آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 1 - صفحه 26 (به ترتیب امتیاز)

612 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 1773 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام استاد عزیزم چقدر خوشحال شدم که فایلی جدید آماده کردید من امروز صبح از خدا خواستم که خبر خوبی بهم بده و چقدر زودتر از حد انتظارم برآورده شد و من خوشحال شدم که شما رو دیدم دلم براتون تنگ شده بود انشالله که هر کجا هستید خوب و سلامت و شاد باشید استاد عزیزم.

    و مهتر از همه آگاهی این فایل که چقدر عالی و راهنمایی بخش هست برای منی که در مسیر تغییر هستم و قوانین رو میخوام بهتر درک کنم و همواره آسان باشم برای آسانی ها و لذت ها و از مسیر راحتی و لذت بخش مسیر زندگیم را طی کنم .

    استاد از شما سپاسگزارم که مثل همیشه اصل را از فرع جدا میکنید و رفتار و اعمال توحیدی و شرک آلود رو برامون باز میکنید .

    دقیقا من همیشه این مشکلات رو داشتم که وظیفه منه که کمک کنم به خانواده ام و پیششون باشم و مواقع اضطراری مسائلشون رو حل کنم یا در کنارشون باشم در حالی که من خودم خانواده دارم و مکان زندگیم هم ازشون دوره اما چون خود من هم این نوع دیدگاه رو پذیرفته بودم یا میرفتم و بسیار خودم رو از مسیر درست دور میکردم و وارد مدار اونها میشدم و کلی مسئله و مشکلات و بدهی برای خودم ببار می آوردم و یا اگر نمی‌رفتم عذاب وجدانی که برای خودم ایجاد میکردم هم منو در مدار احساس بد و اتفاقات بد می انداخت‌. اما من به لطف خدای مهربانم هدایت شده ام به مسیر درست و آگاهی های که خیلی خوب خودم رو از اون باورهای اشتباه دور کرده ام و کمرنگ شده در ذهنم و آرامشی که با باور های درست و درک بهتر قانون از شما یاد گرفتم باعث شده که هم اتفاقات بهتری را دارم تجربه میکنم هم روابطم بهتر شده هم رزق و روزیمون بیشتر شده هم انتظارات اونها از من خیلی کم شده و از زمانی که دیگه نخواستم مشرک باشم و فکر کنم من قدرتی دارم که بخوام مسائل دیگران را حل کنم و توجه ام رو از روی مسائل اونها برداشتم دیگه براشون مسئله ای پیش نیومده یا اگر هم آمده به من نمیگن و همیشه زمانی که من تماس میگرم خدا طوری زمان بندی میکنه که اونها در حالت احساسی خوب و اتفاقات خوب زندگیشونو برام میگن شکر خدا و من درک کردم که من هیچ قدرتی در حل کردن مسائل زندگی دیگران را ندارم و هیچ کسی هم قدرت حل کردن مسائل من رو نداره و همه ما داریم با افکار و فرکانس های جداگانه خودمان زندگیمونو خلق می‌کنیم به یک اندازه همه ما به خدانزدیک هستیم .و من تنها و تنها قدرتی که دارم تغییر افکار و باورها و زاویه ای دید خودم رو دارم که به احساس بهتری برسم و با منبع به هماهنگی برسم و آسان بشوم برای آسانی ها و از هموارترین و زیبا ترین و راحترین جاده ای که برای خودم می‌سازم زندگی میکنم ‌

    خدارو شکر میکنم که امروز هم به من فرصت داد تا بهش نزدیک تر باشم و آگاهی ها را بشنوم و زندگی بهتری را حداقل برای امروزم تجربه کنم .

    من از خدا میخوام که همواره منو در راه راست و همواری و سعادتمندی ثابت قدم و پایدار نگه دارد که من هر آنچه دارم از آن اوست خدایاشکرت

    سپاسگزارم ازتون استاد خوبم و خانم شایسته مهربانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    مهدی رحیمی گفته:
    مدت عضویت: 1992 روز

    سلام به استاد عزیزم استادی که با قلبش با ما سخن میگوید نه با ذهنش…

    چققققققققققققدددددددرررررر این فایل در زمان مناسب بود الله اکبر الله اکبر الله اکبر چقدر همزمانی الله اکبر الله اکبر الله اکبر ….

    چقدر خداوند به همه ی ما به یک اندازه نزدیکه …

    الله اکبر… الله اکبر…. الله اکبر….

    چقدر شما به قلبتون وصلید استاد درود خداوند بر شما …

    چقدر شما تسلیم هستین وقتی قلبتون میگه در مورد این موضوع صحبت کن راحت متوجه میشید و میاین با عشق زمان میزارین و صحبت میکنید …

    احسنت ،احسنت ،احسنت چقدر خوبه تسلیم باشیم .

    دقیقا دیروز با عزیز دلم صحبت میکردم که در کارم مشاوره رو شروع کنم ازونجاییم که علاقه شدیدی دارم زندگی دیگران رو تغییر بدم و کلام تاثیر گذاری دارم انگیزه و اشتیاقم چنان شعله ور شده بود که اگر این فایل روی سایت نمی یامد خدا میدونه چقدر از مسیرم گمراه می شدم .

    خدایا شکرت برای این همزمانی که بوجود اومد و من متوجه شدم که مشاوره رو برای همیشه به پایان برسونم و فقط آگاهی دهنده در مسیر باشم و آنچه رو که در زندگی خودم تاثیر گذاشته رو آموزش بدم اصلا این مسیر قابل مقایسه با اون مسیر مشاوره نیست …

    اگر بدنبال لذت از زندگی و شغلم هست باید تو این مسیر باشم …

    چقدر مراکز مشاورهایی هستن و افراد مراجعه میکنن و نتیجه نمیگیرن چون از ریشه مشکل دارند چون از ریشه باید روی باورهاشون کار کنن تا نتیجه خلق بشه….

    خود من برای اینکه درک کنم قانون رو در این مسیر اومدم و با عشق اومدم روی خودم دارم کار میکنم دیگران هم همین باید باشند.

    اگر بدنبال نتایج پایدار هستیم باید فضایی رو فراهم کنیم که دیگران در اون محیط بیان و روی خودشون کار کنند نه اینکه من مشاوره بدم و نتایج موقتی بگیرن …

    من خودم اصلا دوس ندارم که نتایج موقتی بگیرم

    میخوام نتایج پایدار بگیرم پس اگر دیگران رو دوس دارم و میخوام رشد کنند باید با دیگرانم همانند خودم رفتار کنم مشاوره ندم و بجای مشاوره اون اصل رو به دیگران آموزش بدم.. همین و تمام…

    شکرگزار وجودتم استاد عباسمنش عزیزم شما مسیر درست زندگی رو به ما می آموزید …

    شما مفهموم لذت بردن از زندگی رو به ما آموزش میدید ..

    سپاسگزار خداوندم ما رو هدایت کرده به این مسیر زیبا و رویایی الهی شکرت…

    چقدر لذت بردم گفتین در هیچ مسجدی در جهان اینقدر نام خداوند شنیده نشده…خدای من شکرت …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    محجوبه هاتف گفته:
    مدت عضویت: 1242 روز

    سلام به همه عزیزان دل

    من حدود دوسال پیش که با آموزه های استاد آشنا شدم خیلی جو گیر شدم و میخواستم به همه نزدیکانم فریاد بزنم بگم که چنین قوانین فوق العاده ای وجود داره. دست خالی و بدون نتیجه فقط شعار میدادم و مورد تمسخر نزدیکانم قرار میگرفتم.

    این کار نه تنها هیچ کمکی به من نکرد،

    فقط باعث شد خودم تو مسیر دچار شک و تردید بشم و نتایج کوچیکم هم اصلا به چشمم نیاد.

    تا یه اتفاق به ظاهر ناخواسته می افتاد همسرم میگفت دو سال نشستی مشق نوشتی فایل گوش کردی که چی؟

    الان یاد گرفتم سکوت کنم، وقتی ناآگاهی اطرافیانم رو میبینم خودم رو به تغافل بزنم

    و به قول استاد ایگنور کنم. به خودم میگم به تو چه؟

    مگه از تو نظر خواستن؟ کمک خواستن؟

    سکوت من امروز باعث شده حد و مرزها حفظ بشه، احترام به خودم بیشتر بشه و از همه مهم تر آرامشم خیلی بیشتر شده.

    وقتی جدل بین همسر و پسرم رو میبینم به خودم میگم کور کر لال

    بین خودشونه، خودشون درست میکنن.

    اگه من آدم سابق بودم می‌پریدم وسط میخواستم فرشته نجات باشم.

    من ناجی کانون گرم خانواده ام باشم.

    الان فهمیدم من خیلی هنر کنم روی خودم کارکنم ناجی زندگی خودم باشم چه برسه به بقیه.استاد ممنون بابت آموزه های عالیتون که مهارت زندگی کردن رو به ما یاد میدین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    مریم روزبهانی گفته:
    مدت عضویت: 493 روز

    سلام به استاد عزیزم

    سپاس فراوان بابت این فایل و خداروشکر برای من که هدایت شدم به گوش دادن و من هر بار فایلها و صحبت های شما می‌شنوم با جون و دل میپذیرم و باید تمرین کنم و به یاد داشته باشم در عمل.

    نکات ارزشمندی بود واقعا من هم تجربه و حس کمک به دیگران رو داشتم و از همون آدم هم ضربه

    عجیبی خوردم،و کلی هم انرژی از من هدر رفته ویادمه از اون روز تصمیم گرفتم به فکر کسی نباشم چون میگم ضربه خوردم خیلی سنگین،و الانم با فایل شما خیلی آگاهیم عمیق تر شد و از خدا میخوام دستمو بگیره و کمکم کنه که بتونم از مسیر خارج نشم.

    استاد شما هرچی میگی درست همونه،واقعیت همونه،راه و حرف دیگه ای نیست جز مسیر شما، همیشه در دلم میگم خدایا ممنونم ازت که منو با چنین انسان راستگو و آگاه و بزرگ وبا شرافتی آشنا کردی استاد بازهم سپاس فراوان.

    ممنونم از دوستانم در سایت که همیشه از کامنت هاشون استفاده میکنم و ترمزهای زندگیمو پیدا میکنم

    برای همه آرزوی بهترین نعمتها در دنیارو دارم،دوستنون دارم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    سمانه گفته:
    مدت عضویت: 1975 روز

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به مریم جانم

    سلام به همه دوستانم

    استاااااد چقدر خوشحال شدم دیدمتون

    استاااد عجب لباس متفاوتی پوشیدین نسبت به همیشه چقدر بهتون میاااد

    من نصف شب بیدار شدم اومدم یه سر تو سایت این شده عادتم هر زمان نیمه شب بیدار شم به سایت سر میزنم دیدم فایل جدید گذاشتین همونجا پلی کردم و گوش دادم فکر کنم وسطاش خواب رفتم و خواب شما و مریم جان رو دیدم خواب دیدم با یک لامبورگینی رنگ بژ اومدین گرگان خونه پدری من همه خانوادم هستن ما خانواده شلوغی هستیم بیشتر از 50 نفر بچه و نوه و نتیجه از یک پدر و مادر خداااااا عین واقعیت کلی ذوق کردم همه از دیدن شما ذوق کردن کلی انرژی و هیجان موج میزد شما رو بغل کردم کلی از خدا سپاسگزاری کردم به خاطر دیدنتون یه دختر کوچولوی خوشگل هم داشتین خداااای من صبح وقتی بیدار شدم تا ساعتها شوک بودم

    خدایا شکرت که جنس خواب هام اینقدر مثبته و پر انرژیه

    دقیقه 25 فایل استپ زدم که بیام در مورد تجربه سالها قبلم بگم و البته هدایتی که الان دریافت کردم

    من دقیقا سالهایی که بازاریابی شبکه ای کار میکنم دچار این وضعیت شدم حلال مسائل و مشکلات دیگه کسب و کار نبود که مشاور خانواده شده بود وضعیت ناجالبی بود کاملا درک میکنم حرفاتون رو

    از زمانی هم که عضو سایت شما شدم اولش همین بودم ولی خیلی زود فهمیدم دیگه گوش ندادم به مسائل ادمها حتی پدر و مادر و فرزند و اونها هم فهمیدن که باید از لذت هاشون بگن نه غصه هاشون خداروشکر الان دیگه خوب دارم پیش میرم ولی یک موضوعی رو الان متوجهش شدم اینکه من دارم در مورد یک موضوعی مقاله مینویسم از اونجایی هم که قبلا کتاب نوشتم با نوشتن رابطه خوبی دارم البته ذهنم خوب تراوش میکنه و خلاقه توی این موضوع و مونده بودم که چطور ارائه بدم همسرم موافق بود با حضوری و سمینار و دیدار و این جور چیزا ولی قلب من اینو نمیخواست تا اینکه توسط این فایل متوجه شدم من دوست ندارم موضوعات رو حضوری توضیح بدم و بخوام درگیر مسائل ادمها بشم

    دقیقااااا استاد صحبت سر تاثیر من روی افراد نیست بحث سر آمادگی افراده من سمت خودم رو انجام میدم افراد آماده هدایت میشن و البته خدا هم قدم بعدی رو بهم میگه

    خدایااااا شکررت که هدایتم کردی

    سپاسگزارم استاد جونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    حافظ مهدوی گفته:
    مدت عضویت: 1129 روز

    به نام خداونده بخشنده مهربان

    خدای من هر چه دارم از ان توهست

    درود خدا قوت خدمت استاد عزیر و خانوم شایسته مهربان

    آیا من می توانم زندگی کسی را تعقیر دهم

    خیر . نقطه سر خط

    چقدر از اینکه من می توانم زندگی کسی را تعقیر دهم ضربه خوردم

    یعنی ی جورای من میخواستم کار خدا رو انجام بدم

    چقدر انژری گذاشتم چقدر حال بدی کشیدم چقدر از فرکانس خودم دور شدم

    اما اشکالی نداره همین که به این نتیجه رسیدم تو مدار باقی بمانم

    من فقط می توانم زندگی خودم را تعقیر بدم

    این فایلی که استاد عزیز اماده کردن به من یاد آوری کرد فقط سرم تو کار خودم باشه

    خدا رو هزاران بار شکر میکنم که من را وارد این سایت ارزشمند کرد

    که هیچ کجای دنیا پیدا نمیشه کرد

    استاد عزیز دوست داشتنی از خدا براتون سلامتی و ارامش ارزومندم

    برای دوستان عزیز ارامش سلامتی و ثروت را ارزومندم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    رضا زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1087 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به همگی عزیزانم

    سپاس گزار خداوندم بابت بودن در این جمع بهشتی

    سلام عشقای من

    استاد عاشقتم کههههههههه

    چقدر این تیپ به شما میاد جان دل

    چقدر لبخند زیبایی دارین پر از ارامش و قشنگی ،من از لبخند شمام یاد میگیرم استاااااد

    خانوم شایسته نازنین سلام به روی ماهت ،سپاس گزارم که بانی این فایل زیبا شدین

    امیدوارم همواره در تمام لحظات غرق نور خداوند باشید .

    اومدم بنویسم ،نمیدونم چی بنویسم از خداوند هدایت میخوام تا بنویسم

    میخوام از این ارامشی بنویسم که با یاد خداوند در قلب من جاری میشه

    این هفته پر از اتفاقات عالی بود برای من

    فقط دارم روی این موضوع کار میکنم که در حوزه ی علاقه مندیم با عشق کارمو انجام بدم و به هیچی فک نکنم و چقدر خوبه که همچین خدایی داریم که قانونش احساس خوب اتفاقات خوبه قانونش اینه که ثروت و نعمت نتیجه ی احساس خوبه ،نتیجه ی طبیعی

    اینکه نیازی نیست که اقا برای خواسته هامون کاری کنیم ،فقط باید مقاومت هارو برداریم تا هدایت بشویم

    فقط باید جلوی نشتی های انرژی رو بگیریم و انرژی ذهنی مونو که بزرگترین دارایی ماست جهت دهی کنیم به سمت خواسته هامون و چیزهایی که میخواهیم در زندگی مون بیشتر و بیشتر بشه

    یعنی همه چیز داره با کانون توجه ما کار میکنه ها

    مثال میزنم یک مدت خیلیییییی طولانی من روی این باور خیلی خوب کار میکردم که من توانایی تغییر کسی رو ندارم و با کسی پارد بحث نمیشدم خیلی راحت ولی در مورد مادرم این قضیه فرق میکرد و البته بیشترشم بخاطر این بود که به من میگه تو بیا یه نماز بخون مگه چی میشه ،بیا پیرو اهل بیت باش مگه چی میشه ؟؟؟ اهل بیت که کارشون درسته ،اکا اهل بیتی که اینا میپرستن اصن وجود نداشته ، به خدا قسم اگه پیامبر یا علی یا حسین الان زنده شن هیچکدوم اینارو گردن نمیگیرن و اصن اینایی که به نظرم انقد عاشق پیامبرن به ظاهر اگه پیامبر ظهور کنه و رفتار و اعمالشونو ببینه و بهشون یه تذکری بده خدا شاهده ممکنه حتی پیامبر و شبانه بکشن ،بس که ملت نمیخوان خودشونو تغییر بدن ، بس که به قول استاد میخوان باورهای مسموم قبلی رو داشته باشن اما به خواسته هاشونم برسن ،

    خلاصه در مورد مادرم بعضی موقع ها وارد بحث میشدم و بعضی موقع ها هم عصبی میشدم یه کوچولو ، ولی خیلی وقت بود که دیگه این موضوع نبود و این پاشنه اشیل و کنترل کرده بودم تا مثلا یکی دوهفته پیش که این پاشنه اشیل زد بالا و یه موضوعی باز میشد و ما حرف میزدیم و هی به خودم میگفتم این اشتباهه رضا ولی خب باز فردا تکرار میشد ،بعد فهمیدم چرا ،چوووووووووون من داشتم بهش توجه میکردم ،و یه حسی بهم گف تا درست رو نگیری این موضوع تکرار میشه و اونجا گفتم اهاااااااا اوکیه و خدا شاهده از دو روز بعدش دیگه اصن موضوعی پیش نیومد بین ما ،چون من باز اومدم این باور و تکرار کردم که هیچ کس مسئول زندگی دیگران نیست ،و هر کسی نتیجه اعمال خودشو میگیره حتی مادره من

    یاده حرف شما افتادم استاد که گفتین من به مادرم کمک مالی میکنم تا زیارت و مسیری که دوس داره بره و مادرم برمیگرده به من میگه من دعات میکنم که خدا ببخشتت که توی این مسیر رفتی و اینا ، و گفتم همینه واقعا

    عصری اومدم راجب قرار داد جدیدی که میخوام ببندم انسالله پس فردا (قراره توی باشگاه مشغول شم و همه جوره دستم بازه برای بیزنس و ….) به من میگه که بیمه میکنن تورو ؟؟؟ گفتم پدره من من بدم میاد از بیمه ،بیمه چیه ؟؟؟ گف نه قضا و غدر و نمیشه کاریش کرد و اومد یه مثال زد که من دود از کلّم قشنگ بلند شد ها ،گف که مگه یادت نیست من تضادف کردم ماشین و چپ کردم ،خدا میخواست که اینطوری بشه ، الله اکبر کفررررم دراومد و از این حرف اشتباه ولی ارامشمو حفظ کردم و گفتم پدره من تو خواب الود نشستی پشت فرمون و خواستی که رانندگی کنی ،اخه خدا. میخواست چیه ؟؟گف نه که نه

    گفتم پدر جان خدا خودش توی قران میگه که هر شری به شما برسه از جانب خودتونه ،و یعدش گف که تو هیچ وقت به حرف من گوش نمیدی ،گفتم عشقم این مسیر رو پدربزرگ پدربزرگم رفته و خودت رفتی ،لطفا بزار من از این یکی مسیر برم و اینم امتحان کنم ببینم این چطوریه ؟؟ خندید و گف باشه

    میخوام بگم که واقعا این رشده تکامل داره دکمه نیست که بزنیم اولش وارد بحث میشیم چون ایمان صددرصد داریم که قوانین جهانه و حق با ماست این موضوع هم خیلی تاثیر داره که از کوره در بریم ولی بعدش با تکرار باورهای مناسب که اقا من مسئول خودمم و من عاجزم از تغییر دیگران و تمام پیامبرانم عاجز بودن و… کم کم خیلی کم وارد بحث میشیم ،بعد که باز کار میکنیم و باورهای جدید بهتر میشن وارد بحث شاید بشیم اما عصبی نمیشیم این نشونه یه پله رشده عصبی نشدن و‌بعد کم کم که باورها بهتر میشه ما وارد بحث نمیشیم و فقط به حرفای اشتباه دیکران ته دلمون میخندیم و اصلا هیچ اصراری برای ثابت کزدن حرف خودمون نداریم ، اینجا اون جاییه که نشتی انرژی و تو این مورد واقعا میبندیم و میتونیم انرژی و جای دیگه ای خرج کنیم ،یه جای بهتر روی بهبود باورها

    میخوام بگم که تکاملیه و باید به خودمون فرصت بدیم و با خودمون بیشتر حرف بزنیم و این کار باعث میشه که به خودشناسی بیشتری برسیم

    یه مثال دیگه :

    قبلا که یکی یکی دیگه رو مثلا لفظی مسخره میکرد من خودم دوس نداشتم مسخره کنم اما از مسخره کردن یکی دیگه میخندیدم و خوشم میومد ،بعد گفتم این یه ایراده من چرا باید از مسخره شدن یکی توسط یکی دیگه خوشحال بشم؟؟؟ اصن چرا باید توی اون جمع باشم نه جمعی که 4ساعت با همیم ها نه منظورم حلقه ی 3نفره ای که مثلا در حد دو دیقه توی باشگاه ایجاد میشه وسط تمرین ، خلاصه اومدم روی این موضوع کار کردم و بعدش دیدم کم کم داره بدم میاد از اونی که داره یکی دیگه رو مسخره میکنه و واکنشی نشون ندادم و گذاشتم رفتم ، بعد به خودم گفتم دمت گرم خیلی بهتر شد

    یا دیروز یکی از بچه ها که یه کم صمیمی شدیم توی چند ماه دیدم ادم بددهنیه و به بقیه به شوخی فش میده توی باشگاه و من خندیدم ، بعدش حسم بهم گف تو چرا خندیدی ؟؟ تو چرا بایدبه حرف یه ادم بددهن بخندی ؟؟؟ کاره درستیه ؟؟؟ بعدش گفتم نه خدایا منو ببخش

    یاده اون ایه قران افتادم که خپا میگه مومنان توی جمع هایی که مسخره میکنن یا سحنان لغو و بیخوده زده میشه اعراض میکنن و وارد اون جمع ها نمیشن ، گفتم خدایا منو ببخش ،اصلاح میکنم و دارم اگاهانه روی این موضوع کار میکنم و خبر خوب اینه که نیازی نیست که من با اون چیزه ناجالب بجنگم ،وقتی این باورهای من قوی بشه دیگه اصن از مدار ادمهایی که میخوان یکی رو مسخره کنن میام بیرون و اصن نمیبینم این نوع ادمهارو و این مسیر رو به بهبود تا همیشه ادامه داره و کار کردن روی باورها یک چیز دائمیه و این خبر خوبیه که جهان داره به فرکانس هر لحظه من پاسخ میده و این یعنی قدرت اختیار تمام و کمال زندگیم در دست منه

    وقتی که من تغییر کنم و باورهای من در تمام ابعاد با استمرار قویتر بشن ،هر بار جنس افراد کیفیت افرادی که وارد زندگی من میشن یا حتی بامن برخورد میکنن بهتر میشه ، جنس شرایط و موقعیت هایی که برام پیش میاد بهتر و بهتر میشه و‌تا وقتی نگاهم به درون خودمه و این مسیر رو دارم ادامه میدم این بهتر شدن ادامه داره ، و یادم نره که تمام این مسیر رشد تکاملیه .

    استاد من تازه شاید 1 الی 10 درصد این موضوعی که شما گفتید رو دارم درک میکنم

    راجب تبلیغات و راجب تمرکزی که به جای گشتن دنبال ایده های تبلیغاتی صرف بهبود کیفیت کار میکنید و اون کیفیت و اون عشق برای شما تبلیغ میشه برای شما پول میشه و ثروت میشه و….

    من تازه دارم درک میکنم که دنبال پول نرو ،با عشق کارو انجام بده و‌پول نتیجه ی طبیعی این عشقه ، با پول خودتو نسنج این جوری خودتو بسنج که این ماه چقدر عزت نفسم رشد داشته ؟؟چقدر ایمانم به خدا قویتر شده ؟؟ چقدر ارامشم بیشتر و نگرانی هام کم تر شده ؟؟؟چقدر توحید رو بیشتر در عمل اجرا کردم ؟؟؟ اینها معیارهای درستی برای سنجیدن خودم هست و خب پول نتیجه ی طبیعی احساس لیاقت داشتنه ،نتیجه ی طبیعی ارزشمند دونستن خودم و دوست داشتن خودمه ، پول نتیجه ی طبیعی نگاه توحیدیه ،پول نتیجه ی طبیعی بهتر شدن توی کاریه که دارم انجام میدم .

    چقدر خوبه این خداااا که من اصن نیازی نیست به بیرون کاری داشته باشم ، درون رو من درست میکنم و بیرونو مطابق با درون خداوند میچینه

    چی بهتر از این ؟؟؟

    چه ارامشی داره این قوانین و اگاهی ها ؟؟؟

    پس من مسئول خودم هستم

    من مسئول خوشبختی و‌یا بدبختی کسی نیستم

    من عاجزم از توانایی تغییر دیگران و صددرصد توانمندم در تغییر شخصیت خودم و زندگی خودم و

    کبوتر با کبوتر باز با باز قانون ازلی و ابدیه خداونده چه من خوشم بیاد چه نه

    چه بپذیرم چه نپذیرم

    در هر صورت داره کار میکنه این قانون

    به هر چیزی توجه کنم از اون چیز بیشتر و بیشتر میشه توی زندگیم

    توجه من داره اتفاقات منو خلق میکنه

    الهی شکرت بابت این قوانین ابدی و ازلیت

    تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم .

    درپناه الله یکتا .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    محمد جواد شهیدی گفته:
    مدت عضویت: 1351 روز

    واقعا خسته شدم از اینکه همیشه خواستم اطرافیانم رو تغییر بدم و کسی نه توجه میکرد نه گوش میداد امروز باز اشتباهاتی کردم و به برادرم میگفتم اره افرین تو داری خوب پیش میری از جلسات استاد غافل نشو اینم بگم برادرم با گوش دادن به اولین جسله دوره عزت نفس تو ذهنش یه انقلابی شد و من میدونستم یک پازل در ذهنش جای درست قرار گرفته کلمات و جملاتی که ماه ها بهش میگفتم بلاخره بعد این همه مدت تازه تو این چند وقت بهشون رسیده و داره بهشون عمل میکنه به اینکه در مسیر درسته خوشحالم ولی وقتی میبینی فک میکنه دیگ با یک جلسه دیگ غوغا کرده یاده حرفای استاد می افتم که میگفتن روی عزت نفس و ایمان باید همیشه و تا اخر عمر کار کرد تا مسیر هموار تر و سرعت بیشتری به مسیرمون بده ؛ اما امروز من غافل شدم دوستان باز غافل شدم و فراموش کردم که برادرم این چند وقت تازه اماده شنیدن اگاهی ها شده و تازه داره نتیجه میگیره و من چون من از قوانین اگاه بودم میگفتم اره این برا اونه این برا اونته که اینجوری شده من با ذوق برا اون میگفتم و اون باز حرفای خودشو تعریف میکرد ذوق میکرد؛ و الان فهمیدم برادرم تو حال هوای اوایل منه که فقط دوس داره از موفقیت های گذشتش مثال بیاره تا ایمانشو قوی تر کنه و به خودش کم کم باور بیاره و من موضوعاتی پیش میکشیدم که چندین ماه با کار کردن روی دوره استاد میدونستم و اون گوش نمیداد با اینکه حرفای استاد بوددد !!! جالبش اینجاست حرفای استاد میگفتم کسی که باعث شده بود برادرم بیدار شه ولی اصلا گوش نمیداد و حرفای خودشو تکرار میکرد و این موضوع خیلی خیلی منو به فکر فرو برد که هردو داریم استاد عباسمنش دنبال میکنیم اون اول راهه من چند قدم جلو ترم من از استاد میگم اونم از استاد میگفت ولی هیچکدوم حرف همو نمیشنیدیم ! چون برادرم هنوز اماده شنیدن این ها نبود و من امروز باز فریب ذهن رو خوردم و از خدا هدایت میخوام پروردگار یکتا شکر گذارم که به من در مسیر رشد کمک میکنه به الله یکتا میسپارمتون شاد سلامت در دنیا اخرش باشید بوس به کلتون.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    علی خدابخشی گفته:
    مدت عضویت: 683 روز

    سلام

    دقیقا منم این مشکل رو به صورت اعتیاد گونه ای داشتم و در زتدگین پس از هزاران دخالت و مشاوره در کار دیگران در نهایت به یک کلمه من هم کسی عمل نکرد چرا؟ چون ادمها در یک جو خاصی به حرف من گوش میدن ولی از فرداش برمیگردن به زندگی که حاصل سالها تمرین و تکرار و عادت بوده

    حتی صحبت با فرزندانمونم بی نتیجس

    ما باید با نتایجمون روی دیگران تاثیر بی کلام بزاریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      خانم اکبرزاده گفته:
      مدت عضویت: 1080 روز

      سلام دوست عزیز

      چقدر جالب گفتید: صحبت با فرزندان بی نتیجه هست

      خیلی وقتها صحبت ها و مشاوره های عالی می دهیم به دوستان و آشنایان وقت می‌گذاریم حتی سپاسگذارهم نیستند بعضی مواقع طلبکار هم می شوند که فکرشان را مشغول کردیم یا وقتشان را گرفتیم

      ما باید با نتایج مون روی دیگران تاثیر بی کلام بگذاریم.

      چقدر لازم داشتم این را بشنوم

      در پناه حق و عمل به آموزه های استاد جان به سادگی و معجزه وار به خواسته ها و اهداف تون برسید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    محمد علیزاده گفته:
    مدت عضویت: 1552 روز

    به نام خدای مهربان .

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته بی نظیر و همه دوستان هم فرکانسیم .

    به به چه فایلی هنوز ندیدم و الان چک کردم خوشحال شدم که فایل جدید اومده بی نهایت سپاسگزارم استادم

    در خصوص تغییر زندگی دیگران خواستم نظر خودمو در این مورد بگم قبل اینکه فایل را ببینم

    کسی نمیتونه زندگی کس دیگه را تغییر بده چون که هر ادمی طبق فرکانس های خودش افکارش باورهاش

    داره زندگی خودش را خلق میکنه و خالق شرایط زندگی خودش هست و هیچ کس در جهان نمیتونه فرکانس

    و باوهای ادم دیگه را عوض کنه این امکان پذیر نیست جلوی آینه فقط شخصی که داره بهش نگاه میکنه خودش

    هر حرکتی کنه آینه همون حرکت را به خودش نشون میده نمشه که در مقابل آینه وایستیم وبرای شخص دیگه

    حرکتی که من نشون میدم را به اون طرف نشون بده هر کسی نون باورهای خودش را در این جهان میخوره با

    ارسال فرکانس های خودش داره زندگی خودش را خلق میکنه حتی پیامبران که مردم را راهنمایی کردن هم

    عده کمی که در مدار پیامبران بودن ایمان آوردن پیامبر اسلام و هیچ پیامبری نتونست تاثیری بر ایمان همه مردم

    بزاره و این نشون میده که من محمد نمیتونم کسی را تغییر بدم تا خود طرف اون ادمه بخاد خودش تغییر کنه

    بارها از خودم مایه گذاشتم کلی انرژد صرف کردم که به قولی بتونم تاثیر در زندگی نزدیکانم داشته باشم

    اون زمانی که داریم حرف میزنیم با اشتیاق طرف مقابل قشنگ گوش میکنه به به چه چه میگه فکر هم میکنه

    شبش و فرداش اون همه حرفهای قشنگ فراموش میکنه میره سراغ عقاید خودش حتی نمیتونیم همسر فرزند

    و مادر و پدرومون را تغییر بدیم اگر در مسیر درست باشن میبینن میپرسن تغییرات منو خوب اگر در مسیر باشن

    تاثیر بگیرن از تغییراتم میان میپرسن اون وقت با فراغ بال بهشون توضیح میدم واگرنه الکی باد هواست

    تغییرات زور زورکی هممون دیدیم چقدر انرژی بی خود هدر دادیم پیامبرانش نتونستن حتی فرزند و همسر خودشون

    را تغییر بدن چه برسه به ما اگر در مسیر درست باشن اگر ما هم نباشیم از یک طریقی هدایت میشن نقطه سر خط

    به قول استاد عزیزم

    بی نهایت سپاسگزارم برم فایل را ببینم و بعد یک کامنت دیگه با فرکانس جدیدم بنویسم الهی شکرت

    همه شما را به خدای بزرگم میسپرم

    خدا نگهدارتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای: