عواقب تصمیمات احساسی - صفحه 79


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1120 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    نسرین سلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2744 روز

    با سلام خدمت استاد عزیز و همه دوستان خوبم

    امشب از خدا خواستم که هدایتم کنه و بهم بگه که برای رشد کانال یوتیوبم لازمه اینستام رو فعال کنم یا نه چون واقعا نمیدونستم کمکی بهم میکنه یا نه و البته که میدونستم با فضای اینستا اوکی نیستم

    اما وقتی میدیدم حتی خود استاد هم لینک اینستا توی سایتشون هست با خودم میگفتم نکنه من اشتباه میکنم که پیج اینستا نمیزنم

    نکنه دلیل رشد کند کانال یوتیوبم اینه که اینستا ندارم

    و خلاصه ذهنم درگیر شده بود که چه کار کنم

    و زدم روی نشانه

    ووقتی کامنت منتخب رو خوندم اصلا هنگ کردم

    اینقدر دقیق به من گفته شد اینستا نه

    چون شده بود قبلا میزدم روی نشانه من و خیلی واضح نبود برام و درکش نمیکردم

    ولی ایندفعه اینقدر شفاف جوابم رو داد خداوند اونم با این کامنت چون فایل رو هنوز گوش نداده بودم البته که چند سال پیش گوش داده بودم از رو تصویر بکگراند فهمیدم ولی یادم نیست محتواش چی بوده

    این یعنی من در درک هدایت ها و نشانه های خداوند قوی‌تر شدم که نتیجه کار کردن روی دوره هم جهته تا به اینجای کار که 12 جلسه رو کار کردم

    پس این نشون میده اگر بیشتر روی این دوره کار کنم

    هدایت ها رو واضح تر دریافت میکنم

    سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  2. -
    ندا دولت ابادی گفته:
    مدت عضویت: 1874 روز

    بنشین آرام…

    و بگذار این سخن نه از ذهن، که از دل خوانده شود.

    بنشین آرام تا بگویم با تو کلامی…

    کلامی که گوهرش توحید حقیقی و فروتنی در برابر حق است.

    این کلام، موعظه‌ ای خشک نیست — نغمه‌ای‌ست از زبان عارفان، که با خدا عشق ورزیدند تا دانستند چه معنایی دارد «مباد از خدای خداتر شوی».

    تفسیر عرفانی و جان‌نشین سخن

    خداوند، بندگانش را برای «شناخت» و «عشق» آفرید، نه برای رقابت در خوبی.

    اما نفسِ انسان، وقتی رنگ عبادت و دانایی می‌گیرد، خطرناک‌تر از زمانی می‌شود که گناهکار است.

    گناهکار می‌داند که گم شده.

    اما عابدِ مغرور، خیال می‌کند رسیده است — و این است همان لحظه‌ای که از خدا دورتر از فرعون می‌شود.

    فرعون گفت: «أنا ربکم الأعلی» — من خدای شما هستم.

    اما انسانِ مغرور در عبادت، بی‌آنکه بگوید، در دل می‌گوید:

    «من از دیگران پاک‌ترم، داناترم، برترم، نزدیک‌ترم…»

    و این جمله، به زبان نیامده، هزار بار خطرناک‌تر است از کلام فرعون.

    خدای مهربان، در قرآن فرمود:

    “ذُق إنک أنت العزیز الکریم” (دخان:49)

    می‌گوید حتی هنگام عذاب، خدا ذات بنده را عزیز و کریم می‌بیند، چون مخلوق اوست.

    این یعنی، در عمق عدالت و قهر الهی هم، مهر و کرامت نهفته است — عذابی از سرِ تربیت، نه نفرت.

    «ذُقْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْکَرِیمُ»

    بچش! که تو خودت، همان عزیزِ کریمی.

    و عارف می‌گوید:

    ببین چه لطیف است این خطاب!

    حتی در لحظه‌ی عذاب، خدا هنوز کرامت را از بنده نمی‌گیرد.

    چون بنده هرچه هم خطاکار باشد، هنوز از اوست، هنوز محبوب اوست.

    در دوزخ هم، نورِ رحمتِ او پنهان نیست، فقط چهره‌اش جدی‌تر شده.

    «مباد که در دوزخ تعصب، از خدای خداتر شوی…»

    اینجا اوج سخن است

    یعنی مبادا در تعصب دینی، مذهبی یا اخلاقی، چنان گرفتار شوی که گویی تو از خدا مهربان‌تر یا داناتر به خیر و شرّ بندگان هستی.

    این همان دوزخ تعصب است — جایی که انسان خیال می‌کند دارد از خدا دفاع می‌کند، در حالی که در واقع، بر جای او نشسته است.

    این سخن می‌گوید:

    تو هرگز نگو “من از فلان گنهکار بهترم”،

    نگو “من از این مذهب، آن مکتب، آن انسان درست‌ترم”.

    چون در آن لحظه، تو از خدای خود، خداتر شده‌ای.

    یعنی تو خواسته‌ای به جای او قضاوت کنی — و این، دقیقاً لحظه‌ی سقوط است، حتی اگر در نماز باشی.

    پیام نهایی

    در یک جمله:

    حذر کن از خود-خدایی در لباس دین و دانایی.

    توحید یعنی هیچ چیز — حتی ایمان و فهم خودت — را در برابر خدا مطلق ندانی.

    عارف راستین، وقتی نیک است، از نیکی‌اش شرم دارد،

    چون می‌داند که نیکی از او نیست، از حق است که در او می‌تابد.

    و اگر لحظه‌ای «خود را نیک دید»، همان لحظه چراغ خاموش شد و دل از نور تهی گشت.

    پس…

    اگر روزی احساس کردی کسی خطاکار است، یا از تو دور، یا بی‌فهم،

    به یاد بیاور که شاید او در مسیر عاشقانه‌ای‌ست که تو نمی‌بینی.

    شاید در رنجی است که دارد او را می‌سازد، و تو فقط ظاهرش را می‌بینی.

    در آن لحظه، لبخند بزن و بگو:

    «من هم شاگرد رحمت خدایم، و او هم.»

    و این است معنای نهایی سخن آن شیخ:

    ” مباد که در دوزخِ تعصب و خودبینی، از خدای خداتر شوی، و از رسول، نبی‌تر، و از علی، ولی‌تر. ”

    یا الله شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      سمیرا گفته:
      مدت عضویت: 511 روز

      سلام ندای عزیزم

      چقدر کامنت زیبا و عمیقی گذاشتی ، منو واقعا به فکر فرو برد

      اولش که خوندم گفتم چه ربطی داره به موضوع جلسه

      بعد دل دادم به کامنتت ،

      و دلمو برد

      بیخود نیست که استاد تاکیید روی کامنت خوندن داره

      منم از دلم برات نوشتم

      من کینه یکسری افراد از دلم نمیرفت ، اما وقتی کامنت شما خوندم ، بخودم گفتم اگه من مورد لطف و رحمت خدا نبودم و در مسیر هدایت نبودم ، چجور بودم ، اون سالهایی به یاد اوردم که خودمم در ناآگاهی بودم ، حالم خوش نبود ، و زندگی قبلمو به یاد اوردم

      بخودم گفتم چجور قضاوت میکنی راحت بنده های خدارو

      شاید بقول تو اونهام تو مسیر رنجشونن

      و خدای من خدای اونها هم هست و اونهام ممکنه روزی به مسیر بیان

      هرچند من هم از خیلیا دیگه شاگرد کلاس ابتدایی هستم

      ولی باید یاد بگیریم دیگران قضاوت نکنیم و ازشون کینه نگیریم

      با چشم عشق نگاهشون کنیم اما مهرطلبی نکنیم

      فاصله بگیریم با عشق

      به چشم عشق ببینیم اگر لطف خدا شامل حالم نمیشد و من هنوز در تاریکی بودم ، آیا اون ادم آگاه منو چجور میدید

      میگه سمیرام روزی رشد میکنه

      از غرورت بیا پایین

      نگاه بالا به پایین به بنده خدا نداشته باش

      اونم روزی متوجهه اشتباهش ممکنه بشه ، شایدم نشه

      و تو حق نداری خودتو برتر ببینی

      شاید یهو اون جوری اوج بگیره و از تو بیشتر بالا بره

      و حتی در این مسیر رقابتی نیست

      همه دنبال حال خوبیم

      هر دستاوردیم بخوایم برای حال خوبه

      کینه فرکانس بدی داره

      باید گذشت و پیش خودمون بگیم اون ادم حالش خوب نیست اما ذاتش خوبه

      و به شکرانه هدایت مسیر پروردگار ، کینه قضاوت از دلمون ببریم و بنده های خدا با چشم عشق ببینیم

      و چه بسا اگر غرور بگیریم مثل شیطان از درگاه خدا رانده بشیم و جوری که حسابشم نکرده باشیم سقوط کنیم

      خدایا خودم و هم مسیرانم رو هروز آگاه تر و در مسیر عشقت بالغ تر کن

      ممنونم ندا جان که با کلام الهیت کمکم کردی تا بتونم راحتتر ببخشم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1158 روز

    به نام خدای مهربانم خدایی که هر چه دارم همه از آن اوست

    سلام به استاد عزیز و دوست داشتنیم و سلام به مریم جانم

    در موقع تصمیم گرفتن از روی احساسات نباید عجله کنیم چون میگن عجله کاره شیطانه بعنی تو ذهنت شیطان داره تو رو رهبری می‌کنه و برای همون نتیجه نادرست هم میگیریم و به ضرر خودمون ست

    اما وقتی با خداوتقسیم کار میکنیم و یکم کنترل ذهن و آرامش پیدا می‌کنیم و سکوت می‌کنیم بعد می‌بینیم به نفعه خودمون شده

    منم قبلا در برابر هرچی همسرم و بچه ها واقوام میگفتن خیلی زود تصمیم میگرفتم و زود واکنش نشون میدادم و عصبی میشدم و خودمو خیلی اذیت میکردم و از موقعی گه با استاد و قوانین آشنا شدم هر روز دارم بهتر و بهتر و بهتر میشم به لطف الله

    و فهمیدم ذهن جای شیطان ست و قلب جای خداوند

    و از خدا خواستم همیشه کمکم کنه که از طریق قلبم تصمیم بگیرم

    در پناه خداوند مهربان باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    نازنین خشنود گفته:
    مدت عضویت: 1672 روز

    به نام خدا سلام استاد جون

    یادمه توی روانشناسی ثروت گفتید

    یکی از دلایل موفقیت افراد کنترل احساسات و هیجاناتشونه.

    من میدونم ک توی این مورد پاشنه اشیل دارم مخصوصا توروابط بارها توی عصبانیت رابطه هارو اصلا تموم کردم

    ی ساعت بعد فهمیدم چ اشتباهی کردم.

    ولی الان هرچی ک به زندگیم نگاه میکنم.

    تنها دلیل نتیجه نگرفتنم توی یسری موارد همین عدم کنترل خشم و کلا احساساته و بد ترازون

    من هروقت که عصبانی میشم انگار ک باید خودمو خالی کنم و دراغلب موارد روی افراد دیگه

    ینی چ اونا مقصر باشن چ نباشن

    منطق من اینه ک چطور من حالم خوب نباشه اونا حالشون خوب باشه.

    میدونید من فکر میکنم این ریشه در کودکیم داره

    من وقتی بچه بودم دراکثر مواقع مورد بی توجهی قرار میگرفتم.

    و چون خیلی اعتماد به نفسم پایین بود فقط سکوت میکردم و احساس قربانی شدن میکردم میگغتم اشکال نداره بذار اونا حالشون خوب باشه ولی با من بد حرف بزنن.

    وقتی باشما اشنا شدم فهمیدم ک چ بلایی سرخودم اوردم

    حالابجای اینک اینو متعادل کنم وووقتی ناراحتم از موضوعی.

    با روش خوش و احترام و محبت احساساتم رو ابراز کنم.

    میام ازونور خر میفتم بقول شما.

    و خیلیییی بد و باداد و بیداد واکنش میدم

    انگار میخوام مرهمی بذارم روی زخمای بچگیام ک ایندفه تند واکنش بدم. و اون ادم ضعیف قبلی نباشم.

    اما این مدل رفتارم افراط و تفریطیه

    برای همینه ک اونطوری ک میخواستم نتیجه نگرفتم دلیلش اینه ک من درسته نباید مظلوم باشم ولی قرار نیست با دیگران هم بد رفتار کنم و کلا روابطمو نابود کنم یا ن فقط تو روابط. ولی بیشتر تو این حوزه س.

    ینی یجور بدی واکنش میدم برااینک بخوام خودمم اروم کنم میگم خب اوکی من حق دارم ک از حق خودم دفاع کنم. مشکل ازوناست بجهنم ک ناراحت بشن و منو ترک کنن

    بعد ی لیبل شیک توحیدم میزنم به خودم و میگم خدا برا من کافیه.

    ولی هیچوقت به این فکر نکردم ک اوکی

    اگ من تنهام کلا

    شاید مشکل از هممممه نیست

    شاید مشکل از منه ک صددرصد از منه چون من نمیتونم احساساتمو کنترل کنم. چون من وقتی حالم بد میشه دنبال ی اقدام عملی میگردم ک حالم خوب بشه اتفاقا(میفهمم احساس بد بده)

    ولی اون اقدام عملی چیه؟؟؟

    خالی کردن احساساتم سربقیه.

    حالا اولشم اینطوری نیست ک برم یهو طرفو به فحش بکشم اما شروع میکنم باهاش صحبت کردن جوری ک اون باید حالمو خوب کنه.

    اگ نتونه حالمو خوب کنه یا باز ی حرف دیگ بزنه ک احساسمو شدید تر کنه همون فردو مناسب میبینم برای اینک دعوا کنم

    اونو مقصر بدونم

    باهاش کات کنم و خلاصه بلاک.

    من هیچوقتی خودمو اینطوری نشناخته بودم باگامو اینطوری پیدا نکرده بودم توی 4سالی ک توی سایت شما هستم استاد جان

    تازه این غرورو دارم میذارم کنار ک بفهمم کجا مشکل دارم.

    ن اینک همش بگم من خوبم بقیه مشکل دارن

    ن ایندفه اگه من مشکل مالی دارم اگ من مشکل عاطفی دارم اگ من مریض شدم.

    اگ من حالم بده ی مشکلی درون منه

    ن دیگران.

    و این اتفاقا احساس قدرت بهم میده و مث قبلا احساس بدبختی بهم نمیده چون قبلا همش میگفتم بخاطر فلانی و فلانی و فلانی اما الان بخاطر منه.

    من باید بگردم درستش کنم و چشم.

    درستش میکنم.

    چون فهمیدم بزرگترین پاشنه اشیلم عدم کنترل احساسات و واکنش دادنمه.

    جالبه که ن تنها خودم دوس دارم توی عصبانیت تصمیم بگیرم بلکه طرف مقابلم مجبورررر میکنم ک همون موقع تصمیم بگیره مثلا قشنگ یادمه چندین و چند بار ی مشکلی تو ررابطم پیش اومده عصبانی شدم به طرف گغتم بیا جداشیم حالا اون بنده خدا گفته باشه بعدا حرف میزنیم راجبش

    گفتم نهههههه همییییین الان باید بگی.

    بعدا ن همین الان.

    یکی از دلایلشم فکنم صبور نبودنمه.

    اونم بخاطر اینه ک هربار صبر کردم تو بچگی اون چیزایی ک میخواستم بهش نرسیدم براهمین فکر میکنم تا تنور داغه باید نونو بچسبونی.

    چون ک منم خیلی ادم وابسته ی نیستم. این کار برام راحته ک همه چیو خراب کنم و البته دوساعت بعد مث چی پشیمون میشم.

    خدا کمکم کنه ک درستش کنم اینو

    اگ درست بشه خیلییی چیزا خود بخود حله

    من عاشقتونم استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      نازنین خشنود گفته:
      مدت عضویت: 1672 روز

      به نام خداسلامی دوباره میخوام خودم رو تحسین کنم برای اینک به اموزش های این فایل عمل کردم و سعی کردم ک در شرایط احساسی تصمیم نگیرم و ذهنم رو کنترل کردم و حالا روابطم رو به بهبوده خیلی خوشحالم ک حرفام در حد حرف نبود و عمل کردم

      خیلی خوشحالم ک دارم تغییر میکنم

      دوست دارم نازنینم

      خداوند قطعا پاداش نیکوکاران رو ضایع نمیکنه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    نرگس🫧حسینی گفته:
    مدت عضویت: 599 روز

    به نام پروردگار جهانیان

    سلام به همه دوستان عزیزم سلام به استاد و مریم جان عزیزم

    خیلی وقت پیش ها این فایل رو دیده بودم اما مدتی پیش دوباره هدایت شدم از طریق نشانه من

    خیلی فایل خوبی هست

    قبلا ها اصلا متوجه این درک و مفاهیم نشدم اما الان بنظرم خیلی بهتر درک میکنم و میتونم استفاده کنم از دانشی که توی این فایل هست

    به وضوح درک کردم این رو که باید از فضای فیلم و سریال ها دور باشم از اخباری که از تلویزیون پخش میشه حتی از فضای مجازی

    گاهاً فکر میکردم که کلیپ های طنز فضای مجازی دیدنش باعث میشه بخندم و این یعنی فرکانس خوب

    اما متوجه شدم که اشتباه میکردم روی ناخودآگاه من تاثیر های منفی دیگه ای گذاشته بود که باعث شد ترمز های ذهنم سفت و سخت تر بشن

    خداوند ما رو خلق کرده تا زندگی خوبی تجربه کنیم

    جدا از مطالب آموزنده این فایل

    توجهم رو منظره زیبای پشت سر استاد جلب کرد

    دریا خیلی خوش رنگ بود موجی که وارد ساحل میشد خیلی زیبا و هماهنگ به نظرم اومد

    اون رنگ زیبای دریا با رنگ ساحل یه منظره فوق العاده درست کرده بود

    بین صحبت های استاد واقعا صدای امواج دریا بو گوشم میرسید

    چقدر شن های ساحل صاف و هموار بودن

    تو دل آسمون اون ابر های زیبا رو دیدم که در حال حرکت بودن

    واقعا خیلی لذت بخش هست خیلیییی

    واقعا احساس مثبت و موج مثبت داره از توی این تصاویر فریاد میزنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1158 روز

    به نام خدای مهربانم خدای هدایتگرم به مسیر زیباییها و ثروتها سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته زیبا رو و زیبا سخن

    نظارت بر ورودیهای ذهن چه فایل زیبایی استاد بی نهایت ممنونم

    در هر ثانیه باید کنترل کنبم ذهنمون رو چون اگر یه روز کنترل نباشه ما رو سریع به بیراهه میبره

    من و خانواده ام یعنی همسر و دخترای قشنگم قراری گذاشته بودیم که برای کنترل ذهن و حال خوب و اتفاقات خوب و توجه بر نکات مثبت بیایم شب که همه دور هم جمع میشیم یا ظهر برای ناهار خوردن هر کسی هر اتفاق یا خبر خوب با کاره خوبی رو انجام داده و دیده و شنیده تعریف

    کنه تا فرکانس خوبی به جهان بفرستیم و هر چه بیشتر اون اتفاقات رو در زندگی مون ببینیم

    و شروع کردیم و خوب هم پیش رفتیم لذت میبردیم بعد از مدتی کم کم کمرنگ شد و خودمون نفهمیدیم و تا چند روز پیش که سر سفره ناهار دخترم از کسی چیزی شنیده بود و گفت و حاله همسرم تا شب بد بود اینقدر که فکرش مشغول شد و بعد مچه خودمون رو گرفتیم که ما این مدت کنترل بر ورودیهای ذهنمون نداشتیم که این نتیجه اش شده بود احساسه بد

    و دیروز با دخترام اومدیم دوباره شروع کردیم به تعهد دادن ولی این سریع ادامه دار باشه که فقط و فقط از خوبیها و نکات مثبت صحبت کنیم

    و به هیچ عنوان از هیچ احدی حرفی نباشه در خونه و دوباره ذهن رو پبچهاشو سفت کردیم

    برای روند اتفاقات خوب و موفقیتها و خواسته ها و هدفهامون

    خیلی مهمه ورودی ذهن

    اگر ورودیه نامناسب و متفی باشه خروجی هم صد در صد نامناسب و منفیه

    و باید در هر ثانیه هواسمون به این باشه که به خورد ذهن چی میدیم

    مثل بچه کوچیک که هواسمون هست بهش چی بدیم بخوره و از خوراکیهای نامناسب جلوگیری میکنیم تا همیشه سالم بمونه

    ذهن رو هم باید تا زنده هستیم مراقبش باشیم سالم بمونه تا زندگی سالم و ایده آل داشته باشیم

    چون همه چیز در ذهن و افکار و باورهای ماست

    من مسول تمام اتفاقات و شرایط زندگیم هستم

    خدایا کمکم کن تا بتونم همیشه تا زنده هستم در زمان حال باشم و توانایی کنترل ذهن رو به من بده

    الهی‌ شکرت سپاسگزارتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    خوشبخت آزاد گفته:
    مدت عضویت: 2186 روز

    سلام استاد سید حسین عزیزم

    و مریم خانوم دردونه‌ گلم

    امیدوارم مثل همیشه شاد و سرحال باشید.

    آدم باید به چیزهایی که می‌شنوه و نگاه می‌کنه با دقت توجه کنه و از خداوند بخواد پیام‌هاشو بهش نشون بده.

    مثلاً در این فیلم، پسر بچه داستان دعا می‌کرد که خانواده‌اش حالتی رو تجربه کنن؛ اما چون خودشون نمی‌خواستن، دعاش برآورده شد و نتیجه‌اش اون چیزی نبود که به نفعشون باشه. این به من نشون داد که باورِ «زندگی ما دست عوامل بیرونی است» کاملاً غلطه.

    اینکه کسی بتونه به ما آسیبی بزنه یا ما رو چشم بزنه، یک باور اشتباهه.

    زندگی ما فقط با افکار و باورهای خودمون ساخته میشه، و هیچ‌کس حتی ذره‌ای قدرت نداره در سرنوشت ما دخالت کنه.

    وقتی ما همیشه سوار بر اسب دوست‌داشتنی خداوند باشیم، او ما رو از مسیرهایی می‌بره که برای رشد و خیرمون مناسبه. وظیفه ما فقط اینه که تسبیح خدا رو بگیم، شکر کنیم برای زیبایی‌های مسیر، و بدونیم که سختی‌ها هم گذرا هستن و برای رشد ما میان.

    وقتی انسان باور کنه دیگران می‌تونن زندگیش رو خراب کنن یا آسیبی برسونن، خودش رو اسیر اون باور کرده. در حالی‌که حقیقت اینه که:

    تنها منبع قدرت و اثرگذاری خداوند هست.

    انسان وقتی روی “دست خدا بودن” تمرکز کنه، دیگه از چشم‌زخم، بدخواهی یا دخالت بیرونی نمی‌ترسه.

    حتی سختی‌ها هم بخشی از مسیر الهی‌ان، که قراره ما رو رشد بدن و ظرفیت‌هامون رو بالا ببرن.

    اون مثالی هم که از فیلم زدم خیلی جالبه؛

    چون نشون می‌ده حتی دعا و خواسته‌ها هم وقتی بدون هماهنگی با قلب و ایمان واقعی باشه،

    می‌تونه نتیجه‌ای بده که لزوماً خیر و زیبایی نداره.

    بهترین کاری که میشه کرد همونیه که نوشتی:

    “تسبیح خدا رو گفتن، شکر کردن برای زیبایی‌های مسیر و اعتماد به اینکه خدا همیشه راه درست رو نشون میده.”

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      مجید عزیزی پیردوستی گفته:
      مدت عضویت: 1743 روز

      به نام خدای مهربان

      سلام دوست عزیزم

      چقدر اسم و فامیلیتون زیباست

      چقدر چهره ی نورانی و زیبا و دلنشینی دارین

      خنده ی آرامبخشی در این عکس دارین و چشماتم پر از نور خداوند

      ــ مدتی در طب شرقی فعالیت کردم و چهره شناسی را تا حدودی یاد گرفتم و نکته ی بسیار مهمی که در این طب یاد گرفتم این بود که هر چقدر حال اعضای درونی بدن خوب باشه چهره ی زیباتر و صورتی شاداب تر خواهیم داشت و جالبتر این که تمام رفتارهای شخصیتی ما به اعضای بدنمون ربط داره و هرچقدر رفتار خوبی داشته باشیم این اعضا هم خوب کار میکنن به خاطر همین که وقتی روی خودمون کار میکنیم سلامتی هم به دست میاریم

      نمی‌دونم چرا اینا را اینجا نوشتم اما می‌دونم که خداوند هدایت می‌کنه و هرچی که پیش میاد خیر و قطعا همه چی سر جای خودش

      من عاشق زیبایی هستم و خداوند هم زیباست و زیبایی را دوست داره و شما هم زیبا هستید و پاره ای از وجود خداوند هستید

      “تسبیح خدا رو گفتن، شکر کردن برای زیبایی‌های مسیر و اعتماد به اینکه خدا همیشه راه درست رو نشون میده.”

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    زهرا الف گفته:
    مدت عضویت: 1980 روز

    بنام خدای یکتا

    سلام استاد عزیزم و مریم بانو

    در مورد تصمیمات احساسی خداروشکر کلا آدم محتاطی بودم و کم پیش اومده اما در مورد کنترل کردن خشم و عصبانیت موقعی که دبیرستان بودم زود از کوره در می‌رفتم و عصبانی میشم اما دانشگاه که اومدم و ازدواج کردم دیگه کم پیش اومد که عصبانی شدم تا اینکه پسرم بزرگتر شد متاسفانه برای نوشتن تکالیف خیلی حرص می خوردم و عصبانی میشم و نهایت این عصبانیت باعث شد من دوران حاملگی خوبی نداشته باشم و همین باعث شد خیلی فکر کنم چرا من باید عصبانی بشم مگه رسالت ما آدمها درس خواندن مگه قرارع من به پسرم زندگی کردن یاد بدم خودش باید راهش پیدا کنه تازه هرچقدر بیشتر عصبانی بشم اون هم از من یاد میگیره این اهرم رنج و لذت برای خودم درست کردم و الان خیلی خیلی بهتر از قبل شدم جای کار دارم اما روی خودم کار میکنم و وقتایی که عصبانی میشم تو ذهنم میگم این پسرت نیست شاگردته. تو اجازه نداری سرش داد بزنی یا دست بلند کنی

    این تصور خیلی بهم کمک کردد اینکه خودم جای اون بزارم و بگم حق داره بلد نباشه یا سختش باشه کم کم یاد میگیره

    و باید باورهای درست و قوی راجع به تربیت بدون فریاد در خودم ایجاد کنم باور اینکه خود استاد مگه پدر و مادرشان چجوری باهاش رفتار کردند اما راهش خودش پیدا کرد ، یا روی بچه‌هایی که مودب هستند خیلی زووم میکنم و تحسینشون میکنم

    ممنون از شما استاد عزیز

    در پناه خداوند یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    Geloria گفته:
    مدت عضویت: 768 روز

    سلام

    این فایل نشانه امروز من بود و چقدر همزمانی داشت با تمام اتفاقات اخیر خودم و خانواده ام.

    آخه خانواده پدری من اعتقاد بسیار زیادی به جادو و دعا و اسفند دود کردن داری جوری که ی موقع ها هم پدرم و هم برادرم از بیرون زنگ میزنن یا پیام میدن که اسفند دود کنید.

    چیزی که مامانم از نوزادی من تعریف می‌کنه اینکه من هر زمان گریه میکردم مادربزرگم اسفند دود میکرد و من روش می‌چرخوند و ی چیزهایی میخوند و این صحنه رو من برای برادر و دخترعموی کوچکتر از خودمم دیدم و یادمه.

    یادمه تو مسجد محل ی پیرمردی بود که سرکتاب باز میکرد و دعا می‌نوشت و من با مامانم چند بار رفتیم اونجا دعا بنویسیم برای بابام یا خودم که البته به پیشنهاد همون مادربزرگم ، مامانمم می‌رفت.

    با این طرز فکر و دعا و جادو جنبل من بزرگ شدم و باور داشتم بهش تا اینکه با این سایت آشنا شدم و باورهام کم کم عوض شد . البته ی چیز دیگه هم کمک کرد بهم . ی چیز خنده‌دار. فکر کنم همه تقریباً شنیدیم در مورد ترشی درست کردن و باور اینکه به دست فلانی میوفته یا نمیوفته و اگر ترشی درست کنیم یا اتفافی میوفته. مادربزرگ من که اعتقاد زیادی به این موضوع داشت هیچ موقع ترشی درست نمی‌کرد و اجازه نمی‌داد مامان منم درست کنه و همیشه میداد کسی دیگه درست کنه. تا اینکه ی بار مجبور شد بده من درست کنم چون اون شخص نتونست بیاد برامون درست کنه، خلاصه از اون سال تا الان من همه مدل ترشی درست میکنم و همه میگن چقدر ترشی تو خوشمزه است و هیچ اتفاقی هم نیفتاده ولی مامانم همچنان بر اعتقاد خودش پابرجاست.

    جالب اینکه این آدم ها همه نماز میخونن و دعا و قرآن و اعتقاد به خدا دارند.

    باشد که رستگار شویم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      مجید عزیزی پیردوستی گفته:
      مدت عضویت: 1743 روز

      به نام خدای مهربان

      سلام گلوریا جان

      اسمت مثل خودت که پاره ای از وجود خداوند هستی زیباست

      مثال های خوبی از جادو حنبل و اسپند زدی که در خانواده و اطرافیان ما هم هست و همچنان به چشم بد و این جور چیزها اعتقاد دارن و این مثال ترشی هم واسه خالم اتفاق افتاده و این نشون میده که اغلب جامعه چه باورهای مخربی دارن

      ــ خدارا شکر که به این سایت هدایت شدیم و داریم توحید و خالق بودن خودمون را یاد میگیرم و از خدای مهربان و هدایتگر می‌خوام که در این مسیر ثابت قدم بمونیم و من هم باید سمت خودم را به خوبی انجام بدم که خداوند همیشه سمت خودش به خوبی انجام میده

      سپاس گذارم بابت کامنت خوبت گلوریای عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1158 روز

    به نام خداوند مهربانم خدایی که کنارمه خدایا من هر چه دارم همه از آن توست خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم تویی قدرت مطلق

    سلام به بهترین و زیباترین استادم سلام به مهربان ترین زن دنیا مریم جانم

    کنترل ورودی ذهن یعنی توانایی ساختن بهترینها برای خودت ساختن باور و افکار درست و باید مثل یه معلم روی سرش باشیم و بهش آموزش بدیم

    ساختن فرکانس درست و ساختن عادتی به نام شکرگزاری ساختن دیدگاهه مثبت

    و چقدر عالیه انجام این کار چقدر زندگیت زیبا میشه به قول محمد عزیز دوست خوبم هبچ جایی بهتراز اینجا نیست تمامه وقتتو بیا تو سایت

    اگر هر جا بری وقتت تلف میشه اما

    اینجا جایی که نه وقتت تلف میشه بلکه بهت اضافه‌ هم میشه به آگاهی‌هات به انرژیت

    به خداشناسیت به خودشناسیت

    و هر روز زندگیتو بهتر میکنی

    استاد ممنونم که این قوانین ثابت جهان رو به ما یاد دادی و فهمیدیم اگر مسیری رو اشتباه رفتیم به محضی که وارد مسیر درست میشیم و احساسمون خوب میشه فرکانس درست میفرستیم چقدر سریع اتفاقات خوب وارد زندگی میشه و مزه شیرینشو میچشیم و می‌فهمیم ما خالق هستیم خالق افکار و باور درست خالق اتفاقات و شرایطی که به نفعه ما باشد نه به ضررمون

    من که یاد گرفتم و خیلی لذت بخشه

    خدایا شکرت برای وجود این عزیزان

    خدایا شکرت برای این روز بسیار عالی و پر از آگاهی و هدایت و اتفاقات خوب و خبرهای خوب و فرکانس خوب و احساسه خوب

    خدایا شکرت برای دیدن زیباییها و شکرگزاری و تحسین کردن‌ها و دادن ورودی خوب به ذهن اول صبحی

    و این روز چه روز خوبی و پر برکتی برای من میشود

    و خدا این قدرت رو به من داده و خیلی خوشحالم

    خدایا من لایق هم صحبتی با تو را دارم

    خدایا من لایق نعمت و ثروت غیر منتظره امروزت هستم از در فضل و مهربانیت بر من ببخش

    خدایا امروز دله همه انسانها رو برای من نرم کن

    همه رو به تو و قدرتت می‌سپارم

    الهی شکرت سپاسگزارتم ای خدای خوبم

    در پناه خداوند مهربان باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: