این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2022/09/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2022-09-26 03:55:022022-12-12 06:54:43تمرکز بر آنچه می توانم بهبود دهم
763نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
✔️از اولین چیزهایی که از شما یاد گرفتم، یکی همین بود: من مقصرم، من مقصرم، من مقصرم! این مسأله کمکم کرد که دنیا را جور دیگه ای نگاه کنم. چون به قول شما، چیزی که توش مقصر نباشی، نمیتونی تغییرش بدی. بنابراین، من سیبل همه ی اطرافم شدم، مسئولیت پذیرتر شدم و رشد کردم. به خاطر این مفهوم از شما متشکرم🌺
✔️دیشب که داشتیم با ماشین به سمت خانه میامدیم، به اعتراضات مردمی کف خیابان برخوردیم. نیروهای پلیس و لباس شخصی سوار بر موتور به جمعیت کم جوانان حمله کردند. جنگ مغلوبه شد و هر کس به طرفی فرار کرد. منهم با آرامش پشت فرمان نشسته بودم. یک مرتبه همه ی جمعیت غیور پشت فرمان شروع کردند به بوق زدن… راستش یاد آن مفاهیمی افتادم که یادم داده اید: اینکه خلایق هر چه لایق و اینکه اگر در کشوری حکومتی برقرار است، به خاطر اینست که دنیا کارش را درست انجام میدهد و آن حکومت باید برقرار باشد….اینها کاملاً از نظر من درست و حقیقی هستند….
اما بالاخره من هم مثل بقیه، ده ثانیه به انگشتم روی بوق فشار آوردم، چون یک مرتبه یادم آمد که ممکن است شما و مریم بانو، روزی به ایران بیایید…با چیزهایی که راجع به عدم اجبار حجاب در قرآن نوشته آید…و با پوشش خود خواسته و درست مریم بانو، ممکن است هر دو شما را کف خیابان با گلوله بزنند!😔
اخههههه من چی بگممممم جز شکر الله که هر لحظه که نیاز دارم این آگاهی هارو برام آماده و حاضر میکنه تا به وسیله شمااا به گوشم برسه.
استاد عزیزممممم به قبل برمیگردم زمانی که عالمو آدم مقصر بودن غیر خودم،،،،زمانی که جهان هربار بخاطره شکایت های من ،شکایت های بیشتری در زندگیم رخ میداد و این چرخه ادامه داشت ،دارم فکر میکنم اون موقه ها چون بقیه رو مقصر میدونستم و عامل بیرونی مهم تر از خودم بودو همش منتظر بودم اونا تغییر کنن،هیچ وقت اوضاع تغییر نکرد و همچنان این چرخه شکایت و اتفاقات نازیبا بیشتر و بیشتر میشد.
یک سالی هست که روی خودم کار میکنم و عامل بیرونی برام مهم نیست و میگم اول خودم آخر خودم،،،،، به محض اینکه شروع کردم به تغییر درونم ،همه چیز برای من تغییر کرده و همه چیز همونی شده که میخوام،،،،خدایاشکرتتتتت
خودم خالق زندگیم هستم
این باور و این جمله تمام من شده،این قدرتتتتتی که با این جمله گرفتم ،جهااان برام همونجوری شده که میخوام،خدایاشکرتتتتتتت.
شرایط بیرونی هیچ گاه بر وفق مراد ما نبوده و همه ی ما در طول زندگی خود با تضادهای زیادی مواجهه می شویم. افراد موفق و ثروتمند تمرکز خود را بر روی خواسته های خود گذاشته و سعی می کنند سمت خود را عالی انجام داده و اگر شکست خوردند می دانند که اشکال در باورهای آن ها است و به جای تغییر شرایط بیرون زاویه ی نگاه خود را تغییر داده و جهان نیز آن ها را به مکان و شرایط بهتر هدایت خواهد کرد. افراد شاکی همیشه در تمام شرایط معترض بوده و در پی اصلاح و تغییر شرایط بیرونی هستند. نسبت دادن موفقیت به عوامل بیرونی شرک محسوب شده و قدرت خلق زندگی دلخواه را از ما گرفته و چون غیر قابل تغییر هستند هیچ گاه نخواهیم توانست به اهداف خود دست یابیم. اگر می خواهیم نتایج متفاوت بگیریم باید به شیوه ای متفاوت از عموم جامعه رفتار کنیم.جهان بیرون آینه ی درون ماست .
– ما پیش از این تمام اتفاقات زندگی خود را به عوامل بیرونی خصوصا شانس و تقدیر ، پارتی و…..نسبت داده و برای همین واکنش گرا عمل کرده و هیچ هدفی در زندگی خود نداشتیم و دائما با تضادهای گوناگون مواجه می شدیم اما اکنون بسیار بهتر از قبل عمل می کنیم هر چند که اکنون نیز که با ناخواسته ای مواجه می شویم ناراحت شده و واکنش نشان می دهیم اما مدت زمان آن بسیار کوتاهتر از قبل شده و سریع تر می توانیم با به یاد آوردن قوانین و صحبت کردن با خودمان گفتگوهای ذهنی خود را به سمت مثبت جهت دهی کنیم. حذف افراد منفی، تلویزیون و شبکه های اجتماعی برای ما بسیار کمک کننده بوده، همچنین دیدن سریال های زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا نیز در کنترل ذهن و تمرکز بر زیبایی ها بسیار در رسیدن به احساس خوب به ما کمک کرده است.
سلام خدمت استاد عزیز و مریم جان پر مهر و دوستان خوبم
همه چیز منم ، من باید تغییر کنم من کنترلی روی اتفاقات بیرونی ندارم تمرکز روی ناخواسته ها من رو به سمت اونها هدایت میکنه همین دیروز این موضوع رو تجربه کردم خدایا تمرکزم روی ناخواسته ای بود که خیلی آزاردهنده بود برام و اتفاق افتاد و عجیب که در مورد خواسته هام وقتی رپشون تمرکز میکنم به این سرعت اتفاق نمی افته ولی کافیه زوم کنم روی ناخواسته ای و این نشون میده قانون چقدر دقیق عمل میکنه و ذهن من در ترمز ها و باورهای نادرست و ترس ها چقدر قوی تر از مثبت هاس و آنقدر بافت محکم و بتنی داره و زنگار بسته که حتی در مواقعی که مدت هاست روی ذهنم کار کردم و به خیال خودم باورهای محکمی ساختم و روزها و روزها با احساس خوب سپری کردم با یک تلنگر همه چیز در هم میشکنه و برمیگرده به نقطه ی اول و من ناتوان میشم از کنترل ذهنم و دوست دارم فریاد بزنم و به ذهن ملامتگر و سرزنش گر و حسودم بگم خفه شو و فقط به خودت بپرداز و تمرکز کن روی اهداف خودت اما اما اما گاهی زورم به خودم نمیرسه و اونجا میفهمم که ذهنی که سال ها و سال ها عادت کرده به توجه به ناخواسته ها به این راحتی درمان نمیشه و من توی این مدت فقط توانستم لایه ی سطحی ازین زنگار بردارم و راه بسیار باید رفت. اما مطمئنم که با این جرعه توکلی که نوشیدم و ذره نتایجی که شادی اش نور امید را در دلم روشن کرده و من رو قدرتمند کرده برای ادامه دادن به لطف خدای قریبم و یاری شما استاد عزیز این بتن سخت رو شکست میدم و موفق میشم حس خوب و تمرکز بر خواسته ها و هدفم رو عادت هر روزه ای زندگیم قرار بدم .
با اینکه دیروز نوشتم در مورد این فایل اما احساس میکنم که بازم نیاز هست بنویسم و هی بیشتر و بیشتر بشه درکم از این عمل به اگاهی ها و میخوام دوباره مرور کنم همه انچه را ک گفتین
۱- اگه شرایط کاریم بده و هی از مدیر و معاون و ذیحساب اداره ام دارم بد میبینم چ از نظر رفتاری و یا چ از نظر پرداخت حقوق و مزایا، مشکل از اونا نیست مشکل منم که هربار نشستم پیش این و اون بد اونا رو گفتم و هی در مورد ویژگی های بدشون هم با خودم و هم با دیگران صحبت کردم، هرکسی ی وجه خوب داره و ی وجه بد اگه اونا در برخورد با من وجه بدشون رو دارن نمایش میدن مشکل از اونا نیست مشکل از منه که کنترل نمیکنم ورودی هامو و هی به عوامل بیرونی ربط میدم همه چیز رو و حتی اگه واااقعا این ادما بد هم باشن من باااید اونقد رو خودم کار کنم و خوبی هاشون رو ببینم و اعراض کنم از ناخواستهام که خدا منو هدایت کنه به ی جای بهتر و ادمای بهتر، من اگه الاان در این شرایط هستم بخاطر مداری هست ک درحال حاضر توش هستم و اگه من با این ادما هم مدار نبودم که محال بود تو زندگی من میبودن! پس اول باید خودمو افکارم رو بسازم و مدام به زیبایی ها و خواستها توجه کنم تا از اون جنس هم وارد زندگیم بشه.
۲- من تا زمانیکه گله و شکایت کنم از شرایط کاریم و هی بقیه رو مقصر بدونم که وضعیت درامد من بده ک من پیشرفت نمیکنم! تا وقتیکه هی خودمو مقایسه کنم و بگم که نه بابام مقصر بود ک من اومدم تو کار اداری یا فلان استادم مقصر بود که من نتونم پیشرفت کنم و یا فلان دوستم هی منو به سمت بدبختی ها هول داده، که هیچ چیزی تو زندگی من تغییر نمیکنه! تازه بهتر ک نمیشه هیچ، بدتر هم خواهد شد چون دارم به جهان این فرکانس منفی رو میفرستم و من بسیاااااار عوامل بیرونی رو تو ناکامی ها و شکست هام مقصر میدونم ث شاید به زبون بگم اره خودم مقصرم ولی الان متوجه میشم ک از عمق وجودم اینو باور ندارم و هی ی چیزی تو ذهنم میگه نه اگه اینا نبودن تو الان خیلیییی پیشرفت میکردی! در صورتیکه این حیله ذهنه که تو رو تو این شرایط بد نگه داره و هی انرژی ازت بگیره و هی هرروز بی میل تر و بی انگیزه تر بشی نسبت به زندگی و پیشرفت و اهدافی که داری اما وقتیکه عمیقاااا باور داشته باشیم که خودمون مقصریم و چون تغییر خودمون راحتتر از تغییر عوامل بیرونه پس انگیزمون به زندگی و پیشرفت و ثروت و رسیدن به خواستهامون بیشتر و بیشتر میشه
خدااایاااا شکرت برای درک این اگاهی ها ک هرروز بیشتر و بهتر و عمیقتر میشه امیدوارم که بتونم در عمل هم همینجور رفتار کنم وگرنه این حرفها وقتیکه عملی نشه حرف مفته.
عنوان فایل رو چند بار خوندم تمرکز بر آنچه میتوانم بهبود دهم…
اولین موضوعی که از استاد یاد گرفتم این بود که مسئولیت صد در صد اتفاقات زندگی ام رو بر عهده
بگیریم و این قانون رو یاد بگیرم که اگه میخوام جهانم بهتر بشه و تغییر کنه من باید از درون ، شخصیتم و عملکردم تغییر کنه و بهبود پیدا کنه تا شرایطم بهتر بشه و تغییر کنه.
مثلا من در بخش مسائل مالی وقتی توقع ام رو از پدر و مادر ،جامعه ، دولت و هر عامل بیرونی دیگه ای
بر داشتم و به این نتیجه رسیدم که این منم که با بهبود و تغییر خودم میتونم شرایط مالی رو عوض کنم
نتایج حاصل شد ، من نتونستم پدر و مادر شرایط بیرونی و کشور و جامعه ام رو عوض کنم امامیتونستم یک چیز رو بهبود ببخشم و اون هم ذهنیت و نگرش خودم بود با تغییر باورهام کم کم جهانم عوض شد.
یادم میاد چندین سال پیش هر موقع مسابقات شرکت میکردم و نتیجه دلخواهم رو نمیگرفتم داور ، دوری مسیر و بقیه عوامل رو مقصر میدونستم و این دیدگاه در اون سن به من کمکی نمیکرد
یک روز مربی ام حرف قشنگی بهم زد گفت اینقدر خوب بازی کن که هیچ داوری نتونه حق تو نده و حتی یک تماشاچی که قوانین و فن های بازی و داوری رو بلد نیست مطمعن باشه تو برنده ای…
به نام خداوندم که بخشندگیش بی اندازه است ومهربانیش همیشگی وقدرتش بی نهایت.
سلام استادعزیزم ومریم جان
سلام به تمام دوستان عزیزی که کامنت منو میخوانن
خداجونم سپاسگزارم که به این فایل ارزشمند هدایتم کردی تا یکبار دیگه موروری روی خودم وباورهام داشته باشم وردپای برا خودم بزارم.
از زمانیکه درسن 13 سالگی بااجبار پدر مادرم مجبور به ازدواج شدم،حس قربانی شدن در کل زندگیم تا قبل ازآشناییم با سایت استاد همراهم شد.
تمام مراحل زندگیم باسختیهایی که تمومی نداشتن وهر بار به یه شکلی درزندگیم ظاهر میشدن دست وپنجه نرم میکردم وهمیشه بخاطر باور های غلط که از بزرگترها وبزرگان شنیده بودم وبهم گفته بودن که صبر در برابر سختیها اجر وپاداش در درگاه خداوند داری،همین باور غلط باعث شد که هیچ وقت نخوام یه تغییری در افکار وزندگی خودم ایجاد کنم. و همیشه اطرافیان نسبت به خودم وبچهام احساس ترحم داشتن و کل افراد فامیل صبر منو تحسین میکردن که خیلی آزارم میداد این سبک زندگی که این اواخر دیگه بریده بودم.
واما بعداز آشناییم با استادعزیزم دنیام عوض شد باورهام،اعتقاداتم وحتی شکل خدام تازه داشتم کلمه ی توحید رو درک میکردم قربونت برم خداجونم که اینقدر مهربون وبخشنده ای. و به این باور رسیدم که مسیرم اشتباه بوده وتصمیم به تغییر در خودم شدم از همون روزهای اول نتیجه ها خودشونو نشون دادن نمیگم حالا خیلی تغییرات بزرگی داشتم ولی خب همین تغییرات کوچیک که حس وحالم عالی شد حالم خوب بود آرامش داشتم وهمین خیلی خیلی واسم ارزشمند بودانگار تازه متولد شدم وبا اینکه بخاطر باورهای غلط وتو دردیوار بودنم شرایط فراهم نمیشد تمام کمال بشینم روی سایت کار کنم ولی به همان اندازه کمی که رو خودم کار میکردم نتیجه هم میگرفتم وهمینطور باطی کردن تکاملم هردفعه با شرایط بهتر واهمیت ندادنم به حرف اطرافیانم وپای بند بودنم به این قانون وباور کردن استادم با اعماق وجودم،روز به روز حالم بهتر شد رفتار اطرافیانم نسبت بهم عوض شدرفتار خودم زمین تا آسمون تغییر کرد فقط امیدم به خداست واز هیچ کس هیچ انتظار وتوقعی ندارم وبه دیگران کاری ندارم.و الآن به شرایطی رسیدم منی که تا دوماه پیش هیچ فعالیتی در کامنتها نداشتم خیلی مصمم شدم برای خوندن کامنتها وگذاشتن کامنت وشب روزم رو دوختم به این سایت الهی ولذت میبرم ومتوجه گذر زمان نمیشم یه وقت میبینم ساعتها بدون هیچ خستگی تو سایتم.واینقدر امیدم به ادامه زندگیم زیادشده وایمان دارم که انشاالله به لطف خداوندم به بهترین زندگی وبهترین شرایط وبهترین موقعیت وزمانی وبهترین افراد پاکش هدایت میشوم.
به نام خداوندم که بخشندگیش بی اندازه است ومهربانیش همیشگی وقدرتش بی نهایت.
سلام استادعزیزم ومریم جان
سلام به تمام دوستان عزیزی که کامنت منو میخوانن
خداجونم سپاسگزارم که به این فایل ارزشمند هدایتم کردی تا یکبار دیگه موروری روی خودم وباورهام داشته باشم وردپای برا خودم بزارم.
از زمانیکه درسن 13 سالگی بااجبار پدر مادرم مجبور به ازدواج شدم،حس قربانی شدن در کل زندگیم تا قبل ازآشناییم با سایت استاد همراهم شد.
تمام مراحل زندگیم باسختیهایی که تمومی نداشتن وهر بار به یه شکلی درزندگیم ظاهر میشدن دست وپنجه نرم میکردم وهمیشه بخاطر باور های غلط که از بزرگترها وبزرگان شنیده بودم وبهم گفته بودن که صبر در برابر سختیها اجر وپاداش در درگاه خداوند داری،همین باور غلط باعث شد که هیچ وقت نخوام یه تغییری در افکار وزندگی خودم ایجاد کنم. و همیشه اطرافیان نسبت به خودم وبچهام احساس ترحم داشتن و کل افراد فامیل صبر منو تحسین میکردن که خیلی آزارم میداد این سبک زندگی که این اواخر دیگه بریده بودم.
واما بعداز آشناییم با استادعزیزم دنیام عوض شد باورهام،اعتقاداتم وحتی شکل خدام تازه داشتم کلمه ی توحید رو درک میکردم قربونت برم خداجونم که اینقدر مهربون وبخشنده ای. و به این باور رسیدم که مسیرم اشتباه بوده وتصمیم به تغییر در خودم شدم از همون روزهای اول نتیجه ها خودشونو نشون دادن نمیگم حالا خیلی تغییرات بزرگی داشتم ولی خب همین تغییرات کوچیک که حس وحالم عالی شد حالم خوب بود آرامش داشتم وهمین خیلی خیلی واسم ارزشمند بودانگار تازه متولد شدم وبا اینکه بخاطر باورهای غلط وتو دردیوار بودنم شرایط فراهم نمیشد تمام کمال بشینم روی سایت کار کنم ولی به همان اندازه کمی که رو خودم کار میکردم نتیجه هم میگرفتم وهمینطور باطی کردن تکاملم هردفعه با شرایط بهتر واهمیت ندادنم به حرف اطرافیانم وپای بند بودنم به این قانون وباور کردن استادم با اعماق وجودم،روز به روز حالم بهتر شد رفتار اطرافیانم نسبت بهم عوض شدرفتار خودم زمین تا آسمون تغییر کرد فقط امیدم به خداست واز هیچ کس هیچ انتظار وتوقعی ندارم وبه دیگران کاری ندارم.و الآن به شرایطی رسیدم منی که تا دوماه پیش هیچ فعالیتی در کامنتها نداشتم خیلی مصمم شدم برای خوندن کامنتها وگذاشتن کامنت وشب روزم رو دوختم به این سایت الهی ولذت میبرم ومتوجه گذر زمان نمیشم یه وقت میبینم ساعتها بدون هیچ خستگی تو سایتم.واینقدر امیدم به ادامه زندگیم زیادشده وایمان دارم که انشاالله به لطف خداوندم به بهترین زندگی وبهترین شرایط وبهتری
سپاسگزارم وقت گذاشتین کامنتم رو خوندید وبرام کامنت گذاشتین
منم سپاسگزارخداوندم که درکنار دوستانی خوش قلب مث شما قرارم داد تا ازشون انرژی مثبت بگیرم. بی نهایت با اعماق وجودم ازتون سپاسگزارم درپناه الله ی مهربان شادوسالم وثروتمند وسعادتمند در دنیا وآخرت باشین.
سلااااام، عاشقتونم❤️
✔️از اولین چیزهایی که از شما یاد گرفتم، یکی همین بود: من مقصرم، من مقصرم، من مقصرم! این مسأله کمکم کرد که دنیا را جور دیگه ای نگاه کنم. چون به قول شما، چیزی که توش مقصر نباشی، نمیتونی تغییرش بدی. بنابراین، من سیبل همه ی اطرافم شدم، مسئولیت پذیرتر شدم و رشد کردم. به خاطر این مفهوم از شما متشکرم🌺
✔️دیشب که داشتیم با ماشین به سمت خانه میامدیم، به اعتراضات مردمی کف خیابان برخوردیم. نیروهای پلیس و لباس شخصی سوار بر موتور به جمعیت کم جوانان حمله کردند. جنگ مغلوبه شد و هر کس به طرفی فرار کرد. منهم با آرامش پشت فرمان نشسته بودم. یک مرتبه همه ی جمعیت غیور پشت فرمان شروع کردند به بوق زدن… راستش یاد آن مفاهیمی افتادم که یادم داده اید: اینکه خلایق هر چه لایق و اینکه اگر در کشوری حکومتی برقرار است، به خاطر اینست که دنیا کارش را درست انجام میدهد و آن حکومت باید برقرار باشد….اینها کاملاً از نظر من درست و حقیقی هستند….
اما بالاخره من هم مثل بقیه، ده ثانیه به انگشتم روی بوق فشار آوردم، چون یک مرتبه یادم آمد که ممکن است شما و مریم بانو، روزی به ایران بیایید…با چیزهایی که راجع به عدم اجبار حجاب در قرآن نوشته آید…و با پوشش خود خواسته و درست مریم بانو، ممکن است هر دو شما را کف خیابان با گلوله بزنند!😔
بعدش با وجود اصرار خانمم، به خانه برگشتیم🌺
عاشق تک تکتونم❤️🌹
سلام استاد جان
میدونستم که در شرایط حساس کنونی بالاخره از شما یه فایل خواهم دید و هر روز سایتو چک میکردم
من هم به این فکر میکردم که در مقابل ظلم باید ایستاد همونطور که موسی و محمد ایستادن
اما من توان این کارو صادقانه بگم ندارم
چک کردن و دیدن کلیپ های مربوط به جنگ مردم علیه حکومت هم فقط احساسمو بد میکنه
یاد گرفتم که جایی که کاری ازم برنمیاد مسئله رو به خداوند بسپارم
پس این مدت بجای گشتن تو اینستا اونم با کلی وقت و انرژی که باید صرفش کنم تمرکز کنم روی خودم و فایل ها و تمرینات دوره ای که تهیه کردمو انجام بدم
به نام خداوند مهربان
سلام خدمت استاد جان
و خانم شایسته عزیز
اولا خدارو شکر که هر زمان نیاز یه حال خوب دارم
این سایت عالی وپر از انرژی در اختیار من قرار دارد
به لطف استاد عزیز وخانم شایسته
امروز حالم یه چند دقیقه بد شد و شکر خدا سریع
یه جای خلوت پیدا کردم ورفتم سراغ سایت عالی
وحال خوب کن
زدم رو نشانه ها واین فایل عالی رو برام آورد
واقعا به هر چی نیاز داشته باشی با فرکانس هم ن نشانه برات میاد خدا را هزاران بار شکر
من در حدود سال 89به مدت 10سال وارد
سیکل شکایت وگله از خد ا ومردم صاحبکار
پدر ومادر همسر همه وهمه البته بعد ور شکستگی
که برام پیش امد که اینها همه حرف مفته که خدا کمک میکنه چرا پس خدا پول منو از این بنده خدا
نمیگیره پس خدا کجایه چرا این آدم رو به سزای کارش نمیرسونه
همش گله گله هر کسی کهمیدیدم در رابطه با بدبختی وبیچارگی ورشکستگی صحبت میکردم
هیچ نتیجه ای که نداشت بماند هر روز اوضاع
مالی واخلاق ی من با اطرافیان پدر ومادرم
همسرم روز به روز بدتر میشد
تا جای که برای 500 تومان تک تومانی
برا خرید یک بستنی برا پسرم مونده بودم
تا یک سال ونیم پیش که هروز میرفتم باغ
وتنها ی تنها ساعتها با خدا صحبت میکردم
وازش خواهش میکردم که خدایا یک کاری کن خسته شدم
پس کجای چرا به داد من نمیرسی
همش گریه وزاری تا این که با شکر گزاری راندابرن به طور اتفاقی آشنا شدم و شروع کردم به سپاسگزاری کردن ونوشتن هروز کارم همین بود
تا روز سیزدهم نوشتم وتمرینها رو انجام دادم
وشکر خدا با یکی از اساتید مثبت اندیش آشنا شدم
وشروع کردم به انجام تمرین وشکر گزار ی کردن
و بعد از خدا درخواست راهای بهتر رو کردم
که بعد از 10 روز به صورت معجزه وار با یکی از لایوهای استاد عزیزم آشنا شدم وشروع کردم
والان شکر خدا از نظر روابط وضعیت مالی
سلامتی ومعنوی خیلی عالی هستم
خدارو هزاران بار شکر میکنم
خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم خدایا سپاسگزارم
استاد
بنام رب زیبایی ها.
خدایاشکرت برای هر آگاهی که دریافت میکنم.
سلااااام استاد عزیززززم
اخههههه من چی بگممممم جز شکر الله که هر لحظه که نیاز دارم این آگاهی هارو برام آماده و حاضر میکنه تا به وسیله شمااا به گوشم برسه.
استاد عزیزممممم به قبل برمیگردم زمانی که عالمو آدم مقصر بودن غیر خودم،،،،زمانی که جهان هربار بخاطره شکایت های من ،شکایت های بیشتری در زندگیم رخ میداد و این چرخه ادامه داشت ،دارم فکر میکنم اون موقه ها چون بقیه رو مقصر میدونستم و عامل بیرونی مهم تر از خودم بودو همش منتظر بودم اونا تغییر کنن،هیچ وقت اوضاع تغییر نکرد و همچنان این چرخه شکایت و اتفاقات نازیبا بیشتر و بیشتر میشد.
یک سالی هست که روی خودم کار میکنم و عامل بیرونی برام مهم نیست و میگم اول خودم آخر خودم،،،،، به محض اینکه شروع کردم به تغییر درونم ،همه چیز برای من تغییر کرده و همه چیز همونی شده که میخوام،،،،خدایاشکرتتتتت
خودم خالق زندگیم هستم
این باور و این جمله تمام من شده،این قدرتتتتتی که با این جمله گرفتم ،جهااان برام همونجوری شده که میخوام،خدایاشکرتتتتتتت.
استادم ،عاشقتممممم من
خداروشکر که هستی…..
در پناه خدا .
سلام به استاد عزیز
سلام به دوستان خوب خودم
فایلی ارزشمند و فوق العاده عالی را شنیدم
آنچه که اکنون یاد گرفتم این بود که باید تمام تمرکز خودم را بگذارم روی داشته های خودم
وقتی می توانم خودم را تغییر بدهم چرا دنبال تغییر دادن شرایط بیرونی هستم
بجای اینکار تلاش خودم را بگذارم روی باورهای درونی خودم تا آنها را تغییر بدهم و بی شک من آنوقت موفقترین خواهم بود
یاد بگیرم که هیچ عامل بیرونی نمی تواند زندگی من را رقم بزند و این فقط من هستم که با افکار و باورهای خودم می توانم زندگی خودم را بسازم
من خالق شرایط و زندگی خودم هستم
من می توانم براحتی و آسانی با تمرکز روی خودم و داشته های خودم یک زندگی را که آرزوی خودم است را برای خودم بسازم
صحبت های استاد در این فایل واقعا ارزشمند است و هر چه بیشتر روی خودم کار کنم بی شک من پیروزتر خواهم بود
فقط و فقط باید یادم باشد که این من خودم هستم که مسئول شرایط زندگی خودم هستم
ولاغیر
سپاس از استاد عزیز
سپاس از خدای مهربان خودم
سپاس از خدای فراوانی ها
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
شرایط بیرونی هیچ گاه بر وفق مراد ما نبوده و همه ی ما در طول زندگی خود با تضادهای زیادی مواجهه می شویم. افراد موفق و ثروتمند تمرکز خود را بر روی خواسته های خود گذاشته و سعی می کنند سمت خود را عالی انجام داده و اگر شکست خوردند می دانند که اشکال در باورهای آن ها است و به جای تغییر شرایط بیرون زاویه ی نگاه خود را تغییر داده و جهان نیز آن ها را به مکان و شرایط بهتر هدایت خواهد کرد. افراد شاکی همیشه در تمام شرایط معترض بوده و در پی اصلاح و تغییر شرایط بیرونی هستند. نسبت دادن موفقیت به عوامل بیرونی شرک محسوب شده و قدرت خلق زندگی دلخواه را از ما گرفته و چون غیر قابل تغییر هستند هیچ گاه نخواهیم توانست به اهداف خود دست یابیم. اگر می خواهیم نتایج متفاوت بگیریم باید به شیوه ای متفاوت از عموم جامعه رفتار کنیم.جهان بیرون آینه ی درون ماست .
– ما پیش از این تمام اتفاقات زندگی خود را به عوامل بیرونی خصوصا شانس و تقدیر ، پارتی و…..نسبت داده و برای همین واکنش گرا عمل کرده و هیچ هدفی در زندگی خود نداشتیم و دائما با تضادهای گوناگون مواجه می شدیم اما اکنون بسیار بهتر از قبل عمل می کنیم هر چند که اکنون نیز که با ناخواسته ای مواجه می شویم ناراحت شده و واکنش نشان می دهیم اما مدت زمان آن بسیار کوتاهتر از قبل شده و سریع تر می توانیم با به یاد آوردن قوانین و صحبت کردن با خودمان گفتگوهای ذهنی خود را به سمت مثبت جهت دهی کنیم. حذف افراد منفی، تلویزیون و شبکه های اجتماعی برای ما بسیار کمک کننده بوده، همچنین دیدن سریال های زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا نیز در کنترل ذهن و تمرکز بر زیبایی ها بسیار در رسیدن به احساس خوب به ما کمک کرده است.
خدایا شکرت
عاشقتونیم
سلام خدمت استاد عزیز و مریم جان پر مهر و دوستان خوبم
همه چیز منم ، من باید تغییر کنم من کنترلی روی اتفاقات بیرونی ندارم تمرکز روی ناخواسته ها من رو به سمت اونها هدایت میکنه همین دیروز این موضوع رو تجربه کردم خدایا تمرکزم روی ناخواسته ای بود که خیلی آزاردهنده بود برام و اتفاق افتاد و عجیب که در مورد خواسته هام وقتی رپشون تمرکز میکنم به این سرعت اتفاق نمی افته ولی کافیه زوم کنم روی ناخواسته ای و این نشون میده قانون چقدر دقیق عمل میکنه و ذهن من در ترمز ها و باورهای نادرست و ترس ها چقدر قوی تر از مثبت هاس و آنقدر بافت محکم و بتنی داره و زنگار بسته که حتی در مواقعی که مدت هاست روی ذهنم کار کردم و به خیال خودم باورهای محکمی ساختم و روزها و روزها با احساس خوب سپری کردم با یک تلنگر همه چیز در هم میشکنه و برمیگرده به نقطه ی اول و من ناتوان میشم از کنترل ذهنم و دوست دارم فریاد بزنم و به ذهن ملامتگر و سرزنش گر و حسودم بگم خفه شو و فقط به خودت بپرداز و تمرکز کن روی اهداف خودت اما اما اما گاهی زورم به خودم نمیرسه و اونجا میفهمم که ذهنی که سال ها و سال ها عادت کرده به توجه به ناخواسته ها به این راحتی درمان نمیشه و من توی این مدت فقط توانستم لایه ی سطحی ازین زنگار بردارم و راه بسیار باید رفت. اما مطمئنم که با این جرعه توکلی که نوشیدم و ذره نتایجی که شادی اش نور امید را در دلم روشن کرده و من رو قدرتمند کرده برای ادامه دادن به لطف خدای قریبم و یاری شما استاد عزیز این بتن سخت رو شکست میدم و موفق میشم حس خوب و تمرکز بر خواسته ها و هدفم رو عادت هر روزه ای زندگیم قرار بدم .
سلام استاد عزیزم
با اینکه دیروز نوشتم در مورد این فایل اما احساس میکنم که بازم نیاز هست بنویسم و هی بیشتر و بیشتر بشه درکم از این عمل به اگاهی ها و میخوام دوباره مرور کنم همه انچه را ک گفتین
۱- اگه شرایط کاریم بده و هی از مدیر و معاون و ذیحساب اداره ام دارم بد میبینم چ از نظر رفتاری و یا چ از نظر پرداخت حقوق و مزایا، مشکل از اونا نیست مشکل منم که هربار نشستم پیش این و اون بد اونا رو گفتم و هی در مورد ویژگی های بدشون هم با خودم و هم با دیگران صحبت کردم، هرکسی ی وجه خوب داره و ی وجه بد اگه اونا در برخورد با من وجه بدشون رو دارن نمایش میدن مشکل از اونا نیست مشکل از منه که کنترل نمیکنم ورودی هامو و هی به عوامل بیرونی ربط میدم همه چیز رو و حتی اگه واااقعا این ادما بد هم باشن من باااید اونقد رو خودم کار کنم و خوبی هاشون رو ببینم و اعراض کنم از ناخواستهام که خدا منو هدایت کنه به ی جای بهتر و ادمای بهتر، من اگه الاان در این شرایط هستم بخاطر مداری هست ک درحال حاضر توش هستم و اگه من با این ادما هم مدار نبودم که محال بود تو زندگی من میبودن! پس اول باید خودمو افکارم رو بسازم و مدام به زیبایی ها و خواستها توجه کنم تا از اون جنس هم وارد زندگیم بشه.
۲- من تا زمانیکه گله و شکایت کنم از شرایط کاریم و هی بقیه رو مقصر بدونم که وضعیت درامد من بده ک من پیشرفت نمیکنم! تا وقتیکه هی خودمو مقایسه کنم و بگم که نه بابام مقصر بود ک من اومدم تو کار اداری یا فلان استادم مقصر بود که من نتونم پیشرفت کنم و یا فلان دوستم هی منو به سمت بدبختی ها هول داده، که هیچ چیزی تو زندگی من تغییر نمیکنه! تازه بهتر ک نمیشه هیچ، بدتر هم خواهد شد چون دارم به جهان این فرکانس منفی رو میفرستم و من بسیاااااار عوامل بیرونی رو تو ناکامی ها و شکست هام مقصر میدونم ث شاید به زبون بگم اره خودم مقصرم ولی الان متوجه میشم ک از عمق وجودم اینو باور ندارم و هی ی چیزی تو ذهنم میگه نه اگه اینا نبودن تو الان خیلیییی پیشرفت میکردی! در صورتیکه این حیله ذهنه که تو رو تو این شرایط بد نگه داره و هی انرژی ازت بگیره و هی هرروز بی میل تر و بی انگیزه تر بشی نسبت به زندگی و پیشرفت و اهدافی که داری اما وقتیکه عمیقاااا باور داشته باشیم که خودمون مقصریم و چون تغییر خودمون راحتتر از تغییر عوامل بیرونه پس انگیزمون به زندگی و پیشرفت و ثروت و رسیدن به خواستهامون بیشتر و بیشتر میشه
خدااایاااا شکرت برای درک این اگاهی ها ک هرروز بیشتر و بهتر و عمیقتر میشه امیدوارم که بتونم در عمل هم همینجور رفتار کنم وگرنه این حرفها وقتیکه عملی نشه حرف مفته.
به نام حضرت دوست که هر چه دارم از اوست
روز 122 فصل 5 روز شمار تحول زندگی من
تمرکز بر آنچه می توانم بهبود دهم
عنوان فایل رو چند بار خوندم تمرکز بر آنچه میتوانم بهبود دهم…
اولین موضوعی که از استاد یاد گرفتم این بود که مسئولیت صد در صد اتفاقات زندگی ام رو بر عهده
بگیریم و این قانون رو یاد بگیرم که اگه میخوام جهانم بهتر بشه و تغییر کنه من باید از درون ، شخصیتم و عملکردم تغییر کنه و بهبود پیدا کنه تا شرایطم بهتر بشه و تغییر کنه.
مثلا من در بخش مسائل مالی وقتی توقع ام رو از پدر و مادر ،جامعه ، دولت و هر عامل بیرونی دیگه ای
بر داشتم و به این نتیجه رسیدم که این منم که با بهبود و تغییر خودم میتونم شرایط مالی رو عوض کنم
نتایج حاصل شد ، من نتونستم پدر و مادر شرایط بیرونی و کشور و جامعه ام رو عوض کنم امامیتونستم یک چیز رو بهبود ببخشم و اون هم ذهنیت و نگرش خودم بود با تغییر باورهام کم کم جهانم عوض شد.
یادم میاد چندین سال پیش هر موقع مسابقات شرکت میکردم و نتیجه دلخواهم رو نمیگرفتم داور ، دوری مسیر و بقیه عوامل رو مقصر میدونستم و این دیدگاه در اون سن به من کمکی نمیکرد
یک روز مربی ام حرف قشنگی بهم زد گفت اینقدر خوب بازی کن که هیچ داوری نتونه حق تو نده و حتی یک تماشاچی که قوانین و فن های بازی و داوری رو بلد نیست مطمعن باشه تو برنده ای…
خدایا شکرت که آگاهی این لحظه رو دریافت کردم.
به نام خداوندم که بخشندگیش بی اندازه است ومهربانیش همیشگی وقدرتش بی نهایت.
سلام استادعزیزم ومریم جان
سلام به تمام دوستان عزیزی که کامنت منو میخوانن
خداجونم سپاسگزارم که به این فایل ارزشمند هدایتم کردی تا یکبار دیگه موروری روی خودم وباورهام داشته باشم وردپای برا خودم بزارم.
از زمانیکه درسن 13 سالگی بااجبار پدر مادرم مجبور به ازدواج شدم،حس قربانی شدن در کل زندگیم تا قبل ازآشناییم با سایت استاد همراهم شد.
تمام مراحل زندگیم باسختیهایی که تمومی نداشتن وهر بار به یه شکلی درزندگیم ظاهر میشدن دست وپنجه نرم میکردم وهمیشه بخاطر باور های غلط که از بزرگترها وبزرگان شنیده بودم وبهم گفته بودن که صبر در برابر سختیها اجر وپاداش در درگاه خداوند داری،همین باور غلط باعث شد که هیچ وقت نخوام یه تغییری در افکار وزندگی خودم ایجاد کنم. و همیشه اطرافیان نسبت به خودم وبچهام احساس ترحم داشتن و کل افراد فامیل صبر منو تحسین میکردن که خیلی آزارم میداد این سبک زندگی که این اواخر دیگه بریده بودم.
واما بعداز آشناییم با استادعزیزم دنیام عوض شد باورهام،اعتقاداتم وحتی شکل خدام تازه داشتم کلمه ی توحید رو درک میکردم قربونت برم خداجونم که اینقدر مهربون وبخشنده ای. و به این باور رسیدم که مسیرم اشتباه بوده وتصمیم به تغییر در خودم شدم از همون روزهای اول نتیجه ها خودشونو نشون دادن نمیگم حالا خیلی تغییرات بزرگی داشتم ولی خب همین تغییرات کوچیک که حس وحالم عالی شد حالم خوب بود آرامش داشتم وهمین خیلی خیلی واسم ارزشمند بودانگار تازه متولد شدم وبا اینکه بخاطر باورهای غلط وتو دردیوار بودنم شرایط فراهم نمیشد تمام کمال بشینم روی سایت کار کنم ولی به همان اندازه کمی که رو خودم کار میکردم نتیجه هم میگرفتم وهمینطور باطی کردن تکاملم هردفعه با شرایط بهتر واهمیت ندادنم به حرف اطرافیانم وپای بند بودنم به این قانون وباور کردن استادم با اعماق وجودم،روز به روز حالم بهتر شد رفتار اطرافیانم نسبت بهم عوض شدرفتار خودم زمین تا آسمون تغییر کرد فقط امیدم به خداست واز هیچ کس هیچ انتظار وتوقعی ندارم وبه دیگران کاری ندارم.و الآن به شرایطی رسیدم منی که تا دوماه پیش هیچ فعالیتی در کامنتها نداشتم خیلی مصمم شدم برای خوندن کامنتها وگذاشتن کامنت وشب روزم رو دوختم به این سایت الهی ولذت میبرم ومتوجه گذر زمان نمیشم یه وقت میبینم ساعتها بدون هیچ خستگی تو سایتم.واینقدر امیدم به ادامه زندگیم زیادشده وایمان دارم که انشاالله به لطف خداوندم به بهترین زندگی وبهترین شرایط وبهترین موقعیت وزمانی وبهترین افراد پاکش هدایت میشوم.
سلام فاطمه جان دوست عزیزم
سپاسگذارم هستی
بودنت آرامش وامنیت دارد
سپاسگذارم مکتوب میکنی
سپاسگذارم
سپاسگذارم
به نام خداوندم که بخشندگیش بی اندازه است ومهربانیش همیشگی وقدرتش بی نهایت.
سلام استادعزیزم ومریم جان
سلام به تمام دوستان عزیزی که کامنت منو میخوانن
خداجونم سپاسگزارم که به این فایل ارزشمند هدایتم کردی تا یکبار دیگه موروری روی خودم وباورهام داشته باشم وردپای برا خودم بزارم.
از زمانیکه درسن 13 سالگی بااجبار پدر مادرم مجبور به ازدواج شدم،حس قربانی شدن در کل زندگیم تا قبل ازآشناییم با سایت استاد همراهم شد.
تمام مراحل زندگیم باسختیهایی که تمومی نداشتن وهر بار به یه شکلی درزندگیم ظاهر میشدن دست وپنجه نرم میکردم وهمیشه بخاطر باور های غلط که از بزرگترها وبزرگان شنیده بودم وبهم گفته بودن که صبر در برابر سختیها اجر وپاداش در درگاه خداوند داری،همین باور غلط باعث شد که هیچ وقت نخوام یه تغییری در افکار وزندگی خودم ایجاد کنم. و همیشه اطرافیان نسبت به خودم وبچهام احساس ترحم داشتن و کل افراد فامیل صبر منو تحسین میکردن که خیلی آزارم میداد این سبک زندگی که این اواخر دیگه بریده بودم.
واما بعداز آشناییم با استادعزیزم دنیام عوض شد باورهام،اعتقاداتم وحتی شکل خدام تازه داشتم کلمه ی توحید رو درک میکردم قربونت برم خداجونم که اینقدر مهربون وبخشنده ای. و به این باور رسیدم که مسیرم اشتباه بوده وتصمیم به تغییر در خودم شدم از همون روزهای اول نتیجه ها خودشونو نشون دادن نمیگم حالا خیلی تغییرات بزرگی داشتم ولی خب همین تغییرات کوچیک که حس وحالم عالی شد حالم خوب بود آرامش داشتم وهمین خیلی خیلی واسم ارزشمند بودانگار تازه متولد شدم وبا اینکه بخاطر باورهای غلط وتو دردیوار بودنم شرایط فراهم نمیشد تمام کمال بشینم روی سایت کار کنم ولی به همان اندازه کمی که رو خودم کار میکردم نتیجه هم میگرفتم وهمینطور باطی کردن تکاملم هردفعه با شرایط بهتر واهمیت ندادنم به حرف اطرافیانم وپای بند بودنم به این قانون وباور کردن استادم با اعماق وجودم،روز به روز حالم بهتر شد رفتار اطرافیانم نسبت بهم عوض شدرفتار خودم زمین تا آسمون تغییر کرد فقط امیدم به خداست واز هیچ کس هیچ انتظار وتوقعی ندارم وبه دیگران کاری ندارم.و الآن به شرایطی رسیدم منی که تا دوماه پیش هیچ فعالیتی در کامنتها نداشتم خیلی مصمم شدم برای خوندن کامنتها وگذاشتن کامنت وشب روزم رو دوختم به این سایت الهی ولذت میبرم ومتوجه گذر زمان نمیشم یه وقت میبینم ساعتها بدون هیچ خستگی تو سایتم.واینقدر امیدم به ادامه زندگیم زیادشده وایمان دارم که انشاالله به لطف خداوندم به بهترین زندگی وبهترین شرایط وبهتری
سپاسگذارم
سپاسگزارم
سلام آقاجمال عزیز دوست خوبم.
سپاسگزارم وقت گذاشتین کامنتم رو خوندید وبرام کامنت گذاشتین
منم سپاسگزارخداوندم که درکنار دوستانی خوش قلب مث شما قرارم داد تا ازشون انرژی مثبت بگیرم. بی نهایت با اعماق وجودم ازتون سپاسگزارم درپناه الله ی مهربان شادوسالم وثروتمند وسعادتمند در دنیا وآخرت باشین.