اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
از آخرین بار که تجربه خودم را در مورد آموزه ها و نوع نگرش و بینش استادعباس منش در گروه نوشتم ،مدت زیادی گذشته است.مدت زیادی است که روی کلیپ ها و بسته های آموزشی (قانون آفرینش و دستیابی به رویاها )کار می کنم یا بهتره بگویم بیشترگوش می دهم ولی همش نگران بودم چرا اون اتفاق که باید بیفتد ،نمیافتد.چرا بعد از 25 سال کار دولتی کاری که خودم باشم و خودم سر راهم قرار نمی گیره تا من را از وابستگی به کار دولتی رها کند. چرا چرا پس کی؟
حتی برای اعتراض به خودم با اینکه 2 بار برنده تخفیف 40 در صد استفاده از پکیج ثروت 3 و یکی دیگر از پکیجهای آموزشی استاد شدم،به خودم گفتم بسه تا کی می خواهی هزینه کنی اگر مرد تغییر هستی با همینه تغییر کن وگرنه تا اتفاقی که باعث ایجاد درآمد جدید نشود دیگه حق خرید پکیج نداری و باید با این دو تا پکیج اصلی و فایلها و کتاب های خریداری شده یک اتفاق اساسی ،که با معیارها و شاخصهای “عباس جون” تدابق داره، رخ بده(با اجازه استاد من از این به بعد “عباس جون “مینویسم چون من وهمسرم تو خونه به این اسم از استاد یاد می کنیم).
خودتون دیگه بهتر از من می دونین که معیار همون” احساس خوب ” است. جالبه که بالاخره وقتی تو روی باورهات کار کنی ، اتفاق می افته و اتفاق افتاد .(تو پرانتز باید بگم که من چندین ماه بود که با این قسمت مشکل داشتم و وقتی تجربه دیگران رو میخوندم همش می گفتم چرا اینها ریز اتفاق و جهش رو نمی گند و مثل کارتن ها یک دفعه همه چی خوب میشد). و واقعا افتاد ولی نه یکدفعه بلکه به تدریج ولی اون موقع که تو میفهمی ، یکدفعه است. در واقع تو توی روند اتفاق هستی ولی نمی فهمی وقتی می فهمی که میبینی داری کاری رو میکنی که یا اصلا قبلا با نگاه قبلیت دوست نداشتی و یا اگر انجام میدادی زجر می کشیدی. آره من وارد فروش اسباب بازیهای قدیمی از طریق سایتهای فروش کالاهای دسته دوم شدم. تا یادم نرفته همینجا بگم که بقول عباس جون “هر کی باید مال خودش را پیدا کنه” اما چطور، آره ، وقتی شما ورودیها رو قطع میکنی(یکساله تلویزیون نگاه نمی کنم و آدمهایی که رو فرکانس منفی هستند رو کنار گذاشتم که اولیش هم پدرم بود) و شب و صبح ورودیت رو روی کانال عباس جون تنظیم میکنی و بحث هات فقط میشه فرکانس عباس جون اتفاقات میفته ، خیلی ساده است. اولش با فروش یک آب میوه کارکرده مستعمل و کاور راکت تنیس که نمدونستم چکارش کنیم شروع شد ولی بعد کم کم ایده ها اومد (الان که دارم میگم اشک تو چشام جمع شده بغضم داره میترکه ،همش حرفهای عباس جون میاد تو ذهنم که میگه تو باور کن تو بخواه خودش میشه بخدا میشه ……………………………….)
ایده بعدی میدونی چی بود ؟خیلی ساده ، اسباب بازیهایی که 40 سال تو انباری خونمون خاک میخورد، بله 40 سال از ترس اینکه کسی گیر نده تو گوشه انباری قایم کرده بودم که روزی روز گاری یک خونه بزرگ بگیرم و یک اتاق برای اسباب بازیهای دوران بچه گیم درست کنم از همونایی که یک ماکت شهر وسط اتاق است با قطار و پل و ماشینها کوچولو. آره من حدود 30 -40 تا از این ماشینها دارم الانم با عشق شروع کردم به فرششان . چون چیزی که با عشق باشه با احساس خوب باشه درسته آره یواش یواش داره ایده ها میاد، یک ریالی زمان شاه و……………………….
البته میدونم که تازه اول راهه اگر با همین فرکانس روی کانال عباس جون جلو برم ، ایده های بعدی هم میاد. خواسته من بعد از شروع تغییر ، همیشه این بود که تنها کار کنم و همه خلاقیت و روش اجراش مال خودم باشم همچنین نیاز به شرکت زدن در ابتدای کار و شاید تا انتها نداشته باشد.خیلی جالبه که من قبل از تغییر باورهام ،
1)اصلا به این کالاها که اطرافم بود به دید پول نگاه نمی کردم
2)کلا از فروختن لذت نمی بردم ،چون باورم این بود که فروختن مساوی با مفت دادن و سرت کلاه رفتن
3)جالبه که همیشه همسرم توی این کارها از همه سرتر بود و برای اولین بار دیشب وقتی فهمید یکی دیگه از کالاهام فروش رفت برای اولین بار حسودیش شد و گفت:چرا چمدانهای من فروش نمیره ،کجای باورهای من مشکل داره؟
4)همسرم بهم میگه چقدر با علاقه این کار رو انجام می دهی هیش کی ندونه فکر میکنه از اول کارت همین بوده.
کلا حالا با یقین میگم که بقول عباس جون همه چی باوره ، باوراتون رو درست کنید همه چی درست میشه . جالبه که چند وقت پیش که کلیپ زندگی عباس برزگر” یک بوم گردشگر در روستای بوانات” رو دیدم( که اون هم خودش کار فرکانس و قانون جذب بود). پیش خودم گفتم که توجیه از این بالاتر، این که دیگه عباس جون نیست که تحصیلات دانشگاهی داشته باشه و یا یک سری استعدادها داشته باشد این عباس برزگره ،یک نمکی با سه کلاس سواد که الان یک آدم موفق ،ثروتند ، و سعادتمنده . دیگه ذهنم نتونست توجیه بیاره (خودمونیم ها ولی به قول صحبتهای یکی از کلیپها فکر کنم یک چیزی تو اسم عباس هست باید بریم اسممون را عوض کنیم :-) )
مورد بعدی این بود که تازه فهمیدم چرا نماز رو باید پنج وعده خوند اونم برای همه اجباریه حتی پیغمبرش . اگر از این دید نگاه کنید میبینید که همان نقش باورسازی و یا بع عبارت دیگر کنترل مغز روی فرکانس شکر گذاری و مثبت اندیشی است . همانطور که یک ورزشکار اگر تا آخر عمر ورزش نکند نمی تواند خودش را در حالت آماده و انجام حرکات ورزشی نگه دارد ، ذهن هم اگر در این فرکانس مدام (پنج وعده ) نباشد از مدار شکر گذاری و ایجاد باورهای مثبت خارج می شود.
انرژی کل بسیار سپاسگزارم ،انرژی کل بسیار سپاسگزارم ،انرژی کل بسیار سپاسگزارم ،
می خوام یکی از تجربیاتم رو بهتون بگم و اگر شما هم نظری در موردش دارین خوشحالم میشم به اشتراک بذارین باهام
همه ما بعضی از روزها دچار احساس غم، سرخوردگی، ناامیدی، تشویش و از این دست احساس ها می شیم.
پس کاملا طبیعیه.
اما رویکرد بیشتر آدم ها اینه که تو این احساس ها میمونن و نمی تونن ازش بیرون بیان. و اون حس مثه یه مرداب هی پایین و پایین تر می کشه شون.
اما میشه یه رویکرد متفاوت هم نسبت بهش داشت که شامل دو مرحله است:
اول سعی کنی حال خودت رو خوب کنی (می شه از همین فایل های استاد کمک گرفت که در مورد من، همیشه حالم رو عالی می کنه)
دوم وقتی حالت بهتر شد بشینی با خودت بگی اون حس منفی چه پیامی برای من داشت؟
الان دو دفعه است که دچار حس منفی شدم و وقتی بعد از چند ساعت بهش نگاه کردم دیدم که چقد برام لازم بوده و باعث شده یه چیزایی رو یاد بگیرم (یا روی دیگران چقدر تاثیر بذارم)
خدا رو شکر بابت این احساس و بابت این توانایی برای تغییر اون
مهتاب عزیزم این مطلب دقیقا همون گاز و ترمزه که استاد میگن، با تضادها به وضوح بیشتری به خواسته هامون دست پیدا می کنیم و این ما هستیم که از این شرایط به عنوان سکوی پرتاب برای خودمون استفاده کنیم، مرسی که خیلی قدرتمند در حال سرمایه گذاری بر روی خودت هستی، خداوند هادی، حامی، حافظ و نگهدارت باشه خواهر جونم
با عرض سلام و عرض ادب خدمت دوستان عزیز و استاد عباسمنش و یه خدا قوت هم به خانم شایسته
خداوند رو سپاسگزارم که در جمع هم فرکانسی ها و دوستانی چون شما هستم ،امیدوارم که حال همگی خوب باشه.
این فایل بیست دقیقه و چهل ثانیه ای را من بارها و بارها گوش دادم حتی کلمه به کلمه اون را نوشته ام اگر همین یک فایل را با دقت گوش بدهیم و عمل کنیم نتایج بسیار بزرگی در زندگی ما رخ خواهد داد.
“مفهوم فرکانس و چگونگی تنظیم آن”
“قوانین جهان هستی”
“اصول بدون تغیر جهان هستی”
“ما در هر لحظه با توجه به افکارمون در حال ارسال فرکانسهایی به جهان هستی هستیم.”
“تمام اتفاقات در زندگی ما تماما توسط فرکانسهایی که به جهان هستی ارسال میکنیم بوجود می آید.”
“ما شبیه دستگاهی هستیم که فرکانس تولید میکند و به جهان هستی ارسال میکند و جهان هستی هم شرایط،اتفاقات و افرادی هم فرکانس با اون باورها و فکرها وارد زندگی ما میکند.”
“هر انسانی به اندازه ای که روی فرکانس هایش کار میکند نتیجه میگیرد.”
“فرکانس های ما حاصل ورودی های ما هستند”
“کسی که نتواند ورودی هایش را کنترل کند نمی تواند خروجی مغزش را کنترل کند یعنی اینکه چیزهایی را که می بینیم و یا می شنویم،بتوانیم آگاهانه کنترل کنیم.”
“احساس ما به ما می گوید که این گفتگوهای ذهنی دارند ما را به چه سمتی می برند و یا داریم چه فرکانسهایی به جهان هستی ارسال می کنیم.”
“باید سعی کنیم با ورودی های مناسب این گفتگوهای ذهنی را بهش جهت بدیم و نشانه هاش هم این هست که در ما احساس بهتری ایجاد کند.”
“وقتی ما ورودی های ذهنمون رو کنترل کنیم گفتگوهای ذهنی ما هم مثبت می شوند و وقتی افکار و فرکانسهای ما مثبت شوند جهان شرایط و افراد و موقعیت هایی را برای ما بوجود می آورد که ما به خواسته هامون خیلی راحت برسیم.”
“کل داستان کار ذهنی هست و البته که کار ذهنی کار ساده ای نیست.”
“فقط باید باور کنیم که اتفاقات زندگی ما بواسطه فرکانسهای ما بوجود می آید و هیچ دست دیگه ای در کار نیست.”
یکی از دوستان میگفت سیستم شبیه چرخ گوشت کار میکند اگر گوشت قرمز در اون بریزیم از اون طرف گوشت قرمز خارج میشود اگر مرغ یا چیزهای دیگه داخل چرخ گوشت بریزیم خروجی اون هم مرغ و چیزهای دیگر است.
اگر ما ورودی های ذهنمون رو کنترل کنیم قطعا خروجی خوبی هم خواهد داشت.من به شخصه از موقعه ای که متوجه چنین مکانیزمی شدم یعنی چندین سال هست که تلویزیون یا اخبار رو دیگه نگاه نمیکنم،در جمع هایی که هم فکر و هم فرکانس من نیستند قرار نمی گیرم سعی میکنم ورودی هام رو کنترل کنم.خیلی بیشتر مواظب دیدن و شنیدن هستم چون عمدتا وردی های ذهن ما با دیدن و شنیدن هست و واقعا وقتی کنترل میشوند احساس خیلی خوبی رو تجربه میکنم. البته یکی از دوستان میگفت کانالهای ورودی چهارده الی پانزده تا هست که باید سعی کنیم و مداوم کنترلشون کنیم اگر میخواهیم به نتایج خوبی برسیم چون ما چیزهایی را که میبینیم یا میشنویم تبدیل میشود به فکر و یا گفتگویی ذهنی را تشکیل میدهد و اون فکر هم باعث ارسال فرکانسهای ارسالی ما به جهان هستی میشود که البته جهان هم پاسخگو هست.متن رو کو تا میکنم و
خدا رو سپاسگزارم که در جمع شما دوستان عزیزم هستم و از خداوند میخواهم که به ما توانایی درک هر چه بهتر قوانین حاکم بر جهان هستی را بدهد،برای همه آرزوی شادی،تندرستی و ثروت دارم.
خدای من هرلحظه توپ نیروی خیر را به زندگی من پرتاب میکند.
خدای من درهرحالتی که هستم مرا هدایت میکند. یعنی همواره با من صحبت میکند ونیاز ها و خواستههای مرا با من در سکوت بیان میکند. از من میخواهد که آن خواسته ها را از او طلب کنم.
ادعونی استجب لکم.
هراتفاقی که میافتد خیر من در آن است.
الخیر فی واقعه
یعنی که یا موفق میشوم و یا تجربه کسب میکنم.
وقتی موفق میشوم سپاس گزار خداوند هستم و وقتی تجربهام زیاد میشود، به خداوند امیدوارتر میشوم ،به صحبتهایش دل گرم تر میشوم. چراکه کسی مرا درک میکند.
مرا راهنمایی میکند.
با من عشق بازی میکند.
در قلبم و جانم مینشیند.
حتی یک لحظه هم از من دور و غافل نمی شود.
قادر کل شیئ
حتی وقتی خوابم و هیچ احساسی ندارم روحم را با خود به پرواز میآورد.
آهسته تر از نسیم مرا به خواب میبرد.
سبکتر از پروانه به رویا می سپارد.
بار دیگر مرا هدایت میکند. خسته نمیشود. مرا قوی تر میکند. به بازی جدید با نیروی بیشتر تشویقم میکند.
بهشت را برایم تجسم میکند.
ترس هایم از من میگیرد.
غمهایم را از دلم پاک میکند.
با بوسهای کامم را شیرین میکند.
هرلحظه فرستی بهتر از قبل برایم فراهم میکند.
به من میگوید که خودم را به او بسپارم.
و من
امروز تسلیم او هستم.
هرچه از خداوند بر من برسد من به آن محتاج هستم.
خدای من ،بسیار بسیار سپاسگزار هستم که که در تمام دلم هستی.
بسیار خوشحال هستم که در هرلحظه ام از زندگی هستی.
خیلی خیلی زیاد لذت میبرم که در تمام جهان ترا میبینم.
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت
نشان قامت رعنا ته بینم.
وقتی گیاهان و درختان شب به یاد میآورم و درختان الان تابستان را میبینم. ایمان به خداوندرا در هرلحظه و رشد آنان میبینم.
وقتی چراغی روشن میشود و روشنایی را استمرار میدهد نشان هرلحظه ایمان را میبینم.
وقتی سوار مترو می شوم باید هرلحظه حرکت کند تا به مقصد برسد. یعنی تداوم ایمان را احساس میکنم.
وقتی اتومبیلم را روشن میکنم برای حرکت باید گاز بدهم و این کار را تکرار کنم تا حرکت کند.
پس باید ایمانم را هرلحظه تکرار کنم تا باعث نتیجه توحیدی شود.
به این کارم باید امیدوار باشم تا توانم بیشتر شود و با لذت راه را بروم.
اعوذ بالله من شیطان رجیم
پناه میبرم به خداوند از نجواهای شیطانی.
وقتی خداوند با من هرلحظه گفتگو میکند از دست شیطان هیچ کاری بر نمیآید.
خداوند همه چیز جهان است.
من الان در بهشت خداوند هستم.
من جایی هستم که خداوند حضور دارد.
من همه کارهایم را به خداوند سپرده ام.
خدای من، مشاوری توانا است. پزشکی زبردست هست. فرمانروای قدرتمند جهان است. پرورش دهنده و گسترده کننده هرلحظه جهان است.
من ذرهای از خداوند هستم.
من هرچه در جهان هست را لایق هستم از آرامش و پول و ثروت و سلامتی و روابط خوب وعالی . من لایق بهشت در این دنیا وآخرت هستم.
من لایق احساس خداوند در قلبم هستم.
من لایق احساس خداوند در زندگیام هستم.
من لایق استاد خوبم و دوستان عزیزم که دستان عاشق خداوند هستند،هستم.
من عاشق سفر عاشقانه تحول زندگیام هستم.
هذا من فضل ربی.
این هم از فضل خداوند است.
استاد خوبم
چه زیبا از گفتگوهای ذهنی میگوید.
خداوند هم زیباتر و ساده تر در گوش قلبم زمزمه عاشقانه میکند.
استاد!
مدت هاست که احساس میکنم هیچ نمی فهمم. ولی کسی دست دلم را گرفته و با خود به کوچه باغها میبرد. به تفریح میبرد. به لب جوبار میبرد.
بر نوک ابرها در نزدیکی غروب حالت نور مخفی خانه ها را دارد مینشاند. چیزهای نشانم میدهد که درک نمی کنم ولی احساس خوبی دارم.
فکر میکنم بت قایقی به دریا افتادهام. غرق تماشای هستم. پارو ندارم ولی به هرجایی که میخواهم میروم.
چه لذتی دارد.
فکر میکنم بعد ازغذای لذیذی ،قهوهای سرو شده و در بالکن رو به آفتاب در حال تماشای دور دست ها هستم.
چه سفر عجیبی است.
دیگر مدت هاست از کار کردن خسته نمیشوم. نه این که خسته نمیشوم بلکه از کارم دل آزرده نمیشوم.
برای اینکه من در حال انجام مهمترین و با فضیلت ترین کار جهان هستم.
من معنویترین کار جهان را انجام میدهم.
من هرلحظه در حال تلاش برای نزدیک شدن به خداوند هستم.
من می خواهم ثروتمند شوم تا بهتر زندگی کنم و الگوی برای نزدیکتر شدن به خداوند باشم.
من ذرهای از ثروتهای خداوند هستم.
من تلاش میکنم تا خداوند را به عنوان ثروتمند ترین و قدرتمند ترین در جهان نشان دهم و معرفی کنم.
من تلاش میکنم که خداوند را در انجام تمام کار هایم اجازه دهم و خودم را تسلیم او کنم.
استاد خوبم از شما سپاس گزار هستم. که خیلی خوب وراحت مفهوم فرکانس و گفتگوی های ذهنی را تشریح کردید.
این هم از فضل خداوند است که استاد عباسمنش سر راهم است.
خداراشکر که به ایستگاه 50 سفرنامه تحول زندگی من رسیدم.
احساس میکنم که در من کسی هست و مرا در خود پناه داده است.
امروز هدایت شدم به مفهوم فرکانس تا این را برایم فهمان که قانون جهان هستی برای همه یکسان عمل میکنه هیج واسطه و شناخت در کار نیست ،
این برایم گفت که وقتی استاد عباس منش از زیر صفر از رانندگی به بهشت خود رسید من هم میتوانم
این برایم گفت که خانم شایسته با هدایت افکار و کنترول بچ بچ ذهن اش توانست با استاد هم گام و همراه شود ، من هم میتوانم ،
وقتیکه افراد موفق جهان با کنترول افگار و فرکانس شان به بهترین ها جهان تبدیل شدند من و تو هم میتوانی ،
فقط راز هستی را باید عملی کنیم انهم مفهوم فرکانس که استاد واضح و جامع در این فایل بیان کرده ،
سپاسگزارم جهان هستی که امروز در اول هفته برایم انرژی دادی و هدایت کردی به خواند کمنت فرشته عزیز که بهترین راهکار از فرکانس را ارایه کرد و من استفاده خوب داشتم ،
من دوست دارم از دید معنوی دیدگاهمو نسبت به مفهوم فرکانس ودرکی که ازش بدست آوردم بنویسم…
از وقتی که با شما استاد عزیزم آشنا شدم از وقتی اگاهیهایی که شما در مورد خداوند وقوانین جهان هستی رو به مادادید رو تاحدودی درک کردم وبه شناخت نسبی نسبت به خودم وخداوند وجهانش رسیدم، همین باعث شد دیدگاهم نسبت به کل زیستن تغییر کنه…
تا وقتیکه خودم رو در عین اینکه بی صاحب وبی کس می دیدم،خدای خودم وخدای دیگران می دیدم، قدرت رو در دستان خودم می دیدم در عین اینکه بی نهایت ناتوان وعاجز بودم اما قبول نمیکردم، همیشه لحظه های عمرم در رنج و دردو اضطراب و نگرانی ها وترسها سپری میشد، مدام در حال عذاب کشیدن بودم، خوشیهام همه کاذب و دلخوشیهام همه سرابی بیش نبودند، آرام وقرار نداشتم،زندگی جنگی نابرابربود، باری به هرجهت، ومن مثل برگی در باد، مثل اینکه یه جابین زمین وآسمون آویزون باشی ودست آویزت شاخه ی خشکیده یه درخت باشه، همینقدر بی پناه، همین قدر وحشتناک، همینقدر پر از درد ورنج…
شبها با کابوس از خواب می پریدم وروزها توی بیداری کابوس میدیم، همیشه منگ وگنگ بودم…
توی افکار من جز ترس و دلهره و سیاهی و اندوه چیزی نمی چرخید…
اماااااا از وقتی شما خدارو بهم شناسوندید، قوانین جهان هستی رو بهم آموختید، از وقتی منو با من آشنا کردید و منو با من درونم منه واقعییم آشتی دادید…
جهانم تغییر کرد…
وقتی معنی سوره حمد رو درک کردم، وقتی قرآن رو که کلام خداست بدون تعصب خوندم، وقتی با خدایی که شما بهم معرفیش کردید دوست شدم آرام گرفتم..
به معنای واقعی روحم آرام گرفت، ذهنم آرام گرفت، افکارم روشن شد،مثبت شد، امید در دلم جوونه زد…
چون فهمیدم خداوند چقدر مهربان وبخشنده هست و اعتماد بهش، توکل بهش وایمان داشتن بهش وتکیه بهش یعنی خوشبختی،یعنی شادی، یعنی سلامتی، یعنی ثروت، یعنی امنیت وآرامش…
خداوندی که باهات شریک میشه توی اموراتت وسختی هارو برات اسون میکنه به شرط اینکه صادق باشی، درستکار باشی، متوکل باشی و بهش ایمان داشته باشی، به شرط اینکه خودمراقب و سپاسگزار نعمتهایی که بهت عطاء کرده باشی…
وقتی به چنین خدایی تکیه می کنی وامید می بندی، روحت وذهنت آرومه، وقتی مطمعنی قوانین وسنت الهی هیچگاه تغییر نمیکنه وپاداش سپاسگزار بودن، درستکار بودن، صبور ومتوکل بودنت با خداست، دیگه خیالت تخت تخته…
اینجوریه که خود به خود فرکانست همیشه مثبت وعالی هست،و اتفاقات پیرامونت هم مثبت و عالی هست، واگر تضادی هم پیش بیاد واتفاق نادلخواهی هم پیش بیاد میدونی سهم تو کمتر وکوچیکتر و راحتر از اونی هست که فکرشو بکنی وسهم بزرگ وسختش رو خداوند برات حل و هموارش میکنه و از اون مسیر سخت عبورت میده….
ایمان به خدا همه چیزه..( بودن درفرکانس مثبت)…اون ایمان دلی برات شادی وسلامتی وثروت وامنیت وعشق وآرامش و خوشبختی وسعادت وخیر دنیا وآخرت رو به همراه میاره….
فرد با ایمان نه غمی از گذشته به دل داره نه ترسی از آینده…
ومن به اندازه همین سر سوزن ایمانی که نسبت بخداوند پیدا کردم، به لطف الله، روح و جسم وجانم در آرامشه…
چون فکرم آزاده اکثرا، یعنی دیگه مثل گذشته ذهنم درگیر چیزی نیست، خیلی چیزها اهمییتشون رو توی باورم از دست دادن، و دیگه خیلی وقتها به خیلی چیزها اهمییت نمی دم، و اصل ترین ومهمترین چیز توی زندگیم حفظ رابطه ی دوستانه وعاشقانه بین من و خدای من هست…
خدایی که باهاش پادشاه بخت خودتی، در مسیر نورانی و پراز سعادت( فرکانس مثبت)
نمیشه که آدم امیدوار شاد وبا ایمان متوکل وتوحیدی باشی،(فرکانس مثبت)
بسیار بسیار سپاسگزار خداوندم که پس از حدود یکسال برایم فرصتی داد تا بیایم آنچه این انرژی برایم می گوید برای شما استاد عزیزم که مطمئنم الان دارید متن رو میخونید و شما هم فرکانسی های عزیزم بنویسم ،،،، فرکانس، چه لفظ زیبا و جذابی بودی وقتی که برای اولین بار در 15 سالگی دیدمت،، در عنفوان جوانی بودم و هیچ نمی دانستم ، در خواب بودم در خواب غفلت،،ای خداوند عزیزم ،ای که هرچه دارم از توست، آن موقع تو بودی که دستانم را گرفتی به یاد نمی آورم چرا ولی گرفتی،، از آن موقع تا کنون که 18 ساله شده ام ،، چقدر عوض شده ام، چقدر تغییر کرده ام ، ولی باید رفت هنوزهم،،، هست راهی دراز در پیشم،، هر روز تورا حس میکنم خداوندا که از صبح تا شب و حتی در خواب با من صحبت میکنی،، چقدر زیبا و دلنشین است صحبت با تو،،، و چه ساده می فهمم با احساس،،،که گاها شیطان حرف هایش را لای صحبتمان می برد،،چه ساده،،،، خداوند عزیزم می دانم که در قالب استاد عباس منش عزیز وارد زندگیم شدی و ازتو سپاسگزارم،،،،، هر روز با ندای تو ، ای آگاهی بی نهایت، دمخور و دمسازم،،، چگونه بگویمت که چه گونه مرا هدایت میکنی،،،چقدر زیباست جهان پر از فراوانی و وفور بی نهایت،،، دیگران میگویند تست های اضافی بزن تا از رقیبانت پیش تر افتی،،،
لیک در زیر لب زمزمه کنم : جهان من جهان پر از فراوانی است ،،، رقیبی وجود ندارد،،، خدواند حامی شکست ناپذیر من است و من به آنچه که ساخته ام حتما می رسم،،، همه چیز به نفع من هست،، می شنوم تورا که در آن هنگام مرا تحسین میکنی،،،، در طول این سه سال چقدر درس ها را آموختم،، چقدر توانستم درکت کنم،،،؟شاید هیچ ولیک سعیم را میکنم سعیم را میکنم،،،آن وقت که دانستم انرژی شکل دهنده ی جهانی چه لحظه ی با شکوهی بود،،،گویی از نو متولد شدم<<<>>>>> را به من آموختی ،، قرآن گذاشتی در دستانم و گفتی بخوان ،، که یک راهنمای عملی دستیابی به سعادت دنیا و اخرت است و بهشت در تمام ابعاد،،، چه زیبا بود که فهمیدم تو و قرآن فراتر از احکام وضو هستید،،،بسیار فراتر،،،،،فرکانس را واقعا اصلی ترین قانون کائنات باید نامید،،،، با آنچه در این سه سال آموختم هم فرکانسی های عزیزم ،،زندگی شما تنها به دلیل فرکانس های غالب شماست،،، من واقعا خوب فهمیدم ،،، اما می دانم هنورز راهی دراز در پیش است،،، تا ابد کار روی باورها ،،، لذت می برم از اینکه هر روز باور های بهتری را بسازم،،
سلامتی ام را ، روابط فوق العاده با والدین و معلمان و دوستان هم جهتم را ، موفقیت هایم، را همه را مدیون فهم قانون فرکانس هستم،،،، به هرچه توجه کنی در زندگی ات گسترش می یابد،،، چه مفهوم زیبایی و در عین سادگی ،مشکلی،،،، چه زیبا بود آن لحظاتی که در سال سوم در جلسات امتحان نهایی ،،، می رفتم بی اضطراب بی دغدغه فقط به خاطر تو ،، چون می دانستم همه کارها را توردیف میکنی ،،، ایده هایت را همیشه اجرا میکنم ،،، و می فهمم چیست ایده ی تو،،، چقدر لذت بخش است مسیر زندگی اگر قانون فرکانس را بفهمیم دوستان عزیز من،،، هر لحظه حضورت را میفهمم و حس میکنم خدایا ازت بسیر سپاسگزارم،،، >>>>بار یابی به محفلی کان جا وسعت ملک لا مکان بینی<<<<< واقعا مفهومش را درک میکنید دوستان،،
خدواندا ،،، از ان لحظه که فهمیدم انرژی واکنش دهنده ای،،،،، تمام زندگیم را دست خودم می بینم،،، و اکنون استاد عزیزم برای هدفی که دارم در مسیر حرکت به سمتش هستم،،،با عشقی سرشار،با رها بودن چون برگ،،،چون ذره بینی متمرکز،،،با درک قدرت بیکران درونم،،،با سرنوشتی خود ساخته،،،با اعتماد به نفسی بی نظیر،،،با اشتیاقی سوزان،،، با باورهای درست،،،، ای استاد عزیزم به سمتش در حرکت هستم،،،
امید هست که شاگرد فوق العاده ای برایتان بوده باشم و همیشه باشم،،، به لطف پروردگار مهربان آن روز بیاید که شما را از نزدیک ببینم،، همدیگر را از نزدیک ببینیم و من از موفقیت هایم برایتان بگویم ،،، خیلی دوستتان دارم،،، خداوندا ازت سپاسگزارم که به شکل استاد عزیزم وارد زندگیم شدی،،
استاد عزیزم ازت سپاسگزارم،، برایتان آرزوی سلامتی و ثروت و خوشبختی دارم
امروز انرژی بهم الهام کرد که بیام حتما براتون بنویسم امیدوارم که خوشتون بیاد
با عرض سلام و وقت بخیر خدمت استاد بزرگوارم
خیلی ممنونم بابت تهیه ی این فایل ویدیویی
واقعاً من بعد سال های زیادی که با مباحث موفقیت آشنا هستم، در این برحه ی زندگیم تنها استادی که می توانستم تاثیر خوبی ازش بگیرم شما بودید.
من در دوره ای هستم که دارم از بحران بیرون میام و واقعاً شما و فایل های ویدیویی شما و خانم فرهادی خیلی کمک می کنن که من دوباره به مسیر درست برگردم.
شما در میان این همه اساتید موفقیت جایگاه ویژه ای در احیاء دوباره روح من دارید.
از پروردگار یکتا براتون تمام خوبی ها رو در دنیا و آخرت خواستارم.
پاینده باشید.
با سلام خدمت دوستان و همراهان گروه عباسمنش
از آخرین بار که تجربه خودم را در مورد آموزه ها و نوع نگرش و بینش استادعباس منش در گروه نوشتم ،مدت زیادی گذشته است.مدت زیادی است که روی کلیپ ها و بسته های آموزشی (قانون آفرینش و دستیابی به رویاها )کار می کنم یا بهتره بگویم بیشترگوش می دهم ولی همش نگران بودم چرا اون اتفاق که باید بیفتد ،نمیافتد.چرا بعد از 25 سال کار دولتی کاری که خودم باشم و خودم سر راهم قرار نمی گیره تا من را از وابستگی به کار دولتی رها کند. چرا چرا پس کی؟
حتی برای اعتراض به خودم با اینکه 2 بار برنده تخفیف 40 در صد استفاده از پکیج ثروت 3 و یکی دیگر از پکیجهای آموزشی استاد شدم،به خودم گفتم بسه تا کی می خواهی هزینه کنی اگر مرد تغییر هستی با همینه تغییر کن وگرنه تا اتفاقی که باعث ایجاد درآمد جدید نشود دیگه حق خرید پکیج نداری و باید با این دو تا پکیج اصلی و فایلها و کتاب های خریداری شده یک اتفاق اساسی ،که با معیارها و شاخصهای “عباس جون” تدابق داره، رخ بده(با اجازه استاد من از این به بعد “عباس جون “مینویسم چون من وهمسرم تو خونه به این اسم از استاد یاد می کنیم).
خودتون دیگه بهتر از من می دونین که معیار همون” احساس خوب ” است. جالبه که بالاخره وقتی تو روی باورهات کار کنی ، اتفاق می افته و اتفاق افتاد .(تو پرانتز باید بگم که من چندین ماه بود که با این قسمت مشکل داشتم و وقتی تجربه دیگران رو میخوندم همش می گفتم چرا اینها ریز اتفاق و جهش رو نمی گند و مثل کارتن ها یک دفعه همه چی خوب میشد). و واقعا افتاد ولی نه یکدفعه بلکه به تدریج ولی اون موقع که تو میفهمی ، یکدفعه است. در واقع تو توی روند اتفاق هستی ولی نمی فهمی وقتی می فهمی که میبینی داری کاری رو میکنی که یا اصلا قبلا با نگاه قبلیت دوست نداشتی و یا اگر انجام میدادی زجر می کشیدی. آره من وارد فروش اسباب بازیهای قدیمی از طریق سایتهای فروش کالاهای دسته دوم شدم. تا یادم نرفته همینجا بگم که بقول عباس جون “هر کی باید مال خودش را پیدا کنه” اما چطور، آره ، وقتی شما ورودیها رو قطع میکنی(یکساله تلویزیون نگاه نمی کنم و آدمهایی که رو فرکانس منفی هستند رو کنار گذاشتم که اولیش هم پدرم بود) و شب و صبح ورودیت رو روی کانال عباس جون تنظیم میکنی و بحث هات فقط میشه فرکانس عباس جون اتفاقات میفته ، خیلی ساده است. اولش با فروش یک آب میوه کارکرده مستعمل و کاور راکت تنیس که نمدونستم چکارش کنیم شروع شد ولی بعد کم کم ایده ها اومد (الان که دارم میگم اشک تو چشام جمع شده بغضم داره میترکه ،همش حرفهای عباس جون میاد تو ذهنم که میگه تو باور کن تو بخواه خودش میشه بخدا میشه ……………………………….)
ایده بعدی میدونی چی بود ؟خیلی ساده ، اسباب بازیهایی که 40 سال تو انباری خونمون خاک میخورد، بله 40 سال از ترس اینکه کسی گیر نده تو گوشه انباری قایم کرده بودم که روزی روز گاری یک خونه بزرگ بگیرم و یک اتاق برای اسباب بازیهای دوران بچه گیم درست کنم از همونایی که یک ماکت شهر وسط اتاق است با قطار و پل و ماشینها کوچولو. آره من حدود 30 -40 تا از این ماشینها دارم الانم با عشق شروع کردم به فرششان . چون چیزی که با عشق باشه با احساس خوب باشه درسته آره یواش یواش داره ایده ها میاد، یک ریالی زمان شاه و……………………….
البته میدونم که تازه اول راهه اگر با همین فرکانس روی کانال عباس جون جلو برم ، ایده های بعدی هم میاد. خواسته من بعد از شروع تغییر ، همیشه این بود که تنها کار کنم و همه خلاقیت و روش اجراش مال خودم باشم همچنین نیاز به شرکت زدن در ابتدای کار و شاید تا انتها نداشته باشد.خیلی جالبه که من قبل از تغییر باورهام ،
1)اصلا به این کالاها که اطرافم بود به دید پول نگاه نمی کردم
2)کلا از فروختن لذت نمی بردم ،چون باورم این بود که فروختن مساوی با مفت دادن و سرت کلاه رفتن
3)جالبه که همیشه همسرم توی این کارها از همه سرتر بود و برای اولین بار دیشب وقتی فهمید یکی دیگه از کالاهام فروش رفت برای اولین بار حسودیش شد و گفت:چرا چمدانهای من فروش نمیره ،کجای باورهای من مشکل داره؟
4)همسرم بهم میگه چقدر با علاقه این کار رو انجام می دهی هیش کی ندونه فکر میکنه از اول کارت همین بوده.
کلا حالا با یقین میگم که بقول عباس جون همه چی باوره ، باوراتون رو درست کنید همه چی درست میشه . جالبه که چند وقت پیش که کلیپ زندگی عباس برزگر” یک بوم گردشگر در روستای بوانات” رو دیدم( که اون هم خودش کار فرکانس و قانون جذب بود). پیش خودم گفتم که توجیه از این بالاتر، این که دیگه عباس جون نیست که تحصیلات دانشگاهی داشته باشه و یا یک سری استعدادها داشته باشد این عباس برزگره ،یک نمکی با سه کلاس سواد که الان یک آدم موفق ،ثروتند ، و سعادتمنده . دیگه ذهنم نتونست توجیه بیاره (خودمونیم ها ولی به قول صحبتهای یکی از کلیپها فکر کنم یک چیزی تو اسم عباس هست باید بریم اسممون را عوض کنیم :-) )
مورد بعدی این بود که تازه فهمیدم چرا نماز رو باید پنج وعده خوند اونم برای همه اجباریه حتی پیغمبرش . اگر از این دید نگاه کنید میبینید که همان نقش باورسازی و یا بع عبارت دیگر کنترل مغز روی فرکانس شکر گذاری و مثبت اندیشی است . همانطور که یک ورزشکار اگر تا آخر عمر ورزش نکند نمی تواند خودش را در حالت آماده و انجام حرکات ورزشی نگه دارد ، ذهن هم اگر در این فرکانس مدام (پنج وعده ) نباشد از مدار شکر گذاری و ایجاد باورهای مثبت خارج می شود.
انرژی کل بسیار سپاسگزارم ،انرژی کل بسیار سپاسگزارم ،انرژی کل بسیار سپاسگزارم ،
سلام خدمت همه دوستان هم فرکانس خوبم
می خوام یکی از تجربیاتم رو بهتون بگم و اگر شما هم نظری در موردش دارین خوشحالم میشم به اشتراک بذارین باهام
همه ما بعضی از روزها دچار احساس غم، سرخوردگی، ناامیدی، تشویش و از این دست احساس ها می شیم.
پس کاملا طبیعیه.
اما رویکرد بیشتر آدم ها اینه که تو این احساس ها میمونن و نمی تونن ازش بیرون بیان. و اون حس مثه یه مرداب هی پایین و پایین تر می کشه شون.
اما میشه یه رویکرد متفاوت هم نسبت بهش داشت که شامل دو مرحله است:
اول سعی کنی حال خودت رو خوب کنی (می شه از همین فایل های استاد کمک گرفت که در مورد من، همیشه حالم رو عالی می کنه)
دوم وقتی حالت بهتر شد بشینی با خودت بگی اون حس منفی چه پیامی برای من داشت؟
الان دو دفعه است که دچار حس منفی شدم و وقتی بعد از چند ساعت بهش نگاه کردم دیدم که چقد برام لازم بوده و باعث شده یه چیزایی رو یاد بگیرم (یا روی دیگران چقدر تاثیر بذارم)
خدا رو شکر بابت این احساس و بابت این توانایی برای تغییر اون
مهتاب عزیزم این مطلب دقیقا همون گاز و ترمزه که استاد میگن، با تضادها به وضوح بیشتری به خواسته هامون دست پیدا می کنیم و این ما هستیم که از این شرایط به عنوان سکوی پرتاب برای خودمون استفاده کنیم، مرسی که خیلی قدرتمند در حال سرمایه گذاری بر روی خودت هستی، خداوند هادی، حامی، حافظ و نگهدارت باشه خواهر جونم
سلام بهترین استاد راهنمای زندگیمون
استاد عزیزم میدونم نظرات رو میخونید انشالله این نظر هم در مدار شما باشه
خیلیی ممنونم استاد گلم بابت تک تک قوانینی که به واسته شما دست قدرتمند خدا یاد گرفتیم
از شما استاد بزرگوار آموختیم که آموختن کافی نیست باید با قوانین جهان با خدا با منبع آگاهی
ها یکی بشم و به قوانین عمل کنم.
استاد گلم این حرف من به تنهایی نیست حرف کل خانواده بزرگ ماست
یادم میاد قبل از آشنایی باشما چقدر شرک میورزیدم
چقد باور های غلطی داشتم چقد بی خودی برای هر موجودی قدرتی میدادم
اما بعد از اشنایی باشما
فهمیدم زندگی چیست آرامش چیست لذت حقیقی چیست ایمان چیست خدا چیست
آگاهی چیست سعادت چیست هدایت چیست راه چیست معنویت حقیقی چیست
فهمیدم تمام ارزش های زندگیم بی ارزشیست
چه لذت هایی رو دوست داشتم که همه بی ارزشی بود چقدر خودم رو کوچیک میکردم
اما به شکر الله الان ارزش واقعی یک انسان یک نور اللهی منشع آگاهی دارنده آگاهی رو درک کردم
حقیقتش رو بگویم _ خدا را شناختم و تمام بت های بی خدایی را شکستم شرک را شکستم تقدیر را شکستم
صلاح و مصلحت را شکستم ظلم را شکستم ترس رو شکستم عوامل خارجی رو شکستم درون راجلا دادم بیرون طلا شد
/درک کردم
ما زنده از انیم که ارام نگیریم موجیمو اسودگی ما عدم ماست
و با قانون ها یکی شدم با قوانین خدا با فرستادگان خدا برای هدایت و خوشبختی ما هستند یکی شدم.
وشاکر خداومند متعالم برای قوانین ثابت بلا تغییری که تمام اتفاقات جهان بر پایه اونها رقم میخوره.
درک کردم به ریز مسائل که آگاهی های فراوانی نهفته دارند رو ببینم .
درک کردم بعد از قبول فقط به دنبال تایید باشم و شک ها رو شکستم.
دیدم که چه اساتید بزرگی رو تربیت کردید یکتا پرستی رو گسترش دادید.
الحق که بیانی شیوا و قابل فهم داریدهمه را مجذوب خود میکنید .
سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگرام خداوند
ممنونم عشقم ممنونم خالقم ممنونم یکاتای من
_
انشاالله 29/اسفند همین سال به یک دست از اهدافم
میرسم و نتایج رو خدممتون میزارم
استاد این اولین فایلی بود که من ازتون شنیدم
شب قدر بود و من انگار که از همه جا بریده بودم، واقعا و از ته دل از خدا هدایت خواستم،
چشمامو بستم و تمرکز کردم، خدایا کمکم کن، هدایتم کن، خدااااا چیکار کنم بهم بگو اشکال کارم کجاست
اصلا نفهمیدم چی شد که عضو سایت شدم، منو خود خدا عضو سایت کرد و این اولین فایلی بود که باز کردم و خداااای من هر چی این فایل و گوش میدادم سیر نمیشدم
همش میگفتم چقدر با سخاوت دارن همه چیز و بیان میکنن، خدای من این محصوله، این فایل یه محصول ارزشمنده
خدایا شکرت شکرت شکرت
استاد ازتون ممنونم
با عرض سلام و عرض ادب خدمت دوستان عزیز و استاد عباسمنش و یه خدا قوت هم به خانم شایسته
خداوند رو سپاسگزارم که در جمع هم فرکانسی ها و دوستانی چون شما هستم ،امیدوارم که حال همگی خوب باشه.
این فایل بیست دقیقه و چهل ثانیه ای را من بارها و بارها گوش دادم حتی کلمه به کلمه اون را نوشته ام اگر همین یک فایل را با دقت گوش بدهیم و عمل کنیم نتایج بسیار بزرگی در زندگی ما رخ خواهد داد.
“مفهوم فرکانس و چگونگی تنظیم آن”
“قوانین جهان هستی”
“اصول بدون تغیر جهان هستی”
“ما در هر لحظه با توجه به افکارمون در حال ارسال فرکانسهایی به جهان هستی هستیم.”
“تمام اتفاقات در زندگی ما تماما توسط فرکانسهایی که به جهان هستی ارسال میکنیم بوجود می آید.”
“ما شبیه دستگاهی هستیم که فرکانس تولید میکند و به جهان هستی ارسال میکند و جهان هستی هم شرایط،اتفاقات و افرادی هم فرکانس با اون باورها و فکرها وارد زندگی ما میکند.”
“هر انسانی به اندازه ای که روی فرکانس هایش کار میکند نتیجه میگیرد.”
“فرکانس های ما حاصل ورودی های ما هستند”
“کسی که نتواند ورودی هایش را کنترل کند نمی تواند خروجی مغزش را کنترل کند یعنی اینکه چیزهایی را که می بینیم و یا می شنویم،بتوانیم آگاهانه کنترل کنیم.”
“احساس ما به ما می گوید که این گفتگوهای ذهنی دارند ما را به چه سمتی می برند و یا داریم چه فرکانسهایی به جهان هستی ارسال می کنیم.”
“باید سعی کنیم با ورودی های مناسب این گفتگوهای ذهنی را بهش جهت بدیم و نشانه هاش هم این هست که در ما احساس بهتری ایجاد کند.”
“وقتی ما ورودی های ذهنمون رو کنترل کنیم گفتگوهای ذهنی ما هم مثبت می شوند و وقتی افکار و فرکانسهای ما مثبت شوند جهان شرایط و افراد و موقعیت هایی را برای ما بوجود می آورد که ما به خواسته هامون خیلی راحت برسیم.”
“کل داستان کار ذهنی هست و البته که کار ذهنی کار ساده ای نیست.”
“فقط باید باور کنیم که اتفاقات زندگی ما بواسطه فرکانسهای ما بوجود می آید و هیچ دست دیگه ای در کار نیست.”
یکی از دوستان میگفت سیستم شبیه چرخ گوشت کار میکند اگر گوشت قرمز در اون بریزیم از اون طرف گوشت قرمز خارج میشود اگر مرغ یا چیزهای دیگه داخل چرخ گوشت بریزیم خروجی اون هم مرغ و چیزهای دیگر است.
اگر ما ورودی های ذهنمون رو کنترل کنیم قطعا خروجی خوبی هم خواهد داشت.من به شخصه از موقعه ای که متوجه چنین مکانیزمی شدم یعنی چندین سال هست که تلویزیون یا اخبار رو دیگه نگاه نمیکنم،در جمع هایی که هم فکر و هم فرکانس من نیستند قرار نمی گیرم سعی میکنم ورودی هام رو کنترل کنم.خیلی بیشتر مواظب دیدن و شنیدن هستم چون عمدتا وردی های ذهن ما با دیدن و شنیدن هست و واقعا وقتی کنترل میشوند احساس خیلی خوبی رو تجربه میکنم. البته یکی از دوستان میگفت کانالهای ورودی چهارده الی پانزده تا هست که باید سعی کنیم و مداوم کنترلشون کنیم اگر میخواهیم به نتایج خوبی برسیم چون ما چیزهایی را که میبینیم یا میشنویم تبدیل میشود به فکر و یا گفتگویی ذهنی را تشکیل میدهد و اون فکر هم باعث ارسال فرکانسهای ارسالی ما به جهان هستی میشود که البته جهان هم پاسخگو هست.متن رو کو تا میکنم و
خدا رو سپاسگزارم که در جمع شما دوستان عزیزم هستم و از خداوند میخواهم که به ما توانایی درک هر چه بهتر قوانین حاکم بر جهان هستی را بدهد،برای همه آرزوی شادی،تندرستی و ثروت دارم.
“یا حق”
بنام خدای مهربان
بنام خدای گلزن گل طلایی
الحمدلله رب عالمین
خدای من همیشه پرتابهایش 10امتیازی است.
خدای من هرلحظه توپ نیروی خیر را به زندگی من پرتاب میکند.
خدای من درهرحالتی که هستم مرا هدایت میکند. یعنی همواره با من صحبت میکند ونیاز ها و خواستههای مرا با من در سکوت بیان میکند. از من میخواهد که آن خواسته ها را از او طلب کنم.
ادعونی استجب لکم.
هراتفاقی که میافتد خیر من در آن است.
الخیر فی واقعه
یعنی که یا موفق میشوم و یا تجربه کسب میکنم.
وقتی موفق میشوم سپاس گزار خداوند هستم و وقتی تجربهام زیاد میشود، به خداوند امیدوارتر میشوم ،به صحبتهایش دل گرم تر میشوم. چراکه کسی مرا درک میکند.
مرا راهنمایی میکند.
با من عشق بازی میکند.
در قلبم و جانم مینشیند.
حتی یک لحظه هم از من دور و غافل نمی شود.
قادر کل شیئ
حتی وقتی خوابم و هیچ احساسی ندارم روحم را با خود به پرواز میآورد.
آهسته تر از نسیم مرا به خواب میبرد.
سبکتر از پروانه به رویا می سپارد.
بار دیگر مرا هدایت میکند. خسته نمیشود. مرا قوی تر میکند. به بازی جدید با نیروی بیشتر تشویقم میکند.
بهشت را برایم تجسم میکند.
ترس هایم از من میگیرد.
غمهایم را از دلم پاک میکند.
با بوسهای کامم را شیرین میکند.
هرلحظه فرستی بهتر از قبل برایم فراهم میکند.
به من میگوید که خودم را به او بسپارم.
و من
امروز تسلیم او هستم.
هرچه از خداوند بر من برسد من به آن محتاج هستم.
خدای من ،بسیار بسیار سپاسگزار هستم که که در تمام دلم هستی.
بسیار خوشحال هستم که در هرلحظه ام از زندگی هستی.
خیلی خیلی زیاد لذت میبرم که در تمام جهان ترا میبینم.
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت
نشان قامت رعنا ته بینم.
وقتی گیاهان و درختان شب به یاد میآورم و درختان الان تابستان را میبینم. ایمان به خداوندرا در هرلحظه و رشد آنان میبینم.
وقتی چراغی روشن میشود و روشنایی را استمرار میدهد نشان هرلحظه ایمان را میبینم.
وقتی سوار مترو می شوم باید هرلحظه حرکت کند تا به مقصد برسد. یعنی تداوم ایمان را احساس میکنم.
وقتی اتومبیلم را روشن میکنم برای حرکت باید گاز بدهم و این کار را تکرار کنم تا حرکت کند.
پس باید ایمانم را هرلحظه تکرار کنم تا باعث نتیجه توحیدی شود.
به این کارم باید امیدوار باشم تا توانم بیشتر شود و با لذت راه را بروم.
اعوذ بالله من شیطان رجیم
پناه میبرم به خداوند از نجواهای شیطانی.
وقتی خداوند با من هرلحظه گفتگو میکند از دست شیطان هیچ کاری بر نمیآید.
خداوند همه چیز جهان است.
من الان در بهشت خداوند هستم.
من جایی هستم که خداوند حضور دارد.
من همه کارهایم را به خداوند سپرده ام.
خدای من، مشاوری توانا است. پزشکی زبردست هست. فرمانروای قدرتمند جهان است. پرورش دهنده و گسترده کننده هرلحظه جهان است.
من ذرهای از خداوند هستم.
من هرچه در جهان هست را لایق هستم از آرامش و پول و ثروت و سلامتی و روابط خوب وعالی . من لایق بهشت در این دنیا وآخرت هستم.
من لایق احساس خداوند در قلبم هستم.
من لایق احساس خداوند در زندگیام هستم.
من لایق استاد خوبم و دوستان عزیزم که دستان عاشق خداوند هستند،هستم.
من عاشق سفر عاشقانه تحول زندگیام هستم.
هذا من فضل ربی.
این هم از فضل خداوند است.
استاد خوبم
چه زیبا از گفتگوهای ذهنی میگوید.
خداوند هم زیباتر و ساده تر در گوش قلبم زمزمه عاشقانه میکند.
استاد!
مدت هاست که احساس میکنم هیچ نمی فهمم. ولی کسی دست دلم را گرفته و با خود به کوچه باغها میبرد. به تفریح میبرد. به لب جوبار میبرد.
بر نوک ابرها در نزدیکی غروب حالت نور مخفی خانه ها را دارد مینشاند. چیزهای نشانم میدهد که درک نمی کنم ولی احساس خوبی دارم.
فکر میکنم بت قایقی به دریا افتادهام. غرق تماشای هستم. پارو ندارم ولی به هرجایی که میخواهم میروم.
چه لذتی دارد.
فکر میکنم بعد ازغذای لذیذی ،قهوهای سرو شده و در بالکن رو به آفتاب در حال تماشای دور دست ها هستم.
چه سفر عجیبی است.
دیگر مدت هاست از کار کردن خسته نمیشوم. نه این که خسته نمیشوم بلکه از کارم دل آزرده نمیشوم.
برای اینکه من در حال انجام مهمترین و با فضیلت ترین کار جهان هستم.
من معنویترین کار جهان را انجام میدهم.
من هرلحظه در حال تلاش برای نزدیک شدن به خداوند هستم.
من می خواهم ثروتمند شوم تا بهتر زندگی کنم و الگوی برای نزدیکتر شدن به خداوند باشم.
من ذرهای از ثروتهای خداوند هستم.
من تلاش میکنم تا خداوند را به عنوان ثروتمند ترین و قدرتمند ترین در جهان نشان دهم و معرفی کنم.
من تلاش میکنم که خداوند را در انجام تمام کار هایم اجازه دهم و خودم را تسلیم او کنم.
استاد خوبم از شما سپاس گزار هستم. که خیلی خوب وراحت مفهوم فرکانس و گفتگوی های ذهنی را تشریح کردید.
این هم از فضل خداوند است که استاد عباسمنش سر راهم است.
خداراشکر که به ایستگاه 50 سفرنامه تحول زندگی من رسیدم.
احساس میکنم که در من کسی هست و مرا در خود پناه داده است.
شاد و ثروتمند و آرام باشید.
بنام خداوند بخشایندهی مهربان
بنام خداوندی که مرا خالق افرید
بنام خداوندی ک در هرلحظه و هرلحظه در هر دم و بازدمم کنارم است
سلام به استاد گله خودم
.
استاد روزی ک این فایل رو شنیدم خیلی برام عجیب بود
برای اینکه امتحان کنم ببینم پچپچ های ذهنیم چیه
ی دو سه ساعتی فقد گوش دادم
دیدم وای برمن چقدر تباهه چقدر این درون من درباره موضوعاتی داره صحبت میشه که من اصلا نمیخام تو زندگیم تجربش کنم
یادمه روزای اول روزانه یکی دوبار اگاهانه کنترل میکردم گفت و گو های ذهنم رو در حد مثلا 10دقیقه
اما امروز ک دارم کامنت میزارم حداقل میزارن صحبت راجب خاسته هام و مساعلی ک میخام تجربه کنمشون یا سپاسگزاری هام شاید به 2 ساعت در طول روز رسیده
شب ها قبل از خاب بعد از سپاسگزاری و انجام تمریناتم
هندزفریمو میزارم تو گوشم و صدای اب و باد و میزارم چقدر شیرینه این مدیتیشن اخر شب برام
در سکوت
رو به پنجره باز میخابم و به اسمون نگا میکنم
و یاداوری میکنم نکات مثبت روزم رو
دقیقا حدود 5روزی میشه ک اینکارو میکنم
حالا نتیجه این کار چیشده؟
#صبح وقتی چشمامرو باز میکنم تو دلممیگم اخ جون یک روز دیگه میتونمزندگی کنم و سپاسگزاری میکنم
#صبح که چشمامو باز میکنم ی نسیم زیبایی از پنجره به صورتم میخوره و لبخند رو لبهام میاره
#در طول روز کارهام راحت تر انجام میشه
#درکم نسبت به قوانین هرروز داره بیشتر میشه
#پول بیشتر از قبل به شکل های عجیب و ساده وارد زندگیممیشن
#یک سری تضادها تو زندگیم واضح میشه برام ک فری باید روی اینا کارکنی
#روابطم چقدر عالیتر شده
#انسانهای بینظیری سر راهم قرار میگیرند که بی منت و عاشقانه بهم احترام میزارند و بهم عشق میورزند ک محبت میکنند
#هرروز میلم به زندگیی بیشتر میشه
#و هزاران اتفاق عالیی و احساس های عالیه دیگه ک هرروز تو زندگیمه و منو رضایتمند تر میکنه
خداروهزاران مرتبه شکر
خدایا شکرت
خدایا شکرت برای اینهمه احساس ارامش
بخدا این احساس ارامش با هیچی قابل مقایسه نیست
من الان تو زندگیم شاید واقعن روابط عاشقانه ندارم
ثروت زیاد ندارم
ازادیی ک میخام از لحاظ بیرون رفتن و… ندارم
ولی همین ارامش همین احساس خوشبختی همین احساس در صلح بودن با خودم انگار همه اینارو در کنار هم دارم
میدونم همین احساس خوبه ک همه اون نعمتها و خاسته هایی ک دارمرو وارد زندگیممیکنه
خداروشکر
خدای مهربونم کمکم کن این 2 ساعت رو به 4 ساعت برسونم و همینجوری عالیی و پرقدرت و پرانرژی پیش برم
عاشقتونم
درپناه الله یکتا باشید
سلام فرشته هستی ،
سلام کاییات و انرژی های عالی
سلام استاد عزیز و شایسته دلها ،
امروز هدایت شدم به مفهوم فرکانس تا این را برایم فهمان که قانون جهان هستی برای همه یکسان عمل میکنه هیج واسطه و شناخت در کار نیست ،
این برایم گفت که وقتی استاد عباس منش از زیر صفر از رانندگی به بهشت خود رسید من هم میتوانم
این برایم گفت که خانم شایسته با هدایت افکار و کنترول بچ بچ ذهن اش توانست با استاد هم گام و همراه شود ، من هم میتوانم ،
وقتیکه افراد موفق جهان با کنترول افگار و فرکانس شان به بهترین ها جهان تبدیل شدند من و تو هم میتوانی ،
فقط راز هستی را باید عملی کنیم انهم مفهوم فرکانس که استاد واضح و جامع در این فایل بیان کرده ،
سپاسگزارم جهان هستی که امروز در اول هفته برایم انرژی دادی و هدایت کردی به خواند کمنت فرشته عزیز که بهترین راهکار از فرکانس را ارایه کرد و من استفاده خوب داشتم ،
سپاس فراوان استاد عزیز و شایسته حضرتعالی
سپاس میکنم از صنفی هایم در مکتب منش ،
با مهر
خالقیار کابل
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم
روز پنجاهم، روز شمار تحول زندگی من!
من دوست دارم از دید معنوی دیدگاهمو نسبت به مفهوم فرکانس ودرکی که ازش بدست آوردم بنویسم…
از وقتی که با شما استاد عزیزم آشنا شدم از وقتی اگاهیهایی که شما در مورد خداوند وقوانین جهان هستی رو به مادادید رو تاحدودی درک کردم وبه شناخت نسبی نسبت به خودم وخداوند وجهانش رسیدم، همین باعث شد دیدگاهم نسبت به کل زیستن تغییر کنه…
تا وقتیکه خودم رو در عین اینکه بی صاحب وبی کس می دیدم،خدای خودم وخدای دیگران می دیدم، قدرت رو در دستان خودم می دیدم در عین اینکه بی نهایت ناتوان وعاجز بودم اما قبول نمیکردم، همیشه لحظه های عمرم در رنج و دردو اضطراب و نگرانی ها وترسها سپری میشد، مدام در حال عذاب کشیدن بودم، خوشیهام همه کاذب و دلخوشیهام همه سرابی بیش نبودند، آرام وقرار نداشتم،زندگی جنگی نابرابربود، باری به هرجهت، ومن مثل برگی در باد، مثل اینکه یه جابین زمین وآسمون آویزون باشی ودست آویزت شاخه ی خشکیده یه درخت باشه، همینقدر بی پناه، همین قدر وحشتناک، همینقدر پر از درد ورنج…
شبها با کابوس از خواب می پریدم وروزها توی بیداری کابوس میدیم، همیشه منگ وگنگ بودم…
توی افکار من جز ترس و دلهره و سیاهی و اندوه چیزی نمی چرخید…
اعمال من بر پایه ترس و اضطراب بود…
و بازخوردیکه میگرفتم همیشه برام شکست، بدبختی، بیماری، درد ورنج بهمراه داشت…
اماااااا از وقتی شما خدارو بهم شناسوندید، قوانین جهان هستی رو بهم آموختید، از وقتی منو با من آشنا کردید و منو با من درونم منه واقعییم آشتی دادید…
جهانم تغییر کرد…
وقتی معنی سوره حمد رو درک کردم، وقتی قرآن رو که کلام خداست بدون تعصب خوندم، وقتی با خدایی که شما بهم معرفیش کردید دوست شدم آرام گرفتم..
به معنای واقعی روحم آرام گرفت، ذهنم آرام گرفت، افکارم روشن شد،مثبت شد، امید در دلم جوونه زد…
چون فهمیدم خداوند چقدر مهربان وبخشنده هست و اعتماد بهش، توکل بهش وایمان داشتن بهش وتکیه بهش یعنی خوشبختی،یعنی شادی، یعنی سلامتی، یعنی ثروت، یعنی امنیت وآرامش…
خداوندی که باهات شریک میشه توی اموراتت وسختی هارو برات اسون میکنه به شرط اینکه صادق باشی، درستکار باشی، متوکل باشی و بهش ایمان داشته باشی، به شرط اینکه خودمراقب و سپاسگزار نعمتهایی که بهت عطاء کرده باشی…
وقتی به چنین خدایی تکیه می کنی وامید می بندی، روحت وذهنت آرومه، وقتی مطمعنی قوانین وسنت الهی هیچگاه تغییر نمیکنه وپاداش سپاسگزار بودن، درستکار بودن، صبور ومتوکل بودنت با خداست، دیگه خیالت تخت تخته…
اینجوریه که خود به خود فرکانست همیشه مثبت وعالی هست،و اتفاقات پیرامونت هم مثبت و عالی هست، واگر تضادی هم پیش بیاد واتفاق نادلخواهی هم پیش بیاد میدونی سهم تو کمتر وکوچیکتر و راحتر از اونی هست که فکرشو بکنی وسهم بزرگ وسختش رو خداوند برات حل و هموارش میکنه و از اون مسیر سخت عبورت میده….
ایمان به خدا همه چیزه..( بودن درفرکانس مثبت)…اون ایمان دلی برات شادی وسلامتی وثروت وامنیت وعشق وآرامش و خوشبختی وسعادت وخیر دنیا وآخرت رو به همراه میاره….
فرد با ایمان نه غمی از گذشته به دل داره نه ترسی از آینده…
ومن به اندازه همین سر سوزن ایمانی که نسبت بخداوند پیدا کردم، به لطف الله، روح و جسم وجانم در آرامشه…
چون فکرم آزاده اکثرا، یعنی دیگه مثل گذشته ذهنم درگیر چیزی نیست، خیلی چیزها اهمییتشون رو توی باورم از دست دادن، و دیگه خیلی وقتها به خیلی چیزها اهمییت نمی دم، و اصل ترین ومهمترین چیز توی زندگیم حفظ رابطه ی دوستانه وعاشقانه بین من و خدای من هست…
خدایی که باهاش پادشاه بخت خودتی، در مسیر نورانی و پراز سعادت( فرکانس مثبت)
نمیشه که آدم امیدوار شاد وبا ایمان متوکل وتوحیدی باشی،(فرکانس مثبت)
اما در درد ورنج هم باشی(فرکانس منفی)
وقتی روز هست شب نیست…
وقتی نور هست تاریکی نیست…
وقتی گرماهست سرما نیست…
وقتی عشق هست نفرت نیست..
وقتی ایمان هست ترس نیست..
وقتی شکرگزاری هست گله وناله نیست…
وقتی ارامش هست ترس ودلهر نیست…
وقتی خدا هست شیطان وسوسه گر نیست..
به نام خدای مهربان*
بسیار بسیار سپاسگزار خداوندم که پس از حدود یکسال برایم فرصتی داد تا بیایم آنچه این انرژی برایم می گوید برای شما استاد عزیزم که مطمئنم الان دارید متن رو میخونید و شما هم فرکانسی های عزیزم بنویسم ،،،، فرکانس، چه لفظ زیبا و جذابی بودی وقتی که برای اولین بار در 15 سالگی دیدمت،، در عنفوان جوانی بودم و هیچ نمی دانستم ، در خواب بودم در خواب غفلت،،ای خداوند عزیزم ،ای که هرچه دارم از توست، آن موقع تو بودی که دستانم را گرفتی به یاد نمی آورم چرا ولی گرفتی،، از آن موقع تا کنون که 18 ساله شده ام ،، چقدر عوض شده ام، چقدر تغییر کرده ام ، ولی باید رفت هنوزهم،،، هست راهی دراز در پیشم،، هر روز تورا حس میکنم خداوندا که از صبح تا شب و حتی در خواب با من صحبت میکنی،، چقدر زیبا و دلنشین است صحبت با تو،،، و چه ساده می فهمم با احساس،،،که گاها شیطان حرف هایش را لای صحبتمان می برد،،چه ساده،،،، خداوند عزیزم می دانم که در قالب استاد عباس منش عزیز وارد زندگیم شدی و ازتو سپاسگزارم،،،،، هر روز با ندای تو ، ای آگاهی بی نهایت، دمخور و دمسازم،،، چگونه بگویمت که چه گونه مرا هدایت میکنی،،،چقدر زیباست جهان پر از فراوانی و وفور بی نهایت،،، دیگران میگویند تست های اضافی بزن تا از رقیبانت پیش تر افتی،،،
لیک در زیر لب زمزمه کنم : جهان من جهان پر از فراوانی است ،،، رقیبی وجود ندارد،،، خدواند حامی شکست ناپذیر من است و من به آنچه که ساخته ام حتما می رسم،،، همه چیز به نفع من هست،، می شنوم تورا که در آن هنگام مرا تحسین میکنی،،،، در طول این سه سال چقدر درس ها را آموختم،، چقدر توانستم درکت کنم،،،؟شاید هیچ ولیک سعیم را میکنم سعیم را میکنم،،،آن وقت که دانستم انرژی شکل دهنده ی جهانی چه لحظه ی با شکوهی بود،،،گویی از نو متولد شدم<<<>>>>> را به من آموختی ،، قرآن گذاشتی در دستانم و گفتی بخوان ،، که یک راهنمای عملی دستیابی به سعادت دنیا و اخرت است و بهشت در تمام ابعاد،،، چه زیبا بود که فهمیدم تو و قرآن فراتر از احکام وضو هستید،،،بسیار فراتر،،،،،فرکانس را واقعا اصلی ترین قانون کائنات باید نامید،،،، با آنچه در این سه سال آموختم هم فرکانسی های عزیزم ،،زندگی شما تنها به دلیل فرکانس های غالب شماست،،، من واقعا خوب فهمیدم ،،، اما می دانم هنورز راهی دراز در پیش است،،، تا ابد کار روی باورها ،،، لذت می برم از اینکه هر روز باور های بهتری را بسازم،،
سلامتی ام را ، روابط فوق العاده با والدین و معلمان و دوستان هم جهتم را ، موفقیت هایم، را همه را مدیون فهم قانون فرکانس هستم،،،، به هرچه توجه کنی در زندگی ات گسترش می یابد،،، چه مفهوم زیبایی و در عین سادگی ،مشکلی،،،، چه زیبا بود آن لحظاتی که در سال سوم در جلسات امتحان نهایی ،،، می رفتم بی اضطراب بی دغدغه فقط به خاطر تو ،، چون می دانستم همه کارها را توردیف میکنی ،،، ایده هایت را همیشه اجرا میکنم ،،، و می فهمم چیست ایده ی تو،،، چقدر لذت بخش است مسیر زندگی اگر قانون فرکانس را بفهمیم دوستان عزیز من،،، هر لحظه حضورت را میفهمم و حس میکنم خدایا ازت بسیر سپاسگزارم،،، >>>>بار یابی به محفلی کان جا وسعت ملک لا مکان بینی<<<<< واقعا مفهومش را درک میکنید دوستان،،
خدواندا ،،، از ان لحظه که فهمیدم انرژی واکنش دهنده ای،،،،، تمام زندگیم را دست خودم می بینم،،، و اکنون استاد عزیزم برای هدفی که دارم در مسیر حرکت به سمتش هستم،،،با عشقی سرشار،با رها بودن چون برگ،،،چون ذره بینی متمرکز،،،با درک قدرت بیکران درونم،،،با سرنوشتی خود ساخته،،،با اعتماد به نفسی بی نظیر،،،با اشتیاقی سوزان،،، با باورهای درست،،،، ای استاد عزیزم به سمتش در حرکت هستم،،،
امید هست که شاگرد فوق العاده ای برایتان بوده باشم و همیشه باشم،،، به لطف پروردگار مهربان آن روز بیاید که شما را از نزدیک ببینم،، همدیگر را از نزدیک ببینیم و من از موفقیت هایم برایتان بگویم ،،، خیلی دوستتان دارم،،، خداوندا ازت سپاسگزارم که به شکل استاد عزیزم وارد زندگیم شدی،،
استاد عزیزم ازت سپاسگزارم،، برایتان آرزوی سلامتی و ثروت و خوشبختی دارم
امروز انرژی بهم الهام کرد که بیام حتما براتون بنویسم امیدوارم که خوشتون بیاد
به امید دیدارتان استاد عزیزم ……….