«هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز - صفحه 14


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز
    454MB
    38 دقیقه
  • فایل صوتی «هم_مدار شدن با خواسته» به کمک استعاره گاز و ترمز
    26MB
    28 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1081 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ملیحه گفته:
    مدت عضویت: 2753 روز

    سلام دوست دارم یه چیزی رو دراین سایت عنوان کنم نمیدونم کجا باید عنوان کنم پس همینجا بیانش میکنم من یه فردی بودم که دکترها گفتن بچه دار نمیشی واگرهم بشی بچه ناقص بدنیا میاری وعلم هم ثابت میکرد ودراخر هم گفتن اگه بار دار بشی جونت رو از دست میدی یا بچه جونشو از دست میده ولی من با باوری که از خدا داشتم بچه آوردم اونم دوتا اونم دوتا بچه خوشکل وفوق العاده باهوش این خدای منه ولی هیچ وقت فکر نمیکردم این خدا پول هم له راحتی میده که الان به این معجزه هم رسیدم استاد عزیزم ممنون هستم که مارو به این باور که پول به راحتی بدست میاد رسوندی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  2. -
    مهرداد گفته:
    مدت عضویت: 2730 روز

    با سلام خدمت بهترین و مطمئن ترین مربی و الگوی خودم و سپاسگزارم که رسالت تون رو به نحوه احسن با عشق داریدانجام میدهید و دوستانتون رو از این اقیانوس آگاهی ها سیراب میکنید.

    ترمزها:

    1.امید به غیر خدا

    2.ترس

    3.باور کمبود

    4.واکنش دیگران (حرف مردم)

    5.فرهنگ یک جامعه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    سعید خرم دل گفته:
    مدت عضویت: 3744 روز

    سلام خدمت همه اعضای خانواده عزیزم

    میخوام اینجا دوتا از تجربیاتم رو بگم که یکیش در واقع تجربه معلم مون و یکیش هم تجربه خودمه که بیان میکنه واقعا اگر ما ترمزی نداشته باشیم به سرعت خواسته هامون تحقق پیدا میکنه

    اول از تجربه معلم مون میگم

    ایشون یک پسر به اسم سینا داشتند که چند سال پیش که حدودا 8 9 سال هم بیشتر نداشت دچار یک نوع بیماری شبیه به سرطان خون شد و خوب برای درمان اورده بودنش تهران و روند درمانیش رو طی میکرد و خوب یروزی این اقا سینا توی خیابون یک نوع مدادی رو پیدا میکنه که مثل این شکل و شمایل خاصی داشته و امکانات جالبی هم داشته و فقط یک مداد ساده نبوده

    خوب خیلی این رو دلش میخواد و برش میداره . اما مادرش به گفته معلم ما بهش میگه که پسرم این شاید مال یه پسر دیگه باشه از دستش افتاده باشه دنبالش بگرده بزارش زمین سر جاش بعدا خودم واست یه چیز قشنگ تر یا مثل همین اگه پیدا کردم واست میخرم

    خلاصه این پسربچه با علاقه شدیدی که به این مداد داره با سختی میزاره اونو سر جاش و میره بیمارستان و خدایا دقیق یادم نمیاد یا عصر همون روز یا هم چند روز بعدش

    مثل این که یک خیر اندیشی برای بچه های این بیمارستان که سرطان داشتند یا بیماری های سختی یک سری اسباب بازی هارو میخره بعد یک سری لپ لپ ها و شانسی هارو میخره و اینارو میده به بچه ها تا دلشون رو شاد کنه و از حال و هوای بیمارستان بکشتشون بیرون

    جالب اینجاست یکیش میرسه به اقا سینای ما و سینا شانسیش رو که باز میکنه دقیقا همونجور مدادی که همون امکانات و … رو داشت توی اون پیدا میکنه و به خواستش میرسه

    و خوب معلم ما این داستان رو گفت که به ما بگه خداوند همیشه همراه بنده هاشه و یک سری انرژی در این جهان هست دستان خداوند هست که مارو یاری میکنن و ما هدایت میشیم و … و خوب به نحوی از قانون صحبت میکرد اما چیزی به اسم قانون و این شکل و شمایل رو نمیدونست

    میخواستم بگم این بچه با ذهن پاک و ازادی که داشت خیلی زود تونست این خواسته رو بخودش جذب کنه

    و داستان خودم که یکمی جالبتره اینجوری بود . من داشتم میرفتم به یک مسافرتی که فکر کنم برای یک ماه توی یک شهر دیگه بودم اونجا موقعیتم جوری بود که به وای فای و adsl و… برای اینترنت دسترسی نداشتم

    فقط بخودم گفتم خوب من میخوام اونجا فایلای استاد رو گوش بدم نیاز به اینترنت دارم و باید برم خطمو شارژ کنم و یک اینترنت بخرم یادم میاد همون لحظه اصلا من رفتم توی اشپزخونمون برگشتم دیدم گوشیم یه صدای اسمس روش اومد گفت

    مشترگ گرامی شما از طرف ایرانسل برنده یک اینتنرت هفته ایی با حجم 2 گیگ و … شدید و اینقدر هیجان زده شدم که نگو نه بخاطر خود اینترنت بلکه بخاطر این که به این سرعت و قدرت رخ داد باور کنید 30 ثانیه هم از زمان گفتن این حرف من و رسیدن اینترنت به دست من نگذشت

    و به قول استاد گفتم وااااااوو این دیگه چرا اینقدر سریع رخ داد و یا یک بار مثلا دلم یه غذایی رو میخواست که واقعا برام خوشمزه بود و اصلا فکر نمیکردم که امشب همون رو بخورم من رفتم حموم و برگشتم به مادرم گفتم مامان امشب چی درست کردی و دقیقا همون غذایی بود که دلم میخواست

    { حالا قرار نیست هر بار هر غذایی رو که من دلم خواست مادرم درست کنه بلکه از طرق و دستان مختلف ممکنه اونا به سمت ما برسه یا ما به سمتش هدایت بشیم اما همون شب من واقعا دلم اون غذا رو با یه اشتیاق شدید میخواست و همون شب هم این اتفاق افتاد}

    نمیخوام بگم همه اتفاقات لحظه ایی در ان واحد میوفتن نه چون شاید این توقع رو داشتن مارو از نظر فرکانسی از خواسته مون دور کنه اما وقتی به قول استاد ترمز خاصی در مورد اون چیز ها نباشه خیلی خیلی زود و سریع اتفاق میوفته

    دوس داشتم اینارو باهاتون به اشتراک بزارم . امیدوارم بهتون کمک کرده باشه

    براتون ارزوی موفقیت عشق شادی و سلامتی رو دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    Azzy Gh گفته:
    مدت عضویت: 3054 روز

    باعث افتخار هستین. با دیدن پیشرفتتون لذت میبرم. نوش جانتان باشه.( ولی حواستون به کالری مصرفیتون باشه??? تا بیشتر از جسم و زندگی لذت ببرین). دوستان گلم باور دارم که همگی داریم قدم به قدم به آرزوهایمان می رسیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    الرزق رزقان گفته:
    مدت عضویت: 2837 روز

    درود و خداقوت به استاد عزیز و همه اعضای سایت…دوستان عزیز پس قانون تکامل اینجا چی میگه…اینهمه استاد شدیدا توی دوره های مختلف باید تکاملت طی کنی…نمیدونم برای تعهد ثروت خودشون گفتن1سال در نظر بگیریم…حالا چجوریه الان ساختار اینجوریه که هر خواسته ای داری باید سریع بدستش بیاری…اگر نمیاری…ترمز ها رو باید پیدا کنی…

    میخوام بگید از یک طرف تکامل و آروم آروم چه میگه و از یک طرف هر خواسته ای که داری میشه سریع برآورده بشه پس چیه؟خواهش میکنم توضیح بدین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      مرضیه کیانی گفته:
      مدت عضویت: 3106 روز

      سلام دوست عزیز

      این دو مطلب یعنی طی شدن تکامل و رسیدن به خواسته ها در لحظه هیچ تضادی با هم ندارند.. باورهای محدود کننده یا همون ترمزها یک شبه بوجود نیامده اند که یک شبه از بین بروند. بحث طی کردن تکامل برای ایجاد باورهای جدید هست که با مداومت و تکرار صورت میگیره و با تغییر باورها نتایج هم تغییر میکنه ولی اگر بر فرض شما بتونید یک شبه و یا در یک لحظه تمام ترمزهای ذهنیتون رو شناسایی و با باورهای مثبت جایگزین کنید کائنات دست به دست هم میدهند و زندگی شما رو یک شبه و یا در یک لحظه زیر و رو میکنند…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    نوید گفته:
    مدت عضویت: 3410 روز

    بنام خدای قدرتمندم :)

    بنام خدای زیبایی ها :)

    با سلام به استادِ خوبم و آرزوی شادترین و بهترین روزها برای شما و همه بچه های سایت

    خدا رو شکر میکنم که هر روز مدارم داره ارتقا پیدا میکنه و آگاهی هام از قوانین و ترمزهایی که دارم بیشتر میشه و زندگی برام لذت بخش و زیبا میشه :)

    فایلِ فوق العاده ای بود هم به دانشم اذافه کرد و هم زیباییهای جهان رو دیدم و حالم بهتر شد :)

    وقتی دوره ای رو از استاد تهیه میکنم و لا به لای جلسات استاد از این فایلهای زیبا استفاده میکنن,آگاهیهای اون دوره صد برابر میشه برام و به چشم دکمه ی توربو به اون فایل نگاه میکنم نه یک فایلِ (رایگان)

    با اینکه خیلی طول کشید تا بتونم این فایل و دانلود کنم ولی چون با باورِ ی مکمل و دکمه ی توربو بهش نگاه میکردم برام لذت بخش بود این مسیر :)

    خدا رو شکر میکنم که تو بهترین زمان در بهترین مکان هستم و زیبایی های جهان رو میبینم و زندگیم سراسر لذت و شادیِ :)

    خیلی دوسِتون دارم :)

    در پناهِ الله یکتا,رب العالمین شاد باشید و سعادتمند :)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    شادان خوشبخت گفته:
    مدت عضویت: 3126 روز

    استاد عزیز پس دوره ی تکامل چی میشه؟شما میگین بسرعت آرزوها برآورده میشن این حرف با اون حرفی که انسان باید دوره ی تکاملشو طی کنه تا به هدفش برسه در. تضاد نیست؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      گروه تحقیقاتی عباس منش گفته:
      مدت عضویت: 4193 روز

      دوست عزیز برطرف کردن ترمز ها نیاز به تکامل داره و نمی توان ترمزها را یک دفعه برطرف کرد. فرض استاد این بود که اگر هیچ ترمز وجود نداشته باشد خواسته ها به سرعت خلق می شود ولی همه ما به خاطر باورهایی که از کودکی به ما داده شده است در مورد مسایل مختلف دارای ترمزها یا همان باورهای محدود کننده هستیم.

      موفق باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
      • -
        Aida گفته:
        مدت عضویت: 3506 روز

        من فکر میکنم ایشون تکامل رو تکامل زمانی تلقی کردن. در حالیکه منظور تکامل فرکانسیه. و این 2تا زمین تا اسمون باهم فرق دارن. دوست عزیزم ی مقاله ای توی قسمت راهکارهای دوره جهان بینی توحیدی هست در مورد مشخص کردن زمان رسیدن به خواسته ها. ازون استفاده کنید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
        • -
          شادان خوشبخت گفته:
          مدت عضویت: 3126 روز

          من با قانون تکامل کاملا آشنا نیستم. فقط میدونم که وقتی خواسته ای داریم برای رسیدن به اون خواسته باید دوره ی تکاملش طی بشه توی عقل کل که نگاه میکردم هر کسی در مورد قانون تکامل جواب داده اون را تکامل زمانی قلمداد کرده. در مورد تکامل فرکانسی یعنی اگر شخص تمام ترمزها رو برای داشتن درامد مثلا ماهی یک میلیارد برداره همون لحظه به خواسته اش میرسه؟

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
          • -
            حمید خالقی گفته:
            مدت عضویت: 4168 روز

            بله درسته میرسه.

            من در جایی کار میکردم که روزانه نزدیک 1 میلیارد تومان محصول تولید و به فروش میرسید به طوری که مدیران ارشد کارخانه میگفتند که تا 6 ماه آینده کلیه محصولات پیش فروش شده. خیلی تعجب میکردم وبه سختی باور کردم هر چند خودم اونجا بودم وبه چشم میدیدم.

            بعد های جای دیگری مدتی مشغول به کار شدم که روزانه ده یا دوازده میلیارد تومان تولید داشت.

            همه اینها در شهرستان اتفاق می افتاد و هنوزم هست البته قوی تر هم شدن.

            فرکانسشو طی کردن وبه جایی رسیدن که همون لحظه به درآمد ماهی بیش ازیک میلیارد رسیدن.

            اگر بتونیم فرکانسمون را یهو از یک میلیون به یک میلیارد برسونیم(تقریبا میتونم بگم غیر ممکنه، مگر برای کسی که پله های عرفانی قوی تری را طی کرده باشه و البته کسی که به این مرتبه عرفانی برسه بغیر از خدا چیزی را طلب نمیکنه ، چون اگر خدا را داشته باشی نه تنها این جهان بلکه جهان برزخ و جهان بهشت و جهنم هم مثل موم میاد تو دستتون یعنی جانشین خدا در زمین میشوی . مگر برای امامان و حضرت پیامبر امکان پذیر نشده.؟ خدا را بخواهیم برای خدا نه برای مال دنیا و خوشی های زود گذرش.حد اقل برای من که تا حالا حتی زره ای هم نشده)

            بنا براین یهویی هم به درامد یک میلیارد میرسیم.

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        عباسعلی ملک گفته:
        مدت عضویت: 4201 روز

        سلام خدمت شما خانم فرهای/ خانم شایسته

        فکر کنم منظور دوستمون از پرسیدن این سوال این بود که: اگه میشه با برطرف کردن ترمزها سریع به خواسته رسید پس قانون تکامل این وسط چی میشه؟

        یعنی مثلا یه نفر که هنوز هیچ درآمدی نداره درخواستش این باشه که از ماه بعد ماهی 500 میلیون درآمد داشته باشه و بشینه تمام ترمزهاشو برطرف کنه ولی طبق آموزش های استاد میدونیم که این کار امکان پذیر نیست و باید پله پله تکامل خودش رو طی کنه که شخصیت ماهی 500 میلیون رو بدست بیاره. دقیقا مثل همون مثالی که استاد تو جلسه 2 جهان بینی توحیدی زدند که با اینکه تولید محصولات کمک درسی در تلوزیون براشون ثروت زیادی به همراه داشت ولی تصمیم گرفتند که تکاملشون رو پله پله طی کنند. منظور دوستمون این نبود که تو برطرف کردن ترمزها هم آیا باید به تکامل برسیم.

        سوالی که دوستمون پرسیدند به ذهن من هم رسیده بود ولی با یه کم فکر کردن برای خودم حلش کردم.

        ولی یه سوال دیگه برام پیش اومده: آیا اینکه باور داشته باشیم باید حتما تکاملمون رو طی کنیم که به خواسته هامون برسیم آیا این خودش نمیتونه یه ترمز باشه؟ دقیقا مثل اونجایی که استاد گفتند که دوستشون باور داشتند که وقتی 40 سالشون شد کامل و پخته میشوند و رشدشون تازه شروع میشه؟

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          Aida گفته:
          مدت عضویت: 3506 روز

          تکامل قانونه. نه باور!

          از ب وجود اومدن این جهان تا تشکیل منظومه شمسی و سیارات و بعدش تک سلولیا تا تبدیل شدنشون ب انسان همه تکامل رو طی کردن.

          منظور هم تکامل زمانی نیست. تکامل فرکانسیه. تکامل فرکانسی یعنی توش زمان مطرح نیس و فقط فرکانس مطرحه. و این یعنی هرکی رو باورهاش بهتر و بیشتر کار کنه سریعتر تکاملش رو طی کنه. پس اینکه بعضیا سریعتر یا کندتر تکاملشون رو طی میکنند، بخاطر “طی شدن زمان” نیس. بخاطر طی کردن فرکانسها و مدارهاست.

          البته بعید میدونم ایناروندونید. شاید سوالتون چیز دیگه ایه و منظورتون رو خوب نرسوندین یا من نتونستم متوجهش بشم.

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
        • -
          حمید خالقی گفته:
          مدت عضویت: 4168 روز

          به نظر من باور و تکامل دو چیز متفاوتند. باور چیزیه که ما خودمون برای خودمون میسازیمش ولزوما در بیرون از ما وجود نداره ولی قانون(الهی نه بشری) چیزیه که تو چه بخواهی چه نخواهی ، دوست داشته باشی یا نداشته باشی برای همه به یک اندازه صدق میکنه. و هر گز تبدیلی در این قوانین وجود نداره. نه با گذر زمان تغییر میکنه و نه از کسی به کس دیگر.

          ولی باور چیزیه که تو خودت برای خودت میسازیش، قانون نیست.

          من باور میکنم که میتونم در شغل خودم 100 میلیون درامد کنم و بهش میرسم آیا هر کس دیگری هم میتونه برسه.قطعا جواب خیر هست. باید باورشو در خودش ایجاد کنه. شخص دیگری دریک شغلی وارد میشه و برشکسته میشه آیا حتما و صد درصد من هم وارد اون شغل بشوم برشکسته میشوم؟ قطعا خیر

          باور چیزی ایست که ما بار ها وبارها در ذهنمون برای خودمون تکرارش کردیم و اونو به صورت یه قانون برای خودمون خلقش کردیم ودر بیرون از ما فقط برای خودمون صدق میکنه. یعنی من فقط از باورهای خودم میتونم مرتفع بشوم من اگر باوری را در خودم میسازم دلیل نمیشه که شما هم اونو تجربه کنین . باورهای هرکسی برای خودشه. برای کسی که درآمد 100 میلیونی در اون شغل را به عنوان حقیقت میپذیره صدق میکنه ولی برای کسی که اینو باور نکرده به عنوان یه حقیقت نپذیرفته(تکاملشو طی نکرده) صدق نکنه.

          ولی قانون الهی یه چیز هست و برای همه در همه شرایط و در همه جا صدق میکنه. چه بخواهد چه نخواهد.بپذیرد یا نپذیرد. دوست داشته باشه یا نداشته باشه.باور چیزیه که برای سازنده خودش صدق میکنه.برای همینه که 2 برادر و خواهر دریک خانواده شرایط متفاوتی را تجربه میکنند.چون دوتا باور متفاوت دارند.

          ولی مثلا رئوف بودن خداوند وبخشنده بودن خداوند یه قانونیه که برای همه صدق میکنه چه بخواهیم چه نخواهیم. نمیشه بگیم خدایا برای اونی که گناه زیادی کرده بخشنده نباش.اما برای من بخشنده بمون.نمیشه. خداوند برای همه بخشنده است.برای هر کی که توبه بکنه توبه پذیره و همینطور. (صفات الهی تغییر ناپذیرند. چون قوانین الهی هستند)

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    Aida گفته:
    مدت عضویت: 3506 روز

    سلام استاد نازننیم

    استاد این اواخر انقدر شدت اگاهی هام زیاد شده که اصلا نمیرسم تو کاغذ بنویسمشون?? چه برسه اجراشون کنم .ولی خدای مهربانم رو بی نهایت سپاسگزارم. استاد خواستی میتوینم باهم دیگه مسابقه هم بزاریم ??

    چندتاشو میخوام اینجا برای شما و دوستان مهربانم بنویسم.

    ??یکیش در مورد پیدا کردن ترمزهاس. خب من همیشه توی افکار و گفتگوهای ذهنیم زوم میکردم ببینم چه خبره تا ترمزهارو پیدا کنم. یکم پیشرفت کردم و فهمیدم ی سری چیزا هم هست به شکل گفتگو نیست بلکه ب شکل تصویره. سناریوهایی ک از پس ذهنمون هرازچندگاهی میگذره. ی سریاشونم اصلا مث بک گراند روی مغزمون نصبه و اصلا متوجهش نیستیم.

    مثال:

    + وقتی من همیشه بخواسته هام فکر میکنم ولی تصویری ک تو ذهنم هست ی فاصله چند صد کیلومتری یا چن هزار مدار بالاتر از جای الانمه، خب این خودش ی باوره دیگه درسته؟! ن صدا داره ن فکر. فقط تصویره! باوری که تصویر فاصله من از خواسته هامه. وقتی اینو فهمیدم ازون به بعد وقتی به خواسته هام فکر میکردم اونارو نزدیک خودم و دوربرم خودم میددیم نه ی جای دور تو اسمونا و بین ستاره ها! و من خیلی ازین سناریوهای تصویریو کشف کردم و درستشون کردم.

    + یا در مورد رابطه عاطفی همیشه تصورم دوست پسر بود نه همسر!!! خب این یعنی این خواسته خیلی از نظر ذهن من بزرگه یا هنوز باور لیاقت رو به اون اندازه پیدا نکردم یا هرچی… هرچی هست نشون میده که فاصله فرکانسی من از خواستم خیلی زیاده.

    ولی همین پریروز بهم گفته شد: برای پیدا کردن ی سری از ترمزها نگاه کن به چه محیطهایی هدایت میشی، ب کجاها میری، چ ادمهایی رو عمدتا دوربر خودت میبینی. چه حرفایی رو میشنوی، چ صحنه هایی و میبینی. وقتی ی چیزی بارها و بارها داره تکرار میشه یعنی تو همون باور رو داری. من داشتم روی باورهای روان شناسی ثروت 1 فکر میکردم که خدایا کدوم پاشنه اشیل منه؟! کدوم مهمتره! من فکر میکردم باور لیافت یا باور فراوانیه. اما نگا کردم دیدیم چندماه که دائما توی محیطهایی هستم ، به سمت کارها و شغلهایی هدایت میشم که هیچ ادم درستی نمیبینم! همون باور که: فقط از راه درست میشه ثروتمند شدف رو نمیبینم! یعنی 90درصد جاهایی ک این اواخر بودم و دیدم: ادمهایی بودن که فقط میخاستن بقیه رو سرکیسه کنن، کارشون ارزشمند نبود، دروغ میگفتن برای پول، کارشون رو درست انجام نمیدادن،با خوردن حق بقیه داشتن پول کسب میکردن. وعده وعیدهای الک ب من میدادن و بعد میددیم همش دروغه! و ی سری چیزای این مدلی. خب فهمیدم که اقا جان من این باورم مشکل داره ک ثروتمندا ادمای بدی هستن و از راه نادرست دارن پول درمیارن. والا مگه میشه همش ب سمت اینجور کارها و ادمها و محیطها هدایت شم؟!! و این درحالی بود که من فکر میکردم این باورم ایراد نداره و دیگه این باور در من ساخته شده که: ثروتمندا ادمای خوبی هستن و از راه درست ثروتمند شدن. اما خب وقتی عکس این باورو میبینیم یعنی حتماا ی جایی ته ذهنم این کده هست. والا محاله تو شرایطی قرار بگیرم ک مدام این باور رو بببیم. پس ازین به بعد باید ب دقت ب اتفاقای اطرفمون نگا کنیم ببینیم چی داره دوربرمون میگذرده. چون همووون داره باورهای مارو بهم برمیگردونه.

    ی قول مولانا: تو مبین جهان ز بیرون که جهان درون دیده‌ست

    ??مساله دوم در مورد همین ازدواج که گفتین هست. ی اگاهی که بدست اوردم و البته از روی تضادهایی ک بهش برخوردم هم بود. ازدواج ی موضوع دوسویسه. یعنی ما باید هم باورهامون رو در مورد ازدواج و همسر درست کنیم. هم در مورد خودمون. یعنی ما هم باید باورهای ازدواجمون درست بشه و هم خودمون امادگی پیدا کنیم. امادگی ک ما باید پیدا کنیم باید ببینیم که ایا ما از نظر درونی و روانی رشد لازم رو برای ازدواج پیدا کردیم یانه. والا اگر اون ادمه هم بیاد و رابطه شکل بگیره چون من ی کد(یا کدها) اشتباه تو ذهنم دارم باعث میشم ی گندی ب رابطه بخوره. مثال میزم. وقتی من هنوز این باور رو دارم که مدام برای طرفم از خودم و کارام مایه میگذارم و اون رو مقدم بر خوردم میدونم، خب مشخصه اگر ادم رویایی من پیدا شه باز من میرم تو رابطه، باز از خودم مایه میذارم، یعد ی سری توقعات و انتظارات در من ایجاد شه، جمع میشه جمع میشه و یهووو میترکم و میرنم همه چیو میترکونم.??خب ملومه ا وقتی این مورد رو درست نکردم و واقعا روش کار نکردم اون ادمه پیداش نمیشه. اون ازدواجه اتفاق نیمفته. پس من باید برم ببینم برای ی رابطه خوب چیا لازمه اونارو پیدا کنم و توی خودم حلشون کنم. ی عالمه ازین موارد ریزو درشت تو این چند روزه تو خودم پیدا کردم.

    قبلا تمام تمرکزم روی این بود ک ببینم در مورد ازواج چه ترمزی دارم! اما این اواخر بخصوص با فایل امروز شما فهمیدم که اقا جان من باید همه ترمزهای ممکن رو پیدا کنم. تو رابطه عاطفی ی عالمه بعد وجود داره ک باید همه اونارو بررسی کرد. ی بعد رابطه، من و شخصیت منه و امادگی منه. ی یعد رابطه طرف مقابله و باورهایی ک از جنس مخالف دارم. ی بعدش خود ماهیت ازدواجه و ی عالمه چیز دیگه.

    من تا حالا فکر یمکردم خب قانون میگه بایدب ا خودت هماهنگ بشی و همین کافیه. یعنی فکر میکردم فقط باید رو چیزای خوب توجه و تمرکز کنم و احساس خوبی داشته باشم تا درهماهنگی قرار بگیرم. و این ی برداشت ناقص از قانونه.

    استاد اگر بدونی کجااااها چقدر قانون رو اشتباه یا ناقش فهمیدم ??? نمیدونم جز تکاملمه یا چی??

    ??ی موضوع مهم دیگه استاد . ی باوری هست که میگید: باید با احساس خوب پول خرج کنیم و این باور رو بسازیم که 10 برابرش ب ما برمیگرده. این باور خیلی مهمه.

    توی توضیحاتش میگید:. پول اگر ب جریان نیفته میگنده. مث اب ک اگر ی جایی ساکن بمونه گند میخوره بهش.

    من این بحث رو تونستم با قانون دوم ترمودینامیک یعنی قانون آنتروپی اثباتش کنم.

    قانون آنتروپی میگه:

    اول اینکه هر چیزی وکه تو دنیا هست به عنوان یک سیستم در نظر بگیرید: جامعه، دانشگاه، خونه، ماشین، پول و… هرچیزی رو میشه ی سیستم تعریف کرد.

    قانون انتروپی میگه وقتی سیستم بسته باشه ،یعنی در تبادل انرژی با محیط اطرافش نباشه، آنتروپیش افزایش پیدا میکنه. یعنی به بی نظمی تمایل پیدا میکنه و تعادل انرژیش بهم میخوره. حتی ساختار ذراتش تغییر میکنه توی مسائل شیمیایی تر مث درون ی گاز.

    میگه برای اینکه این سیستم بتونه نظم و تعادلش رو حفظ کنه ، باید بتونه با محیط اطرافش ، تبادل انرژی کنه.

    خب حالا در نظر بگیرید که پول هم یک سیستمه. پس نباید بزاریم این سیستم بسته بمونه. باید اجازه بدیم در تبادل با محیط اطرافش قرار بگیره. یعنی باید پول خرج کنیم تا به جریان بیفته. و وقتی این جریان وجود نداشته باشه پول میگنده. چون اون تعادل انرژیش بهم میخوره. اقا جا پول خرج کن دیگه. واضح تر ازین بگم ؟??? دیگه چهان خودش داره میگه قانون من اینجوریه

    ?کمک کردن به دیگران که تو فیال قبلی توضیح داده شد رو با همین قانون انتروپی بررسیش کنید.

    استاد خیلی حرف دارم. اصلا تمومی نداره .

    وقتایی ک این اگاهی ها میان هرجای که هستم همونجا کارمو ول میکنم اینارو یادداشت میگنم. وسط جلسه کاری. وسط خواب، وسط خیابون??

    حس میکنم هرچی اینارو بیشتر به اشتراک میزارم بیشتر میشن. اصلن فکر کنم این خودش همون قانون انتروپیه ?? درتبادل انرژی با محیط اطرافم. از طریق ارسال و دریافت اگاهی ها و تجربیاتم.

    همتونو میدوستم . بوس بوسی??

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 177 رای:
    • -
      نعمت اله صادقی گفته:
      مدت عضویت: 2902 روز

      سلام دوست عزیز، دیدگاهتان بسیار عالی و واضح بود،اونجایی که گفتی تصویر جایی که میخواین باشین رو تو بک گراند ذهنتون گذاشتین که خیلی ازتون دوره…..

      دقیقا خود ترمزه، چون کسی که کل قوانین جذب رو عمل کنه و یک نکته ظریف را جا بندازه صد درصد نمیرسه، اون نکته اینه که باید تو حال و هوای داشتن اون ماشین خونه شغل همسر دانشگاه یا محل زندگی که هفته باشی و از الآن باید کوچ کنی، حالا خیلیا اینو یا خودشون مسخره میکنن یا میگن دیگران مسخره میکنن ولی خبر ندارند که این قانون نهاییه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
      • -
        الهه سجاد گفته:
        مدت عضویت: 3832 روز

        سلام

        بنده از صفحه اول و اون دنبال کردن مسیر نشانه ، به این صفحه هدایت شدم

        ولی برای دانلود فایل صوتی مرتب پیغام میده ، دانلود موفقیت آمیز نبود

        نمیدونم علت چیه؟

        بازم ممنون برای این همه فایل رایگانِ فوق العاده عالی?

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          زهرا خوشبخت گفته:
          مدت عضویت: 2259 روز

          سلام عزیزم، شاید حافظه پره؟ فیلمها و عکسا یافایلای اضافیتو پاک کن، یه موضوع دیگه:مرورگرتو بروز رسانی کن، برو گوگل پلی، بخش برنامه های من، قسمت بروزرسانی، مرورگرت و هرچیزی که بنظرن بروز رسانیش لازمه، بروز کن و بعد اقدام به دانلود کن. موفق باشید.

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      دنیا تقی زاده گفته:
      مدت عضویت: 3173 روز

      دریای عزیز واقعا از نوشته هاتون لذت بردم و حتی چند موردشو برای خودم نوشتم تا بیشتر روش کار کنم. منم برام پیدا کردن توجیه منطقی علمی برای ترمزها خیلی جواب میده. ممنونم.

      مشکل من اینه که هم میخوام ثروتمند شم، هم مهاجرت کنم ولی فکرم اینه برای مهاجرت اول باید ثروتمند شم و همین ایران کلی لذت ببرم بعد مهاجرت کنم و یا گاهی دوست دارم دکترامو تو بهترین دانشگاه امریکا بخونم ولی از طرفی فکر میکنم پس ثروتمند شدنم چی میشه و دنبال کدومش باید برم. و اینکه اصلا علاقه ی واقعیم اینه همیشه درس بخونم ولی باهاش نمیشه که ثروتمند شد. و نمیتونم علاقه ی کاریمو پیدا کنم…

      میدونین یه عالمه آگاهی هست که به کمک دوره ها مخصوصا کشف قوانین بدست آوردم و یه عالمه خواسته و یه عالمه ترمز که نمیدونم باهاشون چیکار کنم و اول به کدوم سر و سامان بدم تا به نتیجه برسم.

      از گروه تحقیقاتی و دوستان هرکسی میتونه لطفا کمک و راهنماییم کنه ممنون و سپاسگزار هستم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      محبوبه سادات مهربان گفته:
      مدت عضویت: 2898 روز

      سلام دریا جون منم دقیقا همین مشکل رو دارم عکس خونه ها ویلا ها ی شیک وسوپر لوکس رو نگاه میکنم اصلا چرا راه دور برم همین چند دقیقه پیش با دختر ۹ سالم عکسهای اتاق خواب های خیلی شیک کودک مرور میکردیم دخترم با چه ذوقی برام توضیح می داد که توی کمدش چیا میخواهد بزاره و… یا همسرم توی سایت دیوار خونه های ۹۰۰ متری رو با چه ذوقی نشونم میده ودرموردش حرف میزنه ومن??نجوا های شیطانی میاد سراغم با کدوم پول می دونی چند میلیارد پولشونه تو حتی پول خرید ۵۰ مترشم تو یه منطقه پایین تهرانم نداری اونوقت میشینی فکر میکنی به این خونه ها آخه ما ۱۲ ساله که ازدواج کردیم وطبقه بالا خونه ی پدر شوهرم توی یک واحد ۵۸ متری زندگی میکنیم من ۵تا برادر شوهر دارم که تو واحد های دیگر این ساختمان پدر شوهرم زندگی میکردند ولی همشون بعد پنج وشش سال با دعوا (با مادر شوهر جان پدر شوهر گرامی از این ساختمان رفتند والا ن همچون واحدهای بالای ۱۴۰ متر خریدن وخوش وخرم زندگی میکنند واما من بخاطر بی نهایت ترمز داغون که خرید خونه پول زیاد میخواهد ودرامد همسرم کمه واین برادرشوهرم بازاریه درآمد داره اونا دیگه مهندسن اینا کجا شوهر بقال من درآمدش کجا (البته از وقتی با استاد آشنا شدیم وقوانین رو فهمیدیم همسرم بعد هجده سال کار تو بقالی تغییر شغل داد والان درامدش سه برابر شده با کار خیلی خیلی کمتر اصلا میشه گفت کاری هم انجام نمیده چند تا معامله وبه قول خودش به خواستش رسیده استراحت آزادی زمانی ومکانی ) اینجا بهتر کجا برم مادر شوهرم هوامو داره بچه هامون وقتی کار دارم نگه میداره ولی از قدیم همش میگفتم آرزو خونه بزرگ دارم مامانم چند روز پیش بهم گفت محبوبه دلم واست میسوزه هرکی خونه خواست از دور بریام همه خونه خریدن الا تو مادر خیلی رفتم تو فکر که چه ترمزی دارم که این همه ساله به خواستم نرسیده آقا زد وشبش یهو یه دعوای خفن مادر شوهرم پودر شوهرم راه انداختن داغون یعنی شاخام زد بیرون ??پدر شوهرم گفت دیگه بسه از اینجا برین حالا تو عصبانیت گفتاولی گفت ایناهم تضاد بود یک من دچار شرک شده بودم همه بهم میگفتن همه جاریات با دعوا وقهر رفتن ازینجا تو چطور نمیری منم باد می‌داختم تو غبغبم که من خیلی دوستشون دارالکتب واقعا با همه این اتفاقات هنوز دوستشون دارم و…البته من تومدار اونا بودم از وقتی با استاد آشنا شدم خیلی کم میرفتم پایین خونشون چون خیلی ورودی منفی میدن وهمش اخبار گوش میدن و میان برات بازگو می کنند ومادرشوهرم عقده این هفت هشت ماه نرفتن پایین رو باز کرد میدونم الان همه میگین هیچ عامل بیرونی نیست ومن این قسمت از وجودشو برانگیخته کردم وخودم دعوت کردم با ارسال فرکانسم که عقده میکنه خودم همه اینا رو میدونم ولی نمیدونم چرا دنبال عامل بیرونی میگردم وخودمو مظلوم وحق خورده نشون بدم???آقا چی میگفتم آره رو باز کرد وزد ما رو پاچوند رو دیوار واما همسرم افتضاح پاسخ کوبنده داد ومن خیلی ناراحتم بخاطر بی احترامی که به پدر ومادرشوهرم کرده والا ن هم یک زر از رفتارش پشیمون نیست با اینکه مادر شوهر پودر شوهرم طرف دعوایشان من بودم ولی همسرم به شدت دفاع کرد از من به خاطر باورام که تو قرآن هم آمده که به پدر ومادراحسان کنید وحتی اف هم نگید ومن حالشان شدت خشم وسیله همسرم نسبت به خانواده رو … به نظرتان من چکار کنم البته به همسرم میگم بریم یه جا اجاره کنیم میگه نه الان وقتش نیست مگه این تضاد نبود که بابا اقدام کنید جهانم داره هولمون میده ولی باز میترسیم ازاین افتضاح تر هم مگه میشه?? آنقدر حرف زدم از کجا به کجا رسیدم ولی دلم میخواس برا خانواده صمیمیم یه کم درد ودل کنم راستی چه باوری بسازم که آنقدر خودمو دور از خواستم نبینم یعنی مشکل از احساس لیاقتمه یا عدم فراوانی ثروت، راستی یه مشکل دیگه هم دارم که زود بدیای طرف مقابل یادم میره ومیبخشم ولی همسرم نه. تو روابط با برادراش قطع رابطس ولی من همش بهش میگم ببخش میگه آنقدر ساده واحمق نباش?? من اصلا نمیتوانم با کسی قهر کنم حتی با اینکه به من توهین میشه بازهم نمیتونم وقتی طرف میبینم سلام نکنم ودماغم بالا بگیرم وبی محلی کنم .الان این مشکل وعیب تلقی میشه ،یا مال کمبود عزت نفسمه یا خوبه که کینه ای نیستم. خیلی کامنتم درهم برهم شد ولی شد دیگه.??دوستان هر چی تو دلم بود واستون گفتم امیدوارم جواب های خوب بگیرم یه مشکل دیگه همسرم ماشین فروشه توی سایت ولی باور کمبود مشتری ارزشمند داریم .ریختم به هم چکار کنیم مشتریاش زیاد بشن وتو مدار مشتری زیاد قرار بگیره .اگه منم جمله تاکیدی بگم مشتریاش زیاد میشه یا فقط خودش وباوراش چقدر بگیم تا تو مدارش قرار بگیم میدونم ترسم باعث میشه ارتعاش منفی بفرستم به جای زیاد شدن مشتری کمشون میکنم ونرسیدن به خواستم باعث میشه حالم خوب نباشه وچسبیدن به خواستم منو دور میکنه نگرانی خودش شرکه یعنی ایمان ندارم که خدا خودش مشتری ماشیناشو میفرسته وایمان واقعی داشتن خیلی کار سختیه که رو خودت تنها حساب وا نکنی که خودت باید یه کاری کنی واین یعنی قدرت رو از خدا گرفتن وبه خود دادنه واین یعنی شرک خدایا کمکمون کن نا از مشرکین نباشیم وایمانمون حقیقی باشه نه ظاهری وزبانی بلکه قلبی .از همع کسایی که با ساختن یه باور مشتی برای مشتری زیاد تونستند نتیجه بگیرند برام بنویسید چون به تقویت ایمانم کمک میکنه .دوستان آرزوی بهترینها رو واستون میکنم موفق باشید????

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        Aida گفته:
        مدت عضویت: 3506 روز

        سلام دوست مهربام

        اول اینکه بهتون تبریک میگم درین مسیر هستین. و چقر عالی ک همسرتون هم با شما هم مدار و هم فرکانسه. این نعمت بزرگیه وبایدر وزی هزاران بار خدارو سپاسگزار باشید . تحسینتون میکنم.

        1=این سوالی که پرسیدین برای خرید خونه و بتر دن شرایط مالیتون فقط باید شما رو باورهاتون کار کنید یا همسرتون: ببینید دوست عزیزم این سوال نشون میده که هنوز قانون رو خوب درک نکردین. قانون ی بازی تک نفرست. اگر شما روی باورهاتون کار کنید وقتی ب مدار و فرکانس خونه مورد نظرتون برسید حتما اون رو بدست میارید.و راههای زیادی برای رسیدن شما باون خواسته وجود داره. مثلا تو ی قرعه کسی برنده میشید. یا بخاطر باورها و بالارفتن مدارتون ب سمت کسبو کار و درامدی هدایت میشید که خودتون اون خونه رو بخرید. یا هم ممکنه همسرتون تغییر کنه و بهتر و بیشتر رو باورهاش کار کنه و اون خونه رو بخره و شمارو هم ببره توش. یعنی میخام بگم دوست عزیزم وقتی داری رو خودت کار میکنید، تنهایی رو خودت کار کن. توی فرکانس باید از همسرت جدابشی. چون زندگی هرکس فقط تحت تاثیر فرکانسهای خودشه و لاغیر. شما اگر تو فرکانسش نباشی حتی اگر همسرت تو فرکانس اون خونه قرار بگیره و تهش کنه ممکنه هزارتا اتفاق این وس بیفته ک شما سهمی ازون خونه نداشته باشی. دوست خوبم ای مثال رو زدم که طرز کار فرکانسهارو بگم ک فرکانسها تک نفره عمل میکنن. شما نمیتونی با فرکانست بخوای ک همسرت فرکانسشو تغییر بده و اون خونه رو بخره. بحث مسئولیت پذیری هم از همینجا ناشی میشه که هر یک از ما خودمون مسئول زندگیمون هستیم و فقط خودمون و به تنهایی مسئول هرانچه ک براون رخ میده هستیم. پس شما فقط روی خودت کار کن اگر لازم باشه خودبخورد تحت تاثیر فرکانس و مدار شما همسرتون هم بیشتر رو خودش کار میکنه. اگرم ایشون دری مدار و فرکانس نباشه از ی جای دیگه بهت داده میشه اون خواسته. نه در مورد خونه که در مرئد تمام خواسته ها باید به این اصل پایبند باشید.

        2=در مرود اینکه ایا باید ازون خونه برید با یمونید یا کجا برید و چطوری برید. جواب این سوال رو هیچ کسی نمیدونه. حتی استاد عباس منش. فقط نیروی هدایت گر درونی شما میتونه جواب این سوال رو ب شما بده. فقط خدا میتونه شارو رهانمایی کنه. شما باید ب اون منبع انرژی وصل شید و ازون سوال کنید. در مورد تمام سوالات زندگیتون فقط ب خدا وصل بشید.فقط اون جواب رو میدونه.

        3=در مورد اون سوال که گفتین نکنه مشکلتون کمبود عزت نفسه یا نه خیلیم مورد خوبیه ک کینه ای نیستین. چنتا نکته میگم. با توجه به اونها جواب خودتون رو دربیارید.

        نکته اول. دوست خوبم عزت نفس و ارزش قائل شدن برای خود به این معنی نیست که به دیگران بی احترامی کنیم. یا کینه ازشون ب دل بگیریم. یا بهشون دری وری بگیم. یا سربالا جوابشون رو بدیم. یا ب درو دیورا بکوبونیمشون. ممکنه بعضیا که خودم قبلا جزشون بودم این سو برداشت رو از مفهوم باور ارزشمندی و اور یلاقت بکنن.

        درحالیکه بخشندگی و بزرگوار بودن یکی از نیکوترین خصلتهاییه ک ما باید در خودمون ایجاد بکنیم. و باید بتونیم از هر موضوعی راحت راحت بگذریم و رد شیم. باید بتونیم بقیه رو ببخشیم و به این بزرگ بودن هم افتخار کنیم. اصلااا قانون همینو میگه.

        عزت نفس ی موضوع درونیه. نه صرفا بیرونی. ما باید از درون خودمون رو ارزشند بدونیم و اینو تو فرکانسهامون تو حرفامون رفتارهامون و کارهامون و خواسته هامون نشون بدیم. واین ب معنای این نیس ک مثلا: هی بیام ی موضوعیو تو سر طرف مقابلم بکوبم تا بهش نشون بدم من ادم ارزشمندیم!

        اینا نکات ریزی هست ک باید خوب بهشون فکر کینم و درکشون کنیم تا بتونیم مرز خیلی چیزارو درست تشخیص بدیم.

        نکته دوم: اگرکینه به دل نمیگیرید و واس این باهاشون حرف میزنید که ازشما نرنجن، اگر دنیال تایید شدن هستین، اگر دنبال جلب ترحم و محبت هستین، یعنی اگر از جایگاه فرکانسی این رفتارو رو انجام میدین ک پشتش ترس، نگرانی یا خلایی در درون شماست، نتیجه این فرکانس، فرکانس مشابه خودشه. یعنی ادامه داشتن رفتارهای بد اونها. (منظورم این نیس کینه به دل بگیریدااا منظورم اینه ب فرکانسی که دارین میفرستین نگاه کنید)

        یعنی میخام بگم خیلی مهمه که نگا کنیم ببینیم رفتارهای ما از چ جایگاه فرکانسی صورت میگیره و پشتش چ نیتی هست. چون چیزی ک ما به عنوان نتیجه شاهدش خواهیم بود و به ما برخواهد گشت، فرکانسی مشابه فرکانس نیت و انگیزه ما خواهد داشت.

        دوستان خیلی از ترمزها رو از روی همین موضوعی ک گفتم میتونید پیدا کنید. به جایگاه فرکانسی و نیت و انگیزه، حرفاتون رفتاراتون و کاراتون نگاه کنید.

        4=دوست خوبم دیگه نشنوم بگی خواستم باهاتون دردو دل کنم?? ما حق نداریم با هیچ کس دردو دل کنیم. حنی خدا. چون خدا هیچی نمیفهمه?? اون فقط فرکانس میفهمه.

        اگر مادرتون میاد میگه اخی دخترم تو خونه نداریف در واقع مادرت اینه درون توئه. اینه باورهای توئه. داره اونچه ک در پس ذهنت میگذره رو بهت میگه. محاله چیزی در درون تو نباشه ولی بیرون از خودت ببینیش.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
        • -
          محبوبه سادات مهربان گفته:
          مدت عضویت: 2898 روز

          سلام دریا جون واقعا ازت سپاس گزارم بابت جواب های عالی که به سوالات من دادید خیلی خوشحالم که درمسیری قرار گرفتم که آنقدر دوستان عالی وخوبی بدست آوردم که آنقدر زیبا قانون رو درک کردند وکمک میکنند تا جهان جای بهتری برای زندگی باشه عالی بود مخصوصا قسمت آخر پاسختون?????

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
        • -
          نادیا گفته:
          مدت عضویت: 2804 روز

          عالی بود👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏😘😘😘😘😘

          قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَىٰ شَاکِلَتِهِ فَرَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَىٰ سَبِیلًا

          خیلی خوب درباری عزت نفس توضیخ دادیت😘💖💖💖🎶🎶🎶💝

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          زیبا قاسمی گفته:
          مدت عضویت: 880 روز

          چقدر عالی و دقیق توضیح دادین

          ایدا جان

          واقعا کیف کردم

          چقدر اگاهی دریافت کردم از این پاسختون

          واقعا تحسینتون میکنم

          ((به نیت ، به انگیزه ، حرفاتون و رفتارتون دقت کنید))

          ما باید از درون احساس ارزشمندی داشته باشیم

          من اینو به خوبی درک کردم که برای رسیدن به خواسته ای فقط و فقط خودم باید تغییر کنم نه همسرم

          وقتی خودم تغییر کردم همسرم زمین تا اسمون تغییر کرد

          یه ترمزی که منم از حرفای شما پیداش کردم این بود که

          خواسته هامو خیلی دور میبینم

          و الان دیگه باید نزدیک ببینمشون

          بی نهایت سپاسگزارم دوست عزیز

          و براتون بهترین ها رو از خدا میخوام

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        نگین نگین گفته:
        مدت عضویت: 2410 روز

        سلام

        ممکنه یه مقدار دیر باشه برای جواب دادن به شما ولی عزیزم به نظرم روی باور لیاقتتون کار کنید، شما لیاقت دارید دیگران بهترین رفتار رو باهاتون داشته باشند، شما لیاقت دارید تو بهترین خونه زندگی کنید که مال خودتونه، و خیلی چیزهای دیگه.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      سحر محمدی گفته:
      مدت عضویت: 2986 روز

      سلام دوست عزیز

      ممنون که وقت گذاشتی و این مطلبو نوشتی.برام مفید بود چون به چند تا از ترمزها اشاره کردی که حتما در مورد من هم صادقه و سرنخی بهم داد که چطور دنبال ترمزهام بگردم.موفق،سلامت و شاد باشی.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      سعیده گفته:
      مدت عضویت: 2575 روز

      آیدا جونم چقدر خوب ترمزهای رو توضیح دادی . خدا رو شکر میکنم که من رو در این مدار قرار داد در عرض چند روز دنیای من عوض شد از این بهتر نمیتونه باشه. موضوع ترمزها موضوعی بسیار هیجان انگیزه که دوست دارم همین الان برگردم تو جو کارم و یکی یکی اجراش کنم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      بهار گفته:
      مدت عضویت: 1864 روز

      دوست عزیز خیلی عالی بود .من اصلا به تصویرها و سناریوها یا به قول استاد گفتگوهای ذهنی که هرروز هر لحظه با خودم داشت دقت نکرده بودم.

      وهمینطور قانون ترمودینامیک آنتروپی علاقه خاصی به آن مبحث داشتم ک شما مطرح کردید و بین این قانون و جریان داشتن پول یک ارتباط معنادار و زیبایی برقرارکردید.

      ممنون از سهیم شدن تجربیات زیباتون.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      آسمان گفته:
      مدت عضویت: 1851 روز

      بسم الله الرحمن الرحیم

      سلام ایدا جان

      بسیار ممنون از کامنت زیبا و پر از اگاهی که به اشتراک گذاشتید

      بینظیر بود.

      یک مدت دنبال باورهای محدود کننده خودم هستم، به خاطر درجا زدنم، و این کامنت با ارزش شما کلی راهکار به من نشون داد برای شناخت باورهای محدود کننده م

      بینهایت سپاسگذار شما هستم عزیزم

      امیدوارم همیشه حال دلتون عالی باشه و در پناه خدای مهربونم باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      پروین زمانی گفته:
      مدت عضویت: 1344 روز

      درود برشما واقعا عالی بود و تاثیر گذار و یه چیزهایی رو در درون منم بیدار کرد عالی بود و چه خوب اشاره کردید به ترمزها در روابط و تکرار همیشگی برخی مشکلات که برای من هم صدق میکنه و همیشه میگم نمیشه که تمام آدما بد باشن حتما اشکال در منه که در آدمهای دیگه همون رفتار رو میبینم انگار خدا میخاد با هر رابطه ای که با آدما دارم این نقص رو بمن یادآوری کنه فرقی نمیکنه چه تو رابطه با همسرم و یا بچه ها و یا دوستانم با هرکسی یه کوچولو صمیمی بشم دقیقا همون مشکلات قبلی تکرار میشه و همین روند تکرار باعث میشه یه باور قوی هم ایجاد بشه که بله تو با هر کسی ارتباط برقرار کنی چه زن چه مرد همشون همون جور منو حرص میدن و جالبه که این آگاهی که اشکال از منه همیشه بوده در پس زمینه افکارم ولی انگار با اینکه دقیق میدونی چیه ولی اراده ای نداری و فک کنم این بخاطر همون باور منفی قوی اون ذهن منفی من باشه که دقیقا میدونه کجا کار کنه و در آخر میبینم من از اول میدونستم که مشکل از منه چرا پس الان شاکی هستم چرا پس اصلاح نمیکنم خودمو چرا الان ذهنم میخاد منو قانع کنه که تو اشکالی نداری این شخص لیاقت تورو نداشت بعد گفتگو های درونی آغاز میشه و چون باز اقدامی برای رفع این چالش نمیکنم چون میدونم اگه بخام این باور رو بشکافم با چه سیاهچالی مواجه میشم تر جیع میدم بپذیرم که ورود نکنم و این کار من ناخواسته به ذهن منفی من قدرت میده و من مثل یک پادشاهی که هواسش به اطرافش نیست و فک میکنه قدرتمنده ولی پوچ و تو خالی هستش قدرتش میشم و البته من خیلی از باورهای وحشتناک و بزرگ رو رفع کردم در خودم در طی سالها ولی هر کدوم از اون باورهای بزرگ وقتی متلاشی میشدن بیشتر و قتها از خودشون اثری جا میزاشتن که درک درونی من بهم میگفت این یعنی حواست باشه اگه فک کنی تموم شده از همینجا رشد میکنه در این باره و در ادامه صحبت های زیبای شما خیلی حرف ها دارم بگم و هر درکی درک دیگه ای ایجاد میکنه و صحبتهای شما انقد عمیق بود که من کاملا درکش کردم ممنون و موفق باشی 💋👌

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: