آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 1 - صفحه 21 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

628 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    گل گفته:
    مدت عضویت: 2085 روز

    سلام استادجان عاشقتونم ممنون برای این فایلی ک هدیه بما دادین عالی و ارزشمند و پراز آگاهی هست و دقیقا انگار خدا برای من آماده ش کرد

    برای منی ک از دختر11ساله م دور هستم و روزانه بارها تماس و پیام و .. و حودم متوجه این میشدم ک دارم از مسیر درست خارج میشم ولی احسایات مادرانه جلو دیدمو میگرفت .

    خداجونم باید دخترم رو در پناه تو رها کنم این جدایی فعلی ما حتماااا و قطعا سرشار از خیرو برکت هست برای هر دومون برای قدرتمندتر شدنمون و برای قدردان شدنمون

    استادجان من بدلیل اینکه ک چندماهیی هست هم پدرم هم مادر برای پسرم.. هم مرد خونه هستم هم خانم خونه و .. کلی مسعولیت دارم ور فصل جدید زندگیم، کم سر میزنم ، ولی همیشههه موقعی ک باید میام و آگاهی های بی نظیر رو به وجودم میرسونم و دقیقققاااا هم همونه ک باید باشه. همون چراغ راهی ک خدا منو هدایت میکنه

    بسته ب شرایطی ک هستم دقیقا همونی ک لازمش دارم خدا به شما الهام‌میکنه و هدایت میشیم‌ به زیباترین شکل ممکن

    شکرت خدا برای آرامش قلبی ک دارم و اینهمه حال خوبی ک بهم از بینهایت طریق میدی خدای جانم

    ممنون مریم عزیز ک یاداوری کردی برای این فایل عالی دوستت دارم بانوی گل

    استاد جانم ممنونم عاشقتونم

    ک انقدر زیبا مفهوم آمادگی و هدایت و همزمانی ها رو حتی در ریزترین موضوعات توضیح میدید و چقدرم فصیح و توانمندید

    شکر ک شاگرد شماییم. خدا برای ما شمارو نگهداره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    مریم ترکاشوند گفته:
    مدت عضویت: 2547 روز

    سلام به استاد عزیزم بله منم خیلی دوست دارم به آدم ها کمکم کنم و چیز های که خودم یادگرفتم به دیگران بگم ولی امروز با این فایل عالی فهمیدم که من فقط باید روی خودم کار کنم باور های خودم درست کنم اول از الله مهربان ممنون بعد از شما استاد عزیزم الان میفهم که چرا روی خودم کار میکنم همه چیز عالی میشد ولی بعد از این که با کسی حرف میزدم که بیا زندگیت درست کن همیش میخواستم به دیگران یاد بدم زندگی خودت بسازید بعد خودم میدیدم همه چیز برای من خراب میشه دیگه از پول زیاد شادی آرامش خبری نبود تا چند ماه که دورباره روی خودم کار میکردم همه چیز درست میشد همیشه به این فرکر میکردم چرا باید همه چیز خراب شه تا این که امروز این فالی عالی عالی دیدم فهمیدم مشکل من چی بود از تاریخ 1403/9/20 به خودم قول میدم که سرم به کارم خودم باشه کاری به کسی و زندگی کسی نداشته باشم

    بازم ممنون استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    نسترن مرادی گفته:
    مدت عضویت: 2144 روز

    درود بر استاد عباس منش عزیز

    استاد خوبم خداروشکر بخاطر وجود شما

    من حدود 10سال از زندگیم رو هر چقدر کار میکردم خرج مشکلات خونوادم میکردم هر پولی که به دست می اوردم ازسر دلسوزی به خونوادم خرج میکردم تا زمانیکه دیدم همه خونوادم از من متنفر شدن هرچقدربیشتر خرج میکردم مشکلات خونوادم بیشتر میشد چون تمام فکر من این بود که نکنه خونوادم به مشکل بربخورن من باید خودمو اماده کنم تا سریع حل کنم تااینکه دیدم فایده نداره نه تنها حل نمیشه بلکه هرروز اوضاعشون بدتر میشه واقعا به این نتیجه رسیدم که من به هیچ وجه نمیتونم با حل مشکلات خونوادم اونارو نجات بدم فقط تنها توانایی من تغییر خودم هستش

    ازاستاد عزیزم تشکر میکنم بابت این آگاهی های ناب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    محمد علی گفته:
    مدت عضویت: 3846 روز

    سپاسگزار خداوند وهاب و قادرم که همواره مرا به مسیر خوشبختی ، ثروت ، نعمت ، برکت و خلق زندگیم ، رهنمود می سازد

    درود و ارادت خدمت استاد عزیز و مریم بانوی پاردایز

    عرض ادب خدمت هم فرکانس های عزیر و همدلم

    امروز دلم بدجوری هوای استاد و دوستانم رو کرده بود ، و زمانیکه فایل جدید عزیز دل خداوند رو دیدم ، دلم آرامشی عجیب گرفت و با گوش دادن به جملات اول استاد ” در این سایت بیشتر از هر عبادتگاه دیگه ای نام و ذکر و سپاس خداوند درج و ثبت شده ” بیشتر دلم آرامش گرفت.

    خدای عزیزم بی نهایت سپاسگزار آرامش قلب و دلم هستم که این بالاترین نعمت و ثروت و خوشبختی در این جهانه.

    استاد منم مثل دوستمون که داستانشو تعریف کردید ، بودم ، انقدر برای خانوارهای کم بهرمند ، آسایشگاههای خیریه ، حاشیه نشینان ، معتادان ، مراکز نگهداری دیوانه ها ، آسیب دیدگان جسمی ، بازپروریها و …. ارازاق ،آذوقه ، گوشت قربونی ، غذای نذری، البسه ، شوینده ، سیگار ، لوازم زندگی و … می بردم .

    انقدر به فامیل ، دوست ، آشنا در خصوص راه موفقیت ، متدها و مسیرهای رفع مشکلات خانوادگی ، راهها و مسیرهای مهاجرت و پیدا کردن شغل بر اساس تیپ شخصیتی و توانائی و… مشاوره وپند و صحبت می کردم ، که نزدیکترین افراد زندگیم بهم میگقتند که تو مشاور خاندانها و افراد شدی.

    شده بودم بیل زن باغچه دیگرون ، شده بودم حلال مشکلات فامیل و دوست و آشنا ، دیگه وظیفم شده بود که تو هر جمع و دور هم نشینی عالم بدون عمل شده بودم و از راهنمای خرید و فروش ملک و زمین گرفته تا چگونه تربیت بچه مشاوره میدادم.

    شده بودم حاجی فامیل و آشنا و همکار و دوست برای بازدید از فلان خانواده آسیب دیده ، تا خانواده معتادی که بچه هاشو رها کرده بودند تا رسوندن ارزاق به نظافتچی خونه همکار و دوست.

    تا چند سال پیش تو یکی از نوشته هام تو این سایت روحانی ، خود افشائی کردم و گفتم منی که خودم سالهاست مشاوره برا ی مهاجرت به همه میدم و به قول دوستان سفر کرده ام ، چندین پرونده موفق دارم ، چرا خودم هنوز دارم درجا میزنم و هیچ مهاجرتی نکردم.

    کسی که خودش حلال مشکلات زناشوئی و راهنمای تربیت فرزندان دیگرونه ، چرا روابطش عاطفی خودش تو یه مسیر سینوسی دائم بالا و پایین میشه.

    حاجی آقائی که تو تموم شهرکهای اطرف تهرون و برخی از شهرستانها آذوقه کول میکنه میبره ، چرا دور و بر خودش رو نگاه نمیکنه که برخی هاشون دارن به سختی زندگی میکنن.

    دور و اطرافم پر شده بود از انسانهای آسیب دیده ، معتاد ، مشکل دار و …. کسانی که فقط مشکلات و دردهاشون میاوردن پیش من و …..

    وقتی برای اولین بار تو اون فایلها از استاد عزیزم شنیدم که ” ما توانائی تغییر دادن هیچ کسی رو تو دنیا نداریم” “من فقط توانائی تغییر زندگی خودم رو دارم و بس” انگار یه بمب چند ریشتری تو مخم ترکید.

    من فکر میکردم ، دارم ، مشکلات افراد کم درآمد رو با آذوقه و ارزاق بردن حل کنم، باور شرک آلودی داشتم که من دارم روزی اونا رو تامین می کنم.

    من فکر میکردم ، دارم ، مسیر زندگی افراد رو بهبود بدم با پند و اندرزهای خودم ، باور شرک آلود و مغرورانه ای داشتم که من عالم دهرم و از همه خیر دیگرون رو بهتر میدونم.

    چند ساله دارم رو خودم کار میکنم که چطور اون باورهای شرک آلود ، ضعیف کننده و محدود کننده رو با باورهای قدرتمند کننده و هدایت کننده جایگزین کنم.

    اول اومدم تو خودم کنکاش کردم که چرا من از دوران نوجوانی افتادم تو اون مسیر ، دیدم من از کودکی همراه مادر و مادر بزرگم توخیریه ها ، کمک گردن به ویلچریها در آسایشگاهها ، کمک کردن به دیونه خونه و … بودم.

    دیدم من همیشه کنار پدر و دایی و عمویی نشستم که حلال مشکلات همه به غیر از خودمنو بودن ، به همه نصیحت و پند میدادند ، به همه کمک میکردند و … یادمه در خونه خودمون خراب بود مدتها ، اما با بابام میرفتیم در خونه پیرزنهای فامیل رو درست میکردیم ، تو ذهنم همیشه سوال بود که چرا ما در خونه خودمون رو درست نمیکردیم.

    یادمه مادرم برای گرفتن معافیت پسرای یتیم همسایه ها حتی پشت موتورسوار شد و رفت پل چوبی و … تا معافی اونا رو گرفت ، اما من براحتی میتونستم کفالت سربازی بگیرم و بهم گفتن برو و هیچ کاری برام نکردن و بعد از یکسال یه سرهنگ بهم گفت که تو میتونستی به جای خدمت راحت کفالت دو ساله بگیری و بعدش معاف دائم میشدی.

    یادمه تو جشن تولدم برای اینکه پسر عموم ناراحت شده بود منو کنار کیک گذاشتند و اونو جلوی کیک گذاشتن و عکس گرفتن.

    من اینطوری تربیت شده بودم که دیگرون از خودم مهمترند ، وظیف من کمک و مشاوره برای رفع مشکلات دیگرونه و ….

    یه فیلم چند سال دیدم که یه مردی بود که خانوارهای یک محدوده قرنطینه اتمی رو راهنمائی میکرد برای خروج از اون ناحیه و همیشه خودش لحظه آخر از اون جهنم بیرون نمیرفت و بر میگشت تو اون محوطه آلوده ، منم همون آدمه شده بودم.

    چوب اون باورهای شرک آلود رو وقتی میخوری که پسرت بهت بگه بابا ، تو بیشتر از ایران تو خارج کشور دوستان صمیمی و نزدیک داری، و من با دیدن آلبوم عکسام تو ذهنم حرفشو تائید می کردم.

    سیلی اون باورهای شرک آلود رو وقتی میخوری که نزدیکترین افراد زندگیت بهت میگن ، ممد تو که این همه به دیگرون مشاوره خرید ملک و املاک و زمین میدی ، پس چرا خودت هنوز اندر خم یه کوچه ای و من با نگاه کردن به دستاوردهای مالیم ، تو ذهنم حرفشو تائید می کردم.

    اما اون باورها که منجر شده بود من سالها در اون فرکانسهای اشتباه بودم ، تو وجود من بدجور ریشه دونده بودن و به قول استاد ترمزهای زنگ زده محکمی بودن ، و نیاز به جهاد اکبر دارند تا کاملا محو بشن.

    بعد از خودکاوی و پیدا کردن ریشه ها ، شروع کردم به جایگزینی باورهای شرک آلود با “باورهای قدرتمند کننده ” هدایتگر.

    من باور دارم که با انفاق بخشی از ثروت جاری درزندگیم به نزدیکان نیازمند م، به باق مانده جریان ثروت در زندگی خودم کمک می کنم.

    من باوردارم که به عنوان یکی از دستان خداوند ،میتونم توزیع ارزاق برای خانوارهای کم بهرمند رو مدیریت کنم واطمینان دارم که در اون لحظات دست دیگرم در دستان خداونه.

    من باور دارم با ثبت وبه نظم درآوردن افکار مثبت و روشهائی که برای حل مسائل زندگی دارم ، کتابی مفید برای خودم و فرزندانم خواهم نوشت که در مسیر خواسته خداونه.

    …..

    من دارم تلاش می کنم که با ساختن عبارات تاکیدی قدرتمند کننده از باورهای جدیدم و تکرار روزانه و یادآوری همیشگی ، به این باور شاه کلیدی برسم که ” ما توانائی تغییر دادن هیچ کسی رو تو دنیا نداریم” .

    استاد عزیزم ممنونم از پیام الهیتون و بی صبرانه منتظر بخش دوم “آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ هستم .

    تشکر ویژه از هم فرکانسی های نازنین بابت مطالعه این دلنوشته .

    امیدوارم در پناه آرامش الهی و ارتقا فرکانس خودمون برای رسیدن به فرکانس منبع باشیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 1488 روز

    سلام

    داشتم به این فکر میکردم که چجوریه این مسئله رو یه ذره هم ندارم

    یادم به خودم افتادم خیلیی وقتها میشد بیماری گریبان گیرم بود دکترها هم نمیتونستند کاری کنند تا اینکه خداوند وارد میشد البته بعد عجز من و دست کشیدن از غیر خدا و دکتر و فلان

    خیلی وقتها تو رابطه های اشتباه بودم و نمیتووونستم بیرون بیام ,نمیتونستم ببخشم ,نمیتونستم رها بشم بخدا نمیتونستمممم هیچی از من بر نمیومد,حالا هرچقد کتاب بخونم از دیگران مشاوره میگرفتم و هر چییزی ,تا اینکه خداوند وارد میشد

    اصلا تو هر زمینه ای تا خداوند وارد نمیشد من نادان ترین و بیچاره ترین بودم,اصلا هیچی به جز خداوند وجود نداره

    همه ی ایناروکه کنار هم بزارم,میفهمم چرا من این باور کمک به دیگرانو ندارم یعنی ته بی تفاوتیم تو تغییر دیگران ,اخه وقتی طرف خودشم نمیتونه کاری کنه برای خودش بدون خداوند من چییییکاره ام !!!

    من تو زندگی خودمم اگه خدا هدایت نکنه هیچ کارم بعد بیام برا دیگران لقمه بپیچم

    تمام مدت این فایل داشتم به اخرین باری که فوضولی کردم و نخود اش بقیه شدم فکر میکردیم,راستش حتی یادمم نیمد تنها چیز یادمه که چندوقت قبل یه دوستام یه تلفن یک ساعته به من زد و بعد صحبتو برد راجب مشاوره خواستن که اصلا و ابدا خوشم نیمد ,یه بار دیگم تلفنی همین کارو کرد که دیگه باهاش حرف نزدم,

    واقعا به من هییییچ ربطی نداره, سایت استاد هست

    ولی تو بقیه چیزها و ادمها یادم نیمد اصلا , واقعا بزرگترین استاد تجربه ست, حالا نه اینکه لزوما خودم تجربه کنم تجربیات بقیه و من خیلی خوب رو این موضوع کار کردم روی خودم یکی از لحاظ مباحث توحیدی و یکی دیگم از نظر احساس لیاقتی ,پارسال تو دوره لیاقت هم جلسه پنج نوشتم راجب دوستم که این روحیه حمایتگرش تو روابط عاطفی چه پسرهای داغونی تو میورد تو زندگیش و خودمم خب این تجارب رو داشتم, فکر کنم همه یه دوره ای دلمون میخواست واسه بقیه خدایی کنیم حالا کم یا زیادش بستگی به احساس لیاقتمون داشته

    اصلا بحث حمایت و هدایت و دلسوزی میشه من کلا مغزم الارم میده

    استاد واقعا اون رقمی که من پرداخت کردم برا دوره لیاقت هزاررررر برابر جلوگیری کرد از ضرر های اینده, از آسیبهای آینده , اصلا همین یه جلسه حمایتگریش کلی عوض کرد همه چیزو.

    استاد عاشقتم , واقعا بخاطر حضورتون در این دنیا از خدا ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    Sorur Yaghubi گفته:
    مدت عضویت: 2276 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته و دوستان

    من اوایلی که وارد این فضاها شدم یجوری بود که انگار دلم میخواس به هرکس میرسم از این مباحث بگم، انگار که بقیه توی یه جزیره متروکه افتادن و فقط من می فهمم و فقط من میدونم چی به چیه!

    از اون همه زمان و انرژی ای هم که گذاشتم فقط دو نفر توی مسیر موندن! و به مرور فهمیدم تلاش برای تغییر بقیه فقط یه تلاش مذبوهانه س

    کل این کارا فکر نمیکنم از 2، 3 ماه بیشتر شد و همون اوایلی بود که اتفاقا خودم بیشتر از هر کسی نیاز به تغییر و آگاهی داشتم ولی بجای تمرکز روی خودم دنبال نجات دادن بقیه بودم، انگار که خودم هیچ ایرادی نداشتم و اصلاح شده بودم، دیگه نوبت بقیه شده بود!

    بعد از اون زمان دیگه حتی 5 دقیقه هم برای کسی زمان نذاشتم که بخوام توضیحی بدم، جز همین سایت و قسمت عقل کل که اونم هدفم در درجه اول تکرار مکرر قانون و آگاهی ها برای خودمه وگرنه کسی اگه در مسیر باشه از فایل ها استفاده میکنه و اگه نباشه هم که نیس، من چرا انرژی ذهنی بذارم برای موضوعی که روی زندگی من تاثیر مثبتی نداره و فقط از زندگی منو میندازه..

    تازه یه مورد هم بود که وقتی این سایت رو بهش معرفی کردمو از فایل ها استفاده کرد خیلی سریع مسیرش عوض شد و الان باورش به اینه که ما وقتی می میریم مجدد همین زندگی دنیا رو داریم ولی توی یه کالبد متفاوت، از نظرش بهشت و جهنم و این چیزا هم وجود نداره … این موضوع به من نشون میده که اگه کسی در مسیر باشه که واردش میشه چه من تلاش کنم و چه نکنم، و اگه هم مدار نباشه بازم به میل من نیس و خارج میشه

    تمرکز روی خودمون بذاریم که بیشتر از هر کسی خودمون نیاز به تغییر و رشد داریم

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      فاطمه خانم گل گلی گفته:
      مدت عضویت: 2646 روز

      سلام دوست عزیزم امیدوارم که حالتون عالی باشه، من دیدگاه های شمارو همیشه دنبال میکنم مخصوصا در عقل کل، یه سوال داشتم میشه منو راهنمایی کنید،من دارم دوره های دوازده قدم رو کار میکنم و خیلی پیشرفت کردم ذره ذره و تکاملی دارم تغییر میکنم تو همه زمینه ها ولی تو یه زمینه خیلی مقاومت داره ذهنم و اونم اینه که یه فردی با من خیلی خیلی رقابت داره و هرکار من انجام میدم اون هم انجام میده من آنلاین شاپ زدم اونم یک ماه بعد من همین کارو کرد، هرکی با من دوست میشه یا مشتری من میشه میره باهاشون دوست میشه و میاد به مشتری های من محصولشو‌میفروشه هر مدل استوری من میزارم همون شکل میزاره چندبار ذیگران بهم گفتن که این پشت سرت حرف زده ولی باز من اهمیت ندادم تا حالا خیلیم اعراض کردم، یه مدت فوکوس کردم رو نکات مثبتش و مدام بهش محبت کردم ولی فایده نداشته، تنها کاری که کردم فاصله گرفتم ولی چون تقریبا از نزدیکانمه لاجرم میبینمش و باهم در ارتباطیم، این مسئله واقعا منو کلافه کرده، میشه راهنماییم کنید چطوری ذهنمو‌ تو این مسئله کنترل کنم؟ ممنون میشم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        Sorur Yaghubi گفته:
        مدت عضویت: 2276 روز

        سلام دوست عزیز

        ممنون از لطف شما

        اعراض … اصلا کار نداشته باش چیکار میکنه با کی حرف میزنه چطوری زندگی میکنه .. کامل اعراض کن .. خودشو حتی ایگنور کن.. از نزدیکان بودنش مهم نیس، شما وقتی مدارت عوض شه لاجرم یا حذف میشه و یا باهات هماهنگ میشه

        شما انقدر باید تمرکزت روی خودت باشه که اصلا با خبر نباشی از کاراشو زندگیش .. نه فقط این شخص بلکه هر کسی

        بعد می بینی چقدر ارامش داری ، چقدر حالت خوب میشه وقتی توی دنیای حصار کشیده ذهنی خودت زندگی میکنی

        روزی رسان شما هم خداس

        شما بازتاب باورهات رو می بینی، پس اینکه اون ادم چطوری پول درمیاره به شما ارتباطی نداره، شما فقط باورهای خودت رو قوی تر کن تا نعمت ها ‌و مشتری ها و ثروت ها رو جذب کنی

        جهان فراوانی هاس ، کمبودی نیس نه برای شما و نه اون شخص

        با خدا باش و پادشاهی کن/ بی خدا باش و هر چه خواهی کن

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
        • -
          فاطمه خانم گل گلی گفته:
          مدت عضویت: 2646 روز

          سلام سرور جان

          ممنونم که پاسخم رو دادین

          بله باید روی اعراض کردن خیلی کار کنم، این روزا که دارم دوازده قدم انجام میدم اتفاقا همین چندروز پیش متوجه شدم که من از ناخواسته هام اعراض نمیکنم و اینکه توی توجه به نکات مثبت در طول روز ضعف دارم و باید خیلی روی این دو مورد کار کنم به قول شما باید یه دنیای حصار کشیده ذهنی بسازم برای خودم،

          ممنونم دوست عزیزم دوستت دارم

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    عاطفه اکبری گفته:
    مدت عضویت: 950 روز

    سلام استاد عزیزم وخانم شایسته مهربانم

    استاد منم این مشکل را دارم، همین امروز با خواهرم می گفتم چی کار کند من این کار ها را کردم نتیجه گرفتم، تو هم انجام بده استاد دقیقا منم با خواهر زاده ام حرف زدم که هرچی می خواهی از خدا بخوا چون خیلی مهربان هست به همه خواسته هایت می‌رسی، جالبش این جاست که ساعت ها حرف زدم و گفتم از خدا بخوا به خواهرم مادرم چند روز بعد زنگ زدم دیدم رفتن امام زاده سفره صلوات انداخته، به خودم گفتم واقعا حرف من هیچ فایده نداشته، کلی بگم فکر می کردم من کسی هستم که زندگی همه را تغییر میده من عوض شدم به همه کمک کنم،

    استاد واقعا خیلی راست هست چقدر حال آدم بد میشه از مسیر خارج میشی من تا چند روز فکرم مشغول مشکل اون بود حالم را بد می کرد، بعد تازه حالم خوب می شود که دوباره زنگ می زد، بهش گفتم دیگه به من نگو از مشکلات خود از خدا کمک بخوا خداراشکر که الان دیگه زنگ نمی زند، الان خودم خیلی حالم بهتر شده، من دوره احساس لیاقت را از ایمیل آدرس شوهرم خریدم خیلی نتیجه گرفتم الان به خودم نگاه می کنم اون عاطفه سابق نستم، خیلی پیشرفت کردم باور هایم قوی شده، نظر مردم دیگه ناراحت ام نمی کند، خودم را مقایسه نمی کنم، خودم را دوست دارم، فکرم مثبت شده، دور برم از آدمای عالی مثبت شده، خیلی انگیزه وشور شوق دارم در زندگی ام، رابطه ام با همسرم عالی شده سلامتی ام بهتر شده خدایا شکرت که باز هم دستم را گرفتی به راهی راست مستقیم هدایت کردی، هیچ وقت به حال خودم رها نکن، منو به مسیری خوشبختی وسلامتی ثروت هدایت کن، استاد عزیزم ممنون از حرف های بسیار زیبا شما چقدر بهم کمک کرد، دیگه دنبال تغییر خانواده ام نباشم روی خودم کار کنم،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    سید محمد رضا موسوی گفته:
    مدت عضویت: 498 روز

    سلام و درود خدمت انرژی مقدس خالق و فرمانروای کل کائنات یگانه خالق آفرین من ،،

    سلام و درود خدمت دوستان عزیزم ،،

    در ادامه

    چقدر زیبا میفرمایند استاد عزیزم به اندازه ای که ما ناتوان هستیم در برابر تغییر زندگی دیگران ،، توانایی داریم برای تغییر زندگی خودمون ،،

    الله اکبر ،،

    همزمانی پشت همزمانی ،،

    خدایا شکرت صد هزار مرتبه شکرت ،،

    انرژی که من می‌زارم تا روی ذهن طرف مقابلم کار کنم برای تغییرش ( آب تو هونگ کوبیدن )

    دقیقاً انرژی که باید بزارم روی بهتر کردن توانایی های خودم ، همونایی که یکم توشون سر رشته دارم همونایی که بلدم و بهتر کنم همین ،،

    ن اینکه امروز مثلاً فنی کار هستم و دارم تعمیر انجام میدم یاد میگیرم فردا بگم خوب یه حرفه جدید بیام پیانو کلاس اسم بنویسم ،،

    بچه ها دقیقاً اسم این اینه که چرا قیمه هارو می‌ریزی تو ماستا !!!

    باید با ذهنت با خودت با مجموعه اندام و درونت دوست باشی

    باید به خودت عشق بدی

    اصلاً مهم نیست هزار نفر دورت باشن بهت عشق بدن یا ندن ،، مهم اینه که تو آیینه که نگاه میکنی بگی به به ،، حال کنی ،، نه از ظاهر و چهره و هیکل ها ،،

    از خودت ،،

    مخلص آقا سید محمد رضا گل گلابم هستیمااا

    سلام سلام ،،

    ردیفی ،،

    کیفت کوک سلطان ،،

    چقدر هزار ماشاالله داری زیبا تر و زیباتر میشی هر روز عزیزم ،،

    ای جان دلم ،،

    جان جانان من چطوره ،،

    چه چشمای خوشگلی داری سلطان ،،

    ینی تو لحظه همینجور باید قربون صدقه خودت بری هر بار که خودتو تو آینه میبینی

    خودش کلی حال خوب کنه ،،

    آهنگایی که بی کلام باشه و حال خوب کن باشه ،،

    ورزش کردن

    رقصیدن

    پیاده روی

    کلی چیزایی که انرژی آدم می‌تونه افزایش بده

    باید روی همین چیزای کوچولو کوچولو کار کرد تا نتایج روز به روز بزرگتر و بزرگتر بشن به یاری الله کریم ،،

    خدایا صد هزار مرتبه شکرت برای آگاهی های روز افزونی که بهم عطا میکنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  9. -
    محمد رحیمی گفته:
    مدت عضویت: 834 روز

    الهی شکرت،که آنقدر قدرت درکمو‌ از حکمتت تو بالا بردی

    ،وامروز یک پله ایمانم قوی تر شد ک این نشانه رو توسط استاد عزیزم عباس منش بهم گفتین،

    دقیقا مشابه این منم داشتم انجام میدادم،ولی میدیدم بازم همون سوالاتی ک چند وقت پیش پرسیده بودنمو دوباره دارن میپرسن دوستام،خودم دیگه یکجای بهم برخورد حس کردم داره ارزشم پائین میاد و دیگه چیزی بکسی نگفتم،اینستاگرام.تلویزیون .دوستام.کلا پاکردم و تعهد دادم بخودم والان خداروشکر جهان همه رو خودش از زندگی من دور کرده.

    این واقعا خیلی ازم انرژی می‌گرفت واقعا ذهنمو درگیر میکرد حس کردم دارم میشم مثل قبلنای خودم،

    این دفعه تمرکزی نشستم روز وردیهام ذهنم کارکردم آگاهنه تاجایی ک تونستم والانم حسم عالیه و یکیم 1دقیقه میخواد با من گپ بزنه میفهمم تو فرکانسمه یان چون من کاری ک دارم شرایطش طوریه با آدما خیلی سرو کاردارم.

    ب لطف خدام من دیشب طبق یک نشانه ک مثل روز برام روشن بود هدایت شدم ب دوره 12قدم وهر 12قدمو همشو یکجا گرفتم،و اولین دوره بود ک گرفتم بعداز2سال گوش کردن فایلهای دانلودی شما ممنون بجونم نمیدونم با چ کلماتی از شما وارد خدا تشکر کنم والان یکمی ب قدرت تمرکز کردن پی برم .چقده آرامش دارم چقدر حالم عالیه تازه بعد 26سال دارم اسم و قدرت قوانین خدارو درک میکنم.

    والانم تشکر میکنم ازت استا عزیم خانم شایسته عزیز خداوند هرآنچه از ذهنتون رد میشه رو بهتون بده.

    ممنون ازتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  10. -
    محمدرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1586 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام استاد عزیزم

    خیلی سپاس گذارم که ی فایل جدید برامون گذاشتید.

    استاد نمیدونم چی بگم که یک سری از ایراد ها توی شخصیتم هست که از بتن سفتر چسبیده و درست نمیشه

    من‌الان دو سه ساله دارم توی سایت کار میکنم .

    دوره و فایل های رایگان.و هر روز یعنی هروز بالای 3ساعت صدای شمارو میشنوم ولی انگار هنوز در مدار شنیدن حرف هاتون نیستم.

    هزاران بار توی این مسیر نا امید شدم از تغییر خودم ولی باز ی حسی منو کشونده جلو .

    استاد قلبم میگه و تایید میکنه حرف هاتون و این مسیر رو ولی ذهنم برعکسش رو میگه.

    خلاصه این در گیری ذهنی انرژی ام رو میگیره.

    پری شب رفتم جای داداشم که اونم عضو سایته

    گفت بهم ی ایده الهام شده که افکارم رو هر چی میاد بنویسم رو کاغذ تا ببینم چی توی ذهنم میگذره.

    و منم‌ دیروز ی کم آگاهانه دقت کردم به افکارم .

    دیدم وای وای چقدر من در طول روز ذهنم روی کنترل دیگرانه.

    روی قضاوت کردن دیگرانه

    چقدر ذهنم ترس از مسایل مالی و آینده داره و هی توی این زمینه افکاری منفی منتشر میکنه.

    و میدونم که باید تعهد بدم

    باید از اعماق وجودم بخوام تغییر کنم.

    استاد اخر هفته عروسیمه و سعی میکنم واقعا اروم باشم.

    به خودم هزار بار دارم‌میگم‌من قدرت کنترل عروسی رو ندارم .

    میندازم گردن خدا.

    خودش همزمانی رو انجام بده .خودش همه چی رو ردیف کنه.و آروم‌میشم.

    ولی‌باز افکار میاد .استرس دوربر هم میاد

    ولی من باید روی ذهنم کار کنم تا آروم بشه.

    چون از خدا خواستم توی روز عروسی ام اروم آروم باشم.

    بهش بسپارم و خیالم راحت باشه.

    بگم‌این‌روز فقط برای منه و من حقمه که فقط لذت ببرم و آروم باشم چون کارگردانش خداست.

    اون‌انرژی و اون قدرتی که همه چیز از اوست و همه چی رو کنترل میکنه.

    خدا رو شکر میکنم‌که در مسیر شما خوبان هستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      سمیه زمانی گفته:
      مدت عضویت: 2476 روز

      به به سلام شاه دوماد… آقا مبارک باشه این اتفاق فرخنده… امیدوارم خداوند مهربان نه تنها روز عروسیت بلکه روزهای بعدش رو هم پر از آرامش و لذت و زیبایی کنه…

      خیلی خیلی اتفاقی به این کامنت برخوردم و یه حسی گفت برات بنویسم که محمدرضای عزیز همه ی ما این سردرگمی رو اول داشتیم و کم کم مسیر رو پیدا کردیم یکی سردرگمی یه هفته طول کشیده چون خیلی ذهنی و فرکانسی آماده بوده یکی یکسال یکی سه سال و یکی ده سال!! اصلا شاید یکی نرسه به اون مرحله که انگار از فضای مه آلود که جلوی دیدش رو گرفته بوده رد میشه و تازه چشمش میفته به اینهمه زیبایی که بوده ولی چشماش نمی دیده… یه قدمی اون انتهای مه هستا ولی شک می کنه اسیر دام شیطان میشه که شک می ندازه تو دل آدم و میگه شاید من راه رو اشتباهی دارم می رم…

      امید اولین چیزیه که هرگز نیاید از دستش داد…

      اصلا نمی دونم شما در چه شرایط و فرکانسی هستی اما چیزایی که به ذهنم می رسه سنگی باشه در این مسیر و باید ازشون دوری کنیم بدترینش مقایسه کردن با دیگرانه که واقعا سمه… دوم گفتار و افکار منفی و ناخواسته… من هنوز خودم خیلی کار دارما دارم اینا رو بیشتر به خودم می گم… من تازه تو دوره ی احساس لیاقت که بودم فهمیدم عههه این سلف تاکینگ چه قدرتی داره مارموز بی سروصدا کار خودش رو داره هر روز و هرثانیه می کنه که خودت بهش اشاره کردی تو کامنت. ولی یه مرحله قبل از اون اینه که حرفی که منفیه نزنیم… اگه صبح پا شدم چشمم قرمز بود هی بلند نگم نمی دونم چرا چشمم قرمزه امروز همش می سوزه!! ( اولین مثالی که به ذهنم اومد چون چشمم صبح قرمز بود و می سوخت… با این تفاوت که دلیلش رو می دونم… خخخ) یا دوری از حرفای منفی… واقعا این جهاد اکبر می خواد… می دونم که همه ی اینا رو خودت می دونی چون می بینم که از بچه های اکتیو سایت هستی و کامنت زیاد می نویسی… ولی میگم به خودم بیشتر دارم یاداوری می کنم. که اون لحظه که فکرش میاد تو ذهنم که یه گله یا شکایت کنم، و سریع یه ندایی تو ذهنم می گه نه اینو به زبون نیار منفیه، ایگنورش نکنم… مچ ذهنم رو بگیرم و بگم کور خوندی حرفی نمی زنم راجع بهش… تازه می رم یه فایل گوش می دم یا فلان موسیقی رو یا قران رو گوش می دم که نتونم حتی بهش فکر کنم… خلاصه که اول و آخر دست خداست دیگه همه مون تئوریش رو بلدیم… فقط باید بخورونیمش به ذهنمون حک کنیمش رو قلبمون و باور کنیم، دلی، که بابا قدرت مطلق اونه… من بخشی از اون قدرت و رحمت مطلقم من وصلم بهش پس کمکم کن خداجونم رب من…

      ببخشید اگه بدیهیات رو اینجا تکرار کردم، حسم گفت بنویسم و نوشتم…

      فقط یادت باشه خواسته ای که خلق شده همون لحظه خلق نتیجه ش هم کلید خورده… ریش و قیچی دست منه و این ذهن مبارک و یه قانون ساده ی ساده احساس خوب=اتفاقات خوب

      مطمئنم که مراسم عروسی و قبل و بعدش عالی پیش می ره و میای برامون از حس خوبت و هدایتهای ری العالمین می گی…

      در پناه خدا شاد و سلامت و ثروتمند باشی…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
      • -
        محمدرضا یکتای مقدم گفته:
        مدت عضویت: 1586 روز

        سلام

        سپاس برای کامنتی که برام نوشتید.

        امیدوارم هر لحظه رو به پیشرفت باشید.

        همه ما ی راه و مسیر جدیدی رو اینجا کنار هم شروع کردیم و هروز آدم میتونه یک تعهد و یک تصمیم برای بهتر شدن بگیره چون قانون رو اینجا ما از طریق دستان خدا یاد میگیریم

        بعدش دیگه به خودمون بستگی داره که چقدر روی خودمون کار کنیم.

        خیلی خوشحالم کردی ممنون.

        آرزوی بهترین ها برای شما و خانواده محترمتون

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: