چرا بعضی افراد بدشانس هستند؟


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


آگاهی های این قسمت، حاوی یکی از ظریف‌ترین و در عین حال تعیین‌کننده‌ترین قوانین کیهانی در باب رابطه میان کلام و خلق سرنوشت است. استاد عباس‌منش در این فایل، یک الگوی رفتاری ناخودآگاه اما بسیار مخرب را به ما می شناسانند که بسیاری از افراد درگیر آن هستند: اشتیاق برای بازگو کردن حوادث عجیب، تلخ و ناگوار.

بسیاری از ما دیده‌ایم افرادی را که با آب و تاب از بدشانسی‌ها، برخورد با آدم‌های نامناسب، مشکلات با پلیس، خرابی ماشین یا بدی آب‌وهوا در سفرهایشان صحبت می‌کنند تا به اصطلاح «حرفی برای گفتن» در جمع داشته باشند. اما نکته تکان‌دهنده‌ای که باید یاد بگیریم این است که: ما با تعریف کردن مشکلات، در حال سفارش دادنِ مشکلاتِ بیشتر به جهان هستی هستیم.

وقتی شما دوست دارید ماجرایی دراماتیک و پر از سختی را برای دیگران تعریف کنید، جهان هستی که به کانون توجه شما پاسخ می‌دهد، دقیقاً همان جنس اتفاقات را سر راهتان قرار می‌دهد تا «مواد اولیه» لازم برای داستان‌سرایی‌ها و گله‌گزاری‌های بعدی شما فراهم شود. در واقع، اشتیاق به روایتِ سختی‌ها، سختی های بیشتری را وارد تجربه شما می‌کند.

درس بزرگ و راهکار عملی که در این فایل ارائه می‌شود، یک «تعهد آگاهانه به سکوت در برابر ناخواسته‌ها و اعراض از آنهاست» است. استاد عباس‌منش با واکاوی این قانون که در دوره قانون آفرینش به تفصیل آموزش داده شده، توضیح می‌دهند که راه قطع کردن زنجیره‌ی بدشانسی‌ها و اتفاقات عجیب و غریب، این است که با خودتان عهد ببندید فقط و فقط در مورد زیبایی‌ها، نعمات، اتفاقات مثبت و آنچه می خواهید، صحبت کنید. این یک مکانیسم قدرتمند برای آوردن خواسته ها به زندگی است.

زمانی که شما تصمیم می‌گیرید حتی اگر مشکلی پیش آمد، آن را برای هیچ‌کس بازگو نکنید، عملاً به جهان اعلام می‌کنید که نیازی به «خوراکِ منفی» برای گفتگو ندارید. وقتی شما نیازی به تعریف کردن مشکلات نداشته باشید، جهان نیز دلیلی نمی‌بیند که آن مشکلات را برای شما به وجود آورد. این قانون به ما می‌گوید که اگر می‌خواهید زندگی سراسر لذت، روابطی عالی و آرام داشته باشید، باید آگاهانه انتخاب کنید که تنها راوی زیبایی‌های زندگی خود باشید و اجازه ندهید ذهن، شما را به سمت نشخوار خاطرات بد و بازگو کردن آن‌ها برای جلب توجه دیگران ببرد.

در نهایت، این فایل دعوتی است به بازنگری عمیق در الگوهای گفتاری و کانون توجه‌مان. استاد عباس‌منش با اشاره به تجربه شخصی خود در سفر، تاکید می‌کنند که حتی اگر فردی مثبت‌اندیش باشید، باز هم باید مراقب باشید و خود را متعهد کنید که هرگز، تحت هیچ شرایطی، راوی اتفاقات بد نباشید. جهان بیرون، آینه‌ی تمام‌نمای مکالمات درونی و بیرونی ماست. کسانی که مدام از بیماری، دزدی، ترافیک و آدم‌های بد می‌گویند، مدام با همین موارد برخورد می‌کنند و کسانی که زبانشان را به تحسین زیبایی‌ها و شکرگزاری عادت داده‌اند، جهان را گلستانی می‌یابند که در آن همه چیز به نفع آن‌ها رقم می‌خورد. کلید طلایی برای تجربه یک زندگی رویایی و بدون دردسر، بستن دهان بر روی نازیبایی‌ها و گشودن آن تنها برای ستایش زیبایی‌هاست.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1338 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «زهرا راد» در این صفحه: 2
  1. -
    زهرا راد گفته:
    مدت عضویت: 2124 روز

    به نام مهربان ترین

    به قول یکی از دوستان همسفر که جالب نوشته بود سلام به استاد همیشه در حرکت و مریم همیشه در صلح واقعا همینه که هر لحظه تحسینتون میکنم .

    خدایا سپاس گزارم برای اینجا بودنم .برای همین لحظه که میتونم بخونم گوش کنم و بنویسم .چقدر ارزشمنده گشت و گزار تو این سایت هر جاش آگاهی و معرفت نابه .کامنت ها که این روزها برام غوغا کرده پر از آگاهی پر از معرفت که از همسفرای فوق العاده ام دریافت میکنم .

    استاد عزیزم چقدر ساده و بدون کلمات پیچیده و سخت ،قوانین رو توضیح می دی چقدر این سادگی و صداقت رو دوست دارم و کلا همه چیز در این سایت این جنس رو داره .

    برای تجربه ی زندگی دلخواهم باید از خواسته هام بگم باید از لحظات خوبی که احساس عالی رو باهاشون تجربه کردم بگم باید از اون لبخندها و زیبایی ها بگم تا بیان اون اتفاقات عالی که احساس عالی به من میده .باید به یاد بیارم باید همراهی کنم با کسی که این چنین از اتفاقات زندگیش تعریف میکنه .تا شنیده هام هم از زیبایی ها باشه و در نهایت دریافت میکنم احوالات عالی رو .خداروشکر کلا آدمی نیستم که بخوام از اتفاقات زندگیم برای ‌کسی تعریف کنم .کلا صحبت کردن رو دوست دارم البته با موضوعات خاص اون هم از موفقیت و شادی و عروسی ها و لبخندها و اتفاقات بامزه و یا جاهایی که خدا کمکم کرد موفق بشم رو تعریف میکنم .آدم مثبتی کلا بودم و خدا رو شکر نتیجه اش تو زندگیم آرامش و راحتی و داشتن نعمت های عالیه که شاید خیلی ها خواسته شون هست .

    و این رو از رفتاری میدونم که انجام میدادم بدون اینکه از قوانین به این شکل اطلاعی داشته باشم .

    واقعا خدا رو شکر هدایتم کردی به این شکل از زندگی .خدایا شکر برای تمام لحظاتی که شادی رو تجربه کردم و تلاش کردم تا دیگران رو شاد کنم .خداروشکر برای لحظات نابی که حضورت اونقدر پررنگ بود که سراسر شور و شعف میشدم و همه چیز و همه کس برام زیبا بود .یاد میاد اونقدر با خودم در صلح بودم که یه روز خونه ی دایی ام بودم دختر دایی و پسر دایی‌ام داشتن از مادربزرگش بد میگفتن و گله و شکایت و من تو عالم بچگی گفتم خداروشکر کنید که مادربزرگ دارید که نعمت بزرگیه .من الان عاشق اون لحظه ام مادربزرگی داشته باشم که بشینم پای حرفای شیرینش .من طعم داشتن مادربزرگ رو نچشیدم ولی شما که دارید شکر گزار باشید .واقعا خدا رو شکر میکنم از اول دیدم دیدن زیبایی ها بود خداروشکر خدای مهربانم تو را می‌ستایم و یاری از تو می‌خواهم و بس .

    استادم ممنونم.مریم عزیز برای مقالات عالی و درجه یک ممنون .دوستان همسفر از کامنت های درجه یکتون حسابی سپاس گزارم .

    ممنون زهرای من امروز هم ثابت کردی که پای کاری و تعهد داری .ممنون از تو میبوسمت .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    زهرا راد گفته:
    مدت عضویت: 2124 روز

    به نام مهربان ترین

    کلاس اول دبیرستان بودم و معلم ادبیات از روی تمرین کتاب ما رو مجبور به داشتن دفتر خاطرات کرد تا از عید همون سال شروع کنیم به ثبت وقایع زندگی.

    برای خودم جالب بود دوست داشتم نوشتن رو برای همین بی معطلی یه دفتر برداشتم و شروع کردم به نوشتن . اول در مورد وقایع می نوشتم خوب و بد.ولی کم کم رفت به سمت دل نوشته و چه حالی به من میداد وقتی با خدا حرف میزدم و می نوشتم و میخواستم یادم بده عاشق باشم میخواستم معشوقم خودش باشه و هیچ کس. به خواسته های زیبام میبالیدم و غرق در عشق میشدم چه روزهای زیبایی. وقتی بر میگردم زندگی الانم رو نتیجه ی حال خوب اون وقتهام میدونم سلامتی خوب و عالی ،همسر خوب ،دوستان ارزشمند و خیلی چیزهای دیگه .

    یاد گرفتم به قول استاد، تو یه اتفاق اون خوبیهارو برای کسی تعریف کنم و جنبه ی منفیشو تو دلم محو کنم .برای خودم جالب بود انگار سر کلاس درسی بودم که خدا معلمش بود هر روز چیز جدیدی یاد میگرفتم و برام یه دنیا ارزش داشت چقدر دوست داشتم درمورد این چیزا با دیگران حرف بزنم ولی کسی رو پیدا نمی کردم ولی الان آدم های درجه یکی رو میبینم که نوشته هاشون و معرفتشون کلاس درس دیگه ای شده برای من .خدایا شکر .تو رو سپاس میگم که من رو به سمت بهترین ها هدایت کردی.آخه باور دارم که لایق بهترین ها هستم .

    سپاس استاد عزیز و مریم گرامی و دوستان ارزشمندم.

    دوستتون دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: