چرا با وجود تلاش فراوان، به خواسته‌هایم نرسیده ام؟ | قسمت 1 - صفحه 55 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1205 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطیما و مهدی گفته:
    مدت عضویت: 1242 روز

    سلام شبتون بخیر استاد عزیزم و دوستان هم قدمم

    نمیدونم قراره این کامنت چجوری باشه اصلا

    خیلی یهویی اومدم بنویسم

    چند وقتی هست خیلی کم کامنت مینویسم و ببشتر میخونم تا بتونم از تجریه دوستان استفاده کنم .

    برای جواب سوال اول :

    از اخرین هدفم بگم که داخل دوره 12 قدم هم هستم اینه که مراجعه کننده هام بیشتر بشه و واقعاااا براش تلاش کردم . نمیخوام بگم تلاش فیزیکی بلکه تلاش ذهنی مداوم دنبال ترمز های ذهنم داخل عقل کل داخل راهکار مسائل داخل کامنت ها و … بودم

    ولی هنوز درامدم سینوسیه مثلا یه روز 12 نفر مراجعه دارم یه روز هیچی دو روز خوبه دوباره یه روزه بده و من هر چی فکر میکنم نمیتونم دلیل این الگوی تکرارشونده رو پیدا کنم .

    برای جواب سوال دوم :

    بله دوست نزدیک و همکلاسیم که زمانی که ما فارغ التحصیل شدیم اون تصمیم به شروع این بیزینس داشت و خیلی از خودش مطمین بود و حتی دیر از من استارت این بیزنس رو زد و الان موفق تره

    برای جواب سوال سوم

    وقتی که به همین دوستم فکر میکنم یادم میاد قبل از اینکه شروع کنیم من همش میگفتم نه این کارمون نمیگیره باید اول بریم برای کسی کار کنیم ولی دوستم از همون اول میگفت نه قطعا خیلی خوبه و الان میفهمم اون عزت نفسی که داشته اون احساس لیاقتی که داشته باعث شده تو زمان کمتر از من موفق تر باشه و به درامد بیشتری برسه .

    یک ترمز دیگه ای که تازگیا پیدا کردم اینه که من خیلی برا کارم دودوتا چهارتا میکنم هی به خودم میگم باید روزی فلان تا مراجعه داشته باشی تا به فلان قدر برسی و حس میکنم خیلی چسبیدم . و حتی به خظرم این که اینقدر چسبسدم به این موضوع که من حتما باید از همین کار پول وارد زندگیم بشه یه ترمزه به نظرم باید رها کنم تا به قول خدا ثروت از جایی که گمان نمیکنم وارد زندگیم بشه

    یه ترمز دیگه هم که دارم عجول بودنمه انگار دلم میخواد به محض اینکه ترمزمو فهمیدم دیگه همه چی تغییر کنه .

    البته من اقدامم کردماا مثلا یه ترمز داشتم فهمیدم روش کار کردم و حتی در جهتش قدم برداشتم ولی بازم جلو نرفتم

    همین کلافم میکنه .

    امیدوارم بتونم رهاااتر باشم

    عاشقتم استاد خوبم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    مجید عزیزی پیردوستی گفته:
    مدت عضویت: 1725 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به خانواده ی بهشتیم

    استاد چقدر جذابتر و خوشتیپ تر و خوش هیکل تر شدین چقدر نورانی تر و زیباتر شدین بهتون تبریک میگم که واقعا شما لایقش هستین و اگر این شرایط را خلق کردین پس منم میتونم و بهش میرسم .

    سوال 1.چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام دادی اما به نتیحه ای که میخواستی نرسیده ای؟؟؟

    _خواسته ای که قبلاً داشتم این بود که بتونم فالوورهای اینستاگرامم را افزایش بدم و خیلی پست میذاشتم که البته تمرکزم پراکنده بود

    _خواسته ای که در حال حاظر دارم فروش در پیجم هست که بتونم محصولاتم را بفروشم ولی جوابی که من میخواستم نداده

    سوال2.چه افرادی را می‌شناسی که با وجود تلاش کمتر و یا تلاش مشابه به اپن خواسته ها رسیدند؟؟؟

    یکی از دوستام در بیشتر کردن فالوورهاش در یک سال به 50 هزار نفر رسید که خیلی هم تلاش نکرد و برخی اوقات به سفر می‌ره و آنچنان بیشتر از من تلاش نکرده اما به بیش از 50 هزار نفر رسیده و الان هم فروش خوبی داره خدارا شکر که قرار ازش الگو بگیرم

    واسه فروش محصولاتم از اون شخصی که جنس تهیه میکنم گفت همکارانت ماهی 40 تا 50 میلیون فروش دارن با حالی که با هم شروع به خرید کردیم اما تو هنوز چیزی نفروختی و همکارانم به راحتی مبالغ زیادی را فروختن

    سوال 3.چه باورهای محدود کننده ای را در ذهن خود میتونی شناسایی کنی که با وجود این همه تلاش فراوان باز هم به اون چه که میخواستی نرسیدی ؟؟؟

    _تمرکزم رو یک موضوع نیست و پراکنده تلاش میکنم

    _این آموزشی که من میدم افراد کمتر از محصولاتم میخرن

    _سخت میدونم که برم اداره پست و محصولات را بفرستم

    _افراد باور نمیکنن که محصولات من بتونه مسائلشون را حل کنه

    _

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    الناز و هانیه گفته:
    مدت عضویت: 2140 روز

    با سلام

    استاد عزیزم که با صحبتهای عالی شان هر روز باعث رشد من می شوید

    سلام مریم جانم که کمک به تهیه فایلها می کنید

    و دوستان عزیزی که کامنت می نویسید و از خواندن آنها لذت می برم.

    قبل از اینکه برم سراغ گوش دادن ادامه فایل و خواندن کامنت دوستان میخوام صادقانه به این سوال پاسخ دهم.

    قبل از اینکه با قوانین جهان به این صورت که استاد می گویند و آگاهانه آشنا بشم هدف های کوچک و بزرگی زیادی در زندگی انتخاب کردم و در مدت زمانی خیلی کمی به آنها رسیدم (الان که مرور می کنم)

    حتی بعد از آشنایی با این قوانین هم اهدافی را برای خودم تعیین کردم و به آنها رسیدم و الان که دارم این متن را می نویسم و روی هدفی مهم در زندگیم تمرکز کرده ام و با خودم فکر میکنم چرا نمیرسم ولی با جواب این سوال متوجه می شوم که من خیلی عجله می کنم و دوست دارم بدون تکامل به هدفم برسم. من برای رسیدن به تمام اهدافم تکاملم را طی کردم الان که با خودم فکر میکنم 13 سال قبل که از قانون اطلاع نداشتم و آرزوی استخدام در شغل دولتی را داشتم که بسیار بسیار برایم دوردست بود. حتی مدرک دانشگاهیم را نگرفته بودم که پیشنهاد کار در یک ارگان دولتی بهم داده شد و بعد از حدود 3 سال استخدام رسمی شدم. و این کار رد شروع 12 ساعت در یک هفته بود و آرام آرام این ساعتها زیاد شد و تبدیل به استخدام رسمی شد. می توانم صدها مثال در مورد خواسته هایم داشته باشم.

    ولی با وجود اینکه خودم همۀ اینها را می دانم ولی بعضی خواسته ها مثل خواسته در حال حاضرم خیلی برایم ضروری می شود و به شدت احساس نیاز می کنم و عجله می کنم و می دانم که باعث می شود و از خواسته ام دور شوم.

    ولی تابحال هیچ خواسته و هیچ خواسته ای نبوده که من با تمرکز بخوام و نرسم.

    جواب سوال دوم : حقیقتا خیلی نمی توانم به این سوال دقیق جواب دهم و افراد زیادی را نمی شناسم که با تلاش کمتر، نتایج بهتر و بیشتری گرفته باشد یعنی تقریبا تمام الگوهایی که می شناسم گفته اند برای موفقیت سالها تلاش کردند بجز خود شما.

    همین الان با پاسخ دادن به این سوال توانستم دو تا از ترمزهای مهم را شناسنایی کنم

    1. ثروتمند شدن خیلی سخت است

    2. برای ثروتمند شدن به زمان و تلاش زیادی نیاز است.

    بریم سراغ مطالعۀ کامنت دوستان

    پدر پناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    وهاب زارعی گفته:
    مدت عضویت: 2627 روز

    به نام خدای وهاب

    باسلام به استاد عزیز و خانم شایسته مهربان و دوستان عزیز

    جواب سوال 1: چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری و با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به آن نرسیده ای؟

    همانطور که استاد در فایل گفتند خواسته من هم مالی بوده و درآمدی که حداقل نیازهای روزمره ام را به راحتی تهیه کنم توسط شغلی که مورد علاقه من است و به آن عشق می ورزم که در قدم اول به اندازه ی یک سوم درآمد فعلی ام پول بسازم.

    جواب سوال 2: چه افرادی را می شناسی که با وجود تلاش های کمتر، به سادگی به همان خواسته رسیده اند یا با وجود تلاش های مشابه با شما، خواسته ی آنها محقق شده است؟

    من فردی از دوستانم را می شناسم که در کار مورد علاقه ام به فعالیت مشغول است و با آنکه حتی از من کمتر زمان می گذارد از من در این موضوع موفق تر است و هر روز خبرهای خوبی از موفقیت او به گوشم می رسد و منرا بر آن میدارد که تلاشم را بیشتر کنم و انگیزه پیدا کنم که می شود به این خواسته ها رسید و با وجود تلاش زیادی که برای کنترل ورودیها کردم از جمله حذف شبکه های اجتماعی و تلویزیون و رابطه کمتر با افراد دارای افکار و باورهای نامناسب و منفی و گوش دادن به فایلهای استاد و سعی در باورسازی و شناخت بهترخدا و درک و عمل با تکامل به قوانین جهان و رابطه دادن قانون با نتایجم هر چند کوچک ، ساختن اهرم رنج و لذت و مرور هر روزه ی آن و مرور دریم برد و سعی در توجه بیشتر به نکات مثبت و سعی در داشتن احساس بهتر دائمی هنوز به نتایج حتی کوچکی در این موضوع نرسیدم.

    جواب سوال 3: چه باورهای محدود کننده ای (ترمزهای مخفی) را می توانی در ذهن خود شناسایی کنی که فکر می کنی باعث شده که با وجود این همه تلاش، باز هم به آن خواسته ها نرسی؟

    اینکه آنقدر با دیدن نتایج دیگران و باوراین که رسیدن به ثروت بسیار سخت است و باید بسیار زحمت بکشی و رنج ببینی تا به ثروت برسی ، اینکه رسیدن به ثروت کار هر کسی نیست ویک ایده ناب باید داشته باشی که من ندارم ، اینکه من توانایی رسیدن به ثروت را با توجه به نتایج قبلی خود ندارم و نمی توانم به ثروت برسم ، اینکه باید یکباره ثروتمند شد که چون من عواملی مثل شانس ، ارث ، پارتی ، رانت یا … را در زندگی ام نداشته و ندارم ثروتمند نخواهم ثروتمند شد ، اینکه چون خانواده سطح متوسطی دارم و با وجود والدین کارمندم و ثروتمند نبودن آنها نمی توانم به ثروت برسم ، البته من برای وارونه کردن این باورها به صورت منطقی تلاش کردم اما فکر میکنم هنوز یا به اندازه کافی تلاش نکردم یا ترمز دیگری دارم که هنوز آنرا پیدا نکردم.

    با تشکر از استاد و خانم شایسته عزیز که دستان خدا هستند و راهنمای ما در این دنیای زیبا و خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    مژده شایسته نژاد گفته:
    مدت عضویت: 407 روز

    سلام از اولین کامنت

    اولین سلام من به شما نورهای آگاه

    چند وقتی هست من هدایت شدم به این سایت

    که هرروز بابتش شکر گزارم

    شکر گزار وجود دختر عمه ام (سعیده رضایی)که راهنمای من به این سایت بود

    این ویدئو با موضوع چرا هرچی تلاش میکنم به خواسته ام نمیرسم نشونه ی امروز من بود

    وقتی زدم روی گزینه ی نشانه ی امروز من و این تیتر رو دیدم اشک حلقه زد توی چشمم

    چون دقیقا سه چهار روزه هم با خودم هم با همسرم صحبت میکنم میگم ما تو این زندگی از پس خیلی چیزها بر اومدیم ولی چرا هر کاری میکنیم نمیتونیم ماشین بخریم؟؟؟

    هم خودم و هم همسرم جوابی نداشتیم برای این سوال

    امروز این نشونه ی من بود

    صحبت های استاد در این فایل تا حدودی به من جواب سوالم رو داد

    آره ما ماشین دلمون میخواد اما ترمز ذهنی هم داریم مثلا یکی از اون ترمزها : خرج ماشین زیاده….

    از امروز تمام سعی خودمو میکنم باورهامو راجع به خرید ماشین تغییر بدم

    و امید دارم که بعد میام اینجا دوباره براتون مینویسم که شد آنچه باید میشد….

    الهی شکر که امروز این فایل رو دیدم.

    الهی شکر ، الهی شکر، الهی شکر برای همه چیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    رضا زمانی گفته:
    مدت عضویت: 2162 روز

    سلام به استاد عزیزم خانوم شایسته عزیز دل و دوستان گل و دوست داشتنی

    تو این مدت چند ماهی سعی کردم اصلا کامنت نزارم تا وقتی که اون نتیجه دلخواهم رو بگیرم و با دست پر بیام

    اول به خودم افتخار میکنم که ثابت قدم موندم توی این مسیر و تعهدم رو پایدار نگه داشتم

    از خدای یکتا سپاسگزاری میکنم برای این سلامتیم که فقط دیدم استاد از کجا به کجا رسید و استاد از اون روز چنان تغییرات و چنان آگاهی بدست آوردم و انرژی …

    ازت ممنونم استاد ازت واقعا ممنونم الگوی بینظیر من

    سوال 1: چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری و با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به آن نرسیده ای؟

    هدفی که از پارسال فک کنم شروع شده استارتش 1 سال و نیم تقریبا شاید بیشتر

    هدفم در زمینه عشق و علاقمه و واقعا الان مطمئنم که دوستش دارم چون وقتی اینکارو انجام نمیدم انگار یک چیزی کمه تو زندگیم و از ته دل راضی نیستم

    اول فیگور سازی بود و ادامه پیدا کرد به ماکت سازی و کلی مهارت کسب کردم و بها دادم و واقعا زمان گذاشتم با عشق واقعا زمان گذاشتم اون موقع نمیدیدم و ناراضی میشدم ولی الان نگاه میکنم مقداری تایم میزاشتم که بدنم جواب نمیداد خسته میشد کمر درد و اینا کلی مهارت یاد گرفتم میتونم بگم بین 700 تا 1080 ساعت زمان گذاشتم برای یادگیری و تولید و واقعا از همون اولین تولید کارم واقعا زیبا بود واقعا و واقعا الهامات و لطف و هدایت الله اینجور تولید منو از همون اول خوشگل کرده

    با وجود کلی کلی کلی تایید و تحسین و چنل زدن و 27 تا سابسکرایبرز و لایک و کامنت های لذت بخش ، وقتی میبینم که با اون همه زمان و انرژی ، باید بیشتر از این نتیجه باشه. نا شکری نمیخوام بکنم ولی دیدم قشنگ که یک سری اتفاقات به زور رخ میده و حس کردم یک سدی هست پر آب ولی خروجیش یک سوراخ کوچیکه ، که چندبار دهانه این خروجی بزرگ شد!!

    این تایم چند ماهی برای خودم به لطف الله تمرین درست کردم باور سازی و …

    توی یک تایمی ورودی مالی داشتم به شکل هدیه و پول هایی از در و دیوار وارد زندگیم شد که اصلا رویایی واقعا

    تو دیریم بوردم یک سیستم تقریبا میان رده عکس گذاشته بودم ، قیمت 20 میلیون

    به طور معجزه آسا و رویایی واقعا واقعا رویایی واقعا رویایی و ساده بخدا اینقدر ساده رخ داد. که دوستم یک سیستم گیمینگ خفن گرفت گفت رضا این سیستم رو میخوای(داستان طولانی داره) دست دو بفروشم بز خری میکنن اگه استفاده میکنی بگیر ماله تو یک مانیتور هم دارم بگیر حال کن ، جملاتی رو گفت که حس کردم خدا داشت بهم میگفت چون تو لایقشی ، تو استفاده کن.بار ها خدا از زبان این دوستم این جمله رو بهم گفت که خدا خیلی دوست داره تو لایقشی تو ارزشت بیشتره و … خدا اینقدر عزیز کرده منو

    کلی پول بدون اینکه درخواست کنم وارد زندگیم شد و …

    و باز تقریبا کات شد

    هم اون پیشرفت چنلم و ورودی پول

    سوال 2: چه افرادی را می شناسی که با وجود تلاش های کمتر، به سادگی به همان خواسته رسیده اند یا با وجود تلاش های مشابه با شما، خواسته ی آنها محقق شده است؟ الگو هایی رو توی یوتویوب دوست داشتنی دیدم توی حوزه هنر خودم که طرف یک شورت ویدیو گذاشته بود و توی 2 ماه 30 هزارتا ویو و 2 هزارتا لایک اومده بود روی اون شورت ویدیو یا چنل فان زده بود کلا دو ماه ، 70 هزارتا سابسکرایبرز داشت و ذهنم قبول نکرد گفت خب این احتمالا سال هاست داره کار میکنه یا خیلی ویدیو گذاشته و … یا مثلا دیده بودم طرف از آجر چینی کاری که هر روز انجام میده شورت ویدیو گذاشته و میلیونی ویو گرفته و چند صد هزارتا لایک

    سوال 3: چه باورهای محدود کننده ای (ترمزهای مخفی) را می توانی در ذهن خود شناسایی کنی که فکر می کنی باعث شده که با وجود این همه تلاش، باز هم به آن خواسته ها نرسی؟

    چیزی که قبلا هم نوتیس کرده بودم و هدایت شدم بهش ، این کلمات هست که من و خدا ، وقتی میگم خداوند منو هدایت کرد اینکارو انجام دادم و هرچی دارم به خاطر خداست ( این حس بهم دست میده که تو هیچکاره ای و چیزی نیستی خدا داره انجام میده و حس کم ارزشی بهم دست میده ، در صورتی که تمام موفقیت هام اینجور بوده که خواستم از خدا ، هدایت اونو عمل کردم و نتیجه عالی بوده)

    چیزی که چند مدت پیش متوجهش شدم و با زبان خودم اعتراف کردم ، گفتم به خودم که اگه یکی یا خدا بیاد 100 میلیون بده خوشحال میشم ولی حال نمیده ، چیکارش کنم اخه ، تهش همین مسیر رو ادامه میدم و کسب و کار خودمو میخوام بزنم و از این پول در بیارم ، به ظاهر جملات درست و قدرتمند کننده و توحیدی هست ولی نوچ!!!

    خودمو لایق ساده و راحت بدست آوردن نمیدونم!!!

    اینو متاسفانه تو رفتار پدرم میبینم( به شکل مذهب ) تو رفتار های مادرم میبینم ( من نمیخوام ، بچه هام ) تو رفتار های مادربزرگم مخصوصا و مخصوصا تو رفتار خودم ، همین الان دارم برای یکی از دوستان پروژه دانشگاهیش رو درست میکنم و یک صحبت هایی شد در مورد مبلغش و اینا که تو ذهنم اومد که بگه خب چقدر برات بزنم بگم برو بابا نمیخواد!!!

    به به چه با مرام!!! نه

    چه نا لایق!!!

    ظاهرش قشنگه ها ولی من درونن میدونم که خودمو لایق دریافتش نمیدونم ، حتی تو ذهنم اومد که خب به جای پول بخواه که برات فلان کارو کنه

    اوایل آشناییم با استاد توی دوره قانون آفرینش خیلی اتفاقات رویایی میوفتاد برام و یادمه اون موقع به شدت خودمو دوست داشتم و با ارزش میدونستم و تمام جهان و خودم رو خدا میدیدم و…

    حس میکنم میتونه این باشه یا حداقلش یک آشیل اصلی اینه چون این احساس رو خیلی جاها داشتم و دارم هنوز

    از استاد و خانوم شایسته عزیز بینهایت سپاسگزارم و عاشقانه دوستون دارم

    همیشه شاد و سالم و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    حسین شیهکی گفته:
    مدت عضویت: 1287 روز

    سلام استاد جان

    از دیروز که این فایل را روی سایت دیدم تا الان مدام دارم در موردش فکر می کنم،

    امروز شروع کردم به کامنت گذاشتن و همین طور دیدم کامنت دوم و کامنت سوم و الان رسیدیم به کامنت هفتمی که دارم روی این فایل میزارم.

    دیدم از هر زاویه ای دارم به زندگیم نگاه می کنم تموم اتفاقات همین بوده و هر جایی که من خیلی سخت گرفتم از طرفی آدم هایی بودن که با یک هزارم تلاش من ازم بیشتر نتیجه گرفتند.

    از اونجایی که قبلا دوره کشف قوانین را گوش داده بودم آمادگی صحبت هاتون را داشتم و انگار اون کلیدی که باید پیدا می شد را کاملا دیدم.

    من تو یزد متولد شدم و تا الان هم تو یزد زندگی می کنم.

    امروز هوا خیلی گرم بود و من طبق معمول داشتم با دوچرخه از سر کار میومدم خونه، یه دفعه نمیدونم چی شد ولی احساسم شروع کرد باهام حرف زدن و گفت چرا این همه ساله داری با دوچرخه این ور و اون ور میری؟

    اون هم تو سرما و گرمای یزد؟

    یادم میاد تا همین چند سال پیش کار های مختلفی را امتحان کرده بودم و اتفاقا تو یکی از آخرین کار هایی که داشتم بعضی وقت ها مجبور بودیم زیر آفتاب کار کنیم یا حتی تو محیط های بسته موتورخونه و گرم…

    یک رفیقی داشتم که با هم کار می کردیم و همیشه خیلی زود شکایت می کرد و می گفت این چه کاریه که ما داریم؟

    خودشو کاملا با دستمال و کلاه می پوشوند و من همیشه تو ذهنم می گفتم چقدر لوسه…

    اما حالا که نگاه می کنم می بینم انگار این خودم بودم که همیشه خودم را برای سختی کشیدن آماده کرده بودم..

    چند سال گذشته و کارم را عوض کردم، چیزی که دوست داشتم را پیدا کردم و خیلی راحت تر پول در میارم، درآمدم دو برابر شده..

    چون توانایی های خودم را باور کردم و وارد بازار فروش شدم..

    ولی از بچگی بابام و مادرم همیشه پیاده این طرف و اون طرف می رفتند و حتی یادمه روز های تعطیل ممکن بود از این طرف شهر تا اون طرف شهر را بریم و تاکسی نگیریم چون پولش را نداشتیم!

    حالا سال ها گذشته ولی انگار من خودم را هنوز لایق بیشتر از دوچرخه نمیدونم و هنوز زیر آفتاب و گرما این ور و اون ور میرم..

    دوستام خیلی هاشون ماشین و موتور های خوب خریدند ولی من هنوز فکر می کنم دوچرخه سواری بهتره!

    همین الان که رسیدم خونه دیدم بابام هنوز کولر را روشن نکرده و همیشه همین جوری رفتار می کنیم..

    واقعا چقدر احساس لیاقت مهمه و من چقدر خوشحالم که امروز این نقطه ضعف خودم را پیدا کردم..

    خدایا واقعا ازت ممنونم به خاطر تموم تضاد هایی که اومدن تا ما را به خواسته هامون برسونند..

    خدایا واقعا ازت ممنونم به خاطر جهانی که تا این اندازه دقیق عمل می کنه و اگر این من هستم که این اتفاقات را جذب کردم پس خودم میتونم تغییرش بدم..

    استاد عباس منش ازت ممنونم که توحید و قدرت ندادن به عوامل بیرونی را میشه توی تک تک سلول های بدن و رفتارت دید و ازت ممنونم که باهامون به اشتراکش گذاشتی..

    از خانم شایسته ممنونم که لطف کردن و این ویدیو را با عشق گرفتن..

    واقعا چه دقت و ظرافتی تو تک تک لحظه های فیلم برداری شون دیده می شد.

    چقدر حواسشون بود وقتی از لابه لای بوته ها رد میشن جلو تر حرکت کنن و وقتی کنار دریاچه قرار می گیرید کنارتون باشند تا ما نمای زیبای پاردایس را ببینیم..

    چقدر بدون لرزش و واقعی فیلم گرفته بودید، بهتر از هر فیلم برداری که هزار ساعت براش تمرین کرده چون با عشق انجامش دادید نه از روی اجبار یا دستمزد..

    چقدر نمای پاردایس رویایی بود و چقدر برای چند لحظه از هم زمانی اون بارون و ضبط ویدیو لذت بردم..

    دیروز یزد هم بارون اومد و هم دقیقا قبل از اینکه بارون بیاد سر کار رسیدم…

    واقعا که به هر چیزی توجه کنی تو زندگیتون اتفاق می افته..

    چقدر اون فواره تو پس زمینه زیبا بود و چقدر باور فراوانی تون را تحسین می کنم..

    اگر من بودم احتمالا می گفتم بابا ولش کن..

    صدای بارون را میزارم تو اسپیکر تا صبح صدای آب بده…

    ولی شما بدون باور محدودیت این کار را انجام دادید..

    واقعا که لایق این همه فراوانی و نعمتی که در اختیار دارید هستید و پاردایس حق طبیعی و بدون شک زندگی شماست..

    واقعا که رابطتون را تحسین می کنم و شما لایق تموم چیزی هستید که دارید تجربش می کنید..

    واقعا استاد جان میتونم هر روز تصور کنم چقدر احساس سپاس گزاری داره توی اون لوکیشن بودن و تجربه کردن این همه نعمت و فراوانی..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  8. -
    عاطفه گفته:
    مدت عضویت: 1314 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز

    استاد من دقیقا توی مرحله ای از زندگیم هستم که مدام از خودم میپرسم پس چرا نتیجه نمیده، یا نتیجه راضی کننده نیست؟ چرا استاپ شدم و چرا جلو نمیرم؟

    با دیدن این فایلتون تصمیم خودم رو گرفتم، گفتم میدونم با وجود تمام فعالیت هام ولی اونجور که میخوام نمیشه و هر روز حال روحیم رو به این خاطر بهم میریزه اما تسلیم شدنی تو کارم نیست و انقدر ادامه میدم که هر روز بهتر از دیروز از تمام جنبه های زندگیم بشم، در خال حاضر تمام داراییم 68 هزار تومنه تا بیست روز دیگه انقدر خوب و رو خودم کار بکنم که بتونم هزینه ی خرید قانون کشف قوانین و قدم پنجم رو بسازم و برم تو دل بزرگترین ترسم که فکر میکنم خواندن قرآن باشه، با خواندن کامت حمید عزیز دیدم با وجود اینکه سالهاست میخوام شروع کنم به خواندن قرآن و درک درست ان، هیچوقت دست به عمل نمیزدم تنها کاری که میکردم قرآن رو میاوردم خاک هاشو پاک میکردم میزاشتمش رو میزم دوروز بعد مامانم دوباره میزاشتش سر جاش، ولی واقعا همیشه میترسیدم بخونمش و اون چیزی که دوست ندارم رو بگه، در حالی که به صورت خود اگاه میدونم تنها چیزایی که میتونم زندگیمو تغیر بدم توش نوشته، و از امروز شروع میکنم به خواندنش و همچنین هیچوقت با میل و رقبت نمیومدم کامنت های بچه هارو بخونم جز موارد کمی، از امروز حتی شده 2کامن روزانه میخونم تا بتونم از تجربیات و راه کار های دوستان استفاده کنم، امید دارم که بیست روز دیگه این دو دوره را در سبد خریدم تصفیه کنم و شروع کنم به کار کردنش.

    ممنونم از شما استاد عزیزم که انقدر عالی و صادقانه بهمون اموزش میدید،

    سپاسگزارم از خانم شایسته عزیز که همه جوره شاهد زحمات و عشقشون هستیم.

    و سپاسگزارم از دوستان گلم که تجربیات و راه کار هاشون رو با ما درمیان میگذارند،

    و در اخر سپاسگزارم از خدای عزیزم که همیشه و هر لحظه کنارمه و هدایتم میکنه و تنهام نمیگزارد، واقعا سپاسگزارم، سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  9. -
    سهیلا نوری گفته:
    مدت عضویت: 1449 روز

    سلام میکنم خدمت استاد بینظیر و خانم شایسته که الگوی بسیار موفق برای من هستند

    و سلام خدمت خانواده صمیمی و دوستداشتنی خودم

    اول از همه بگم که با شروع گوش دادن این فایل

    یک خنده ی تلخی که از گریه کمتر نبود کردم

    به خاطر اینکه جزو کسانی بودم که استاد باید براش فقط دعا میکرد

    و شروع کردم به اینکه با خودم به فکر فرو برم و بگم

    پس تو چرا هیچ هدفی نداری و یا بهتر بگم اون هدفی هم که داری اصلا اینقدر بهش بی اعتنایی کردی که دیگه از هدف در اومد و توی پستوی ذهنت قرار داده بودیش

    من گشتم و هدفی که میتونستم عملی کنم ولی به خاطر ترمزهای زیاد بی خیال اونها شده بودم را توی ذهنم اول نوشتم و بعد بلافاصله اقدام به انجام اونها کردم

    من چند سالی بود که به خاطر ترسی که از رانندگی داشتم اقدام به یاد گرفتن رانندگی نکردم

    و بعد از غلبه بر ترسم ترمزهای دیگه مثل اینکه اول ماشین بخرم بعد رانندگی یاد بگیرم باعث شد به تاخیر بیافتد

    تا اینکه بلاخره اقدام کردم برای یادگیری اون و بعد هم ساختن باور لیاقت و عزت نفس برای داشتن یک خودرو مناسب

    و همچنین داشتن توکل و ایمان به خدا

    و داشتن باور فراوانی برای اینکه من هم می توانم یک ماشین مناسب داشته باشم

    من اینقدر این باورهای قدرتمند را در ذهنم تکرار میکنم تا ملکه ذهنم بشه

    یک هدف دیگه ای هم که داشتم این بود که برم باشگاه برای کاهش وزن

    ولی باز ترمزهای ذهنی و تنبلی باعث میشد که من دائم به تعویق بندازم

    یکی از اون ترمزها اینکه اضافه وزن من ارثیه و من از بچه گی تپل بودم

    و یا اینکه تا هر زمان که باشگاه میرم وزنم اوکی میشه و اگه دوباره نرم باشگاه تمام اضافه وزن من با شدت بیشتر برمی گرده

    ولی با تمام این اوصاف امروز اوکی کردم و با مربی باشگاه هماهنگ کردم

    که از اول تیرماه برم

    واقعا این تضادها چقدر خوب میشند وقتی ما ازشون میتونیم انگیزه بگیریم و با داشتن باورهای مناسب و هم سو با آن هدف به خواسته هامون برسیم

    و به قول استاد که میگند این تضادها اصلا چیز بدی نیستند به شرط اینکه ما با باورهای درست

    در جهت رسیدن به خواسته هامون ازش استفاده کنیم

    شاید اگر من هم از همان کودکی در شرایطی بودم که با این تضادها یی که استاد باهاشون برخورد داشتند مواجه بودم هدفهای بسیار زیادتری داشتم و برای رسیدن به اون هدفها تلاش میکردم

    ولی این را مطمئنم که چون قانون جهان را نمیدونستم مطمئنا با داشتن این باورهای مخرب که در وجودم بود خیلی سخت یا به اون هدف می رسیدم یا اصلا نمیرسیدم

    ولی فعلا با خودم تعهدم بستم که این دو هدف را براش تلاش کنم و باورهای مناسب برای اون اهداف درست کنم و با نتیجه گرفتن از اون ها

    باز انرژی و انگیزه بگیرم برای رسیدن به اهداف دیگه

    و همینطور انشاله ادامه بدم برای خلق یک زندگی ایده ال

    استاد عزیزم انشاله بتونم روسفید باشم و زحمتهای شما را که برای ما می کشید درست جواب بدم با عمل به آموزه های بینظیر شما

    از خداوند برای اینکه من را در این مسیر هدایت قرار داده سپاسگذارم

    و همینطور از شما استاد جان بی نهایت ممنون و سپاسگذارم که اینقدر خالصانه و زیبا و گویا با ما تجربیاتتون را به اشتراک می گذارید و چون خودتون تجربه کردید گفته هاتون را اینقدر به دل ما می شینه و لذت میبریم از درسهای شیرین شما

    دوستتون دارم خیلی زیاد️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  10. -
    ارزو دوستدار گفته:
    مدت عضویت: 2276 روز

    به نام خداوند مهربان و رحیم خدایی که به قول استاد عزیزم استاد عباسمنش در زمانبندیش محشره و بی نقص.

    سلام بر استاد عباسمنش عزیزم عزیزم عزیزم و مریم جان عزیززززززززززم

    استاد باورتون نمیشه همین الان که دارم این پیام رو مینویسم اشک از چشمام جاری شده از اینکه من چقدر به این زمان بندی خدا ایمان دارم و درست همین الان در حالی که چند ثانیه قبلش به خدا در رابطه با خواسته هام داشتم حرف میزدم و بر طبق عادت اومدم تو سایت شما تا از صحبت شما بهره مند بشم هم از طبیعت زیبای پرادایس لذت ببرم

    همینجوری داشتم نگاه میکردم تو قسمت دانلود ها بعد میخواستم حقیقتش سریال سفر به دور امریکا رو ببینن و اون قسمت سریال زندگی در بهشت که چقدر به جیل محبت می‌کردید رو ببینم یهو دستم رفت روی دوره چرا با وجود تلاش برای خواسته هایم نرسیده ام بعد خدا شاهده که خود خدا گفت اینو ببین اول. استاد اصلا دستان داره میلرزهنمیدونم چی بگم با توجه به سوال اولتون که استاد من کسب و کار خودم میخوان شروع کنم به صورت آنلاین هم تو کار دولتی بودم هم خصوصی ولی خب همیشه به این فکر میکردم که چطوری یه آدم نشسته تو خونه داره پول در میاره ولی من اینجا باید سر ساعت خاصی سرکار باشم تازشم کلی غر غر رئیس و سختی کار و انرژی هیچی پول درستی هم توش نیست. استاد خدا رو شاهد میگیرم که من الان 13روز هست از کار قبلیم اومدم بیرون و همون موقع گفتم خدایا توکلم به تو به قول استاد عباس منش من بندگی تو میکنم تو وطیفه به من کمک کنی ولی بندگی استاد. همه میگن وای چرا اینکار رو کردی وای حالا چی میشه. ولی استاد لرزیدم و محکم پای هدف و تصمیم وایسادم و براش دارم تلاش میکنم و استمرار دارم. و تمرکز و کلی مهارت یاد گرفتم با عشق. تا اینکه همین قبلا از فایل شما یهو گفتم خدایا چرا هنوز نتیجه نگرفتم با اینه دارم سخت کار فهمیدم که ترمز داشتم به اینکه صبح یه لحطه گفتم خیلی ها تو حرفه من هستن کی میاد سمت من و امشب با دیدن فایل شما فهمیدم ترمز داشتم واقعا از خداوند ممنونم و شکرگزار که به موقع که به موقع شما و صحبت شما رو سر راهم گذاشت. استاد عزیز جانم واقعا شما فرشته ای. اصلا من یه روز صحبت شما یا فایل شما رو ببینم دیوانه میشم انگار یه چیز گم کردم. در رابطه با سوال دوم شما هم دوستم فاطمه یک ماه تو همین کار من از صفر صفر با عدم تجربه کار شروع کرده و الان درآمدش استاد میلیاردی هست تو یک ماه نتیجه گرفت به سادگی. استاد تنها باور منفی من ترمز هست و تا فیلم رو دیدم فهمیدم. استاد عزیزم هر لحظه با این فایلی که دیدم پامو از ترمز بر میدارم و قول میدم بیام آمریکا دنیا دنیا حضوری از شما تشکر کنم زبان قاصره از تشکر. یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: