ساختن کسب و کاری موفق از توانمندی هایت


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


دوره های روانشناسی ثروت استاد عباس منش، نقشه راهی جامع برای راه اندازی و رشد کسب و کار شخصی و در کل، بهبود وضعیت مالی به صورت پایدار است. زیرا این آموزه ها بر مبنای تکنیک های نخ نمای بازاریابی مرسوم نیست که هر بار شیوه قبلی خودشان را به کلی نقض می کنند. بلکه این آموزه ها بر مبنای قوانین تغییرناپذیر خداوند برای رشد است که همواره جواب می دهد. حتی اگر سالها از این آموزه ها استفاده کنید، نه تنها مفاهیم نقض نمی شود بلکه شما در درک و اجرای آن مفاهیم، بهتر می شوید. به همین دلیل، نتایج شما با هر بار استفاده از این آموزه ها، رشد می کند.

آموزش‌های این فایل بر پایه این حقیقت استوار است که ثروت واقعی، یک پکیج کامل از نعمت‌هاست و ما نباید به کمتر از “همه چیز با هم” قانع باشیم. استاد عباس‌منش توضیح می‌دهند که هدف از راه‌اندازی کسب‌وکار، صرفاً افزایش ارقام حساب بانکی نیست، بلکه رسیدن به نقطه‌ای از استقلال مالی و زمانی است که انسان را از هرگونه جبر و نیاز رها کند. این دوره برای کسانی طراحی شده که می‌خواهند خدا را در متن زندگی و کسب‌وکارشان احساس کنند؛ کسانی که می‌خواهند در کنار آزادی مالی، روابطی عاشقانه، سلامتی جسمانی پایدار و فرصتی برای سفر و لذت بردن از زیبایی‌های جهان داشته باشند. این نگاه توحیدی به ثروت، خط بطلانی می‌کشد بر تمام باورهای محدودکننده که ثروت را در تضاد با معنویت یا آرامش می‌دانند. پیامی که در این فایل موج می‌زند این است که معنوی‌ترین کار دنیا، ثروتمند شدن است، زیرا تنها در سایه بی‌نیازی مالی است که انسان می‌تواند جوهر وجودی خود را آزاد کند، به گسترش جهان کمک نماید و بندگی خداوند را به زیباترین شکل ممکن به جا آورد.

نکته بسیار کلیدی و متمایزی که در این فایل به آن پرداخته می‌شود، تفاوت میان “انگیزه دادن‌های پوچ” و “قرار گرفتن در مدار درست” است. استاد با صراحت اعلام می‌کنند که هدفشان تزریق هیجان‌های کاذب برای دویدن‌های بیهوده نیست. اگر شما در زمینی که طلایی ندارد، با تمام انگیزه و امید بیل بزنید، هرگز به گنج نخواهید رسید. آموزش‌های دوره های روانشناسی ثروت به جای تشویق به تلاش‌های فیزیکی طاقت‌فرسا و زجرآور، شما را به معدن طلا هدایت می‌کند. وقتی شما با درک قوانین جهان هستی و اصلاح باورهایتان در مسیر درست قرار می‌گیرید و کسب‌وکاری را بر پایه علایق و استعدادهای واقعی خود بنا می‌کنید، آرام آرام نتایج اولیه پدیدار می‌شوند. سپس همان نتایج، سوخت و انگیزه لازم برای ادامه مسیر را تأمین می‌کنند و هربار نتایج بیشتر می شود. این یعنی حرکت در جهت جریان خداوند؛ جایی که موفقیت نه با تقلا و سختی، بلکه با هدایت، الهام و روندی طبیعی و لذت‌بخش حاصل می‌شود.

بخش مهمی از این فایل به شناسایی مخاطبان واقعی این مسیر اختصاص دارد. استاد تأکید می‌کنند که این آموزه‌ها برای افرادی نیست که می ترسند از دایره امن خود خارج شوند یا به اندازه کافی برای به آغوش گرفتن تغییر، متعهد نیستند. این مسیر، مسیر جسارت برای اخذ تصمیمات اساسی و وفاداری به آن تصمیمات است؛ مسیر کسانی که حاضرند برای تحقق رویاهای بزرگشان، از دایره امن خود خارج شوند، با ترس‌هایشان روبه‌رو شوند و ساختارهای کهنه ذهنی را در هم بشکنند. دنیای امروز، دنیای اینترنت و ارتباطات، بستری را فراهم کرده که خلق ثروت را نسبت به هر زمان دیگری در تاریخ بشریت آسان‌تر کرده است. فرصت‌ها بی‌پایان‌اند و ابزارها در دسترس؛ اما تنها کسانی می‌توانند از این خوان گسترده بهره‌مند شوند که باورهای محدودکننده را کنار گذاشته و با ایمانی راسخ، آماده اجرای ایده‌های نوآورانه باشند. این فایل به شما یادآوری می‌کند که برای رسیدن به قله‌های موفقیت، نیازی به سرمایه‌های کلان اولیه یا پارتی نیست، بلکه نیاز به ذهنی ثروت‌ساز و قلبی مطمئن به وعده‌های خداوند است.

در یکی از تأثیرگذارترین بخش‌های این آموزش، استاد با بیان تمثیلی از گذشته خود، مفهوم ارزش واقعی آگاهی و آموزش را به تصویر می‌کشند. ایشان با اشاره به زمانی که تنها دارایی‌شان یک تاکسی فرسوده بود، این حقیقت را یادآور می‌شوند که اگر انسان به مسیری یقین داشته باشد و بداند که آموزشی خاص می‌تواند آینده او را تضمین کند و بازدهی صدها برابری داشته باشد، حاضر است تمام دارایی امروز خود را فدای ساختن آن آینده کند. پیام این بخش، درس بزرگ تعهد و ایمان به مسیر است. اینکه اگر ما باور کنیم راهکاری وجود دارد که می‌تواند ما را در عرض چند سال از نقطه صفر به آزادی مالی برساند، باید بدون ذره‌ای تردید، بهای آن را بپردازیم. این بها، تنها پول نیست؛ بلکه تعهد زمانی، تمرکز ذهنی و وفاداری مطلق به انجام تمرینات و دستورالعمل‌هایی است که در دوره های روانشناسی ثروت  ارائه می‌شود.


نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

929 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «زهـره احمدجانی» در این صفحه: 1
  1. -
    زهـره احمدجانی گفته:
    مدت عضویت: 1346 روز

    بنام خداوند جان و خرد

    سلام استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز

    برگ سی و دوم از سفرنامه من

    جمعه 1403/4/1

    ساعت 18:48

    امروز یک روز فوق العاده ی بود برای من

    میخام امروز اینجا ردپایی بزارم برای من بماند به یادگار

    امروز روز فارغ التحصیلی من بود

    امروز آخرین امتحان مقطع کارشناسی را دادم و خیلی خوشحال و راضی اومدم خونه .

    وقتی به دوسال پیش فکر میکنم ک چقدررر با هزاران ترس و دلشوره و استرس

    فقط برای اینکه این موضوع را مطرح کنم برای همسرم را داشتم .

    چقدرررر ترس و استرس و دلشوره برای رفتن ب کلاسها را داشتم

    چقدر ترس و استرس داشتم نکنه امروز همسرم گیر بده کجا بودی

    نکنه الان میخام برم بگه نمیخاد بری

    چقدر روزها هم با استرس و ترس گذشت

    ولی من از کارم از شجاعتم رضایت داشتم و هرروز با ایمان بیشتر پیش رفتم .

    اونقدر با ایمان و پرقدرت پیش رفتم ک روزهایی بود ک تضاد برخوردم اما کم نیاوردم اما ادامه دادم .

    و امروز بعد دوسال میبینم براحتی من فارغ شدم

    چقدر من ترس های واهی داشتم

    چقدر من قدرت داده بودم ب ترس هام و ب همسرم

    اما نادیده گرفتم ادامه دادم خوشحال و سپاسگزار خداوندم هستم

    من امروز اینجا هستم فقط و فقط لطف خداوند و بود و بس

    وگرنه من هیچکاره بودم ک با ترس هام اصلا شروع نمیکردم اصلا چنین ایده ای ک بخوام بعد 13 سال درس بخونم را نداشتم

    اما امروز ایمان آوردم به

    تو پـای به راه درنــه و هیـــچ مـپرس

    خـود راه بگویدت که چـون باید رفت

    خداوند هر لحظه حامی و پشتیبان من بود .

    حمایتم کرد ک من به رشد برسم به موفقیت برسم .

    خداروشکر میکنم برای اینکه در این مسیر تحول زندگی من هر روز دارم بزرگتر میشم

    هر روز درکم از قوانین بیشتر و بیشتر میشه .

    من فکر میکردم حواسمو جمع میکنم ک شرک نورزم ب خداوند

    اما دیروز و امروز متوجه شرک خفی در درونم شدم

    و از خداوند سپاسگزاری کردم برای اینکه من را متوجه این شرک و در کنارش توحید کرد .ممنونم از خدای خودم ک ایمان من را تقویت کرد .

    دیروز امتحان داشتم تئوری بود مطمئن بودم دیگه بلدم اوکی هستم با خیال راحت رفتم سرجلسه

    سرجلسه گفتم راستی یادم رفت بگم خدایا تنها تو را میپرستم تنها از تو یاری میجویم من را به راه راست هدایت کن در دستانم در حافظه ام جاری شو .

    اما میدونید همینطوری گفتم چون استاد گفتن از خدا بخواید کمکتون کنه

    اما ته قلبم ب خودم اطمینان داشتم

    میگفتم من بلدم ، من فولم ، راحت مینویسم

    میدونی چیشد

    من ینی میگم فول فول بودم

    اما خداوند چیکار کردم

    یکسوالی ک تو جزوه بود من ده بارم خوندم

    من کاملا حفظ بودم ، چنااااااااااااان خداوند از حافظه ام پاکش کرد ،ک یک لحظه گفتم وا استاد چرا غیر جزوه سوال داد ؟ این سوال از کجا آورد ؟

    گفتم بیخیال حالا یدونه را نمی نویسم اشکالی نداره .

    بقیه را نوشتم اومدم بیرون یچه ها گفتن چطور بود گفتم نوشتم

    فقط یدونه ش تو جزوه نبود

    گفتن نه بابا همش بود

    گفتم ن نبود

    گوشیمو در آوردم

    مات و مبهوت موندم گفتم چی ؟

    اینسوال ک من خونده بودم

    چرا اینجوری شد ؟

    یک آن زنگی تو گوشم خورد

    تو بودی ک بخودت اطمینان داشتی ؟

    ببین خدا در یک لحظه تمام خونده هات را از حافظه ات پاک کرد جوری ک اصلا گفتی این سوال از جزوه نبود ، ن اینکه جوابشو یادت رفته باشه ن ،

    پاکش کرد ، محوش کرد .

    امروز داشتم کامنت یکی از دوستان تو زندگی در بهشت میخوندم

    یهو ب جمله ای برخوردم کپی کردم

    ک برای من بود ک خدا بهم گفت این حافظه تو را هم من بهت دادم ، چی فکر کردی ؟

    جمله این بود:

    خدا میگه که: خدا هر چه را بخواهد محو میکند و هر چه را بخواهد پابرجا می نماید و ام الکتاب نزد اوست( رعد 39)

    امروز برعکس دیروز بود

    دیروز ساعت 4 امتحان داشتم

    امروز 8/5 صبح ، چون وقتی نداشتم ، درس تخصصی بود با کلی مسأله و اینا

    همش میگفتم خدایا کمکم کن ، خدایا من نمیدونم تو میدونی

    خدایا تو جای من امتحان بده

    خدایا آرومم کن

    خدایا خدایا خدایاااا

    اما واقعی واقعی

    چون احساس میکردم انگار هیچی نخوندم میگفتم خدایا من فکر میکنم چیزی نخوندم تو جای من امتحان بده

    بعد من امتحانی ک حساب و کتاب داشته باشه تمرکزمو از دست میدم هل میشم و قاطیع میکنم

    همش میگفتم خدایا آرامش من باش

    تمرکز من باش

    کمکم کن

    اونقدر به خدا پناه بردم ک رفتنی فقط باورهای قدرتمند در مورد خدا را گوش میدادم

    و پر از آرامش شدم

    خلاصه اینکه رفتم سر امتحان

    مگه من نوشتم ؟ مگه حافظه ی من بود ؟

    مگه دستهای من بود ؟

    مثل جت نوشتم

    چ آرامشی چ تمرکزی

    تا لحظه آخر با تمرکز با آرامش عالی

    جوابا رو نوشتم

    طوریکه مطمئنم 20 میشم

    تو راه خونه گفتم

    دختر ایمان واقعی یعنی این ؟

    از دیشب هزار بار گفتی خدا اما واقعی واقعی

    گفتی خدایا من هیچی نخوندم با اسنکه خونده بودم

    گفتی خدایا من یادم رفت چی خوندم تو برای من بنویس

    تو حافظه من باش

    حالا فرق بین شرک و توحید را متوجه شدی دختر ؟

    وای من چقدرررر خوشحال بودم از این آکاهی

    از اینکه فهمیدم ایمان واقعی چیه

    و اینکه بله ایمان واقعی جواب میده

    و اینکه شرک چیه و ایمان ظاهری چیه

    و میبینی جواب نمیده

    این برای من خیلی باارزش بود

    ک تحت هر شرایطی ک فول فولم هرکاریو

    با تمام وجودم بگم خدایاااا من نمیدونم من خوندم ولی بلد نیستم

    تو میدونی تو انجامش بده

    من سمت خودمو انجام دادم بقیش با خودت

    این روز آخر امتحانم دررررررس خیلی بزرگی بمن داد

    درس بزرگی برای من داشت

    خداوند را سپاسگزارم ک هر لحظه قدرت و عظمت خودش را بمن نشون میده

    خدایااااا خیلی ممنونم .

    و دوست دارم یک مطلب دیگه ای را بگم چون روز بیادماندنی برای من بود .دوست دارم

    ردپایی خوبی و شیرینی برای خودم باشه .

    صبح ساعت 3 بیدار شدم درس میخوندم 4 خوابم گرفت

    گوشی گرفتم گفتم خدایااا نشونه میخام

    الان امروز این لحظه چ چیزی چ آگاهی باید من داشته باشم اما ندارم

    چه پیامی برای من مناسبه اونو بهم نشون بده

    زدم

    وای ک چ فایلی اومد

    من تعجب و مبهوت از اینکه چرا امروز آخه ؟

    من خیلی وقت بود دنبالش بودم

    چرا خدا امروز داره این پیام را بمن میده

    فایلی بود رایان و هوپ چهار پسرش اومده بودن خونه استاد

    من اکثر این فایل ک رایان با خانواده اومدن دیدم

    نمیدونم چرا اینو ندیدم

    دقیقا فایلی ک بشدت بهش نیاز داشتم ندیدم .

    صبح متنی ک دوستان ترجمه کردن خوندم چقدر من لذت بردم از هماهنگی از جوابی از پیامی ک خداوند برای من فرستاد .

    خلاصه اینکه

    آگاهی دومی ک امروز برای من اومد

    و ایمان من به صحبتهای استاد خیلی خیلی بیشتر شد

    و ایمان من ب قوانین خداوند بیشتر شد اینبود ک

    استاد همیشه میگن

    ایده و خلاقیت و راه هایی بهت الهام میشه و هدایت میشی

    ک امروز در مدارش هستی

    هروقت مدارت بالاتر بره

    به ثروت بیشتر به ایده بزرگتر ب جواب درست و اصل کاری هدایت میشی .

    من ایمان آوردم واقعا

    ک اون روزهایی ک خودم تو سایت میگشتم برای تربیت درست فرزندانم هیچ فایلی پیدا نکردم ک جواب سوال من باشه

    اما خداوند امروز در زمان مناسب و در زمان درست

    من را به جواب درست هدایت کرد .

    با توجه به مداری که توش بودم .

    و این هم درس بزرگی برای من داشت

    و ایمانم تقویت شد ک باید بیشتر و بیشتر روی خودم کار کنم

    ک با چنین نتایجی درست و جوابی درست روبرو بشم .

    خداوند من تنها تورا میپرستم

    تنها از تو یاری میجویم .

    خداوندا من را به راه راست

    ب راه کسانیکه ب آنها نعمت عطا کردی هدایتم کن

    استاد عزیزم بی نهایت سپاسگزارم

    خانم شایسته عزیز با مقدمه شما

    من خیلی احساس لیاقتم بیشتر شد

    ب توانایی های خودم ایمان آوردم

    و خواسته های من تغییر کرد

    خداوندا سپاسگزارم

    روز شمار تحول زندگی من

    روز سی و دوم

    1403/4/1

    آخرین روز از امتحان مقطع کارشناسی من (مباحث حسابداری)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: