آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 1 - صفحه 38 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 1298MB41 دقیقه
- فایل صوتی آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 140MB41 دقیقه











به نام خداوندی که هر چه داریم و نداریم ازاوست
خداوند نشان دهنده مسیر خوبیها
سلام و درود بر استاد باعشقم و تک تک اونایی که کمک میکنند این آگاهی های ناب براحتی در دسترس ما یاشه درود بر مریم عزیز داش ابراهیم عزیز خانم فرهادی عزیز درود بر تک تک شما عزیزان دل که اینجا در جستجوی معنا به زندکیتون هستین دروووود بر همه شما .
خدایا اعتراف میکنم که منم خطا کردم اشتباه کردم مشرک بودم ناخواسته شرک ورزیدم اعنراف میکنم که منم غرق این مشکل بودم وخبر نداشتم الهی لطفا مراببخش توبه میکنم خدایا توبه میکنم توبه توبه توبه متاسفم لطفا مراببخش متشکرم دوستت دارم
خدایا شکرت که چقد به موقع حرفاتو برای اونایی که در این مشکل غرق هستن میفرستی من از وقتی این اسرار و شنیدم هنوز زندگی خودم هیچ تغییری نکرده شروع کردم به انتقال این اسرار و چقد در مسیر میفهمیدم کارم اشتباهه ولی دوباره هرازگاهی این کارو ادامه میدادم و تا وقتی واقعا درک کردم که من نمیتونم زندگی هیچکسو تغییر بدم هزگززززز حتی زندگی بچهمو نمیتونم تغییر بدم و چقد تلاش کرده بودم پسرمو هدایت کنم و معکوس جواب داد و چقد الان حالم خوبه چون فهمیدم که من اگه دلم میخواد زندگی کسیو تغییر بدم که دوسش دارم باید بجای یاد دادن اونا بخودم یاد بدم رو خودم کار کنم و این انرژی و برای رشدم خرج کنم و هرگز نگران هیچی نباشم خداروشکررررر که امروز برای همیشهههه این چیزی رو که هم تجربه اش کردم هم الان دارم از تجربیات استاد باعشقم میشنوم و دیگه انجام ندم چون میدونم عمده مشکل امروزم که نتونستم از لحاظ مالی موفق بشم همه اش بخاطر این بود که تمام انرژی های نابمو برای تغییر زن و بچها و اطرافیانم هدر دادم هدررررر دادم من باید بفهمم که نمیتونم هیچکی و تغییر بدم و اینو از درس امروز درک کردم که ما خدا نیستیم که بخوایم تو کارش دخالت کنیم چون وقتی طبق قانون تکامل ما نمیتونیم یک نهال درختی که کاشتیم و بگیریم بکشیمش بزرگش کنیم یا بهش کود بدیم سم بدیم تا چند روزه رشد کنه این واقعا کار بیهوده بیهوده هست شدنی نیست پس آدما هم دقیقا مثل همین نهال هستن تا تکاملشونو طی نکردن هرگززززز تغییر بکن نیستنددددد و هرچی تلاش کنیم از حال خوب دورتر مبشیم استاد کاملا حرفتونو قبول دارم این حرفا طلاست طلاااااا این مشکلی هست چالشی هست که99و99ددصد از دانشجوهات درگیرش بودن یا هستن و دمتگرررررم که این روزها رگباری داری آگاهی های نابی رو به ما تزریق میکنی تا ناک اوت بشیم و حرفی نزنیم و براهمون ادامه بدیم و فقط بگیم خدایاااااا توبه توبه توبه چقد با دلسوزی کردنامون مشرک بودیم خبر نداشتیم چقد کار نادرستی میکردیم که با فهمیدن این اسرار ناب خواستیم هنوز خودمون هضمش نگرده بودیم اونو به دیگری میخواستیم تزریق کنیم که این کار ارزش این اسرار الهی رو کم میکرد و نگاه مردم و به خدا و قانون خدا بدتر میکرد تا بهتر کنه،خدایا مرا ببخش که این قانون و رعایت نکردم و با نادانی و جهل باعث بدجلوه دادن قانون ناب کیهانی ات شدم الهی توبه توبه توبه لطفااااا مرا ببخش و چقد استاد جان زیبا توضیح دادین که وقتی مسکن آدما میشی و ازشون تحسین و تشکر میگیری چقد احساس خوب و ارزشمندی درونی مارو نابود میکنه دقیقااااا این حرفتون درسته من هر وقت خواستم کسی و نصیحت کنم ویا حرفی پیش میومد شروع میکردم به سخنرانی کردن وواحضار فضل کردن میدیدم طرف داره خسته میشه از حرف زدنم و هی میخواد از دستم در بره و یا حواسش جای دیگه است ویا میدیدم انگار نه انگار اینهمه حرف زدم و آی چقد این حالمو بد میکرد آی چقد عصبی میشدم آی چقد حس منفی بهم تزریق میشد آی چقد اینکار واقعااااا انرزی هامونو میدزده انرژی ناب خدایی مونو از بین میبره واقعا من اینکارو تجربه کردم چقد کار بیخودیه وچقد مارو از اصلمون دور میسازه دقیقاااا این دوستی خاله خرسه که میگن همینه ما با اینکار برای طرفی که آماده شنیدنش نباشه چه سمی تولید میکنیم سم کشنده دقیقا با سنگ خرسه طرف و نابود میکنیم و اونو از این مبحث عالی متنفر میسازیم ما با اینکار به خدای درونمون توهین میکنیم و توهین به خدا مساوی هست با در جهنم زندگی کردن ما با اینکار تو کار خدا دخالت میکنیم میگیم خدا حالیش نیست فلانی باید تغییر کنه نباید همچین زندگی و داشته باشه ما که از عمده باورهای طرف آگاهی نداریم چرا خدارو با اینکار قضاوت میکنیم
استاد عزیزم دمتگرررررم گل گفتی و خداروشکر که امرورز اومدم تو بنر سایت چشمم خود به فایل جدید چه ذوقی کردم و بی صبرانه منتظر قسمت دومش هستم که با آیات قران خواستی ربطش بدی و چقدددددد لذت بخشه برام از آیات قران دلیل و برهان میارین برای حرفاتون استاد میشه بیشتر از قرآن برامون حرف بزنی واسه ماهایی که هنوز در مدار دریافت دوره های تکمیلی قرار نگرفتیم از قرآن برامون بگو تا باور توحیدیمون قویتر بشه ازت ممنونم از فایل قبلیت هم خیلییییی خیلییی ممنونم که چند وقته دارم گوشش میدم و کامنتای بینظیر دوستان و میخونم الهی شکرررررت
استاد هرچی درباره این آگاهی بگم کمه و دمتگررررررم که آگاهم کردی
سلام به همگی .استاد به خدا ارزش این دُرّ و گوهر هایی که از دهانتان میریزه با هیچ مقدار پولی قابل خریداری نیست .ارزش این کلمات آسمونی بی نهایت بالاست سالهای سال زندگیمو صرف نجات زندگی دیگران و هدایت کردنشون کردم تا اینکه به لطف خدا و آموزشهای ارزشمندتون مخصوصا توی دوره احساس لیاقت ،تونستم در حد بسیار بالایی شاید حدود 95 درصد دست از اینکار که واقعا پاشنه آشیلم هست بردارم و خدایی نکنم برای دیگران و باز باید بیشتر مراقب این موضوع باشم و الان واقعا کسی نمیاد از مسائلش بهم بگه و عجیب دور و برم خالی شده از آدمهایی که در شرایط خوبی نبوده و نیستند .
یادمه قبلا یکی از دوستان بود که هر چند ماه یک بار با حال زار و خیلی بد میومد و از ناراحتی هاش بهم میگفت و من از سایت شما و …بهش میگفتم و فایل های رایگان رو براش میفرستادم ولی دقیقا سری بعد همون جریان بود و توی صحبت هاش می فهمیدم که داره همون راه قبلی خودشو میره و آخرین بار خیلی راحت و با احترام بهش گفتم که حرفهای من برای تو شبیه یه مسکن هست و همون لحظه آرومت میکنه و ….و دیگه خدا رو شکر نیومد
اصلا استاد من به این تجربه رسیدم که زمانی خدا هدایت ها رو به من میگه که من به عجز رسیده باشم که من واقعا طلب هدایت کنم .
این کار شبیه اینه که مثلا بیمار باشیم بریم پیش دکتر ،دکتر یه دارویی به ما بده و بعد ما اون دارو رو به یکی دیگه که بیماره تجویز کنیم .
واقعا هر کسی رو خداوند از روش مخصوص خودش نسبت به شرایطش و موقعیتش و ….هدایت میکنه خداوند فقط میدونه که بهترین راه نجات برای هر کسی چیه .منی که نمیدونم چی برای خودم خوبه و چی بد و باید برای هر چیز از خدا بخوام راه رو بهم نشون بده وگرنه آسیب میخورم همون طوری که بارها توی زندگیم آسیب خوردم در حالی که فکر میکردم این درستترین راهه ،چطور میخوام هدایت کننده ی بقیه باشم .
چقدر حرفتون درسته استاد که هر کسی هر جایی که هست جای درسشه و همین چند وقت پیش یه مسئله سخت برای مادرم پیش اومد که همچنان در گیرش هستند .من از خدا هدایت خواستم و گفتم خدایا ما واقعا عقلمون نمیرسه برای این ماجرا و تو بگو چکار کنیم و راه چیه و خدا در حقم لطف کرد و توی چند ثانیه راه حل مسئله مادرم رو بهم گفت که واقعا بهترین و درستترین راه حل بود و وقتی که برای ثابت کردن این موضوع به خودم و اینکه هر کسی هر جایی که هست جای درستشه و دلیل شرایط بد زندگی هر کسی عمل نکردن به هدایت هاش و ترس از حرف مردم و تصمیمات و …خودشه و اومدم به مادرم گفتم که من از خدا راهنمایی خواستم و این راه حل رو به ذهنم انداخت دیدم که پر از ترس از حرف مردم و محال بودن این کار و عمل نکردن به هدایت خداونده
و هر بار با خودم میگم که هدایت کننده با اون هاست من کاره ای نیستم .با خودم میگم خدا بهتر میدونه خودش هدایتش میکنه خودش راه رو بهش نشون میده من مسئول زندگی کسی نیستم اون دقیقا جای درستی هست که باید باشه .و چقدر دوره احساس لیاقت بهم کمک کرد تا همیشه ممنون و سپاسگذار تونم که این بار مسئولیت داشتن در برابر دیگران و هادی اونها بودن رو از روی دوشم برداشتید و باعث شد تمرکزم روی خودم و زندگیم و هدف هام باشه و چقدر حالم خوبتره .
بعضی موقع ها که همسرم داره تلفنی از مشکلاتی که توی خانواده ش پیش اومده با خانواده ش صحبت میکنه ،میرم توی اتاق تا نشنوم و اگر هر از گاهی بخواد در موردشون برای من تعریف کنه با احترام ازش خواهش میکنم که منو در جریان این چیزا قرار نده
و اینطوری بهش میگم که وقتی از مشکلات خانواده ت بهم میگی ذهنم به شدت در گیر میشه و منم که واقعا کاری از دستم برنمیاد براشون انجام بدم ، براشون دعا میکنم که خدا کمکشون کنه و همسرم هم خدا رو شکر تا حد خیلی خوبی داره رعایت میکنه.
باز هم ممنونتونم ان شاالله که بتونم خیلی خوبتر به این آگاهی ها عمل کنم
به نام خدای بزرگ ومهربان
عرض سلام واحترام به استاد بزرگوارم ، خانم شایسته عزیز و همه دوستانم در سایت الهی عباسمنش دات کام
امروز انگشت حیرت به دندان گرفتم از این همه آگاهی وتجربه ی ناب استاد عباسمنش وصحبتهایی که بیان کردند و یه سری از حرفاشون را باتمام وجودم درک وتجربه کردم
وقتی حرف میزدن انگار دارن من را خطاب قرار میدن واین خیلی برام حیرت انگیز بود
من فقط وفقط میتوانم زندگی خودم را از هر نظر متحول کنم جوری که زندگی همین الانم با سال آینده ام قابل مقایسه نباشد ولی در زندگی دیگران کوچکترین تغییری نمی توانم ایجاد کنم.
من این موضوع مهم را بخوبی درک کرده ودر زندگی به کار گرفته ام اما در بعضی از مواقع آن را فراموش میکنم و وقتی با درخواست کمک وهمفکری از سوی یکی دو نفر از دوستانم در مورد مشکلات زندگیشان (چه مالی چه عاطفی)مواجه میشوم نمیتوانم به خودم یک نه محکم بگویم و وارد مسائل آنها نشوم. مسائلی که همانگونه که استاد فرمودند حرفها نظرات وراهکارهای من کوچکترین تاثیری در آنها ایجاد نمیکند بلکه مزاحمت ذهنی و فکری هم برای خودم ایجاد میکند وحال و احساس خوبم را به هم میریزد وتا مدتها انرژیم را کاهش میدهد
چند روزی بود در حال نوشتن و درخواست کردن از خدا بودم تا در این مورد کمک وهدایتم کند که کاری با زندگی دوستان وآشنایانم نداشته باشم و وقت و انرژی خودم را صرف کارهای بیهوده نکنم وبه جای آن بیشتر روی کار و افکار خودم متمرکز باشم که خدای مهربان با دستان خودش(استاد) این فایل زیبا را برایم ارسال نمود
برای تک تک اعضای سایت آرامش ، ثروت ، سعادت و شادی آرزو میکنم
شاد وپرانرژی باشید
سلام به استاد عزیزم
و همه ی دوستان هم مسیرم
این منم که اتفاقات رو دارم رقم میزنم این منم که زندگیمو با همه راههاش خلق میکنم
خدایا شکرت که توانایی خالق بودن زندگیم رو بهم دادی
من شدیدا و با اعماق وجودم این مسئله رو درک و تجربه کردم زمانی که تازه ازدواج کرده بودم و 17 ،18 سال سن داشتم خیلی خیلی پررنگ بود برام این مسئله که به لطف سایت چند ماه پیش تونستم خیلی خیلی این موضوع رو کمرنگ کنم درزندگیم زمانی که بسیار همزاد پنداری میکردم اطرافیان دوست همسایه و…میومدن و سفره دلشونو برام باز میکردن که فلان مشکلو با همسرم دارم یا پدرمادرم اذیتم میکن و….بسیار متعدد من راهکار میدادم حتی شاید باور کردنی نباشه من تمام روز حالم و احساسم ناخوشایند بودو تو فکر میرفتم حتی بعضا براشون گریه شدید میکردم و همش میگفتم یعنی چیشد تا زمانی که با فایل ها آشنا شدم که یه جمله طلایی کمک من کرد
اینکه
(هرکس در هرجایی که باید باشد هست)
همه درجایگاه درست خودشونن نه حسادت و خشم به افرادی که جایگاه اجتماعی بالاتری ازمن دارن نه دلسوزی بیجا برای افراد ضعیف تر و از اونجا بود که گفتم چرا دارم زمانمو انرژی که میتونم تو کار تو مسیر پیشرفتم ببرم دراین مسیر دارم هدر میدم که تاقبل این تصمیم مدام میدیدم طرف حرفمو گوش نکرده عصبی میشدم جتی میگفتم حقشه هربلایی سرش بیادو..یا میدیم من ناراحتم برای اون ولی خودش اونقدرام اوضاعش بدنیست و اتفاقا خوشحاله که همه درگوشیا و اموز های استاد عزیزم باعث شد که بگم از امروز دیگه به این موضوع توجه نمیکنم که خدا میدونه و کارهارو خدا کرد که من با این افراد خیلی کم معاشرت دارم حتی بعضا با اینکه نزدیکن درحد سلام و علیک میبینمشون و خداروشکر خداوند اونقدر دراین راه همراهم بود که حتی همون افرادم منو میبینن دیگه چیزی از اوضاعشون نمیگن و من هم از زمانی که تمرکزمو روی موفقیت های افراد روی زیبایی ها روی زندگی های سالم تر گذاشتم بیشتر از این جنس میبینم نمیگم تماما چرا گاهی اوقات که کمی از مسیر فاصله میگیرم باز هم از اون جنس ماجراها برام پیش میادولی میتونم بگم خیلی خیلی اوضاع بهتر شده هرچند که خیلی کار دارم هنوز و هنوز هم خیلی جاها مشکل دارم که امیدوارم با هدایت های خداوند بتونم حلشون کنم و هرروز از جنس زیبایی ها وارد زندگیم کنم خدایا شکرت
خداوندا هدایتم کن عاشقانه درمسیر درست
ایاک نعبد و ایاک نستعین.
سلام ب همه عزیزان
خداروشاکرم ک هدایت شدم برای دریافت این آگاهی ها
استاد با شنیدن این فایل خیلی ذهنم درگیر شد ب گذشته ن چندان دوری ک من دقیقا این شخصیت و داشتم و دارم البته
با خیلیییی از افراد این چالش و داشتم همیشه و الان دوتا از مثال هاشو میزنم ک همیشه درگیر بودم و هستم برای رد پا گذاشتن از خودم
ی دوستی داشتم ک خیلی با خانوادش و خودش درگیری داشت و دختر خیلی دوست داشتنی بود
من از اذیت شدن این دختر خیلی ذهنم درگیر میشد و دوست داشتم ک از این شرایط بیرون بیارمش و بشم فرشته نجاتش . ی قسمت از فایل آفرینش و ک خودمم غیر قانونی داشتم و بهش داشتم و کلی از زندگی خودمو خودش براش مثال زدم و شده بودم مسکنش ولی فقط تا زمانی ک باهاش صحبت میکردم خوب بود فرداش روال خودشو پیش میرفت تا اینکه ب طرز خیلی بدی از هم دور شدیم و تازه من شدم مقصر ک اون شرایطش بدتر شد و کلا ارتباطمون قطع شد ک این ی نعمت بود از طرف خداوند برای من و بعد ها این حکمت و درک کردم
دومین مثال همسرم هست ک نزدیک ترین فرد هستش ب من و بیشترین ارتباط باهاش دارم . منو علی خیلی از شخصیت و رفتار هامون تو تضاد هم هستش و خیلی تفاوت داریم . اون ی فرد نظامی و ی سری تعصب های داره ک از جامعه و خانوادش برداشت داشته و من ی فردی با تغییر خودم دوست دارم آزاد باشم هر جا دلم میخواد برم و هر کاری ک دوست دارم انجام بدم و این شخصیت های ما خیلی با هم تو تضاد هستش و ب چالش کشیده میشیم . و هر بار من میومدم برای همسرم توضیح میدادم ک علی جان ما حق داریم آزاد زندگی کنیم آزاد بگردیم و اینکه وقتی از هم نظر میپرسیم صرفا جهت احترام ن امر و نهی کردن و حق نداریم ب هم دستور بدیم ک کجا بریم و کجا نریم چی بخوریم با کی دوست باشیم ووو . ولی ب وضوح دیدم ک با روز اول هیچ تغییر نکرده جز اینکه من ی وقتایی از شدت عصبانیت کتفم درد گرفته ، گریه کردم کلی از مدار خارج شدم ، کلی افکار منفی ب ذهنم اومده ، حتی چندین بار فکر جدایی ب سرم زده ووو
و همیشه با هم سر بحثای بزرگ و کوچیک ما با هم چالش هاااا داشتیم
تا اینکه چند روز پیش داشتم فکر میکردم ب این قضیه و یکی از ایراد های خودمو پیدا کردم .
من همیشه دنبال تغییر همسرم بودم با خودم گفتم اصن توقعاتی ک از علی داری و ببین خودت بهش پایبند هستی یا منتظری علی اونس ک میخای بشه بعد تو تغییر کنی و زنگ های زیادی تو سرم ب صدا در اومد ک ای دل قافل من خودم واقعا چیزی ک از همسرم میخواستم و نبودم پس چطور میخواستم علی اونی بشه ک من میخام!!!
من خودم خیلی وقتا لباس های ژولیده تن داشتم چطور خاستم علی همیشه خوشتیپ و مرتب برگرده . من خودم تو کارای خونه تنبلم چطور دوست دارم علی همیشه مرتب کاراشو انجام بده . من خودم همیشه اگه چیزی و خریده باشم 100 تومن میگم خریدم 200 تومن ، چطور انتظار دارم علی با صداقت رفتار کنه ( البته در روند بهبودی ام و دارم رو خودم کار میکنم چیزی و بزرگ نمایی نکنم و با صداقت باشم با همه و تبعیض قائل نشم )
و خیلی مثالای دیگه و الان ک دارم مینویسم همش داره تو ذهنم مرور میشه . و ب این نتیجه رسیدم من خودم چیزی ک دوست دارم بقیه باشن نیستم و همیشه انتظار داشتم مردم اونطور باشم با من . و من الان آگاه هستم و با روند تکامل میتونم این کاشی های سیاه و ب رنگ مایل ب سفید در بیارم .
من خیلی وقتا ک تو مدار درست بودم .افراد یا با من درد و دل نکردن . یا اگرم کردن من با جواب های خیلی کوتاه مثل : آها ،درسته، چی بگم ، شما خودت ماشالا از همه چی آگاهی و جمله های مناسب اون فضا پاسخ دادم و خود فرد یا من بحثو عوض کردیم و من تغییر خودمو در اون لحظه حس کردم و ایمان خودمو سعی کردم قوی تر کنم
و یکی از ایراد های من ن گفتن ک برام خیلی سخت و از خداوند میخام قدرت و شهامت نه گفتن ب چیزای نادلخواهمو بهم بده .
ب امید نوشتن تغییرات رو ب بهبودم
خدایا شکرت خدایا شکرت هر آنچه دارم از آن توست مرا یاریم ده
بنام خداوند بخشنده مهربانم
سلام به همه عزیزان هم خانواده
بحدی جریان هدایت م از دیروز قشنگه
اگه ننویسم ش دلم آروم نمیگیره
واای خدای من
من مسرور عشق توام
عشقی ک از تو دریافت میکنم چقد آرامشبخش ه
صبح عنوان فایل رو ک دیدم سپاسگزار تر شدم
استاد حرفاتون کلام خدا برای من بود
دیروز جلسه 5 و تکمیلی دوره لیاقت گوش میدادم قبلش نکات بخش اول قانون افرینش ک راجب قانون توجه بود مرور کردم
دیشب به یه دوست صمیمی م یه مشاوره میدادم
اما نه مث قبل فقد یه جمله گفتم
واقعا سخته
و تمرین میخواد
و من تونستم با فردی ک تایم زیادی میحرفیدم الان با یه جمله بستمش
خدایا شکرت
و خداوند این فایل رو برام فرستاد تا کل مطلبی ک فالو میکردم رو کاملتر کنه برام و قابل فهم تر و کاربردی تر
از تجارب خودم ک در دوره لیاقت فهمیدم ریشه ش از کجاس
از پایین بودن حس ارزشمندی
وقتی دنبال تایید و تشکر دیگرانی
اونا ک الان برام بولد شدن
برای ی فردی در محیط کارم تلاش میکردم ک در تغییرش کمکش کنم ینی فک میکردم میخاااد عوض بشه در صورتی ک اون اصلا در مدارش نبود و فقط سواستفاده کرد و آخرش من آسیب دیدم
باز یه دوست دیگه در تماسی ک داشتیم گفت ک مشاور بهش این جمله رو گفت و این باعث شد بخودش بیاد و ،،،
و من متعجب ، من چندبار همین جمله رو بهش گفته بودم ینی در واقع راه حل اصلی رو بهش داده بودم،اما ….
درس ش برام همین شد ک قانون رو اجرا کنم
بازم یه دوست دیگه ک عالم همچی هست ،
اما من آرامش و صلحی در زندگیش نمیبینم و همچنان درگیر حل انواع مسائل دیگران هس
اینا الگوهایی هستن ک من از نزدیک نتیجه قانون رو در آنها میبنم
و البته در زندگی خودم
خدارو شکر در مسیر دریافت این آگاهیها بودم
این نگاه ناجی بودن خیلی کمتر شده
دوره آفرینش یه نگاه اجمالی به قوانین ک تا حالا شنیدم بهم میده
خدای من صدهزار بار شکرت
الان
با باورهای ک استاد گفتن میتونم این نشتی رو ببندم
بسیار سپاسگزارم از استاد
سلام خدمت دوستان.
خدا خیر جزیل بهتون بده استاد عزیز.
به شخصه هربار که ساکت و آروم روی خودم کار کردم زندگیم بهتر شده و هربار خواستم به دیگران کمک کنم بی فایده بوده و از مسیر خودسازی دور شدم . چه بسا در عوض کمکم توهین شنیدم که خوب کاملا قابله درک هست با توجه به حرف های استاد. چون اون طرف اصلا تو یه مداره دیگه ای بوده و حرف های منو یا اصلا متوجه نمی شه یا اشتباه برداشت می کنه. واقعا اینکه فک کنیم وظیفه ام هست که به فلانی کمک کنم اتلاف وقت محض هست . امیدوارم خودم هم یادم بمونه . و این حرف استاد که همه به یه اندازه به خداوند دسترسی دارند و این حرفشون که هرکسی تو هرموقعیت و جایگاهی هست همون جایی هست که باید باشه، خیلی کمک کننده است .
به نام خداوند بخشاینده مهربان
ای تنها قدرت برتر ،ای آرام بخش قلبم ،تنها رفیق وهمدم ودوستم .
تو را داشتن برایم قوت قلب وارامش است ،
این چنین خوبی ،
خوبی را در حقم تمام کردی وهمراهم بودی وهرگز رهایم نکردی .
مرا هر لحظه هدایت کن که تنها راه مستقیم،راه به سوی توست .
همه راهها به سمت تو ختم می شود .
خوشا راهی که پایانش تو باشی .
هدایتم کن که فقط در مسیر درست واز بندگان خوب درگاهت باشم .
سلام به استاد توحیدی ومریم جان عزیزم
بازهم هم زمانی دقیق این فایل که چقدر به موقع خدا شما را هدایت کرد که این فایل را ضبط کنید و بذارید روی سایت .
دقیقا دیروز داشتم به همین موضوع که چقدر چند وقت میشه دارم از قوانین جهان به همسرم میگفتم اون فقط میشنید وعمل نمیکنه .
ودیشب داشتم به خودم میگفتم چقدر وقت میذاری ،بیا برای خودت وقت بذار ،ول کن بقیه را .
تا اون موقع که میخواستی به خواهرت ومادر وپدرت کمک کنی چی نصیبت شدجز اتلاف انرژی وگفتند تو بی ایمان شدی و ،بعدش دوست هات که شدی گوش شنوایی مشکلاتشون ،همه مشکلات اونها را هم جذب کردی ،بعدش شوهر وفرزند که خواستی نصیحت کنی ومیگفتند دخالت کردی وخودت خواستی کمک کنی .
واقعا تهش چی به من رسید ؟
به هر کاری که کردم وخودم را مشاور بقیه کردم ،تهش میرسم به این احساس خود ارزشمندی که من میخواستم ومیخوام از این راه احساس لیاقت کنم .
به قول استاد این احساس ارزشمندی به همه چی وصله .
صبح که بلند شدم واین بنر فایل را دیدم روی این فایل گفتم آخ جون چه فایلی .
آخرش هم که استاد گفت بریم سراغ آیه های قرآن من خیلی ذوق کردم که از آیه های قرآن مثال میزنید وقوانین خداوند را برامون باز میکنید .
استاد جان ،چند روزی میشه دارم روزی یه سوره از قرآن را میخوانم با ترجمه .
به خدا همه جا به پیامبر میگه اینها ایمان نمی آورند کور و کر و لال هستند وتو این بی ایمانان وکافران را نمی تونی بیاری به راه راست .
همه جا در قرآن میگه ما این قرآن را برای کسانی که ایمان دارند یه نشانه راه قرار دادیم .
خود خدا هم میدونه چه کسانی ایمان می آورند
من که احساس میکنم ارزش خودم میاد پایین اگر بخوام در مورد چیزی که درک کردم ودر مدارش بودم به بقیه بگم وبخوام علامه دهر بقیه بشم ودیتشون را به اصطلاح بگیرم.
واقعا هر کسی در مدارش باشه هدایت میشه چه من بخوام یا نخوام .
چقدر پول ووقتم را گذاشتم برای بقیه که مثلاً نجاتشون بدم ولی خودم از نعمت ها دور شدم وپس اندازم رفت و ریشه دلسوزی که زیاد داشتم واز ریشه بی ارزشی میاد
استاد تو یه دوره گفتید خدا ونورو خورشید برای همه یکسان است حالا ما اگر در غار باشیم از نور بی بهره میشیم واگر هم بیرون باشیم نور را دریافت میکنیم .
وقتی که 5ماه پیش به آسانی خداوند من را هدایت کرد به تهران وشوهرم هنوز درگیر است که بتونه بیاد ونتونسته بهتر متوجه شدم وتسلیم تر شدم که قانون درست کار میکنه ومن نمی توانم کسی را به زور بیارم تو فرکانس خودم .
حتی چندباری هم که آمد تهران ،سه روز نشد برگشت و فهمیدم جای هرکس درسته.
استاد یه مدت میشه احساس میکنم احساس ارزشمندی ام خیلی بیشتر شده .
وقتی هم که خواهرم زنگ میزنه ومی خواد با من در مورد تغییراتش بگه یا از مسائلش بگه ، حرف را خلاصه میکنم وزود قطع میکنم .
چون دیگه وقت برای آدم های اطرافم ندارم چون قانون خداوند دلسوزی نداره وباید مراقب ورودی هام باشم
بیشتر به پوست و مو و ورزش اهمیت میدم ومی بینم جهان داره پاسخ میده وبیشتر احترام دریافت میکنم .
بهترین دوره برای من دوره احساس لیاقته که هر روز میشنوم .
خدایا هدایتم کن فقط روی خودم کار کنم
سلام به استادان جان و همه ی دوستان خوبم .
اومدم ستاره قطبی رو انجام دادم و اولین کار اومدم توسایت که کامنتها رو بخونم دیدم فایل جدید گذاشتید. اسم این فایل آیا میتونم زندگی دیگران رو تغییر بدم؟
با خوندن این یهو برگشتم به سالها قبل که چقدر ناآگاه بودم و ذهنم پر از ورودیهای غلط بود. چقدر راحت غلط جواب این سوال رو میدادم که آره میشه بقیه تِییر داد. استاد جان الان به جایی رسیدم که هر به هر آگاهی میرسم برعکس نمیخوام به کسی این آگاهی رو بدم چرا؟ چون اون درکی که من از این آگاهی الان دارم مثلا شریک زندگیم که اصلا تو این مسیر نیست نمیتونه درکش کنه تازه مسخره ام هم میکنه و از دید اون جاهل و نادان به حساب میام و حتی باعث بحث و جدل میشه.تا کسی خودش نخواد شرایطش طرز تفکرش و نگاهش به مسائل رو تغییر بده هیییچ احدی نمیتونه عوضش کنه و کاری واسش کنه.با دونستن همین قانون دست از انجام خیلی از کارهای بیهوده برمیداریم و خیالمون راحته که هر موجود زنده خودش خدا داره هر وقت درخواست کنه خداوند هدایتش میکنه به مسیر حل مسایلش، پرنده ها خدا دارن خودشون غذا پیدا میکنند نیازی به دلسوزی بیهوده ما نیست. کلا درک و عمل به یه قانون درست ما رو خیلی تو مسیر درست نگه میداره. ما اگه فقط روی افکار اشتباه خودمون کار کنیم و این هنر تغییر رو روی خودمون پیاده کنیم اصلا باعث میشه بقیه مشتاقتر به تغییر بشن و بخوان راه ما رو برن نیازی نیست که بگیم فلانی راهت اشتباهه بیا من کمکت کنم .هر وقت کسی ازما کمک خواست میتونیم کمکش کنیم. پس درستش اینه
من خودم رو اصلاح میکنم و شخصیتم رو ارتقا میدم به شکل واقعی و عملی نه توهم بزنم که عوض شدم و کاری به دیگران و تغییرشون نداشته باشم.به قول شاعر که میگه عیب کسان منگر و احسان خویش دیده فرو بر به گریبان خویش
تمرکزم رو از عیب های دیگران بردارم و زبونم و کوتاه کنم و بذارم رو عیب های خودم و اونا رو درست کنم
بخدا دنیام گلستان میشه زیبا میشه.
استاد جان از شما سپاسگذارم
سلام به استادعزیزم وهمه دوستان عزیزم
خداجونم کلام خودتو برزبانم جاری کن
هستن گاها افرادی که بلاسرمون بیارن بدبختمون کنن اونکه بخداباور داره چه نیازی داره که شماتحریمش کنیدشماراه رابراش ببندین شمابلایی نمیتونیدسرش بیارید باورش داره کاروبراش انجام میده اغلب انها ازقران روی برمیگردونن ونمیشنون چون تومدارنیستن چون اعراض میکنن ازحقیقت
چون تومارابه چیزی دعوت میکنی دلهای ما بران چیزی که دعوتمان میکنی پوشیده وگوشهایمان سنگینه بقول استاد یک گوش در یک گوش دروازه
میان ماوتوحائلی است توبکارخودمشغول باش مانیزبکارخودمیپردازیم مانمیفهمیم توچی میگی اصلا ازلحاظ مداری بین من وگمراهان بینشون دیواره ازلحاظ فرکانسی دوتا دنیای متفاوت دارن تجربه میکنن گمراهان میگن مانمیفهمیم توچی میگی ماجای دیگه تومدار دیگه ایم
بهت ستم میشد چرامهاجرت نکردی چراحرکت نکردی مگه ایمان نداشتی به خداوند مثل پیامبرت ابراهیم شوهرم اینکاروباهام کرد فلانی اونکارو باهام کرد جوابش اینه پس دوزخ بدتره
اگرایمان داشته باشی فضای بدیه میگی نه اقامن اینجانمیمونم میرم جای دیگه توسرت دارن میزنن حقتو دارن میخورن میگی من میرم وارد فضای بهتری میشم من دلیلی نداره اجازه بدم حقموبخورن توسرم بزنن مگه من بخدا ایمان ندارم مگه رزق وروزیمو ازخدانمیگیرم مگه رب من خدانیست پس چرامن دارم ازایناحساب میبرم
خدابمن الهام کرده
هروقت احساس میکنم عزیزی نیازبه راهنمایی داره البته فقط خانوادم ودوستام یک کوچولو به الهاماتم اشاره میکنم وبطرف میگم وحتی دراین سایت به افراد درجه یک خیلی تعدادمحدود درحد سه نفر الهاماتمو یک کوچولو بهش اشاره میکنم
نمیخام همه چیزو که خودم درقران بهش رسیدمو بیام به شمابگم دوستدارم یک زمانی بزارم دونه به دونه به شمابگم مسایلی که توقران بهش رسیدمو بیام به شمابگم احساس میکنم شمارا ازتحقیق پژوهش دورکردم احساس میکنم کاری که بقیه دارن انجام میدنو منم دارم انجام میدم (چقدر افتخارمیکنم الهاماتم قویه )
من میخام فکرکنید نتایجی که ازقران گرفتمو من یک کوچولو اشاره میکنم به یک موضوع افرادی که میخان واقعا حقیقتوپیداکنن برن بگردن وپیداکنن من قصد تغییرهیچ کس راندارم فقط اب درهاون کوبیدنه این راه درست نیست
اگرواقعا علاقه دارین اگرواقعا میخاین زندگیتون زندگی قشنگتری بشه اگراون دنیا براتون مهمه اگرقران براتون مهمه اگرباور دارید اگر نه که اصلا باهم صحبتی نداریم
من ایناروبخودم میگم وقتی مینویسم باقدرتتر وباانگیزه تر(عمل) میکنم همش بخاطرخودمه سرسوزنی برای تغییر دیگری نیست
یه حسی بهم گفت بیا کامنت بزار منم گفتم چشم
من اینقدر تمرکزم روی خودمه وکاری به تغییرکسی ندارم اصلا وقت نمیکنم وقت وانرژی با ارزشمو بزارم برای تغییرافراد برای اب درهاون کوبیدن گاهی همسرم بمن میگه توخودخواهی چون تمرکزم فقط ب خواسته هامه باشکرگزاری واحساس خوب وثابت ماندن درفرکانس خدا میخام خدامنو به راحتترین وسریعترین راه هدایتم کنه سوارماشین حرفه ای بابچم پیش بسوی خوشبختی برم
من تا عید دارم تغییرمیکنم چون باجوابهایی که ازفایلهای استادمیگیرم درعمل وتمرین عادت هروزمیارم در شخصیتم که تا ابد سبک زندگیم هروزبهتربشه الان که درفرکانس خداوندم اموزشهای استاد رو جلوترش خدابمن اموزش داده اموزش استادکه میبینم میگم خداجونم توایناروبمن گفتی که پس راهم درسته اموزش استاد شده برام نشانه که راهم درسته
من بشدت همیشه دوری میکنم ازمشاوره دادن استرس میگیرم کسی بامن درددل کنه
البته استاد من باشماهمزادپنداری میکنم در دوره جاهلیت من خیلی روهمسرم تمرکز داشتم تغییرش بدم کلابی فایده بوده در زمینه شغلی واخلاقی اصلا تغییرنکرده ولی درخیلی کارها هم بدون اجازه من اب نمیخوره شایدم بدلیل دوران جاهیلیتم که چندسال پیش بود که میخاستم اخلاق وشغلش راتغبیربدم تغییرنکرده که هیچ رفته ده نفر بدبخت بیچاره هم برام اورده بود ومثل رودجاری شدن سرم وتموم نمیشدن اون ده نفر رفتن فامیلهاشونم اوردن همشونم خانواده وفامیلای همسرم بودن ازدم بدبخت بیچاره ادمای مشکل دار بودن منم که خانوادم خیلی موفق ومثبت بی حاشیه وخودم بی حاشیه ومثبت افتادم وسط باتلاق اینا روی خودم کارکردم ازدم جهان خداروهزارمرتبه شکر همشون حذف شدن فقط باید شوهرمم حذف کنم
چندشب پیش خواب دیدم بک خواستگارازامریکا برام اومده متوکل ثروتمند خوشتیپ وعالی و خدا زیرگوشم توخواب بمن میگه این الهامه این الهامه
بعدخواهرم بمن توخواب گفت ببین عزیزم اگرالان بخاطرهمسر سابقت ازخجالت پیش ما گونه هات سرخ میشد که همسرت ادم مزخرفیه اگربا این خواستگارت که ازامربکا اومده تو وبچت ببره امریکا با این ازدواج کنی کل صورتت ازخجالت قرمز میشه چون خیلی مواردی هست که باید تغییرش بدی وتغییرم نمیکنه ونخواهدکرد
خداهدایتم کرد به فایل شما که دربالا هست
معنی الهام خداجونم رو درخواب فهمیدم
شمامیگی کسی روتغییرنده که افرادمناسب فقط جذب کنی
اگرکسی روبخای تغییربدی اون طرف تغییرنمیکنه میره ده نفر ادم دردسرسازباخودش میاره
خدابمن گفتش ببین عزیزم توخیلی باهمسراولت سختی کشیدی تووبچت لایق بهترینیها هستین
بیا دقیقا اون همسری که کوچکترین نیازی ندلشته باشه برای تغییرازمن بخواه ازمن بخواه که متوکل باشه ثروتمند باشه تمیزباشه مجردباشه تابحال باکسی ازدواج نکرده باشه پدر ومادرش به رحمت خدارفته باشن خواهرنداشته باشه داداشاش خارج باشن خوشتیپ باشه موهاش پرپشت باشه تهرانی باشه اروم ومتشخص باشه بالاشهری
باشه کارخونه دارباشه سرش درزندگی خودش باشه مشهورنباشه و اقامت امریکاداشته باشه برای رفت وامدباخانوادت محدودت نکنه وکمکت کنه در کار وشغل ارایشگری که بتونی درارایشگری بینهایت ثروت داشته باشی سرسوزنی نیاز نباشه تغییرش بدی ازاول همونی که میخای باشه که تا ابد باعشق باهم زندگی کنید همشو هروزخدامیگه بعدش میگه افرین دخترخوبم
عاشقتم