اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
– ما در هر لحظه با توجه به افکارمان داریم فرکانسهایی را ارسال میکنیم
– اتفاقات زندگی ما با ارسال فرکانسهایی است که می فرستیم؛ مثل ثروت و عشق و رابطه و ….
– با تغییر افکار و باورها؛ فرکانسهای ما تغییر میکند و زندگیم نیز تغییر کرد.
– ذهن دستگاهی است که داره فرکانس را تولید می کند و جهان هستی به واسطه فرکانسهایی که دریافت می کند، اتفاقات هم سنگ را ایجاد می کند.
– به اندازه ای که به قانون عمل کنی، نتیجه هم می گیری.
– ذهن ما وقتی دائم افکاری را در خود دارد که تو آدم بی عرضه ای هستی و فرصتها کم است و موفقیتها کم است و … وقتی یک عالمه از این افکار را داری؛ داری فرکانسهایی را ارسال می کنی که داری اتفاقاتی را جذب میکنی که همین فرکانس را دارند و از همین نوع هستند.
– فرکانسهای ارسالی شما همراستای اتفاقاتی می شود که برای شما می افتد پس ارسال فرکانسهای ما مهم است
– ورودیهای شما به شما احساس میدهد یا منفی یا مثبت؛ این احساس شما داره به شما می گوید که این گفتگوهای ذهنی دارند شما را به چه سمتی می برند خواسته یا ناخواسته.
– با ورودیهای مناسب می توانیم احساس خود را کنترل کنیم و به سمت مثبت ببریمش . مثلا تو همیشه میتوانی و ….
– اگر بتوانید کنترلهای ذهنی داشته باشید که به شما احساس بهتری بدهد و این نجواها را کنترل کنید که به شما احساس امید و توکل و خوب ومثبت وپیشرفت و سلامتی بدهد وهمیشه هم این کار را انجام دهید، یعنی آگاهانه خود را وارد این موارد کنید، اولش می گه نه نمی توانی فلان موقع نتونستی و … اولش مقاومت می کند ولی اگر ورودیها را کنترل کنید وافرادی که بهتر باشند وآگاهانه وارد آنها شوید؛ و گفتگوهای غالب ذهن شما شوند یعنی غالب افکار شما مثبت باشد، با تمرین و باورهای درست امکان پذیر می شود؛ ورودیها که مثبت است درست است گفتگوهای ذهنی هم خوب می شوند و شرایطی ایجاد میشود که مثبت باشد این کار ساده نیست ولی با تمرین راحتتر می شود وعادت میشود.
– باور کنیم که این کار جواب میدهد کل داستان کنترل گفتگوهای ذهنی است که به شما احساس خوبی بدهد.
– تماما خودمان شرایط خودمان را بوجود می اوریم
– من با باورها و فرکانسهایم این زندگی را خلق نموده ام.
– بهترینها را کنترل ورودیهای خود بدست آورید.
– این چند صباح که در دنیا هستیم را خوب زندگی کنیم واز آن استفاده کنیم
چند روزقبل با خواهرم در مورد تغییر واقعی باورها حرف میزدیم. خیلی دلم خواست بدونم واقعا راه تغییر باورها چیه. میخواستم برم تو گوگل سرچ کنم اما قبل از اینکار، رسیدم به این فایل عالی استاد که جواب سوال منو نکته به نکته داره توضیح میده.
جا داره بگم، کجایی سهراب سپهری جان که میگفتی: “من به قانون جهان مشکوکم”. بیا که استاد داره تو این فایل قانون جهان رو به ساده ترین شکل توضیح میده و میگه همه چیز افکار و باورها و فرکانسهای ماست. اگه اینا تغییر کنن زندگیت تغییر میکنه.
و تغییر باور کار خیلی بزرگ و ترسناکی نیست لازم نیست کمالگراییت گل کنه، یا بری دنبال راههای فرعی. تغییر باور، چندتا قدم داره، حتی من فکر میکنم نیازی به تکرار و کشف باورهای خرابمون نداریم.
اول :تغییر باورها با مدیریت کردن گفتگوهایی که هر لحظه تو ذهنت داره میچرخه انجام میشه…
منشا این گفتگوهای ذهنی چیه؟ ورودیها. هرچقد ورودی خوب به ذهن بدیم، گفتگوهاشم خوب میشه.
دوم: آگاهانه فقط چیزهایی را ببین، بشنو و در ذهنت نگه دار که به تو احساس امید، آرامش و ایمان بیشتری می بخشد.
الان یک هفته است که این فایلو گوش میدم، و دارم فایلشو با سلیقه خودم ادیت میکنم تا باورهای مهم استاد رو چندین بار تکرار کنم. امروز تو صفحه اول سایت، استاد شایسته یه فایل قرار دادن در دسته روزشمار 116ام، و من اونو گوش دادم و دیدم رزا داره صحبت میکنه. این فایل رو چندین و چندین بار گوش دادم قبلا، اما امروز خدا بهم گفت برو تو روز شمار روز 27ام، در مورد این فایل بنویس.
بنویس که، منم همون رزام. عین رزا. زبان فرانسهام خوب نیس و انگلیسیمم لنگمیزنه اما با کمک خدا، برای 45 نفر از مهندسان و اهالی صنعت سوئیس به زبان فرانسه یک پوستری رو ارائه کردم. در حالیکه فقط 11 ماه بود که اومده بودم تو این کشور، و اگه بخوام با ذهن منطقیم به مریم و این اتفاق نگا کنم (که همیشه هم معمولا اینکارو میکنم ) ایتکازو به راحتی بی ارزش و کوچیک میبینم و میگم که چی… همه ارائه دادن اون روز. اما امروز چون، قراره با تغییر آگاهانه نجواهای ذهنی، فرکانس هامونو تغییر بدیم میخوام یجور دیگه به موضوع نگا کنم. اینکه یه دختر 31 ساله که توی کل عمرش تو حاشیه امن کنج اتاقش بوده، به جایگاهیی رسیده که تو مملکت غربت در مورد موضوعی که در موردش حتی نمیتونه به ترکی به همسرش توضیح بده، به زبان فرانسه به 45 نفر اهل صنعت توضیح داده. این اتفاق خیلی بزرگه مریم. تو خیلییییی عوض شدی خیلی پیشرفت کردی خودتو دست کم نگیر. این قدم اولت بوده مبادا برگردی و خودتو ضرب در صفر کنی، نه، تو بعد از 4ماه بودن تو اون شرکت اینکارو انجام دادی، در حالیکه بقیه همکارها که 2 سال اونجا کار میکردن میگفتن استرس دارن. میگفتن حتی با اینکه زبان مادری خودمونه اما سختمونه. ولی مریم تو در حالی ارائه دادی که زبان مادریت ترکیه. در حالی ارائه دادی که تو عمرت بیشتر از 2، 3 بار چیزی رو ارائه نداده بودی. تو خیلی بزرگ شدی اینکه اولین بار، رئیست بهت این پیشنهاد ارائه رو داد، میتونستی بگی نه نمیتونم اما گفتی اره اگه تمرین کنم میتونم. این یعنی فایل عزت نفس استاد جواب داده. یعنی عزت نفست بیشتر شده. قدم در راه گذاشتی و خدا برای آسونی ها، آسونت کرد. چقدر خوبه اینجوری فکر کردن خدای من. تو هدایتم میکنی و چقد عالی که هدایت ها رو میفهمم البته اولش نمیدونم که هدایته، فکر میکنم دیگه بدیهیه اینجوری باشه حتی دست در دست شیطان میشم، اما خدا همیشه یارو یاورمه.
اگه رزا تونسته موقعیت شغلیشو ارتقا بده، تو هم میتونی مریم. تو از هیچ ، از صفر مطلق یعتی 273- رسیدی به اینجا،بهت قول میدم بزودی میتونی پروژها رو مدیریت کنی، میتونی با همین مدرک ارشدت، تو دانشکده درس بدی، بهت قول میدم همه اینارو تجربه میکنی، و اگه بخوای ازشون میگذری یا همچنان لذتشو میبری تا سیراب بشی. ما با تجربه کردن چیزایی که دوستشون رشد میکنیم. خدا خیلی حواسش بمنه. استاد بهترینید. دمتون گرم.
بسیار بهت تبریک میگم . بسیار موفق هستی و خواهی بود. و چقدر برات خوشحالم که خودت را با خودت مقایسه کردی و این یعنی رشد.
استاد همیشه در فایل هاشون میفرمایند فقط و فقط خودتون را با خودتون قیاس کنید و پیشرفت خودتون را ببینید و شما این را درک کردید.
الهی که پروژه های بزرگ را مدیریت میکنید و از شادی و موفقیت هاتون برامون میگید.
برات آرزوی بهترین ها را میکنم و نوشته تو بهم خیلی انگیزه داد و یاداوری و تلنگری بود برای من که یادت نره فقط خودت با خودت ، پیشرفتت با قبل خودت باید قیاس بشه .
سلام استاد عزیزم، مریم مهربونم و هم فرکانسی های گلم
روزشمار تحول زندگی ام برگ پنجاهم
جمله طلائی این فایل :
به چیزهایی که احساست خوب میکنه توجه کن و انقدر ادامه بده که بشه گفتگوی غالب ذهنت
بسکه قانون ساده ست، باور کردنش و یا اجرا کردنش به تعویق میفته.
داشتم به تفاوت دیدگاه فکر میکردم.
وقتی یک اتفاقی میفته ، منِ عاطفه 2 تا انتخاب دارم.
1. از دیدگاه روحم نگاه اون موضوع بکنم و احساس خوبی در خودم ایجاد کنم، حتی اگر ظاهر خوبی نداشته باشه اون موضوع
2. از دیدگاه ذهن نگاه اون موضوع کنم و احساس بشدت بدی رو تجربه کنم.
این رو خداوند کاملا در اختیار خودمون گذاشته که به مسائل و چالش های زندگی مون چطور نگاه کنیم و انتخاب کنیم چه احساسی در ما به وجود بیاد
یک مثال میزنم که خیلی هامون شنیدیم اش اما مینویسم که یادآوری بشه واسمون.
پدری در نظر بگیریم که اعتیاد به مواد مخدر داره و 2 فرزند داره. یکی موفق و دیگری ناموفق
از اون پسری که ناموفق بود سوال کردند که عامل ناموفق بودنت چی بوده ؟
پاسخ داد : پدرم ،
من پدری داشتم که اعتیاد داشت، ایشون فلان رفتارها میکرد و ما ازش الگو گرفتیم، منم به سمت اعتیاد و مصرف زیاد مواد کشیده شدم و عاقبتم شد این.
به اون پسری که موفق بود گفتنند، عامل موفقیت تو چی بود ؟
پاسخ داد، پدرم ،
من پدری داشتم که اعتیاد داشت و با دیدن حال و وضع اش و نتایج نامطلوب اش ، ترغیب شدم که شبیه ایشون نباشم و به سمت موفقیت حرکت کنم
این داستان، یک شرایط یکسان بهمراه دو دیدگاه متفاوت بود.
یک پسر دیدگاه روح انتخاب کرد
یک پسر دیدگاه ذهن اش انتخاب کرد
حالا ما این همه در طول روز، نسبت به هر اتفاق ، موضوع، چالش های متفاوت، حق انتخاب داریم.
خداوند به ما حق انتخاب داده. هیچ موجود زنده ای در دنیای مادی، مثل اشرف مخلوقات، قدرت اختیار نداره.
انقدر برای ما ارزش قائل شده که افسار زندگی مون رو به دستای خودمون، به فرکانس هامون سپرده.
ایشون و همه کیهانیان و خانواده روحی مون ، هر لحظه ما رو تماشا میکنند که چه دیدگاه هایی و چه انتخاب هایی انجام میدیدم و چطور به انرژی بی شکل و فرم منبع، شِکل میدیم و دست به خلق میزنیم.
این ها که نوشتم، مبنی بر ادعای من نیست. من خودم بی نهایت در کنترل عواطف ام دچار اشتباه میشم.
اما هر گاه من آگاهانه خودمو کنترل کردم، تمام روز جفت شِش آوردم. همه ما از این تجربیات زیبا تو زندگی مون داریم.
انتخاب دیدگاه برتر یا همون دیدگاه روح، تنها راه نجات ما برای خلاص شدن از چالش های زندگی مون هست. دیدگاهی که ما رو به آرامش و احساس خوب میرسونه.
امروز صبح زمانی که خبر فوت یکی از اقوام خیلی نزدیک شنیدم، یک لحظه اومدم بزنم زیر گریه
فورا به ذهنم گوشزد کردم که :
ایشون به اصل خودش بازگشت.
آیا تو ناراحت میشی بابت اینکه یک روح از سیاره زمین، به منبع عروج پیدا کنه و پرواز کنه به ابدیت ؟
آیا تو غمزده میشی که یک روح، سفر کنه و به خانواده روحی اش به جایگاه اش بپیونده ؟
آیا تو کسی هستی که بخوای جلوی اراده خداوند رو بگیری ؟
آیا تو ادعای موندنِ همیشگی در این سیاره زیبا رو داری ، که اظهار دلتنگی میکنی ؟ منِ عاطفه هم یروزی سفر میکنم.
منتها جالبی اش به اینه که، در عوالم روح، زمان و مکان وجود نداره، و برای اون ها سفر من در زمین ، به اندازه پلک زدنی بیش نیست.
لذا کیهانیان وقتی اشک و آهِ منو بابت از دست دادن عزیزی میبینند، براشون طنزآمیز هست و تبسم میکنند. چون واقف اند که منم بزودی به دیار عشق میپیوندم.
ما زمینی ها ناراحت میشیم وقتی عزیزی از دست میدیم، اما کیهانیان بشدت خوشحال اند چون یک روح تجربیات مادی داشته که حالا میخواد با خانواده روحی اش به اشتراک بزاره و کلی از عملکرد اون روح شادی کنند.
مرگ مثل یک کشتی هست که بین دو ساحل دنیا و آخرت قرار داره.
اونهایی که در ساحل دنیا هستند از رفتن کشتی و آدم هاش غمزده اند
اون هایی که در ساحل آخرت اند از آمدن یک کشی و عزیز شان خوشنود و شاد اند.
اگر منِ عاطفه دیدگاه روح انتخاب کنم و مثل کیهانیان بابت سفر یک روح، تسلیم باشم، بابت سفر یک روح پذیرش داشته باشم و آرام باشم،
مطمعنا به احساس خوبی میرسم.
مطمعنا در چرخه اتفاقات خوشایند قرار میگیرم.
با فوت یک عزیز ، منم نباید همراهش فوت بشم. بلکه باید برای برگشت به خانه اش تسلیم و آرام باشم و واقف به این مهم باشم که منم ماندنی نیستم
. پس توی این فرصت محدود، احساس خوبم رو ادامه بدم. و نگرش و دیدگاهم تغییر بدم.
اینم نیازمند تکامل هست
من قبلا خیلی واسه رفتگان بی تابی میکردم، حتی غریبه ها، حتی اخبار کشته شدگان، بشدت گریه های شدید میکردم.
وقتی با قانون آشنا شدم، محکم شدم، وقتی حقیقت زیبای مرگ رو درک کردم آروم گرفتم.
وقتی ابدی بودن روح رو درک کردم، قوی تر قبل شدم.
هر چند بازم نیاز هست کار کنم.
ما باااید بتونیم در احساس خوب موندگار باشیم. باید بتونیم کنترل ذهن کنیم، تا تجربه ای در زمین خلق کنیم که ارزش نشون دادن به خانواده روحی مون و کیهانیان داشته باشه.
باید نقش مون زیبا بازی کنیم و سپس از صحنه زمین خارج بشیم
عاشقتونم.
نمیدونم چیشد که این مطالب نوشتم فقط اطمینان به این دارم که، پیام و کلام من نیست
بلکه خود اون نیرو هست که مدیریت نوشتن و همه برنامه هام رو بر عهده داره.
استاد جانم همین دیشب بود که فایل توحید عملی قسمت 11 روی سایت تماشا کردم و توی اون فایل اشاره کرده بودین که :
” هررر کاری که میخواین بکنین، توکل کنید، واگذار کنید به الله، نگید خودم بلدم، نگید من میتونم انجامش بدم. بسپارید به اون نیرویی که نقشه راه رو بلده. غره نشید از دونستن راه حل ها، حتی اگرم راه حلی بلدی قبلش به خدا بگو من این راه میدونم اما نمیدونم که چاره کار من هست یا نه، تو بهم بگو انجامش بدم یا نه ”
در مورد کامنت منم همینطور، من هروز از الله میپرسم. امروز دو بار متن نوشتم پاک اش کردم.
گفتم معبود چی میخوای به من و بنده هات بگی ؟ خودت جاری بشو، خودت صحبت بکن.
بنا به من باشه یک خط هم بلد نیستم بنویسم. تو یدونه جمله بندی اش می مونم.
خلاصه که انتخاب دیدگاه خیلی مساله مهمیه. و جالبه در طول روز بی نهایت بار، باهاش سر و کار داریم، نه فقط موقع ایجاد چالش ها.
همین برخورد نامناسبی که یکدفعه با ما میشه ما دو انتخاب داریم چطور نگاهش کنیم.
همین ظرفی که از دست مون میفته میشکنه، وسیله ای که خراب میشه، پولی که از دست میدیم، و هر اتفاق هر چند کوچک دیگه، این ما هستیم که انتخاب میکنیم کدوم دیدگاه اتخاذ کنیم. دیدگاه روح یا ذهن ؟
اگر دیدگاه روح رو منِ عاطفه انتخاب کنم، الخیر فی ما وقع اتفاق میفته ، یعنی خیرِ اون داستان نصیب من میشه و از دل همون چالش یک برکت وارد زندگی ام میشه، چون یک درس پاس کردم.
اگر دیدگاه ذهن انتخاب کنم، شیطانِ ذهن منظورم هست، اون وقت هست که احساس ام بد و در مجموعه ای از اتفاقات بد قرار میگیرم و نتایج نازیبایی میگیرم.
استاد جانم فایل امروز خیلی موضوع مهم و حیاتی داشت. موضوعی که از سادگی زیادش، غالبا یا باور نمیشه یا اجراش به تعویق میفته.
اینکه : احساس خوب غالب = سعادت و کامیابی
استاد جانم و مریم مهربونم، بابت تهیه ، تدوین و کپشن این فایل توحیدی ازتون سپاسگزارم.
از خداوند مهربونم هم سپاسگزارم که از زبان شما با من صحبت کرد و برمن جاری شدش تا این کامنت زیبا نوشته بشه.
من مدت زیادی نیست که با این خانواده آشنا شدم و با استفاده از رهنمود های استاد عباس منش نتایج بسیار خوبی در زندگی خودم داشتم
به یک تجربه در این زمینه لطفا توجه بفرمائید متشکریم
من فارغ التحصیل رشته حقوق هستم خیلی پیجور کار شدم اما کاری برام پیدا نمیشد چرا ؟
چون باورم این بود که حتما میبایست پارتی داشت تا کار پیدا شود
همین باور و فرکانس من رو به سمتی هدایت کرد تا اینکه کاری با هزار خواهش و تمنا پیدا کنم و چون خودم رو لایق نمی دانستم از روز اول سرنوشت خودم رو بدست مدیر اون اداره سپردم چون باورم این بود که چون با واسطه وارد این کار شده ام باید باج بدهم تا اخراج نشوم دقیقا همین چیزی که در ذهن من می گذشت مدیرم با من رفتار می کرد و هیچ ارزشی برای من قایل نبود
پنج ماه با اینکه متأهل بودم حقوقی دریافت نکردم تا اینکه یک روز تصمیم گرفتم با دیدگاه مثبت و باوری که از طریق خواندن کتابهایی چون شفای زندگی خانم لوییز هی و فایل های استاد عباس منش ساخته بودم استعفا خودم رو چون لایق بهترین ها خودم رو میدانستم اعلام کنم و از کار بیرون بیایم و امروز هم حال بهتری دارم و هم پیشرفت بهتری داشته ام و یقین دارم که با عضویت در این خانواده بزرگ میتوانم به همه اهدافم برسم امید در من زنده شده و اشتباهی که پدرم در مسیر زندگی خودش مرتکب شده بود من تکرار نکردم امیدوارم به زودی با تهیه وجه دوره های استاد به والاترین اهداف خودم برسم
سلام خدمت استاد عزیزم و خانواده گلم و شایسته جان مهربان
این فایل منا دیونه کرد، چندین بار امروز گوشش کردم،آره باید شروع کنی بذر ذهنت را خوب بکاری، عشق، محبت،ثروت، نعمت، فراوانی، حال خوب، خواستن، توانستن، زیبا شدن و درنتیجه هنگام رسیدن آنها را برداشت کنی،و مصداقش این شعر هست که میگه
از مکافات عمل غافل نشو
گندم از گندم بروید، جو ز جو
آره وقتی عشق بکاری، عشق برداشت میکنی
وقتی حال خوب بکاری، اتفاقات خوب برداشت میکنی
وقتی ثروت بکاری، ثروت برداشت میکنی
و وقتی پیوند ذهن و قلب اتفاق بیفته، دیگه دنیا برات گلستان میشه، زندگی برات رنگارنگ میشه، فقط خدا می ببینی، عشق می بینی، زلالی می بینی، و اینگار داری روی ابرها پرواز میکنی
و همه ی اینها به شرط کنترل ورودی ذهنه
بخدا از روزی که تصمیم بگیرم ورودیها را کنترل کنم، جریانی از حال خوب وارد زندگیم شد
اولش خیلی خیلی سخت بود، قلب ی چیز می گفت و ذهن منطقی یک چیز دیگه، تا اینکه شروع کردم اینستاگرامم را پاک کردن، تمام کانال های تلگرام را حذف کردن، با دوستانی که انرژی منفی داشتند رابطم را کات کردن و از همه مهم تر ارتباط گرفتن با خالقم، با پروردگارم، با خداوندم، با عشقم، با معبودم،و وقتی خدای درونم وصل شد به خدای قدرتمندم، آره دیدم عجب حس عجیبیه، عجب قدرتمندم، عجب اعتماد به نفسی پیدا کردم و دیدم می توانم خالق صددرصد زندگیم باشم، و چه اتفاقاتی برام افتاد که فکرش هم نمی کردم و الان شدم سمیه قدرتمند که شبانه و روز با خدا حرف می زنم، با خودم حرف می زنم و بذرهای عشق و زیبایی می کارم و نجواهای شیطانی را تا جایی که تونستم خفه کردم، مثلا امروز وقتی تو باشگاه داشتم کار می کردم مثل همیشه که یک سری حرکات را نمی تونستم بزنم و بیخیال میشدم، امروز به ذهنم منطقیم گفتم تو اجازه نداری به من بگی نمی تونی، من می توانم چون قدرتمندم و بخدا انجام دادم و اصلا از خوشحالی تو پوست خودم نبودم و برعکس همیشه که لذت باشگاه رفتن را با یک دوست می دیدم، دیگه خودم میرم باشگاه، با خودم در صلحم و چنان لذتی می برم که انگار همه ی حال قشنگ دنیا تو حال من جمع شده
آره دوستان کنترل کنید ورودیها، بذر خوب بکارید، حال خوب دریافت کنید و اتفاقات خوب برداشت کنید
منم خوشحال و مسرورم که دوستام گلی چون شما دارم که هر لحظه عشق، محبت، سلامتی و آرامش را بهم دیگر هدیه می دهیم بر خلاف خیلی از سایت ها و شبکه های مجازی که چیزی جز غم، اندوه و حال بد را بهم منتقل نمی کنند
ماها همگی خیلی خوشبختیم که کنار همیم
در جهان هر چیزی چیز جذب کرد
گرم گرمی را کشید، سرد سرد
دوست دارم بهار قشنگم
برات دنیا دنیا آرزوی آرامش و شادی و خوشبختی دارم ? ? ??
استاد تو این فایل نکته ای مهم را توضیح داده که من بعد از چندین بار گوش دادن تازه فهمیدم قضیه چیه
قبلا با تمام تلاشی که میکردم اما رشدم آرام بود و باورسازی کار سختی شده بود اما با فکر کردن به این آگاهی ها فهمیدم که باورسازی روزی یک ساعت یا دوساعت در روز تنها بودن و روی باورها کار کردن نیست بلکه باید در تمام روز و در کارهای روزمره و هر لحظه باورسازی کرد
یعنی هر لحظه باید نجواها را کنترل کرد و آگاهانه وارد این نجواها شد و به احساس خوب رسید این کاریه که چند روزی هست که دارم انجام میدم و چقدر راحت میشه باور ساخت و نجواها را کنترل کرد
اول کار شاید کمی سخت باشه ولی وقتی فشار باورها و گفتگوهای مثبت بیشتر شد آرام آرام صدای نجواها کمتر میشه و بهتر و راحت تر میشه ذهن را کنترل کرد
در طول روز و در کارهای روزمره باید با گفتگوهای مثبت ذهن را به سمت توجه به نکات مثبت هر چیزی برد مثلا توانایی های خودمون را به خودمون یادآوری کنیم که قبلا چه کارهایی انجام دادیم و امروز چه کارهای خلاقانه ای انجام دادیم چقدر خوب صحبت کردم چه خرید خوبی داشتم و تمام نکات مثبت را با خودمون تکرار کنیم
فراوانی جهان را با خودمون تکرار کنیم که روزانه در جهان چقدر غذا و خوراکی خورده میشه چقدر سنگ های معدنی در جهان هست چقدر حشره در جهان هست روزانه در جهان چقدر گاز و برق مصرف میشه و هی به این موارد فکر کنیم تا ذهن عادت کنه که به این موضوعات توجه کنه و اون موقع هست که باورها تغییر میکنه و ناخودآگاه به این موارد توجه میکنیم
امروز قبل از طلوع آفتاب رفتم تو پارک کنار خونه پیاده روی کنم و همیشه یه مسیری را دور پارک پیاده روی میکردم و خواستم یه مسیر جدید دیگه را پیاده روی کنم که وقتی دور میزدم ناخودآگاه از همون مسیر قبلی میرفتم و چندین بار آگاهانه مسیرم را تغییر دادم تا دیگه عادت کردم که تو مسیر جدید پیاده روی کنم و همون لحظه گفتم باورها هم همین جوری عوض میشه و دقیقا همون موضوعی بود که استاد تو این فایل توضیح دادن
ابتدا باید آگاهانه به موضوعات خوب و مثبت فکر کرد و در موردشون نوشت و بعد از مدتی ناخودآگاه ذهن برمیگرده به تفکر در مورد موضوعات بهتر و این روند تا ابد ادامه داره و قوی و قوی تر میشه و با هر بار قوی تر شدن باورهای قدرتمند کننده جهان اطراف ما هم عوض میشه و ثروت و سلامتی و عشق در روابط و شادی و آرامش بیشتر و بیشتر میشه این قانون اصلی جهانه
نقطه مقابل این موضوع را هم تجربه کردم که قبل از آشنایی با استاد اتفاقی افتاد که نجواها در ذهنم بیشتر شد و من چون قانون را نمیدونستم هر لحظه داشتم به این نجواها و افکار محدود کننده توجه میکردم و بهش شاخ و برگ میدادم غافل از اینکه خودم را دارم از موفقیت دور میکنم و همه چی بهم ریخت تا وقتی که قانون را فهمیدم و بهش عمل کردم و نتایج زندگیم عوض شد
نجواها همون شیطان درونیه که هر لحظه میخواد ما را ناامید کنه و باید آگاهانه وارد این نجواها شد و قدرت را به دست گرفت
اولا چقدر جالبه و چقدر درک و فهم ما از قانون تکاملیه و روندش رو به آرومی داره طی میکنه. چرا که توی این سفر فوق العاده من چندین بار دیگه به این فایل گوش داده بودم ولی اینبار همون جملات رو کاملا به شکل دیگه ای میشنیدم و انگار خیلی بیشتر از دفعات قبل میفهمیدم استاد دارن چی میگن
یکبار قانون رو با خودمون مرور کنیم:
ما هر لحظه با توجه به افکار و فرکانس های ارسالیمون به جهان هستی، تمام اتفاقات و شرایط زندگیمون رو بوجود میاریم؛ چرا که جهان هستی در پاسخ به افکار ما، شرایط، اتفاقات، افراد، و موقعیت هایی همسنگ و هماهنگ با فرکانس های ارسالی ما برامون به ارمغان میاره.
منظور از فرکانس های ما، درواقع همون پچ پچ ها و گفتگو های ذهنی ماست. چیزی که به این گفتگو های ذهنی سمت و سو میده، ورودی های ذهن ماست. یعنی آنچه که میبینیم، آنچه که میشنویم، آنچه که میگوییم، آنچه که میخوانیم، آنچه که به یاد می آوریم.
و به قول استاد، کسی که نتونه ورودی های ذهنش رو آگاهانه کنترل کنه، هرگز نمیتونه خروجی ذهنش رو کنترل کنه.
مخصوصا که این گفتگوی های ذهنی به شکلی نیستند که ما بزور بخوایم بهشون شکل بدیم و ورودی ها بسیار روشون تاثیر دارن.
اینجا یکبار دیگه اهمیت کنترل ورودی های ذهن مشخص شد و من نیاز میبینم یکبار دیگه با خودم و خدای خودم در این زمینه تجدید پیمان کنم.
خدایا، من در راستای تعهدی که به تو و به خودم برای تغییر کردن و انسان بهتری شدن دادم، میخوام یکبار دیگه قول بدم که:
1.غر نزنم؛ چون غر زدن دقیقا ذهن من رو بر نکات منفی متمرکز میکنه. به جاش سعی میکنم سپاسگزارتر و شاد تر باشم
2.اصلا سراغ فیلم و سریال و فضای مجازی نرم؛ چون این موارد دقیقا باور های مسموم بدنه جامعه رو به ذهنم تزریق میکنه و من رو با تند ترین سرعت از تو دور میکنه
3.فارغ از اینکه چه اتفاقاتی برای من افتاده، من فقط و فقط راجع به اتفاقات خوب، مثبت و جالب با دیگران صحبت میکنم
4. تمام تلاشم رو میکنم که راجع به هر کس فقط به نکات مثبتش توجه کنم
5.به موندن توی سفر تحول زندگی من و عمل به آموزه هاش، و در ادامه عمل به تمام آموزه های سایت متعهد میمونم و تمام تلاشم رو در این زمینه به اجرا میزارم
خدایا من آنچه که از سمت خودم میتونم انجام بدم رو جلو میبرم، میدونم که تو کارت رو مثل همیشه بی نقص انجام میدی و خیالم راحته
پس فقط ازت سپاسگزارم و بس
از استاد و مریم عزیز هم یک دنیا سپاسگزارم که راه و رسم زندگی و بندگی کردن خداوند رو به ما می آموزند.
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت شناخت قوانین زندگی
سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که در این مسیر چراغ راهم هستید
هسته ی اصلی کل مباحث :
««ما درهرلحظه با توجه به افکارمون درحال ارسال فرکانس های به جهان هستی هستیم و به این شکل اتفاقا زندگی ما به وجود میاد »»
ومن دراین سایتم تا به وسیله ی تمااااام مطالبش ، باورهای (قدرتمند کننده) رو جایگزین باورهای محدود کننده قبلی میکنم.
ومن به اندازه ی درکم ، وبه اندازه ای که دارم عمل میکنم نتیجه میگیرم که به وضوح میبینم بسیار بسیار بسیار بیشتر باید رو خودم کار کنم .
باید خیلی بیشتر از قبل ،خوراک مفید به ذهنم بدم تا فرکانس های مطابق خواستم به جهان بفرستم
باید آگاهانه چیزهایی ببینم و بشنوم و بگم که بهم احساس بهتری میده
باید گفتگو ها و ورودی های ذهنمو کنترل کنم و بیشتر تو فضای این آگاهی ها بمونم ، باید درک کنم که بیشترین زمان بیداریمو صرفِ ،زندگی کردن بااین قوانین کنم و بااین کار احساسمو عالی نگه دارم و هربار عالی تر هم بشم و مدت زمان بیشتری دراین احساس بمونم
من فایل هارو هزاران بار گوش میکنم تا تمرین کرده باشم تا باورهام قوی تر بشه ، تا در تمام صحنه های زندگیم به شیوه قوانین زندگی کرده باشم
من میدونم که دست دیگری در کار نیست واز خداوند میخوام که کمکم کنه تا بیشتر از قبل متعهد باشم تا مستمر و بی وقفه بتونم رو خودم کار کنم تا آسان بشم برای آسانی ها.
خدایا کمکم کن تا خوب زندگی کنم و کمک کنم جهان جای بهتری برای زیستن باشه.
من عاشق این فایل هستم چون انگار درس اول و آخر رو بهم میده ،وقتی گوش میکنمش قلبم آروم میشه که این منم که دارم زندگیمو میسازم پس برم و تمام انرژیمو بزارم روی بهتر ساختنش.
خدایا من به هر خیری ازجانب تو فقیرم
خدایا منو به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت دادی نه کسانی که به آنها غضب ورزیدی.
این روزها بیشتر روی نکات مثبت وکنترل ورودیهای ذهنم کار میکنم و میبینم که چطور حالمو بهتر کرده
من هرروز توستاره قطبی اینو مینویسم تمرکز روی نکات مثبت اینکاریه که باید انجام بدم ما در جهانی زندگی میکنیم که جواب فرکانسهای مارو بهمون میده بنابراین سعی میکنم بیشترین زمان روزم حالمو خوب نگه میدارم نمیگم کاملا وسعی میکنم هر روز بهتر از روز قبل باشه
چند سال پیش توی یه خونه آپارتمانی زندگی میکردیم بااینکه شیک وتمیز بود ولی بعضی از همسایهها رعایت نمیکردن ومن اون زمان اصلأ توی این فضاها نبودم ولی با این حال توجه نمیکردم اما همیشه به خاطر این موضوع تو فکر این بودیم که خونه ویلایی داشته باشیم همیشه میرفتم پشت پنجره پله یه خونه ویلایی که پشت خونمون بود نگاه میکردم وله خدا میگفتم چقد خوب میشه که منم یه خونه مثل همین داشته باشم یعنی روزی چندین بار اینکار رو میکردم فکر میکردم نتیجه چی شد بعد از یک سال تقریبا مثل اون خونه خدا بهمون داد اما اینجاش مهمه که من با حال خوب اینکار رو میکردم البته ناآگاهانه بود و موارد زیادی که توی زندگی بهشون رسیدم ووقتی وارد این مسیر شدم و فایلهای استاد رو گوش دادم گفتم همینه من توی این چند سال به چیزایی که رسیدم از همین راه بود قبل از آشنایی با استاد چند وقتی بود که اصلاً به اون صورت حس وحال خوبی نداشتم و همیشه فکر میکردم که همه چی درحال تموم شدن هستش و همچین اتفاقاتی هم افتاد ویژه زمانی دوست داشتم که دوباره همون حس خوبرو بدست بیارم که خداوند منو به این سایت هدایت کرد و به لطف خودش حتی از قبل هم بهتر شدم الان سپاسگزار شدم سعی میکنم آگاهانه حالمو خوب نگه دارم وقشنگ متوجه میشم که فاصله ذهن وروحم کمتر شده با خدا ارتباط خیلی بهتر وعمیقتری پیدا کردم از زندگی بهتر لذت میبرم ایمانم بیشتر شده اگه چالش پیش میاد بهتر ذهنمو کنترل میکنم و هرروز به لطف الله بهترم خواهد شد
سلام
– جهان هستی قوانین دارد که بدون تغییر است
– به اصل موضوع و قوانین توجه کنید
– ما در هر لحظه با توجه به افکارمان داریم فرکانسهایی را ارسال میکنیم
– اتفاقات زندگی ما با ارسال فرکانسهایی است که می فرستیم؛ مثل ثروت و عشق و رابطه و ….
– با تغییر افکار و باورها؛ فرکانسهای ما تغییر میکند و زندگیم نیز تغییر کرد.
– ذهن دستگاهی است که داره فرکانس را تولید می کند و جهان هستی به واسطه فرکانسهایی که دریافت می کند، اتفاقات هم سنگ را ایجاد می کند.
– به اندازه ای که به قانون عمل کنی، نتیجه هم می گیری.
– ذهن ما وقتی دائم افکاری را در خود دارد که تو آدم بی عرضه ای هستی و فرصتها کم است و موفقیتها کم است و … وقتی یک عالمه از این افکار را داری؛ داری فرکانسهایی را ارسال می کنی که داری اتفاقاتی را جذب میکنی که همین فرکانس را دارند و از همین نوع هستند.
– فرکانسهای ارسالی شما همراستای اتفاقاتی می شود که برای شما می افتد پس ارسال فرکانسهای ما مهم است
– ورودیهای شما به شما احساس میدهد یا منفی یا مثبت؛ این احساس شما داره به شما می گوید که این گفتگوهای ذهنی دارند شما را به چه سمتی می برند خواسته یا ناخواسته.
– با ورودیهای مناسب می توانیم احساس خود را کنترل کنیم و به سمت مثبت ببریمش . مثلا تو همیشه میتوانی و ….
– اگر بتوانید کنترلهای ذهنی داشته باشید که به شما احساس بهتری بدهد و این نجواها را کنترل کنید که به شما احساس امید و توکل و خوب ومثبت وپیشرفت و سلامتی بدهد وهمیشه هم این کار را انجام دهید، یعنی آگاهانه خود را وارد این موارد کنید، اولش می گه نه نمی توانی فلان موقع نتونستی و … اولش مقاومت می کند ولی اگر ورودیها را کنترل کنید وافرادی که بهتر باشند وآگاهانه وارد آنها شوید؛ و گفتگوهای غالب ذهن شما شوند یعنی غالب افکار شما مثبت باشد، با تمرین و باورهای درست امکان پذیر می شود؛ ورودیها که مثبت است درست است گفتگوهای ذهنی هم خوب می شوند و شرایطی ایجاد میشود که مثبت باشد این کار ساده نیست ولی با تمرین راحتتر می شود وعادت میشود.
– باور کنیم که این کار جواب میدهد کل داستان کنترل گفتگوهای ذهنی است که به شما احساس خوبی بدهد.
– تماما خودمان شرایط خودمان را بوجود می اوریم
– من با باورها و فرکانسهایم این زندگی را خلق نموده ام.
– بهترینها را کنترل ورودیهای خود بدست آورید.
– این چند صباح که در دنیا هستیم را خوب زندگی کنیم واز آن استفاده کنیم
موفقیت ادامه دارد………..
سلام
روز 27 ام
11 مارس
چند روزقبل با خواهرم در مورد تغییر واقعی باورها حرف میزدیم. خیلی دلم خواست بدونم واقعا راه تغییر باورها چیه. میخواستم برم تو گوگل سرچ کنم اما قبل از اینکار، رسیدم به این فایل عالی استاد که جواب سوال منو نکته به نکته داره توضیح میده.
جا داره بگم، کجایی سهراب سپهری جان که میگفتی: “من به قانون جهان مشکوکم”. بیا که استاد داره تو این فایل قانون جهان رو به ساده ترین شکل توضیح میده و میگه همه چیز افکار و باورها و فرکانسهای ماست. اگه اینا تغییر کنن زندگیت تغییر میکنه.
و تغییر باور کار خیلی بزرگ و ترسناکی نیست لازم نیست کمالگراییت گل کنه، یا بری دنبال راههای فرعی. تغییر باور، چندتا قدم داره، حتی من فکر میکنم نیازی به تکرار و کشف باورهای خرابمون نداریم.
اول :تغییر باورها با مدیریت کردن گفتگوهایی که هر لحظه تو ذهنت داره میچرخه انجام میشه…
منشا این گفتگوهای ذهنی چیه؟ ورودیها. هرچقد ورودی خوب به ذهن بدیم، گفتگوهاشم خوب میشه.
دوم: آگاهانه فقط چیزهایی را ببین، بشنو و در ذهنت نگه دار که به تو احساس امید، آرامش و ایمان بیشتری می بخشد.
الان یک هفته است که این فایلو گوش میدم، و دارم فایلشو با سلیقه خودم ادیت میکنم تا باورهای مهم استاد رو چندین بار تکرار کنم. امروز تو صفحه اول سایت، استاد شایسته یه فایل قرار دادن در دسته روزشمار 116ام، و من اونو گوش دادم و دیدم رزا داره صحبت میکنه. این فایل رو چندین و چندین بار گوش دادم قبلا، اما امروز خدا بهم گفت برو تو روز شمار روز 27ام، در مورد این فایل بنویس.
بنویس که، منم همون رزام. عین رزا. زبان فرانسهام خوب نیس و انگلیسیمم لنگمیزنه اما با کمک خدا، برای 45 نفر از مهندسان و اهالی صنعت سوئیس به زبان فرانسه یک پوستری رو ارائه کردم. در حالیکه فقط 11 ماه بود که اومده بودم تو این کشور، و اگه بخوام با ذهن منطقیم به مریم و این اتفاق نگا کنم (که همیشه هم معمولا اینکارو میکنم ) ایتکازو به راحتی بی ارزش و کوچیک میبینم و میگم که چی… همه ارائه دادن اون روز. اما امروز چون، قراره با تغییر آگاهانه نجواهای ذهنی، فرکانس هامونو تغییر بدیم میخوام یجور دیگه به موضوع نگا کنم. اینکه یه دختر 31 ساله که توی کل عمرش تو حاشیه امن کنج اتاقش بوده، به جایگاهیی رسیده که تو مملکت غربت در مورد موضوعی که در موردش حتی نمیتونه به ترکی به همسرش توضیح بده، به زبان فرانسه به 45 نفر اهل صنعت توضیح داده. این اتفاق خیلی بزرگه مریم. تو خیلییییی عوض شدی خیلی پیشرفت کردی خودتو دست کم نگیر. این قدم اولت بوده مبادا برگردی و خودتو ضرب در صفر کنی، نه، تو بعد از 4ماه بودن تو اون شرکت اینکارو انجام دادی، در حالیکه بقیه همکارها که 2 سال اونجا کار میکردن میگفتن استرس دارن. میگفتن حتی با اینکه زبان مادری خودمونه اما سختمونه. ولی مریم تو در حالی ارائه دادی که زبان مادریت ترکیه. در حالی ارائه دادی که تو عمرت بیشتر از 2، 3 بار چیزی رو ارائه نداده بودی. تو خیلی بزرگ شدی اینکه اولین بار، رئیست بهت این پیشنهاد ارائه رو داد، میتونستی بگی نه نمیتونم اما گفتی اره اگه تمرین کنم میتونم. این یعنی فایل عزت نفس استاد جواب داده. یعنی عزت نفست بیشتر شده. قدم در راه گذاشتی و خدا برای آسونی ها، آسونت کرد. چقدر خوبه اینجوری فکر کردن خدای من. تو هدایتم میکنی و چقد عالی که هدایت ها رو میفهمم البته اولش نمیدونم که هدایته، فکر میکنم دیگه بدیهیه اینجوری باشه حتی دست در دست شیطان میشم، اما خدا همیشه یارو یاورمه.
اگه رزا تونسته موقعیت شغلیشو ارتقا بده، تو هم میتونی مریم. تو از هیچ ، از صفر مطلق یعتی 273- رسیدی به اینجا،بهت قول میدم بزودی میتونی پروژها رو مدیریت کنی، میتونی با همین مدرک ارشدت، تو دانشکده درس بدی، بهت قول میدم همه اینارو تجربه میکنی، و اگه بخوای ازشون میگذری یا همچنان لذتشو میبری تا سیراب بشی. ما با تجربه کردن چیزایی که دوستشون رشد میکنیم. خدا خیلی حواسش بمنه. استاد بهترینید. دمتون گرم.
دمم گرم.
سلام مریم جان دوست عزیز
بسیار بهت تبریک میگم . بسیار موفق هستی و خواهی بود. و چقدر برات خوشحالم که خودت را با خودت مقایسه کردی و این یعنی رشد.
استاد همیشه در فایل هاشون میفرمایند فقط و فقط خودتون را با خودتون قیاس کنید و پیشرفت خودتون را ببینید و شما این را درک کردید.
الهی که پروژه های بزرگ را مدیریت میکنید و از شادی و موفقیت هاتون برامون میگید.
برات آرزوی بهترین ها را میکنم و نوشته تو بهم خیلی انگیزه داد و یاداوری و تلنگری بود برای من که یادت نره فقط خودت با خودت ، پیشرفتت با قبل خودت باید قیاس بشه .
به امید خوندن موفقیت های بعدیت .
سپاسگزارم
سلام استاد عزیزم، مریم مهربونم و هم فرکانسی های گلم
روزشمار تحول زندگی ام برگ پنجاهم
جمله طلائی این فایل :
به چیزهایی که احساست خوب میکنه توجه کن و انقدر ادامه بده که بشه گفتگوی غالب ذهنت
بسکه قانون ساده ست، باور کردنش و یا اجرا کردنش به تعویق میفته.
داشتم به تفاوت دیدگاه فکر میکردم.
وقتی یک اتفاقی میفته ، منِ عاطفه 2 تا انتخاب دارم.
1. از دیدگاه روحم نگاه اون موضوع بکنم و احساس خوبی در خودم ایجاد کنم، حتی اگر ظاهر خوبی نداشته باشه اون موضوع
2. از دیدگاه ذهن نگاه اون موضوع کنم و احساس بشدت بدی رو تجربه کنم.
این رو خداوند کاملا در اختیار خودمون گذاشته که به مسائل و چالش های زندگی مون چطور نگاه کنیم و انتخاب کنیم چه احساسی در ما به وجود بیاد
یک مثال میزنم که خیلی هامون شنیدیم اش اما مینویسم که یادآوری بشه واسمون.
پدری در نظر بگیریم که اعتیاد به مواد مخدر داره و 2 فرزند داره. یکی موفق و دیگری ناموفق
از اون پسری که ناموفق بود سوال کردند که عامل ناموفق بودنت چی بوده ؟
پاسخ داد : پدرم ،
من پدری داشتم که اعتیاد داشت، ایشون فلان رفتارها میکرد و ما ازش الگو گرفتیم، منم به سمت اعتیاد و مصرف زیاد مواد کشیده شدم و عاقبتم شد این.
به اون پسری که موفق بود گفتنند، عامل موفقیت تو چی بود ؟
پاسخ داد، پدرم ،
من پدری داشتم که اعتیاد داشت و با دیدن حال و وضع اش و نتایج نامطلوب اش ، ترغیب شدم که شبیه ایشون نباشم و به سمت موفقیت حرکت کنم
این داستان، یک شرایط یکسان بهمراه دو دیدگاه متفاوت بود.
یک پسر دیدگاه روح انتخاب کرد
یک پسر دیدگاه ذهن اش انتخاب کرد
حالا ما این همه در طول روز، نسبت به هر اتفاق ، موضوع، چالش های متفاوت، حق انتخاب داریم.
خداوند به ما حق انتخاب داده. هیچ موجود زنده ای در دنیای مادی، مثل اشرف مخلوقات، قدرت اختیار نداره.
انقدر برای ما ارزش قائل شده که افسار زندگی مون رو به دستای خودمون، به فرکانس هامون سپرده.
ایشون و همه کیهانیان و خانواده روحی مون ، هر لحظه ما رو تماشا میکنند که چه دیدگاه هایی و چه انتخاب هایی انجام میدیدم و چطور به انرژی بی شکل و فرم منبع، شِکل میدیم و دست به خلق میزنیم.
این ها که نوشتم، مبنی بر ادعای من نیست. من خودم بی نهایت در کنترل عواطف ام دچار اشتباه میشم.
اما هر گاه من آگاهانه خودمو کنترل کردم، تمام روز جفت شِش آوردم. همه ما از این تجربیات زیبا تو زندگی مون داریم.
انتخاب دیدگاه برتر یا همون دیدگاه روح، تنها راه نجات ما برای خلاص شدن از چالش های زندگی مون هست. دیدگاهی که ما رو به آرامش و احساس خوب میرسونه.
امروز صبح زمانی که خبر فوت یکی از اقوام خیلی نزدیک شنیدم، یک لحظه اومدم بزنم زیر گریه
فورا به ذهنم گوشزد کردم که :
ایشون به اصل خودش بازگشت.
آیا تو ناراحت میشی بابت اینکه یک روح از سیاره زمین، به منبع عروج پیدا کنه و پرواز کنه به ابدیت ؟
آیا تو غمزده میشی که یک روح، سفر کنه و به خانواده روحی اش به جایگاه اش بپیونده ؟
آیا تو کسی هستی که بخوای جلوی اراده خداوند رو بگیری ؟
آیا تو ادعای موندنِ همیشگی در این سیاره زیبا رو داری ، که اظهار دلتنگی میکنی ؟ منِ عاطفه هم یروزی سفر میکنم.
منتها جالبی اش به اینه که، در عوالم روح، زمان و مکان وجود نداره، و برای اون ها سفر من در زمین ، به اندازه پلک زدنی بیش نیست.
لذا کیهانیان وقتی اشک و آهِ منو بابت از دست دادن عزیزی میبینند، براشون طنزآمیز هست و تبسم میکنند. چون واقف اند که منم بزودی به دیار عشق میپیوندم.
ما زمینی ها ناراحت میشیم وقتی عزیزی از دست میدیم، اما کیهانیان بشدت خوشحال اند چون یک روح تجربیات مادی داشته که حالا میخواد با خانواده روحی اش به اشتراک بزاره و کلی از عملکرد اون روح شادی کنند.
مرگ مثل یک کشتی هست که بین دو ساحل دنیا و آخرت قرار داره.
اونهایی که در ساحل دنیا هستند از رفتن کشتی و آدم هاش غمزده اند
اون هایی که در ساحل آخرت اند از آمدن یک کشی و عزیز شان خوشنود و شاد اند.
اگر منِ عاطفه دیدگاه روح انتخاب کنم و مثل کیهانیان بابت سفر یک روح، تسلیم باشم، بابت سفر یک روح پذیرش داشته باشم و آرام باشم،
مطمعنا به احساس خوبی میرسم.
مطمعنا در چرخه اتفاقات خوشایند قرار میگیرم.
با فوت یک عزیز ، منم نباید همراهش فوت بشم. بلکه باید برای برگشت به خانه اش تسلیم و آرام باشم و واقف به این مهم باشم که منم ماندنی نیستم
. پس توی این فرصت محدود، احساس خوبم رو ادامه بدم. و نگرش و دیدگاهم تغییر بدم.
اینم نیازمند تکامل هست
من قبلا خیلی واسه رفتگان بی تابی میکردم، حتی غریبه ها، حتی اخبار کشته شدگان، بشدت گریه های شدید میکردم.
وقتی با قانون آشنا شدم، محکم شدم، وقتی حقیقت زیبای مرگ رو درک کردم آروم گرفتم.
وقتی ابدی بودن روح رو درک کردم، قوی تر قبل شدم.
هر چند بازم نیاز هست کار کنم.
ما باااید بتونیم در احساس خوب موندگار باشیم. باید بتونیم کنترل ذهن کنیم، تا تجربه ای در زمین خلق کنیم که ارزش نشون دادن به خانواده روحی مون و کیهانیان داشته باشه.
باید نقش مون زیبا بازی کنیم و سپس از صحنه زمین خارج بشیم
عاشقتونم.
نمیدونم چیشد که این مطالب نوشتم فقط اطمینان به این دارم که، پیام و کلام من نیست
بلکه خود اون نیرو هست که مدیریت نوشتن و همه برنامه هام رو بر عهده داره.
استاد جانم همین دیشب بود که فایل توحید عملی قسمت 11 روی سایت تماشا کردم و توی اون فایل اشاره کرده بودین که :
” هررر کاری که میخواین بکنین، توکل کنید، واگذار کنید به الله، نگید خودم بلدم، نگید من میتونم انجامش بدم. بسپارید به اون نیرویی که نقشه راه رو بلده. غره نشید از دونستن راه حل ها، حتی اگرم راه حلی بلدی قبلش به خدا بگو من این راه میدونم اما نمیدونم که چاره کار من هست یا نه، تو بهم بگو انجامش بدم یا نه ”
در مورد کامنت منم همینطور، من هروز از الله میپرسم. امروز دو بار متن نوشتم پاک اش کردم.
گفتم معبود چی میخوای به من و بنده هات بگی ؟ خودت جاری بشو، خودت صحبت بکن.
بنا به من باشه یک خط هم بلد نیستم بنویسم. تو یدونه جمله بندی اش می مونم.
خلاصه که انتخاب دیدگاه خیلی مساله مهمیه. و جالبه در طول روز بی نهایت بار، باهاش سر و کار داریم، نه فقط موقع ایجاد چالش ها.
همین برخورد نامناسبی که یکدفعه با ما میشه ما دو انتخاب داریم چطور نگاهش کنیم.
همین ظرفی که از دست مون میفته میشکنه، وسیله ای که خراب میشه، پولی که از دست میدیم، و هر اتفاق هر چند کوچک دیگه، این ما هستیم که انتخاب میکنیم کدوم دیدگاه اتخاذ کنیم. دیدگاه روح یا ذهن ؟
اگر دیدگاه روح رو منِ عاطفه انتخاب کنم، الخیر فی ما وقع اتفاق میفته ، یعنی خیرِ اون داستان نصیب من میشه و از دل همون چالش یک برکت وارد زندگی ام میشه، چون یک درس پاس کردم.
اگر دیدگاه ذهن انتخاب کنم، شیطانِ ذهن منظورم هست، اون وقت هست که احساس ام بد و در مجموعه ای از اتفاقات بد قرار میگیرم و نتایج نازیبایی میگیرم.
استاد جانم فایل امروز خیلی موضوع مهم و حیاتی داشت. موضوعی که از سادگی زیادش، غالبا یا باور نمیشه یا اجراش به تعویق میفته.
اینکه : احساس خوب غالب = سعادت و کامیابی
استاد جانم و مریم مهربونم، بابت تهیه ، تدوین و کپشن این فایل توحیدی ازتون سپاسگزارم.
از خداوند مهربونم هم سپاسگزارم که از زبان شما با من صحبت کرد و برمن جاری شدش تا این کامنت زیبا نوشته بشه.
آگاهانه و عاشقانه دوستتون دارم.
همگی در پناه الله یکتا باشیم.
به نام خداوند جان و خرد
سلام عاطفه جان
امروز دنبال فایل تئوری مدارها بودم و کامنت های اون
به این فایل رسیدم و کامنت شما
از کجا به کجا هدایتی هست و درسی
خواستم بابت دیدگاه که نوشتی
در هر موضوع از دو جهت میتوان دید
یکی روح و دیگری جسم
تشکر کنم
منو تو فکر برد و درک بهتر آن باعث درک بهتر الخیر فی ما وقع خواهد شد
دوست گرامی ممنون
همچنین اشاره قشنگی به فایل توحید 11کردید که عالی بود
سپاس فراوان از خداوند و شما دست خدا
در پناه خالق جهان هستی
شاد موفق و ثروتمند باشید در دنیا و آخرت
به نام خدا تشکر از استاد عباس منش عزیز
من مدت زیادی نیست که با این خانواده آشنا شدم و با استفاده از رهنمود های استاد عباس منش نتایج بسیار خوبی در زندگی خودم داشتم
به یک تجربه در این زمینه لطفا توجه بفرمائید متشکریم
من فارغ التحصیل رشته حقوق هستم خیلی پیجور کار شدم اما کاری برام پیدا نمیشد چرا ؟
چون باورم این بود که حتما میبایست پارتی داشت تا کار پیدا شود
همین باور و فرکانس من رو به سمتی هدایت کرد تا اینکه کاری با هزار خواهش و تمنا پیدا کنم و چون خودم رو لایق نمی دانستم از روز اول سرنوشت خودم رو بدست مدیر اون اداره سپردم چون باورم این بود که چون با واسطه وارد این کار شده ام باید باج بدهم تا اخراج نشوم دقیقا همین چیزی که در ذهن من می گذشت مدیرم با من رفتار می کرد و هیچ ارزشی برای من قایل نبود
پنج ماه با اینکه متأهل بودم حقوقی دریافت نکردم تا اینکه یک روز تصمیم گرفتم با دیدگاه مثبت و باوری که از طریق خواندن کتابهایی چون شفای زندگی خانم لوییز هی و فایل های استاد عباس منش ساخته بودم استعفا خودم رو چون لایق بهترین ها خودم رو میدانستم اعلام کنم و از کار بیرون بیایم و امروز هم حال بهتری دارم و هم پیشرفت بهتری داشته ام و یقین دارم که با عضویت در این خانواده بزرگ میتوانم به همه اهدافم برسم امید در من زنده شده و اشتباهی که پدرم در مسیر زندگی خودش مرتکب شده بود من تکرار نکردم امیدوارم به زودی با تهیه وجه دوره های استاد به والاترین اهداف خودم برسم
شاد و تندرست و سربلند باشید
بنام پروردگار یکتا
سلام خدمت استاد عزیزم و خانواده گلم و شایسته جان مهربان
این فایل منا دیونه کرد، چندین بار امروز گوشش کردم،آره باید شروع کنی بذر ذهنت را خوب بکاری، عشق، محبت،ثروت، نعمت، فراوانی، حال خوب، خواستن، توانستن، زیبا شدن و درنتیجه هنگام رسیدن آنها را برداشت کنی،و مصداقش این شعر هست که میگه
از مکافات عمل غافل نشو
گندم از گندم بروید، جو ز جو
آره وقتی عشق بکاری، عشق برداشت میکنی
وقتی حال خوب بکاری، اتفاقات خوب برداشت میکنی
وقتی ثروت بکاری، ثروت برداشت میکنی
و وقتی پیوند ذهن و قلب اتفاق بیفته، دیگه دنیا برات گلستان میشه، زندگی برات رنگارنگ میشه، فقط خدا می ببینی، عشق می بینی، زلالی می بینی، و اینگار داری روی ابرها پرواز میکنی
و همه ی اینها به شرط کنترل ورودی ذهنه
بخدا از روزی که تصمیم بگیرم ورودیها را کنترل کنم، جریانی از حال خوب وارد زندگیم شد
اولش خیلی خیلی سخت بود، قلب ی چیز می گفت و ذهن منطقی یک چیز دیگه، تا اینکه شروع کردم اینستاگرامم را پاک کردن، تمام کانال های تلگرام را حذف کردن، با دوستانی که انرژی منفی داشتند رابطم را کات کردن و از همه مهم تر ارتباط گرفتن با خالقم، با پروردگارم، با خداوندم، با عشقم، با معبودم،و وقتی خدای درونم وصل شد به خدای قدرتمندم، آره دیدم عجب حس عجیبیه، عجب قدرتمندم، عجب اعتماد به نفسی پیدا کردم و دیدم می توانم خالق صددرصد زندگیم باشم، و چه اتفاقاتی برام افتاد که فکرش هم نمی کردم و الان شدم سمیه قدرتمند که شبانه و روز با خدا حرف می زنم، با خودم حرف می زنم و بذرهای عشق و زیبایی می کارم و نجواهای شیطانی را تا جایی که تونستم خفه کردم، مثلا امروز وقتی تو باشگاه داشتم کار می کردم مثل همیشه که یک سری حرکات را نمی تونستم بزنم و بیخیال میشدم، امروز به ذهنم منطقیم گفتم تو اجازه نداری به من بگی نمی تونی، من می توانم چون قدرتمندم و بخدا انجام دادم و اصلا از خوشحالی تو پوست خودم نبودم و برعکس همیشه که لذت باشگاه رفتن را با یک دوست می دیدم، دیگه خودم میرم باشگاه، با خودم در صلحم و چنان لذتی می برم که انگار همه ی حال قشنگ دنیا تو حال من جمع شده
آره دوستان کنترل کنید ورودیها، بذر خوب بکارید، حال خوب دریافت کنید و اتفاقات خوب برداشت کنید
شاد و سلامت و سرحال و خوشبخت باشید
و عاقبت بخیر در دنیا و آخرت
استاد جان، خانم شایسته عزیزم ازتون خیلی ممنونم،همیشه دعاگوتون هستم
سلام سمیه جان
خیلی زیبا گفتی افرین??
واقعا لذت بردم وکلللللی خوشحال شدم که اینقدر باخودت در صلحی عزیزممم?????
بنام پروردگار یکتا
ممنونم ازت بهار قشنگم و ممنونم از حس قشنگت
منم خوشحال و مسرورم که دوستام گلی چون شما دارم که هر لحظه عشق، محبت، سلامتی و آرامش را بهم دیگر هدیه می دهیم بر خلاف خیلی از سایت ها و شبکه های مجازی که چیزی جز غم، اندوه و حال بد را بهم منتقل نمی کنند
ماها همگی خیلی خوشبختیم که کنار همیم
در جهان هر چیزی چیز جذب کرد
گرم گرمی را کشید، سرد سرد
دوست دارم بهار قشنگم
برات دنیا دنیا آرزوی آرامش و شادی و خوشبختی دارم ? ? ??
دقیقا همینطوره که میگی عزیزم
خداروشکر که جایی هستیم که میتونیم همو درک کنیم و راجبه زیبایی ها حرف بزنیم?
دوست دارم عزیزدلم
هرچی ارزوی خووووبه مال تووو
بنام پروردگار یکتا
ممنونم دختر گل گلاب
هر چی آرزوی خوبه واسه تو
هر چی آرامش واسه تو
هر چی حال خوب تو واسه تو
هر چی اتفاقات خوبه واسه تو
شاد باشی
سلامت باشی
و عاقبت بخیر در دنیا و آخرت
????????????????
دوست مهربوووون من?
چقدر خوشحال کننده بود برام این انرژی مثبتات…شاد باشی همیشه عزیزدلممم…بووووس????
هر اتفاقی که در زندگی ام رخ می دهد فقط و فقط حاصل فرکانس های من است.
من همیشه یک خالق هستم.
جهان نیز در هر لحظه به فرکانس هایم پاسخ می دهد.
دقیقا هر چیزی فرکانس خاصی دارد.
و برای تغییر هر شرایطی نیز ابتدا باید فرکانس ها را تغییر داد.
عوامل بیرونی هیچ تاثیری در زندگی ما ندارند.
وقتی که خودم مالک فرکانس هایم هستم یعنی کنترل صد در صد زندگیم را نیز دارم.
و می توانم انرا بهبود ببخشم و برعکس.
هر لحظه باید توجه کنم حواسم باشه که به چیزی دارم توجه می کنم و
به چه سمتی دارم حرکت می کنم.
و سپاس خدایی که را که ایده ها را به دنبال هم می دهد.
امروز اتفاقاتی مانند فرار موسی به سمت رودخانه را تجربه کردم.
که سمت رودخانه رفتم اما هیچ ایده ای نداشتم و دیدم که چگونه زیبا هدایتم کرد.
مفهوم زندگی در لحظه حال را بیشتر درک می کنم که چقدر زیباست.
همیشه باید توجه ام باشد که سکان را به دست قلبم بسپارم.
حتی جاهایی که منطق نیاز دارد. جایی که هیچ تجربه ای نداشتم
اما به این احساس توجه کردم او مرا هدایت کرد.
اری اعجاز خداوند در لحظه بودنش است.
کنترل کانون توجه کنترل احساس و کنترل ورودی ها مهمترین کاری است که باید انجام دهم.
این مفاهیمی که روی انها دارم کار میکنم چقدر غریب و ناشناخته هستند در جهان.
من دارم از مهاجرت و ساختن زندگی جدید با ذوق حرف می زنم
انوقت انها می گویند غریبی خیلی بد است.
من با این نیرو اصلا غریبی حس نمی کنم . وقتی این نیرو را دارم انگار همه را دارم.
غریبی برای من دور بودن از خداوند است نه انسانها.
در زندگی ام همیشه طوری زندگی کرده ام که به هیچ کس وابسته نیستم.
که اینها همه یعنی شرک و متضاد ان توحید دلیل اصلی موفقیت بشریت.
سلام
استاد تو این فایل نکته ای مهم را توضیح داده که من بعد از چندین بار گوش دادن تازه فهمیدم قضیه چیه
قبلا با تمام تلاشی که میکردم اما رشدم آرام بود و باورسازی کار سختی شده بود اما با فکر کردن به این آگاهی ها فهمیدم که باورسازی روزی یک ساعت یا دوساعت در روز تنها بودن و روی باورها کار کردن نیست بلکه باید در تمام روز و در کارهای روزمره و هر لحظه باورسازی کرد
یعنی هر لحظه باید نجواها را کنترل کرد و آگاهانه وارد این نجواها شد و به احساس خوب رسید این کاریه که چند روزی هست که دارم انجام میدم و چقدر راحت میشه باور ساخت و نجواها را کنترل کرد
اول کار شاید کمی سخت باشه ولی وقتی فشار باورها و گفتگوهای مثبت بیشتر شد آرام آرام صدای نجواها کمتر میشه و بهتر و راحت تر میشه ذهن را کنترل کرد
در طول روز و در کارهای روزمره باید با گفتگوهای مثبت ذهن را به سمت توجه به نکات مثبت هر چیزی برد مثلا توانایی های خودمون را به خودمون یادآوری کنیم که قبلا چه کارهایی انجام دادیم و امروز چه کارهای خلاقانه ای انجام دادیم چقدر خوب صحبت کردم چه خرید خوبی داشتم و تمام نکات مثبت را با خودمون تکرار کنیم
فراوانی جهان را با خودمون تکرار کنیم که روزانه در جهان چقدر غذا و خوراکی خورده میشه چقدر سنگ های معدنی در جهان هست چقدر حشره در جهان هست روزانه در جهان چقدر گاز و برق مصرف میشه و هی به این موارد فکر کنیم تا ذهن عادت کنه که به این موضوعات توجه کنه و اون موقع هست که باورها تغییر میکنه و ناخودآگاه به این موارد توجه میکنیم
امروز قبل از طلوع آفتاب رفتم تو پارک کنار خونه پیاده روی کنم و همیشه یه مسیری را دور پارک پیاده روی میکردم و خواستم یه مسیر جدید دیگه را پیاده روی کنم که وقتی دور میزدم ناخودآگاه از همون مسیر قبلی میرفتم و چندین بار آگاهانه مسیرم را تغییر دادم تا دیگه عادت کردم که تو مسیر جدید پیاده روی کنم و همون لحظه گفتم باورها هم همین جوری عوض میشه و دقیقا همون موضوعی بود که استاد تو این فایل توضیح دادن
ابتدا باید آگاهانه به موضوعات خوب و مثبت فکر کرد و در موردشون نوشت و بعد از مدتی ناخودآگاه ذهن برمیگرده به تفکر در مورد موضوعات بهتر و این روند تا ابد ادامه داره و قوی و قوی تر میشه و با هر بار قوی تر شدن باورهای قدرتمند کننده جهان اطراف ما هم عوض میشه و ثروت و سلامتی و عشق در روابط و شادی و آرامش بیشتر و بیشتر میشه این قانون اصلی جهانه
نقطه مقابل این موضوع را هم تجربه کردم که قبل از آشنایی با استاد اتفاقی افتاد که نجواها در ذهنم بیشتر شد و من چون قانون را نمیدونستم هر لحظه داشتم به این نجواها و افکار محدود کننده توجه میکردم و بهش شاخ و برگ میدادم غافل از اینکه خودم را دارم از موفقیت دور میکنم و همه چی بهم ریخت تا وقتی که قانون را فهمیدم و بهش عمل کردم و نتایج زندگیم عوض شد
نجواها همون شیطان درونیه که هر لحظه میخواد ما را ناامید کنه و باید آگاهانه وارد این نجواها شد و قدرت را به دست گرفت
به نام خداوند بخشنده مهربان
روز 50 ام از روزشمار تحول زندگی من
اولا چقدر جالبه و چقدر درک و فهم ما از قانون تکاملیه و روندش رو به آرومی داره طی میکنه. چرا که توی این سفر فوق العاده من چندین بار دیگه به این فایل گوش داده بودم ولی اینبار همون جملات رو کاملا به شکل دیگه ای میشنیدم و انگار خیلی بیشتر از دفعات قبل میفهمیدم استاد دارن چی میگن
یکبار قانون رو با خودمون مرور کنیم:
ما هر لحظه با توجه به افکار و فرکانس های ارسالیمون به جهان هستی، تمام اتفاقات و شرایط زندگیمون رو بوجود میاریم؛ چرا که جهان هستی در پاسخ به افکار ما، شرایط، اتفاقات، افراد، و موقعیت هایی همسنگ و هماهنگ با فرکانس های ارسالی ما برامون به ارمغان میاره.
منظور از فرکانس های ما، درواقع همون پچ پچ ها و گفتگو های ذهنی ماست. چیزی که به این گفتگو های ذهنی سمت و سو میده، ورودی های ذهن ماست. یعنی آنچه که میبینیم، آنچه که میشنویم، آنچه که میگوییم، آنچه که میخوانیم، آنچه که به یاد می آوریم.
و به قول استاد، کسی که نتونه ورودی های ذهنش رو آگاهانه کنترل کنه، هرگز نمیتونه خروجی ذهنش رو کنترل کنه.
مخصوصا که این گفتگوی های ذهنی به شکلی نیستند که ما بزور بخوایم بهشون شکل بدیم و ورودی ها بسیار روشون تاثیر دارن.
اینجا یکبار دیگه اهمیت کنترل ورودی های ذهن مشخص شد و من نیاز میبینم یکبار دیگه با خودم و خدای خودم در این زمینه تجدید پیمان کنم.
خدایا، من در راستای تعهدی که به تو و به خودم برای تغییر کردن و انسان بهتری شدن دادم، میخوام یکبار دیگه قول بدم که:
1.غر نزنم؛ چون غر زدن دقیقا ذهن من رو بر نکات منفی متمرکز میکنه. به جاش سعی میکنم سپاسگزارتر و شاد تر باشم
2.اصلا سراغ فیلم و سریال و فضای مجازی نرم؛ چون این موارد دقیقا باور های مسموم بدنه جامعه رو به ذهنم تزریق میکنه و من رو با تند ترین سرعت از تو دور میکنه
3.فارغ از اینکه چه اتفاقاتی برای من افتاده، من فقط و فقط راجع به اتفاقات خوب، مثبت و جالب با دیگران صحبت میکنم
4. تمام تلاشم رو میکنم که راجع به هر کس فقط به نکات مثبتش توجه کنم
5.به موندن توی سفر تحول زندگی من و عمل به آموزه هاش، و در ادامه عمل به تمام آموزه های سایت متعهد میمونم و تمام تلاشم رو در این زمینه به اجرا میزارم
خدایا من آنچه که از سمت خودم میتونم انجام بدم رو جلو میبرم، میدونم که تو کارت رو مثل همیشه بی نقص انجام میدی و خیالم راحته
پس فقط ازت سپاسگزارم و بس
از استاد و مریم عزیز هم یک دنیا سپاسگزارم که راه و رسم زندگی و بندگی کردن خداوند رو به ما می آموزند.
برای تمامی دوستانم آرزوی بهترین هارو دارم
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت شناخت قوانین زندگی
سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که در این مسیر چراغ راهم هستید
هسته ی اصلی کل مباحث :
««ما درهرلحظه با توجه به افکارمون درحال ارسال فرکانس های به جهان هستی هستیم و به این شکل اتفاقا زندگی ما به وجود میاد »»
ومن دراین سایتم تا به وسیله ی تمااااام مطالبش ، باورهای (قدرتمند کننده) رو جایگزین باورهای محدود کننده قبلی میکنم.
ومن به اندازه ی درکم ، وبه اندازه ای که دارم عمل میکنم نتیجه میگیرم که به وضوح میبینم بسیار بسیار بسیار بیشتر باید رو خودم کار کنم .
باید خیلی بیشتر از قبل ،خوراک مفید به ذهنم بدم تا فرکانس های مطابق خواستم به جهان بفرستم
باید آگاهانه چیزهایی ببینم و بشنوم و بگم که بهم احساس بهتری میده
باید گفتگو ها و ورودی های ذهنمو کنترل کنم و بیشتر تو فضای این آگاهی ها بمونم ، باید درک کنم که بیشترین زمان بیداریمو صرفِ ،زندگی کردن بااین قوانین کنم و بااین کار احساسمو عالی نگه دارم و هربار عالی تر هم بشم و مدت زمان بیشتری دراین احساس بمونم
من فایل هارو هزاران بار گوش میکنم تا تمرین کرده باشم تا باورهام قوی تر بشه ، تا در تمام صحنه های زندگیم به شیوه قوانین زندگی کرده باشم
من میدونم که دست دیگری در کار نیست واز خداوند میخوام که کمکم کنه تا بیشتر از قبل متعهد باشم تا مستمر و بی وقفه بتونم رو خودم کار کنم تا آسان بشم برای آسانی ها.
خدایا کمکم کن تا خوب زندگی کنم و کمک کنم جهان جای بهتری برای زیستن باشه.
من عاشق این فایل هستم چون انگار درس اول و آخر رو بهم میده ،وقتی گوش میکنمش قلبم آروم میشه که این منم که دارم زندگیمو میسازم پس برم و تمام انرژیمو بزارم روی بهتر ساختنش.
خدایا من به هر خیری ازجانب تو فقیرم
خدایا منو به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آنها نعمت دادی نه کسانی که به آنها غضب ورزیدی.
به نام الله
سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته
این روزها بیشتر روی نکات مثبت وکنترل ورودیهای ذهنم کار میکنم و میبینم که چطور حالمو بهتر کرده
من هرروز توستاره قطبی اینو مینویسم تمرکز روی نکات مثبت اینکاریه که باید انجام بدم ما در جهانی زندگی میکنیم که جواب فرکانسهای مارو بهمون میده بنابراین سعی میکنم بیشترین زمان روزم حالمو خوب نگه میدارم نمیگم کاملا وسعی میکنم هر روز بهتر از روز قبل باشه
چند سال پیش توی یه خونه آپارتمانی زندگی میکردیم بااینکه شیک وتمیز بود ولی بعضی از همسایهها رعایت نمیکردن ومن اون زمان اصلأ توی این فضاها نبودم ولی با این حال توجه نمیکردم اما همیشه به خاطر این موضوع تو فکر این بودیم که خونه ویلایی داشته باشیم همیشه میرفتم پشت پنجره پله یه خونه ویلایی که پشت خونمون بود نگاه میکردم وله خدا میگفتم چقد خوب میشه که منم یه خونه مثل همین داشته باشم یعنی روزی چندین بار اینکار رو میکردم فکر میکردم نتیجه چی شد بعد از یک سال تقریبا مثل اون خونه خدا بهمون داد اما اینجاش مهمه که من با حال خوب اینکار رو میکردم البته ناآگاهانه بود و موارد زیادی که توی زندگی بهشون رسیدم ووقتی وارد این مسیر شدم و فایلهای استاد رو گوش دادم گفتم همینه من توی این چند سال به چیزایی که رسیدم از همین راه بود قبل از آشنایی با استاد چند وقتی بود که اصلاً به اون صورت حس وحال خوبی نداشتم و همیشه فکر میکردم که همه چی درحال تموم شدن هستش و همچین اتفاقاتی هم افتاد ویژه زمانی دوست داشتم که دوباره همون حس خوبرو بدست بیارم که خداوند منو به این سایت هدایت کرد و به لطف خودش حتی از قبل هم بهتر شدم الان سپاسگزار شدم سعی میکنم آگاهانه حالمو خوب نگه دارم وقشنگ متوجه میشم که فاصله ذهن وروحم کمتر شده با خدا ارتباط خیلی بهتر وعمیقتری پیدا کردم از زندگی بهتر لذت میبرم ایمانم بیشتر شده اگه چالش پیش میاد بهتر ذهنمو کنترل میکنم و هرروز به لطف الله بهترم خواهد شد
در پناه الله
روز بیست و هفتم