این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2024/05/abasmanesh.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-05-13 07:57:332024-05-13 09:37:42الگویی مناسب برای کسب و کار
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام استاد عزیز و خانم شایسته مهربان و دوستان گرامی
اینگه عوامل بیرونی روی موفقیت ما تاثیر داره یکی از باورهای محدودکننده دهنم منه و یجورایی پاشنه آشیل من هم هست.
اینکه من تو این کشور و این اقتصاد و فرهنگ نمی تونم رشد کنم. اینکه خانواده و شهر و کشور فلان درجه رو نداره … همه اینها باعث میشه که خلاقیت ذهن ما بسته بشه و جلوی ایده های کارامد رو بگیریم.
ولی اگر ذهنمون رو از این باور رها کنیم و بگیم که عوامل بیرونی هیچ تاثیری نداره باعث میشه انعطاف پذیر تر بشیم و اجازه دریافت الهامات و ایده های جدید رو بدیم و اونا رو دریافت کنیم
موضوع بعدی تکامل هست که خیلیییی مهمه و باید از همین امکاناتی که داریم شروع کنیم من عملا اهمیت طی کردن تکامل رو در موارد مختلف دیدم و خودم هم تجربیاتی دارم که همیشه باید حواسمو جمع کنم و نخوام یک شبه به پله آخر برسم یا ایده هایی رو دنبال کنم که با شرایط حال حاضرم همخوانی نداره.. ب
بی نهایت تشکر از آموزش های خوب و فوق العاده تون، از خداوند بهترین هارو برای شما عزیزان میخوام
این فایل رو که بارها و بارها قبلا دیده بودم و درسش رو گرفتم ، امروز وقتی دوباره دیدم و لذت بردم و آگاهی هام بهتر و بیشتر شد و در تمام لحظه ها شمارو اندام زیباتون ، سر و سینه بالا ، بازوها تنومند و قوی و شکیل ، پشت بازو برجسته و شکل گرفته و عالی ، راه رفتن ستودنی ، تیپ خوشگل و دوست داشتنی و استایل یک پکیج کامل و عالی و فوق العاده خوب و بی نظیر که من در تمام لحظه ها شمارو از تمام وجودم تحسین کروم و شکر گزاری و سپاسگزاری کردم برای این اندام زیبا و خوشگل و عالی و این کامنت امروزم رو که نوشته بودم مجاب شدم که برای این فایل ارزشمند هم بزارم ، چراکه در این فایل و دوره هم جهت با جریان خداوند صحبت از دوچرخه هست و من دراین روزهای عالی و خوب صبحم و روزم رو با دوچرخه سواری شروع میکنم و این هم زمانی ها برای من ارزشمند و پر از نشانه های خوب است
امروز تعطیل بودم و طبق رول روزهای تعطیل راهی مسیر شدم با دوچرخه
هوا خنک و باد نسبتا شدیدی بود برای دوچرخه سواری و حرکت رو خیلی خیلی کند کرده بود .
دور اول رو زدم و وایستادم کمی حرکات کششی انجام دادم و برگشتم پایین برای دور دوم .
انروز نسبت به روزهای قبل تعدای کمی تو مسیر بودن
وقتی که راهی شدم و باد شدید بود و من از دور ایستاده بودم ، رکاب زدن سخت شد و سعی کردم ایستاده رکاب بزنم و دوچرخه دوباره روی دور افتاد
جلوتر از من خانمی رکاب میزد ، عالی و فوق العاده
قوی و تعدای هم بخاطر باد برگشتن و انصراف دادن از رفتن به مسیرهای بالاتر
سعی کردم به خانمی که جلوتر از من رکاب میزد برسم ، تمام تلاشم رو کردم ، اما نشد .
عالی رکاب میزد
ریلکس و راحت
هم مسیر بودیم ولی تا مقصد نهایی من با همان فاصله اول از هم فاصله داشتیم
وقای رسیدم به مقصد خودم ، متوحه شدم ایشون داره ادانه میده ورفت بالاتر ، درهین رفتن برگشت و نگاهی به عقب کرد و دوبارا راهی شد
دوباره مجاب شدم به مسیر ادانه بدم
راه شیب تندی داشت و باد شدیدتر شد چون به منطقه کوهستانی تر رسیدیم
توی سزاشیبی تندی به ایشون رسیدم
اما واقعا داشت قلبم از دهنم میزد بیرون
ریم میسوخت . حدود بیست متر جلوتر ابشون پیچید داخل یه کوچه و من که بریده بودم ذهنم گفت خوب دیگه حالا بسه ، درست دنبال این خانم هرجا که میره توهم بری
اما واقعیتش چونکه بریده بودم ، پیاده شدم و برگشتم .
خانم رفت داخل کوچه ، ده بیست متری پیاده رفتم ، اما گفتم که برگردم ببینم که اون مسیر به کجا میره .
وقتی که برگشتم دیدم که دیگه مابقی مسیر سراشیبی بود و کافی بود من حدود 20, 30 ,متر دیگه رکاب میزدم و طاقت میاوردم و مابقی راه راه برگشت بود و میشد حدود نیم ساعت فقط لذت برد و در سراشیبی بدون رکاب زدن فقط از مسیر و باد خنک لذت برد .
و این برای من یاد آوری شد که ببین گاهی اوقات ما تا 99 درصد مسیر رو میریم و تا آخر ادامه نمیدیم و رها میکنیم که اگر ادامه بدیم و ذهن رو کنترل کنیم حتما و حتما به خواسته ها مون میرسیم فقط باید ادامه بدیم با باورو ایمان که نتایج از راه میرسند
و جالبه که بقدری شیب جاده تند بود من دیگه حتی به گرد اون دوست قوی و فوق العاده قدرتمند نرسیدم
گفتم بیام و این تجربه رو کامنت کنم تا باورهای خودم قوی تر و محکم تر بشه که توی شرایط بظاهر سخت باید ادامه داد تا نتایج از راه برسه
وقتی برگشتم اول مسیر وایستادم آبی خوردم و گفتم دوباره مسیر رو باید برم و سعی کنم راحت و ریلکس رکاب بزنم
برگشتم و شروع کردم با حال خوب احساس ناب و شوروشوق خیلی زیاد که من امروز مسیر تازه ای پیدا کردم و دوباره برای باور پذیری ذهنم که ببین اصلا مسیر سختی نیست و راحت و آسانه و من به راحتی میتونم دوباره حرکت کنم و به راحتی به مقصد برسم
دیگه خیلی وزش باد شدید رو احساس نمی کردم و احساس مسابقه دادن نداشتم و راحت و ریلکس داشتم از مسیرم لذت میبرم و چنان غرق گوش دادن به فایل جلسه 6 هم جهت با جریان خداوند بودم که رابطه ذهن و روح رو بارها و بارها با تمام وجودم گوش میدادم که متوجه شدم کنارم ماشینی توقف کرده و آدرس میخواد که ایشون هم متوجه شد که من یکدفعه از شنیدن صدای ایشون کوچولو جا خوردم ، چون غرق گوش دادن به فایل بودم و سریع از من عذرخواهی کرد و من هم آدرس دادم و حرکت کردم و اون مسیر رو به راحتی و آسانی و بسادگی با لذت و شادی و احساس خوب رفتم و بیشتر هم رفتم تا راحتی و آسانی و سادگی رو به ذهنم یاد آوری کنم و حالشو بردم و کیف کروم
در پناه الله مهربان همواره شاد و سلامت و خوشبخت باشید غرق پول و ثروت و فراوانی
و آرامش ، آسایش ، رفاه و سلامتی در تمام لحظه هاتون جاری و ساری باشه
خدارو شکر میکنم که هدایتم میکنه هر روز به این سایت بزرگ تا بتونم درس بگیرم و بعضی چیزها در ذهنم مرور بشه و برام زنده بشه ضعفهام رو بکشم بیرون و روشون کار کنم باورهای قدرتمند کننده و باورهای تضعیف کننده رو بشناسم و خیلی به من کمک میکنه
استاد عزیزم این فایل هم مثل فایلهای دیگه مهم و پر از آگاهی بود برام
من قبلنا هم همینطور فکر میکردم میگفتن ماه محرم کسب و کار میخوابه منم باور میکردم و همون نتیجه رو هم میگرفتم
اما الان خدا رو شکر فهمیدم عوامل بیرونی هیچ ربطی به کسب و کار و زندگیمون نداره خودمون هستیم که با افکار و باورها و فرکانسمون اتفاقات رو رقم میزنیم
اگر میبینیم یه چند روز درآمد نیست مشتری نیست نباید بذاریم ذهن شروع کنه به حرف زدن و عوامل بیرونی رو مقصر بدونیم
راه درستش اینه باید بگردیم دنبال راه حل
و بیایم دوباره فایلها رو چک کنیم و گوش بدیم بعد اشتباه رو پیدا میکنیم و تمرکزی روش کار میکنیم اونم با ایمان زیاد بعد میبینم نتایج میاد مشتری میاد
الان خودم یه ده دوزی میشه مشتری ندارم ولی با ایمان زیاد امروز اومدم گفتم بعد از کامنت نوشتن تمرکزی رو فایلهای کشف قوانین زندگی کار میکنم و امید به خدا نتایج عوض میشه و مثل روزهای قبل مشتری پشت مشتری میاد
خدایا من طرفه خودمو انجام میدم تو هم کمکم کن دستاتو بفرست
عوامل بیرونی مثل سن وسال خانواده شرایط اقتصادی ایران وهوش پایین یابالااستعدادوووتاثیری درروندموفقیت مانداره وقتی ماخودمون وخدای خودمون روباورداریم هیچ محدودیتی برای کسب ثروت نیست وقتی تکاملتودرست طی کنی وارام ارام رشدمیکنی وبه صورت تصاعدی ثروتت بیشتروبیشترمیشه
وقتی احساست خوبه وقتی بتونی دربدترین شرایط هم کنترل ذهن داشته باشی هدایت میشه به سمت ایده های بهترومسایل روبه بهترین نحوحل میکنی وباحل کردن اون هااعتمادبه نفست بیشترمیشه وبه خودت میگی اگرمن قبلاموفق شدم الانم میتونم موفق بشم وحتی بهترازقبل
همیشه دردل تضادهاراه حل هاوجودداره
مادرهرمداروفرکانسی که هستیم به شرایط وایده هاوادم های مناسب بااون مداربرخوردمیکنیم وهدایت میشیم اگه تومدارماهی 10میلیون تومن هستیم یک دفه به مدارماهی300میلیون هدایت نمیشیم
کاش میتونستم قلب آرومم رو نقاشیش کنم، کاش میشد حداقل از آرومی قلبم میشد عکس بگیرم.
قضیه این همه ارامش چیه
وقتی بهش فکر میکنم میگم این یه فرصت بی نظیره برای اینکه من روی خودم کار کنم و بتونم لول آپ بشم از جامعه. روز اول این اتفاقات که زیادم درگیر اخبار نشدم ولی بازم حس ناجالبی داشتم شبش به یکی از دوستانم پیام دادم و گفتم چطوری و چه میکنی تو این اوضاع و گفت خدا از تهران هدایتش کرده به یه شهر اروم قبل این اتفاقات و از مسیر هدایتیش گفت و اصلا ایمانم باز زنده تر شد و همون لحظه گفتم خدایا تو این مواقعه که من باید به تو نشون بدم حال خوبم به تو وابسته ست نه اسمون بالای سرم
خدا داره الان غررربال میکنه و من میخوام سربلند بیرون بیام
رییس اصلی خداست اگه منو قراره جایی ببره میبره پس من لازم نیست خودم درگیر بقیه کنم…
تو این چند روز اتفاقات خوبیم افتاد، مراسم نامزدی دوستم بود. یه شب رفتیم پارک. یه شب دیگه دوستام اومدن خونمون، دو روزشو رفتم باشگاه و انقدددر خلوت و خوب بود و حالمون خوب بود که مربی میگفت شما چتونه انقدر حالتون خوووبه
اخه وقتی بهش فکر میکنم میگم بابا مالک اصلی خداست، فرمانروای اصلی خداست. برگی بدون اذن خدا نمیفته،کیه که قلبش اروم نشه
اصلا تا حالا شده خدا منو بندازه تو مسیر بد خدا هزاررر بار مسیر کج منو صاف کرده برام. حواسش بوده هست و خواهد بود
دیشب یاد این فایل افتادم و خواستم صبح گوشش بدم و ماها انقدر دقیق سرجامون هستیم که صبح دیدم اصلا این فایل اومده رو بنر سایت
اینا هدایته دیگه، چیز دیگه ای اسمش نیست
این یه فرصت فوق العاده ست و من برای خودم برای اولین بار به تضاد محل زندگی برخوردم و خودمو ناخودگاه تصور کردم برای زندگی توی جای بهتر
همه اینا برکته
ما روح های قوی ای بودیم که قبل تولد تصمیم گرفتیم تو این جا به دنیا بیاییم. مثل استاد عباسمنش که راهشو پیدا کرد از دل همین جا، از دل اشوبهای سال88،و حالا شده الگوهای همه ی ما
استاد یادته میگفتی من اگه برام یه اتفاقی مثل این فیلم های تخیلی بیفته و همه چی درگیر هم بشه من میرم یه جا میگیرم میخوابم. بخدا تازه درک کردم چی میگید…. خدارو شکر واقعا
سلام به استاد عزیزم مریم جان نازنین و دوستان بینظیرم
چقدر دیدن وگوش دادن به این فایل تو این شرایط که یه عامل بیرونی جدیدی بوجود امده
هوشمندانه و به موقع بود
قشنگ احساس میشه که یه پایه ی عالی جور شده برا صحبت و تحلیل ونقد کردن اوضاع و شرایط
تو گفتگوها میشه اینو درک کرد که الان دیگه کاسبی خوابید و هیچ کاری تو این اوضاع نمیشه کرد
فقط باید ببینیم این اخر هفته قراره چی بشه
وهمه چی بستگی داره به جریان وخاتمه ی جنگ
انگار یه مسابقه ی فوتباله و همه تخمه بدست نشستن پای تلویزیون ببینن پایان مسابقه چی میشه
با این تفاوت که فوتبال ددلاینش معلومه ولی این جریان نه
جندوقته که یه چالشی با بدنم پیدا کرده بودم ولی گفتم خودم باید حلش کنم
نه دکتر نه دارو نه هیچی دیگه
هرچی هم رو باورای سلامتیم کار کردم این تغییری نکرد
ولی گفتم اکی مهم نیست
یه چیزی تو من باید درست بشه و رهاش کردم و بهش توجهی نکردم
هفته ی قبل که رفتیم مسافرت و خونه ی بابا اینا
یه برکت بزرگ برام به همراه داشت و من روز آخر متوجه شدم اون چالش تو درونم کاملا حل شده و همه چیز طبیعی شده خدارو هزاران بارشکر
هی فکر کردم چی شد که همه چی درست شد؟
یادم افتاد بخاطر هدایتی که ازطرف خداوند دریافت کرده بودم
ماه ها قبل متوجه شدم ریشه ی تمام بیماریهای من اون احساسیه که به مادرم دارم
تو یه سری از کامنتای قبلم کاملا این موضوعو بازش کردم
اینکه من به دلایلی که از حس دلسوزی مدیون بودن قربانی بودن و ترحم میومد به مادرم خیلی وابسته بودم وبخاطر این وابستگی بصورت ناخوداگاه میخواستم شکل مادرم بشم
از روزی که اینو فهمیدم
سعی کردم اگاهانه باورای مناسب بسازم و دید ونگرشم به مادرم رو تغییر بدم
خیلی هم خداوند کمکم کرد و تونستم خیلی مسائل رو حل کنم و روی این ریشه نسبتا خوب کار کردم
ولی از اونجایی که سعی داشتم دیگه شکل مامانم نباشم کم کم بدون اینکه بخوام نسبت بهش کم علاقه شده بودم
چون قبلنا عاشق مادرم بودم و الان میخواستم جور دیگه ای رفتار کنم که اون وابستگیه از بین بره
بدون اینکه بخوام علاقه طبیعیمم تو خودم داشتم میکشتم
اون روز آخر سر همین جریانات اخیر مملکت
صحبتها و مسائلی با پدر ومادرم شد که حین گفتگو باهاشون یه آن داشتم به مادرم نگاه میکردم
دلم براش غش رفت و اون عشق قبلی تو وجودم ایجاد شد
یه لحظه خواستم اون نگاهو و علاقه رو قیچی کنم
باز هدایت خداوند اومد که
نه سعیده اون مادرته تو میتونی با تمام وجودت عاشقش باشی و سپاسگزار مهربونیاش
به نام خدای مهربان سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته نازنین ودوستان بزرگوار
سپاس گزارم که من هم لایق دریافت آگاهی های امروزم هستم
تحسین میکنم مریم جون که این قدر عاشقانه دوربین بست این همه زیبایی ونعمت و عشق و آگاهی را با ما به اشتراک میگذارند
چقدر این پردایس زیباست چه فضای رویایی چقدر درختان سرسبز و قشنگ چه چمن های زیبایی چه طبیعت بکر وتمیزی رودخانه جاری و شفافی تحسین میکنم این همه نعمت وثروت وزیبایی وروابط عالی که شما عزیزان برای خودتون ساختید این همه نعمت وثروت وزیبایی برازنده وجودتون نوش جون شما عزیزان
تحسین میکنم مرضیه عزیزم را اینقدر عالی روی خودشون کار کردن واین نتایج را رقم زدن
چه باورهای خوبی در این فایل بود و اصلا عوامل بیرونی هیچ تاثیری در خلق خواسته نداشت
باورهای محدود کننده مثل جنس و سن کشور و محیط اطراف پول وثروت فقط یه تعهد بود
تعهد به این که من خالق صد در صد زندگی خودم هستم نه هیچ کس دیگه و هیچ عاملی بیرونی تاثیری در زندگیم نداره مگر اینکه من به اون قدرت بدم
با ساختن باورهای توحیدی وقتی که در مسیر درست قرار دارم خداوند هم منو هدایت میکند به سمت خواسته هام وقتی که این باور داشته باشم که خداوند از من بیشتر میخواد که شاد و ثروتمند باشم چراکه که باعث پیشرفت وگسترش جهان هستی میشوم این باور به من قدرت حرکت می دهد
باورهای مناسب در جهت خواسته هام به من احساس خوبی میدهد واین کار باعث رشد من می شود چراکه اصل قانون جهان هستی احساس خوب است
من باید خودم را لایق بهترین نعمت ها و ثروت ها بدانم و باور داشته باشم که هدایت شده هستم این باور به من انرژی میدهد برای حرکت بعدی
وقتی که من در یک زمینهای پیشرفت کنم این باور را درونی میکنم اگر این کار رو به راحتی انجام دادم پس باز هم می توانم در زمینه های دیگه پیشرفت کنم واین کار برای من یه الگو میشود
مثلا من الان در زمینه باور سلامتی خوب پیشرفت کردم وبه لطف خدا وبا آموزش های فوق العاده شما در قانون سلامتی به اون هدف خودم رسیدم این بهترین باور برای من ساخته که پس در هر زمینه که من باورهای مناسب داشته باشم و با تعهد حرکت کنم ودر هر لحظه حالم خوب باشه و ادامه بدهم نتیجه هم لاجرم به وجود می آید
همیشه برای هر مسئله ای راه حل اون مسئله وجود داره آن مع العسر یسرا با هر سختی آسانی هم هست
با طی کردن تکامل خودم وپیشرفت روز افزون و باور به این خداوند همراه من است وهمواره من را هدایت و حمایت میکند به این مسیر الهی ادامه بدهم و ناامید نشوم
خدایا مرا آسان کن برای آسانی ها
تنها تو را می پرستم وتنها از تو کمک می خواهم
ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت دادهای نه راه گمراهان
سلام استا خوش هیکلم و سلام به مریم جون و بچه های این سایت فوق العاده
این فایل منو یادم خودم انداخت من هیچ درامدی نداشتم و و هدفم این بود که به یه درامدی برسم یا حداقل برم سرکار اصلا و من فعلا دانشجو مترجمی زبان هستم و زبانم خوبه ی مدت رو خودم و باور هام کار کردم و تا اینکه تو دیوار ی اگهی پیدا کردم و پیام دادم و رفتم و منو قبول کردن گفتن ی مدت بیا کلاسا رو ابزرو کن نیگا کن یاد بگیر روش تدریسو چون سابقه نداشتم گفتم خب خیلیم عالی خداروشکر همینطوری ادامه داشت رفتم کلاسارو تا اینکه کلاسا رو کامل دادن دست خودم ولی بازم به صورت رایگان و تا الان که تابستون تموم شد و منم یه تایم بود رو خودم کار نمیکردم بعد به من پیشنهاد دادن حالا که تایم دانشگاته و باز میشه دانشگات 4 ساعت در هفته بیا اموزشگاه و ساعتی پنجاه تومن من ناراضی بودم همش میگفتم نه نمیخام نمیرم این چیه اعتراض کردم و گفتم کمه بعد خانومه گفت تو ک هدفت فقط کسب تجربه بود نه پول چیشد اخه من همش ذهنم میگفت کمه بعد خانومه گفت خب باشه ساعتی 60 تومن اگه راضی بودم ازت بازم بهت کلاس میدم قبول کردم ولی بازم راضی نبودم ولی الان که این فایلو دیدم و دارم رو خودم کار میکنم گفتم زهرا این تکامله نوعه تو از درامد صفررررر از بیکار بودن رسیدی به درامد هرچقدر کم باشه ولی دیگه شغل داری تجربه کسب میکنی من بدون هیچ هزینه ای با همون شرایطی که داشتم شروع کردم ببین اولش فقط سه ماه تابستونو رفتی یاد گرفتی بدون حقوق الان بهت حقوق هم میدن این یکی پیشرفت این یعنی تکامل و الان اینو درک میکنم
و خداروسپاسگزارم برای بودن استاد و این سایت
خداروشکر که دارم رو خودم کار میکنم و توی این مسیرم
خداروشکر که ذهنمو دارم درست میکنم دارم مثبتش میکنم
سلام استاد عزیز و دوستانی که خیلی برام بارزش هستید
چقدر این فایل عالی و بینظیر تاثیر گذار
بخصوص که مرضیه جان هم خودش کامنت گذاشته و کمی از نتایج گفت چقدر خوشحال شدم و چقدر عالیه که آدمه میتونه فقط با ایمان حرکت کردن و ساختن باور های ثروت ساز از کابل به کانادا برسه برات بهترین ها رو میخوام خیلی تحسینت میکنم
رفتم خوندم یادم اون کسب و کاری که به خواهرم گفتم چی بود
همین مغازه هست که الان دارم با فاصله کمتر از 5ماه اون کسب و کار این بود که یک مغازه لباس فروش یا پوشاک بزنیم
و الان با ایمان و توکل به خدا شروع کردم و از 1403/04/08شروع کردم و یک ماه اول دست فروشی کردم و الان حدود دو ماه میشه که من مغازه اون دستان خداوند برام مغازه رو جوری کرد.
و الان میانگین من روزی 1تا2میلیون فروش دارم
شاید خیلی این فروش از نظر خیلیا کم باش ولی من دارم روی خودم کار میکنم و هر روز داره بیشتر رو بیشتر میشه بدون هیچ تابلویی و من اول باورام این بود که من جنس ارزون بیارم و چون مردم پول برای لباس نمیدن
ولی الان روی این باور ها کار میکنم که هرچی من جنس با کیفیت تر بیارم مردم حاضران پول بیشتری برام اون جنس بدن
و مشتری های من تغییران همه با هدایت خداوند و تبلیغات دهان دهان میان از من خرید میکنن
و فقط هم نقدی خرید میکنن چون اوایل قسطی خریدن میکنن اینم بگم کل مغازه ام فکنم به 15متر هم نمیرسه اینم به عنوان ردپا از خودم بجا میزارم
سلام به استاد عباس منش عزیز و خانوم شایسته من اولین باره که دارم دیدگاه مینویسم و خیلی خوشحالم
من فقط دوره عزت نفس استاد رو خریداری کردم و دارم روی اون دوره کار میکنم اما با قانون از 15 سالگی آشنایی دارم ولی بخاطر باورهای اشتباهی که داشتم که سر فرصت راجبشون مینویسم تا الان نتیجه خاصی نگرفتم
چند وقتیه که حال خوبی نداشتم و همش استرس و نگرانی و نارحتی و غم داشتم همیشه فکر میکنم که از کجا شروع کنم اصلا چکار باید بکنم چطوری باورمو عوض کنم و… و اتفاقا خیلی از افکارمم راجب موضوع این فایل بود من ناخنکار بودم و شهرمون هم کوچیکه و زیاد مشتری نداشتم و درامدم خوب نبود مثلا ماهی 2 میلیون دیگه خیلی بالا بود که اون ماه در اورده بودم ک اونم ثابت نبود و پیش همه میگفتم که شهر کوچیکه ناخن کار زیاده من مشتری ندارم چطوری تمرین کنم چطوری مشتری جذب کنم و میدیدم که مثلا یه نفر که تازه شروع کرده و کارش هم زیاد تعریفی نداره از من بیشتر مشتری داره بعد میگفتم اینا دوست و آشنا زیاد دارن حمایتش میکنن من کسیو ندارم ولی ته دلم همیشه یه ترس و استرسی دارم و همیشه میگم نه من نمیتونم اونا اعتماد به نفس دارن من ندارم تا اینکه اون کارو کنار گذاشتم و گفتم دیگه اشباع شده بیام کاری دیگه راه بندازم برای عید رفتم تهران و یک مقدار لباس آوردم برای فروش که آنلاین شاپ بزنم و چون از مادرم قرض گرفته بودم و استرس داشتم پولشو بتونم بدم بهش به فامیل و دوست آشنا فروختم که 10 میلیونه دراد که پول مامانمو بدم خیالم راحت بشه و بقیشو با پیج اینستاگرامم بفروشم ولی هیچی از طریق پیجم تا حالا نفروختم و پیجم هم اصلا بالانمیره سوالم اینه که استاد میگن که نباید تبلیغ کنیم برای کارمون من چطور میتونم از طریق پیجم فروش داشته باشم و فالوور هام بالا بره که پیجم دیده بشه؟
امروز با خدا صحبت کردم و نوشتم و از خدا خواستم ک بهم الهام کنه و من بفهمم الهامشو و مثل استاد که همه کاریو به الهام خداوند انجام میدن و میفهمن که الهام بوده منم بفهمم و با خدا صحبت کنم
این اولین الهامش بود که دقیقا نتیجه درخواستم بود راجب کسب و کارم و راه حل هاش
از خداوند سپاس گذارم و از استاد عزیز تشکر میکنم بابت اینکه آگاهیی های ارزشمندشون رو با ما به اشتراک میزارن
سلام استاد عزیز و خانم شایسته مهربان و دوستان گرامی
اینگه عوامل بیرونی روی موفقیت ما تاثیر داره یکی از باورهای محدودکننده دهنم منه و یجورایی پاشنه آشیل من هم هست.
اینکه من تو این کشور و این اقتصاد و فرهنگ نمی تونم رشد کنم. اینکه خانواده و شهر و کشور فلان درجه رو نداره … همه اینها باعث میشه که خلاقیت ذهن ما بسته بشه و جلوی ایده های کارامد رو بگیریم.
ولی اگر ذهنمون رو از این باور رها کنیم و بگیم که عوامل بیرونی هیچ تاثیری نداره باعث میشه انعطاف پذیر تر بشیم و اجازه دریافت الهامات و ایده های جدید رو بدیم و اونا رو دریافت کنیم
موضوع بعدی تکامل هست که خیلیییی مهمه و باید از همین امکاناتی که داریم شروع کنیم من عملا اهمیت طی کردن تکامل رو در موارد مختلف دیدم و خودم هم تجربیاتی دارم که همیشه باید حواسمو جمع کنم و نخوام یک شبه به پله آخر برسم یا ایده هایی رو دنبال کنم که با شرایط حال حاضرم همخوانی نداره.. ب
بی نهایت تشکر از آموزش های خوب و فوق العاده تون، از خداوند بهترین هارو برای شما عزیزان میخوام
بسم الله الرحمن الرحیم
بتام خداوند بخشنده مهربان
استدد عزیزوتوحیدی و بزرگوارم سلام
خداقوت
این فایل رو که بارها و بارها قبلا دیده بودم و درسش رو گرفتم ، امروز وقتی دوباره دیدم و لذت بردم و آگاهی هام بهتر و بیشتر شد و در تمام لحظه ها شمارو اندام زیباتون ، سر و سینه بالا ، بازوها تنومند و قوی و شکیل ، پشت بازو برجسته و شکل گرفته و عالی ، راه رفتن ستودنی ، تیپ خوشگل و دوست داشتنی و استایل یک پکیج کامل و عالی و فوق العاده خوب و بی نظیر که من در تمام لحظه ها شمارو از تمام وجودم تحسین کروم و شکر گزاری و سپاسگزاری کردم برای این اندام زیبا و خوشگل و عالی و این کامنت امروزم رو که نوشته بودم مجاب شدم که برای این فایل ارزشمند هم بزارم ، چراکه در این فایل و دوره هم جهت با جریان خداوند صحبت از دوچرخه هست و من دراین روزهای عالی و خوب صبحم و روزم رو با دوچرخه سواری شروع میکنم و این هم زمانی ها برای من ارزشمند و پر از نشانه های خوب است
امروز تعطیل بودم و طبق رول روزهای تعطیل راهی مسیر شدم با دوچرخه
هوا خنک و باد نسبتا شدیدی بود برای دوچرخه سواری و حرکت رو خیلی خیلی کند کرده بود .
دور اول رو زدم و وایستادم کمی حرکات کششی انجام دادم و برگشتم پایین برای دور دوم .
انروز نسبت به روزهای قبل تعدای کمی تو مسیر بودن
وقتی که راهی شدم و باد شدید بود و من از دور ایستاده بودم ، رکاب زدن سخت شد و سعی کردم ایستاده رکاب بزنم و دوچرخه دوباره روی دور افتاد
جلوتر از من خانمی رکاب میزد ، عالی و فوق العاده
قوی و تعدای هم بخاطر باد برگشتن و انصراف دادن از رفتن به مسیرهای بالاتر
سعی کردم به خانمی که جلوتر از من رکاب میزد برسم ، تمام تلاشم رو کردم ، اما نشد .
عالی رکاب میزد
ریلکس و راحت
هم مسیر بودیم ولی تا مقصد نهایی من با همان فاصله اول از هم فاصله داشتیم
وقای رسیدم به مقصد خودم ، متوحه شدم ایشون داره ادانه میده ورفت بالاتر ، درهین رفتن برگشت و نگاهی به عقب کرد و دوبارا راهی شد
دوباره مجاب شدم به مسیر ادانه بدم
راه شیب تندی داشت و باد شدیدتر شد چون به منطقه کوهستانی تر رسیدیم
توی سزاشیبی تندی به ایشون رسیدم
اما واقعا داشت قلبم از دهنم میزد بیرون
ریم میسوخت . حدود بیست متر جلوتر ابشون پیچید داخل یه کوچه و من که بریده بودم ذهنم گفت خوب دیگه حالا بسه ، درست دنبال این خانم هرجا که میره توهم بری
اما واقعیتش چونکه بریده بودم ، پیاده شدم و برگشتم .
خانم رفت داخل کوچه ، ده بیست متری پیاده رفتم ، اما گفتم که برگردم ببینم که اون مسیر به کجا میره .
وقتی که برگشتم دیدم که دیگه مابقی مسیر سراشیبی بود و کافی بود من حدود 20, 30 ,متر دیگه رکاب میزدم و طاقت میاوردم و مابقی راه راه برگشت بود و میشد حدود نیم ساعت فقط لذت برد و در سراشیبی بدون رکاب زدن فقط از مسیر و باد خنک لذت برد .
و این برای من یاد آوری شد که ببین گاهی اوقات ما تا 99 درصد مسیر رو میریم و تا آخر ادامه نمیدیم و رها میکنیم که اگر ادامه بدیم و ذهن رو کنترل کنیم حتما و حتما به خواسته ها مون میرسیم فقط باید ادامه بدیم با باورو ایمان که نتایج از راه میرسند
و جالبه که بقدری شیب جاده تند بود من دیگه حتی به گرد اون دوست قوی و فوق العاده قدرتمند نرسیدم
گفتم بیام و این تجربه رو کامنت کنم تا باورهای خودم قوی تر و محکم تر بشه که توی شرایط بظاهر سخت باید ادامه داد تا نتایج از راه برسه
وقتی برگشتم اول مسیر وایستادم آبی خوردم و گفتم دوباره مسیر رو باید برم و سعی کنم راحت و ریلکس رکاب بزنم
برگشتم و شروع کردم با حال خوب احساس ناب و شوروشوق خیلی زیاد که من امروز مسیر تازه ای پیدا کردم و دوباره برای باور پذیری ذهنم که ببین اصلا مسیر سختی نیست و راحت و آسانه و من به راحتی میتونم دوباره حرکت کنم و به راحتی به مقصد برسم
دیگه خیلی وزش باد شدید رو احساس نمی کردم و احساس مسابقه دادن نداشتم و راحت و ریلکس داشتم از مسیرم لذت میبرم و چنان غرق گوش دادن به فایل جلسه 6 هم جهت با جریان خداوند بودم که رابطه ذهن و روح رو بارها و بارها با تمام وجودم گوش میدادم که متوجه شدم کنارم ماشینی توقف کرده و آدرس میخواد که ایشون هم متوجه شد که من یکدفعه از شنیدن صدای ایشون کوچولو جا خوردم ، چون غرق گوش دادن به فایل بودم و سریع از من عذرخواهی کرد و من هم آدرس دادم و حرکت کردم و اون مسیر رو به راحتی و آسانی و بسادگی با لذت و شادی و احساس خوب رفتم و بیشتر هم رفتم تا راحتی و آسانی و سادگی رو به ذهنم یاد آوری کنم و حالشو بردم و کیف کروم
در پناه الله مهربان همواره شاد و سلامت و خوشبخت باشید غرق پول و ثروت و فراوانی
و آرامش ، آسایش ، رفاه و سلامتی در تمام لحظه هاتون جاری و ساری باشه
خدابا عاشقتم که عاشقمی
به نام خدای مهربان و رزاق
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان
و سلام به دوستان مهربانم
خدارو شکر میکنم که هدایتم میکنه هر روز به این سایت بزرگ تا بتونم درس بگیرم و بعضی چیزها در ذهنم مرور بشه و برام زنده بشه ضعفهام رو بکشم بیرون و روشون کار کنم باورهای قدرتمند کننده و باورهای تضعیف کننده رو بشناسم و خیلی به من کمک میکنه
استاد عزیزم این فایل هم مثل فایلهای دیگه مهم و پر از آگاهی بود برام
من قبلنا هم همینطور فکر میکردم میگفتن ماه محرم کسب و کار میخوابه منم باور میکردم و همون نتیجه رو هم میگرفتم
اما الان خدا رو شکر فهمیدم عوامل بیرونی هیچ ربطی به کسب و کار و زندگیمون نداره خودمون هستیم که با افکار و باورها و فرکانسمون اتفاقات رو رقم میزنیم
اگر میبینیم یه چند روز درآمد نیست مشتری نیست نباید بذاریم ذهن شروع کنه به حرف زدن و عوامل بیرونی رو مقصر بدونیم
راه درستش اینه باید بگردیم دنبال راه حل
و بیایم دوباره فایلها رو چک کنیم و گوش بدیم بعد اشتباه رو پیدا میکنیم و تمرکزی روش کار میکنیم اونم با ایمان زیاد بعد میبینم نتایج میاد مشتری میاد
الان خودم یه ده دوزی میشه مشتری ندارم ولی با ایمان زیاد امروز اومدم گفتم بعد از کامنت نوشتن تمرکزی رو فایلهای کشف قوانین زندگی کار میکنم و امید به خدا نتایج عوض میشه و مثل روزهای قبل مشتری پشت مشتری میاد
خدایا من طرفه خودمو انجام میدم تو هم کمکم کن دستاتو بفرست
خدایا من در برابر قدرت و بزرگیت تسلیمم
استاد عزیزم متشکرم ممنونتم مریم جان ممنونتم
به نام الله هدایتگربه سوی خواسته ها
سلام دوستان عزیز
من باوردارم که تمام اتفاقات زندگی من به خاطرافکاروباورهاوفرکانس هایی هست که به جهان هستی ارسال میکنم الهی شکرت
این فایل نشونه دیروزمن بودومن الان دارم کامنت میزارم بعدازدوبارگوش کردن وخوندن کامنت های دوستان
چندنکته مهم که ازاین فایل متوجه شدم
تضادهاباعث میشه مارشدکنیم وبهترتصمیم بگیریم وحرکت کنیم
عوامل بیرونی مثل سن وسال خانواده شرایط اقتصادی ایران وهوش پایین یابالااستعدادوووتاثیری درروندموفقیت مانداره وقتی ماخودمون وخدای خودمون روباورداریم هیچ محدودیتی برای کسب ثروت نیست وقتی تکاملتودرست طی کنی وارام ارام رشدمیکنی وبه صورت تصاعدی ثروتت بیشتروبیشترمیشه
وقتی احساست خوبه وقتی بتونی دربدترین شرایط هم کنترل ذهن داشته باشی هدایت میشه به سمت ایده های بهترومسایل روبه بهترین نحوحل میکنی وباحل کردن اون هااعتمادبه نفست بیشترمیشه وبه خودت میگی اگرمن قبلاموفق شدم الانم میتونم موفق بشم وحتی بهترازقبل
همیشه دردل تضادهاراه حل هاوجودداره
مادرهرمداروفرکانسی که هستیم به شرایط وایده هاوادم های مناسب بااون مداربرخوردمیکنیم وهدایت میشیم اگه تومدارماهی 10میلیون تومن هستیم یک دفه به مدارماهی300میلیون هدایت نمیشیم
خداوندهرلحظه داره ماروهدایت وحمایت میکنه وبایدقدم هاروبردارم ونترسیم وتوکل کنیم
ونشانه توکل ودرمسیردرست بودن ارامش درونیه واونوقت هست که ایده هابه ماگفته میشه وهدایت میشیم
مابایدکسبوکارمون روباهمون شرایط وتوانایی هاوامکاناتی که داریم شروع کنیم نه باقرض ووام گرفتن وشریک داشتن
علایقی رودنبال کنیم که باشرایط الان ماقابل اجراست
مابه اندازه ظرفمون ثروت واردزندگی مامیشودنه بیشتر
مهارت هاتوبنویس وباهمون امکانات شروع کن نه بیشتر
ملاک ایمان احساس خوبه
کافیه باورکنیم که هدایت میشیم
کمال گرانباشیم وهمون اول نگیم برای دیگران من نمیخوام کارکنم بروکارکن تجربه کن بعدخودت کسب وکارت روراه بندازوبه قول یکی ازدوستان الفبای کاسبی رویادبگیروکم کم رشدکن وثروتمندشو
خدایاماروبه حال خودمون وامگذارحتی یک لحظه
شادوموفق باشید
احمدفردوسی
سلاااام
کاش میتونستم قلب آرومم رو نقاشیش کنم، کاش میشد حداقل از آرومی قلبم میشد عکس بگیرم.
قضیه این همه ارامش چیه
وقتی بهش فکر میکنم میگم این یه فرصت بی نظیره برای اینکه من روی خودم کار کنم و بتونم لول آپ بشم از جامعه. روز اول این اتفاقات که زیادم درگیر اخبار نشدم ولی بازم حس ناجالبی داشتم شبش به یکی از دوستانم پیام دادم و گفتم چطوری و چه میکنی تو این اوضاع و گفت خدا از تهران هدایتش کرده به یه شهر اروم قبل این اتفاقات و از مسیر هدایتیش گفت و اصلا ایمانم باز زنده تر شد و همون لحظه گفتم خدایا تو این مواقعه که من باید به تو نشون بدم حال خوبم به تو وابسته ست نه اسمون بالای سرم
حالا که از خودم میپرسم چرا آرومی
میگم مالک خداست. اصل کاری خداست. رزق منو داره خدا میده.
خدا داره الان غررربال میکنه و من میخوام سربلند بیرون بیام
رییس اصلی خداست اگه منو قراره جایی ببره میبره پس من لازم نیست خودم درگیر بقیه کنم…
تو این چند روز اتفاقات خوبیم افتاد، مراسم نامزدی دوستم بود. یه شب رفتیم پارک. یه شب دیگه دوستام اومدن خونمون، دو روزشو رفتم باشگاه و انقدددر خلوت و خوب بود و حالمون خوب بود که مربی میگفت شما چتونه انقدر حالتون خوووبه
اخه وقتی بهش فکر میکنم میگم بابا مالک اصلی خداست، فرمانروای اصلی خداست. برگی بدون اذن خدا نمیفته،کیه که قلبش اروم نشه
اصلا تا حالا شده خدا منو بندازه تو مسیر بد خدا هزاررر بار مسیر کج منو صاف کرده برام. حواسش بوده هست و خواهد بود
دیشب یاد این فایل افتادم و خواستم صبح گوشش بدم و ماها انقدر دقیق سرجامون هستیم که صبح دیدم اصلا این فایل اومده رو بنر سایت
اینا هدایته دیگه، چیز دیگه ای اسمش نیست
این یه فرصت فوق العاده ست و من برای خودم برای اولین بار به تضاد محل زندگی برخوردم و خودمو ناخودگاه تصور کردم برای زندگی توی جای بهتر
همه اینا برکته
ما روح های قوی ای بودیم که قبل تولد تصمیم گرفتیم تو این جا به دنیا بیاییم. مثل استاد عباسمنش که راهشو پیدا کرد از دل همین جا، از دل اشوبهای سال88،و حالا شده الگوهای همه ی ما
استاد یادته میگفتی من اگه برام یه اتفاقی مثل این فیلم های تخیلی بیفته و همه چی درگیر هم بشه من میرم یه جا میگیرم میخوابم. بخدا تازه درک کردم چی میگید…. خدارو شکر واقعا
دوستتون دارم
بماند به یادگار از من
بنام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم مریم جان نازنین و دوستان بینظیرم
چقدر دیدن وگوش دادن به این فایل تو این شرایط که یه عامل بیرونی جدیدی بوجود امده
هوشمندانه و به موقع بود
قشنگ احساس میشه که یه پایه ی عالی جور شده برا صحبت و تحلیل ونقد کردن اوضاع و شرایط
تو گفتگوها میشه اینو درک کرد که الان دیگه کاسبی خوابید و هیچ کاری تو این اوضاع نمیشه کرد
فقط باید ببینیم این اخر هفته قراره چی بشه
وهمه چی بستگی داره به جریان وخاتمه ی جنگ
انگار یه مسابقه ی فوتباله و همه تخمه بدست نشستن پای تلویزیون ببینن پایان مسابقه چی میشه
با این تفاوت که فوتبال ددلاینش معلومه ولی این جریان نه
جندوقته که یه چالشی با بدنم پیدا کرده بودم ولی گفتم خودم باید حلش کنم
نه دکتر نه دارو نه هیچی دیگه
هرچی هم رو باورای سلامتیم کار کردم این تغییری نکرد
ولی گفتم اکی مهم نیست
یه چیزی تو من باید درست بشه و رهاش کردم و بهش توجهی نکردم
هفته ی قبل که رفتیم مسافرت و خونه ی بابا اینا
یه برکت بزرگ برام به همراه داشت و من روز آخر متوجه شدم اون چالش تو درونم کاملا حل شده و همه چیز طبیعی شده خدارو هزاران بارشکر
هی فکر کردم چی شد که همه چی درست شد؟
یادم افتاد بخاطر هدایتی که ازطرف خداوند دریافت کرده بودم
ماه ها قبل متوجه شدم ریشه ی تمام بیماریهای من اون احساسیه که به مادرم دارم
تو یه سری از کامنتای قبلم کاملا این موضوعو بازش کردم
اینکه من به دلایلی که از حس دلسوزی مدیون بودن قربانی بودن و ترحم میومد به مادرم خیلی وابسته بودم وبخاطر این وابستگی بصورت ناخوداگاه میخواستم شکل مادرم بشم
از روزی که اینو فهمیدم
سعی کردم اگاهانه باورای مناسب بسازم و دید ونگرشم به مادرم رو تغییر بدم
خیلی هم خداوند کمکم کرد و تونستم خیلی مسائل رو حل کنم و روی این ریشه نسبتا خوب کار کردم
ولی از اونجایی که سعی داشتم دیگه شکل مامانم نباشم کم کم بدون اینکه بخوام نسبت بهش کم علاقه شده بودم
چون قبلنا عاشق مادرم بودم و الان میخواستم جور دیگه ای رفتار کنم که اون وابستگیه از بین بره
بدون اینکه بخوام علاقه طبیعیمم تو خودم داشتم میکشتم
اون روز آخر سر همین جریانات اخیر مملکت
صحبتها و مسائلی با پدر ومادرم شد که حین گفتگو باهاشون یه آن داشتم به مادرم نگاه میکردم
دلم براش غش رفت و اون عشق قبلی تو وجودم ایجاد شد
یه لحظه خواستم اون نگاهو و علاقه رو قیچی کنم
باز هدایت خداوند اومد که
نه سعیده اون مادرته تو میتونی با تمام وجودت عاشقش باشی و سپاسگزار مهربونیاش
ولی بهش وابسته نباشی احساس دین نداشته باشی براش دلسوزی نکنی
بعد به ارامش درونی رسیدم
بعدش دیدم اون ناراحتی جسمیم کاملا خوب شد و الان که چند روزه ازش گذشته دیدم قضیه ریشه ای درست شده به یاری الله مهربان
میخوام بگم همه چی به درون ما برمیگرده و باورامون
هیچ عامل بیرونی نمیتونست منو خوب کنه
شاید میرفتم دکتر بایه قرص حل میشد
همونطور که چندماه قبلش همین مسئله برام بوحود اومده بود ورفتم دکتر ویه دارو داد وحل شد
ولی وقتی دوباره سر وکلش پیداشد
گفتم نه سعیده پای یه چیز خراب تو ذهنت در میونه
و الان فهمیدم که من با نادیده گرفتن مادرم و مخروم کردن خودم از عشقی که بش داشتم
به خیال خودم داشتم وابستگیمو از بین میبردم
دزحالیکه اون مادرمه
من شکل اون نیستم قرارنیست تجربیات اونو داشته باشم من دنیای خودمو دارم
ولی میتونم عاشقش باشم بدون قید وشرط
بدون اینکه باورای اون منو تحت الشعاع قرار بده
با لذت نگاش کنم و هرکاریم از دستم برمیاد سخاوتمندانه براش انجام بدم
همونطور که اون برام سخاوتمندانه همه کاری کرده تا الان
وای استاد چقدر خوشحالم که اینا رو نوشتم
از ظهر تاحالا هرچی فکر کردم نمیدونستم چی بنویسم
الان خداوند با یاد اوری این سلامتی و ربطش به تاثیر نداشتن عوامل بیرونی
با اینکه در مورد کسب وکار و پولسازی نیست
ولی گفت اینا رو بنویس و نوشتم
خدایاشکرت که منو هدایت کردی به این ردپا که هربار با خوندنش بهم یاد اوری میکنه سعیده
هیچ عامل بیرونی تو زندگیت تاثیر نداره و فقط خودتی و باورات
همونطور که این قضیه هم به یاری الله حل شد بقیه مسائلتم اگه بتونی ریشش رو پیدا کنی و درستش کنی حل میشن
خدایا از خودت کمک میخوام که همواره هدایتم کنی تا تموم ترمزهامو ریشه ای حل کنم
که بتونم هربار با گرفتن قدرت از هر عاملی و دادن قدرت فقط به تو مسائلم رو به راحتی آب خوردن حل کنم
یعنی این مسئله ی من فقط با یه نگاه عاشقانه ی بدون وابستگی به مادرم
درواقع یه نگاهی که از هماهنگی کامل بین روح و ذهنم ایجادشده بود حل شد
به همین راحتی
خدایاسکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
به نام خدای مهربان سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته نازنین ودوستان بزرگوار
سپاس گزارم که من هم لایق دریافت آگاهی های امروزم هستم
تحسین میکنم مریم جون که این قدر عاشقانه دوربین بست این همه زیبایی ونعمت و عشق و آگاهی را با ما به اشتراک میگذارند
چقدر این پردایس زیباست چه فضای رویایی چقدر درختان سرسبز و قشنگ چه چمن های زیبایی چه طبیعت بکر وتمیزی رودخانه جاری و شفافی تحسین میکنم این همه نعمت وثروت وزیبایی وروابط عالی که شما عزیزان برای خودتون ساختید این همه نعمت وثروت وزیبایی برازنده وجودتون نوش جون شما عزیزان
تحسین میکنم مرضیه عزیزم را اینقدر عالی روی خودشون کار کردن واین نتایج را رقم زدن
چه باورهای خوبی در این فایل بود و اصلا عوامل بیرونی هیچ تاثیری در خلق خواسته نداشت
باورهای محدود کننده مثل جنس و سن کشور و محیط اطراف پول وثروت فقط یه تعهد بود
تعهد به این که من خالق صد در صد زندگی خودم هستم نه هیچ کس دیگه و هیچ عاملی بیرونی تاثیری در زندگیم نداره مگر اینکه من به اون قدرت بدم
با ساختن باورهای توحیدی وقتی که در مسیر درست قرار دارم خداوند هم منو هدایت میکند به سمت خواسته هام وقتی که این باور داشته باشم که خداوند از من بیشتر میخواد که شاد و ثروتمند باشم چراکه که باعث پیشرفت وگسترش جهان هستی میشوم این باور به من قدرت حرکت می دهد
باورهای مناسب در جهت خواسته هام به من احساس خوبی میدهد واین کار باعث رشد من می شود چراکه اصل قانون جهان هستی احساس خوب است
من باید خودم را لایق بهترین نعمت ها و ثروت ها بدانم و باور داشته باشم که هدایت شده هستم این باور به من انرژی میدهد برای حرکت بعدی
وقتی که من در یک زمینهای پیشرفت کنم این باور را درونی میکنم اگر این کار رو به راحتی انجام دادم پس باز هم می توانم در زمینه های دیگه پیشرفت کنم واین کار برای من یه الگو میشود
مثلا من الان در زمینه باور سلامتی خوب پیشرفت کردم وبه لطف خدا وبا آموزش های فوق العاده شما در قانون سلامتی به اون هدف خودم رسیدم این بهترین باور برای من ساخته که پس در هر زمینه که من باورهای مناسب داشته باشم و با تعهد حرکت کنم ودر هر لحظه حالم خوب باشه و ادامه بدهم نتیجه هم لاجرم به وجود می آید
همیشه برای هر مسئله ای راه حل اون مسئله وجود داره آن مع العسر یسرا با هر سختی آسانی هم هست
با طی کردن تکامل خودم وپیشرفت روز افزون و باور به این خداوند همراه من است وهمواره من را هدایت و حمایت میکند به این مسیر الهی ادامه بدهم و ناامید نشوم
خدایا مرا آسان کن برای آسانی ها
تنها تو را می پرستم وتنها از تو کمک می خواهم
ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت دادهای نه راه گمراهان
سلام استا خوش هیکلم و سلام به مریم جون و بچه های این سایت فوق العاده
این فایل منو یادم خودم انداخت من هیچ درامدی نداشتم و و هدفم این بود که به یه درامدی برسم یا حداقل برم سرکار اصلا و من فعلا دانشجو مترجمی زبان هستم و زبانم خوبه ی مدت رو خودم و باور هام کار کردم و تا اینکه تو دیوار ی اگهی پیدا کردم و پیام دادم و رفتم و منو قبول کردن گفتن ی مدت بیا کلاسا رو ابزرو کن نیگا کن یاد بگیر روش تدریسو چون سابقه نداشتم گفتم خب خیلیم عالی خداروشکر همینطوری ادامه داشت رفتم کلاسارو تا اینکه کلاسا رو کامل دادن دست خودم ولی بازم به صورت رایگان و تا الان که تابستون تموم شد و منم یه تایم بود رو خودم کار نمیکردم بعد به من پیشنهاد دادن حالا که تایم دانشگاته و باز میشه دانشگات 4 ساعت در هفته بیا اموزشگاه و ساعتی پنجاه تومن من ناراضی بودم همش میگفتم نه نمیخام نمیرم این چیه اعتراض کردم و گفتم کمه بعد خانومه گفت تو ک هدفت فقط کسب تجربه بود نه پول چیشد اخه من همش ذهنم میگفت کمه بعد خانومه گفت خب باشه ساعتی 60 تومن اگه راضی بودم ازت بازم بهت کلاس میدم قبول کردم ولی بازم راضی نبودم ولی الان که این فایلو دیدم و دارم رو خودم کار میکنم گفتم زهرا این تکامله نوعه تو از درامد صفررررر از بیکار بودن رسیدی به درامد هرچقدر کم باشه ولی دیگه شغل داری تجربه کسب میکنی من بدون هیچ هزینه ای با همون شرایطی که داشتم شروع کردم ببین اولش فقط سه ماه تابستونو رفتی یاد گرفتی بدون حقوق الان بهت حقوق هم میدن این یکی پیشرفت این یعنی تکامل و الان اینو درک میکنم
و خداروسپاسگزارم برای بودن استاد و این سایت
خداروشکر که دارم رو خودم کار میکنم و توی این مسیرم
خداروشکر که ذهنمو دارم درست میکنم دارم مثبتش میکنم
خدایاشکرت:)))))
سلام استاد عزیز و دوستانی که خیلی برام بارزش هستید
چقدر این فایل عالی و بینظیر تاثیر گذار
بخصوص که مرضیه جان هم خودش کامنت گذاشته و کمی از نتایج گفت چقدر خوشحال شدم و چقدر عالیه که آدمه میتونه فقط با ایمان حرکت کردن و ساختن باور های ثروت ساز از کابل به کانادا برسه برات بهترین ها رو میخوام خیلی تحسینت میکنم
بعد یهو یادم من خودم اینجا رد پا گذاشته بودم
که میشه این کامنت https://abasmanesh.com/fa/abasmanesh-right-role-model-for-business/#comment-1379613
رفتم خوندم یادم اون کسب و کاری که به خواهرم گفتم چی بود
همین مغازه هست که الان دارم با فاصله کمتر از 5ماه اون کسب و کار این بود که یک مغازه لباس فروش یا پوشاک بزنیم
و الان با ایمان و توکل به خدا شروع کردم و از 1403/04/08شروع کردم و یک ماه اول دست فروشی کردم و الان حدود دو ماه میشه که من مغازه اون دستان خداوند برام مغازه رو جوری کرد.
و الان میانگین من روزی 1تا2میلیون فروش دارم
شاید خیلی این فروش از نظر خیلیا کم باش ولی من دارم روی خودم کار میکنم و هر روز داره بیشتر رو بیشتر میشه بدون هیچ تابلویی و من اول باورام این بود که من جنس ارزون بیارم و چون مردم پول برای لباس نمیدن
ولی الان روی این باور ها کار میکنم که هرچی من جنس با کیفیت تر بیارم مردم حاضران پول بیشتری برام اون جنس بدن
و مشتری های من تغییران همه با هدایت خداوند و تبلیغات دهان دهان میان از من خرید میکنن
و فقط هم نقدی خرید میکنن چون اوایل قسطی خریدن میکنن اینم بگم کل مغازه ام فکنم به 15متر هم نمیرسه اینم به عنوان ردپا از خودم بجا میزارم
سلام به استاد عباس منش عزیز و خانوم شایسته من اولین باره که دارم دیدگاه مینویسم و خیلی خوشحالم
من فقط دوره عزت نفس استاد رو خریداری کردم و دارم روی اون دوره کار میکنم اما با قانون از 15 سالگی آشنایی دارم ولی بخاطر باورهای اشتباهی که داشتم که سر فرصت راجبشون مینویسم تا الان نتیجه خاصی نگرفتم
چند وقتیه که حال خوبی نداشتم و همش استرس و نگرانی و نارحتی و غم داشتم همیشه فکر میکنم که از کجا شروع کنم اصلا چکار باید بکنم چطوری باورمو عوض کنم و… و اتفاقا خیلی از افکارمم راجب موضوع این فایل بود من ناخنکار بودم و شهرمون هم کوچیکه و زیاد مشتری نداشتم و درامدم خوب نبود مثلا ماهی 2 میلیون دیگه خیلی بالا بود که اون ماه در اورده بودم ک اونم ثابت نبود و پیش همه میگفتم که شهر کوچیکه ناخن کار زیاده من مشتری ندارم چطوری تمرین کنم چطوری مشتری جذب کنم و میدیدم که مثلا یه نفر که تازه شروع کرده و کارش هم زیاد تعریفی نداره از من بیشتر مشتری داره بعد میگفتم اینا دوست و آشنا زیاد دارن حمایتش میکنن من کسیو ندارم ولی ته دلم همیشه یه ترس و استرسی دارم و همیشه میگم نه من نمیتونم اونا اعتماد به نفس دارن من ندارم تا اینکه اون کارو کنار گذاشتم و گفتم دیگه اشباع شده بیام کاری دیگه راه بندازم برای عید رفتم تهران و یک مقدار لباس آوردم برای فروش که آنلاین شاپ بزنم و چون از مادرم قرض گرفته بودم و استرس داشتم پولشو بتونم بدم بهش به فامیل و دوست آشنا فروختم که 10 میلیونه دراد که پول مامانمو بدم خیالم راحت بشه و بقیشو با پیج اینستاگرامم بفروشم ولی هیچی از طریق پیجم تا حالا نفروختم و پیجم هم اصلا بالانمیره سوالم اینه که استاد میگن که نباید تبلیغ کنیم برای کارمون من چطور میتونم از طریق پیجم فروش داشته باشم و فالوور هام بالا بره که پیجم دیده بشه؟
امروز با خدا صحبت کردم و نوشتم و از خدا خواستم ک بهم الهام کنه و من بفهمم الهامشو و مثل استاد که همه کاریو به الهام خداوند انجام میدن و میفهمن که الهام بوده منم بفهمم و با خدا صحبت کنم
این اولین الهامش بود که دقیقا نتیجه درخواستم بود راجب کسب و کارم و راه حل هاش
از خداوند سپاس گذارم و از استاد عزیز تشکر میکنم بابت اینکه آگاهیی های ارزشمندشون رو با ما به اشتراک میزارن
دوستون دارم
️