چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 1 - صفحه 65 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 1495MB33 دقیقه
- فایل صوتی چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 161MB31 دقیقه






سلام به استاد عزیز و همراهان صمیمی
زمانی که قوانین را خوب درک کنیم اولا باید بر اساس علاقمندیهایم باید هدف تعیین کنیم و یک برنامه روشن و ارزشمند برای رسیدن به اهداف داشته باشیم مسلما قوانین و یافته های خودمان در رسیدن به اهدافمون ما را یاری خواهند کرد.
رسیدن به موفقیت ها مثل چیدن پازل در جای خودشون هست. نیازی نیست خیلی زور بزنی و خودتو خسته کنیی.
به قول استاد عزیز اول باید علاقمندیهاتو بشناسی و بعد خودتو رو متعهد به اجرای برنامه هات بکنی مطالعه کنی و توانمندی خودتو بیشتر وبیشتر کنی تا به عزت نفس و اعتماد به نفس بالایی برسی.
ممنونم از استاد عزیز و خانم شایسته تلاشگر و تمامی دوستان خوب در پناه خداوند بی همتا باشید.
به نام خداوند مهربان ، هدایتگر ،رزاق،وهاب و بخشنده
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
سلام دوستان گرامی و همفرکانسی
این فایل رو بار ها و بارها گوش دادم واقعا عالیه
اول سوال 1رو جواب میدم که برای هرکدام یک کامنت بنویسم چون از استاد یاد گرفتم الکی نیام کامنت بنویسم تفکر و تعقل بعد که حالمم خوب بود و بهم الهام شد میام برای کامنت نوشتن
سوال 1:
چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری و با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به آن نرسیده ای؟
من از سال 97که از شرکت اومدم بیرون رفتم تو کار املاک، وقتی رفتم سراغ املاک خیلی تلاش کردم خیلی به در و دیوار زدم خودمو، کلا گوشی تو دستم بود به این صاحب خونه زنگ بزن به مشتری زنگ بزن ،مشتری رو از رو میبردم تا بکشونمش پای معامله آخرشم پای قرار داد بهم میخورد و تمام تلاش من بی فایده میشد و باز روز از نو روزی از نو .
البته خیلی موقع ها هم قرارداد نوشته میشد ولی چون درصدی بود بیشترش میرفت تو جیب املاک .
خلاصه خیلی به در دیوار زدم بعدم که اومدم رشت رفتم اسنپ و سه ماهی اسنپ بودم تا اینکه وارد کار کارتخوان و عابربانک شدم اوایل برای کارتخوان هم همون روال رو پیش میرفتم مشتری زنگ میزد آنقدر پیگیرش میشدم تا از من کارتخوان بخره .
با چسبیدن به مشتری ها کلا فراری داده بودم همه رو البته الآنم با اینکه دارم رو خودم کار میکنم هنوز این ترمز با من هست که به امید خدا دارم با دوره دوازده قدم و فایل های رایگان بی نظیر و عالی شناسایی میکنم .
خدا روسپاسگزارم که امروز هم وارد این سایت پر از آگاهی ناب عباسمنش دات کام شدم و کلی آگاهی کسب کردم
در پناه الله یکتا شاد و سالم و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
یا حق
به نام خدای نور
خدایاشکرت که دراین صبح بارونی از صبح زود بیدارم کردی و با حال خوب و انرژی مثبت دارم این کامنت رو میخونم.
چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری و با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به آن نرسیده ای؟
من توی شغل مورد علاقم به اون هدف مالی که میخوام هنوز نرسیدم و خیلی لاک پشتی طور شرایط برام پیش میره و واقعا تلاش فیزیکی زیادی داشتم ولی الان فکر میکنم که تلاش ذهنیم رو باید بیشترکنم چون دیدم تلاش فیزیکی به تنهایی هیچ کاری نمیکنه و اون ترمزها هستن که جلوی ورود فراوانی نعمت رو گرفتن.
چه افرادی را می شناسی که با وجود تلاش های کمتر، به سادگی به همان خواسته رسیده اند یا با وجود تلاش های مشابه با شما، خواسته ی آنها محقق شده است؟ (درباره این موضوع با جزئیات توضیح بده)
من یه همکاری رو میشناسم که خیلی موفق و خییلی فراوانی مشتری داره یعنی درلحظه نوبت هاش پرمیشه و ازیه هفته قبل پیشش نوبت میگیرن و واقعا من ایشون رو تحسین میکنم.
با اینکه کلا دوسال سابقه کاری داره و سابقه کاری من تقریبا بیشتر ازاونه ولی من همچین موفقیت هایی هنوز بدست نیوردم و آرزوم که مثل ایشون باشم.
نمیخوام مقایسه ای طور بهش نگاه کنم چون هرچی که باشه من نمیدونم چه باورهایی داشته و چه تلاش هایی داشته و ازنظر سنی ایشون خیلی بزرگترازمنن و من واقعا نمیدونم قبل ورود به این حرفه چه موفقیت هایی داشته که باعث شده درمدت زمان کمتر به نتیجه ای برسه که واقعا ارزوی خیلی هاست و ازاونجایی که ایشون درخانواده ای بزرگ شده که ازنظر مالی مشکلی نداشتن فکر میکنم باورهای ثروت ساز و احساس لیاقت و ارزشمندی که برای کارش قائله باعث شده این نتایج رخ بده.
من توی باورهای مالی خییلی مشکل دارم چون توی خانواده ای بزرگ شدم که همیشه اون چیزی که میخواستیم نبوده و فقط یکی دوروز اول که بابام حقوق میگرفت اوضاع خانوادمون خوبه و بقیه ماه با پولی طی میشد و من حتی بچه که بودم برای خرید یه کتونی که کلی ترندشده بود و میدیدم همکلاسیام مثلش رو دارن و منم دلم میخواد چندماه صبر کردم که بابام بتونه بگیره و وقتی گرفتم دیگه مدش رفته بود و همیشه اینطور برام بود که نیست کمه و…
و تنها امیدی که باعث میشه حالم خوب باشه اینه که باورهای مالی مثل خیلی باورهاب دیگم که تغییر کردن اوناهم میتونن تغییر کنن من میتونم به واسطه ی این تضاد به شرایط مالی عالی برسم که بدون یکی دوتا کردن اون چیزی که میخوام رو بخرم.
چه باورهای محدود کننده ای (ترمزهای مخفی) را می توانی در ذهن خود شناسایی کنی که فکر می کنی باعث شده که با وجود این همه تلاش، باز هم به آن خواسته ها نرسی؟
استاد من واقعا تلاش فیزیکی خوبی داشتم و قدم برداشتم ولی هرچی که هست ذهن منه ذهنیت من راجب پول و مسائل مالیه که ایراد داره و واقعا میخوام تغییرش بدم با تمام وجودم و هستیم میخوام تغییرش بدم و خداروشکر دراین مسیر خداوند همراه و هدایتگر منه و شماو آموزه هاتون رو هم دارم.
استاد خیلی دوستون دارم و ممنونم بابت این همه آگاهی فوق العاده ای که دراختیارمون میذارید.
خانم شایسته نازنینم خیلی دوستون دارم و ممنونم بابت این همه مقاله های عالی که مینویسید.
خداروشکر که همه چیز درحال تغییر به سمت مثبته.
به نام الله یکتا
سلام وقت همگی بخیر
🟢چه هدف هایی رو انتخاب کردم ولی براش تلاش نکردم با اینکه کلی زحمت کشیدم به اون نتیجه دلخواه نرسیدم: هدف من استخراج ارز دیجیتال بصورت قانونی در ایران هست و رفتم دنبال کاراش دریافت مجوز رفتم وزارت صنعت معدن و اداره برق که گفتن نمیشه این حرفا تحقیق کردم در مورد ماینر کم مصرف اونم نتیجه ای نداشت و میدونستم که یه جای ذهن من ایراد داره و باگ ها رو پیدا کردم و شروع کردم به نوشتن باور های جدید در این حوزه
آیا افرادی رو میشناسید که با تلاش کمتر از من یا با تلاش مشابه من توی زمان کمتر به نتایج بزرگ تر رسیدند توی همون حوزه ای که من هدف گزاری کردم؟بله افرادی رو میشناسم که توی حوزه کاری من به جای یه مکان برای استخراج چند مکان برای استخراج دارن خیلی هم عالی کار میکنند و حتی باهاشون ارتباط گرفتم گفتن اگه میخوای ماینر بده ما برات استخراج میکنیم ولی درصد یعنی 60درصد ما میبریم 40درصد تو که من قبول نکردم و وقتی رفتم دنبال مدارک که گفتن نمیشه برق نیست فلان همین موضوع مهاجرت استاد یادم آمد که بهش میگفتن نمیشه آمریکا! مگه میشه که گفت کاری میکنم همین غول آخریه بخوره زمین و باورهای نامناسب رو توی این حوزه یکی یکی دارم توی ذهنم پیدا میکنم و به ذهنم میگم که همونطور که اینا تونستن منم میتونم هیچ تفاوتی با اونا ندارم
چه باور های محدود کننده ای توی ذهن من ممکنه وجود داشته باشه که باعث میشه تلاش های من جواب نده و یه پای من روی گاز باشه یه پای من روی ترمز؟توی حوزه کاری من اول که بصورت استخراج ابری کار میکردم یعنی یه پولی میدادم به ینفر از خارج از کشور و اون برای من استخراج میکرد بعد از مدتی نشونه ی واضح آمد از خداوند برای من که این کار درست نیست اولش ذهنم مقاومت داشت و بالاخره گذاشتمش کنار و هدایت شدم از طرف خداوند به یه سری راه های دیگه و فهمیدم که اگه من این کار رو ادامه میدادم استخراج بصورت ابری حتی به این تضاد بر نمیخوردم که باور هام توی این حوزه ایراد داره و یه جایی سرم به سنگ میخورد حالا جدا از اون بحثی که معلوم نیست پولت برگرده یا نه من چند روز پیش نشستم و باور های محدود کننده ای رو توی این حوزه که دارم رو پیدا کردم و نوشتم ولی به دلیل اینکه ذهنم ناخودآگاه فکرم رو میبره به سمت کار سابقم هنوزم نمیتونم روی این کار تمرکز کنم با اینکه رهاش کردم ولی به لطف الله یکتا روی خودم کار میکنم و حتی ایده های که قبلاً هم برام آمده بود برای کارم داره پر رنگ تر میشه برام و ایمان دارم که راهم درسته و جواب میده
پروردگارا ما رو به راه راست به راه کسانی که به آن ها نعمت داده ای نه کسانی که بر آن ها غضب کردی و نه گمراهان هدایت کن که تو بس شنوا دانایی
با سلام و درود بخانواده نوری جدیدم…. من امروز عضو این خانواده با صلابت شدمو خدارو شاکرم… پیش، از این من سخنرانی کوین ترودو رو گوش، داده بودم. برام جالب بود و چند کتاب جذاب دیگه که در روند آگاهی من بسیار موثر بودن برای همین هضم صحبتهای شما برام قابل هضم بود….
در پاسخ سوال اول من در عرصه کارهای هنری فعالیت دارم(نقاشی ماکت سازی مجسمه سازی) مربی مهارت ورزی و خلاقیت کودکان هستم… حدود5، 6 سال در این عرصه فعالیت دارم و هدفم انجام کاری ماندگار و موثر در عرصه هنر بودو هست… دوساله در عرصه خودشناسی و خداشناسی تحقیق میکنم… و طی دو سه هفته است به این سخنانی که فرمودین رسبدم…. من توانمندیهای خوبی دارم به شکر خدا ولی هنوز رسالت اصلیمو نمیدونم چیه….؟ هنر(شاخه های مختلف) مربی بودن روانشناسیُمحقق ولی باور دارم یه کار موثرو ماندگار خواهم کرد ولی نمیدونم اون چیه و چطوره؟ این فانتزی از دوران کودکیمه……. الان علی رغم تلاشهام هنوز به اون مرحله ایی که میخواستم نرسیدم
شاید ترمز من بچه داری بوده….نبود سرمایه کافی…. شاید باورم ضعیف عمل کرده… شاید شاغل بودنم در عرصه حسابداری به تعویق انداخت…. شاید ماجراهای روابط عاطفی و خانوادگی از موضوع خارجم کرد….
ولی دوستی رو میشناسم که در یک زمینه از هنر من فعالیت کرد و با کسانی آشنا شد که حمایت کردو و الان شرایط خیلی بهترری داره در فاصله دو سالی که میشناسمش…
ممنون میشم راهنماییم کنید عملکرد بهترب در تمامی زمینه های زندگی داشته باشم تا به تعادل و پیشرفت برسم
سلام به همه دوستان بخصوص استاد عزیز و مریم خانم گل
استاد این فایل نشانه ی امروزم بود برای پول ساختن، ولی تو جواب این سوالتون که
1)چه هدفهایی رو انتخاب کردید و براش تلاش کردید با اینکه کلی زحمت کشیدید به نتیجه دلخواه نرسیدید؟
اولین چیزی که به ذهنم اومد زبان انگلیسی بود، اینکه من قبل از کلاس اول، کلاس زبان میرفتم، بعد ادامه ندادم تا دوره راهنمایی 6 سال کلاس زبان رفتم، و دوباره برای لیسانس رها کردم، بعدش سه سال دیگه کلاس رفتم، وقتی درسم تموم شد و برگشتم شهر خودم، هی سعی میکردم بخونم اما انگار انگیزه نداشتم، همش میگفتم که چی بشه، تا بچه دار شدم و برام خییلی مهم بود که انگلیسی یاد بگیره انگار کاری که خودم نتونسته بودم رو میخواستم اون ادامه بده تا الان که چهار سالشه فقط کارتون انگلیسی میبینه، و خودم انگیزه پیدا کردم چیزای جدید یاد میگیرم که بتونم باهاش صحبت کنم
چند وقت پیش یه برنامه تقویت لیسنینگ دانلود کردم ولی بازم وسط راه ادامه ندادم تا الان که شروع کردم از یه کتاب بیسیک، یعنی چیزایی که بلدم رو دارم دوباره میخونم. هرچند الان یک هفته است که بازم نرفتم سمتش، قضیه این بود که دو روز نتونستم زبان بخونم و بجای اینکه بیخیال اون دو روز بشم کمالگراییم اومد وسط که این دو روز رو بین بقیه ی روزها بذارم و بیشتر بخونم تا جبران بشه، ولی دیگه ذهنم همکاری نمیکنه و وقتی چیزی زیاد یا سخت میشه ذهنم ازش فرار میکنه نتیجه این شد که الان یک هفته است نرفتم سمت زبان.
2)چه افرادی را می شناسی که با وجود تلاش های کمتر، به سادگی به همان خواسته رسیده اند یا با وجود تلاش های مشابه با شما، خواسته ی آنها محقق شده است؟
من نوجوون بودم و کلاس زبان میرفتم کللل فامیل اینو میدونستن اما یبار دیدم دختر عموم و پسر داییم با هم انگلیسی صحبت کردن و من اصلا نفهمیدم چی میگن!! پیش خودم گفتم عه اینا کی زبان یاد گرفتن؟ چرا هیچ کس چیزی نمیدونست؟ حتی نمیدونستم چقدر تلاش کردن اصلا کلاس رفتن یا خودشون تو خونه خوندن؟ راستش خیلی احساس ضعف کردم، اینجوری توجیهش کردم که اونا هم میخوندن ولی به کسی چیزی نمیگفتن، اما من هفته ای یکبار کلاس که میرفتم همه میفهمیدن واسه همین این انتظار برای افراد خانواده ام بوجود اومده بود که من باید خییلی بلد باشم ولی اونا که چیزی نگفته بودن واسه همین کسی نمیدونست اونا چقدر خوندن!
3) چه باورهای محدود کننده ای ممکنه تو ذهن من وجود داشته باشه که باعث میشه تلاش های من جواب نده؟
اول که حس میکردم باهوش نیستم چون خواهرم درس نمیخوند به من میگفتن تو باید درس بخونی من میخوندم اما در کنارش بهم میگفتن خیییلی میخونی که به اینجا رسیدی (تیزهوشان درس میخوندم و دانشگاه سراسری) اما میگفتن خواهرم خییلی باهوشه با اینکه هیچچی نخونده فوق دیپلم دانشگاه آزاد قبول شده بود، خب اون باهوش بود شکی توش نیست اما منم باهوش بودم من حتی مقاله تو ژونال خارجی دارم اما همش حس میکردم این نظر رو از بقیه میگیرم که نگین خیییلی میخونه، خر خونه، راستش فکر میکردم با این قضیه کنار اومدم و تو ذهنم حلش کردم اینقدر برای خودم تکرار کرده بودم که من باهوشم، اما تو جواب این سوال دوباره این مسئله خودش رو نشون داد، اینکه هر چقدر هم بخونم مثل اون چندین سالی که خوندم یاد نمیگیرم، جالب اینجاست که من همیشه تو هر کلاس زبانی که میرفتم نفر اول و به شدت تو چشم تیچر بودم، گاهی اصلا فقط برای من درس میدادن یعنی فقط به من نگاه میکردن و تدریس میکردن.
#یه چیز دیگه هم حس میکنم زبان بلد شدن خییلی زمان میبره یعنی من ساالها باید بخونم و این نمیذاره هدف دومی بعد از رسیدن به زبان انگلیسی تعیین کنم چون حس میکنم این زبان یاد گرفتن حالا حالاهاا ادامه داره و خب این من رو خسته میکنه.
#استاد یجا گفتید بیشتر کتابها میگن صبح و شبت رو بهم بدوز به هدفت میرسی براش تلاش کن
آخ این دقییقا چیزیه که تو ذهن من کردن نگین تو باید خیلی درس بخونی نگین تو خیلی درس خوندی که به این نتایج رسیدی، و من دیگه خسته شدم یعنی گاهی از کار خونه و بچه به قدری خسته میشم که دیگه حال ندارم زبان بخونم چون میگم با یه ذره خوندن که چیزی نمیشه باید خیییلی بخونم و این باعث میشه خسته بشم و رها کنم.
سلام به استاد عزیز،من الان یک ساله که جدی روی دوره های خودشناسی دارم کار میکنم و تونستم بعد رابطه عاطفی خودمو درست کنم و خدارو شکر خیلی راضیم ولی هرچی روی بعد مالیم کار میکنم به اون نتایجی که میخوام نمیرسم و همان طور که استاد گفتن یک قدم به جلو و سه قدم به عقب
ولی تو این یک سال چیزهایی درون خودم پیدا کردم که احساس میکنم منو طلسم کرده و مثل دیوار همیشه بهشون برخورد میکنم
1-احساس و باور یک شکست خورده رو توی زندگیم دارم چون سالیان زیاد همیشه توی تمام ابعاد زندگی همین طور بودم،چون پدر من به تمام معنا یک آدم شکست خورده هست ومن همیشه به خودم میگم تو هم همینی
2-اگه وضع مالیم خوب بشه همه اطرافیان از من توقع دارن
3-اگه من پول در بیارم شوهرم بیکار میاد میشینه تو خونه و همه بار زندگی روی دوش من نیفته مثل مادرم
4-باور فقر و کمبود چون من تمام بچگیم و نوجوانیم با فقر و کمبود گذشت بخاطر همین همیشه احساس و باور از دست دادن بامن هست و از پول خرج کردن میترسم و همیشه هم در حال از دست دادنم توی زندگیم
5-باور بدشانس بودن و اینکه هرچی تلاش کنم هیچ فایده ای نداره
به نام خدا
خدایی که در این نزدیکی است
خدایی که از رگ گردن به ما نزدیکتر است
….
سلام و درود خدمت استادان عزیزم
سلام و صد سلام به همسفران عزیزم در این سایت الهی که
می دانم نه استادان عزیزم
و نه همسفران عزیزم در این دنیا لنگه ندارند
الهی شکر برای وجود تک تک تون
……..
من جواب این سوال را می خواهم بدهم
و اون این هست که
اولا من خدای خودم را باید بهتر بشناسم و همه ی موفقیت ها و دلایل موفقیت ها و همه و همه اعتبارش را به خود خداوند قادر متعالم بدهم
دوما اینکه من هنوز به صحبت های استاد . به کشف قوانین زندگی . به استمرار در کار کردن روی خودم ایمان قطعی و واقعی و صد در صد را ندارم حالا چرا ندارم ؟؟؟
چون هنوز در شک و تردید هستم که آیا این قانون هست ؟؟!؟
آیا جواب می دهد
آیا من این همه بیایم و روی خودم کار کنم جواب ندهد چی ؟؟؟!
آخه بنده ی خدا .. این همه جواب گرفتی … دیگه شک کردن اینجا چه معنایی دارد
من خودم خیلی از قانون و از صحبت های استاد عباس منش عزیزم در مورد قانون نتیجه گرفتم خدا را صد هزار مرتبه شکر
چه آشغال هایی که در زیر مبل با دست خودم کرده بودم و ریخته بودم و کم کم خداوند بهم گفت درشون بیار ...
تا کی می خواهی همه را زیر مبل کنی؟؟؟؟
تا کی می خواهی مخفی بازی کنی ؟؟؟؟
و خداوند همیشه پاسخ می دهد
پاسخ درخواست کننده را
الهی شکر
الهی شکر
الهی شکر
……
من هدف اصلیم «««« زندگی کردن در ویلای شخصی خودم با عشق و با لذت و آرامش و سلامتی است »»»
خیلی هم تلاش کردم برایش ولی نتیجه هنوز نگرفتم
البته که هدف های دیگر هم بوده
که اونها را خود خود خود خدا با عظمتی که دارد برایم خلق شون کرده است خدا را بی نهایت سپاسگزارم
ولی این خواسته را من خیلی وقته دارم
و دوباره اومدم از خداوند هدایت خواستم
و دوباره روش کار کردم
خدا را صد هزار مرتبه شکر
من اومدم دونه به دونه ترمزهایی که استاد جان می گویند را سعی کردم روزی یک دونه روشون کار کنم
اول از فایل های توحیدی شروع کردم
و دیدم ایمانم خیلی سست است
اومدم روی ایمانم به شدت کار کردم
هر چی که وارد زندگیم شد . حتی کامنت ها . خواندن کامنت ها وووو همه را از خداوند دونستم
بعد روی ترمز ها یکی به یکی دارم کار می کنم
بهشون فکر می کنم
تامل می کنم
و خدا را صد هزار مرتبه شکر اوضاعم بهتر شده و می تواند بهتر هم بشود اگر روند را ادامه بدهم
و سرد نشوم
خدایا خودت کمک کن
الهی به امید تو
……
در مورد الگوهایی که استاد جان گفتند من خیلی الگو پیدا کردم و بهشون نزدیک شدم
و در حد خودم یعنی جوری که در فضولی نباشد ازشون پرسیدم
و در نود و نه درصد گفتند از وام . قسط . چک . نسیه
و به خودم گفتم :: مبارک تون باشه ولی این راه از من نیست . مال من نیست
و رهاشون کردم
فقط در حد اینکه به ذهنم بگم این افراد تونسته اند پس من هم می تونم
همین و دیگه روی خودم دارم کار می کنم
خدایا خودت کمک کن به بهترین شکل ممکن به این خواسته ی اصلیم برسم و هر روزم بهتر از یک ثانیه قبلم شود
خدایا بی نهایت ازت سپاسگزارم
……
حالا من باید بیام الگوهایی را پیدا کنم . برای خودم تکرارشون کنم که
کسانی که در زمان خیلی کم با تلاش خیلی کم به بهترین شکل ممکن به این خواسته من رسیده اند دریافتش کرده اند و هر لحظه از زندگی شون به بهترین شکل داره سپری میشه ……….
خدایا خودت بهم نشون بده تا باورم شود که همین جوری که برای اینها شده برای من هم میشود براحتی
الهی به امید تو
….….
من باید به این خواسته براحتی با عشق برسم
من نمی دونم
خدایا با خودت
………
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام امروز زدم نشونه ام دیدم چه فایلی چه نشونه واضح ای هدف دارم ولی باید تلاش کنم قدم بردارم حتما ترمز دارم که هنوز به هدفم نرسیدم زیاد می خوام با خدا حرف میزنم ولی پام رو گاز و ترمزه باورهام ایراد داره از حرفهای که تو ذهن ام درست کردن طبیعی است من به خواسته هام برسم زیاد دست و پا نزنم بعضی واقعا راحت به خواسته ها میرسن حتما باور خوبی دارن چقدر دوست دارم دوره کشف قوانین بتونم تهیه کنم و ترمز هام پیدا کنم خواسته هام الکی به دلم نیوفتاده حتما راه حلی داره خدا راهش بهم نشون میده اگه ترمزهای بردارم روی باورهای مخربی کار کنم و دوست دارم با قانون سلامتی پیش برم چرا نتیجه نمیاد؟چون ایراد از خودمه چون دور ورم الگو هست موفق اند من هم باید لذت ببرم از زندگیم امروز فهمیدم چرا نتیجه نمیاد خدایا کمکم کن باورهای مخربم پیدا کنم دوستان خانم های خانه دار چه باورهای می شناسید که جلوی خواسته هامون گرفته میشه شمایی که کشف قوانین دارید راهنمائی کنید که ما هم به هدفهامون برسیم پامون از روی ترمزها برداریم سپاسگزارم
درود بر استاد عزیز و خانم شایسته و همه دوستان عزیز
من همیشه این سوال واسم بوده که چرا تلاش میکنم با ایمان از خدا درخواست میکنم و قدم برمیدارم و به دوره ها عمل میکنم ولی بازم به خواستم نمیرسم و پیشرفتی نمیکنم واقعا چرا؟
چرا خیلی از نزدیکان و دوستانم و افراد دیگه خیلی راحت پیشرفت میکنن در هر زمینهای و من نه؟
خیلی تو فشارم خیلی گیج و سردرگم شدم و انگار توی جنگل انبوهی گم شدم که هرچقدر راه میرم و میدوم بازم دور خودم میچرخم و از خداوند درخواست هدایت کردم و ازش خواستم که با علم و آگاهی نامحدودش با بی نهایت دستان توانمندش از هرراهی که خودش میدونه منو هدایت کنه به راه راست به مسیر صحیح و منو از گمراهی نجاتم بده
امروز مثل همیشه توی موزیک پلیرم دنبال فایل های استاد میگشتم تا گوش بدم که کاملا اتفاقی به این دو فایل رسیدم که خدا میدونه از چه زمانی من این فایلهارو داشتم و نمیدوستم
کامل گوش دادم و توی دفترم شروع به نوشتن کردم
چه خواسته یا هدفی داشتی یا داری و با اینکه تمام تلاش های ممکن را انجام داده ای اما هنوز به آن نرسیده ای؟
درآمد آسان و فراوان / گسترش کسب و کارم / ارتقا مالی
چه افرادی را می شناسی که با وجود تلاش های کمتر، به سادگی به همان خواسته رسیده اند یا با وجود تلاش های مشابه با شما، خواسته ی آنها محقق شده است؟
دوستان و نزدیکان که یه موردشو واستون مینویسم
یکی از دوستان من کسب و کارشو انتقال داد و بغیر از خونه و ماشین هرچی داشت فروخت و مهاجرت کرد و ب دلایلی برگشت دست خالی و بدون شغل و سرمایه از صفر دوباره شروع کرد کسب و کار ایجاد کرد ماشین جدید خرید باغچه خرید زمین شمال خرید بچه دار شد و الانم راحت زندگی میکنه در عرض شاید 3سال
و دیگر افراد به همین شکل
چه باورهای محدود کننده ای (ترمزهای مخفی) را می توانی در ذهن خود شناسایی کنی که فکر می کنی باعث شده که با وجود این همه تلاش، باز هم به آن خواسته ها نرسی؟
من دقیق نمیتونم به این سوال پاسخ بدم چون یه سری آگاهی هایی از استاد و آموزه هاش کسب کردم بین آگاهی ها و باورهایم شک دارم اما با این وجود مینوسم
1. ترس از خرج کردن مبالغ بزرگ و درشت که میتونه از باور کمبود پول و یا عدم لیاقت باشه و این باور که من نمیتونم خریدای نقدی انجام بدم و باید اقساط خرید کنم
2.پول درآوردن سخته و همیشه باید تلاش زیادی کنم و زمان بیشتری کار کنم
3.(توی شغلم مثلا) کمبود کالا = مشتری کم
4. باور اینکه برای بیشتر پرکردن فروشگاه نیاز به پول بزرگ و سرمایه دارم
5.باور اینکه اگر تعمیرگاهها مشتری نفرستن فروشم کم میشه (باور کمبود مشتری)
و….. که برای همشون باور مثبت برای جایگزین کردن دارم که باکمک خدا انشالله زود انجام میشه
در پناه خداوند یکتا شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند باشید و همیشه در مسیر پیشرفت و خواسته هاتون باشید
برای من هم دعاکنید که ثابت قدم باشم و زود باگ هارو شناسایی و ریشه کن کنم
با سپاس فراوان