این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-22.gif8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2015-09-12 13:15:272020-08-22 01:48:58زیبایی ها را ببینیم
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من وظیفه دارم توجهمو بدم به زیبایی های خودم و بقیه.
این حقیقته که من و هر کسی نقاط قوت و ضعفی داریم.
اما وظیفه دارم توجهمو بذارم روی نقاط قوت و زیبایی ها، ازشون یاد کنم، تحسین کنم، سپاس گزاری کنم، بنویسم.
چون این توجه به زیبایی ها، باعث میشه دعوت شن به زندگیم.
وظیفمه وقتی یه ناخواسته ای اومد و داشت حسمو خراب میکرد، به احساسات و افکارم توجه کنم، به خودم مسلط شم، و اجازه ندم حس منفی مومنتوم بگیره، و در فاصله ی زمانی کوتاه تری ذهنمو پرت کنم روی موضوعی دیگه یا توجه به چیز دیگه ای.
مثال:
احساسم داشت خراب میشد، و خودمم درک نمیکردم چرا؟
یاد جملاتمون با فاطمه جان افتادم:
کمال گرایی، دست میذاره روی نقاط ضعف.
کمال گرایی، دست میذاره روی نازیبایی ها.
یعنی اگه از 10 مورد 8 تاش خوب باشه، 2 تاش خوب نباشه، ذهن کمالگرا بی خیال 8 مورد میشه و اون 2 تا رو بولد میکنه.
و این تلنگر رو خوردم که اِ حسم که داره بد میشه، از توجه به نازیباییه.
توجه به ناخواسته.
از عدمِ ارزشمندیه.
درسته که تو لحظه نتونستم تشخیص بدم، و چند ساعت بعد بهش اگاه شدم.
اما قشنگیش این بود که در فاصله ی کوتاهی برای خروج از حس بد، شروع کردم به نوشتن نکات مثبت، و بازی با موبایلم و شنیدن فایل تا حواسمو پرت کنم از حس بد و افکارِ مزاحم.
الهی شکر برای برکتِ فایل های استاد و مرورِ دائمِ اگاهی ها تو هر فایل.
امشب درکم از این اگاهی ها بهبود پیدا کرد.
یعنی برام واضح تر شد که دلیلِ ناراحتی و حس بد مهم نیست.
الان وظیفته نمونی تو حس بد، به هر دلیلی که باشه.
از جعبه ابزارت استفاده کن و حواستو پرت کن، اینطوری حس بد قطع میشه.
و این حُسن رو داشت که بعد از اروم شدنِ سر و صداهای ذهنم، علتِ حس بدم با جزییات برام شفاف شد.
انگار که یه کشف داشته باشم، خوشحال شدم که فهمیدم علتِ ناراحتیم چی بوده.
و فهمیدن علت، بارِ ذهن رو بسیار سبک میکنه، و بخش بزرگی از درمان اتفاق میوفته.
قشنگیش اینه که اول خودمو آروم کردم، بعد تحلیل و بررسی و عیب یابی کردم.
الهی شکر برای هر پله از بهبودهام برای درکِ یه اگاهی.
متوجه شدم درسته که میگم سکوت اگاهانه فوق العاده قدرتمنده، ولی من خیلی تازه کارم و حالا حالاها باید تمرین کنم تا بهتر درک کنم و با آرامش و پذیرش و اگاهیِ بیشتر سکوت اگاهانه رو اجرا کنم.
نباید از خودم توقعِ زیادی داشته باشم.
همینکه دارم بهش اگاه میشم و تستش میکنم فوق العاده است.
به مرور بهترم میشم.
همین سکوت، بهم فرصت تحلیل میده.
فرصتِ تشخیصِ بهتر سره از ناسره.
سکوتی که کمک میکنه بفهمم چه حرفی از سر خیرخواهیه.
امشب بهتر درک کردم حسِ بد چیز عجیب، بزرگ، متفاوت، خاص یا پیچیده ای نیست.
ممکنه با یه دلیل بسیار کوچولو که برمی گرده به ضعف های من، شکل بگیره.
میتونه به خاطر یه اتفاق و ناخواسته ای که کنترلی روش ندارم، شکل بگیره.
آلارمش آشکاره.
حس بد، همونیه که حال خوب و آرامشم رو مختل میکنه.
درونم رو متزلزل و نا امن میکنه.
ارتباطم رو با داخلم، با روحم، قطع میکنه.
حس بد چیزی نیست که از بزرگی و خاص بودنش، تو دسترسم نباشه.
اتفاقا با یه بشکن ساده ممکنه خودشو نشون بده و حتی من نفهمم که اومده…
برای خودمم عجیبه که تا حالا اینطوری در موردش اگاهی نداشتم و البته خوشحالم که پرده ها کنار رفت از نگاه و درکم نسبت به حسِ بد…
و یه راهِ تشخیصِ دیگه:
خب وقتی حسم خوب نیست، یا حسم خنثی هست، یعنی دارم میرم به سمتِ حس بد دیگه…
سلام به سمانه جان عزیزم مثل همیشه لذت میبرم از کامنت هاتون ویاد میگیرم
…منمدت هاست که کامنت های شما وبقیه ذوستانی که توی این فایل فعال هستند رودنبال میکنم وکلی ازتون یاد گرفتم خدا به تک تکتون خیروبرکت بده …
این موضوعی روکه عنوان کردید واین سوال دقیقا برای من هم پیش آمده بود والبته منجوابی براش نداشتم ازت ممنونم که باهامون به اشتراکگذاشتی عزیزم منم به جوابمرسیدم الهی شکرت….
سلام و هزاران سلام بر استادان عزیز ….و تمام دوستان زیبابین دوست داشتنی ….
خدا جون روزیم کرد که بیام و از زیبایی های زندگی ام بنویسم:
»» اینکه الان در نوبت دکتر نشسته ام و هدایت شدم به خواندن کامنت دوستان که کلی لذت بردم و حال دلم عالی شد …
»» اینکه هدایت به نوشتن یه کامنت دیگه از زیبایی های زندگی ام شدم و استارتش رو زدم ..
»» اینکه این دکتری که گهگاهی میام پیشش، همیشه نصیحتم میکنه که شیما بیخیالش … با آدم های علی بی غم بگرد و حال کن ….. خیلی مهربون و دوست داشتنی …
»» اینکه فردا با دو تا همکارهای اهل حالم، به خودمون مرخصی دادیم و قرار بازارگردی تهران رو گذاشتیم …. اول صبح هم قرار قهوه خوری با هم داریم …. خدا جون ما رو به بهترین مکان در بهترین زمان هدایت کنه …..
»» اینکه روزهایی که میبینم ترافیک بیشتره، هدایت میشم به اینکه با مترو برم محل کار … مترو شهران، کوچه پایینی مان هست و خیلی راحت و سریع میرم به سر کار ….مترو سوار شدن هم یه موقع هایی حال میده …..
»» اینکه یه همکار مهربان دارم که وقتی با مترو میام سر کار، برگشتنی تا نزدیک مترو من رو می بره و خیلی کار برگشتم رو راحت میکنه …
»» اینکه جمعه مادرم مهمانی دور همی داد که تو بالکن جوجه درست کنیم و بخوریم و خیلی خوش گذشت …. مخصوصا که یه برادرزاده حدود 3 ساله دارم که خیلی خیلی زیاد باهاش خوش میگذره …. در اصل میریم مانیسا بازی …..خود اصل توجه به نکات مثبت ….
»» اینکه خدا جون روزی ام کرد که همون جمعه دور هم یک کیک تولد برای همسرم تهیه کنم و تولدش رو جشن بگیریم دور هم …..مخصوصا که به بچه عا هم خیلی خیلی خوش گذشت …
»» هفته بعد هم یه مهمانی خانه خواهرم برای جشن خواهرزاده ام، خدا جون داره روزیمان میکند …
»» اینکه خدا جون، روزیم کرده که با سمانه بانو جان ارتباط بیشتر داشته باشم و این یه نعمت عظیم هست برام …
سلام.
الهی شکر برای بهبودهای روزانه ام.
الهی شکر برای دوستان نازنین و نابم.
الهی شکر برای خوش اخلاقی های اطرافم.
الهی شکر برای کنترل ذهن و سکوت آگاهانه ی دیروزم.
الهی شکر برای خانه ی امن و گرم مون.
الهی شکر برای خوابِ راحت و بیداریِ رضایت بخش.
الهی شکر برای سلامتیِ خودم و عزیزانم.
خدایا خیلی ازت ممنونم برای خیرِ بسیار بزرگی که در حقِ مامانم و ما، هدیه دادی بهمون.
الحمدالله که همیشه حضور داری و حمایت و هدایتمون میکنی.
الهی شکرت برای همه ی رزق های مادی و معنویِ خودم و عزیزانم.
الهی شکر برای همفرکانسی با همسرم، مادرم، خواهرم، دوستانم و …
الهی شکر برای رزق های دوستانِ نازنینم.
الهی شکر برای ثروت و فراوانی.
سعیده جان رضایی سلام رسوند :)
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام.
تو ذهنم نکات مهمی مرور میشن.
بعضیاشون با صدای خودِ استاد.
بعضیاشون با صدای دوست هام و …
من وظیفه دارم توجهمو بدم به زیبایی های خودم و بقیه.
این حقیقته که من و هر کسی نقاط قوت و ضعفی داریم.
اما وظیفه دارم توجهمو بذارم روی نقاط قوت و زیبایی ها، ازشون یاد کنم، تحسین کنم، سپاس گزاری کنم، بنویسم.
چون این توجه به زیبایی ها، باعث میشه دعوت شن به زندگیم.
وظیفمه وقتی یه ناخواسته ای اومد و داشت حسمو خراب میکرد، به احساسات و افکارم توجه کنم، به خودم مسلط شم، و اجازه ندم حس منفی مومنتوم بگیره، و در فاصله ی زمانی کوتاه تری ذهنمو پرت کنم روی موضوعی دیگه یا توجه به چیز دیگه ای.
مثال:
احساسم داشت خراب میشد، و خودمم درک نمیکردم چرا؟
یاد جملاتمون با فاطمه جان افتادم:
کمال گرایی، دست میذاره روی نقاط ضعف.
کمال گرایی، دست میذاره روی نازیبایی ها.
یعنی اگه از 10 مورد 8 تاش خوب باشه، 2 تاش خوب نباشه، ذهن کمالگرا بی خیال 8 مورد میشه و اون 2 تا رو بولد میکنه.
و این تلنگر رو خوردم که اِ حسم که داره بد میشه، از توجه به نازیباییه.
توجه به ناخواسته.
از عدمِ ارزشمندیه.
درسته که تو لحظه نتونستم تشخیص بدم، و چند ساعت بعد بهش اگاه شدم.
اما قشنگیش این بود که در فاصله ی کوتاهی برای خروج از حس بد، شروع کردم به نوشتن نکات مثبت، و بازی با موبایلم و شنیدن فایل تا حواسمو پرت کنم از حس بد و افکارِ مزاحم.
الهی شکر برای برکتِ فایل های استاد و مرورِ دائمِ اگاهی ها تو هر فایل.
امشب درکم از این اگاهی ها بهبود پیدا کرد.
یعنی برام واضح تر شد که دلیلِ ناراحتی و حس بد مهم نیست.
الان وظیفته نمونی تو حس بد، به هر دلیلی که باشه.
از جعبه ابزارت استفاده کن و حواستو پرت کن، اینطوری حس بد قطع میشه.
و این حُسن رو داشت که بعد از اروم شدنِ سر و صداهای ذهنم، علتِ حس بدم با جزییات برام شفاف شد.
انگار که یه کشف داشته باشم، خوشحال شدم که فهمیدم علتِ ناراحتیم چی بوده.
و فهمیدن علت، بارِ ذهن رو بسیار سبک میکنه، و بخش بزرگی از درمان اتفاق میوفته.
قشنگیش اینه که اول خودمو آروم کردم، بعد تحلیل و بررسی و عیب یابی کردم.
الهی شکر برای هر پله از بهبودهام برای درکِ یه اگاهی.
متوجه شدم درسته که میگم سکوت اگاهانه فوق العاده قدرتمنده، ولی من خیلی تازه کارم و حالا حالاها باید تمرین کنم تا بهتر درک کنم و با آرامش و پذیرش و اگاهیِ بیشتر سکوت اگاهانه رو اجرا کنم.
نباید از خودم توقعِ زیادی داشته باشم.
همینکه دارم بهش اگاه میشم و تستش میکنم فوق العاده است.
به مرور بهترم میشم.
همین سکوت، بهم فرصت تحلیل میده.
فرصتِ تشخیصِ بهتر سره از ناسره.
سکوتی که کمک میکنه بفهمم چه حرفی از سر خیرخواهیه.
امشب بهتر درک کردم حسِ بد چیز عجیب، بزرگ، متفاوت، خاص یا پیچیده ای نیست.
ممکنه با یه دلیل بسیار کوچولو که برمی گرده به ضعف های من، شکل بگیره.
میتونه به خاطر یه اتفاق و ناخواسته ای که کنترلی روش ندارم، شکل بگیره.
آلارمش آشکاره.
حس بد، همونیه که حال خوب و آرامشم رو مختل میکنه.
درونم رو متزلزل و نا امن میکنه.
ارتباطم رو با داخلم، با روحم، قطع میکنه.
حس بد چیزی نیست که از بزرگی و خاص بودنش، تو دسترسم نباشه.
اتفاقا با یه بشکن ساده ممکنه خودشو نشون بده و حتی من نفهمم که اومده…
برای خودمم عجیبه که تا حالا اینطوری در موردش اگاهی نداشتم و البته خوشحالم که پرده ها کنار رفت از نگاه و درکم نسبت به حسِ بد…
و یه راهِ تشخیصِ دیگه:
خب وقتی حسم خوب نیست، یا حسم خنثی هست، یعنی دارم میرم به سمتِ حس بد دیگه…
گزینه ی دیگه ای نیست.
خوبه اول درک کنم اصلِ ماجرا رو.
تا بعد بفهمم برای درمانش باید چه کنم.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام.
یه سوال و ابهامی داشتم در مورد اینکه:
خدایا وقتی میترسم از غرور، از اینکه اعتبار چیزی رو به خودم نسبت بدم، چیکار کنم؟
پاسخ به قلبم رسید:
بلافاصله هر چیزی تو ذهنت اومد یا به هر موفقیتی رسیدی، بگو الهی شکرت
اینو بلافاصله پیاده کردم…
داشتم با موبایلم بازی میکردم که این سوال جواب مطرح شد.
دقیقا وقتی یه مرحله از بازی رو عالی تموم میکنم، یا لبِ مرز باخت بازی رو میبرم، بلافاصله میگم الهی شکر.
خیلی فوق العاده است که با گفتن الهی شکر، راه نفوذِ غرور که مستقیم از طرف شیطان هست، رو میشه بست و کنترل کرد.
الهی شکر یه عالمه.
هر چی بگم بازم کمه.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام به سمانه جان عزیزم مثل همیشه لذت میبرم از کامنت هاتون ویاد میگیرم
…منمدت هاست که کامنت های شما وبقیه ذوستانی که توی این فایل فعال هستند رودنبال میکنم وکلی ازتون یاد گرفتم خدا به تک تکتون خیروبرکت بده …
این موضوعی روکه عنوان کردید واین سوال دقیقا برای من هم پیش آمده بود والبته منجوابی براش نداشتم ازت ممنونم که باهامون به اشتراکگذاشتی عزیزم منم به جوابمرسیدم الهی شکرت….
سلام.
امشب همسرم ازم درخواست کرد سمانه میتونی آش رشته درست کنی؟
بیرون که بوده دست کسی دیده بود و دلش خواسته بود.
گفتم بله و پا شدم با عشق مراحل آش رشته رو آغاز کردم.
الهی شکر که برای سومین بار در زندگیم میخوام آش رشته درست کنم.
الهی شکر همه ی مواد آش رشته رو آماده داریم تو خونه مون.
الهی شکر برای اجابتِ خواسته ی همسرم.
الهی شکر برای بوی آش رشته که تو خونه پیچیده و در حال پخته.
الهی شکر برای تواناییم برای پختِ آش رشته.
الهی شکر برای رزق های ارزشمندم.
الهی شکر برای شنیدنِ صدای دوست های نازنینم در ویس.
الهی شکر برای خوندنِ پیام هاشون.
الهی شکر برای آهنگِ شاد و قشنگی که سعیده جان برای حافظ عسلی فرستاد تا با شادی برقصه.
و الهی شکر برای شادی و رقصِ حافظ عسلی با اهنگِ شادی که پخش شد.
الهی شکر برای نهارِ آماده ی امروز.
الهی شکر برای چای که دم کردم.
الهی شکر برای پرتقالی که با قند عسل نوش جان کردیم.
الهی شکر برای ماست خوردنِ قشنگ و بامزه ی حافظ عسلی.
الهی شکر خودش با قاشقش غذا و ماست خورد.
الهی شکر برای بارانِ رحمتِ الهی و قشنگیِ طبیعت.
الهی شکر برای خانواده و دوستان نازنینم در زندگیم.
الهی شکر برای حس خوب، آرامش، امنیت، سلامتی مون.
الهی شکر برای آرامشم، کنترل ذهنم، سکوت آگاهانه ام و دوری از غر زدن با کنترل کردنِ کلامم.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
بنام خداوند بخشنده و مهربان
سلام
خدایا شکرت برای یک روز تازه
خدایا شکرت برای رزق فرصت زندگی
خدایا شکرت برای کامتتهای دوستانم
امروز وقتی داشتم کامنتهای بچه ها را میخووندم ، متوجه رشد تکاملی خودم و دوستانم در توجه به زیبایی ها شدم .
چقدر هر کدوم از ما داریم مهارت پیدا میکنیم در دیدن زیبایی و نعمت و رزق زندگیمون.
خدایا شکرت .
چی بهتر از اینکه بتونیم در انجام و عمل به قانون ماهر بشیم و ادامه بدیم .
یاد اصل خارپشتی در دوره آفرینش افتادم از کلام استاد جان.
چقدر کیف کردم وقتی داشتم کامنت دوستانم را میخووندم و به خوبی فرکانس فراوانی در تک تک این نوشته احساس کردم .
حال الان من مثل کسی که یه عالمه خرید کرده
و دسته پر داره برمیگرده خوونه و نمیتونه این همه خرید و تو دستانش جا بده و هرچی میخره ، پول بیشتری وارد حسابش میشه.
از ماشین خارجی
از سفر چین
سوغاتی های رنگ و بارنگ و زیبا
پاکیزگی خوونه و پاکسازی
سفر به رشت زیبا
از شیر و ماست محلی
از آش رشته
موسیقی شاد
میوه و نان
کارت بانکی
دورهمی های شاد
هوای بارانی
عشق بازی مادر و پسری
رقصیدن
دریافت پیام های زیبا از دوستان
ورزش کردن …..
امروز حس کسی دارم که قراره معجزات زیادی
وارد زندگیش بشه .
امروز به خوبی فرکانس عشق و شادی و نعمت و ثروت و سلامتی را از کامنت دوستانم دریافت کردم .
خدا جوونم امروز من منتظر اتفاقات خوب هستم.
خدایا شکرت برای رزق کامنت خووندن و کامنت نوشتن
دوستان عزیزم پیشنهاد میکنم برگردین کامنتهای خودتون و بقیه دوباره بخونید .
این کامتتها فقط یک نوشته نیستن . این ها
جواهر هستن . گوهر هستن که از تک تک
وجود هرکدوم شما در این صفحه جاریه .
تک تک دوستانم را تحسین میکنم برای شخصیت زیبا بینی که در خودشون ساختن.
الهی شکرت
من هیچ پلنی برای این کامنت نداشتم . گفته شد و نوشته شد .
خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری
می خواهم .
سلام.
الهی شکر برای رزق های قشنگ امروزم.
الهی شکر برای بارانِ رحمتِ الهی.
الهی شکر برای ایده های هدایتی برای بهبود و تمیزیِ خونه.
الهی شکر برای تمیز و زیبا کردن شیشه های پنجره ها.
الهی شکر برای کامنت ها و ویس های مرورِ قوانین و توجه به نکات مثبت.
الهی شکر برای ایده ی نهارِ امروز.
الهی شکر برای سپاس گزاری.
الهی شکر برای لئن شکرتم لازیدنکم
الهی شکر برای بزرگ شدنِ ظرفم.
الهی شکر برای همه ی نعمت ها و رزق های خودم و عزیزانم.
الهی شکر برای پسر کوچولوی شیرین و خوشمزه ام.
الهی شکر برای آگاه شدن به خودم، افکارم، احساساتم، رفتارم.
الهی شکر برای عطوفت رفتاری با خودم.
الهی شکر برای دقت کردنم به کانون توجهم.
الهی شکر برای درکم نسبت به این نکته ی مهم:
سرزنش کردن، توجهِ منفیه.
غیبت کردن، توجهِ منفیه.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
خدایا شکرت به خاطر یک روز پربرکت دیگه.
الحمدلله رب العالمین.
همین الان از خواب بعد از ظهر بیدار شدم.
امروز ظهر خواب دیدم همینطور که توی گوشیم بودم یهو گوشیم زنگ خورد.
نوشته بود گروه تحقیقاتی عباسمنش!
خلاصه با ذوق دویدم رفتم یه جای خلوت گوشیم رو جواب دادم صدای استاد شنیده شد…
سلام سعیده عزیز.
صدا از پیش ضبط شده بود.
یعنی صدای من به گوش استاد نمیرسید.
استاد کلی با انرژی باهام حرف زد بعدش هم صدای مریم جان پخش شد.
چه خواب شیرینی.
وقتی قطع شد،تماس استاد به صورت چند تا ویس توی گوشیم ذخیره شده بود.
توی عالم خواب به خودم میگفتم برم این خبر خوش رو به سمانه جان بدم.و ویس ها رو براش بفرستم
و بهش بگم به جای کلمه سعیده جان اول جملهی استاد،اسم خودت رو بگذار.
خدایا شکر به خاطر این خواب شیرین.
سلام به سعیده جانم.
الان دقیقا از پای چت تو ایتا با شما میام.
شما فردا باز میکنی و میخونی و میبینیشون :)
دل به دل راه داره.
ننوشتی کدوم سمانه جان، ولی من حس میکنم با من بودی:)
عجب خوابِ کولاکی دیدی.
نشونه ی قشنگیه.
شک نکن تو موردِ تحسینِ تعداد زیادی از بچه های سایتی به واسطه ی کار کردنِ خوب روی خودت و نتایجی که گرفتی.
آفرین بهت عزیزم.
حتی فکر کردن به اینکه روی موبایل ادم نام فرد تماس گیرنده رو بزنه گروه تحقیقاتی عباس منش هیجان انگیزه، چه برسه به اینکه تو خواب ببینی.
نوش جانت باشه این لذت و خوشی.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلاااااام سمانه جانم.
مگه من چندتا دوست دارم که اسمش سمانه باشه؟
اصلا من اولین بارمه تو عمر 32 سالم که دارم این جنس عمیق دوستی رو تجربه میکنم با وجود اینکه حتی هم رو از نزدیک ندیدیم.
واقعا خداست که همه ی برنامه ها رو میچینه و گرنه من باید از کجا میگشتم تا چنین دوست هم مداری مثل شما پیدا کنم؟
هذا من فضل ربی.
این از بخشش و فراوانی پروردگار من است.
اره واقعا برام جالب بود که صدای استاد از پیش ضبط شده بود و من رو مخاطب قرار داده بود.
دقیقا کلماتشون یادم نموند ولی صدای استاد بی نهایت خوش حال و خندون بود مثل همیشه.
والله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین
خدایا ازت سپاسگزارم بابت یک روز پربرکت دیگه.
امروز همسرم و بچه ها شهرستان هستن به امید خدا فردا میان.
فرصت خیلی خوبی برای من فراهم شد تا با خودم تنها باشم و لذت ببرم.
امروز هم برای دل خودم رفتم پیاده روی و بازار وکیل و بازار شاهچراغ.
خیابونها و بازارها خیلی شلوغه و داره بوی عید میاد.
اصلا یه شور و شوق و سرزندگی و نشاط خاصی توی مردم و مغازه دارها میبینم.
الحمدلله رب العالمین.
این روزها شیراز هوا به شدت عالیه.
بهشتیِ بهشتی.
من که موقع بیرون رفتن لباس گرم نمیپوشم.
خدایا شکرت.
علی جانم باهام تماس گرفت و بعد از احوال پرسی گفت مامان تنهایی،مشکلی نداری؟
خدارو شکر به خاطر محبت و مهربونیش.
همه این دریافت عشق و محبت ها از جانب خودته خدای قشنگم.
خدا رو شکر به خاطر همه نعمتهای قشنگ زندگی خودم و دوستانم در این سایت بهشتی.
هذا من فضل ربی.
سلام جانِ دل.
خیلی ازت ممنونم برای ویدیوی بازار وکیل که برام فرستادی.
ممنونم برای نشون دادن فراوانی مشتریِ مغازه ی عطاری.
ممنونم که منو شریکِ باورسازی های ثروت و فراوانی کردی.
الهی شکر از این رزق.
نوشِ جانت باشه تنفس و زندگی در شیرازِ جان، بهشتِ روی زمین.
نوش جانت باشه خلوت و تنهاییِ با عزت نفسی که خودت برای خودت خلق کردی.
قشنگی های زندگیت، فراوان و فراوان تر هر لحظه.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام سمانه جانم.
میدونی خیلی خوبه یک همزبون داشته باشی.
یه کسی که بتونی حرف دلت رو بهش بزنی.
افکارت رو بهش بگی.
واقعا من برای هیچکدوم از اطرافیانم نمیتونستم فیلم از فراوانی بفرستم!
اما با خیال راحت و با ذوق،اصلا صرفا برای اینکه برای شما بفرستم فیلم گرفتم.
خدا رو واقعا شکر.
از عزت نفس گفتی.
جالبه بهش دقت نکرده بودم که تنهایی بازار میرم و اینقدر هم بهم خوش میگذره به خاطر بهبود عزت نفسمه.
استاد میگه وقتی شرایط بهتر میشه اصلا فکر میکنی همیشه اینطور بوده.
یادت میره قبلا چطور بودی که الان به اینجا رسیدی.
یادمه قبلا یعنی قبل آشنایی با استاد من حتی تو ذهنم هم نمیتونستم فکر کنم که همسرم و بچه هام برن شهرستان من بگم نمیام!
انگار جرم بزرگیه.
اما الان…
الان انگار خودشون میدونن که احتمال نرفتن من هست.
همسرم میپرسه تو نمیای؟
منم راحت میگم نه و اصراری هم نمیکنه.
دیگه نگران این نیستم که خانواده همسرم چه فکری میکنن.
و در نبودشون برای خودم میرم پیاده روی،پاساژها و بازارها رو میگردم.
سعیده الان کسیه که یک سال و نیم بعد از عروسی که خونه پدر شوهرم زندگی میکردم حتی 1 بار حتی 1 بار هم تنهایی نرفتم بیرون.
یعنی اجازه نداشتم.
تنهایی بیرون رفتن عروس اصلا ناشناخته بود.
خاطراتم زنده شد.
خدا رو شکر به خاطر این همه آزادی که الان دارم.
یادمه تازه که وکالت قبول شده بودم،سال 99.قبلش حتی یک بار هم با مرد غریبه پشت تلفن حرف نزده بودم.
و استرس داشتم که حالا چکار باید بکنم.
اما الان بیشتر موکل ها آقا هستن و جلوی همسرم راحت باهاشون صحبت میکنم،قرار میذارم،مشاوره میدم بهشون.
صحبتم از کجا به کجا رسید!
خدا رو شکر که در گمراهی نموندم و با این جمع بهشتی آشنا شدم
خداوندا ازت سپاسگزارم به خاطر امروزِ پربرکت.
الحمدلله رب العالمین امروز به لطف خدا در مدار خرید دوره روانشناسی ثروت 1 قرار گرفتم.
هذا من فضل ربی.
خداوندا هرآنچه دارم از تو دارم.
خیلی خوشحالم.
خدا رو شکر همسرم و بچه ها سالم و سلامت از شهرستان برگشتن خونه.
خیلی زودتر از ساعتی که فکر میکردم رسیدن.
فکر میکردم غروب برسن.
اما ساعت تقریبا سه و نیم رسیدن.
و من سورپرایز شدم.
چقدر به بچه ها خوش گذشته بود و از خاطرات خوششون تعریف کردن.
خدارو شکر به خاطر پدر و مادر مهربون همسرم.
شکر به خاطر عموهای مهربونشون.
چقدر حسم خوبه که اصلا تو این دوروز به همسرم زنگ نزدم بپرسم کجاست و چکار میکنه.
اتفاقا خودشون توی مسیر رفت بهم زنگ زدن.
این یعنی شخصیتم در حال تغییره.
هذا من فضل ربی.
خدارو شکر به خاطر هوای عالی،نسیمی که همین الان داره میوزه و هوای خونه رو خنک کرده.
خدا رو شکر به خاطر دیدن پرواز دسته جمعی پرنده ها.
خدا رو شکر امروز عکسهای سمانه جانم رو دیدم و لذت بردم.
الحمدلله رب العالمین.
من با کدوم عقل و منطقی میتونستم برای خودم دوست هم مدار و هم فکر پیدا کنم؟!
خداوندا هرآنچه دارم از تو دارم.
هرچه دارم از تو به من رسیده است.
خدا رو شکر امروز هم وحیدجانم مثل هر روز منو بوسید و درآغوش گرفت و گفت مامان دوستت دارم.
خدایا ازت متشکرم که عشقت رو هر روز نثارم میکنی.
خدایا شکرت.
بی نهایت شکر.
سلام و هزاران سلام بر استادان عزیز ….و تمام دوستان زیبابین دوست داشتنی ….
خدا جون روزیم کرد که بیام و از زیبایی های زندگی ام بنویسم:
»» اینکه الان در نوبت دکتر نشسته ام و هدایت شدم به خواندن کامنت دوستان که کلی لذت بردم و حال دلم عالی شد …
»» اینکه هدایت به نوشتن یه کامنت دیگه از زیبایی های زندگی ام شدم و استارتش رو زدم ..
»» اینکه این دکتری که گهگاهی میام پیشش، همیشه نصیحتم میکنه که شیما بیخیالش … با آدم های علی بی غم بگرد و حال کن ….. خیلی مهربون و دوست داشتنی …
»» اینکه فردا با دو تا همکارهای اهل حالم، به خودمون مرخصی دادیم و قرار بازارگردی تهران رو گذاشتیم …. اول صبح هم قرار قهوه خوری با هم داریم …. خدا جون ما رو به بهترین مکان در بهترین زمان هدایت کنه …..
»» اینکه روزهایی که میبینم ترافیک بیشتره، هدایت میشم به اینکه با مترو برم محل کار … مترو شهران، کوچه پایینی مان هست و خیلی راحت و سریع میرم به سر کار ….مترو سوار شدن هم یه موقع هایی حال میده …..
»» اینکه یه همکار مهربان دارم که وقتی با مترو میام سر کار، برگشتنی تا نزدیک مترو من رو می بره و خیلی کار برگشتم رو راحت میکنه …
»» اینکه جمعه مادرم مهمانی دور همی داد که تو بالکن جوجه درست کنیم و بخوریم و خیلی خوش گذشت …. مخصوصا که یه برادرزاده حدود 3 ساله دارم که خیلی خیلی زیاد باهاش خوش میگذره …. در اصل میریم مانیسا بازی …..خود اصل توجه به نکات مثبت ….
»» اینکه خدا جون روزی ام کرد که همون جمعه دور هم یک کیک تولد برای همسرم تهیه کنم و تولدش رو جشن بگیریم دور هم …..مخصوصا که به بچه عا هم خیلی خیلی خوش گذشت …
»» هفته بعد هم یه مهمانی خانه خواهرم برای جشن خواهرزاده ام، خدا جون داره روزیمان میکند …
»» اینکه خدا جون، روزیم کرده که با سمانه بانو جان ارتباط بیشتر داشته باشم و این یه نعمت عظیم هست برام …
خدا را سپااااااس
در پناه حق تعالی
شیما بانو