این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-70.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2018-11-08 07:11:452025-12-18 05:09:07«هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
ترمز مالیات باید داد ، رو من دارم. وقتی افکار و باور ادم داغون باشه حتی فیلم انگیزشی و یا کتاب موفقیت هم به ضرر ادم هست و فقط ترسها و قسمتهایی که باور محدود کننده داره رو ثبت میکنه
یادمه کتابهای هوش مالی رابرت کیوساکی رو میخوندم و در مورد اینکه دست اخر بیشترین مالیات رو فقرا یا قشر متوسط میدن و ثروتمندا بلد هستن چطور از مالیات فرار کنن ، نوشته بود. کاری نداریم که کتاب درسته یا غلط . ذهن من بدترین باورها رو برداشت میکرده از کتاب
من چون خودمو نمیتونستم ثروتمند تصور کنم و حس واقعی و غالبم فقر و محدودیت بود ، پس میگفتم پول زور از ادم مستقیم و غیر مستقیم گرفته میشود .
مالیات مساوی با پول زوره توی ذهنم. باور درست در مورد اینکه در قبال مالیات چه منافعی برای من فراهم هست ، چه خدماتی میدهدند از بهره مالیات به جامعه ای که من توش رفت و امد دارم و زندگی میکنم رو باید بسازم و درستش کنم باورهامو
حتی پوز کارت خوان یک فکر بزرگ میشه برام وقتی ایده یک کسب و کار میاد سراغم . هنوز مثل دوسال اخیر حتی مالیات علنی نمیگرفتن و فقط اخبارش بود از ده سال پیش من بحث سیاسی راه مینداختم پول زوره و کیسه دوختن و این نشستن پای اخبار باور اینکه اقا با پول ما حالا میخان به جاهایی که ربطی به کشور نداره کمک کنن و غیره و فقط باورهایی به ضرر خودم میساختم و من هیچی نشدم
میگم وای پوس یا پوز حالا میخا بری بانک . بانک رفتن هم ترمزه برام . عزا میگیرم توی ذهنم میشه برزخ وقتی اسم کار اداری میاد . فحش هرچی پشت میزی با عرض پوزش میدم بخاطر باور و افکار غلط در مورد کارمندای بانک و اداره ها ساختم
وقتی استاد میگه که ملک تو امریکا با دلار 10 هزار تومنی ، پنج میلیارد تومان سالانه مالیات داره مغز من توش نمیگنجه که چقدر باید روی گاز و یا روبه جلو باشه برای یک ادم که بگه خب خونه و ملک خوب میخرم سالی یکماه میرم توش حتی خالی هم باشه اشکال نداره و مالیاتش رو میدم .
داستان باور مثل اینه که من یچیزی رو قبول دارم ولی عمل نمیکنم . قبول دارم ترمز باید رها باشه ولی پام چسبیده روش.
باید باید باید و باید دست از جنگ بردارم . وقتی هم گاز بدی و هم ترمز بگیری فقط لنت سابیده میشه و به موتور فشار میاد. سوخت میره بالا و نتیجه هیچ فقط یک متر حرکت اونم با روحیه و جسم و روان داغون . اونوقت میگم نمیدونم چرا عصبیم . چرا بیقرارم و کلافه . چرا جسمم میریزه بهم یهو درد مفاصل میگیرم و…. چرا حوصله زن بچه ندارم . حوصله مشتری و کارفرما ندارم . اگر جسم و روان و روح من ماشین باشه خب این ترمزها میخاد چه بسر من بیارن
از خداوند میخام بهم کمک کنه همینجور که اگاه میشم و ترمز میشناسم ، جسارت و شهامت بهم بده پام از روش هم بردارم . با توکل به خودش انشالله
اقدامات عملی اینه اول باور درست کنم . بعد برم وقت بگذرونم توی بانک و ادارات کارهای عقب افتاده انجام بدم ، و آشتی باشم با وقت گزاشتن اینجور جاها
هیچ گاه نباید دیگران را قانع کرده و بخواهیم که از خود دفاع کنیم، تنها کافی است به حرف های آنها توجه نکنیم و تمرکز خود را بر روی خواسته ها و اهداف خود بگذاریم.
افرادی که پشت سر ما غیبت می کنند بهترین راه، عدم توجه به آنها است. استاد الگویی عالی در این زمینه هستند که با بی توجهی به حرف هایی که دیگران از روی حسادت پشت سر ایشان می زنند و ادامه ی مسیر درست به نتایج عالی در تمام جنبه ها و زمینه ها دست یافتند و الگویی برای همگان شده اند.
هیچ گاه با دیگران بحث و دعوا نکرده و توجه خود را بر روی خواسته های خود بگذاریم، اگر بتوانیم چنین کاری انجام دهیم حسادت ها، غیبت ها، حرف های ناجالب و….آنها درنهایت به نفع ما خواهد شد چون تنها قدرت در دستان خداوند است و هیچ کسی توانایی تاثیر گذاری در زندگی ما را ندارد. اگر کانون توجه خود را تغییر دهیم اتفاقات زندگی ما دگرگون خواهد شد. هیچ کسی قدرت چشم زدن یا تاثیر منفی در زندگی ما را ندارد. اگر آگاهانه به آنها توجه نکرده و قدرت ندهیم ضربه ی آنها حتما به نفع ما خواهد شد.
ما نباید افراد را به دیدگاه شان گره بزنیم اگر حرف آنها درست بوده بپذیریم و مقاومت نداشته باشیم .
هر کسی کسب و کاری دارد باید بتواند آن را تبلیغ کرده و محصولات خود را به فروش برساند و تا زمانی که اعتماد به نفس، باور به محصول خود و ایمان نداشته باشد نمی تواند آن را تبلیغ کرده و به فروش برساند. مهمترین مهارتی که باید در هر کسب و کاری یا حتی در زندگی یاد بگیریم مهارت فروش است.
تنها زمانی نتیجه خواهیم گرفت که بهای محصولات را تمام و کمال و با تمام وجود بپردازیم. محصولات استاد زندگیها را متحول کرده و قیمتی نمی توان برای آن تعیین کرد. دلیل تاثیر گذری سخنان استاد این است که خود در تمام جنبه ها نتایج عالی گرفته و فقط صحبت کردن صرف نبوده است. محصولات ایشان آینه ی تمام نمای باورهایشان و الهام شده از طرف خداوند بوده، برای همین محتوای منحصر به فرد داشته که در هیچ کتابی وجود ندارد.حتی اگر دیگران نیز از آن تقلید کنند نمی توانند تاثیری که آموزه های استاد روی دیگران می گذارند را داشته باشند، چون فرکانس ایشان به سایرین منتقل می شود که بر مبنای درستی , پاکی، صداقت و راستی است.
وجود دوستان و خانواده ام و استاد عزیز و همسر شایسته شان
من این فایلو که داشتم میدیدم تقریبا وسطای فایل بود که از شوق اشکم در میومد و به چشمان استاد نگاه میکردم و اون صداقت اخلاص و حس خوب رو توی نکاهشون دریافت میکردم و هی میگفتم استااااد قربونت برم عاشقتم، تا اینکه برای شام صدام کردند و سر سفره با یک حرف داداشم جوری احساس ناامیدی و خشم بهم دست داد که باهاش سردرد گرفتم و متوجه شدم که چقققققدر زود ممکنه ما به نظر و حرفی که دیگران میزنن تحت تاثیر قرار بگیریم و زود بخودم اومدم و گفتم که محمد این فقط یک نظره و تو نیازی به نظر هیچکس نداری و هیچی مهم نیست بجز خودت و اون ندای درونت که باهات حرف میزنه همیشه
اگه یکم به زندگیمون نگاه کنیم
یه کم ریزتر بشیم به انچه که در زندگی ما اتفاق افتاده و خوشایند نبوده مثل
اتفاقات تلخ و مریضی عصبانیت خشم نفرت توقع و دیگر احساسات منفی
قشنگ متوجه این موضوع خواهیم شد که
یا خواستیم کسی از ما ناراحت نشه و درخواستشو قبول کردیم
یا بخاطر تایید دیگران و حرفهایی که ما نخایم پشت سرمون بزنن چه بحث هایی که نکردیم چه رنجهایی که ندیدیم و چه بلاهایی که با دستان خودمون سر خودمون نیاوردیم همش نشون میده که حرف دیگران واکنششون نظرشون اینقد برامون مهم بوده که حاضر شدیم از خودمونم بگذریم و اسمشم بزاریم ((فداکاری))
چه راحت افسار ذهنمون رو دادیم دست بقیه ای که اگه بمیریم هم بعد از مرگ مان تنها دغدغشون بقول یکی از دوستان روی رنگ نوشابه ای هست که با غذاشون انتخاب میکنن
استاد خیلی خوب مارو آگاه میکنن و باید جان دل سپرد به حرفهایی که سند درست بودنشون هم نتایج استاد هست و هم انرژی مثبتی که از اون ور دنیا برامون میفرستن
من خودمم اوایل و حتی همین الانم ممکنه گاهی به حرفهای استاد شک کنم بخاطر یک تضاد و دوباره قانون احساس خوب و اتفاقات خوب رو به خودم یاد آوری میکنم که محمد این نجوایی هست که میخواد تورو از مسیر خارج کنه واستاد اینقدر خالصانه توضیح میدن قوانین رو که ذهن چموشم باز برمیگرده به مسیر و این روند باید اینقدر ادامه بدیم که جلوی این ذهن سرکش رو بگیریم و آگاهانه به مسیر درست هدایت کنیم
چه بسیار آدمهایی که خواستن توی حوزه روابط امور مالی سلامتی بهمون ضربه بزنن اما به نفع ما شدن و الان اینجاییم با قدرت
و مورد هدایت الله و چه هدیه و نعمتی بالاتر از این خدارو هزار مرتبه شکرت
یادمه یک شب تو این فکر بودم، چرا من این خواسته ای که دارم رو بدست نمیارم
مگر نه اینکه باید همه چیز به حالت طبیعی رخ بده پس یک اشکالی در طرز فکر من راجع به این خواسته هست
بعد زدم روی نشانه من و یا بصورت هدایتی دقیق یادم نیست که این فایل رو دیدم
و برداشت اونموقعمم این بود که آقا من یه سری مقاومت دارم
و بعد از خدا پرسیدم میدونم خیلی زود جواب میدی هر کسی که ازت سوال کنه، اونموقع باور الانم نداشتم که خدا خیلی سریع جواب سوال هام و خواسته هام رو میده
و بعد گفتم من میخوابم تو بگو مقاومت و ترمزی که در مورد این خواسته دارم چیه که اگر حل بشه بش میرسم
و بعد یادمه تو خواب بم گفته شد اعتماد به نفس و بعد به طرز جادویی بسته اعتماد به نفس هدیه خدا شد برام در روز تولدم
و بعد که دوره رو به محص دریافت دقیقا روز تولدم شروع کردم و ادامه دادم و اونقدر مقاومت داشتم
که حرف ها رو اونجور که باید درک نمی کردم و در واقع در فرکانسش نبودم
و الان میفهمم در فرکانس بودن با یک دوره و یک سری آگاهی چجوریه
اونم از دریافت نشانه های فراوان و پشت سر هم در مورد شروع دوره راهنمای عملی رویاها
و قبلش هم به محض اینکه گفتم خدایا این دوره فوق العادست میخوام داشته باشمش
چند روز بعد خواهرم گفت راستی رویاها رو خریدم
دهنم از تعجب باز مونده بود
خلاصه فرکانس دوره راهنمای عملی رویاها اونقدر بالا بود که اصن طرفش نرفتم با اینکه بود
فقط یه صدایی بود که هنوز آمادش نیستی
و بعد از دو سه ماه نشانه ها از شروع دوره پشت هم میومد برام
هر فایلی که بعنوان نشانم میزدم زیرش زده بود برای آگاهی های بیشتر به دوره راهنمای عملی مراجعه شود
و کلی نشانه های دیگه
خلاصه شروع کردم دوره رو و اونقدر هم فرکانسی رو دارم متوجه میشم
چون تک تک جملات استاد برام یه دری از آگاهی هستند
و تک تک تمرین ها و جملات مناسب وضع الانم هستن
اصن فوق العادن
و الان این ترمز و گاز رو در این فایل یه جور دیگه دریافتم
و کلی لذت بردم و اونقدر حالم با این فایل خوبه که میخوام برم بیرون فقط بدوم
خیلی سادست قانون، یه خواسته میخوای میشینی باورهای مناسب برای اون خواسته رو پیدا می کنی و بعد میری که داشته باشی چیزی که میخوای رو و این در دوره راهنمای عملی رویاها به وضوح هر چه تمام تر توضیح داده شده
تو این پروسه باور سازی، میای فکر می کنی چرا نداریش، ترمزش رو پیدا می کنی، کد مخرب رو، و بعد سازندش رو میسازی و سازنده رو برای خودت منطقی می کنی و بعدش دیگه حله
این جای متن رو دوست داشتم: “اما در پروسه تحقق خواسته، فرد بالاخره موفق می شود پایش را از روی آن ترمز بردارد.”
وقتی تو این مسیری، هر روز برای یادگرفتنم بیشتر و برای بهتر زندگی کردن میای تو سایت و آگاهی نوش جان می کنی، و یا به هر روشی که بلدی سعی می کنی ورژن بهتری از خودت باشی، بالاخره میرسی به خواستت فقط دیر و زود داره
استاد من عاشق شما هستم وقتی می گین بخدا زندگی من اینه که خیلی راحت و ساده و آسون به همه چیز میرسم
نه اینکه پرفکت باشم، فقط ترمزهام رو شناختم، باورهای درست رو شناختم و پیداشون کردم، و کرور کرور داره نعمت و فروانی وارد زندگیم میشه
خدایاشکرت برای تصویرهای فوق العاده این فایل برای حال خوبش احساس خوبش
استاد من مطمئنم با توجه به تضادهایی که تجربه کردم و با توجه به آگاهی هایی که دارم از این مسیر می گیرم
قراره خیلی خیلی خوشبخت بشم و گرنه که اصلا به این مسیر هدایت نمیشدم
عاقشتم خداااااجون
عاشقتم اسماء برای اینکه امروز در این لحظه با این تصمیمت پای این فایل بودی
این خیلی خوبه استاد جان که خیلی زود جواب فرکانسهامون رو دریافت میکنیم و از طریق قطب نمایی که خدا قرار داره که همون احساسمون هستش متوجه میشیم که در کدام مسیر قرار داریم
یه روزهایی که کنترل ذهن خوبی داشتم همون لحظه نوع فرکانسهامو احساس میکردم و چنانچه فرکانسهام تغییر میکرد متوجه تغییر احساس و حال و هوای خودم میشدم…چه زیباست این قانونها خداوند چه قدر بنده ها شو دوست داره و نمیگذاره که به سختی بیفتیم همه چی رو سهل و آسان آفریده خدای مهربانم شکرت همگی در پناهش باشیم.
خدایا شکرت که امروز هم زنده ام و هم میتونم یک قدم برای تغییر زندگی ام بردارم و ردپای روز 57 ام را هم بگذارم
.
ساختار جهان این شکلیه : میخواهی و میشود ، تماااام !!
حمیدرضا ، اگر خواستی و نشده ، اگر خواستی و دهنت سرویس شده و نا امید شدی ، شرک داشتی و …. ، نه بخاطر اینه که سخته نه بخاطر اینه که نمیشه و برای بعضی ها میشه و نه هیچ دلیل دیگه ای ، دلیلش اینه که :
+ کانون توجهت کنترل نشده ، باورهای محدودی توی ذهنت داشتی داری و حتی خواهی داشت و در آینده باورهای محدود بیشتری پیدا میکنی ! هییییچ عامل دیگه ای وجود نداره !! و فقط شکل و خالص بودن فرکانسی که فرستادی ایراد داشته
اوکی پس درستش کن !!!
خیلی کار راحت میشه وقتی که بدونیم مشکل از کجاست و وقتمون را سر پیدا کردن مشکل و موارد غیر ضروری و توهمات فکری نکنیم !!
…………
یه داستان جذاب از دیروز براتون تعریف کنم ، از تمرین ” ستاره قطبی ” چون به همین قانون میخواهی و میشود و سریع الجواب بودن خداوند مربوطه :
نزدیک صبح بود که پای سیستمم بودم توی فکر و افکار توحیدی و حرف های استاد ، کارها و خرج ها و بدهی ها ، رویای قهرمانی ام و …. ، خلاصه فکرم خیلی مشغول بود ( ولی احساسم به شدت خوب بود )
از مهاجرت ام به اینطرف ( که حدود 3 ماه هست ) تمرینات ورزشیم خیلی کم شده و هنوز تمرین بدنسازی و باشگاهی را شروع نکرده بودم و شخصی تمرین میکردم ، در حال دیدن کلیپ های مربوط به هدف و قهرمانی و رویای خودم که بودم ، تصمیم گرفتم که فردا ( یعنی همون روز و بعد از استراحتم ) برم برای باشگاه های اطرف منطقه را ببینم و انتخاب کنم ، پیش خودم گفتم که الان پولم کمه ( چون چند روزی نبودم و خرج شده بود و …. ) البته که خدا را شکر کار دستم هست و پولش بعد از انجامش واریز میشه ولی برای ثبت نام باید صبر میکردم ، پیش خودم گفتم اشکالی نداره دیدن و انتخابش که پول نمیخواد و قدم اول را برمیدارم ، قبل از اینکه بخوابم تمرین ستاره قطبی ام را نوشتم ( البته استاده میگند صبح اول وقت که بیدار میشیم انجام بدیم ولی موقع هایی که من تا دم صبح بیدارم ، معمولا انجام میدم چرا که چند بار شده بعضی هاش تا قبل از بیدار شدنم خداوند برام انجام داده )
تمرین ستاره قطبی را نوشتم :
مواردی مثل : تمرکز دارم کارم داشته باشم ، فلان شخص پیام تایید و تحسین کاری که براش فرستادم را بده ، کارهام منظم تر بشه ، هوا و شرایط روغن موتورم به شکلی باشه که بتونم برم قهوه بخرم و….
که خداوند همه اش را برام انجام داد !
ولی دو تا مورد بود که نوشته بودم و مواردی بود که کاملا دلی نوشتم ! دلیل خاصی هم براش نداشتم و بخاطر اینکه کلی در احساس و افکار توحیدی و رویای خودم بودم ، خواستم و نوشتم
و موارد اینا بودند :
+ هدایت و نشانه الهی دریافت کنم که خوشحالم کنه و ایمانم را قوی تر کنه
+ ورودی مالی جدید میخوام از راهی که فکرشم نمیکنم
. بعد از ظهر بود که مشغول کار بودم ، که دیدم 1 میلیون به حسابم واریز شد !
قبلش یک میلیون به حساب همسرم واریز کرده بودم ، چون در سفر بود لازم داشت براش واریز کردم ، بهش زنگ زدم گفتم 1 میلیون هست توی حسابت یا برگشت خورده ؟ یه چک کرد و گفت نه هستش !
من هرچی فکر کردم بین مشتری هام دیدم در حال حاضر نه زمان پیش پرداخت از کسیه و نه تسویه !! خخخخ !
گفتم اوکی خودش مشخص میشه دیگه ، و مشغول کارم شدم
مادرم چند روز پیش بهم گفته بود به مناسبت کامپیوتر جدیدت دلم میخواد یه شرینی بهت بدم و 500 تومن از سمت من خاله برات واریز میکنه ، من کلی تشکر کردم ازش و گفتم عزیزم این چه حرفیه و من باید برای شما خرج کنم ولی نقل قول کتاب هدیه از اسپنسر جانسون را براش گفتم که :
خداوند به همون اندازه که هدیه دهنده را دوست داره ، کسی که هدیه را میپذیره را هم دوست داره
و مادرم از این متن خیلی خوشحال شد و تشکر کرد و منم از خوشحالی اون خوشحال شدم و گذشت و از یادم رفته بود ، بعد مادرم بهم زنگ زد گفت اومد به حسابت ، گفت 1 میلیون ؟ مگه نگفتی 500 هزار تومن ؟
گفت خوب دیگه ! مبارکت باشه
( این از نشونه اول که خداوند 500 هزار تومن بیشتر برام واریز کرد )
یه زمان کوتاهی گذشت و مشغول به کار بودم ، در حین کارم به اندازه شاید نیم ساعت یا 45 دقیقه افسار ذهن و عملم از دستم رفت ، فکرم الکی از نجوا ریخت به هم و داشتم توی اینترنت کاملا بیهوده میچرخیدم !!
++ یاد آوری کنم که من از خداوند چی خواسته بودم ؟! از خداوند خواسته بودم که هدایتم کنه با نشونه اش و خوشحالم کنه و ایمانم قوی تر بشه و مورد دوم هم ورودی مالی جدید از جایی که فکرشم نمیکنم ) ++
در همون حین چرخیدم توی اینترنت بودم که دیدم یه پیام توی اینستاگرام برام اومد ، از پیجی که سیستم کامپیوترم را از اون تیم برداشته بودم و چندتا از استوری هاشون را جواب داده بودم و یه مسابقه هم ظاهرا گذاشته بودند ، دیدم آیدی پیجم منشن شده که ، اینم از برنده چهارم ما ، مبارکتون باشه 500 هزار تومن و شماره کارت بفرستید !!!!!!!
( من توی زندگیم هیچ کجا و هیچ قرعه کشی تا حالا برنده نشده بودم )
اصلا خشکم زد !
+دقیقا در لحظه ای که افسار ذهنم در رفته بود و نیاز داشتم برگردم توی مسیر
+دقیقا طبق درخواستم : هدایت و نشونه الهی که خوشحالم کنه و ایمانم را قوی تر کنه و وردی مالی جدید از جایی که فکرشم نمیکنم !!
+اینقدر خوشحال شدم ، نه بخاطر مبلغش ، بخاطر اون هدایت و تیک زدن با لذت این دو خواسته در تمرین ستاره قطبی ام ، و این حس نابی که انگار خدا اومد کنار صورتم یه چشمک بهم زد و گفت : ببین حواسم بهت هست ! تو توی مسیر باش و فقط بخواه تا انجام بشه
.
سجده کرد و گفت ای رب ودود من چه دانستم تو را حکمت چه بود
.
………………..
خیلی این بهم چسبید و گذاشتم توی نوت گوشیم حفظ بشه و شب ، هم برای مادرم تعریف کردم که خیلی هم فرکانس با خودم هست و از شاگرد های استاد هم هستند و هم همسرم که اونم قسمتی از فایل ها را دنبال میکنه
داخل گروه تلگرامی 2 نفره که خودم زده بودم با همسرم با اسم “زیبایی های هر روز و شکرگزاری” برای همسرم تعریف کردم ، که توی گروه هم بمونه و اونم کلیی ذوق کرد و خوشحال شد .
و امیدوارم که این خاطره را حفظ کنم و مواقعی که شرک و نجوای درونم بیشتر میشه ( مخصوصا از لحاظ مالی ) ، سریع یاد آوردی کنم و بتونم نگاهم به شکل توحیدی تغییر بدم .
……………….
یه توجه هم بکنم به زیبایی های جالب در هنگام نوشتن همین کامنت :
از زمان شروع نوشتن این کامنت تا الان بیشتر از 3 ساعت میگذره !!! ولی چطوری ، اینکه اول کار را نوشتم ، داشتم نکته بردای از فایلم را میخوندم ، بعد یهو صدای اذان صبح را شنیدم و همینطور دلی دوتا صفحه از قرآن را باز کردم و خوندم و که اون هم از جمله آیات توحیدی بودند و اشاره به قدرت الهی ، دوباره ادامه دادم نوشتن و بعد دیدم یه پاسخ به کامنت دارم و با پاسخ زیبای بانو اسماء عزیز ، در فایل ” کدام مسیر را انتخاب کرده ای ؟” مواجه شدم و خیلی خیلی انرژی گرفتم و از کامنت و پاسخ زیبای ایشون ، دوباره مشغول به نوشتن پیام بودم که از پنجره بیرون را نگاه کردم دیدم : واااای چقدر رنگ آسمون خوشگله و نمیشه برای طلوع صبح ، نرم بیرون ، بازم کامنت را رها کردم و رفتم به طبیعت نزدیک به خونمون و زیبایی و انرژی عالی صبحش و گاو ها که تازه برای چرا اومده بودند و یه کمی با اونا صحبت کردم و لذت بردم و برگشتم و …. تا به الان رسید !!!
…………………….
خدا را هزاران بار هر لحظه شکر ، خدایا شکرت بخاطر همه چیز !
خیلی خیلی عالی بود این کامنت و جالبیش اینه که من امروز روز 57 ام سفرنامم هست
و امروز پاسخ کامنت شما رو دیدم که گفتین کامنتی که برای روز 57 ام گذاشتین رو بخونم و بعد از رد پای من برای این روز
کامنت شما رو دیدم
یعنی ببینید زمانبندی خدا چجوریه و باز در جهت تایید این باور که “خداخیلی سریع جواب خواسته هام و سوالم رو میده” و بعد جالبه تیتر کامنت امروز شما در مورد سریع الاجابه بودن خداوند
و چقدر جالبه که واقعا جهان کمکت می کنه وقتی میخوای دنبال چیزی بگردی
من این باور رو ساختم یعنی اونقدر هر موقع هر چی خواستم رو سریع جوابم داده تو موارد ریز و درشت که دیگه شده بود ورز زبونم که خدا سریع جوابم میده و خوشحالم می کنه
و گفتم چه جالب این دیگه برام یه باور تاکیدی شد یه جمله ای که همش بگم و لذت ببرم
و دائم جهان داره کمکم می کنه که ایمانم بیشتر شه به این احساس خوب به هدایت الهی
حتی وقتی می گم خدایا احساسم خوب کن، فقط چند دقیقه زمان میبره که همه چیز دست به دست هم بده که احساسم خوب شه
آقاحمیدرضا کامنت فوق العادت خیلی احساسم رو خوب کرد
وقتی اینجوری جواب خواسته هامون رو می گیریم بیشتر از اینکه خوشحال بشم که اون خواسته محیا شده
از این خوشحال میشم ببین تو چقدر خوبی، چقدر لطیفی، چقدر وهابی، که تا ازت چیزی خواستم برام جورش کردی
یعنی خاصیت جهانش اینجوره که باید بشه
و بعد اگر نمیشه سوال می کنی ازش که چرا نمیشه
بعد هدایتت می کنه
بعد تو عمل می کنی باور می کنی غیب رو این هدایت رو و انجامش میدی
و بعد نتیجه میاد
و بعد میفهمی که تو همیشه وصل بودی فقط خودت نمیدونستی و باور کردی در طول زمان که لیاقت این وصال رو نداری و فقط عده ای وصلن و فقط یه کارهای خاصی باید بکنی که وصل بشی
در حالی که اینجور نیست تو همیهش وصلی چه بخوای چه نخوای
فقط خودت باورش کن که احساست بهتر بشه و وقتی احساست بهتر میشه نتایج میان
آخه قربون خدا برم چجوری بفهمونه که باید لذت ببری و عشق کنی تا نعمت بت بدم
من عاشقتم خدا
عاشق این احساس خوب و عالی که از همه جا داره بم میرسه
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایاشکرت
امیدوارم تو این مسیر مستدام باشیم
همه چیز از یک تصمیم شروع شد و از خواسته شروع شد که ما الان اینجاییم
ما انتخاب نشدیم
ما انتخاب کردیم که اینجا باشیم
تا زندگیمون رو انجوری بسازیم که دوست داریم
تا از هر چی خدا درست کرده که لذت ببریم استفاده کنیم عشق کنیم و طعم واقعی آزادی رو بچشیم
امیدوارم تمام انرژی و احساس خوبم به شما برسه
در پناه الله یکتا شاد شاد شاد و ثروتمند ثروتمند ثروتمند باشید.
اگر کامنت من باعث احساس خوب برای شما شد ، من بارها این کامنت شما را خوندم در این مدتی که از روزشمار دور بودم و قسمت هایی از پیامتون را هم در نکته برداری کردم و برای خودم ذخیره کردم
بازم بخاطر پترن های تکرار شونده ای که دارم و هنوز نتونستم دلیلش را از ریشه پیدا کنم و درستش کنم ، زمان نسبتا زیادی را از کامنت های روزشمار و همینطور ادامه فایل ها دور بودم ، ولی باعث شد هم بارها فایل شماره 58 را گوش بدم و هم چندین بار کامنت شما را بخونم
و الان هم قبل از نوشتن کامنت روز 58 ام ، گفتم اول پاسخ به شما دوست عزیز را بدم و تشکر کنم
با اینکه پترن تکرار شونده ای در بحث کارم و ترافیک کاری برام اتفاق میفته ولی نکته مثبتش اینه که تونستم رکورد درآمد ماه های قبل را بزنم و قسمتی دیگه از بدهی هام را کم کنم و امیدوارم برای ماه های آینده هم به همین شکل باشه البته با نظم و ادامه روز شمار و اصلاح پترن تکرار شونده ام
براتون احساس عالی ، هدایت ، ثروت و سلامتی بیشتر از خداوند میخوام و جز دوستانی هستید که مشتاقم در اخر این سفرنامه نتایج فوق العاده تون را بخونم و تحسین کنم و لذت ببرم
اتفاقا دقیقا دیروز بود که تو فکر شما بودم که جدیدا کامنت هاتون رو نمیبینم
و گفتم حتما غرق در آگاهی های برخی از فایل های روزشمار شدین.
خیلی خوشحال شدم و دیدم چقدر انرژی تاثیر داره که من به این فکر کردم که کامنت های شما رو نمیبینم و الان پاسختون رو دیدم
و اینکه دقیقا دیروز و امروز بود که دارم از نتایج جالبی که داره بصورت ناخودآگاه در من رخ میده و اون هم از تاثیرات این سفرنامه هست به خواهرام که هر دو در این مسیر و سایت هستن میگفتم، از اینکه چقدر این دوسه روز فایل های سفرنامه دقیقا مکمل و طبق گفته های استاد در فایل جلسه چهارم دوره رویاهاست که دارم گوش میدم و چقدر لذت میبرم و چقدر در عمل بدردم خوردن
و خداروهزاران بار شکر میکنم که خداوند من به این مسیر هدایت کرد
چقدر بعضی چیزها و جملات و مفاهیمی که استاد بارها در فایل های مختلف تکرارشون میکنن رو تازه دارم میفهمم و چقدر از فهمشون خوشحال و لذتمندم
و خیلی از مسائل و تضادهام داره با این فایل های روزشمار به بهترین شکل حل میشه و مطمئنم این الگوی تکرار شونده ای که گفتین هم قطعا حل خواهد شد
امروز خواهرم نکته عالی ای رو بم گفت که برداشتش از این آموزه ها بود
و به شما هم اینجا میگم شاید کمکتون کنه
اینکه ما باید واقعا از این وضعیتی که هستیم چه در ثروت چه در سلامتی و هر هدفی که هستیم سعی کنیم بصورت مداوم هدف های بالاتر و سطوح بالاتری رو برای خودمون تعریف کنیم تا هیچ وقت از تلاش کردن و بودن در این مسیر نکشیم بیرون به این بهانه که همه چیز حل شد دیگه، من دیگه اوضاعم از هر نظر خوبه
مثلا میگفت در مورد ثروت، باید بیایم بگیم به خودمون چقدر اوضاع الان بحرانیه، اگر من با این اوضاع این باورهای قدرتمند کننده در مورد ثروت رو ایجاد نکنم و چه چیزهایی رو نمیتونم تجربه کنم و اینکه چطور خواهد شد، و بعد اینجوری تو مسیر بودن، گوش کردن به آگاهی ها رو بصورت منظم ادامه میدیم و تعلل نمی کنیم
بقول استاد من کار میکردم تو بندر عباس و روی باورهام کار میکردن، مسافرکشی میکردم و روی باورهام کار میکردم، نمیشستم تو خونه و روی باورهام کار کنم
و اینکه فهمیده باشیم چقدر واجبه که هر روز گوش بدیم این آگاهی ها رو، تمرین هایی که برای خودمون از فایل ها یادگرفتیم رو انجام بدیم، نکته هایی که نوشتیم رو بخونیم همیشه، کم کم بصورت ناخودآگاه همه چی درست میشه و بصورت ناخودآگاه اعمالمون میشه طبق قوانین کیهانی
هدایت شدن به این سفرنامه قطع به یقین و به امید الله یکتا، قراره نتایج شگقت انگیزی رو به وجود بیاره، که مطمئن باشین یه بخشی درست خواهد شد برای اینکه بیایم از نتایج خودمون بگیم :)
خیلی خیلی از دیدن پاسختون خوشحال شدم
مرسی از آرزوی قشنگتون
و من هم برای شما حمیدرضاجان دوست عزیزم
سلامتی و خنده های خیلی زیاد، عشق و شادی خیلی زیاد، ثروت بیش از نیازتون، و موفقیت در مسیر قهرمانیتون رو آرزو میکنم
که هر بار خوندن کامنت هاتون حس خوبی بهم میده و بارها پاسخ هاتون را خوندم ، هم به عنوان احساس خوب ، هم به عنوان نشونه گرفتن و هم به عنوان آگاهی و هم فرکانس شدن
با اینکه باز هم چندین روز از پاسخ شما میگذره ، ولی به همین شکل که گفتم چندین بار پاسخ شما و همینطور پاسخ قبلی شما را خوندم و نشونه گرفتم ، و از این بابت به خودم سخت نگرفتم که هر وقت حس نوشتن داشتم بیام و کامنت را بنویسم
با اینکه هنوز در جلسه 59 هستم ، ولی باز تکرار این جلسه و همینطور فایل های جدید فایل نگذاشته که به روز بعدی برم !
البته که ترافیک کارم هم بی دلیل نیست ، اما سعی کردم نه به شکل بیخیالی باشه و نه به شکل وظیفه ای که باید تیک بخوره و فقط از فایل بگذرم و برم برای فایل روز بعد ، بلکه سعی کردم هر فایلی را بتونم هم آگاهی اون را کسب و کنم و هم در سریعترین زمانی که احساس و الهام نوشتن هست بیام و کامنتش را هم بنویسم !!
در حال حاضر هم در بین حجم زیاد کارم ، یه استراحتی به خودم دادم ، و چه استراحتی بهتر از اینکه با هدفون روی گوشم همراه آهنگ های زیبا و عرفانی محسن چاوشی که از شعر های مولانا خوانده شده ، بیام داخل سایت استاد عزیز و دوباره کامنت شما را بخونم احساس خوب بگیرم و پاسخ بدم ، زودتر از اینکه بخوام سراغ کامنت فایل 59 برم : )
در همین ترافیک کارم ، احساس رشد خودم را حس میکنم و خدا را هزاران بار شکر میکنم و همینطور از خداوند میخوام که زمان کارهام مرتب تر بشه و بتونم بیشتر روی فایل های استاد زمان بگذارم و کار کنم
+ یکی از نتایج همین چند روزم بگم ، دریافت پیشنهاد کاری بود که باز هم درآمد من را بیشتر میکنه ( حدود 1/5 تا 2 برابر ) در آینده ای نزدیک به لطف خدای وهاب
این در صورتی بود که من فرکانسش را زودتر ارسال کرده بودم :))
جز برنامه ریزی ام و خواسته هام در دی ماه و بهمن ماه داخل نوت گوشی ام نوشته بودم ، از خداوند خواسته بودم که تا آخر دی ماه پیشنهادی را دریافت کنم به عنوان کارهای روتین و ادامه دار باشه که بتونم برنامه کارم و زندگی ام را مرتب تر کنم و بتونم این پترن تکرار شونده را هم اصلاح کنم و همینطور درآمدم هم بیشتر بشه ! ( که دی ماه تمام شد و گفتم اشکال نداره ، تا آخر بهمن خدا برام درست میکنه که 5 روز بعدش اجابت شد )
و در همین حال هم از خداوند هدایت میخوام که حتی به نسبت این شخص و این پیشنهاد کار شرک خفی نداشته باشم که خودم متوجهش نشم !
جالبه این نکته ای که گفتید از اینکه به خودمون بگیم اگر شرایط همین باشه و پیشرفت نکنم چه اتفاقی میفته ، من از خودم به فیلم گرفتم در چند زمان مختلف که بتونم هر بار ببینم و یاد آوری بشه برام و واقعا احساس میکنم دونه دونه نهال هایی که کاشتم داره آروم در میاد پس حالا بیشتر از قبل نیاز به رسیدگی داره و به هر بهونه مثل : ترافیک کارم و …. نباید بزارم این نهال ها خراب بشند و اوضاع دوباره برگرده ، بلکه بهتر و بهترش کنم
اما جالبتر اینکه ، با اینکه فایل های استاد را دنبال میکنم و سعی میکنم در مسیر باشم و بهتر باشم ، از خودم سوال داشتم که چرا این استمرار و میزانی که دلم میخواد و واقعا از لحاظ روحی ارضاام میکنه را نمیتونم برای سایت و فایل های استاد بزارم ، چرا یه مدت خوبه و یه مدت دوباره کم میشه ! که جوابش را در فایل جدید و بی نظیییر استاد گرفتم ، فایل قدرت اراده در مقابل نحوه عملکرد مغز انسان
و مصمم تر که اول به بدنم و قانون سلامتی برسم و بعدش که منو به مرور دوباره دوره هایی که دارم و استمرار بیشتر و دلچسب به فایل های استاد و درک بیشتر میرسونه
چون بسیار خدا را شاکرم که دوره قانون سلامتی را دارم ولی با هدف و خواست بیشتر و کمک مالی مادرم بود که ایشون نتایج بسیار خوبی گرفتند اما خودم به دلیل سلامت جسمانی ام متاسفانه از این دوره غافل شدم !!!! سلامتی ای که اگر بیشتر بهش توجه کنم و ریزش بشم میبینم که : نه باباااا سلامتی کجا بود ؟؟!!!! اگر دونه دونه مشکلات ریزم را بنویسم خیلیههه !
و این فایل به نظرم عااالی بود و همینطور جواب اراده های نصف کارم را هم گرفتم : ) خدایا شکرت
بانو بسیار تحسینتون میکنم ، چرا که واقعا احساس آرامش و شادی که دارید را حس میکنم در نوشته هاتون و با هربار خوندن کامنت ها این احساس بهم منتقل میشه
ممنونم از دعا و آرزوی زیباتون ، واقعا این چند روز به لطف خدای مهربان خنده های بیشتر و شادی بیشتر به شکل های مختلفی برام رقم خورده و خدا را هزاران بار شکر میکنم
اما مسیر قهرمانی ام نیاز به اراده ای بهتر داره !!!! و خیلی ممنونم از انرژی ای که توی این مسیر بهم میدید ، خیلی خیلی ممنونم
هر روز ، هر لحظه و به روش های گوناگون براتون هدایت ، شادی ، ثروت و هررر آنچه که شما را به خواسته ها و اهداف و احساس بهتر میرسونه آرزومندم
خداروهزاران بار شکر برای دیدن نقطه آبی که نشون داد بازم قراره با کامنت های دوستان خوبم هیجان زده بشم
دیشب قبل از خواب از خدا خواستم وقتی بیدارم کرد خوشحالم کنه و آگاهی های عالی بم میده که انرژیم رو زیاد کنه
و پاسخ شما رو که خوندم فوق العاده انرژی گرفتم، و چقدر آگاهی از نتایج عالیتون
واقعا لذت بردم و خداروشکر می کنم
اینکه اینقدر عالی در مسیر پیشرفت مالی از طریق کاری که دوست دارین هستین، واقعا برای من تحسین برانگیزه و براتون اتفاقات عالی رو از جنس اتفاق مالی اخیرتون، براتون آرزو می کنم
در مورد اینکه از یک فایل نمیگذرین تا خوب درکش کنین، من در مورد دوره فوق العاده راهنمای عملی دستیابی به رویاها اینجورم، که تا واقعا قلبم دستور رفتن به جلسه بعدی رو نده، به جلسه بعدی نمیرم تا صرفا دوره رو تموم کرده باشم، و جالبه هر بار که با جلسات دورم دارم پیش میرم به شدت با فایل های روزشمار هماهنگ هست و مثل مکمل میمونه.
و در مورد آهنگ گوش دادن واقعا اینکار معرکست حین خوندن کامنت ها، من گاهی آهنگ های بی کلامی که دوست دارم رو پخش می کنم و شروع به خوندن کامنت های بچه ها می کنم و واقعا من رو به جهان دیگه ای میبره و کاملا در اون جهان غرق میکنه، جهان آگاهی ها، عمل به قوانین، نتیجه دیدن، احساس عالی
همین الان آهنگ بی کلام fly از Ludovico Einaudi رو دارم میشوم و این کامنت رو براتون می نویسم.
واقعا هدایت شدن به این سفرنامه، آشنا شدن به دوستان عزیز زیادی همچون شما که در حال گذراندن این دوره هستند، برام جالبه و شگفت انگیزه، و واقعا داره در موارد مختلفی تغییرات خیلی خاصی رو برام ایجاد می کنه که نمیتونم بیانشون کنم و فقط احساسم گویای اون هست
احساس انرژی زیاد، جوری که دوست دارم روحم به پرواز دربیاد
هممون به بهترین شکل به تک تک رویاهامون هدایت میشم، به تجربه کردنشون و گذشتن ازشون و رفتن سراغ رویاهای دیگه، و اونقدر این طبیعی رخ میده، که فقط بعد رخ دادنش میفهمیم، ایول خدا جون، من این خواستم و شد و خیلی وقته شده، خدایاشکرت و باز میریم سراغ خواسته بعدی و اونقدر باید بخوایم تا فراوانی های خداوند رو بیشتر و بیشتر درک کنیم و به قول استاد هیچ حدی در رویا داشتن و پیشرفت کردن و رویاهای جدید خواستن و هم مدار شدن باشون از طریق تغییر باورها نیست، چون جهان هر لحطه در حال پیشرفت کردنه
همون طور شما که خواسته ای داشتین و در گوشیتون نوشتین، هم مدار با اون خواسته شدین، از طریق تغییر باورهاتون و بعد از 5 روز تجربش کردین.
همینقدر راحت و عالی
خدا رو هزاران بار شکر برای این امروز و این لحظه
انشالله در زندگیتون شاهد رخدادهای فوق العاده از هر جنسی: ثروت، سلامتی، عشق و پیشرفت در علاقتون باشین و شکرگزار تر از همیشه به دنبال خواسته های جدید و بیشتر باشین.
پارسال من با یک دوستی شریک بودم حدود 2 ماه در کار خرید و فروش تره بار
کار ما احتیاج به کارتخوان داشت و دوست ما کارت خوان داشت و از اون استفاده میکردیم اوایل بعد که بازار خوب شده و کاسبی ما گرفت این دوست ما گفت که دیگه رفتیم هر جایی یه شماره کارت میدیم و میگیم پولا بریزیم تو شماره کارت که مالیات ندیم،منم گفتم باشه،خلاصه ما به دو سه نفر بار فروختیم و شماره کارت دادیم پولا هی امروز فردا کردن تا من به دوستم گفتم دیگه هر جا رفتیم کارت خوان میبریم و میگیم که کارت بکشن،حالا دوست من بحث که نه فردا مالیات بیاد تو میدی چرا مالیات بدیم و …. منم گفتم بابا پول در بیاریم چه اشکالی داره مالیاتش را هم میدیم،خلاصه نشد که نشد و من خودم رفتم یه کارت خوان خریدم و گفتم بفرما هر جا رفتیم اینا میبریم مالیاتش را هم من میدم مشکلی نیست.
نمیدونم چرا ما با مالیات دادن مشکل داریم آقا درآمد داشته باشیم،سود کنیم مالیات هم بدیم چه اشکالی داره
دولت هم باید از یه جایی حقوق کارمندها را بده یا نه،نمیدونم چرا این روزها مالیات دادن اینقدر مسئله بزرگی شده تو ذهن مردم
میری جنس بخری میگه کارت به کارت کن،کارت نکش
میری ماشین درست کنی میگه کارت نکش کارت به کارت کن
چقدر ذهن فقیر و کوچک داریم ما،چرا نمیخواهیم بزرگ فکر کنیم،چرا نمیخوایم 50 میلیارد بفروشیم 100 میلیون هم مالیات بدیدم،میخواهیم 5 میلیارد بفروشیم و مالیات ندیم
بزرگ فکر کنیم تا بزرگ بدست بیاریم،جای کوسه تو دریاست نه رودخونه
سلام به استاد عزیزم و مریم جان عزیزم و همه دوستای قشنگم
من خیلی سختمه کامنت بنویسم نمیدونم چرا ولی از امروز سعی میکنم کم کم شرو کنم
این متن رو هم برای خودم و خطاب به خودم نوشته بودم ک کپی پیست میکنم اینجا شاید به دردتون بخوره
امیدوارم ک هرروز بیشتر از دیروز روی این پاشنه اشیل کار کنیم من ک خیلی مشکل دارم رو این موضوع ک هی میخام تایید بگیرم از بقیه و هم اینکه دوس ندارم حس بازنده بودن در بحث داشته باشم یا اینکه طرف فک کنه برنده شده و منو قانع کرده در حالیکه اصلا نباید مهم باشه.
اینم متنی ک برای خودم نوشتم:
اولا باید قبول کنی ک همه مثل تو نیستن ک سرشون تو کار خودشون باشه. همه مثل تو نیستن و قرار هم نیست باشن
پس قبول کن بقیه همچنان نظر میدن دخالت میکنن قضاوت میکنن بحث میکنن عقاید شون رو تحمیل میکنن چرت و پرت میگن میخان عقده هاشونو خالی کنن از سر حسادت میخان تو رو تخریب کنن و….
و اینو پیش فرض داشته باش ک وقتی میری بیرون یا هرجایی ممکنه این حرفا رو بشنوی چه تو روت چه پشت سرت
و این پیش فرض رو هم داشته باش ک تو هیچوقت تحت هیچ شرایطی قرار نیست وارد بحث بشی یا بخای برنده میدان شی و از خودت و دیدگاهت دفاع کنی و بگی من درست میگم شما اشتباه میکنین
این اتفاق هیچوقت نمی افته. تمام
و این جواب های ساده رو هم پیش فرض ذهنت داشته باش ک تو همچین مواقعی باید چی بگی و به جز اینها نمیتونی چیزی بگی
و اینم تو ذهنت داشته باش ک قرار نیس همه تو رو تایید کنن تا یه کاری رو بکنی یا حس خوبی نسبت به کاری ک کردی یا مسیرت داشته باشی تنها کسی ک باید راضی باشه تویی و همین.
و قرار نیس تو دنبال تایید دیگران باشی ک اصلا بخای بحثی رو شرو کنی ک بخای اثبات کنی و تایید بگیری.
مهم اینه خودم خودمو دوست دارم
مهم اینه خودم از خودم راضیم
اینم حرفیه
هر کی یه جور زندگی میکنه دیگه قرار نیس همه کپی هم باشن
هر کی یه نظری داره دیگه
وقتی من از خودم راضیم نظر بقیه چه اهمیتی داره
اگه فک میکنی این درسته حتما این کارو بکن
من اینجوری راحتم
مهم نیس واسم
کلا اینجوریم ک کار خودمو میکنم با بقیه کاری ندارم
اصن نمیخام بقیه رو قانع کنم فقط برای خودم تصمیم میگیرم
مهم اینه من راضی باشم و از زندگیم لذت ببرم
وقتی یه جایی نظرات متفاوته تو نباید تلاش کنی ک خودتو ثابت کنی یا تلاش کنی ک ثابت کنی با مثال و فلان ک من درست فک میکنم و نتیجه گرفتم یا دنبال حس اینکه در بحث برنده شدی دهن طرفو بستی نباشی چون اصلا کلا نباااااید وارد بحث بشی ک برنده بشی یا بازنده اصلا بزا طرف فک کنه تو قانع شدی و حرفی نداری. پس اصلا وارد بحث نمیشی ووقتی طرف داره عقایدشو تحمیل میکنه یا حق به جانبه بدون هیچ بحثی فقط بگو اینم حرفیه یا جالبه یا چه جالب و تمام.
چون اگه بحث کنی هیچ نتیجه ای برات نداره و فقط وقت و انرژیت تلف شده
اتفاقا چقد خوب ک هرکس متفاوت فک میکنه به دو دلیل
اولا خدا اینطور خواسته ک ما امت واحد نباشیم و جهان متنوع باشه وگرنه فاسد میشه و یکنواخت و حوصله سربر
و دوم بهم ثابت میکنه من چقدددددررر تغییر کردم نسبت ب گذشته و اینکه چقدر از بدنه جامعه جدا شدم ک اصلا حتی حرفاشونو نمیفهممو این عالیه
پس ازین به بعد هر وقت مورد تحمیل عقاید واقع شدی و به هر نحوی حس بدی گرفتی از ارتباط با دیگران به این فکر کن ک چقدر از بدنه جامعه جدا شدی
و از این ادمها ک هیچ نتیجه ای تو زندگیشون نگرفتن فاصله گرفتی و قراره نتایج زندگیت هم همینقدر فاصله داشته باشه
و تو مثل اکثریت مردم جامعه فکر نمیکنی و جزو اقلیت پنج درصد هستی و بایداز خوشحالی بال دربیاری ک به ارزوت رسیدی ک مثل بقیه زندگی نکنی و سبک شخصی خودتو داشته باشی.
پس باید تو دلت خوشحال باشی ک من چقدر با این ادما فرق دارم و باید از ته دل بخندی. اصلا بزار همه راه اشتباه رو برن و فقط تو اون ادمه موفقه باشی چیکار داری والا…
به این شکل تمامی احساسات بد رو به عالی تبدیل کن. خدایا شکرت
در مورد بدگویی:
هر کی یه نظری میده در مورد ادم دیگه. من ک ازش بدی ندیدم بنظرم ادم خوبیه
اشکالی نداره هر کی هر چی دوس داره بگه قرار نیس همه ازم خوششون بیاد
ولی من ازش خوشم میومد حالا شاید اون یه برداشت دیگه از رفتار من داشته مهم نیس
و در موردحرفایی ک پشت سرت میزنن هم به جز اینها نباید جوابی بدی یا حس بد بگیری.
من عید سال 1398 با استاد آشنا شدم و تازه وارد حوزه قانون جذب و مثبت اندیشی شدم،حتی گوشی لمسی هم نداشتم و با لب تاب فایل های استاد را تو سایت های دیگه و نه سایت خودشون میدیدم.چون اصلا فکر نمیکردم که استاد سایتی داشته باشن
یادمه اولین فایلی هم که از استاد دیدم یه قسمتی از سریال زندگی در بهشت بود که استاد داشتن میرفتن قایق سواری و تو اون خونه ی هشت خوابه زندگی میکردن و بعدا یادمه میگفتن که این خونه را برای خانواده ام خریدم که اگه اومدن آمریکا هر کدوم اتاق خودشا داشته باشه
ذوق و شوق فراوانی داشتم که اصلا تو این مسیر اومدم و هستم یادمه فایل های صوتی استاد را دانلود کرده بودم و با ام پی تری پلیر در باغ گوش میدادم و روی فلش ریخته بودم و توی ماشین هم گوش میدادم اون زمان وضع مالی اصلا جالبی نداشتم شاید ته حسابم 500 هزار تومن یا اگه خیلی بود 1 میلیون و نه بیشتر و به خودم قول داده بودم که مهر 98 که بادام ها را فروختم حتما باید یه گوشی لمسی بخرم تا بتونم فایل های تصویری استاد را ببینم خلاصه همین جور ادامه میدادم و حرف های بقیه اساتید را هم همزمان گوش میدادم چون هنوز نمیدونستم کدوم استاد حرفاش برای من بهتره و به دلم میشینه،چندان مصمم هم نبودن و همون کارهای قبلی را هم انجام میدادم غیبت میکردم،کینه داشتم،ناراحت میشدم،خودما قربانی میدونستم و ….
خلاصه مهر از راه رسید و ما گوشی سامسونگ آ10 خریدیم دیگه کیف میکردم که دیگه آقا من میتونم به اینترنت وصل بشم و فایل های استاد را گوش بدم.
وارد سایت استاد شدم فایل ها را گوش میدادم ولی اصلا هنوز چیزی به عنوان ثبت نام نمیدونستم و میل چندانی نداشتم بعد از اون اصلا کامنت گذاشتن را نمیدونستم خلاصه حال بد من کم کم در حال بهبود بود و منم کمکم و آهسته آهسته مصمم تر میشدم که فایل ها را جدی بگیرم نه اینکه فقط گوش بدم
شاید یک بار فایل های استاد را گذاشتم کنار و رفتم سمت استاد دیگه ای ولی باز برگشتم چون حرف های اون استاد به دلم نشست
تو مسیر زیاد بالا پایین شدم ولی نا امید نشدم،ولی از مسیر خارج نشدم،ولی بی خیال این مطالب نشدم
چون داشتم نتیجه میدیدم منی که حالم خیلی خراب بود داشت حالم بهتر میشد.منی که حتی به خودکشی هم فکر میکردم و هی به خودم میگفتم اگه امسال شرایطم بهتر نشد دیگه امسال خودکشی میکنم،داشتم بهتر شدن حال خودما میدیدم،بهتر شدن اوضاع مالی را میدیدم منی که پول بنزین ماشین نداشتم کم کم اوضاع مالیم داشت بهتر میشد،منی که ماشینم خراب میشد پول درست کردنش را نداشتم و همون جور خراب جلو در رهاش میکردم داش زندگیم بهتر میشد
واقعا مقصر خودم بودم چون پُر بودت از افکار منفی و 24 ساعت شبانه روز با خودم کلنجار میرفتم که در حق من ظلم شده و حق منا کشیده بالا و رفته که رفته،خودما سرزنش میکردم به خاطر کارهایی که قبلا انجام داده بودم و اعتماد بی جا کرده بودم به نزدیک ترین فرد زندگیم و خداوند چنان ضربه ای را به من زد تا بفهمونه بله حساب کردن و اعتماد کردن به غیر من نتیجه اش همینه
ماه ها و سال ها طول کشید تا خودما ببخشم،اون شخص را ببخشم و افرادی را که فکر میکردم به من خیانت کردن و انتظار بی جا ازشون داشتم.
الان که حدود 2 ساله با اراده ای بیشتر دارم استاد را دنبال میکنم و سعی میکنم عملی تر رو به جلو برم احساس شادتر و بهتری پیدا کردم
این خود افشایی را کردم برای افرادی که بعدا این کامنت را میخونن و شاید در شرایطی مشابه من قرار گرفته باشم و گر نه من دیگه خوشم میاد که خاطرات بد گذشته را یادآوری کنم و نه حس ترحم دیگران را نسبت به خودم جذب کنم،
من تمام آدم هایی که به نظرم در حقم ظلم کردن را بخشیدم و هیچ کینه ای ازشون ندارم
همه اون اتفاقات افتاد تا منا تبدیل کنه به آدمی که الان هستم
هر چیزی که مرا نکشد مرا قویتر خواهد کرد
به هیچ عنوان نخواهیم دیگران را قانع کنیم
به هیچ عنوان با دیگران نجنگیم برای اینکه خودتون را ثابت کنید
به هیچ عنوان دنبال اثبات خودمون به دیگران نباشیم
به هیچ عنوان شاکی نشیم از حرف هایی که دیگران پشت سر شما می زنند
تمرکزتون را بزارید روی هدف خودتون،احساستون را خوب نگه دارید،توجهتون را روی خواسته هاتون بزارید،تمام افرادی که می خوان شما را زمین بزنن به نعمت کار خواهند کرد
و اما استاد سید حسین عباسمنش
استاد که یکی یک دونس،تک دونس
عشق منه استاد
فردی ساده،خودمونی،خوش بیان،شیوا،پر محبت
واقعا شاید یکی از دلایلی که من با استاد این همه عشق میکنم همین سادگیش هست دقیقا مثل من
به قول خودش پولدار شدم ولی طرز حرف زدنم،طرز راه رفتنم،طرز لباس پوشیدنم،نه طرز ریش گذاشتن و نه هیچ چیز دیگه ای آنچنان تغییر نکرد(بزن یک دست زیبا به افتخار استاد)
چون تغییرات باید از درون اتفاق بیفته و تو همون درون بمونه
بله وقتی ما از درون درست و اصولی تغییر کنیم و خدایی بشیم
درود فراوان
روز 57 سفر نامه
ترمز مالیات باید داد ، رو من دارم. وقتی افکار و باور ادم داغون باشه حتی فیلم انگیزشی و یا کتاب موفقیت هم به ضرر ادم هست و فقط ترسها و قسمتهایی که باور محدود کننده داره رو ثبت میکنه
یادمه کتابهای هوش مالی رابرت کیوساکی رو میخوندم و در مورد اینکه دست اخر بیشترین مالیات رو فقرا یا قشر متوسط میدن و ثروتمندا بلد هستن چطور از مالیات فرار کنن ، نوشته بود. کاری نداریم که کتاب درسته یا غلط . ذهن من بدترین باورها رو برداشت میکرده از کتاب
من چون خودمو نمیتونستم ثروتمند تصور کنم و حس واقعی و غالبم فقر و محدودیت بود ، پس میگفتم پول زور از ادم مستقیم و غیر مستقیم گرفته میشود .
مالیات مساوی با پول زوره توی ذهنم. باور درست در مورد اینکه در قبال مالیات چه منافعی برای من فراهم هست ، چه خدماتی میدهدند از بهره مالیات به جامعه ای که من توش رفت و امد دارم و زندگی میکنم رو باید بسازم و درستش کنم باورهامو
حتی پوز کارت خوان یک فکر بزرگ میشه برام وقتی ایده یک کسب و کار میاد سراغم . هنوز مثل دوسال اخیر حتی مالیات علنی نمیگرفتن و فقط اخبارش بود از ده سال پیش من بحث سیاسی راه مینداختم پول زوره و کیسه دوختن و این نشستن پای اخبار باور اینکه اقا با پول ما حالا میخان به جاهایی که ربطی به کشور نداره کمک کنن و غیره و فقط باورهایی به ضرر خودم میساختم و من هیچی نشدم
میگم وای پوس یا پوز حالا میخا بری بانک . بانک رفتن هم ترمزه برام . عزا میگیرم توی ذهنم میشه برزخ وقتی اسم کار اداری میاد . فحش هرچی پشت میزی با عرض پوزش میدم بخاطر باور و افکار غلط در مورد کارمندای بانک و اداره ها ساختم
وقتی استاد میگه که ملک تو امریکا با دلار 10 هزار تومنی ، پنج میلیارد تومان سالانه مالیات داره مغز من توش نمیگنجه که چقدر باید روی گاز و یا روبه جلو باشه برای یک ادم که بگه خب خونه و ملک خوب میخرم سالی یکماه میرم توش حتی خالی هم باشه اشکال نداره و مالیاتش رو میدم .
داستان باور مثل اینه که من یچیزی رو قبول دارم ولی عمل نمیکنم . قبول دارم ترمز باید رها باشه ولی پام چسبیده روش.
باید باید باید و باید دست از جنگ بردارم . وقتی هم گاز بدی و هم ترمز بگیری فقط لنت سابیده میشه و به موتور فشار میاد. سوخت میره بالا و نتیجه هیچ فقط یک متر حرکت اونم با روحیه و جسم و روان داغون . اونوقت میگم نمیدونم چرا عصبیم . چرا بیقرارم و کلافه . چرا جسمم میریزه بهم یهو درد مفاصل میگیرم و…. چرا حوصله زن بچه ندارم . حوصله مشتری و کارفرما ندارم . اگر جسم و روان و روح من ماشین باشه خب این ترمزها میخاد چه بسر من بیارن
از خداوند میخام بهم کمک کنه همینجور که اگاه میشم و ترمز میشناسم ، جسارت و شهامت بهم بده پام از روش هم بردارم . با توکل به خودش انشالله
اقدامات عملی اینه اول باور درست کنم . بعد برم وقت بگذرونم توی بانک و ادارات کارهای عقب افتاده انجام بدم ، و آشتی باشم با وقت گزاشتن اینجور جاها
سپاس فراوان از استاد بزرگوار و همراهان عزیز سایت
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
هیچ گاه نباید دیگران را قانع کرده و بخواهیم که از خود دفاع کنیم، تنها کافی است به حرف های آنها توجه نکنیم و تمرکز خود را بر روی خواسته ها و اهداف خود بگذاریم.
افرادی که پشت سر ما غیبت می کنند بهترین راه، عدم توجه به آنها است. استاد الگویی عالی در این زمینه هستند که با بی توجهی به حرف هایی که دیگران از روی حسادت پشت سر ایشان می زنند و ادامه ی مسیر درست به نتایج عالی در تمام جنبه ها و زمینه ها دست یافتند و الگویی برای همگان شده اند.
هیچ گاه با دیگران بحث و دعوا نکرده و توجه خود را بر روی خواسته های خود بگذاریم، اگر بتوانیم چنین کاری انجام دهیم حسادت ها، غیبت ها، حرف های ناجالب و….آنها درنهایت به نفع ما خواهد شد چون تنها قدرت در دستان خداوند است و هیچ کسی توانایی تاثیر گذاری در زندگی ما را ندارد. اگر کانون توجه خود را تغییر دهیم اتفاقات زندگی ما دگرگون خواهد شد. هیچ کسی قدرت چشم زدن یا تاثیر منفی در زندگی ما را ندارد. اگر آگاهانه به آنها توجه نکرده و قدرت ندهیم ضربه ی آنها حتما به نفع ما خواهد شد.
ما نباید افراد را به دیدگاه شان گره بزنیم اگر حرف آنها درست بوده بپذیریم و مقاومت نداشته باشیم .
هر کسی کسب و کاری دارد باید بتواند آن را تبلیغ کرده و محصولات خود را به فروش برساند و تا زمانی که اعتماد به نفس، باور به محصول خود و ایمان نداشته باشد نمی تواند آن را تبلیغ کرده و به فروش برساند. مهمترین مهارتی که باید در هر کسب و کاری یا حتی در زندگی یاد بگیریم مهارت فروش است.
تنها زمانی نتیجه خواهیم گرفت که بهای محصولات را تمام و کمال و با تمام وجود بپردازیم. محصولات استاد زندگیها را متحول کرده و قیمتی نمی توان برای آن تعیین کرد. دلیل تاثیر گذری سخنان استاد این است که خود در تمام جنبه ها نتایج عالی گرفته و فقط صحبت کردن صرف نبوده است. محصولات ایشان آینه ی تمام نمای باورهایشان و الهام شده از طرف خداوند بوده، برای همین محتوای منحصر به فرد داشته که در هیچ کتابی وجود ندارد.حتی اگر دیگران نیز از آن تقلید کنند نمی توانند تاثیری که آموزه های استاد روی دیگران می گذارند را داشته باشند، چون فرکانس ایشان به سایرین منتقل می شود که بر مبنای درستی , پاکی، صداقت و راستی است.
خدایا شکرت
عاشقتونیم
سلام دوستان ثروتمند و خوشبختم
سپاس از خدای مهربان بابت وجودم
وجود دوستان و خانواده ام و استاد عزیز و همسر شایسته شان
من این فایلو که داشتم میدیدم تقریبا وسطای فایل بود که از شوق اشکم در میومد و به چشمان استاد نگاه میکردم و اون صداقت اخلاص و حس خوب رو توی نکاهشون دریافت میکردم و هی میگفتم استااااد قربونت برم عاشقتم، تا اینکه برای شام صدام کردند و سر سفره با یک حرف داداشم جوری احساس ناامیدی و خشم بهم دست داد که باهاش سردرد گرفتم و متوجه شدم که چقققققدر زود ممکنه ما به نظر و حرفی که دیگران میزنن تحت تاثیر قرار بگیریم و زود بخودم اومدم و گفتم که محمد این فقط یک نظره و تو نیازی به نظر هیچکس نداری و هیچی مهم نیست بجز خودت و اون ندای درونت که باهات حرف میزنه همیشه
اگه یکم به زندگیمون نگاه کنیم
یه کم ریزتر بشیم به انچه که در زندگی ما اتفاق افتاده و خوشایند نبوده مثل
اتفاقات تلخ و مریضی عصبانیت خشم نفرت توقع و دیگر احساسات منفی
قشنگ متوجه این موضوع خواهیم شد که
یا خواستیم کسی از ما ناراحت نشه و درخواستشو قبول کردیم
یا بخاطر تایید دیگران و حرفهایی که ما نخایم پشت سرمون بزنن چه بحث هایی که نکردیم چه رنجهایی که ندیدیم و چه بلاهایی که با دستان خودمون سر خودمون نیاوردیم همش نشون میده که حرف دیگران واکنششون نظرشون اینقد برامون مهم بوده که حاضر شدیم از خودمونم بگذریم و اسمشم بزاریم ((فداکاری))
چه راحت افسار ذهنمون رو دادیم دست بقیه ای که اگه بمیریم هم بعد از مرگ مان تنها دغدغشون بقول یکی از دوستان روی رنگ نوشابه ای هست که با غذاشون انتخاب میکنن
استاد خیلی خوب مارو آگاه میکنن و باید جان دل سپرد به حرفهایی که سند درست بودنشون هم نتایج استاد هست و هم انرژی مثبتی که از اون ور دنیا برامون میفرستن
من خودمم اوایل و حتی همین الانم ممکنه گاهی به حرفهای استاد شک کنم بخاطر یک تضاد و دوباره قانون احساس خوب و اتفاقات خوب رو به خودم یاد آوری میکنم که محمد این نجوایی هست که میخواد تورو از مسیر خارج کنه واستاد اینقدر خالصانه توضیح میدن قوانین رو که ذهن چموشم باز برمیگرده به مسیر و این روند باید اینقدر ادامه بدیم که جلوی این ذهن سرکش رو بگیریم و آگاهانه به مسیر درست هدایت کنیم
چه بسیار آدمهایی که خواستن توی حوزه روابط امور مالی سلامتی بهمون ضربه بزنن اما به نفع ما شدن و الان اینجاییم با قدرت
و مورد هدایت الله و چه هدیه و نعمتی بالاتر از این خدارو هزار مرتبه شکرت
به نام رب وهاب و غفور و هدایتگرم
سلام به دوستان عزیز دلم
روز 57 ام سفرنامه
استاد من عاااااااااشق این فایل بودم
یادمه یک شب تو این فکر بودم، چرا من این خواسته ای که دارم رو بدست نمیارم
مگر نه اینکه باید همه چیز به حالت طبیعی رخ بده پس یک اشکالی در طرز فکر من راجع به این خواسته هست
بعد زدم روی نشانه من و یا بصورت هدایتی دقیق یادم نیست که این فایل رو دیدم
و برداشت اونموقعمم این بود که آقا من یه سری مقاومت دارم
و بعد از خدا پرسیدم میدونم خیلی زود جواب میدی هر کسی که ازت سوال کنه، اونموقع باور الانم نداشتم که خدا خیلی سریع جواب سوال هام و خواسته هام رو میده
و بعد گفتم من میخوابم تو بگو مقاومت و ترمزی که در مورد این خواسته دارم چیه که اگر حل بشه بش میرسم
و بعد یادمه تو خواب بم گفته شد اعتماد به نفس و بعد به طرز جادویی بسته اعتماد به نفس هدیه خدا شد برام در روز تولدم
و بعد که دوره رو به محص دریافت دقیقا روز تولدم شروع کردم و ادامه دادم و اونقدر مقاومت داشتم
که حرف ها رو اونجور که باید درک نمی کردم و در واقع در فرکانسش نبودم
و الان میفهمم در فرکانس بودن با یک دوره و یک سری آگاهی چجوریه
اونم از دریافت نشانه های فراوان و پشت سر هم در مورد شروع دوره راهنمای عملی رویاها
و قبلش هم به محض اینکه گفتم خدایا این دوره فوق العادست میخوام داشته باشمش
چند روز بعد خواهرم گفت راستی رویاها رو خریدم
دهنم از تعجب باز مونده بود
خلاصه فرکانس دوره راهنمای عملی رویاها اونقدر بالا بود که اصن طرفش نرفتم با اینکه بود
فقط یه صدایی بود که هنوز آمادش نیستی
و بعد از دو سه ماه نشانه ها از شروع دوره پشت هم میومد برام
هر فایلی که بعنوان نشانم میزدم زیرش زده بود برای آگاهی های بیشتر به دوره راهنمای عملی مراجعه شود
و کلی نشانه های دیگه
خلاصه شروع کردم دوره رو و اونقدر هم فرکانسی رو دارم متوجه میشم
چون تک تک جملات استاد برام یه دری از آگاهی هستند
و تک تک تمرین ها و جملات مناسب وضع الانم هستن
اصن فوق العادن
و الان این ترمز و گاز رو در این فایل یه جور دیگه دریافتم
و کلی لذت بردم و اونقدر حالم با این فایل خوبه که میخوام برم بیرون فقط بدوم
خیلی سادست قانون، یه خواسته میخوای میشینی باورهای مناسب برای اون خواسته رو پیدا می کنی و بعد میری که داشته باشی چیزی که میخوای رو و این در دوره راهنمای عملی رویاها به وضوح هر چه تمام تر توضیح داده شده
تو این پروسه باور سازی، میای فکر می کنی چرا نداریش، ترمزش رو پیدا می کنی، کد مخرب رو، و بعد سازندش رو میسازی و سازنده رو برای خودت منطقی می کنی و بعدش دیگه حله
این جای متن رو دوست داشتم: “اما در پروسه تحقق خواسته، فرد بالاخره موفق می شود پایش را از روی آن ترمز بردارد.”
وقتی تو این مسیری، هر روز برای یادگرفتنم بیشتر و برای بهتر زندگی کردن میای تو سایت و آگاهی نوش جان می کنی، و یا به هر روشی که بلدی سعی می کنی ورژن بهتری از خودت باشی، بالاخره میرسی به خواستت فقط دیر و زود داره
استاد من عاشق شما هستم وقتی می گین بخدا زندگی من اینه که خیلی راحت و ساده و آسون به همه چیز میرسم
نه اینکه پرفکت باشم، فقط ترمزهام رو شناختم، باورهای درست رو شناختم و پیداشون کردم، و کرور کرور داره نعمت و فروانی وارد زندگیم میشه
خدایاشکرت برای تصویرهای فوق العاده این فایل برای حال خوبش احساس خوبش
استاد من مطمئنم با توجه به تضادهایی که تجربه کردم و با توجه به آگاهی هایی که دارم از این مسیر می گیرم
قراره خیلی خیلی خوشبخت بشم و گرنه که اصلا به این مسیر هدایت نمیشدم
عاقشتم خداااااجون
عاشقتم اسماء برای اینکه امروز در این لحظه با این تصمیمت پای این فایل بودی
عاشقتونم استاااااااد جااااااانم
عاشقتونم مریم جونمممممم
عاشقتونم دوستان فوق العادم
در پناه الله یکتا باشید.
سلام به تمام خوبان
این خیلی خوبه استاد جان که خیلی زود جواب فرکانسهامون رو دریافت میکنیم و از طریق قطب نمایی که خدا قرار داره که همون احساسمون هستش متوجه میشیم که در کدام مسیر قرار داریم
یه روزهایی که کنترل ذهن خوبی داشتم همون لحظه نوع فرکانسهامو احساس میکردم و چنانچه فرکانسهام تغییر میکرد متوجه تغییر احساس و حال و هوای خودم میشدم…چه زیباست این قانونها خداوند چه قدر بنده ها شو دوست داره و نمیگذاره که به سختی بیفتیم همه چی رو سهل و آسان آفریده خدای مهربانم شکرت همگی در پناهش باشیم.
نعمت و آگاهی روز 57 ام
خدایا شکرت که امروز هم زنده ام و هم میتونم یک قدم برای تغییر زندگی ام بردارم و ردپای روز 57 ام را هم بگذارم
.
ساختار جهان این شکلیه : میخواهی و میشود ، تماااام !!
حمیدرضا ، اگر خواستی و نشده ، اگر خواستی و دهنت سرویس شده و نا امید شدی ، شرک داشتی و …. ، نه بخاطر اینه که سخته نه بخاطر اینه که نمیشه و برای بعضی ها میشه و نه هیچ دلیل دیگه ای ، دلیلش اینه که :
+ کانون توجهت کنترل نشده ، باورهای محدودی توی ذهنت داشتی داری و حتی خواهی داشت و در آینده باورهای محدود بیشتری پیدا میکنی ! هییییچ عامل دیگه ای وجود نداره !! و فقط شکل و خالص بودن فرکانسی که فرستادی ایراد داشته
اوکی پس درستش کن !!!
خیلی کار راحت میشه وقتی که بدونیم مشکل از کجاست و وقتمون را سر پیدا کردن مشکل و موارد غیر ضروری و توهمات فکری نکنیم !!
…………
یه داستان جذاب از دیروز براتون تعریف کنم ، از تمرین ” ستاره قطبی ” چون به همین قانون میخواهی و میشود و سریع الجواب بودن خداوند مربوطه :
نزدیک صبح بود که پای سیستمم بودم توی فکر و افکار توحیدی و حرف های استاد ، کارها و خرج ها و بدهی ها ، رویای قهرمانی ام و …. ، خلاصه فکرم خیلی مشغول بود ( ولی احساسم به شدت خوب بود )
از مهاجرت ام به اینطرف ( که حدود 3 ماه هست ) تمرینات ورزشیم خیلی کم شده و هنوز تمرین بدنسازی و باشگاهی را شروع نکرده بودم و شخصی تمرین میکردم ، در حال دیدن کلیپ های مربوط به هدف و قهرمانی و رویای خودم که بودم ، تصمیم گرفتم که فردا ( یعنی همون روز و بعد از استراحتم ) برم برای باشگاه های اطرف منطقه را ببینم و انتخاب کنم ، پیش خودم گفتم که الان پولم کمه ( چون چند روزی نبودم و خرج شده بود و …. ) البته که خدا را شکر کار دستم هست و پولش بعد از انجامش واریز میشه ولی برای ثبت نام باید صبر میکردم ، پیش خودم گفتم اشکالی نداره دیدن و انتخابش که پول نمیخواد و قدم اول را برمیدارم ، قبل از اینکه بخوابم تمرین ستاره قطبی ام را نوشتم ( البته استاده میگند صبح اول وقت که بیدار میشیم انجام بدیم ولی موقع هایی که من تا دم صبح بیدارم ، معمولا انجام میدم چرا که چند بار شده بعضی هاش تا قبل از بیدار شدنم خداوند برام انجام داده )
تمرین ستاره قطبی را نوشتم :
مواردی مثل : تمرکز دارم کارم داشته باشم ، فلان شخص پیام تایید و تحسین کاری که براش فرستادم را بده ، کارهام منظم تر بشه ، هوا و شرایط روغن موتورم به شکلی باشه که بتونم برم قهوه بخرم و….
که خداوند همه اش را برام انجام داد !
ولی دو تا مورد بود که نوشته بودم و مواردی بود که کاملا دلی نوشتم ! دلیل خاصی هم براش نداشتم و بخاطر اینکه کلی در احساس و افکار توحیدی و رویای خودم بودم ، خواستم و نوشتم
و موارد اینا بودند :
+ هدایت و نشانه الهی دریافت کنم که خوشحالم کنه و ایمانم را قوی تر کنه
+ ورودی مالی جدید میخوام از راهی که فکرشم نمیکنم
. بعد از ظهر بود که مشغول کار بودم ، که دیدم 1 میلیون به حسابم واریز شد !
قبلش یک میلیون به حساب همسرم واریز کرده بودم ، چون در سفر بود لازم داشت براش واریز کردم ، بهش زنگ زدم گفتم 1 میلیون هست توی حسابت یا برگشت خورده ؟ یه چک کرد و گفت نه هستش !
من هرچی فکر کردم بین مشتری هام دیدم در حال حاضر نه زمان پیش پرداخت از کسیه و نه تسویه !! خخخخ !
گفتم اوکی خودش مشخص میشه دیگه ، و مشغول کارم شدم
مادرم چند روز پیش بهم گفته بود به مناسبت کامپیوتر جدیدت دلم میخواد یه شرینی بهت بدم و 500 تومن از سمت من خاله برات واریز میکنه ، من کلی تشکر کردم ازش و گفتم عزیزم این چه حرفیه و من باید برای شما خرج کنم ولی نقل قول کتاب هدیه از اسپنسر جانسون را براش گفتم که :
خداوند به همون اندازه که هدیه دهنده را دوست داره ، کسی که هدیه را میپذیره را هم دوست داره
و مادرم از این متن خیلی خوشحال شد و تشکر کرد و منم از خوشحالی اون خوشحال شدم و گذشت و از یادم رفته بود ، بعد مادرم بهم زنگ زد گفت اومد به حسابت ، گفت 1 میلیون ؟ مگه نگفتی 500 هزار تومن ؟
گفت خوب دیگه ! مبارکت باشه
( این از نشونه اول که خداوند 500 هزار تومن بیشتر برام واریز کرد )
یه زمان کوتاهی گذشت و مشغول به کار بودم ، در حین کارم به اندازه شاید نیم ساعت یا 45 دقیقه افسار ذهن و عملم از دستم رفت ، فکرم الکی از نجوا ریخت به هم و داشتم توی اینترنت کاملا بیهوده میچرخیدم !!
++ یاد آوری کنم که من از خداوند چی خواسته بودم ؟! از خداوند خواسته بودم که هدایتم کنه با نشونه اش و خوشحالم کنه و ایمانم قوی تر بشه و مورد دوم هم ورودی مالی جدید از جایی که فکرشم نمیکنم ) ++
در همون حین چرخیدم توی اینترنت بودم که دیدم یه پیام توی اینستاگرام برام اومد ، از پیجی که سیستم کامپیوترم را از اون تیم برداشته بودم و چندتا از استوری هاشون را جواب داده بودم و یه مسابقه هم ظاهرا گذاشته بودند ، دیدم آیدی پیجم منشن شده که ، اینم از برنده چهارم ما ، مبارکتون باشه 500 هزار تومن و شماره کارت بفرستید !!!!!!!
( من توی زندگیم هیچ کجا و هیچ قرعه کشی تا حالا برنده نشده بودم )
اصلا خشکم زد !
+دقیقا در لحظه ای که افسار ذهنم در رفته بود و نیاز داشتم برگردم توی مسیر
+دقیقا طبق درخواستم : هدایت و نشونه الهی که خوشحالم کنه و ایمانم را قوی تر کنه و وردی مالی جدید از جایی که فکرشم نمیکنم !!
+اینقدر خوشحال شدم ، نه بخاطر مبلغش ، بخاطر اون هدایت و تیک زدن با لذت این دو خواسته در تمرین ستاره قطبی ام ، و این حس نابی که انگار خدا اومد کنار صورتم یه چشمک بهم زد و گفت : ببین حواسم بهت هست ! تو توی مسیر باش و فقط بخواه تا انجام بشه
.
سجده کرد و گفت ای رب ودود من چه دانستم تو را حکمت چه بود
.
………………..
خیلی این بهم چسبید و گذاشتم توی نوت گوشیم حفظ بشه و شب ، هم برای مادرم تعریف کردم که خیلی هم فرکانس با خودم هست و از شاگرد های استاد هم هستند و هم همسرم که اونم قسمتی از فایل ها را دنبال میکنه
داخل گروه تلگرامی 2 نفره که خودم زده بودم با همسرم با اسم “زیبایی های هر روز و شکرگزاری” برای همسرم تعریف کردم ، که توی گروه هم بمونه و اونم کلیی ذوق کرد و خوشحال شد .
و امیدوارم که این خاطره را حفظ کنم و مواقعی که شرک و نجوای درونم بیشتر میشه ( مخصوصا از لحاظ مالی ) ، سریع یاد آوردی کنم و بتونم نگاهم به شکل توحیدی تغییر بدم .
……………….
یه توجه هم بکنم به زیبایی های جالب در هنگام نوشتن همین کامنت :
از زمان شروع نوشتن این کامنت تا الان بیشتر از 3 ساعت میگذره !!! ولی چطوری ، اینکه اول کار را نوشتم ، داشتم نکته بردای از فایلم را میخوندم ، بعد یهو صدای اذان صبح را شنیدم و همینطور دلی دوتا صفحه از قرآن را باز کردم و خوندم و که اون هم از جمله آیات توحیدی بودند و اشاره به قدرت الهی ، دوباره ادامه دادم نوشتن و بعد دیدم یه پاسخ به کامنت دارم و با پاسخ زیبای بانو اسماء عزیز ، در فایل ” کدام مسیر را انتخاب کرده ای ؟” مواجه شدم و خیلی خیلی انرژی گرفتم و از کامنت و پاسخ زیبای ایشون ، دوباره مشغول به نوشتن پیام بودم که از پنجره بیرون را نگاه کردم دیدم : واااای چقدر رنگ آسمون خوشگله و نمیشه برای طلوع صبح ، نرم بیرون ، بازم کامنت را رها کردم و رفتم به طبیعت نزدیک به خونمون و زیبایی و انرژی عالی صبحش و گاو ها که تازه برای چرا اومده بودند و یه کمی با اونا صحبت کردم و لذت بردم و برگشتم و …. تا به الان رسید !!!
…………………….
خدا را هزاران بار هر لحظه شکر ، خدایا شکرت بخاطر همه چیز !
دوستتون دارم و در پناه حق شاد باشید : )
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
آقاحمیدرضا سلامی پر از انرژی به شما
خیلی خیلی عالی بود این کامنت و جالبیش اینه که من امروز روز 57 ام سفرنامم هست
و امروز پاسخ کامنت شما رو دیدم که گفتین کامنتی که برای روز 57 ام گذاشتین رو بخونم و بعد از رد پای من برای این روز
کامنت شما رو دیدم
یعنی ببینید زمانبندی خدا چجوریه و باز در جهت تایید این باور که “خداخیلی سریع جواب خواسته هام و سوالم رو میده” و بعد جالبه تیتر کامنت امروز شما در مورد سریع الاجابه بودن خداوند
و چقدر جالبه که واقعا جهان کمکت می کنه وقتی میخوای دنبال چیزی بگردی
من این باور رو ساختم یعنی اونقدر هر موقع هر چی خواستم رو سریع جوابم داده تو موارد ریز و درشت که دیگه شده بود ورز زبونم که خدا سریع جوابم میده و خوشحالم می کنه
و گفتم چه جالب این دیگه برام یه باور تاکیدی شد یه جمله ای که همش بگم و لذت ببرم
و دائم جهان داره کمکم می کنه که ایمانم بیشتر شه به این احساس خوب به هدایت الهی
حتی وقتی می گم خدایا احساسم خوب کن، فقط چند دقیقه زمان میبره که همه چیز دست به دست هم بده که احساسم خوب شه
آقاحمیدرضا کامنت فوق العادت خیلی احساسم رو خوب کرد
وقتی اینجوری جواب خواسته هامون رو می گیریم بیشتر از اینکه خوشحال بشم که اون خواسته محیا شده
از این خوشحال میشم ببین تو چقدر خوبی، چقدر لطیفی، چقدر وهابی، که تا ازت چیزی خواستم برام جورش کردی
یعنی خاصیت جهانش اینجوره که باید بشه
و بعد اگر نمیشه سوال می کنی ازش که چرا نمیشه
بعد هدایتت می کنه
بعد تو عمل می کنی باور می کنی غیب رو این هدایت رو و انجامش میدی
و بعد نتیجه میاد
و بعد میفهمی که تو همیشه وصل بودی فقط خودت نمیدونستی و باور کردی در طول زمان که لیاقت این وصال رو نداری و فقط عده ای وصلن و فقط یه کارهای خاصی باید بکنی که وصل بشی
در حالی که اینجور نیست تو همیهش وصلی چه بخوای چه نخوای
فقط خودت باورش کن که احساست بهتر بشه و وقتی احساست بهتر میشه نتایج میان
آخه قربون خدا برم چجوری بفهمونه که باید لذت ببری و عشق کنی تا نعمت بت بدم
من عاشقتم خدا
عاشق این احساس خوب و عالی که از همه جا داره بم میرسه
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایاشکرت
امیدوارم تو این مسیر مستدام باشیم
همه چیز از یک تصمیم شروع شد و از خواسته شروع شد که ما الان اینجاییم
ما انتخاب نشدیم
ما انتخاب کردیم که اینجا باشیم
تا زندگیمون رو انجوری بسازیم که دوست داریم
تا از هر چی خدا درست کرده که لذت ببریم استفاده کنیم عشق کنیم و طعم واقعی آزادی رو بچشیم
امیدوارم تمام انرژی و احساس خوبم به شما برسه
در پناه الله یکتا شاد شاد شاد و ثروتمند ثروتمند ثروتمند باشید.
سلاااام بانو
روزهاتون پر برکت و احساس خوب
ممنونم از پاسخ زیبا ، خوش انرژی و آموزنده
اگر کامنت من باعث احساس خوب برای شما شد ، من بارها این کامنت شما را خوندم در این مدتی که از روزشمار دور بودم و قسمت هایی از پیامتون را هم در نکته برداری کردم و برای خودم ذخیره کردم
بازم بخاطر پترن های تکرار شونده ای که دارم و هنوز نتونستم دلیلش را از ریشه پیدا کنم و درستش کنم ، زمان نسبتا زیادی را از کامنت های روزشمار و همینطور ادامه فایل ها دور بودم ، ولی باعث شد هم بارها فایل شماره 58 را گوش بدم و هم چندین بار کامنت شما را بخونم
و الان هم قبل از نوشتن کامنت روز 58 ام ، گفتم اول پاسخ به شما دوست عزیز را بدم و تشکر کنم
با اینکه پترن تکرار شونده ای در بحث کارم و ترافیک کاری برام اتفاق میفته ولی نکته مثبتش اینه که تونستم رکورد درآمد ماه های قبل را بزنم و قسمتی دیگه از بدهی هام را کم کنم و امیدوارم برای ماه های آینده هم به همین شکل باشه البته با نظم و ادامه روز شمار و اصلاح پترن تکرار شونده ام
براتون احساس عالی ، هدایت ، ثروت و سلامتی بیشتر از خداوند میخوام و جز دوستانی هستید که مشتاقم در اخر این سفرنامه نتایج فوق العاده تون را بخونم و تحسین کنم و لذت ببرم
در پناه حق ، شاد باشید : )
سلام به شما حمیدرضاجان
اتفاقا دقیقا دیروز بود که تو فکر شما بودم که جدیدا کامنت هاتون رو نمیبینم
و گفتم حتما غرق در آگاهی های برخی از فایل های روزشمار شدین.
خیلی خوشحال شدم و دیدم چقدر انرژی تاثیر داره که من به این فکر کردم که کامنت های شما رو نمیبینم و الان پاسختون رو دیدم
و اینکه دقیقا دیروز و امروز بود که دارم از نتایج جالبی که داره بصورت ناخودآگاه در من رخ میده و اون هم از تاثیرات این سفرنامه هست به خواهرام که هر دو در این مسیر و سایت هستن میگفتم، از اینکه چقدر این دوسه روز فایل های سفرنامه دقیقا مکمل و طبق گفته های استاد در فایل جلسه چهارم دوره رویاهاست که دارم گوش میدم و چقدر لذت میبرم و چقدر در عمل بدردم خوردن
و خداروهزاران بار شکر میکنم که خداوند من به این مسیر هدایت کرد
چقدر بعضی چیزها و جملات و مفاهیمی که استاد بارها در فایل های مختلف تکرارشون میکنن رو تازه دارم میفهمم و چقدر از فهمشون خوشحال و لذتمندم
و خیلی از مسائل و تضادهام داره با این فایل های روزشمار به بهترین شکل حل میشه و مطمئنم این الگوی تکرار شونده ای که گفتین هم قطعا حل خواهد شد
امروز خواهرم نکته عالی ای رو بم گفت که برداشتش از این آموزه ها بود
و به شما هم اینجا میگم شاید کمکتون کنه
اینکه ما باید واقعا از این وضعیتی که هستیم چه در ثروت چه در سلامتی و هر هدفی که هستیم سعی کنیم بصورت مداوم هدف های بالاتر و سطوح بالاتری رو برای خودمون تعریف کنیم تا هیچ وقت از تلاش کردن و بودن در این مسیر نکشیم بیرون به این بهانه که همه چیز حل شد دیگه، من دیگه اوضاعم از هر نظر خوبه
مثلا میگفت در مورد ثروت، باید بیایم بگیم به خودمون چقدر اوضاع الان بحرانیه، اگر من با این اوضاع این باورهای قدرتمند کننده در مورد ثروت رو ایجاد نکنم و چه چیزهایی رو نمیتونم تجربه کنم و اینکه چطور خواهد شد، و بعد اینجوری تو مسیر بودن، گوش کردن به آگاهی ها رو بصورت منظم ادامه میدیم و تعلل نمی کنیم
بقول استاد من کار میکردم تو بندر عباس و روی باورهام کار میکردن، مسافرکشی میکردم و روی باورهام کار میکردم، نمیشستم تو خونه و روی باورهام کار کنم
و اینکه فهمیده باشیم چقدر واجبه که هر روز گوش بدیم این آگاهی ها رو، تمرین هایی که برای خودمون از فایل ها یادگرفتیم رو انجام بدیم، نکته هایی که نوشتیم رو بخونیم همیشه، کم کم بصورت ناخودآگاه همه چی درست میشه و بصورت ناخودآگاه اعمالمون میشه طبق قوانین کیهانی
هدایت شدن به این سفرنامه قطع به یقین و به امید الله یکتا، قراره نتایج شگقت انگیزی رو به وجود بیاره، که مطمئن باشین یه بخشی درست خواهد شد برای اینکه بیایم از نتایج خودمون بگیم :)
خیلی خیلی از دیدن پاسختون خوشحال شدم
مرسی از آرزوی قشنگتون
و من هم برای شما حمیدرضاجان دوست عزیزم
سلامتی و خنده های خیلی زیاد، عشق و شادی خیلی زیاد، ثروت بیش از نیازتون، و موفقیت در مسیر قهرمانیتون رو آرزو میکنم
در پناه الله یکتا باشید.
سلاااام مجدد و پر انرژی به شما بانوی مهربون
که هر بار خوندن کامنت هاتون حس خوبی بهم میده و بارها پاسخ هاتون را خوندم ، هم به عنوان احساس خوب ، هم به عنوان نشونه گرفتن و هم به عنوان آگاهی و هم فرکانس شدن
با اینکه باز هم چندین روز از پاسخ شما میگذره ، ولی به همین شکل که گفتم چندین بار پاسخ شما و همینطور پاسخ قبلی شما را خوندم و نشونه گرفتم ، و از این بابت به خودم سخت نگرفتم که هر وقت حس نوشتن داشتم بیام و کامنت را بنویسم
با اینکه هنوز در جلسه 59 هستم ، ولی باز تکرار این جلسه و همینطور فایل های جدید فایل نگذاشته که به روز بعدی برم !
البته که ترافیک کارم هم بی دلیل نیست ، اما سعی کردم نه به شکل بیخیالی باشه و نه به شکل وظیفه ای که باید تیک بخوره و فقط از فایل بگذرم و برم برای فایل روز بعد ، بلکه سعی کردم هر فایلی را بتونم هم آگاهی اون را کسب و کنم و هم در سریعترین زمانی که احساس و الهام نوشتن هست بیام و کامنتش را هم بنویسم !!
در حال حاضر هم در بین حجم زیاد کارم ، یه استراحتی به خودم دادم ، و چه استراحتی بهتر از اینکه با هدفون روی گوشم همراه آهنگ های زیبا و عرفانی محسن چاوشی که از شعر های مولانا خوانده شده ، بیام داخل سایت استاد عزیز و دوباره کامنت شما را بخونم احساس خوب بگیرم و پاسخ بدم ، زودتر از اینکه بخوام سراغ کامنت فایل 59 برم : )
در همین ترافیک کارم ، احساس رشد خودم را حس میکنم و خدا را هزاران بار شکر میکنم و همینطور از خداوند میخوام که زمان کارهام مرتب تر بشه و بتونم بیشتر روی فایل های استاد زمان بگذارم و کار کنم
+ یکی از نتایج همین چند روزم بگم ، دریافت پیشنهاد کاری بود که باز هم درآمد من را بیشتر میکنه ( حدود 1/5 تا 2 برابر ) در آینده ای نزدیک به لطف خدای وهاب
این در صورتی بود که من فرکانسش را زودتر ارسال کرده بودم :))
جز برنامه ریزی ام و خواسته هام در دی ماه و بهمن ماه داخل نوت گوشی ام نوشته بودم ، از خداوند خواسته بودم که تا آخر دی ماه پیشنهادی را دریافت کنم به عنوان کارهای روتین و ادامه دار باشه که بتونم برنامه کارم و زندگی ام را مرتب تر کنم و بتونم این پترن تکرار شونده را هم اصلاح کنم و همینطور درآمدم هم بیشتر بشه ! ( که دی ماه تمام شد و گفتم اشکال نداره ، تا آخر بهمن خدا برام درست میکنه که 5 روز بعدش اجابت شد )
و در همین حال هم از خداوند هدایت میخوام که حتی به نسبت این شخص و این پیشنهاد کار شرک خفی نداشته باشم که خودم متوجهش نشم !
جالبه این نکته ای که گفتید از اینکه به خودمون بگیم اگر شرایط همین باشه و پیشرفت نکنم چه اتفاقی میفته ، من از خودم به فیلم گرفتم در چند زمان مختلف که بتونم هر بار ببینم و یاد آوری بشه برام و واقعا احساس میکنم دونه دونه نهال هایی که کاشتم داره آروم در میاد پس حالا بیشتر از قبل نیاز به رسیدگی داره و به هر بهونه مثل : ترافیک کارم و …. نباید بزارم این نهال ها خراب بشند و اوضاع دوباره برگرده ، بلکه بهتر و بهترش کنم
اما جالبتر اینکه ، با اینکه فایل های استاد را دنبال میکنم و سعی میکنم در مسیر باشم و بهتر باشم ، از خودم سوال داشتم که چرا این استمرار و میزانی که دلم میخواد و واقعا از لحاظ روحی ارضاام میکنه را نمیتونم برای سایت و فایل های استاد بزارم ، چرا یه مدت خوبه و یه مدت دوباره کم میشه ! که جوابش را در فایل جدید و بی نظیییر استاد گرفتم ، فایل قدرت اراده در مقابل نحوه عملکرد مغز انسان
و مصمم تر که اول به بدنم و قانون سلامتی برسم و بعدش که منو به مرور دوباره دوره هایی که دارم و استمرار بیشتر و دلچسب به فایل های استاد و درک بیشتر میرسونه
چون بسیار خدا را شاکرم که دوره قانون سلامتی را دارم ولی با هدف و خواست بیشتر و کمک مالی مادرم بود که ایشون نتایج بسیار خوبی گرفتند اما خودم به دلیل سلامت جسمانی ام متاسفانه از این دوره غافل شدم !!!! سلامتی ای که اگر بیشتر بهش توجه کنم و ریزش بشم میبینم که : نه باباااا سلامتی کجا بود ؟؟!!!! اگر دونه دونه مشکلات ریزم را بنویسم خیلیههه !
و این فایل به نظرم عااالی بود و همینطور جواب اراده های نصف کارم را هم گرفتم : ) خدایا شکرت
بانو بسیار تحسینتون میکنم ، چرا که واقعا احساس آرامش و شادی که دارید را حس میکنم در نوشته هاتون و با هربار خوندن کامنت ها این احساس بهم منتقل میشه
ممنونم از دعا و آرزوی زیباتون ، واقعا این چند روز به لطف خدای مهربان خنده های بیشتر و شادی بیشتر به شکل های مختلفی برام رقم خورده و خدا را هزاران بار شکر میکنم
اما مسیر قهرمانی ام نیاز به اراده ای بهتر داره !!!! و خیلی ممنونم از انرژی ای که توی این مسیر بهم میدید ، خیلی خیلی ممنونم
هر روز ، هر لحظه و به روش های گوناگون براتون هدایت ، شادی ، ثروت و هررر آنچه که شما را به خواسته ها و اهداف و احساس بهتر میرسونه آرزومندم
یا حق
سلام آقاحمیدرضاااا
خداروهزاران بار شکر برای دیدن نقطه آبی که نشون داد بازم قراره با کامنت های دوستان خوبم هیجان زده بشم
دیشب قبل از خواب از خدا خواستم وقتی بیدارم کرد خوشحالم کنه و آگاهی های عالی بم میده که انرژیم رو زیاد کنه
و پاسخ شما رو که خوندم فوق العاده انرژی گرفتم، و چقدر آگاهی از نتایج عالیتون
واقعا لذت بردم و خداروشکر می کنم
اینکه اینقدر عالی در مسیر پیشرفت مالی از طریق کاری که دوست دارین هستین، واقعا برای من تحسین برانگیزه و براتون اتفاقات عالی رو از جنس اتفاق مالی اخیرتون، براتون آرزو می کنم
در مورد اینکه از یک فایل نمیگذرین تا خوب درکش کنین، من در مورد دوره فوق العاده راهنمای عملی دستیابی به رویاها اینجورم، که تا واقعا قلبم دستور رفتن به جلسه بعدی رو نده، به جلسه بعدی نمیرم تا صرفا دوره رو تموم کرده باشم، و جالبه هر بار که با جلسات دورم دارم پیش میرم به شدت با فایل های روزشمار هماهنگ هست و مثل مکمل میمونه.
و در مورد آهنگ گوش دادن واقعا اینکار معرکست حین خوندن کامنت ها، من گاهی آهنگ های بی کلامی که دوست دارم رو پخش می کنم و شروع به خوندن کامنت های بچه ها می کنم و واقعا من رو به جهان دیگه ای میبره و کاملا در اون جهان غرق میکنه، جهان آگاهی ها، عمل به قوانین، نتیجه دیدن، احساس عالی
همین الان آهنگ بی کلام fly از Ludovico Einaudi رو دارم میشوم و این کامنت رو براتون می نویسم.
واقعا هدایت شدن به این سفرنامه، آشنا شدن به دوستان عزیز زیادی همچون شما که در حال گذراندن این دوره هستند، برام جالبه و شگفت انگیزه، و واقعا داره در موارد مختلفی تغییرات خیلی خاصی رو برام ایجاد می کنه که نمیتونم بیانشون کنم و فقط احساسم گویای اون هست
احساس انرژی زیاد، جوری که دوست دارم روحم به پرواز دربیاد
هممون به بهترین شکل به تک تک رویاهامون هدایت میشم، به تجربه کردنشون و گذشتن ازشون و رفتن سراغ رویاهای دیگه، و اونقدر این طبیعی رخ میده، که فقط بعد رخ دادنش میفهمیم، ایول خدا جون، من این خواستم و شد و خیلی وقته شده، خدایاشکرت و باز میریم سراغ خواسته بعدی و اونقدر باید بخوایم تا فراوانی های خداوند رو بیشتر و بیشتر درک کنیم و به قول استاد هیچ حدی در رویا داشتن و پیشرفت کردن و رویاهای جدید خواستن و هم مدار شدن باشون از طریق تغییر باورها نیست، چون جهان هر لحطه در حال پیشرفت کردنه
همون طور شما که خواسته ای داشتین و در گوشیتون نوشتین، هم مدار با اون خواسته شدین، از طریق تغییر باورهاتون و بعد از 5 روز تجربش کردین.
همینقدر راحت و عالی
خدا رو هزاران بار شکر برای این امروز و این لحظه
انشالله در زندگیتون شاهد رخدادهای فوق العاده از هر جنسی: ثروت، سلامتی، عشق و پیشرفت در علاقتون باشین و شکرگزار تر از همیشه به دنبال خواسته های جدید و بیشتر باشین.
در پناه الله یکتا باشید.
به نام خداوند متعال
سلام
تفاوت میان از دست ندادن و بدست آوردن
پارسال من با یک دوستی شریک بودم حدود 2 ماه در کار خرید و فروش تره بار
کار ما احتیاج به کارتخوان داشت و دوست ما کارت خوان داشت و از اون استفاده میکردیم اوایل بعد که بازار خوب شده و کاسبی ما گرفت این دوست ما گفت که دیگه رفتیم هر جایی یه شماره کارت میدیم و میگیم پولا بریزیم تو شماره کارت که مالیات ندیم،منم گفتم باشه،خلاصه ما به دو سه نفر بار فروختیم و شماره کارت دادیم پولا هی امروز فردا کردن تا من به دوستم گفتم دیگه هر جا رفتیم کارت خوان میبریم و میگیم که کارت بکشن،حالا دوست من بحث که نه فردا مالیات بیاد تو میدی چرا مالیات بدیم و …. منم گفتم بابا پول در بیاریم چه اشکالی داره مالیاتش را هم میدیم،خلاصه نشد که نشد و من خودم رفتم یه کارت خوان خریدم و گفتم بفرما هر جا رفتیم اینا میبریم مالیاتش را هم من میدم مشکلی نیست.
نمیدونم چرا ما با مالیات دادن مشکل داریم آقا درآمد داشته باشیم،سود کنیم مالیات هم بدیم چه اشکالی داره
دولت هم باید از یه جایی حقوق کارمندها را بده یا نه،نمیدونم چرا این روزها مالیات دادن اینقدر مسئله بزرگی شده تو ذهن مردم
میری جنس بخری میگه کارت به کارت کن،کارت نکش
میری ماشین درست کنی میگه کارت نکش کارت به کارت کن
چقدر ذهن فقیر و کوچک داریم ما،چرا نمیخواهیم بزرگ فکر کنیم،چرا نمیخوایم 50 میلیارد بفروشیم 100 میلیون هم مالیات بدیدم،میخواهیم 5 میلیارد بفروشیم و مالیات ندیم
بزرگ فکر کنیم تا بزرگ بدست بیاریم،جای کوسه تو دریاست نه رودخونه
سلام به استاد عزیزم و مریم جان عزیزم و همه دوستای قشنگم
من خیلی سختمه کامنت بنویسم نمیدونم چرا ولی از امروز سعی میکنم کم کم شرو کنم
این متن رو هم برای خودم و خطاب به خودم نوشته بودم ک کپی پیست میکنم اینجا شاید به دردتون بخوره
امیدوارم ک هرروز بیشتر از دیروز روی این پاشنه اشیل کار کنیم من ک خیلی مشکل دارم رو این موضوع ک هی میخام تایید بگیرم از بقیه و هم اینکه دوس ندارم حس بازنده بودن در بحث داشته باشم یا اینکه طرف فک کنه برنده شده و منو قانع کرده در حالیکه اصلا نباید مهم باشه.
اینم متنی ک برای خودم نوشتم:
اولا باید قبول کنی ک همه مثل تو نیستن ک سرشون تو کار خودشون باشه. همه مثل تو نیستن و قرار هم نیست باشن
پس قبول کن بقیه همچنان نظر میدن دخالت میکنن قضاوت میکنن بحث میکنن عقاید شون رو تحمیل میکنن چرت و پرت میگن میخان عقده هاشونو خالی کنن از سر حسادت میخان تو رو تخریب کنن و….
و اینو پیش فرض داشته باش ک وقتی میری بیرون یا هرجایی ممکنه این حرفا رو بشنوی چه تو روت چه پشت سرت
و این پیش فرض رو هم داشته باش ک تو هیچوقت تحت هیچ شرایطی قرار نیست وارد بحث بشی یا بخای برنده میدان شی و از خودت و دیدگاهت دفاع کنی و بگی من درست میگم شما اشتباه میکنین
این اتفاق هیچوقت نمی افته. تمام
و این جواب های ساده رو هم پیش فرض ذهنت داشته باش ک تو همچین مواقعی باید چی بگی و به جز اینها نمیتونی چیزی بگی
و اینم تو ذهنت داشته باش ک قرار نیس همه تو رو تایید کنن تا یه کاری رو بکنی یا حس خوبی نسبت به کاری ک کردی یا مسیرت داشته باشی تنها کسی ک باید راضی باشه تویی و همین.
و قرار نیس تو دنبال تایید دیگران باشی ک اصلا بخای بحثی رو شرو کنی ک بخای اثبات کنی و تایید بگیری.
مهم اینه خودم خودمو دوست دارم
مهم اینه خودم از خودم راضیم
اینم حرفیه
هر کی یه جور زندگی میکنه دیگه قرار نیس همه کپی هم باشن
هر کی یه نظری داره دیگه
وقتی من از خودم راضیم نظر بقیه چه اهمیتی داره
اگه فک میکنی این درسته حتما این کارو بکن
من اینجوری راحتم
مهم نیس واسم
کلا اینجوریم ک کار خودمو میکنم با بقیه کاری ندارم
اصن نمیخام بقیه رو قانع کنم فقط برای خودم تصمیم میگیرم
مهم اینه من راضی باشم و از زندگیم لذت ببرم
وقتی یه جایی نظرات متفاوته تو نباید تلاش کنی ک خودتو ثابت کنی یا تلاش کنی ک ثابت کنی با مثال و فلان ک من درست فک میکنم و نتیجه گرفتم یا دنبال حس اینکه در بحث برنده شدی دهن طرفو بستی نباشی چون اصلا کلا نباااااید وارد بحث بشی ک برنده بشی یا بازنده اصلا بزا طرف فک کنه تو قانع شدی و حرفی نداری. پس اصلا وارد بحث نمیشی ووقتی طرف داره عقایدشو تحمیل میکنه یا حق به جانبه بدون هیچ بحثی فقط بگو اینم حرفیه یا جالبه یا چه جالب و تمام.
چون اگه بحث کنی هیچ نتیجه ای برات نداره و فقط وقت و انرژیت تلف شده
اتفاقا چقد خوب ک هرکس متفاوت فک میکنه به دو دلیل
اولا خدا اینطور خواسته ک ما امت واحد نباشیم و جهان متنوع باشه وگرنه فاسد میشه و یکنواخت و حوصله سربر
و دوم بهم ثابت میکنه من چقدددددررر تغییر کردم نسبت ب گذشته و اینکه چقدر از بدنه جامعه جدا شدم ک اصلا حتی حرفاشونو نمیفهممو این عالیه
پس ازین به بعد هر وقت مورد تحمیل عقاید واقع شدی و به هر نحوی حس بدی گرفتی از ارتباط با دیگران به این فکر کن ک چقدر از بدنه جامعه جدا شدی
و از این ادمها ک هیچ نتیجه ای تو زندگیشون نگرفتن فاصله گرفتی و قراره نتایج زندگیت هم همینقدر فاصله داشته باشه
و تو مثل اکثریت مردم جامعه فکر نمیکنی و جزو اقلیت پنج درصد هستی و بایداز خوشحالی بال دربیاری ک به ارزوت رسیدی ک مثل بقیه زندگی نکنی و سبک شخصی خودتو داشته باشی.
پس باید تو دلت خوشحال باشی ک من چقدر با این ادما فرق دارم و باید از ته دل بخندی. اصلا بزار همه راه اشتباه رو برن و فقط تو اون ادمه موفقه باشی چیکار داری والا…
به این شکل تمامی احساسات بد رو به عالی تبدیل کن. خدایا شکرت
در مورد بدگویی:
هر کی یه نظری میده در مورد ادم دیگه. من ک ازش بدی ندیدم بنظرم ادم خوبیه
اشکالی نداره هر کی هر چی دوس داره بگه قرار نیس همه ازم خوششون بیاد
ولی من ازش خوشم میومد حالا شاید اون یه برداشت دیگه از رفتار من داشته مهم نیس
و در موردحرفایی ک پشت سرت میزنن هم به جز اینها نباید جوابی بدی یا حس بد بگیری.
دوستون دارم️
به نام خدای معجزه ها
یادگار57
سلام استاد عزیزم و مریم بانو
سلام همراهان این مسیر الهی
چقدر این فایل رو دوست داشتم و چندین بار گوش دادم تا بتونم کامنت بنویسم
با اینکه از قبل گوش داده بودم و دانلود کرده بودم و هر از گاهی گوش میدادم
و این فایل به تنهایی برای من ی دوره کامل بود و سراسر نکته های الهی داشت
من میگم قوانین جهان برای هرکس مث ی دستگاه کپی هستش و چسبیده به آدم
جهان هر آدمی مختص خودشه
شما هرچی بخوای به جهان دستور میدی اونم کپی میکنه و تحویل میده
اگه من نوعی چیزی میخوام که جهان کپی نمیکنه تحویل بده قطعا دستور درستی نمیدم قطعا دارم دکمه هارو جابجا میزنم قطعا دستوری که میدم صحیح نیس
پس باید چک کنم ببینم چه باگی اینجا هست
همین ترمزها دقیقا باگ اصلی زندگی هستن
ترمز اینکه اگه امروز فروش نکردی ای وای که عقب افتادی
ترمز اینکه اگه فلان چی رو بخرم ای وای پولم تموم میشه
ترمز اینکه اگه رئیس بانک وام نده و جور نشه وای بدبخت میشم
ترمز اینکه اگه فلانی بهم زنگ نزنه ای وای من تنها و غزیبم
ترمز اینکه جامعه به هم ریخته اقتصاد به هم ریخته مملکت به هم ریخته من چه آینده ای دارم
ترمز اینکه اگه فلانی سمت من نیاد من دوباره کیو پیدا کنم و برم تو رابطه
و هزاران ترمز حتی ریز و مخفی که ریشه های عمیق داره
کافیه فقط به این پی ببریم که تنها قدرت محض جهان خداست و اون سرچشمه تمام نعمت هاست
من اگه راه اونو برم و ازش بخوام اصلا نمیخواد هیچ تقلایی کنم هیچ تلاش فیزیکی کنم همه چی راحت اوکی میشه
به قول استاد کلا مسیری که سخته اصلا مسیر درستی نیس قطعا به نتیجه ای نمیرسه
مسیر رسیدن به خواسته باید راحت و لذت بخش باشه در غیر اینصورت قطعا مسیر اشتباهیه
گاها میگم مگه میشه خدا مارو خلق کنه و رها کنه؟
اون هیچوقت مارو فراموش نکرده اون همه چی رو خیلی قشنگ میچینه کافیه که ازش بخوایم
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا هزاران بار شکرت
استاد عزیزم بی نهایت سپاس گذارم بابت این سایت الهی
خدا هزاران برابر به زندگیتون برگردونه
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت
به نام خالق سبز بهاران
خداوند طراوت، جویباران
سلام و صد سلام
من عید سال 1398 با استاد آشنا شدم و تازه وارد حوزه قانون جذب و مثبت اندیشی شدم،حتی گوشی لمسی هم نداشتم و با لب تاب فایل های استاد را تو سایت های دیگه و نه سایت خودشون میدیدم.چون اصلا فکر نمیکردم که استاد سایتی داشته باشن
یادمه اولین فایلی هم که از استاد دیدم یه قسمتی از سریال زندگی در بهشت بود که استاد داشتن میرفتن قایق سواری و تو اون خونه ی هشت خوابه زندگی میکردن و بعدا یادمه میگفتن که این خونه را برای خانواده ام خریدم که اگه اومدن آمریکا هر کدوم اتاق خودشا داشته باشه
ذوق و شوق فراوانی داشتم که اصلا تو این مسیر اومدم و هستم یادمه فایل های صوتی استاد را دانلود کرده بودم و با ام پی تری پلیر در باغ گوش میدادم و روی فلش ریخته بودم و توی ماشین هم گوش میدادم اون زمان وضع مالی اصلا جالبی نداشتم شاید ته حسابم 500 هزار تومن یا اگه خیلی بود 1 میلیون و نه بیشتر و به خودم قول داده بودم که مهر 98 که بادام ها را فروختم حتما باید یه گوشی لمسی بخرم تا بتونم فایل های تصویری استاد را ببینم خلاصه همین جور ادامه میدادم و حرف های بقیه اساتید را هم همزمان گوش میدادم چون هنوز نمیدونستم کدوم استاد حرفاش برای من بهتره و به دلم میشینه،چندان مصمم هم نبودن و همون کارهای قبلی را هم انجام میدادم غیبت میکردم،کینه داشتم،ناراحت میشدم،خودما قربانی میدونستم و ….
خلاصه مهر از راه رسید و ما گوشی سامسونگ آ10 خریدیم دیگه کیف میکردم که دیگه آقا من میتونم به اینترنت وصل بشم و فایل های استاد را گوش بدم.
وارد سایت استاد شدم فایل ها را گوش میدادم ولی اصلا هنوز چیزی به عنوان ثبت نام نمیدونستم و میل چندانی نداشتم بعد از اون اصلا کامنت گذاشتن را نمیدونستم خلاصه حال بد من کم کم در حال بهبود بود و منم کمکم و آهسته آهسته مصمم تر میشدم که فایل ها را جدی بگیرم نه اینکه فقط گوش بدم
شاید یک بار فایل های استاد را گذاشتم کنار و رفتم سمت استاد دیگه ای ولی باز برگشتم چون حرف های اون استاد به دلم نشست
تو مسیر زیاد بالا پایین شدم ولی نا امید نشدم،ولی از مسیر خارج نشدم،ولی بی خیال این مطالب نشدم
چون داشتم نتیجه میدیدم منی که حالم خیلی خراب بود داشت حالم بهتر میشد.منی که حتی به خودکشی هم فکر میکردم و هی به خودم میگفتم اگه امسال شرایطم بهتر نشد دیگه امسال خودکشی میکنم،داشتم بهتر شدن حال خودما میدیدم،بهتر شدن اوضاع مالی را میدیدم منی که پول بنزین ماشین نداشتم کم کم اوضاع مالیم داشت بهتر میشد،منی که ماشینم خراب میشد پول درست کردنش را نداشتم و همون جور خراب جلو در رهاش میکردم داش زندگیم بهتر میشد
واقعا مقصر خودم بودم چون پُر بودت از افکار منفی و 24 ساعت شبانه روز با خودم کلنجار میرفتم که در حق من ظلم شده و حق منا کشیده بالا و رفته که رفته،خودما سرزنش میکردم به خاطر کارهایی که قبلا انجام داده بودم و اعتماد بی جا کرده بودم به نزدیک ترین فرد زندگیم و خداوند چنان ضربه ای را به من زد تا بفهمونه بله حساب کردن و اعتماد کردن به غیر من نتیجه اش همینه
ماه ها و سال ها طول کشید تا خودما ببخشم،اون شخص را ببخشم و افرادی را که فکر میکردم به من خیانت کردن و انتظار بی جا ازشون داشتم.
الان که حدود 2 ساله با اراده ای بیشتر دارم استاد را دنبال میکنم و سعی میکنم عملی تر رو به جلو برم احساس شادتر و بهتری پیدا کردم
این خود افشایی را کردم برای افرادی که بعدا این کامنت را میخونن و شاید در شرایطی مشابه من قرار گرفته باشم و گر نه من دیگه خوشم میاد که خاطرات بد گذشته را یادآوری کنم و نه حس ترحم دیگران را نسبت به خودم جذب کنم،
من تمام آدم هایی که به نظرم در حقم ظلم کردن را بخشیدم و هیچ کینه ای ازشون ندارم
همه اون اتفاقات افتاد تا منا تبدیل کنه به آدمی که الان هستم
هر چیزی که مرا نکشد مرا قویتر خواهد کرد
به هیچ عنوان نخواهیم دیگران را قانع کنیم
به هیچ عنوان با دیگران نجنگیم برای اینکه خودتون را ثابت کنید
به هیچ عنوان دنبال اثبات خودمون به دیگران نباشیم
به هیچ عنوان شاکی نشیم از حرف هایی که دیگران پشت سر شما می زنند
تمرکزتون را بزارید روی هدف خودتون،احساستون را خوب نگه دارید،توجهتون را روی خواسته هاتون بزارید،تمام افرادی که می خوان شما را زمین بزنن به نعمت کار خواهند کرد
و اما استاد سید حسین عباسمنش
استاد که یکی یک دونس،تک دونس
عشق منه استاد
فردی ساده،خودمونی،خوش بیان،شیوا،پر محبت
واقعا شاید یکی از دلایلی که من با استاد این همه عشق میکنم همین سادگیش هست دقیقا مثل من
به قول خودش پولدار شدم ولی طرز حرف زدنم،طرز راه رفتنم،طرز لباس پوشیدنم،نه طرز ریش گذاشتن و نه هیچ چیز دیگه ای آنچنان تغییر نکرد(بزن یک دست زیبا به افتخار استاد)
چون تغییرات باید از درون اتفاق بیفته و تو همون درون بمونه
بله وقتی ما از درون درست و اصولی تغییر کنیم و خدایی بشیم
دیگه حرف زدنمون خدایی میشه،راه رفتنمون خدایی میشه،لباس پوشیدنمون خدایی میشه
خدایا شکرت بابت بخششم
خدایا شکرت بابت دل پاک و بی کینه ام
خدایا شکرت بابت عدم حسادتم به هیچ کس
خدایا شکرت بابت سلامتی بدنم
خدایا شکرت بابت احساس فوق العاده ام
خدایا شکرت بابت حس شادی درونی فوق العاده ام
خدایا شکرت بابت تمام اتفاقات فوق العاده زندگیم