این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/7.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-01 07:17:592025-11-02 19:29:31تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۷
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد نازنین و مریم جان مهربان و دوستان عزیز سایت، خدا رو شاکرم که بعد از مدت ها دارم کامنت مینویسم خوشحالم که انقد با گوش دادن این فایل هیجان زده و ذوق زده شدم که چاره ای جز به زبان آوردن برای شکرگزاری ندارم خدایا هزاران مرتبه شکرت که امروز پیام و نشانه ی هدایت تو رو دریافت کردم و این یعنی من در مسیر دریافت هدایت از سمت تو هستم و این رو میفهمم چون تو شاهد بی قراری های این روزهای من در مسیر آوازم بودی نزدیک چهار ساله که دارم اپرا کار میکنم عاشقانه هر روز تمرین کردم لذت بردم گاهی ناامید شدم گاهی خسته شدم ولی ادامه دادم حالا وارد مرحله جدیدی شدم صدام تغییر کرده حنجره و دهانم فرم گرفته و قطعه های مشهور و سخت رو شروع کردم ولی هنوز نتونستم کاری ارائه بدم انگار زمانش نرسیده و این بی قرارم کرده بود اضطراب عجیبی داشتم این روزها که کی میتونم کار کنم درآمد داشته باشم و امروز از صبح دارم از صبر میشنوم صبر جمیل صبر سبزی که با حال خوب باشه و یادآوری اینکه نتیجه همین لحظه های تمرین و حال خوب خوندنه تا به وقتش اتفاقات بزرگترین بیفته خدایا ممنونتم برای این آرامشی که امروز بهم دادی راضیم به رضای تو و میدونم روزی توی همین سایت خبر از اجرای خودم میدم و دوستانم رو دعوت میکنم به اجرای خودم
واقعا نمیدونم چی بگم،از این هدایت و هماهنگی و در مسیر بودن!!مات و مبهوتم واقعا که این بخش از فایل چقدر با حال و روز این روزهای من گره خورده،با اینکه قبلا گوشش دادم،ولی چقدر برای من بود…
در دوره هم جهت دقیقا مفهوم صبر و (صبارِشکور)بودن رو با مثال برامون بازش کردید و صبر داشتن با ایمان و رسیدن به ساحل امن و یادآوری روزهایی که خداوند کمکمون کرده و نگه داشتن احساس خوب و مومنتوم مثبت داشتن
دوره احساس لیاقت و هم جهت رو برامون یادآوری کردید،بله همینه سپاسگزار بودن نتایج کوچک و کنترل کمالگرایی و عجله نداشتن،کاریه که در این برهه باید انجامش بدم
من همین چند شب پیش الهامی که بهم شد که باید وابستگی هارو رها کنم و قلبم خیلی واضح و شفاف بهم گفت در مسیر بمان همه چی بهت میدم…
امروز که برای روز اول رفتم برای ایده الهامی،خداوند دقیق دستم رو گرفت و بردم همون جای درست،اصلا جایی دیگه نرفتم آنقدر شرایط کار خوب بود،مسؤل اونجا گفت ببین آمدی اینجا باید وردستی کنی،کار جدید یاد بگیری،میتونی؟؟ گفتم آره
گفت ببین مهارت قبلی خودت به کارت میاد،ولی الان اونی که من میگم باید انجام بدی و یاد بگیری،انجام میدی؟گفتم آره…
چون استاد توی احساس لیاقت گفت از تجربه کردن کارهای جدید نترسید،از رفتن به چالشهای جدید،مکانهای جدید نترسید،هر بار خودتون آپدیت کنید و برید جلو…اینکار برای من باوردستی شروع شده،چون برام خارج شدن از نقطه امن منه…وقتی همین سه شب پیش ایده و الهامات آمدن، قلبم آروم شد،ترسها رفتن،گفتم خودشه،الان جاییه که باید قدم بردارم،قدم اول دیدن آگاهی های دیوار بود که کجا کار هست…با اولین مراجعه،همون جایی بود که میخواستم،محیطی امن و سالم…بعد راضی شدن همسرم بود،تا گفتم بدون هیچ مقاومتی قبول کرد و گفت من قبلا هم بهت گفته بودم برو،خودت مقاومت داشتی…اصلا فکر نمیکردم اینقدر راحت قبول کنه که برم یه تولیدی یه جای دیگه،وردست بشم،ولی خداوند دلها رو نرم میکنه و راهها رو هموار..خدایا شکرت
مینویسم یادم نره کجا هستم…مثل،مثال استاد که بندرعباس که بودن رفتن جایی کار کنن،که دوستشون گفته واقعا قبول میکنی،استاد میگه آره،قرار نیست همیشه اینجا باشم،یه روزی من مسؤل کار میشم و میرم بالا…منم به خودم اینو گفتم،گفتم قرار نیست وردست بمانم،من دارم روی خودم سرمایه گذاری میکنم و مث روزی که رفتم پیش یه خانمی وردستی کردم و اون محیط خیلی زود برای خودم رقم خورد،همون کار،مشتریها همون خواسته ایی که میخواستم هزار برابر بهترش برام رقم خورد،و اینبارم اینطور میشه،به قول استاد ایمانه،صبره،که کارها رو آنجام میده، من قدم اول رو بردارم بقیه قدمها گفته میشه،یه نهال کوچکم ، نباید انتظار میوه درخت چند ساله رو داشته باشم،انتطار به قدر نهالم،به قدر ظرفم،به قدر درکم و ایمانم…و من میبینم که با هر قدم چقدر رشد میکنم،ظرفم بزرگمیشه،ایمانم بهتر میشه…
پس باید صبارشکور بمانم،و یادم بیاد اصلا الان اینجام چه طوری رقم خورده،که با اعتماد به نفس رفتم برای چالش جدید،خیلی ترسهام کمتره و ایمانم چقدر بیشتره…و همه از لطف خداوند بوده خدایا شکرت
و من سعی میکنم همین قدمهای کوچک رو بزرگ بدونم،برای کاری که انجام میدم ارزش قائل باشم،به قول خانم سواد کوهی کارم اگرچه کوچیکه،ولی ارزش داره،هر کس در مدار خودش داره میبینه، نتیجه میگیره،حالا در هر اسکیلی که باشی…و سعی میکنم همین کارهای شاید به ظاهر کوچیک باشه،ولی برای من ارزشمنده،ینی وظیفه منه که ارزشمند ببینمش،کارم رو مهم بدونم،این وظیفه منه،در حالی که اگر، خودم رو با کسی مقایسه نکنم،فقط تمرکز روی کار خودم،هدف خودم باشه،عجله نکنم،کوچک نشمرم،حسرت نخورم…در مسیر درست بمانم،گرچه هنوز یه لوبیا خیس دارم،ولی همین لوبیا خیس هم بخشی از پروسه رشده دیگه،پس اصلا کوچیک نیست و البته کنترل کمالگرایی و منطقی کردنش که هر روندی بخشی از رشده و لازمه و باید با احساس خوب،عشق،آرامش، توکل،ایمان برش دارم و بدونم عدالت خداوند بی نقصه و هر کس هر جایی هست جای درستشه و بدونم هیچ چیز اتفاقی نیست…اینکه قلبها نرم شد،دقیقا در جای درست در اولین روز کاری جدید قرار گرفتم،با آدمهای درست… این برام خیلی ارزشمنده که خداونده داره کارهارو انجام میده و جالبه رفتم وردستی کنم ولی من شرایطم رو گفتم:اینه،ساعت 8:30میتونم بیام تا 12:30 فقط صبحها…و شرایط اونجا از صبح تا عصره،اونا پذیرفتن شرایط منو و گفتن باشه این تایم بیا…
دیدن نشانه های کوچک و در عین حال کندن علفهای هرز،که همون عجله،مقایسه،نجواها،ترسها،چه طور و چگونه هاست برای من ،وظیفه منه،شاخ برگهای اضافی رو بِبُرم تا جا برای تابیدن آفتاب و رشد شاخ برگهای اصلی باز بشه…
صبار شکور،سپاسگزار بودن این هماهنگیها باشم،منی که برای این کار هیچ تجربه ای نداشتم، اصلا نمیدونستم کجا برم چه بکنم،همه با ایدههای الهامی و کمک خداوند داره انجام میشه،به قول استاد بحث بحث ایمانه، توکله،اعتماده…
و این اتفاقات این پیام رو میده من در زندگی تنها نیستم،برگی در باد نیستم،خدایی دارم که هوام رو داره،نمیترسم،با اطمینان بیشتری قدمهام رو برمیدارم،چون میدانم در پشت سر و در جلو خداوند حافظ منه،همراه منه،اتفاقات زندگیم هر جا تونستم توکل کنم ،چقدر ترم بوده،بهم اینو گوشزد میکنه، کار من بندگیه،یادآوریه…چه نشانه ایی بهتر،واضح و مُبَرهن تر از این فایل،چی میتونست اینطوری مراحل رو برام یادآوری کنه،چراغ راه بشه؟!کدوم مشاوره، کدوم راهنما؟!چی از این بهتر…پس من نباید شاکر باشم؟! قربون این خدا برم؟!
با این هماهنگی نرم و راحت که داره منو آسان میکنه برای آسانی ها، واقعا بینهایت سپاسگزارم خدای مهربان، زیبا،وهاب و بخشنده و شنوا و بینای من…سپاسگزارم سپاسگزارم خدای عزیز و بزرگی هستی،دوستت دارم…
آخیش اللهم آخیش…نوشتم نوشتم نوشتم،خدایا مننمیتونم شاکر همه نعمتهای تو باشم ولی سعی ام رو میکنم،این بندگی کوچکم رو به بزرگی خودت بپذیر و برمن بیفزا،آمین
سپاسگزار استاد ارزشمند،چراغ راه،مهربان و عزیزم هستم
خانم شایسته عزیز دلتنگ شما هستیم،کاش امکانپذیر بود که صدای شما رو بشنویم و شما رو ببینیم مهر بانو…
من این تجربه تخم مرغی شمارو به شکل دیگخ ایی داشتم شما توی فایلهاتون گفتید زمانی که ویدیو کلوپ داشتید اخر شب که دخلتون رو برمیداشتید انقدر پول بوده که توی جیبتون باد میکرده و یه قلمبه پولی بوده من اینو که شنیدم و گفتم وای چقدر خوب چه حس خوبی
و همین تصویر پولهایی که انقدر زیاده که توی جیب قلمبه شده رو هی توی ذهنم میاوردم و با خودم میگفتم چقدر باحاله چقدر خفنه واقعاً
و از زمانی که من آتلیه راه انداختم شده بارها و بارها همینجوری یه قلمبه پول رو برداشتم یا توی جیب لباسم یا توی کیفم و بردم خونه
و چقدر اینو برای دوستام تعریف کردم و خندیدم و کلی کیف کردم
واقعا خیلی حس خوبیه و واقعا ادم میتونه به هرچی میخواد برسه با همین حس خوب با همین وایب خوب خیلی لذت بخشه
سلام میکنم خدمت استاد عباسمنش و همه دوستان و اعضاءسایت
قسمت 7تغییر را درآغوش بگیر
آیه 37 سوره انبیا : «خلق الانسان من عجل ساریکم ایاتی ولا تستعجلون» اشاره به این دارد که انسان از عجله و شتاب آفریده شده است و درجاهایی از قرآن خداوند انسان رو باصفت عجول معرفی میکند.
مفهوم صبر نباید با تحمل اشتباه گرفته شود؛
یعنی وقتی که ما یک کاری روشروع میکنیم نباید انتظار نتایج بزرگ از همان ابتدا رو داشته باشیم؛
زمانی که بذر درخت «بامبو »کاشته میشود درچهار سال اول چیزی از زمین بیرون نمی آید .در سال پنجم جوانه کوچک بامبو از زیر خاک نمایان میشود و به ناگاه بعد از گذشت چند ماه ارتفاع بامبو به بیش از سی متر میرسد!!
نکته ماجرا اینست که تلاش باغبانی به ثمر میرسد که 4سال مداوم خستگی ناپذیر و با ایمان به کسب نتیجه مطلوب علی رغم ندیدن کوچکترین واکنشی از زمین به آب دادن بذر بامبو ادامه میدهد!!
آری نتایج بزرگ زود به دست نمی آیند و حاصل تلاش مجدانه ،صبر و ایمان هستند،
رهروانی که خسته شوند و اعتقاد به کارشان رو از دست بدهند ، دچار خسران و حسرت خواهند شد؛
ثبات قدم و استقامت در راه تحقق یک هدف لازمه پیروزی است؛
تجربه من از فایل امروز اینطور است که سال پیش بعد از استعفا از کارمندی (به خواسته خودم ) تصمیم گرفتم یک پیج مراقبت از پوست راه اندازی کنم و محصولات مراقبتی و بهداشتی را به فروش برسانم
پیج رو ساختم و اولین نفری که فالو کردم یکی از دوستانم بود ،عدد 1 رو همیشه تو ذهنم دارم که نشان دهنده تعداد فالو رهای من بود ،همون موقع به دخترم گفت این عدد رو بخاطر داشته باش که به امید خدا زیاد و زیاد تر میشه
در حال حاضر که 8 ماه از راه اندازی سایت گذشته فالو رهای ها به 700 رسیده اند که این نتیجه برای من بسیار بزرگ و خوشحال کننده هست و خداروشاکرم ، و یقین دارم این عدد 7000 را هم عبور خواهد کرد .
خدارو سپاس گزارم که تو این مسیر و دریافت آگاهی ها هستم و دوستانی که تجربه هاشون به اشتراک می زارن که برامون منطقی کنند که می شود….
همزمانی من با تغییری که در ذهنم ایجاد شد و خودم به چالش بکشم و با پروژه تغییر را در آغوش بگیر یکی شد
خداروشکر میکنم که این مطالب روی سایت قرار گرفت تا من بتونم با خودم روبرو بشم
من کارم با توکل به خدا و آگاهی ها و شجاعت دوره های استاد شروع کردم
و حالا که دوست داشتم پنیرم جابجا کنم و شغلم و که مغازه لباس فروشی هست از محل بیارم داخل شهر تغییر بزرگی برام بود ،تا این جا کار خوب پیش رفتم…ولی اسم تغییر روش هست
این که از منطقه امن خودم بیرون اومدم و مشتریان گذشته و ندارم به یه محیط جدید کشیده شدم و شروع فعالیت در محیط جدید به تکامل نیاز داره ،و با گوشت و پوستم درک میکنم که همه چی به کنترل ذهن و باور های جدید شکل میگیرد با این باور که کارها انجام میشه،و مسایل قابل حل.
من در این محیط ودر این مکان و با این پروژه هست که میشه معنای صبر را درک کرد
و پذیرفت که با کار کردن و قدم نهادن در این راه،و سراغ فایل های هدیه و با کردن رو دوره ها ،قدم به قدم جلو اومد ،باگ هام پیدا کنم .
در لایه های زیرین خودم این جوانه امید بکارم و شاهد جوانه زدنش باشم
در خودم با همزمانی این پروژه وتغییرم به سراغ دوره ارزشمند قدم 1 رفتم و با آگاهی های این دوره شاهد تولد امید ها و از بین بردن شرک های درونم هستم
نتیجه ام از الان که هنوز به در آمد عالی نرسیدم خیلی واضح که وقتی توحیدی باشی و توحیدی عمل کنی حتماً به نتایج عالی می رسی.
خدارو شاکرم استاد دستی شدی از جانب خداوند که زندگی هارو متحول میکنی
استاد جون سپاسگزارم بابت این همه آگاهی و این همه حس خوب و از خداوند بی نهایت سپاسگزارم
هر روز با هر بار گوش دادن به این آگاهی ها به جواب سوالاتم راحت می رسم و ممنونم از هدایت پروردگار، قانون تکامل و هدایت را با سلول سلول بدنم درک می کنم و بسیار در زندگیم تجربه کردم بسیار ،از پرورش کرم ابریشم تا پیله و پروانه شدن ،تا سرلاک دادن به جوجه عروس هلندی تا بزرگ شدن و حرف زدنش و تلاش برای باز کردن گره های داخل قفسش ،از هدایت یه بچه گربه چند روزه به طرف ماشینم که چند روز قبلش دخترم از خداوند خواسته بود که فقط زمانی اون را دیدم اشک ریختم و در برابر امر پروردگارم تسلیم شدم ،شیر براش خریدیم و الان ازش نگه داری می کنیم و عجیب هدایت را با تمام وجودم لمس کردم ،بله استاد جون وقتی در این مسیر زیبا خودت را رها می سپاری خود نشانه ها و تکامل و قوانین لاجرم برات همین جور تکرار میشه، ما جدای از اینها نیستیم ،رب العالمین خیلی قشنگ مدام در طبیعت و با طبیعت قوانین را برات یادآوری می کنه ،و عجیب تر اینکه مصداق این آیه که کیست که بتواند کسی را که خداوند او را بلند می کند به زمین بزند و برعکس را دراین هدایت ما دیدیم .بچه گربه ای که بخاطر نقص عضو توسط مادرش رها شده بود در کنار آدم هایی قرار گرفت که عاشقانه دوستش دارند و پادشاهی می کنه .سپاسگزار الله یکتایم که زیباترین درس ها را به راحتی و آسونی با طبیعت و پدیده هایش به ما می دهد از او می خواهم یاریمان کند تا از عمل کنندگان واقعی باشیم .
سلااااام به استاد عشق وهمه همراهان سایت عباسمنش ،امروز به سمت این فایل هدایت شدم خداروشکر،چون تمام چیزی بودکه بهش نیازدارم حرفهای این دوست عزیز چقدر کمکم کرد من چند وقته ذهنم درگیر این بود که کسب وکار شخصی خودمو راه بندازم که هدایت شدم ویک کاراینترنتی شروع کردم اصلأ نمیدونم چ جوری وازکجا حرفهای امروز راجب همین موضوعه خیییلی خوشحال شدم ودارم ایده هایی که بهم الهام میشه رودنبال میکنم وخییلی امیدوارم این چالش خیلی خوب توزندگیم منو داره به سمت جلوسوق میده گرچه اولش میترسیدم ولی ازاونجا که توی دوره دوازده قدم یادگرفتم که نکات مثبت ببینم وروی باورهای فراوانی وترمزهای ذهنم پاشنه های آشیل بیشتر کارکنم اینو امروز اینجا میگم تا ردپایی بزارم ازخودم توابتدای مسیر،من پرازامیدم ومیدونم که باطی کردن دوره تکامل به بهترین موفقیت ها میرسم فقط کافیه حرکت کنم جهان منو کمک میکنه به سمت بهترینها،خداروشکر میکنم
سلام به استاد نازنین و مریم جان مهربان و دوستان عزیز سایت، خدا رو شاکرم که بعد از مدت ها دارم کامنت مینویسم خوشحالم که انقد با گوش دادن این فایل هیجان زده و ذوق زده شدم که چاره ای جز به زبان آوردن برای شکرگزاری ندارم خدایا هزاران مرتبه شکرت که امروز پیام و نشانه ی هدایت تو رو دریافت کردم و این یعنی من در مسیر دریافت هدایت از سمت تو هستم و این رو میفهمم چون تو شاهد بی قراری های این روزهای من در مسیر آوازم بودی نزدیک چهار ساله که دارم اپرا کار میکنم عاشقانه هر روز تمرین کردم لذت بردم گاهی ناامید شدم گاهی خسته شدم ولی ادامه دادم حالا وارد مرحله جدیدی شدم صدام تغییر کرده حنجره و دهانم فرم گرفته و قطعه های مشهور و سخت رو شروع کردم ولی هنوز نتونستم کاری ارائه بدم انگار زمانش نرسیده و این بی قرارم کرده بود اضطراب عجیبی داشتم این روزها که کی میتونم کار کنم درآمد داشته باشم و امروز از صبح دارم از صبر میشنوم صبر جمیل صبر سبزی که با حال خوب باشه و یادآوری اینکه نتیجه همین لحظه های تمرین و حال خوب خوندنه تا به وقتش اتفاقات بزرگترین بیفته خدایا ممنونتم برای این آرامشی که امروز بهم دادی راضیم به رضای تو و میدونم روزی توی همین سایت خبر از اجرای خودم میدم و دوستانم رو دعوت میکنم به اجرای خودم
سلام به استاد عزیز و گرانقدرم…
واقعا نمیدونم چی بگم،از این هدایت و هماهنگی و در مسیر بودن!!مات و مبهوتم واقعا که این بخش از فایل چقدر با حال و روز این روزهای من گره خورده،با اینکه قبلا گوشش دادم،ولی چقدر برای من بود…
در دوره هم جهت دقیقا مفهوم صبر و (صبارِشکور)بودن رو با مثال برامون بازش کردید و صبر داشتن با ایمان و رسیدن به ساحل امن و یادآوری روزهایی که خداوند کمکمون کرده و نگه داشتن احساس خوب و مومنتوم مثبت داشتن
دوره احساس لیاقت و هم جهت رو برامون یادآوری کردید،بله همینه سپاسگزار بودن نتایج کوچک و کنترل کمالگرایی و عجله نداشتن،کاریه که در این برهه باید انجامش بدم
من همین چند شب پیش الهامی که بهم شد که باید وابستگی هارو رها کنم و قلبم خیلی واضح و شفاف بهم گفت در مسیر بمان همه چی بهت میدم…
امروز که برای روز اول رفتم برای ایده الهامی،خداوند دقیق دستم رو گرفت و بردم همون جای درست،اصلا جایی دیگه نرفتم آنقدر شرایط کار خوب بود،مسؤل اونجا گفت ببین آمدی اینجا باید وردستی کنی،کار جدید یاد بگیری،میتونی؟؟ گفتم آره
گفت ببین مهارت قبلی خودت به کارت میاد،ولی الان اونی که من میگم باید انجام بدی و یاد بگیری،انجام میدی؟گفتم آره…
چون استاد توی احساس لیاقت گفت از تجربه کردن کارهای جدید نترسید،از رفتن به چالشهای جدید،مکانهای جدید نترسید،هر بار خودتون آپدیت کنید و برید جلو…اینکار برای من باوردستی شروع شده،چون برام خارج شدن از نقطه امن منه…وقتی همین سه شب پیش ایده و الهامات آمدن، قلبم آروم شد،ترسها رفتن،گفتم خودشه،الان جاییه که باید قدم بردارم،قدم اول دیدن آگاهی های دیوار بود که کجا کار هست…با اولین مراجعه،همون جایی بود که میخواستم،محیطی امن و سالم…بعد راضی شدن همسرم بود،تا گفتم بدون هیچ مقاومتی قبول کرد و گفت من قبلا هم بهت گفته بودم برو،خودت مقاومت داشتی…اصلا فکر نمیکردم اینقدر راحت قبول کنه که برم یه تولیدی یه جای دیگه،وردست بشم،ولی خداوند دلها رو نرم میکنه و راهها رو هموار..خدایا شکرت
مینویسم یادم نره کجا هستم…مثل،مثال استاد که بندرعباس که بودن رفتن جایی کار کنن،که دوستشون گفته واقعا قبول میکنی،استاد میگه آره،قرار نیست همیشه اینجا باشم،یه روزی من مسؤل کار میشم و میرم بالا…منم به خودم اینو گفتم،گفتم قرار نیست وردست بمانم،من دارم روی خودم سرمایه گذاری میکنم و مث روزی که رفتم پیش یه خانمی وردستی کردم و اون محیط خیلی زود برای خودم رقم خورد،همون کار،مشتریها همون خواسته ایی که میخواستم هزار برابر بهترش برام رقم خورد،و اینبارم اینطور میشه،به قول استاد ایمانه،صبره،که کارها رو آنجام میده، من قدم اول رو بردارم بقیه قدمها گفته میشه،یه نهال کوچکم ، نباید انتظار میوه درخت چند ساله رو داشته باشم،انتطار به قدر نهالم،به قدر ظرفم،به قدر درکم و ایمانم…و من میبینم که با هر قدم چقدر رشد میکنم،ظرفم بزرگمیشه،ایمانم بهتر میشه…
پس باید صبارشکور بمانم،و یادم بیاد اصلا الان اینجام چه طوری رقم خورده،که با اعتماد به نفس رفتم برای چالش جدید،خیلی ترسهام کمتره و ایمانم چقدر بیشتره…و همه از لطف خداوند بوده خدایا شکرت
و من سعی میکنم همین قدمهای کوچک رو بزرگ بدونم،برای کاری که انجام میدم ارزش قائل باشم،به قول خانم سواد کوهی کارم اگرچه کوچیکه،ولی ارزش داره،هر کس در مدار خودش داره میبینه، نتیجه میگیره،حالا در هر اسکیلی که باشی…و سعی میکنم همین کارهای شاید به ظاهر کوچیک باشه،ولی برای من ارزشمنده،ینی وظیفه منه که ارزشمند ببینمش،کارم رو مهم بدونم،این وظیفه منه،در حالی که اگر، خودم رو با کسی مقایسه نکنم،فقط تمرکز روی کار خودم،هدف خودم باشه،عجله نکنم،کوچک نشمرم،حسرت نخورم…در مسیر درست بمانم،گرچه هنوز یه لوبیا خیس دارم،ولی همین لوبیا خیس هم بخشی از پروسه رشده دیگه،پس اصلا کوچیک نیست و البته کنترل کمالگرایی و منطقی کردنش که هر روندی بخشی از رشده و لازمه و باید با احساس خوب،عشق،آرامش، توکل،ایمان برش دارم و بدونم عدالت خداوند بی نقصه و هر کس هر جایی هست جای درستشه و بدونم هیچ چیز اتفاقی نیست…اینکه قلبها نرم شد،دقیقا در جای درست در اولین روز کاری جدید قرار گرفتم،با آدمهای درست… این برام خیلی ارزشمنده که خداونده داره کارهارو انجام میده و جالبه رفتم وردستی کنم ولی من شرایطم رو گفتم:اینه،ساعت 8:30میتونم بیام تا 12:30 فقط صبحها…و شرایط اونجا از صبح تا عصره،اونا پذیرفتن شرایط منو و گفتن باشه این تایم بیا…
دیدن نشانه های کوچک و در عین حال کندن علفهای هرز،که همون عجله،مقایسه،نجواها،ترسها،چه طور و چگونه هاست برای من ،وظیفه منه،شاخ برگهای اضافی رو بِبُرم تا جا برای تابیدن آفتاب و رشد شاخ برگهای اصلی باز بشه…
صبار شکور،سپاسگزار بودن این هماهنگیها باشم،منی که برای این کار هیچ تجربه ای نداشتم، اصلا نمیدونستم کجا برم چه بکنم،همه با ایدههای الهامی و کمک خداوند داره انجام میشه،به قول استاد بحث بحث ایمانه، توکله،اعتماده…
و این اتفاقات این پیام رو میده من در زندگی تنها نیستم،برگی در باد نیستم،خدایی دارم که هوام رو داره،نمیترسم،با اطمینان بیشتری قدمهام رو برمیدارم،چون میدانم در پشت سر و در جلو خداوند حافظ منه،همراه منه،اتفاقات زندگیم هر جا تونستم توکل کنم ،چقدر ترم بوده،بهم اینو گوشزد میکنه، کار من بندگیه،یادآوریه…چه نشانه ایی بهتر،واضح و مُبَرهن تر از این فایل،چی میتونست اینطوری مراحل رو برام یادآوری کنه،چراغ راه بشه؟!کدوم مشاوره، کدوم راهنما؟!چی از این بهتر…پس من نباید شاکر باشم؟! قربون این خدا برم؟!
با این هماهنگی نرم و راحت که داره منو آسان میکنه برای آسانی ها، واقعا بینهایت سپاسگزارم خدای مهربان، زیبا،وهاب و بخشنده و شنوا و بینای من…سپاسگزارم سپاسگزارم خدای عزیز و بزرگی هستی،دوستت دارم…
آخیش اللهم آخیش…نوشتم نوشتم نوشتم،خدایا مننمیتونم شاکر همه نعمتهای تو باشم ولی سعی ام رو میکنم،این بندگی کوچکم رو به بزرگی خودت بپذیر و برمن بیفزا،آمین
سپاسگزار استاد ارزشمند،چراغ راه،مهربان و عزیزم هستم
خانم شایسته عزیز دلتنگ شما هستیم،کاش امکانپذیر بود که صدای شما رو بشنویم و شما رو ببینیم مهر بانو…
سلام به استاد عزیز
من این تجربه تخم مرغی شمارو به شکل دیگخ ایی داشتم شما توی فایلهاتون گفتید زمانی که ویدیو کلوپ داشتید اخر شب که دخلتون رو برمیداشتید انقدر پول بوده که توی جیبتون باد میکرده و یه قلمبه پولی بوده من اینو که شنیدم و گفتم وای چقدر خوب چه حس خوبی
و همین تصویر پولهایی که انقدر زیاده که توی جیب قلمبه شده رو هی توی ذهنم میاوردم و با خودم میگفتم چقدر باحاله چقدر خفنه واقعاً
و از زمانی که من آتلیه راه انداختم شده بارها و بارها همینجوری یه قلمبه پول رو برداشتم یا توی جیب لباسم یا توی کیفم و بردم خونه
و چقدر اینو برای دوستام تعریف کردم و خندیدم و کلی کیف کردم
واقعا خیلی حس خوبیه و واقعا ادم میتونه به هرچی میخواد برسه با همین حس خوب با همین وایب خوب خیلی لذت بخشه
گفتم این یادگاری رو از خودم اینجا داشته باشم
دوستتون دارم روزتون بخیر
به نام خداوند بخشاینده مهربان
سلام میکنم خدمت استاد عباسمنش و همه دوستان و اعضاءسایت
قسمت 7تغییر را درآغوش بگیر
آیه 37 سوره انبیا : «خلق الانسان من عجل ساریکم ایاتی ولا تستعجلون» اشاره به این دارد که انسان از عجله و شتاب آفریده شده است و درجاهایی از قرآن خداوند انسان رو باصفت عجول معرفی میکند.
مفهوم صبر نباید با تحمل اشتباه گرفته شود؛
یعنی وقتی که ما یک کاری روشروع میکنیم نباید انتظار نتایج بزرگ از همان ابتدا رو داشته باشیم؛
زمانی که بذر درخت «بامبو »کاشته میشود درچهار سال اول چیزی از زمین بیرون نمی آید .در سال پنجم جوانه کوچک بامبو از زیر خاک نمایان میشود و به ناگاه بعد از گذشت چند ماه ارتفاع بامبو به بیش از سی متر میرسد!!
نکته ماجرا اینست که تلاش باغبانی به ثمر میرسد که 4سال مداوم خستگی ناپذیر و با ایمان به کسب نتیجه مطلوب علی رغم ندیدن کوچکترین واکنشی از زمین به آب دادن بذر بامبو ادامه میدهد!!
آری نتایج بزرگ زود به دست نمی آیند و حاصل تلاش مجدانه ،صبر و ایمان هستند،
رهروانی که خسته شوند و اعتقاد به کارشان رو از دست بدهند ، دچار خسران و حسرت خواهند شد؛
ثبات قدم و استقامت در راه تحقق یک هدف لازمه پیروزی است؛
باید برای کوچک ترین نتایج کوچک سپاس گذار باشیم
وهمش منتظر نتایج بزرگ نباشیم؛
ومقایسه نکنیم ؛مقایسه ما را از نتیجه دورتر میکند؛
باید صبر را درمحوریت قرار دهیم؛
و ادامه بدهیم و حرکت کنیم تا نتایج آشکار بشود…
با سلام خدمت استاد گرانقدر و همراهان عزیز
تجربه من از فایل امروز اینطور است که سال پیش بعد از استعفا از کارمندی (به خواسته خودم ) تصمیم گرفتم یک پیج مراقبت از پوست راه اندازی کنم و محصولات مراقبتی و بهداشتی را به فروش برسانم
پیج رو ساختم و اولین نفری که فالو کردم یکی از دوستانم بود ،عدد 1 رو همیشه تو ذهنم دارم که نشان دهنده تعداد فالو رهای من بود ،همون موقع به دخترم گفت این عدد رو بخاطر داشته باش که به امید خدا زیاد و زیاد تر میشه
در حال حاضر که 8 ماه از راه اندازی سایت گذشته فالو رهای ها به 700 رسیده اند که این نتیجه برای من بسیار بزرگ و خوشحال کننده هست و خداروشاکرم ، و یقین دارم این عدد 7000 را هم عبور خواهد کرد .
من صبر را پیشه کردم و ادامه خواهم داد .
به امید موفقیت برای همسفران عزیزم
سلام و درود به استاد عزیزم و بانو شایسته نازنین
دوستان راه توحیدی
خدارو سپاس گزارم که تو این مسیر و دریافت آگاهی ها هستم و دوستانی که تجربه هاشون به اشتراک می زارن که برامون منطقی کنند که می شود….
همزمانی من با تغییری که در ذهنم ایجاد شد و خودم به چالش بکشم و با پروژه تغییر را در آغوش بگیر یکی شد
خداروشکر میکنم که این مطالب روی سایت قرار گرفت تا من بتونم با خودم روبرو بشم
من کارم با توکل به خدا و آگاهی ها و شجاعت دوره های استاد شروع کردم
و حالا که دوست داشتم پنیرم جابجا کنم و شغلم و که مغازه لباس فروشی هست از محل بیارم داخل شهر تغییر بزرگی برام بود ،تا این جا کار خوب پیش رفتم…ولی اسم تغییر روش هست
این که از منطقه امن خودم بیرون اومدم و مشتریان گذشته و ندارم به یه محیط جدید کشیده شدم و شروع فعالیت در محیط جدید به تکامل نیاز داره ،و با گوشت و پوستم درک میکنم که همه چی به کنترل ذهن و باور های جدید شکل میگیرد با این باور که کارها انجام میشه،و مسایل قابل حل.
من در این محیط ودر این مکان و با این پروژه هست که میشه معنای صبر را درک کرد
و پذیرفت که با کار کردن و قدم نهادن در این راه،و سراغ فایل های هدیه و با کردن رو دوره ها ،قدم به قدم جلو اومد ،باگ هام پیدا کنم .
در لایه های زیرین خودم این جوانه امید بکارم و شاهد جوانه زدنش باشم
در خودم با همزمانی این پروژه وتغییرم به سراغ دوره ارزشمند قدم 1 رفتم و با آگاهی های این دوره شاهد تولد امید ها و از بین بردن شرک های درونم هستم
نتیجه ام از الان که هنوز به در آمد عالی نرسیدم خیلی واضح که وقتی توحیدی باشی و توحیدی عمل کنی حتماً به نتایج عالی می رسی.
خدارو شاکرم استاد دستی شدی از جانب خداوند که زندگی هارو متحول میکنی
سپاسگزارم،سپاسگزارم ،سپاس گزار
به نام خداوند بخشنده مهربان
درود وقتتون بخیر
بعد مدتها دوباره جلسات ثروت 12 قدم قدم اول و دوم رو شنیدم از اون روز بیشتر فکر میکنم به حرف های استاد که میگن هیچ چیز جدا از باورها تون نیست ها
یه زره کار میکنی یه زره نتیجه میاد
وقتی امد تایید کن و بگو روی باورهام دارم کار میکنم این نتایج آمده پس به خاطر باورهام هست
ادامه بدم بیشتر بیشتر میشه
من که فکر میکنم نسبت به یک سال قبل فروش تو بازار روز دارم
همسرم تولیدی ذغال دارند تایم های که انجا کار میکنم درآمد دارم
درآمدم بالا رفته پس باورهام رشد کرده
پس مسیر درسته پس ادامه بدم و بگم تا اینجا جواب داده
امروز تمام اینها گفته شد تو دفترم هر روز بنویسم
در حد چند خط
و اولین شب این تمرین انجام دادم
برای هفته بعد دو تا سفارش پاپوش و کلاه گرفتم..
پس باورهام داره بهتر میشه..
شرایط رفتنم به بازار روز این هفته جور شد و من با مشتری های جدیدی آشنا شدم
پس خداوند داره کسب کار رو گسترش میده
الهی شکرت من دارم دستاتو تو زندگیم و کسب کارم میبینم..مرسی برای همه چیز
کمکم کن ایده هر روز نوشتن رو اجرا کنم
سپاسگزارم برای این فایل ارزشمند
در پناه امن خداوند بخشنده مهربان شاد باشید و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت
1 دی ماه
سلام به استاد عزیزم و دوستان بهشتیم
این کامنتم مثل چند روز گذشته دارم تو نُت گوشیم مینویسم تا هر وقت اینترنت وصل شد بزارمش تو سایت
تو این جلسه در مورد “صبر” صحبت کردین
یکی از اون چیزایی که در کنارِ ” کمالگرایی ”
پاشنه آشیل من هستن …
از وقتی یادم میاد همیشه از این دوتا ضربه خوردم
مخصوصا از کمالگرایی
همیشه خیلی خودمو به زحمت انداختم که هررر کاری میکنم کاملااا پرفکت باشه
اگه کوچکترین کاستیِ تو اون کار میدیدم
فقط چشمم به همون بود
و انگار کلللل روندِ کاری که انجام داده بودم برام از ارزش میفتاد …
در کنار این موضوع
من همیشه خیلی عجله داشتم برای رسیدن به اون نتیجه بزرگه
و این همیشه باعث میشد
که من اون پیشرفتهای کوچیک ،
اون طی شدنِ تکامل ،
اون یه کوچولو بهتر شدنه رو اصلا نبینم …
و این مسئله سبب میشد که شاکر و قدردان اون نتایجِ کوچیک نباشم
خودمو بابتشون تایید و تحسین نکنم
و مسلما
چون فکر میکردم بابا من فلان مدته دارم روی فلان موضوع وقت میزارم و کار میکنم
اما چرا اون نتیجه بزرگه نمیااااد
این باعث میشد کلا بعد یه مدت انگیزه ام کمتر و کمتر برسه
تا در نهایت اون انگیزه و شور و شوقِ آتشین به صفررر میرسید کلا …
من خیلی ساله دارم روی خودم کار میکنم
اما نمیدونم دقیقا از کجا و چه زمانی
این مشکل ها در من خیلی کمتر شدن
هرچند که هنوز وجود دارن اما کمتر شدن
دوره بینظیر احساس لیاقت هم با اینکه تا الان که جلسه پنجم هستم
مستقیم دست نگذاشته روی این موضوع
اما انگار یه آرااااامشی رو در من به وجود آورده که قبلا اصلا نبود
– چون اون مقایسه های ویرانگر تو ذهنم کمتر شدن
– اون گفتگوهای ذهنی سرکوب کننده کمتر شدن
– اون رودرواسی های اذیت کننده در من کمتر شده
– حتی دلسوزی های بیجا در من کمتر شده
– عذاب وجدانهای همیشگیم به طرز جادویی کاهش پیدا کرده
– خیلللللی با خودم مهربانتر و آسانگیرتر شدم
– خواسته هام برام مهمتر از خواسته های دیگران شدن
– هررر کاری میخوام بکنم
اووول از خودم میپرسم :
لیلا جان الان این کارو داری برا دلِ خودت میکنی یا برا خوشایند یا تاییدِ دیگران ؟؟؟
اینا باعث شده که آرااامشی عمیییق رو تجربه کنم که در طول زندگیم کمتر تجربه کرده بودم
اصلا به طرز عجیبی جهان در برابر خواسته های من
که الان حق مسلمِ خودم میدونم اما قبلا اینطور نبود
کُرنش میکنه
الان با دیدگاه فعلیم
خودم رو صبورتر از گذشته دارم میبینم
انگار قلبم به [ جریان ] اعتمادِ بیشتری پیدا کرده
قبلا خودمو [ کُنندهِ کارها ] میدیدم
بخاطر همین
میخواستم همه رو نجات بدم
خودمو به زحمت و رنج مینداختم برای هدایت زورکی بقیه به سمتِ بهشتی که ساخته باورهای ذهنی خودم بود
برای رسیدن به یه هدف به آب و آتیش میزدم
( قضااااوت )
خدااای من ،
قضاوت چقدررر در من زیاد بود
و الان چقدرررر کمرنگ شده
الان انگار نتایج کوچیک بیشتر میتونن منو خوشحال کنن
چیزی که قبلا خیلی کمتر بود در من
الان خیلی به [ عدااالتِ جهان ]
به اینکه ( هر کی هر جا هست کااااملا مستحقِ اون جایگاهه )
ایمان دارم …
و یه چیز دیگه که بیشتر به موضوع این گام مرتبطه
اینه که
من در کل این 37 سال
هر جا زوررر زدم
عجله کردم
به هدف چسبیدم
خودمو بیشتر به رنج انداختم
خیلی دیرتر بهش رسیدم یا حتی نرسیدم
اما جاهایی که
سوت زنان اومدم جلو
اون هدفو حق خودم دونستم
خودمو لایق داشتنش دونستم
رهاااتر بودم
متوکل تر بودم
از مسیر لذت بردم
شکرگزار همون چیزایی که الان دارم بودم
اون هدف به طرز جادویی
با یه چینش و همزمانیِ شگفت انگیز ، صاف افتاد وسط زندگیم
مثل وقتی تو دونه ای رو میکاری
و طبق برنامه درست ، به روندِ طبیعیِ رشد
اعتماد میکنی
آب و نور و کود مناسبو میدی
و صبررر میکنی
و دیگه هر روز نمیری زمینو بکنی ببینی چی شد ؟؟
دونهه هنوز هست اون زیر یا نه ؟؟
چرا بیرون نیومد ؟؟
چرا جوونه نزد ؟؟
پس کی میاد ؟؟
میدونی که یه سری کار هست که اگر تو درست انجامشون بدی
دیگه بی برو و برگرد اون دونه در مسیرِ رشده
و پس از طی تکاملش
بالاخره سر موعد درست ، جوونه میزنه …
من خیلی علاقه داشتم که دوره بینظیررر احساس لیاقت رو داشته باشم
به خودم میگفتم
بابا من فایلای رایگان و اون چند قدمی که از دوازده قدم دارمو دیگه قورتشون دادم
اصلا دیگه ذوق و شوقی نداشتم برای کار روی اونا
هر چند که بازم واقعا کار میکردم روشون
روی ورودیهای ذهنم
روی احساسم
ووو …
در کل من تو این ده دوازده سال اخیر
شاید 90 درصد مواقع رو خودم داشتم کار میکردم
و این زندگی آروم و سالم و پررر از نعمتی که دارم گواه همینه
خلاصه من هی درخواستمو تکرار میکردم به خداوند
و نتیجه ای نمیومد
بالاخره یه روز به خودم گفتم
چقدر منتظر بمونم که دوره لیاقت بیاد تا اون شور و شوقه در من ایجاد بشه
من شروع میکنم به کار کردن روی پروژه [خانه تکانی ذهن]
و شروع کار کردن متعهدانه همانا
و نتایجی هم که از در و دیوار میومد همانا
بعد از کار روی پروژه [خانه تکانی]
گفتم باباااا پس اینه
دوره و غیر دوره نداره
که اینقدر چسبیده بودی به دوره لیاقت
بعد پروژه (تغییر را در آغوش بگیر) رو استارت زدم
و بعد از چند جلسه
دوره لیاقت خود بخود وارد مسیرِ رشد من شد …
درست وقتی من
رها شدم
وقتی من هر روز شاااکرانه روی آگاهیهای بینظیر این پروژه ها کار کردم
و صبر کردم ، نه تحمل
صبر کردم
یعنی در حین اینکه شاکر داشته های فعلیم بودم و سعی میکردم ازشون نهایتِ استفاده رو ببرم ، از مسیر لذت میبردم
و این شد
که خودبخود و در زمان درست
بهم داده شد …
من به برکت این قانون بدونِ خطا
بینهاااایت نتایج وارد زندگیم شده
اما انگار هر دفعه که یه هدفم تیک میخوره
بعد یه مدتِ کوتاه، نه تنها اون نعمت برام بدیهی و طبیعی میشه
که کلا مسیرِ رسیدن به اون خواسته ، تو ذهنم کمرنگ میشه
و اینم یکی از مسائلیه که باید روش بیشتر کار کنم …
دوستتون دارم استاد
از صمیم قلبم
شما تحسین برانگیزترین فردی هستین که من تابحال تو زندگیم دیدم …
این حد از تعهد
این حد از اراده
این حد از جسارت
این حد از رهایی
این حد از توحید
این حد از صداقت
واقعا من که به شخصه کسی رو مثل شما ندیدم …
خدا بهتون معرفت و شناخت بیشتر از خودش رو عطا کنه
چون فکر نمیکنم چیزی بالاتر از این وجود داشته باشه …
سلام بر عزیزان دلم
استاد جون سپاسگزارم بابت این همه آگاهی و این همه حس خوب و از خداوند بی نهایت سپاسگزارم
هر روز با هر بار گوش دادن به این آگاهی ها به جواب سوالاتم راحت می رسم و ممنونم از هدایت پروردگار، قانون تکامل و هدایت را با سلول سلول بدنم درک می کنم و بسیار در زندگیم تجربه کردم بسیار ،از پرورش کرم ابریشم تا پیله و پروانه شدن ،تا سرلاک دادن به جوجه عروس هلندی تا بزرگ شدن و حرف زدنش و تلاش برای باز کردن گره های داخل قفسش ،از هدایت یه بچه گربه چند روزه به طرف ماشینم که چند روز قبلش دخترم از خداوند خواسته بود که فقط زمانی اون را دیدم اشک ریختم و در برابر امر پروردگارم تسلیم شدم ،شیر براش خریدیم و الان ازش نگه داری می کنیم و عجیب هدایت را با تمام وجودم لمس کردم ،بله استاد جون وقتی در این مسیر زیبا خودت را رها می سپاری خود نشانه ها و تکامل و قوانین لاجرم برات همین جور تکرار میشه، ما جدای از اینها نیستیم ،رب العالمین خیلی قشنگ مدام در طبیعت و با طبیعت قوانین را برات یادآوری می کنه ،و عجیب تر اینکه مصداق این آیه که کیست که بتواند کسی را که خداوند او را بلند می کند به زمین بزند و برعکس را دراین هدایت ما دیدیم .بچه گربه ای که بخاطر نقص عضو توسط مادرش رها شده بود در کنار آدم هایی قرار گرفت که عاشقانه دوستش دارند و پادشاهی می کنه .سپاسگزار الله یکتایم که زیباترین درس ها را به راحتی و آسونی با طبیعت و پدیده هایش به ما می دهد از او می خواهم یاریمان کند تا از عمل کنندگان واقعی باشیم .
سپاس از همه ی عزیزان دلم
سلااااام به استاد عشق وهمه همراهان سایت عباسمنش ،امروز به سمت این فایل هدایت شدم خداروشکر،چون تمام چیزی بودکه بهش نیازدارم حرفهای این دوست عزیز چقدر کمکم کرد من چند وقته ذهنم درگیر این بود که کسب وکار شخصی خودمو راه بندازم که هدایت شدم ویک کاراینترنتی شروع کردم اصلأ نمیدونم چ جوری وازکجا حرفهای امروز راجب همین موضوعه خیییلی خوشحال شدم ودارم ایده هایی که بهم الهام میشه رودنبال میکنم وخییلی امیدوارم این چالش خیلی خوب توزندگیم منو داره به سمت جلوسوق میده گرچه اولش میترسیدم ولی ازاونجا که توی دوره دوازده قدم یادگرفتم که نکات مثبت ببینم وروی باورهای فراوانی وترمزهای ذهنم پاشنه های آشیل بیشتر کارکنم اینو امروز اینجا میگم تا ردپایی بزارم ازخودم توابتدای مسیر،من پرازامیدم ومیدونم که باطی کردن دوره تکامل به بهترین موفقیت ها میرسم فقط کافیه حرکت کنم جهان منو کمک میکنه به سمت بهترینها،خداروشکر میکنم