این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2024/05/abasmanesh.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-05-13 07:57:332024-05-13 09:37:42الگویی مناسب برای کسب و کار
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عزیزم مریم جان نازنین و دوستان بینظیرم
چقدر دیدن وگوش دادن به این فایل تو این شرایط که یه عامل بیرونی جدیدی بوجود امده
هوشمندانه و به موقع بود
قشنگ احساس میشه که یه پایه ی عالی جور شده برا صحبت و تحلیل ونقد کردن اوضاع و شرایط
تو گفتگوها میشه اینو درک کرد که الان دیگه کاسبی خوابید و هیچ کاری تو این اوضاع نمیشه کرد
فقط باید ببینیم این اخر هفته قراره چی بشه
وهمه چی بستگی داره به جریان وخاتمه ی جنگ
انگار یه مسابقه ی فوتباله و همه تخمه بدست نشستن پای تلویزیون ببینن پایان مسابقه چی میشه
با این تفاوت که فوتبال ددلاینش معلومه ولی این جریان نه
جندوقته که یه چالشی با بدنم پیدا کرده بودم ولی گفتم خودم باید حلش کنم
نه دکتر نه دارو نه هیچی دیگه
هرچی هم رو باورای سلامتیم کار کردم این تغییری نکرد
ولی گفتم اکی مهم نیست
یه چیزی تو من باید درست بشه و رهاش کردم و بهش توجهی نکردم
هفته ی قبل که رفتیم مسافرت و خونه ی بابا اینا
یه برکت بزرگ برام به همراه داشت و من روز آخر متوجه شدم اون چالش تو درونم کاملا حل شده و همه چیز طبیعی شده خدارو هزاران بارشکر
هی فکر کردم چی شد که همه چی درست شد؟
یادم افتاد بخاطر هدایتی که ازطرف خداوند دریافت کرده بودم
ماه ها قبل متوجه شدم ریشه ی تمام بیماریهای من اون احساسیه که به مادرم دارم
تو یه سری از کامنتای قبلم کاملا این موضوعو بازش کردم
اینکه من به دلایلی که از حس دلسوزی مدیون بودن قربانی بودن و ترحم میومد به مادرم خیلی وابسته بودم وبخاطر این وابستگی بصورت ناخوداگاه میخواستم شکل مادرم بشم
از روزی که اینو فهمیدم
سعی کردم اگاهانه باورای مناسب بسازم و دید ونگرشم به مادرم رو تغییر بدم
خیلی هم خداوند کمکم کرد و تونستم خیلی مسائل رو حل کنم و روی این ریشه نسبتا خوب کار کردم
ولی از اونجایی که سعی داشتم دیگه شکل مامانم نباشم کم کم بدون اینکه بخوام نسبت بهش کم علاقه شده بودم
چون قبلنا عاشق مادرم بودم و الان میخواستم جور دیگه ای رفتار کنم که اون وابستگیه از بین بره
بدون اینکه بخوام علاقه طبیعیمم تو خودم داشتم میکشتم
اون روز آخر سر همین جریانات اخیر مملکت
صحبتها و مسائلی با پدر ومادرم شد که حین گفتگو باهاشون یه آن داشتم به مادرم نگاه میکردم
دلم براش غش رفت و اون عشق قبلی تو وجودم ایجاد شد
یه لحظه خواستم اون نگاهو و علاقه رو قیچی کنم
باز هدایت خداوند اومد که
نه سعیده اون مادرته تو میتونی با تمام وجودت عاشقش باشی و سپاسگزار مهربونیاش
استاد عزیز از اینجا بگم من یک زمانی خیلی انگیزه بالا برای موفق شدن داشتم که هر کتابی را می خواندم انگیزه می گرفتم هر ویدئو انگیزشی بار ها تماشا می کردم مهم نبود باور غلط داشت باور درست اصلا داستان باور ها را نمی دانستم که چه هست اصلا آن کتاب ها ر انقدر می خواندم در خیلی از موارد عمل می و با عمل کردنش بلا سرم میامد من با خودم می گفتم که این جز از موفقیت است جز از مسیر است…. تا زمین نخوری موفق نمیشی…. این زمین خوردن ها ادامه پیدا کرد حتی تبدیل شد به روتین زندگی من تا اینکه ان بتون بزرگ به سرم خورد من هدایت شد م به اموزش شما خوب حالا می خواهم رد پا بزارم برای خودم که چه باور های تهی زهنم است. من در یک منطقه از روستا های دور افتاده افغانستان به دنیا امدم همینجا بزرگ شدم باور های مذهبی ام خیلی سخت بر خلاف داشتن ثروت بود یادم هست روز اول دانشگاهم در کابل با استاد مان معرفی می شدم و استاد ما را زیر سایه یک درخت جمع کرد سوال های پرسید
1_می خواهید در آینده چکار ه شوید؟؟؟
همه ما گفتیم می خواهیم به وطن خدمت کنیم (مشخص نبود چه خدمتی) بجز یک نفر که خواسته واضحش این بود می خواهد به مدال المپیک برسد اونم در رشته ورزشی مورد علاقه ش.
2_که ها می خواهد پول دار شود؟؟
جواب همون یک نفر دستش را بالا برد که سوال قبلی را واضح جواب داده بود. بقیه خاموش ماند. نتیجه این شد حالا با گذشت چند سال همون دوست ما که خواسته مشخص داشت در مسیرش حرکت کرد هر روز خبر موفقیتش می اید اونم مهاجرت کرده به اروپا شاید به مدال المپیک برسد.
خوب بر گردیم به سوال بعدی استاد در دانشگاه
3_کسانی که نمی خواهید پولدار شوید چرا دلیلش را بگویید (حدود بیست پنج نفر بودیم تک ب تک بلند می شدیم از جا مان جواب می دادم) همه دوستان دلیل خودش شان را گفتن ک چراپول داشتن خوب نیست نوبت من رسید منم با همون صدا لرزان گفتم پول ادم را به بی راهه عیاشی و…… می کشاند جالب اینجا بود که دوستانم مخالف پولدار شدن بود جوابش بیشتر مذهبی بود که پول داشتن خوب نیست مهم نبود چه مذهبی شیعه یا سنی حالا که کمی به کذشته نگاه میکنم می بینم چقدر اون باور های مذهبی خدمت به دیگران باعت عقب افتاده ما شده که به دین مان به وطن به مردم مان به قوم مان به خانواده یک بار کسی نگفت به خودت خدمت کن ادم قوی شوی به اهداف زیادی برسی .
تا بود به من گفتن از خود گذشته گی داشته باش که چه بلا های سرم اورد ولی به جای اینکه ایراد فکری ام را بر طرف کنم بلا سرم میاوردم و با خود می گفتم اشکال نداره اون دنیا ثوابش به تو می رسه..
خوب این داستان دم درازی در زهنم دارد مخصوصا باور فرواوانی و احساس لیاقت هر بلای که سرم میاید بیشتر ریشه محکمش اینجا است دارم سعی می کنم که هر روز بهتر از دیروز شوم انشالله به امید روزی از نتایجم بیام تعریف کنم برای دوستان… در پناه حق باشید.
این فایل رو که بارها و بارها قبلا دیده بودم و درسش رو گرفتم ، امروز وقتی دوباره دیدم و لذت بردم و آگاهی هام بهتر و بیشتر شد و در تمام لحظه ها شمارو اندام زیباتون ، سر و سینه بالا ، بازوها تنومند و قوی و شکیل ، پشت بازو برجسته و شکل گرفته و عالی ، راه رفتن ستودنی ، تیپ خوشگل و دوست داشتنی و استایل یک پکیج کامل و عالی و فوق العاده خوب و بی نظیر که من در تمام لحظه ها شمارو از تمام وجودم تحسین کروم و شکر گزاری و سپاسگزاری کردم برای این اندام زیبا و خوشگل و عالی و این کامنت امروزم رو که نوشته بودم مجاب شدم که برای این فایل ارزشمند هم بزارم ، چراکه در این فایل و دوره هم جهت با جریان خداوند صحبت از دوچرخه هست و من دراین روزهای عالی و خوب صبحم و روزم رو با دوچرخه سواری شروع میکنم و این هم زمانی ها برای من ارزشمند و پر از نشانه های خوب است
امروز تعطیل بودم و طبق رول روزهای تعطیل راهی مسیر شدم با دوچرخه
هوا خنک و باد نسبتا شدیدی بود برای دوچرخه سواری و حرکت رو خیلی خیلی کند کرده بود .
دور اول رو زدم و وایستادم کمی حرکات کششی انجام دادم و برگشتم پایین برای دور دوم .
انروز نسبت به روزهای قبل تعدای کمی تو مسیر بودن
وقتی که راهی شدم و باد شدید بود و من از دور ایستاده بودم ، رکاب زدن سخت شد و سعی کردم ایستاده رکاب بزنم و دوچرخه دوباره روی دور افتاد
جلوتر از من خانمی رکاب میزد ، عالی و فوق العاده
قوی و تعدای هم بخاطر باد برگشتن و انصراف دادن از رفتن به مسیرهای بالاتر
سعی کردم به خانمی که جلوتر از من رکاب میزد برسم ، تمام تلاشم رو کردم ، اما نشد .
عالی رکاب میزد
ریلکس و راحت
هم مسیر بودیم ولی تا مقصد نهایی من با همان فاصله اول از هم فاصله داشتیم
وقای رسیدم به مقصد خودم ، متوحه شدم ایشون داره ادانه میده ورفت بالاتر ، درهین رفتن برگشت و نگاهی به عقب کرد و دوبارا راهی شد
دوباره مجاب شدم به مسیر ادانه بدم
راه شیب تندی داشت و باد شدیدتر شد چون به منطقه کوهستانی تر رسیدیم
توی سزاشیبی تندی به ایشون رسیدم
اما واقعا داشت قلبم از دهنم میزد بیرون
ریم میسوخت . حدود بیست متر جلوتر ابشون پیچید داخل یه کوچه و من که بریده بودم ذهنم گفت خوب دیگه حالا بسه ، درست دنبال این خانم هرجا که میره توهم بری
اما واقعیتش چونکه بریده بودم ، پیاده شدم و برگشتم .
خانم رفت داخل کوچه ، ده بیست متری پیاده رفتم ، اما گفتم که برگردم ببینم که اون مسیر به کجا میره .
وقتی که برگشتم دیدم که دیگه مابقی مسیر سراشیبی بود و کافی بود من حدود 20, 30 ,متر دیگه رکاب میزدم و طاقت میاوردم و مابقی راه راه برگشت بود و میشد حدود نیم ساعت فقط لذت برد و در سراشیبی بدون رکاب زدن فقط از مسیر و باد خنک لذت برد .
و این برای من یاد آوری شد که ببین گاهی اوقات ما تا 99 درصد مسیر رو میریم و تا آخر ادامه نمیدیم و رها میکنیم که اگر ادامه بدیم و ذهن رو کنترل کنیم حتما و حتما به خواسته ها مون میرسیم فقط باید ادامه بدیم با باورو ایمان که نتایج از راه میرسند
و جالبه که بقدری شیب جاده تند بود من دیگه حتی به گرد اون دوست قوی و فوق العاده قدرتمند نرسیدم
گفتم بیام و این تجربه رو کامنت کنم تا باورهای خودم قوی تر و محکم تر بشه که توی شرایط بظاهر سخت باید ادامه داد تا نتایج از راه برسه
وقتی برگشتم اول مسیر وایستادم آبی خوردم و گفتم دوباره مسیر رو باید برم و سعی کنم راحت و ریلکس رکاب بزنم
برگشتم و شروع کردم با حال خوب احساس ناب و شوروشوق خیلی زیاد که من امروز مسیر تازه ای پیدا کردم و دوباره برای باور پذیری ذهنم که ببین اصلا مسیر سختی نیست و راحت و آسانه و من به راحتی میتونم دوباره حرکت کنم و به راحتی به مقصد برسم
دیگه خیلی وزش باد شدید رو احساس نمی کردم و احساس مسابقه دادن نداشتم و راحت و ریلکس داشتم از مسیرم لذت میبرم و چنان غرق گوش دادن به فایل جلسه 6 هم جهت با جریان خداوند بودم که رابطه ذهن و روح رو بارها و بارها با تمام وجودم گوش میدادم که متوجه شدم کنارم ماشینی توقف کرده و آدرس میخواد که ایشون هم متوجه شد که من یکدفعه از شنیدن صدای ایشون کوچولو جا خوردم ، چون غرق گوش دادن به فایل بودم و سریع از من عذرخواهی کرد و من هم آدرس دادم و حرکت کردم و اون مسیر رو به راحتی و آسانی و بسادگی با لذت و شادی و احساس خوب رفتم و بیشتر هم رفتم تا راحتی و آسانی و سادگی رو به ذهنم یاد آوری کنم و حالشو بردم و کیف کروم
در پناه الله مهربان همواره شاد و سلامت و خوشبخت باشید غرق پول و ثروت و فراوانی
و آرامش ، آسایش ، رفاه و سلامتی در تمام لحظه هاتون جاری و ساری باشه
کاش میتونستم قلب آرومم رو نقاشیش کنم، کاش میشد حداقل از آرومی قلبم میشد عکس بگیرم.
قضیه این همه ارامش چیه
وقتی بهش فکر میکنم میگم این یه فرصت بی نظیره برای اینکه من روی خودم کار کنم و بتونم لول آپ بشم از جامعه. روز اول این اتفاقات که زیادم درگیر اخبار نشدم ولی بازم حس ناجالبی داشتم شبش به یکی از دوستانم پیام دادم و گفتم چطوری و چه میکنی تو این اوضاع و گفت خدا از تهران هدایتش کرده به یه شهر اروم قبل این اتفاقات و از مسیر هدایتیش گفت و اصلا ایمانم باز زنده تر شد و همون لحظه گفتم خدایا تو این مواقعه که من باید به تو نشون بدم حال خوبم به تو وابسته ست نه اسمون بالای سرم
خدا داره الان غررربال میکنه و من میخوام سربلند بیرون بیام
رییس اصلی خداست اگه منو قراره جایی ببره میبره پس من لازم نیست خودم درگیر بقیه کنم…
تو این چند روز اتفاقات خوبیم افتاد، مراسم نامزدی دوستم بود. یه شب رفتیم پارک. یه شب دیگه دوستام اومدن خونمون، دو روزشو رفتم باشگاه و انقدددر خلوت و خوب بود و حالمون خوب بود که مربی میگفت شما چتونه انقدر حالتون خوووبه
اخه وقتی بهش فکر میکنم میگم بابا مالک اصلی خداست، فرمانروای اصلی خداست. برگی بدون اذن خدا نمیفته،کیه که قلبش اروم نشه
اصلا تا حالا شده خدا منو بندازه تو مسیر بد خدا هزاررر بار مسیر کج منو صاف کرده برام. حواسش بوده هست و خواهد بود
دیشب یاد این فایل افتادم و خواستم صبح گوشش بدم و ماها انقدر دقیق سرجامون هستیم که صبح دیدم اصلا این فایل اومده رو بنر سایت
اینا هدایته دیگه، چیز دیگه ای اسمش نیست
این یه فرصت فوق العاده ست و من برای خودم برای اولین بار به تضاد محل زندگی برخوردم و خودمو ناخودگاه تصور کردم برای زندگی توی جای بهتر
همه اینا برکته
ما روح های قوی ای بودیم که قبل تولد تصمیم گرفتیم تو این جا به دنیا بیاییم. مثل استاد عباسمنش که راهشو پیدا کرد از دل همین جا، از دل اشوبهای سال88،و حالا شده الگوهای همه ی ما
استاد یادته میگفتی من اگه برام یه اتفاقی مثل این فیلم های تخیلی بیفته و همه چی درگیر هم بشه من میرم یه جا میگیرم میخوابم. بخدا تازه درک کردم چی میگید…. خدارو شکر واقعا
یه حسی بهم گفت چیزایی که تو دفترت نوشتی و بیا اینجا هم بنویس :
سپاسگزارم برای حضوری که بی نام و بی شکل همیشه در کنارم است
سپاسگزارم برای نور آبی که ساختمون مارو بغل کرده سفت و محکم و میگه نترس و غمگین نباش
که مومنان واقعی نمیترسند و غمگین نمیشوند
سپاسگزارم برای خداوندی که به قلبم میگه اگه قرار باشه هدایتت کنم به شهری دیگه بری خودم میبرمت پس اصلا بهش فکر نکن و آروم باش و نترس نترس نترس که در پناه الله یکتایی
سپاسگزارم برای نور الهی که در سخت ترین لحظه ها راهو برام روشن میکنه
سپاسگزارم برای خانه ای که پناه گاه منه
سپاسگزارم برای نفس کشیدن در دنیایی که عشق و نور همچنان درونش زنده است
سپاسگزارم برای پروردگار یکتایی که همواره در پناه او هستم
دوستون دارم استاد عزیزم و خانم شایسته مهربونم و بچه های سایت
سلام استاد عزیز وخانم شایسته وهمه دوستان سایت عباس منش سپاسگزارم بابت این فایل
در این شرایط کشور باید بیشتر ذهن خودمون را کنترل کنیم وبیشتر به قوانین وخداوند اعتماد کنیم الان باید بیشتر از قبل روی ذهنمون کارکنیم تا بتونم شرایط را برای خودمون بهتر کنیم
و دوری کنیم اگاهانه از خبرهایی که ذهن ما را به روی ناخواسته درگیر میکنه
الان معلوم میشه چقدر ما توانایی کنترل ذهن مون راداریم ودرعمل مشخص میشه که چقدر روی خودمون کار کردیم
من این چند روز ک با این اوضاع کشورمون ترس وجودمو گرفته بود همش یاد این فایل میفتادم قبلا تو سایت شنیده بودم ولی پیداش نمیکردم و امروز صبح ک بیدار شدم گفتم امروزم رو با وویسای استاد شروع میکنم نه با پیگیری اخبار و تا اومدم تو سایت دیدم همین فایل تو روزشمار تحول زندگی من گذاشته شده و اولا چقدر ذوق کردم واسه هدایت خداوند ک من دنبال این فایل بودم و هدایتم کرد همین امروز بیام تو سایت و این فایلو ببینم و دوم اینکه چقدر این فایل مناسبه برای حال و روز این روزای من
اگر نگه دار من آنست که میدانم سنگ را کنار شیشه نگه میدارد
سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته که امروز این فایل بسیار زیبا رو برامون آپلود کردند .
من این فایل رو قبلا دیده بودم اما امروز که دوباره بهش گوش دادم خیلی توی شرایط چدیدی که برای کشورمون اتفاق افتاده راه گشاست دیروز داشتم به دخترم میگفتم کاش استاد بیاید و یه فایل برامون بزاره و بتونیم کنترل ذهن کنیم و امروز این فایل بدستمون رسید خدایا شکرت خدایا ممنونتم بابت این سایت بابت دوستانم دراین سایت
چه فایل زیبایی روزهایی رو دارم میگذرونم که همش پراز هدایت های خداست و ایمانم به شدت افزایش پیدا کرده انگار ته قلبم آنقدر روشنه و امیدوار که هیچ اخبار منفی نمیتونه ناارامش کنه .
واین به خاطر خودسازی که انجام دادم و خیلی خوشحالم که از اکثر مردم جداشدیم
بر میگردم به یک ماه پیش و تضادی که بهش برخوردم و درراستای این تضاد باید کارم رو جمع میکردم و نشانه ها رو پی درپی میدیدم و منم با نشانه ها اومدم جلو و یکسری از لوازم کارم که خیلی جاگیر بود واز خداوند خواستم که مشتری برای فروش برام پیدا کنه و خیلی سریع لوازم فروش رفت
چون قردادم هنوز تموم نشده بود باید یکنفر جایگزین من میشد و اون فرد هم خیلی سریع پیدا شد و من لوازمم رو آوردم خونه و جابجاشون کردم
ورفتم برای کارای تضادی که پیش آمده و من در تمام لحظات حالم خوب بود و همیشه به خودم میگفتم الخیر فی ما الوقع همه چی به نفع من تموم میشه
تمام کارهام به بهترین شکل ممکن انجام میشد و من بااینکه میترسیدم ولی جلو میرفتم که درموردش حتما خواهم نوشت .
تضادی که پیش اومده بود باعث شد من ازدل ترسی که همیشه داشتم عبور کنم بزرگتر بشم و کلی مسئله حل کنم .
من امروز که دارم به قبل نگاه میکنم واقعا اصلا نمیدونستم که دردل این تضاد چه هدیه ای نهفته فقط اعتماد داشتم وباور داشتم که خداوند من رو درمسیر درست قرار میدهد
امروز میبینم که بهترین اتفاق همین جمع کردن کارم بود در شرایط الان فروش به موقع لولزمم اومدن جایگزین برام که اگر کمی تعلل میکردم وبه حرف اطرافیانم گوش میدادم الان دچار مشکلات بیشتری میشدم
همه چی به موقع اتفاق افتاد من درزمان ومکان مناسب بودم
دیگه لازم نیست که اجاره ملک بدم کارم رو میتونم تو خونه انحام بدم نیاز به رفت وآمد به بیرون از خونه رو ندارم .
الان دیگه ایمان دارم که خداوند برام بهترین ها رو درنظر گرفته هزینه های اضافی رو کم کرده و سود بیشتری رو به من داره میرسونه
خدایا سپاسگذارتمم خدایا عاشقتمم
روزهای جنگ وترسی که ایجاد شده خیلیا براشون مشکلات بسیاری پیش اومده اما من وخانواده ام در نهایت آرامش بدور از اخبار منفی با احساس خوب داریم روزهای بسیار خوبی رو میگذرونیم
انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده
انگار ما در جایی امن ودرحفاظی امن به سر میبریم
نگران نبستیم و نمیترسیم خداوند همیشه کنارمونه درتک تک لحظاتمون
خدایا شکرررت خدایا بینظیری
من ایمان دارم که قراره کلی اتفاق های خوب برامون رقم بخوره ..
استاد ازت ممنونم که کنترل ذهن رویادمون دادی
چقد زندگی میتونه زیبا باشه وقتی جور دیگه ای مسایل رو میبینی
با سلام خدمت استاد عزیزم و همچنین ممنون از شما خانم شایسته برای این انتخاب فایل به موقع که مطمئن هستم برای خیلی از بچه ها میتونه راهگشا باشه برای مسیری که درش هستیم
بنده به تازگی شغل مورد علاقمو آغاز کرده بودم که تو فضای آنلاین که یک دوره ساختم که به معنای واقعی کلمه بینظیره و تو اینستاگرام پست گذاشتنام رو شروع کردم و در نهایت دوره توی تلگرام بود که با پرداخت هزینه دوره قصد داشتم لینک کانال تلگرامم رو برای افراد شرکت کننده بفرستم که این شرایط فعلی پیش اومد کلا نه اینستاگرام کار میکنه نه تلگرام،
پریروز به خودم گفتم که تو سایت شروع به فعالیت کنم خدارو شکر دامنه و هاست از قبل داشتم و گفتم شروع کنم تو همون سایت فعالیتم رو ادامه بدم اما از اونجایی که نه پول کافی برای طراحی سایت دارم و نه بلد هستم یک مقدار دو به شک شدم اما هدایت خدا کار خودش رو کرد تماس گرفتم با یکی از دوستانم که تو کاره طراحی سایت هست بهش گفتم گفت مشکلی نداره من برای شما انجام میدم بهش گفتم که برآورده هزینه کن بهم بگو خلاصه دیروز تماس گرفت گفت فلان مبلغ میشه واقعا مبلغ خیلی خیلی خیلی کمی گفت اما من بازهم تو پرداختش مشکل داشتم اما گفتم خدایا اگه صلاح نیست نمیتونم پرداخت کنم یک دست اندازی بنداز سر راهم که انجام نشه که بدهکار بشم خلاصه رها کردم غروب یک تماسی از یک بنده خدا دریافت کردم که اصلاً فکرش رو هم نمیکردم قراره به حسابم پول واریز بشه(پول خودمه)که مبلغ طراحی سایتم به لطف و بزرگی خدای مهربانم اوکی شد خدایا شکرت که از جایی میدی که اصلاً فکرش هم به سرم خطور نمیکنه
دیروز قبل از اینکه اصلاً اون بنده خدا تماس بگیره من خیلی داشتم خودم رو تحسین میکردم که واقعا دمتگرم محمد که مثل مایکل شوماخر که میگه وقتی همه ترمز میگیرن من گاز میدم دقیقا تو زندگی من داره اتفاق میافته که تمرکزم رو گذاشتم روی خودم و رشدم و تمام تلاشم رو میکنم که بتونم کنترل ذهن داشته باشم و در مسیرم ادامه دار
صحبت های استاد تو این فایل بازهم به ایمانم افزود که بله تو هر شرایطی میتونی تو به رشدت ادامه بدی به لطف خدای مهربانم تلاشم این هست که ورودی هام رو کنترل کنم به صورت متمرکزانه ای چسبیدم به دوره احساس لیاقت و نتایجش هم دارم میبینم که کاملاً جهان داره خوشگل جواب میده با خودم در صلح هستم اکثر مواقع لحظه های روزم دقیقا میبینم که کارهای روزمره م خیلی راحت تر خیلی سریع تر از افراد دیگه اوکی میشه خیلی حال خوبی دارم خیلی احساس خوبی به خودم دارم خیلی متفاوت تر از هر روزم در حال رشد هستم با خدای خودم هم قدم و هم راستا شدم این صلح درونی داره تاثیرات فوقالعاده ای روی زندگیم میزاره و بابتش از خدای خودم بی نهایت سپاسگزارم
استاد عزیزم بی نهایت از شما ممنونم بابت این که هستید و من از شما کلی چیز یاد گرفتم که در زندگیم به اجرا گذاشتم و دارم نتیجش رو هم میبینم و خانم شایسته عزیز از شما هم ممنونم که همیشه با توجه شناختتون از فایلها شاهکار راه میندازید و همزمانی رو به ارمغان میارید و همین طور از عزیزان همفرکانسم هم سپاسگزارم که از کامنتهای زیباشون درس های زندگیم رو میگیرم و در تلاش هستم که پاسشون کنم
بنام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم مریم جان نازنین و دوستان بینظیرم
چقدر دیدن وگوش دادن به این فایل تو این شرایط که یه عامل بیرونی جدیدی بوجود امده
هوشمندانه و به موقع بود
قشنگ احساس میشه که یه پایه ی عالی جور شده برا صحبت و تحلیل ونقد کردن اوضاع و شرایط
تو گفتگوها میشه اینو درک کرد که الان دیگه کاسبی خوابید و هیچ کاری تو این اوضاع نمیشه کرد
فقط باید ببینیم این اخر هفته قراره چی بشه
وهمه چی بستگی داره به جریان وخاتمه ی جنگ
انگار یه مسابقه ی فوتباله و همه تخمه بدست نشستن پای تلویزیون ببینن پایان مسابقه چی میشه
با این تفاوت که فوتبال ددلاینش معلومه ولی این جریان نه
جندوقته که یه چالشی با بدنم پیدا کرده بودم ولی گفتم خودم باید حلش کنم
نه دکتر نه دارو نه هیچی دیگه
هرچی هم رو باورای سلامتیم کار کردم این تغییری نکرد
ولی گفتم اکی مهم نیست
یه چیزی تو من باید درست بشه و رهاش کردم و بهش توجهی نکردم
هفته ی قبل که رفتیم مسافرت و خونه ی بابا اینا
یه برکت بزرگ برام به همراه داشت و من روز آخر متوجه شدم اون چالش تو درونم کاملا حل شده و همه چیز طبیعی شده خدارو هزاران بارشکر
هی فکر کردم چی شد که همه چی درست شد؟
یادم افتاد بخاطر هدایتی که ازطرف خداوند دریافت کرده بودم
ماه ها قبل متوجه شدم ریشه ی تمام بیماریهای من اون احساسیه که به مادرم دارم
تو یه سری از کامنتای قبلم کاملا این موضوعو بازش کردم
اینکه من به دلایلی که از حس دلسوزی مدیون بودن قربانی بودن و ترحم میومد به مادرم خیلی وابسته بودم وبخاطر این وابستگی بصورت ناخوداگاه میخواستم شکل مادرم بشم
از روزی که اینو فهمیدم
سعی کردم اگاهانه باورای مناسب بسازم و دید ونگرشم به مادرم رو تغییر بدم
خیلی هم خداوند کمکم کرد و تونستم خیلی مسائل رو حل کنم و روی این ریشه نسبتا خوب کار کردم
ولی از اونجایی که سعی داشتم دیگه شکل مامانم نباشم کم کم بدون اینکه بخوام نسبت بهش کم علاقه شده بودم
چون قبلنا عاشق مادرم بودم و الان میخواستم جور دیگه ای رفتار کنم که اون وابستگیه از بین بره
بدون اینکه بخوام علاقه طبیعیمم تو خودم داشتم میکشتم
اون روز آخر سر همین جریانات اخیر مملکت
صحبتها و مسائلی با پدر ومادرم شد که حین گفتگو باهاشون یه آن داشتم به مادرم نگاه میکردم
دلم براش غش رفت و اون عشق قبلی تو وجودم ایجاد شد
یه لحظه خواستم اون نگاهو و علاقه رو قیچی کنم
باز هدایت خداوند اومد که
نه سعیده اون مادرته تو میتونی با تمام وجودت عاشقش باشی و سپاسگزار مهربونیاش
ولی بهش وابسته نباشی احساس دین نداشته باشی براش دلسوزی نکنی
بعد به ارامش درونی رسیدم
بعدش دیدم اون ناراحتی جسمیم کاملا خوب شد و الان که چند روزه ازش گذشته دیدم قضیه ریشه ای درست شده به یاری الله مهربان
میخوام بگم همه چی به درون ما برمیگرده و باورامون
هیچ عامل بیرونی نمیتونست منو خوب کنه
شاید میرفتم دکتر بایه قرص حل میشد
همونطور که چندماه قبلش همین مسئله برام بوحود اومده بود ورفتم دکتر ویه دارو داد وحل شد
ولی وقتی دوباره سر وکلش پیداشد
گفتم نه سعیده پای یه چیز خراب تو ذهنت در میونه
و الان فهمیدم که من با نادیده گرفتن مادرم و مخروم کردن خودم از عشقی که بش داشتم
به خیال خودم داشتم وابستگیمو از بین میبردم
دزحالیکه اون مادرمه
من شکل اون نیستم قرارنیست تجربیات اونو داشته باشم من دنیای خودمو دارم
ولی میتونم عاشقش باشم بدون قید وشرط
بدون اینکه باورای اون منو تحت الشعاع قرار بده
با لذت نگاش کنم و هرکاریم از دستم برمیاد سخاوتمندانه براش انجام بدم
همونطور که اون برام سخاوتمندانه همه کاری کرده تا الان
وای استاد چقدر خوشحالم که اینا رو نوشتم
از ظهر تاحالا هرچی فکر کردم نمیدونستم چی بنویسم
الان خداوند با یاد اوری این سلامتی و ربطش به تاثیر نداشتن عوامل بیرونی
با اینکه در مورد کسب وکار و پولسازی نیست
ولی گفت اینا رو بنویس و نوشتم
خدایاشکرت که منو هدایت کردی به این ردپا که هربار با خوندنش بهم یاد اوری میکنه سعیده
هیچ عامل بیرونی تو زندگیت تاثیر نداره و فقط خودتی و باورات
همونطور که این قضیه هم به یاری الله حل شد بقیه مسائلتم اگه بتونی ریشش رو پیدا کنی و درستش کنی حل میشن
خدایا از خودت کمک میخوام که همواره هدایتم کنی تا تموم ترمزهامو ریشه ای حل کنم
که بتونم هربار با گرفتن قدرت از هر عاملی و دادن قدرت فقط به تو مسائلم رو به راحتی آب خوردن حل کنم
یعنی این مسئله ی من فقط با یه نگاه عاشقانه ی بدون وابستگی به مادرم
درواقع یه نگاهی که از هماهنگی کامل بین روح و ذهنم ایجادشده بود حل شد
به همین راحتی
خدایاسکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
سلام سلام خدمت استاد عزیزم وبانو شایسته عزیز.
سلام به تمام دوستان همراه همجهت با جریان خداوند.
استاد عزیز از اینجا بگم من یک زمانی خیلی انگیزه بالا برای موفق شدن داشتم که هر کتابی را می خواندم انگیزه می گرفتم هر ویدئو انگیزشی بار ها تماشا می کردم مهم نبود باور غلط داشت باور درست اصلا داستان باور ها را نمی دانستم که چه هست اصلا آن کتاب ها ر انقدر می خواندم در خیلی از موارد عمل می و با عمل کردنش بلا سرم میامد من با خودم می گفتم که این جز از موفقیت است جز از مسیر است…. تا زمین نخوری موفق نمیشی…. این زمین خوردن ها ادامه پیدا کرد حتی تبدیل شد به روتین زندگی من تا اینکه ان بتون بزرگ به سرم خورد من هدایت شد م به اموزش شما خوب حالا می خواهم رد پا بزارم برای خودم که چه باور های تهی زهنم است. من در یک منطقه از روستا های دور افتاده افغانستان به دنیا امدم همینجا بزرگ شدم باور های مذهبی ام خیلی سخت بر خلاف داشتن ثروت بود یادم هست روز اول دانشگاهم در کابل با استاد مان معرفی می شدم و استاد ما را زیر سایه یک درخت جمع کرد سوال های پرسید
1_می خواهید در آینده چکار ه شوید؟؟؟
همه ما گفتیم می خواهیم به وطن خدمت کنیم (مشخص نبود چه خدمتی) بجز یک نفر که خواسته واضحش این بود می خواهد به مدال المپیک برسد اونم در رشته ورزشی مورد علاقه ش.
2_که ها می خواهد پول دار شود؟؟
جواب همون یک نفر دستش را بالا برد که سوال قبلی را واضح جواب داده بود. بقیه خاموش ماند. نتیجه این شد حالا با گذشت چند سال همون دوست ما که خواسته مشخص داشت در مسیرش حرکت کرد هر روز خبر موفقیتش می اید اونم مهاجرت کرده به اروپا شاید به مدال المپیک برسد.
خوب بر گردیم به سوال بعدی استاد در دانشگاه
3_کسانی که نمی خواهید پولدار شوید چرا دلیلش را بگویید (حدود بیست پنج نفر بودیم تک ب تک بلند می شدیم از جا مان جواب می دادم) همه دوستان دلیل خودش شان را گفتن ک چراپول داشتن خوب نیست نوبت من رسید منم با همون صدا لرزان گفتم پول ادم را به بی راهه عیاشی و…… می کشاند جالب اینجا بود که دوستانم مخالف پولدار شدن بود جوابش بیشتر مذهبی بود که پول داشتن خوب نیست مهم نبود چه مذهبی شیعه یا سنی حالا که کمی به کذشته نگاه میکنم می بینم چقدر اون باور های مذهبی خدمت به دیگران باعت عقب افتاده ما شده که به دین مان به وطن به مردم مان به قوم مان به خانواده یک بار کسی نگفت به خودت خدمت کن ادم قوی شوی به اهداف زیادی برسی .
تا بود به من گفتن از خود گذشته گی داشته باش که چه بلا های سرم اورد ولی به جای اینکه ایراد فکری ام را بر طرف کنم بلا سرم میاوردم و با خود می گفتم اشکال نداره اون دنیا ثوابش به تو می رسه..
خوب این داستان دم درازی در زهنم دارد مخصوصا باور فرواوانی و احساس لیاقت هر بلای که سرم میاید بیشتر ریشه محکمش اینجا است دارم سعی می کنم که هر روز بهتر از دیروز شوم انشالله به امید روزی از نتایجم بیام تعریف کنم برای دوستان… در پناه حق باشید.
بسم الله الرحمن الرحیم
بتام خداوند بخشنده مهربان
استدد عزیزوتوحیدی و بزرگوارم سلام
خداقوت
این فایل رو که بارها و بارها قبلا دیده بودم و درسش رو گرفتم ، امروز وقتی دوباره دیدم و لذت بردم و آگاهی هام بهتر و بیشتر شد و در تمام لحظه ها شمارو اندام زیباتون ، سر و سینه بالا ، بازوها تنومند و قوی و شکیل ، پشت بازو برجسته و شکل گرفته و عالی ، راه رفتن ستودنی ، تیپ خوشگل و دوست داشتنی و استایل یک پکیج کامل و عالی و فوق العاده خوب و بی نظیر که من در تمام لحظه ها شمارو از تمام وجودم تحسین کروم و شکر گزاری و سپاسگزاری کردم برای این اندام زیبا و خوشگل و عالی و این کامنت امروزم رو که نوشته بودم مجاب شدم که برای این فایل ارزشمند هم بزارم ، چراکه در این فایل و دوره هم جهت با جریان خداوند صحبت از دوچرخه هست و من دراین روزهای عالی و خوب صبحم و روزم رو با دوچرخه سواری شروع میکنم و این هم زمانی ها برای من ارزشمند و پر از نشانه های خوب است
امروز تعطیل بودم و طبق رول روزهای تعطیل راهی مسیر شدم با دوچرخه
هوا خنک و باد نسبتا شدیدی بود برای دوچرخه سواری و حرکت رو خیلی خیلی کند کرده بود .
دور اول رو زدم و وایستادم کمی حرکات کششی انجام دادم و برگشتم پایین برای دور دوم .
انروز نسبت به روزهای قبل تعدای کمی تو مسیر بودن
وقتی که راهی شدم و باد شدید بود و من از دور ایستاده بودم ، رکاب زدن سخت شد و سعی کردم ایستاده رکاب بزنم و دوچرخه دوباره روی دور افتاد
جلوتر از من خانمی رکاب میزد ، عالی و فوق العاده
قوی و تعدای هم بخاطر باد برگشتن و انصراف دادن از رفتن به مسیرهای بالاتر
سعی کردم به خانمی که جلوتر از من رکاب میزد برسم ، تمام تلاشم رو کردم ، اما نشد .
عالی رکاب میزد
ریلکس و راحت
هم مسیر بودیم ولی تا مقصد نهایی من با همان فاصله اول از هم فاصله داشتیم
وقای رسیدم به مقصد خودم ، متوحه شدم ایشون داره ادانه میده ورفت بالاتر ، درهین رفتن برگشت و نگاهی به عقب کرد و دوبارا راهی شد
دوباره مجاب شدم به مسیر ادانه بدم
راه شیب تندی داشت و باد شدیدتر شد چون به منطقه کوهستانی تر رسیدیم
توی سزاشیبی تندی به ایشون رسیدم
اما واقعا داشت قلبم از دهنم میزد بیرون
ریم میسوخت . حدود بیست متر جلوتر ابشون پیچید داخل یه کوچه و من که بریده بودم ذهنم گفت خوب دیگه حالا بسه ، درست دنبال این خانم هرجا که میره توهم بری
اما واقعیتش چونکه بریده بودم ، پیاده شدم و برگشتم .
خانم رفت داخل کوچه ، ده بیست متری پیاده رفتم ، اما گفتم که برگردم ببینم که اون مسیر به کجا میره .
وقتی که برگشتم دیدم که دیگه مابقی مسیر سراشیبی بود و کافی بود من حدود 20, 30 ,متر دیگه رکاب میزدم و طاقت میاوردم و مابقی راه راه برگشت بود و میشد حدود نیم ساعت فقط لذت برد و در سراشیبی بدون رکاب زدن فقط از مسیر و باد خنک لذت برد .
و این برای من یاد آوری شد که ببین گاهی اوقات ما تا 99 درصد مسیر رو میریم و تا آخر ادامه نمیدیم و رها میکنیم که اگر ادامه بدیم و ذهن رو کنترل کنیم حتما و حتما به خواسته ها مون میرسیم فقط باید ادامه بدیم با باورو ایمان که نتایج از راه میرسند
و جالبه که بقدری شیب جاده تند بود من دیگه حتی به گرد اون دوست قوی و فوق العاده قدرتمند نرسیدم
گفتم بیام و این تجربه رو کامنت کنم تا باورهای خودم قوی تر و محکم تر بشه که توی شرایط بظاهر سخت باید ادامه داد تا نتایج از راه برسه
وقتی برگشتم اول مسیر وایستادم آبی خوردم و گفتم دوباره مسیر رو باید برم و سعی کنم راحت و ریلکس رکاب بزنم
برگشتم و شروع کردم با حال خوب احساس ناب و شوروشوق خیلی زیاد که من امروز مسیر تازه ای پیدا کردم و دوباره برای باور پذیری ذهنم که ببین اصلا مسیر سختی نیست و راحت و آسانه و من به راحتی میتونم دوباره حرکت کنم و به راحتی به مقصد برسم
دیگه خیلی وزش باد شدید رو احساس نمی کردم و احساس مسابقه دادن نداشتم و راحت و ریلکس داشتم از مسیرم لذت میبرم و چنان غرق گوش دادن به فایل جلسه 6 هم جهت با جریان خداوند بودم که رابطه ذهن و روح رو بارها و بارها با تمام وجودم گوش میدادم که متوجه شدم کنارم ماشینی توقف کرده و آدرس میخواد که ایشون هم متوجه شد که من یکدفعه از شنیدن صدای ایشون کوچولو جا خوردم ، چون غرق گوش دادن به فایل بودم و سریع از من عذرخواهی کرد و من هم آدرس دادم و حرکت کردم و اون مسیر رو به راحتی و آسانی و بسادگی با لذت و شادی و احساس خوب رفتم و بیشتر هم رفتم تا راحتی و آسانی و سادگی رو به ذهنم یاد آوری کنم و حالشو بردم و کیف کروم
در پناه الله مهربان همواره شاد و سلامت و خوشبخت باشید غرق پول و ثروت و فراوانی
و آرامش ، آسایش ، رفاه و سلامتی در تمام لحظه هاتون جاری و ساری باشه
خدابا عاشقتم که عاشقمی
سلاااام
کاش میتونستم قلب آرومم رو نقاشیش کنم، کاش میشد حداقل از آرومی قلبم میشد عکس بگیرم.
قضیه این همه ارامش چیه
وقتی بهش فکر میکنم میگم این یه فرصت بی نظیره برای اینکه من روی خودم کار کنم و بتونم لول آپ بشم از جامعه. روز اول این اتفاقات که زیادم درگیر اخبار نشدم ولی بازم حس ناجالبی داشتم شبش به یکی از دوستانم پیام دادم و گفتم چطوری و چه میکنی تو این اوضاع و گفت خدا از تهران هدایتش کرده به یه شهر اروم قبل این اتفاقات و از مسیر هدایتیش گفت و اصلا ایمانم باز زنده تر شد و همون لحظه گفتم خدایا تو این مواقعه که من باید به تو نشون بدم حال خوبم به تو وابسته ست نه اسمون بالای سرم
حالا که از خودم میپرسم چرا آرومی
میگم مالک خداست. اصل کاری خداست. رزق منو داره خدا میده.
خدا داره الان غررربال میکنه و من میخوام سربلند بیرون بیام
رییس اصلی خداست اگه منو قراره جایی ببره میبره پس من لازم نیست خودم درگیر بقیه کنم…
تو این چند روز اتفاقات خوبیم افتاد، مراسم نامزدی دوستم بود. یه شب رفتیم پارک. یه شب دیگه دوستام اومدن خونمون، دو روزشو رفتم باشگاه و انقدددر خلوت و خوب بود و حالمون خوب بود که مربی میگفت شما چتونه انقدر حالتون خوووبه
اخه وقتی بهش فکر میکنم میگم بابا مالک اصلی خداست، فرمانروای اصلی خداست. برگی بدون اذن خدا نمیفته،کیه که قلبش اروم نشه
اصلا تا حالا شده خدا منو بندازه تو مسیر بد خدا هزاررر بار مسیر کج منو صاف کرده برام. حواسش بوده هست و خواهد بود
دیشب یاد این فایل افتادم و خواستم صبح گوشش بدم و ماها انقدر دقیق سرجامون هستیم که صبح دیدم اصلا این فایل اومده رو بنر سایت
اینا هدایته دیگه، چیز دیگه ای اسمش نیست
این یه فرصت فوق العاده ست و من برای خودم برای اولین بار به تضاد محل زندگی برخوردم و خودمو ناخودگاه تصور کردم برای زندگی توی جای بهتر
همه اینا برکته
ما روح های قوی ای بودیم که قبل تولد تصمیم گرفتیم تو این جا به دنیا بیاییم. مثل استاد عباسمنش که راهشو پیدا کرد از دل همین جا، از دل اشوبهای سال88،و حالا شده الگوهای همه ی ما
استاد یادته میگفتی من اگه برام یه اتفاقی مثل این فیلم های تخیلی بیفته و همه چی درگیر هم بشه من میرم یه جا میگیرم میخوابم. بخدا تازه درک کردم چی میگید…. خدارو شکر واقعا
دوستتون دارم
بماند به یادگار از من
یه حسی بهم گفت چیزایی که تو دفترت نوشتی و بیا اینجا هم بنویس :
سپاسگزارم برای حضوری که بی نام و بی شکل همیشه در کنارم است
سپاسگزارم برای نور آبی که ساختمون مارو بغل کرده سفت و محکم و میگه نترس و غمگین نباش
که مومنان واقعی نمیترسند و غمگین نمیشوند
سپاسگزارم برای خداوندی که به قلبم میگه اگه قرار باشه هدایتت کنم به شهری دیگه بری خودم میبرمت پس اصلا بهش فکر نکن و آروم باش و نترس نترس نترس که در پناه الله یکتایی
سپاسگزارم برای نور الهی که در سخت ترین لحظه ها راهو برام روشن میکنه
سپاسگزارم برای خانه ای که پناه گاه منه
سپاسگزارم برای نفس کشیدن در دنیایی که عشق و نور همچنان درونش زنده است
سپاسگزارم برای پروردگار یکتایی که همواره در پناه او هستم
دوستون دارم استاد عزیزم و خانم شایسته مهربونم و بچه های سایت
سلام استاد عزیز وخانم شایسته وهمه دوستان سایت عباس منش سپاسگزارم بابت این فایل
در این شرایط کشور باید بیشتر ذهن خودمون را کنترل کنیم وبیشتر به قوانین وخداوند اعتماد کنیم الان باید بیشتر از قبل روی ذهنمون کارکنیم تا بتونم شرایط را برای خودمون بهتر کنیم
و دوری کنیم اگاهانه از خبرهایی که ذهن ما را به روی ناخواسته درگیر میکنه
الان معلوم میشه چقدر ما توانایی کنترل ذهن مون راداریم ودرعمل مشخص میشه که چقدر روی خودمون کار کردیم
باورهای که باید ایجادکنم
1.عامل بیرونی هیچ گونه تأثیری در زندگی من نداره
2.من هستم که شرایط دلخواه خودم را خلق میکنم
3. خداوند زمین وآسمان را مسخر من کرده است
4.من درهر شرایطی پول میسازم
5.من هستم خالق زندگی خودم
6.فرصت ها همیشه در دست رأس ما هستند
7.خداوند روزی دهنده تمام هستی است
8.هراتفاقی رخ دهد به نفع من است الخیر فی ماوقع
9.من به خداوند اعتماد دارم که حافظ من است
10.جهان همواره در حال تغیر است
11.همه چیز در کنترل خداوند است
12.هرخیری که از خداوند به من برسه محتاجم
13.شرایط هر روز بهتر وبهتر میشود
14.در هرشرایطی میتوان پول ساخت
15.در هرسختی آسانی است
به امید روز های بهتر وزیبا تر برای همه دوستان
خداوند کافیست
1404/3/28روز347
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به استاد و مریم عزیز ودوستان گل
خدایا شکرت که امروز هم بیدار شدم و میتونم زندگیمو در دست بگیرم
چقدر خوب و عالی این فایلهارو میذارید ممنونم
اینکه مثالی زدید از یک دختر افغانی که در شرایط جنگ و … همچنان ایمانشو حفظ میکنه و تلاش میکنه و بعد به راحتی به کانادا مهاجرت میکنه
واقعا چه الگوی خوبی بود توی این شرایط خدایا شکرت که در مدار این آگاهی ها هستم
دیشب از فایل قبلی هدایت شدم به سوره های قرآن و سوره ضحی عجیب حال منو دگرگون کرد و آرامش خاصی بهم داد
فقط چندتا آیه اول یه باور توحیدی قوی در قلبم ساخت
سوگند به روشنی روز سوگند به تاریکی شب که خدایت تورو ترک نکرده و دشمنت نشده
اصلا این سوره و آیه ها آرامشی به وجودم تزریق کرد که هیچی نمیتونست
واقعا درست میگید استاد عزیزم اگر ایمان باشه آرامش هست و وقتی آرامش باشه ایده و الهامات و دریافت میکنیم
و تا زمانی که ترس و دلهره و اظطراب و نا امیدی باشه. ذهن و قلبمون قفل میشه و نمیتونیم الهامات و دریافت کنیم
واقعا این حرفتون استاد که میگید در هر شرایطی همیشه راه های زیادی هست و نباید نا امید بشیم و باید با ایمان و توکل ادامه بدیم
چه قوت قلبی هست توی این شرایط این صحبت ها و فایلهای بی نظیر شما استاد عزیزم
سلام به استاد عزیز و خانوم شایسته ی عزیزم
من این چند روز ک با این اوضاع کشورمون ترس وجودمو گرفته بود همش یاد این فایل میفتادم قبلا تو سایت شنیده بودم ولی پیداش نمیکردم و امروز صبح ک بیدار شدم گفتم امروزم رو با وویسای استاد شروع میکنم نه با پیگیری اخبار و تا اومدم تو سایت دیدم همین فایل تو روزشمار تحول زندگی من گذاشته شده و اولا چقدر ذوق کردم واسه هدایت خداوند ک من دنبال این فایل بودم و هدایتم کرد همین امروز بیام تو سایت و این فایلو ببینم و دوم اینکه چقدر این فایل مناسبه برای حال و روز این روزای من
خدایا شکرت
به نام پروردگارم که هرآنچه دارم از آن اوست
اگر نگه دار من آنست که میدانم سنگ را کنار شیشه نگه میدارد
سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته که امروز این فایل بسیار زیبا رو برامون آپلود کردند .
من این فایل رو قبلا دیده بودم اما امروز که دوباره بهش گوش دادم خیلی توی شرایط چدیدی که برای کشورمون اتفاق افتاده راه گشاست دیروز داشتم به دخترم میگفتم کاش استاد بیاید و یه فایل برامون بزاره و بتونیم کنترل ذهن کنیم و امروز این فایل بدستمون رسید خدایا شکرت خدایا ممنونتم بابت این سایت بابت دوستانم دراین سایت
چه فایل زیبایی روزهایی رو دارم میگذرونم که همش پراز هدایت های خداست و ایمانم به شدت افزایش پیدا کرده انگار ته قلبم آنقدر روشنه و امیدوار که هیچ اخبار منفی نمیتونه ناارامش کنه .
واین به خاطر خودسازی که انجام دادم و خیلی خوشحالم که از اکثر مردم جداشدیم
بر میگردم به یک ماه پیش و تضادی که بهش برخوردم و درراستای این تضاد باید کارم رو جمع میکردم و نشانه ها رو پی درپی میدیدم و منم با نشانه ها اومدم جلو و یکسری از لوازم کارم که خیلی جاگیر بود واز خداوند خواستم که مشتری برای فروش برام پیدا کنه و خیلی سریع لوازم فروش رفت
چون قردادم هنوز تموم نشده بود باید یکنفر جایگزین من میشد و اون فرد هم خیلی سریع پیدا شد و من لوازمم رو آوردم خونه و جابجاشون کردم
ورفتم برای کارای تضادی که پیش آمده و من در تمام لحظات حالم خوب بود و همیشه به خودم میگفتم الخیر فی ما الوقع همه چی به نفع من تموم میشه
تمام کارهام به بهترین شکل ممکن انجام میشد و من بااینکه میترسیدم ولی جلو میرفتم که درموردش حتما خواهم نوشت .
تضادی که پیش اومده بود باعث شد من ازدل ترسی که همیشه داشتم عبور کنم بزرگتر بشم و کلی مسئله حل کنم .
من امروز که دارم به قبل نگاه میکنم واقعا اصلا نمیدونستم که دردل این تضاد چه هدیه ای نهفته فقط اعتماد داشتم وباور داشتم که خداوند من رو درمسیر درست قرار میدهد
امروز میبینم که بهترین اتفاق همین جمع کردن کارم بود در شرایط الان فروش به موقع لولزمم اومدن جایگزین برام که اگر کمی تعلل میکردم وبه حرف اطرافیانم گوش میدادم الان دچار مشکلات بیشتری میشدم
همه چی به موقع اتفاق افتاد من درزمان ومکان مناسب بودم
دیگه لازم نیست که اجاره ملک بدم کارم رو میتونم تو خونه انحام بدم نیاز به رفت وآمد به بیرون از خونه رو ندارم .
الان دیگه ایمان دارم که خداوند برام بهترین ها رو درنظر گرفته هزینه های اضافی رو کم کرده و سود بیشتری رو به من داره میرسونه
خدایا سپاسگذارتمم خدایا عاشقتمم
روزهای جنگ وترسی که ایجاد شده خیلیا براشون مشکلات بسیاری پیش اومده اما من وخانواده ام در نهایت آرامش بدور از اخبار منفی با احساس خوب داریم روزهای بسیار خوبی رو میگذرونیم
انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده
انگار ما در جایی امن ودرحفاظی امن به سر میبریم
نگران نبستیم و نمیترسیم خداوند همیشه کنارمونه درتک تک لحظاتمون
خدایا شکرررت خدایا بینظیری
من ایمان دارم که قراره کلی اتفاق های خوب برامون رقم بخوره ..
استاد ازت ممنونم که کنترل ذهن رویادمون دادی
چقد زندگی میتونه زیبا باشه وقتی جور دیگه ای مسایل رو میبینی
خدایا شکرت
عاشقتووونم
درپناه الله باشید
با سلام خدمت استاد عزیزم و همچنین ممنون از شما خانم شایسته برای این انتخاب فایل به موقع که مطمئن هستم برای خیلی از بچه ها میتونه راهگشا باشه برای مسیری که درش هستیم
بنده به تازگی شغل مورد علاقمو آغاز کرده بودم که تو فضای آنلاین که یک دوره ساختم که به معنای واقعی کلمه بینظیره و تو اینستاگرام پست گذاشتنام رو شروع کردم و در نهایت دوره توی تلگرام بود که با پرداخت هزینه دوره قصد داشتم لینک کانال تلگرامم رو برای افراد شرکت کننده بفرستم که این شرایط فعلی پیش اومد کلا نه اینستاگرام کار میکنه نه تلگرام،
پریروز به خودم گفتم که تو سایت شروع به فعالیت کنم خدارو شکر دامنه و هاست از قبل داشتم و گفتم شروع کنم تو همون سایت فعالیتم رو ادامه بدم اما از اونجایی که نه پول کافی برای طراحی سایت دارم و نه بلد هستم یک مقدار دو به شک شدم اما هدایت خدا کار خودش رو کرد تماس گرفتم با یکی از دوستانم که تو کاره طراحی سایت هست بهش گفتم گفت مشکلی نداره من برای شما انجام میدم بهش گفتم که برآورده هزینه کن بهم بگو خلاصه دیروز تماس گرفت گفت فلان مبلغ میشه واقعا مبلغ خیلی خیلی خیلی کمی گفت اما من بازهم تو پرداختش مشکل داشتم اما گفتم خدایا اگه صلاح نیست نمیتونم پرداخت کنم یک دست اندازی بنداز سر راهم که انجام نشه که بدهکار بشم خلاصه رها کردم غروب یک تماسی از یک بنده خدا دریافت کردم که اصلاً فکرش رو هم نمیکردم قراره به حسابم پول واریز بشه(پول خودمه)که مبلغ طراحی سایتم به لطف و بزرگی خدای مهربانم اوکی شد خدایا شکرت که از جایی میدی که اصلاً فکرش هم به سرم خطور نمیکنه
دیروز قبل از اینکه اصلاً اون بنده خدا تماس بگیره من خیلی داشتم خودم رو تحسین میکردم که واقعا دمتگرم محمد که مثل مایکل شوماخر که میگه وقتی همه ترمز میگیرن من گاز میدم دقیقا تو زندگی من داره اتفاق میافته که تمرکزم رو گذاشتم روی خودم و رشدم و تمام تلاشم رو میکنم که بتونم کنترل ذهن داشته باشم و در مسیرم ادامه دار
صحبت های استاد تو این فایل بازهم به ایمانم افزود که بله تو هر شرایطی میتونی تو به رشدت ادامه بدی به لطف خدای مهربانم تلاشم این هست که ورودی هام رو کنترل کنم به صورت متمرکزانه ای چسبیدم به دوره احساس لیاقت و نتایجش هم دارم میبینم که کاملاً جهان داره خوشگل جواب میده با خودم در صلح هستم اکثر مواقع لحظه های روزم دقیقا میبینم که کارهای روزمره م خیلی راحت تر خیلی سریع تر از افراد دیگه اوکی میشه خیلی حال خوبی دارم خیلی احساس خوبی به خودم دارم خیلی متفاوت تر از هر روزم در حال رشد هستم با خدای خودم هم قدم و هم راستا شدم این صلح درونی داره تاثیرات فوقالعاده ای روی زندگیم میزاره و بابتش از خدای خودم بی نهایت سپاسگزارم
استاد عزیزم بی نهایت از شما ممنونم بابت این که هستید و من از شما کلی چیز یاد گرفتم که در زندگیم به اجرا گذاشتم و دارم نتیجش رو هم میبینم و خانم شایسته عزیز از شما هم ممنونم که همیشه با توجه شناختتون از فایلها شاهکار راه میندازید و همزمانی رو به ارمغان میارید و همین طور از عزیزان همفرکانسم هم سپاسگزارم که از کامنتهای زیباشون درس های زندگیم رو میگیرم و در تلاش هستم که پاسشون کنم
تک تک تون رو دوس دارم