تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۱


موضوع این قسمت: باید پارو نزد…

مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • مفاهیمی که در این گفت‌وگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • خداوند به بی‌نهایت طریق در حال هدایت ماست
  • وقتی به الهامات خود عمل می‌کنی، درها باز می‌شود
  • تنها جریان حاکم بر هستی، جریان خیر و خوبی است؛ اما باورهای محدودکننده ما، مانعِ جاری ماندن این جریان در زندگی‌مان می‌شوند
  • رشد در هر حوزه‌ای را از منبعِ آن پیگیر باش و به دنبال واسطه نباش
  • تمرکز خارپشتی روی هدف
  • وقتی نشانه‌ای دریافت کردی، برای عمل به آن، هرگز به دلت شک راه نده

در این گفتگوی شنیدنی و صمیمی، ما همراه با دو نفر از اعضای خانواده عباس منش، «نگین» و «فرهاد»، و همچنین توضیحات تکمیلی استاد، سفری عمیق به مفهوم هدایت الهی، مقاومت‌های ذهنی و قدرت تغییر را تجربه می‌کنیم.

این فایل مجموعه‌ای از داستان‌های واقعی و درس‌های عملی است که به شما نشان می‌دهد چگونه قوانین بدون تغییر خداوند در زندگی روزمره افراد، از تحصیل و روابط گرفته تا کسب و کار، معجزه می‌آفریند.

۱. داستان «نگین»: چگونه از تلخی شکست به شیرینی هدایت برسیم؟

سفر تحول «نگین» عزیز، داستان بسیاری از ماست. او گفتگوی خود را با این سوال مهم آغاز می‌کند که چگونه گاهی یک «خواسته کوچک» در اعماق قلبمان، ما را قدم به قدم به سمت افراد و شرایطی هدایت می‌کند که مسیر زندگی‌مان را تغییر می‌دهد.

موضوعات کلیدی در این بخش:

  • عبور از گذشته تلخ: نگین از تجربه بسیار تلخ و سخت دوران اول دانشگاه خود می‌گوید و «حسرتی» که سال‌ها با دیدن دانشجویان شاد دیگر احساس می‌کرد.
  • شکستن «مقاومت»: او توضیح می‌دهد که چگونه با وجود ترس و «مقاومت وحشتناک» ذهنی، تصمیم گرفت دوباره از صفر شروع کند (با یک فوق دیپلم) و این بار آگاهانه «خواست» که از تحصیل لذت ببرد و دقیقاً همان اتفاق هم افتاد.
  • قطب‌نمای درون: کشف اینکه آن «دلشوره‌ها» و حال بدی که در مسیر اشتباه داشت، در واقع همان قطب‌نمای درونی‌اش بوده که سعی داشته او را متوقف کند.
  • آشنایی معجزه‌آسا: می‌شنویم که چگونه در شب امتحان کارشناسی ارشد، به خاطر عدم یادگیری تندخوانی، او را از طریق یک همکلاسی به فایل‌های استاد عباس منش هدایت می‌شود.
  • حل مشکلات ریشه‌ای: او توضیح می‌دهد که چگونه آموزه‌های استاد به او کمک کرد تا بر مشکلات عمیقی مثل «عدم توانایی در نه گفتن» غلبه کند و چگونه هدایت شد تا قرآن را به شیوه‌ای درک کند که برایش قابل فهم باشد.
  • چالش فعلی (اهرم رنج و لذت): نگین صادقانه چالش فعلی خود را مطرح می‌کند: او می‌داند که باید تغییراتی (مثل جابجایی محل زندگی) ایجاد کند، اما احساس می‌کند هنوز «رنج» ماندن در شرایط فعلی آنقدر بزرگ نشده که او را به حرکت وادارد و انگار منتظر است تا «خدا او را هُل بدهد».

۲. پاسخ کلیدی استاد: خدا «هُل نمی‌دهد»، خدا «جریان» است

در پاسخ به نکته پایانی «نگین»، استاد عباس منش یکی از اساسی‌ترین مفاهیم توحیدی را به شکلی شفاف توضیح می‌دهد:

«هر خیری به شما می‌رسد از طرف خداست و هر شری به شما می‌رسد از طرف خودتان است.»

استاد توضیح می‌دهد که خداوند یا جریان هستی، فقط خیر مطلق، سلامتی و ثروت است. این «ما» هستیم که با باورهای نادرست، افکار منفی و «مقاومت‌»هایمان، جلوی این جریان نعمت را می‌گیریم.

استعاره قایق در رودخانه: درک این مفهوم با یک مثال ساده روشن می‌شود: «اگر قایق را در رودخانه‌ای بیندازید که به دریا می‌رود، لازم نیست پارو بزنید. فقط کافیست اجازه دهید جریان شما را ببرد.» مشکل ما «پارو زدن» در جهت مخالف جریان (مقاومت) است.


۳. داستان «فرهاد»: هنر «تغییر» قبل از اجبار

داستان «فرهاد» نمونه‌ای درخشان از عمل به قانون «تغییر» است. او مثالی کامل از کسی است که منتظر «هُل دادن» دنیا نمی‌ماند.

موضوعات کلیدی در این بخش:

  • موفقیت در مسیر قبلی: فرهاد در شغل قبلی خود (چاپ و تبلیغات) بسیار موفق بوده و حتی توانسته دو آپارتمان در تهران بخرد.
  • تشخیص نشانه‌ها (جابجا شدن پنیر): او با وجود موفقیت، سیگنال‌ها را دریافت می‌کند که این بازار در حال «اشباع» شدن است.
  • شیفت آگاهانه: «قبل از اینکه دنیا به او بزند»، او آگاهانه و آرام آرام، تمرکزش را به سمت علاقه واقعی خود (طراحی سایت) منتقل می‌کند.
  • نتیجه شگفت‌انگیز: او می‌گوید که سال ۹۹ (در اوج دوران پندمی که برای همه سخت بود) بهترین سال زندگی او بوده است. این ثابت می‌کند که وقتی در مسیر درست و هماهنگ با قوانین باشید، شرایط بیرونی نمی‌تواند مانع شما شود.

۴. تکنیک عملی استاد برای انتخاب: چگونه «چشمک» الهی را ببینیم؟

«فرهاد» سوالی می‌پرسد که سوال بسیاری از ماست: «من دوره ۱۲ قدم را تمام کرده‌ام، حالا دوباره آن را تکرار کنم یا دوره‌های روانشناسی ثروت را شروع کنم؟»

پاسخ استاد یک تکنیک عملی و فوق‌العاده برای تصمیم‌گیری در تمام جنبه‌های زندگی است:

  1. تسلیم کامل: در مقابل گزینه‌هایتان (چه انتخاب دوره باشد، چه مشتری، چه مسیر شغلی یا حتی شهری برای سفر) بگویید: «خدایا من نمی‌دانم و تو می‌دانی. مرا هدایت کن.»
  2. دریافت نشانه: استاد می‌گوید: «من این کار را که می‌کنم، انگار یکی از گزینه‌ها برایم “چشمک” می‌زند یا “Bold” می‌شود. یک چیزی توجهم را به آن جلب می‌کند.»
  3. مهم‌ترین بخش (عمل بدون شک): استاد تأکید می‌کند که سخت‌ترین قسمت کار اینجاست: «وقتی آن نشانه را دریافت کردی، دیگر نباید شک کنی. نباید بگویی نکند اشتباه فهمیدم؟ نکند آن یکی بهتر بود؟»
  4. تعهد به هدایت: «من همان را که چشمک زد انتخاب می‌کنم و با تمام وجود ادامه می‌دهم. حتی اگر ظاهرش اول جالب نبود، می‌گویم حتماً خیری در آن هست.» استاد دلیل «آسان» به دست آوردن خواسته‌ها در زندگی‌اش را، همین «اجازه دادن به هدایت» و «شک نکردن به آن» می‌داند.

۵. درس تمرکز: چرا استاد در شبکه‌های اجتماعی نیست؟

در پاسخ به درخواست «رها» برای فعالیت بیشتر در اینستاگرام، استاد یک درس حیاتی در مورد «تمرکز» (اصل خارپشتی) می‌دهد:

  • او توضیح می‌دهد که از همان ابتدا با «الهام» تصمیم گرفته تمام تمرکز خود را به جای شبکه‌های اجتماعی، روی وب‌سایت بگذارد.
  • او شبکه‌های اجتماعی را باعث «اتلاف وقت» و «حواس‌پرتی» برای اکثر کاربران می‌داند، در حالی که سایت (با بخش‌هایی مثل «عقل کل»، فایل‌های هدیه، دوره‌های آموزشی کامنت‌های ارزشمند، و قابلیت‌های فنی) یک فضای آموزشی متمرکز و طبقه‌بندی شده است.
  • نکته مهم: استاد می‌گوید حتی حضورش در کلاب‌هاوس (محل ضبط همین گفتگو) نیز فقط در راستای هدف اصلی، یعنی «تولید محتوای جدید برای سایت» است. این یک درس بزرگ برای هر کسب و کار یا هر فردی است که می‌خواهد به اهدافش برسد.

تمرین این قسمت: 

  • آیا هم‌اکنون در زندگی‌تان “نشانه‌ای” وجود دارد که به شما می‌گوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره می‌روید؟
  • آن نشانه چیست؟
  • چه چیزی شما را از عمل کردن باز می‌دارد؟
  • و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه می‌توانست باشد؟

با به اشتراک گذاشتن تجربه‌تان، نه تنها به خودشناسی بیشتری می‌رسید، بلکه ممکن است داستان شما الهام‌بخش تحولی بزرگ در زندگی فرد دیگری شود که در همین لحظه، در همان موقعیت شماست!

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.

 


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

409 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «سمیه زحمتکش» در این صفحه: 4
  1. -
    سمیه زحمتکش گفته:
    مدت عضویت: 1928 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    گام 11پروژه تغییر را در آغوش بگیر

    چقدر اسم این قسمت را دوست دارم

    باید پارونزد.

    دلم به جورایی با این جمله همیشه آروم میشه .

    یه جورایی تسلیم میشم وقتی به این جمله هدایت میشم .

    وچقدر خدا هم زمان که بنر سایت عوض شد وگام 11اومد ، دقیقا وارد سایت شدم و دیدم دقیق هدایتم کرد.

    وچقدر جالب تر که حرف های گرانبهای استاد در این بخش ،را امروز تجربه کردم .

    می خواستم فایل گوش کنم ،پرسیدم خدا جونم ،چی بشنوم ،گفت ،دوره هم جهت با جریان خدا

    و تو این جلسه همون را شنیدم از زبان استاد واین یعنی مسیرم درسته وخدا هدایت می کنه هر لحظه مارو .

    خدایا به امید فضل تو، برای هدایتم به پاسخ گویی درست ودرونی.

    تمرین این قسمت

    آیا هم‌اکنون در زندگی‌تان “نشانه‌ای” وجود دارد که به شما می‌گوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره می‌روید؟

    بله .

    انگار بین عقل واحساس همش درگیرم .

    قلبم با نوشتن وشعر گفتن ،لذت می‌بره ومیگه بنویس ،من هنوز ترس دارم که حتی بنویسم وشروع کنم .

    نویسندگی را هم دوست دارم ،مخصوصا خیلی موقع که احساس می کنم قلبم باز میشه ،ودلم می خواد شعر بنویسم .

    یه نشانه هایی تو خواب میبینم ،که احساس میکنم الهام است ،ولی صبح یادم می‌ره ولی میفهمم که نشانه بوده .

    ولی از زمان پروژه تغییر را در آغوش بگیر ودوره هم جهت با جریان خدا ،همش الهام را دریافت میکنم که باید بکوب روی ذهنم کار کنم و ذهنم را بمباران کنم .

    ویه شوقی در وجودم ایجاد شده که من باید سمت خودم را انجام بدهم و دائم بندگی خدا را بکنم .

    مثلاً 20ساله راننده هستم ولی ترس دارم هنوز از رانندگی در تهران .

    می‌دونم خدا کمکم می کنه ،ولی هنوز ترس ها و نجواها هی حرف میزنند .

    در مورد شغل خیلی دوست دارم مغازه بزنم ولی هنوز ترس و افکار منفی دارم که سرمایه داری ؟

    پول پیش مغازه چی؟

    وانگار جلوی من را میگیره این ترمزها .

    مثل گاز و ترمز در دوره کشف قوانین که استاد میگه .

    اینقدر وام روی ترمز هست ،که دیگه پاهام جون ندارن ولی ول نمی کنم ترمز را .

    آن نشانه چیست؟

    چند روز پیش که برای مغازه داشتم فکر می کردم ،جلوس پمپ بنزین ،به قطعه از ابزار کارم را دیدم که باهاش محصول تولید می کردم .

    وگفتم نشونه از این واضح تر .

    خواب های این شب ها ،برام انگار نشونه شده .

    چه چیزی شما را از عمل کردن باز می‌دارد؟

    ترس

    بزرگ کردن بقیه تو ذهنم

    ترس از پول شروع کارم

    ترس از شکست

    شرک

    عدم ارزشمندی

    منتظر بقیه شدن که کمکم کنند ودستم را بگیرند

    و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه می‌توانست باشد.

    حداقل برم تو سایت وببینم افرادی که شغل من را دارند و بدون مغازه شروع کردند .

    ببینم چطور می تونم بدون امکانات شروع کنم .

    الگوها را ببینم که مثل من این شغل را داشتند ولی موفق شدند .

    منتظر هیچ کسی نباشم وروی خدا وخودم حساب کنم .

    از خدا هدایت بخوام که کمکم کنه .

    ببینم چطوری می تونم شروع کنم .

    خدایا کمکم کن که تو بهترین دستگیر هستی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    سمیه زحمتکش گفته:
    مدت عضویت: 1928 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    گفتگو استاد با دوستان

    گفتگو با رها

    من روزم را با ویس‌های شما شروع می‌کنم.

    من هم مثل شما خدا خیلی راحت و خیلی آسون راه رو هموار کرد اومدم و هیچ زحمتی نداشت و همه چی عالی بود.

    پاسخ استاد

    کلاً تمرکز ما روی سایتمون نه روی هیچ شبکه‌ اجتماعی دیگه‌ای این هم از اون الهامات خداونده

    من تصمیم گرفتم به جای اینکه تو شبکه‌های اجتماعی باشم از همون اول،من بیام رو سایت خودم کار کنم.

    الان خیلی خوشحالم از اون تصمیم

    من به شخصه علاقه به شبکه‌های اجتماعی ندارم و فکر می‌کنم که وقت افراد خیلی تلف میشه.

    من اگر بخوام چیزی رو یاد بگیرم،میرم سراغ اون موضوع نمیام تو شبکه‌های اجتماعی که همه چی لابلاش میاد و تبلیغاتم میاد و یه چیزهای چرت و پرته که من نمی‌خوامش .

    هرچند که اون مباحثی که گفته شده چیز جدیدی اگر گفته بشه اون مثلاً کمک می‌کنه،همه دنبال یک چیز جدیدن.

    قرآن کتاب 1400 سال پیشه،جدید هم نیست هیچ تغییری هم نکرده تو این 1400 سال.

    هر روز داریم ازش چیزی یاد می‌گیریم،هر روز داریم آگاهی‌هاش رو هی بهتر و بهتر دریافت می‌کنیم.

    نیست که فکر کنیم چیز جدید …

    من خودم حرف جدیدی نسبت به اون چیزهایی که قبلا گفتم،همون حرف‌ها رو شاید بیام به شکل‌های مختلف توضیحش بدم و الا اینکه چیز جدید داشته باشم و یا مثلاً یه مسیر جدیدی پیدا کردم نه.

    روهمون اصل خارپشتی که توی دوره قانون آفرینش و توی همون اصل کار می‌کنم ادامه میدم و این نتایج داره به وجود میاد.

    در مورد اهرم رنج و لذت توی دوره روانشناسی ثروت 1 بحث اهرم رنج و لذت را واضح توضیح دادم.

    اینم قسمتی از تمرکز روی هدفه،شبکه‌های اجتماعی خدا شکر من را از هدفم دور نکرد.

    اگر ما هدایت خداوند را بگیریم و تو مسیر درست حرکت کنیم و این چیزهایی که میاد حواسمون رو پرت می‌کنه،مثلاً تو کار ما شبکه‌های اجتماعی،حواسمون رو پرت نکنه و ادامه بدیم رو مسیر درست،در نهایت چیزی که الان من دارم تجربه اش می‌کنم.

    گفتگوبافرهاد

    ما که دهه شصتی هستیم خیلی با مذهب و با این چیزها خیلی محدود شده بودیم.

    بعد از اینکه دوره قرآنی دوره 12 قدم رو دونه دونه گوش کردم و همه رو دونه دونه پیش رفتم بچه دور رفتم فهمیدم که قرآن چی میگه.

    اصلاً کلاً دیدم نسبت به همه چیز عوض شد

    چند سال پیش تو کار چاپ بودم و خیلی هم موفق بودم و تو این مسیر پول داشتم می‌ساختم.

    کم کم دیدم که پنیرها داره جابجا میشه،و دیگه نمی‌تونم و این داره اشباع می‌شه.

    کم کم اون موقع‌ها با شما آشنا شدم و دیدم که باید عوض بشم و مسیرم رو باید تغییر بدم.

    و خیلی هم علاقه داشتم به کار طراحی سایت،

    و بیفتم تو این مسیر.

    و اومدیم تو مسیر شما و با شما فقط ادامه دادیم،و هیچکس دیگه‌ای این وسط نیست.

    هر شب توی تلویزیون خونمون داریم صحبت‌های شما رو 12 قدم راداریم می‌بینیم.

    با خانمم 4 نفری می‌شینیم فقط و فقط 12 قدم رو گوش می‌کنیم و خیلی خوب بوده برامون.

    سال 99 بهترین سال من بود و بهترین جهش‌ها را داشتم.

    وقتی شما میگی تمرکزی باید کار کنید،تمرکزی رفتم تو این کار طراحی سایت.

    و همینجور توسعه بدم تو کار خودم.

    پاسخ استاد

    من یکی از خوشبختی هام اینه که دوستایی مثل شما دارم.

    فرهاد میگه داشتم کار می‌کردم پول خوبی هم می‌ساختم دوتا آپارتمان هم خریدم با اون کار تو حوزه چاپ ولی فهمیدم سیگنال‌ها رو دریافت کردم که که این داره یک ذره متفاوت میشه

    فهمیدم که این پنیره داره تموم میشه و من باید برم دنبال پنیر جدید.

    و تو این شرایطی که پندمیک بوده خیلی سال خوبی رو برای خودش رقم زده.

    که برای خیلی‌ها چقدر سخت بوده،و کسی که تو مسیر درست قرار بگیره،هر سختی که برای بقیه سختی باشه برای این فرصته.

    این حرفایی که داره فرهاد می‌زنه داره باور می‌سازه

    اولاً که وقتی شرایط خوبه میشه باز هم بهتر بشه حواسمون باشه حتی تو سالی که به زعم خیلیا بدترین سال زندگیشون بوده می‌تونه بهترین سال زندگیشون بشه.

    برای خرید محصول، انگار هر کسی خودش هدایت میشه که چه فایلی بهش کمک می‌کنه،که چهمحصولی بهش کمک می‌کنه.

    ببینید قلبتون به کدومش تمایل داره.

    همه دوره‌های من همه یک اصول رو داره ولی توی روانشناس ثروت 3 ما در مورد کسب و کار شخصی صحبت کردیم .

    توی دوره 12 قدم اون موضوعات متنوعی بوده که هر قدمش هم یک جلسه قرآنی داشته.

    ترکیب همه این‌ها با هم باشه خوبه.

    از خدا بپرس که الان کدام فایل را گوش کنم انگار یک فایل تو لپ تاپت چشمک می‌زنه.

    من کلاً برای هر چیزی،یک سری گزینه دارم برای انتخاب کردن، همیشه یک نیت می‌کنم که خدایا کدومش.

    بعد یه کدوم چشمک می‌زنه انگار که بولد میشه توهم نیست من می‌فهممش انگار که یک چیزی توجهم رو جلب می‌کنه فرض کن به چند تا گزینه‌هایی که روبروروم.،

    فرض کن یه مسیرو می‌خوام برم تو نقشه نگاه می‌کنم،کجا می‌خوام برم یک لحظه یکی از اون شهرها بولد میشه.

    و بی‌نهایت مثال دارم کلاً همیشه همینجوریم میگم که خدایا من نمی‌دونم در مورد همه کارها این اصله.

    خدایا من نمی‌دانم و تو می‌دانی.

    خدایا من رو هدایت کن به چیزی که الان به من کمک می‌کنه.

    حالا این چیز می‌تونه یه آدم باشه می‌تونه تو محصولات من باشه می‌تونه تو فایل‌های دانلودی باشه تو هر چیزی باشه تو هر کتاب خاصی باشه.

    خدای تو به من بگو یک سری گزینه می‌تونی یک سری پیشنهادهای شغلی باشه که به شما داده شده یک سری مشتری باشه که باید بین اون‌ها انتخاب کنی خدایا تو به من بگو کدوم رو انتخاب کنم.

    وبعد هر کدوم که یه نشونه میاد ،یک چشمک میزند ،یک اتفاقی می‌افته من دیگه اون رو می‌گیرم.

    دیگه فقط همون کارو انجام میدم دیگه.

    نمیگم که،حتی اگه بعداً انجامش بدم اون شهر را رفتم ،اون مشتری را رفتم سراغش، احساس کردم که جالب نیست نمیگم که ای کاش یکی دیگه هم انتخاب می‌کردم.

    اون لحظه که از خدا خواستم و تسلیم بودم،خدا این را به من گفته ،حتما به چیزی توش هست.

    حتی اگر ظاهرش چیزی نباشه ،میگم حتما باید این را ادامه بدم ،این مسیر را ادامه بدم .

    من نگاهم به دنیا این است

    مثلاً میگم همه چیز را راحت به دست آوردم،وهمه چیز ساده برای من پیش می‌ره ،به خاطر اینکه به جورایی ،احازه میدم که هدایتم کنه .

    توی گزینه های که هست میگم ،خدایا الان کدومشون .

    قشنگ یه لحظه ،یکیشون روشن میشه .

    اونجا دیگه دیگه کار سخت اینجاست .

    که دیگه اونجا شک نباید بکنی.

    بگی نکنه مثلاً اشتباهی این چشمک زد .

    نکنه منظور به چیز دیگه ای بود.

    نکنه من اشتباهی فهمیدم .

    از این صحبت ها من دیگه نمی کنم .

    من میگم همینی که گفته شده ،تمام شد رفت .

    برای من خوبه ،حالا ظاهرش خوب باشه ،نباشه،رفتم توش اون چیزی که فکر می کردم باشه ،نباشه،این اون چیزیه که برای من خوبه .

    من باید برم ،شک نباید بکنم .

    این از اون رفتاریه که من با گزینه های متنوع و متفاوت توی زندگیم دارم .

    پایان‌بخش دوم گفتگو

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    سمیه زحمتکش گفته:
    مدت عضویت: 1928 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    ای رب الاربابم،هدایتگرم باش در این مسیر .

    خلاصه گفتگو استاد با دوستان

    گام 11پروژه تغییر را در آغوش بگیر

    گفتگوبانگین

    هدایتم به سمت شما یه جوری فرایند خیلی عجیبی بوده.

    بعضی وقتا که ما به عقب برمی گردیم و گذشته رو نگاه می‌کنیم ،می‌بینیم که یک چیزی دردرونمون اون ته ته ذهنمون شاید یک روزی می‌خواستیمش و به خاطر همون یه خواسته کوچیک هدایت شدیم هدایت شدیم ویژه آدم‌های سر راهمون قرار گرفتند که به اون خواسته برسیم.

    من همیشه در درون خودم همیشه احساس می‌کردم که یک سری چیزها رو می‌خوام بدونم،ولی نمی‌دونم چه جوری می‌تونم یادشون بگیرم یا از کی بپرسم.

    توی خودم یه چیزهایی رو می‌دونستم درسته ولی هیچ وقت نمی‌تونستم دفاع بکنم یا مثلاً،دلیل خیلی مستندی داشته باشم برای اینکه حرفم درسته یا بخوام ثابتشون کنم.

    من دانشگاه اصفهان درس می‌خوندم و یک تجربه تلخی داشتم درون دانشگاه،و اون درس رو تموم کردم و وقتی برگشتم به تهران،بچه‌های دیگر که می‌دیدم درس می‌خونند،و خیلی خوشحالند.

    من همیشه غبطه می‌خوردم و حسرت می‌خوردم که هیچ وقت نمی‌ذاشت که دوباره تجربه کنم.

    دیروز گفتم بزار یه بار دیگه بخونم،و تجربه کنم.

    و خیلی مقاومت داشتم.

    با کاردانی شروع کردم و دیدن چقدر خوبه واستاد چقدر خوبه و خیلی دوست داشتم اون ارتباط رو بگیرم و بهم خوش بگذره.

    و اون اتفاق افتاد و دیدم این تغییر ،چقدر من مقاومت داشتم .

    بعدها فهمیدم، اون دلشوره،همونطور که گفتید ما یک قطب نمایی در درون خودمون داریم،که بهمون نشون میده، اون مسیر درست را از غلط.

    فایل‌های معرفی تندخوانی را که از شما از این دوست گرفتم خوندم.

    اولین مشکلم این بود که نمی‌تونستم نه بگم ،به یه کاری که مثلاً نمی‌خواستم انجام بدم و روم نمی‌شد بگم نه.

    اتفاقی که می‌افته کم کم آدم‌ها یی که با تو نیستم با توام فکر نیستم فرکانسشون با تو متفاوته خود به خود کمرنگ می‌شوند.

    به چیزهایی تو زندگی اتفاق می‌افته که براد عادی میشه و فکر نمی‌کنی یک روزی آرزو می‌کردی.

    الان مشکل من اهرم رنج لذت است که درست نمی‌تونم ازش استفاده کنم.

    آخرین تغییرم تغییر محل زندگیم بود

    و خدا قولم داد و می‌دونستم که همیشه داره نگاهم می‌کنه داره بهم کمک می‌کنه.

    هر روز سریال زندگی در بهشون می‌دیدم روی دوره‌ها کار می‌کردم.

    یه موقع‌هایی یه ترس‌هایی وجود داره یه دلشوره‌هایی هست می‌دونی باید انجامش بدی ولی نمی‌دونم چرا به تعویق می‌افتد.

    انگار هنوز اونقدر برام رنج‌آور نیست.

    آموزه‌ها تو همه حوزه‌ها جواب میده.

    اگر هر کاری که هستید ،قوانین روی همه چیز جواب میده،برای خودمون استفاده‌اش کنیم.

    خوبیش اینه که خدا را شکر،قوانین ثابتم و تغییر نمی‌کنند،و همیشه هستند همیشگیه وحداقل یه اطمینان قلبی وجود داره.

    پاسخ استاد به نگین

    خداوند که به بی‌نهایت طریق داره ما را هدایت می‌کنه همیشه.

    وقتی آدم عمل می‌کنه و الهاماتش خیلی درها باز میشه.

    یک سری آیه هست توی قرآن که میگه

    هر خیری به شما می‌رسه از طرف خداست

    و هر شری به شما می‌رسه از طرف خودتونه

    یعنی معناش اینه که خداوند،که جریان هستی فقط خیره.

    ما یک جریان بیشتر نداریم،فقط جریان خیر و خوبیه فقط جریان سلامتیه جریان خوشبختیه

    ولی ممکنه ما جلوی این جریان رو بگیریم خودمون بگیریم.

    چون این جریان جریان خوبیه،جریان نعمت جریان برکته،ولی ما با افکارمون با باورهامون جلوی این جریان رو می‌گیریم.

    اگر ما مقاومت نداشته باشیم،یه آهنگ ما میزاریم

    باید پارون ازت وا داد باید دل رو به دریا داد خودش می‌برتت هرجا دلش خواست به هرجا برد بدون ساحل همونجاست.

    اگر که ما هدایت را بپذیریم و اگر ما مقاومت نداشته باشیم همون باورهای نادرست همون افکار منفی همون توجه به نکات منفی اگر اون‌ها رو نداشته باشیم اگر باورهامون درست باشه،خیلی ساده خداوند داره همه رو هدایت می‌کنه خیلی ساده هدایت میشیم به مسیرهای درست .

    یعنی تو مسیرهای درست قرار گرفتن مثل انداختن قایق توی رودخونه است .

    اگه قراره شده به دریا بری قرار نیست هیچ کاری بکنی،شما قایق را بنداز توی رودخونه،کار خاصی نکن جریان تو رو به دریا می‌بره.

    ولی مشکل اینجاست که ما خیلی مقاومت داریم برای باورهایی که داشتیم باورهایی که از گذشتگان به ما رسیده دلشوره هایی که داریم

    به محض اینکه ماآماده‌تر می‌شیم, رهاتر میشیم،خداوند را باور می‌کنیم و هدایتشو دریافت می‌کنی و عمل می‌کنیم مقاومت‌هامون رو کمتر می‌کنیم و خوشبین‌تر می‌شیم و تمرکز می‌کنی به زیبایی‌ها همه باورهامو کار می‌کنیم خیلی زود جریان‌ها رو به سمت زیبایی و خوشی و قشنگی بیشتر و بیشتر می‌بره و این تا ابد ادامه داره.

    قسمت اول گفتگو با دوستان

    خدایا سپاس برای گام 11

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    سمیه زحمتکش گفته:
    مدت عضویت: 1928 روز

    سلام سمیه جانم

    مرسی از کامنت دلی ات که گذاشتی

    قشنگ مرا برد به مومنتوم مثبت دوره هم جهت با جریان خدا.

    قلب مهربانت انشالله همیشه پر از عشق خدا باشه .

    همیشه از کامنت هات لذت می برم .

    هیچی به اندازه عشق به خدا وسپاسگزاری حال آدم را خوب نمی کنه .

    معلومه که ظرفیت خییییلی بزرگه

    ممنون بابت کامنت هات .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: