این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/7.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-01 07:17:592025-11-02 19:29:31تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۷
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
2 تا هدف هست که به صورت مستمر روشون تمرکز گذاشتم در حال حاظر،
یکیش در حوضه ورزش و توانایی فیزیکی هست، من خیلی وقت هست که دوست دارم حرکتی رو بزنم که اسمش فول پلانک پوش آپس هست،
و هدف دوم هم ساخت ویدیو هایی که در یوتیوب یا اینستاگرام ویو بالایی بگیره و حسابی پخش بشه.
چگونه «جوانههای کوچک» و نشانههای اولیهای که در مسیرتان میبینید را شناسایی میکنید؟
برای هدف ورزشیم خب من فاصله زیادی دارم، کاری که انجام میدم، به جای اینکه هر روز بیام خودم رو مقایسه کنم با نتیجه نهایی و بگم ای بابا خیلی فاصله دارم یا نمیشه یا هنوز خیلی ضعیفم،
میام پیشرفت های روزانم رو تو تمریناتم میبینم، یعنی توجه میکنم به اینکه مثلا تو تمرین قبلیم فقط میتونستم 10 تا شنا برم اما الان میتونم یازده تا برم و همین دیدن رشد حس خوبی بهم میده که بابا داره یه اتفاقاتی میفته و دارم حرکت میکنم و نزدیک تر میشم به خواستم.
برای هدف ویو بالا گرفتن،
من هر روز دارم ویدیو درست میکنم و نکاتی که بهشون توجه میکنم این هستش که،
اولا با خودم میگم متین تو داری یه پروسه ای رو طی میکنی برای اینکه منعطف تر بشی، برای اینکه پزیرا بشی و برای اینکه یاد بگیری راه و روشش رو بنابر این الان اصلا ما انتظار نتایج عجیب غریب نداریم و فقط مهمه که هر روز انجام بدی همین کار رو،
یه نکته مهم این هست که به هر حال من نشونه ها رو تو همین روند دارم میبینم ، چون من قبلا خودم رو میکشتم، کلی انرژی میزاشتم، کلی سعی میکردم و بعد یک هفته ویدیو ای رو میساختم که نهایتاً 700 تا ویو میخورد، اما الان همین ویدیو هایی که به سادگی طی روز درست میکنم، به راحتی 2 تا 3 هزارتا ویو میخوره و چند تا هم ویو بالا 5،6 هزارتا دارم چیزی که قبلاً اصلا تجربش نکرده بودم.
حالا همین نشونه ها به نظرم خیلی مهم هستند برای اینکه آدم تشخیص بده که در مسیر درست هست،
چون من کلا آدم خیلی با اراده و صبوری هستم و حتی میشه گفت تحمل بالایی هم دارم که این اصلا خوب نیست، چون باعث میشه تو مسیری که نشونه ای نیست و هیچ بهبود ریزی هم دیده نمیشه تو ادامه بدی و مثلا بعد 8 ماه کار کردن به خودت بیای که بابا این مسیر اشتباهه کلا و این خیلی زور داره.
بنابر این نتیجه ای که برای خودم گرفتم اینه که با کوچیکترین حرکات تو مسیر جدید باید نشونه ها رو ببینی و اگه نشونه ای نیست مسیرت مشکل داره و یه جای کار میلنگه.
نکته دیگه ای که درمورد همین خواسته ویو گرفتم در خودم دارم میبینم بعد یک ماه، این هست که
قبلا وقتی ویدیو میزاشتم و ویو نمیگرفت خیلی ساده میگفتم که ای بابا نشد اینم یعنی انگار این رو یه شانسی میدیدم که ایندفع هم برای من جواب نداده،
اما حالا بعد یه ماه مستمر کار کردن نگاهم کم کم داره تغییر میکنه و به جای اینکه بگم ای بابا نشد میرم بررسیش میکنم چرا کجای کار ایراد داره چطور میتونه بهتر باشه و حتی ایده هایی به ذهنم میاد که میرم اجراییش میکنم و نتیجه رو بهبود میبخشه مثلا یه ویدیو رو پست کردم و فقط هزار و صد تا ویو خورد ولی حسم میگفت بازم میتونه بهتر باشه ، بعد یک هفته همون ویدیو رو با یه متن بهتر که اون متن هم بهم گفته شد گذاشتم و دقیقا همون ویدیو الان 4 هزار تا ویو خورده.
در پایان، از تجربهی گذشته بگویید: جایی که صبرِ شما نتیجه را چند برابر کرد یا عجله شما را عقب انداخت. چه آموختید؟
دو سال پیش این خواسته در من شدید بود که درامد مالی خوبی داشته باشم و حتی ذهنم جوری شده بود که میگفت شاید من اصلا نتونم و برای من نمیشه و…
بعد از جایی که درامدم صفر بود برای حدودا یک سال من هیچ درامدی نداشتم و قبل اون بالاترین حقوق دریافتیم 8 میلیون بود و کارمم تولید ویدیو و موشن گرافیک بود و هست.
از اونجا شروع کردم با حس خوب و تغییر نگاه به میشود و از یه پروژه ای که حجم کار بسیار بالایی داشت ولی مبلقش کم بود، کلا 500 تومن پول میداد مشتری برای کاری که من اولین بار تو 5 روز انجامش دادم.
اما با خودم گفتم اگه بتونم این کار رو تو یه روز بزنم یعنی روزی 500 تومن میشه ماهی 15 میلیون که عددی بود که من دوست داشتم و با همین دیدگاه تمام انرژیم رو گذاشتم و بعد سه پروژه من میتونستم تو یک روز اون پروژه رو بزنم، حالا به هر حالت اونا اونقدری پروژه نداشتن که من روزانه بزنم ولی از همونجا شروع شد و من یه مشتری دیگه گرفتم اونم باز با اعداد پایین و بعد یه شرکتی رفتم کار کردن از همون اول با حقوق 16 تومن و بعد ادامه دادم و بعد یه مشتری دیگه اومد که بعد کاراشون از کم شروع شد و آروم آروم خیلی زیاد شد و من طی یه هدایتی از 6 ماه پیشش داشتم به یه کاراموزی کار خودم رو یاد میدادم و بعد جوری اوضاع پیشرفت که تمام کارهای دو تا شرکت رو داده بودم به همین کاراموزم و خودم کارای شرکت ثابتم و یه شرکت دیگه رو انجام میدادم و نتیجه بعد حدود 6 یا 7 ماه از جایی که صفر بودم و از جایی که بیشترین دریافتی ماهانم 8 بود، رسیدم به ماهی بیش از 40 تا 50 میلیون تومن در سال 1402-1403 اونم درحالی که واقعا تمام کار ها ساده بود و من اصلا سرم شلوغ نبود و به راحتی میتونستم کارهای بیشتری رو هم قبول کنم.
سپاسگزارم استاد برای فایلهای فوق العاده ای که تو سایت میزارین و چشم من رو به دنیای گسترده ای که توش هستیم باز میکنید️
امروز کاملا هدایتی از خداوند خواستم که ازاین به بعد برای کامنت هام به قرآن مراجعه کنم و هر آیه ای که برام اکمد رو بیام اینجا کپی کنم برای شما دوستان عزیزم
امیدوارم برای هممون درس و نشانه ای باشد در این آیه مقدس
*
سلام به استاد گرانقدرم که یکی از بزرگترین نعمت های زندگیم آشنایی با ایشون بوده
سلام به مریم بانوی الگو و اسوه برای بانوان این سایت بهشتی
وسلامی پر مهر به دوستان عزیزم که با خوندن کامنت های پر از حس خوبتون کلی انرژی خوب و مثبت میگیرم
بریم سراغ تمرین این بخش
گام 7
سوال:
هدف یا خواستهی بزرگی که برایش تلاش میکنید چیست؟
اول ازهمه خداوند منان رو شاکرم که یه روز دیگه از این چالش توحیدی رو فرصت دارم در صحت و سلامتی جسم وجانم انجام بدم تمرینشو
وهمچنین چقدر خوشحال شدم که یکبار دیگه در مدار شنیدن اگاهی های این فایل ارزشمند هستم
شنیدن نتایج فوق العاده دوستان عزیزم مژگان جان و زهره جان چقدر روحم رو جلا داد و چقدر لذت بردم وقتی از روند تکاملی که طی کردن صحبت کردن چقدر تحسینتون میکنم که کسب و کار شخصی و موفق خودتون رو دارید و الگوی بسیار عالی و توحیدی هستید برای من
منی که مثل زهره جان سالها زبان انگلیسی خوندم و رشتمم مترجمی بوده و کلی هم استعدادم بالاس تو درک زبانهای خارجی ولی بخاطر نداشتن عزت نفس و با ارزش ندانستن کارم و استعدادم سالهاس این تلنت در وجودم داره خاک میخوره
امیدوارم زهره جان و همچنین مژگان عزیز هرجا که هستید موفقیت هاتون روز افزون باشه و من هم بتونم یه روزی این سد باورهای اشتباه مالی رو بشکونم و جمع توحیدی شما دوستان عزیزم بپیوندم
خب بسم الله
برای تمرین این جلسه میتونم بگم از 11 سال پیش که من وارد رابطه عاطفی باهمسرم شدم بزرگترین چالش زندگیم رابطه عاطفیم بوده
از همون اول بخاطر سن کم و نداشتن تجربه و داشتن باور های بسیار نامناسب کلی از جهان و قانونمندیش چک و لگد خوردم
وهمیشه خدا تمام فکر و ذکرم بهبود رابطم بود و هرکاری که شما فکرشو بکنید من انجام دادم و تمام تلاشمو میکردم که این رابطه رو کنترل کنم و حفظ کنم
ولی زهی خیال باطل!!!
هر روز در منجلاب باورهای غلط بیشتر فرو میرفتم و قبلا هم گفتم رابطه ای که آرزوی خیلیا بود و رابطه ای که میتونست خیلی خیلی بهشتی باشه رو با دستای خودم جهنمش کردم
اونروزا که قانون رو نمیدونستم همه چیز و همه کس رو مقصر میدونستم ولی الان با قاطعیت میگم و میدونم که 100درصدشو خودم خلق کردم
خلاصه بزرگترین خواسته ی من که همواره براش تلاش کردم همین بحث بهبود رابطه عاطفیم بوده که همیشه نتیجه عکس داشت
تا زمانی که کم کم با آگاهی هایی که کسب کردم بعداز بازم کلی کج فهمی و چالش های بدتر بالخره داره نتایج خوب و خوبتر میاد و من دیگه اون آدم قبلی که برای نتایج نمیخواست تکاملشو طی کنه نیستم
استاد پرسیدید که کجا با صبر مسیر رو بهتر کردم و کجاها با عجله کردن رسیدن به نتایج رو به تعویق انداختم
میتونم بگم در کل تو همه زمینه ها از کودکی تا به الان من آدم بسیار عجولی بودم و هستم ویکی از اون پاشنه های آشیل من همین نپذیرقتن قانون تکامل بود که کلی هم بابتش ضربه خوردم
چرا؟؟؟
چون توی همین بحث روابط از وقتی قانون فهمیدم بجای اینکه بیام رو خودم کار کنم و بزارم همه چیز آروم پیش بره گفتم بزار به همسرمم بگم که باهم کار کنیم و زودتر به خواسته هامون برسیم و دیگه میتونید حدس بزنید که چه جهنمی درست میشه وقتی میخوای اول طرف مقابلتو تغییر بدی
من اصلا اون موقع ها قانون به درستی نمیفهمیدم
و درکش نمیکردم وقتی استاد از قانون تکامل و اینکه با کسی راجع به این مسائل صحبت نکنید میگفت من اصلا نمیشنیدم انگار!
و این عدم رعایت قانون کلی برام تضاد بهمراه داشت ولی همیشه میگم من دراون حد بلد بودم و خودمو سرزنش نمیکنم و بهتر از ساکن بودن و حرکت نکردن بود برام و کلی برام درس های آموزنده داشت
وحتی الان برای همون اشتباهاتم هم سپاسگزاری میکنم!
چون بخشی از من هستن و من الان رو تشکیل میدن
در نهایت میتونم بگم عجول بودنم خیلی خیلی رسیدنم به اهدافم رو به تعویق انداخت و مهمترین چیز که آرامش هست رو از من گرفته بود تو اینهمه سال!
ولی الان خداروشکر دارم با این پروژه آرام و آهسته و پیوسته جلو میرم
به نجواها در مورد عجله کردن گوش نمیکنم
به قول دوست عزیزمون مژگان جان نشانه های کوچک رو میبینم و تاییدشون میکنم و کلی انرژی میگیرم برای ادامه مسیر
و چقدر خوشحالم که کارهارو به خدا سپردم اون خدایی که ربّه
ربّ جهانیانه من تمام زندگیمو به خودش سپردم و با نتایج کاری ندارم
ازش خواستم که من رو هم مثل استاد روی شونه هاش بزاره و خودش ببره هر جایی که به صلاحمه
خداوندا خودت منو به زمان و مکان مناسب هدایت کن.
خودت منو به همزمانی ها هدایت کن.
خودت چرخ زندگیمو روغن کاری کن.
خودت دستمو بگیر و هرگز ول نکن.
هرچند همیشه گرفته بودی وگرنه الان اینجا نبودم!
خدایا خودت من رو آسان کن برای آسانی ها
وسخت کن برای سختی ها.
پروردگارم ای بزرگ و توانای مطلق ای که بر همه چیز آگاهی ای که از قلب های ما از نیت ها باخبری خودت به راه راست هدایتمون کن به راه کسانی که با آنها نعمت دادی نه راه غضب شدگان و نه راه گمراهان
من تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
دوستون دارم استاد و مریم جان عزیزدل
وهمچنین دوستان ارزشمندم که با کامنت های ارزشمندتون راهم رو هموار تر میکنید
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم و همه دوستان گلم
این صحبت ها روح من رو زنده میکنه، خدایا شکرت، تجربه دوستانم بینظیره عالیه و چه موقع خوبی این مباحث داره میاد رو سایت.
هدف یا خواستهی بزرگی که برایش تلاش میکنید چیست؟ هدف من خریدن ماشین مورد علاقمه، از پارسال این خواسته تووجود من شکل گرفته اونم از وقتی که تو این مسیر قرار گرفتم، نمیدونم باورتون میشه یا نه ولی من هیچ وقت خواسته های مالی نداشتم اصلا هیچ وقت به این فکر نمیکردم که ماشین داشته باشم یا مثلا تو رویاهام فکر کنم که خونه بخرم یا هر چیز مادی یعنی در این حد باورهام ضعیف بوده که حتی آرزوش رو هم نداشتم. اما شکر خدا الان وجودم پر از انگیزس پر از خواسته پر از تلاش برای رسیدن به اهدافم و این به زندگیم رنگ تازه داده. حالا این هدف ماشین خریدن باعث شد من کسب و کار راه اندازی کردم برای خودم، کاری که هیچ سر رشته ای نداشتم و هیچ اطلاعاتی، اما امکانات لحظم بود و از استاد یاد گرفتم با همین امکاناتی که دارم شروع کنم و چقدر هم برای من راحت و در دسترسه و برای اینکه بتونم به ماشینم برسم باید کسب و کارم روز به روز بهتر و بهتر بشه پس هدف اولم میشه رشد و پیشرفت مالی.
چگونه «جوانههای کوچک» و نشانههای اولیهای که در مسیرتان میبینید را شناسایی میکنید؟ جوانه های کوچک کار من اینکه اوایل ماهی یدونه مشتری داشتم. ولی کارمو ادامه میدادم یادمه یه روز خیلی اتفاقی با یکی از دوستام توی باشگاه هم صحبت شدیم و فهمیدم که اونم تو حوزه کاری منه خیلی این گفت وگو حس خوبی بهم داد و این دوستم راهنماییم میکرد و من اینو یه نشونه دیدم برای خودم و یادمه چندماه بعدش یه خرید خیلی خیلی عالی ازم داشت و من بهترین سود کاریم رو داشتم حتی همسرم بهم گفت من که چند ساله تو این کارم خیلی کم پیش میاد برام که فروش این مدلی داشته باشم و من اینارو هی نشونه میدیدم وتو دلم نور امید جوونه میزد. چند ماه بعد هدایت شدم به دوره دوازده قدم و چندروز که ستاره قطبی رو کار کردم و اون جلسه هدفگزاری که اهرم رنج و لذت نوشتم و بعد مکتوب کردم که مثلا از این تاریخ تا ماه بعد درامدم بشه یک میلیون تومن و بعد شگفت زده شدم هرروز مشتری میومد و من تا ماه بعد درامدم شد یک و پونصد این یک و پونصد سود خالصم بود و همینطور ماه های بعدی انجام دادم و شکر خدا برای خودم پس انداز کردم تا بتونم به هدفم برسم و همیشه میگم یه قدم دیگه نزدیک شدم به هدفم. اما من خیلی زیاد سربه هوام و از مسیر خارج میشم و دوباره برمیگردم و دارم روی این اخلاقمم کار میکنم و دارم دیسیپلین میسازم برای خودم و راجبش خوندم که دیسیپلین داشتن یعنی حتی وقتایی که حالت هم خوب نیست حتی شده یک قدم برداری بردار ولی باید هرروز قدم هات رو برداری هرچند شده کوچک.و من هروقت نا امید میشم میام داشته هایی که تو این مسیر کسب کردم رو به خودم یاداوری میکنم و راجبشون سپاسگزاری میکنم و خودم رو با گذشته مقایسه میکنم که هیچ پس اندازی نداشتم اما طی این یک سال برای خودم پس انداز دارم و از این بابت خیلی خوشحالم.
در پایان، از تجربهی گذشته بگویید: جایی که صبرِ شما نتیجه را چند برابر کرد یا عجله شما را عقب انداخت. چه آموختید؟ چیزی از این مورد یادم نمیاد چون من ادم عجولیم تو راه هدف و اصلا صبور نیستم و دقیقا همیشه عجله عقبم میندازه و مخصوصا وقتی که با چاشنی مقایسه کردن خودم با بقیه ترکیب میشه که دیگه هیچییییی واویلا، حتی چندبار باعث شد هدفم رو رها کردم و گفتم که من نمیتونم چون فلانی همین مسیرو خیلی بهتر از من خیلی زودتر از من رسیده و این مسئله نا امیدم میکرد، اما باز هم دوره دوازده قدم به دادم میرسه اونجا که استاد میگن اصلا هیییچچچچ کاری به بقیه نداشته باشین پیگیرشون نباشین که چکار دارن انجام میدن و این حرفا مثل آب میشه رو آتیش ذهنم و صداهاش رو ساکت میکنه و باعث میشه دوباره به مسیرم برگردم، ولی خداروشکر تکامل داره کار خودش رو میکنه و من خیلی اروم تر شدم و صبورتر و خیلی زیاد نسبت به قبلم بهتر شدم.
خدارو صد هزار مرتبه شکر.
استاد عزیزم،خانم شایسته عزیزم، دوستان عزیزم از همگی سپاسگزارم این مسیر بی نهایت لذت بخشه برام. و اون جلسه رزای عزیز که بی نهایت برام الهام بخش و انگیزه بخش بود. مرسی که این پروژه رو ایجاد کردین.سپاسگزارم ازتون.
خواستم اینه که ازاستقلال مالی برسم لازمش اینه اهرم رنج لذت، باورهای ثروت وتوحیدی ،احساس لیاقت کارکنم وبه ایده های گفته میشه عمل کنمهمه ی ایناروتا70 و80 درصدموفق شدم انجام بدم امادقیقا پاشنه آشیل همینه که کمال گرایی مانع این میشه که بهبودهای کوچک ببینم وسپاس گزارباسم همش به دنبال اون خونه رویایی ،ماشین ،رابطه ..هستم وحواسم نیس که بایداین نشونه های کوچیک ببینم وسپاس گزارباشم رسیدن به هرخواسته ای نیازبه تکامل داره یه شب اندام زیبانمیشه بایدهرروزورزش کرد وانصافاتوورزش متوجه درک این پروسه میشم ونشونه هارومیبینم وخوشحال میشم که دارم بهترمیشم وادامه میدم امادرموردرسیدن به خواسته های دیگه یاهنوزمسیردرست پیدانکردم که دقیقا چه کارهایی بایدانجام بدم وچه کارهایی بایدانجام ندم ویااین که صبرندارم وابسته نتیجه شدم وازپروسه لذت نمیبرم ازخدامیخوام هدایتم کن مسیربرام روشن کنه وباایمان ادامه بدم
نشونه های کوچیک دیدم که مدام به فایل های ثروت واگاهیی دراین رابطه هدایت میشم سایتموزدم و..اماصبر ندارم انتظاردارم یه شبه همه چی تغییرکنه
مثلابااین که وب سایتموزدم وکارهاموگذاشتم احساس میکنم هنوزکافی نیست سپاس گزارنیستم ومیگم خب کو کسی نیومد سفارش نداد یانخرید
دقیقادرموردخواسته قبلی به همین شکل عمل کردم که بااین که نتایج کوچیک میومد اتفاقات خوبی داشت میوفتادازصبح تاشب کارمیکردم مطالعه میکردم طوری که حتی استراحت نمیکرد ولی هنوزاحساسم خوب نبود حالم بدبود اصلانمیدیدم نتایج کوچیک اصلاسپاس گزارقدم هایی که برمیداشتم نبودم وفکرمیکردم هنوزبایدبهترباشه وواقعالذت نمیبردم وهمین احساس بدمسیربرام سخت کرد واقعاپدرم دراومد تابهش نزدیک بشم ووقتی به چیزی نمونده بودبهش برسم متوجه شدم این علاقه من نیس بایداین تکنیک که دارم کارمیکنم تغییربدم ورنگ روغن کارکنم خیلی سخت بوداون روزا این همه تلاش کردم بعدرسیدم به جایی که حس کردم تلاشام برای چیزی بوده که دوسش نداشتم هدفم اصلااشتباه بوده بزای خودم نبوده ازمقایسه اومده انتخاب هدفم برای ثابت کردن خودم به بقیه بوده وازخداهدایت خواستم وبهم گفت که همش احساس بی لیاقتی وشرک بوده که مسیرانقدربرات سخته شده فایل هدفی متفاوت برای سال جدید استادچقدربهم کمک کردفکرکنم هدفموبرای خودم بخوام کاربه نظربقیه نداشته باشم این خیلی فاکتورمهمی که فردا نیای به خودت ببینی که این هدف دوس نداشتی وتلاش هات هدررفته البته که کلی درس یادگرفتم طراحی پایه قوی شد ازپایه اصولی کارکردم وهمون باعث شد بتونم درهرتکنیکی موفق باشم متوجه شدم که نباید مقایسه کنم برای هرکاری ازخدا هدایت بخوام روی خودم حساب نکنم خواسته برای خودم باشه ومتوجه شدن دقیقا بهای رسیدن به خواسته هام چه چیزهایی بوده ومیدونم چه بهایی روبایدپرداخت کنم واون مسیرادامه بدم واون جایی که مسیراشتباه بوده برعکسش عمل کنم
ولی ناسپاسی باعث میشه ازمسیرخارج بشی ناامیدبشی دست بکشی درمورداین خواستم دست نکشیدم ولی درموردمالی رابطه نشونه هارومیبینم ولی خیلی ذوق نمیکنم ولی بایدبااحساس خوب ادامه بدم
درموردرابطه یه چالشی دارم باخودم فکرمیکنم ازدواج سخته چالش زیادداره الان راحتم بعدچطورمیخوام وقت کنم به همه ی کارهای دیگم برسم نکنه دغدغه بچه ایناهم بیاددوس ندارم ازنقاشیم دوربشم نمیخوام مشغله ذهنیم روزمرگی های مثل بچه داری ایناباشه ووقتی به اینافکرمیکنم اصلااین خواسته ازذهنم میپره
برای همین دوس دارم باکسی ازدواج کنم علاقه ای به بچه نداره مثل خانم شایسته واستادبرای خودشون زندگی میکنن الویتشون راحتی واسایش خودشون هست اصلانمیدونم وکاری هم ندارم ولی وقتی میبینم دونفرسال هاتونستن باهم باشن کلی لدت ببرن بدون دغدغه هایی که بقیه دارن میگم پس میشه ازهمه لحاظ استادیه زندگی رویایی داره که واقعا خیلی متفاوت بااکثریت جامعه وبهم امیدمیده که میشه همه چی امکان پذیرکه انقدرازادی مالی داشته باشی انقدرازادی فکری داشته باشی به سبک شخصی خودت زندگی کنی نه اونجورکه جامعه وفک وفامیل میگن
چقدرتجربیات گذشته که ظاهرش سخت وبدبود اماهمونا به چراغ راهنما و درسی شده که بهم یاداوری میکنه که اگه میخوای به خواسته هات برسی نبایدمثل فکرکنی نمونه بارزش ندیدن نتایج کوچک ولذت نبردن ازمسیر ونتیجه گرابودن وابسته بودن باعث میشه اززندگیت لذت نبری ووقتی هم احساس خوب نباشه فاصله ی رسیدن به خواسته هات پرنمیشه یاااک بهش برسی بازجروبدبختی به پوچی میرسی میبینی اون همه سختی درمقابل این نتیجه هیچی نیس
بایدازدرون باتغییرباورهام باتوجه به زیبایی ها ونعمت هام به احساس خوب برسم نه این که یه عامل بیرونی بخواددرمن احساس خوب ایجادکنه واصلااین امکان پذیرنیس همه ازجی درون شروع میشه که بیرون هم نتایجش میاد چون جهان بازتاب فرکانس های منه اگه من حالم خوب نباشه وابسته باشم ادم ها وشرایط ایده هایی هم که میاد باعث میشه حالم بدتربشه .
وبرعکس هم همینطور
پس مهم ترین چیزاحساس خوب وقتی حالم خوب باشه درمداردریافت هدایت نعمت های وایده های بهترهستم
این باورکه فکرمیکنم پول دراوردن کارسختی یارسیدن به هدفی کارسختی هست باعث میشه هرتلاشی که میکنی فکرکنی نه این کمه بایدبیشترتلاش کنم فکرکنی بایدصبح تاشب پدرخودتودربیاری که بگی این تلاش
دقیقاهمین باورداشتم که مسیرانقدربرام سخت شد چون فکرمیکنم برای رسیدن به چیری بایدخیلی تلاش کنی سختی بکشی تابگی بایداین جوری به چیزی برسم
خدایاشکرت هدایتم کردی به یادم اوردی که حواسم به این باورهاباشه درسش هابگیره تارسیدن به خواسته هام برام لذت بخش وراحت باشه
سلام به استاد عزیزم و خدمت همه دوستان با انرژی الان فهمیدم مشکل من از بی صبریه و چقدر قشنگ توصیح دادید که چطوری باید صبر کنیم و استمرار. داشته باشیم و ادامه بدیم و تکامل طی کنیم من احساس میکنم خیلی جاها انتظار نتیجه زود هنگام داشتم بخاطر همین رها کردم و ادامه ندادم این فایل یه درس بسیار بزرگی بود که وجودم بیدار بشه که من همواره تلاش کنم نتیجه بسپارم به خداوند بزرگ و پله پله رشد کنم
قبلا احساس میکردم رشد باید سریع اتفاق بیفته همه چی سریع پیش بره ولی ازوقتی استاد درمورد تکامل گفتن سعی میکنم رعایت کنم
خداروشکر میکنم دراین سایت کنار شما عزیزان قرار دارم خداروشکر بابت اینکه با استاد آشنا شدم
من بعد 5سال همراهی با این سایت میگم نوشتن یه چیز دیگه هست درصورتی که روزی چند ساعت فایل گوش میدم ولی بازم میگم نوشتن عالیه
اصلا نوشتن اون دوزاری کجتو راست میکنه
آره واقعا تکامل طی کردن رومن به عینه دیدم من با شخصیت 5سال پیشم اصلا قابل مقایسه نیستم
من تصمیم دارم دوره عزت نفس و بگیرم که شخصیت مو بیشتر بیشتر تغییر بدم
چقدر تواین مکالمه فهمیدم صبوری رکن اصلیه تو این مسیر و خداوند تو قران تاکیدش کرده
من باید مسیر درست رو برم وبقیشو به عهده خدا بزارم خیلی دستاورد کوچک بوجود میاد به محضی که استارت میزنی این مسیر رو ولی صبوری میخواد برای رسیدن به دستاوردهای بزرگ
چیزی که ازهمه بیشتر منو در این مسیر نگه میداره اون آرامشست که با دنیا عوضش نمیکنم
هر خواسته ای داشته باشی بهش میرسی اگه ادامه بدی راهتو وخسته نشی
من این تجربه تخم مرغی شمارو به شکل دیگخ ایی داشتم شما توی فایلهاتون گفتید زمانی که ویدیو کلوپ داشتید اخر شب که دخلتون رو برمیداشتید انقدر پول بوده که توی جیبتون باد میکرده و یه قلمبه پولی بوده من اینو که شنیدم و گفتم وای چقدر خوب چه حس خوبی
و همین تصویر پولهایی که انقدر زیاده که توی جیب قلمبه شده رو هی توی ذهنم میاوردم و با خودم میگفتم چقدر باحاله چقدر خفنه واقعاً
و از زمانی که من آتلیه راه انداختم شده بارها و بارها همینجوری یه قلمبه پول رو برداشتم یا توی جیب لباسم یا توی کیفم و بردم خونه
و چقدر اینو برای دوستام تعریف کردم و خندیدم و کلی کیف کردم
واقعا خیلی حس خوبیه و واقعا ادم میتونه به هرچی میخواد برسه با همین حس خوب با همین وایب خوب خیلی لذت بخشه
چقد هماهنگ با مسیر کاریه من این فایل ها کنار هم قرار گرفتند. خدایاشکرت
استاد عزیزم من تموم کارهای سمت خودم در مورد کسب و کارم رو انجام دادم تا جایی ک میدونم و شدیدا منتظر اینم ک زودی قدم بعدی رو بردارم..درصورتی ک من نمیدونم قدم بعدی چیه و هیچ پیش زمینهای هم ندارم .این موضوع باعث احساس بد در من شده ک عجول شدم .
من باید بتونم تسلیم خدا باشم و خودمو رها کنم از نتیجه و فقط روی احساس خوب الانم تمرکز کنم و تجسم خلاق داشته باشم از فضای نهایی ک میخام.
من حتما در مسیر درستم چون نشانه ها رو دیدم پس همینا رو تحسین بکنم قبلا اینام نبوده، هیچی نبود.
خدایا من تسلیم توام خودت هدایتم بکن ب راه درست راه کسانی ک ب اون ها نعمت دادهای و ن گمراهان و غضب شدگان.
خدایا من دارم تکامل خودمو طی میکنم این مسیر رو برای من اسان بکن .
خدایا تنها تورو میپرستم و تنها از تو یاری میجویم.
تویی ک همه چیزو میدونی
اگاهی
همه چیز تحت نظارت توعه
خودت شاخه رو بیار پایین واسم
راه ها رو هموار بکن
ایمان منو قوی بکن
میبینی ک چقد عجولم ولی دارم تلاش میکنم و چشمم ب توعه ، با این ایمانی ک من ندارم و اون بزرگی ک تو داری ب من ببخش و کارمو بالا ببر
منو بالاتر از خورشید و ماه بنشون
خدایا تسلیم توام منو عاشق خودت بکن
فقط قلبم ب نور تو روشن بشه
بقیهی راه روشن میشه.
خدایا دوست دارم
ایمان لغزندهی منو قبول و قوی بکن
پناه بر تو از عجلهای ک دارم از احساس ناامنی ک دارم
استاد جان اینکه موفقیت های کوچک رو برای خودمون بزرگ کنیم خیلی به ما کمک میکنه و در واقع حکم سوخت و انرژی برای حرکت ما رو دارن در این راستا من هم وقتی دوره دوازده قدم و هم دوره هم جهت بودم برای خودم کانال زدم و اعضا هم خودم و همسرم هستیم و تمام اتفاقات خوب و موفقیت های ریزو درشت خودمون و گاهی بقیه خانواده رو توی کانال مینویسم و هرچند وقت یه بار میرم و یاد آوری میکنم و کلی انرژی میگیرم …و چقد این کار باعث شده که انگیزمون رو از دست ندیم و انرژی بگیریم.
استاد من آدم عجولی بودم و هنوزم هستم البته خیلی بهتر شدم تضادی برام پیش اومد که فقط و فقط با صبر کردن حل میشه انگار خدا این تضاد رو بهم داد که صبور بودن رو یاد بگیرم و هیج چاره ای هم جز صبر کردن ندارم مساله ای راجب پسرم هست و صبر میطلبه تا تکاملش طی بشه...من این مسیر رو دارم با پشتکار ادامه میدم وایمان دارم که نتایجش عالی میشه و خداروشکر پسرم خیلی پیشرفت کرده و روز به روز گفتارش بهتره و اصلا قابل مقایسه با قبلش نیست…این صبر شیرینه و ادمو به خدا نزدیکتر میکنه و کلی هم برکت به زندگی آدم میاره و از همه مهم تر شخصیت ادمو میسازه و تحولی بزرگ اتفاق می افته مثل همون مثالی که توی 12 قدم زدین که نون ما داره مراحل پختشو طی میکنه ولی ما نمی بینیم گندم داره آرد میشه خمیر درست میشه و کلی مراحل طی میشه و در نهایت نون خوشمزه ما آماده میشه و این نیازمند صبر هست یه صبر شیرین نه تحمل تلخ…
هدف اصلی و مهم زندگیم سلامتی کامل پسرم هست و سوخت و انرژی من پیشرفت قابل توجه پسرم هست که مرتب به خودم یاد آوری میکنم که اولش چطور بودچه مسائل سختی داشتیم و الان چقدر تغییر کرده…کارهایی که لازمه رو مرتب انجام میدم و ایمان دارم که نتیجش عالی میشه…
هدف دومم مستقل شدت همسرم در کسب و کار هست که سال هاست دوس دارم اتفاق بیفته و کلی هم تلاش کردم توی کامنت قبلی 6… گفتم که این اواخر چقد خودمو به درو دیوار زدم پول و طلا گذاشتم اما دیدم که باختم چند شب پیش که بحث کوچکی پیش اومد و احساس بازنده بودن بهم دست داد و رفتم توی فکر چراغی تو ذهنم روشن شد که واضح بهم گفت که شرک ورزیدی و به من توکل نکردی و صبر نمیکنی تا برات به راحتترین روش درستش کنم…و همزمان بهم گفت دیدی چطور برای خونه جدید که ویژگی هاشو نوشته بودی چقد قشنگ بهم توکل کردی از خودم خواستی و صبررررر کردی و چقد قشنگ برات جورش کردم…. و من کشف کردم مشکلم چی بوده و باورم نمیشه شب بعدش شریک همسرم زنگ زد که من نمیخوام ادامه بدم و باید ماشین سنگین رو بفروشیم یعنی من متعجب شدم از این سرعت و قدرت قانون ب محضی که فهمیدم ایراد چیه به فاصله یک روز بعدش شرایطی فراهم شد که دیگه انشالله ماشین فروش بره و مستقل بشیم…چقد عجله ما رو عقب انداخت و انگار یه روز توکل کردن به خدا و ایمان داشتن و صبر کردن واقعی داره همه چیو درست میکنه.خدایا شکرت..بنظر من صدسال تحمل کردن و عجله در مقابل یه روز صبر و توکل و ایمان واقعی از لحاظ زمانی برای رسیدن به خواسته ها مطابقت داره..هرچی بیشتر عجول باشیم دورتر میشیم و بیشتر ضربه میخوریم هرچقدر به معنای واقعی توکل کنیم صبر پیش بگیریم زودتر و راحتتر به خواسته هامون میرسیم…من از این چندتا خواسته ای که رسیدم و دارم میرسم استاد الگو گرفتم که برای بقیه خواسته هام چکار کنم…چطور باید بخوام چطور باید توکل کنم و با آرامش صبور باشم…و چه کارهای درستی رو باید توی این پروسه انجام بدم و در نهایت هم که خدا سمت خودشو عالی انجام میشه قربونش برم..که هرچی دارم از اوست .خدا رو شکر که دارمش و مرتب کمکم میکنه هدایتم میکنه و آرومم میکنه.
به نام خدایی که هر چه دارم از آن اوست
سلام و درود و عشق
به استاد نازنینم
و خانواده صمیمی عباسمنش
خدایا شکرت که باز هم زمان مرا برکت دادی تا بتونم از تو و نعمت های تو بنویسم
استاد جانم درک تمام جاهایی که ما صبر پیشه کردیم خداوند در ها رو باز کرده
و هرجایی که با عقل خودمون خواستیم پیش بریم و عجله کردیم داخل باتلاق گیر کردیم
ما تصمیمات عجولانه ی زیادی در چند سال اخیر گرفتیم که همش از روی ترس بود
از روی بی ایمانی
از روی دیگران حساب کردن
که نتیجه شد از دست دادن تمام اون سرما یه ها و به زیر صفر رسیدن
اما اگر بخوام از صبر بگم
میتونم همین روزهایی که درش هستیم رو بگم که خداوند ما رو در آغوش خودش گرفته
از این روزهایی که ما تصمیم گرفتیم تغییر کنیم
که ما ایمان مون رو نشون بدیم
که فقط تمرکزمون روی خودمون باشه
خداوند نشونه ها رو برامون میفرسته
استاد جانم ویژگی که من سعی کردم و دارم یاد میگیرم در خودم ایجاد کنم این هست
که تمام اتفاقات زندگی از کوچیک و بزرگ از ریز و درشت رو به خداوند ربط میدم و میگم خدایا تو انجامش دادی
حتی وقتی یه کبوتری میاد پشت پنجره ی آشپزخونه میشینه من میگم خدایا تو بهش فرمان دادی که بیاد و من ببینمش و لبخند بزنم
و بگم خدایا شکرت
حتی وقتی شارژرها یاد میاره با خودم ببرم اما اتفاقات رو جوری میچینی که من برگردم خونم و یک هو از توی آینه چشمم بیوفته به شارژرم و
بگی بیا اینم شارژرت که لازم داشتی
از مشتری هایی که میفرستی به سمت همسرم
از فرزندی که به من میگه مامان وایسا و بعدش من رو سفت و محکم در آغوش میگیره
من همه ی اینها رو میبینم
و با خودم میگم خدایا تو داری لحظه به لحظه ی زندگی منو مدیریت میکنی
همین دیدن های کوچیک منو سپاس گزار تر کرده
و باعث شده من شیرینی صبر رو بچشم
هر روز داره احساس من رو بهتر میکنه
و من میگم خدایا شکرت امروزم عالی بود
بعدش فردا باز هم یک درجه نسبت به دیروزش بهتره و من میگم خدایا داری چیکار میکنی
اونجایی که حتی حرفی زده میشه و باعث ناراحتی من میشه
و من میگم اشکالی نداره شاید حواسش نیست
و بعدش کام من رو شیرین میکنی
من همه ی این نعمت های صبر رو میبینم
پس چطور میتونم صبور نباشم .
من این جریان آرام و زلال رو در این روزهای زندگیم احساسش میکنم و برای هر لحظه ش سپاس گزارم ….
خدایا شکرت
خدایا عاشقتم
خدایا من از آن روز که در بندِ توام احساس آزادی میکنم
خدایا کمکم کن در این مسیر تا هم جهت بمونم با جریان تو
هدف یا خواستهی بزرگی که برایش تلاش میکنید چیست؟
2 تا هدف هست که به صورت مستمر روشون تمرکز گذاشتم در حال حاظر،
یکیش در حوضه ورزش و توانایی فیزیکی هست، من خیلی وقت هست که دوست دارم حرکتی رو بزنم که اسمش فول پلانک پوش آپس هست،
و هدف دوم هم ساخت ویدیو هایی که در یوتیوب یا اینستاگرام ویو بالایی بگیره و حسابی پخش بشه.
چگونه «جوانههای کوچک» و نشانههای اولیهای که در مسیرتان میبینید را شناسایی میکنید؟
برای هدف ورزشیم خب من فاصله زیادی دارم، کاری که انجام میدم، به جای اینکه هر روز بیام خودم رو مقایسه کنم با نتیجه نهایی و بگم ای بابا خیلی فاصله دارم یا نمیشه یا هنوز خیلی ضعیفم،
میام پیشرفت های روزانم رو تو تمریناتم میبینم، یعنی توجه میکنم به اینکه مثلا تو تمرین قبلیم فقط میتونستم 10 تا شنا برم اما الان میتونم یازده تا برم و همین دیدن رشد حس خوبی بهم میده که بابا داره یه اتفاقاتی میفته و دارم حرکت میکنم و نزدیک تر میشم به خواستم.
برای هدف ویو بالا گرفتن،
من هر روز دارم ویدیو درست میکنم و نکاتی که بهشون توجه میکنم این هستش که،
اولا با خودم میگم متین تو داری یه پروسه ای رو طی میکنی برای اینکه منعطف تر بشی، برای اینکه پزیرا بشی و برای اینکه یاد بگیری راه و روشش رو بنابر این الان اصلا ما انتظار نتایج عجیب غریب نداریم و فقط مهمه که هر روز انجام بدی همین کار رو،
یه نکته مهم این هست که به هر حال من نشونه ها رو تو همین روند دارم میبینم ، چون من قبلا خودم رو میکشتم، کلی انرژی میزاشتم، کلی سعی میکردم و بعد یک هفته ویدیو ای رو میساختم که نهایتاً 700 تا ویو میخورد، اما الان همین ویدیو هایی که به سادگی طی روز درست میکنم، به راحتی 2 تا 3 هزارتا ویو میخوره و چند تا هم ویو بالا 5،6 هزارتا دارم چیزی که قبلاً اصلا تجربش نکرده بودم.
حالا همین نشونه ها به نظرم خیلی مهم هستند برای اینکه آدم تشخیص بده که در مسیر درست هست،
چون من کلا آدم خیلی با اراده و صبوری هستم و حتی میشه گفت تحمل بالایی هم دارم که این اصلا خوب نیست، چون باعث میشه تو مسیری که نشونه ای نیست و هیچ بهبود ریزی هم دیده نمیشه تو ادامه بدی و مثلا بعد 8 ماه کار کردن به خودت بیای که بابا این مسیر اشتباهه کلا و این خیلی زور داره.
بنابر این نتیجه ای که برای خودم گرفتم اینه که با کوچیکترین حرکات تو مسیر جدید باید نشونه ها رو ببینی و اگه نشونه ای نیست مسیرت مشکل داره و یه جای کار میلنگه.
نکته دیگه ای که درمورد همین خواسته ویو گرفتم در خودم دارم میبینم بعد یک ماه، این هست که
قبلا وقتی ویدیو میزاشتم و ویو نمیگرفت خیلی ساده میگفتم که ای بابا نشد اینم یعنی انگار این رو یه شانسی میدیدم که ایندفع هم برای من جواب نداده،
اما حالا بعد یه ماه مستمر کار کردن نگاهم کم کم داره تغییر میکنه و به جای اینکه بگم ای بابا نشد میرم بررسیش میکنم چرا کجای کار ایراد داره چطور میتونه بهتر باشه و حتی ایده هایی به ذهنم میاد که میرم اجراییش میکنم و نتیجه رو بهبود میبخشه مثلا یه ویدیو رو پست کردم و فقط هزار و صد تا ویو خورد ولی حسم میگفت بازم میتونه بهتر باشه ، بعد یک هفته همون ویدیو رو با یه متن بهتر که اون متن هم بهم گفته شد گذاشتم و دقیقا همون ویدیو الان 4 هزار تا ویو خورده.
در پایان، از تجربهی گذشته بگویید: جایی که صبرِ شما نتیجه را چند برابر کرد یا عجله شما را عقب انداخت. چه آموختید؟
دو سال پیش این خواسته در من شدید بود که درامد مالی خوبی داشته باشم و حتی ذهنم جوری شده بود که میگفت شاید من اصلا نتونم و برای من نمیشه و…
بعد از جایی که درامدم صفر بود برای حدودا یک سال من هیچ درامدی نداشتم و قبل اون بالاترین حقوق دریافتیم 8 میلیون بود و کارمم تولید ویدیو و موشن گرافیک بود و هست.
از اونجا شروع کردم با حس خوب و تغییر نگاه به میشود و از یه پروژه ای که حجم کار بسیار بالایی داشت ولی مبلقش کم بود، کلا 500 تومن پول میداد مشتری برای کاری که من اولین بار تو 5 روز انجامش دادم.
اما با خودم گفتم اگه بتونم این کار رو تو یه روز بزنم یعنی روزی 500 تومن میشه ماهی 15 میلیون که عددی بود که من دوست داشتم و با همین دیدگاه تمام انرژیم رو گذاشتم و بعد سه پروژه من میتونستم تو یک روز اون پروژه رو بزنم، حالا به هر حالت اونا اونقدری پروژه نداشتن که من روزانه بزنم ولی از همونجا شروع شد و من یه مشتری دیگه گرفتم اونم باز با اعداد پایین و بعد یه شرکتی رفتم کار کردن از همون اول با حقوق 16 تومن و بعد ادامه دادم و بعد یه مشتری دیگه اومد که بعد کاراشون از کم شروع شد و آروم آروم خیلی زیاد شد و من طی یه هدایتی از 6 ماه پیشش داشتم به یه کاراموزی کار خودم رو یاد میدادم و بعد جوری اوضاع پیشرفت که تمام کارهای دو تا شرکت رو داده بودم به همین کاراموزم و خودم کارای شرکت ثابتم و یه شرکت دیگه رو انجام میدادم و نتیجه بعد حدود 6 یا 7 ماه از جایی که صفر بودم و از جایی که بیشترین دریافتی ماهانم 8 بود، رسیدم به ماهی بیش از 40 تا 50 میلیون تومن در سال 1402-1403 اونم درحالی که واقعا تمام کار ها ساده بود و من اصلا سرم شلوغ نبود و به راحتی میتونستم کارهای بیشتری رو هم قبول کنم.
سپاسگزارم استاد برای فایلهای فوق العاده ای که تو سایت میزارین و چشم من رو به دنیای گسترده ای که توش هستیم باز میکنید️
به نام الله یکتا تنها فرمانروای حاکم برجهان هستی
خداوندا هر آنچه که دارم از آن توست
وَالَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَمَن یَکُنِ الشَّیْطَانُ لَهُ قَرِینًا فَسَاءَ قَرِینًا
ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﺍﻣﻮﺍﻟﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﻱ ﺭﻳﺎ ﻭ ﺧﻮﺩﻧﻤﺎﻳﻲ ﺑﻪ ﻣﺮﺩم ﺍﻧﻔﺎﻕ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ، ﻭ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺭﻭﺯ ﻗﻴﺎﻣﺖ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ [ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﻫﻤﺪم ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺳﺖ ]. ﻭ ﻫﺮ ﻛﺲ ﺷﻴﻄﺎﻥ ﻫﻤﺪم ﺍﻭ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻲ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﺑﺪ ﻫﻤﺪﻣﻰ ﺍﺳﺖ(٣٨)
امروز کاملا هدایتی از خداوند خواستم که ازاین به بعد برای کامنت هام به قرآن مراجعه کنم و هر آیه ای که برام اکمد رو بیام اینجا کپی کنم برای شما دوستان عزیزم
امیدوارم برای هممون درس و نشانه ای باشد در این آیه مقدس
*
سلام به استاد گرانقدرم که یکی از بزرگترین نعمت های زندگیم آشنایی با ایشون بوده
سلام به مریم بانوی الگو و اسوه برای بانوان این سایت بهشتی
وسلامی پر مهر به دوستان عزیزم که با خوندن کامنت های پر از حس خوبتون کلی انرژی خوب و مثبت میگیرم
بریم سراغ تمرین این بخش
گام 7
سوال:
هدف یا خواستهی بزرگی که برایش تلاش میکنید چیست؟
اول ازهمه خداوند منان رو شاکرم که یه روز دیگه از این چالش توحیدی رو فرصت دارم در صحت و سلامتی جسم وجانم انجام بدم تمرینشو
وهمچنین چقدر خوشحال شدم که یکبار دیگه در مدار شنیدن اگاهی های این فایل ارزشمند هستم
شنیدن نتایج فوق العاده دوستان عزیزم مژگان جان و زهره جان چقدر روحم رو جلا داد و چقدر لذت بردم وقتی از روند تکاملی که طی کردن صحبت کردن چقدر تحسینتون میکنم که کسب و کار شخصی و موفق خودتون رو دارید و الگوی بسیار عالی و توحیدی هستید برای من
منی که مثل زهره جان سالها زبان انگلیسی خوندم و رشتمم مترجمی بوده و کلی هم استعدادم بالاس تو درک زبانهای خارجی ولی بخاطر نداشتن عزت نفس و با ارزش ندانستن کارم و استعدادم سالهاس این تلنت در وجودم داره خاک میخوره
امیدوارم زهره جان و همچنین مژگان عزیز هرجا که هستید موفقیت هاتون روز افزون باشه و من هم بتونم یه روزی این سد باورهای اشتباه مالی رو بشکونم و جمع توحیدی شما دوستان عزیزم بپیوندم
خب بسم الله
برای تمرین این جلسه میتونم بگم از 11 سال پیش که من وارد رابطه عاطفی باهمسرم شدم بزرگترین چالش زندگیم رابطه عاطفیم بوده
از همون اول بخاطر سن کم و نداشتن تجربه و داشتن باور های بسیار نامناسب کلی از جهان و قانونمندیش چک و لگد خوردم
وهمیشه خدا تمام فکر و ذکرم بهبود رابطم بود و هرکاری که شما فکرشو بکنید من انجام دادم و تمام تلاشمو میکردم که این رابطه رو کنترل کنم و حفظ کنم
ولی زهی خیال باطل!!!
هر روز در منجلاب باورهای غلط بیشتر فرو میرفتم و قبلا هم گفتم رابطه ای که آرزوی خیلیا بود و رابطه ای که میتونست خیلی خیلی بهشتی باشه رو با دستای خودم جهنمش کردم
اونروزا که قانون رو نمیدونستم همه چیز و همه کس رو مقصر میدونستم ولی الان با قاطعیت میگم و میدونم که 100درصدشو خودم خلق کردم
خلاصه بزرگترین خواسته ی من که همواره براش تلاش کردم همین بحث بهبود رابطه عاطفیم بوده که همیشه نتیجه عکس داشت
تا زمانی که کم کم با آگاهی هایی که کسب کردم بعداز بازم کلی کج فهمی و چالش های بدتر بالخره داره نتایج خوب و خوبتر میاد و من دیگه اون آدم قبلی که برای نتایج نمیخواست تکاملشو طی کنه نیستم
استاد پرسیدید که کجا با صبر مسیر رو بهتر کردم و کجاها با عجله کردن رسیدن به نتایج رو به تعویق انداختم
میتونم بگم در کل تو همه زمینه ها از کودکی تا به الان من آدم بسیار عجولی بودم و هستم ویکی از اون پاشنه های آشیل من همین نپذیرقتن قانون تکامل بود که کلی هم بابتش ضربه خوردم
چرا؟؟؟
چون توی همین بحث روابط از وقتی قانون فهمیدم بجای اینکه بیام رو خودم کار کنم و بزارم همه چیز آروم پیش بره گفتم بزار به همسرمم بگم که باهم کار کنیم و زودتر به خواسته هامون برسیم و دیگه میتونید حدس بزنید که چه جهنمی درست میشه وقتی میخوای اول طرف مقابلتو تغییر بدی
من اصلا اون موقع ها قانون به درستی نمیفهمیدم
و درکش نمیکردم وقتی استاد از قانون تکامل و اینکه با کسی راجع به این مسائل صحبت نکنید میگفت من اصلا نمیشنیدم انگار!
و این عدم رعایت قانون کلی برام تضاد بهمراه داشت ولی همیشه میگم من دراون حد بلد بودم و خودمو سرزنش نمیکنم و بهتر از ساکن بودن و حرکت نکردن بود برام و کلی برام درس های آموزنده داشت
وحتی الان برای همون اشتباهاتم هم سپاسگزاری میکنم!
چون بخشی از من هستن و من الان رو تشکیل میدن
در نهایت میتونم بگم عجول بودنم خیلی خیلی رسیدنم به اهدافم رو به تعویق انداخت و مهمترین چیز که آرامش هست رو از من گرفته بود تو اینهمه سال!
ولی الان خداروشکر دارم با این پروژه آرام و آهسته و پیوسته جلو میرم
به نجواها در مورد عجله کردن گوش نمیکنم
به قول دوست عزیزمون مژگان جان نشانه های کوچک رو میبینم و تاییدشون میکنم و کلی انرژی میگیرم برای ادامه مسیر
و چقدر خوشحالم که کارهارو به خدا سپردم اون خدایی که ربّه
ربّ جهانیانه من تمام زندگیمو به خودش سپردم و با نتایج کاری ندارم
ازش خواستم که من رو هم مثل استاد روی شونه هاش بزاره و خودش ببره هر جایی که به صلاحمه
خداوندا خودت منو به زمان و مکان مناسب هدایت کن.
خودت منو به همزمانی ها هدایت کن.
خودت چرخ زندگیمو روغن کاری کن.
خودت دستمو بگیر و هرگز ول نکن.
هرچند همیشه گرفته بودی وگرنه الان اینجا نبودم!
خدایا خودت من رو آسان کن برای آسانی ها
وسخت کن برای سختی ها.
پروردگارم ای بزرگ و توانای مطلق ای که بر همه چیز آگاهی ای که از قلب های ما از نیت ها باخبری خودت به راه راست هدایتمون کن به راه کسانی که با آنها نعمت دادی نه راه غضب شدگان و نه راه گمراهان
من تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
دوستون دارم استاد و مریم جان عزیزدل
وهمچنین دوستان ارزشمندم که با کامنت های ارزشمندتون راهم رو هموار تر میکنید
ممنونم از همتون
در پناه الله یکتا
به نام خدای مهربونم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم و همه دوستان گلم
این صحبت ها روح من رو زنده میکنه، خدایا شکرت، تجربه دوستانم بینظیره عالیه و چه موقع خوبی این مباحث داره میاد رو سایت.
هدف یا خواستهی بزرگی که برایش تلاش میکنید چیست؟ هدف من خریدن ماشین مورد علاقمه، از پارسال این خواسته تووجود من شکل گرفته اونم از وقتی که تو این مسیر قرار گرفتم، نمیدونم باورتون میشه یا نه ولی من هیچ وقت خواسته های مالی نداشتم اصلا هیچ وقت به این فکر نمیکردم که ماشین داشته باشم یا مثلا تو رویاهام فکر کنم که خونه بخرم یا هر چیز مادی یعنی در این حد باورهام ضعیف بوده که حتی آرزوش رو هم نداشتم. اما شکر خدا الان وجودم پر از انگیزس پر از خواسته پر از تلاش برای رسیدن به اهدافم و این به زندگیم رنگ تازه داده. حالا این هدف ماشین خریدن باعث شد من کسب و کار راه اندازی کردم برای خودم، کاری که هیچ سر رشته ای نداشتم و هیچ اطلاعاتی، اما امکانات لحظم بود و از استاد یاد گرفتم با همین امکاناتی که دارم شروع کنم و چقدر هم برای من راحت و در دسترسه و برای اینکه بتونم به ماشینم برسم باید کسب و کارم روز به روز بهتر و بهتر بشه پس هدف اولم میشه رشد و پیشرفت مالی.
چگونه «جوانههای کوچک» و نشانههای اولیهای که در مسیرتان میبینید را شناسایی میکنید؟ جوانه های کوچک کار من اینکه اوایل ماهی یدونه مشتری داشتم. ولی کارمو ادامه میدادم یادمه یه روز خیلی اتفاقی با یکی از دوستام توی باشگاه هم صحبت شدیم و فهمیدم که اونم تو حوزه کاری منه خیلی این گفت وگو حس خوبی بهم داد و این دوستم راهنماییم میکرد و من اینو یه نشونه دیدم برای خودم و یادمه چندماه بعدش یه خرید خیلی خیلی عالی ازم داشت و من بهترین سود کاریم رو داشتم حتی همسرم بهم گفت من که چند ساله تو این کارم خیلی کم پیش میاد برام که فروش این مدلی داشته باشم و من اینارو هی نشونه میدیدم وتو دلم نور امید جوونه میزد. چند ماه بعد هدایت شدم به دوره دوازده قدم و چندروز که ستاره قطبی رو کار کردم و اون جلسه هدفگزاری که اهرم رنج و لذت نوشتم و بعد مکتوب کردم که مثلا از این تاریخ تا ماه بعد درامدم بشه یک میلیون تومن و بعد شگفت زده شدم هرروز مشتری میومد و من تا ماه بعد درامدم شد یک و پونصد این یک و پونصد سود خالصم بود و همینطور ماه های بعدی انجام دادم و شکر خدا برای خودم پس انداز کردم تا بتونم به هدفم برسم و همیشه میگم یه قدم دیگه نزدیک شدم به هدفم. اما من خیلی زیاد سربه هوام و از مسیر خارج میشم و دوباره برمیگردم و دارم روی این اخلاقمم کار میکنم و دارم دیسیپلین میسازم برای خودم و راجبش خوندم که دیسیپلین داشتن یعنی حتی وقتایی که حالت هم خوب نیست حتی شده یک قدم برداری بردار ولی باید هرروز قدم هات رو برداری هرچند شده کوچک.و من هروقت نا امید میشم میام داشته هایی که تو این مسیر کسب کردم رو به خودم یاداوری میکنم و راجبشون سپاسگزاری میکنم و خودم رو با گذشته مقایسه میکنم که هیچ پس اندازی نداشتم اما طی این یک سال برای خودم پس انداز دارم و از این بابت خیلی خوشحالم.
در پایان، از تجربهی گذشته بگویید: جایی که صبرِ شما نتیجه را چند برابر کرد یا عجله شما را عقب انداخت. چه آموختید؟ چیزی از این مورد یادم نمیاد چون من ادم عجولیم تو راه هدف و اصلا صبور نیستم و دقیقا همیشه عجله عقبم میندازه و مخصوصا وقتی که با چاشنی مقایسه کردن خودم با بقیه ترکیب میشه که دیگه هیچییییی واویلا، حتی چندبار باعث شد هدفم رو رها کردم و گفتم که من نمیتونم چون فلانی همین مسیرو خیلی بهتر از من خیلی زودتر از من رسیده و این مسئله نا امیدم میکرد، اما باز هم دوره دوازده قدم به دادم میرسه اونجا که استاد میگن اصلا هیییچچچچ کاری به بقیه نداشته باشین پیگیرشون نباشین که چکار دارن انجام میدن و این حرفا مثل آب میشه رو آتیش ذهنم و صداهاش رو ساکت میکنه و باعث میشه دوباره به مسیرم برگردم، ولی خداروشکر تکامل داره کار خودش رو میکنه و من خیلی اروم تر شدم و صبورتر و خیلی زیاد نسبت به قبلم بهتر شدم.
خدارو صد هزار مرتبه شکر.
استاد عزیزم،خانم شایسته عزیزم، دوستان عزیزم از همگی سپاسگزارم این مسیر بی نهایت لذت بخشه برام. و اون جلسه رزای عزیز که بی نهایت برام الهام بخش و انگیزه بخش بود. مرسی که این پروژه رو ایجاد کردین.سپاسگزارم ازتون.
خواستم اینه که ازاستقلال مالی برسم لازمش اینه اهرم رنج لذت، باورهای ثروت وتوحیدی ،احساس لیاقت کارکنم وبه ایده های گفته میشه عمل کنمهمه ی ایناروتا70 و80 درصدموفق شدم انجام بدم امادقیقا پاشنه آشیل همینه که کمال گرایی مانع این میشه که بهبودهای کوچک ببینم وسپاس گزارباسم همش به دنبال اون خونه رویایی ،ماشین ،رابطه ..هستم وحواسم نیس که بایداین نشونه های کوچیک ببینم وسپاس گزارباشم رسیدن به هرخواسته ای نیازبه تکامل داره یه شب اندام زیبانمیشه بایدهرروزورزش کرد وانصافاتوورزش متوجه درک این پروسه میشم ونشونه هارومیبینم وخوشحال میشم که دارم بهترمیشم وادامه میدم امادرموردرسیدن به خواسته های دیگه یاهنوزمسیردرست پیدانکردم که دقیقا چه کارهایی بایدانجام بدم وچه کارهایی بایدانجام ندم ویااین که صبرندارم وابسته نتیجه شدم وازپروسه لذت نمیبرم ازخدامیخوام هدایتم کن مسیربرام روشن کنه وباایمان ادامه بدم
نشونه های کوچیک دیدم که مدام به فایل های ثروت واگاهیی دراین رابطه هدایت میشم سایتموزدم و..اماصبر ندارم انتظاردارم یه شبه همه چی تغییرکنه
مثلابااین که وب سایتموزدم وکارهاموگذاشتم احساس میکنم هنوزکافی نیست سپاس گزارنیستم ومیگم خب کو کسی نیومد سفارش نداد یانخرید
دقیقادرموردخواسته قبلی به همین شکل عمل کردم که بااین که نتایج کوچیک میومد اتفاقات خوبی داشت میوفتادازصبح تاشب کارمیکردم مطالعه میکردم طوری که حتی استراحت نمیکرد ولی هنوزاحساسم خوب نبود حالم بدبود اصلانمیدیدم نتایج کوچیک اصلاسپاس گزارقدم هایی که برمیداشتم نبودم وفکرمیکردم هنوزبایدبهترباشه وواقعالذت نمیبردم وهمین احساس بدمسیربرام سخت کرد واقعاپدرم دراومد تابهش نزدیک بشم ووقتی به چیزی نمونده بودبهش برسم متوجه شدم این علاقه من نیس بایداین تکنیک که دارم کارمیکنم تغییربدم ورنگ روغن کارکنم خیلی سخت بوداون روزا این همه تلاش کردم بعدرسیدم به جایی که حس کردم تلاشام برای چیزی بوده که دوسش نداشتم هدفم اصلااشتباه بوده بزای خودم نبوده ازمقایسه اومده انتخاب هدفم برای ثابت کردن خودم به بقیه بوده وازخداهدایت خواستم وبهم گفت که همش احساس بی لیاقتی وشرک بوده که مسیرانقدربرات سخته شده فایل هدفی متفاوت برای سال جدید استادچقدربهم کمک کردفکرکنم هدفموبرای خودم بخوام کاربه نظربقیه نداشته باشم این خیلی فاکتورمهمی که فردا نیای به خودت ببینی که این هدف دوس نداشتی وتلاش هات هدررفته البته که کلی درس یادگرفتم طراحی پایه قوی شد ازپایه اصولی کارکردم وهمون باعث شد بتونم درهرتکنیکی موفق باشم متوجه شدم که نباید مقایسه کنم برای هرکاری ازخدا هدایت بخوام روی خودم حساب نکنم خواسته برای خودم باشه ومتوجه شدن دقیقا بهای رسیدن به خواسته هام چه چیزهایی بوده ومیدونم چه بهایی روبایدپرداخت کنم واون مسیرادامه بدم واون جایی که مسیراشتباه بوده برعکسش عمل کنم
ولی ناسپاسی باعث میشه ازمسیرخارج بشی ناامیدبشی دست بکشی درمورداین خواستم دست نکشیدم ولی درموردمالی رابطه نشونه هارومیبینم ولی خیلی ذوق نمیکنم ولی بایدبااحساس خوب ادامه بدم
درموردرابطه یه چالشی دارم باخودم فکرمیکنم ازدواج سخته چالش زیادداره الان راحتم بعدچطورمیخوام وقت کنم به همه ی کارهای دیگم برسم نکنه دغدغه بچه ایناهم بیاددوس ندارم ازنقاشیم دوربشم نمیخوام مشغله ذهنیم روزمرگی های مثل بچه داری ایناباشه ووقتی به اینافکرمیکنم اصلااین خواسته ازذهنم میپره
برای همین دوس دارم باکسی ازدواج کنم علاقه ای به بچه نداره مثل خانم شایسته واستادبرای خودشون زندگی میکنن الویتشون راحتی واسایش خودشون هست اصلانمیدونم وکاری هم ندارم ولی وقتی میبینم دونفرسال هاتونستن باهم باشن کلی لدت ببرن بدون دغدغه هایی که بقیه دارن میگم پس میشه ازهمه لحاظ استادیه زندگی رویایی داره که واقعا خیلی متفاوت بااکثریت جامعه وبهم امیدمیده که میشه همه چی امکان پذیرکه انقدرازادی مالی داشته باشی انقدرازادی فکری داشته باشی به سبک شخصی خودت زندگی کنی نه اونجورکه جامعه وفک وفامیل میگن
چقدرتجربیات گذشته که ظاهرش سخت وبدبود اماهمونا به چراغ راهنما و درسی شده که بهم یاداوری میکنه که اگه میخوای به خواسته هات برسی نبایدمثل فکرکنی نمونه بارزش ندیدن نتایج کوچک ولذت نبردن ازمسیر ونتیجه گرابودن وابسته بودن باعث میشه اززندگیت لذت نبری ووقتی هم احساس خوب نباشه فاصله ی رسیدن به خواسته هات پرنمیشه یاااک بهش برسی بازجروبدبختی به پوچی میرسی میبینی اون همه سختی درمقابل این نتیجه هیچی نیس
بایدازدرون باتغییرباورهام باتوجه به زیبایی ها ونعمت هام به احساس خوب برسم نه این که یه عامل بیرونی بخواددرمن احساس خوب ایجادکنه واصلااین امکان پذیرنیس همه ازجی درون شروع میشه که بیرون هم نتایجش میاد چون جهان بازتاب فرکانس های منه اگه من حالم خوب نباشه وابسته باشم ادم ها وشرایط ایده هایی هم که میاد باعث میشه حالم بدتربشه .
وبرعکس هم همینطور
پس مهم ترین چیزاحساس خوب وقتی حالم خوب باشه درمداردریافت هدایت نعمت های وایده های بهترهستم
این باورکه فکرمیکنم پول دراوردن کارسختی یارسیدن به هدفی کارسختی هست باعث میشه هرتلاشی که میکنی فکرکنی نه این کمه بایدبیشترتلاش کنم فکرکنی بایدصبح تاشب پدرخودتودربیاری که بگی این تلاش
دقیقاهمین باورداشتم که مسیرانقدربرام سخت شد چون فکرمیکنم برای رسیدن به چیری بایدخیلی تلاش کنی سختی بکشی تابگی بایداین جوری به چیزی برسم
خدایاشکرت هدایتم کردی به یادم اوردی که حواسم به این باورهاباشه درسش هابگیره تارسیدن به خواسته هام برام لذت بخش وراحت باشه
سلام به استاد عزیزم و خدمت همه دوستان با انرژی الان فهمیدم مشکل من از بی صبریه و چقدر قشنگ توصیح دادید که چطوری باید صبر کنیم و استمرار. داشته باشیم و ادامه بدیم و تکامل طی کنیم من احساس میکنم خیلی جاها انتظار نتیجه زود هنگام داشتم بخاطر همین رها کردم و ادامه ندادم این فایل یه درس بسیار بزرگی بود که وجودم بیدار بشه که من همواره تلاش کنم نتیجه بسپارم به خداوند بزرگ و پله پله رشد کنم
قبلا احساس میکردم رشد باید سریع اتفاق بیفته همه چی سریع پیش بره ولی ازوقتی استاد درمورد تکامل گفتن سعی میکنم رعایت کنم
خداروشکر میکنم دراین سایت کنار شما عزیزان قرار دارم خداروشکر بابت اینکه با استاد آشنا شدم
خداروشکر در مسیر آگاهی و پیشرفتم
باسلام خدمت همه عزیزان
من بعد 5سال همراهی با این سایت میگم نوشتن یه چیز دیگه هست درصورتی که روزی چند ساعت فایل گوش میدم ولی بازم میگم نوشتن عالیه
اصلا نوشتن اون دوزاری کجتو راست میکنه
آره واقعا تکامل طی کردن رومن به عینه دیدم من با شخصیت 5سال پیشم اصلا قابل مقایسه نیستم
من تصمیم دارم دوره عزت نفس و بگیرم که شخصیت مو بیشتر بیشتر تغییر بدم
چقدر تواین مکالمه فهمیدم صبوری رکن اصلیه تو این مسیر و خداوند تو قران تاکیدش کرده
من باید مسیر درست رو برم وبقیشو به عهده خدا بزارم خیلی دستاورد کوچک بوجود میاد به محضی که استارت میزنی این مسیر رو ولی صبوری میخواد برای رسیدن به دستاوردهای بزرگ
چیزی که ازهمه بیشتر منو در این مسیر نگه میداره اون آرامشست که با دنیا عوضش نمیکنم
هر خواسته ای داشته باشی بهش میرسی اگه ادامه بدی راهتو وخسته نشی
خدایا شکرت برای بودن دراین هدایت بهشتی
سلام به استاد عزیز
من این تجربه تخم مرغی شمارو به شکل دیگخ ایی داشتم شما توی فایلهاتون گفتید زمانی که ویدیو کلوپ داشتید اخر شب که دخلتون رو برمیداشتید انقدر پول بوده که توی جیبتون باد میکرده و یه قلمبه پولی بوده من اینو که شنیدم و گفتم وای چقدر خوب چه حس خوبی
و همین تصویر پولهایی که انقدر زیاده که توی جیب قلمبه شده رو هی توی ذهنم میاوردم و با خودم میگفتم چقدر باحاله چقدر خفنه واقعاً
و از زمانی که من آتلیه راه انداختم شده بارها و بارها همینجوری یه قلمبه پول رو برداشتم یا توی جیب لباسم یا توی کیفم و بردم خونه
و چقدر اینو برای دوستام تعریف کردم و خندیدم و کلی کیف کردم
واقعا خیلی حس خوبیه و واقعا ادم میتونه به هرچی میخواد برسه با همین حس خوب با همین وایب خوب خیلی لذت بخشه
گفتم این یادگاری رو از خودم اینجا داشته باشم
دوستتون دارم روزتون بخیر
به نام خداوند بخشنده و بسیار مهربان
چقد هماهنگ با مسیر کاریه من این فایل ها کنار هم قرار گرفتند. خدایاشکرت
استاد عزیزم من تموم کارهای سمت خودم در مورد کسب و کارم رو انجام دادم تا جایی ک میدونم و شدیدا منتظر اینم ک زودی قدم بعدی رو بردارم..درصورتی ک من نمیدونم قدم بعدی چیه و هیچ پیش زمینهای هم ندارم .این موضوع باعث احساس بد در من شده ک عجول شدم .
من باید بتونم تسلیم خدا باشم و خودمو رها کنم از نتیجه و فقط روی احساس خوب الانم تمرکز کنم و تجسم خلاق داشته باشم از فضای نهایی ک میخام.
من حتما در مسیر درستم چون نشانه ها رو دیدم پس همینا رو تحسین بکنم قبلا اینام نبوده، هیچی نبود.
خدایا من تسلیم توام خودت هدایتم بکن ب راه درست راه کسانی ک ب اون ها نعمت دادهای و ن گمراهان و غضب شدگان.
خدایا من دارم تکامل خودمو طی میکنم این مسیر رو برای من اسان بکن .
خدایا تنها تورو میپرستم و تنها از تو یاری میجویم.
تویی ک همه چیزو میدونی
اگاهی
همه چیز تحت نظارت توعه
خودت شاخه رو بیار پایین واسم
راه ها رو هموار بکن
ایمان منو قوی بکن
میبینی ک چقد عجولم ولی دارم تلاش میکنم و چشمم ب توعه ، با این ایمانی ک من ندارم و اون بزرگی ک تو داری ب من ببخش و کارمو بالا ببر
منو بالاتر از خورشید و ماه بنشون
خدایا تسلیم توام منو عاشق خودت بکن
فقط قلبم ب نور تو روشن بشه
بقیهی راه روشن میشه.
خدایا دوست دارم
ایمان لغزندهی منو قبول و قوی بکن
پناه بر تو از عجلهای ک دارم از احساس ناامنی ک دارم
چ کسی وفادار تر از خداوند ب عهد خویش است؟!
ایا خداوند برای بندهی خویش کافی نیست؟!
بنام خدا
سلام استاد خوبم (حدیث)
استاد جان اینکه موفقیت های کوچک رو برای خودمون بزرگ کنیم خیلی به ما کمک میکنه و در واقع حکم سوخت و انرژی برای حرکت ما رو دارن در این راستا من هم وقتی دوره دوازده قدم و هم دوره هم جهت بودم برای خودم کانال زدم و اعضا هم خودم و همسرم هستیم و تمام اتفاقات خوب و موفقیت های ریزو درشت خودمون و گاهی بقیه خانواده رو توی کانال مینویسم و هرچند وقت یه بار میرم و یاد آوری میکنم و کلی انرژی میگیرم …و چقد این کار باعث شده که انگیزمون رو از دست ندیم و انرژی بگیریم.
استاد من آدم عجولی بودم و هنوزم هستم البته خیلی بهتر شدم تضادی برام پیش اومد که فقط و فقط با صبر کردن حل میشه انگار خدا این تضاد رو بهم داد که صبور بودن رو یاد بگیرم و هیج چاره ای هم جز صبر کردن ندارم مساله ای راجب پسرم هست و صبر میطلبه تا تکاملش طی بشه...من این مسیر رو دارم با پشتکار ادامه میدم وایمان دارم که نتایجش عالی میشه و خداروشکر پسرم خیلی پیشرفت کرده و روز به روز گفتارش بهتره و اصلا قابل مقایسه با قبلش نیست…این صبر شیرینه و ادمو به خدا نزدیکتر میکنه و کلی هم برکت به زندگی آدم میاره و از همه مهم تر شخصیت ادمو میسازه و تحولی بزرگ اتفاق می افته مثل همون مثالی که توی 12 قدم زدین که نون ما داره مراحل پختشو طی میکنه ولی ما نمی بینیم گندم داره آرد میشه خمیر درست میشه و کلی مراحل طی میشه و در نهایت نون خوشمزه ما آماده میشه و این نیازمند صبر هست یه صبر شیرین نه تحمل تلخ…
هدف اصلی و مهم زندگیم سلامتی کامل پسرم هست و سوخت و انرژی من پیشرفت قابل توجه پسرم هست که مرتب به خودم یاد آوری میکنم که اولش چطور بودچه مسائل سختی داشتیم و الان چقدر تغییر کرده…کارهایی که لازمه رو مرتب انجام میدم و ایمان دارم که نتیجش عالی میشه…
هدف دومم مستقل شدت همسرم در کسب و کار هست که سال هاست دوس دارم اتفاق بیفته و کلی هم تلاش کردم توی کامنت قبلی 6… گفتم که این اواخر چقد خودمو به درو دیوار زدم پول و طلا گذاشتم اما دیدم که باختم چند شب پیش که بحث کوچکی پیش اومد و احساس بازنده بودن بهم دست داد و رفتم توی فکر چراغی تو ذهنم روشن شد که واضح بهم گفت که شرک ورزیدی و به من توکل نکردی و صبر نمیکنی تا برات به راحتترین روش درستش کنم…و همزمان بهم گفت دیدی چطور برای خونه جدید که ویژگی هاشو نوشته بودی چقد قشنگ بهم توکل کردی از خودم خواستی و صبررررر کردی و چقد قشنگ برات جورش کردم…. و من کشف کردم مشکلم چی بوده و باورم نمیشه شب بعدش شریک همسرم زنگ زد که من نمیخوام ادامه بدم و باید ماشین سنگین رو بفروشیم یعنی من متعجب شدم از این سرعت و قدرت قانون ب محضی که فهمیدم ایراد چیه به فاصله یک روز بعدش شرایطی فراهم شد که دیگه انشالله ماشین فروش بره و مستقل بشیم…چقد عجله ما رو عقب انداخت و انگار یه روز توکل کردن به خدا و ایمان داشتن و صبر کردن واقعی داره همه چیو درست میکنه.خدایا شکرت..بنظر من صدسال تحمل کردن و عجله در مقابل یه روز صبر و توکل و ایمان واقعی از لحاظ زمانی برای رسیدن به خواسته ها مطابقت داره..هرچی بیشتر عجول باشیم دورتر میشیم و بیشتر ضربه میخوریم هرچقدر به معنای واقعی توکل کنیم صبر پیش بگیریم زودتر و راحتتر به خواسته هامون میرسیم…من از این چندتا خواسته ای که رسیدم و دارم میرسم استاد الگو گرفتم که برای بقیه خواسته هام چکار کنم…چطور باید بخوام چطور باید توکل کنم و با آرامش صبور باشم…و چه کارهای درستی رو باید توی این پروسه انجام بدم و در نهایت هم که خدا سمت خودشو عالی انجام میشه قربونش برم..که هرچی دارم از اوست .خدا رو شکر که دارمش و مرتب کمکم میکنه هدایتم میکنه و آرومم میکنه.
خدایا شکرت..استاد خیلی ممنونم ازتون.خدا حفظتون کنه برامون.