https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/04/abasmanesh-1.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-04-09 08:40:492025-04-30 07:28:51گام به گام برای به ثمر رساندن خواسته های نیمه تمام | بخش اول
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عزیزم و مریم جان نازنین و همه دانشجویان عزیز
واقعا سپاسگزار مریم جان نازنین هستم بخاطر این اگاهیهایی که در اختیار همه قرار میدن
خداوند همیشه معجزاتش رو به بده هاش نشون میده و همیشه سهم خودشو به خوبی انجام میده فقط ما باید به درستی یاد بگیریم که چطور به نحو احسن سهم خودمونو انجام بدیم خوندن این مقاله زیبا و تجربیات دانشجویان عزیز چقدر انگیزه منوبیشتر کرده تا با جان و دل این دوره رو بگذرونم زمانیکه دوره هم جهت با جریان خداوند رو تهیه کردم از صمیم قلبم از خداوند خواستم که به درستی مطالب رو یاد بگیرم و این آگاهیها به جون و دلم بشینه و درکش کن امیدوارم برای همه ما همین طور باشه منکه اصلا از روزیکه فکر تهیه این دوره به قلبم نشست همین طور اتفاقات قشنگ برام رقم میخوره حالا اگه خوب یاد بگیرم و اجرا کنم فقط خدا میدونه چیا قراره پیش بیاد خدایا هزاران بار شکرت
سپاسگزارم از استاد نازنینم و مریم جان عزیز انشالله برکاتش برگرده به زندگی خودتون
اگاهی هایی که ازاین مقاله دریافت کردم رو میخوام شروع کنم به نوشتن برای درک بهتر و نمیدونم چقدر درست و کامل هست فقط میدونم بعد از خوندن مقاله این اگاهی ها درذهنم مرور شد.
*مستمر بودن در ارسال فرکانس خواسته.
یعنی وقتی من خواستم تجربه فراوانی نعمت و ثروت نباید بعدش به کمبود ها فکرکنم وبدترین سناریو رو توی ذهنم مرور کنم متاسفانه این کار همیشگی ذهنه منه ولی برای تجربه متفاوت باید متفاوت عمل کنم.
وقتی فراوانی میخوام یه فراوانی جهان توجه کنم به مغازه ها و همکاران پرمشتریم توجه کنم نشینم فکر کنم مشتری بعدیم ازکجا میاد بجاش با خودم مرور کنم خداوند وعده فزونی داده خداونر وعده داده انقدر به من مشتری و نعمت میده که نتونم بشمارم خداوند وعده داده ازجایی که فکرش رو نمیکنم رزق من و میده خب وقتی اینا وعده های خدان و خداوندم که هرگز زیرقولش نمیزنه حالاوقت اینه که من باور کنم این وعده هارو.
نشینم دو دو تا چهار تا کنم و برنامه ریزی کنم این پول و چطور خرج کنم هزینه فلان وسیله رو چطور خرج کنم و … نه بجاش میگم خدایا اینا خواسته های منه و این وسیله هارو میخوام خودت برام بخرشون و دیگه رها کنم نخوام با تقلا زور بزنم خودم دهن خودمو سرویس کنم با قرض و فلان خواسته هامو زندگی کنم.
بجاش قشنگ ترین سناریو هارو توی ذهنم بسازم و فرکانس مثبت ارسال کنم کار اسونی نیست میدونم ولی شدنیه با تمرین و تکرار هرلحظه بهترمیشم.
وقتی ارسال فرکانس مثبت رو خوب انجام بدم درنتیجه میرسم یه اون مرحله ای که طبیعت زندگی منه که جریانی ازنعمت و ثروت و مشتری به راحتی تاکید میکنم به راحتی وارد زندگیم میشن و یسری واریزی هایی دریافت میکنم که برای هیچکدومشون هیچ ایده ای نخواهم داشت و خداوند اون وعده از بینهایت طریق به من رزق میده رو عملی میکنه و نعمت های خود به خود و به راحتی وارد زندگیم میشن.
به ارسال فرکانس منفی اجازه شکل گیری نباید بدم یعنی درجا خفش کنم اینطور میرم رو دور تجربه زندگی راحت مثبت چون فرکانس ارسالیم مثبت بوده و به راحتی خداوند کارهارو انجام میده برام.
من باید با خداوند تقسیم کارکنم به عنوان نیرویی که من رو خلق کرده و ازاین قدرت خلق کنندگی به من بخشیده و دراین مسیر خلق شرایط دلخواه هدایتم میکنه و من کارهای سمت خودم رو انجام میدم و میذارم کارهایی که به عهده خداوند هستن رو خودش انجام بده نه من و من فقط سمت خودم رو انجام میدم.
وقتی خودت رو با قانون هماهنگ کنی خداوند کارهارو برات انجام میده و مشتری هارو به کسب و کارت میاره و مشتری های ثروتمندی که ارزش کارت رو میدونن و بدون پرسیدن قیمت فقط کارت میکشن و با لبخند رضایت و ذوق کامل محل کارت رو ترک میکنن.
خدایا شکرت خودت هدایتم کن در مسیر عشق و علاقم پیشرفت کنم.
و سلام به دوستان شگفت انگیز و فوق العاده من سلام من متعلق به کسانی است که باور پیدا کردند به خلق زندگی خود باور پیدا کردند به خداوند حکیم ، خداوند بخشنده و رحیم ، خداوندی که تنها و تنها اوست که معجزه مطلق است خداوندی که تمام زیبایی ها ، ثروت ، سلامتی متعلق به اوست
نمیخوام زیاد طولانی کنم متن رو ولی فقط میخوام بگم که به خاطر توجه کردن به اتفاقاتی که تنها و تنها مرتبط به دنیای مادی بود از خداوند و قوانین کمی دور شدم.
و این در صورتی بود که تنها نزدیک میشدم به احساساتی که انسان ها خود آن ها را در ذهن و باور خود بوجود آوردند احساسات مخرب ، نگران کننده و اضطراب دهنده ای که هیچ گاه به واقعیت نمیپیوندند
خلاصه به خاطر این مسائل من به مسیر جذب و از مسیر خارج شدم و دو الی سه بار این اتفاق افتاد
مطمئنم برای خیلی از افرادی که وارد این مسیر میشن این اتفاق پیش خواهد آمد اما این را به شما میگویم این کاملا عادی است تحت هیچ شرایطی باور و امید خود را از دست ندهید که این بدیهی است فردی که سال ها با باورهایی مخرب زندگی میکند همان طور که استاد عزیز همیشه به آن اشاره میکند تغییر باورهایش اراده فولادین میخواهد
وباعث افتخار برای من است که امروزه کناره این انسان های شگفت انگیز حضور دارم
از زمانی که وارد این مسیر شدم اتفاق های شگفت انگیز ، منحصر به فرد ، فوق العاده و معجزه آسایی در زندگی من رخ داد
اتفاق هایی که روز به روز باور من را به جهان شگفت انگیز بیشتر میکرد
سرتون رو به درد نیاورم
این بار آخر که من شروع کردم برای تغییر باور ها و از نوع ساختن همه چیز
اتفاقات زیادی بود که باید باهاشون دست و پنجه نرم میکردم برای مثال کنکوری که بالاخره بعد از دوازده سال فرا رسید و به قدری باورهای مخرب در ذهن ما شکل گرفته که شرایط استرس زایی به وجود آمد
طی یه سری اتفاقات من تعهد بی نهایت خودم را به گوش دادن به فایل های استاد عزیز و ایجاد تغییر روی باور ها از دست دادم
تا اینکه چندین روز و شاید هم یه ماه گذشت
افراد به شدت روی من فشار میآوردند به علت کاری که میخواهم در آینده آن را دنبال کنم و من به مسیر دیگری علاقه داشتم
به طور خیلی عجیب غریب وارد اپلیکیشنی شدم که برای دوست پیدا کردن و ایجاد روابط دوستانه بود
امروز صبح یکی بهم پیام داد و داشتیم صحبت میکردیم
این اتفاق به قدری شگفت انگیزه که من هنوز تو بهتم
من هم با خودم گفتم برو بابا پسره دنبال وقت تلف کردنه منم که حوصله ندارم
به طور خیلی عجیب غریب فقط یه لحظه زدم رو پروفایلش و دیدم شغلی رو داره که من آرزوی داشتنش رو دارم
و تمام این اتفاقات واقعا شگفت انگیزه
باهم دیگه صحبت کردیم و مسیری که من باید طی کنم رو گفت مسیری که برای ماهر شدن و سرمایه گذاری رو افزایش توانایی ها باید میلیون ها میلیون خرج میکردم در صورتی که به ساده ترین شکل ممکن با هزینه هایی که به راحتی بتونم از پسشون بر بیام مسیر رو به راحت ترین و زیبا ترین شکل ممکن به من نشون داد
در صورتی که من پیش از این بسیار سردرگم بودم هیچ مسیری نداشتم که دنبالش کنم هیچ انگیزه ای نداشتم
و در شبی که حالم افتضاح بود و واقعا دیگه زندگی برام اهمیتی نداشت اپلیکشنی پیدا کردم که برای پرتی حواسم داخلش برم و خیلی عجیب غریب این اتفاقات افتاد
بد از این ایمان من خیلی بیشتر شد
شنیدم که پروردگار بهم میگفت از چی میترسی دیوونه من اینجام ندیدی چه خوشگل راه و برات چیدم
راهی که برای طی کردنش باید با صدنفر مشورت میکردی و دیدی در عرض چند ثانیه برات درست کردم
مریم جانم، ازت بینهایت سپاسگزارم برای این مقالهی پربار و عمیق، که حتی برای منی که در این دورهی پر از عشق نیستم هم پر از نکته و درس بود.
من عاشق این خدای هدایتگرم… خدایی که هر لحظه داره منو با ظرافت و عشق هدایت میکنه.
کاملاً اینو در زندگیم دیدم که اون حالت سینوسیِ بالا و پایین رفتنهام، فقط به خاطر نموندن در همون مومنتومیه که اول هر کار دارم.
روزهای اول، به خاطر شور و شوق و ذوق اولیه، همهچیز فوقالعادهست، پر از انگیزه و انرژی.
اما همین که از اون حالت ذوق اولیه بیرون میام، ذهنم شروع میکنه به دیدن منفیها.
و این دیدن منفیها، مومنتوم منفی رو بزرگتر و قویتر میکنه تا جایی که یهدفعه میبینم کاری که تا چند روز قبل با عشق انجامش میدادم، حالا دیگه برام سخت شده و حتی میخوام تمومش کنم.
و ذهنم شروع میکنه برای توجیه کردن؛ هزار دلیل، هزار آیه، هزار نشونه میاره تا بگه “حق داری”…
در حالی که حالا توی دورهی احساس لیاقت دارم یاد میگیرم که ذهن، من نیستم.
من ناظر ذهنم هستم. و این بزرگترین درک زندگی منه.
خوندن این مقاله دقیقاً در این زمان از زندگیم، وقتی یه کار جدید رو شروع کردم، خودش هدایت الهی بود.
یه نشونهی واضح از پروردگار که نمیخواد دوباره وارد اون سیکل تکراری و معیوب بشم.
میخواد بهم یادآوری کنه مومنتوم مثبتی که روزهای زیادیه در زندگیم جاریه، باید ادامه پیدا کنه.
من عاشق این خدام، مریم جانم… خدایی که وقتی دستش رو باز میذارم، ببین چه قشنگ، چه دقیق و مهربون، منو هدایت میکنه.
حتی ردّ این هدایت رو میشه تو کامنتهام هم دید.
کامنت اولی که امروز گذاشتم، زیر فایل «سفر به دورهی آمریکا» بود؛ همونجا که الهام جان دربارهی باز گذاشتن دست خدا نوشته بود.
و بعد، درست بعد از اون، من هدایت شدم به این فایل…
و حالا دارم به وضوح پیام خدا رو میشنوم که میگه:
«فاطمه، تو سمتت رو انجام بده، همون موندن در مومنتوم مثبت، من بقیه کارها رو انجام میدم.»
ببین آخه چطور میشه عاشق این خدای هدایتگر نشد؟
ببین چقدر واضح و بیپرده داره با من حرف میزنه…
من هرچقدر از حال خوب این لحظهم بگم، باز کمه.
فقط میتونم بگم مریم جانم، ازت هزاران، هزاران، هزاران بار سپاسگزارم برای این هدایتهای ناب و این مسیر نورانی.
خیلی عجیب و جالبه برام اینکه من از صبح داشتم به این فکر میکردم که چرا فلان کار اونجوری ک میخواستم پیش نرفت و دائم خودمو با این حرف که خدایا خودت منو هدایتم کن آروم میکردم که انرژیم خوب باشه،الحمدالله که خودش هدایتم کرد به این فایل تا بتونم با خوندن این نظرات راهمو مشخص کنم و بتونم ادامه راه و برم.
از خدای مهربونم سپاسگزارم بابت این هدایت های دقیقش،سپاسگزارم از شما استاد عزیز و مریم جان که زحمت میکشید و در اختیارمون میزارید این فایل هارو.
من دوره هم جهت شدن با جریان خداوند را ندارم ولی از فایلهای معرفی دوره و نتایج دوستان و این مقاله هایی که واسمون گذاشتید ، واقعا استفاده کردم و در مسیر رسیدن به خواسته هام اون جریان مومنتوم مثبت و دارم میبینم .
حس اعتماد و اطمینان و باورهای توحیدی و داشتن آرامش و نبودن نگرانی و ترس و احساس توکل و امیدواری به پروردگار …این روزها تو زندگی ام موج میزنه .
عید امسال معجزه وار، در سفری که واسم پیش اومد یهویی کلی به من خوش گذشت و از لحاظ کاری هم تونستم اون کلاسی که میخواستم شرکت کنم .
امسال رو من هم مثل خیلی از دوستان ، سال راحتی و آسونی و هم جهت شدن با جریان خداوند نامگذاری کردم واسه خودم و امیدوارم تا پایان سال به زیبایی و نرمی خواسته هام محقق بشه ، من دارم کارهای عملی سمت خودم و انجام میدم و روی خودم و باورهام کار میکنم، بقیه با خداست و رب العالمین قراره انجام بده.
استاد شما مثل معلمی میمونید که وقتی میبینه دانش آموزاش درس رو یاد نگرفتن همون مطلب رو با یه روش دیگه درس میده (اینو از دید شغل خودم میگم)، مثلا یکبار با نمایش دادن، وقتی جواب نداد، با کنفرانس دادن توسط خود دانش آموزان یا دست ورزی… احساس کردم این مطلب هم همون توجه به خواسته هاست، سناریو نویسی درباره خواسته، تجسم خواسته، دیدن دریم بورد، و روش های دیگه، وقتی دیدید من ِ دانش آموز خوب یاد نگرفتم روش تدریس رو عوض کردید، با مثبت نگه داشتن مومنتوم دارید بهمون درسش میدید.
از دیشب سعی کردم مومنتوم خواسته ام رو مثبت نگه دارم، امروز وقتی کلیپ خواسته هام رو دیدم برام دور از دسترس نبود، احساس نکردم بقیه نمیذارن بهش برسم، پولم کجا بود، و….، نتیجه چی بود؟ امروز که رفتم بیرون همون مدل دستکشی که برای پسرم میخواستم با قیمت مناسب پیدا کردم (یعنی به اجبار میخواستم یه جور دیگه بخرم که گرونتره خود فروشنده گفت این مدل سر انگشت شستش خالیه سردش میشه!!! آدرس داد رفتم جای دیگه با اینکه سه تا دستکش پوشیدم دست پسرم ولی فروشنده هیچی نگفت، این اگه کار خدا نیست پس چیه؟!!!)
عصر رفتیم پیش بابام چای خوردیم و کلی خندیدیم، معلم پسرم رو دیدم و تشکر کردم ازش بابت تدریس تو مدرسه، خودش گفت املاش خیلی خوبه ازش راضیم بدون اینکه من چیزی بپرسم!!
در آخر هم رفتیم یه رستوران و یه غذای خوشـــمزه خوردیم. بعد هم برگشتیم خونه سه تایی چای خوردیم و موقع خواب کلـــی با پسرم بازی کردیم و خندیدیم
استاد ممنونم، خدایا شکرت من انقدر خوشبختم، همه اینها در نتیجه ی این بود که من سعی کردم مومنتوم خواسته هام رو مثبت نگه دارم و این باور که قراره برام اتفاق بیافته حالم و اتفاقات روزم رو خوب کرد.
سلام به استاد شایسته عزیز به قلمی که اینقدر لطیف و دقیق از قانون خدا می نویسه
به نام خالق به نام رب العالمین
هییییچ ایده ای برای نوشتن ندارم و فقط حسی از درون میگه تو هم در مسیر پیشرفتت باید از خودت رد پا بزاری نمیدونم کی و چجوی میشه که به این رد پاها برگردم و ببینم که چقدر تغییر کردم و از این همه تغییر اشک شوق بریزم… الحمدالله رب العالمین
این دوره هم جهت الحق که بسیار بسیار عالی و آموزنده بود برای من. در طی این دوره بسیاری از مفاهیم ساده و کاربردی که بارها و بارها شنیده بودم رو تونستم درک کنم
یکی از چیزهایی که الان اومد به ذهنم و شاید خنده دار باشه رو تعریف کنم
که تقریبا توی شهریورماه بود و آخرای دوره
که من با تجربه ای که داشتم تازه مفهوم نشانه دیدن و لزوم تایید نشانه ها و شکرگذاری بابت اونهارو فهمیدم!!!
به صورت کاملا هدایتی و با درخواستی که از خدا داشتم یک سفر دو روزه به شمال برام فراهم شد
خوشحال و خندان به این مسافرت رفتم و اونقدر در مومنتوم مثبت خودم رو قرار دادم که بعدش معجزه ها شروع شد
هربار ذهنم میخواست بره سمت منفی ها میگفتم این فرصتی رو که خدا بهت داده ازش درست استفاده کن
حواشی رو بزار کنار ، از دیدن جنگل کنار جاده لذت ببر… از هوا از دریا از صدای موج…. فقط لذت ببر و شکر گذار باش این سفر به وضوح هدایت خداوند بود.
چقدر اون حدود دو ساعتی که رفتم لب دریا تو تاریکی شب تو ساحل قدم زدم، چقدر فایلهای مراقبه رو گوش دادم چقدر با خدا حرف زدم چقدر در احساس خوب موندم
وقتی برگشتم نشانه های ورود ثروت بیشتر شدن… مشتری اومد
هر روز نشانه می اومد یا مشتری پیام داد یا زنگ میزد و به همین طریق هر روز حس خوب که اون اتفاق قشنگه برای منم داره رخ میده!
و منی که هنوز در مدار فهم و درک این شرایط نبودم
در کمال ناباوری زدم همه چیز رو خراب کردم!
ای بابا این که خرید نکرد
پس چرا اینجوری شد
خب خداروشکر که این مشتری زنگ زد ولی چه فایده خرید که نکرد
البته این ظاهر داستان بود که همونطور که استاد عزیز گفتن الخیر فی ماوقع
خیر این داستان میدونید کجا بود؟
اون جایی که من تازه فهمیدم باید نشانه هارو تایید کنم
باید خداروشکر کنم از ته دل
بدونم که الان که نشانه ها داره میاد یعنی در مسیر درست هستم پس کاری که باید انجام بدم حفظ مومنتوم مثبت هست باید ادامه بدم… نباید روی منفی و ناخواسته تمرکز کنم…. باورتون نمیشه بعد از این ماجرا تازه مفهوم نشانه دیدن و همزمانی رو درک کردم البته تا فهم خودم تا به امروز!!!!!!!!
و همونطور که گفتم الخیر فی ما وقع شد
همون اتفاق خیره افتاد… همون که باید میشد شد…
به درک بهتر و عمیق تری رسیدم.
یک زنگ بزرگ تو گوشم به صدا درومد
بنده من حواست باشه ادامه بده… من هواتو دارم….من تنهات نمیزارم….
خدایا شکرت که اجازه دادی بنویسم
خدایا شکرت که اجازه دادی بهتر درک کنم
خدایا شکرت که از مرحله فقط گوش دادن به فایلها به یک پله بالاتر هولم دادی، دستمو گرفتی و کشوندی بالا
دمت گرم که خدایی میکنی
دمت گرم که پشتیبان قوی و محکمی برای من هستی
دمت گرم که دلمو به راهنمایی و هدایت و حمایتت قرص تر کردی
ببخش که به اندازه کافی بلد نیستم شکر کنم
با همه وجودم دوستت دارم خدا جونم و قول میدم و تعهد میدم که در این مسیر بمونم و ادامه بدم
چقدر عالی نوشتی عاطفه جان منم خیلی وقتا اتفاقات مثبت کوچیک که رخ میده میگم فایده نداره بزرگه باید بیاد این که چیزی نیس اون یکی خوبه از خدا میخوام یاد بگیرم شکرگزار همون کوچیکا باشم باید یادم بمونه همین نشانه هاس که
اتفاقات مثبت بزرگتری پشت سرشه صف کشیدن به نوبت بعدی هم میرسه فقط باید امیدوار باشم و شکرگزار
بنام الله یکتا
سلام به استاد عزیزم و مریم جان نازنین و همه دانشجویان عزیز
واقعا سپاسگزار مریم جان نازنین هستم بخاطر این اگاهیهایی که در اختیار همه قرار میدن
خداوند همیشه معجزاتش رو به بده هاش نشون میده و همیشه سهم خودشو به خوبی انجام میده فقط ما باید به درستی یاد بگیریم که چطور به نحو احسن سهم خودمونو انجام بدیم خوندن این مقاله زیبا و تجربیات دانشجویان عزیز چقدر انگیزه منوبیشتر کرده تا با جان و دل این دوره رو بگذرونم زمانیکه دوره هم جهت با جریان خداوند رو تهیه کردم از صمیم قلبم از خداوند خواستم که به درستی مطالب رو یاد بگیرم و این آگاهیها به جون و دلم بشینه و درکش کن امیدوارم برای همه ما همین طور باشه منکه اصلا از روزیکه فکر تهیه این دوره به قلبم نشست همین طور اتفاقات قشنگ برام رقم میخوره حالا اگه خوب یاد بگیرم و اجرا کنم فقط خدا میدونه چیا قراره پیش بیاد خدایا هزاران بار شکرت
سپاسگزارم از استاد نازنینم و مریم جان عزیز انشالله برکاتش برگرده به زندگی خودتون
به نام خدای نور
اگاهی هایی که ازاین مقاله دریافت کردم رو میخوام شروع کنم به نوشتن برای درک بهتر و نمیدونم چقدر درست و کامل هست فقط میدونم بعد از خوندن مقاله این اگاهی ها درذهنم مرور شد.
*مستمر بودن در ارسال فرکانس خواسته.
یعنی وقتی من خواستم تجربه فراوانی نعمت و ثروت نباید بعدش به کمبود ها فکرکنم وبدترین سناریو رو توی ذهنم مرور کنم متاسفانه این کار همیشگی ذهنه منه ولی برای تجربه متفاوت باید متفاوت عمل کنم.
وقتی فراوانی میخوام یه فراوانی جهان توجه کنم به مغازه ها و همکاران پرمشتریم توجه کنم نشینم فکر کنم مشتری بعدیم ازکجا میاد بجاش با خودم مرور کنم خداوند وعده فزونی داده خداونر وعده داده انقدر به من مشتری و نعمت میده که نتونم بشمارم خداوند وعده داده ازجایی که فکرش رو نمیکنم رزق من و میده خب وقتی اینا وعده های خدان و خداوندم که هرگز زیرقولش نمیزنه حالاوقت اینه که من باور کنم این وعده هارو.
نشینم دو دو تا چهار تا کنم و برنامه ریزی کنم این پول و چطور خرج کنم هزینه فلان وسیله رو چطور خرج کنم و … نه بجاش میگم خدایا اینا خواسته های منه و این وسیله هارو میخوام خودت برام بخرشون و دیگه رها کنم نخوام با تقلا زور بزنم خودم دهن خودمو سرویس کنم با قرض و فلان خواسته هامو زندگی کنم.
بجاش قشنگ ترین سناریو هارو توی ذهنم بسازم و فرکانس مثبت ارسال کنم کار اسونی نیست میدونم ولی شدنیه با تمرین و تکرار هرلحظه بهترمیشم.
وقتی ارسال فرکانس مثبت رو خوب انجام بدم درنتیجه میرسم یه اون مرحله ای که طبیعت زندگی منه که جریانی ازنعمت و ثروت و مشتری به راحتی تاکید میکنم به راحتی وارد زندگیم میشن و یسری واریزی هایی دریافت میکنم که برای هیچکدومشون هیچ ایده ای نخواهم داشت و خداوند اون وعده از بینهایت طریق به من رزق میده رو عملی میکنه و نعمت های خود به خود و به راحتی وارد زندگیم میشن.
به ارسال فرکانس منفی اجازه شکل گیری نباید بدم یعنی درجا خفش کنم اینطور میرم رو دور تجربه زندگی راحت مثبت چون فرکانس ارسالیم مثبت بوده و به راحتی خداوند کارهارو انجام میده برام.
من باید با خداوند تقسیم کارکنم به عنوان نیرویی که من رو خلق کرده و ازاین قدرت خلق کنندگی به من بخشیده و دراین مسیر خلق شرایط دلخواه هدایتم میکنه و من کارهای سمت خودم رو انجام میدم و میذارم کارهایی که به عهده خداوند هستن رو خودش انجام بده نه من و من فقط سمت خودم رو انجام میدم.
وقتی خودت رو با قانون هماهنگ کنی خداوند کارهارو برات انجام میده و مشتری هارو به کسب و کارت میاره و مشتری های ثروتمندی که ارزش کارت رو میدونن و بدون پرسیدن قیمت فقط کارت میکشن و با لبخند رضایت و ذوق کامل محل کارت رو ترک میکنن.
خدایا شکرت خودت هدایتم کن در مسیر عشق و علاقم پیشرفت کنم.
سلام به استاد عزیزتر از جان و بانو مریم جان زیبا
و سلام به دوستان شگفت انگیز و فوق العاده من سلام من متعلق به کسانی است که باور پیدا کردند به خلق زندگی خود باور پیدا کردند به خداوند حکیم ، خداوند بخشنده و رحیم ، خداوندی که تنها و تنها اوست که معجزه مطلق است خداوندی که تمام زیبایی ها ، ثروت ، سلامتی متعلق به اوست
نمیخوام زیاد طولانی کنم متن رو ولی فقط میخوام بگم که به خاطر توجه کردن به اتفاقاتی که تنها و تنها مرتبط به دنیای مادی بود از خداوند و قوانین کمی دور شدم.
و این در صورتی بود که تنها نزدیک میشدم به احساساتی که انسان ها خود آن ها را در ذهن و باور خود بوجود آوردند احساسات مخرب ، نگران کننده و اضطراب دهنده ای که هیچ گاه به واقعیت نمیپیوندند
خلاصه به خاطر این مسائل من به مسیر جذب و از مسیر خارج شدم و دو الی سه بار این اتفاق افتاد
مطمئنم برای خیلی از افرادی که وارد این مسیر میشن این اتفاق پیش خواهد آمد اما این را به شما میگویم این کاملا عادی است تحت هیچ شرایطی باور و امید خود را از دست ندهید که این بدیهی است فردی که سال ها با باورهایی مخرب زندگی میکند همان طور که استاد عزیز همیشه به آن اشاره میکند تغییر باورهایش اراده فولادین میخواهد
وباعث افتخار برای من است که امروزه کناره این انسان های شگفت انگیز حضور دارم
از زمانی که وارد این مسیر شدم اتفاق های شگفت انگیز ، منحصر به فرد ، فوق العاده و معجزه آسایی در زندگی من رخ داد
اتفاق هایی که روز به روز باور من را به جهان شگفت انگیز بیشتر میکرد
سرتون رو به درد نیاورم
این بار آخر که من شروع کردم برای تغییر باور ها و از نوع ساختن همه چیز
اتفاقات زیادی بود که باید باهاشون دست و پنجه نرم میکردم برای مثال کنکوری که بالاخره بعد از دوازده سال فرا رسید و به قدری باورهای مخرب در ذهن ما شکل گرفته که شرایط استرس زایی به وجود آمد
طی یه سری اتفاقات من تعهد بی نهایت خودم را به گوش دادن به فایل های استاد عزیز و ایجاد تغییر روی باور ها از دست دادم
تا اینکه چندین روز و شاید هم یه ماه گذشت
افراد به شدت روی من فشار میآوردند به علت کاری که میخواهم در آینده آن را دنبال کنم و من به مسیر دیگری علاقه داشتم
به طور خیلی عجیب غریب وارد اپلیکیشنی شدم که برای دوست پیدا کردن و ایجاد روابط دوستانه بود
امروز صبح یکی بهم پیام داد و داشتیم صحبت میکردیم
این اتفاق به قدری شگفت انگیزه که من هنوز تو بهتم
من هم با خودم گفتم برو بابا پسره دنبال وقت تلف کردنه منم که حوصله ندارم
به طور خیلی عجیب غریب فقط یه لحظه زدم رو پروفایلش و دیدم شغلی رو داره که من آرزوی داشتنش رو دارم
و تمام این اتفاقات واقعا شگفت انگیزه
باهم دیگه صحبت کردیم و مسیری که من باید طی کنم رو گفت مسیری که برای ماهر شدن و سرمایه گذاری رو افزایش توانایی ها باید میلیون ها میلیون خرج میکردم در صورتی که به ساده ترین شکل ممکن با هزینه هایی که به راحتی بتونم از پسشون بر بیام مسیر رو به راحت ترین و زیبا ترین شکل ممکن به من نشون داد
در صورتی که من پیش از این بسیار سردرگم بودم هیچ مسیری نداشتم که دنبالش کنم هیچ انگیزه ای نداشتم
و در شبی که حالم افتضاح بود و واقعا دیگه زندگی برام اهمیتی نداشت اپلیکشنی پیدا کردم که برای پرتی حواسم داخلش برم و خیلی عجیب غریب این اتفاقات افتاد
بد از این ایمان من خیلی بیشتر شد
شنیدم که پروردگار بهم میگفت از چی میترسی دیوونه من اینجام ندیدی چه خوشگل راه و برات چیدم
راهی که برای طی کردنش باید با صدنفر مشورت میکردی و دیدی در عرض چند ثانیه برات درست کردم
وقتی من اینجام از چی میترسی آخه
این معجزه هم برای تو دیگه نبینم نگران باشی
سلام به استاد جانم، مریم جانم و دوستان نازنینم
مریم جانم، ازت بینهایت سپاسگزارم برای این مقالهی پربار و عمیق، که حتی برای منی که در این دورهی پر از عشق نیستم هم پر از نکته و درس بود.
من عاشق این خدای هدایتگرم… خدایی که هر لحظه داره منو با ظرافت و عشق هدایت میکنه.
کاملاً اینو در زندگیم دیدم که اون حالت سینوسیِ بالا و پایین رفتنهام، فقط به خاطر نموندن در همون مومنتومیه که اول هر کار دارم.
روزهای اول، به خاطر شور و شوق و ذوق اولیه، همهچیز فوقالعادهست، پر از انگیزه و انرژی.
اما همین که از اون حالت ذوق اولیه بیرون میام، ذهنم شروع میکنه به دیدن منفیها.
و این دیدن منفیها، مومنتوم منفی رو بزرگتر و قویتر میکنه تا جایی که یهدفعه میبینم کاری که تا چند روز قبل با عشق انجامش میدادم، حالا دیگه برام سخت شده و حتی میخوام تمومش کنم.
و ذهنم شروع میکنه برای توجیه کردن؛ هزار دلیل، هزار آیه، هزار نشونه میاره تا بگه “حق داری”…
در حالی که حالا توی دورهی احساس لیاقت دارم یاد میگیرم که ذهن، من نیستم.
من ناظر ذهنم هستم. و این بزرگترین درک زندگی منه.
خوندن این مقاله دقیقاً در این زمان از زندگیم، وقتی یه کار جدید رو شروع کردم، خودش هدایت الهی بود.
یه نشونهی واضح از پروردگار که نمیخواد دوباره وارد اون سیکل تکراری و معیوب بشم.
میخواد بهم یادآوری کنه مومنتوم مثبتی که روزهای زیادیه در زندگیم جاریه، باید ادامه پیدا کنه.
من عاشق این خدام، مریم جانم… خدایی که وقتی دستش رو باز میذارم، ببین چه قشنگ، چه دقیق و مهربون، منو هدایت میکنه.
حتی ردّ این هدایت رو میشه تو کامنتهام هم دید.
کامنت اولی که امروز گذاشتم، زیر فایل «سفر به دورهی آمریکا» بود؛ همونجا که الهام جان دربارهی باز گذاشتن دست خدا نوشته بود.
و بعد، درست بعد از اون، من هدایت شدم به این فایل…
و حالا دارم به وضوح پیام خدا رو میشنوم که میگه:
«فاطمه، تو سمتت رو انجام بده، همون موندن در مومنتوم مثبت، من بقیه کارها رو انجام میدم.»
ببین آخه چطور میشه عاشق این خدای هدایتگر نشد؟
ببین چقدر واضح و بیپرده داره با من حرف میزنه…
من هرچقدر از حال خوب این لحظهم بگم، باز کمه.
فقط میتونم بگم مریم جانم، ازت هزاران، هزاران، هزاران بار سپاسگزارم برای این هدایتهای ناب و این مسیر نورانی.
سلام خدمت استاد عزیز،مریم جان و دوستان هم فرکانس.
روز شمار (شب نهم )
امروز نشانه من،منو آورد به این فایل.
خیلی عجیب و جالبه برام اینکه من از صبح داشتم به این فکر میکردم که چرا فلان کار اونجوری ک میخواستم پیش نرفت و دائم خودمو با این حرف که خدایا خودت منو هدایتم کن آروم میکردم که انرژیم خوب باشه،الحمدالله که خودش هدایتم کرد به این فایل تا بتونم با خوندن این نظرات راهمو مشخص کنم و بتونم ادامه راه و برم.
از خدای مهربونم سپاسگزارم بابت این هدایت های دقیقش،سپاسگزارم از شما استاد عزیز و مریم جان که زحمت میکشید و در اختیارمون میزارید این فایل هارو.
ان شاءالله همیشه سالم و ثروتمند باشید
به نام خدای بخشنده مهربان
شکرت از این مقاله ناب
میدونم حتما توش کلیدایی بوده که به کار میومده ولازمم بوده
قبلا دیدم ولی الان دلم خاس ببینم
یه چیزی که برام جالب بود سفره
من این دوساله عید که میشه با سفر های خفن سوپرایز میشم واخیرا خیلی اتفاقی یه سفرر ناب ویژه پیش اومد واقعا لذت بردم شکرت
ودیگه کلن سعیمو میکنم چیزی نتونه جلو ارام نگرانم کنه
ودیگه زمان دوره هام سعی میکنم بیشتر کنم
توی روز زمان های دیژه بیشتری بزارم برای لذت بردنم در مورد چیزای قشنگ حرف زدن یا تو سایت گشتن
اینم بگم واقعا این سایت برام یه دره جادویی بود رو به بهشت نمیدونم چی بگم
اصله جنسه واقعا
واقعا خیلی این درسام تمرینام برام شیرینه ومثل یه شادی اور قویه
برام انگار منو فاصله امو به خدا کلی نزدیکتر کرد
ودیگه حسش مثل یه ارامش یه اطمینان قوی یه دل گرمی قویه
جلوی حتی بزرگترین ترسهات میان سرخم میکنه
ینی ترس هات اروم اروم شکسته میشه ودلت گرم تر گرمتر میشه
بنام الله یکتا و دانا و توانا و عالم ومحیط به تمام جهان هستی
الهی جان جانانم شکرت هزاران بار ، میلیونها و ملیاردها مرتبه به درگاهت سپاس
عشق الهی ام ، سپاس که آنچه دارم از آن توست
معبودم تنها و تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
یکی از بزرگترین شکرگزاری های هرروزم بودن و عضویت در این فضای توحیدی و معنوی است و سیراب شدن از این آگاهی های رشد و بهبود فردی و شخصیتی است …
سپاس بیکران از استاد عشق و توحید و مریم بانوی نازنین ، برای تدوین و تهیه این مقاله که خلاصه ای از دوره هم جهت شدن با جریان خداوند است .
همیشه سخاوتمندانه واسمون فایلهای ارزشمند میزارن ..
من دوره هم جهت شدن با جریان خداوند را ندارم ولی از فایلهای معرفی دوره و نتایج دوستان و این مقاله هایی که واسمون گذاشتید ، واقعا استفاده کردم و در مسیر رسیدن به خواسته هام اون جریان مومنتوم مثبت و دارم میبینم .
حس اعتماد و اطمینان و باورهای توحیدی و داشتن آرامش و نبودن نگرانی و ترس و احساس توکل و امیدواری به پروردگار …این روزها تو زندگی ام موج میزنه .
عید امسال معجزه وار، در سفری که واسم پیش اومد یهویی کلی به من خوش گذشت و از لحاظ کاری هم تونستم اون کلاسی که میخواستم شرکت کنم .
امسال رو من هم مثل خیلی از دوستان ، سال راحتی و آسونی و هم جهت شدن با جریان خداوند نامگذاری کردم واسه خودم و امیدوارم تا پایان سال به زیبایی و نرمی خواسته هام محقق بشه ، من دارم کارهای عملی سمت خودم و انجام میدم و روی خودم و باورهام کار میکنم، بقیه با خداست و رب العالمین قراره انجام بده.
به نام خدای مهربانم .
الهی شکرت که یک روز دیگه در جهان زیبای تو هستم و بهم فرصت تجربه رشد و لذت بردن را دادی .
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته بی نظیر با این مقالات فوق العاده و رویایی که انگیزه بسیار زیادی
ایجاد میکنه انقدر که فرکانس نوشته های مقالات شما بالاست من ناخوداگاه تمام انها را میخونم و پر از انرژی
میشم مثل دوره گام به گام شما خانم شایسته که بی نظیر بود و در من مومنتوم مثبت را استارت زد و با کمک
خدای مهربونم خالق زندگی خودم شدم و از ان زمان نتایج عالی اومدن و من هم از اون تایم به بعد کامنت
نوشتنهایم استارت خورد و تا به امروز که در این مقاله در خدمت شما هستم من همچنان در دروه ثروت 1 و دوازده قدم
تا قدم ششم رفتم بعضی اوقات هم گریزی به فایلهای دانلودی و کامنت خوندن و نوشتن میزنم که کلا به صورت هدایتی
اتوماتیک انجام میشه همین بحث ادامه مومنتوم مثبت که ادامه ان شکل گیری در رشته های عصبی ذهن در خود
تثبیت میکنه و دیگه ذهن خودش میاد اتوماتیک کمکت میکنه و ادامه مومنتوم مثبت بهت دست همکاری میده من
این لول مومنتوم را تجربه کردم تا زمانی که به صورت پیوسته ادامه دادم و حالم را با کنترل ورودی ها خوب نگه داشتم
نتایج عالی گرفتم ولی در زمانهایی که ادم مغرور میشه و دیگه با اون شور و شوق کار نمیکنه دقیقا نتایج برمیگرده
اصللا این ارتباط اتفاقات خوب و منفی را دارم بیشتر درک میکنم که خودش تکامل داشت تا بفهمم که این روند
تکامل به قول استاد عزیزم ناتمام هست و باید در این مسیر باشم و ادامه بدم و در تمام لحظاتم لذت ببرم از این
زندگی زیبا زیاد درگیر نتیجه نباشم با ادامه روند مومنتوم مثبت به صورت پیوسته نتیجه خود به خود به وجود میاد
از جایی که اصلا فکرشم نمیکنی زمانی معجزات که در روند مومنتوم مثبت رخ میده احساس بسیار عالی دارد و نمیشه
توصیفش کرد و جالبش اینه که اصلا زمانی معجزاتی که سوپرایزت میکنه که کاملا رها بودی از نتیجه و بی خیال
علی بی غم بودی نتیجه ها بوم بوم بوم میاد و باید درگیر نتیجه نشیم و این مسیر را ادامه بدیم تا بی نهایت و
فقط لذت و لذت و لذت هست هم ادامه دادن این مسیر زیبا خودش نتیجه است و روندش که در انتهای مومنتوم
هم معجزات چشمانت را خیس میکنه بدون تقلا و زجر با رها بودن و احساس خوب زندگی در بهشت را تجربه میکنیم
الهی شکرت استادان عزیزم بی نهایت دوستون دارم همیشه در هر لحظه برای شما آرزوی سعادت احساس عالی
واقعی درونی را از خدایم آرزومندم برایتان عاشقتونم
خدا نگهدارتون
روز شانزدهم تعهد، 12 آذر
سلام به همه دوستان بخصوص دو استاد عزیز دلم
استاد شما مثل معلمی میمونید که وقتی میبینه دانش آموزاش درس رو یاد نگرفتن همون مطلب رو با یه روش دیگه درس میده (اینو از دید شغل خودم میگم)، مثلا یکبار با نمایش دادن، وقتی جواب نداد، با کنفرانس دادن توسط خود دانش آموزان یا دست ورزی… احساس کردم این مطلب هم همون توجه به خواسته هاست، سناریو نویسی درباره خواسته، تجسم خواسته، دیدن دریم بورد، و روش های دیگه، وقتی دیدید من ِ دانش آموز خوب یاد نگرفتم روش تدریس رو عوض کردید، با مثبت نگه داشتن مومنتوم دارید بهمون درسش میدید.
از دیشب سعی کردم مومنتوم خواسته ام رو مثبت نگه دارم، امروز وقتی کلیپ خواسته هام رو دیدم برام دور از دسترس نبود، احساس نکردم بقیه نمیذارن بهش برسم، پولم کجا بود، و….، نتیجه چی بود؟ امروز که رفتم بیرون همون مدل دستکشی که برای پسرم میخواستم با قیمت مناسب پیدا کردم (یعنی به اجبار میخواستم یه جور دیگه بخرم که گرونتره خود فروشنده گفت این مدل سر انگشت شستش خالیه سردش میشه!!! آدرس داد رفتم جای دیگه با اینکه سه تا دستکش پوشیدم دست پسرم ولی فروشنده هیچی نگفت، این اگه کار خدا نیست پس چیه؟!!!)
عصر رفتیم پیش بابام چای خوردیم و کلی خندیدیم، معلم پسرم رو دیدم و تشکر کردم ازش بابت تدریس تو مدرسه، خودش گفت املاش خیلی خوبه ازش راضیم بدون اینکه من چیزی بپرسم!!
در آخر هم رفتیم یه رستوران و یه غذای خوشـــمزه خوردیم. بعد هم برگشتیم خونه سه تایی چای خوردیم و موقع خواب کلـــی با پسرم بازی کردیم و خندیدیم
استاد ممنونم، خدایا شکرت من انقدر خوشبختم، همه اینها در نتیجه ی این بود که من سعی کردم مومنتوم خواسته هام رو مثبت نگه دارم و این باور که قراره برام اتفاق بیافته حالم و اتفاقات روزم رو خوب کرد.
سلام به استاد شایسته عزیز به قلمی که اینقدر لطیف و دقیق از قانون خدا می نویسه
به نام خالق به نام رب العالمین
هییییچ ایده ای برای نوشتن ندارم و فقط حسی از درون میگه تو هم در مسیر پیشرفتت باید از خودت رد پا بزاری نمیدونم کی و چجوی میشه که به این رد پاها برگردم و ببینم که چقدر تغییر کردم و از این همه تغییر اشک شوق بریزم… الحمدالله رب العالمین
این دوره هم جهت الحق که بسیار بسیار عالی و آموزنده بود برای من. در طی این دوره بسیاری از مفاهیم ساده و کاربردی که بارها و بارها شنیده بودم رو تونستم درک کنم
یکی از چیزهایی که الان اومد به ذهنم و شاید خنده دار باشه رو تعریف کنم
که تقریبا توی شهریورماه بود و آخرای دوره
که من با تجربه ای که داشتم تازه مفهوم نشانه دیدن و لزوم تایید نشانه ها و شکرگذاری بابت اونهارو فهمیدم!!!
به صورت کاملا هدایتی و با درخواستی که از خدا داشتم یک سفر دو روزه به شمال برام فراهم شد
خوشحال و خندان به این مسافرت رفتم و اونقدر در مومنتوم مثبت خودم رو قرار دادم که بعدش معجزه ها شروع شد
هربار ذهنم میخواست بره سمت منفی ها میگفتم این فرصتی رو که خدا بهت داده ازش درست استفاده کن
حواشی رو بزار کنار ، از دیدن جنگل کنار جاده لذت ببر… از هوا از دریا از صدای موج…. فقط لذت ببر و شکر گذار باش این سفر به وضوح هدایت خداوند بود.
چقدر اون حدود دو ساعتی که رفتم لب دریا تو تاریکی شب تو ساحل قدم زدم، چقدر فایلهای مراقبه رو گوش دادم چقدر با خدا حرف زدم چقدر در احساس خوب موندم
وقتی برگشتم نشانه های ورود ثروت بیشتر شدن… مشتری اومد
هر روز نشانه می اومد یا مشتری پیام داد یا زنگ میزد و به همین طریق هر روز حس خوب که اون اتفاق قشنگه برای منم داره رخ میده!
و منی که هنوز در مدار فهم و درک این شرایط نبودم
در کمال ناباوری زدم همه چیز رو خراب کردم!
ای بابا این که خرید نکرد
پس چرا اینجوری شد
خب خداروشکر که این مشتری زنگ زد ولی چه فایده خرید که نکرد
ای بابا اینم بدردم نمیخوره لایک میخوام چیکار مشتری میخوام مشتری….مشتری… پول
و قطعا همونطور که حدس زدید همه چیز خراب شد
دگ هیچ نشانه ای نیومد و یک پله به عقب رفتم
البته این ظاهر داستان بود که همونطور که استاد عزیز گفتن الخیر فی ماوقع
خیر این داستان میدونید کجا بود؟
اون جایی که من تازه فهمیدم باید نشانه هارو تایید کنم
باید خداروشکر کنم از ته دل
بدونم که الان که نشانه ها داره میاد یعنی در مسیر درست هستم پس کاری که باید انجام بدم حفظ مومنتوم مثبت هست باید ادامه بدم… نباید روی منفی و ناخواسته تمرکز کنم…. باورتون نمیشه بعد از این ماجرا تازه مفهوم نشانه دیدن و همزمانی رو درک کردم البته تا فهم خودم تا به امروز!!!!!!!!
و همونطور که گفتم الخیر فی ما وقع شد
همون اتفاق خیره افتاد… همون که باید میشد شد…
به درک بهتر و عمیق تری رسیدم.
یک زنگ بزرگ تو گوشم به صدا درومد
بنده من حواست باشه ادامه بده… من هواتو دارم….من تنهات نمیزارم….
خدایا شکرت که اجازه دادی بنویسم
خدایا شکرت که اجازه دادی بهتر درک کنم
خدایا شکرت که از مرحله فقط گوش دادن به فایلها به یک پله بالاتر هولم دادی، دستمو گرفتی و کشوندی بالا
دمت گرم که خدایی میکنی
دمت گرم که پشتیبان قوی و محکمی برای من هستی
دمت گرم که دلمو به راهنمایی و هدایت و حمایتت قرص تر کردی
ببخش که به اندازه کافی بلد نیستم شکر کنم
با همه وجودم دوستت دارم خدا جونم و قول میدم و تعهد میدم که در این مسیر بمونم و ادامه بدم
دوستتون دارم در پناه الله یکتا باشید
چقدر عالی نوشتی عاطفه جان منم خیلی وقتا اتفاقات مثبت کوچیک که رخ میده میگم فایده نداره بزرگه باید بیاد این که چیزی نیس اون یکی خوبه از خدا میخوام یاد بگیرم شکرگزار همون کوچیکا باشم باید یادم بمونه همین نشانه هاس که
اتفاقات مثبت بزرگتری پشت سرشه صف کشیدن به نوبت بعدی هم میرسه فقط باید امیدوار باشم و شکرگزار