چرا فکر می کنیم مرغ همسایه غازه؟ - صفحه 25 (به ترتیب امتیاز)
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/01/abasmanesh.jpg
800
1020
گروه تحقیقاتی عباسمنش
/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.png
گروه تحقیقاتی عباسمنش2025-01-04 00:01:252025-01-06 16:57:28چرا فکر می کنیم مرغ همسایه غازه؟شاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد
سلام و درود خدمت استاد و دوستان گرامی ام،
امیدوارم ایام به کام تان باشد.
این ویژگی یا این عادت در من خیلی پر رنگ و همیشگی هست، یعنی تقریبا همیشه در حال مقایسه کردن خودم و شرایطم با دیگران هستم و اغلب هم دیگران را ارزشمندتر و خوشبخت تر از خودم میبینم، کلا هر ویژگی مثبت خودم برایم هیچ ارزشی ندارد و برعکس هر ویژگی مثبت دیگران را خیلی گنده و ارزشمند میبینم.
نتیجه احساسی و فرکانسی این عادت مخرب هم که همواره در شرایط زندگی ام تاثیر گذاشته…
من کلا خیلی کم در نظر دادن زیر فایلها و همینطور در خواندن نظرات دوستان فعالیت دارم و امیدوارم از این به بعد بیشتر در این زمینه که تازه فهمیدم چقدر مهم است، فعال باشم.
شاد و پیروز باشید
به نام خداوند روزی ده .
سلام خدمت شما استاد گرامی و خانم شایسته عزیز.
اول باید در بودن همچین فضایی از خداوند سپاسگزار باشم.
دوم هم به نوبه خودم از استاد عزیز بخاطر این همه آگاهی سپاسگزارم.
سوم از خانم شایسته و دوستان پشت صحنه که هرروز شرایط سایت بهتر میشه و خودش کلی درس توش هست سپاسگزارم.
اما موضوع مرغ همسایه غازه؟
همه ما در زندگیمون به این مورد برخورد کردیم.
من در مورد خودم آدم منفی بودم و همیشه ایراد رو به دیگران میگرفتم. و دنبال بهونه بودم که دیگران مقصر جلوه بدم.دمعمولا زود از کوره در میرفتم. و همه جا بحث میکردم.
اصلا دنبال بهبود مهارتهای خودم نبودم. در همه موضوعات سیاسی و اقتصادی و ورزشی و… دخالت میکردم. وجالبه همیشه هم صدام بالا میرفت . و همیشه حس اینکه دیگران منو دوست ندارند. پدر و مادر و فامیل ها منو قبول ندارند . پدر دیگران بهتره و… تو ذهنم بود و همیشه عصبی بودم.
اما از وقتی باورهای محدود کننده خودم رو مثل هیچ کی منو دوست نداره؟ من آدم ضعیفی هستم؟
من باید به همه کمک کنم؟ دنبال مقصر بودن؟ راه کار برای دیگران پیچیدن؟ و… پیدا کردم . شرایط بهتر شد.
از وقتی خودمو بهبود در مهارت دادم شرایط خیلی بهتر شد.
واقعا از رسانه های اجتماعی وخصوصا تلویزیون فاصله گرفتم شرایط بهتر شد.
هم از لحاظ مالی و هم از لحاظ معنوی و…. شرایط قابل مقایسه نیست.
خیلی باید کار بکنم و خیلی موارد هست که هنوز جای کار داره.
اما آرامش دارم هرچند نمیشه صددرصدش کرد . اما به نسبت قبل خیلی بهترم.
موضوعات از ریشه نگاه میکنم. خیلی مواقع در بحث ها حق به دیگران میدهم.
دیگه دنبال بحث نیستم(البته بعضی وقتها میشم) که دنبال اینم که اون هم نباشه.
خدارو شاکرم که این فایل دید خیلی بهتری بهم داد.
و تمرکزی تر و راه کار با چارت بهتری بهم داد.
قانون تمرکز و قانون حس خوب حال خوب بهتر فهمیدم.
سپاسگزارم از خدای خوبم.
سپاسگزارم از استاد عزیزم
سپاسگزارم از خانم شایسته گرامی و بقیه همکاران
سپاسگزارم از شما دوستان عزیز که این متن خوندید.
1403.10.15
سلام استاد سلام به همگی
چقدرخوبه هرزمان مریم جان پروژه برمیداره استاد بیشتر میاد پیش ما دم هردوتون گرم واقعا
جالبه استاد تمام این مسائلی که میگید رو میدونم ولی وقتی اینجوری تو فایل میاید بازش میکنید میبینم درعمل اجرا نکردم درست وحسابی
امروز باخودم فکر میکردم من تمام قوانین رو میدونم
پاشنه آشیلهامو پیدا کردم ولی چون میخوام همه موارد باهم اجرا کنم انگار به هرکدوم یه نوکی زدم واونطور که باید وشاید ازطعم هیچکدوم لذت نبردم
واین عملم ناشی از ترس از عقب ماندن از بقیه هست وقتی بچه ها میان از نتایجشون میگن منو ترس برمیداره چرا نتایج بزرگ برای من اتفاق نمیفته نکنه قراره من پیشرفت نکنم چه خوب یاد گرفتم وخداکنه درعمل اجراش کنم
فرای این گفته ها من از زندگی الانم خیلی خیلی راضی هستم وهرلحظه رفتن از این دنیا حسرتی به دلم نمیزاره
استاد من نتیجه گرفتم شما یه انسان سپاسگذار واقعی هستید نه از اینایی که هر روز مینویسن خدایا شکرت از اونایی که با دیدن هرزیبایی دلشون قنج میره چشمشون میخواد یه اشک ریزی بیاد وقلبا حضور خدا رو مثل کوه پشت سرشون احساس میکنن
خدایا شکرت برای حضور استادم خدایا شکرت برای بودن در این مسیر زیبا شادی رو برای همه بچه های عباسمنشی آرزو میکنم دمتون گرم
یاحق
زهرا ( پرنده مهاجر) داستان مستند من 13
درود بر استاد عشق و مریم جان عزیز و همه ی دوستان گرامی
وقتی صبح به صورت اومدم داخل سایت مواجه شدم با فایل جدید
همیشه دوست داشتم اولین نفری باشم تا راجع به فایلها نظر خودش و برداشت خودش رو ثبت میکنه
اون قسمتی که فرمودید که انسان نباید مقایسه کنه یاد جلسه اول دوره فوق العاده بی نظیر احساس لیاقت افتادم و با تمام وجود احساس میکنم چطور از اعماق وجود و با دل و جانتان سعی بر شناساندن قوانین بدون تغییر خداوند بر دوستان رو دارید خواه دوره های آموزشی که باید بها پرداخت بشه خواه فایلهای پر ارزش رایگان
استاد امیدوارم چون اولین کامنت این فایل هست پاسخ من رو بدهید ، البته که میدونم تمام کامنتهای دوستان رو مطالعه میفرمایید
چندین کامنت کامنت گذاشتم و که قبل از اینکه پاسخ شما رو دریافت کنم از طریق هدایت خداوند به سمت فایلهای شما جواب رو دریافت کردم
من آدمی بودم که از کودکی به شدت مورد سرزنش ، تحقیر قرار میگرفتم
از همان دوران کودکی ،تا میاومدم حرف بزنم والدینم میگفتن تو ساکت باش بچه میبینه بزرگترش چی میگه
حتی یادمه سر کلاس درس هم میترسیدم دستم رو ببرم بالا بااینکه پاسخ سوالات رو میدونستم ،میدونم شاید نظرات من زیاد مربوط به این فایل نباشد ولی میگم دوست داشتم اولین نفر باشم
استاد جانم از زمانی که با شما آشنا شدم به لطف الله مهربان خییلی آرومتر شدم ، داروی قلب میخوردم که الان چند ماهی هست که نمی خورم ، مشکل گوارشی داشتم رفع شده. ویک فیبرم هم داشتم که دکتر گفت باید جراحی شه ، که به لطف الله و آرامشی که از سمت شما دریافت میکنیم خود ب خود دفع شد بدون استفاده از حتی یک دونه قرص
از زمانی که دوره عزت نفس رو گرفتم مو به مو اجراش کردم خییلی عالی شدم و نظر دیگرا خییلی کمتر برام اهمیت داره
والا ما از بچگی همیشه ی خدا ،هم توسط خانواده قضاوت میشدیم، هم با بچه های مردم به شدت مقایسه میشدیم
واینکه شما در این فایل فرمودید هر چی که دیگران دوست دارن بهتر از اون چیزی که من دارم رو دقیقا توی ذهنم تداعی کردم
احساس میکنم مفهوم این فایل با فایل مقایسه کردن دوره احساس لیاقت بی ربط به هم نباشند
حتی برای ازدواجم هم حق اظهار نظر نداشتم
و والدینم میگفتن دختر فلانی رو ببین ازدواج کرده تو ازدواج نکردی ، دختر فلانی رو ببین بچه دار شده تو نشدی. و …..
حالا که دارم روی خودم به لطف الله مهربان و آموزهای شما استاد گرامی کار میکنم خودم رو هر روز بهتر از حتی دیروز خودم میشناسم
دارم خودم رو شخم میزنم
با اینکه سن کمی داشتم که ازدواج کردم 17 سالم بود و از روی وحشت و خلاصه هزارتا ماجرای دیگه بود ولی با اینکه الان پسرم 14 سالشه باید بپذیرم که تقصیر خودم بوده بااینکه خانواده من هم الان از این کارشان به شدت نادم و پشیمان هستند ولی هر کار میکنم و هر چی فکر میکنم از طرفی دلم براشون میسوزه و از طرفی نمیتونم ببخشمشون
، با اینکه انسانهای بسیار شریفی هستند ولی …
شما رو به مامانم معرفی کردم و میگه مامان ماشاالله چه ذهن پری داره چه جوری بدون اینکه کاغذی جلوش باشه صحبت میکنه ،مامان جان اینارو خدا داره بهش میگه وگرنه که هر کسی نمیتونه این جوری زیبا و روان ،پر مغز صحبت کنه
استاد من عاشق موتور سواری و کسب درآمد از این مسیر هستم بااینکه دبیر هنر نقاشی بودم و الان هم مدرک موسیقی ام را از دانشگاه گرفتم خدارو صد هزار بار شکر و کتاب ترانه هم چاپ کردم و دستی بر نویسندگی دارم حدود 20 سال ولی باز با خودم میگم چه فایده، به چه درد میخوره ، بااینکه استاد مهمانانی از روسیه برای بازدید از گالری نقاشی من اومدن ولی ذهن مخرب من میگه خب که چی ،چه فایده حالا شانسی اومدن تهران بعد اومدن بازدید از اختتامیه گالری
استاد با اینکه ثروت 1 رو تهیه کردم ولی نتایج مالی خاصی دریافت نکردم و خوب میدونم ایراد اصلی از خود من هست و دقیقا تا پای معامله میرفتیم که حتی مدیران میومدن برای امضای قرار داد همه چیز هر دفعه به هم میخورد
با خودم گفتم ساختمانی که از بنیان داغونه رو که نمیان باز سازی کنن اول باید پایه هاش رو محکم کرد بعد آجر به آجر برم بالا
اومدم دوره ی بی نظیر احساس لیاقت رو تهیه کردم ، روزی برای انجام کاری به شهرک آزمایش رفتم ،خود سرهنگ خم شد و برام با فلاکسی که اسم خودش روش نوشته شده بود آبجوش ریخت و نسکافه برام آورد حتی همکارانش هم تعجب کردن ، با اینکه من برای اولین بار ایشون رو میدیدم
یه بار هم توی یه خیابونی که اصلا ماشین خور نبود ایستادم و مناظر ماشین شدم یه خانم رد شدو گفت بی خودی اینجا واینسا کسی تو رو نمیبره ،استاد به خدا یک اتوبوس تر و تمیز بدون هیچ مسافری کخ من تا به حال اتوبوس مسافر بری به اون تمیزی توی عمرم ندیده بودم ترمز زدو سوار شدم یک پیرمرد بسیار بت صفا که موزیک امید هم گذاشته بود و تخمه میخورد کلاه بافت
به شدت دست فرمونش عالی بود پول درآوردم
گفت بزار جیبت مسیرم بوده سوالت کردم یاعلی و چندین و چند بار اینطور سوار شدم که راننده خودش پول رو دریافت نکرده
یه روز که برای اولین بار از تهران به شهر کرج سفر کردم در راه متوجه شدم که کیفم را مه تنام مدارکم داخلش بوده را گم کردم. رو به خدا کردم و گفتم خودت گفتی این مسیر رو بیام
اگر صلاح ادامه بدم و مسیرم درسته کیفم پیدا شه، به هیچکس هم نگفتم چون شما فرمودید در مورد مسائلی که دوست ندارین و کمی ذهنتون رو هم درگیر کرده با کسی صحبت نکنید ، استاد به یکروز نرسید که از مطب دکتری که قبلا میرفتم با من تماس گرفتن و گفتن یه آقایی با ما تماس گرفته و گفته کارت شنا داخل کیف بوده و بعد کیفم رو تحویل گرفتم و به مسیری که دارم میرم ایمان بیشتر ی پیدا کردم .
هر چی فکر میکنم که کلمه ایی بالاتر از استاد برای شما پیدا کنم چیزی به ذهنم نمیرسه ،شما پیامبر زمانه ی ما هستید الحق و الانصاف
استادی شایسته ی شماست
جسارتا در بخش نظراتم که برای شما ارسال کردم یک مبحثی بود با نام چند سوال از استاد
نمیدونم به طور عجیبی ایمان دارم که به لطف الله ، پاسخ من را میدهید چون الان به من گفته میشود و من مینویسم البته هنوز خیلی راه داریم تا به شما برسیم ،البته که من آنقدر احساس بی لیاقتی میگردم که حتی در ابتدا با اسم مستعار م وارد سایتم شده بودم
و کلام آخر اون قسمت که شما چمدونهاتون رو نشون دادید که قصد سفر به ایران رو داشتید و بعد فرمودید هدایت شدید به جاهای دیگر و حدود 52 روز دور آمریکا رو گشتید به خودم گفتم دختر یالا توهم باید دستاورد داشته باشی که وقتی به امید الله استاد جانمون اومد ایران من هم بتونم شما رو از نزدیک ببینم
استاد عاشقتونم خدا وند روزی و خیر و برکت روز افزون هم به جانتان و خم به مالتان دهد به همراه مریم عزیز و دوستداشتنی
و دعای آخر من مثل همیشه تن سالم ،دل خوش و ثروت زیاد حلال ( مثل استادعزیزمون)
برای همه و در انتها خدا عاقبت همه ی ما را ختم به خیر گرداند
ی
یاحق
به نام خدای بخشنده مهربان
شکر برای یه فایل عالی دیگه
تمرین
جاهایی که احساس ظعف میکنی حقت خورده شده توی اون موارد بقیه از تو قدرتمند ترن
مالی
بقیه مهدی زهره خیلی از من راحت تر پول در میارن بقیه خیلی راحت تر روی کارشون تمرکز دارن و پول خوب میسازن یکیشون نه درس داره نه همسر همه وقتشو دیگه گزاشته روی کارش ولی اون یکی همسر داره بچه هم داره ولی تمرکزش روی کارشم هست وتو کارشون موفقن
مهدیه هم که فعلا میره میاد ولی بااین حال پول خوبی در اورده
ولی استاد میگه یه کار کارخونه نیس که از اون فقط بشه پول در بیاد الان من تو خونه بدون رفتو امدای الکی و پول اموزش و دانشگاه بده تو خونه توی سایت تحصیل میکنم قانون یاد میگیرم و طراحیم مهارتم میبره حرفه ای میشم مهارت ارتباطمو میبرم بالاتر
کار بقیه دیده میشه حتی اگه از اولم شروع کنی چند وقت حقوق نمیگیرن ولی دیگه هنوز اموزش خاصی ندارن حقوقق بهشون داده میشه
هموگ کلی نگیزه ایجاد میکنه
ولی من چی توی خونه با امکانات الانت طراحی یاد بگیر اوووه کوچولو کوچولو تمرین کنو اموزش ببین فک کنم تو عمرت همش یخورده طراحی یاد بگیری انقد جهان کنده
همه کوچولو کوچولو رشد کردن اونایی که یه شب جون گرفتن یه شبم با سر اومدن پایین
روابط
به خواهری شوهری خیلی باهم هماهنگ بیشتر وقتام باهم انقد همسرش اخلاقش خوبه ارومه نه بحثی نه قری
خودشم انقد بالیاقته انقد تو ررفاه راحتی امکاناتو ثروته
انقدهمش با همسریو بچه دل میدن قلوه میگیرن بیشتر وقتا که میبینم با همسرشه
استاد شما انقد با خانم شایسته هماهنگید وچه مستقل وراحت ازادانه لدت میبرید چه قدر راحت باهم کلی احساس راحتیو نزدیکی میکنید چقد همه جوره به هم دیگه شبیه هستید یا مکملید وچقد باحال میگفتید هفت هشت ساعت باهم حرف میزنید اختل مثبت چقد زهنتونو کنترل کردین وعشقتون هنوزم بیشترو بیشتر میشه
وبا اینکه من وقتی با کسیم کم کم از توش یه اختلاف هایی پیدا میکنمو دور میشم منفی هاشو پیدا میکنه برچسب هایی بد روش میزنه ودورشون میکنه
با اینکه تو همه ادما زیبایی هست ومن در حال تکاملم تا بتونم رابطه ای بهتر برقرار بکنم الان خیلی ادم راحت تری هستم وباز تر راحت تر حرف میزنم ونگاهم خیلی بهتر شده
مثلا همسری که دیدم احساس لیاقت خالص بود ومن هیچی نبودم
ولی کم کم کنارش ظعفم لیاقتم خیلی بیشتر شد واحساس برتریمو دارم صفر وبه جاش احترام میکارم
خانواده شوهر توشون پر از احساس خوب وارامشه وپر از لیاقت هستند ومنم سعی میکنم بیشتر بشه
احساس میکنم بقیه خانواده ها لیاقتشون کاملتر وروبطی زیباتر و خانوادشون مستحکم تره ورابطشون جادویی تره
اصلا من گاهی وقتا میرم تو نقش مشاور بقیه
مشاوری که برای خودش نمیتونه کاری بکنه نمیتونه سرش تو زندگی خودش باشه خودش وزندگیه خودش به درد نخوره ولی زندگی بقیه خیلی قشنگ تره من یکی از داداشام هم وضعش نسبتا توپه هم لیاقته خالصه ما وقتی به هم دیگه میخوریم من دیگه کلن زندگی خودمو خودمو رها میکنم میگم به درد نمخورن وشروع به تحسین اون میکنم این حسم بعد از مدتها که خابیده بود دیروز که با داداش حرف میزدم خیلی تصادفی جور شد حرف بزنیم یه حس لیاقتی بالا برای رفاه کامل و یه حس قربانی بودن ناتوان بودن سخت بودن زندگی کردم
تحسین
جدید صدای درونم واصحتره وفکرهای توسرمو صداشون بلند تره برای شناسایی وحل فصلشون
خلاصه این فایلم با این زنگ داداش که توی سفر خارجه توپش بود یه احساس خوشبه حال بقیه انقد خوشبختن وما بد بختیم کردم و بعد احساسم خوب شد ولی چرا کنارش احساس ناتوانی میکنم چون اون کلی نتایج توپ داره ومن چی حسم میگه اون ایمان داشته که این نتایج توپو رقم زده ینی منم با اینکه نتایجو هدایتهام کوچولوعه هنوز خیلی کوچیکتر از داداش هستند ولی منم اون خورشیدو گرمای ایمانو دارم هر چند بسیار کوچیک انقد کوچیک خیلی راحت گم میشه فراموش میشه و به خاطرش باید مرور کنمشون وبنویسمشون و من اینجا براتون مینویسم تا ایمان خودمو شمارو بیشتر کنم صادقانه مینویسم ومیدونم قابل درکه باور کردنه
ما یه مهمونی ناب دعوت شدیم توی مهمونی خواهری داشته برنامه برف بازی میچید منم با اینکه زهنم میچید اخه کی میبرتت تو الان مهمونی هستی همسری نمیزاره که بری توهم وابسته همسری خودش نمیاد توهم نمیری اصلا تو بری کی ببرتت اته پایه کی هست ینی هیچ برنامه وهیچ پایه نداشتم جز خودش که صدامو میشنومه من فقط میخاستم ورها بودم و برنامشو مرور میکردم لدت میبردم و فردا شد هیچ خبری نبود تا دوازده وبعد همسری گفت مردونه شاید بریم بیتندو بیایم وتو مگه نمخاستی بری و منم هیچ کاری نکرده بودم بعد تو لحظه گفت زنگ بزن به داداش ببین میبرتت گفت ما پریم ولی زوری سوارت میکنم ومنم حرف زوری در اومد گفتم نه مجبور نیستم وهمسری که اصلا بهش نمیخورد منو مردونه ببره وهیچ حرفی چیزی نزده بود دوستش دم در اومد که برن اومد یه پلاستیک چیزی پیدا کرد لباسه گرمو اینا برام گزاشت ومنم دیگه پوشیدم رفتیم توراه یه ترافیک بود ولی ترافیک رون جاده شلوغ بود وچون برفی بود همه توی حرکت بودن و خواهری اینا که یه ساعت از ما زودتر رفته بودن و ما هم تو راه که همسری بیاد برا کاریو برگرده تا اونجا منو اورد وبسیاااااااااااااااااار عجیب من همون جایی که پیاده شدم خواهری بود ومنو بردن برف بازی و اونایی که خیلیارو پیچونده بودن نبرن ولی اتفاقی خدا دلشونو برام نرم کرده بود بردنم برف بازی تا عصری انقد حال کردیم که نگوووو
واین همزمانی تازه توی ترافیک تازه بدون برنامه ریزی تازه توی جاده دهات ماکه برف باشه وشلوقی باشه زودی ترافیک میشه
ینی احتمالش از یک به هزارم بالاتر بود تازه ما که با یه ماشین دیگه بودیم وتازه منی که خواهرم خیلی پیگیر بیرون ماشین نیساتفاقی منو ببینن واقعا این اتفاقو فقط میتونس خدا رقم بزنه ومن همینجا برای اجابت برف بازی هدایتی جادویی سپاااااااااااس
الف
الان بزرگترین اختلاف حسودی
مسافرته داداشه چون اونا انقد راحت لدت میبرند وتوی مسافرت عشقو حال اونا سفروواضح میبینن ومن سفر به دور امریکا باید با گوشی ببینم خیلی بی کیفیت تر
من واقعا سپاسگزارم چون همینکه بتونی اروم باشی ودنبال زیبایی لدت یه دنیا می ارزه دیگه
این موصوع کمی لدت بردنو برام سخت کرده تو بشین استادو فیلماشو ببین لدت ببری اون موقعه داداشت مثل استاد واقعی بره لدت ببره سفرهای توپ بره
قلبم میگه توهم میری این نشونه اینکه توهم میتونی ارزو کنی سفرو وداشته باشی
این ارزویی تو راع وداری بهش نزدیکتر میشی
گاهی این باورسازی این طراحی این ارامشو مثل طوفان میخاد بهم بزنه اخه اینا هیچ چی نیستن
هیچ لدتی ندارن هیچ ارزشی ندارن این همع الکی وقته خودتو گزاشتی سر قانون
با اینکه همین قانون الکی منو به خیلی چیزا ارامش ورهایی واسودگی وزهنی باز رسوند که یه دنیا می ارزه
همین قانون انقد زندگیو برام ساده کرده
همین قانون انقد بهم جرات داده
روابط زیبای استاد
روابط زیبای خواهر شوهری
انقد منبع عشق پره باک لیاقت واحساس دوسداشتنش پره انقد قلبش بزرگه که نه تنها پره خالی نیس بلکه همه جهانم میتونه عشق ارزشمندی بده
با فایلهای ارزشمندش
@@@ احساس میکنم اونا توی بهشتن که انقد رابطشون زیباس ومن توی جهنم واصلا نعمتم وزیبایی های روابط ما به چشمم نمیاد
مثلا دوتا داداش هستند یکی بنز داره یکی پیکان و خیلی سخته اونی که پیکان داره پیکانشو دوس داشته باشه اخه بنز خیلی با کیفیته اخه همش جلو چشمشه اخه بنز خیلی با عزته
ینی با رشد لیاقتو کیفیت زندگیت میتونی ببریش بالا مدل ماشینتم ببری بالاتر
خب مثلا تو موصوع ماشین قشنگ معلومع مرغ همسایه غازه ولی تو باید برای همیه مرغم سپاسگزار باشی
خیلیارو میبینم شماره حسابشون از من بیشتره ولی ناراضی و لباس ندارن همش ندارن وهمش غصه
و من جلوشون کمی یاده ایمانم وراه درستم میوفتم چقد ارامش دارم چقد هدایتی بهترین جنس ها بهترین نعمتها روزهارو برام رقم میزنی ومیوفتادم وکمی احساس عقب افتاد از بقیه میکنم وبعد از اون طرفم منکه شماره حقوقی کمتره باید ناراضی تر باشم با این هدایت هایی انقد ارزشمنو باهیچ مقدار پولی قابل حساب کردن نیستن
و از اون طرفم جنسایی با قیمت رویایی وبهترین جنس ها و خیلی نعمتای دیگه کنارهم خیلی ارزشمندن
ب
چرا فک میکنم مرع همسایه غازه
چرا فکر میکنم روابط بقیه از من بهتره
چون بقیه اروم تر شادترند چون بقیه باهم بیشتر راحت ترندو لدت میبرند
چون همسری با من کمتر وقت میگزرونه و من کلن تو روابطم خیلی درگیر نزدیک نمیشم وچون میترسم منم با خودشون بکشن پایین
ولی چقد استاد راحت با عشقش خانوادش مهربونه وهمواره در بهترین افراد وزیباترین رابطه هارو داره کلی ساعت با عشقش هست باهم لدت میبرند من دوسدارم لدت بردنو تمرین کنم تنهایی لدت بردن از بقیه لدت بردنو تمرین کنم احساس میکنم یه خلا عاطفی دارم همش نیاز دارم همه دورم باشند تا احساسم خوب باشه وهمه باهام مهربون باشن تا احساسم خوب باشه
دوس دارم جدا از هر دلیل بهونه ای روزهامو واقعا لدت ببرم رشد کنم
بقیه خانواده خواهر برادری مادر پدر همسر بیشتر باهم عشقبازی میکنن بیشتر باهمن بیشتر عشقشونو بروز میدن
بقیه با همسریشون مدتها وقت میگزرونن وکلی باهم حرفشون میشینه روهم سر بهونا دلیل از هم دلخور نمیشن عشقی پایدار بینشونه ورها هستند ونیاز فقیر عاطفه نیستند فقیر توجه نیستن
میگن میخندن کلی لحطه های قشنگ دارن میرن لدت میبرند باهم تو طبیعت از حظوره هم از باور چقد بهم شبیه هستندوانگار باهم یکی هستند شادو پر شور عاشق
چون با بقیه راحت تر میتونم رابطه برقرار کنم تا همسره خودم تا خانواده خودم وقتی انلاین چت تصادفی دارم بیشتر کسی پیدا میشه با عشق حرفامو گوش کنه وخانوادم تا بتونم با اونا راحت حرف بزنم بدون نگرانی از تحقیر
قدم اول
تمرین لدت هایی ساده ولی واقعی
مثال امروز سیب زمینی سرخ کرده درس کردم گوشه سس وسعی کردم با اینکه تنهام وهزاران دلیل توی زهن ولی هزارشهاب سنگ ولی اسوده سیب زمینیمو خوردم
نوشتن معجزات شبانه واقعا با ته قلب شبها مرور کنم وبگم خداجونم شکرت شکرت شکرت
یادم باشه همیشه بامنه
بازی یا طراحی ولی هرچی هست واقعا لدت ببرم
بدون اینکه کسی عاشق حامیم باشه سپاسگزار باشم چون خدا هست ومن عرق عشقم
داستان مرتبط
ما با دوستامون بودیم داشتیم حرف میزدیم گفتیم مادر من انقد تعریف شما رو میکنه واون مادرها انقد تعریف مارو میکردن
ینی مادرهامون به جای اینکه زیبایی بچه خودشون ببینن نگاهشون به بچه های بقیه وکارهای اونا بود
مثلا من خودمو دوس نداشته باشم و زیبایی هامو ندونم منتطر باشم یکی رد بشه بهم بگه اونارو وتحسینم کنه وعاشقم بشه من مثل استادم میخام خودعاشق همیششگی خودم باشم
ریشه این باورها
اصل چیه باور های قدرتمند کننده هستند حالا
اینا چیه کمبود لدت
نتونستن راحت لدت بردن وابستگی الکی
مقایسه کردن قهرمان تک جهان با خودت که تازه تو اموزشی
کمبود اینکه لیاقت درونی داشته باشی جدا از هر اتفاق بودن هر کسی تو زندگیت وهر کجا هستی وداری چه قدمی برمیداری
چ
باید هر شب لیستی زیبا از لدت های ساده روزم داشته باشم
باید تمرین کنم منتطر نباشم زمین به اسمون بیاد یه عروسی توپبگیریم بارها بار ها لدت ببرم وخرجای سنگین کنیم تا لدت ببرم بایدبا همین داشته های الانم
خوراک پوشاک همین خانوادم یا تنهاییام لدت ببرم
وایی زهن چرا اینجوریه امروز میخاستم یه سیب زمینی سرخ کرده به خودم هدیه بدم یکم لدت ببره حواسش همش به زشتیا پرت میکرد لدت نبره چرا
چرا خلا داره چرا تنها باشه یا فلانیو فلانی باشه نباشه نمتونن اروم باشه لدت ببره
البته خیلی خوب شده ولی بازم میشه بهتررر
@@بهبود مهارت@@
مهارت رهایی جدا از اینکه الان کجام وبا کی هستم نیستم لدت ببرم
واقعا لدت ببرم نه اینکه غرق بهشت نعمتها باشم ولی خب هستم خداروشکر نه واقعا احساسش کنم واقعا لدتشو ببرم واقعا ممنون باشم
@@قدم اول نوشتن ومرور معجزات روزانه ودر موردش فکر کردن وسپاسگزاری قلبی
تمرین رهایی لدت لحطه ای
واقعا لدت ببرم از قدم اون لحطه ام
در پناه رب
به نام خدای هدایتگر مهربانم که همواره و همیشه همراهم بوده و هست
درود بر استادان عزیزم و تمام عزیزانم در سایت :-*
چقدر خوشحالم که با فایل های بروز و داغ داغ استاد همزمان شدم این روزها . یادمه مدتها پیش ک از فضای سایت و آموزهها فاصله گرفتهبودم پیش اومد که یه فایل رو با تاخیر شاید چند ماهه میدیدم و باهاش همزمان میشدم . خدا رو شکر بابت این نعمت توجه و قانون فرکانس .
واقعا استاد عزیزم بسیار بسیار از شما سپاسگزارم که احساس میکنم فقط اگر فایلهایی ک اخیرا بر روی سایت گذاشتین رو جمع آوری کنم خودش یه دورهی بسیار قدرتمند میشه از قانون که به قول یکی از عزیزان میلیون دلاری می ارزه واقعا و شما چقدر بزرگوار هستین که به رایگان این آموزهها رو در اختیار امثال من میذارین و میدونم ک هزاران هزار برابر از این انرژی به زندگی و وجود خودتون باز خواهد گشت و پاداشی خواهد شد بر این حجم عظیم گسترش توحید و یکتاپرستی در جهان برای شما ، خدای من کارش رو بلد هست.درود بر شما عزیزترینم :-*
خب بریم سراغ تمرینات این فایل و آموزههای ارزشمندش :
پیشنهاد میکنیم در بخش نظرات این فایل مثالهایی از خودتان را بیاد بیاورید و بنویسید از اینکه:ذهن شما به چه شکل و درباره چه موضوعاتی مرغ همسایه را برای شما غاز نشان داده است؟ به گونهای که با وجود نعمت هایی که در زندگی خود دارید، به احساس نارضایتی، قربانی بودن و بدبختی رسیده اید. احساس کردید که حق شما به شما داده نشده و از قافله دیگران عقب مانده اید. ( احساس نارضایتی از همسر، شهر، شغل، رابطه، خانواده، فامیل، فرزند و …)
خب حقیقتش من هم از بچگی همینطور فک میکردم. اول در مورد خودم، قدم ، هیکلم ،صدام ظاهر و چهره م و هرچه ک بودم ناراضی بودم و بقیه دوستانم رو بهتر از خودم میدیدم ،زیباتر میدیدم ، خوش صداتر میدیدم ، موفق تر میدیدم . در مورد خانوادهم فک میکردم ک چقدر خانواده فلان همکلاسی و دوستم بهتر هستن و خوشبخت ترن چون از خودشون خونه دارن ، چون باباشون سالم هست و فلج نیست ، چقدر همکلاسیهام خوشبختن ک مادرشون خونه دار هست و وقتی از مدرسه برمیگردن خونه غذای گرم آماده دارن ، چقدر خانواده بهتری دارن. چقدر جمعیت خانوادهشون خوب هست ، چقدر دور هم شادتر هستن .خوش ب حالش ک خواهر بزرگتر داره ، چقدر رابطه ش با داداشش خوبه و … و یا اینکه کسانی که در شهرهای دیگه مثل زاهدان ( چون ما تو روستا بودیم ) هستن چقدر خوشبختتر هستن چون شهرشون قشنگتر ه ،بزرگترها ، مجهزتره. یا بچه هایی ک در مدارس نمونه و دانشگاه و … میتونن درس بخونن چقدر موفقتر هستن و آینده بهتری میتونن داشته باشن در حالی ک من نهایتا یه معلم شدم … یا وقتی خوابگاه دانشگاه بودم همه ش فک میکردم ک چقدر هم خوابگاهی هام خوشبختن ک خانواده ها دیدنشون میان و پیگیر احوالشون هستند و برای من اینطور نیست …
حتا من تا سالها درگیر این موضوع بودم که در بدترین استان بدترین کشور دنیا به دنیا اومدم و باور داشتم که محدودیتهای جامعهی بلوچ بسیار روی زندگی من تاثیر منفی گذاشته، در جامعه بلوچ دخترا زود ازدواج میکنند ، مرد سالاری هست ، زن ها به حق شون نمیرسن ، روابط عاطفی عاشقانه کمرنگتر هست و من نمیتونم طعم یه رابطه عاشقانه رو بچشم… اگر جای دیگه ب دنیا میاومدم و اگر بلوچ نمیبودم خیلی میتونستم خوشبختتر باشم و مسیر زندگیم متفاوت باشه ، زبان بلد باشم ، هنری ک دلم میخواد رو یاد بگیرم ، سریعتر مسیر رشدم رو طی کنم. یادم میاد تا همین چندین سال پیش با پدر و مادرم همهش درگیر بودم ک شما با شرایطی که داشتین و وضعیت رابطهتون و فلان و فلان باعث بدبختی و مشکلات ما شدین و چرا اصلا بچهدار شدین و از این حرفها… حتا تا سالها از مادرم کینه داشتم و نمیتونستم ببخشمش و دوسش داشته باشم در حالی ک اون بنده خدا هرچه در توانش بود برای ما و خواهر و برادرم گذاشته بودم و خودش هم با کلی چالش در خانواده و گذشته ش سعی کرده بود بهترین خودش رو ارائه بذه اما من اصلا در مدار درک این موضوع نبودم یعنی من هم سالهای زیاد احساس قربانی بودن بخاطر شهر و خانواده و فامیل و بلوچ بودن و استانم و کشورم و … داشتم و با این حس هم خودم اذیت شدم و از نعمتهام لذت نبردم هم به بقیه احساس گناه دادم و نتونستم روابطی ک باید رو بسازم….. تاااااا قبل از آشنایی با فایلهای استاد یه بغض و کینه از پدر و مادر و خانواده پدرم در قلبم وجود داشت سالها ک اجازه نمیداد پدر و مادرم رو دوست داشته باشم و از روابط خانوادگی فراری بودم … این احساس خیلی از انرژی من رو ازم گرفت و خیلی هم روی نتایجم تاثیر منفی میذاشت و مهمترین موضوع اینکه حس بدبختی و حس قربانی بودن رو در من ایجاد میکرد و عزت نفسم رو تخریب میکرد …
زمانی که به لطف مسیر تکاملم، بزرگتر شدم و مدتی در یه شهر بزرگ مثل تهران و شیراز زندگی کردم انگار دیدم ب زندگی بهتر شد و طرز فکر و نگاهم نسبت به جهان و مردم بهبود پیدا کرد چون ک به خیلی از نقاط قوت و نکات مثبت خودم و قوم بلوچ و شهر و روستای زندگیم و … آگاه تر شدم و بهتر تونستم تفاوتها و تنوع جهان رو درک کنم .
بعد از آشناییم با استاد و شنیدن فایلها و قانون،
آگاهی هایی ک دریافت کرده بودم به من خیلی کمک کرد ک گذشته م و خانواده و هرآنچه ک سالها نسبت بهش احساس بدی داشتم رو ببخشم و بپذیرم و بتونم دوستشون داشته باشم .و بدونم ک عامل موفقیت و خوشبختی چیز دیگری است …
سوال بعدی : چرا اینطور فکر می کردم یا می کنم؟چرا فکر می کنم همسر دیگران از همسر من بهتر است؟ چرا فکر می کنیم رابطه دیگران از رابطه من بهتر است؟ چرا فکر می کنم اوضاع در جای دیگر خوب است؟ ریشهی این جنس از تفکرات از کجاست؟ آیا ریشهی اینها باورهای قدرتمندکننده است یا محدود کننده؟! اصل است یا فرع؟!
اول ک صد در صد این تمرکز تمرکزی اشتباه بود ک من و خیلی از ما داشتیم و این باعث شد از اصل دور بشیم و به فرعیات توجه کنیم و فرعیات رو عامل موفقیت و خوشبختی بدونیم و یه جورایی راه ترکستان رو در پیش گرفته بودیم و انتظار مقصد دیگری داشتیم .
یکی از مهمترین چرایی این نوع نگاه این هست ک ما از خیلی از مسائل و محدودیتهای دیگران و زندگی دیگران آگاه نیستیم . ما تمام چاله چوله ها و چالشها و ضعفها و شرایط مختلف زندگی خودمون رو میفهمیم و درک میکنیم و دیدیم اما فقط بیرون و ظاهر زندگی دیگران رو اون هم به صورت موقتی و محدود دیدیم و این باعث شده که به این گمان اشتباه بیفتیم ک اونها خوشبختتر هستن.
تجربه ی جالبی در مدرسه تیزهوشان داشتم : یه موضوع انشایی به دانش آموزانم دادم با این عنوان که اگر جای … بودم : بچه ها خیلی خوب اومده بودن در این مورد نوشته بودن ک وقتی خودشون رو جای مثلا همکلاسی یا معلمین و … گذاشته بودن متوجه شده بودند ک اونها هم چالشها و مسوولیتها و شرایط خاص خودشون رو دارن ک اونا ازش غافل بودن و بهتر هست قدردان جایگاه خودشون باشن و تمرکز رو بگذارن روی داشتههای خودشون و … وقتی بعد از پایان خوانش انشاها بچه ها با هم گفتگو میکردند و از زبان هم چیزهای مختلفی میشنیدن خیلی نگاهشون بهبود پیدا میکرد . احساس میکنم این انشا تمرین خیلی خوبی بود ک بچه ها نگاهشون نسبت به داشتهها و نعمتهای زندگی خودشون بهتر بشه و بهتر بتونن تفاوتها رو درک کنن و نگاه دقیقتری داشته باشن به زندگی و جایگاه خودشون در زندگی و بدونن عامل داشتن احساس خوشبختی و موفقیت هیچ کدوم از این فرعیات و تفاوتهای ظاهری زندگی افراد نیست و ریشه در چیزهای دیگه داره …
و سوال بعدی :حالا که از این ضعف مخرب آگاه شدهای، با توجه به آگاهی های این فایل، چهراهکارهایی برای خارج شدن از این مدار مخرب آموخته ای؟ این راهکارها منجر بهاخذ چه تصمیماتی برای شما شده است؟ در پاسخ به این چرایی به این فکر کنید که: چه تغییراتی باید در شخصیت خود ایجاد کنم؟چه مهارتهایی را یاد بگیرم و بهبود ببخشم؟و قدم اول را از کجا بردارم؟
به نظرم قدم اول و دوم و سوم و هزارم من در مسیر بهبود شخصیتم ایجاد مهارت کنترل ذهن و تمرکز بر داشتهها و نعمتها و نکات مثبت خودم و اطرافیان و محیطم هست . من باید یاد بگیرم که تمرکزم رو بگذارم روی زیباهای شرایطم ، روی زیباهای روابطم .
وقتی تمرکزم روی زیباییها باشه لاجرم به زیباییهای بیشتر هدایت میشم .
خودم مسولیت زندگی و و شرایطم رو به عهده بگیرم نه اینکه مسولیت خوشبختی و بدبختی خودم رو به عوامل بیرونی مثل محیط و خانواده و شهر و کشور بدم و به این شکل از اصل غافل بشم و حتا شرک بورزم…
بگردم و مثالهای نقضی پیدا کنم در مورد اینکه تو قومیت من، شهر من ،خانواده ی من و … چه موفقیتها و خوشبختی ها رو تجربه میکنن افراد و چه افراد موفقی هستند که در همین شرایط مشابه تونستن رشد زیادی رو برای خود و فرزندانشان ایجاد کنند و جهان بینی و شخصیت خودشون رو گسترش دادند.
شبکههای اجتماعی و دیدن داشتهها و هایلایتهای دیگران و مقایسه کردن شرایط خودم و دیگران رو کنار بگذارم .
شکرگزاری کنم و شکرگزاری کنم و شکرگزاری کنم نسبت به اتفاقات خوب و نعمتهایی ک در همین شرایطی ک دارم، همین محیطی ک هستم و تجربه میکنم باهاشون احاطه شدم و چقدر و چقدر من نمی دیدمشون مثل هوای پاک شهرم و آسمان آبی رنگش که خیلی اوقات من اصلا توجهی بهش نداشتم …درمورد نعمتهام بنویسم و صحبت کنم و بزرگنمایی کنم و به این شکل قدردانشون بشم و کانون توجه م رو هدایت کنم و متمرکز .
من خودم با افکار و باورهام دارم اتفاقات هر لحظه رو رقم میزنم این باور رو باید هزاران بار بشنوم و ببینم و تکرار کنم و تمرکز روی زیبایی ها ، نرگسم! تمرکزت رو بذار روی زیباییها، انگار همه چیز به این نقطه میرسه و من باز هم باید هزاران بار اینو بشنوم که کانون تمرکز من تعیین کننده ی لحظه لحظه زندگی من هست .
خدایا تو را شکر میگویم بهترین دوستم که من رو به این فضا آوردی ، دستم رو گرفتی و قدم قدم منو رو در این مسیر پیش بردی و ذره ذره داری تغییراتی رو در من ایجاد میکنی ک وقتی به خود گذشته م نگاه میکنم میبینم چقدر بزرگ هست این تغییرات . سپاسگزار تو هستم مهربان ربّ من .
یاورم باش تا توحیدی تر بشم و نگاهم نسبت به عوامل موفقیت و خوشبختی درست باشه و همیشه تمرکزم رو بر اصل بگذارم .
سپاسگزارم از شما استاد و تمام عزیزانم در این خانواده بینظیر ک همواره در حال یادگیری و رشد در کنار شما هستم .:-*
بنام خدای مهربان
سلام استاد نازنینم ، خانم شایسته عزیز و دوستان گرامی ام در این مکان مقدس
الهی شکر بابت این آگاهی های ناب که زنده گی مان را متحول میکند
استاد تشکر میکنم که اینقدر صبورانه فایل های بی نظیر برای مان آماده میکنی تا ما هم مثل شما زنده گی مان را متحول کنیم
از روزی که وارد سایت شدم حرف های شما را میشنوم و باور میکنم عمل میکنم زنده کی من خیلی نسبت به قبل تغیر کرده است روز به روز در حال پیشرفت هستم و روز به روز دارم خالصتر و ساده تر میشوم
الان حس میکنم من خیلی آدم ارزشمند شدم که میتوانم زنده گی خودم را خلق کنم چون قبلا انگشت اشاره بیرون از خودم بود همه را مقصر میدانستم الا خودم را الان پذیرفتم که هر شرایط که دارم خالق اش خودم بودم نه هیچ کسی دیگر …،
وای استاد ما نمیدونی چیقدر پدر و مادر، شهر ، کشورم و اینکه سرنوشت ما کسی تایین میکنه و بخاطر شرایط خوبی نداریم چون اون فلانی ما را تاویز کرد ، اون فلانی اگر تو زنده کیم نبود من زنده کیم تغیر میکرد ، بارها بارها خودم را اذیت کردم که چرا من در این خانواده بدنیا امدم ، بارها بارها خودم و خانوادم را بادیکران مقایسه کردم که ببین خانواده فلانی چیقدر خوشبخت هستند زنده کی خوبی دارند ما چیقدر بدبختیم
الله اکبر خدا فقط خودش میداند تا زمانی وارد این مسیر نشده بودم زنده گیم هر روز در جهنم مقایسه کردن میسوخت و من همچنان به این جهنم ادامه میدادم فقط انگشت اشاره به طرف دیگران داشتم الا خودم
اگر بخواهی مثال بزنم بی نهایت مثال دارم ، از مقایسه پدر ومادرم ، خانوادم ، کشورم . شهرم ، سرمایه ام یعنی بگم تمام زنده گیم ، تمام فکرم درگیر مقایسه کردن بود چیقدر در بدبختی مطلق توسط خودم میسوختم
از آنجای که لطف پروردگارم بود که بمن لطف داشت دست مرا اول به دست سید محمد عرشیانفر داد، بعد که یه ذره حالم خوب شد از لحاظ فرکانسی بالا رفتم دستم را داد به دست استاد عزیزم عباس منش داد و من از اون ببعد به بی نهایت نعمت و ثروت رسیدم
سلامتی که نداشتم به لطف الله الان سالم سالم هستم ، به لطف خودش همه چی رسیدم ، آرامش ، شادی ، مهاجرت در کشور زیبای کره جنوبی ، به پول ، به ماشین ، به عزت ، به آبرو ما اگر بخواهم حساب ببرم باید چند ساعت بیام اسم ببرم در این حد زنده کیم متحول شد
من هر روز دارم از آموزش های استاد استفاده میکنم الان به درک رسیدم که غیر از این سایت اگر بجای دیگری سرک بزنم من عمرم ، زنده گیم را شوخی گرفتم
وای استاد تشکر میکنم بابت این آگاهی های ناب ات هربار که میایی فایل میزاری من به همون فایل نیاز دارم تمام پاشنه های آشیلم توسط همون فایل برطرف میشود
در پناه الله یکتا شاد سالم ، ثروتمند باشید
خدایاشکرت
باسلام خدمت استاد عزیز خانم شایسته و همه ی دوستان
واقعا عین واقعیت زندگی همه ی ما رو استاد گفتن حالا هرکس به نوعی دقیقا این مسائل واقعیت های هر روز و هر لحظه ی ما هستن که بهش توجه هم نکردیم و علت اون تمرکز بر نکات منفیه.
من خودم به شخصه در مورد کسب و کار گفتم که مثلا اگر به جای این کار مثلا فلان کار بود خیلی فروش بالایی داشتم یا اگه این کسب و کارم شهر دیگه ای بود موفق تر بودم یا اینکه مشتری های نقد نیست .به جای اینکه بگم من چه کنم که کسب و کارم پررونق تر بشه چه کنم که مشتری های خوب رو جذب کنم ایراد کار من کجاست چه نگرشی چه چیزی باعث شده من در کارم موفق نباشم.
یا در مورد روابطم با همسرم قبلا که قوانین رو نمیدونستم الان البته خیلی بهتر شدم بارها دقت روی زندگی دیگران کردم ایرادهایی در رفتار همسرم پیدا کردم مقایسه کردم حال خودم رو بد کردم ذهن خودم رو درگیر ناخواسته ها کردم وهر روز مشکلات خودم رو بیشتر و بیشتر کردم ولی الان که دیدم تا حدودی باز تر شده نگاه میکنم میبینم که همسرم در هر موردی که فکرش رو میکنم از همه ی مردهای اطرافم بهتره با محبته دست ودل بازه خیلی باجنبه و شوخ طبعه خیای خانواده دوسته به شدت اهل تفریحه و….
ودر مورد خیلی مسائل دیگه واقعا همینطوره من خودم کاملا حرف استاد رو قبول دارم( اصلا منفی بافی برای ما سنت شده،فرهنگ شده )هر چقدربیشتر اعتراض کنیم روشنفکرتریم ،دانا تریم،به روز تریم
من این نقطه ضعف خیلی خیلی بزرگ خودم رو میپذیرم و سعی میکنم قدم به قدم به آرامی روی خودم کار کنم نوشتم که رد پامو جا بزارم و بعدها که اینو بخونم ببینن چقدر تغییر کردم
ممنونم از استاد عزیز، دانا و بسیار نکته بین .
به نام خدای بخشنده مهربان
شکرت برای یه شاه کلید دیگه تو زندگیم شکرت نمیدونم دفعه چندمه میبینم هر سری وقک کنم میام بهش سر میزنم
و دیگه اینکه ترمزم این بوده
میدیدم بقیه با من متفاوتن ومن زوقی میکردم یا مسخره میکردن وشوق من میریخت وومیگفتم جلوی اینا زوق نمیکنم وبعدا زوق میکنم ولی گاهیم راحت بودم تو احساس خوب توی شور عشقو حال
مثل الان شوقی تو دلم زنده شد اتاق تمیز نرمه مو بعد خورشید نورش پهن اتاقه اروم اروم میره واتاقو تاریکو تاریک میکنه
واقعا این طلوع قروب زیبا رو قشنگ حسش میکنم از روشنایی روز میرم توی تاریکی شب قدرت حطور خداجونی با چشم درک میکنم وااایی خیلی باحالو زیباس
شکرت اینم یه لحطه غروب زیبا هدیه من به. شما
بعد شوقمو اندازه گرفتم رصایتمو نمره کامل ده
رصایت از روابط 6..دختره ارومی بودم دوستای زیادی داشتم ولی زهنم از اینکه با کسی صمیمی بشم ورابطه رو نمتونستم قوی نگه دارم یا بهبود بدم مثل اینکه یه عشق شوری بود تو روابط ولی توی مقایسه وفراموشی خوبیها از بین میرفتو خاموش میشد البته من دختر بی حاشیه بودم وهمواره سعی میکنم در هر شرایط کینه نگیرم ولی توی دیدن زیبایی ها لدت بردن ومقایسه مشکلایی دارم
رصایت از کار 3
کارمو دوس دارم ولی نتیجه نداده قبلا هیچی بلد نبودم ولی بعد یادگرفتم ولی دیگه نمیدونم مهارتمو میره بالا چجور بفهمم ولی همینم که بتونم زندگیمو چک کنم بلد نبودم الان انقد راحت برای خودم نموار نمره بده بود
رصایت از سلامتی 9
رصایت از خودم 7
خب حالا نمره
وایی برای هر نمره دادن چقد چیزا یادم اومد ولی مقایسه کردن چقد باعث خلق شوق تو زندگیم میشه شکرت
من همیشه خودم برای کارهام زوق میکردم ولی کسی زوق نمیکرد ته دلم این بود افراد که خوش زوق هستند افرادی که پولدارن خارجن ومن باید برم خارج کارم میشه یه کار نون ابدار بعد استاد میگفت تو اگه اونجایی که هستی کارت نون ابدار نباشه رشدی نکنی مشتری به تورت نخوره واینجام بیای خبری نیس تو باید ادم باشی با تمرین تکرار مهارتو ببری بالا تر واززش کارتو بیشتر بدونی
جیف بزر
چجوری بیست سال خودشو کنترل کرد زهنش گفت مدرک بده برای ارزشمندی کارت حقوق بالا و مشتری زیاد ولی اون بهش گفت مدرک عشق شور تکامل تکرار تمرین ارزشمندی درونیه مدرک اون لدت احساسه خوب برای همین ادامش میدون بدون اینکه مشتری بیاد نیاد حقوق باشه نباشه
مقایسه مالی کار
حقوق
پس من همیشه قرین نعمتم واز در دیوار خوراک پوشاک سفر برام میبارع وقلبم ارومتر شده وخرجم به نسبت اومده پایین واون میل شدید به خرید کاهش پیداکرده
به وقته مناسب نعمتو ثروت میباره و خرید عالی انجام میشه خریدایی با کیفیت وکلی هدیه میگیرم
میدونم اینا جز تکاملم هستن
مشتری
فعلا کارم نماش زیبایی بیشتتر شده وقشنگ کارم حس حال لدتش بیشترو بیشتر میشه قشنگ روح منو تونسته تا حدودی سیراب ککنه همینم جایی سپاسگزاری داره
راحتی
میشنی خیره میشی به زیبایی انقد جداب دست تودسته خدا باشه وچیزای جادوییو ببینی وبکشی
واقعا روحتو جلا میده اون ظرافت زیبایی قانون مندی راحت هر روحیو سیراب میکنه از شووور وتکنیک ویژهه. هخودم که با یه کاعذ منظره شاهکار هنری خلق میشهه
مگه شکوه و زیبایی توی اختمونهای زیبا درختهای زیبا دریا و خورشید تو اثر من هم مثل اونا پر از نور و ایمان و شکوه و لذته چون ما از خداییم و بهش فضلیم لذت خلق میکنیم خلق ارزش ربطی به مشتری و کیفیت و زیباییش نداره آخه ما بدون دلیل ارزشمندیم و کار ما بدون دلیل ارزشمنده البته ما در حال رشد و تکاملیم کیفیتم میبریم بالاتر و و اینکه مهارتمون چقدر هست له پله رشد میکنه و همینم ارزشمنده و باید همیشه بدون مقایسه با بقیه که از ما بهترن سپاسگزار کارمون باشیم
بسم الله الرحمن الرحیم.
استاد عزیز سلام،سال نو میلادی را اخر فایل گفتید که واسه خیلی از ماها همینم مرغ همسایه غازه هست،همیشه اینطوریم که عید کریسمس قشنگه جشنه بابانوئل آتیش بازی دارن،عید اونا قشنگه شب عید همه جشن و اتیش بازی دارند درحالی که عید ما هفت سین داره چهارشنبه سوری مخصوص داره خریدهایی که شب اخر عید انجام میدی شور و حال مردم عید ما همراه با طبیعت زمین هست و اینا،ولی چقدر قشنگ این مثال یادم افتاد خخخخ.
مثال بعدی اینکه تو مسافرت ماشین بغلی همیشه بیشتر خوش میگذره، تو رابطه عاطفی فلانی شوهرش خیلی با احساس خانواده شوهر فلانی خیلی خوبه. خواهر شوهر فلانی مثل خواهر میمونه و…. توی همسایه خداییش همسایه من خیلی خوبن و همیشه از خدا سپاسگزاری میکنم کلا این باور دارم در خودم ایجاد میکنم که مردم خیلی خوبن.
اوه اوه استاد همیشه اینو میگم بعنی قبلنا خیلی میگفتم ولی از وقتی مسئولیت زندگیمو گردن گرفتم دیگه نمیرم،فلانی به تک پسر رفت ما هم به تک پسر رفتیم خیلی زیاد معذرت میخوام ولی میگم ریدیم با این شوهر کردنمونو تک پسر رفتنمون. خدا را شکر که الان دیگه نمیگم یا خیلی کم میگم.
تو بحث فامیل همیشه هست فلانی با بچه های خالش خیلی خوبه ولی ما نه بهمانی اینطور.
تو بحث دست خط استاد همیشه باورم این بود خواهرم دست خطش از من بهتره واقعا انکار نمیکنم دست خطش خوب بود ولی انقدر از بچگی دست خط منو کوبونده بود تو سرم منم باورم شده بود دست خط من بده بعد جالب بود هرکی میگفت دست خطت قشنگه باور نمیکردم، دختر داییم گاهی وقتها دفترمو میدید میگفت مشقاتو فاطمه نوشته انقدر قشنگ میگفتم نه بابا این دست خط منه. عکس از یکنوشته فرستادم تو گروه همه بهم میگفتن خوش خطی همسرم میگه دست خطت عالیه. ولی خودم باور نمیکنم و همیشه میگم دست خط فاطمه قشنگه. پدرم چند وقت پیش به همسرم گفت که زهرا قشنگ نمینویسه اینو برام بنویس همسرم گفت چرا زهرا خیلی قشنگتر از من مینویسه پدرم گفت نه منظورم اینکه درشت نمینویسه همسرم گفت خب کلا ریزه دست خطش ربطی به قشنگ نوشتنش نداره. پدرمم گفت اره قشنگ مینویسه ولی ریزه من نمیتونم بخونم اینم از این.
وای استاد بازم مثال بزنم مخصوصا از فیلم ها و سریالهای اسیای شرقی کره جنوبی مخصوصا برنامه هایی که میسازن برای سلبریتی هاشون اینطوریم که عه همش درحال بگو بخند هستند و شادن ولی اینجا نمیزارن مردم شاد باشن درحالی که اینجا هم کم برنامه نداریم مثل جوکر و… که واقعا شادن
حتی گاهی پشت صحنه فیلم ها از خود فیلم خنده دار تر هست.
دوم از تایلند بگم که بشدت پسراشونو بزک دوزک و گریم میکنن بعد از نظر ما خیلی خوشگلن یکم کیوت بازی درمیارن دیگه غش میکنیم درحالی که اگر بدون گریم ببینیشون چندان زیبایی ظاهری ندارن ولی من همیشه تو ذهنم مقایسه میکنم و اینطوریم که خوشبحال اونا. اره استاد از فضای مجازی گفتید خداییش خیلی مثال دارم بزنم.
بعد رابطه خیلی عاشقانه ای که تو فیلماشون نشون میدن که قبلا خیلی میدیم الان گاهی یدونه میبینم فیلم ولی اینطوریم که نگاه کن چقدر همدیگه را دوست دارن چقدر عاشق هم هستن وای خدایا چرا شوهر من اینطوری رمانتیک نیست و این حرفها
حتی در بحث موسیقی اینطوری ام که نوازنده های اون گروه خوبن اون گروه تمرینشون عالیه و سرموقع و این حرفها خلاصه و…. تا صبح بگم تمومی نداره به خدا. عروسکهایی که فلانی بافته قشنگ تره و….
خب اینها یک عالمه مثالی بود که یادم اومد و اگه تا فردا بگم تمومی نداره.