تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۸ - صفحه 36 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

489 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمد عظیمی گفته:
    مدت عضویت: 884 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته و دوستان اول سپاسگذارم از آگاهی های خوبتون و جواب تمرین فایل 8 مینویسم من در مورد این موضوع که به چه چیزی بیشتر از همه علاقه دارم مدت های طولانی که دارم فکر میکنم از خداوند خیلی سوال کردم امیدوارم که به جواب این سوالم برسم اما یک گزینه بنظرم میتونه باشه اینه من به ساختمان های زیبا، معماری شهر، رشد پیشرفت شهر خیلی اهمیت میدم یعنی ایده ها درمورد ساختار بافت شهر به ذهنم میرسه وقتی میبینم شهردار برای آبادانی شهر تلاش میکنه و انجام میده خیلی خوش حال میشم میبینم پارک های جدید میسازه خیابون های جدید زیرگذر، خیابونا آسفالت میکنه جاهای کهنه و قدیمی درست میکنه کلا عاشق زیبایی های بصری شهریم اما هنوز به درک عمیق اون علاقه آتشین که بخاطرش متوجه گذر زمان نشم نرسیدم انشالله بزودی خداوند منو هدایت خواهد کرد و متوجه اون علاقه شدید خود خواهم شد و اگر دقیق متوجه بشم به سمتش حرکت خواهم کرد میدونم خدا همیشه باهامه و کمکم میکنه جواب سوال بعدی تمرین من اقدام عملی که الان میتونم کنم سعی کنم به خداوند نزدیک بشم آرامش پیدا کنم صبور باشم تسلیم باشم رها باشم و ازش درخواست کنم به من درک و فهمی عطا کنه و اونقد هدایتم کنه و نشونه بفرسته تا متوجه اون علاقه پنهان درونم که رسالتمه بشم و وقتی یقین پیدا کردم و مطمئن شدم با توکل به خدا قدم بردارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    سحر ذوالفقاری گفته:
    مدت عضویت: 273 روز

    سلام بر استاد عزیزم و دوستان گرامی

    امشب ساعت 12.17دقیقه شب 27بهمن هست باتوجه به کامنتها و صحبت‌ها در فایل یه حس حسود و حسادتی دو روز شگل گرفته بود در وجودم رفتم به فایلهای و کامنتهای حسادت خوندم در موردشون و کلی آنژی مثبت گرفتم از کامنتها و اینکه بچها گفتن بودن از اینکه عزت نفس پایین داری باید خودتو تقویت کنی یه جورایی به کسی یا کسانی که حسادت میکنی سعی کنید نقاط مثبتش در نظر بگیرم بنویسم و شکر گزاری کنم براش وپیش خودم تشویق و تحسین کنم امشب تصمیم گرفتم در دفترچه مخصوصا بنویسم ویادداشت کنم که خانمی فلانی که لیاقت مغاز داریو داره میتونه پیشرفت کنه میتونه مشتری جذب کنه میتونه پولدار باشه میتونه و سرکار میاد از خداوند بزرگ براش کلی درخواست‌های مثبت کردم و نوشتم و خیال خودم راحت شد از اینکه حس حسادت در من داشت ریشه میزد و سعی میکنم تمرکز کنم فقط روی خودم چون من چند روز ک فایل دوره احساس لیاقتو خریداری کروم احساس کردم شیطان درون رخنه کرد ک تونستم مچشو بگیر همون حس حسادت که من دوبار تمرکز کنم به خودم و ارزشمندی بخودم و احساس لیاقت لخودم وپیشرفت خداروشکر میکنم هروز تمرینات فایل احساس لیاقتو انجام میدم

    و مشتریان پولدار جامه‌ و شهرمون فقط به سمت مغاز من میان و کارهاشون انجام میدم خدایا شکرت درآمدم روز به روز بیشتر بیشتر شد و احساس عالی و فوقالعاده ای دارم در مورد کارم افرادی ک هروز برای کار من ارزش قائل هستند واحترام میزارند و به راحتی و به آسونی باهرمبلغی پول پرداخت می‌کنند و هیچ نگرانی ندارند من همه اتفاقت مثبت رو در دفترچه همیشه و هرشب یادداشت میکنم ک به یاد بیارم این ذهنمو باید بمباران کنم به سمت تمام حس‌های عالی و فوقالعاده و پر انرژی نه باورهای شیطانی و مخرب شیطانی

    دوستون دارم استاد کلی نکته در فایهای تغییر یاد گرفتم و عاشقتون بابت این تغییرات ک تونستم این حس حسادتو ریشه کن کنم ‌و فقط تمرکز روی خودم باش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    سحر ذوالفقاری گفته:
    مدت عضویت: 273 روز

    سلام بر استاد عزیزم و دوستان گرامی

    امشب ساعت 12.17دقیقه شب 27بهمن هست باتوجه به کامنتها و صحبت‌ها در فایل یه حس حسود و حسادتی دو روز شگل گرفته بود در وجودم رفتم به فایلهای و کامنتهای حسادت خوندم در موردشون و کلی آنژی مثبت گرفتم از کامنتها و اینکه بچها گفتن بودن از اینکه عزت نفس پایین داری باید خودتو تقویت کنی یه جورایی به کسی یا کسانی که حسادت میکنی سعی کنید نقاط مثبتش در نظر بگیرم بنویسم و شکر گزاری کنم براش وپیش خودم تشویق و تحسین کنم امشب تصمیم گرفتم در دفترچه مخصوصا بنویسم ویادداشت کنم که خانمی فلانی که لیاقت مغاز داریو داره میتونه پیشرفت کنه میتونه مشتری جذب کنه میتونه پولدار باشه میتونه و سرکار میاد از خداوند بزرگ براش کلی درخواست‌های مثبت کردم و نوشتم و خیال خودم راحت شد از اینکه حس حسادت در من داشت ریشه میزد و سعی میکنم تمرکز کنم فقط روی خودم چون من چند روز ک فایل دوره احساس لیاقتو خریداری کروم احساس کردم شیطان درون رخنه کرد ک تونستم مچشو بگیر همون حس حسادت که من دوبار تمرکز کنم به خودم و ارزشمندی بخودم و احساس لیاقت لخودم وپیشرفت خداروشکر میکنم هروز تمرینات فایل احساس لیاقتو انجام میدم

    و مشتریان پولدار جامه‌ و شهرمون فقط به سمت مغاز من میان و کارهاشون انجام میدم خدایا شکرت درآمدم روز به روز بیشتر بیشتر شد و احساس عالی و فوقالعاده ای دارم در مورد کارم افرادی ک هروز برای کار من ارزش قائل هستند واحترام میزارند و به راحتی و به آسونی باهرمبلغی پول پرداخت می‌کنند و هیچ نگرانی ندارند من همه اتفاقت مثبت رو در دفترچه همیشه و هرشب یادداشت میکنم ک به یاد بیارم این ذهنمو باید بمباران کنم به سمت تمام حس‌های عالی و فوقالعاده و پر انرژی نه باورهای شیطانی و مخرب شیطانی

    دوستون دارم استاد کلی نکته در فایهای تغییر یاد گرفتم و عاشقتون بابت این تغییرات ک تونستم این حس حسادتو ریشه کن کنم ‌و فقط تمرکز روی خودم باش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    عسل گفته:
    مدت عضویت: 1056 روز

    1403/8/19روز126

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به استاد ومریم عزیز ودوستان گل

    خدایا شکرت بخاطر یک فایل فوق العاده دیگه

    چند نکته مهم:

    اگر دنبال علاقه ات نمیری داری شرک میورزی

    چقدر این جمله بی نظیر بود این جمله اشاره میکنه به توحید به باور فراوانی به ایمان و توکل به عمل صالح

    وقتی میریم دنبال علاقه امون یعنی به خدا ایمان داریم که کمک میکنه یعنی باور داریم که جهان پراز فراوانی و ثروتمند شدن ربطی به شغل نداره یعنی من اومدم که به پیشرفت جهان کمک کنم با رفتن توی مسیر علاقه ام و لذت بردن ازش

    هدفگذاری و خلق ارزش:

    اصلا چی میشه که من هدفگذاری می‌کنم زمانی که امید دارم زمانی که به خدای مهربون ایمان دارم که منو به هدفم میرسونه وقتی ایمان و توکل داشته باشم فکرهای بزرگ می‌کنم و از خدای بزرگ درخواست می‌کنم تا اجابت کنه اگر امید نداشته باشم اگر باورهام محدود کننده باشه اصلا نمیتونم هدف گذاری کنم چون ذهن نجواگر سد راه افکار درست من میشه

    خدایا شکرت بخاطر این آگاهی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    محمود کاظمی گفته:
    مدت عضویت: 1265 روز

    به نام خداوندی که هدایت کنندست

    واقعا این مسیر فوق العادست

    العان تازه دارم لذت بردن از مسیر رو احساس میکنم

    مسیر رشد مسیر حرکت ودرکل مسیر زندگیم رو

    خدایا شکرت

    استاد اینو هم متوجه شدم که من خودم چقدر نشانه های خداوند رو میبینم توی زندگیم ولی انگار دلم میخواد نبینم اون هدایت هارو چون انگار برام عمل کردن به اون الهامات کار سختیه

    واقعا چقدر این هدایت ها همیشه نزدیکن، هستن توی تمام قسمت های زندگیت، توی کارت، سلامتیت،….

    (خداوند همیشه درحال دادن فضل عظیمه به ما)

    واقعا باید بهتر نگاه بکنم به خودم وهدایت هام وعمل بکنم بهشون چون راه سعادتم همین هم جهت شدن با خداونده

    نمی دونم چقدر قراره ذهنم تغیر بکنه با فقط همین درک از قانونم ولی می دونم که قراره خیلی اتفاقات بزرگتر وبهتری رخ بده توی زندگیم

    استاد عزیزم نمی دونم چجوری کامنت نوشتم ولی همین که هدایت شدم واومدم توی سایت واین جلسه دارم کامنت میزارم وبه آگاهی هاش فکر میکنم خودش نعمته

    ممنون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    شیرین عبدی زاده گفته:
    مدت عضویت: 2529 روز

    ادامه بده*

    روی باور فراوانی ت که میتونی کار کنی! این که دیگه وسیله, ابزار و پول و کارفرما نمیخواد، روی حس خوب با یادآوری پروژه های گذشته ت مثل لگال، سایت سجام، صد میلیون،سفر سرعین میتونی کار کنی

    جهان تو تغییر می‌کنه

    ادامه بده شک نکن مشتری مثل مانا و نان باران و حتی بهتر، زیاده م. و تمام دوستان ش هست،میشه،راحته

    ادامه بده

    به اینجا که رسید نوشتن‌ها، این هدایت اومد و جایی خوندم که:«زن فرعون تصمیم گرفت که عوض شود، و پسر نوح تصمیمی برای عوض شدن نداشت…! اولی همسر یک طغیانگر بود،و دومی پسر یک پیامبر…برای عوض شدن هیچ بهانه ای قابل قبول نیست، این خودت هستی که تصمیم می گیری تا عوض شوی!»

    خدایا شکرت که هم آگاهی میدی هم هدایت می‌کنی هم مهر تایید میزنی و قلبمو محکم می‌کنی

    وقتی واقعا بخوام میشه، پس الانم همینه شیرین استپ نکن شک نکن

    ببین چه حس خوبی داری از رشد روند پورتفولیوت

    خدایا شکرت که اسونم کردی و هدایت هات رو براحتی دریافت کردم ممنونم

    مگه تو کوچیکی؟

    تو مگه ادعات نمیشه که بالغی؟!

    خوب وقتی به ام‌باپه یه حرفی رو میزنه مربی, میگه مثلا باید اینطوری تمرین کنی این میزان به این شکل تا به اون هدفه برسی

    اون بالغه و انجام ش میده و مربی روی بالا رفتن کیفیت و رسیدن به هدف‌ش کار می‌کنه انرژی رو صرف اون می‌کنه و زود میرسه چون مسیر مستقیم داره می ره

    خدا وقتی به تو میگه تغییر کن

    فراوانی رو کار کن… نیا بجاش به کمبودهات و ترس و نگرانی از نرسیدن فکر/تمرکز کن

    وقتی میگه تو لایقی کاملی …نیا خودت رو سرزنش کن که من حتما خوب کار نمیکنم که نشده، که نرسیدم… مگه مدارکت به این راحتی آماده نشد مگه مشتری مثل مانا قبلا داشتی مگه اونهمه پول نقد و … قبل میومد ب حسابت ؟ اینها مگر تغییر نتیجه نیست؟ چرا انگ میچسبونی به خودت و دنیا و قانون و …

    وقتی میگه تو این قدم ها رو برای مهاجرت بردار بعدیاشو من میگم؛ من انجام میدم … تو چرا انجام نمیدی

    خدا/جهان/قانون باید تمام انرژی که می‌تونه صرف شاهکار رسیدنت بکنه داره خرج تعلیم و تربیت تو میکنه که سروقت حاضر بشی برا تمرین؟! تمرین کنی؟ زیر کار در نری!!!

    تو وقتی میتونی درس تخصصی برداری

    تنبلی و کوتاهی از سرناامیدی و باور نداشتن به امکانپذیری میکنی، جهان مجبوره روی درس های پیش نیاز تو کار کنه

    تا به راهت بیاره که کارها یی رو که فراهم شدی انجام بدی؟!

    مثل بچه آدم

    مثل یه ادم بالغ

    رفتار کن

    عمل کن

    تا انرژی صرف پیشرفت تو بشه نه خرج هل دادنت برای تاااازه شروع مسیر

    این پتانسیل رو همه ما داریم

    همه میتونیم در هر سنی در هر سنی به این موفقیت هایی که اینجا اونجا میبینی حسرت میخوری برسیم

    از زندگی میتونی لذت ببری بدون دردسر و از دست دادن فرصت، ثروتمند و آزاد زندگی کنی

    نه تنها اااااینقدر نگرانی و دردسر ایجاد نکن

    بلکه با سعادتمند شدنت جهان رو گسترش بده خودت

    اصلا خودت شادتر راضی تر زندگی کن

    فک کن خدا میگه نشده تا حالا بنده ای از من هدایت و اجابت بخواد و اینقدر راحت مدیریتش کنم

    خدا اینو درباره تو می‌تونه بگه؟

    نه!

    تو انجام نمیدی! وقتی هدایتت می‌کنه فراهمت میکنه تو باور نمیکنی اجابت می‌کنه، تو خودت فستجیبوا لی نمیکنی خودتو! با شک با نگرانی و ناامیدی و تنبلی از سر ناامیدی

    بزار خدا درباره ت بگه این خودش اصلا تو مسیر درست هست نمیخواد روش کار کنی، نمیخواد هلش بدی فقط آماده دریافته

    این پتانسیل ها رو همه ما داریم اگر بیدار بشیم

    شیرین تو میتونی مثل تمام دوروبری های م. الان زندگی کنی اگر انرژی جهانو صرف هل دادنت نکنی، تو حرکت کن تا جهان بجای پشت سرت و هل دادنت بیفته جلوت جایزه و پاداش بچینه که تو برداری

    تو میتونی از همین امروز حرکت کنی هدف داشته باش#هدف قدم هایی که میتونم امروز بردارم نگران اونایی که ذهنم میگه نداری و … نباشم که از حرکت بایستم امروز رو انجام بدم بقیه ش با همون خدایی که اون همه کار برام انجام داده و شاهکار کرده

    هدف من امروز حرکت کردنه تا جهان بیفته جلوم

    نوید دنیای قشنگتر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    moghadam گفته:
    مدت عضویت: 2630 روز

    مهری

    به نام خالق مهربان

    سلام.

    ان علاقه اتشین یا اون کار رؤیایی در زندگی شما چیست؟ قلبا میدونید باید به سمتش حرکت کنید اما ترس از بی پولی، ترس از قضاوت دیگران، ترس از شکست یا ترس از اینده ی مبهم جلوی شما رو گرفته و باعث شده ان را به تعویق بیندازید؟

    اولین قدم عملی و کوچکی که متعهد میشوید برای غلبه بر این ترس و حرکت به سمت ان علاقه بردارید چیست؟

    تا اونجایی که یادم میاد از همون اوایل، همیشه در هر موقعیتی که بودم، نهایت استفاده در حد درک خودم رو انجام دادم، خدا رو شکر موفق هم بودم. خواسته هایی که داشتم رو جامه ی عمل پوشوندم. ولی به علت کمال‌گرایی، ترس از شکست، بی پولی، اهمیت دادن به حرف دیگران، اون جور که دوست داشتم نتونستم مولد پول باشم و ثروت خلق کنم. دوست دارم بدون حساب و کتاب برای خودم خرید کنم، مسافرت های دور. کشورها، ادمها، زندگی‌های متفاوت رو تجربه کنم.

    ارام ارام دارم به سوی این اهدافم هدایت میشم، اون رو با تمام وجودم حس میکنم، ولی هنوز موانع بزرگی، که همون سرچشمه اش شرک هست رو در وجودم حمل میکنم، دارم تلاش میکنم تا این گاری سنگین رو سبک کنم، در حدی که عملگرا باشم نتیجه اش رو میبینم، ریشه ی شرک خیلی در عین حال که ساده به نظر میرسه، مبهم و پیچیده هم هست. رها بودن و تسلیم بودن نتیجه توحیدی فکر کردن و عمل کردن هست، در این مسیر خودشناسی، اگه عاشق خودم باشم، و برای خودم قدم بردارم میتونم موفق تر عمل کنم، بزرگترین پاشنه اشیل من، که جدیدا بهش پی بردم، حامی بودن، دلسوزی بیش از حد هست که باعث وابستگی میشه و هم خودم عقب میفتم و چه بسا که مانع پیشرفت دیگران هم بشم. به پرندگان غذا ندیم چون باعث نابودی انها میشویم.

    این روزها بیشتر تلاش میکنم تا توحیدی عمل کنم، فکر کنم، رهاتر باشم، به رزاق بودن خدا ایمانم رو بیشتر کنم.

    اهدنا الصراط المستقیم.

    الصراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم والضالین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    زهرا آقچه لو گفته:
    مدت عضویت: 1046 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام خدمت استاد عزیز و همه دوستان بسیار لذت بردیم از این فایل و فایل های قبلی یک سوال اینکه استاد میگن ارزش خلق کنیم یعنی چی؟چجوری ارزش خلق کنیم ؟

    لطفا توضیح بدید به من درمورد این مسئله با تشکر از همه عزیزانی که به این سوال من پاسخ میدهند

    خدایا شکرت بابت همه چیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      امین اطمینان گفته:
      مدت عضویت: 2735 روز

      سلام

      وقتی بعضی از دوستان میگن که ما برای کسب درآمد سراغ بازار‌های مالی میریم مثل بورس یا ارز دیجیتال استاد میگه که نه بهتره که برای درآمد کسب ارزش کنید یعنی چی

      یعنی اول نگاه کن ببین به چی علاقه داری و برو سمت علایقت

      دوم باورهای را درست کن یعنی اگر فکر می کنی که نمیشود از این راه کسب درآمد کرد اون را تغییر بده

      و‌سوم در مسیر علایقت ایجاد ارزش کن یعنی مشکلی از مردم را حل کن یا یه محصول تولید کن یا آموزش بده این میشه ایجاد ارزش

      محصولی یا خدماتی که مردم حاضر باشند بابتش پول بدهند

      مثلاً آقای عطار مشکل اضافه وزن خودشون را حل کردند بعد این را به دیگران آموزش دادند و کسب درآمد کردند

      یا خود من آموزش تزریقات و پانسمان میدم

      این میشه پاسخ به یک نیاز جامعه و کسب درآمد از راه اون

      امیدوارم روشن شده باشه مبحث

      موفق باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        زهرا آقچه لو گفته:
        مدت عضویت: 1046 روز

        به نام خداوند جان و دل

        سلام دوست عزیز ممنون از پاسخ واضح و روشنتون منم ارزش خلق میکنم چون در مراسمات شادی مردم ساز میزنم و موجب شادی و خوشحالی مردم میشم و هم اینکه از این راه کسب درآمد هم میکنم خدا را هزار مرتبه سپاس از شما همچنین کلی نی میزنم در محرم ها باعث میشم مراسمات زیباتر جلوه کنه همچنین در شادی ها حالا متوجه شدم ارزش خلق کردن یعنی چی هرکاری که موجب بهبود و گسترش جهان بشه یعنی ارزش خلق کردن سپاسگزارم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    لیلا توسلی گفته:
    مدت عضویت: 1089 روز

    129مین گام توی مدار روزشمارزندگی امروز1403/12/2

    ساعت23:23:23دقیقه شب جمعه بااحساس عالی ردپای عمیق الهی رابه ثبت می‌رسانم. روزهایی رامیبینم که به اهدافم رسیده ام این دلنوشته هابرام خاطره تبدیل شده وفقط یک آه میمونه من کجابودم!؟ وبا همین تمرینات ساده به اینجارسیده ام!که الان مینویسم میگم خدایابرای دیگران شدبرای منواولادمنم می‌شود.آمین.

    به نام خدا وسلام به خدا. سلام به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم.

    الهی سپاسگذارم که امروزم رابه خیروخوشی سپری کردم توی سفریکبارمصرف دنیاکه به اسپانسری خداومربی گری ربم برکزارمیشود.واین سفربرای همه یکسان برنامه ریزی ودسترسی به امکانات هست.

    براخداشاه وگدافرقی نداردچون همه ی مابرای یک هدف به این سفرتن دادیم وهرکس توی این سفرِ بدون تکرارباتقوی ترباشدنزدخداعزیزتراست.

    الهی سپاسگذارم که توی ادامه ی سفرالهیم به خودم وخانواده ام سلامتی وعاقبت بخیری رزق وروزی ماشده است.ودرادامه درابعادنی نی که جیگرگوشه واولین نوه وارث خانواده شده است توراسپاسگذارم به امیددیدن روی ماهش به سلامتی.آمین.

    امروزصبح بعد از نمازصبح خیلی بیداربودم وکامنت خوندم وفایل گوش دادم.بعدخوابیدم وساعت10بیدارشدم یک چایی ویک لقمه صبحانه نوش جان کردم،گفتم برم نونوایی چون فرداجمعه این نانوایی تعطیله.

    تومسیررفتم فروشگاه افق کوروش برای برنج ولی گفتم برم نونوایی بعدبیام با پسرم تماس گرفتم که‌ من صف نونوایی رفتم خواستی بیای باماشینی بیادنبالم!گفت اگه برای بازدیدکارنرفتم باشه!

    رفتم نونوایی کارت کشیدم سفارش دادم گفتم میرم برمیگردم گفتندچرااومدی؟!تماس میگرفتی نون روآماده میکردیم بعدمیومدی منم خیلی تشکرکردم برگشتم.

    انگار100نفربه من میگفت بروبرنج بگیرببرخانه!یک کیسه برنج گرفتم نزدیک درحیاط بودم پسرم تماس گرفت من نزدیک خونه ام گفتم بیادم درب اوهم باماشین رسیدکیسه ی برنج روگذاشتم توماشین دوباره رفتیم فروشگاه یک صفحه تخم مرغ ویک بسته باطری قلمی ویک کیسه برنج دوباره گرفتم ونونهاهم آماده رفتیم باماشین گرفتیم وبرگشتیم به همین راحتی.الهی شکرت.

    بعدازظهرخوابیدم باصدای عزیزدلم وپسرسومی که غذامیخوردن بیدارشدم ساعت6بعدازظهرگذشته بود سریع بلندشدم نمازخوندم حاضرشدم برم پیاده روی،گفتم خدایادارم میرم ولی نزدیکه میلم به چایی بکشه دیگه شب شده آخه من مثل مادرمم چای خوردن وغذاومیوه یاهرچیزی میخوام بخورم زمان مناسب میخورم(یعنی میل به خوردن داشته باشم)خدایامیرم بیرون انشاالله فلان خیمه چایی داره!

    رفتم تومسیرچندجاپیام بازرگانی اجراکردم ویک کلبه ی چوبی کناربلواراصلی شهرفکرکنم متعلق به شهرداری است.چوتاحالاچندتاشغل تغیرکرده وهربارهرشغلی زدن من رفتم تبریک گفتم تحسینشون کردم ودعای خیرکردم برگشتم.امشب رفتم یک خانم آقای جوان کلی گلدان داشتن وقفسه زده بودن وگلدانهاروجابجامیکردن،رفتم جلوتبریک گفتم رفتم داخل کلبه جای کوچکی هست ولی وقتی داخل کلبه میشم خوشحالم مثل بچه ها ذوق میکنم!براشون پیام بازرگانی رواجراکردم وقت خداحافطی مردجوان یک گلدان کوچک برداشت داددستم .گفت :اینم هدیه ی مابه شمابااین همه انرژی مثبت چندقدم رفتم برگشتم برای آبیاری واسم گل روپرسیدم هر3روزیکبارآبیاری ونام گل قاشقی گلدارالهی شکرت یک قلمه ی بزرگ که2تاجونه ازاین قلمه ی بزرگ زده،ویک قلمه ی کوچکتروجداکنارش داره واونم2تاجونه زده خیلی نشانه ی عالیه برای منوخانواده ام. به مسیرم ادامه دادم نزدیک خیمه شدم صدای بلندگومیومدگفتم آخ جان چایی دارن نزدیک شدم یک خانم رفت جلوچایی بگیره ازش پرسیدم ازبالا اومدی حاج خانم دستفروش رودیدی گفت آره.منم گفتم یک سینی چای برای حاج خانم بدین ببرم گفتن چشم!گفتن دمنوشم داریم گفتم بدین وقت رفتن سریع همون خانم اومدجلوگفت:خانم الان یک خانم یک سینی چای میبردبراخانم وآقای دستفروش گفتم بهترخودم میخورم ازدورکه میرفتم حاج خانم منودیدمیخندیدکه برام چای آوردن واون خانم که چای برده بودجلواومدگفت من چایی آوردم گفتم مهم نیست خودم میخورم یک عالمه دمنوش گرفته بودم خودم خوردم وچقدرچسبیدخیلی جای دلنشینی بودوازحاج خانم خداحافظی کردم به سمت خانه وتوی

    مسیرلیوانهاروبه خیمه تحویل دادم وکلی تشکرکردم به راهم ادامه دادم وتوی مسیرخیلی جونهاجلوکافی شاپ بودن یک خانم روبرای موهای قشنگش تحسین کردم چندنفرباهم بودن خندیدن وخوشحال شدن.. یک نفر رو براسگش زیبا بود تحسین کردم.

    استاددارم سعی خودمومیکنم یک آن ذهنم منومیبره تومقایسه تامیاد حالم روخراب کنه سریع میپرم تومسابقه ی خودم باخودم!آره اگه تومسابقه باشم واقعا4ساله زمین تاآسمون فرق کردم ولی مقایسه باشم له میشم وبه خودم میگم دم نقداًتوپیادرو حرکت میکنم تابه سواره روبرسم خداخودش میدونه برای سلامتی،رابطه ی عالی باخودم وخداوطبیعت و اطرافیانم واستقلال مالی اومدم دنیاروتجربه کنم بایدموفق بشم ازچه راه ومسیری!؟نمیدونم!خدابلده ازساده ترین مسیروکوتاهترین مسیرمنوخانواده ام رارهبریت کنه خاطرم جَمعِ.

    استادمن قبل از آشنایی با شماواستادعرشیانفروقانون جذب توی کامنتهای دیگه هم گفتم وقتی کسی برای پول درآوردن خانه وزندگی خودشو ول میکردمیرفت برای دیگران کارکنه پول دربیاره واقعاحالم ازش به هم میخوردمیگفتم کارهای خانه ی خودت مونده چرامیری جای دیگه کارمیکنی!؟!؟!؟میگفت خوب پول میدن ولی اگه خونه ی خودم کارکنم کی میخوادپول بده!؟!؟من خودم هنوزتوذهنم مونده باپتک حک کردن لیلاتوبه خانه وامورخانه داری برس خرج توبه عهده ی خداست.

    استادمن توسط خوداصل وجودم باقانون جذب آشناشدم به قول این دوستمون که ازقم تماس گرفتن فکرکنم آقااحسان بودمیگفت ازنوجونی تووجودم یک چیزی بوده!

    آره منم همچین چیزی رومیخوام بگم ولی نمتونستم به کلام تبدیل کنم الان فکرشومیکنم میبینم من ازبچگی درونم چنین چیزهای الهی وجودداشته ولی بلدش نبودم بگم یابه نتیجه هایی که به دست آوردم بدونِ آشنایی باقانون روداشتم وبه سادگی هم ازدست دادم که خودازدست دادنشم که تضادمیشه خودش بزرگترین نعمته!منواگه توی مخلوط کن بندازن به محض تصمیم گرفتن که دوباره به آدم تبدیل بشم سریع بااولین حرکت واردخانه وآشپزخانه وقابلمه به دستم که غذای بچه هام وعزیزدلمودرست کنم حتی همین امشب جاتون خالی من خورشت قورمه سبزی مشهدی به سبک مادرم روگذاشتم ونیمه آماده شده ازبس که شغلم (خانه داری رو)دوست دارم وبلدم نیستم پول بسازم فقط خدمت من به خانواده ام است وسلام !وحاضرم شب غذای روز. روتهیه کنم که خاطرجمع باشم اگه دیربیداربشم غذام حاضره ودوست دارم اگه مهاجرتی هم درکارباشه باعزیزدلم وبچه هام سفرکنم نمیدانم وابستگی است یاترجیح میدم اصیل باشم!؟هرچه هست همینودوست دارم وباهمین بودنم ازخدابهترین وعالیترین زندگی هدفمندانه رامیخوام.عاشقتونم استادامیدوارم خدابه من الهام کنه که تومسیردرستم یااشتباه واین اشتباهات روشیطان به نظرم جلوه میده امیدوارم درست مسیر روطی کنم آمین.برای همه سعادت وثروتمندی راازخدامیطلبم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    سید محسن سیدی گفته:
    مدت عضویت: 1612 روز

    درود به همه دوستان عزیزم

    من هم ازین قبیل دوستان عزیزم هستم که از حقوق بگیری و کار کردن برای دیگران خسته شدم و درست اسفند سال 98 که کرونا اومد من از شرکت استفا دادم و 2 ماه حقوقم رو هم ندادن و شروع کردم به انجام کسب کار خودم و خداروشکر با کمک آموزش های استاد بشدت درآمدم و محصولاتم بالا رفت و با کیفیت شد

    و تمام مراحل پیشرفتم ابتدا از کوشه اناقم شروع کردم بعد یه مغازه زدمو داخل تولید کردم بعد نیرو گرفتم انقد کار زیاد بود ک جا نمیشدیم تو مغازه

    رفتم یه کارگاه خونه ویلایی گرفتم و کلی نیرو گرفتم الانم ک اینجام سالن سوله گرفتم با دستگاه های متنوع و دارم تولید میکنم

    خیلی همه چی عالی پیشرفت اما از دوستان میخوام کمکم کنن

    یحو تو این دو ماه درآمدم به صفر رسید درخدی که اجاره رو نتونستیم دربیاریم و من همه کارهایی ک انجام میدادم از شکر گذاری از دوره های مختلف همه کارامو انجام دادم و میدم

    نمیدونم مشکل کار کجاس پاشنه آشیلم چیه که بعد این همه مدت یحو اینطوری شدم

    احساس میکنم درخصوص باور فراوانی هستش

    هرچی هم ک کار میکنم روش گیر کردم و مثل یه باطلاقی توش دست و پا میزنم

    ممنون میشم کمکم کنید دوستان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: