تمرکز بر آنچه می توانم بهبود دهم - صفحه 19 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

763 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مجید دلخواه گفته:
    مدت عضویت: 1812 روز

    با سلام خدمت استاد گرامی. این اولین کامنت بنده در سایت شماست. البته مدت ها پیش عضو سایت تون شدم، اما امروز بعد از مدت ها سعادت نصیب بنده شد تا در کنار این همه انرژی مثبت حضور داشته باشم و به خودم تعهد میدهم این مسیر رو ادامه بدم. من هم تجربه های زیادی در این خصوص دارم، اما فقط یکی از اونها رو میگم. من چند سال سابقه تدریس در هنرستان را دارم و مدتی هست که از فضای تدریس خارج شدم. تا قبل از ورود به هنرستان و امر تدریس؛ از طرف اطرافیان با این موضوع زیاد مواجه میشدم که میگفتن که فضای هنرستان ها بسیار بد و مسموم هست و اصلا نمیشه با تمرکز کارت رو انجام بدی و تدریس کنی، و به همین واسطه من همیشه از طرف اینگونه افراد از تدریس در هنرستان منع میشدم. اما من در پاسخ همیشه میگفتم که من اگه توانایی داشته باشم قطعاً از پس کار برمیام و قطعاً از پس اون برمیام. خوشبختانه همون سال اول من به یکی از هنرستان ها مراجعه کردم برا تدریس که به قول همون افراد به شرارت خیلی معروف بود. اما من اون سال کوچک ترین مشکلی اونجا نداشتم و کارم رو به راحتی انجام دادم. البته الان دیگه تدریس نمیکنم و در مجموعه خودم کارهای طراحی و مشاوره و اجرا در حوزه ساختمان انجام میدم.

    می‌خوام بگم که واقعاً: اون کسی که زندگی ما رو می سازه، خود ما هستیم، تمام.

    ممنون از شما استاد گرامی. به امید خدا دیگه از امروز مشارکتی ثابت در سایت شما خواهم داشت و پای ثابت برنامه هاتون خواهم بود، من تعهد دادم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1481 روز

    سلام بر استاد عزیز

    سلام بر دوستان خوبم

    نکات جالبی را در این فایل من یاد گرفتم

    من به شرایط بیرونی توجه نکنم

    بلکه تمرکز و توجه خودم را روی نکات مثبت زندگی خودم را بگذارم

    از همه مهمتر اینکه

    وقتی نمی توانم شرایط بیرون را تغییر بدهم می توانم که شرایط خودم را تغییر بدهم

    روی باورها و ذهنیت خودم کار کنم و با تغییر باورهای خودم دنیای بیرون و جهان بیرون من هم تغییر خواهد کرد

    من باید اینقدر از لحاظ ذهنی و باورهایم قوی بشوم که وقتی اگر جایی شکست هم بخورم بتوانم شکست خودم را بپذیرم و تسلیم باشم در برابر اتفاقات زندگی خودم

    وقتی من از شرایط و اطراف و پیرامون خودم شاکی هستم باید ریشه را در درون خودم پیگیری کنم

    نه برعکس اکثریت جامعه که علت را در عامل بیرونی می دانند و با تغییر کردن عامل بیرونی فکر می کنند که خوشبخت خواهند شد و این خود شرک است و هیچ گناهی نا بخشودنی تر از این نیست و نخواهد بود

    نکته اینجا است که من باید در شرایط خودم و ذهنیت و باروهای خودم تغییر ایجاد کنم تا آرامش به زندگی من برگردد و موفقیت از آن من خواهد بود

    من در کسب و کار خودم همیشه دنبال مقصر بودم و همیشه مدیر خودم را مسئول این کم و کاستی زندگی خودم می دانستم ولی الان می فهمم که نه خودم باعث آن شده بودم و خودم به خودم ستم می کردم

    اما اکنون تمام این باورها برای من تغییر کرده است و می دانم که خودم هستم که زندگی خودم را در حال ساختن و رقم زدن هستم

    نکته عالی دیگر

    تمرکز خودم را از روی ناخواسته ها بردارم

    بی شک آن از زندگی من خارج خواهد شد

    توجه خودم را روی خواسته های خودم بگذارم و به آنها توجه کنم

    بی هیچ شکی از آن جنس وارد زندگی من خواهد شد

    این قانون زیبای جهان هستی است

    ممنونم استاد عزیز از این همه فایل و نکته های زیبا

    سپاس از خدای مهربان خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    انیس دیده بان گفته:
    مدت عضویت: 1643 روز

    سلام بر استادِ جان

    این فایل رو من برای چندمین بار گوش دادم

    و دقیقا استاد مثال هایی رو زدید که من همشون رو تجربه کردم

    از دوره راهنمایی که در تیم های مختلف ورزشی بودم تا الان که سالهاست مربی گری میکنم موبه موی حرفهای شما تجربه زندگی من بوده

    چیزی که از وقتی فهمیدم باید برای تغییر شرایطم باید خودم رو تغییر بدم سعی کردم روی اون کار کنم و شرایطم تغییر کرد اما نه به میزانی که دلم میخواست بلکه به اندازه ای که روی خودم و تغییرات شخصی ام کار کردم و وقت گذاشتم.

    جهان کمکم کرد که ازون شرایط فاصله بگیرم چون دارم روی خودم تمرکز میکنم که خودم تغییر کنم.

    این روزها شدیدا نشانه هایی رو دریافت میکنم که به من میگه تو فقط آروم باش شاد باش غم نخور و فقط کاری که میتونی انجام بدی رو انجام بده در راستای خواسته هات کاری که از انجامش لذت میبری .

    اینکه چطور و کی اتفاق میفته در توان تو و قدرت تو نیست پس کاری که در حیطه تو هست رو انجام بده بقیه ش رو جهان برات انجام میده.

    به اندازه ای که تغییر کردم جهان اطرافم آدمها و اتفاقات تغییر کرد کمتر نق زدم . قبلا دایم تمرکزم روی دیگران بود و همیشه میگفتم من میدونم که این مسابقه اینجوری میشه این اتفاق میفته فلانی با باندش فقط میخوان که هرطور شده از صعود ما جلوگیری کنن ولی هرطور شده من میبرم تیمم میبره. جالب اینجاست که دقیقا پیش بینی هام درست میشد اون موقه فکر میکردم من آدم شناس خوبی ام و تشخیص میدم کی چه قصدی داره. نتیجه همونی میشد که میگفتم اما نه بخاطر اینکه پیشگوی خوبی بودم برای اینکه تمرکزم روی ناخواسته هام بود برای اینکه باورم این بود که همیشه هستند افرادی که خودشون نمیتونن موفق بشن و تلاششون اینه که نذارن به هرشکلی تو هم بالا بری.

    همیشه تصورم و تمرکزم روی ناداوریها یا قانون شکنی سایر مربیها یا حتی دعوت از شاگردان قهرمان من توسط اساتید دیگه بود به کلاسشون و چیزی برای من رقم نمیخورد مگر تصوراتم . جالب اینجابود که همیشه معتقد بودم من هرطور شده به هدفم میرسم هرکی هرچقدر میخواد حق خوری کنه و درست بود به هرچی خواستم رسیدم اما به سختی با چوب لای چرخ من گداشتن دیگران . چون خودم اینو خواستم بهش توجه کردم و جذب و وارد زندگیم کردم و خیلی برام عجیب بود اگه میدیدم یه نفر خیلی راحت و بدون هیچ دردسری بتونه به عنوان قهرمان یا مربی اعزام بشه.

    من ازون فضا جداشدم ماه هاست. سعی ام براین بود روی خودم کار کنم . چندروزیه که نشانه هایی دریافت میکنم برای فعالیتم در امر مربیگریم . شابد الان وقتشه با دیدی بازتر و تمرکزی ماهرانه تر بیام توی میدون برای نتایجی بهتر در سایه آرامش و سکوت ذهنم بدون هیچ پیش داوری و قضاوتی . جایی که از بچگی با عشق و علاقه درونش قدم برداشتم اما با عدم آگاهی و آلوده کردن محیط بمرور برام عشق رو تبدیل به تنفر کرده بود . تنفر از شرایط جای عشق به تخصصم و هنرم رو پر کرده بود و هی تکرار و تکرار میشد و با گذشت زمان بدتر.

    خیلی میپرسیدم مشکل از کجاس چرا با اینکه من بهترین مربی هستم بهترین نتایج مال منو تیمم هست اینقدر ناسپاسی و اذیتم میکنن و دنبالش بودم که درستش کنم خب خداوند و جهان هدایتم کرد به آشنایی من با استاد عزیزم.

    نشانه هارو دارم و هرچه آرامشم بیشتره بیشتر نشانه میبینم از خدا خواستم هدایتم کنه هنوز ذهنم با منطق میاد گاهی سراغم اون ترسها و تجربه های تلخ گذشته . تنها کاری که این روزها میکنم اینه که رها هستم و کاری که میتونم رو انجام میدم

    مطالعه . تمرین . گذروندن یسری دوره های مربوط به تخصصم و عشق میکنم و حالم خوبه بقیه ش رو به خدا سپردم تا جایی که او میدونه و من نمیدونم منو ببره.

    استاد عزیزم ممنونم ازینکه وقت میزارید و کامنتهای من رو با حوصله و دل و جون گوش میکنید.

    همیشه این رو تصور میکنم که باشما نشستم و ساعتها در مورد تغییراتم و موفقیتهام حرف میزنم. چه حس بی نظیری

    دوستتون دارم و خدارو شاکرم برای همه اتفاق ها و آدم های خوب زندگیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    SABA گفته:
    مدت عضویت: 1986 روز

    سلام استاد عزیزم

    امروز بعد مدت ها وارد سایت شدم و این فایل 122 و انتخاب کردم برای گوش دادن دیدم چه قدر درباره شرایط الانمه!

    الان تو شرایطی هستم که از بعضی از بعد های زندگیم راضی نیستم ناراحتم چون تا همین چند دقیقه پیش فکر میکردم شرایط بیرونی باعث شد من الان وضعیتم مورد علاقم نباشه فلانی و فلانی و فلانی باعث شدن! همش شرک بود و من یه مدت به صورت ناخودآگاه درگیر شرک شدم با اینکه قبلا حواسم به این موضوعات بود ! اما همونطور ک شما همیشه میگید قوانین فرارن و منی که دوسال پیش چندین ماه فایلای شما و گوش میدادم و کلی نتایج خفن گرفته بودم انگار همه چی و فراموش کرده بودم و میترسیدم از اینکه بقیه بخوان بکشنم پایین درصورتی ک بقیه هیچ قدرتی ندارن عوامل بیرونی هیچ قدرتی نداره تا زمانی ک ما اجازه ندیم.

    خیلی ممنونم که همیشه باعث آگاه شدنم میشین شبیه اون نور توی تاریکی️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 1823 روز

    دوستان عزیزی که بهترین دوستان من هستند

    و اخیرا شما دارید در مورد ت

    مرکز صحبت میکنید و طبق سخن شما تو این شرایط من اصلا راجع به اون فکر نمیکنم در گیر نمیشم

    اخبار نمی‌خونم و سعی میکنم تو شرایط آدمها و افراد قرار نگیرم و حتی متهم میشم به بی احساس ما بنی ادمیم ما مگر انسان نیستیم باید در گیر باشیم و خیلی ساده من اعتراض میکنم توضیح نمی‌دم و با لبخندی سرم رو به کار دیگری گرم میکنم

    ما عاجز از تغییر شرایط و دیگران هستیم

    ما خیلی هنر داریم موقعیت و شخصیت خودمون رو تغییر دهیم

    احساس خوب مساوی اتفاق خوب

    تمرکز نکردن رو تا خواسته

    تمرکز رو خواسته

    اعراض

    تمرکز رو خودت

    و اجرای قوانین

    ما را به دلخواه می‌رسونه

    و به قول استاد هر جا هستیم جایی که با فرکانس مون هستیم

    من اگر تو‌موقعیتی قرار بگیرم که نمی‌پسندم حالا به جز شرایط کشور یاد گرفتم مکانم را تغییر دهم

    من اگر انتخاب درست کنم

    من اگر به احساسم گوش بدم و خودمو دست مردم و دیگران ندهم زندگی بهتری خواهم داشت

    افرادی که معترض به شرایط هستند باید ببینند خودشون چه انتخابی کردند

    من سعی کنم تمرکزم روی مثبت ها باشه و زیبایی ها خداوند مرا به شرایط عالی می‌رسونه و به عقیده تجربه کردم یا منو تو شرایط بد و تا خواسته قرار نمیده

    ما باید سمت خودمون رو درست کنیم و دنبال مقصر نباشیم

    خیلی ادارات دولتی میریم خیلی ها غر میزنند

    ولی تو همون شرایط همون جا منم رفتم و‌مارم به راحتی حل شد البته ی مسیری داشت و طی کردم و فقط آموزه های استاد کمک کننده بود و و خداوندی که از بینهایت طریق وارد زندگیمون میشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    پرتو گفته:
    مدت عضویت: 4138 روز

    سلام استاد عزیزم

    خیلی خوشحال میشم و آرامش میگیرم وقتی که روی ماهتون رو میبینم و صدای گرمتون رو میشنوم

    بخصوص وقتهایی که کمی از مسیر منحرف میشم فقط کافیه که بیام توی سایت و فایلها رو گوش کنم و دوره ها رو گوش کنم.

    استاد من این فایل با ارزش رو وقتی دانلود کردم ندیدم که شما نوشتین این فایل ۲۰روز پیش ضبط شده، الان اومدم دیدم کسی اگر کامنتی گذاشته بخونم و متوجه اون نکته که این فایل ۲۰ روز پیش ضبط شده شدم، اولین چیزی که توی ذهنم اومد اون لحظه این بود که گفتم استاد دمتون گرم که انقدر خفن هستین و اونقدر به فرکانس های بالا نزدیک هستین که اینطوری همزمانی بازهم خودشو نشون داد.

    من خیلی ادعای این رو داشتم که عمرا اتفاقات بیرونی به خصوص اتفاقات اخیر بتونه روم تاثیری بذارن و من توجهی نمیکنم به این موضوعات، اما…… این چند روز پام لغزید و از مسیر منحرف شدم و خیلی اخبار رو دنبال میکردم و پیگیر اتفاقات بودم. حتی بعد از پیگیری زیاد خبرها به جایی رسیدم که میخواستم مثل بقیه عمل کنم (منی که توی زندگیم اصلا اخبار نگاه نکردم و گوش نکردم)

    بعد از چند روز پیگیری این اتفاقات و خبرها شب موقع خوابیدن دیدم حالم خیلی بده حس سمی شدن داشتم گفتم خدایا من چرا دارم از مسیر خارج میشم من چرا الان اینطوری بهم ریخته هستم و برعکس همیشه که تاثیر مثبت روی اطرافیانم داشتم داشت همه چیز یه شکل دیگه و بد میشد،

    بعد از اون فهمیدم که ورودی هامو کنترل نکردم و کلا ول و رها شدم توی بدنه جامعه و نتایج عالیم داره کمرنگ میشه

    استاد همه ی حرفاتون یادم اومد،⭐ به خودم گفتم من از فردا هیچ چیز بد و منفی رو حتی نگاهم نمیکنم چه برسه بخوام گوش کنم و یا حتی در موردش صحبت کنم

    تصمیمو گرفتم و صبح دیدم فایل جدید گذاشتین ،اصلا تعجب نکردم از اسمی که برای فایل انتخاب شده بود (چون قانون رو میدونم⭐ از شما یاد گرفتم)

    قلبم اروم گرفت و خدارو شکر میکنم که باز هم منو هدایت کرد و مسیر درست رو بازهم پیدا کردم.

    دقیقا من مسئول زندگی خودم هستم ، منم که اتفاقات زندگی خودمو خلق میکنم، منم که مسئول همه ی جنبه های زندگیم هستم، هیچ عاملی در بیرون از من وجود نداره، تمرکز من فقط و فقط باید روی شخص خودم باشه.. اونموقعست که نتایج و اتفاقات بی نظیرسرو کلشون پیدا میشه، اونموقعست که زندگی جادویی میشه،اونموقعست که خدا به بهترین جاها بهترین اتفاقات هدایتمون میکنه،توی دنیای من فقط من هستم ،هیچ کس هیچ قدرتی تو زندگی من نداره مگر اینکه من بهش قدرت بدم.

    استاد من کامنتی در سایت نمیذارم اما بدونید یکی از شاگردهای خوب شما هستم چون واقعا تلاش خودمو میکنم به همه ی قوانین به درستی عمل کنم و این رو میدونم که تا زمانیکه به آموزههاتون عمل میکنم نتایج شگفت انگیز و زندگی شگفت انگیزی دارم⭐

    کامنت گذاشتن من نشونه ی تکامل منه

    خدایا ما را به راه راست هدایت کن ، به راه کسانی که به آنها نعمت دادی.

    استاد عزیزم ممنونم از شما

    دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    ناهید موسوی گفته:
    مدت عضویت: 2687 روز

    سلام به استاد عزیزم که هر لحظه و ثانیه برای ما آگاهی های ناب و خوبی در نظر داره.

    استاد خوبم ، این روزها بیشتر از هر وقت دیگه ای روی خودم کار کردم ، کنترل ذهن ، رهایی و آوردن فکت برای ذهنم …

    این روزها با اینکه فضای اطراف متفاوته ، خیلی خبرای مختلفی هست ولی بیشتر از هر وقت دیگه ای تلاش کردم روی خودم تمرکز داشته باشم ، هر بار در جواب اینکه الان شرایط چی‌ میشه به خودم میگم فکر کن الان کنار استاد نشستی ، به نظرت چطور داره به این موضوع نگاه میکنه ، اصلا نگاه میکنه یا نه ؟ 😅

    و همین یه فکر ساده باعث میشه کل این ورودی هایی که از دستم خارج میشه و ذهنم رو آشفته میکنه یهو مثل گلی که پودر شده میریزه

    این روزها بیشتر از هر روزی از خودم میپرسم به نظرت استاد چطور به این موضوعات نگاه میکنه ؟ و یکم عمیق تر از توجه به شرایط بیرونی که به نظرم وظیفه کوچیک مایی که اینجا چندین سال از آموزه های شما استفاده کردیم ، از خودم میپرسم در جواب نگرانی ها و ترس هایی که از پس این موضوع میاد باید چه جوابی به خودت و ذهنت بدی ؟در جواب نجوا هایی که درونت گاهی سروصدا میکنن میخوای چیکار کنی ناهید ؟

    خیلی دوست داشتم تو فرکانسی بودم که حتی نگرانی هم سراغم نمیومد و میتونستم با نگاه متفاوتی جهانم رو ببینم ، ولی خبر خوبش برام اینجاس که من توی مسیر تکاملم ، به اون فرکانس هم میرسم

    و این روزا صدایی در من میگه اگه بتونی جواب درستی برای ذهنت بسازی بردی ناهید ، چیزی درون من میگه اتفاقا بهتر شد ، تو ریشه نگرانی درونت رو داری میبینی و وقتشه که مثل همه موضوعات دیگه زندگیت که تغییر دادی این رو هم تغییر بدی

    چون به خوبی میدونم که من افکارم رو تغییر میدم و شرایطم بر همون اساس تغییر میکنه

    این روزها هم مثل روزهای اولی که بیماری قبلی اومد و مردم درگیر حواشی شده بودن میبینم ، و اون زمان روی خودم کار کردم و از این پروسه راضی و خوشحالم ، و بماند که نتایج کسایی که به شدت روی خودشون کار کرده بودن (مثل پگاه عزیزم که از شندین اتفاقات زندگیش تو گام ۱۲ لذت بردم و بفض کردم و براش با تمام وجود پیشرفت و تکامل تو مسیرش رو خواستم) اتفاقات بسیار بهتری رو تجربه کرده بودن ، پس الان خیلی خوب میدونم که وظیفه من در مقابل خودم چیه.

    در مقابل وطنی که در اختبار ناهید داده شده به اسم زندگی بسیار مسئولم ، و بیشترین مسئولیتی که دارم در قبال خودم هست .

    آگاهی هایی که این مدت ساختیم و از استاد عزیزم آموزش دیدیم انقدر ناب و فوق العاده هستن که بتونیم روی خودمون با تمام وجود تمرکز کنیم و بدونیم که وظیفمون چیه

    استاد عزیزم ، لذت بسیار زیادی بردم از این فایل جدیدتون ، از اینکه به من یاد دادید چطور فکر کنم ، از اینکه در کنارتون تبدیل شدم به آدمی که حاشیه رو کنار بذاره و اصل رو دنبال کنه و مهم تر از اون ادمی که بتونه تشخیص بده فرق حاشیه و اصل رو

    ممنون و سپاسگزارم برای اینکه شخصیت های بسیاری از ما به لطف شمایی که دستی از خدا بودید بسیار تغییر کرده و آدم های اگاه تری هستیم

    مریم جان عزیزم ، از شما هم بسیار و با تمام وجود سپاسگزارم ، چون این ندت بیشتر از هر وقت دیگه ای دارم پاسخ گروه عباس منش به موضوعات رو میخونم و خدا میدونه که چقدررررز لذا میبرم ، چقدر ذهن من در لحظه تغییر میکنه و باور های کمبود و … مثل گرد و غبار پاک میشن

    خدا میدونه که این جمله های ارزشمندی که نوشتید ذره ذره دنیای کسایی مثل من که به عنوان یه کتاب مهم که باید دائم خونده بشه رو تغییر داده.

    من با جملاتی که توی مقاله ها هست زندگی میکنم ، و نمیتونم بگم ترکیب مقاله های سایت با فایل های حضوری استاد یکی از بهترین ، بهتریییییین و بهتریییییییییننننننن نعمت های الهیه برای تغییر زندگی به سمت آنچه میخوایم

    توی چند ماه گذشته انقدر فایل از استاد دیدم (دانلودی ها یا محصولاتی که خریدم)

    و بالغ بر صد بار فیلم رو نگه داشتم و گفتم

    این آدممممممم بی نظیرههههه ، آین آدم فوق العادسسسسسسست ، این آدم بی نظیره….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    شیما مطلق گفته:
    مدت عضویت: 1957 روز

    سلام استاد عزیز

    صحبت های شما کاملا درسته و منطقیه ، فقط سوالی که برای من و بیشتر دوستان پیش میاد اینه که در قرآن به مبارزه با ظلم هم در آیات بسیاری اشاره شده ، شما که همیشه مبنای حرفهاتون قرآن هست، لطفا این قضیه رو هم برای ما روشن کنید که میگن اگه در برابر ظلم ، سکوت کردی خودت از ظالمانی، حدیثی از امام علی ست . واقعا در این جور مواقع که خونی ناحق ریخته میشه ، باید چکار کرد؟ مگه قرآن نگفته اگه یه نفر کشته بشه مثل اینه که تمام جامعه بشری کشته شده.من حرف شما رو می فهمم ولی شما برای ما از قرآن بگو ، بله در بعضی آیات حرف از هجرت زده شده ولی نه در تمام آیات.مثل آیه ۷۵ سوره نساء که در کامنت بعدی نوشته شده، این آیات رو لطفا تفسیر کنید ، آیاتی که مربوط به مبارزه در برابر ظلم هست نه هجرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    دانیال گفته:
    مدت عضویت: 1761 روز

    سلام به همه ی عزیزانم

    استاد عالی هستی.

    سال ۹۶ از بندرعباس برای تغییر اوضاع و شرایط زندگیم آمدم تهران در آن روزگار دوستانی داشتم که باهاشون هم خانه شدم در مدت ۵ ماه به نسبت کسانیکه حتی از من خیلی جلوتر بودم و باورهای قوی تری داشتم مثلا نفر کارشناسی ارشد داشت می‌گفت کار نیست و توی خونه نشسته بود من که کاردانی داشتم میگفتم امکان نداره , پیدا میکنم …

    تا بهمن ۹۶ که سر گرونی تخم مرغ مردم شلوغ کردند خانواده چپ و راست تماس گرفت و پیشنهاد برگشت به بندرعباس رو میدادند از اونجایی که شرک داشتم برگشتم . ظهر روزی که رسیدم از شرکت بسیار بزرگ و معتبری تماس گرفتند و گفتند رزومه شما پذیرفته شده و فردا صبح برای مصاحبه تشریف بیارید . وااااای دود داشت از مغزم میزد بیرون و دیگران رو مقصر میدونستم در صورتیکه از بی ایمانی خودم بود …

    گفتم خدایا بزرگم کن بعد هجرت .

    امسال واسه ارشد آمدم تهران , دیگه هم هیچ دوستی نیست که برم خونش دقیقا دوم مهر ماه رسیدم , دانشگاه بهم خوابگاه نداد و من توی مسافر خونه اسکان گرفتم . مجددا تماس های چپ و راست برای برگشت شروع شد که اینبار دیگه نرود میخ اهنین در سنگ و استاقمت کردم و احساسم رو خوب نگه داشتم و این باعث شده که خدا خودش دربی ایجاد کند تا بازم بهم ثابت کنه که همیشه فقط اعتماد به اوست که بهترین و با کیفیت ترین پاسخ را میدهد .

    دیشب یکی از دوستام تماس گرفت که با یکی از آشنایانش صحبت کرده و ازش خواسته من رو بعنوان هم خانه بپذیرد و اون شخص هم قبول کرده

    دو نکته

    ۱. من به احدی سفارش نکرده بودم که پیگیر موردی واسم باشه جز خدا .

    ۲. این شخص خونه رو رهن کرده اونم سه روز پیش ! و من فقط یک هزینه خرجی هست که تقسیم میشه رو بایستی پرداخت کنم

    خدایا صد هزار مرتبه شکر

    در پناه نور الهی باشید

    نثار طلب خیر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      رویا محمدیان گفته:
      مدت عضویت: 1414 روز

      سلام دوست عزیز

      با جمله ات که نوشتی من به هیچ کس سفارشی نکرده بودم جز خدا ناخوداگاه لبخندی از روی اطمینان و اعتماد به ربم و خداوندم روی لبام نشست

      انشاالله ازین لبخند ها و اطمینان ها سهم دل شما و بقیه دوستان باشه💞

      .

      .

      .

      امشب از اینستاگرام استاد خداوند هدایتم کرد به کامنتهای این فایل خداروشکر خیلی بهم کمک کرد

      خداوند همه ی دوستان همفرکانسی و خانواده ی بزرگ عباسمنشی رو واسم نگه داره

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    زهرا زارع گفته:
    مدت عضویت: 1359 روز

    سلام وقتتون بخیر باشه

    من در حواشی اخیر که میگفتن میگیرن همه رو واسه حجاب من در تمام طول این سال ها با هر تیپی که دلم خواست رفتم بیرون و هیچ اتفاقی هم نیفتاد چون همیشه تمرکز روی زندگی خودم و درون خودم بود

    و یه موقع واسه کارای دانشگاهم رفته بودم همه شکایت میکردن که چرا اینجوریه خلاصه همه ناراضی بودند از مراحل اداری، زمانی که من رفتم کارام انقد سریع انجام شد که خودمم باورم نمیشد.و حتی دوستام که رفته بودند دانشگاه اعتراض بود ولی وقتی من رفتم همه جا آروم و ساکت بود، خلاصه. اگه ما تمرکز مون روی خوبی ها زیبایی ها و زندگی مون باشه خیلی راحت تر میتونیم زندگی کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: