چرا بعضی افراد بدشانس هستند؟
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
آگاهی های این قسمت، حاوی یکی از ظریفترین و در عین حال تعیینکنندهترین قوانین کیهانی در باب رابطه میان کلام و خلق سرنوشت است. استاد عباسمنش در این فایل، یک الگوی رفتاری ناخودآگاه اما بسیار مخرب را به ما می شناسانند که بسیاری از افراد درگیر آن هستند: اشتیاق برای بازگو کردن حوادث عجیب، تلخ و ناگوار.
بسیاری از ما دیدهایم افرادی را که با آب و تاب از بدشانسیها، برخورد با آدمهای نامناسب، مشکلات با پلیس، خرابی ماشین یا بدی آبوهوا در سفرهایشان صحبت میکنند تا به اصطلاح «حرفی برای گفتن» در جمع داشته باشند. اما نکته تکاندهندهای که باید یاد بگیریم این است که: ما با تعریف کردن مشکلات، در حال سفارش دادنِ مشکلاتِ بیشتر به جهان هستی هستیم.
وقتی شما دوست دارید ماجرایی دراماتیک و پر از سختی را برای دیگران تعریف کنید، جهان هستی که به کانون توجه شما پاسخ میدهد، دقیقاً همان جنس اتفاقات را سر راهتان قرار میدهد تا «مواد اولیه» لازم برای داستانسراییها و گلهگزاریهای بعدی شما فراهم شود. در واقع، اشتیاق به روایتِ سختیها، سختی های بیشتری را وارد تجربه شما میکند.
درس بزرگ و راهکار عملی که در این فایل ارائه میشود، یک «تعهد آگاهانه به سکوت در برابر ناخواستهها و اعراض از آنهاست» است. استاد عباسمنش با واکاوی این قانون که در دوره قانون آفرینش به تفصیل آموزش داده شده، توضیح میدهند که راه قطع کردن زنجیرهی بدشانسیها و اتفاقات عجیب و غریب، این است که با خودتان عهد ببندید فقط و فقط در مورد زیباییها، نعمات، اتفاقات مثبت و آنچه می خواهید، صحبت کنید. این یک مکانیسم قدرتمند برای آوردن خواسته ها به زندگی است.
زمانی که شما تصمیم میگیرید حتی اگر مشکلی پیش آمد، آن را برای هیچکس بازگو نکنید، عملاً به جهان اعلام میکنید که نیازی به «خوراکِ منفی» برای گفتگو ندارید. وقتی شما نیازی به تعریف کردن مشکلات نداشته باشید، جهان نیز دلیلی نمیبیند که آن مشکلات را برای شما به وجود آورد. این قانون به ما میگوید که اگر میخواهید زندگی سراسر لذت، روابطی عالی و آرام داشته باشید، باید آگاهانه انتخاب کنید که تنها راوی زیباییهای زندگی خود باشید و اجازه ندهید ذهن، شما را به سمت نشخوار خاطرات بد و بازگو کردن آنها برای جلب توجه دیگران ببرد.
در نهایت، این فایل دعوتی است به بازنگری عمیق در الگوهای گفتاری و کانون توجهمان. استاد عباسمنش با اشاره به تجربه شخصی خود در سفر، تاکید میکنند که حتی اگر فردی مثبتاندیش باشید، باز هم باید مراقب باشید و خود را متعهد کنید که هرگز، تحت هیچ شرایطی، راوی اتفاقات بد نباشید. جهان بیرون، آینهی تمامنمای مکالمات درونی و بیرونی ماست. کسانی که مدام از بیماری، دزدی، ترافیک و آدمهای بد میگویند، مدام با همین موارد برخورد میکنند و کسانی که زبانشان را به تحسین زیباییها و شکرگزاری عادت دادهاند، جهان را گلستانی مییابند که در آن همه چیز به نفع آنها رقم میخورد. کلید طلایی برای تجربه یک زندگی رویایی و بدون دردسر، بستن دهان بر روی نازیباییها و گشودن آن تنها برای ستایش زیباییهاست.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD77MB6 دقیقه
- فایل صوتی چرا بعضی افراد بدشانس هستند؟5MB6 دقیقه














به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
گام دهم
چرا بعضی افراد بدشانس هستند
خیلی موقعها هست آدمها میان مسائل و اتفاقات خودشون و شرایطی که براشون به وجود میاد رو برای بقیه تعریف میکنن
حالا بعضی از آدمها عادت دارن مشکلاتی که براشون به وجود میاد رو برای بقیه تعریف کنن
تعداد کمی هم هستن که سعی میکنن مسائل خوب رو تعریف کنن
وقتی که شما میخواهید مسائل ناخوشایندی که براتون اتفاق افتاده اتفاقات عجیب و غریب فلان جا رفتیم فلان بلا سرمون اومد دستگیرمون کردن بهمون تهمت زدن جیبمون رو زدن مشکل برامون به وجود اومد و یه جورایی دوست دارید که این چیزا رو برای بقیه تعریف کنید در مداری قرار میگیرید که اون اتفاقات را جذب میکنید
یعنی یه جورایی دوست دارید که یه سری اتفاقات عجیب و غریب ناخوشایند
مثلاً بگی توی اون شهری که همه سالم بودن آدم خوبی بودن متمدن بودن من گیر یه آدم درب و داغون و ناتو عوضی و فلان فلان شده افتادم که این بلا رو سرم آورده
یا مثلاً فلان جا که همیشه هوا خوب و آفتابیه و لب دریاست روزی که ما رفتیم اصلاً یک طوفان و باد و بارون و تگرگ و داستانها اتفاق افتاد که ما اصلاً نتونستیم از اون منطقه لذت ببریم
وقتی که برنامهتون اینه که در مورد مشکلاتی که براتون به وجود میاد رفتیم توی جاده ماشینمون این بلا سرش اومد پلیس گرفتمون اینجوری شد پنچر شد فلان شد بنزین تمام شد یه جورایی دارید به جهان درخواست میکنید که از این اتفاقات براتون به وجود بیاره و اتفاقات عجیب و غریبی هم میفته
اما اگه تمرکز کنید بر روی تعریف کردن فقط اتفاقات خوب
یعنی مثلاً به خودتون بگید من خودم رو متعهد میکنم توی زندگیم فقط اتفاقات خوبی که برام رخ داده رو به بقیه بگم در مورد اتفاقات بد صحبت نکنم،
اصلا همین که به خودتون تعهد بدید که نمیخواهید در مورد اتفاقات بد صحبت کنید چون نمیخواهید صحبت کنید انتظارش رو هم ندارید که اتفاقات بد رخ بده که بخواهید بعداً در موردش صحبت کنید
وقتی آدم میخواد در مورد یه موضوعی صحبت کنه دوست داره یه موضوعی رو در موردش صحبت کنه یه جورایی داره جذبش میکنه که اون اتفاق بیفته بعداً صحبت کنه، وقتی آدم دوست داره در مورد مشکلاتش حالا چه توی خانواده چه با بچهاش تو کارش با بقیه صحبت کنه یه جورایی خوشش میاد که یه حرفی برای گفتن داشته باشه
یه سری اتفاقات براش رخ بده که حرف داشته باشه برای گفتن و اون اتفاق هم براش رخ میده
اما وقتی که انسان تمرکز کنه بگه من فارغ از اینکه چه اتفاقی میفته توی زندگیم توی مسافرتم توی محل کارم با همسرم با فرزندم من فقط در مورد مسائلی صحبت میکنم که خیلی خوب بوده که خیلی مثبت بوده که خیلی اتفاقات خوبی برام رخ داده
من فقط در مورد اونا صحبت میکنم
در مورد اتفاقات منفی صحبت نمیکنم
و اگه تمرکزتون بر روی این موضوع باشه اتفاقی که میفته اینه که اتفاقات خوبی هم براتون میفته
یه لحظه فکرم رفت سر اینکه چرا بعضیها میان یه چیزای عجیب و غریب تعریف میکنن مثلاً یه سری اتفاقات عجیب و غریب براشون میفته مثلاً میرن مشکلاتی که برای بقیه نمیفته به وجود نمیاد برای اونا به وجود میاد
نکته مشترک این افراد اینه که اینا در مورد مشکلاتشون صحبت میکنن
یا مثلاً اگه یه اتفاق بدی بیفته یه جمعی رو پیدا کنن هی اون اتفاق رو میگن ما رفتیم فلان جا فلان بلا سرمون اومد دوباره یه جمع دیگه توی یه محفل دیگه توی خانوادهشون توی جمع دوستان فامیل این دوست اون دوست این موضوع رو بارها و بارها تکرار میکنن
یعنی انگار یه جورایی دوست دارن که در مورد این موضوعات صحبت کنن و من فهمیدم که وقتی انسان دوست داشته باشه در مورد مشکلاتش صحبت کنه یه جورایی این مشکلات رو هم جذب میکنه
یعنی اتفاقات رو هم برای خودش به وجود میاره
باید خیلی بیشتر مراقب باشیم
یعنی بیشتر در مورد اتفاقات خوب صحبت کنیم و خودمون رو متعهد کنیم که به هیچ عنوان، بالاخره مشکلات هم توی سفر توی جاهایی که داریم میریم به وجود میاد
به هیچ عنوان در مورد اونا صحبت نکنیم
به هیچ عنوان
با هیچکس
و اگر بتونیم خودمون رو متعهد کنیم به این موضوع مطمئناً در شرایطی قرار میگیریم که فقط اتفاقات خوب و شرایط فوق العاده رو تجربه میکنیم،
به نام خدای مهربان
چرا بعضی از افراد بدشانس هستند؟؟🪴
اگه علاقه به خاص بودن و متفاوت دیده شدن و مورد توجه قرار گرفتن داشته باشم اونوقت دردسرهایی برام ایجاد میکنه و نا خواسته های عجیب و غریبی رو سر راهم قرار میده که نمیتونم دلیل قانع کننده ای برای این اتفاقات پیدا کنم
من علاقه ای به خاص بودن و متفاوت دیده شدن ندارم
ناخواسته های عجیب و غریبی که پایه ثابت اتفاقات زندگیم شده به خاطر علاقم به خاص بودن و متفاوت دیده شدن نشات میگیره
مقصر نامرئی که مدام اونو شماتت میکنم، علاقم به صحبت کردن درباره این اتفاقاته
من موجودی هستم که با فرکانس هام زندگیمو خلق میکنم
تموم اونچه که دربارش فکر می کنم، صحبت میکنم، میبینم، به یاد میارم، میشنوم و بهش علاقه دارم، یا از اون متنفرم، یه فرکانسه که ارسال میشه و جهان هم بهش پاسخ میده
اگه علاقه داشته باشم تا با صحبت کردن از اتفاقات عجیب و غریب برای دیگران توجه شون رو به خودم جلب کنم دارم با دست خودم درخواست ناخواسته های بیشتری رو به جهان ارائه میدم که از تجربشون متنفرم
اگه میخوام اتفاقات دلخواه و دوست داشتنی رو تجربه کنم باید خیلی مراقب و متعهد باشم که تحت هیچ شرایطی توی این دام نیفتم
راه خارج شدن از این دام اینه که متعهد بشم فقط به خواسته ها و زیبایی ها توجه کنم، باید متعهد بشم فارغ از اینکه چه شرایطی رو تجربه کردم، فقط اون بخش از اون تجربه برام مهم باشه و به یاد بیارم یا در موردش صحبت کنم که دوست دارم دوباره برام رخ بده
اونوقت آروم آروم از مدار ناخواسته ها فاصله میگیرم و آروم آروم به مدار خواسته های بیشتر و بزرگتر نزدیک میشم
چون فقط اون چیزی که تجربه کردنش رو دوست داشتم ارسال کردم🪴
نباید در مورد مسائل و مشکلاتی که برام به وجود میاد برای دیگران تعریف کنم، اگه دوست داشته باشم در مورد اتفاقات عجیب و غریبی که برام افتاده برای دیگران صحبت کنم توی مداری قرار میگیرم که این اتفاقات رو بازم جذب می کنم
یعنی یه جورایی دارم به جهان درخواست می کنم که از این اتفاقات برام به وجود بیاره اون وقت بازم اتفاقات عجیب و غریب برام به وجود میاد
اما اگه تمرکز کنم روی فقط تعریف کردن اتفاقات خوب زندگیم، یعنی خودم رو متعهد کنم که توی زندگیم فقط اتفاقات خوبی که برام میفته رو تعریف کنم و در مورد اتفاقات بد اصلاً صحبت نکنم، همین که تعهد میدم که نمیخوام در مورد اتفاقات بد صحبت کنم، انتظارش رو هم ندارم که اتفاقات بد رخ بده که بخوام در موردش صحبت کنم
اگه دوست داشته باشم در مورد یه موضوعی صحبت کنم، یه جورایی دارم جذبش می کنم که اون اتفاق بیفته که بعداً صحبت کنم
اگه دوست داشته باشم در مورد مشکلاتم، حالا چه توی خانواده، چه با بچه ام، چه توی محل کارم با دیگران صحبت کنم، یه جورایی خوشم میاد که یه حرفی برای گفتن داشته باشم
یعنی یک سری اتفاقات برام رخ بده که حرفی برای گفتن داشته باشم
اون وقت اتفاقات برام رخ میده
ولی اگه تمرکز کنم بگم فارغ از اینکه چه اتفاقی میفته تو زندگیم، توی مسافرتم، توی محل کارم، با همسرم، با فرزندم، من فقط در مورد مسائلی صحبت می کنم که خیلی خوب بودن، مثبت بودن و فقط در مورد اونها صحبت کنم و در مورد اتفاقات منفی صحبت نکنم
اتفاقی که میفته اینه که اتفاقات خیلی خوبی هم برام میفته
اصلاً مثل افرادی نباشم که دوست دارن در مورد مشکلات شون صحبت کنن، چون اگه دوست داشته باشم در مورد مشکلاتم صحبت کنم یه جورایی این مشکلات رو جذب می کنم و این اتفاقات رو برای خودم به وجود میارم
باید خودم رو متعهد کنم که بیشتر در مورد اتفاقات خوب صحبت کنم
حالا ممکنه که یه سری اتفاقات و مشکلات هم توی زندگی برام به وجود بیاد
به هیچ عنوان با هیچکس صحبت نکنم
اگه بتونم خودم رو متعهد کنم که این کارو انجام بدم
توی شرایطی قرار میگیرم که فقط اتفاقات خوب و شرایط فوقالعاده رو تجربه میکنم
من تعهد میدم که زیبایی ها رو تحسین کنم درباره اتفاقات دلخواهم صحبت کنم
و در مورد ناخواسته هام حرف نزنم
تعهد میدم که تمرکزم بر روی خواسته هام باشه
تمرکزم بر روی درون باشه نه بیرون از خودم
سپاس فراوان از شما استاد عزیز و خانم شایسته جان
به نام خدا⚘
سلام استاد عزیز وخانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت💝
روز دهم سفرنامه
خیلی موقع ها هست که عادت دارم مسائل و مشکلات و شرایطی که برام به وجود اومده رو برای بقیه تعریف کنم
وقتی که دوست دارم اینها رو برای بقیه تعریف کنم، مثلا اینجا رفتم اینجوری شد، بهم تهمت زدن، فلان بلا سرم اومد،
اونوقت توی مداری قرار میگیرم که اون اتفاقاتو جذب میکنم☹
انگاری که دوست دارم یه سری اتفاقات ناخوشایند و عجیب و غریبو برای بقیه تعریف کنم😕
مثلاً میگم توی اون شهری که همه خوب و عالی بودن من گیر یه آدم درب و داغونی افتادم و این بلا رو سرم آورد
یا اونجا که همیشه هوا عالی و آفتابی وخنکه، اون روز که من رفتم بادو بارون و تگرگ بود واصلا لذت نبردم😔
وقتی برنامم اینه که در مورد مشکلاتم با بقیه صحبت کنم، دارم به جهان این درخواستو میکنم که از این اتفاقا برام به وجود بیاره🥴
اگه تمرکز کنم به تعریف کردن فقط اتفاقای خوب و خودمو متعهد کنم که تو زندگیم فقط اتفاقات خوبی که برام رخ میده رو بگم
و در مورد اتفاقات بدم صحبت نکنم
همین که تعهد میدم که دیگه نمیخوام در مورد اتفاقات بد صحبت کنم، انتظارشو هم ندارم که اتفاقات بد رخ بده که بخوام تعریف کنم🥰⚘
وقتی دوست دارم در مورد مشکلاتم حالا چه با خونوادم، چه با بچه ام، چه سرکارم با بقیه صحبت کنم، یه جورایی خوشم میاد که حرفی برای گفتن داشته باشم،یعنی یه سری اتفاقات بد برام رخ بده که حرفی برای گفتن داشته باشم، اون وقته که تو مداری قرارمیگیرم که اتفاقات بد برام رخ میده🙄☹
ولی اگه تمرکز کنم، بگم فارغ از اینکه چه اتفاقاتی میفته تو زندگیم، تو مسافرتم، محل کارم، با همسر و فرزندم، من فقط در مورد چیزهایی صحبت میکنم که خوب بودن، مثبت بودن،
و در مورد اتفاقات منفی صحبت نکنم،
اگه تمرکزم روی این موضوع باشه، اتفاقی که میفته اینه که اتفاقات خوبو به زندگیم جذب میکنم👌😊⚘
چرا من بعضی موقع ها اتفاقات عجیب و غریب و مشکلاتی که فقط برای من افتاده رو برای بقیه تعریف میکنم؟؟
وقتی در مورد اتفاقات بدم صحبت کنم، بارها و بارها تکرارش کنم، یعنی یه جورایی دوست دارم که در مورد اون اتفاقات حرف بزنم، اون مشکلاتو هی جذب میکنم😔
باید بیشتر در مورد اتفاقات خوبم صحبت کنم، تعهد بدم که در مورد اتفاقات بد صحبت نکنم، حالا ممکنه یه سری مشکل هم توی زندگی برام به وجود بیاد، به هیچ عنوان با هیچکس صحبت نکنم⚘
اگه بتونم خودمو متعهد کنم به این موضوع، تو شرایطی قرار میگیرم که فقط اتفاقای خوب و شرایط فوقالعاده رو تجربه میکنم💝
“علاقم به خاص بودن، متفاوت دیده شدن و مورد توجه قرار گرفتن، گاهی دردسرایی برام ایجاد میکنه و ناخواستههای عجیب و غریبی سر راهم قرار میده که هرجور فکر میکنم، نمیتونم دلیل قانع کننده براشون پیدا کنم
که هر صدسال یک بار رخ میده اونم فقط برای من!🙄🙄🤔
این ناخواستههای عجیب و غریب که پایه ثابت اتفاقات زندگیم شده، از علاقه من به خاص بودن و متفاوت دیده شدنه،
مقصر نامرئی که مرتب اونو شماتت میکنم، علاقم به صحبت کردن درباره چنین وقایعیه!😕☹
من موجودیم که با فرکانسام زندگیمو خلق میکنم.
تموم اونچه که دربارهاش فکر میکنم،
صحبت میکنم،
میبینم،
به یاد میارم،
میشنوم و به اون علاقه دارم یا از اون متنفرم، یک فرکانسه که ارسال میشه
و جهان هم بهش پاسخ میده🤔💞👌
وقتی علاقه دارم با صحبت کردن از اتفاقات عجیب و غریب در جمع دوستام، توجه اونا رو به خودم جلب کنم، متوجه نیستم که چگونه ندونسته با دست خودم، درخواست ناخواستههای بیشتریو به جهان ارائه میدم که از تجربه کردنشون هم متنفرم.🥺😫🏵
اگه دنبال تجربه ها و اتفاقای دلخواه و دوست داشتنی هستم، باید خیلی مراقب و متعهد باشم که تحت هیچ شرایطی در این دام نیفتم.🌹💖👌
راه جلوگیری یا خارج شدن از این دام، اینه که متعهد بشم که به خواسته ها و زیبایی ها توجه کنم.💝🦋
باید متعهد بشم فارغ از اینکه چه شرایطیو تجربه کردم، فقط اون بخش از اون تجربه برام مهم باشه و اونو به خاطر بسپارم، یا دربارهاش صحبت کنم که، دوست دارم دوباره برام رخ بده.❄🌻
اینطوری آروم آروم از مدار ناخواستهها فاصله میگیرمو آروم آروم به مدار خواستههای بیشتر و بزرگتر، نزدیکتر میشم. چون فقط درخواست اون چیزی رو به جهان ارسال کردم که تجربشو دوست دارم.🥰💞👌
باید آگاهانه کانون توجهمو بررسی کنم و چیزایی رو به خاطر بسپارم که بهم احساس بهتری دادن
این راهکار خوششانس شدنه!”🤗”
خدایا شکرت🌺🌺🥰😊💝⚘
💠با سلام به استاد عزیز و خانم شایسته مهربان و دوستان عزیز سایت💠
🌻 چرا بعضی افراد بدشانس هستند؟🌻
خیلی موقع ها هست آدم ها میان مسائل خودشون رو و اتفاقات و شرایطی که براشون به وجود میاد رو برای بقیه تعریف میکنن🤔
بعضی از آدمها عادت دارن مشکلاتی که براشون به وجود میاد رو برای بقیه تعریف کنن و تعداد کمی هم سعی میکنن مسائل خوب رو تعریف کنن🤗🌹
وقتی که شما میخواید مسائل ناخوشایندی که براتون اتفاق افتاده، اتفاقات عجیب و غریب، مثلاً فلان جا رفتیم فلان بلا سرمون اومد، دستگیرمون کردن، بهمون تهمت زدن، جیبمون رو زدن، مشکل برامون به وجود اومد، و یه جورایی دوست دارن که این چیزها رو برای بقیه تعریف کنن، در مداری قرار می گیرن که این اتفاقات رو جذب میکنن🥴😥
یعنی یه جورایی دوست دارن که یک سری اتفاقات ناخوشایند عجیب و غریب براشون بیفته☹
مثلاً میگن توی این شهری که همه سالم بودن، آدم خوبی بودن، متمدن بودن، ما گیر یه آدم درب و داغون عوضی افتادیم که این بلا رو سرمون آورد🥺
یا مثلاً فلان جا که همیشه هوا خوبه و آفتابی و لب دریاست، اون روزی که ما رفتیم یک طوفان و باد و بارون و تگرگ و داستانی اتفاق افتاد که ما نتونستیم از اونجا لذت ببریم☹😥
وقتی که برنامتون اینه که در مورد مشکلاتی که براتون به وجود میاد صحبت کنید،مثلا رفتیم توی جاده ماشینمون این بلا سرش اومد، پلیس گرفتمون، اینجوری شد، پنچرشد ماشینمون،
یه جورایی دارید به جهان درخواست می کنید که از این اتفاقات براتون به وجود بیاره، و اتفاقات عجیب و غریبی هم به وجود میاد💖🥴
اما اگه تمرکز کنید بر روی تعریف کردن فقط اتفاقات خوب، یعنی مثلاً به خودتون بگید من خودم رو متعهد می کنم توی زندگیم فقط اتفاقات خوبی که برام رخ داده رو به بقیه بگم، در مورد اتفاقات بد صحبت نکنم اصلاً،👌
همینکه به خودتون تعهد می دید که نمی خواهید در مورد اتفاقات بعد صحبت کنید، چون نمی خواهید صحبت کنید، انتظارش رو هم ندارید که اتفاقات بد رخ بده که بخواهید بعداً در موردش صحبت کنید🏵🌻
وقتی آدم میخواد در مورد یه موضوعی صحبت کنه، و دوست داره یه موضوعی رو در موردش صحبت کنه، یه جورایی داره جذبش میکنه که اون اتفاق بیفته که بعدا صحبت کنه☹
وقتی آدم دوست داره در مورد مشکلاتش، حالا چه توی خونواده، چه با بچه اش، چه توی کارش با بقیه صحبت کنه، یه جورایی خوشش میاد که یه حرفی برای گفتن داشته باشه، یعنی یکسری اتفاقات براش رخ بده که حرف داشته باشه برای گفتن. و اتفاقات براش رخ میده🤔🏵🌻
اما وقتی که انسان تمرکز کنه بگه من فارغ از اینکه چه اتفاقی میفته توی زندگیم، توی مسافرتم، توی محل کارم، با همسرم، با فرزندم، من فقط در مورد مسائلی صحبت میکنم که خیلی خوب بوده، که خیلی مثبت بوده، خیلی اتفاقات خوبی برام رخ داده، من فقط در مورد اونها صحبت می کنم، در مورد اتفاقات منفی صحبت نمی کنم و اگه تمرکز تون بر روی این موضوع باشه اتفاقی که میفته اینه که اتفاقات خوبی هم براتون رخ میده💝🌺
من یه روزی فکرم رفت سر اینکه چرا بعضی ها میان مثلاً
یه چیزهای عجیب و غریبی تعریف می کنن، مثلاً یک سری اتفاقات عجیب و غریب براشون میفته، مشکلاتی که برای بقیه نمیفته و فقط برای اونها به وجود میاد🤔
نکته مشترک این افراد اینه که اینها در مورد مشکلات شون صحبت میکنن، یعنی مثلا اگه یه اتفاق بدی بیفته، یه جمعی رو پیدا کنن، هی اون اتفاق رو میگن که ما رفتیم فلان جا فلان بلا سرمون اومد، توی خونواده هاشون، توی دوستاشون، فامیل، این دوست، اون دوست، این موضوع رو بارها و بارها تکرار میکنن، یعنی یه جورایی دوست دارن که در مورد این موضوعات صحبت کنن🥺🥴💖
و من فهمیدم وقتی که انسان دوست داشته باشه که در مورد مشکلاتش صحبت کنه، یه جورایی این مشکلات رو هم جذب میکنه و این اتفاقات رو هم برای خودش به وجود میاره👌🌹
باید ما بیشتر در مورد اتفاقات خوب صحبت کنیم و خودمون رو متعهد کنیم که به هیچ عنوان در مورد اونها صحبت نکنیم👌
بالاخره ممکنه یک سری مشکلات هم توی زندگی برامون به وجود بیاد
به هیچ عنوان با هیچکس صحبت نکنیم👌🌹
و اگه بتونیم خودمون رو متعهد کنیم به این موضوع، مطمئناً در شرایطی قرار میگیریم که فقط اتفاقات خوب و شرایط فوقالعاده رو تجربه می کنیم🥰🏵
“علاقه ما به خاص بودن، متفاوت دیده شدن و مورد توجه قرار گرفتن، گاهی دردسرهایی برامون ایجاد میکنه و ناخواستههای عجیب و غریب رو سر راهمون قرار میده که هرجور فکر میکنیم، نمیتونیم دلیل قانع کننده برای اون اتفاقات نادلخواه پیدا کنیم که هر صدسال یک بار رخ میده اونهم فقط برای ما!💝😥
حقیقت اینه که ناخواستههای عجیب و غریبی که پایه ثابت اتفاقات زندگی تو شده، از علاقت به خاص بودن و متفاوت دیده شدن، نشأت گرفته.
مقصر نامرئیای که مدام اون رو شماتت میکنی، علاقه تو به صحبت کردن درباره چنین وقایعی هست!😕☹
ما موجوداتی هستیم که با فرکانسهامون زندگی خودمون رو خلق میکنیم. تموم اونچه که دربارهاش فکر میکنیم، صحبت میکنیم، میبینیم، به خاطر میاریم، میشنویم و به اون علاقه داریم یا از اون متنفریم، یک فرکانسه که ارسال میشه و جهان قطعاً به اون پاسخ میده🤔💞👌
وقتی علاقه داشته باشی تا با صحبت کردن از اتفاقات عجیب و غریب در جمع دوستات، توجه اونها رو به خودت جلب کنی، متوجه نیستی که چگونه ندانسته با دست خودت، درخواست ناخواستههای بسیاری رو به جهان ارائه میدی که از تجربهشون متنفری.🥺😫🏵
اگه در پی تجربهی اتفاقات دلخواه و دوست داشتنی هستی، باید خیلی مراقب و متعهد باشی که تحت هیچ شرایطی در این دام نیفتی.🌹💖👌
راه پرهیز یا خروج از این دام، متعهد شدن به توجه کردن به خواستهها و زیباییهاست.💝🦋
یعنی باید متعهد بشی فارغ از اینکه چه شرایطی رو تجربه کردی، فقط اون بخش از اون تجربه برات مهم باشه و اونرو به خاطر بسپاری یا دربارهاش صحبت کنی که، رخ دادن دوبارهاش رو دوست داری.❄🌻
به این ترتیبه که آروم آروم از مدار ناخواستهها فاصله میگیری و آروم آروم به مدار خواستههای بیشتر و بزرگتر، نزدیکتر میشی. چون فقط درخواست اونچه رو به جهان ارسال کردی که تجربهاش رو دوست داری.🥰💞👌
پس آگاهانه کانون توجهات رو تحلیل کن و اون رو به خاطر بسپار که به تو احساس بهتری بخشیده. این راهکار خوششانس شدنه!”🤗
باسپاس از شما استاد عزیز وخانم شایسته جان در پناه الله یکتا، شاد، سالم، سلامت، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید🌺🌹💞👌🤗💖
باسلام به استاد عزیز وخانم شایسته عزیز
روز دهم سفرنامه
بعضی ها عادت دارن مشکلاتی که براشون به وجود میادبرای بقیه تعریف کنن وقتی برنامه تون اینه که در مورد مشکلاتی که براتون به وجود میاد صحبت کنید مثلا فلان جا رفتیم این بلا سرمون اومد بهمون تهمت زدن جیبمون رو زدن در مداری قرار میگیرید که اون اتفاقات رو جذب کنین
ویه جورایی به جهان درخواست میکنید که ازاین اتفاقات براتون به وجود بیاره اما اگه تمرکز کنید بر روی تعریف کردن فقط اتفاقات خوب
یعنی مثلا به خودتون بگید من خودم رو متعهد میکنم توی زندگیم فقط اتفاقات خوبی که برام افتاده به بقیه بگم در مورد اتفاقات بد صحبت نکنم
همین که به خودتون تعهد میدید که نمیخواهید در مورد اتفاقات بد صحبت کنید انتظارش رو هم ندارید که اتفاقات بد رخ بده که بخواهید بعدا در موردش صحبت کنید
وقتی آدم میخواد در مورد یه اتفاقی صحبت کنه یه جورایی داره جذبش میکنه که اون اتفاق بیفته بعدا صحبت کنه
وقتی آدم دوست داره در مورد مشکلاتش چه توی خانواده چه با بچه اش چه توی کارش با بقیه صحبت کنه یه جورایی خوشش میاد که حرفی برای گفتن داشته باشه یعنی یه سری اتفاقاتی بیفته که حرفی برای گفتن داشته باشه واون اتفاقات براش رخ میده ولی اگه انسان تمرکز کنه بگه من هر اتفاقی بیفته فارق از اینکه چه اتفاقی بیفته توی زندگیم
توی مسافرتم توی محل کارم با همسرم با فرزندم من فقط در مورد مسائلی صحبت میکنم که خیلی خوب ومثبت بوده ودر مورد اتفاقات منفی صحبت نمیکنم واگر تمرکزتون بر روی این موضوع باشه اتفاقی که میفته اینه که
اتفاقاتی خوب براتون رخ میده
باید خیلی مراقب باشیم وبیشتر در مورد اتفاقات خوب صحبت کنیم وخودمون رو متعهد کنیم که به هیچ عنوان در مورد مشکلاتی که داریم صحبت نکنیم با هیچکس
واگر خودمون رو متعهد کنیم که این کار رو انجام بدیم مطمعنن در شرایطی قرار میگیریم که فقط اتفاقات خوب و شرایط فوق العاده را تجربه میکنیم
🥰🥰🥰🥰🥰🙏🙏🙏
سپاس از استاد عباسمنش وخانم شایسته عزیز بابت این مطالب آموزنده وبینظیرتون
وسپاس از کامنت عالی دوستان
خدایا شکرت🌹🌹🌹🏵🏵🏵🏵🙏🥰