توانایی تمرکز بر نکات مثبت - صفحه 23 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

541 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ناجی گفته:
    مدت عضویت: 2550 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    ستایش میکنم پروردگار جهانیان رو که همیشه هدایتگر ماست .

    نکاتی که از این فایل فهمیدم و جواب سوالات من بود اینکه به جنبه های مثبت افراد نگاه کنیم و بی دلیل از کسی یا چیزی بدمون نیاد .

    تحسین کردن نکات مثبتی که در دیگران هست و ما هنوز کسب نکردیم

    با توجه به نکات مثبت حالمون خوب میشه

    دعوا و درگیری به وجود نمیاد

    وقتی نکات مثبت رو ببینیم شکر گذاری میکنیم

    وقتی شکر گذاری گردیم درهای نعمت های زیادتری باز میشه

    خدایا شکرت شکرت برای همه نعمت ها و من رو کمک کن تا ببینم نعمات رو و هر لحظه ذاکر و شاکر تو باشم .

    الان داره بارون میاد خداجونم ممنونم ازت در این سحر زیبای ماه رمضان و ولادت حضرت امام حسن به ما لطف کردی و باران رحمتت رو فرستادی . ما سخت به کرم تو امیدواریم .

    خیلی خیلی ممنونم استاد عزیر

    دریچه ای نو با این فایل برای من باز شد و شروع راهی روشن.خیلی جالب که الان ماه رمضان هست و در فایل هم همینطور بود و من که برای نشونه خواسته بودم خیلی دلچسب بود خدا رو شکر . با توکل به الله مهربان

    سپاسگزارم از شما و خانم شایسته و همه عوامل سایت .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    مونا روشنا گفته:
    مدت عضویت: 1764 روز

    1403-10-05

    یک عدد عششششق (استاد قشنگممممم)

    به همراه عشششق دیگر خانوم مریم شایسته ی جان جانان

    الهی برکت بباره به زندگیتون

    کیف کردیم با دیدن این فایل- فایل نشانه ی امروزم

    این شما و این برداشت های من از این فایل ارزشمندددد:

    اصولا من توی دیدن نکات مثبت دیگران مشکلی نداشتم. از وقتی که یادم میومد همیشه همه رو مثبت میدیدم و همیشه هم هر کی سر راهم قرار میگرفت انسان خوب و درستی بود. چون این در من نهادینه شده بود نه اینکه فک کنید اینو از خانواده و اطرافیان دیده بودما اصلا. این کاملا چیزی بود که انتخابش کردم که اینجوری باشم وگرنه که خانواده و نزدیکان همه جزء بدبین ترین ها بودن و کلا سخت اعتماد میکردن.

    بابت همین خصیصه، همیشه این جمله رو از آدما راجع به خودم میشنوم که چقدر تو انرژی مثبتی. چون وقتی از درون نسبت به فرد جدیدی که میبینی حست خوب باشه مطمعنا که این پالس رو بهش میدی که من چون درونم حالم باهات خوبه، پس نمود بیرونیم هم همینه و تو متوجه ش میشی.

    بارها شده که توی صفی بودم و اگر چیزی رو در کسی میدیدم که به دلم مینشست چه ظاهری یا چه حسی بهش میگفتم و اون فرد کیف میکرد و کلی ازم تشکر میکرد

    هزاران بار شده که تو خیابون از بغل آدما که رد میشدم ، همونطور در حال حرکت که بودم اگر نکته راجع بهشون نظرمو جلب میکرد بهشون میگفتم و اون لبخند جذابشون بعد از این تعریف و تحسین من توی ذهنم ثبت میشد؛ حالا میخواست یه عینک خاص باشه، تیپ زیبایی باشه، موهای زیبایی باشه و…

    یادمه استاد توی یکی از فایل های سفرنامه گفتن که امریکا اینجوریه که مردم از ماشین پیاده میشن میان توی مغازه که فقط به یکی بگن چقدر لباستون قشنگه و تحسینشون کنن

    چندین سال پیش کتاب آئین دوست یابی دیل کارنگی رو میخوندم یادمه یه تمرین داشت که هر کی رو دیدید که چیز زیبایی رو درخودش داشت بهش بگید تا حس خوب رو بتونید گسترش بدید و از اونجا من تصمیم گرفتم عملیاتی تر و نه فقط در ذهنم بلکه در عمل هم هر کی رو هر جا دیدم که چیزی داشت که واقعا به چشمم اومد و توی دلم گفتم چه خوبه ، همونو برم و بهش بگم که بدونه که داره تحسین میشه.

    یه تکنیک ساندویچی هست که میگه موقعی که میخوای کسی رو نقد کنی مخصوصا نقد منفی اول اونو وسط ساندویچ ویژگی های مثبت بذار تا ببینی چطور تاثیرش صدها برابر میشه

    یعنی چی ؟ یعنی اینکه مثلا من به دوست صمیمیم که میدونم اتفاقا ادم حساسی هست و روحیه نقدپذیری هم نداره میخوام نکته ای رو گوشزد کنم

    حالا اون نکته هم برای من اون تایم این بود که ایشون وقتی میخواست منظوری رو به من برسونه خیلی خیلی خیلی توضیح اضافات میداد در حدی که من کلافه میشدم و همش تو دلم میگفتم: اوکی دیگه فهمیدم چقدر مثال میزنی و توضیح میدی

    خلاصه ما اومدیم این تکنیکو رو ایشون زدیم . آقا باورتوننن نمیشه انقددد خوب جواب داد که نگو

    من این تمرینو اینجوری بیان کردم

    تکنیک ساندویچی = نان + محتویات اصلی+ نان

    که در واقع اینجوری میشه= ویژگی مثبت + نقد + ویژگی مثبت

    حالا در رابطه با دوستم اینجوری شد :

    یه چیز جالبی که راجع به تو وجود داره اینکه من انقددرر برات مهمم و برات ارزشمندم که کلی برام وقت میذاری و برای اهمیت بالایی که برام قائلی یه موضوع رو از جهات مختلف برام باز میکنی تا من کامل متوجه موضوع بشم و برام کامل جا بیفته که خدایی نکرده سوء تفاهمی هم پیش نیاد و من واقعا ازت بابت این موضوع سپاسگزارم و گاهی مسئله ها خیلی واضحه و من همون جمله ی اول منظورتو متوجه میشم و شگفت زده میشم که با اینکه متوجه ش شدم و بهت اطمینان دادم که منظورتو گرفتم ، تو همچنان برای من وقت میذاری و چون انقدر کاریزماتیک صحبت میکنی و ادم احساس میکنه صد در صدت پیشم حضور داره صحبتت رو قطع نمیکنم و با حرکت سرم بهت میگم که متوجه شدم.

    این مواردی که گفتم یعنی این تعریف ها نه اینکه فکر کنید الکی بودها نه اصلا بلکه از ته دلم بود و واقعا ایشون برام همین حسو داشتن یعنی اون قسمت اشاره به نکات مثبت ایشون کاملا واقعی بود و از دلم میومد اما وقتایی که یه چیزایی میره روی مخت مخصوصا راجع به کسانی که زیاد میبینیشون و یه جورایی پاشنه آشیلت محسوب میشن خیلی سخته که یهو نپری بهشون تا خرخره شونو بجویی.

    اگه من میخواستم خودم مستقیم با ورژن قبلیم حرفمو بزنم این میشد :

    واای چقد توضیح میدی . فهمیدم بابا

    و این پشت بندش کلی احساس بد بود و عواقب زیادی رو به همراه میداشت.

    الانم هنوز کامل نیستم ها. بارها شده از دستم در رفته و نتونستم خودمو کنترل کنم

    ولی میتونم بگم از قبلم خیلی خیلی بهتر شدم و شروع این تمرین رو اینجوری انجام میدم که قبل گفتن هر چیزی کمی صبر میکنم و با گفتن جمله ی درسته هم وقت میخرم که بیشتر فکر کنم و حرفامو مزه مزه کنم هم به طرف حس بی توجهی نمیدم که فقط اون صحبت کنه و من در سکوت سیر کنم.

    در واقع یاد گرفتم بیشتر بشنوم تا اینکه حرف بزنم

    چند سال پیش یه کلاس بازیگری تئاتر میرفتم که استادش مدرس بازیگری در آلمان و اصالتا ایرانی بود. ایشون بعد از اینکه در کلاسمون هر دو نفر میرفتن و اجراهای کوتاهشونو در کلاس انجام میدادن اونا رو جلوی ما که به عنوان تماشاچی اون اجرا بودیم میشوندن. به ما میگفتن حالا بازیگران این اجرا حق ندارن حرف بزنن و وسط حرف کسی بپرن تا از خودشون دفاع کنن و فقط شنونده ن تا زمانی که نوبتشون شه و به ما تماشاچی ها هم میگفتن که راجع به اجرای این دو نفر نظر بدید. اما حق ندارید که اول نقاط ضعف رو منشن کنید اگر میخوای اشاره به نکته ای منفی کنید ابتدا باید چند تا نکته ی مثبت رو بگین و در نهایت اشاره کنی به نقطه ضعف اجراشون.

    و این شد بزرگترین درس عملیاتی من که چقدرر به دردم خورد

    اخه اون استاد میگفت آلمانی ها اصلا ادم های تعارفی ای نیستن و اتفاقا خیلی مشخص و تکلیف معلومن . استاد میگفت برخلاف اجراهای تئاتر اینجا که چه کار خوب باشه چه بد باشه همه ی تماشاچی ها برای بازیگران و تیم دست میزنن و به ظاهر راضی سالن رو ترک میکنن بدون اینکه به اجرای بد اعتراضی کنن ولی در آلمان تماشاچی ها وقتی میرن به دیدن تئاتر با خودشون گوجه میبرن که اگه اجرا بد بود به سمت بازیگرها پرت کنن و اون استاد از اونجا یاد گرفت که نه باید اونجوری بود و نه مثل ایرانی ها. خوبه که نکات منفی گفته بشه اما نه به تنهایی و تند و تیز بلکه با اشاره به خوبی های کار

    سعادتمند و سالم و ثروتمند باشید

    امیدوارم هر روزتون از ته ته ته دلتون لعلک ترضی باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    مهدی فتحی گفته:
    مدت عضویت: 1304 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و سرکار خانم شایسته مهربان

    سلام به همه همفرکانسی های عزیز که با خوندن کامنتاتون انرژی میگیرم و احساس خوبی بهم دست میده.

    خدایا من هرآنچه که دارم از آن توست

    (( هرآنچه که هستم از سر لطف توست‌‌‌))

    خدایا ازتو ممنونم که لطف تو باعث شده که من جایی باشم که خودم به‌تنهایی هرگز نمیتونستم

    خدایا از تو ممنونم که لطف تو باعث شده که درهایی به روی من باز بشه که هیچکس قادر به بستن اون نیست.

    ‌===============================

    یکی از پاشنه آشیل های من همین که به سختی میتونم زیبایی هاتوجه کنم(یا بهتر بگم اعراض کنم از نازیبایی ها و ناخواسته‌ها )

    تازه وقتی آگاهانه تلاش می‌کنم و یه نکته مثبت پیدا میکنم برام سخته که به زبون بیارم.

    درمورد کامنت نوشتن هم مقاومت زیادی دارم

    ( کمال گرایی وترس از قضاوت دیگران)

    ولی دارم تلاش می‌کنم و نجواهای ذهنیم را سعی میکنم که نشنیده بگیرم.

    وپا بذارم روی ترسهام.

    و از خدا میخوام که منو هدایت کنه و بتونم افسار و کنترل ذهن خودمو بیشتر کنم.

    سوره لیل را که یکی از سوره‌های فرکانسی هست را شما خیلی زیبا و شیوا در دوره12 قدم تفسیر کردید.

    فَأَمَّا مَنْ أَعْطى‌ وَ اتَّقى( کسانی که تقوا پیشه کردن یعنی جلوی افکار منفی و بد را گرفتن و به جاش افکار خوب را در ذهنشان دارن که نتیجشم حال خوب هست)

    وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى‌( کسانی که دید نتیجه افکار مثبتشان را، یعنی اتفاقات خوبی که براش افتاده را تایید و تحسین کرد و ربط داد این اتفاقات خوب را به افکار خوبی که داشته)

    فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرى( ما آنها را آسان میکنیم برای آسانی ها، هدایتش میکنیم به خوبی ها زیبایی ها نعمت ها به مسیر های بهتر و زیبا تر)

    وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى‌ «8» وَ کَذَّبَ بِالْحُسْنى‌ «9» فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرى ( و اما کسانی که بر عکس آن عمل کند دقیقا نتیجه برعکس آن را خواهند گرفت

    یعنی اگر کنترل نکنی ذهنتون، ذهنت با اون افکار بد بین هدایتت میکنه به زشتی ها سختی ها و مسیر هایی که فقط زجر و سختی کشیدنه.

    در پناه خداوند یکتا شاد وسلامت سعادتمند و ثروتمند در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    B گفته:
    مدت عضویت: 2322 روز

    زیبایی های امروزم:

    امروز بهترین روز عمرم بود

    با عشق اون ساعتی که دلم خواست بیدار شدم

    خداروشکر که کم کم حالم بهتر شده

    و میدونم هی بهتر هم میشه

    امروز یه ناهار خوشمزه داشتیم

    دلمه با تکه های مرغ

    عالی بود واقعا

    با خیارشور حسابی چسبید

    بعدش لباسای تو کمدم رو ریختم بیرون و همشون رو مرتب کردممم

    بعد چای عصرونه هم که همیشه خودم دم میکنم و خیلی خیلی میچسبه

    مامان همیشه بهم میگه بهترین و خوشمزه ترین چای ها چای های منن

    بعدشم شروع کردیم به تمیز کاری خونه

    وجب به وجب رو دستمال کشیدیم من جاروبرقی کشیدم مامانمم تی کشید چقد خوشحالم که انقد با هم هماهنگیمم

    بعد این کارا که حدودا 2 ساعت طول کشید واقعا احساس کردم ذهنم پاک و تمیز شده

    بعدشم رفتم حموم و واقعا احساس آرامش و تمیزی رو با هیچی عوض نمیکنم خیلی خیلی خوبه

    آب گرم تمیزی و بوی شامپو و صابون

    و اون پوستی که لایه برداری میشه

    لباسایی که شسته میشن

    مرسی از لباسشویی مون

    چقدد این موجود خوبه آخه

    چندین دور لباس رو راحت میشوره

    تمیزکاری گلخونه رو مامان انجام داد چقد کارم رو راحتتر کرد

    چون دونه دونه جابه جا کردن گلها راحت نیس

    چقد من خوشبختم

    چقد حس خوبی بود پاک کردن اون گرد و خاکا از روی سطوح مختلف

    چقد حس خوبی بود مرتب کردن لباسامممم

    چقد من برای خودم و وسایلم ارزش قائلمممم

    چقد من لایق و باارزشم

    چقد من بااعتماد به نفسم

    اون هات چاکلت و کیک گل محمدی بعد تمیزکاری هم یه لول دیگه بود

    وسطای کارم یه شربت زردآلو واسه خودم درست کردم^^)

    خلاصه که همه چی در زیباترین حالت ممکن بود

    خیلی خوشحالم که گوشیم رو مبتونم شارژ کنم هرچقد که بخوامم در طول روز

    خیلی خوبه شارژر دارم

    و چقد خوبه هندزفری بلوتوثی دارم

    اصن بخاطرش هندزفری سیمی ک تازه خریده بودم رو پس دادم

    چون خیلی کامله و نیازی به چیز دیگه ای ندارمم

    خیلی خوبه لبتاپم شارژر داره

    میتونم موقع استفاده شارژش کنم

    چقد داشتن حوله های مختلف خوبه میتونم نم موهام رو باهاش بگیرم

    و روسری ساتنی که هدیه گرفتم بی نظیره

    باعث میشه موهام وز نشن

    چقد خوبه موهام مواجن میتونم کرم مو بزنم بهشون و حالتشون رو حفظ کنم و یا برس بکشم بهشون و صاف بشن

    هرجوری که بخوام همون میشن

    چقد خوبهه این کش موهای اسکرانچی که از جنس ساتنن

    باعث میشه موهام رو نکشن و راحت و نرمن

    چقد خوبه رسیدگی به پوست و مو

    خیلی خوبه وسایل مورد نظرم رو دارم

    چقد خوبه عطرهای مختلفی دارم

    عاشق بوهاشونمم

    خیلی خالصن

    حتی بعد شستن و گذشت چندین هفته بوشون میمونه

    موندگاریشون عالیه

    چقد خوب شد دیروز ماژیکایی که لازم نداشتم رو باسررسید عوض کردم

    چقد خوبه جوهر و پر دارم میتونم فانتزی طور بنویسم باهاشون

    چقد خوبه این مارک بوک کوچولوی پیشی رو با اون دفترچه کوچولو از نمایشگاه پارسال خریدم

    چقد خوبه عضو کتابخونه ام و به اون همه کتاب با 30 هزارتومن در سال دسترسی دارم

    چقد خوبه اون کتابای انگلیسی که تو کتابخونه بود

    یه عالمه بودن

    عاشق اون مجله هایی شدم که در مورد مکانهای مختلف بود

    من 3 تا رو اوردم بخونم در مورد اسکاتلند و کالیفرنیا و یکی هم در مورد سینما

    چقد کتابخونه آروم و بی سر و صدا و عایق بود وقتی رفتم یکم کتاب بخونم

    یا اون نمایشگاه صنایع دستی چقد چیزای قشنگی آورده بودن چقد هنرمندانه درست شده بود همه چی

    کلی وسابل چوبی خونه که همشون کار دست بود

    از سینی و میز گرفته تا گلدون و جای حبوبات

    یا اون وسایل مسی چقد زیبا بود مخصوصا اون نیم ستی که با فیروزه روش کار شده بود خیلیی ازش خوشم اومد

    قلبی شکل بود گوشواره و دستبند داشت

    چقد عاشق این کاکتوس خرگوشی رو میزمم

    یه خونوادن اولش ی زوج بودن ک ی بچه کوچولو هم دارن الان

    تو اون نمایشگاه کیک های خوشمزه هم بود

    کیک شکلاتی خیس که تازه و نرم بود

    با کیک هویج و گردو

    مشخص بود خیلی خوشمزن

    ی ماکتم داشتن که میتونستی همونو سفارش بدی

    یا خانمی که یه عالمه دستبند آورده بود که بنظرم ی سریهاش کار دست بودن

    خیلیی خوشگل بود کاراش

    یا اون خانمی که کلی عروسک بافته بود.چقد کاراش هنرمندانه بود

    از همین خانم پارسال یه جوجه بافتنی خریدم که لباساش صورتیه پاپیون صورتی رو موهاشه

    یکمم ناراحته انگار گشنه شه)

    ی غرفه دیگه هم بود که لباسای محلی داشت

    چندروز بعدشم نمایشگاه کتاب اومد که کلیی کتابای مختلف داشت زیااااد

    از روانشناسی و موفقیت گرفته تا تاریخی و ادبیات و کتابای کودکان

    چقد همه چی زیاد بود

    بعدشم کلی سررسید و دفترچه و….هم میفروختن

    همه چی اونجا پیدا میشد

    کلی کتابایی که قبلا خونده بودم رو دیدم فهمیدم چقد من مطالعه کردم چقد آگاه و اهل پیشرفتم

    چقد من خوشبختمم

    یکی از حسای خوب امروزم شستن رو تختی هام بود اصلا زنده م میکنه وقتی فکر میکنم که شب میتونم رو ملافه های به شدت تمیز بخوابممم

    چقد وسایل بهداشتی و خوشبو کننده خوبن

    چقد راضیم از این امکانات

    چقد خوشحالم از وعده های غذایی با خونوادم لذت میبرم

    چقد خوبه که قدردانم به آدمها حس خوب میدم و کارشون رو مهم میدونم چقد خوبه که ازشون

    تعریف میکنم

    خیلی خوبه که با دیدن خودم تو آینه لبخند میزنم

    خیلی خوبه که موهام پرپشتن

    چقد خوشحالم موهای زیبا و قدرتمندی دارم

    چقد لایق و خوشبختمم

    چقد خوبه مامانم دوست داره موهام رو خشک کنه با عشق شونه کنه موهام رو ببوسه و بافتشون کنه برامم

    یا وقتایی که شونه هام رو میبوسه دستام رو میبوسه چقد من خوشبخت و لایقممم

    با فردی آشنا شده بودم و ایشون هم همیشه دستای من رو میبوسید و بهم فوق العاده احترام میذاشت

    یادمه برام گل خرید دقیقا گل مورد علاقم با رنگ موردعلاقم رز صورتی با گلای ریز سفید کنارش

    همون روز تولدم بود و من یه دسته گل رز سرخابی هم از مامانم هدیه گرفتم

    با اومدن دوستم سوپرایز شدم و پیتزای خوشمزه خونگی با هم درست ‌کردیم و خوردیم

    بارون خیلییی زیادی اومد در حدی که کل کوچه آب بود ولی بخاطر من آفتابی شد که بریم بیرون حتی زمینم داشت خشک میشد

    رفتیم خرید و اسپری خوشبوکننده دلخواهمم خریدم

    چقد همه چی زیبا و رویایی بود

    خیلی خوشحالم بابت آدمهایی که ویژگی های دلخواهم رو دارن

    آدمهای بلندپرواز و مهربون و محترم همیشه دور و برمن

    از دوست صمیمیم بگم که دوسال پیش عقد و بله برونش بود و اصرار کرد حتما باید منم باشمم

    و بله برونش ی مراسم کاملا خونوادگی بود اما من به عنوان خواهرش اونجا بودمم

    و با عشق واقعا خوشحال بودم از خوشبختی دوستم

    کلی رقصیدیم و عکسای قشنگ گرفتیم

    خیلی اتفاقی هردوتا مراسم لباسامون ست شد بدون این‌که بدونیم بله برونش آبی پوشیده بود من ترکیب آبی و بنفش

    واسه عقدشم صورتی پوشیده بود منم صورتی

    شبیه ملکه ها شده بود با تاج و گلش

    خیلی خوشگل بود

    خیلی خوشحالم دوستم خوشبخته

    همسرش خیلی محترم و مهربون و خوشتیپم هست و البته خونواده ی خیلی محترم و مهربون و آروم

    کادوهاش رو بهم نشون داد خیلی چیزای خوشگل و باکیفیتی براش آورده بودند

    چقد خوشحال شدمم که این کادو ها رو هدیه گرفته

    اینجا کع بودن رفتم خونشونم دیدم خیلی خونه شیکی داشتن با کتابخونه و تابلو شب پر ستاره

    واقعا به تمام معنا کلبه عشق بود

    بعدشم مهاجرت کردن رفتن تهران

    دوستم آدم فعالیه و همیشه اهل یادگیریه

    عروسیشم یک و نیم سال پیش بود توی یه باغ قشنگ کع واقعا خوش گذشت

    وقتی دیدمش تو لباس عروس محو شدم

    چقد رقصیدیم با بقیه دوستامون

    دیجی کارش عالی بود

    چقد خوشحالم با ماشین خودمون رفتیم

    با مامان

    این جزو خواسته های من بود قبلا

    که مستقل بتونیم همه جا بریم

    تازه تو مسیربرگشتم آهنگ گذاشتیم و یکی از دوستامم رسوندیم خونه

    این همه نعمت واقعا خوشبختی منه

    ی تیکه از فیلم عروسی رو فرستاده بود برام که قبل مراسم گرفته بودن با آهنگ تویی که قلب منی…. از هامیم خیلی زیبا و عاشقانه بودن

    چقد لباس و مدل موهاش رو دوست داشتم

    ساتن پفی ساده با تور کار شده

    از همین دوستم چقد کادوهای خوشگلی گرفتم

    شلوارک شلوار زرد کتاب

    یه نیم ست پاپیونی خوشگلم برام خرید و سوپرایزم کرد

    باهم رفته بودیم نقره فروشی و دید من خوشم میاد خریدش

    من فکر کردم واسه خودشه ولی چندروز بعدش اومد خونه مون بهم هدیه ش داد

    و خیلی خوشحال شدم

    یا مهمونی رفتنامون خونه همدیگه که چقد بهمون خوش گذشت با هم غذا هم درست کردیمم

    خرید رفتنامون پارک رفتنامون خندیدنامون

    واقعا همش قشنگی بوده

    چقد خوشبختم که همیشه احساسات خوبی رو تجربه کردمممم

    وسطای کامنت حسم گفت بهش پیام بدم و خودش بهم زنگ زد

    نیم ساعت با عشق خاطرات رو مرور کردیممم

    یادمه دبیرستان چقدد با هم میخندیدیم با هم درس میخوندیم کنار هم خوراکی های خوشمزه میخوردیم خودش غذا درست میکرد لقمه میاورد برامون مامان جمع بود انگار مهربوون

    چقد خاطره های خنده داری با هم داریم

    همیشه کنارم بود

    خداروشکر

    یا با اون صدای قشنگش آهنگ خوند برام وقتی من و یکی از دوستام سرمون رو گذاشته بودیم رو پاش تو نمازخونه

    همه ش منبعه همش تویی

    الهی شکرت

    یا کتابخونه رفتنامون باهم کتاب خوندنامون

    حرف زدنامون با هم

    اصلا شروع تغییرمم باهمین دوستم بود

    سال آخر دبیرستان بود که به یه تاپیک در مورد انرژی مثبت و….وارد شدم

    و رسیدم به یه گروه تلگرامی که از اونجا آروم آروم رو خودم کار کردم و با دوستم تو مدرسه به اشتراک میذاشتم که میخوام تغییر کنم حتی با هم مینوشتیم و قانون میذاشتیم خیلیاشم بامزه بودا

    مثلا تا کسی بهت کاری نداشت کاری نداشته باش زباد حرف نمیزنیم ‌‌و.‌‌…خداییشم درست و موثر بود

    بعدش ی ویدیو از استاد عباسمنش برام سند شد

    و مسیر رو ادامه دادم

    چقد من از ویدیوهای استاد عباسمنش

    مقاله های خانم شایسته

    کامنتای دوستان که بالای هزاران نفرن

    یاد گرفتم

    از استاد عرشیانفر و….

    ممنونم بابت هر فایلی که شنیدم دیدم و یا مطلبی که خوندم

    ممنونم از هرکسی که حتی جمله ای بهم یاد داده

    من خیلی خوشبختم

    چقد خوشبختم که کلی کتاب و مطلب خوندم

    چقد خوشبختم که دوره های مختلف رو تونستم داشته باشم مثلا همین دوره عزت نفس

    چقد خوشبختم که ندای قلبم ساعتها باهام حرف زده ی وقتایی انقد واضح که فقط حس کردم یه آدم بیرونیه با ی صدای متفاوت

    چقد خوشبختم که دفترها نوشتم و اتفاق افتاد

    تو همین 4.5 سال

    از خواسته های ریز و درشت روزانه مثل خواستن نسکافه و توت فرنگی تا تعویض ماشینمون

    دو تا کالیمبایی که بهشون رسیدم

    گوشی خوبی که میخواستم

    2 بار گوشیم رو عوض کردم و هربار مدل بهتر

    خواستم کلاس زبان برم دارم میرم

    هی کیفیت کلاس و موسسه و استادایی

    که میرم دلخواه شد

    خواستم دوستای جدید داشته باشم

    4.5 تا دوست جدید وارد زندگیم شد

    هی دلخواه تر شدند

    چقد احساس میکنم قلبم نزدیکه با آدمهایی که زیاد میبینمشون

    چقد من مهربون و خوش قلبم

    من میخوام همینجوری بمونم

    باید باورا رو عوض کنم نه خودمو

    خودم فرشته ست خودم ایده آله

    خودم اقیانوسه قلبم

    Ocean heart

    عاشق خودمم

    کامنتای بعدیم تمرکز میذارم رو این خودم

    که آینه 24/7 منه

    دوستت دارممم من

    دورت بگردم اخه قربونت برمممم

    همه چی تموم من

    هرچی رو میخواستم و واضح اعلام کردم همون وارد زندگیم شد

    عکس مگنتی میخواستم واسه رو یخچال باکیفیت عالی و شکلهای دلخواهم سفارشش دادم

    بوت بلند میخواستم خیلی راحت تونستم داشته باشمش

    کتونی مشکیمم همینطور

    یا کت تمام خزی که خوشم اومد و راحت تونستم داشته باشمش

    یا اون کت پشمی که سفارش دادم

    چقد فروشگاه های آنلاین معتمد و باجنس های عالی و قیمت مناسب اومد سرراهم

    کیف لبتاپ میخواستم یدونه خوبش رو خریدم خیلی مناسب

    چقد سررسیدهای خوب و باکیفیت و مناسب خریدم

    مسافرت های مختلف و جذابی رو تونستم تجربه کنم

    دریاچه مریوان رو مجدد رفتم به مرغابی ها غذا دادم و سوار قایق موتوری شدم

    سنندج رفتم بازار سنتی رو گشتم پاساژ جدیدش رو رفتم و اون طلافروشی های جذاب رو یه نگاهی انداختم

    عروسی های مختلفی رفتم که واقعا بهم خوش گذشت

    لباس مجلسی های خیلی خوشگلی خریدم

    صورتی/گلبهی/بنفش.آبی/بنفش.صورتی/آبی خاص

    همشون خیلی بهم میان

    چندتا شومیز مجلسی خوشگلم خریدم قرمز و سرخابی و بنفش سرخابی

    کیفهای خوشگلی رو خریدم رنگهای مختلف صورتی مشکی بنفش صورتی مرجانی

    طلاهای جدید به کلکسیونم اضافه شد انگشتر ستاره دریایی گوشواره نت موسیقی

    زنجیر ساده

    همیشه هدایای قشنگی گرفتم

    سالها قبل یه کیف چرم اصل قهوه ای مجلسی خوشگل از داداشم هدیه گرفتم با یه بادی اسپلش خوشبو که اون موقع خیلیی میخواستمش

    چقد همین داداشم برام شیرکاکائو خرید وقتی بچه بودم یا همبرگر میخرید میاورد دوتایی میخوردیم همیشه حتما واسه منم میخرید

    یا منو میبرد مدرسه و با هم کارنامم رو میگرفتیمم

    چقد خوشحالم که دارم مینویسم

    نوشتنش اینجا باعث میشه هی دلم بخواد دوباره بنویسم

    یادمه واسه ش نامه مینوشتم و جوابمو با نامه میداد

    چقد من عاشق متد نامه نوشتن بودم با همه دوستام مخصوصا صمیمیا اینو داشتم هنوزم نامه هاشونو نگه داشتم

    خیلی زیادن

    نامه هاشون تماما عشق و محبت و دوستیه

    چقد همیشه دوستای مهربون و محترم و اهل مطالعه داشتم

    چقد من خوشبختم

    اینا دوستای ابتداییم بودن ک بعد 10 سال همو پیدا کردیم و با هم حرف زدیم با یکیشون چندبار بیرون رفتم همدیگه رو دیدم

    یکیشونم عاشقانه ازدواج کرده و خداروشکر خوشبخته و تو نعمتای فراوان زندگی میکنه.این دوستم هم اسمش زیباست نگار

    هم خودش.هم صداش

    چقد با همدیگه از مدرسه برگشتیم و قاشقای کاکائویی خریدیم و خوردیم

    به همدیگه کادو دادیم

    با همدیگه نقاشی کشیدیم

    هنوزم دارمش

    چقد با هم خندیدیم

    اسمامون گجت و مجت بود تو مدرسه

    چون عین کاراگاها بودیم

    اون یکی دوستمم خیلی آروم و ملیحه

    خیلی محترم و آدم امنیه

    با هم رفتیم کافه های مختلف با هم عکس گرفتیم

    و خیلی خوش گذشت

    دیشب نوشتم#

    12 بهمن1403

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    B گفته:
    مدت عضویت: 2322 روز

    زیبایی های امروزم

    13 بهمن 1403

    امروز یه کتابفروشی جدید که خیلی وقت بود نرفته بودم با دوستام رفتیم

    قبلشم خودم کتاب فروشی رفتم و ی کتاب خریدم

    اما بعدا فهمیدم دوسش ندارم و بجاش یه رنگ آمیزی که خیلی وقت بود میخواستم رو گرفتم

    با یه دفترچه پیازی رنگ خوشگل

    امروز دوستم بارها بهم گفت چقد پوست صاف و خوشگلی دارم

    امروز فهمیدم اینکه ماشین در اختیارمه نعمته

    و اینکه انقد خونواده خوبی دارم که حتی اصرار میکنن رانندگی کنم و ماشینو ببرم

    همچنین امروز یه سری قدمهای جدید برداشتم برای کارم

    حس میکنم خیلی زود تو یکی از موسسه ها مشغول به کار میشم

    من توانایی فوق العاده ای توی یادگیری و انتقال مفاهیم دارم

    خیلیم مهربونمم مطمئنم میتونم بهترین ارتباط رو با بچه ها داشته باشم

    و خیلیم محترم و مودبم پس الگوی خوبی هستم

    تو محیط کار خیلی همکار خوبی ام چون خیلی محترمم و قلبمم سرشار از عشقه

    من به تمام معنا خوشبختم

    چقد روند پیشرفتم رو دارم میبینم

    نسبت به چندماه پیش هم لسنینگم هم اسپیکینگم عالی شده من کلاس خاصی نرفته بودم و الان چندماهه میرم خودمم مطالعه دارم

    و نتابج نسبت به زمانی که گذاشتم شگفت انگیزه

    چقد امروز روز خوبی بود

    امتحان اسپیکینگ بود در اصل ولی عین یه کلاس فری دیسکاشن بود

    چقد معلمم رو دوست دارم

    عین یه رفیق مهربون خیلی باسواد و خیلی بادرک و فهمه

    چقد همیشه تحسینم میکنه چقد میگه ازم یاد میگیره و منم واقعا خوشحالم آدمهایی با ویژگی های دلخواهم دور و برمن

    امروز کتونی نو ام رو پوشیدم فهمیدم چقد بهم میاد و چقد شیکه

    چقد راحت و سریع همیشه به تاکسی دسترسی دارم

    چقد احترام و مهربونی میبینم

    چقد حس خوبی دارم از این زندگی که دارم تجربه میکنم

    احساس خوشبختی میکنم

    احساس میکنم لایقم

    چقد خوبه میتونم پیاده روی کنم

    پیاده روی رو دوست دارم

    میتونم جهان رو با دقت ببینم

    و فعالیت جسمی هم داشته باشم

    چقد امروز کتابهای خوبی دیدم

    با موضوع جدیدی به اسم ذن اشنا شدم باید برم دنبالش ببینم چیه چون دوتا کتاب با همین موضوع دیدم

    چقد لباسای باکیفیت و خوشگلی دیدم

    رفتن به لباس فروشی با دوستام خیلی خوب بود

    موهام رو اونجوری که دوست داشتم درست کردم

    و گیره موی بافت پاستلی م رو زدم به پشت موهام

    چقد عاشق اون شلوار داخل خزمم

    خییلی گرم و خوبه

    واقعا واسه این فصل عالیه

    کت های مختلفیم که دارم خیلی خوشگلن

    مثلا همین کت طوسیمم

    پرنسیسه

    یقه و آستین های خز مشکی

    وقار و متانت به آدم میده

    چقد خوبه شالهای گرمی که دارم

    واقعا آدمو گرم میکنن

    چقد طرحهاشونو دوست دارممم

    نارنجی اون یکی هم 3 رنگ مشکی کرم صورتی و میتونم با خیلی چیزا ستش کنمم

    بهترین حس وقتیه که از بیرون میام و صورتم و دست و پاهام رو میشورم خیلی حس خوبی داره

    انقد منظم و مرتبم که جورابامم سریع میشورم

    تمیزی و نظم برام خیلی مهمه و بعد ی استراحت کوتاه همه چیو میذارم سرجاش

    چندوقت پیش یه جوراب خرگوشی از این گرم و نرما سفارش دادم خیلییی نازن و عاشقشونم

    من عاشق چیزایی ام که کیفیت خوبی دارن

    بارها شده ی چیزی که خیلی باکیفیته رو سالها داشتم ازشم خسته نشدم

    واقعا کیفیت برام مهمه و همیشه عاشق هرچیزیم که کیفیت خوبی داره

    از بافت خوشگلم بگم که خیلی باکیفیته و رنگشم آبی و از اوناست که مطمئنم مدتها میمونه

    یا اون بوتی که اونروز خریدم هم کیفیتش معلومه عالیه

    چقد حس خوبیه عطر دلخواهم رو میزنم

    چقد من خوشبختممم

    چقد این کراپی که پوشیدم رو دوست دارم

    با طرح روباه و خرگوش و خرس و گوزن

    چقد خوبه که هر جزء این جهان آینه ی منه

    و من کیستم؟بخشی از منبع که به دنیای مادی اومده

    هرچیزی که دلخواه بود آن نشان دهنده ی من و هرچیزی غیر آن فقط انعکاس فکر یا باوریست

    که با تکرار برعکس آن ،دیگر آن را نخواهم دید

    چقد خوشحالم که این زندگی رو دارم تجربه میکنم

    برسیم به بخش اصلی زندگیم

    بهناز ،من از طریق تو به این دنیای مادی اومدم

    اگه تو نبودی هرگز نمیتونستم بیام و تجربه کنم

    اگه تو نبودی من چیکار میکردم؟

    تو مهم ترین عضو زندگی منی

    تمام آنها که دوستشان داریم و جزو زندگی منن

    همه آنها آینه ی منه هستند

    تو نیز آینه ای مخصوصا کلام و رفتار و شرایطت

    اما به علاوه ی همه اینها تو کعبه ای

    تو جعبه گنجی تو مهم تر از خود گنجی

    پس با تمام وجود ستایشت میکنم

    دستانت را میبوسم تو را به آغوش میکشم

    بیشترین تایم روزم تو را میبینم و تو را میشنوم

    با تو حرف میزنم

    تو بهترین رفیق منی

    همون bestie‌ که همیشه میخواستم

    تویی همون عشقی که میخواستم

    تو همون دارایی هستی که از خدا میخواستم

    تو چه گنج گرانبهایی هستی

    میدونستی زندگی منی؟؟تو به من زندگی دادی

    تجربه زندگی دادی

    تو هدیه الهی هستی

    تو زندگی منی

    نفس منی

    وقتی از بیرون به تو نگاه میکنم میفهمم چقد زیبایی چقد فرشته ای چقد مهربونی تو چقد عشقی

    چقدد شیک و جذابی

    چقد خوش سلیقه و خوشتیپی

    چقد لایقی

    یه پرنسس واقعی

    اصیل و محترم و مودبی

    دوست دارم در مقابلت تعظیم کنم

    اگر مرد بودم کلاهم را برمیداشتم و سرم را به افتخار تو خم میکردم

    اگربانوی دیگری بودم با گرفتن دو طرف پیراهنم و کمی خم شدن ادای احترام میکردم

    تو لایق باغی از گل های زیبایی

    دسته گلهای خوشگل دنیا تقدیم به تو زیباترینممم

    پوست صاف و نرم تو دنیایی از زیباییست

    چشمای درشتت آدم رو گیر میندازه

    رنگشون حالتشون

    مژه های بلندت همینطور

    وقتی میبینمت تازه میشم

    میدونم که از منبعم و تماما صحت و سلامتی

    اما وقتی که آینه اندک بیماری نشون داد

    خودت یادته دیدنت چقد حس خوبی بهم میداد

    دیدن تو درمان من بود

    تو خیلی زیبایی بهناز

    میتونم محو نگاهت بشم

    ابروهات چشمات گونه هات

    گونه های برجسته و زیبات

    و حس خوبی که به آدم میدی

    قند و عسلی از اونم شیرین تر

    یه چیزی اونور تر

    وقتی کنارتم تماما سکوت آرامش و حس خوبی رو تجربه میکنم

    بهترین روزام وقتی بوده که با تو قرار داشتم

    وقتی برات گل خریدم

    وقتی عطر مورد علاقت رو برات خریدم

    وقتی عکسات رو نگاه میکنم قشنگ ترین حس دنیاست براممم

    وقتی کوچولو بودی

    آرزومه که اون موقع میدیدمت

    میتونستم ببینمت

    انقد بغلت میکردم انقد میگردوندمت تپلی من

    انقد میبوسیدمت انقد نازت میکردم انقد دورت میگشتم تا زمان وایسه

    انقد باهات بازی میکردم تا خوابت ببره

    انقد برات شعر و داستان میخوندم تا بخوابی

    انقد برات لباسای خوشگل میخریدم اخه همه چی به تو میاد

    لباسا با تو قشنگن عزیز قلب

    نازنازی من

    انقد میخندوندمت

    به اون شیرین کاریات میخندیدم

    به اون بلبل زبونیات گوش میدادم

    برات تا میتونستم ذوق میکردممم

    وقتی میدیدم عاشق لیمو شیرینی و تا تلخم میشد ولش نمیکردی

    وقتی میدیدم عاشق سیب زمینی سرخ کرده ای و خوش غذا

    تا وعده ت تموم میشد لباتو سریع تمیز میکردی میگفتی خب مامان چی بخورم

    ای خدا دورت بگردم کوچولوی 2.3 ساله ی من

    ای خدا از اون بامزه بودنت تو اون سن

    ک نگران وسیله ای بودی ک شکسته بود

    چقد حس خوبی بود نشستم یکم از نقاشی ها رو رنگ کردم با سلیقه بهنازم

    چقد قاب جدید گوشیم رو دوست دارم

    خیلی شیکه

    عاشق رنگ سفیدمم

    خیلی به گوشیم میاد

    چقد برنامه کودک شو که امشب دیدم حس خوبی داشت بچه هایی سرشار از ناز و مهربونی

    آقایونی سرشار از عشق و طنازی و احترام

    و خانم های دانا و آرام و مهربون

    چقد خندیدم و کیف کردم از دیدنشون

    همیشه سر وقت میرسم به چیزای دلخواهم

    چقد وعده های امروز خوشمزه بود

    ماکارونی با ته دیگ سیب زمینی

    شبم یه سالاد شیرازی خوشمزه واسه خودم درست کردم تو یه کاسه کوچولو

    خیلیی خوشمزه بود

    چقد خوشحالم که دارم با تمام وجود زندگی میکنم

    نوشتن اتفاقات دلخواه باعث میشه هی مرورشون کنم

    چقد امروز پرانرژی بودم و حالم خوب بود

    چقد چشمای همکلاسیم زیباست امروز خیلی بیشتر به چشم میومدن

    چقد قشنگه بارها به هم لبخند زدیم

    چقد خوشحالم موهام پرپشته

    چقد حس خوبیه شونه کردن موهامم

    سیب خشکی که خوردم خیلی خوشمزه بود

    خواب قشنگی که خواهرم دیده بود و همدیگه رو بغل کرده بودیم

    انقد همه چی دلخواهه میتونم بگم چقد خوشبختممم

    کوله صورتیم رو خیلی دوست دارم که کنارم بوده همیشه و کتابام رو برام میاره

    چقد عروسک دلفین زردم رو دوست دارم

    چقد حس خوبیه که خانمای خوشتیپ رو میبینم که هنرمندن و آرایش بلدن

    انقد لباسای خوشگل میپوشن و موهاشونو قشنگ استایل میکنن

    یا آقایونی که تیپ جذابی میزنن انقد خوش چهره و خوش اندامن

    دیدی چقد دانایی زیاده چقد آگاهی زیاده

    میبینم چقد علاقه به یادگیری زبان زیاده علاقه به کتاب خوندن زیاده

    علاقه به کسب درآمد و مرفه بودن زیاده

    علاقه به عشق و آرامش زیاده

    چقد احترام و ادب زیاده

    چقد تشویق و تحسین زیاده

    چقد آرامش و امنیت زیاده

    چقد تمیزی و نظم زیاده

    چقد فرصتها زیادن این همه فرصت

    این همه موسسه این همه ادم هست که میتونی بهشون زبان یاد بدی

    چقد کتاب زیاده انقد تنوع هست که هرچیزی که بخوای رو میتونی انتخاب کنی

    در مورد فیلما و آهنگا هم همینطور

    همه چی

    انگار بینهایت هست تو این دنیا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    خانواده عزیزی گفته:
    مدت عضویت: 1262 روز

    به نام بهترین رفیقم خدای قشنگم

    سلام به استاد خفنم و خانم شایسته عزیز و همه ی دوستانم

    توجه به نکات مثبت توی هر شرایطی واقعا معجزه میکنه چرا میگن شکر نعمت نعمتت افزون کند

    چون وقتی ما شکرگزاری میکنیم توجهمون رو میزاریم روی نکات مثبت زندگیمون و همین باعث میشه حسمون خوب بشه و

    طبق قانون جهان هستی برامون اتفاقات خوبی میفته

    من دوست دارم این موضوع رو از یه زاویه دیگه بررسی کنم همیشه ما با یه بک گراندی در ذهنمون با

    آدما و جاهای مختلف برخورد میکنیم و این

    بک گراند از حرف مردم میاد مثلا اگه قرار باشه بریم پیش یه دکتری و قبلش کلی تعریف شنیده باشیم ازش که چقدر خوش اخلاقه و کارش درسته حتما ازش نتیجه میگیریم چون اینطور ازش توقع داریم.

    آدما هم طبق تجریباتشون باهامون صحبت میکنن مثلا اگه یه نفر رفته باشه یه شهری و با آدمای بد اخلاقی روبه رو شده باشه حتما از این به بعد هرجا بره درباره اون شهر بد میگه و توی ذهن بقیه ی افرادم این می‌ره که مردم فلان شهر خیلی بداخلاقن در صورتی که اون تجربه اون آدم بوده اون جذب خود اون آدم بوده ما نباید قربانی تجربیات بد بقیه باشیم بلکه بایدهمیشه نکات مثبتی که براشون افتاده رو تو ذهنمون بزاریم

    مثلا من همیشه شنیده بودم که جنوبیا خیلی خونگرم و مهربونن و مهمون نوازن و وقتی رفتم اونجا به طرز عجیبیییی واقعا اینقدررر مهربون و خوش اخلاق و دست و دلباز و مهمون نواز بودن که من فک میکردم همشون خانوادمن یعنی واقعا اینقدر احساس راحتی داشتم که انگار گوشه گوشه اون شهر خونه ی خودم بود و مهربونیایی از اون آدما دیدم که باید ساعت ها راجبش صحبت کنم و این شد یه خاطره قشنگ تو ذهنم چون با بک گراند مثبت اونجا و دیدم چون انتظار دیدن مهربونی و مهمون نوازی داشتم جز این چیزی ندیدم و هرچقدر توجه میکردم و شکرگزاری میکردم بیشتر و بیشتر میشد .

    و چندین بار برام پیش اومده که مثلا با یسری آدم رفتیم یه جایی دقیقا هممون یه مکان بودیم یه غذا خوردیم یه کار کردیم و به من خیلی خوش گذشته ولی بعدش که مثلا از اونجا برگشتیم نکات منفی اون آدما میگن که من بعضی وقتا شده با خودم گفتم یعنی مشکل از منه یا اینا؟

    امیدوارم از این به بعد بتونیم

    توی هرشرایط چه خوب چه بد نکات مثبت رو دربیاوریم و از جهتی نگاه کنیم که بهمون احساس خوب بده .

    با هر آدمی که روبه رو میشیم نکات مثبتشو ببینی و هرجا رفتیم درباره نکات مثبت آدما صحبت کنیم.

    هر اتفاق خوب کوچیک و بزرگی که برامون میفته کلی راجبش با خودمون با دیگران با خدا صحبت کنیم بنویسیم شکر گزاری باشیم .

    آدمی بشیم که هرجا می‌ره آدما ازش انرژی مثبت دریافت کنن ‌.

    و عاملی باشم در جمع های دوستانه و خانوادگی که فکر افراد رو سمت مثبت می‌بره و بحث رو جوری عوض کنیم که همه خاطرات خوبشون رو بگن

    (گرچه وقتی ما خودمون فرکانسمون مثبت باشه ناخودآگاه آدم های منفی حذف میشن و آدم های مثبت تر جاشون رو پر میکنند.)

    خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    در مسیر رشد گفته:
    مدت عضویت: 222 روز

    به نام خدای بخشنده مهربان

    این شروعی ست برای تغییر واقعی رفتارم

    و نوشتن اینجا فرصتی است که باعث میشه متعهد باشم

    خدایاشکرت

    زیبایی های این فایل اولا تیشرت استاد عباسمنش بود

    که رنگ سفید قشنگی داره و اون زبون بامزه قرمز رنگ

    بعدم اون پشت درختان دسته به دسته و فراوان و سبز رنگ که چشم رو جلا میده

    و اب دریاچه ای که فراوانی رو باز نشون میده

    نکات دلخواه این لحظه م کیک شکلاتی بود که عصر درست کردم و نوش جان کردم الان

    و تزیینات زیبای رو میزم هست که چندتا گلدون کوچولوی آبی و صورتی دارم

    و یه شمع کاکتوس باحال

    و سنگ ماهی ک انرژی مثبت میده وقتی تو دستات میگیریش

    و کره زمینی که شیشه ای و شفافه

    با وجود مقاومت ها همین چندخط نوشتن هم ب مرور زمان اثر خودش رو میذاره

    چقد خوشحالم زنده ام و باز هدایت شدم جسمم داره هرلحظه هدایت میشه این قلب سالم که داره بی وقفه می تپه و نفس هایی که هرلحظه میان و میرن و همه کارا در بدنم انجام میشن چه خبر داشته باشم چه نداشته باشم

    و خودکارایی که دارم و میتونم باهاشون بنویسم همه اینا در اختیار منن

    سپاس و ستایش از آن تمام فرایندهایت است که تمام جهان را در برگرفته ای

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    در مسیر رشد گفته:
    مدت عضویت: 222 روز

    خدایا شکرت چقد زود جواب داد توجهم بر نکات مثبت

    خیلی صحبتای قشنگی با مامانم داشتم

    و آرامش و عشق رو بازم تجربه کردم

    واقعا روابط خوب نعمتن

    شنیدن حرفایی که بهت آرامش میده رفتارایی که تو ذهنت ساختی

    همه بازتاب آینه ی وجود تو هستند

    شکرت بابت قانون دقیق جهان

    احساس میکنم قلبم بازتر شده

    صبح که تمرین رو انجام دادم برام ساده بود

    این نقطه قوت منه و آفرین به خودم میگم

    همچنان که آفرین میگم بابت قشنگی های وجودم الهی شکرت

    الانم تایم ورزش گذاشتم برای خودم برم که انجامش بدم

    خوبه خداشکرت

    من خوب هستم

    من همانم که هستم همان که در جریان لحظه حال است همان که هیچی به او متصل نیست

    جهان جز بازتاب من نیس حتی جسمم هم آینه ست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    در مسیر رشد گفته:
    مدت عضویت: 222 روز

    نکات مثبت امروز

    بیام اگاهانه تمرین کنم و دقت کنم چیا دلخواهم بود

    امروز ی ماشین عروس دیدم که با گلهای سفید تزیین شده بود

    من عاشق پنیر پیتزای خامم و خیلی خوشمزه بود

    موهام که نرم و ابریشمی شد

    ورزشم رو انجام دادم با تکامل میخوام پیش برم

    ی ربع بیست دقیقه شد

    عکس قسمت 1 سفر به دور امریکا رو دیدم چقد کارتونی و بامزه بود اطلاعاتمم رفت بالاتر

    پیاده روی که بازم داشتم

    دوش آب گرم

    و اسکرابی که پوست رو جلا میده من که عاشقشم

    و بوی خوب محصولات پوستی از مام گرفته که بوی وانیل میده تا مرطوب کننده

    با بوی طبیعت

    و واقعا حس خوبیه

    عشقی که بین زوجا دیدم اون دستای قشنگی که تو همدیگه قفل شدند

    و ماشین دو در قرمزی که دیدم فکر کنم کروت بود

    چقد زیبایی دیدم

    و تخمه کدو و آلبالو خشک خوشمزه

    لباسا و بافتای پاییزی گرم و نرمی که برای فروش اوردند

    هودی های نرم و گرم قشنگم

    لباسای دلخواهم از پافر گرفته تا دورس و شلوار

    شکرت منبع خیر و برکت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    در مسیر رشد گفته:
    مدت عضویت: 222 روز

    نکات مثبت امروز

    فایل زیبای الگوبرداری که تزیینات کریسمس رو داشت که من عاشقشم

    و خونه های رنگی رنگی و زیبا

    همچنین دسر خوشمزه ای که خوردم

    و عشقی که دارم احساسش میکنم

    اون شادی اون رقصیدنم

    اون درخواستی که دیروز داشتم و امروز اجابت شد

    که شاد باشم وگرمای وجودم رو باز احساس کنم

    به لطف رب انجام شد

    دوباره نصفه شب بیدارم کرد تا باهم صحبت کنیم

    احساسم دگرگون میشه رقیقتر شدم

    خداوندا سپاسگزارم

    جوانه گیاه برگ انجیری

    ب قول دوستی که میگفت خدا توجوونه انجیره

    عشقی که به خودم تونستم بدم امروز

    خدایا تو اگه نباشی حتی بخودمم نمیتونم عشق بدم همه چیز تحت فرمان توست

    این ایمان چیه که انقدر خوب کار میکنه

    عاشقتم

    ی دوره ای رو قبلا خریدم اگر هدایت بشم بهش کار میکنم روش

    امروز گام به گام قدم سوم هستم

    ذره ذره داره تنظییم میشه

    الهی شکرت

    امروز احساس میکنم صدای قلبم رو میشنوم

    اینم خواسته دیروزم بود

    خدایاشکرت

    خیلی لطیف شدممم خیلی مدام اشکم درمیاد

    اما اشک اشک عشقه

    خداروشکر اینجا هستم و میتونم بنویسم

    و کراپ زیبام که روش طرحهای کارتونی داره

    خرس و گوزن و روباه و خرگوش انگار همه جشن گرفتن

    روشم نوشته merry christmas

    و تیشرت زیبای استاد تو سفر ب دور امرکیا قسمت1

    چقد زیباست چمدون و نارگیل و المان های سفر رو داره

    و فراوانی اون همه درخت

    و اون سنجاب خیلی بامزه که از پشت درخت نگامون کرد

    خیلی قشنگ بود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: