عواقب تصمیمات احساسی


تقریبا همه ما این تجربه را داریم که بر اساس احساسات لحظه ای تصمیمات نامناسبی گرفته ایم و به دردسر افتاده ایم. بعنوان مثال:
از روی عصبانیت یا خشم حرف هایی به فرد مقابل در رابطه مان زده ایم که عواقب سنگینی به همراه داشته و تأثیر نامناسبی بر روابط مان گذاشته است
به خاطر یک بحث در روابط، تصمیمات نامناسبی گرفته ایم که بعدا پشیمان شده ایم؛
با بالارفتن دلار یا تغییر اوضاع اقتصادی، ترس بر ما حاکم شده و در حالت ترس، تصمیمات اقتصادی ای گرفته ایم که نتیجه اش چیزی جز ضرر مالی شدید نبوده است.
یا در لحظاتی که دلسوزی و ترحم بر ما غلبه کرده، قول هایی داده ایم که بعدا متوجه شدیم اجرای آنها در حد توان ما نیست یا ما را بسیار به زحمت می اندازد. در نتیجه نه تنها به آن فرد کمک نکرده ایم بلکه رابطه مان را هم خراب کرده ایم
یا به خاطر یک اتفاق، آنقدر هیجان زده شده ایم که کل پس اندازمان را بیهوده خرج کرده ایم؛
خوب سوال اصلی این است که: برای پیشگیری از تکرار این الگوها، چه راهکاری پیدا کنیم؟
جواب این است که: پیام های این فایل را در عمل اجرا کنیم.
پیام اول: آگاهی و رسیدن به خودشناسی:
اول از همه ما باید خودمان را بشناسیم. یعنی  ببینیم در لحظه غلیان احساسات، چقدر بر نفس خود مسلط هستیم؟
چقدر تحت تأثیر احساسات لحظه ای، تصمیم می گیریم؟
برای رسیدن به این هدف، در بخش نظرات جلسه به این 3 مورد جواب دهید:
مورد 1:
درباره تجربیاتی بنویس که در شرایط احساسی شدید مثل خشم، عصبانیت، ترس، ترحم و … تصمیماتی گرفتی که عواقب ناخوشایند و سنگینی برای شما داشت؟
این ماجرا چه درسهایی به شما داد؟
راهکار شما برای پیشگیری از تکرار آن نتیجه ناخوشایند، چه بود؟
مورد 2:
درباره تجربیاتی بنویسید که در چنین شرایطی توانستید ذهن خود را کنترل کنید. یعنی تحت تأثیر آن احساسات لحظه ای، هیچ تصمیمی نگرفتید یا حرفی نزدید و بعدا چقدر شرایط به نفع شما پیش رفت. اما با چشم خود دیدید فرد دیگری در همان شرایط یکسان، نتوانست ذهن خود را کنترل کند و بر اساس آن احساسات تصمیماتی گرفت که بسیار از آنها ضربه خورد.
بنویسید در آن شرایط، چه راهکاری را برای کنترل ذهن در آن لحظه به کار بردید؟

پیام دوم: ” تصمیمات از پیش تعیین شده ” به منظور واکنش مناسب در لحظه غلیان احساسات:

الان که در شرایط آرامش ذهنی هستیم، باید لیستی از راهکارهای خوب را بدانیم تا در چنین شرایطی بتوانیم به آرامش ذهنی برسیم. لیست شما می تواند شامل چنین مواردی باشد:
  • نفس عمیق کشیدن: قبل از اینکه حرفی بزنی یا تصمیمی بگیری، مکث کن و نفس عمیق بکش. سعی کن روی تنفس خود تمرکز کنی. این کار اکسیژن بیشتری را وارد ریه ها می کند و به شما فرصت آرام شدن می دهد.
  • پیاده روی: به جای هر حرف یا واکنشی، از آن مکان بیرون بیا و کمی پیاده روی کن.
  • دوش آب سرد: اگر امکان پیاده روی نداری، سعی کن بلافاصله دوش آب سرد بگیری و به این وسیله از آن فرکانس ناخوشایند بیرون بیایی.
  • وقت گذراندن با حیوانات یا طبیعت
  • بازی با بچه ها
  • استفاده از محتوای سایت abasmanesh.com
  • یک روز بیشتر صبر کردن: قبل از هر تصمیم یا واکنش، یک روز به خودت فرصت بده. سپس دوباره به ماجرا نگاه کن و ببین آیا باز هم می خواهی آن حرف را بزنی یا تصمیم را بگیری؟
همه ی این راهکارها به ما فرصت می دهد تا به آرامش برسیم و بتوانیم اوضاع را از دید وسیع تر ببینیم. در نتیجه تصمیمات عاقلانه تری بگیریم و به قول خداوند، جاهل نباشیم.
مورد 3:
با توجه به راهکارهای فوق، وقتی احساسات بر شما غلبه می کند، چه روشی می تواند ذهن شما را آرام کند؟
قبلا در این وضعیت، چه ایده هایی را اجرای می کردی؟
نکته: ما با پاسخ به این سوال، خود را آماده می کنیم تا اگر در چنین شرایطی قرار گرفتیم، آگاهانه بدانیم چطور باید ذهن خود را آرام کنیم. 
منتظر خواندن پاسخ های شما به این سوالات هستیم.
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1120 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علی ویژه اسدی گفته:
    مدت عضویت: 259 روز

    سلام و درود بر استاد عباسمنش عشق

    بنظر من جنس احساس بد در هر فرد متفاوت است

    و به تبع جنس نجواهای ذهنی هم متفاوت و یکتاست و باید راه رسیدن به احساس خوب خودمونو کشف کنیم و سرمون در احساس خودمون باشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    نعیمه محمدی گفته:
    مدت عضویت: 89 روز

    سلام استاد عزیزم و بچه های درجه یک

    دقیقا من دو روزه ک شرایط احساسی خوبی نداشتم و خداروشکر رفتم دوش گرفتم ولی باز کارای اشتباه خوردن هله و هوله سعی میکردم خودمو اروم کنم و هی بزور میخواستم کارامو انجام بدم بدنم داد میزد ک برو پیاده روی ولی حس پیاده روی هم نداشتم اماخب زیاد باخودم صحبت کردم

    ب خدا گفتم راهنماییم کن تا اینکه زدم نشانم رو بهم بگو این فایل رو اورد قریونت برم خدا ک انقد از حال رو روزم خبر داری

    چیزی متوجه شدم اینه استراحت بدم ب خودم و حالادوش یا پیاده روی برم و هیچ کاری نکنم تا کم کم احساسم خوب بشه و ب اجبار تنم رو درگیر کارم نکنم

    چقد بدن با آدم حرف میزنه

    سپاس از شما استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    ابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1642 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    درست تصمیم گرفتن حاصل ایمان و عزت نفس است.

    زمانی که تحت سلطه ترس،شک ،نگرانی،خشم ،نا امیدی و…تصمیم میگیریم لاجرم نتیجه تصمیم همان همین جنس است.

    حالا شخصیتی که میتونه تصمیم احساسی نگیره شخصیتیه که مستحکم باشه و این استحکام از باورهای درست که نتیجه اون ایمان است می آد.

    من تو مالی یادم میاد که تو وضعیت نگرانی و حتی وضعیت ناتوانی تصمیماتی گرفتم.یعنی در موقع ناتوانی در صورتی که توانایی مالی داشتم تصمیم به شراکت گرفتم و نتیجه ضرر شد و هم در حالت نگرانی و وضعیت مالی ضعیف تصمیم به شراکت گرفتم و نتیجه ضرر شد.

    یادمه یه موقعی یه دستگاهی رو به سرعت خریدم و باز هم پشت سرش متوجه شدم میتونستم بهتر و با کیفیت تر و با قیمت پایین تر بخرم.

    اینا رو که مینویسم متوجه میشم چقدر باورهای شرک آلود داشتم که باعث تصمیمات احساسی و نادرست شده.

    باور به کمبود،باور به ناتوانی،باور به ضعف،کمبود عزت نفس و ….

    اگر دیده باشید تمام کسانی که معامله خوبی انجام میدن آدمهای احساسی نیستند.

    باز یادم میاد تو جلسه ای مورد تهمت واقع شدم و صحه صدر بخرج دادم و چیزی نگفتم و بعد از اون طرف مقابل خجل شد و کلی عذر خواهی کرد.

    بطور کلی صبرم زیاده و من توانایی کنترل در موقعیت های خاص رو دارم

    اما خیلی احساسم بد بشه پیاده روی ،قرآن،فایلهای استاد مخصوصا جلسه9 و 10 دوره دستیابی ،فایلهای توحیدی،تکرار باورهای توحیدی و باورهای درست به من کمک میکنه.

    هر چی آدم توحیدی تر بشه انگار پشتش به به جای سفت محکمه و میدونه هر اتفاقی خیر است.

    هر چی آدم توحیدی تر بشه توانایی های انسان برای کنترل ذهن بیشتر میشه.

    شکرگزاری،توجه به زیباییها،توجه به خواسته ها هم کمک هستند برای خروج از احساس بد

    دانستن قانون و چگونگی عملکرد اون مهمترین نکته میباشد.

    امیدوارم همه ما در راه درک قانون پیروز و موفق باشیم.

    سپاسگزارم استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    عارف ابوذری گفته:
    مدت عضویت: 1052 روز

    سلام و درود بر استاد عزیزم خوشحالم که اینجا هستم بسیار فایل تاثیر گذار خوبی بود منو برد تو گذشته چند سال پیش با یه شخصی تلگرام آشنا شدم و ایشون گفتن تو کار مهاجرت هستند و میتونن از طریق تحصیل منو ببرن کانادا و من با اون شرایط بدی که داشتم البته تنها نبودم چند تا از دوستان هم بردم با خودم ما حضوری هم دیدیم دو سه جلسه این آقا چنان خوب دروغ می‌گفت که ما پنج نفر خام شدیم حالا دوستام به کنار منی که توشرایط مالی بدی بودم و پام عمل کرده بودم و تنها دارایی من یه ماشین بود همون فروختم و با تصمیم احساسی توری شده بود که کلا سرم کرده بودم توبرف و این پول مادادیم و اون شخص هم دیگ پیداش نشد و من هنوز هم بعد این چند سال نتونستم ماشین بخرم چقدر ضربه روحی خوردم پس خیلی مهمه آدم زود تاثیر نگیره از هر شخصی و احساسی عمل نکنه عارف هستم دوست شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    فریبا حبیبی گفته:
    مدت عضویت: 904 روز

    بنام خدای بخشنده و مهربانم

    خدایا سپاس گذارم که راه درست را نشانم دادی که منو هدایت کردی به مسیر سعادت و خوشبختی و سربلندی در دنیا و آخرت.

    بی نهایت آگاهی های ارزشمندی داشت این فایل

    استاد عزیزم بی نهایت سپاسگزارم از شما

    این فقط یک فایل نیست که گوش دادنش بما حس خوب بده عمل به آگاهی این فایل مارو از نابودی از جهل و بدبختی که ممکنه خودمون برای خودمون بوحود بیاریم نجات میده

    من چندین و چندبار به این فایل گوش دادم و فکر کردم به این نتیجه رسیدم که من در روابطم خیلی احساساتی میشم و احساساتم غلیان میکنه یعنی بیشتر درین جنبه خودشو نشون میده

    من قبلا بشدت آدم واکنش گرا، خشمگین، عصبی، ناصبور و ناراحت بودم همیشه توی روابطم حالت دفاعی داشتم

    با کمک آموزه های استاد خیلی بهتر شدم یعنی میتونم بگم هفتاد درصد خوب شدم

    اما چند روز پیش یه بحثی با مادرم داشتم که بشدت حال منم بد شد و حال مادرمم و همون لحظه احساساتی تصمیم گرفتم و به خواهرام پیام دادم و این موضوع را گفتم و باعث شد حال اونا هم گرفته بشه و جو خونه سرد و منفی شد

    اما به چند ساعت نکشید که از اون فرکانس خیلی بد به حال و احساس یکم خوب رسیدم و خودم را درگیر آموزشات سایت کردم و جلسه دوم شیوه حل مسائل را کار کردم و فهمیدم من یه سری ایراد های شخصیتی دارم که بااید حل شون کنم و گرنه مشکلات تکراری را باید تجربه کنم و در عین حال شروع کردم به نوشتن نکات مثبت مادرم و خیلی شرمنده شدم که من با مادری که اینقدر خوبی داره بحث کردم ولی اجازه ندادم درگیر احساس گناه بشم

    و خیلی زود خودم را بخشیدم، رابطه ام با مادرم دوباره زیبا شد الهی صدهزار مرتبه شکرت

    و از اون روز به بعد بخودم قول دادم که هرگز با مادرم بحث نکنم، و اگر بمن گیر میده درکش کنم و از نقطه نظر اون به موضوع نگاه کنم همون چیزی که استاد توی روابط گفتن

    ازین فایل یادگرفتم که وقتی ما در شرایط احساسی شدید هستیم تقریبا صدرصد تصمیماتی که میگیریم اشتباه است

    اما بخودم قول میدم که اگر دفعه بعد عصبانی شدم

    سکوت کنم، حرف نزنم، بخودم یادآوری کنم حرف زده شده را نمیشه پس گرفت اما حرف نگفته را بعدا که آرام شدم میشه گفت

    دوم: با بحث کردن و جنجال کردن هرگز حق بجانب و برنده شناخته نمیشم صدرصد اوضاع را برای خودم سخت میکنم

    بهترین راه دور شدن از اون محیط است و گوش دادن به فایل های استاد و نوشتن است.

    یادم باشد مهمترین موضوع زندگیم داشتن احساس خوب است، اگر احساسم خوب باشد همه چی به نفع من تموم میشه و بحث و جدل کردن و تلاش برای ثابت کردن اینکه من حق بجانبم اولین ضربه ای که بمن میزنه احساس منو بد میکنه و احساس بد اتفاقات بد را برام رقم میزنه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 870 روز

    به نام خداوند زیبایی‌ها

    .

    سلام استاد عزیز،

    خانم شایسته گرامی،

    و همه دوستان خوبم

    .

    خدایا شکرت

    واقعا خداوند فوق العادس

    که منو به این فایل رسوند؛

    دقیقاً همون چیزی که الان بهش نیاز داشتم.

    .

    به ذهنم رسید:

    چرا من هیچ‌وقت از نظر مالی رشد نمی‌کنم؟

    انگار یه الگوی تکراری دارم.

    .

    نشستم حساب کردم،

    دیدم تو این دو سال

    کلی پول خرج چیزهایی کردم که واقعاً لازمشون نداشتم.

    .

    بعد که دقیق‌تر نگاه کردم،

    فهمیدم این فقط مربوط به این دو سال نیست؛

    کل زندگی‌ام همین‌طور بوده:

    کلی هزینه‌های بی‌فایده

    و خریدهایی که آخرش استفاده‌ای ازشون نکردم.

    .

    حالا می‌خوام دقیق‌تر بگم

    کجاها احساسی می‌شم و چرا این اتفاق می‌افته:

    .

    – آخرین بار یه فرد معروف

    لایو گذاشته بود

    و گفته بود دوره‌اش تو بلک‌فرایدی با تخفیف ویژه است

    و فقط برای 100 نفر.

    دیدم همه دارن تندتند می‌خرن،

    احساساتم گل کرد

    و منم خریدم.

    .

    – یا وقتی می‌بینم کسی حراج گذاشته

    (چه حضوری چه آنلاین)،

    احساساتم جریحه‌دار می‌شه

    و سریع می‌رم می‌خرم،

    و بعدش استفاده نمی‌کنم.

    .

    – یا توی کامنت‌ها از یه دوره تعریف می‌کنن،

    احساس کمبود و هیجانم بالا می‌زنه

    و فکر می‌کنم با خرید اون دوره،

    اون مهارت رو یاد می‌گیرم.

    .

    بی‌نهایت مثال دارم

    و واقعاً ضربه‌های مالی سنگینی خوردم.

    .

    حتی وقتی یه پول به دستم می‌رسید،

    تندتند می‌رفتم دوره‌های مختلف می‌خریدم.

    .

    یا توی جمع‌ گروهی، در مورد کاری

    وقتی چند نفر دورم جمع شدن

    و از خوبی‌ها و مزیت‌هاش گفتن،

    تحریک شدم و رفتم داخلش.

    وکلی پول از دست دادم

    .

    در واقع تو این سالها

    خُرد خُرد

    چند صد میلیون تومان

    این‌ شکلی از دست دادم

    و همین باعث شده

    الان وضعیت مالیم این‌قدر سخت باشه.

    .

    نشستم فکر کردم

    ببینم مشکل کجای منه؟

    دقیقا به حرف استاد رسیدم

    فهمیدم چند تا برنامه مخرب

    توی ذهنم نصب شده که منو

    عقب نگه داشته:

    .

    1. یه جور کمال‌گرایی دارم

    که می‌گه باید از همون اول بهترین‌ها رو بگیرم؛

    یعنی یه دوره خیلی گرون

    یا چندتا دوره با هم بخرم،

    ولی در نهایت هیچ‌کدوم رو استفاده نمی‌کنم.

    و میگم وقتی همه چی حاظر باشه من شروع میکنم

    .

    2. باور کمبود خیلی قوی دارم:

    «اگه الان نخری، تموم می‌شه»،

    «بهتر از این دیگه گیرت نمیاد»،

    «این تخفیف دیگه تکرار نمی‌شه»،

    «قیمت‌ها داره می‌ره بالا»

    «الان نخرم دیگه ندارم» و …

    و همین باعث می‌شه سریع چندتا بخرم.

    انگار یه حس لذت آنی میبرم و بعدش تموم میشه

    و پولم رو برای فرار از اضطراب دادم

    .

    3. تازه متوجه شدم

    که خیلی زود به حرف آدم‌ها اعتماد می‌کنم.

    وقتی کسی حرفی میزنه ،

    من سریع باورم می‌شه

    و همین اعتماد کورکورانه،

    یکی از بزرگ‌ترین ضربه‌ها رو بهم زده.

    .

    4. مهم‌تر از همه،

    به توانایی‌های خودم اعتماد ندارم.

    فکر می‌کنم کلید رسیدن به خواسته‌هام،

    خرید فلان دوره،

    فلان دستگاه،

    یا دنبال کردن فلان استاد

    و کلی عامل بیرونی دیگه است.

    .

    این‌ها رو نوشتم که

    باید این ایرادها رو درست کنم،

    .

    مهم ترین اصل اینه که حالم خوب باشه

    یعنی در احساسات زیاد چه مثبت و منفی نباشم

    که تراوش احساس مثبت زیاد هم خطرناکه

    .

    ذهنم من فقط با منطق درست

    اونم در زمان پیاده روی کار میکنه

    .

    یعنی وقتی با خودم حرف میزنم

    و بیادم میاد که چه عواقبی دادم

    سریع سرد و متوقف میشم

    .

    اما این اگاهی ها نیاز داره اینقدر

    تکرار بشه که به یه چیز درونی تبدیل بشه

    که اگر احساسات غلبه کرد سریع منطق ها بیان بالا

    و دما رو بیارن پایین

    .

    من میپذیرم که من مسئولشم

    و باید درس هاشو بگیرم و تعهد بدم

    که عمل کنم نه فقط حرف زدن

    .

    خداروشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    مهدی حوازاده گفته:
    مدت عضویت: 1557 روز

    سلام به استاد عزیزم و‌ دوستان عزیز

    موقعی که کارمو شروع کردم اولش خیلی داشت سخت پیش میرفت چون باید یه سری چیزا یاد میگرفتم و خلاصه یه جاهایی که سخت میشد و احساساتی میشدم میگفتم اقا اصن ولش کن دیگه نمیرم سر کار ولی خودمو آروم میکردم و میگفتم من قول دادم حداقل 3 ماه بمونم توی این کار

    و اتفاقی که افتاد و تصمیم احساسی نگرفتم و موندم و چقدرررر بهم کمک کرد برای رشد

    اما یکی از همکارام بود که چند روز اومد و نتونست ذهنشو کنترل کنه اول کار و بعد ول کرد رفت چند جای دیگه سر کار و اخر کارم رفته بود توی یه کار خیلی سخت از لحظا فیزیکی و زده بود انگشتش رو قطع کرده بود حین کار و خیلی بلا سر خودش اورده بود

    یا خودم خیلی پیش میاد که خرید های احساسی میکنم و بعد به مشکل مالی شدید میخورم و این الگو خیلی تکرار میشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    حاتم خُرم گفته:
    مدت عضویت: 891 روز

    بنام خدای رزاق و وهاب و بخشنده

    خدایاشکرت برای این همه فایل هدیه عالی که بدون هزینه روی سایت قرار گرفتن که خودشون هم واقعا دوره حساب میشن و لطف استادو ب ما نشون میده خداروشکر

    چه تصمیماتی گرفتم وقتی عصبی بودم؟ وقتی که من چیت دیی میکردم در قانون سلامتی میومد ذهنم میگفت خالا که قند خپردی دیگه همین یباره برو‌همه چیز بخور منم عصبی میشدم که چرا متعد نموندم میرفتم کلی چیز شیرین میخوردم که باعث میشه همون لحظه بیحال بیفتم یا باعث میشد بیشتر بیمار بشم و یا دوباره زحمت و اذیت بیشتر بشم بخاطر اینکه بدنم و پاکسازی کنم

    که الان به لطف خدا مدت هاست متعهد هستم و از خدا میخوام هر روز در این زمینه قویی تر بشم

    و یک حرکت دیگه که باور کمبود و ترس هستش این بود که توی ی سری خریدام فروشنده میگفت نیست دیگه اخریشه یا اگر من نذاشتم دیگه گیرت نمیاد پیدا نمیکنی من گشتم تو‌نگردنیست و از این مثال ها وبیشتر مواقع به این موضوعات فکر کردم که این براساس باور هاش داره صحبت میکنه ن این باور کمبوده و همون لحظه خریدو کنسل کردم وبعدش بهترینش گیرم تومد دقیقا بهتر از اون محصولی که خواستم بخرم

    یا توی شرایط احساسی خوشحال کننده من به یک دوستی گفتم دربس میبرکت تا تهران 3میلیون اونم‌دو روز بعد زنگ زد و‌بردمش ذرصورنی که دربس تهران 6میلیون‌تومن بود

    خداروشکر که این صحبت استاد دوبار تکرار شد برارم که هر وقت توی خالت عصبانیت بودم تصمیم نگیرم الهی یا رب دمتگرم انقد هوامو داری دوست دارم خدا دوستت دارم استاد و مریم خانم که این فایل های عالی و‌برای ما تدوین میکنین و روی سایت میزارن دمتون گرم‌هم بابت متعهد بودنتون به قانون سلامت واندام زیباتون عاشاقانه دوستون داره حاتم موفق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    حاتم خُرم گفته:
    مدت عضویت: 891 روز

    بنام خدای رزاق و وهاب و بخشنده

    خدایاشکرت برای این همه فایل هدیه عالی که بدون هزینه روی سایت قرار گرفتن که خودشون هم واقعا دوره حساب میشن و لطف استادو ب ما نشون میده خداروشکر

    چه تصمیماتی گرفتم وقتی عصبی بودم؟ وقتی که من چیت دیی میکردم در قانون سلامتی میومد ذهنم میگفت خالا که قند خپردی دیگه همین یباره برو‌همه چیز بخور منم عصبی میشدم که چرا متعد نموندم میرفتم کلی چیز شیرین میخوردم که باعث میشه همون لحظه بیحال بیفتم یا باعث میشد بیشتر بیمار بشم و یا دوباره زحمت و اذیت بیشتر بشم بخاطر اینکه بدنم و پاکسازی کنم

    که الان به لطف خدا مدت هاست متعهد هستم و از خدا میخوام هر روز در این زمینه قویی تر بشم

    و یک حرکت دیگه که باور کمبود و ترس هستش این بود که توی ی سری خریدام فروشنده میگفت نیست دیگه اخریشه یا اگر من نذاشتم دیگه گیرت نمیاد پیدا نمیکنی من گشتم تو‌نگردنیست و از این مثال ها وبیشتر مواقع به این موضوعات فکر کردم که این براساس باور هاش داره صحبت میکنه ن این باور کمبوده و همون لحظه خریدو کنسل کردم وبعدش بهترینش گیرم تومد دقیقا بهتر از اون محصولی که خواستم بخرم

    یا توی شرایط احساسی خوشحال کننده من به یک دوستی گفتم دربس میبرکت تا تهران 3میلیون اونم‌دو روز بعد زنگ زد و‌بردمش ذرصورنی که دربس تهران 6میلیون‌تومن بود

    خداروشکر که این صحبت استاد دوبار تکرار شد برارم که هر وقت توی خالت عصبانیت بودم تصمیم نگیرم الهی یا رب دمتگرم انقد هوامو داری دوست دارم خدا دوستت دارم استاد و مریم خانم که این فایل های عالی و‌برای ما تدوین میکنین و روی سایت میزارن دمتون گرم‌هم بابت متعهد بودنتون به قانون سلامت واندام زیباتون عاشاقانه دوستون داره خاتم موفق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    محمد محمدی گفته:
    مدت عضویت: 497 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامی

    فایل بی نظیری بود سپاس از استاد عباسمنش

    چه تصمیمات احساسی گرفتید که عواقب سنگینی برای شما داشته است ؟من همین 2 هفته پیش یک تصمیم مالی گرفتم و یه کالایی از اقوام نزدیک مون خریدم که اون کالا اون ارزشی که من پرداخت کردم را نداشت و یه جورایی خراب بود ومن زیاد دقت نکردم و بیشتر روی احساس ترحم ازش خریدم چون این بنده خدا به یه مشکلی خورده بود و وضعیت بدی داشت بعد توی فروشش تقریباً یک چهارم خرید هم نتونستم بفروشم و کاملا ضرر کردم و توی این مدتی که داشتم اون محصول می فروختم بارها به خودم گفتم که نباید هیجانی تصمیم بگیرم و اینکه این مسئله احساس ترحم بارها به من ضربه های سنگین زده و امیدوارم همیشه یادم بمونه و این کارو دیگه انجام ندهم .

    ازچه روش هایی استفاده میکنیدبرای آروم شدن در زمان هایی که احساسی میشود ؟من معمولا سعی میکنم سکوت کنم و پیاده روی و صبر و گوش کردن به فایل های شما برام بهترین اثر داره

    سپاسگزارم از شما استاد بزرگوار و دوستان عزیزم

    خدارو شکر بابت این مسیر الهی و زیبا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: