این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2022/09/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2022-09-26 03:55:022022-12-12 06:54:43تمرکز بر آنچه می توانم بهبود دهم
763نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام الله یکتام و استادعزیزم و مریم بانو که همیشه حضور داره حتی اگه صداش نیاد یا دیده نشه توی فایل
من به جرات میگم که بارها و بارها تجربه دارم به خاطر تمرکز روی چیزی که نمیخواستم و با غرزدن بیشترشم میکردم و خودم خبر نداشتم..اینکه هرچیزی پیش می اومد انگار باید هرکسی از در میومد داخل بهش گفته میشه با هرجا میرفتیم صحبتش میشد و منم به عنوان عقل کل باید راجع بهش صحبت میکردم و نظرات حق به جانبم و اون مظلوم نماییهایم رو هم به نمایش میذاشتم…خدای من رب ارحم راهمینم صدای منو شنید که کمک خواستم ازش و اونم که سریع العجابس هدایتم کرد و من الان در کنار شما عزیزان هستم….من کسی بودم که همیشه مقصر رو خانوادم میدونستم و همیشه وقتی با خواهرام یا خاله یا نزیدیکانمون صحبتش میشد فقط پدرم مقصر بود(بنده خدا دلم میسوزه )حتی مادرمم مقصر نمیدونستیم و تجربه هایی رو گذروندیم که گفتنش اینجا نمیگنجه….اما یه چیزی درون من بود که میگفت حرکت کن..همیشه میگفتم من باید یه کاری کنم و خواهرام منو مسخره میکردن که مریم دوباره شروع کرد و میخندیدن….اما میدونستم که به چیزی وجود داره که من ازش خبر ندارم نمیدونستم باید چیکار کنم اما میدونستم که باید یه کاری یه حرکتی انجام بدم…اون روزا از زندگی اولم جدا شده بودم..الان میدونم تمام اون تجربهها به خاطر توجه به ناخواسته هد و عدم اعتماد به نفسم و مقصر بودن همه جز خودم ….خداروشکر میکنم که بعد اون همه چک و لقد که فکر میکنم توی خانوادم کمترین چک و لقدهارو من خوردم و به این سایت بی نظیر هدایت شدم…البته سالهاست که بعد از خارج شدن از رابطه اولم توی زندگیم با مباحث موفقیت آشنا شدم البته اواخر زندگی اولم آشنا شدم و اون روزا حال خودمو خوب نگه میداشتم و لی صحبت کردن راجع به مسائلی که دوس نداشتم همون تضادها باعث شد زندگی اولم به پایان برسه خودم داشتم این کارو میکردم اما نگاهم و انگشت اشارم به سمت همسرم بود…چقدر این مسئله مهمه که بفهمیممم که ما خودمونیم که تجارب زندگیمونو میسازیم. تجربه میکنیم من به جرات میگم ..من توی خانواده پرجمعیت زندگی کردم و اینو بگم من تنها کسی هستم که توی خانوادم از ایران خارج شدم کاملا هدایتی حتی از فرزندم..و خدا میدونه چقدر شادم و احساس آرامش دارم..مریمی که وابسته بود الان سالهاست البته توی ایرانم من آغاز کرده بودم تکاملم رو برای بهبود خودم و خیلی آدمها از زندگی من رفتن و اینقدر ادامه دادم که الان اینجام…به قول استاد هرچقدر کار کنی نتیجه میگیری..وقتی یه ذره از مسیر دور میشم سریع احساسم الارم میده که مریم کجا داری میری حواست هست
سریع خودمو جمع و جور میکنم..خداروشاکرم بی نهایت و استاد عزیزم که روزی دیگه نخواست مثل قبل زندگی کنه و زندگیشو تغییر داد و باعث تغییر زندگی خیلی از آدما شد…من توی مسیر موفقیت بودم اما تا زمانی که با شما آشنا شدم نمیدونستم تضادها و تمرکز به آنها از همان جنس رو به زندگیت میاره و اینکه این تضادها اومده که خواسته هاتو واضح کنی جانانم مریمم…و اینکه خدا یه سیستمه نه احساساتی میشه نه خشمگین …فقط به احساسات و فرکانسات پاسخ میده عزیزم…همین 3مورد رو همیشه یادم بمونه بسه برام …همینارو بتونم در عمل اجرا کنم کلی کار کردم..هرچقدر یاد میگیرم بازم کمه
از خداوند میخوام در مسیر مارا ثابت قدم نگه داره و توی مسیر بمونیم تا عالی زندگی کنیم و جهان رو به جای بهتری تبدبل کنیم..دوستتون دارم و به پناه الله یکتا میسپارمتون
جونم براتون بگه خیلی حالم خوب شد با این فایل سپاس فراوان برای این دو سوال زیبا که منو برد به 7 سال پیش
زمان خواستگاری همسرم از من چقدر من به همه چی غر میزدم و جنگ داشتم …
مدام واسم جای سوال بود چرا برام کادو و از این مدل وسایلهایی که برای عروس میارن توی مناسبتهای مختلف انقدر کمه یا نمیارن!!!
اصلا چه وضعی که آبروریزی بود همش مجبور بودیم لاپوشانی کنیم آخه من یه تک دختر پر توقع بودم از دیگران که باید برام یه کار انجام بدن تا من لذت ببرم ،همه مسول لذت بردن بیشتر من از زندگی بودن و وظایفی داشتن جز خودم
خلاصه وضعیت بد و بدتر شد ….
تا حدود دو سال پیش که با مباحث ذهنی و عالم درون آشنا شدم و این روایت
که بیرون ز تو نیست هر آنچه در عالم هست
در خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی
به خودم اومد
خیلی برام جالب بود که هر چی بیشتر روی خودم دنیای درونیم و احساس لیاقت و ارزشمندیم کار میکنم هر چه بیشتر خودم رو کندو کاو میکنم و با قوانین آشناتر میشم همه چی از بیرون تغییر میکنه جالبه که من الان نه نو عروسم نه مناسبت خاصی هست ولی همون خانواده همسر که اون زمان آب از دستشون برای من نمیچکید الان پشت هم برام کادو و محبت دارن
وای که چقدر من از خدای خودم ممنونم که منو با دنیای درون آشنا کرد و استادی چون شما رو در مسیرم قرار داد که انقدر ساده و کارآمد قوانین رو برای استفاده در زندگی روزمره بیان میکنید
استاد من در گذشته فکر میکردم که همه ی کارها را باید خودم انجام بدهم و اگر ثروت و پول و موفقیتی هم هست بایستی با تلاش خودم به آن برسم و خدا هست ولی فقط یک اسم معنوی هست در زندگی من که یدک صفات خوب را با خودش میکشد و اگر به مشکلی هم برخورد می کردم و آن مشکل حل می شد میگفتم که آره خدا کمک کرد ولی اگر اون فرد یا اون رئیس یا اون فلانی که باباش رئیس فلان جا هست نبود که نمی شد و شرکی که در وجودم داشت اجازه ی دیدن اون قدرت الهی و ماورایی را نمی داد و کم کم پس از گذشت سالها و سالها به من اثبات شد که حمید اگر پول میخوای فقط خودت باید این را به دست بیاری والسلام حالا شغلی که در آن بودم را نمی دیدم حقوقی که ماهانه به حسابم واریز می شد را نمی دیدم سلامتی ای که داشتم را نمی دیدم همسر ایده آلی که خداوند برای من فراهم کرده بود را نمی دیدم ویک عالمه نعمت و موهبت بود و من نمی دیدم من فقط پولی که به دست بیاورم را می دیدم اونم اگر پول بزرگی می بود که می شد با اون خونه یا ملک بخرم و همه ی این دیدگاه هم فقط به خاطر صحبت های اطرافیانم بود که میگفتند ببین سعی کن یک خونه ای برای خودت دست و پا کنی وگرنه زندگی سخته زندگی پدرت رو در میاره نمیدونم اجاره نشینی سخته و از این جور حرف ها من برای اینکه عملی کنم باورهای مخرب توی ذهنم را دست به یک کار ابلهانه زدم و همین کار ابلهانه موهبت و توفیق خدای مهربان بود که باعث رشد و پیشرفت هرچه بیشتر من شد حالا داستان را براتون میگم :
با توجه به موارد بالا که بهتون گفتم و باورهای شرک آلودی که داشتم هدایت شدم به اینکه اگر ماشین تصادفی بخرم و درستش کنم و مجددا بفروشم میتونم یک پول خیلی خوبی به دست بیارم و وام گرفتم و رفتم از یک شهر دیگه یک خودرو تصادفی خریدم و با جرثقیل و کامیون به شهر خودمون آوردم و گذاشتم در یک گاراژی تا تعمیر کار اون را درست کنه اون تعمیر کار اوایل خیلی با ذوق و سریع شروع به بازکردن تجهیزات ماشین کرد و تعمیر اون ماشین را آغاز کرد وسط کار گفتش که یک سری قطعه لازم هست بخرید تا ادامه ی کار را ببریم جلو من اونجا متوجه شدم این خوردو بسیار کمیاب هستش و قطعات اون هم به شدت گران هست و بایستی استوک پیدا کنم و براش تهیه کنم من که اون موقع فهمیدم که حسابی کم آوردم چون اقساط اون وام را بایستی می دادم خرج و هزینه زندگی و کرایه خونه هم بود و ضمن اینکه تجهیزات و لوازم گران هم بایستی تهیه می کردم هیچی همش منتظر بودم که حقوقم را سر ماه بگیرم و برم یک سری تجهیزاتی را که ماشین میخواد بخرم و میرفتم یک قطعه میخریدم و انتظار داشتم که اون تعمیرکار الان دیگه یک ماشین سالم روبه راه به من تحویل بده و اون تعمیرکار هم که دیده بود به سختی تجهیزات را تامین میکنم کلا ماشین رو گذاشته بود یک گوشه گارارژ و هیچ دست هم بهش نمی زد یک سال کامل گذشت هیچ اتفاقی نیافتاد و وکالت ماشین هم تموم شده بود نه پول داشتم که ماشین را کامل کنم نه صاحب اون ماشین بودم و نه میتونستم ازش استفاده کنم و فقط داشتم زجر میکشیدم و یک سال کامل تحت اضطراب و استرس بودم و خیلی اذیت شدم فقط به این خاطر که خدا رو به عنوان یگانه رب این جهان باور نداشتم که اون میتونه کن فیکون کنه وقتی که من بنده ازش بخوام .
یکروز گفتم دیگه خسته شدم دیگه کم آوردم میزارمش این ماشین را داخل سایت دیوار و همینجوری میفروشمش و رفتم داخل یک ساندویچی و مدتی که داشت ساندویچم را آماده می کرد من فقط داشتم، های های گریه می کردم و به خدا میگفتم بابا کم آوردم فق تویی که فریادرس من هستی و هیچ کسی فریادرس من نیست ای خدا تو کجایی و من به هر خیری که از تو به من برسه محتاجم ساندویچم را خوردم یک کمی آرامش گرفتم و رفتم سر کارم و گفتم خدایا خودت میدونی والسلام. اونجا بود که زنگ کائنات به صدا دراومد و نیروهای غیبی به یاری من شتافتند ظهر که از اداره می اومدم یک نفر تماس گرفت و گفت ماشین را میخوام و بعد از ظهر یک جایی قرار بذارید ماشین را بخریم و همه چیز تموم شه من یک ماشین چینی شاسی بلند داشتم ولی اون آقای خریدار یک سوزوکی داشت رفت و اون را فروخت و ماشین را همونجوری از من خرید و من هم تمام وکامل تمام مدارک و لوازم ماشین را بهش دادم و قبلش رفتم شهری که ماشین را خریده بودم و وکالت جدید گرفتم و همه چیز تموم شد و رفتم قسمتی از وام هایی رو که توی این یکسال ایجاد کرده بودم پرداخت کردم و برکت و فراوانی بسیاری وارد زندگیم شد و با فایل های استاد آشنا شدم و فقط رو به رشد و بهتر شدن پیش رفت . از اونجا متوجه شدم حمید آقا یک نیروی الهی در این جهان هست که داره همه چیز را مدیریت میکنه از جمله کار و مسیر رشد و زندگی تو را و تو باید فقط به او توکل کنی و از این مسیر لذت ببری و خودت را به اون بسپاری و بدونی که هیچ قدرتی مافوق قدرت الله نیست و فقط مسیر درستی و راستی هستش که جواب میده .
به نام خدای هدایتگر, که هدایت میکند کسانی که هدایت میپذیرند.
سلام به خانواده عباسمنشی و استاد عزیزم.
زمان دبیرستان من مدرّس هایی داشتم که همه ازشون ناراضی بودن از جمله خودمن.هروز غر میزدم و ازشون گله میکردم و ازشون بد میگفتم. و به طرز ناجوری اوضاع هی بدتر و بدتر میشد جوری که واقعا نمیتونستم تحمل کنم.
ولی خوب یک روز نشتم و با فکر کردم و تصمیم گرفتم که تغییر کنم و از خدا خواستم که هدایتم کنه.
و شروع کردم به نوشتن خوبی های استاد هام و اونهارو باخودم دور میکردم.
و هربار توی جمعی ازشون بد میگفتن من اون خوبی هارو به اونا میگفتن و بعد یه مدت خیلی کوتاه واقعا نتایج خوبی گرفتم.
و این بود از نتیجه ایی که در هر دوصورت گرفته بودم.
من واقعا حیرت زده شدم با این فایل.حسم میگفت تو این اوضاع حتما با بچه ها ارتباط میگیرید ولی با خودم میگفتم اینستا و کلاب هوس که قطعه و کمی ناامید بودم که امروز با دیدن این ویدیو بینهایت خوشحال شدم.
برای چهارمین بار پلی کردم و دیدم و شنیدم این فایل بسیار ارزشمند رو…
چقدررر یک فایل مناسب در زمان مناسب تاثیرگزار هست.خدارو هزاران بار شکر میکنم.
بخاطر وجود شما استاد عزیزم خدارو بارها و بارها شکر میکنم.خانوم شایسته عزیز ممنون که در زمان مناسب این فایل رو آپلود کردین رو سایت.
واقعا دونه دونه حرف ها و گوشزد هاتون درسته استاد،من دیروز صبح قبل اینکه برم سرکار حدودا فقط سه چهار دقیقه رفتم تو اینستاگرام و چندتا ویدیو و عکس دیدم انقدر روم تاثیر منفی داشت و حالم رو بد کرد که تا بعدازظهر اعصابم خورد بود.
من با همرنگ جماعت شدن به چشم حال بد خودم رو درک کردم و از اونجا که حال بد باعث بوجود اومدن اتفاقات بد هست دیگه اینستاگرام رو باز نکردم و هیچ اخباری نخوندم.
استاد گلم ممنونم بخاطر این فایل عالی و صحبتای ارزشمندتون.مطمعنم تنها راه تمرکز رو خودم تو این شرایط گوش دادن بارها و بارها این فایل هست.
خدایا شکرت که چنین استاد شوکولاتی دارم،خوشمزه ترینی استاد😄❤❤
سلام ودرود بر شما استاد عزیز و خانم شایسته گرامی و اشخاصی که این کامنت را مطالعه میکنند استاد الان دارم معنی این حرفتون را متوجه میشم که میگفتید نتایج تا زمانی میاد، حال خوب تا زمانی میاد که ما روی خودمون کار کنیم.
ورودی مثبت دقیقا مثله غذا خوردنه تو نمیتونی بگی من امروز غذا میخورم تا هفته دیگه غذا نخورم و یا امروز نفس میکشم تا فردا نفس نکشم این یه کاریه که همیشه باید انجام بدی.🙂🙂🙂
راستیاتش من تا هفته پیش اصلا سراغ اخبار نمیرفتم و اصلا هیچ چیزی را چک نمیکردم تا اینکه برای رخداد های اخیر خیلی وسوسه شدم و رفتم به کانال های تلگرامی سر زدم استاد از همون روز اول حالم بد شد تا اخر هفته چون برای تظاهرات بیرون میرفتم حالم بدجور ریخت به هم تا جایی که شب ها خوابم نمیبرد معده ان درست کار نمیکرد و اسهال گرفتم تو خواب پریشون میشدم و در طول روز حالم میریخت بهم جوری که عصبانی میشدم و به خانوادم بی احترامی میکردم.
تا اینکه دو روز پیش ریشش را پیدا کردم و فهمیدم چون توجه من به ناخواسته است ناخواسته را جذب کردم و دلیل همه ی این ها هم یه چیزه:
به هرچیز توجه کنی از جنس همون وارد زندگیت میشه و دیگه بخودم تعهد دادم اخبار چک نکنم تا حالم بهتر شه و زندگیم سرشار از عشق و حال خوب شود.
به محض اینکه توبه کردم شما این فایل را روی سایت گذاشتید و باز دوباره من این را به عنوان نشانه دریافت کردم که جهان به فرکانس های من پاسخ میده و زمانی که فرکانست را عوض میکنی جهان کمکت میکنه به همون سمت بری.
طبق قران(کل نمد هولاء و هولاء)
ما به همه کمک میکنیم چه کسانی که راه اشتباه را میخواهند بروند و چه کسانی که راه درست را.😍😍😍
استاد بازم برامون فایل بذارید نمیدونید چه قدر انگیزه گرفتم بعد از این فایل.
خداراشاکرم بابت این پست.
خداراشاکرم بابت استاد مهربانم که بی پرده صحبت میکند.
خداراشاکرم که قوانین بدون تغییر خلق کرده.
خداراشاکرم که دلیل حال بد هفته گذشتم را فهمیدم.
خداراشاکرم بابت محیط عالی و پاکسازی شده سایت عباس منش دات کام.
خداراشاکرم بابت کامنت های فوق العاده باکیفیت بچه های سایت. (مثل کامنت سعیده خانم که قبل از نوشتنم اون را خواندم و حالم را عالی کرد.🙃)
این جمله شما بجای مقصردونستن شرایط بیرونی چیزی که من میتونم تغییرش بدم قوانین فیفا حالا درمثال شما ودرمثال خودم رفتارادمهاافکارادمهاقوانین جامعه وباشگاه نیست اونی که من میتونم تغییرش بدم خودم هستم ذهنم هست احساساتم هست
استادمن اینقدر روی رفتاربد مادرم وهمسرم تمرکز میکردم واونها رو مقصرمیدونستم که بدترین رفتار از اونها میدیدم تازه داشتم روی خودم کار میکردم ولی اعراض از زشتی وبدی و درعمل اجرا نمیکردم
استاد من مثال ادمی هستم که اعراض میکنه از خداوعشق وزیبایی ونیکی
وچقدر ادعا داشتم که دارم قانون ودر عمل اجرا میکنم
کاش یه فایل درباره منم منم وبلدم بلدم بذارین بصورت اختصاصی که چقدر این باور اجازه نمیده رشد کنیم وقتی تسلیم نبودم میگفتم من دارم روی خودم کار میکنم اینا مشکل دارن اینا بایدعوض بشن
واقعا کنترل ذهن یه چیز فانتزی وادا دراوردنی نیست حالا یه چیزی نمیدونم این افکار خراب من یا واقعا این فکر من درست که هرکیومیبینم که دم از مثبت اندیشی میزنه انگارفیک انگاراصلا نمیدونه کنترل ذهن چیه مثل خودم چون خودم بودم تواین شرایط قشنگ درک میکنم نفهمیدیم کنترل ذهن واقعا چیه تمرکز روی نکات مثبت واعراض ازنازیبایی چیه
استاددراستای عملگرایی به اگاهی ها امروز صبح که داشتم میرفتم مدرسه دخترم توذهنم داشتم با مسئول اونجا میجنگیدم یه لحظه اگاه شدم گفتم زهره تو کنترلی روی رفتاربقیه نداری من توی سریال زندگی دربهشت وسفربه دورامریکا ازتون یه درس بزرگ گرفتم اونم احترام گداشتن به قوانین مثل قوانین اپارتمان واینا گفتم ببین مدرسه قانون داره تونباید برعلیه قانون اونجا بجنگی واعتراض کنی
استادیه لحظه اروم شدم وبه خودم اومدم بعدگفتم پس اینکه من با ذهنم زندگیمو میسازم چیه قوانین ملتها وجامعه کشک پس این چی میشه
استاد من اینجوری منطقی کردم برای خودم که من میتونم با افکارم با ذهنم اونجوری که دوست دارم مسئول اونجا بامن برخورد کنه نه اینکه برم دادوبیداد کنم
قضیه همین همه چیز کنترل ذهن ما باذهنمون میتونیم فرکانسی به جهان بفرستیم که همه چیز به نفع ماباشه نه با دادوبیداد ودرگیری ومن میدونم
این تیکه از جمله زیباتون که من نمیتونم کنترلی روی قیمت گوشت واینا داشته باشم میتونم کنترل روی ذهنم داشته باشم واینکه اونقدر من عالی بشم که نیازنباشه خودموثابت کنم به کسی یا بخوام تغییرشون بدم من تغییرکنم وبا نتایجم حرف بزنم
استاد زیپ دهنم بستم وبجای اینکه به مادرم به فلانی بگم من میدونم این راه درسته برم واردش بشم مگه نمیگم من میدونم این راه درست پس برو ونتیجه بگیر برو اونقدر خوب باش که نتایجت همه رو متحیر کنه استاد خیلی خوب با این منطق فوق العادتون که توبرو۴ به یک حریفتوببر بذار یه پنالتی هم به نفع اون بگیرن ولی توعالی باش نشست تو وجودم که رها شدم از عوامل بیرونی ونشستم سرجام ودارم عالی روی خودم کارمیکنم
استادمنو راحت کردید با این فایلتون از دست عوامل بیرونی وتمرکز روشون
استاد من معنای عملگرایی فهمیدم بنظرم همینم تکامل میخواد تا باورهای ما ساخته بشه یه سری مقاومت درماازبین بره تا به این مرحله برسیم باید صبور باشیم وتمرین کنیم وتمرین
به نام الله یکتام و استادعزیزم و مریم بانو که همیشه حضور داره حتی اگه صداش نیاد یا دیده نشه توی فایل
من به جرات میگم که بارها و بارها تجربه دارم به خاطر تمرکز روی چیزی که نمیخواستم و با غرزدن بیشترشم میکردم و خودم خبر نداشتم..اینکه هرچیزی پیش می اومد انگار باید هرکسی از در میومد داخل بهش گفته میشه با هرجا میرفتیم صحبتش میشد و منم به عنوان عقل کل باید راجع بهش صحبت میکردم و نظرات حق به جانبم و اون مظلوم نماییهایم رو هم به نمایش میذاشتم…خدای من رب ارحم راهمینم صدای منو شنید که کمک خواستم ازش و اونم که سریع العجابس هدایتم کرد و من الان در کنار شما عزیزان هستم….من کسی بودم که همیشه مقصر رو خانوادم میدونستم و همیشه وقتی با خواهرام یا خاله یا نزیدیکانمون صحبتش میشد فقط پدرم مقصر بود(بنده خدا دلم میسوزه )حتی مادرمم مقصر نمیدونستیم و تجربه هایی رو گذروندیم که گفتنش اینجا نمیگنجه….اما یه چیزی درون من بود که میگفت حرکت کن..همیشه میگفتم من باید یه کاری کنم و خواهرام منو مسخره میکردن که مریم دوباره شروع کرد و میخندیدن….اما میدونستم که به چیزی وجود داره که من ازش خبر ندارم نمیدونستم باید چیکار کنم اما میدونستم که باید یه کاری یه حرکتی انجام بدم…اون روزا از زندگی اولم جدا شده بودم..الان میدونم تمام اون تجربهها به خاطر توجه به ناخواسته هد و عدم اعتماد به نفسم و مقصر بودن همه جز خودم ….خداروشکر میکنم که بعد اون همه چک و لقد که فکر میکنم توی خانوادم کمترین چک و لقدهارو من خوردم و به این سایت بی نظیر هدایت شدم…البته سالهاست که بعد از خارج شدن از رابطه اولم توی زندگیم با مباحث موفقیت آشنا شدم البته اواخر زندگی اولم آشنا شدم و اون روزا حال خودمو خوب نگه میداشتم و لی صحبت کردن راجع به مسائلی که دوس نداشتم همون تضادها باعث شد زندگی اولم به پایان برسه خودم داشتم این کارو میکردم اما نگاهم و انگشت اشارم به سمت همسرم بود…چقدر این مسئله مهمه که بفهمیممم که ما خودمونیم که تجارب زندگیمونو میسازیم. تجربه میکنیم من به جرات میگم ..من توی خانواده پرجمعیت زندگی کردم و اینو بگم من تنها کسی هستم که توی خانوادم از ایران خارج شدم کاملا هدایتی حتی از فرزندم..و خدا میدونه چقدر شادم و احساس آرامش دارم..مریمی که وابسته بود الان سالهاست البته توی ایرانم من آغاز کرده بودم تکاملم رو برای بهبود خودم و خیلی آدمها از زندگی من رفتن و اینقدر ادامه دادم که الان اینجام…به قول استاد هرچقدر کار کنی نتیجه میگیری..وقتی یه ذره از مسیر دور میشم سریع احساسم الارم میده که مریم کجا داری میری حواست هست
سریع خودمو جمع و جور میکنم..خداروشاکرم بی نهایت و استاد عزیزم که روزی دیگه نخواست مثل قبل زندگی کنه و زندگیشو تغییر داد و باعث تغییر زندگی خیلی از آدما شد…من توی مسیر موفقیت بودم اما تا زمانی که با شما آشنا شدم نمیدونستم تضادها و تمرکز به آنها از همان جنس رو به زندگیت میاره و اینکه این تضادها اومده که خواسته هاتو واضح کنی جانانم مریمم…و اینکه خدا یه سیستمه نه احساساتی میشه نه خشمگین …فقط به احساسات و فرکانسات پاسخ میده عزیزم…همین 3مورد رو همیشه یادم بمونه بسه برام …همینارو بتونم در عمل اجرا کنم کلی کار کردم..هرچقدر یاد میگیرم بازم کمه
از خداوند میخوام در مسیر مارا ثابت قدم نگه داره و توی مسیر بمونیم تا عالی زندگی کنیم و جهان رو به جای بهتری تبدبل کنیم..دوستتون دارم و به پناه الله یکتا میسپارمتون
سلام استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته مهربونم
جونم براتون بگه خیلی حالم خوب شد با این فایل سپاس فراوان برای این دو سوال زیبا که منو برد به 7 سال پیش
زمان خواستگاری همسرم از من چقدر من به همه چی غر میزدم و جنگ داشتم …
مدام واسم جای سوال بود چرا برام کادو و از این مدل وسایلهایی که برای عروس میارن توی مناسبتهای مختلف انقدر کمه یا نمیارن!!!
اصلا چه وضعی که آبروریزی بود همش مجبور بودیم لاپوشانی کنیم آخه من یه تک دختر پر توقع بودم از دیگران که باید برام یه کار انجام بدن تا من لذت ببرم ،همه مسول لذت بردن بیشتر من از زندگی بودن و وظایفی داشتن جز خودم
خلاصه وضعیت بد و بدتر شد ….
تا حدود دو سال پیش که با مباحث ذهنی و عالم درون آشنا شدم و این روایت
که بیرون ز تو نیست هر آنچه در عالم هست
در خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی
به خودم اومد
خیلی برام جالب بود که هر چی بیشتر روی خودم دنیای درونیم و احساس لیاقت و ارزشمندیم کار میکنم هر چه بیشتر خودم رو کندو کاو میکنم و با قوانین آشناتر میشم همه چی از بیرون تغییر میکنه جالبه که من الان نه نو عروسم نه مناسبت خاصی هست ولی همون خانواده همسر که اون زمان آب از دستشون برای من نمیچکید الان پشت هم برام کادو و محبت دارن
وای که چقدر من از خدای خودم ممنونم که منو با دنیای درون آشنا کرد و استادی چون شما رو در مسیرم قرار داد که انقدر ساده و کارآمد قوانین رو برای استفاده در زندگی روزمره بیان میکنید
در پناه الله
با سلام و احترام خدمت استاد عزیزم
من یک متعهد هستم
استاد من در گذشته فکر میکردم که همه ی کارها را باید خودم انجام بدهم و اگر ثروت و پول و موفقیتی هم هست بایستی با تلاش خودم به آن برسم و خدا هست ولی فقط یک اسم معنوی هست در زندگی من که یدک صفات خوب را با خودش میکشد و اگر به مشکلی هم برخورد می کردم و آن مشکل حل می شد میگفتم که آره خدا کمک کرد ولی اگر اون فرد یا اون رئیس یا اون فلانی که باباش رئیس فلان جا هست نبود که نمی شد و شرکی که در وجودم داشت اجازه ی دیدن اون قدرت الهی و ماورایی را نمی داد و کم کم پس از گذشت سالها و سالها به من اثبات شد که حمید اگر پول میخوای فقط خودت باید این را به دست بیاری والسلام حالا شغلی که در آن بودم را نمی دیدم حقوقی که ماهانه به حسابم واریز می شد را نمی دیدم سلامتی ای که داشتم را نمی دیدم همسر ایده آلی که خداوند برای من فراهم کرده بود را نمی دیدم ویک عالمه نعمت و موهبت بود و من نمی دیدم من فقط پولی که به دست بیاورم را می دیدم اونم اگر پول بزرگی می بود که می شد با اون خونه یا ملک بخرم و همه ی این دیدگاه هم فقط به خاطر صحبت های اطرافیانم بود که میگفتند ببین سعی کن یک خونه ای برای خودت دست و پا کنی وگرنه زندگی سخته زندگی پدرت رو در میاره نمیدونم اجاره نشینی سخته و از این جور حرف ها من برای اینکه عملی کنم باورهای مخرب توی ذهنم را دست به یک کار ابلهانه زدم و همین کار ابلهانه موهبت و توفیق خدای مهربان بود که باعث رشد و پیشرفت هرچه بیشتر من شد حالا داستان را براتون میگم :
با توجه به موارد بالا که بهتون گفتم و باورهای شرک آلودی که داشتم هدایت شدم به اینکه اگر ماشین تصادفی بخرم و درستش کنم و مجددا بفروشم میتونم یک پول خیلی خوبی به دست بیارم و وام گرفتم و رفتم از یک شهر دیگه یک خودرو تصادفی خریدم و با جرثقیل و کامیون به شهر خودمون آوردم و گذاشتم در یک گاراژی تا تعمیر کار اون را درست کنه اون تعمیر کار اوایل خیلی با ذوق و سریع شروع به بازکردن تجهیزات ماشین کرد و تعمیر اون ماشین را آغاز کرد وسط کار گفتش که یک سری قطعه لازم هست بخرید تا ادامه ی کار را ببریم جلو من اونجا متوجه شدم این خوردو بسیار کمیاب هستش و قطعات اون هم به شدت گران هست و بایستی استوک پیدا کنم و براش تهیه کنم من که اون موقع فهمیدم که حسابی کم آوردم چون اقساط اون وام را بایستی می دادم خرج و هزینه زندگی و کرایه خونه هم بود و ضمن اینکه تجهیزات و لوازم گران هم بایستی تهیه می کردم هیچی همش منتظر بودم که حقوقم را سر ماه بگیرم و برم یک سری تجهیزاتی را که ماشین میخواد بخرم و میرفتم یک قطعه میخریدم و انتظار داشتم که اون تعمیرکار الان دیگه یک ماشین سالم روبه راه به من تحویل بده و اون تعمیرکار هم که دیده بود به سختی تجهیزات را تامین میکنم کلا ماشین رو گذاشته بود یک گوشه گارارژ و هیچ دست هم بهش نمی زد یک سال کامل گذشت هیچ اتفاقی نیافتاد و وکالت ماشین هم تموم شده بود نه پول داشتم که ماشین را کامل کنم نه صاحب اون ماشین بودم و نه میتونستم ازش استفاده کنم و فقط داشتم زجر میکشیدم و یک سال کامل تحت اضطراب و استرس بودم و خیلی اذیت شدم فقط به این خاطر که خدا رو به عنوان یگانه رب این جهان باور نداشتم که اون میتونه کن فیکون کنه وقتی که من بنده ازش بخوام .
یکروز گفتم دیگه خسته شدم دیگه کم آوردم میزارمش این ماشین را داخل سایت دیوار و همینجوری میفروشمش و رفتم داخل یک ساندویچی و مدتی که داشت ساندویچم را آماده می کرد من فقط داشتم، های های گریه می کردم و به خدا میگفتم بابا کم آوردم فق تویی که فریادرس من هستی و هیچ کسی فریادرس من نیست ای خدا تو کجایی و من به هر خیری که از تو به من برسه محتاجم ساندویچم را خوردم یک کمی آرامش گرفتم و رفتم سر کارم و گفتم خدایا خودت میدونی والسلام. اونجا بود که زنگ کائنات به صدا دراومد و نیروهای غیبی به یاری من شتافتند ظهر که از اداره می اومدم یک نفر تماس گرفت و گفت ماشین را میخوام و بعد از ظهر یک جایی قرار بذارید ماشین را بخریم و همه چیز تموم شه من یک ماشین چینی شاسی بلند داشتم ولی اون آقای خریدار یک سوزوکی داشت رفت و اون را فروخت و ماشین را همونجوری از من خرید و من هم تمام وکامل تمام مدارک و لوازم ماشین را بهش دادم و قبلش رفتم شهری که ماشین را خریده بودم و وکالت جدید گرفتم و همه چیز تموم شد و رفتم قسمتی از وام هایی رو که توی این یکسال ایجاد کرده بودم پرداخت کردم و برکت و فراوانی بسیاری وارد زندگیم شد و با فایل های استاد آشنا شدم و فقط رو به رشد و بهتر شدن پیش رفت . از اونجا متوجه شدم حمید آقا یک نیروی الهی در این جهان هست که داره همه چیز را مدیریت میکنه از جمله کار و مسیر رشد و زندگی تو را و تو باید فقط به او توکل کنی و از این مسیر لذت ببری و خودت را به اون بسپاری و بدونی که هیچ قدرتی مافوق قدرت الله نیست و فقط مسیر درستی و راستی هستش که جواب میده .
باتشکر از استاد عزیزم
سلام استاد
سوالی که دادید
طبق اتفاق های که افتاده من از ندای درونم
در خواست کردم که درامدم رو 3 برابر کنه با وضعیت فعلیم
و ندای درونم بهم گفت پست بیشتر بساز و ازش پرسیدم کجا گفت اینستاگرام
و من شروع کردم به پست گذاشتن و داشتم کار خودم رو پیش میبردم
و از روزی که تظاهرات شروع شد اینستاگرام قعط شد
و من احساس بدی داشتم و فکر میکردم دیگه شکست میخورم فقط بخاطر ایران یا کسانی که تظاهرات کردن
اگر راستش رو بخواید این شیطان (منطق من ) چند بار گفت دیگه رو اینستاگرام کار نکن و بیا سایت بساز کار کن
و یا برو اپارات یا جا های که مال ایران باشه
و سعی میکنه منو از این مسیر منحرف کنه
و یکجورایی داشت موفق میشد
و بازم از خداوند پرسیدم کجا پست درست کنم
و اینو گفت ما هیچ وقت به عهدمان پشت نمی کنیم
پس شما هم به عهدی که بستید و ایمانی که دارید پشت نکنید
و از شاخه ای به شاخه ای دیگری نرید
و این منو خوشحال کرد
و عوامل بیرونی هیچ تاثیری رو کار های من یا خواسته های من ندارد
و اگر خدا گفته درامدم این گونه 3 برابر میشه قطعا میشود
راستی استاد
یک چیز جالب الان فهمیدم شیطان هیچ وقت عقب نمی کشه و از طریق های مختلف
سعی میکنه مارو از مسیر دور کنه
مثال
اقا من دیروز داشتم تو گوگل اپارات میچرخیدم و یک هو دیدم یکی میگه با عکس پول بساز
گفتم چجوری چون من طراح هستم و کار های گرافیکی انجام میدم
اقا خلاصه که یک روز ما درگیر این بودیم کار های ثبت نام اینارو انجام دادیم
الان فهمیدم اینم کار شیطان برای دور کردن من از مسیر هست
خدا رو شکر از موقعی که فایل های رایگان دارم گوش میدم استاد
سریع متوجه اشتباه هاتم میشم و
سریع درستش میکنم که اون ضربه جهان رو نخورم چون میترسم ازش
من نازک نارنجی هستم و اصلن نمی تونم ضربه جهان رو بخورم برای همین خدا همیشه
قبلا این اتفاق ها نشونه های برام میفرسته
استاد و دوستان عزیز اگر باور اشتباهی در کامنت های من دیدید حتما من رو مطلع کنید
ممنونم استاد از این فایل عالی تا دیددار دیگر فعلا بدرود استاد و دوستان
سلام خدمت استاد عزیزم
من دراین مورد خیلی داستان فوق العاده ای دارم
واونم همیشه سعی کردم توبازی ها
مخصوصا بازی های تیمی این کار رو آگاهانه انحام بدم
که بگم تومسابقه بچه های تیم هراشتباهی میکنند الان توجه نکنم
ودرمواقعی بگم درستش چیه
وفقط انرژی بدم استاد نمیدونید چقدر تاثیر داره
اگر بازیش خوب باشه انرژی بهش بدی که درجه یک میشه
اگر هم ازلحاظ مهارت خوب نباشه خیلی موثرتر بازی میکنه
وخدانکنه برعکسش کنی تمام این معاملات برعکس میشه
بازی فوتسال توسالن بود تمامی۱۲ بازیکن داخل سالن باهم (دوتیم)
دشمن وتیم ماهم ازداور شاکی وطرف دار آنها بود
ودعوا وبحث پیش میومد ولی من نمیرفتم جلو وتوجه نمیکردم
باداوربحث میشد توجه نمیکردم وبه بچه ها میگفتم ولش این توپ هم(اوت )مثلا برای اونا اصن
واما نتیجه من ۲۰سالم هست هیچ گاه به اندازه اون موقع روی خودم کارنمیکردم دراون حیطه وزمان
ومیتونم به حرئت بگم ۹۰درصد گل های بازی روبرای تیمم من زدم حدود۱۰
۱۵تا گل ولی خداییش بچه های تیم ما هم ازلحاظ مهارتی وهم ذهنی ازتیم حریف ضعیف تربودند ولی من گفتم من روی خودم کارمیکنم هم ذهنی وهم تاکتیکی
خدایا شکرت عحب شب بااعتمادبه نفسی بود
همه میگفتن آفرین وتشویقم میکردن
نتیجه هم ما جلو بودیم ولی مساوی شد
درنهایت اگرتوبازی تیمی بودیم که بچهای دیگه تونتیجه بازی تاثیر داشتند
بازهم ما اگر قوی باشیم مثل رونالدو سه تاگل به اسپانیا زد واون تیم رو برد
چرا؟؟
چون اون روی خودش کارکرده وتومیتونی به تنهایی بدرخشی دریک تیم گروهی
یا همین دوست خودم تومسابقات مابازی رو۵بر۴بردیم وسوم شدیم وتمامی گل هارواون زد
چون اون ازلحاظ مهارتی که روی خودش کارکرده بوده وok بود توبازی هم که
مواردمختلف پیش میومد ذهنشو ناخودآگاه کنترل میکرد وتونست تنهایی تیم رو ببره بالا
نمیگم بقیه بی تاثیر بودند کلامم اینه که هرفرد تمرکزش روی خودش باشه که بهترینشو بزاره اون تیم شایستگی قهرمانی روداره
حتی اگراون مهارت خاص نداشت تو پاپیچش نشو چون دیدم همون آدم توتیم های دیگه چطور خوب بازی میکنه
که میگن توتیم مابودی اینجوری بازی نمیکردی رفتی اون تیم گل زدی 😉
درنهایت اگر توتیم گروهی باشی خیلی سخته که توجه به بازیکنی نکنی که داره بدبازی میکنه یاتوحه نکنی به داور که بعضی موارد قضاوت اشتباه میکنه
ولی میشود وتوانستند پس تمرکز روازعوامل بیرونی برداریم وخودمون این قدر قوی بشیم که اینا تاثیری روی نتیجه نهایی نزارد .
سپاس ازیادآوری آگاهی های ارزشمندتون استاد
به نام خدای هدایتگر, که هدایت میکند کسانی که هدایت میپذیرند.
سلام به خانواده عباسمنشی و استاد عزیزم.
زمان دبیرستان من مدرّس هایی داشتم که همه ازشون ناراضی بودن از جمله خودمن.هروز غر میزدم و ازشون گله میکردم و ازشون بد میگفتم. و به طرز ناجوری اوضاع هی بدتر و بدتر میشد جوری که واقعا نمیتونستم تحمل کنم.
ولی خوب یک روز نشتم و با فکر کردم و تصمیم گرفتم که تغییر کنم و از خدا خواستم که هدایتم کنه.
و شروع کردم به نوشتن خوبی های استاد هام و اونهارو باخودم دور میکردم.
و هربار توی جمعی ازشون بد میگفتن من اون خوبی هارو به اونا میگفتن و بعد یه مدت خیلی کوتاه واقعا نتایج خوبی گرفتم.
و این بود از نتیجه ایی که در هر دوصورت گرفته بودم.
من واقعا حیرت زده شدم با این فایل.حسم میگفت تو این اوضاع حتما با بچه ها ارتباط میگیرید ولی با خودم میگفتم اینستا و کلاب هوس که قطعه و کمی ناامید بودم که امروز با دیدن این ویدیو بینهایت خوشحال شدم.
برای چهارمین بار پلی کردم و دیدم و شنیدم این فایل بسیار ارزشمند رو…
چقدررر یک فایل مناسب در زمان مناسب تاثیرگزار هست.خدارو هزاران بار شکر میکنم.
بخاطر وجود شما استاد عزیزم خدارو بارها و بارها شکر میکنم.خانوم شایسته عزیز ممنون که در زمان مناسب این فایل رو آپلود کردین رو سایت.
واقعا دونه دونه حرف ها و گوشزد هاتون درسته استاد،من دیروز صبح قبل اینکه برم سرکار حدودا فقط سه چهار دقیقه رفتم تو اینستاگرام و چندتا ویدیو و عکس دیدم انقدر روم تاثیر منفی داشت و حالم رو بد کرد که تا بعدازظهر اعصابم خورد بود.
من با همرنگ جماعت شدن به چشم حال بد خودم رو درک کردم و از اونجا که حال بد باعث بوجود اومدن اتفاقات بد هست دیگه اینستاگرام رو باز نکردم و هیچ اخباری نخوندم.
استاد گلم ممنونم بخاطر این فایل عالی و صحبتای ارزشمندتون.مطمعنم تنها راه تمرکز رو خودم تو این شرایط گوش دادن بارها و بارها این فایل هست.
خدایا شکرت که چنین استاد شوکولاتی دارم،خوشمزه ترینی استاد😄❤❤
سلام ودرود بر شما استاد عزیز و خانم شایسته گرامی و اشخاصی که این کامنت را مطالعه میکنند استاد الان دارم معنی این حرفتون را متوجه میشم که میگفتید نتایج تا زمانی میاد، حال خوب تا زمانی میاد که ما روی خودمون کار کنیم.
ورودی مثبت دقیقا مثله غذا خوردنه تو نمیتونی بگی من امروز غذا میخورم تا هفته دیگه غذا نخورم و یا امروز نفس میکشم تا فردا نفس نکشم این یه کاریه که همیشه باید انجام بدی.🙂🙂🙂
راستیاتش من تا هفته پیش اصلا سراغ اخبار نمیرفتم و اصلا هیچ چیزی را چک نمیکردم تا اینکه برای رخداد های اخیر خیلی وسوسه شدم و رفتم به کانال های تلگرامی سر زدم استاد از همون روز اول حالم بد شد تا اخر هفته چون برای تظاهرات بیرون میرفتم حالم بدجور ریخت به هم تا جایی که شب ها خوابم نمیبرد معده ان درست کار نمیکرد و اسهال گرفتم تو خواب پریشون میشدم و در طول روز حالم میریخت بهم جوری که عصبانی میشدم و به خانوادم بی احترامی میکردم.
تا اینکه دو روز پیش ریشش را پیدا کردم و فهمیدم چون توجه من به ناخواسته است ناخواسته را جذب کردم و دلیل همه ی این ها هم یه چیزه:
به هرچیز توجه کنی از جنس همون وارد زندگیت میشه و دیگه بخودم تعهد دادم اخبار چک نکنم تا حالم بهتر شه و زندگیم سرشار از عشق و حال خوب شود.
به محض اینکه توبه کردم شما این فایل را روی سایت گذاشتید و باز دوباره من این را به عنوان نشانه دریافت کردم که جهان به فرکانس های من پاسخ میده و زمانی که فرکانست را عوض میکنی جهان کمکت میکنه به همون سمت بری.
طبق قران(کل نمد هولاء و هولاء)
ما به همه کمک میکنیم چه کسانی که راه اشتباه را میخواهند بروند و چه کسانی که راه درست را.😍😍😍
استاد بازم برامون فایل بذارید نمیدونید چه قدر انگیزه گرفتم بعد از این فایل.
خداراشاکرم بابت این پست.
خداراشاکرم بابت استاد مهربانم که بی پرده صحبت میکند.
خداراشاکرم که قوانین بدون تغییر خلق کرده.
خداراشاکرم که دلیل حال بد هفته گذشتم را فهمیدم.
خداراشاکرم بابت محیط عالی و پاکسازی شده سایت عباس منش دات کام.
خداراشاکرم بابت کامنت های فوق العاده باکیفیت بچه های سایت. (مثل کامنت سعیده خانم که قبل از نوشتنم اون را خواندم و حالم را عالی کرد.🙃)
خداراشاکرم بابت حس خوب الانم.
🥳🥳🥳🥳🥳
باسلام خدمت استاد عباسمنش نازنین
در مورد ناخواسته ها اغلب افراد سریع واکنش میدن و این یعنی استمرار ناخواسته ها
خیلی مهمه که بتونیم زبانمون را کنترل بکنیم و حتی یک کلمه هم واکنش ندیم و همزمان در درون خودمون به دنبال راه حل باشیم…
اگر نتونیم زبانمون را به هر دلیلی کنترل کنیم کنترل ذهن خیلی سخت میشه… و چیزیه بارها تجربه کردیم و بعدش بارها همان اشتباه رو تکرار کردیم
سلام استاد
این جمله شما بجای مقصردونستن شرایط بیرونی چیزی که من میتونم تغییرش بدم قوانین فیفا حالا درمثال شما ودرمثال خودم رفتارادمهاافکارادمهاقوانین جامعه وباشگاه نیست اونی که من میتونم تغییرش بدم خودم هستم ذهنم هست احساساتم هست
استادمن اینقدر روی رفتاربد مادرم وهمسرم تمرکز میکردم واونها رو مقصرمیدونستم که بدترین رفتار از اونها میدیدم تازه داشتم روی خودم کار میکردم ولی اعراض از زشتی وبدی و درعمل اجرا نمیکردم
استاد من مثال ادمی هستم که اعراض میکنه از خداوعشق وزیبایی ونیکی
وچقدر ادعا داشتم که دارم قانون ودر عمل اجرا میکنم
کاش یه فایل درباره منم منم وبلدم بلدم بذارین بصورت اختصاصی که چقدر این باور اجازه نمیده رشد کنیم وقتی تسلیم نبودم میگفتم من دارم روی خودم کار میکنم اینا مشکل دارن اینا بایدعوض بشن
واقعا کنترل ذهن یه چیز فانتزی وادا دراوردنی نیست حالا یه چیزی نمیدونم این افکار خراب من یا واقعا این فکر من درست که هرکیومیبینم که دم از مثبت اندیشی میزنه انگارفیک انگاراصلا نمیدونه کنترل ذهن چیه مثل خودم چون خودم بودم تواین شرایط قشنگ درک میکنم نفهمیدیم کنترل ذهن واقعا چیه تمرکز روی نکات مثبت واعراض ازنازیبایی چیه
استاددراستای عملگرایی به اگاهی ها امروز صبح که داشتم میرفتم مدرسه دخترم توذهنم داشتم با مسئول اونجا میجنگیدم یه لحظه اگاه شدم گفتم زهره تو کنترلی روی رفتاربقیه نداری من توی سریال زندگی دربهشت وسفربه دورامریکا ازتون یه درس بزرگ گرفتم اونم احترام گداشتن به قوانین مثل قوانین اپارتمان واینا گفتم ببین مدرسه قانون داره تونباید برعلیه قانون اونجا بجنگی واعتراض کنی
استادیه لحظه اروم شدم وبه خودم اومدم بعدگفتم پس اینکه من با ذهنم زندگیمو میسازم چیه قوانین ملتها وجامعه کشک پس این چی میشه
استاد من اینجوری منطقی کردم برای خودم که من میتونم با افکارم با ذهنم اونجوری که دوست دارم مسئول اونجا بامن برخورد کنه نه اینکه برم دادوبیداد کنم
قضیه همین همه چیز کنترل ذهن ما باذهنمون میتونیم فرکانسی به جهان بفرستیم که همه چیز به نفع ماباشه نه با دادوبیداد ودرگیری ومن میدونم
این تیکه از جمله زیباتون که من نمیتونم کنترلی روی قیمت گوشت واینا داشته باشم میتونم کنترل روی ذهنم داشته باشم واینکه اونقدر من عالی بشم که نیازنباشه خودموثابت کنم به کسی یا بخوام تغییرشون بدم من تغییرکنم وبا نتایجم حرف بزنم
استاد زیپ دهنم بستم وبجای اینکه به مادرم به فلانی بگم من میدونم این راه درسته برم واردش بشم مگه نمیگم من میدونم این راه درست پس برو ونتیجه بگیر برو اونقدر خوب باش که نتایجت همه رو متحیر کنه استاد خیلی خوب با این منطق فوق العادتون که توبرو۴ به یک حریفتوببر بذار یه پنالتی هم به نفع اون بگیرن ولی توعالی باش نشست تو وجودم که رها شدم از عوامل بیرونی ونشستم سرجام ودارم عالی روی خودم کارمیکنم
استادمنو راحت کردید با این فایلتون از دست عوامل بیرونی وتمرکز روشون
استاد من معنای عملگرایی فهمیدم بنظرم همینم تکامل میخواد تا باورهای ما ساخته بشه یه سری مقاومت درماازبین بره تا به این مرحله برسیم باید صبور باشیم وتمرین کنیم وتمرین
دوستون دارم استادعزیزم