چرا بعضی افراد بدشانس هستند؟
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
آگاهی های این قسمت، حاوی یکی از ظریفترین و در عین حال تعیینکنندهترین قوانین کیهانی در باب رابطه میان کلام و خلق سرنوشت است. استاد عباسمنش در این فایل، یک الگوی رفتاری ناخودآگاه اما بسیار مخرب را به ما می شناسانند که بسیاری از افراد درگیر آن هستند: اشتیاق برای بازگو کردن حوادث عجیب، تلخ و ناگوار.
بسیاری از ما دیدهایم افرادی را که با آب و تاب از بدشانسیها، برخورد با آدمهای نامناسب، مشکلات با پلیس، خرابی ماشین یا بدی آبوهوا در سفرهایشان صحبت میکنند تا به اصطلاح «حرفی برای گفتن» در جمع داشته باشند. اما نکته تکاندهندهای که باید یاد بگیریم این است که: ما با تعریف کردن مشکلات، در حال سفارش دادنِ مشکلاتِ بیشتر به جهان هستی هستیم.
وقتی شما دوست دارید ماجرایی دراماتیک و پر از سختی را برای دیگران تعریف کنید، جهان هستی که به کانون توجه شما پاسخ میدهد، دقیقاً همان جنس اتفاقات را سر راهتان قرار میدهد تا «مواد اولیه» لازم برای داستانسراییها و گلهگزاریهای بعدی شما فراهم شود. در واقع، اشتیاق به روایتِ سختیها، سختی های بیشتری را وارد تجربه شما میکند.
درس بزرگ و راهکار عملی که در این فایل ارائه میشود، یک «تعهد آگاهانه به سکوت در برابر ناخواستهها و اعراض از آنهاست» است. استاد عباسمنش با واکاوی این قانون که در دوره قانون آفرینش به تفصیل آموزش داده شده، توضیح میدهند که راه قطع کردن زنجیرهی بدشانسیها و اتفاقات عجیب و غریب، این است که با خودتان عهد ببندید فقط و فقط در مورد زیباییها، نعمات، اتفاقات مثبت و آنچه می خواهید، صحبت کنید. این یک مکانیسم قدرتمند برای آوردن خواسته ها به زندگی است.
زمانی که شما تصمیم میگیرید حتی اگر مشکلی پیش آمد، آن را برای هیچکس بازگو نکنید، عملاً به جهان اعلام میکنید که نیازی به «خوراکِ منفی» برای گفتگو ندارید. وقتی شما نیازی به تعریف کردن مشکلات نداشته باشید، جهان نیز دلیلی نمیبیند که آن مشکلات را برای شما به وجود آورد. این قانون به ما میگوید که اگر میخواهید زندگی سراسر لذت، روابطی عالی و آرام داشته باشید، باید آگاهانه انتخاب کنید که تنها راوی زیباییهای زندگی خود باشید و اجازه ندهید ذهن، شما را به سمت نشخوار خاطرات بد و بازگو کردن آنها برای جلب توجه دیگران ببرد.
در نهایت، این فایل دعوتی است به بازنگری عمیق در الگوهای گفتاری و کانون توجهمان. استاد عباسمنش با اشاره به تجربه شخصی خود در سفر، تاکید میکنند که حتی اگر فردی مثبتاندیش باشید، باز هم باید مراقب باشید و خود را متعهد کنید که هرگز، تحت هیچ شرایطی، راوی اتفاقات بد نباشید. جهان بیرون، آینهی تمامنمای مکالمات درونی و بیرونی ماست. کسانی که مدام از بیماری، دزدی، ترافیک و آدمهای بد میگویند، مدام با همین موارد برخورد میکنند و کسانی که زبانشان را به تحسین زیباییها و شکرگزاری عادت دادهاند، جهان را گلستانی مییابند که در آن همه چیز به نفع آنها رقم میخورد. کلید طلایی برای تجربه یک زندگی رویایی و بدون دردسر، بستن دهان بر روی نازیباییها و گشودن آن تنها برای ستایش زیباییهاست.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD77MB6 دقیقه
- فایل صوتی چرا بعضی افراد بدشانس هستند؟5MB6 دقیقه














بنام خداوند عشق و ثروت
این جمله رو از کامنت یکی از دوستان خوندم
چه ارامشی بهم داد…
دلم خواست منم به نامش شروع کنم که سرشاربشم از عشق وثروت
در دهمین مدار سفرنامه پر برکت:
سلام
پیش هر چیز دلم میخاد بگم زندگیم چقدر همراه شده با هر روز این سفرنامه
ینی یه جورایی میتونم تا 20 روز ایندمو اگه طبق همین روند طی کنم و رشد مدارهامو به تکامل برسونم به چه چیزایی رو به رو میشم که مطابق مباحثی هست که در هر روز این سفرنامه گفته شده
و قانون گذاشتم تا وقتی تعهد هر فایلو انجام ندادم ، حق ندارم برمو سرک بکشم موضوع روز بعد چیه …
چقدر حسم خوبه
خوب یادمه اولین چیزایی که ارزوم بودبهش برسم مبحث همزمانی هست
این روزا یه جوری تقریبا همه چیز جفت شیش میاد که گاها حیرت زده میشم…
خداروشکر ، به امید نتایج عالی …
یکی دیگه از چیزایی که خیلی ارزوم هست مبحث نشانه ها و یادگیری زبان هدایت الهی هست …
خیلی دلم میخاد ، گاها حس میکنم گم شدم نمیدونم باید چکارکنم…
یه کارایی انجام دادم ، یه تصمیماتی داشتم ، الان فهمیدم بخاطر عدم شناختم از قانون تکامل خواستم زووووود به نتیجه برسم ، یه جورایی باز این تله کمالگرایی و زود به نتیجه رسیدن یکم واسم نمیشه گفت سردرد درسته کرده ، یه جورایی هول و ولا به جونم انداخته…
البته دارم کم کم باور میکنم من در مسیر درست و هدایت به انعمت علیهم هستم ، خیلی ریز نشونه هاش گاهی میاد خوشحالم میکنه …
اما امــــــــــان از زمانی که خبری ازش نیست.
مثه همین امروز …
و بعد چند بار گوش کردن این فایل ارزشمند فهمیدم ماجرا چیه …
چرا بعضی افراد بدشانس هستند؟؟؟
این حالت امروز منه…
یک نکته قبل تشریحش بگم که این فایل چقدر مکمل یکی از مبحث های دوره عزت نفس هست ، اونجا هم همین موضوعو بررسی کردین اما از یک بعد دیگه … و الارقم پاس کردن اون دوره میشه گفت چیزی نفهمیدم ازش … فقط چند بار گوش کردم ، کامنت های هر بخشو خوندم ، خلاصه نویسی کردم تو سررسیدم ، و باز خلاصشو + برداشت شخصیمو تو سایت آپلود کردم امــــــــــــــــا
اعتراف میکنم در عمل صفر
اینو امروز فهمیدم و خداروشکر الان +1 هستم به لحاظ عملگرایی.
از بد شانسی میگفتیم …
سرمایه ای که پیرو الهاماتم انجام دادم تقریبا 30% ضرر داشتم
همه صف ها و ستون هام منفی …
حسم بد شد رنگ قرمز رو میدیدم
زدم بیرون گفتم بخیال و اون سوال خوبو پرسیدم :
ایا این لحظه حست همونیه که میخای ؟
گفت نه – گفتم پس سریع خوبش کن که اگه حس این لحظت خوب باشه و بتونی خوب بودن لحظاتتو در 24 ساعت ممتد کنی به خودت میای روزی شده که میپرسی ایا زندگیت همونیه که میخای ؟ جواب صددرصد بله هست …
خلاصه
چند بار گوش کردم اما بازم نفهمیدم ارتباط این فایلو با زندگیم
تا اینکه یک بار دیگه بررسی کردم دیدم بله هنوز تو ضررم و هنوزم همه جا قرمز و منفی
همزمان فایل هم پلی بود
یک دفه یه همچین چیزی شنیدم :
اغلب ادما به صورت ناخودآگاه به رویداد های بد و منفی توجه میکنن
تو مکالمه هاشون در مورد واقع و اتفاقات بد که رخ داده واسشون حرف میزنن ، موضوعات نادری که توی مسافرت یا محل کار و… باهاش روبه روشدن و ماهیت منفی داره .
و چون کانون توجهشون روی نکات منفی هست ، طبق قانون بیشتر منفی ها رو جذب میکنن .
یه هو ستونو دیدم باز بیشتر شد -4.5% توی هر خرید
دیدم ااااااا چه رابطه مستقیمی …
من هی به این رنگ قرمز توجه میکنم هی نگران هی در درون خودم درموردش فک میکردم … در بیرون …
یه اعتراف : من هنوز قبول نکردم این خودمم که زندگیمو خلق میکنم …
شرایط و اتفاقاتی که در بیرون رخ میده نمودی از شرایط درونی هر کسی هست …
البته این امر یک موضوعی هست کاملا تکاملیه که با توجه به اشناییم با این مباحث ( 94روز) کم کم دارم بهش واقف میشم …
خلاصه اینکه بستم اومد بیرون. شنیدم گفت
در مقابل اگه در مورد رویداد های خوب حرف بزنی از همون جنس میاد تو زندگیت – در واقع چیزی به نام خوش یا بدشانسی وجود نداره …
اینو استاد بار ها گفته
این ما هستیم ک با فرکانس هامون شرایط و اتفاقاتو رقم میزنیم
اما در عمل
چطور میتونی وقتی به چشم داری میبینی پولت داره میره
به چشم داری میبینی شرایط بده
الان صدایی اومد ، حتی در موردش هم ننویس
در موردش حتی با خدا هم حرف نزن
فقط سعی کن حستو خوب کنی ، از یک نقطه نظر دیگه به ماجرا نگاه کنی و بسپارش به خدااااااااا
و برو کنار
صدایی دیگه اومد ، باید پارو نزد وا داد ، باید دل رو به دریا داد
خودش میبردت…
خب متعهد میشم
ازین به بعد به صورت اگاهانه روی رویداد های خوش آیند و مثبت توجه کنم – برنامه ذهنیم این باشه فقط در مورد چیزای خوب حرف بزنم.
و خدای بزرگ و توانا اگر حیله این نفس سرکش را از من دفع نفرمایی به ان رغبت میکنم و از نادانان میشوم (یوسف ایه 12)
در واقع این تعهد باعث میشه انتظاری هم نباشه ازینکه اتفاق بدی بیوفته واسم که بخام برای دیگران تشریحش کنم .
الان یک چیزی به ذهنم رسید
اصلا چه کاریه ، چرا ادما در مورد اتفاقات بدشون برای هم تعریف میکنن ؟؟ این درد و دل کردن چیه رفته تو مخ ما ؟
انسان بخاطر ترحم و توجه دیگرانو جلب کنه
بعضا به صورت ناخودآگاه خودشو قربانی شرایط و اتفاقات میکنه
که استاد خیلی زیبا تو دوره عزت نفس تشریحش کرده و این فایل هم به نوعی در بر گیرنده همون محتوی هست .
تله ذهنی وجود داره وقتی با کسی درمورد اتفاقات بد زندگیت صحبت میکنی ، اروم میشی
در صورتی که اشتباهه نه تنها اروم نمیشی بلکه مشکلاتت تشدید هم پیدا میکنه ، صحبت کردن خیلی قدرت منده
تو قران اشاره شده ، الرحمن ، خلق الانسان ، علمه البیان …
این فن بیان ، قدرت کلمات خیلی زیاده
تنها صحبت کردن بلکه چت کردن درموردش یا نوشتنم خیلی قدرت منده
جای دیگه قسم خورده به قدرت نوشتن ( ن و والقلم ما یسطرون )
خلاصه اینکه تو این فایل استاد یک بار دیگه گفت
هیچ وقت تحت هیچ شرایط به رویداد های بد ، ناخواسته ها توجه نکن ، حرف نزن درموردش
همونجوری که بعضی از اندام خصوصیتو میپوشونی …
همونجوری که زشتی هاتو فیلتر میکنی و قایمش میکنی …
همونجوری که از وسایل بد و زشت دوری میکنی …
دقیقا همنجورم از رویداد های بدی که باهاش روبه رو میشی فرار کن
دقیقا همونجوری که نگاهتو از یک شی زشت میگیری همونجورم از نگاهتو از اتفاقات بد بگیر
اینگار حرف زدن در مورد اتفاقات بد مثه انتشار بوی بد میشه
اصلا فکر کن اگه بگی مثلا امروز تو ضرر بودم ، امروز با دوستم دعوا کردم ، امروز نون نداشتم برای خوردن ، امروز دلار رفت بالا ، امروز قراره مشخص کنن که جنگ میشه یا نه و ازین دست دیالوگ ها
فکر کن تا دهنتو باز میکنیو شروع میکنی به حرف زدن یک بوی بدی از وجودت کل فضا رو میگیره و مخاطبت بجای اینکه واسته و گوش دادن
از کنارت فرار میکنه و میگه تورو خدا برو خودتو بشوررررررر
در واقع این بوی بد وجود داره اما به مشام نه من و نه مخاطبم نمیرسه
صحبت کردن در مورد وقایع بد باعث میشه افتضاح کل زندگی رو پر کنه و به خودت میای در حالی که در اوج بد بیاری ها تو لجن داری دست و پا میزنی !!!
مگه میشه ؟؟ انقد سخت نگیر حالا
سخت نگیر نداره
دقیقا همینه
اصلا چیزی به نام بد شانسی و خوش شانسی وجود نداره
میگی نه امتحانش کن .
و من امتحانش کردم. همین امروز
بعد اینکه هی محاسبه میکردم ضررمو بعد اینکه هی ستون قرمز و منفی ها تو چشمم بود گفتم خدایا به تو میسپارم و یه نفس عمیق یه نوشیدنی موهیتو رفتم بالا و شروع کردم به دیدن قسمتی از سریال زندگی در بهشت که این بار یه عالمه مهمون برای استاد اومده بودو داشتن توی پرادایس کمپ میزدن
ینی دیدن تجهیزات آفرود و کوهنوردی منو از زمینو زمان جدا میکنه
اون چادر نورث فیس جدید ترین طراحی این شرکته که اولین باره میدیدمش …
تو این محصولی که دوستمون رنگ زردشو خریده بود چقدر راحت با چنگ بدنه پارچه ایش به تیرک ها وصل میشد .
من دقیقا همین مدلشو دارم البته این مدلی که شایسته جان تصویرشو گرفت آخرین آپدیتشه که چقدر راحت …
ینی کلا یادم رفت پول چندین تا ازین همین چادری که انقد ذوق دیدنشو دارم از کفم رفته بود . تو همین حوالی بودمو واقعا ازین فضای ضرر و منفی دورر تا اینکه همکارم که در جریان بود زنگ زدو گفت نگران نباش ، بازگشت داره و جبران میشه و تحلیل کرد
البته خداروشکر دلم خوش نشد به حرفاش
همون لحظه که داشت میگفت گفتم این خدایه که منشا رزق و روزی منه و از بی نهایت طریق به من سود میرسونه …
تو همین حوالی بود همزمان یکی از متقاضیام پرونده ای رو ارجاع داد که با یه تماس انجام شد بدون هیچ هزینه ای و یه مبلغی اومد تو حسابم که همش سود خالص بود…
خداروشکر
یک پرونده دیگه هم ارجاع داد و انجام شد که در امتدادش یک مبلغ خیلی بزرگ قرار روش جابجا بشه که درصد قابل توجهش میاد تو حسابمو انشاا… طی یکی دوماه اینده به نتیجه میرسه …
خداروشکر – فکر میکنم اگه این پروژه به سرمنزل مقصود برسه ضرری که این سرمایه گذاریم داشتو بابتش لحظاتی حسم بد شده بود جبران میشه که البته مطمئنم به امید خدا مثبت میشه و دو سر سود .
این بود بخشی از رویداد های امروزم
خداروشکر
مشتاقم برم ببینم برگ بعدی این سفرنامه پربرکت نقشه رسیدن به کدوم گنج وجودیمو بهم نشون میده .
در پایان تشکر زیاد دارم از استاد عزیز و مریم خانم دوست داشتنی و هر که در این بزم داره نقش دستی از دستان خداوندو بازی میکنه و راهنمایی شده به سمت راه راست ، راه کسانی که خدا بهشون هر گونه ثروت و توانگری رو داده و ازشون راضیه و اونا هم از خدا راضی اند .
/
/
/
اراتمند
مهدی وثوق/یکی از روستاهای اطراف مشهد/ایران
به امید رسیدن به نقطه ای که پربرکت باشه و خدا هر لحظه رو زیباتر کنه
سلام
با تمام وجود از خدا سپاسگذارم که مفید واقع شدم …
ممونم از ابزار محبتتون …
اوقات به کام تر : )