک گفتین بودم توی تمام مراحل های زندگیم تا الان

    اوایل ک کلا هدفب نداشتم همینجوری میگذروندم. یه مدت گذشت با شما آشنا شدم هدف رو ک فهمیدم فقط هدف نوشتم و هیچ کاری هم نکردم اما الان یک ساله ک نه دیگه هم هدف دارم هم تلاش میکنم اما محقق نشد .

    1.هدفی ک انتخاب کردم رابطه عاطفی بود و خوب 1 سال هم هست تلاش کردم براش اما واقعا نشد و میدونم مشکل از باورهامه. وقتی این هدف رو مشخص کردم حتی فک میکنم اشتباه هم داشتم کار میکردم رو باورام اما دیگه توی این مسیر خیلی چیزا فهمیدم. استاد وقتی فهمیدم روابط خیلی مهمن توی زندگی شروع کردم به کار کردن و واقعا هم رابطه ام عالی شد با خانواده با همکارام. با همه کسایی ک به یه نحوی باهاشون در ارتباطم و اصلن خودم گاهی میمونم ک واقعا انقد زندگی زیبا بود واقعا و من لذت نمیبردم ازش الان دارم کیف میکنم از بودن همین آدم هایی ک هستن توی زندگیم ک همزمانی هایی ک خدا برام میچینه اما رابطه ک میخاستم نیومد. هنوزم نیومده و خوب میدونم گیر از خودمه و انشالله ک بفهمم

    2.چه کسایی با تلاش کمتر به چیزی ک میخاستن رسیدن اول از همه نمونه های زیادی توی سایت داریم و کامنت هایی ک خوندم واقعا لذت هم میبرم ک انقد راحت خلق کردن پس این چیو نشون میده ک میشه فاطمه اگه واسه تو داره یک سال طول میکشه دیگه باید ببینی کدوم کد مخربه ک اجازه نمیده بیاد وگرنه میدونم پام رو گازه ها اما همزمان هم رو ترمز هست امیدوارم خدا آگاهم کنه ک بفهمم.

    توی دوستامم ک خیلی عالی اونایی ک دورادور خبر دارم ازشون خوب رابطه ای ک خواستن خلق کردن خیلی راحت و الان سال هاست کنار هم دارن زندگی میکنن

    3.استاد من توی خانواده ای بزرگ شدم ک خیلی خیلی به مرد اهمیت میدادن و همه ای چیزای خوب اول برای مردا بود همه چی دیگه اگه راطه زناشویی بود ک دیگه تا تهش بخون زنه میشد غلام حلقه به گوش طرف و اگه یکی دوس پسر داشت اینو میگفتن طرف خوب عشق و حالش رو با تو بکنه میره یه دختر دیگه رو میگیره فک میکنی تورو میگیره یا اومدن منو از مردا ترسوندن ک آقایون فلانن یا فلانن استاد من توی روابط های قبلیم بی نهایت وابسته میشدم و همش یه ترس از دست دادن داشتم همه کارم میکردم دیگه برای طرف ک از دستش ندم اما خوب تهش قشنگ معلومه از اولش.

    اما یک ساله دارم روی اینا کار میکنم و خصوصا باورهای توحیدی ک وابسته نباشم. روی احساس لیاقتم روی همه اینا دارم کار میکنم ولی هنوز انگار یه کد مخرب توی ذهنم ران شدخ ک داره ناخودآگاه کار خودش رو میکنه و من نمیفهمم اما امیدوارم ک بفهمم چون از اون حرفی ک زدین شاید تو آگاهانه دنبال یک رابطه خوب باشی اما ناخودآگاهت میاد که اگه این رابطه تموم شه من ضربه میخورم. دقیقا همینه من شاید آگاهانه بخوام رابطه داشته باشم اما ناخودآگاهم داره کار خودش رو میکنه انگار حس میکنم یه جور ترس دارم ک برم تو رابطه حالا از چی میترسم؟؟؟ از همه حرفای قبلی ک زدن تو زندگیم و من باید بشینم خودمو حلاجی کنم بفهمم ک اصلا چی داره پس پرده ران میشه.

    خودمو حلاجی میکنم و بعد تو فایل بعدی کامل توضیح میدم ک نتیجه چیشد .

    سپاس گزارم خدای مهربانم بابت خلق استاد

    استاد عزیزم خدا شمارو برای ما حفظ کنه.

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
    مدت عضویت: 1549 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان..

    سلام و درود به فایل نشانه هایم…

    خداوند بزرگم خداوند قدرتمندم بر عقل و درکم ببار .کمکم کن تا نخالهای ذهنیمو بیرون بریزم…

    خدایا سپاسگزارتم که هر لحظه در حال هدایت منی برای اینکه به من رشد بدی.تا بتوانم زندگیمو اونجور که تو دوست داری رقم بزنم…

    استاد عزیزم..چقدر این فایل نشانها به ما قدرت میده…

    روز گذشته بعد از چند روز کار کردن تمرکزی و بهبود بیشتر روی بیزنسم…به لطف خدا در زمان مناسب و مکان مناسب انجام شد…

    ولی هنوز ترس و تردید نمیزاشت من کارمو پیش ببرم…

    ولی بخودم قول دادم.به محض اینکه هدابتی میاد.با وجود ترسهام.که اون ترسهام فقط..یه ترمزی تو درونش هست که اونم..که نشه چی…

    و بهمین خاطر ایمان منو بخداوند زیر سوال میبره….

    من به لطف خودش.همین 69 روز من با امروز چهار تا 21 روز اهرم رنج و لذت برای خاسته ام نوشتم..تقریبا تو همین 69 روز میشه قرارش داد…

    چه درهایی برویم باز شد….

    تا روز گذشته با این تمرکزم به لطف خدا..به نرحله پایانی تایید بعدی از مسیری که قبلا ورود به زندگیم نموده بود..و بهمونجا ختم شد…

    و طبق الهامات خداوند ما اینکار رو به پایان رسوندیم.و هدایت خدا مدام میاد که اینکار مورد تایید خداوند هست..

    ولی بازم استرس و نگرانی وجودمو در بر گرفته بود .تا خداوند این فایل رو برام نشانه گذاشت…

    این چیزی بود…که به من گفت چه باور محدود کننده ایی هست که اینقدر براش تلاش میکنی ولی هنوز به اون جوابی که میخای نرسیدی…

    ناگفته نمونه..من تمام این ده ماهی که دارم در مسیر بیزنسم پیش میرم…فقط:دارم لذت میبرم..چقدر از نظر شخصیتی از نظر درونی رشد کردم.حتی مهارتم هر بار راحت تر و اسانتر شده..

    همین چند روز اخر که الهام بعدی اومد..چقدر من بازم کارهام راحت تر و اسانتر شد…

    چقدر تکنیکهای جدید یاد گرفتم چقدر رشد کردم به لطف خدا…

    وقتی کارمو به روزهای اول روزهای بعد و روزهای بعد ترش مقایسه میکنم.میگم چقدر همین یکار کوچک و ساده و اسون میتونه هنوز بهتر بشه..و میدونم در اینده هم هنوز بهتر و زیبا تر میشه…

    استادم کار من دستکش زنانه پارچه کشی هست..بعد حتی پکشم بهم الهام شد که چجور بدوزمش..اینقدر این کار قابل استفاده شد..اینقدر الهامات دقیق و راحت بود.بخدا دلم میخاد یه کتاب در موردش بنویسم..چقدر لطف خداوند این 10 ماه بهم کمک کرد..اصلا نمیتونم چجور تصورشو کنم..بعد 15 سال سابقه کاری..من بهمچنین پکیچی هدایت بشم…

    اره میگفتم…دیروز مرحله پایانی برای تایید کار من به فروشگاهی بزرگ تو شمال ایران دقیقا همونجایی که این دوره رو خریدم …کارم بازم به زادگاه اصلیش برمیگرده.و خداوند به لطف خودش چه خوابها و الهاماتی کار منو تایید کرد..

    دیروز تو دفترم نوشتم خدایا تو ر ئییس اون فروشگاه یا هر جایی هستی تو کل دنیا رو افریده ایی تو بهم الهام کردی من این مسیر رو رفتم اصلا نمیدونستم اینکار میتونه تو ایران نمونه باشه.چون طبق تحقیقم این موضوع کارافرینی من تو ایران نیست..و این اولین نمونه تو ایران هیت…

    و لطف خدا این ایده ساده رو به چیزی خلق کرد که خودمم دهنم وامونده‌.‌از قدرت خدا…

    بخدا گفتم خدایا تو رئییس اون فروشگاهی و کار منو مورد تایید قرار میدی.حتی قیمتشم با چند نشانه بصورت خیلی راحت بهم نشون داد.با وجودیکه برای عقلم یچیز بزرگ بود…ولی بهم گفت این قیمت بزار منم گفتم چشم…

    و این نشانه…..که بهم خداوند یاداوری نمود…این فایلها حکم ایات قران دارد….قرآنم فقط یاداوری برای ایندگان هست…

    بهم گفت یه باور محدود کننده داری که نمیزاره ماشینت بیفته تو سرعت…

    دیشب چند نفر از اطرافیان نزدیکم اومدن خونمون دیدم من دارم مدام به اونا تاکید میکنم حالا بخاطر یسری باورهایی که داشتم..دیدم احساس کمبود رو به من القا میکنه..

    اینو اینجوری کن.کم بریز فلان کن….

    دقیقا استاد من باور کمبودم خیلی از:بچگی باهام بوده..

    یادمه دفتر که بابام برام میخرید..از اون حس کمبود باید تمام دفترو اون خطای وسطشم .مینوشتم ..که یادمه معلمم بهم گفت چقدر بی نظمی…

    و همیشه باهام دعوا میکرد..

    یا مدادم باید به اخر میرسید که دیگه هیچی نداشت و بعد برام سخت میشد تا من اونو بیرون مینداختم..از بس ازش استفاده میکردم..

    دیدم دقیقا دیشبم همین باور کمبود رو به اطرافیانم میرسونم…..

    …………………………………

    پس اولین باور باور کمبود….

    …………………………………….

    دیشب قبل خواب برای خودم منطقیش کردم.گفتم اون خدایی که کل سلزمان کره زمین رو افریده همیشه نعمتش بر سر بندگانش قرار میده..

    همین شهر خودم هر روز ساختمان سازیها بیشتر میشه .

    روزهایی که سفرهای الهی درون شهری داشتم چه خونهایی چه وسایلهایی دیدم چقدر نعمت و برکت دیدم..چقدر ثروتها دیدم..چقدر مغازه های شلوغ دیدم …

    چقدر همین مدت هدیه ها گیرم اومد بخاطر متفاوت فکر کردن..

    گفتم اون خدا چقدر به استادم ثروت و نعمت فراوانی اب و جنگ و درخو وسایل انواع ملشینها و خونه ها وووووووووو خیلی چیزهای دیگه که ما نمیبینمش فقط یه قسمت کوچیکه بهش داده.استادم این سریالها خیلی بهمون کمک کرده تا فراوانیها رو ببینیم..

    بخودم دیشب گفتم همین گازی که خودتو داری گرم میکنی باهاش غذا درست میکنی باهاش ابگرم میشه حمام میری..و این گاز ناگفته نمونه برای شهر خودمون هست..

    ما دو تا پالایشگاه گار دارییم که بسیار بزرگه از کوه داللن قسمت جنوب غرب ایران به کل کشورها فرستاده میشه…

    این لطف خداوند که پایین شهرمون منطقه گاز خیز.و چند ساعت بعد پالایشگاهای بزرگ..و مثل عسلویه.بوشهر و کنگان و جم……..همه این متطقه ها پر از الماسه..

    کوه های معدنی دارییم حتی تو منطقه ما بخاطر اب و هوای خاصش و مخصوصا خاکش ..پر از مواد معدنی سبزیجاتمون مثل مخصوصا بادمجانمون چقدر شیرین و خاصه تو همین استان فارس….

    که افراد میان کیلو کیلو خرید میکنن.کلا بادمجان شهرمون بنظرم تو ایران خاصه..حتی سبزیجاتمون یه عطر خاصی داره..خاکمون بسیار عالیه.رشد گیاهامون عالیه..

    کوه داریم جنگل درخت سدر همون کُنار دارییم..

    چقدر همین شهرم استراتژی زیادی داره..

    45 دقیقه بسمت بالا..جنگل درخو کیالک و اب شیرین و چشمه روان با پونه های خوشبو و همه منابع طبیعی برای تابستان داره که ما میدیم ابتنی تو اون هوای گرم شرجیمون

    و جنوبم یه منطقه خاصیه که میریم برای گل بابونه و بابونه ساده خودش برای غذا استفاده میکنیم..و گیاه (پنیرک) مخصوص تو این فصل تو وسط نخلستانمون رویش میشه..و ما استفاده میکنیم..

    چقدر همین شهر خودم مر از نعمت و ثروته بعد ما راحت به کمبود نگاه میکنیم.

    خدایا شکرت بابت اینهمه نعمت و ثروتت بابت این شهر پر از نعمت و برکتی که توش زندگی میکنم…

    …………………………………………………….

    نکته بعد..دیشب اخر فایل که باران رحمت الهی در پردایس اومد یه پاشنه دیگه برام واضح شد.

    که باران وقتی میاد بلا و مصیبته و من نمیتونم با اومدن باران ثروت بسازم..

    خیلی خنده داره…درسته…..ولی این پاشنه منه..

    من وقتی که باران میاد فکر میکنم عذابه یا من نمیتونم ثروت بسازم.مشتری نیست تو روزهای بارانی الله اکبر…

    نمیدونم این اشغال از کجا وارد مغزم شده..

    من همیشه باران رو از همون بچگی عذاب میدیدم..

    استادم ولی با همین سریالها و اومدن تو بهشت شما متوجه شدم.چقدر باران رحمت الهی خوبه..

    باران نباشه دامها گیاهان و کل سیستم کره زمبن باید چکار کنه…دیدم دقیقا یه روز که هوا ابری شد .مادرم میگفت ترو بیرون بارون خیس میشی دقیقا همون ترس رو برای من بوجود میاورد..

    نمیدونم بخاطر چیه از باران میترسم که نعمتها رو کم میکنه….

    ………………………………………………………..

    پس باور بعدی ،” محدود کننده من.راجع به ثروت..اومدن باران هست.باران ثروت رو از من میگیره…

    ………………………………………………………..

    منم با این منطق که اگه این سیستم باران نباشه چه جانوری چه جیزی میتونه زتده بشه..اصلا باید باشه باران آب …یچیز مهم زندگی هست..باران لطف خداونده برای بندگانش.حتی اگه ناسپاس باشن بازم رحمتشو بر سرمون جاری میکنه

    باران لطف خداوند هست.باران باعث میشه همه جیز جان دیگه بگیره …

    باران اب مهم ترین بخش مهم کره زمین هست..

    باران ثروت میاره.سبزه ها نیاره خوراکیها نیاره باران مهم ترین نعمت الهیه…

    و من باید مدام اینو بخودم بگم و منطقیش کنم..

    که باران ثروت میاره باران رحمت میاره باران حال خوب میاره.باران تازگی و سرسبزی میاره…

    ………………………………………………..

    پاشنه بعدی …وقتی این باور شرک الود چسبیدن به خواسته و گره زدن خوشبختیم به این خواستهه رو فهمیدم….

    دقیقا روز گذشته با فرستادم کارم..دقیقا این حس چسبسده رو از کامتت دوست عزیزم امروز صبح درک کردم بخاطر این عامله..

    وقتی به خاسته میچسبی حس ناامیدی و نگرانی داره…هر حس بد احساس بد اتفاق بد میاره..

    دیدم اره من خیلی بهش چسبیدم و مدام فرکانس بد میفرستم..

    بنظرم باید خیلی روی ایمان بخداوند و برنامه هاش کار کنم.و بخودم بگم اون خدایی که این ایده رو بهم الهام کرده و منو تو این مسیر اورده اون خدا هم بقزه کارها رو انجام میده من باید ایمانم و توکلمو بخداوند نشون بدم..

    بقول استاد میگه….از زبان سعیده شهریاری عزیز..

    لطف خدا باعث شد دیروز هدایت بشم به این کامنت که دیگه نگران خاسته ام نباشم خداوند روزی بندگانشو میده..

    مخصوصا ماها که در مسیر درستیم هر اتفاقی بیفته به خیر ما هست…

    این پیام سعیده عزیزه..

    (گفتم ببین سعیده…خدا بخواد کمک برسونه،اینجوری میرسونه…مافوق تصورت…چیزی که اصلا فکرش رو نمیتونی بکنی …

    تو اندازه ی مشت خودت درخواست میکنی،اون از لطف و کرمش اندازه ی مشت خودش میبخشه…

    به قول استاد،من نمیدونم اون پول برای اون پسر خیر داره یا نه،درست استفاده ش میکنه یا نه،ولی چقدر برای من درس داشت،چقدر برای من احساس خوب داشت،چقدر ایمان منو بیشتر کرد…چقدر بهم یادآوری کرد که ببین خدا میتونه از بی نهایت طریق کمک هاشو برسونه…کافیه تو فقط اون قدمی که سمت خودت هست و بهت الهام شده رو برداری،مابقیش رو بسپار به خدا…اون همیشه شاهکار میکنه ….)

    بهم گفت تو اولین قدم رو بردار .دیگا تقسیم کار با خداوند انجام شده..دیروز بهم گفت از نظر من تایید خدا بقول استاد ظرفت میشه با اون شکل میگیره…

    …………….

    پس باور محدود کننده من اینجا میشه ایمان بخدا و احساس خوب داشتن.و رها کردن و توکل بخودش..که ما سمت خودمونو انجام میدیم بقیه هم با خداونده…

    ……………………

    در نهایت میخام بگم این باورهای کمبود باورهای ندیدن نعمتهای الهی ..و بازم بنظرم به کمبود برمیگرده..میتونه چقدر احساسات رو بهم بریزه..

    و موضوع خیلی مهم تر ایات قران مدام خداوند بیان میککه یاداوری میکنه..که بهتون چشم و گوش داده..کی بهتون اینهمه نعمت داد.کی شما رو افریده چقدر خداوند اینا رو مدام داره بیان میکنه..چقدر خداوند مدام داره اینا رو یاداوری میککه چقدر خداوند ما انسانها دوستداره

    چقدر خداوند دوستداره من رابطه خوب داشته باشم..

    خداوندیکه بهم الهام کرده بصورت واضح راجع به رابطه ام ولی با یحرفهای ذهنی بی منطق دارم خودمو از خوشبختی محروم میکنم و بازم چه باورهای محدود کننده ایی رو با دیدن این فتیل در اوردم..و همش ترس از اینده که میخاد اینده چی بشه دیدم ترمزهای منه که نمیزاره این مسیر برام باز بشه..

    و همینجور برای خودش میبافه…..

    ولی خداوند برام بصورت واضح اینروزا و حتی روزهای دیگه .و حتی از بچگی بهم الهام کرده…و کلا دلیل اومدن من توی سایت از همین بحث روابط من هدایت شدم به این سایت..

    و خداوند اونروزها بهم نشون داد…

    ولی ذهنم هنوز داره برای خودش راحت وراجی میکنه…

    من با ایمان بخداوند به هر جیزی که خداوند بهم الهام کرده ایمان دارم ..

    خداوندم غیب اسمانها و زمینه همه شرایط بنده هاشو میدونه بهش کمک میکنه بهش یاری میککه هدایتش میکته

    خدایی که گفته اهدنا الصرات المستقیم صرات الذین انعمت علیهم…

    در راه مستقیم پر از نعمت هر جیزی رو که بخای وجود داره ..

    خداییکه از اسمانها نگهبان ما انسانهاست

    خداییکه خیلی مهربانه توی سوره فاتحه با تاکید مدام میگه من مهربان و بخشنده ام

    خداییکه ما رو افریده یه لحظه میتونه نفسمونو برگردونه..

    مگه ما دلیل زنده بودنمونه چیه؟

    یه نفس..دستتو بزار روی دهانت و بینیت ببین چقدر ما ناتوانیم چقدر بدبختیم چقدر ذهنمون محدوده…

    یه شب خدا سکته قلبی رو بهم نشون داد.دوستان عزیزم.بخدا مرگ خیلی بهمون نزدیکه حوری بودم که حتی قدرت باز کردن پاهاممم نداشتم اینقدر دردش:شدید بود…

    حتی اجازه نفس کشیدنم بهم نمیداد..چی برسه دستمو باز کنم..

    فقط میگفتم خدا بسه دیگه.خدا تمومش کن خداوند قدرتشو بهم نشون داد..

    انشالله که بتونیم درس بگیرم…

    اون خداییکه منو و شماها رو افریده همه کاری از دستش بر میاد فقط باید بهش اسمان اورد…

    وقتی انسان رو بخاک میسپارن.اونایی که تشیع میکنن.اصلا میتونن بهش فکر کنن که یه روزیم خودمون مثل این افراد میشیم..

    هیچ وقت..ولی نمیدونن مرگ از یه چشم بهم زدنم نزدیکه…

    همین خوابی که میرییم اصلا میدونیم کجا رفتیم خیر….

    مرگم همینجوره خیلی خیلی بهمون نزدیکه ..

    خداوندم من هر چقدر درک میکنم …هر چقدر بیشتر میشناسمت..هر چی بهتر خودمو میشناسم و به خدا شناسی به تو میرسم میبینم خیلی فکرم محدوده خیلی ناتوانم ..خیلی ضعیفم..در برابرت.خدایا این بیزنسم از چنته تو از وجود تو بیرون اومده

    یه عمر تقلا کردم زجر کشیدم.مورد توهین و شرک قرار گرفتم.یه عمر دویدم دنبال اون افراد فلان ریییسها یه عمر چک و لگد خوردم که فکر میکردم این افراد به من کار افرینی میدن..

    تو توی یه سینی پر از عدسهای هم اندازه…یه چیزی بهم الهام کردی که دقیقا قلبی کوچک وسط اون دونه ها بهم گفتی این مسیر رو برو..

    خدایا چقدر بهم رشد دادی هم مهارتی و هم شخصیتی..خدایا منو ببخش ..

    خدایا منو ببخش..

    خدایا منو ببخش

    که دارم پا تو پای تو میکنم برای اینکه حالا این مورد چی میخاد بشه….

    خودت ریییس بقول رُزا..خودت رئییس اون فلان دفتری همه چیز خودتی اگه میخای …میشه

    خدایا همه جیز به تو باز میگردد…

    کی کل جهان رو مدیریت میکنه…

    کی شبها و روزها رو بوجود میاره …

    کی به همه دنیا سازماندهی میککه..

    خدایا همین استاد عزیزم..کی بهش اینهمه خوشبختی زندگی عالی رحمت عالی داده…خدایا تو بهش دادی و اون مدام داره ما رو راهنمایی میکنه..

    و راهو داره برامون نشون میده بصورت تصویری و صدای بلند که بچه ها کل کل کل کل داستان همینه…

    که بیاییم بگیم ما براحتی و اسانی به خاسته هامون میرسیم..

    ما براحتی و اسانی به هر چیزی که میخاییم اراده میکنیم هدایت میشیم..

    استادم صدامو میشنوی…..تو خدا رو باور کردی..تو الانت نسبت به روزهای گذشته از نظر ظاهری هیچ ربطی نداره…

    ولی میدونم همون روزها هم درونت ایمان داشت که میشه خالق زندگیت بود..خالق ثروتها و نعمتها و روابط خوب و عالی بود..و این شهامت رو ادامه دادی ..

    بهت تبریک میگم بهت تبریک میگم…

    منم میخام تمام وجودمو از عطر خداوند کنم مبخام همه چیز براحتی وترد زندگیم بشه

    خداوند مدام داره منو هُل میده که من لایق جایگاه های بالا هستم..

    اره یه پاشنه دیگه هم خودمو لایق ثروت ساختن از یکار ساده و راحت نمیدونستم فکر میکردم کار افرینی یعنی من بیام بخودم سخای و رنج بدم..کارهای قلمبه سلمبه کنم..

    ولی با یه ایده ساده و راحت توی حیطه کاریم من هدایت شدم..دیگه اون عدسهای بزرگ برام هیچی نیست..من همون عکس کوچولوی قلبی مانندمو تو دستم گرفتم انشالله روزهای خیلی خوبی رو در رده دارم..

    بقول استاد یه هفته چقدر میشه تعقییر کرد.استادم من به لطف خدا هر روز دارم رشد مبکنم..

    هر روز دارم میدووووم شادم خوشحالم چه درهایی چه نعمتهایی چه خاسته هایی که خداوند میگه من بهت میدم…

    .استادم به امید روزهای عالی نورانی و حال خوب دوستتدارم ..

    انشالله منم یه روز هدایت بشم به شهد شیدین قانون سلامتی…انشالله میخام درونمو پاک کنم از غبار خستگیهای غذایی ناجالب…

    مثل قوم موسی که گوشت سلوی و بریان کرده رو رها کردن.دنبال عدس و لوبیا ..و گفتند موسی ما این غذاها رو میخاییم گفتند باید بریید شهر فلان و اونا بخودشون ستم کردند…

    استادم منم میخام به غذاهای قانون سلامتی هدایت بشم..چون میدونم بدنم خیلی نیازمنده.انشالله خداوندم هدایتم کنه این دوره بینظیر رو بخرم…

    به امید روزهای الهی و ایمان و توکل بخداوند..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    ابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1628 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    تمام اتفاقات زندگی من توسط افکار بلند مدتم رقم میخوره.

    من اگه بتونم باورهام رو عوض کنم اتفاقات عوض میشه

    ذهن یکی از اعضای بدن است

    ذهن باید کمک کننده باشه

    ذهن بنا بر شنیده ها و ورودیها مانع میشه

    کارکرد ذهن همینه و توانایی ما هم در کنترل‌شده

    یک انسان زمانی میتونه بگه خدا گونه زندگی میکنم که بتونه غلبه کنه بر ذهنش

    هر آنچه بخواهیم برایمان مهیا است

    در پس اون باورهای ترمز

    خواسته به محض درخواست حاضر است اما مانع ذهن نمیزاره اون به ماده تبدیل بشه

    پس روی ترمزها کار کنیم و باورهای درست ایجاد کنیم

    سپاسگزار استاد عزیزم هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      سجاد گفته:
      مدت عضویت: 1712 روز

      سلام داداش ابراهیم

      خواسته به محض درخواست حاضر است اما مانع ذهن نمیزاره اون به ماده تبدیل بشه

      چقدر این جمله بهم چسبید باید بنویسم خخخییللییی برام مفید بود و قاطعانه تصمیم گرفتم روی ترمزهای ذهنم کار کنم در کورد امور مالی.میدونی راستش چندین بار کامنتت خوندم خداروشکر بابت هدایتم به سایت و سپاس از استاد بابت این محیط و ممنونم ازت تحسینت میکنم که لوگو خریدار داری و این کامنت عالی نوشتی.

      سالم و سرحال باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        ابراهیم گفته:
        مدت عضویت: 1628 روز

        سلام سجاد عزیزم

        چه اسم زیبایی داری و چقدر خوش تیپی ماشاالله

        ممنونم از تحسینت و نوشتن پیام.سپاسگزارم

        امروز هدایت شده بودم به کامنت‌هایی از آیه 186 سوره بقره

        چه آیه فرکانسی هست این آیه

        چقدر دقیق ترسیم کرده درخواست و اجابت رو و دلیل ایجاد شدن و نشدن رو

        خدا خیلی ما رو دوست داشته که ما رو خلیفه الله کرده و فرستاده بهشت

        حالا اینجا ماییم و ذهنمون

        باید ذهن رو به دست بگیریم ،تقوی داشته باشیم و بتونیم آگاهانه روی مومنتوم مثبت خواسته استمرار داشته باشیم.

        بدون حتی یک درصد شک اون چیزی که می‌خواهیم برامون اتفاق می افته .تنها کنترل ذهن و ایستادگی روی ایمان باعث ایجاد میشه.

        پس ادامه بده با تمام وجود.مسیر درسته و نتایج خلق شده و فاصله فرکانسی با تقوی پر میشه و روزی اون اتفاقات قشنگ خواسته برات می افته.

        سپاسگزارم داداش عزیزم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          سجاد گفته:
          مدت عضویت: 1712 روز

          سلام و درود داداش خوبی؟امیدوارم حالت عالی باشه

          لطف داری ممنونم از تعریفت شما قشنگ میبینی.

          چه هدایت خوبی که واقعا امید ادم را چند برابر میکنه.

          باید ذهن رو به دست بگیریم ،تقوی داشته باشیم و بتونیم آگاهانه روی مومنتوم مثبت خواسته استمرار داشته باشیم.

          یک خواهش عاجزانه دارم که اگه میشه در مورد این جمله برام بیشتر توضیح بدی راستش کامل متوجه اش نمیشم؟مثالی که بخواهیم براش بزنیم چی؟

          ممنونم.

          بله ادامه میدم و ممنونم از انرژی مثبتت،نتایجی میبینم خدا گواهه که با همین کامنت نوشتن ها و یکمی فکر کردن و پیدا کردن باورهای مخرب که مانع افزایش درآمد و امور مالی شده نتیجه گرفتم و از خدا میخوام که هدایتم کنه بهتر و بیشتر بتونم تو این مسیر پیش برم.

          واقعا لذت بخشه که جواب شما دوستان میخونم و لذت میبرم و یاد میگیرم ازتون صمیمانه سپاسگذارم.

          متشکرم امیدوارم همیشه حالت عالی باشه.

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
          • -
            ابراهیم گفته:
            مدت عضویت: 1628 روز

            سلام سجاد عزیزم خدا قوت

            قبل از اینکه پاسخت رو بدم میخواستم بهت بگم که فایلهای دانلودی استاد که رایگان هم هست بسیار بسیار نکته داره و اگر به دقت گوش بدی هم درک میکنی و هم بدان که مثل فایلهای محصولات هست.

            ببین سجاد جان چقدر خوبه که تو سن جوونی وارد سایت استاد شدی و از آگاهی‌ها استفاده میکنی.

            هر چه به کودکی برمیگردیم و نوزادی میبینیم ما وقتی به دنیا اومدیم روح خالص بودیم و به هیچ وجه ذهنیتی وجود نداشته.

            اگر بتوانیم به اون حالت نزدیک بشیم و درخواست ها رو با فرکانس بفرستیم هر چی که دوست داریم به وجود می آید.

            ما الان ترکیبی از اطلاعات روح و ذهنیت به وجود آمده هستیم. هر چه به آگاهی هلی روحت نزدیک بشی کن فیکون میشی.

            حالا ذهنت رو اگه بتونی کنترل کنی،یعنی روی خواسته هات تمرکز کنی و اطلاعات ذهن رو دخیل نکنی به خواسته هات نزدیک میشی.به معنی اینکه فرکانس های درست بفرستی تا زمانی که خواسته موجود بشه.مثال بدنسازی روی بدنت کار کنی و تغذیه درست کنی تا عضلانی بشی.سجاد جان عزیزم برات آرزوی بهترینها رو دارم ،من منتظر نتایج فوق العاده ات می‌مانم.خودت رو خالص کن و مثل یک نوزاد خودت رو از هر شرکی پاک کن تا کن فیکون بشی.

            سپاسگزارم داداش گلم ،خدا نگهدارت باشه،از هدیه گوی آبی شما صمیمانه سپاسگزارم

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
            • -
              سجاد گفته:
              مدت عضویت: 1712 روز

              درود داداش گلم

              بله مدتهاست رو فایل های رایگان پیش میرم و خداروشکر نتایج چشم گیری داشتم

              این مدت خدمت سربازی با کارم همزمان شد یکجورایی کم کار شدم یا بهتر بگم نرسیدم سایت بیام و خوشحالم تا همینجا هم و ممنون دار خدای متعال. ممنون از انرژی خوبت

              بسیار عالی ممنونم از جواب سوالت بله من باید بیشتر رو اینکه عملگرا بودن را ادامه بدم تا نتیجه حاصل بشه کار کنم احساس میکنم عجولم، دو سه بار متنت خوندم و ممنونم که وقت گذاشتی جواب دادی، حتما از نتایجم میذارم و صمیمانه از خداوند بلند مرتبه متشکرم بابت هدایتم و از استاد عزیز و تیم خوبشون و از تو برادر مهربونم تشکر میکنم، سالم و سرحال باشین

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    سجاد گفته:
    مدت عضویت: 1712 روز

    سلام به خانواده خوبم خانواده عباس منش

    امروز خخییللییی هدایتی اومدم سمت سایت یعنی یکجورایی اتفاقی افتاد که بهم فهموند نباید ظهر امروز بخوابم منم استفاده کردم صبح دیدم که فایل چرا با وجود تلاشهای فراوان به خواسته هایم نرسیده ام قسمت2 هستش گفتم به جای وب گردی بشینم سایت و همین طور هم کافه باز باشه مشتری اومد چه بهتر نیمد منم استفاده کنم

    اول متن نوشته بویدید استاد که میخوای نتیجه بگیری اول قسمت 1 ببین منم اومدم قسمت 1و طبق دستور خودتون

    امروز با لپتاپ مینویسم با گوشی میبینم چون گفتید جواب بدید به این سوالها

    1-چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری و با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به آن نرسیده ای؟

    درآمد ماهیانه ای که بتونم تورم را درنظر نگیرم؟نتیجه داشته موثر نبوده منم کسب و کارم راه اندازی کردم دیدم نیاز به خدمت سربازی دارم، تصمیم گرفتم رفتم و الان دوماه مونده خخییللییی هدایت شدم ولی درآمدم هنوز قابل توجه نشده با اینکه تو فای مجازی هم تلاشهای زیاذی کردم از طرفی هدایتی و غیر قابل باور ابزارش که گوشی باشه و دوره آموزشی جور شد و گرفتم شریک گرفتم با اینکه میدونم خلاف قوانینه ولی برا باز بودن کافه که کسب و کارمه مجبور شدم.به فکر افتادم که دوره روانشناسی ثروت بخرم هزینه شو نداشتم.من واقعا وقت گذاشتم از خواب و تا حد امکلن تفریح زدم خداروشکر پیشرفت داشته ولی اونی نشده که میخوام من از صفر رسیدم به 3تومن از 3تومن رسیدم به7 از 7رسیدم به 12 ولی جوابگو نبیست من هدفم 30 به بالا بوده.

    خودم میگم جز دسته سومه هم نوشتم هم فکر کردم هم توان گذاشتم.

    2-چه افرادی را می شناسی که با وجود تلاش های کمتر، به سادگی به همان خواسته رسیده اند یا با وجود تلاش های مشابه با شما، خواسته ی آنها محقق شده است؟ (درباره این موضوع با جزئیات توضیح بده)

    تو محیط کجازی افراد زیادی دیدم تو محیط فیزیکی دارم دوستانی که تلاش داشتند و رسیدن و حتی دوستم با کارمندی تونستن به ماهی 20تا25 برسن.

    واقعا چی میشه استاد همین طور که خودتون میگید با انرژی کمتر یا برابر با انرژی که من میذارم نتایج متفاوت با من میگیرن؟خوشحالم براشون ولی چرا من نه؟

    یکجورایی چون هدف اصلیم اینه که درامد ماهیالنه افزایش بدم به بقبه هدفا نمیپردازم مثل روابط.

    من بعد مالی و کسب و کارم به هم دوخته شده حتی به کارهای غیر تخصصی ام پرداختم بعد چون علاقه نداشتم و طبق گفته خودتون کفتبد از علاقه هاتون میتونید خیلی بهتر و بیشتر درامد کسب کنید من به همون باریستا و فست فود برگشتم و تمرکز گذاشتم.

    استعاره گازو ترمز!!!!

    چقدر جالب به فکر فروبردم و واقعا استاد برام آشناس همین طور که خودتون میگید من حتی نزدیک صفر هم شدم ولی بازم خداروشکر هدایت شدم.

    باور باور باور چچققدددرررر زندگی و هدف های من به این کلمه بستگی داره؟

    رو باور لیاقت زیاد کار کردم تو همه زمینه ها تا حد امکان سوقش دادم گوشه ذهنم یاداوری کردم

    و طبق صحبت هاتون من صددرصد ترمز مالی زیاد دارم.

    ولی جواب این سوال:

    3-چه باورهای محدود کننده ای (ترمزهای مخفی) را می توانی در ذهن خود شناسایی کنی که فکر می کنی باعث شده که با وجود این همه تلاش، باز هم به آن خواسته ها نرسی؟

    الف)پول،پولو میاره؟

    چون سرمایه ندارم نمیتونم سرمایه دار باشم که ازش درامد کسب کنم.

    تا وام نگیرم پیش نمیافتم.

    پول جمع نمیه تا بتونم برم بدم یکهو بخرم حالا هرچیزی.

    پله پله و با قسط باید بخرم.

    من دارم همون مثالی که زدید همون ترمز را:سرمایه اولیه بالا داشته باشم میتونم صبحونه کافه و دکور و..را ارتقا بدم.

    خب واقعا سرمایه اولیه من ….میرسه باید ترمز حذف کنم و بگم میرسه بهم.

    من میدونم معنوی ترین کار دنیا ثرمند شدنهف اقوام را کنار گذاشتم و هدایت شدم که سراغم نتونن بگیرن و تمرکز روی کارم گذاشتم.

    از من طول کشیده یا بعبارتی ارام ارام انجام میشه نتایج یکجورایی نامحسوس هستش.

    تمرزهای مالی ذهن من،

    دوره کشف قوانین چقدره ؟نیازش دارم باید قبل روتنشناسی ثروت بگیرمش.آره من قوانین را باید یاد بگیرم

    خدایا تو هدایت کن من او.لین پولی که برسه و بدهی های دستی که کردم بدم بعدش میگیرمش تو هدایتم کن.

    تا سه بار اقوام و خانواده باعث این باورها شدن،با اینکه مدتهاس نیستن بازم ترمز ها هستن و مهم ترینشون،وام بگیرم،پول یکهویی جمع نمیشه ،درامدم پایینه.

    چه بارونی زد بعذ از فایل که ضبط کردید حالمو عالی کرد.

    کامنتهای دوستان بخونم و بیام برا اصلاح کاممتم اگه نیاز باشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    سید محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1472 روز

    سلام استاد اول سال من اهدام گذاری کردم به چنتا شون رسیدم ولی باسختی اون اهدافی که سه سال منتظرش بودم امسال بهش رسیدم خیلی به سختی به این اهدافم رسیدم من داشتم هر روز روریه باور هایم کارمیکردم ولی خبر نداشتم که یک ترموز بزرگ جلو راهم هست استاد به محضی که این ترموز برداشتم خیلی زود اتفاق افتاد توذهنم انقد این ترموز چسپیده بود مثاله سیمان چرا که میدونستم که این ترموزه باعث شده که من به این خواستم نرسم استاد من صد درصد باور دارم که همش همین تر موزا هاست که مانع رسیدن به خواسته ها مامیشه استاد من میدونم شما چی میگیم دقیقا من به این فایل نیاز داشتم استاد خداوند خیرتون بده با این فایل های که واسه مامیزاریم استاد من خیلی نتیجه گریفتم اگه بخوابم بگم باید یه کتاب بنویسم سپاسدارم از شما استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    زینب باوی گفته:
    مدت عضویت: 1293 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عزیزم ،خانم شایسته مهربونم وتمام دوستان هم فرکانسی ام در این سایت الهی ،

    بازم اومدم به تعهدم عمل کنم و بنویسم و از خدا خواستم کمکم کنه استاد درک کردم که نوشتن (کتابه) واقعا روزم میسازه و حالم خوب می‌کنه و این یعنی در نوشتن قدرت‌ها نهفته است. خدایا شکرت (الحمد لله)

    استاد توجه به نکات مثبت و زیباییها کار هر لحظه من در این روزهایم شده و چه اتفاقاتی برام بهمراه داره خدایا شکرت

    به به باز استاد عزیزم میبینم در پرادایس زیبا ، بهشت خداوند بروی زمین و خدای من بارونی که در آخر فایل دیونم کرد و اشک می ریختم و سپاسگزاری میکردم دلم بارون میخواست اینم بارون زینب خانوم.

    حالا قراره استادم یه فایل پر از آگاهی درباره تحقق خواسته ها و نحوه هماهنگ شدن با این قانون برای شاگردانش ضبط کنه سپاس از مریم جانم که همراه همیشگی استادمون هستن.

    و اما سوالاتی که استاد در این فایل مطرح کردن و پاسخ دادن به این سوالات و تامل در پاسخ دوستانم که قراره چه آگاهی های ارزشمندی رو دریافت کنم.

    سوال 1

    چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری و با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به آن نرسیده ای؟

    استاد من تا گرفتن مدرک دیپلم شاگرد زرنگه کلاس بودم خیلی درس می‌خواندم و شاگرد سختکوشی بودم نمرات همیشه عالی و خوب با این همه تلاشی که میکردم باید کنکور براحتی رد میکردم و رشته خوب تو بهترین دانشگاه قبول میشدم یادمه برا کنکور تمام وقت درس میخوندم بسته آموزشی تهیه کردم تقریبا 3 سال پشت کنکور بودم رشته ای که میخواستم و دانشگاهی که آرزوش داشتم دانشگاه شهید چمران اهواز نشد که نشد

    سال بعدش مجاز شدم به انتخاب رشته و رتبه خوبی برای پذیرش دانشگاه فرهنگیان آوردم تا مصاحبه رفتم یادمه مصاحبه ام هم عالی بود و دیگه باید قبول میشدم و به طرز عجیبی رد شدم و اون سال پیام نور قبول شدم که نیازی به این همه تلاش سخت نبود اصلا.

    سوال 2

    چه افرادی را می‌شناسی که با وجود تلاش های کمتر، به سادگی به همان خواسته رسیده آمد یا با وجود تلاش های مشابه با شما، خواسته ی آنها محقق شده است؟

    روز مصاحبه با یکی از بچه ها آشنا شدم که اونم مجاز شده بود البته رتبه اش از من کمتر بود و حتی می‌گفت زیاد آمادگی نداره تلاشش خیلی کمتر از من بود با روزی چند ساعت تونسته بود مجاز بشه یادمه خیلی ریلکس بود استرس نداشت یجورایی توکل بخدا کرده بود آرامش داشت ولی خوب اینارو من الان درک میکنم ما در یک شرایط مشابه بودیم اون نتیجه گرفت قبول شد و من رد شدم.

    سوال 3

    چه باورهای محدود کننده ای را می توانی در ذهن خود شناسایی کنی که فکر میکنید باعث شده که با وجود این همه تلاش ،باز هم به آن خواسته ها نرسی؟

    اولین بار محدود کننده و مخرب:

    خیلی باید درس بخونی سختی بکشی این درس خوندنت برای قبولی کافی نیس. به قول استاد پدرت هم باید در بیاد تا نتیجه بگیری.

    دومین باور محدود کننده؛:

    قبول شدن تو دانشگاه دولتی رو سخت میدونستم و اینکه فقط کسای خاصی قبول میشن و این همان حس عدم لیاقت

    من خودم لایق قبول شدن نمی‌دونستم. ای وای بر من چه باورهای مخربی که من نداشتم.

    و اما سومین باور محدود کننده و شرک آلود :

    که آقا سهمیه شهدا و جانبازان و فلان فلان سهمیه برا ما که دیگه چیزی نمی‌مونه من دست دیگران رو تو قبول شدنم دخیل کردم و نه توکل برا الله یکتا و ایمان به او.

    و الان درک کردم که باور کل قضیه است. وقتی باورهای درستی داشته باشی خداوند تورو به بینهایت راههای آسون هدایت می‌کنه و در حالی که از مسیر تلاش و هدفت لذت میبری به نتیجه میرسی. اگر باورهایی درست می‌بود من با توجه به اینکه از مسیر درس خواندن لذت می‌بردم خیلی راحت دانشگاهی که آرزوش داشتم قبول میشدمم.

    استاد جانم این فایل واقعا پر از آگاهی است دیگه باید عمل کنم باورهای محدود کننده رو بکشم بیرون تا نتایج ببینم خیلی راحت والسلام .

    در پناه الله یکتا شاد ،پیرز،سعادتمند و ثروتمند در دنیا و آخرت باشین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    زهرا محمد خانی گفته:
    مدت عضویت: 1213 روز

    @1: چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری و با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به آن نرسیده ای؟

    درآمدم بیشتر کنم ماهیانه قیمت رفته بالا و ولی من خیلی بالاتر از این حرفا میخام فعالیتم کار فیزیکی تآ الااان سعی میکردم کاره فیزیکی بیشتر کنم ولی یه چیزی داره قلقلکم میکنه میگه باورهاتو بزرگ تر کن لیاقت تو بزرگ تر بکن خدایی شکرت بابت این هدایت های ناب الان تو حرفا شنیدم یکی از نزدیکامون با کار روی باور هاش گوشی خوب خریده دهنمممم قشنگ وا موند اصلا مگه تو این مداراس اونم میگف یه سال کار کرده یه پرومک 14 فک کنم همچین چیزی بود خرید اوووف خیلی حال کردم درسته همین راهو میرم باورهام درس نتیجه بزرگتررر

    @2.چه افرادی را می شناسی که با وجود تلاش های کمتر، به سادگی به همان خواسته رسیده اند یا با وجود تلاش های مشابه با شما، خواسته ی آنها محقق شده است؟ (درباره این موضوع با جزئیات توضیح بده)

    خخ اون همین چند دقیقه پیش یه گوشی خیلی خوب خریده ینی انقد راحت انقد پول داشته که اینو بخره خواسته اش خیلی بزرگ بود خرید و دیافت کرد همین فامیلامون باورشو برا شون خیلی سخت بود ولی اون باورشو درس کرد و راحت خرید پس من باورهام قویتر میکنم ثروت خیلی راحته از همین الانه من میشه ثروت بیشترو بیشتر و راحت تر کرددد چجور قدم به قدم هدایتم میکنی

    منم درامد ماهینانه 30 تومن راحت میخام با ازادی زمانی که دارم ازادی مکانی هم میخام هر جا میخام راحت برممخدایی شکرتتت خیلی احساس خوب و شوق دارم اینکه میشه خواسته هامو یکی یکی براورده کنم یام من ارزوهامو میکنم حرکت میکنم بهترین وقت ونزدیک دریافت میکنمممم بزرگام فعلا ایناس ولی جدیدا خیلی خواسته پشته خواسته درس میکنم فک کنم زهنم میخاد گیجم کنه ولی میدونم روابط وخیلی چیزای قشنگ تو زندگیم بیشتر شده خدایی شکرتتت و این مهم ترینشم درامد ماهیانه 30 تومن راحت البته من خانه دارم و میشد ماهینانه درامد داشت و راحت پولت توش پول باشه و خرید بزنی و بیشتر بیشتر بشه میشه راحت با باور های قشنگ قشنگ پول در اورد مث اینکه پول در اوردن راحته ثروتمند شدن راحته پول دراودن خیلی لذت بخش پول در اوردن مهم ترین کاره پول در اوردن خیلی راحته و میتونم و لیاقت دارم درامد ماهیانه 30 داشته باشم خدا کلی گنج داره و میتونم من راحت دریافت میکنم درامد ماهیانه 30 تومن شکرررت خدایی

    @3.چه باورهای محدود کننده ای (ترمزهای مخفی) را می توانی در ذهن خود شناسایی کنی که فکر می کنی باعث شده که با وجود این همه تلاش، باز هم به آن خواسته ها نرسی؟

    اینکه واقعا میشه با این خانه داری میخوری میخابی میچرخی کاره سخت نمیکنی ثروتمند بشی

    اینکه واقعا کارش خیلی راحته بشینی احساستو خوب بکنی پول راحت بیاد تو جیبت اونم زیاااااد

    اینکه واقعاا انقد پول در اوردن راحت واقعااا این حرکت این قدم برداری باور چی باید بگم اخه مگه میشه این همه چیز میخام خیلی سخته بگیشون اخه من لیاقتشو دارم

    پول زیاددد راحت بیاد تو کارتت و توهم راحت خرید کنی لذت ببری

    #کلن خداروشکر بیشتر وقتا احساسم خیلی خوبه

    باید بگم به همه اینا ارررره

    میشود

    میشود مثل استاد راحت راحت کلی ثروت داشت

    خیلی راحت حسابت کلی پول توش هس و بیشترو بیشتتتررررر هم میشه راحت خیلی بیشتررر من چیزی که هس از خدا میخام رقم مثلا میگم 10 بعددد میگممم نه مثلا 20 نه 3000 یکم هنگ میشه خخخ باید بیشتروش کار کنم باور پزیر تر بشه برام پول زیاد تو حساب مثلا 30 تومن چیه 30 تو ماه به ماه بیشترم میشه مثلا راحت میتونم 10 برااام خودم خرج کنم اوووف خیلی حال میده چقد لذت میبرم هر چی میبینی خاستی راحت بردار ببر اینو هم میخام فقط نگاه کن و لذت شووو ببر و منمممم بیشار بیشترش کنم دهنت بازززز بمونه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    زهره یوسفی گفته:
    مدت عضویت: 1648 روز

    درود خدمت استاد عزیزم ومریم جانم

    سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم به خاطر وجودتون

    درود خدمت خواهر وبرادرهای عزیزم

    چقدر جالب وچقدر درست وچقدر به موقع

    خدایا سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم به خاطر اینکه من شب گذشته از همسرم پرسیدم دقیقا این سوال استاد وصبح استاد فایلشو برای من میذارن سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم ربم سپاسگزارم به خاطر هم زمانی با شمااز ربم سپاسگزارم.

    استعاره گازوترمز

    که هی تلاش میکنی ودر جا میزنی وهی سرمایه گذاری میکنی ونتیجه نمیدهد .

    ربم من لایق بهترینهای جهانت هستم،تو مرا خلق کردی و جهان رامسخر من کردی من لایق بهترینها هستم.

    باور عدم لیاقت،

    باور به کمبود

    همه چیز در جهان برای همه بی حد است وفراوان

    ربم سپاسگزارم ربم سپاسگزارم ربم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  9. -
    محمد گفته:
    مدت عضویت: 1689 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته و دوستان خوب عباسمنشی

    خوشحالم که این فایل روی سایت قرار داده شد و هزار بار از خداوند سپاسگزارم بابت این سایت فوق العاده با این همه مطالب خوب و درجه یک

    سوال اول:چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری و با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به آن نرسیده ای؟

    همانطور که دوستان اشاره کردند جوابهای زیادی برای این سوال هست و من می‌خوام تجربه خودم رو بگم.من به لطف الله امسال هست که به دبیرستان رفتم و یک ویژگی داشتم که میخواستم همیشه نفر اول باشم و هیچکس بهتر از من نباشه(البته این ویژگی اصلا خوب نبود و خیلی جاها بهم ضربه زد)

    اون اوایل خیلی درس میخوندم و ساعت مطالعه بالایی داشتم و بعد از امتحان مطمین بودم که حتما نمره بیست میگیرم و به خودم میگفتم اون دوستم که زیاد درس نمی‌خونه و ساعت مطالعه کمی داره وقتی میگه امتحان ساده بود پس من هم حتما نمره ام بالاتر از اون بود. ولی وقتی نمرات میومدن می‌دیدم که نمره آنچنان خوبی ندارم و بقیه دوستانم از من نمره شون بالاتر هست.خلاصه یک چند وقتی بود که نامید بودم و قید درس خواندن رو زده بودم و به خودم میگفتم من که این همه درس میخونم ولی نتیجه ای نمی‌گیرم پس چه فایده ای داره درس خواندن. ی چند وقتی گذشت و به سایت و بخش عقل کل هدایت شدم و کامنت هارو میخوندم و یک چراغ تو ذهنم روشن شد (خیلی حسم عالی شد وقتی درکش کردم)از اونجا به بعد فهمیدم که علاوه بر تلاش طاقت فرسایی که داشتم باور هام هم مهم بودن و ی جورایی مثل یک عدد توان دار هست که تلاش ما عدد هست و باورهامون توان اون عدد که هرچی باورهامون بهتر باشد اون عدد بیشتر میشود و هرچی باور های داغون ترس داشته باشیم اون عدد کمتر میشه که البته تلاش هم تاثیر بر بزرگ شدن اون عدد داره ولی توان توان نقشش مهم تره به طوری که اگر تلاشمون یا همون عدد کمتر باشه به اندازه باورتون میتونیم از خیلیا که تلاش زیادی دارند ولی باور هاشون نامناسب هست بهتر نتیجه بگیریم و متاسفانه من باور های مناسبی نسبت به درس خواندن نداشتم مثلا که درس خواندن سخته و کنکور قبول شدن سخته و کار هرکسی نیست یا برای گرفتن نتیجه خوب حتما باید پوستت کنده بشه یا از دوستام شنیده بودم که این سه سال دبیرستان از سخت ترین سال های عمرم هست و من هم باور کرده بودم یا حتما باید کلاس های بیرون رو بری یا فلان کتاب رو بخونی یا تقصیر معلمه و اون درست درس نامیده مشکل اون هست و…

    و به لطف خدای‌ فوق العاده که عاشقش هستم این فایل شما استاد عزیز رو گوش دادم و باورم نسبت به اینکه علاوه بر تلاش کردن باور ها هم مهم هستن نقش باور ها خیلی بیشتر از تلاش کردن هست و من فهمیدم که باید باور هامو تغییر بدم و از روزی که تلاش کردم برای تغییر باور هام امید و انگیزه ام صد ها برابر شده.

    از خداوند هم بابت های خویش بینهایت متشکرم و همچنین استاد عزیز با آموزه های خوب و زندگی سازشون️و امیدوارم که اگر آرزویی دارید و مثل من تلاش میکنید باور های مناسب رو بسازید و بهش برسید و حال دلتون عالی باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    هایده عبدپناه گفته:
    مدت عضویت: 1287 روز

    بنام تنها قدرت مطلق و فرمانروای جهان هستی

    سلام و درود خدمت استاد بزرگوارم و دوستان خوبم

    استاد جانم کاشکی دوستان قدر این تمرین رو بدونن بخداوندی خدا اینا رایگان نیست اینا میلیون ها ارزش داره ،، سپاسگذارم ازتون که بی منت و رایگان این آگاهیارو این تمرینات رو در اختیار ما قرار میدین که اگه درست بهش عمل بشه مثل همون بارون ، بارون رحمت و نعمت به زندگیمون سرازیر میشه،، خدا اجرت بده مهربون

    سوال اول: داشتن یک رابطه عاطفی خوب و عالی ( یک ازدواج موفق و عالی)

    سوال دوم: من هزاران الگو و نمونه دارم از اینکه ازدواجی موفق و مدت دار و توام با عشق رو شروع کردن و دارن به همین منوال ادامه میدن سالهای ساله از دوستان و همسایه ها خیلی زیاده ، ولی ذهن نجوا گر من میگه شاید واسه تو نشه همون نتیجه ازدواج سابقت رو بگیری

    سوال سوم: این سوال کولاک کرده من بارها این سوال رو از خودم پرسیدم و یه سری باور مخرب و متضاد با خواسته ام رو پیدا کردم نمونه اش:

    مردها آزادی رو از خانمشون میگیرن،

    مردها امکانه پنهان کاری و دروغ و خیانتشون بیشتر نسبت به خانما و جامعه حرف اونارو بیشتر میپذیره

    مردی با فلان قیافه و رنگ پوست همیشه خیانت کار و دورو هستش

    مردهای فلان منطقه به درد زندگی نمیخورن، پسری که هم سن خودم باشه بچه اس و نمیتونه مدیریت زندگی رو در دست بگیره( هرچند که این واسم ثابت شده که اشتباه میکنم چونکه همسر سابقم 7 سال از من بزرگتر بود و نتونستیم ادامه بدیم ولی انقد این ترمزهام قدرت دارن که نمیتونم باور کنم)

    مردا تو زندگی زناشویی به زن توهین و بی احترامی میکنن،

    به مردا نمیشه اعتماد کرد،

    هر رابطه ای که اولش گل و بلبله سر آخر به گند کشیده میشه

    یه رابطه پایدار و عاشقانه با ازدواج از بین می‌ره

    مردا به چشم برده و ضعیفه به زن نگاه میکنن و همیشه احساس ریاست و سالاری دارن

    وقتی مردی بفهمه زنی دوسش داره از عشق و محبتش سو استفاده میکنه

    پسر خوب واسه ازدواج کمه و….

    استاد کلی از این باورهای اشتباه پیدا کردم که مانع پیشرفتم شدن تو روابطم ،، من سالهای ساله نمیتونم یه رابطه موفق و مدت دار باکسی داشته باشم بعد چند ماه از هم میپاشه حتی زندگی زناشویمم همینطور بود،

    چندروز پیش یه ترمز مخفی پیدا کردم مربوط به دوران دبیرستان و مدرسه ام بود دوستام تو ارتباط با دوست پسراشون شکست عشقی میخوردن و چون که تو محیط کوچکی بودن کلی بد نام میشدن و غمبرک میزدن منم این ترس و نگرانی تو ذهنم بود که مردا همینن و مورد اعتماد نیستن با حیثیت خانما بازی می‌کنن و تا چند سال من از اینکه وارد ارتباط بشم وحشت داشتم و آهنگ گذاشته بودم واسه خودم تنهایی میرقصیذم و به ظاهر شاد بودم من این جمله رو به زبون آوردم مهم نیست بذار کسی با من نباشه همین بهتر که تنهاباشم تا اینکه تو رابطه باشم و اذیت بشم من تنهایی رو ترجیح میدم اگر همچون خود نیافتی مثل خدا تنها باش این جمله همیشه تو ذهنم بوده و هست همین لحظه بود که یه چیزی تو ذهنم گفت دییینننگگگگگ این ترمز مخفیته،،، نمی‌دونم چرا تو ناخودآگاهم دوست دارم تنها باشم من از این تنهایی لذت میبرم جای اهرم رنج و لذت تو ذهنم نسبت به روابط بد تعبیه شده ،، بخدامن انقد از رابطه ترسیدم که جرات ندارم وارد رابطه جدی بشم با وجود اینکه همیشه کلی پیشنهاد و خواستگار داشتم ولی یه چیزی تو وجودم نمیذاره وارد بشم یا اگه وارد میشم بایه آدم نامناسب اگه هم مناسب باشه خودم بهش گند میزنم، و از نظر اعتماد به نفس و باور لیاقت خیلی پایینم

    این باورها بیشتر از خانواده منتقل شدن و بعد دوستان و محیط بیرون

    ان شاءالله به همین زودی این دوره فوق العاده رو خریداری میکنم و وفور نعمت تو زندگیم سرازیر میشه من از خدا کمک خواستم و نشونم داد که این دوره مناسب منه یارب شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      عبداله رحیمی گفته:
      مدت عضویت: 1064 روز

      سلام خانم عبدپناه .انشالله که به خواسته ای قلبی خودتون رو برسید.

      من متوجه شدم که من و شما دریک نیت یکسان به یک نشان یکسان از سایت هدایت شدیم و این برام غیر قابل باور وعجیب بود!!!ودر نظرات برای شما متنی نوشتنم و انگار شما ندید.اگه مطالعه کنید وراهنمایی کنید ممنون میشم.اون فایل و نشان. معرفی قانون آفرینش قسمت 4بود .که گویا برای شما دوبار آمده بود.ممنون.یاعلی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: