«هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


 استاد عباس‌منش در این آموزش، با استفاده از استعاره‌ بسیار دقیق «گاز و ترمز»، پرده از رازی برمی‌دارند که چرا بسیاری از ما با وجود تلاش‌های فیزیکی فراوان و خواسته‌های قلبی عمیق، همچنان در رسیدن به اهدافمان ناکام می‌مانیم یا با سختی و مشقت بسیار به آن‌ها دست می‌یابیم.

این مبحث  به ما می‌آموزد که جهان هستی به گونه‌ای طراحی شده که پاسخ به درخواست‌های ما در آن آنی و قطعی است. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید که زمین و آسمان‌ها را «مسخر» شما کردیم؛ این یعنی کائنات گوش‌به‌فرمان انسان است و سیستمی هوشمند وجود دارد که وظیفه‌اش تنها یک چیز است: «می‌خواهی؟ پس می‌شود.» اگر این اتفاق با سرعت و سهولت رخ نمی‌دهد، ایراد از فرستنده یا گیرنده پیام نیست، بلکه پای یک نیروی بازدارنده قدرتمند در میان است که ما از آن غافلیم.

مفهوم «گاز و ترمز» به سادگی بیان می‌کند که هر «خواسته» و آرزوی شما حکم پدال گاز را دارد که شما را به سمت جلو می‌راند، اما هم‌زمان، مجموعه‌ای از «باورهای محدودکننده و ناهماهنگ با آن خواسته ها» که اغلب در ناخودآگاه شما پنهان شده‌اند، مانند پدال ترمزی عمل می‌کنند که با قدرت تمام فشرده شده است. وقتی شما با تمام وجود ثروت، روابط عاشقانه یا سلامتی می‌خواهید (گاز می‌دهید)، اما در اعماق ذهنتان باور دارید که پول فساد می‌آورد، یا آدم‌های خوب کمیاب‌اند، یا بیماری سرنوشت شماست (ترمز را نگه‌داشته‌اید)، نتیجه حرکت نیست؛ بلکه فرسودگی، اصطکاک و درجا زدن است. هنر انسان موفق، فشار دادن بیشتر پدال گاز نیست، بلکه هنر او برداشتن پا از روی ترمز است. به محض اینکه شما این مقاومت‌های ذهنی را شناسایی کرده و آن‌ها را با روغن‌کاریِ باورهای قدرتمندکننده از بین ببرید، ماشین زندگی شما بدون نیاز به تلاش طاقت‌فرسا، با سرعتی باورنکردنی به پرواز درمی‌آید. این قانون ثابت می‌کند که جهان هستی هیچ مقاومتی در برابر خوشبختی ما ندارد و این تنها خود ما هستیم که با افکار متضاد، راه ورود نعمت‌ها را سد کرده‌ایم.

استاد عباس منش در باب چگونگی تولید ترمزهای ذهنی در برابر خواسته ها، یک کلید اساسی را بازگو می کند که چگونه کانون توجه ما می‌تواند تبدیل به مخرب‌ترین ترمز ذهنی شود. بسیاری از افراد، حتی کسانی که سابقه موفقیت دارند یا انسان‌های بسیار معنوی و درستی هستند، ناآگاهانه بر روی «نکات منفی» یک خواسته تمرکز می‌کنند. برای مثال، فردی که خواهان ثروت بیشتر است اما به محض تصورِ درآمدِ بالا، ذهنش درگیر ترس از مالیات، دردسرهای اداره دارایی، یا قضاوت دیگران می‌شود، عملاً دارد با شدت تمام ترمز می‌گیرد. جهان هستی به این نگرانی‌ها پاسخ می‌دهد و مسیر ثروت را مسدود می‌کند، زیرا قانون این است که شما نمی‌توانید هم‌زمان هم مشتاق چیزی باشید و هم از عواقب آن بترسید. این ترمزهای مخفی حتی می‌توانند در قالب باورهای مذهبی نادرست ظاهر شوند؛ مثل اینکه فکر کنیم “خدا برای من نخواسته” یا “مصلحت من در سختی کشیدن است”. استاد عباس‌منش تأکید می‌کنند که این‌ها توجیهاتی برای نشناختن قانون است. خداوند برای همه ما بهترین‌ها را می‌خواهد، اما این ما هستیم که با ارسال فرکانس‌های آلوده به شک، ترس و نگرانی، مانع اجابت دعاهایمان می‌شویم.

دلیل تحقق راحت و آسان برخی از خواسته‌های ما این است که هیچ ترمزی درباره آن خواسته در ذهنمان وجود ندارد. این خاصیت جهان است که به محض شکل‌گیری خواسته‌ای، چنانچه هیچ مانع ذهنی در برابرش نباشد، آن خواسته متجلی می‌گردد. در خصوص خواسته‌هایی که تحققشان با اندکی دشواری همراه است، باید گفت ترمزهایی در ذهن ما در برابرشان وجود دارد، اما سرانجام در فرآیند تحقق خواسته، موفق می‌شویم که پایمان را از روی آن ترمز برداریم.

اما آن دسته از خواسته‌هایی که هرگز محقق نمی شوند، با ترمزهایی بسیار ریشه‌دار مواجه‌اند که حتی شناسایی آن‌ها نیز دشوار است، چه رسد به حذفشان. زیرا ظاهر این ترمزها بسیار منطقی و موجه است؛ یعنی نه تنها شناخت آن‌ها به عنوان یک مانع و ترمز دشوار است، بلکه گاهی در لباس یک ویژگی مهم و عالی جلوه می‌کنند که آن را لازمه رسیدن به خواسته می‌پنداریم. به عبارتی، همچون گرگی در لباس میش ظاهر شده و ما را کاملاً از مسیر اصلی گمراه می‌سازند. علت اینکه خواسته‌ای علی‌رغم شور و اشتیاق، تلاش ذهنی و حتی تلاش ذهنی فراوان ما محقق نمی‌شود، این است که یک پای ما بر پدال گاز فشرده شده و با پای دیگر به شدت پدال ترمز را می‌فشاریم!


منابع بیشتر درباره محتوای این فایل:

دوره کشف قوانین زندگی از سایت حذف شده است و دوره “هم جهت با جریان خداوند”، جایگزینی بسیار کامل‌تر و بارها عالی‌تر از مفاهیمی است که در دوره کشف قوانین زندگی آموزش داده شده بود.

این سؤال افراد زیادی است که:

  • چرا با وجود تلاش فراوان، تغییرات دلخواه در شرایطم رخ نمی‌دهد؟!
    چرا نشانه‌های خواسته‌ام را می‌بینم اما خودش را تجربه نمی‌کنم؟!
  •  چرا تا پای قرارداد می‌روم اما امضا نمی‌شود؟!
  • چرا در لحظهٔ آخر، همه‌چیز خراب می‌شود و دوباره به مرحلهٔ قبلی برمی‌گردم؟!
  • چرا مشتری می‌آید اما خرید انجام نمی‌شود؟!
  • چرا یک سری خواسته ها خیلی راحت برایم خلق می شوند اما به یک سری از خواسته هایم خیلی دیر یا خیلی سخت می رسم یا اصلا نمی رسم؟!
    و…

دوره “هم جهت با جریان خداوند” در پاسخ به حل این مسائل تولید شده است. این دوره کمک می‌کند تا دانشجویان بتوانند نتایج نصف‌ونیمه رها شده‌ی خود را به ثمر برسانند، آن هم از مسیر بسیار هموار یعنی به‌وسیله هم‌جهت‌شدن با جریان خداوند.
اگر  آموزه‌های این دوره را به همان دقتی اجرا کنید که در این دوره آموزش داده شده است، به شما قول می‌دهیم هیچ خواسته‌ای نیست که بخواهید اما به آن نرسید. در دوره “هم جهت با جریان خداوند”، آگاهی‌هایی ارائه می‌شود که کلید هم‌فرکانس شدن با خواسته و حفظ و ادامهٔ این فرکانس تا مرحلهٔ خلق خواسته و حضور آن در تجربهٔ زندگی است. یعنی هم‌فرکانس ماندن با خواسته تا زمانیکه این فرکانس آنقدر قدرت بگیرد که به‌صورت فیزیکی در زندگی شما ظاهر شود:
به شکل یک رابطهٔ عاشقانه، به شکل پول واقعی در حساب بانکی، به شکل مشتری در کسب‌وکار، به شکل سلامتی، به شکل زندگی در خانهٔ دلخواه و شرایط دلخواه، به شکل تجربهٔ عشق و مودت، به شکل تجربهٔ آرامش و…


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز
    454MB
    38 دقیقه
  • فایل صوتی «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز
    26MB
    28 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1081 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «حمیدرضا صادقی» در این صفحه: 3
  1. -
    حمیدرضا صادقی گفته:
    مدت عضویت: 4291 روز

    نعمت و آگاهی روز 57 ام

    خدایا شکرت که امروز هم زنده ام و هم میتونم یک قدم برای تغییر زندگی ام بردارم و ردپای روز 57 ام را هم بگذارم

    .

    ساختار جهان این شکلیه : میخواهی و میشود ، تماااام !!

    حمیدرضا ، اگر خواستی و نشده ، اگر خواستی و دهنت سرویس شده و نا امید شدی ، شرک داشتی و …. ، نه بخاطر اینه که سخته نه بخاطر اینه که نمیشه و برای بعضی ها میشه و نه هیچ دلیل دیگه ای ، دلیلش اینه که :

    + کانون توجهت کنترل نشده ، باورهای محدودی توی ذهنت داشتی داری و حتی خواهی داشت و در آینده باورهای محدود بیشتری پیدا میکنی ! هییییچ عامل دیگه ای وجود نداره !! و فقط شکل و خالص بودن فرکانسی که فرستادی ایراد داشته

    اوکی پس درستش کن !!!

    خیلی کار راحت میشه وقتی که بدونیم مشکل از کجاست و وقتمون را سر پیدا کردن مشکل و موارد غیر ضروری و توهمات فکری نکنیم !!

    …………

    یه داستان جذاب از دیروز براتون تعریف کنم ، از تمرین ” ستاره قطبی ” چون به همین قانون میخواهی و میشود و سریع الجواب بودن خداوند مربوطه :

    نزدیک صبح بود که پای سیستمم بودم توی فکر و افکار توحیدی و حرف های استاد ، کارها و خرج ها و بدهی ها ، رویای قهرمانی ام و …. ، خلاصه فکرم خیلی مشغول بود ( ولی احساسم به شدت خوب بود )

    از مهاجرت ام به اینطرف ( که حدود 3 ماه هست ) تمرینات ورزشیم خیلی کم شده و هنوز تمرین بدنسازی و باشگاهی را شروع نکرده بودم و شخصی تمرین میکردم ، در حال دیدن کلیپ های مربوط به هدف و قهرمانی و رویای خودم که بودم ، تصمیم گرفتم که فردا ( یعنی همون روز و بعد از استراحتم ) برم برای باشگاه های اطرف منطقه را ببینم و انتخاب کنم ، پیش خودم گفتم که الان پولم کمه ( چون چند روزی نبودم و خرج شده بود و …. ) البته که خدا را شکر کار دستم هست و پولش بعد از انجامش واریز میشه ولی برای ثبت نام باید صبر میکردم ، پیش خودم گفتم اشکالی نداره دیدن و انتخابش که پول نمیخواد و قدم اول را برمیدارم ، قبل از اینکه بخوابم تمرین ستاره قطبی ام را نوشتم ( البته استاده میگند صبح اول وقت که بیدار میشیم انجام بدیم ولی موقع هایی که من تا دم صبح بیدارم ، معمولا انجام میدم چرا که چند بار شده بعضی هاش تا قبل از بیدار شدنم خداوند برام انجام داده )

    تمرین ستاره قطبی را نوشتم :

    مواردی مثل : تمرکز دارم کارم داشته باشم ، فلان شخص پیام تایید و تحسین کاری که براش فرستادم را بده ، کارهام منظم تر بشه ، هوا و شرایط روغن موتورم به شکلی باشه که بتونم برم قهوه بخرم و….

    که خداوند همه اش را برام انجام داد !

    ولی دو تا مورد بود که نوشته بودم و مواردی بود که کاملا دلی نوشتم ! دلیل خاصی هم براش نداشتم و بخاطر اینکه کلی در احساس و افکار توحیدی و رویای خودم بودم ، خواستم و نوشتم

    و موارد اینا بودند :

    + هدایت و نشانه الهی دریافت کنم که خوشحالم کنه و ایمانم را قوی تر کنه

    + ورودی مالی جدید میخوام از راهی که فکرشم نمیکنم

    . بعد از ظهر بود که مشغول کار بودم ، که دیدم 1 میلیون به حسابم واریز شد !

    قبلش یک میلیون به حساب همسرم واریز کرده بودم ، چون در سفر بود لازم داشت براش واریز کردم ، بهش زنگ زدم گفتم 1 میلیون هست توی حسابت یا برگشت خورده ؟ یه چک کرد و گفت نه هستش !

    من هرچی فکر کردم بین مشتری هام دیدم در حال حاضر نه زمان پیش پرداخت از کسیه و نه تسویه !! خخخخ !

    گفتم اوکی خودش مشخص میشه دیگه ، و مشغول کارم شدم

    مادرم چند روز پیش بهم گفته بود به مناسبت کامپیوتر جدیدت دلم میخواد یه شرینی بهت بدم و 500 تومن از سمت من خاله برات واریز میکنه ، من کلی تشکر کردم ازش و گفتم عزیزم این چه حرفیه و من باید برای شما خرج کنم ولی نقل قول کتاب هدیه از اسپنسر جانسون را براش گفتم که :

    خداوند به همون اندازه که هدیه دهنده را دوست داره ، کسی که هدیه را میپذیره را هم دوست داره

    و مادرم از این متن خیلی خوشحال شد و تشکر کرد و منم از خوشحالی اون خوشحال شدم و گذشت و از یادم رفته بود ، بعد مادرم بهم زنگ زد گفت اومد به حسابت ، گفت 1 میلیون ؟ مگه نگفتی 500 هزار تومن ؟

    گفت خوب دیگه ! مبارکت باشه

    ( این از نشونه اول که خداوند 500 هزار تومن بیشتر برام واریز کرد )

    یه زمان کوتاهی گذشت و مشغول به کار بودم ، در حین کارم به اندازه شاید نیم ساعت یا 45 دقیقه افسار ذهن و عملم از دستم رفت ، فکرم الکی از نجوا ریخت به هم و داشتم توی اینترنت کاملا بیهوده میچرخیدم !!

    ++ یاد آوری کنم که من از خداوند چی خواسته بودم ؟! از خداوند خواسته بودم که هدایتم کنه با نشونه اش و خوشحالم کنه و ایمانم قوی تر بشه و مورد دوم هم ورودی مالی جدید از جایی که فکرشم نمیکنم ) ++

    در همون حین چرخیدم توی اینترنت بودم که دیدم یه پیام توی اینستاگرام برام اومد ، از پیجی که سیستم کامپیوترم را از اون تیم برداشته بودم و چندتا از استوری هاشون را جواب داده بودم و یه مسابقه هم ظاهرا گذاشته بودند ، دیدم آیدی پیجم منشن شده که ، اینم از برنده چهارم ما ، مبارکتون باشه 500 هزار تومن و شماره کارت بفرستید !!!!!!!

    ( من توی زندگیم هیچ کجا و هیچ قرعه کشی تا حالا برنده نشده بودم )

    اصلا خشکم زد !

    +دقیقا در لحظه ای که افسار ذهنم در رفته بود و نیاز داشتم برگردم توی مسیر

    +دقیقا طبق درخواستم : هدایت و نشونه الهی که خوشحالم کنه و ایمانم را قوی تر کنه و وردی مالی جدید از جایی که فکرشم نمیکنم !!

    +اینقدر خوشحال شدم ، نه بخاطر مبلغش ، بخاطر اون هدایت و تیک زدن با لذت این دو خواسته در تمرین ستاره قطبی ام ، و این حس نابی که انگار خدا اومد کنار صورتم یه چشمک بهم زد و گفت : ببین حواسم بهت هست ! تو توی مسیر باش و فقط بخواه تا انجام بشه

    .

    سجده کرد و گفت ای رب ودود من چه دانستم تو را حکمت چه بود

    .

    ………………..

    خیلی این بهم چسبید و گذاشتم توی نوت گوشیم حفظ بشه و شب ، هم برای مادرم تعریف کردم که خیلی هم فرکانس با خودم هست و از شاگرد های استاد هم هستند و هم همسرم که اونم قسمتی از فایل ها را دنبال میکنه

    داخل گروه تلگرامی 2 نفره که خودم زده بودم با همسرم با اسم “زیبایی های هر روز و شکرگزاری” برای همسرم تعریف کردم ، که توی گروه هم بمونه و اونم کلیی ذوق کرد و خوشحال شد .

    و امیدوارم که این خاطره را حفظ کنم و مواقعی که شرک و نجوای درونم بیشتر میشه ( مخصوصا از لحاظ مالی ) ، سریع یاد آوردی کنم و بتونم نگاهم به شکل توحیدی تغییر بدم .

    ……………….

    یه توجه هم بکنم به زیبایی های جالب در هنگام نوشتن همین کامنت :

    از زمان شروع نوشتن این کامنت تا الان بیشتر از 3 ساعت میگذره !!! ولی چطوری ، اینکه اول کار را نوشتم ، داشتم نکته بردای از فایلم را میخوندم ، بعد یهو صدای اذان صبح را شنیدم و همینطور دلی دوتا صفحه از قرآن را باز کردم و خوندم و که اون هم از جمله آیات توحیدی بودند و اشاره به قدرت الهی ، دوباره ادامه دادم نوشتن و بعد دیدم یه پاسخ به کامنت دارم و با پاسخ زیبای بانو اسماء عزیز ، در فایل ” کدام مسیر را انتخاب کرده ای ؟” مواجه شدم و خیلی خیلی انرژی گرفتم و از کامنت و پاسخ زیبای ایشون ، دوباره مشغول به نوشتن پیام بودم که از پنجره بیرون را نگاه کردم دیدم : واااای چقدر رنگ آسمون خوشگله و نمیشه برای طلوع صبح ، نرم بیرون ، بازم کامنت را رها کردم و رفتم به طبیعت نزدیک به خونمون و زیبایی و انرژی عالی صبحش و گاو ها که تازه برای چرا اومده بودند و یه کمی با اونا صحبت کردم و لذت بردم و برگشتم و …. تا به الان رسید !!!

    …………………….

    خدا را هزاران بار هر لحظه شکر ، خدایا شکرت بخاطر همه چیز !

    دوستتون دارم و در پناه حق شاد باشید : )

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    حمیدرضا صادقی گفته:
    مدت عضویت: 4291 روز

    سلاااام بانو

    روزهاتون پر برکت و احساس خوب

    ممنونم از پاسخ زیبا ، خوش انرژی و آموزنده

    اگر کامنت من باعث احساس خوب برای شما شد ، من بارها این کامنت شما را خوندم در این مدتی که از روزشمار دور بودم و قسمت هایی از پیامتون را هم در نکته برداری کردم و برای خودم ذخیره کردم

    بازم بخاطر پترن های تکرار شونده ای که دارم و هنوز نتونستم دلیلش را از ریشه پیدا کنم و درستش کنم ، زمان نسبتا زیادی را از کامنت های روزشمار و همینطور ادامه فایل ها دور بودم ، ولی باعث شد هم بارها فایل شماره 58 را گوش بدم و هم چندین بار کامنت شما را بخونم

    و الان هم قبل از نوشتن کامنت روز 58 ام ، گفتم اول پاسخ به شما دوست عزیز را بدم و تشکر کنم

    با اینکه پترن تکرار شونده ای در بحث کارم و ترافیک کاری برام اتفاق میفته ولی نکته مثبتش اینه که تونستم رکورد درآمد ماه های قبل را بزنم و قسمتی دیگه از بدهی هام را کم کنم و امیدوارم برای ماه های آینده هم به همین شکل باشه البته با نظم و ادامه روز شمار و اصلاح پترن تکرار شونده ام

    براتون احساس عالی ، هدایت ، ثروت و سلامتی بیشتر از خداوند میخوام و جز دوستانی هستید که مشتاقم در اخر این سفرنامه نتایج فوق العاده تون را بخونم و تحسین کنم و لذت ببرم

    در پناه حق ، شاد باشید : )

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    حمیدرضا صادقی گفته:
    مدت عضویت: 4291 روز

    سلاااام مجدد و پر انرژی به شما بانوی مهربون

    که هر بار خوندن کامنت هاتون حس خوبی بهم میده و بارها پاسخ هاتون را خوندم ، هم به عنوان احساس خوب ، هم به عنوان نشونه گرفتن و هم به عنوان آگاهی و هم فرکانس شدن

    با اینکه باز هم چندین روز از پاسخ شما میگذره ، ولی به همین شکل که گفتم چندین بار پاسخ شما و همینطور پاسخ قبلی شما را خوندم و نشونه گرفتم ، و از این بابت به خودم سخت نگرفتم که هر وقت حس نوشتن داشتم بیام و کامنت را بنویسم

    با اینکه هنوز در جلسه 59 هستم ، ولی باز تکرار این جلسه و همینطور فایل های جدید فایل نگذاشته که به روز بعدی برم !

    البته که ترافیک کارم هم بی دلیل نیست ، اما سعی کردم نه به شکل بیخیالی باشه و نه به شکل وظیفه ای که باید تیک بخوره و فقط از فایل بگذرم و برم برای فایل روز بعد ، بلکه سعی کردم هر فایلی را بتونم هم آگاهی اون را کسب و کنم و هم در سریعترین زمانی که احساس و الهام نوشتن هست بیام و کامنتش را هم بنویسم !!

    در حال حاضر هم در بین حجم زیاد کارم ، یه استراحتی به خودم دادم ، و چه استراحتی بهتر از اینکه با هدفون روی گوشم همراه آهنگ های زیبا و عرفانی محسن چاوشی که از شعر های مولانا خوانده شده ، بیام داخل سایت استاد عزیز و دوباره کامنت شما را بخونم احساس خوب بگیرم و پاسخ بدم ، زودتر از اینکه بخوام سراغ کامنت فایل 59 برم : )

    در همین ترافیک کارم ، احساس رشد خودم را حس میکنم و خدا را هزاران بار شکر میکنم و همینطور از خداوند میخوام که زمان کارهام مرتب تر بشه و بتونم بیشتر روی فایل های استاد زمان بگذارم و کار کنم

    + یکی از نتایج همین چند روزم بگم ، دریافت پیشنهاد کاری بود که باز هم درآمد من را بیشتر میکنه ( حدود 1/5 تا 2 برابر ) در آینده ای نزدیک به لطف خدای وهاب

    این در صورتی بود که من فرکانسش را زودتر ارسال کرده بودم :))

    جز برنامه ریزی ام و خواسته هام در دی ماه و بهمن ماه داخل نوت گوشی ام نوشته بودم ، از خداوند خواسته بودم که تا آخر دی ماه پیشنهادی را دریافت کنم به عنوان کارهای روتین و ادامه دار باشه که بتونم برنامه کارم و زندگی ام را مرتب تر کنم و بتونم این پترن تکرار شونده را هم اصلاح کنم و همینطور درآمدم هم بیشتر بشه ! ( که دی ماه تمام شد و گفتم اشکال نداره ، تا آخر بهمن خدا برام درست میکنه که 5 روز بعدش اجابت شد )

    و در همین حال هم از خداوند هدایت میخوام که حتی به نسبت این شخص و این پیشنهاد کار شرک خفی نداشته باشم که خودم متوجهش نشم !

    جالبه این نکته ای که گفتید از اینکه به خودمون بگیم اگر شرایط همین باشه و پیشرفت نکنم چه اتفاقی میفته ، من از خودم به فیلم گرفتم در چند زمان مختلف که بتونم هر بار ببینم و یاد آوری بشه برام و واقعا احساس میکنم دونه دونه نهال هایی که کاشتم داره آروم در میاد پس حالا بیشتر از قبل نیاز به رسیدگی داره و به هر بهونه مثل : ترافیک کارم و …. نباید بزارم این نهال ها خراب بشند و اوضاع دوباره برگرده ، بلکه بهتر و بهترش کنم

    اما جالبتر اینکه ، با اینکه فایل های استاد را دنبال میکنم و سعی میکنم در مسیر باشم و بهتر باشم ، از خودم سوال داشتم که چرا این استمرار و میزانی که دلم میخواد و واقعا از لحاظ روحی ارضاام میکنه را نمیتونم برای سایت و فایل های استاد بزارم ، چرا یه مدت خوبه و یه مدت دوباره کم میشه ! که جوابش را در فایل جدید و بی نظیییر استاد گرفتم ، فایل قدرت اراده در مقابل نحوه عملکرد مغز انسان

    و مصمم تر که اول به بدنم و قانون سلامتی برسم و بعدش که منو به مرور دوباره دوره هایی که دارم و استمرار بیشتر و دلچسب به فایل های استاد و درک بیشتر میرسونه

    چون بسیار خدا را شاکرم که دوره قانون سلامتی را دارم ولی با هدف و خواست بیشتر و کمک مالی مادرم بود که ایشون نتایج بسیار خوبی گرفتند اما خودم به دلیل سلامت جسمانی ام متاسفانه از این دوره غافل شدم !!!! سلامتی ای که اگر بیشتر بهش توجه کنم و ریزش بشم میبینم که : نه باباااا سلامتی کجا بود ؟؟!!!! اگر دونه دونه مشکلات ریزم را بنویسم خیلیههه !

    و این فایل به نظرم عااالی بود و همینطور جواب اراده های نصف کارم را هم گرفتم : ) خدایا شکرت

    بانو بسیار تحسینتون میکنم ، چرا که واقعا احساس آرامش و شادی که دارید را حس میکنم در نوشته هاتون و با هربار خوندن کامنت ها این احساس بهم منتقل میشه

    ممنونم از دعا و آرزوی زیباتون ، واقعا این چند روز به لطف خدای مهربان خنده های بیشتر و شادی بیشتر به شکل های مختلفی برام رقم خورده و خدا را هزاران بار شکر میکنم

    اما مسیر قهرمانی ام نیاز به اراده ای بهتر داره !!!! و خیلی ممنونم از انرژی ای که توی این مسیر بهم میدید ، خیلی خیلی ممنونم

    هر روز ، هر لحظه و به روش های گوناگون براتون هدایت ، شادی ، ثروت و هررر آنچه که شما را به خواسته ها و اهداف و احساس بهتر میرسونه آرزومندم

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: