اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام ووقت بخیر به همه ی دوستان و استاد گرامی امیدوارم حال دلتون عالی عالی باشه
من ی شخص بسیار بسیار زود جوش بودم وپاشنه آشیل منه البته از وقتی که با قانون جذب آشناشدم و بعد باشما استادعزیز و دوره دوازده قدم خیلی خیلی پیشرفت کردم خیلی زیاد اخرین باری که تصمیم احساسی بد گرفتم توی سفر بودیم و سر جای پارک دعوام شد و خیلی بد عصبانی شدم و صبحش خیلی پشیمون بودم خیلی زیاد و الیته که یادمم نمیومد اصلا اخر فایل گفتم من ک تصمیم احساسی نگرفتم ولی همسرم بهم یاداوری کرد بعد از دیدن فایل و بعد تقریبا اخرسفر خراب شد و اگر من عصبانی نمیشدم خیلی بهتر میگذشت البته ک خیلی خیلی باچندین سال قبلم فرق کردم ولی اخرین باری هم که کنترل کردم من ی طلبی دارم از یک بنده خدایی که خب اونو نمیده و با پیام داشت منو اذیت میکرد و من خیلی حالم بد شده بود اینجا بود ک میخاستم باهاش بد حرف بزنم ولی بعد بای استیکر به اون چت خاتمه دادم ولی بعدش حالم بد بود اضطراب داشتم ولی همون لحظه سعی کردم اروم بشم و گفتم تهش چی میشه نمیده دیگه و بعدم خوابیدم و کلا سعی کردم فراموشش کنم و اروم شدم پیشنهاد هایی که استاد دادید عالی بود مثل نفس کشیدن ولی من همیشه خوابیدن رو انتخاب میکنم من چون به خواب خیلی علاقه دارم سعی میکنم اینجور مواقع بخوابم تا آروم بشم ولی من شخصیتی دارم که سریع تصمیم میگیرم ولی بازم میگم نسبت به قبل خیلی بهتر شدم توی همه مسائل خودمو دخالت نمیدم میگم بمن ربطی نداره درصورتی ک قبلا میخاستم همه چی رو من درست کنم ولی الان خیلی اروم ترشدم و ارامشم بیشتر مخصوصا از وقتی رو زیبایی ها تمرکز میکنم همیشه شمارو تحسین میکنم استاد ک نمیتونید بیشتر از چند ساعت ی موضوع رو تو ذهنتون نگه دارید و معنی سردرد رو نمیفهمید امیدوارم به اون مرحله برسم ولی واقعا هفته پیش همینکارو کردم گفتم تهش نمیده دیگ ولشکن بخابم و اروم شدم
امیدوارم ثروتمند و سعادتمند باشید دوستان عزیز و استاد و خانوم شایسته گل
بعد از مدتها یکی از خواننده های محبوب ایران اومده بود شهرمون کنسرت برگزار کنه منم خواستم برم بلیط بخرمو با دوچرخه هم بودم بلیط که خریدم میخواستم از همون راه برگردم مغازه رسیدم مغازه یهو دیدم بلیطم نیست گم شده…
یهو دوییدم سوار دوچرخم شدم رکاب زنان رفتم سمت سینما که بلکه بتونم پیداش کنم تو راه هی غر میزدم هی گله و شکایت میکردم از دست زمونه آخرم بلیطمو پیدا نکردمو برگشتم مغازه
دو سه روز تا اجرا باقی مونده بود کلی نگران بودم و استرس داشتم حالا چی کار کنم ؟ گذشت تا شب اجرا شد رفتم رو یکی از صندلی های ردیف خودم نشستم ولی دیدم اونجا جای من نیست ماموره منو بلند کرده بود خواست منو ببره بیرون ولی تو راه مسئول سالن وایساده بود گفت بفرستش ردیف جلو بره ردیف 5 بشینه اونجا خلاصه رفتم جلو و دیدم یه اتفاقی که حال منو خراب کرده بود از شدت عصبانیت نمیدونستم چی کار بکنم تهش منجر به این شد که 10 12 ردیف رفتم جلوتر نشستم و یه اتفاق خوبی برای من افتاد. و فهمیدم خدا اگه یه دریو میبنده درای دیگه ای رو هم باز میکنه و ای کاش همون موقع میدونستم این مورد رو و این همه شکایت و غرولند نمیکردم
این فایل رو من با زدن رو گزینه بایک نشونه هدایتم کن دیدم.
شاید اگه قبلا میدیم خیلی روم تاثیر نمیذاشت.ولی انگار هرچی بیشتر به اینمسائل فک میکنی و جلو میری درکت بیشتر میشه.
من دوره 12قدم رو شروع کردم و الان قدم 5هستم.
ولی از اینکه خودمو مدام گول زدم خسته شدم
و میخوام اعتراف کنم گفتم حداقل بنویسم اینجا ک خیلی های دیگ شاید مث من باشن و بدونن تنها نیستن و باید روششون رو عوض کنن.
خب از فایل های دانلودی خیلی نتیجه گرفتم واسه همین سراغ محصولات رفتم.
اما ناگفته نماند که هزاربار زدم تو جاده خاکی و از راه اصلی منحرف شدم
و ازاین بدتر هیچی نیس درسته از صفر هیچ وقت شروع نمیکنی چون تجربه بدست اوردی ولی واقعا از اول باید شروع کنی.
انگار وسطای کار یادم میرفت قانون.دیگ شکرگذاری نوشتاریممیشد لفظی.حس خوبم باز گره میخورد به اتفاق های بیرونی.میدیممشتری خیلی دارم باز میگف ای بابا یه وقت استراحت ندارم خسته شدم دیگ.
چون از 7صبح تا 9شب من تو کارگاه کار میکردم طبیعی بود بدنم خسته بشه و بعد من غر بزنم.
باز اگ 2روز مشتری نبود استرسی میشدم.
ینی دقیقا زندگی من شده یو یو هی بالا هی با مخ بخور تو زمین.
بعله و الان درست دوباره با مخ تو زمینم و ازهمینجا دارم کامنت مینویسم.🫡
اومدم به خودم بگم بابا دختر یا ادم شو یا کلا بمون رو زمین و دیگ پانشو.
تاکی میخوای خودتو اذیت کنی.چرا درباره مشکل دیگران حرف میزنی؟چرا راجب فلان ویروس تحقیق میکنی؟چرا تو ک تک تک کلمه های استاد رو حفظی خوب عمل نمیکنی؟چرا یکم عمل میکنی نتیجه میبینی باز ول میکنی؟چرا وقتی یه اتفاق کوچیک خوب میفته ب جایی ک خوشحال باشی میگی خب چی فاییده ماشین ک نخریدم هنوز؟چرا تصورنمیکنی؟چرا خواسته هاتو تجسم نمیکنی؟چرا همش نگرانی؟
و هزاران حرف دیگ.
بله استاد من اون شاگرد خنگه کلاسمک فک میکنه زرنگه.که همش میخواد به بقیه راهو نشون بده ولی مقصد خودش خوردن تو زمینه.
اومدم بپذیرم اشتباهاتمو و خودمو گول نزنم.
نگم ای بابا من ک همه کار کردم پس چرا نشد.
اگ همه کارارو کردم پس باید بشه اصلادنشدن نیس توی کار.
ولی من الانم بلند میشم لباسمو تکون میدم و دوباره توجاده اصلی قدم میذارم چون من قوی هستم چون من یاد گرفتم سریع نزنم زیر گریه.
من یادگرفتم وقتی مشتری های زیادشدن و دوباره بکوب کار کنم به خودم نیم ساعت وقت استراحت بدون عذاب وجدان بدم.
من یاد گرفتم منم انسانم و اگه به موقع به نیازهام توجه کنم و اینقدر همه رو از خودم بهتر ندونم میتونم شادتر زندگی کنم.
من فهمیدم من فقققققط مسئول زندگیه خودمم ن هیچکس و هیچ چیز دیگ.
ممنونم ک هستین استاد🫶
دوستان عزیز نذارین ناامیدی گوشه قلبتون خونه کنه.بله کاهی اوقات شرایط اصلا اصلا خوب ک نیس بماند خیلی هم به ظاهر افتضاحه ولی شما از پسش برمیاین.
سلام..اقای عباس منش ..فقط اینو بگم که شما خیلی عالی هستین من به حرف های شما گوش کردم دارم تمرینات دوره افرینش انجام میدم الان که 23 سالمه دارم کارخانه لوازم ساختمان تو شهرمون راه اندازی میکنم …با سپاس
استاد من2سالیه کلا به غیر از محصولات آموزشی مثبت و باور مثبت ساز چیز دیگه ایی نه گوش میدم نه نگاه میکنم واین باعث شده ورودی های ناخودآگاهم مثبت باشه و هر روزم عالیتر بشه ممنون از زحماتتون
و ممنون از پشت صحنه های زیباتون که همه شون یه پیام مثبت دارن
سلاااااام به استاد عزیز و دوستان گرامی
عاااالی بود
سلام ووقت بخیر به همه ی دوستان و استاد گرامی امیدوارم حال دلتون عالی عالی باشه
من ی شخص بسیار بسیار زود جوش بودم وپاشنه آشیل منه البته از وقتی که با قانون جذب آشناشدم و بعد باشما استادعزیز و دوره دوازده قدم خیلی خیلی پیشرفت کردم خیلی زیاد اخرین باری که تصمیم احساسی بد گرفتم توی سفر بودیم و سر جای پارک دعوام شد و خیلی بد عصبانی شدم و صبحش خیلی پشیمون بودم خیلی زیاد و الیته که یادمم نمیومد اصلا اخر فایل گفتم من ک تصمیم احساسی نگرفتم ولی همسرم بهم یاداوری کرد بعد از دیدن فایل و بعد تقریبا اخرسفر خراب شد و اگر من عصبانی نمیشدم خیلی بهتر میگذشت البته ک خیلی خیلی باچندین سال قبلم فرق کردم ولی اخرین باری هم که کنترل کردم من ی طلبی دارم از یک بنده خدایی که خب اونو نمیده و با پیام داشت منو اذیت میکرد و من خیلی حالم بد شده بود اینجا بود ک میخاستم باهاش بد حرف بزنم ولی بعد بای استیکر به اون چت خاتمه دادم ولی بعدش حالم بد بود اضطراب داشتم ولی همون لحظه سعی کردم اروم بشم و گفتم تهش چی میشه نمیده دیگه و بعدم خوابیدم و کلا سعی کردم فراموشش کنم و اروم شدم پیشنهاد هایی که استاد دادید عالی بود مثل نفس کشیدن ولی من همیشه خوابیدن رو انتخاب میکنم من چون به خواب خیلی علاقه دارم سعی میکنم اینجور مواقع بخوابم تا آروم بشم ولی من شخصیتی دارم که سریع تصمیم میگیرم ولی بازم میگم نسبت به قبل خیلی بهتر شدم توی همه مسائل خودمو دخالت نمیدم میگم بمن ربطی نداره درصورتی ک قبلا میخاستم همه چی رو من درست کنم ولی الان خیلی اروم ترشدم و ارامشم بیشتر مخصوصا از وقتی رو زیبایی ها تمرکز میکنم همیشه شمارو تحسین میکنم استاد ک نمیتونید بیشتر از چند ساعت ی موضوع رو تو ذهنتون نگه دارید و معنی سردرد رو نمیفهمید امیدوارم به اون مرحله برسم ولی واقعا هفته پیش همینکارو کردم گفتم تهش نمیده دیگ ولشکن بخابم و اروم شدم
امیدوارم ثروتمند و سعادتمند باشید دوستان عزیز و استاد و خانوم شایسته گل
بعد از مدتها یکی از خواننده های محبوب ایران اومده بود شهرمون کنسرت برگزار کنه منم خواستم برم بلیط بخرمو با دوچرخه هم بودم بلیط که خریدم میخواستم از همون راه برگردم مغازه رسیدم مغازه یهو دیدم بلیطم نیست گم شده…
یهو دوییدم سوار دوچرخم شدم رکاب زنان رفتم سمت سینما که بلکه بتونم پیداش کنم تو راه هی غر میزدم هی گله و شکایت میکردم از دست زمونه آخرم بلیطمو پیدا نکردمو برگشتم مغازه
دو سه روز تا اجرا باقی مونده بود کلی نگران بودم و استرس داشتم حالا چی کار کنم ؟ گذشت تا شب اجرا شد رفتم رو یکی از صندلی های ردیف خودم نشستم ولی دیدم اونجا جای من نیست ماموره منو بلند کرده بود خواست منو ببره بیرون ولی تو راه مسئول سالن وایساده بود گفت بفرستش ردیف جلو بره ردیف 5 بشینه اونجا خلاصه رفتم جلو و دیدم یه اتفاقی که حال منو خراب کرده بود از شدت عصبانیت نمیدونستم چی کار بکنم تهش منجر به این شد که 10 12 ردیف رفتم جلوتر نشستم و یه اتفاق خوبی برای من افتاد. و فهمیدم خدا اگه یه دریو میبنده درای دیگه ای رو هم باز میکنه و ای کاش همون موقع میدونستم این مورد رو و این همه شکایت و غرولند نمیکردم
به نام خالقی ک بی انتهاست
استاد عزیزم سلام.
این فایل رو من با زدن رو گزینه بایک نشونه هدایتم کن دیدم.
شاید اگه قبلا میدیم خیلی روم تاثیر نمیذاشت.ولی انگار هرچی بیشتر به اینمسائل فک میکنی و جلو میری درکت بیشتر میشه.
من دوره 12قدم رو شروع کردم و الان قدم 5هستم.
ولی از اینکه خودمو مدام گول زدم خسته شدم
و میخوام اعتراف کنم گفتم حداقل بنویسم اینجا ک خیلی های دیگ شاید مث من باشن و بدونن تنها نیستن و باید روششون رو عوض کنن.
خب از فایل های دانلودی خیلی نتیجه گرفتم واسه همین سراغ محصولات رفتم.
اما ناگفته نماند که هزاربار زدم تو جاده خاکی و از راه اصلی منحرف شدم
و ازاین بدتر هیچی نیس درسته از صفر هیچ وقت شروع نمیکنی چون تجربه بدست اوردی ولی واقعا از اول باید شروع کنی.
انگار وسطای کار یادم میرفت قانون.دیگ شکرگذاری نوشتاریممیشد لفظی.حس خوبم باز گره میخورد به اتفاق های بیرونی.میدیممشتری خیلی دارم باز میگف ای بابا یه وقت استراحت ندارم خسته شدم دیگ.
چون از 7صبح تا 9شب من تو کارگاه کار میکردم طبیعی بود بدنم خسته بشه و بعد من غر بزنم.
باز اگ 2روز مشتری نبود استرسی میشدم.
ینی دقیقا زندگی من شده یو یو هی بالا هی با مخ بخور تو زمین.
بعله و الان درست دوباره با مخ تو زمینم و ازهمینجا دارم کامنت مینویسم.🫡
اومدم به خودم بگم بابا دختر یا ادم شو یا کلا بمون رو زمین و دیگ پانشو.
تاکی میخوای خودتو اذیت کنی.چرا درباره مشکل دیگران حرف میزنی؟چرا راجب فلان ویروس تحقیق میکنی؟چرا تو ک تک تک کلمه های استاد رو حفظی خوب عمل نمیکنی؟چرا یکم عمل میکنی نتیجه میبینی باز ول میکنی؟چرا وقتی یه اتفاق کوچیک خوب میفته ب جایی ک خوشحال باشی میگی خب چی فاییده ماشین ک نخریدم هنوز؟چرا تصورنمیکنی؟چرا خواسته هاتو تجسم نمیکنی؟چرا همش نگرانی؟
و هزاران حرف دیگ.
بله استاد من اون شاگرد خنگه کلاسمک فک میکنه زرنگه.که همش میخواد به بقیه راهو نشون بده ولی مقصد خودش خوردن تو زمینه.
اومدم بپذیرم اشتباهاتمو و خودمو گول نزنم.
نگم ای بابا من ک همه کار کردم پس چرا نشد.
اگ همه کارارو کردم پس باید بشه اصلادنشدن نیس توی کار.
ولی من الانم بلند میشم لباسمو تکون میدم و دوباره توجاده اصلی قدم میذارم چون من قوی هستم چون من یاد گرفتم سریع نزنم زیر گریه.
من یادگرفتم وقتی مشتری های زیادشدن و دوباره بکوب کار کنم به خودم نیم ساعت وقت استراحت بدون عذاب وجدان بدم.
من یاد گرفتم منم انسانم و اگه به موقع به نیازهام توجه کنم و اینقدر همه رو از خودم بهتر ندونم میتونم شادتر زندگی کنم.
من فهمیدم من فقققققط مسئول زندگیه خودمم ن هیچکس و هیچ چیز دیگ.
ممنونم ک هستین استاد🫶
دوستان عزیز نذارین ناامیدی گوشه قلبتون خونه کنه.بله کاهی اوقات شرایط اصلا اصلا خوب ک نیس بماند خیلی هم به ظاهر افتضاحه ولی شما از پسش برمیاین.
بنام خدای فراوانی ها
سلام به همه دوستان
بازم این فایل برمیکرده به کنترل ذهن کنترل ذهن همون کنترل احساس هست
من اگه بتونم ذهنم رو کنترل کنم می تونم احساسم رو کنترل کنم می تونم زندگیمو کنترل کنم و در نتیجه می تونم خلق کنم
می تونم زندگیمو اون سمتی که می خوام ببرم
من وقتی حسم بده یا حسم خیلی خوبه افکارم از کنترل خارج شده عملا منفعل میشم
پس برای انجام دادن برنامه ها و اهدافم مهارتی که باید همیشه روش کار کنم حفظ حالم هست کنترل افکارم
من واقعا افرادی رو میبینم که بل داشتن پول هیچ کاری از دستشون بر نمیاد
مولا میگه اعصابم خورد بوده نتونستم کارهامو کنم
وقتی احساسم رو ول کنم عملا برنامه هام رو ول کردم
حالا این احساس می تونه هر چی باشه که بر من غلبه کنه
احساس سرزنش ، حس گناه ، عصبانیت خشم حسادت ، نکرانی و ترس
پس پیشنیاز موفقیت و خوشبختی حال خوبه
تو حال خوب هدایت میشیم به حال خوب بیشتر و راه حل ها از راه میرسن
تمام مشکلات گذشته ام و از دست دادن هام به خاطر این بوده تو احساس بد یا خیلی خوب بودم که بهم غرور وطمع دست داد
وقتی یه فرد زیاد موفق بشه اگر نتونه خودش روکنترل کنه غرور میکیره اون رو و دیگه اون کارهایی که باعث موفقیت شده رو ول میکنه
اگه یه فردی نا امیدی بهش غلبه کنه بازم نمی تونه هدایت بشه به راه حل ها
سلام..اقای عباس منش ..فقط اینو بگم که شما خیلی عالی هستین من به حرف های شما گوش کردم دارم تمرینات دوره افرینش انجام میدم الان که 23 سالمه دارم کارخانه لوازم ساختمان تو شهرمون راه اندازی میکنم …با سپاس
سلام و خدا قوت به استاد و دوستان مثبت اندیش
استاد من2سالیه کلا به غیر از محصولات آموزشی مثبت و باور مثبت ساز چیز دیگه ایی نه گوش میدم نه نگاه میکنم واین باعث شده ورودی های ناخودآگاهم مثبت باشه و هر روزم عالیتر بشه ممنون از زحماتتون
و ممنون از پشت صحنه های زیباتون که همه شون یه پیام مثبت دارن
شاد و توانگر باشید
سلام استاد
بابت همه چیز ممنون
ب خاطر بهتر شدن حالمون …..
دوست دارم
سلام بر استاد وگروه خوبشون
ممنونم ازتون به خاطر اینکه اینقدر پیشرفت ما ها واستون مهمه.
ممنونم که طرز تحلیل فیلم ها و سریال ها را یادمون میدید.
منتظر تحلیل فیلمهای بیشتری ازتون هستم.
ممنونم
سلام و خسته نباشد خدمت استاد عباس منش و تمامی همکاران ایشان
باز هم مثل همیشه عالی و پر انرژی ممنون