چرا بعضی افراد بدشانس هستند؟ - صفحه 84 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1338 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رستا محمودی گفته:
    مدت عضویت: 398 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴿1﴾

    الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿2﴾ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ ﴿3﴾ مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ ﴿4﴾ إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ ﴿5﴾ اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ ﴿6﴾ صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ ﴿7﴾

    از روزی که وارد سایت شدم پر از شور و شوق هستم و عملگراتر از همیشه تلاش می کنم تا بهتر از دیروز خودم باشم و بعد از دیدن این فایل نکته ای رو متوجه شدم که خیلی برام جالب بود و اون اینه که من با اینکه آدم مثبت اندیش هستم و خیلی سعی میکنم روحیه خوبی داشته باشم اما در ارتباط با مسائل جسمانی خیلی نگران هستم و کوچک ترین درد جسمانی که دارم خیلی سریع در موردش حرف می زنم و این اصلا خوب نیستَ

    مرسی بانوووو شایسته

    مرسی بچه های پشت صحنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    مهدی وجدی گفته:
    مدت عضویت: 822 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز و دوستان عزیز هم مسیر.

    روزشمار تحول زندگی من جلسه 10

    یک سری فایل ها هست مثل این فایل که وقتی گوش میدم سریعا رجوع میکنم به گذشته خودم و خاطراتی که داشتم رو مرور میکنم و در بیشتر اوقات سعی میکنم همون موقع بیام کامنت بزارم.

    تجربه ای که من در گذشته داشتم در رابطه با این موضوع بر میگرده به زمان خدمت سربازیم

    اون زمان به دلایلی رابطه خانوادگی ما من و پدرم و برادرم به کلی خراب بود و من توی یک اتاق جدا برایوخودم زندگی میکردم و پدر و برادرم هم یک جای جداگانه

    رابطه پدر و برادرم به شدت خراب بود که هر روز و هر شب بعضی وقتا روزی 3 الی 4 بار دعوای شدید میکردن

    من هر روز وقتی میرسیدم پادگان برای اینکه بتونم مرخصی بگیرم و بیام بیرون میرفتم‌این دعوا هارو با آب و تاب زیادی به فرماندمون میگفتم و میگم که‌من مشکل دارم من اینجوریم اونجوریم تا دلش بسوزه و برگ مرخصی‌من رو امضا کنه

    طی مدتی‌که این کار رو انجام میدادم دعوا ها هر روز بیشتر و شدیدتر میشد و من فردا دوباره میرفتم و راجب بهش با فرمانده حرف میزدم بیرون پیش دوستام راجب بهشون‌حرف میزدم

    و این کار‌من باعث میشد که نه تنها وضع بهتر نشه بلکه به جایی رسید که کلا ما از هم جدا شدیم.

    این خاطره من الان مثل یک کتاب درسی جلوی‌من هست که بدونم اگر میخوام اتفاقات بد رو جذب نکنم راجب هیچ اتفاق بدی هرچقدرهم کوچیک با هیچکس حتی خدای خودم هم حرف نزنم

    و از وقتی که قانون رو درک کردم و سعی کردم که تمرکزم‌رو بزارم‌روی نکات مثبت زندگیم روی زیبایی ها روی فراوانی ها به لطف خدای مهربان اتفاق بدی توی زندگیم رخ نداده و هر روز اتفاقات خوب بیشتری توی زندگیم رخ میده و من سعی میکنم هر روز بابتشون شکرگزار باشم و راجب بهشون‌صحبت کنم.

    چقدر خوشحالم از اینکه این سفرنامه رو شروع کردم چقدر حالم خوبه

    هر روز اتفاقات بهتری داره توی زندگیم رقم‌میخوره

    روابطم با عشقم با دوستام بهتر و بهتر میشه

    انسان بهتری وارد زندگیم‌میشن

    از جاهای مختلف درآمد کسب میکنم و پول میاد توی زندگیم

    خدایا شکرت

    عاشقتونم

    خدانگهدار.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    زهرا پیرزاد گفته:
    مدت عضویت: 1836 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به استاد عزیزم مریم جون و دوستان گلم

    روز شمار زندگی من روز دهم

    خداروشکر ده روز هست که در مسیر دریافت تین آگاهی ها هستم

    سپاسگزارم از خداوند که من رو هدایت و حمایت میکنه

    سپاسگزارم از استاد فوق العاده که با سخاوت این آگاهی هارو با ما به اشتراک می‌زاره

    سپاسگزارم از مریم عزیزم که این سفر فوق العاده رو شروع کرده ،اینقدر زیبا برای ما با قلم نابشون برای ما مینویسند وکمک میکنن به درک این آگاهی ها.

    چه طبیعت زیبایی و چه موسیقی قشنگی خیلی حس قشنگی داره دیدن زیبایی ها سپاسگزارم که مارو شریک این احساس زیبا و خالص میکنین.

    واقعامن همچین آدمی بودم حتی اتفاقات نوزادی مو و فکر میکردم خیلی باحاله اما دیگه در بعضی جهات به جایی رسید که باعث آزار من میشد.

    دوست ندارم وارد جزییات بشم ،همیشه احساس قربانی شدن،ترس،رابطم با خانوادم هر بار بد تر میشد،حساس بودم روی همه چیز،مثلا کسی چیزی میگفت من از تمام جنبه ها تو ذهنم تحلیل میشدو…

    الان که دارم خودم بهتر میشناسم،شخصیتم بهبود میبخشم و ایمانم قویی میکنم

    هر بار میتونم دنیا رو زیباتر ببینم

    به جایی رسیدم که دیگه مرورگر نمیکنم اتفاقات رو،اگه گاهی توی ذهنم بیاد حسم رو بد نمیکنم آگاهانه فکر میکنم به جای مثبتش ،چیزهایی که یاد گرفتم ،به این که اون تجربه ها باعث شده الان اینجا باشم و یه سری خواسته درمن شکل بگیره و بهشون برسم، جایی که الان هستم هم اگه چیزی دلخواهم نباشه درموردش فکرنمیکنم و حرف نمیزنم و میرم به سمتی که من دور کنه از اون افکار و در فرکانس بهتر قرار بده.

    اتفاقا اون تجربه ها باعث شده من ایمانم به قانون بیشتر بشه و خط قرمز باشه برام فرستادن فرکانس منفی و بدونم زندگیم چطور خلق میشه و این قانون چقدر دقیق .

    بدونم هرچیز که تجربه میکنم پاسخ جهان به افکاری هست که خودم فرستادم.

    هیچ ظلمی وجود نداره و اگه ظلمی هست تنها ظالم زندگی خودم خودمم.

    هیچ کس در زندگی من قدرتی نداره.

    خداروشکر هر لحظه به افکارم آگاه تر میشم و قدرتم بیشتر میشه.

    من تعهد میدم که بیشتر روی زیبایی ها تمرکز کنم،سپاسگزارتر باشم و درمورد ناخواسته ها و چیزهایی که حسم بد میکنه آگاهانه حتی با خدای خودم و خودم هم صحبت نکنم.

    واقعا الان زندگیم خیلی زیبا تر شده با خودم و آدم ها در صلحم منی که همیشه تو جنگ بی‌پایان بودم،الان حالم خوبه ،ویژگی ها مثبت ادم هارو میبینم و تو دلم سپاسگزاری میکنم با بهشون میگم و وجود خودم لبریز از حس خوب میشه ،همیشه روی مثبتشون بهم نشون میدن و سعی میکنن من رو خوشحال کنن.

    رابطم با عشقم هر روز خالص تر میشه.

    نعمت های زندگیم بیشتر میشه.

    هدایت الهی بیشتر احساس میکنم.

    لبخند به لب دارم.

    درمورد زیبایی ها و نعمت ها با خودم صحبت میکنم.

    عاشق خودم هستم.

    سلامتی و انرژی بیشتری دارم.

    هدف هام واضح تر شدن.

    دیگه عجله ندارم و تکاملم آروم طی میکنم.

    زمان آزاد زیادی دارم تا روی خودم و اهدافم کار کنم .

    راحت تو دل ترس هام میرم.

    اینقدر نتایج زیاد هست که نمیشه شمرد.

    بینهایت از خدای خودم،خود عزیزم،استاد مهربانم،مریم دوست داشتنی،دوستانی که کامنت می‌زارن سپاسگزارم.

    خداوندا مرا هدایت کن به مسیر های درست ،مسیر ابراهیم و پیروانش.

    به من نعمت ببخش.

    خدایا خودم سپردم بهت.

    عاشقتم.

    با آرزوی بهترین ها برای بهترین ها.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    مهری گفته:
    مدت عضویت: 969 روز

    سلام به استاد عزیزم خانم شایسته ی عزیز و دوستان هم فرکانسی

    من یه پرستارم و بعد از شنیدن این فایل دیدم ما بیشتر اوقات در مورد اتفاقات و حوادث بد بیماران، بیماری ها و فشار های کاریمان و….صحبت میکنیم .

    از امروز تصمیم گرفتم تمرکز خودم رو روی سلامتی بگزارم .هر روز بابت سلامتی ام خدارو شکر کنم ودر جهت سلامتی بیشتر قدم بردارم

    آگاهانه دست از گله و شکایت بردارم

    از اتفاقات بد خودم حرف نزنم و سعی کنم وقتی دیگران از حوادث بدشان صحبت می‌کنند رشته ی کلام را تغییر بدهم

    تمرکز م رو روی بهبود بیمارانم و داشته ها قرار بدهم .بیمارانی که بعد چند روز با حال خوب مرخص میشن.

    خلاصه دارم سعی میکنم راه حل هایی پیدا کنم .که بتونم شاد باشم و مثبت فکر کنم.

    با توکل به خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    حسام علیپوریان گفته:
    مدت عضویت: 813 روز

    با درود فراوان

    دقیقا این همون چیزیه که پاشنه آشیل منه انگار که اگه نگمش قراره تو گلوم بمونه و خفم کنه ، فکر می‌کنم همه ما واسه اینکه چیزی واسه گفتگو داشته باشیم عنوانش میکنیم که بعدش خودمون باعث میشیم به اون اتفاق بد بیشتر پرداخته‌ بشه و راجع بهش بیشتر فکر و توجه بشه

    سعی میکنم در زندگیم خودم رو متعهد کنم به صحبت کردن در مورد اتفاقات مثبت و خوب یا اینکه سکوت کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    پسر خدا گفته:
    مدت عضویت: 197 روز

    بنام خدای دانا و رزاقم

    سلام خدمت استاد گرانقدر،خانم شایسته عزیز و دوستای گلم

    من از امروز 9 آذر 1404 به خودم متعهد میشم که درمورد اتفاقات بدی که برام میوفته صحبت نکنم و این سیکل معیوب رو کمش کنم تا اتفاقات خوب رو در زندگی ام تجربه کنم

    ما وقتی از اتفاقات خوب صحبت کنیم به جهان این فرکانس رو میفرستیم که ای جهان هوشمند از این نوع اتفاقاتی که من دوست دارم وارد زندگیم کن

    انشاالله که بتونیم همیشه ذهنمون رو کنترل کنیم و بتونیم زندگیمون رو اونجوری که میخوایم خلق کنیم که اگر همیشه حواسمون به ورودی های ذهنمون باشه و نداریم هر چرندیاتی واردش بشه قطعا زندگیمون سرشار از نعمت و خوشبختی و حال خوب میشه چون این قانون جهانه که احساس خوب=اتفاقات خوب

    خدایا کمکم کن که همیشه مواظب ورودی های ذهنم باشم

    درپناه الله سلامت،ثروتمند،سعادتمند در دنیا و آخرت باشید دوستان

    امروز 9آذر 1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    داود رسولی فر گفته:
    مدت عضویت: 4193 روز

    با سلام خدمت استاد عزیز و گروه بی نظیرش

    استاد من یه سول داشتم

    شما در مطالب مربوط به قانون آفرینش فرمودید که انسان و همه موجودات یه دوره تکاملی را طی کردند و از یک تک سلولی به صورت امروزی در طی چندیدن ملیلون سال به صورت امروزی تکامل یافته اند

    ولی خدا در قران فرمود که ما انسان را آفریدیم و به تمامی فرشته ها امر کردند که در مقابل انسان سجده کنند یعنی فرشته ها به موجود کامل باید سجده می کردند

    ممنون میشم توضیح دهید.

    با تشکر – رسو لی فر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: