تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۷


موضوع گفتگو: راز رسیدن به نتایج بزرگ: قانون «صبر» و «ادامه دادن» مسیر


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • قدرت “سپاسگزاری به خاطر نتایج کوچک”؛
  • “تغییر”، یک روند است و “صبر”، شریان حیاتی این روند است؛
  • صبر به معنای طی کردن تکامل است؛
  • خداوند بیشترین پاداش ها را به صابرین اختصاص داده است؛
  • صبر یعنی: ادامه دادن به “ارسال فرکانس هماهنگ با خواسته”؛
  • هر خواسته ای امکان پذیر می شود اگر در مسیر هماهنگ با آن خواسته قرار بگیری و با “صبر”، آن مسیر را ادامه دهی؛

در این گفتگوی شنیدنی، استاد عباس‌منش به یکی از اساسی‌ترین قوانین موفقیت می‌پردازد: تفاوت حیاتی بین «صبر» و «عجله».

بسیاری از ما کار را شروع می‌کنیم، روی خودمان کار می‌کنیم، اما چون نتایج بزرگ را بلافاصله نمی‌بینیم، نا امید شده و مسیر را رها می‌کنیم. استاد توضیح می‌دهد که مشکل، «عجول» بودن ماست. ما فراموش می‌کنیم که هر دستاورد بزرگی، نیازمند طی کردن یک «پروسه» و «تکامل» است.

نکات کلیدی که در این فایل می‌شنوید:

معنای واقعی «صبر»: صبر به معنای تحمل کردن و زجر کشیدن نیست؛ بلکه به معنای ادامه دادن مسیر درست، با ایمان و پشتکار، حتی زمانی که هنوز نتایج فیزیکی بزرگی را نمی‌بینیم.

قانون کاشت، داشت، برداشت: استاد با مثال کشاورزی توضیح می‌دهد که وقتی دانه‌ای کاشته می‌شود، شاید تا مدتی هیچ جوانه‌ای روی خاک نبینید، اما در زیر خاک، ریشه‌ها در حال قوی شدن هستند. اگر آب و نور مناسب (کار کردن روی باورها) را ادامه دهید، جوانه‌ها (نشانه‌های کوچک) ظاهر می‌شوند و در نهایت به درختی تنومند (نتیجه بزرگ) تبدیل خواهند شد.

خطر «ناسپاسی» نسبت به نتایج کوچک: ما خیلی زود موفقیت‌هایی که زمانی آرزویمان بودند (مانند راه‌اندازی یک سایت که مژگان عزیز تجربه کرد) را فراموش می‌کنیم و آن‌ها را کوچک می‌شماریم. در حالی که دیدن و «بزرگ کردن» همین نتایج کوچک، انگیزه و سوخت ما برای ادامه دادن مسیر است.

داستان شگفت‌انگیز «تخم‌مرغ‌ها در پارادایس»: استاد برای اولین بار، داستان کامل تجربه‌ی شخصی خود در پرادایس را تعریف می‌کند. او توضیح می‌دهد که چگونه آرزوی داشتن تخم‌مرغ‌های زیاد در دلش متولد شد، اما برای رسیدن به آن، چه مسیر طولانی و پرچالشی را طی کرد؛ از سفارش دادن تخم‌مرغ از آمازون، عبور از چالش‌های بیماری و طوفان برای جوجه‌ها، ساختن لانه‌های متعدد، تا رسیدن به روزی که صدها تخم‌مرغ را جمع‌آوری کرد.

پیام اصلی این گفتگو این است: شما می‌توانید به هر خواسته‌ای برسید، به شرطی که پروسه‌ی آن را بپذیرید، مسیر درست را با ایمان ادامه دهید و به جای عجله برای رسیدن به «میوه»، از «نشانه‌های کوچک» و نتایج درونی (مانند آرامش) که از همان روز اول ظاهر می‌شوند، سپاسگزار باشید.


تمرین این قسمت:

برای اینکه این آگاهی‌ها عمیقاً در وجود شما بنشیند، از شما می‌خواهم به این سؤال فکر کنید و تجربه‌ی ارزشمند خود را با ما در میان بگذارید:

هدف یا خواسته‌ی بزرگی که برایش تلاش می‌کنید چیست؟

و مهم‌تر از آن، برای اینکه در میانه راه «عجول» نشوید و مسیر را رها نکنید، چگونه «جوانه‌های کوچک» و نشانه‌های اولیه‌ای که در مسیرتان می‌بینید را شناسایی می‌کنید؟

برای ما بنویسید که چگونه با «بزرگ کردن» و سپاسگزاری بابت همین نتایج به‌ظاهر کوچک (مانند احساس آرامش بیشتر، ایده‌های جدید، یا یک موفقیت مالی اندک)، ایمان و انگیزه‌ی خود را برای ادامه دادن مسیر تا رسیدن به «درخت تنومند» و نتایج بزرگ، حفظ می‌کنید؟

در پایان، از تجربه‌ی گذشته بگویید: جایی که صبرِ شما نتیجه را چند برابر کرد یا عجله شما را عقب انداخت. چه آموختید؟

(اشتراک‌گذاری این تجربیات به همه‌ی ما کمک می‌کند تا قانون تکامل و صبر را بهتر درک کنیم و در مسیر خود ثابت‌قدم بمانیم.)


پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

451 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «فاطمه سليمى» در این صفحه: 4
  1. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2070 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‌

    بنام خدا که رحمتش بی اندازه است

    و مهربانی اش همیشگی

    سلام به استاد عزیز و مریم بانوی شایسته تحسین و همه عزیزانم

    استاد جانمدر ادامه کامنت دیروزم  میخوام درباره اومدن فریبا جان شهاب به خونه مون و نحوه برخوردم با همسرجانم در رابطه با این موضوع بنویسم

    همون طوری که قبلاً گفتم ایشون مثل گذشته ی من خیلی مؤمن و مذهبیه و به معصوم بودن پیامبر و اهل بیتش و شفاعتشون خیلی اعتقاد داره

    و با آموزه های شما  که مرتبط با این موضوعاته مخالفه، ولی در بقیه موارد نه تنها مخالف نیست که  بارها بمن گفته که متوجه تغییراتم با آموزشهای شما شده که در اثر عمل کردن من به اونها  زندگیمون بهتر شده و روی رابطه مون هم تأثیر مثبت داشته.

    ایشون چند وقتیه حساسیتش بیشتر شده که اون هم بخاطر رفتار من بوده، که بیشتر وقتم رو به سایت و فایل گوش کردن و کامنت نوشتن و خوندن صرف می کردم و حتی تو ارتباط تصویری گروهیمون با دخترامون نصف حرفهای من و بچه ها راجع به همین چیزها بوده..

    و الان دو سه هفته است که من برای کم کردن حساسیتش تصمیم گرفتم اسمی از شما و سایت و دوستان سایت جلوی ایشون نبرم و درحضورش با بچه ها در این مورد صحبت نکنیم

    با این تفاصیل من به ایشون نگفتم که فریبا جان از بچه های سایته

    گفتم دوست دخترمون سمیه جانه و مدتی رفته بوده امریکا تازه برگشته و سمیه جان قرصهای ویتامینی که برای ما خریده داده به ایشون که بده بما..

    و از سمیه جان هم راجع به وضعیت ظاهری و عمومی فریبا جان پرسیدم که گفت خیلی ساده و راحت و متینه هم در اخلاق و هم در وضعیت ظاهرش..

    با این وجود وقتی فریبا جان تماس گرفت که آدرس رو بپرسه من ازش خواهش کردم  پوشش اش خیلی باز نباشه..

    ایشون هم بیش از اندازه شرایط رو در نظر گرفت!

    گفت من نیم ساعت بیشتر نمی مونم

    گفتم نیمساعت که تا سلام احوالپرسی کنیم تموم میشه!

    خلاصه استاد جانم خدای نازنینم جوری چیدمان کرد که همسرم که گفته بود چند دقیقه ای با ما میشینه و بعد میره تو اتاقی که کتابخونه هست، قبل از اینکه ایشون بیاد خوابش گرفت و رفت که بخوابه!

    و اینجوری شد که ما تنها و راحت حدود یکساعت و نیم نشستیم  از هر دری صحبت کردیم مختصری از زندگی نامه مون و کلی خاطرات شیرینمون رو برای هم تعریف کردیم خیلی خیلی خوش گذشت

    و من وویسی که شما برای من و سمیه جان و نسیم جان توسط واتسپ یاسی جان فرستاده بودین رو گذاشتم و حسابی از شنیدن صدا و صحبت شما بر شادی و خوشحالیمون اضافه شد!

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر

    و وقتی که فریبا جان میخواست خدا حافظی کنه اون موقع همسر جانم بیدار شد و دم در چند جمله ای با همدیگه سلام و احوال پرسی کردن و حرفهای محبت آمیز معمول در اینجور وقتها رو گفتن..

    استاد جانم باآموزشهای شما خیلی وقته که روزهام پر از اتفاقات ریز و درشت زیبا و هیجان انگیزه

    پر از آرامش و صبور و شکور بودنه

    پر از گفتگو و مشورت با خداونده

    الهی شکر الهی شکر الهی شکر

    استاد جانم خدا رو صدهزار مرتبه شکر که چیزهای ناخواسته ای که گاهی تو روزمره زندگیم پیش میاد دیگه اذیتم نمی کنه

    بعنوان مثال امروز  ظهر که تازه زعفرون رو تو غذا ریخته بودم و بسته اش داخل کیسه زیپ کیپ بود، روی کابینت بود و همسرجان سبد سبزی خوردن رو که خودش طبق معمول همیشه پاک کرده بود و شسته بود، برداشت که تو بشقاب بزاره چند قطره آب از زیر سبد ریخت هم توی کیسه زعفرون و هم در اطرافش و حسابی اون قسمت روی کابینت رو زردرنگ کرد!

    من  بدون ناراحتی لبخندی زدم و گفتم طوری نیست و بلا فاصله با دستمال تمیزش کردم..

    استاد جانم اینها رو بعنوان نمونه گفتم تقریباً این نوع رفتار  رو در هر زمینه ای دارم

    و همه اش از فضل و کرم خداوند و به لطف آموزشهای شماست و هر روز دارم بهتر میشم در عمل به قوانین…

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای صلاتی دیگه تو این سایت الهی

    استاد جانم و استاد مریم جانم  و دوستان جانم عاشقتونم و از همه شما سپاسگزارم

    در پناه خدای مهربان شاد و سلامت و راضی و پر روزی و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 30 رای:
  2. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2070 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‌

    بنام خدا که رحمتش بی اندازه است

    و مهربانی اش همیشگی

    یا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى الْقِتالِ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَهٌ یَغْلِبُوا أَلْفاً مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَفْقَهُونَ «65»

    ای پیامبر! مؤمنان را بر  پیکار(با کفار) تشویق کن که اگر از شما بیست نفر صابر باشند بر دویست نفر پیروز می شوند، و اگر از شما صد نفر (مقاوم) باشند بر هزار نفر از کافران غلبه می یابند؛ زیرا آنان گروهی هستند (که حقایق توحید و قدرت خدا را) نمی فهمند.

    الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْکُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فِیکُمْ ضَعْفاً فَإِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَهٌ صابِرَهٌ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ أَلْفٌ یَغْلِبُوا أَلْفَیْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ «66»

    اکنون خداوند، بر شما تخفیف داد ومعلوم داشت که در شما ضعفی هست. پس اگر از شما صد نفر صابر باشند، بر دویست نفر پیروز مى‌شوند، و اگر هزار نفر (صابر) باشند، بر دو هزار نفر (از آنان) با خواست خداوند پیروز مى‌شوند. و خداوند با صابران است.

    ===================================

    خدایا هرآنچه دارم مالک اصلیش تویی و از فضل و رحمت و محبتت بمن رسیده

    ای خالق عزیزم سپاسگزارم برای بیشمار نعمتهایی که به من و عزیزانم عطا کردی

    الهی من به نا آگاهی و ناتوانی خودم در برابرت  اعتراف می کنم 

    اعلام خضوع و خشوع و فروتنی می کنم

    الهی من بدون تو هیچی هم نیستم

    دست تسلیمم بالاست و به هر خیری که برام نازل کنی سخت فقیرم

    خدای مهربانم من همیشه  و هر لحظه محتاج  هدایت و حمایت و کمکت هستم

    دستمو محکمتر تو دستت بگیر و نزار که بلغزم

    الهی کمکم کن همیشه سپاسگزارت باشم

    توفیق سپاسگزاری هر چی بیشتر به قلبم بده

    الهی من  شکر ذره ای از نعمتهایی که بمن بخشیدی رو هم نمیتونم بجا بیارم ولی هرچی درتوانم هست شکرت می کنم

    الهی برای این کامنت هم به کمکت نیاز دارم

    تو بگو تا بنویسم

    ——————-

    سلام به استاد ابراهیم نشانم

    سلام به استاد مریم جان مهربونم

    سلام به دوستای نازنینم

    الهی که حالتون عالی باشه

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای این رزق پر برکت و پر از آگاهی و زیبایی که امروز نصیبم کرد

    تحسین می کنم مژگان و زهره عزیز رو  برای همه رشد و پیشرفتهاشون و استمرار در مسیرشون و نتایج  شیرینشون

    الهی که هزاران بار بیش از این باد

    استاد جانم موندم که از کدامین از هزاران نتایج شیرین بیشماری که در این چند سال دانشجویی ام با شما داشتم بگم..

    از همزمانیها و هماهنگیها؟؟!!

    از نعمتهایی که خداوند مهربانم از اول زندگیم و حتی قبل از بدنیا اومدنم بمن داده و با شما هر روز بیشتر و بیشتر میشه؟؟!!

    از بهبودهای قدم به قدم ومستمرم که کم کم در خودم و شخصیتم و زندگیم ایجاد کردم؟؟!!

    از گردشها و سفرهای داخلی و خارجی که هم قبل از شما داشتم

    و با شما کلی زیادتر شده؟؟!!

    از در بهترین زمان و شرایط و موقعیت قرار گرفتنم و با بهترین انسانها روبرو شدنم ؟؟!!

    از روانتر شدن چرخ زندگیم و آسانتر شدنم برای آسانیهای بیشتر؟؟!!

    الهی شکر الهی شکر الهی شکر

    استاد جانم یکی دو مورد رو میگم هم بعنوان تمرین این قسمت و هم در راستای هدف و خواسته ای که دارم

    ممکنه که قبلاً هم تو کامنتهام نوشته باشم و برای صرفه جویی در وقتم نرفتم ببیننم نوشتم یا نه..

    یکیش سفر به ارمنستان بود که من و همسرجانم برای وقت مصاحبه و ویزای من در سفارت  امریکا رفته بودیم

    استاد جانم درخواست ویزارو دخترم سمیه جان که سیتیزن امریکاست داد

    و بمن و پدرش گفت که هم میتونیم بریم ترکیه که قبلاً من دوبار و همسرم یکبار  رفته بودیم و اکثریت مردمش مسلمان هستن

    و هم  میتونیم ارمنستان بریم که تابحال نرفته بودیم کشوری نا آشنا که هم دینشون  و هم زبانشون و هم فرهنگشون کلاً برای ما نا آشنا و غیر مشترک بود

    و من عامدانه وبا اینکه میترسیدم  و به  سمی جان و دخترای دیگرم این رو گفته بودم، ایروان ارمنستان رو انتخاب کردم

    خدا رو صدهزاران بار سپاس که ویزام درجا پذیرفته شد و با اینکه همه جور مدارک و مستندات با خودم برده بودم ولی هیچی از من نخواستن و فقط یکی دوتا سؤال پرسیدن وپاسپورتمو گرفتن  و گفتن ایمیل میاد برام که بعدش به دفتر پستی مخصوص مراجعه کنم..

    استاد جانم من با آموزشهای شما با اینکه معلوم نبود چه وقتی پاسپورتم میاد به همسرجان گفتم بلیط برگشت رو هم بگیریم و گرفتیم

    ما تاریخ برگشتمون جمعه  یک بعد از ظهر بود

    و بامداد پنجشنبه که من ساعت یک نیمه شب از خواب بیدار شدم دیدم ایشون نشسته و انگار احساس ناراحتی می کنه ازش پرسیدم چیشده که گفت تو قفسه سینه ام احساس ناراحتی می کنم

    من گفتم چیزی نیست احتمالاً غذای دیشب اذیتت کرده…استاد جانم خلاصه اش کنم که اونجا یکی از بزرگترین نقاط عطف کل عمرم بود

    بارها و بارها دستان خداوند رو و نشانه هاشو دیدم

    خداوند برام شاهکار کرد

    همزمانیها هماهنگیها فرشته هایی که برام فرستاد معجزاتی که غیر ممکن بنظر میرسید

    آرامشی که به قلبم داد

    که من واقعاً هنوزم که هنوزه تعجب میکنم چطور اونجوری آروم بودم که بااینکه هر روز با دخترام تماس تصویری داشتیم نزاشتم بفهمن حتی تو بیمارستان!!

    و  خداوند یک خانم دکتر ایرانی که دختر خیلی جواان و خیلی زیبای ارمنی مذهب بود که تو اون بیمارستان کار می کرد ولی در بخش دیگری غیر از بخش قلب بود رو برای کمک به من مأمور کرد و ایشون تمام کارها رو برام انجام داد مثل یک خدمتکار برام چند بار تاکسی اینترنتی گرفت همراهم اومد و در ماشین رو برام باز کرد و دوباره بست 

    چند بار تا صرافی نزدیک بیمارستان برای چنج کردن دلار همراه من اومد

    آدرس صرافی ایرانی که باهاش کار میکرد رو بمن داد

    تو بیمارستان چند بار به همسرم سر زد و خبرش رو بمن داد

    گزارش پزشکی بیمارستان رو که به ارمنی بود به انگلیسی و فارسی ترجمه کرد و بمن داد که ببرم ایران برای ادامه درمان و لازم نباشه ببرم دار الترجمه رسمی

    و تمام کارهای ترخیص رو که در ساختمونهای مختلف بود بعهده گرفت و من فقط همراهش میرفتم برای امضا

    این رو هم بگم که پزشک معالج همسرم و مسئولین  بیمارستان اجازه نمیدادن ایشون مرخص بشه، و من بامشورت با همسرم که دوبار رفتم پیشش تصمیم گرفتیم که من اعلام رضایت بدم و امضا کنم

    همه این ماجراها از وقتی که همسرم تو هتل احساس ناراحتی کرد تا وقتی که فرودگاه رفتیم و سوار هواپیما شدیم کلاً در ظرف 36 ساعت اتفاق افتاد!!

    و خانم دکتر که اسمش سما شمعیار بود  این بار هم برامون تاکسی گرفت و همراهمون اومد و درتاکسی رو برامون باز کرد و دوباره بست و بمن گفت حتماً وقتی رسیدیم ایران از وضع سلامتی همسرم بهش اطلاع بدم و کلی هردو برای هم آرزوی بهتترینها رو کردیم…

    و خدا رو میلیاردها بار شکر که به سلامتی به ایران رسیدیم

    و من وقتی خونه رسیدیم تو واتسپ براش پیام گذاشتم که همون متن رو اینجا میزارم:

    سلام خانم دکتر ما بسلامتی رسیدیم تهران

    خدا رو شکر که تو هواپیما هم هیچ مسئله ای برای همسرم پیش نیومد

    از صمیم قلبم از کمک و همراهیهای بیدریغتون سپاسگزارم

    خدا به شما خیر و برکت بده

    بهترینها رو برای شما آرزومندم

    و جواب ایشون:

    بسیار خوشحالم کردید و اینجا هم همه خیلی خیالشون راحت شد که سفرتون بدون مشکل بوده

    حتماً به بیمارستان مراجعه کنید و تحت نظر باشن

    براتون آرزوی سلامتی دارم

    —–

    خدا رو هزاران بار سپاس

    استادجانم میخواستم درباره اومدن دیروز  فریبا جان که از بچه های سایته با نام فریبا شهاب به خونه مون وهمزمانیها و اتفاقات خیلی قشنگی که افتاد بنویسم که به امد خدا در کامنت دیگری می نویسم

    و البته بعضیهاش رو امروز تو صفحه زیباییها را ببینیم نوشتم

    فقط این رو هم بگم که وقتیکه اومده بود خونه مون  اون فایل های صوتی که برای من و سمیه جان و نسیم جان بوسیله یاسمن جان که تو لوس آنجلس اومده بود دیدنتون برامون فرستاده بودین رو براش گذاشتم و با هم گوش کردیم و حسابی لذت بردیم کلی از خاطرات خوشمون برای هم تعریف کردیم

    بیشتر صحبتهامون هم درباره سایت و فایلهای استاد و کامنتهای دوستان و ارتباطاتی که با بچه های سایت دارم بود..

    استاد جانم یک پیشرفت خیلی بزرگ در چالش با همسرجانم رو امروز از شاهد بودم

    ما از دیروز غذای اضافی به اندازه ناهار امروزمون داشتیم و ایشون گفت خب دیگه اینجوری وقت می کنی دوتا کامنت هم بنویسی!!!

    که البته منظورش تا وقت ناهار خوردنمون بود ولی من  این کامنتم رو فقط نصفش رو رسیدم بنویسم

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر

    استاد جانم  شروع کردین درباره آیه ی قرآن بگین فهمیدم منظورتون کدوم آیه است، همین دو آیه ای که بالای کامنتم گذاشتم، و گفتم الان استاد جانم  میگه صابر بودن!!!

    خدا رو صدهزاران بار شکر برای صلاتی دیگر

    عاشقتونم

    خداوندد خیر دنیا و آخرت بشما عطا کنه

    خودم و همگی رو به آغوش گرم و نرم خدای مهربان میسپارم

    به امید دیدارتون در بهترین زمان و مکان

       

     

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 92 رای:
  3. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2070 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به مریم بانوی عزیزم

    سلام به دوستای عزیزم

    این فایل نشانه امروز من بود

    نکاتش رو تو نوت گوشیم یادداشت کردم و همون ها رو  اینجا می نویسم

    تا زمانی که خودمون تغییر نکنیم دنیامون تغییر نمی کنه

    اگر نتایج تغییر نمی کنه معنیش اینه که ما هنوز تغییر نکردیم

    عجله نکنیم و تکامل رو در نظر بگیریم

    وقتی که به چالش و تضادی برخورد می کنیم، و بعد از اون یه ایده ای برای حلش بما الهام میشه حرکت کنیم  اقدام کنیم

    وقتی یه هدفی رو مشخص می کنیم و براش اقدام می کنیم ممکنه تا مدتی تغییر محسوسی نبینیم ولی درحقیقت ریشه ها داره ساخته میشه زیرساختها داره تکمیل میشه و بعد نتایج بزرگ و بزرگتر میشه

    نتایج کوچیک رو مهم بدونیم و برای خودمون بزرگ جلوه اش بدیم

    و بخاطرش سپاسگزار باشیم و ازش انگیزه بگیریم برای حرکت کردن تا موفقیت هامون هی بزرگتر و گسترده تر بشه

    موفقیت ها و نعمت ها رو هی به خودمون یادآوری کنیم چون انسان فراموشکاره

    بهبود هامونو ببینیم که به نسبتی که روی خودمون کار می کنیم داره نتایج بزرگتر میشه

    هر چقدر که این روی خود کار کردن رو ادامه بدیم هی بهتر میتونیم روی خودمون کار کنیم هی راحتتر می تونیم ذهنمونو کنترل کنیم هی بهتر میتونیم تو مسیر درست قرار بگیریم و بعد به همون نسبت نتایجمون بزرگ و بزرگ و بزرگتر میشه

    قابلیت هامونو کم نبینیم فکر  نکنیم کسی حاضر نیست براشون هزینه کنه

    کار کنیم و ادامه بدیم شاید بظاهر نتیجه ای نبینیم ولی بدونیم که داریم رو به جلو حرکت می کنیم صبر کنیم تسلیم نشیم

    رسیدن به موفقیت مثل کاشتن یک دانه لوبیا یک روندی داره که باید این روند رو توی مسیر درست ادامه بدیم

    هرچند که اولش شاید در ظاهر چیزی تغییر نکرده ولی اون زیر داره کار می کنه

    وقتی کود آب و نور مناسب بهش بدیم، و ادامه بدیم، نتایج بزرگ و بزرگتر میشه…معنای صبر همینه

    خداوند در قرآن به حضرت محمد می فرماید

    ای پیامبر به مؤمنین بگو هر یک از شما بر ده نفر پیروزه  توی جنگ اگر صابر باشند(توی آیه میگه اگر از شما بیست نفر صابر باشند بر دویست نفر پیروز می شوند و اگر صد نفر باشند بر هزار نفر غلبه خواهند کرد، که همون مضمون رو میرسونه)

    حرکت کنیم و مسیر رو ادامه بدیم و صبر داشته باشیم و این چیزی که ما نداریم خدا  توی قران هم میگه انسان عجوله

    خیلی زود میخوایم نتیجه بگیریم

    این هم طبیعی هست و جزء ذات انسان بودنه

    ولی ما که قانونو میدونیم باید مرتب بخودمون یادآوری کنیم که من باید مسیر درست رو ادامه بدم

    و البته که توی این مسیر با آموزشهای استاد از همون روز اول نتایج درونی شروع میشه:

    احساس آرامش

    احساس نزدیکی به خداوند

    قلبی که بازتر شده

    سلولهایی که دارن بهتر کار می کنن

    خوابی که آرامتر شده

    از همون اول نتایج درونی مخصوصاً از طریق جسم خیلی خودشونو نشون میدن

    معده و روده و قلب بهتر کار می کنن

    از همون اول یه سری نتایج کوچیکو می بینیم مثلاً غذای خاصی تو ذهنمون میاد و بعد می بینیم مامانمون همون غذا رو پخته یا با یه دوستی میخواستیم صحبت کنیم همون موقع زنگ میزنه

    می بینیم که از وقتی که داریم روی خودمون کار می کنیم خواسته هایی که یه ذره برامون کوچیکتره تو ذهنمون داره به حقیقت می پیونده

    اما خیلی از ماها ادامه نمیدیم بخاطر این که از اول اون نتیجه بزرگ رو میخوایم صبر نداریم

    صبر به معنای تحمل نیست

    صبر به معنای ادامه دادن در مسیر هماهنگ با خواسته هامونه

    صبر به معنای حرکت کردن در یک مسیریه که ایمان دارم نتیجه میده، با پشتکار ادامه میدم با این که هنوز نتیجه بوجود نیومده

    خدا میگه اگر شما این ویژگی رو داشته باشید میتونید هر یک نفر از شما بر ده نفر پیروز بشه

    هر خواسته ای داری میشه بش برسی  اگر مسیرشو درست بری و اگر ادامه بدی مسیرو

    این اون چیزیه که خیلی از ماها فراموشش می کنیم

    خدا رو شکر بر آگاهی هایی که از این فایل گرفتم

    از استاد عزیز و مریم جان و دوستانی که در این گفتگو حضور داشتن و همه دوستان خوب دیگرم سپاسگزارم

    و برای همه بهترین ها رو از خداوند خواستارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2070 روز

    سلام علی آقای عزیز

    الهی که روز و روزگارتون پر از خیر و برکت و سلامتی باشه

    خیلی خیلی ممنونم از این همه لطف و محبتتون

    خیلی ممنونم از کامنتتون که واقعاً پر از نکته های زیبا بود 

    وقتی شروع کردم به خوندن کامنتتون انگار خود خدا داشت با من حرف میزد و دلگرمم میکرد

    که کامنت نوشتنم بهتر شده 

    که فایده ای برای خودم ودوستانم داره

    که میشه از این هم بهتر بشه

    که باید همین مسیر رو ادامه بدم  و کلی بر احساس خوبم اضافه کرد.. و خیلی خوشحال شدم..

    شما که ماشاءالله خیلی فوق العاده تر و عالیتر هستین!!

    کاملاً مشخصه که خیلی با دقت کامنتها رو مطالعه می کنین! تمرکز میزارین!

    همین کامنت شما چقدر باورهای خوبی توش وجود داره  و من کلی از شما یاد گرفتم

    خدا روصدهزار مرتبه شکر برای وجودتون

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای همه ویژگیهای  خوبتون

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای همسر و فرزندان خوبتون و همه نعمتهای زندگیتون

    الهی که میلیاردها بار بیش از این باشه

    باعث افتخار منه که میزبان شما و خانواده تون باشم و از تجربه های خودمون به همدیگه بگیم و لذت ببریم یاد بگیریم و یاد بدیم

    الهی که در بهترین زمان و شرایط فراهم بشه

    بهترین های دنیا و آخرت رو از خداوند مهربان براتون درخواست می کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای: