چرا فکر می کنیم مرغ همسایه غازه؟ - صفحه 23 (به ترتیب امتیاز)

594 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مرضیه توسلی گفته:
    مدت عضویت: 438 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان

    چقدر این فایل استاد به جا و مهم و عالی بود… من خودم شغلی رو تو شهرمون راه اندازی کردم که بذای اولین باره و هنوز اون قدر مراجع ندارم… ولی حرف استاد باعث شد که من بیشتر رو خودم کارکنم و با بقیه خودمو مقایسه نکنم… الانم مراجع دارم ولی خیلی نیس و این یعنی من باید بیشتر خودمو آماده کنم.. استاد من خیلی وقته با فضای مجازی کار ندارم و خییلی کمتر شده و از وقتی که این فایل گوش دادم دیگه خیلی خیلی جدی تر روی این قضیه دست گذاشتم و وقتم رو کامل روی خودم و فرزندانم میذارم و چقدررر حالم خوبه… استاد ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    محمد گفته:
    مدت عضویت: 2128 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    خداوند خالق زیبایی ها

    خداوند هدایت کننده به سمت خواسته ها و رویا ها

    سلام و درود فراوان خدمت استاد عباسمنش عزیز و بانو شایسته گرامی

    بعد از ظهر زمستانی قشنگتون بخیر باشه

    استاد عزیزم سپاسگزارم بابت فایل هایی که برامون تهیه می کنید

    از این که میتونم از آموزش هاتون استفاده کنم، صورت زیبای شما رو ببینم و صدای گرم شما رو بشنوم بسیار خوشحالم.

    سال نو میلادی رو هم، به شما استاد دوستداشتنی و خانم شایسته عزیز تبریک میگم و بهترین ها رو در این سال جدید برای شما آرزو میکنم.

    استاد چند ماه پیش تصمیم گرفتم موضوع سپاسگزاری و تحسین کردن دیگران رو در خودم پرورش بدم.

    اوایل خیلی سخت بود و با تلاش اگاهانه، تا احساسم به سمت منفی میرفت سریع به خودم یاد آوری میکردم شکرگزار باش تا نعمت های خداوند برای تو بیشتر شود.

    همچنین هر کسی رو هم می‌دیدم داره کاری رو به خوبی انجام میده، تحسینش میکردم.

    خدا رو شکر این کار باعث ایجاد احساس خوب در من میشد و من از این احساس، لذت میبردم

    ولی جدیدا متوجه شدم باید خودم رو هم تحسین می کنم، کاری که خیلی کم انجام میدم.

    البته این به معنای غرور و تکبر نیست

    ولی باید ویژگی های مثبت و زیبایی های درون خودم رو هم ببینم و بهشون آگاه باشم و خودم رو تحسین کنم و خدا رو شکر کنم.

    استاد با اجازتون میخوام خودم رو تحسین کنم

    تحسین کنم بابت تمام رفتارهای درست و صحیحی که داشتم

    بابت تمام اعمال زیبا و کنترل ذهنی که تونستم انجام بدم

    بابت صبر زیبا بر مسائل زندگی و رشد و گسترشی که در شخصیتم ایجاد کردم.

    می‌خوام خودم رو تحسین کنم بابت صداقت و درستی که در وجودم هست

    بابت خوش قلبی و زیبایی که درونم هست.

    خودم رو تحسین می‌کنم به خاطر استمرار و پشتکاری که توی کارهام دارم

    به خاطر یادگیری سریع و استعداد هایی که دارم.

    خودم رو تحسین میکنم ناراحتی و رنجش درونم جایی نداره

    غمی از گذشته و نگرانی از آینده ندارم.

    تحسین میکنم خودم رو که فقط خاطرات خوب و خوش گذشته تو ذهنم مرور میشه (حتی تو شرایطی که ظاهرش سخت بود)

    و دائم افکار بهتر و زیباترِ آینده تو ذهنم میچرخه.

    استاد می‌خوام خودم رو تحسین کنم به خاطر تمام کارهای بزرگی که انجام دادم

    به خاطر غلبه بر ترس‌ها و رفتن در دل ناشناخته‌هایی که تمامش باعث رشد و گسترش من شد

    خدایا شکرت

    استاد، خدا همیشه به من لطف داشته و همیشه اطرافم رو با انسانهای زیبا و درست پر کرده

    یادمه وقتی تو شغل قبلیم بودم، تمام مشتری‌هام ادم‌های خوب و محترمی بودند

    بازم خداوند به من لطف داشته و الان هم با انسان‌های خوب و شریف اطرافم رو پر کرده

    خدا رو بینهایت سپاسگزارم بابت تمام نعمت‌ها و رحمت‌هایی که به راحتی به من هدیه داده.

    استاد، من از فایل‌ها و دوره های شما خیلی آگاهی کسب کردم و از این طریق خیلی خودم رو گسترش دادم

    البته تازه اول کار هستم و لذت رشد و پیشرفت پایانی نداره

    استاد جونم خیلی از شما ممنونم

    خیلی با سخاوت هستید

    بانو شایسته از شما تشکر خیلی خاص و ویژه‌ای دارم

    خیلی با محبت هستید

    بازم سال نوی میلادی رو بهتون تبریک میگم و براتون آرزوی بهترین ها رو دارم.

    در پناه خداوند یکتا سالم، خوشبخت و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    سید محسن فاطمی گفته:
    مدت عضویت: 2298 روز

    سلام استاد جان

    خدایاشکرت ب خاطر یه فایل ارزشمنده دیگه

    مرغ همسایه غازه این دیدگاه خودم دارم با

    این تفاوت ک نسبت ب قبل کمتر شده و کمتر

    دنبال عوامل بیرونی هستم چون مهاجرتم خیلی

    درس ها برام داشت خیلی تجربیات ارزشمندی

    داشت این شهر خوبه پول توشه مردمانش فلان

    اند یا شغل تولید عالیه دقیقن من این طرز تفکرا

    داشتم و اومدم وبعد مدتی دیدم نه همجور آدمی

    تو این شهر هست شغل قبلیم از این شغل خیلی

    بهتر بود ناشکر شده بودم و ادامه ماجرا و یاد

    حرف های استاد تو دوره ثروت 1 افتادم ک

    ثروتمند شدن ن ب شغل،شهر ،سن،جنسیت،…

    ربط نداره و الان باورش کردم چون این شرایطا

    دیدم و حرف استاد کاملا درست بود

    _مادر عزیزم همیشه مقایسه میکرد با بچه های

    همسایه بغلی شما هام مثل فلانی باشید ولی

    درکل سه تا بچه‌ هاشا دوس داره و این طور

    میگفت ک ما بهتر بشیم بنده خدا نمیدونسته

    شیوه درست این نیست ب هرحال من ک خیلی

    دوسش دارم و تا کنار هم هستیم قدرشونا میدونم

    _مقایسه کردن خودم با دیگران باعث شد خواسته

    های اونا را داشته باشم وقتی بهش رسیدم نه

    تنها احساس خوبی نداشتم‌ب شدت احساسم

    بد بود ب خودن میگفتم چرا این احساس را دارم

    ب هدفم رسیدم با دوره احساس‌ لیاقت فهمیدم

    همش مقایسه بوده نگاه ب نگاه بوده میدونی

    شخصیت من با مثلا این شغل و شهر ساز گار

    نیست چون فلانی رفته تو این شغل منم برم

    درحالی ک هرکسی برای هر کاری ساخته شده

    همه انسانها مثل هم نیستند،ماها حتی تو آهنگ

    گوش دادن هم متفاوتیم مثلا وقتی بارفیقام میرم

    مسافرت یکی رپ دوس داره یکی قدیمی،یکی هم

    کلن مخالفه و میگه سکوت باشه اینقدر متفاوتیم

    من بارها این را تکرار کردم تا این تجربیاتم درونی

    بشه دوباره اشتباه نکنم و خودما مقایسه نکنم

    خلاصه از این مرغ همسایه غازه من خودم ضربه

    خوردم و درساشا یاد گرفتم وبعد از مهاجرتم

    خیلی سپاسگزارتر شدم و متواضع تر شدم چون

    میبینم اون شرایطا جور میکنه اگه خودم میخواستم

    اقدام کنم چطور انجام بدم کلاهم پس معرکه بود

    چقدر خوبه این مهاجرت قشنگ آب دیده میشی

    و توکلت ب خدا بیشتر میشه

    یادم باشه همیشه مرغ خودم غازه ن کسی دیگه خخخ

    پر برکت و سالم و پر روزی باشید دوستان عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    یاسمن ایزانلو گفته:
    مدت عضویت: 1370 روز

    کامنت بیست و نهم

    16 دی 1403

    تعهد اول:

    امروز با دانش آموزم کلاس مجازی داشتم.

    یه کار دیگه هم انجام دادم. ویدیویی که چند روز پیش از خودم گرفته بودم و توی تلگرامم گذاشته بودم رو کامل پاک کردم و یه ویدیو جدید با توضیحات بیشتر از خودم گرفتم.

    فکر نمیکردم امروز برسم از خودم فیلم بگیرم، ولی از اون جایی که خداوند رساننده ی امره، نه تنها از خودم فیلم گرفتم، بلکه ادیتش هم کردم و توی کانال تلگرامم هم قرارش دادم.

    تعهد دوم:

    گزارش کارم رو توی کامنت های سایت نوشتم.

    تعهد سوم:

    امروز خیلی کار کردم و بسیار زیاد از حجم کاری که انجام دادم راضی هستم. خداوندا سپاسگزارم.

    امروز در حالی که فرزندم رو نگه داشته بودم، داشتم با دانش آموزم هم کار میکردم. خدایا شکرت که خیلی راحت و آسون کمکم کردی به بهترین نحو هر دو کار رو با هم انجام بدم.

    امروز غذا پختم و تا دو سه روز دیگه نیازی به غذا پختن ندارم. خداوندا سپاسگزارم به خاطر این همه برکت و نعمتی که توی زندگیم جریان داره و من میتونم باهاشون غذاهای خوشمزه ای بپزم.

    توی این چند روز، به جای وقتی که باید صرف غذا پختن میکردم، میتونم وقتم رو بذارم برای هدفم و اون رو گسترش بدم. خداوندا سپاسگزارم که مسیر رو برام هموار کردی.

    امروز دختر نازنینم بعد ظهر خوابیده بود و من تونستم هم غذا بپزم، هم دوش بگیرم، هم از خودم فیلم بگیرم و هم کارهام رو پیش ببرم. خداوندا سپاسگزارم که راه رو برام باز میکنی که به هدفم برسم. من اصلا فکر نمیکردم امروز بتونم تمام این کارها رو انجام بدم. اما تو کمکم کردی و مسیرم رو هموار کردی. سپاسگزارم.

    دخترکم که بیدار شد من باز هم تونستم با دانش آموزم صحبت کنم و برای امتحان فردا باهاش کار کنم. خداوندا شکرت که من رو در بهترین زمان، در بهترین مکان و در بهترین شرایط قرار میدی. سپاسگزارم.

    پروردگار مهربانم سپاسگزارم که امشب در کنار همسرم بهم خوش گذشت. سپاسگزارم که از بیرون غذا گرفتیم و با هم لذت بردیم. سپاسگزارم که همسر خوبی بهم دادی

    پروردگار مهربانم سپاسگزارم به خاطر تمام عزیزانم که به لطف تو در زندگیم دارم. خداوندا همشون رو در پناه خودت به بهترین شکل حفظ کن. سپاسگزارم.

    خدای من شکرت که امروز از خودم و کارهایی که انجام دادم راضی بودم. تو بودی که کمکم کردی به تمام کارهام برسم. خداوندا سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 963 روز

    به نام خداوند مهربانم به‌ نام خداوند روزی رسانم

    سلام بر استاد مهربانم و استاد مریم بانوی عزیزم

    سلام دوستان عزیزم امروز تو کامنتها دیدم نوشته بودن که استاد چند روزی فایل نمیذاره

    خب از یه طرف دلتنگ استاد و مریم جان بودم و از طرفی دیگه خوشحال شدم که استاد میخواد با این کار ما یکم بیشتر روی فایلها تمرکز کنیم و کامنت بخونیم و بنویسیم تا بیشتر بفهمیم و زمان داشته باشیم برای درک بهتر

    ممنونم استاد عزیزم

    وقتی می‌بینیم نمیخواین روی سایت فایل بذارین یه چند روز این از اون جایی سرچشمه میگیره که استاد میخواد باز ما رو سورپرایز کنه و مثل همیشه دست پر میاد با یه عالمه آگاهی و ایده برای رشد بهتر ما دانشجویان این سایت الهی

    یعنی هر چی که خداوند بهش الهام میکنه و اون الهام هم از فرکانس‌های ماست متشکرم

    وقتی تو روند مقایسه میفتی یعنی داری با طناب کسی دیگه میری ته چاه پس بهتره دست از مقایسه با هر کسی رو از ذهنت بیرون کنی

    مقایسه جز نا امیدی و ترس و نگرانی و استرس و اضطراب هیچ چیزی برای انسان ندارد و از مسیر دور میشی و همش به اون چیزی توجه میکنی که دوستش نداری و بعد میشه پسرفت و پسرفت

    بهتره بجای مقایسه بیایم روی خودمون بیشتر کار کنیم و و هر موقع دیدیم داریم میریم تو مقایسه کردن سریع بیایم تحسین کنیم یا شکرگزاری داشته هامون رو شروع کنیم اینقدر شکرگزاری کنیم تا لبخند روی لبامون بیاد و احساس خوب و احساسه آرامش بهمون دست بدهد

    خدایا شکرت برای بودنم در مسیر درست

    خدایا شکرت برای اینکه داری منو آسان میکنی برای آسانیها

    خدایا شکرت سپاسگزارتم

    استاد عزیزم در پناه خداوند قدرتمند باشین

    یاحق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    جلال مسعودی گفته:
    مدت عضویت: 2450 روز

    با سلام و درود خدمت همه اعضای محترم سایت

    سلام خدمت استاد عزیزم

    سال نو میلادی را به شما تبریک می‌گویم و برایتان آرزوی سلامتی تندرستی و خوشبختی فراوان دارم

    خدمت خانم شایسته عزیزم سلام عرض می‌کنم امیدوارم همواره در پناه الله یکتا شاد و تندرست و سعادتمند و ثروتمند باشند

    از اینکه دوباره من و سایر اعضای سایت را با آگاهی‌های یک فایل الهام بخش دیگر شگفت زده کردید سپاسگزارم

    موضوع فایل تقریباً 60یا70 درصد از ذهن من را درگیر نموده است و خیلی آرام و نامحسوس این اتفاق افتاده است

    وقتی به خودم و رفتارهایم بیشتر توجه می‌کنم متوجه شدم که از اون وقت که من نمی‌خواهم زیاد با مردم عادی هم صحبت شوم و درباره نگرانی‌ها و ناخواسته‌های زندگی و جامعه صحبت کنم، و برای اینکه با موج عام مردم همراه نباشم مثلاً وقتی مشتریم درباره اوضاع نابسامان مملکت صحبت می‌کرد برای اینکه زیاد ادامه ندهد با یک کلمه می‌گفتم بله درسته شما راست می‌گویی و به این کار می‌خواستم بیشتر با او همکلام و هم صحبت نشوم

    اوایل اغلب اوقات این مسئله جواب می‌داد و طرف می‌فهمید که منم با او هم عقیده‌ام و زیاد حرفش را ادامه نمی‌داد. اما مهارت تمرکز و جهت دهی صحبت به سمت خواسته ها را بلد نبودم یا اونجا هایی که یادم بود انجام نمی‌دادم و ذهنم منو گول میزد که یه بار که طوری نمیشه و از‌ اونجا که شدت فرکانس ها به قدری قوی نیست که فوری متوجه در رفتن از مسیر رو برام روشن بکنه منم حرف ذهنم رو تایید می‌کردم و کم کم توجه ام می‌رفت روی نکات منفی بیشتر و ادامه ماجرا …

    دیگه خودتون تا ته ماجرا را می‌تونید حدس بزنید وقتی من به قول استاد تمرکزم روی نفی‌ها برود قطعاً نفی‌های بیشتری را جذب خواهم کرد و دقیقاً توی هفته گذشته برای من چنین شد که بماند و بماند و بماند . نمی‌خواهم درباره ی اون اتفاقات منفی و نا خواسته حرف بزنم.

    همه این‌ها موهبت‌های الهی بود تا باعث شود که مطلبی که شما امروز در این فایل توضیح دادید با پوست و گوشت بدنم درک و لمس کنم

    قول می‌دهم که به قانون مندی جهان هستی پای بند تر باشم. برایتان بهترین سال عمر تون را آرزومندم انشالله سالهای آینده عمرتون از امسال به مراتب بهتر باشه

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    رضا بهزادی گفته:
    مدت عضویت: 3333 روز

    سلام به شما استاد جان، چقدر خدارو شکر کردم بخاطر این فایل و این ویوی زیبا که چشمام به دیدنش مستفیض شد، یک عدد استاد خوشتیپ و بامرام با یک بکگراند خوش رنگ و گرم که انگار به سرخی کمرنگ (صورتی رنگ) اوایل طلوع/غروب خورشید عالم تاب میزنه در افق زبیای الهی و با این حجم از آگاهی های ناب که تا نصف شب که نشسته بودم پای پروژه و خودمو مجاب کرده بودم تمرینات رو انجام بدم و فاصله زیاد نشه چون دوست داشتم همگام با انتشار هر گام که هر روز روی سایت قرار میگیره منم پیش برم با شما، و خب داشتم تمرین گام سوم رو انجام میدادم که بیام بذارم رو سایت، دادااا یهو دیدم فایل جدید اومده! بوووم اصن هنوز ندیده کلی شکر خدا رو گفتم و کلی ذوق داشتم و انرژی منو در بر گرفته بود. خدایا شکرت

    با احترام استاد جان و خانم شایسته عزیز،

    یه نکته : اینجور صحبت های محاوره ای و ضرب المثل ها رو توی انگلیسی جور دیگه میگن و نه جمله یا واژه هایی که دقیقا و صرفا به همون کلام و مطلب اشاره داشته باشه..

    مثال : مرغ همسایه غازه ، نمیشه why neighbors chicken goose to me ، اینجور مواقع از حرف های عامیانه و یا عبارات و کلمات Slang و اصطلاحات استفاده میشه، مرغ همسایه غازه میشه : The GRASS always GREENER on the Other side .

    و میتونید مثال ها و نمونه هاش رو توی وب هم پیدا کنید توی رفرنسهای خارجی، و مفهوم و مترادف کلمات رو درک کردن و توی عبارات مختلف بکار رفتنشون..

    مثلا یه نمونش نقل قولی از جاستین بیبر هست که میگه : but the grass ain’t always greener on the other side, It’s green where you water it.

    داره میگه که : مرغ همسایه غازه (یا اوضاع من خوب نیست همیشه) یا منظور اوضاع همیشه بر وفق مراد نیست، یا طبق مثال های حرف های خودتون استاد که منظور این بود : انگار همه همیشه موقعیت و چیزهای بهتر از من/ ما دارند، و در ادامه میگه که موقعی اوضاع خوبه و وفق مراده که ما ورودی مناسب بهش (به ذهنمون منظور) بدیم، یا درست تغذیش کنیم (water it) .

    این موارد به ذهنم رسید توی کامنت بگم خدمتتون.

    استاد یه چیز جالب، منم کوچیک بودم همینطور فکر میکردم، ای خدا یعنی فکر میکردم خارج یه جای خاصیه یه کشوریه به اسم خارج! بعدها که بزرگتر شدم و با تنها رفیق شفیق و دوست و برادر و از این دست اسامی بگیم بخوام روش بذارم، که نسبت به بقیه هم سن و سالها و بچه های دوران خودم باهاش بودم تا سالها پیش و رفته آلمان چند سالیه، و سر همین “خارج” کلی شوخی کردیم باهم یه مدت پیش و فان بود خلاصه.

    الف) به این فکر کنید که در حال حاضر چقدر درگیر این موضوع هستید و این ضعف چقدر در حال اتلاف انرژی و تمرکز سازنده شماست؟

    ج: اگر قبلا بود میتونم بگم 100% در حال نابودی و اتلاف انرژیم بود، ولی الان واقعا خیلی کمتر شده یا میتونم بگم تقریبا صفر شده و اونم به لطف آموزه های استاد مخصوصا دوره احساس لیاقت هست.

    ب) در کل زمانهایی که درگیر این نوع تفکر بوده اید یا هستید، از خود بپرسید:

    1. چرا اینطور فکر می کردم یا می کنم؟

    2. چرا فکر می کنم همسر دیگران از همسر من بهتر است؟

    3. چرا فکر می کنیم رابطه دیگران از رابطه من بهتر است؟

    4. چرا فکر می کنم اوضاع در جای دیگر خوب است؟

    5. ریشه این جنس از تفکرات از کجاست؟ آیا ریشه اینها باورهای قدرتمندکننده است یا محدود کننده؟! اصل است یا فرع؟!

    ج: چراییشو قبلا نمیدونستم واقعا، چون اینقدر درگیر مسائل چرت و پرت و بدبینی و توجه به ناخواسته ها و نکات منفی بودم که برام بدیهی شده بوده و جزو روتین زندگیم شده بوده مثل اینکه، اما کم کم متوجه شدم مخصوصا این اواخر به خوبی متوجه شدم، هم با چک و لقد های جهان و له شدن ها، و هم آگاهی های ناب این مسیر الهی و دوره احساس لیاقت. ریشه این جنس از تفکرات از عدم داشتن احساس لیاقت میاد، و باورهای محدود کننده، و فرعیات هست.

    چ) حالا که از این ضعف مخرب آگاه شده ای، با توجه به آگاهی های این فایل، چه راهکارهایی برای خارج شدن از این مدار مخرب آموخته ای؟ این راهکارها منجر به اخذ چه تصمیماتی برای شما شده است؟ در پاسخ به این چرایی به این فکر کنید که:

    1. چه تغییراتی باید در شخصیت خود ایجاد کنم؟

    2. چه مهارتهایی را یاد بگیرم و بهبود ببخشم؟

    3. و قدم اول را از کجا بردارم؟

    ج: اعتراف میکنم که واقعا خیلی توی زندگیم درگیر این موضوع بودم یعنی همین دو مورد و باور مخربی که یکیش توجه به نکات منفی بوده و همیشه غر زدم و احساس نارضایتی داشتم از همه چی، و مورد بعدی هم همون احساس مسئولیت نکردن، یه جورایی. که البته خودم نفهمیدم چطور و از کجا میخورم! یعنی دلیل این رفتار و این باورها رو نمیدونستم درست. اما از وقتی دوره فوق العاده و بینظیر احساس لیاقت رو شروع کردم و تمرکز گذاشتم روش و البته همه فایل ها و دوره های دیگه هم همینطور، اما مخصوصا بصورت ویژه دوره احساس لیاقت نتایج و تحولی کاملا واضح و مشخص برام داشته.

    توجه بر نکات مثبت هر چیز بذارم و تبدیل به فرد خوشبینی بشم، آرام و سپاسگزار باشم، توجهم همیشه به نعمتها باشه، به هیچ وجه حرص نخورم و از کوره در نرم تحت هیچ شرایطی! مسئولیت تمام و کمال هر چیز زندگیمو بر عهده بگیرم و بپذیرم و از هیچ موجودی انتظار و توقعی نداشته باشم، و بارها به خودم بگم که هر کسی هر جایی هست سره جایه درستشه! هیچ بی عدالتی ای نشده، هیچ ظلمی نشده، خدا به کسی ظلم نکرده و نمیکنه، من قربانی هیچ تفکری و هیچ فردی و هیچ شرایطی نبوده نیستم و نخواهم بود! من گوسفند نیستم که قربانی باشم! من ابراهیمم، ابراهیم زندگیه خودم، بت های یاس و ناامیدی درون وجود خودم رو میشکنم بت های زندگیم رو میشکنم و میرم به دل مسائل و چالش ها و حلشون میکنم و ازشون عبور میکنم و تبدیل میشم به موسی، محمد، بودا، مسیح، اینشاین و.. زندگی خودم.

    مهارتهای فنی و تخصصی خودم رو ارتقاء میدم و بهبود میبخشم، مهارت های شخصیتی هم همینطور، فردی خوشبین، آرام و در صلح با خود و جهان باشم و مهارت های ارتباطیم رو افزایش بدم و بهبود ببخشم.

    قدم اولم از همینجا همین نقطه ای که هستم همین وضعیت و شرایط و شهری که توشم، قدم اولم بلند شدن و حرکت کردنه و به هر ایده ای که به ذهنم میرسه رفتن تو دلش و حل کردنشه، با تمرین های مختلف مخصوصا آگهی بازرگانی رو بارها و بارها انجام دادن، با هر ایده ثروت ساز و مشغول شدنه و کسب ثروت کردنه، با مهارت کسب کردن در بخش ها و زمینه هایی که جزو نقاط قوتم محسوب میشه و بعد هم یادگیری چیزهای بیشتر اگر لازم باشه. و دستان خداوند به یاریم میاد و اتفاقات و شرایط عالی برام رخ میده بعد از این ایمان و جسارت.

    سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    اصغر آذرکمان گفته:
    مدت عضویت: 910 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم.

    سلام به استاد فهیم و عزیز.

    سلام به تمام دوستان عزیزم.

    واقعا استاد تمام این افکار رو ما اکثریت انسانها داریم.

    خخخخ

    مرغ همسایه غازه.

    استاد واقعا در گذشته وحال(مخصوصا گذشته)

    این افکار رو داشتم ،که مثلا در تهران، اصفهان ،کرج ،

    اراک و…

    یعنی کلان شهرها فقط کارو بار زیاده، درآمد زیاده، فرهنگشون خیلی بهتره و….

    همین الانشم برام خیلی سخته که بپذیرم که در هر شهر و دیاری به یک اندازه فرصت برای موفقیت هست.

    ولی خدا شاهده بعد از گوش دادن این فایل خیلی قلبم آروم شد، و سریع اومدم سرچ کردم زیباییهای شهرم( بروجرد).

    انگار تو دلم قند آب شد، هرچند که من تقریبا انسان زیبا بین تری نسبت به تمام دوستانی که میشناسم هستم. و کلی عکس از شهرم دارم که میخوام انشالله یه ویدیو باهاشون بسازم و لذت ببرم.

    و به خودم گفتم این همه جا مونده که من نرفتم ،این همه زیبایی ، توی این شهر تقریبا کوچیک.

    رمز کار اینه که از جایی که هستی ،شروع کنی به لذت بردن،

    شروع کنی به سپاسگذاری اون زیباییها ،داشته ها،

    شروع کنی به دیدن نکات مثبت اطراف، خانه ، خانواده، دوستان، و شهر و…

    تا به زیبایی های بیشتر هدایت شوم، همش کنترل ذهنه، باید استمرار داشته باشم.

    وقتی از باشگاه برگشتم، یاد حرف شیرین استاد افتادم

    که گفت ؛

    ماها فکر میکنیم دخترهای شهرمون زیبا نیست و مثلا دخترهای فلان شهر ،زیبا هستن.

    به خودم گفتم ،بشمار …

    در یک مسیر کوتاه پیاده روی تقریبا 150 متر ،در ساعت 3 بعد ازظهر در تایم خلوت روز،

    من حدود 10 دختر زیبای جوان دیدم و گفتم خدای شکرت، این همه دخترای شهرم زیبان،

    وای به حال اینکه من غروب برم بشمارم. خخخخ

    هرچی دختر میدیدم ،زیبا بود انگار هیچ کس زشت نبود.

    واقعا نگاه زیبابین معجزه میکنه.

    پیش چشمت داشتی شیشه کبود

    زان سبب عالم کبودت مینمود.

    با هر لنزی جهان رو ببینی ،همون رو تجربه میکنی.

    همه چیز به خودمون بستگی داره.

    به افکار ، باورها، زاویه دید و…

    ما خالق زندگی خودمان هستیم.

    گاه فراموش میکنم، گاهی وقتی نتیجه نمیاد، شل میکنم، گاهی ناسپاس میشم، گاهی نا امید .

    ولی خداوند، همون بخشنده و مهربان همیشگی است.

    من، نوسان دارم، من، بالا و پایین میشم، من ،میرم تو غار،

    من، از نور دور میشم،من، گاهی از ریل خارج میشم، سریع بر میگردم.

    گاهی صدای قهقهه شیطان رو توی ذهنم میشنوم.

    گاهی میگم خدایا نزار شیطان بهم بخنده، نزار فاصله بندازه، نزار به هدفش برسه.

    خدا بهم میگه، ایمان بدون نجوا ارزشی نداره

    ایمان بدون امتحان ،ارزشی نداره

    ایمان بدون صبر ارزشی نداره.

    حتما باید امتحان بشی، میخوام بدونم عیارت چنده.

    گر به دولت برسی مست نگردی مردی

    گر به ذلت برسی پست نگردی مردی.

    خداوند همون همیشگی خودشه.

    منم که به خاطر دو قطبی بودن جهان هستی ،

    نمیتونم،همیشه خوب باشم، همیشه سپاسگذار باشم

    همیشه امیدوار باشم و…

    پروردگارا ما را با آزمونهای سخت ،امتحان مکن.

    پروردگارا کمکم کن ،تا هر کاری را با صداقت شروع کنم

    و با صداقت به پایان برسانم. و قدمهایم را استوار کن.

    همه شما رو به خداوندی که خالق زیبایی است . میسپارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    مهدی آقاجان گفته:
    مدت عضویت: 234 روز

    عرض سلام و احترام

    اولین بار بود که یک ویدئو از استاد عباس منش رو بطور کامل دیدم و به صحبتهاشون گوش دادم نتیجه جالب بود اول بگم من یه کافه کوچیک دارم چندوقتی بود که باخودم فکر میکردم من با این میزان تلاشی که میکنم و زحمتهایی که تا الان کشیدم واسه کارم نسبت به همکارای دیگه به حقم نرسیدم و چون خیلیا هزینه زیادی میکنن ، کافه های بزرگتر توی بالا شهر دارن حتما من ازاونا عقب ترم و حتما درآمدشون بیشتر و بهتره خلاصه چندوقتی بود انرژی قبل رو نداشتم و تصمیم داشتم اگه با قرض و بدهکاریم هست محل کافه رو عوض کنم تا دیروز ظهر یعنی روز دوشنبه 17دی ماه ساعت حدود 2بعدازظهر یکی از دوستان پیشنهاد گوش دادن فایلهای استاد رو بهم داد و جالب اینجا که صبح من 12عدد کوکی داخل کافه پختم ولی تا شب حدود ساعت 8نه تنها فروشم نسبت به روزهای قبل نصف کمتر بود همون 12عدد کوکی هم فقط 2تا فروش رفته بود کلافه بودم و بازارم خبری نبود،رفتم سراغ سایت استاد و به محض وارد شدن به سایت این ویدئو به چشمم خورد و تا آخر دیدمش نیم ساعتی فکر کردم و نتیجه امروز واقعا جالب بود نه تنها کوکی های دیروز قبل از ظهر تموم شد 2بار دیگه هم کوکی پختم و عصر قبل ساعت 5 تموم شد و جالب تر اینکه امروز اکثر مشتریهام به جای قهوه ارزون قیمت بیشتر قهوه و شیر قهوه های گرونتر رو میخواستن

    همه اینارو با جزئیات کامل گفتم چون واقعا از تاثیر این طرز تفکر و باور هیجان زده ام و چیزهایی که امروز دیدم بیشتر شبیه خواب بود برام

    برای استاد عزیزو شما دوستان بهترینها رو آرزو میکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    دانا کریمی گفته:
    مدت عضویت: 618 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام عرض میکنم استادان ارزشمند و دوستان گرامی در این سایت زیبا

    قطعا این افکار که مرغ همسایه غازه در من هم وجود داشته اما الان که فکر میکنم میبینم در خیلی از موارد افکار چند سالی میشه که تغییر کرده ، در مورد جاهای مختلف دنیا دیگه الان مدت زیادی هست که بر خلاف 99 درصد جامعه نظرم این هست که هر جایی که هستی باید طوری ببینیش که احساس خوبی در اون مکان داشته باشی ، خیلی وقت هست که برخلاف اکثر مردم فکر میکنم که کشته مرده خارج هستن و فکر میکنن عدم پیشرفتشون یا حال بدشون به دلیل جایی هست که توش زندگی میکنن ، یا مثلا همین دیروز با یکی از افراد هم صنف خودم توی حدود ده ساعت زمانی که تو راه بودیم تا به فرودگاه امام برسیم صحبت میکردیم و ایشون چندین بار طبق معمول جامعه صحبت از بدی های شغل ما به میان آورد و عرف این بود که من براش تایید کنم اما حتی یک بار هم نظرم این نبود که شغل ما خوب نیست و شغلهای دیگه بهترن ، و همیشه عقیده ام این بوده که هر موقعیت یا هر بیزنسی بهرحال چالشهای خودشو میتونه داشته باشه و این برای بهبود ما اتفاقا خیلی هم خوبه و …

    همه اینهارو نوشتم در مورد مدل فکر کردنم که چند سالی هست تغییر کرده ، نمیدونم چطور و از کجا این تغییر شروع شد اما هدف اصلیم این بوود که به اینجا برسم : استاد جان سایت شما بعد از تصمیم من در شروع به دیدن زیبایی ها و مثبت فکر کردن به من هدیه داده شد ، وقتی جهان دید که من متفاوت از جامعه میخوام به موضوعات نگاه کنم ، هدایت شدم به این سایت تا توی این موارد و خیلی از طرز تفکر های دیگه و بسیاری از موضوعات زندگی مدل فکر کردنم رو به سمت مثبت تر تغییر بدم ، و جهان با همین سایت اومد برای کمک به بهبود من ، و جهان اشتباه نمیکنه .

    خدا شکر میکنم که مدل فکریم طوری تغییر کرده که فکر میکنم جایی که هستم یا شغلی که دارم خیلی هم خوبه و من فقط باید با کار کردن روی خودم بهبودش بدم ، و یاد گرفتم اگر هم به فرض خوب نباشه مادامی که دارم روی خودم کار میکنم به جاهای بهتر و موقعیتهای بهتر هدایت میشم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: