تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۳
موضوع این قسمت: چگونه در مدار هماهنگ با خواستههایم قرار بگیرم؟
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- تغییر اساسی را از کجا شروع کنم؟
- چگونه از دل این شرایط نا امید کننده، خوشبختی ام را خلق کنم؟!
- نقطه تحول زندگی من؛
- آگاهی از دلیل اصلی نتیجه، بسیار ارزشمندتر از خود نتیجه است زیرا با تکرار و پیروی از آن دلایل، نتایج بیشتری خلق میکنیم؛
- اگر من در مسیر درست قرار بگیرم، خداوند در زمان مناسب من را با آدمهای مناسب هم مدار میکند و ما با هم ملاقات میکنیم. در نتیجه من برای پیدا کردن آدمهای مناسب تلاش نمیکنم بلکه برای هماهنگی خودم با قانون تلاش میکنم؛
- اگر من در مسیر درست قرار بگیرم، خداوند کارها را برای من انجام میدهد همانطور که برای ابراهیم، موسی و پیامبر انجام داد؛
- در جهانی که فقط به فرکانسها واکنش میدهد، روی بهبود فرکانس هایت کار کن؛
کلیدیترین درس این فایل: دست از «تَقَلّا» بردارید، «اصل» را بچسبید!
اگر قرار باشد تنها یک درس، اما حیاتیترین درس این فایل را جدا کنیم، آن درس این است: موفقیت، نتیجهی «تلاش و تقلا» نیست؛ بلکه نتیجهی «همراستایی و فرکانس» است.
بسیاری از ما تمام عمر خود را صرف دویدن به دنبال مشتری، تبلیغات، بازاریابی و تلاش برای «دیده شدن» میکنیم. ما در حال «تَقَلّا کردن» هستیم؛ تلاشی فرسایشی که اغلب نتایج کوچکی به همراه دارد و ما را خستهتر از قبل میکند.
اما استاد در این فایل، پرده از یک قانون بزرگتر و قدرتمندتر برمیدارند. درسی که تمام معادلات کسبوکار و زندگی شما را تغییر میدهد:
به جای «تَقَلّا کردن» برای پیدا کردن مشتری، بازاریابی، تبلیغات و دیده شدن، تمام تمرکز و انرژی خود را روی «کار کردن روی خودتان» بگذارید.
این «کار کردن روی خود» یک شاهکلید با دو بخش اساسی است:
۱. کار روی باورها (اصلِ کار):
اینکه باور داشته باشید فراوانی وجود دارد، اینکه خود را لایق بهترین مشتریان بدانید، اینکه به جریان هدایت خداوند اعتماد کنید. این، همان «فرکانس» و «مدار» شماست. این موتور نامرئی کسبوکار شماست.
۲. کار روی مهارتها (ارائهی بهترین کیفیت):
اینکه در کار خود بهترین باشید. مانند آن فلافلفروشی که استاد مثال زدند؛ آنقدر باکیفیت باشید که کیفیت شما، خود بزرگترین تبلیغ باشد. این بخش، تعهد شما به ارائهی ارزش واقعی است.
جادوی «در مسیر درست بودن»
وقتی شما این دو کار را انجام میدهید، یعنی همزمان هم روی باورهایتان (موتور درونی) و هم روی مهارتهایتان (محصول بیرونی) کار میکنید، اتفاق شگفتانگیزی رخ میدهد. شما دیگر نیازی به «تَقَلّا» ندارید، زیرا:
«اگر من در مسیر درست قرار بگیرم، آدمهای مناسب (مشتریان، همکاران، شریک عاطفی) در زمان مناسب با من برخورد میکنند.»
این یعنی اعتماد کامل به سیستمی که خداوند چیده است.
جهان بر اساس «بازاریابی» کار نمیکند؛ جهان بر اساس «فرکانس» کار میکند.
اگر شما در مدار درست باشید، اگر باورهای قدرتمندی ساخته باشید و بهترینِ خودتان را ارائه دهید، خداوند و جهان هستی، مشتریان و شرایط مناسب را به سمت شما «هدایت» میکند.
داستان معجزهآسای فرزانه و محمد، گواه مطلق این قانون است. آنها در اوج ناامیدی و در مدار «منفی صفر»، به دنبال راهحل نمیگشتند؛ اما به محض اینکه «آمادهی تغییر» شدند و اولین قدم را برای کار کردن روی باورهایشان برداشتند (خرید دورهی ثروت ۱ با تمام پولشان)، جهان آنها را به سمت این آموزهها هدایت کرد.
این فایل به شما میآموزد که به جای تقلا برای گرفتن سهم کوچکی از بازار، روی خودتان کار کنید تا به «مغناطیس» جذب بهترینها تبدیل شوید.
معجزه در عمل:
بخشی از این فایل، داستان واقعی، تکاندهنده و الهامبخش فرزانه و محمد عزیز است. آنها نمونهی بارز گروه دوم (تغییر در لبِ مرگ) هستند که توانستند خود را به گروه چهارم برسانند:
- نقطه شروع: آنها زندگی مشترک خود را با «منفی صفر» شروع کردند. همسر فرزانه تمام سرمایهی دوران مجردی خود را در بورس از دست داده بود و آنها با بدهی سنگین زندگی را آغاز کردند. این فشار مالی داشت رابطهی عاشقانهی آنها را نیز به نابودی کامل میکشاند.
- تصمیم شجاعانه (نقطه عطف): آنها در اوج ناامیدی، با فایلهای رایگان استاد آشنا شدند. در حالی که کل سرمایهی باقیماندهی آنها فقط ۵ میلیون تومان بود، با ایمانی قلبی تصمیم گرفتند تمام آن پول را برای خرید دورهی «روانشناسی ثروت ۱» هزینه کنند.
- نتایج باورنکردنی (معجزهها): به گفتهی خودشان، بلافاصله پس از شروع کار کردن روی باورهایشان، معجزهها شروع شد:
- درآمدشان در همان ماههای اول سه برابر شد و بعداً به ۳۰ برابر رسید!
- کاری فوقالعاده به آنها پیشنهاد شد.
- از خانهی اجارهای با فشار زیاد، به خانهی رهنی مناسب نقل مکان کردند.
- و در نهایت، در سال ۹۹ توانستند خانهای در یک برج فوق لوکس، دقیقاً با همان تصویری که از خانهی استاد در سریال «زندگی در بهشت» دیده بودند (رو به دریاچه)، خریداری کنند.
- رابطهی عاطفیشان به شکلی معجزهآسا ترمیم شد و به گفتهی خودشان، ۲.۵ سال است که حتی یک سرماخوردگی هم نداشتهاند و به پزشک مراجعه نکردهاند.
- تمام آدمهای منفی از زندگیشان حذف شدند و روابط عالی جایگزین آنها شد.
تمرین این قسمت:
استاد در این فایل توضیح دادند که به جای «تَقَلّا کردن» و تلاش برای جذب مشتری یا معرفی خودشان، تصمیم گرفتند روی «اصل» کار کنند؛ یعنی روی باورهای خودشان و هماهنگ شدن با جریان فراوانی خداوند.
لطفاً در کامنتها بنویسید: آیا تا به حال تجربهای داشتهاید که به جای تقلا و تلاش فیزیکیِ زیاد برای رسیدن به یک خواسته (پیدا کردن مشتری، حل یک مشکل، خریدن چیزی)، تصمیم گرفتهاید رهایش کنید و فقط روی باورهایتان، احساس خوبتان و «همراستا شدن» با آن خواسته کار کنید؟
و بعد از آن، چطور دیدید که جهان به شکلی معجزهآسا، آدمها، شرایط یا فرصتهایی را سر راه شما قرار داد که آن خواسته به راحتی برآورده شود؟
- مثلاً به جای گشتن دیوانهوار دنبال خانه، روی باور فراوانی کار کردید و ناگهان خانهی مورد نظرتان به شما معرفی شد.
- یا به جای تلاش برای فروش محصول، روی باور ارزشمندی خودتان کار کردید و مشتریان عالی خودشان با شما تماس گرفتند.
اشتراکگذاری این تجربهها، قدرت «کار کردن روی خود» و «اعتماد به خداوند» را به همهی ما یادآوری میکند.
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۳25MB27 دقیقه














به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام قربونت برم ،عشق ماندگارم.
نمی دونی چه حال می کنم که هرروز صبح بیدار میشم وزنده ام ونفس میکشم .
نمی دونی چه ذوقی می کنم که هرروز زکدهای روزانه ام را بنویسم وبه خودم یادآوری کنم ،که من خالق تمام و کمال زندگیم هستم .
گام 13از پروژه معجزه ،تغییر را دراغوش بگیر
: آیا تا به حال تجربهای داشتهاید که به جای تقلا و تلاش فیزیکیِ زیاد برای رسیدن به یک خواسته (پیدا کردن مشتری، حل یک مشکل، خریدن چیزی)، تصمیم گرفتهاید رهایش کنید و فقط روی باورهایتان، احساس خوبتان و «همراستا شدن» با آن خواسته کار کنید؟
یادمه زمانی که مجوز تولیدی را گرفتم ،اولش بلد نبودم حتی سرسیم ها را درست پرس کنم وخراب میشد .
و از اینکه مشتریها ناراضی بشند خیلی میترسیدم شب و روز پای تولید کردن نشسته بودم .
فقط از جسمم کار میکشیدم که بیشتر تولید کنم و همش ترس ونگرانی توی وجودم بود.
همش این افکار در ذهنم میچرخید که من تازه کار هستم ،کسی من را نمی شناسه.
و همین شرک وشک باعث شد ،مشتری ها بروند سمت بقیه که تولید می کردند و بهانه هایی می آوردند. که تعجب می کردم وچونه می زدند ومفت می خریدند .
پول کارم را یا نمی دادند یا با تقلا می دادند.
تا اینکه نشستم نشستم باخودم صحبت کردم که تو که کارت خوبه چرا مشتری یا ناراضیه یا درست پول نمی ده .
این جوابی بود که اومد از الهاماتم.
که من همش دارم تقلا میکنم با جسمم وکار بیشتر مشتری ها را بیارم سمتم .
توی باورهای این هست که من لایق کار راحت وپول زیاد نیستم .
باید یه سختی باشه دیگه ،باید خاک ،کار را بخوری حسابی چند سال زحمت بکشی تا تجربه بهدست بیاری .
دیگه سعی کردم حالم را خوب کنم وتوکل کنم به خدا که خودش مشتری ها را میاره .
به خدا زود جواب داد و مشتری خودش شماره را پیدا می کرد وزنگ میزد وسفارش می داد.
یعنی احساس می کردم رها شدم وتسلیم جریان خدا که من یه قدم بردارم بقیه اش را خدادرست می کنه .
ومی فهمم همه چی از توحید و حساب کردن روی خداست .
همه چی از باورهای من ،نتایج را در بیرون برام به وضوح نشون میده .
من بگم خدا بزرگه و جهان پر از فراوانیه ،جهان من هم میگه تو درست میگی،بله.
من بگم می ترسم از کمبود یا شروع کنم به کار ونمیشه ،جهان من هم میگه بله تو درست میگی .
همه چی به خدا از من شروع میشه .
من باید درست باشم تا انسانها و مسیرها برام درست باشه .
این تو حرف نیست که یه سری حرف قشنگ بزنم ولی باور نداشته باشم .
الان تازه با شنیدن دوره کشف قوانین جلسه یک دارم باورش می کنم .
احساس خوب ،همه چیه
احساس خوب ،یعنی من باور دارم درست میشه
احساس خوب ،یعنی من می سپارم به نیروی برتر
احساس خوب ،یعنی من در اکنون وحال زندگی می کنم وسپاسگزار میشم از هر چیزی که دارم .
احساس خوب ،یعنی خدایا شکرت برای همین لحظه ام .
و بعد از آن، چطور دیدید که جهان به شکلی معجزهآسا، آدمها، شرایط یا فرصتهایی را سر راه شما قرار داد که آن خواسته به راحتی برآورده شود؟
خونهای که ما تهران 5روز شد جور شد به راحتی با احساس خوب وتوکل به خدا بود .
با این باور که خدا گفته کسانی که هجرت می کنند روزی بهشتی دریافت می کنند .
یه خدا الان که فکر می کنم ،همش باور وایمان بود که خدادرستش می کنه .
اگر احساس نگرانی داشتم اصلا قدم بر نمی داشتم اصلا حرکت نمی کردم.
هرجا احساس رهایی داشتم وگفتم من باید روی خودم کار کنم وعلی بی غم شدم ،جهان پاسخ داد به من
هرجا تقلا کردم نشد برام
باید با خواسته هم مدار شدهمین .
خدایا تو هستی کنارم کافیه
تو من را در مدار وهم فرکانس یا این سایت واستاد عباس منش قرار دادی .
چون آماده بودم برای این آگاهی ها
چون همیشه فراتر از چیزی که جامعه فکر می کرد وباور داشت ،باور داشتم .
همیشه الهامات بودن ومی دونستم نیرویی داره کمک می کنه .
پس شاگرد که آماده میشه استاد از راه می رسه.
به نام خداوند بخشنده مهربان
خدای بزرگ شکرت بابت آرامشی که در وجودم نهادینه کردی.
بابت الهاماتی که به قلبم جاری میکنی.
خدایا شکرت بابت گام 13 پروژه تغییر را در آغوش بگیر.
خدایا به فضل تو شروع میکنم همه چیز را به تو میسپارم.
صحبتهای استاد:
موضوع مورد علاقه من بحث تغییر است.
من قبلاً در موردش در فایل صحبت کردم که چهار گروه افراد
یه گروه از افراد هستند که اینقدر بلا سرشون میاد انقدر اتفاقات ناجور براشون رخ میده
اینقدر خدا بهشون نشون نمیده که خودت رو درست کن مسیرت رو درست کن رفتارت رو درست کن.
تو بحث کاری روابط سلامتی و گوش نمیکنند پیغامهای خداوند را نمیشنوند،نشانهها را دریافت میکنند ولی توجه نمی کنند .
مثل معتادی که اینقدر مواد مصرف میکنه اول شغلشو از دست میده،پولش رو از دست میده همسرش رو از دست میده روابطشو از دست میده سلامتیشو از دست میده دوستش را از دست میده آخرشم توی دستشویی توی ترمینال جنازهاش رو پیدا میکنند.
این یک دسته از افرادند که تعدادشون کم هم نیست.
یک دسته از افرادی که تعدادشون خیلی بیشتر است،افرادی هستند که میگذارند واقعاً تا لب مرگ را بروند،لب مرگ جسمانی لب مرگ عاطفی.
اینقدر گوش نمیکند به پیغامهای خداوند اینقدر تغییر نمیدهند روششون رو اینقدر رفتارشونو درست نمیکنند اینقدر تصمیمات درستتر نمیگیرند تا اینکه تا نابودی پیش میروند.
که دیگه لحظه آخر تصمیم میگیرند تغییرکنند. و شروع میکنند به تغییر کردن و الگوهای زیادی داریم ازشون .
افرادی که تا قهقرا رفتند برگشتند و یک زندگی بهتری را برای خودشون رقم زدند
یک گروه از افرادی هستند که با اولین نشانهها توی بحث کاری توی بحث روابط اولین نشانهها که نشون میده مسیرشون نادرست میفهمند نادرست بودن مسیررا
مخصوصاً وقتی که از لحاظ مالی ضرر میکنند،
توی بحث عاطفی،
دارندمیبینند که اوضاع داره به سمت نا جوری پیش میره تصمیم میگیرند تغییر بدهند خودشون
را
دست سوم افرادی شدند که قبل از اینکه اوضاع خیلی فاجعه بشه تغییر میدهند خودشون رو.
دسته آخر افرادی هستند که قبل از اینکه نشانهها بیاد یعنی اینها خودشون دنبال بهبود دائمی هستند قبل از اینکه بلا سرشون بیاد قبل از اینکه بدهکار بشم قبل از اینکه روابط عاطفیشون به مشکل بر بخوره.
اینها سعی میکنند که هر روز به دنبال بهبودی باشند هر روز توی تمام قسمتهای زندگیشون،فکر کنند که چطور بهتر میتونن تصمیم بگیرم چطور بهتر میتونم عمل کنم و همواره به دنبال همواره به دنبال بهبودی هستند بهتر میتونم عمل کنم و همواره به دنبال همواره به دنبال بهبودی هستند
همه ما توی یک برهایی از زندگیمون توی یکی از این دستهها قرار گرفتیم احتمالاً.
خیلی اشتباهات زیادی کردیم ممکنه توی مسائل مالی خیلی دیر تغییر کنیم
توی مسائل عاطفی زودتر تغییر کنیم
مسائل سلامت جسمانی.
توی هر موضوعی تو یکی از این دستهها جا بگیریم
بیان بگن کجاها تو زندگیشون جزوکدوم دسته بودن.
در مورد تجربه تغییر کردن یا تغییر نکردن تجربه های واقعی خودشون .
گفتگو با فرزانه :
من و همسرم باهم شروع کردیم ،ما سال 97 با شما آشنا شدیم .همسر من یه پول خیلی زیادی راجمعش کرده بود داخل بورس از دست داد و صفر شدوما به منفی صفر رسیدیم.
اون بی پول ویانبود پول باعث شده بود که رابطمونو دچار مشکل شده بود رابطهای که باعشق کل گرفته بود.
تا اینکه ما یک سری نشانهها دیدیم،یک سری فایل رایگان تو اینستا میدیدیم از شما،توی تلگرام از شما یک سری ویسها میشنیدیم
از اونجایی که خیلی پیگیر بودیم که این شخصی که این صحبتها رو میکنه،کی هست؟
مسیرمون به سمت شما هدایت شد.
ما فقط 5 میلیون سرمایه گذاشته بودیم توی بانک،و یک درآمد خیلی جزئی همسرم داشت.
همسرم گفت من برم این پولو در بیارم و ثروت یک رو بگیریم یا نتیجه میده یا نمیده.
و ساعت 8 صبح با ثروت یک را خریدیم.
استاد معجزه ها بعد از خرید فایل و گوش دادن اولین گامها شروع شد به رخ دادن.
معجزه پشت معجزه رخ میداد،ماه بعدش ماشین 206 خریدیم.
یه کار فوق العاده به ما پیشنهاد شد،درآمدمون رفت بالا و سه برابر شده بود در ماه .
پولی که داشتیم صفر شده بود از اونورهم،نمیخواستیم به کسی رو بیندازیم و به خانواده بگیم بیاین کمکمون کنیپ و روی پای خودمون بایستیم .
و اون خونه اجارهای با کرایه خیلی زیاد،همه اونها مرتفع شد و از اون خونه اجارهای اومدیم،خونه رهنی نشستیم.
رفتیم تا ثروت 3 رو خریدیم و گوش میدادیم و همزمان روی باورهامون کار میکردیم،خیلی کار میکردیم.
هر فایل باو
من و همسرم باهم شروع کردیم ،ما سال 97 با شما آشنا شدیم .همسر من یه پول خیلی زیادی راجمعش کرده بود داخل بورس از دست داد و صفر شدوما به منفی صفر رسیدیم.
اون بی پول ویانبود پول باعث شده بود که رابطمونو دچار مشکل شده بود رابطهای که باعشق کل گرفته بود.
تا اینکه ما یک سری نشانهها دیدیم،یک سری فایل رایگان تو اینستا میدیدیم از شما،توی تلگرام از شما یک سری ویسها میشنیدیم
از اونجایی که خیلی پیگیر بودیم که این شخصی که این صحبتها رو میکنه،کی هست؟
مسیرمون به سمت شما هدایت شد.
ما فقط 5 میلیون سرمایه گذاشته بودیم توی بانک،و یک درآمد خیلی جزئی همسرم داشت.
همسرم گفت من برم این پولو در بیارم و ثروت یک رو بگیریم یا نتیجه میده یا نمیده.
و ساعت 8 صبح با ثروت یک را خریدیم.
استاد معجزه ها بعد از خرید فایل و گوش دادن اولین گامها شروع شد به رخ دادن.
معجزه پشت معجزه رخ میداد،ماه بعدش ماشین 206 خریدیم.
یه کار فوق العاده به ما پیشنهاد شد،درآمدمون رفت بالا و سه برابر شده بود در ماه .
پولی که داشتیم صفر شده بود از اونورهم،نمیخواستیم به کسی رو بیندازیم و به خانواده بگیم بیاین کمکمون کنیپ و روی پای خودمون بایستیم .
و اون خونه اجارهای با کرایه خیلی زیاد،همه اونها مرتفع شد و از اون خونه اجارهای اومدیم،خونه رهنی نشستیم.
رفتیم تا ثروت 3 رو خریدیم و گوش میدادیم و همزمان روی باورهامون کار میکردیم،خیلی کار میکردیم.
هر فایل باور رو بیش از 10 بار گوش میدادم جوری که،همش توی ذهنم میچرخید.
و من پشت چراغ قرمز هم که قرار میگیرم یادم میاد که شما گفتید که،وقتی که چراغ سبز میشه بدون یک نشونه است.
همش حرفای شما تو ذهنم بود.
و ما اول 99 خونه خریدیم و توی همون شکل و شمایلی که دلمون میخواست. توی برج فوق لوکس یک خونه خریدیم.
ما یک تصاویری از شما توی برج تنپا داشتیم ساحل رو به دریاچه،ما دوست داشتیم خونمون اونجوری باشه و خیلی جذاب همین اتفاق افتاد و ما الان خونمون رو به دریاچه،و همان ویو رو داره و همون لذت را میبریم.
زندگی من با شما عوض شد،رابطه من و همسر با شما عوض شد.
گفتگو با محمد
یک شب که ناامید شده بودم،با اون فایل رسیدن به خواسته ها ،با همسرم دیدیم.
و این اتفاقایی که تو این دو سه سال اتفاق افتاده معجزه بوده،پولهایی یه جوری از جاهای مختلف میآمد و افزایش پیدا میکرد.
طبق همون فرمولهایی که توی صحبتهاتون ،ثروت 1 2 و 3 فرموده بودین تمرکز کنید،از خدا بخواهید خدا به شما میده،فقط کافیه باورش داشته باشید نشانهها را ببینید دنبال کنید فقط کافیه تمام اون اتفاقات مرور بشه توی ذهنمون.
جملههای زیبایی که توی سریال زندگی در بهشت میگید به کار بردن جملههایی مثل عشق عاشقتم دوست دارم این رو من از شما یاد گرفتم و این رو بینهایت بگم .
و معجزه باز هم توی روابط معجزه کرد.
و زندگی ما با وجود شما تغییر کرد آدمهای منفی که دورمون جمع شده بودند همگی دور شدند.
و چقدر جالب دقیقاً شما میگفتید،اگر مدارت عوض بشه آدمهایی میآیند سمتت روابطی میاد سمتت،که باورت نمیشه.
روابط فوق العاده آدمهای خیلی خوب پیشنهادهای خیلی خوب.
دو سال و نیم است که نه من و نه همسرم به پزشک مراجعه نکردیم،مریض نشدیم سرما نخوردیم
جز اینکه داریم نعمت ها را دریافت می کنیم ،نشانه ها را می بینم ،تاییدشون می کنیم ،تحسین شوم می کنیم ،خداراشکر می کنیم ،باز هم بیشتر دریافت می کنیم .
پاسخ استاد:
خیلی ذوق میکنم وقتی بچهها نتایج خیلی خوب میگیرند،و مهمتر از نتایج این است که بفهمیم این مسیر داره جواب میده.
انگاری که یه ابزار دستمون بیاد به این ایمان برسیم که این مسیر فکری،این نگاه متفاوت به دنیا،داره جواب میده.
این ابزار خیلی به ما کمک میکنه که این نتایج ماندگارتر بشه.
وقتی که نتایج کوچیک شروع میشه یواش یواش ما باورمون قویتر میشه و با قدرت بیشتری کار میکنیم بعد نتایج بزرگتر میشه.
خیلی خوبه یادمون بیاد که به اینکه این نتایج به خاطر چه باورهایی داره اتفاق میافته و این ابزار را دستمون داشته باشیم برای خلق نتایج بزرگتر،برای خلق زندگی بهتر.
زندگی بهتر توی مسائل مالی
توی مسائل روابط عاطفی
توی بحث مسائل کاری
بحث معنویت
بحث سلامتی
یک چیز خیلی مهمی رو من میگم،برای بیزینس برای روابط برای همه چی جواب میده.
من وقتی قانون رو درک کردم،به این نتیجه رسیدم که اگر من در مسیر درست،قرار بگیرم (این تیکه خیلی مهمه) من در زمان مناسب با آدمهای مناسب برخورد میکنم.
حالا این برخورد کردن در مورد کار میتونه باشه در مورد روابط میتونه باشه در مورد هر چیزی میتونه باشه.
در زمان مناسب با آدمهای مناسب در شرایط مناسب برخورد میکنم.
بعد از اینکه این قانون را درک کردم،دیگه تلاشی نکردم برای اینکه آدم هارو به برنامهام معرفی کنم.
توی هیچ کدوم از برنامههام بعید میدونم،یادم نمیاد که گفته باشم ما رو به دوستانتون معرفی کنید.
بعید میدونم که روشهایی رو استفاده کرده باشم که بخوام آدمها رو جذب کنم. (این تیکه خیلی مهمه).
هیچکس ممکنه قبول نکنه این حرفها رو 99 و 99درصد آدم ها بااین حرف ها موافق نیستند اما نتایج من گواه است .
وبعد من اومدم گفتم من روی خودم کار می کنم در زمان مناسب آدم های مناسب ،می دونستم آدم مناسب یعنی چی ،می دونستم آدم مناسب آدمیه که دنبال تغییر هست (مثل محمد و فرزانه)
این آدم طبق فرکانس های من در زمان مناسب در زمانی بامن و روانشناسی ثروت یک آشنا شده که آماده بوده.
و بعد این آمادگی باعث شده که اون مطالب رو ببلعه عمل کنه در زندگی نه فقط گوش کنه حرف بزنه در موردش مثل خیلی هاوبعد نتایج اتفاق بیفته.
واین الگوی محمد و فرزانه چند صد هزار بار برای من اتفاق افتاده .
این خیلی مهمه که ما به جای اینکه فکر کنیم که چکار کنیم که مردم با بیزینس ما آشنا بشوند توی بحث فروش ،بگیم چکار کنیم که من در مدار مناسب قرار بگیرم .
چون اگر من در مدار مناسب قرار بگیرم ،ادم مناسب در زمان مناسب وارد میشه از برنامه من یا محصول من استفاده می کنه و بعد نتیجه میگیرد و میآید و بعد میان روانشناسی ثروت 2 رو میخره و بعد روانشناسی ثروت 3را می خره وبعد دوازده قدم. آرمین خره .
چجوری باید گفت،ای به پیر به پیغمبر اصلا اینها بازاریابی نیست ،اینها تکنیک بازاریابی نیست،اینها ادا و اطوار نیست.
اینها بری تو اینستاگرام تبلیغ کنی هزار جور خودت رو به هر شکل در بیاری که مردم تو رو باور کنند نیست،این اسمش فرکانس است،این اسمش در مسیر درست بودن است.
شاید همه دارند خودشون را به هر شکلی خفه می کنند بتونن یه محتوایی یک صدم محتوای سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت درست کنند توی شبکههای اجتماعی مخاطب بگیرند.
چرا این اتفاق داره میافته؟
به خاطر این اصلی که من قبولش کردم و باورش کردم و در مسیرش حرکت کردم.
و اومدم گفتم که وقتی که جهان جهان فرکانسی است من میام روی خودم کار میکنم.
من میام تو مسیر درست حرکت میکنم،برای باور فراوانی کار میکنم،من میام اون رو عمل میکنم و بعد آدم مناسب در زمان مناسب میاد و بعد این نتایج اتفاق میافته.
من چطور میتونستم در زمان مناسب محمدو فرزانه رو پیدا کنم بگم از این برنامههای من استفاده کنید و بعد آنها نتیجه بگیرند و این نتایج بزرگتر بشه و به لطف الله و یه خونه روبروی دریاچه بخره توی برجهای لوکس ایران.
و بعد نتیجه این بشه که بیاد محصولات دیگهای هم بخره.
من فقط میتونستم اعتماد کنم به جریان،اعتماد کنم به قوانین خداوند و بعد در مسیر درست خودم را قرار بدم و برای باورهام کار کنم و بعد جهان بقیه کارها را انجام بدهد.
چیزی که گفتیم وقتی که ما یک قدم در مسیر درست حرکت میکنیم،جهان صد قدم هزار قدم برمیداره.
ما فقط باید در مسیر درست ادامه بدیم اون هم هی قدمهاشو برمیداره.
اگر ما در مسیر درست قرار بگیریم،خداوند کارها را انجام میدهد.
همونجوری که برای پیامبر انجام داد
همون جوری که برای موسی انجام داد
همونجوری که برای نوح انجام داد
همونجوری که برای ابراهیم انجام داد
کارها را خداوند انجام داد دیگه
ما رمیت اذ رمیت ،لکن الله رما
خدا تیر انداخت پسر خوب
وقتی ما اینها رو بفهمیم اولاً درگیریهای ذهنیمون کم میشه.
چه کار کنم تو بحث بیزینس،چیکار کنم مشتری پیدا کنم چه کار کنم مشتری مناسب پیدا کنم،مواد اولیه مناسب پیدا کنم برای خرید برای فروش
جای مناسب پیدا کنم ولی نهایت چیزی که ذهن ما را درگیر می کنه و تقلا می کنیم براش.
اولاً که از اون درگیریها میآییم بیرون بیشتر میآییم روی اصل کار میکنیم
چیزی که من سعی کردم،انجام بدم نمیگم عالی بودم توش.
به نسبتی که نتیجه گرفتم معلومه کار کردم روی خودم
به جای اینکه برم سراغ فرع بیام سراغ اصل
و بعد خدا کارهامهرهها را در زمان مناسب بچینه تو همه زمینهها.
تو همه خواستههایی که بهش رسیدم،بحث مهاجرت بحث کار بحث کارمندهای مناسب
چیزی که الان تو زندگی من هست و کاملاً میتونید بفهمید که فرق میکنه،با چیزی که بقیه توی زندگیشون هست.
اینها به خاطر اصلیه که من گفتم میام روی خودم کار میکنم و خداوند کارها را انجام میدهد.
و من را هدایت میکند.
این بحث هدایت،الهامات یزی که خودم دارم استفاده میکنم.
به جای اینکه تقلا کنیم،که بقیه ما را بشناسند یا محصول بفروشیم،که همه فکر میکنن اصله.
بریم روشهای بازاریابی را پیدا کنیم ،بخونیم
بیا روی خودت کار کن،حالا روی خودت کار کن نه فقط روی بحث باورهات،روی تواناییهایت را هم کار کن روی مهارتهات هم کار کن،به باورت باورهاتم درست کن بعد خودش، آدمهای مناسب پیدایت میکنند.
بعد فهمیدم که عوامل دیگهای هستند که تاثیر میگذارند،روی موفقیت مالی و کاری.
گفتم که یک عامل دیگهای است،که دلیل موفقیت افراد میشه و من باید اون عامل را کشف کنم.
و بعد آشنا شدم با این مباحث و خودم هم سمت همین مسیرو رفتم،که توی مسیر درست کارکنم.
خدایا شکرت بابت این گام که در مسیر شنیدنش بودم
به نام خداوند بخشنده مهربان
خدای بزرگ شکرت بابت آرامشی که در وجودم نهادینه کردی.
بابت الهاماتی که به قلبم جاری میکنی.
خدایا شکرت بابت گام 13 پروژه تغییر را در آغوش بگیر.
خدایا به فضل تو شروع میکنم همه چیز را به تو میسپارم.
صحبتهای استاد:
موضوع مورد علاقه من بحث تغییر است.
من قبلاً در موردش در فایل صحبت کردم که چهار گروه افراد
یه گروه از افراد هستند که اینقدر بلا سرشون میاد انقدر اتفاقات ناجور براشون رخ میده
اینقدر خدا بهشون نشون نمیده که خودت رو درست کن مسیرت رو درست کن رفتارت رو درست کن.
تو بحث کاری روابط سلامتی و گوش نمیکنند پیغامهای خداوند را نمیشنوند،نشانهها را دریافت میکنند ولی توجه نمی کنند .
مثل معتادی که اینقدر مواد مصرف میکنه اول شغلشو از دست میده،پولش رو از دست میده همسرش رو از دست میده روابطشو از دست میده سلامتیشو از دست میده دوستش را از دست میده آخرشم توی دستشویی توی ترمینال جنازهاش رو پیدا میکنند.
این یک دسته از افرادند که تعدادشون کم هم نیست.
یک دسته از افرادی که تعدادشون خیلی بیشتر است،افرادی هستند که میگذارند واقعاً تا لب مرگ را بروند،لب مرگ جسمانی لب مرگ عاطفی.
اینقدر گوش نمیکند به پیغامهای خداوند اینقدر تغییر نمیدهند روششون رو اینقدر رفتارشونو درست نمیکنند اینقدر تصمیمات درستتر نمیگیرند تا اینکه تا نابودی پیش میروند.
که دیگه لحظه آخر تصمیم میگیرند تغییرکنند. و شروع میکنند به تغییر کردن و الگوهای زیادی داریم ازشون .
افرادی که تا قهقرا رفتند برگشتند و یک زندگی بهتری را برای خودشون رقم زدند
یک گروه از افرادی هستند که با اولین نشانهها توی بحث کاری توی بحث روابط اولین نشانهها که نشون میده مسیرشون نادرست میفهمند نادرست بودن مسیررا
مخصوصاً وقتی که از لحاظ مالی ضرر میکنند،
توی بحث عاطفی،
دارندمیبینند که اوضاع داره به سمت نا جوری پیش میره تصمیم میگیرند تغییر بدهند خودشون
را
دست سوم افرادی شدند که قبل از اینکه اوضاع خیلی فاجعه بشه تغییر میدهند خودشون رو.
دسته آخر افرادی هستند که قبل از اینکه نشانهها بیاد یعنی اینها خودشون دنبال بهبود دائمی هستند قبل از اینکه بلا سرشون بیاد قبل از اینکه بدهکار بشم قبل از اینکه روابط عاطفیشون به مشکل بر بخوره.
اینها سعی میکنند که هر روز به دنبال بهبودی باشند هر روز توی تمام قسمتهای زندگیشون،فکر کنند که چطور بهتر میتونن تصمیم بگیرم چطور بهتر میتونم عمل کنم و همواره به دنبال همواره به دنبال بهبودی هستند بهتر میتونم عمل کنم و همواره به دنبال همواره به دنبال بهبودی هستند
همه ما توی یک برهایی از زندگیمون توی یکی از این دستهها قرار گرفتیم احتمالاً.
خیلی اشتباهات زیادی کردیم ممکنه توی مسائل مالی خیلی دیر تغییر کنیم
توی مسائل عاطفی زودتر تغییر کنیم
مسائل سلامت جسمانی.
توی هر موضوعی تو یکی از این دستهها جا بگیریم
بیان بگن کجاها تو زندگیشون جزوکدوم دسته بودن.
در مورد تجربه تغییر کردن یا تغییر نکردن تجربه های واقعی خودشون .
گفتگو با فرزانه :
من و همسرم باهم شروع کردیم ،ما سال 97 با شما آشنا شدیم .همسر من یه پول خیلی زیادی راجمعش کرده بود داخل بورس از دست داد و صفر شدوما به منفی صفر رسیدیم.
اون بی پول ویانبود پول باعث شده بود که رابطمونو دچار مشکل شده بود رابطهای که باعشق کل گرفته بود.
تا اینکه ما یک سری نشانهها دیدیم،یک سری فایل رایگان تو اینستا میدیدیم از شما،توی تلگرام از شما یک سری ویسها میشنیدیم
از اونجایی که خیلی پیگیر بودیم که این شخصی که این صحبتها رو میکنه،کی هست؟
مسیرمون به سمت شما هدایت شد.
ما فقط 5 میلیون سرمایه گذاشته بودیم توی بانک،و یک درآمد خیلی جزئی همسرم داشت.
همسرم گفت من برم این پولو در بیارم و ثروت یک رو بگیریم یا نتیجه میده یا نمیده.
و ساعت 8 صبح با ثروت یک را خریدیم.
استاد معجزه ها بعد از خرید فایل و گوش دادن اولین گامها شروع شد به رخ دادن.
معجزه پشت معجزه رخ میداد،ماه بعدش ماشین 206 خریدیم.
یه کار فوق العاده به ما پیشنهاد شد،درآمدمون رفت بالا و سه برابر شده بود در ماه .
پولی که داشتیم صفر شده بود از اونورهم،نمیخواستیم به کسی رو بیندازیم و به خانواده بگیم بیاین کمکمون کنیپ و روی پای خودمون بایستیم .
و اون خونه اجارهای با کرایه خیلی زیاد،همه اونها مرتفع شد و از اون خونه اجارهای اومدیم،خونه رهنی نشستیم.
رفتیم تا ثروت 3 رو خریدیم و گوش میدادیم و همزمان روی باورهامون کار میکردیم،خیلی کار میکردیم.
هر فایل باو
من و همسرم باهم شروع کردیم ،ما سال 97 با شما آشنا شدیم .همسر من یه پول خیلی زیادی راجمعش کرده بود داخل بورس از دست داد و صفر شدوما به منفی صفر رسیدیم.
اون بی پول ویانبود پول باعث شده بود که رابطمونو دچار مشکل شده بود رابطهای که باعشق کل گرفته بود.
تا اینکه ما یک سری نشانهها دیدیم،یک سری فایل رایگان تو اینستا میدیدیم از شما،توی تلگرام از شما یک سری ویسها میشنیدیم
از اونجایی که خیلی پیگیر بودیم که این شخصی که این صحبتها رو میکنه،کی هست؟
مسیرمون به سمت شما هدایت شد.
ما فقط 5 میلیون سرمایه گذاشته بودیم توی بانک،و یک درآمد خیلی جزئی همسرم داشت.
همسرم گفت من برم این پولو در بیارم و ثروت یک رو بگیریم یا نتیجه میده یا نمیده.
و ساعت 8 صبح با ثروت یک را خریدیم.
استاد معجزه ها بعد از خرید فایل و گوش دادن اولین گامها شروع شد به رخ دادن.
معجزه پشت معجزه رخ میداد،ماه بعدش ماشین 206 خریدیم.
یه کار فوق العاده به ما پیشنهاد شد،درآمدمون رفت بالا و سه برابر شده بود در ماه .
پولی که داشتیم صفر شده بود از اونورهم،نمیخواستیم به کسی رو بیندازیم و به خانواده بگیم بیاین کمکمون کنیپ و روی پای خودمون بایستیم .
و اون خونه اجارهای با کرایه خیلی زیاد،همه اونها مرتفع شد و از اون خونه اجارهای اومدیم،خونه رهنی نشستیم.
رفتیم تا ثروت 3 رو خریدیم و گوش میدادیم و همزمان روی باورهامون کار میکردیم،خیلی کار میکردیم.
هر فایل باور رو بیش از 10 بار گوش میدادم جوری که،همش توی ذهنم میچرخید.
و من پشت چراغ قرمز هم که قرار میگیرم یادم میاد که شما گفتید که،وقتی که چراغ سبز میشه بدون یک نشونه است.
همش حرفای شما تو ذهنم بود.
و ما اول 99 خونه خریدیم و توی همون شکل و شمایلی که دلمون میخواست. توی برج فوق لوکس یک خونه خریدیم.
ما یک تصاویری از شما توی برج تنپا داشتیم ساحل رو به دریاچه،ما دوست داشتیم خونمون اونجوری باشه و خیلی جذاب همین اتفاق افتاد و ما الان خونمون رو به دریاچه،و همان ویو رو داره و همون لذت را میبریم.
زندگی من با شما عوض شد،رابطه من و همسر با شما عوض شد.
گفتگو با محمد
یک شب که ناامید شده بودم،با اون فایل رسیدن به خواسته ها ،با همسرم دیدیم.
و این اتفاقایی که تو این دو سه سال اتفاق افتاده معجزه بوده،پولهایی یه جوری از جاهای مختلف میآمد و افزایش پیدا میکرد.
طبق همون فرمولهایی که توی صحبتهاتون ،ثروت 1 2 و 3 فرموده بودین تمرکز کنید،از خدا بخواهید خدا به شما میده،فقط کافیه باورش داشته باشید نشانهها را ببینید دنبال کنید فقط کافیه تمام اون اتفاقات مرور بشه توی ذهنمون.
جملههای زیبایی که توی سریال زندگی در بهشت میگید به کار بردن جملههایی مثل عشق عاشقتم دوست دارم این رو من از شما یاد گرفتم و این رو بینهایت بگم .
و معجزه باز هم توی روابط معجزه کرد.
و زندگی ما با وجود شما تغییر کرد آدمهای منفی که دورمون جمع شده بودند همگی دور شدند.
و چقدر جالب دقیقاً شما میگفتید،اگر مدارت عوض بشه آدمهایی میآیند سمتت روابطی میاد سمتت،که باورت نمیشه.
روابط فوق العاده آدمهای خیلی خوب پیشنهادهای خیلی خوب.
دو سال و نیم است که نه من و نه همسرم به پزشک مراجعه نکردیم،مریض نشدیم سرما نخوردیم
جز اینکه داریم نعمت ها را دریافت می کنیم ،نشانه ها را می بینم ،تاییدشون می کنیم ،تحسین شوم می کنیم ،خداراشکر می کنیم ،باز هم بیشتر دریافت می کنیم .
پاسخ استاد:
خیلی ذوق میکنم وقتی بچهها نتایج خیلی خوب میگیرند،و مهمتر از نتایج این است که بفهمیم این مسیر داره جواب میده.
انگاری که یه ابزار دستمون بیاد به این ایمان برسیم که این مسیر فکری،این نگاه متفاوت به دنیا،داره جواب میده.
این ابزار خیلی به ما کمک میکنه که این نتایج ماندگارتر بشه.
وقتی که نتایج کوچیک شروع میشه یواش یواش ما باورمون قویتر میشه و با قدرت بیشتری کار میکنیم بعد نتایج بزرگتر میشه.
خیلی خوبه یادمون بیاد که به اینکه این نتایج به خاطر چه باورهایی داره اتفاق میافته و این ابزار را دستمون داشته باشیم برای خلق نتایج بزرگتر،برای خلق زندگی بهتر.
زندگی بهتر توی مسائل مالی
توی مسائل روابط عاطفی
توی بحث مسائل کاری
بحث معنویت
بحث سلامتی
یک چیز خیلی مهمی رو من میگم،برای بیزینس برای روابط برای همه چی جواب میده.
من وقتی قانون رو درک کردم،به این نتیجه رسیدم که اگر من در مسیر درست،قرار بگیرم (این تیکه خیلی مهمه) من در زمان مناسب با آدمهای مناسب برخورد میکنم.
حالا این برخورد کردن در مورد کار میتونه باشه در مورد روابط میتونه باشه در مورد هر چیزی میتونه باشه.
در زمان مناسب با آدمهای مناسب در شرایط مناسب برخورد میکنم.
بعد از اینکه این قانون را درک کردم،دیگه تلاشی نکردم برای اینکه آدم هارو به برنامهام معرفی کنم.
توی هیچ کدوم از برنامههام بعید میدونم،یادم نمیاد که گفته باشم ما رو به دوستانتون معرفی کنید.
بعید میدونم که روشهایی رو استفاده کرده باشم که بخوام آدمها رو جذب کنم. (این تیکه خیلی مهمه).
هیچکس ممکنه قبول نکنه این حرفها رو 99 و 99درصد آدم ها بااین حرف ها موافق نیستند اما نتایج من گواه است .
وبعد من اومدم گفتم من روی خودم کار می کنم در زمان مناسب آدم های مناسب ،می دونستم آدم مناسب یعنی چی ،می دونستم آدم مناسب آدمیه که دنبال تغییر هست (مثل محمد و فرزانه)
این آدم طبق فرکانس های من در زمان مناسب در زمانی بامن و روانشناسی ثروت یک آشنا شده که آماده بوده.
و بعد این آمادگی باعث شده که اون مطالب رو ببلعه عمل کنه در زندگی نه فقط گوش کنه حرف بزنه در موردش مثل خیلی هاوبعد نتایج اتفاق بیفته.
واین الگوی محمد و فرزانه چند صد هزار بار برای من اتفاق افتاده .
این خیلی مهمه که ما به جای اینکه فکر کنیم که چکار کنیم که مردم با بیزینس ما آشنا بشوند توی بحث فروش ،بگیم چکار کنیم که من در مدار مناسب قرار بگیرم .
چون اگر من در مدار مناسب قرار بگیرم ،ادم مناسب در زمان مناسب وارد میشه از برنامه من یا محصول من استفاده می کنه و بعد نتیجه میگیرد و میآید و بعد میان روانشناسی ثروت 2 رو میخره و بعد روانشناسی ثروت 3را می خره وبعد دوازده قدم. آرمین خره .
چجوری باید گفت،ای به پیر به پیغمبر اصلا اینها بازاریابی نیست ،اینها تکنیک بازاریابی نیست،اینها ادا و اطوار نیست.
اینها بری تو اینستاگرام تبلیغ کنی هزار جور خودت رو به هر شکل در بیاری که مردم تو رو باور کنند نیست،این اسمش فرکانس است،این اسمش در مسیر درست بودن است.
شاید همه دارند خودشون را به هر شکلی خفه می کنند بتونن یه محتوایی یک صدم محتوای سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت درست کنند توی شبکههای اجتماعی مخاطب بگیرند.
چرا این اتفاق داره میافته؟
به خاطر این اصلی که من قبولش کردم و باورش کردم و در مسیرش حرکت کردم.
و اومدم گفتم که وقتی که جهان جهان فرکانسی است من میام روی خودم کار میکنم.
من میام تو مسیر درست حرکت میکنم،برای باور فراوانی کار میکنم،من میام اون رو عمل میکنم و بعد آدم مناسب در زمان مناسب میاد و بعد این نتایج اتفاق میافته.
من چطور میتونستم در زمان مناسب محمدو فرزانه رو پیدا کنم بگم از این برنامههای من استفاده کنید و بعد آنها نتیجه بگیرند و این نتایج بزرگتر بشه و به لطف الله و یه خونه روبروی دریاچه بخره توی برجهای لوکس ایران.
و بعد نتیجه این بشه که بیاد محصولات دیگهای هم بخره.
من فقط میتونستم اعتماد کنم به جریان،اعتماد کنم به قوانین خداوند و بعد در مسیر درست خودم را قرار بدم و برای باورهام کار کنم و بعد جهان بقیه کارها را انجام بدهد.
چیزی که گفتیم وقتی که ما یک قدم در مسیر درست حرکت میکنیم،جهان صد قدم هزار قدم برمیداره.
ما فقط باید در مسیر درست ادامه بدیم اون هم هی قدمهاشو برمیداره.
اگر ما در مسیر درست قرار بگیریم،خداوند کارها را انجام میدهد.
همونجوری که برای پیامبر انجام داد
همون جوری که برای موسی انجام داد
همونجوری که برای نوح انجام داد
همونجوری که برای ابراهیم انجام داد
کارها را خداوند انجام داد دیگه
ما رمیت اذ رمیت ،لکن الله رما
خدا تیر انداخت پسر خوب
وقتی ما اینها رو بفهمیم اولاً درگیریهای ذهنیمون کم میشه.
چه کار کنم تو بحث بیزینس،چیکار کنم مشتری پیدا کنم چه کار کنم مشتری مناسب پیدا کنم،مواد اولیه مناسب پیدا کنم برای خرید برای فروش
جای مناسب پیدا کنم ولی نهایت چیزی که ذهن ما را درگیر می کنه و تقلا می کنیم براش.
اولاً که از اون درگیریها میآییم بیرون بیشتر میآییم روی اصل کار میکنیم
چیزی که من سعی کردم،انجام بدم نمیگم عالی بودم توش.
به نسبتی که نتیجه گرفتم معلومه کار کردم روی خودم
به جای اینکه برم سراغ فرع بیام سراغ اصل
و بعد خدا کارهامهرهها را در زمان مناسب بچینه تو همه زمینهها.
تو همه خواستههایی که بهش رسیدم،بحث مهاجرت بحث کار بحث کارمندهای مناسب
چیزی که الان تو زندگی من هست و کاملاً میتونید بفهمید که فرق میکنه،با چیزی که بقیه توی زندگیشون هست.
اینها به خاطر اصلیه که من گفتم میام روی خودم کار میکنم و خداوند کارها را انجام میدهد.
و من را هدایت میکند.
این بحث هدایت،الهامات یزی که خودم دارم استفاده میکنم.
به جای اینکه تقلا کنیم،که بقیه ما را بشناسند یا محصول بفروشیم،که همه فکر میکنن اصله.
بریم روشهای بازاریابی را پیدا کنیم ،بخونیم
بیا روی خودت کار کن،حالا روی خودت کار کن نه فقط روی بحث باورهات،روی تواناییهایت را هم کار کن روی مهارتهات هم کار کن،به باورت باورهاتم درست کن بعد خودش، آدمهای مناسب پیدایت میکنند.
بعد فهمیدم که عوامل دیگهای هستند که تاثیر میگذارند،روی موفقیت مالی و کاری.
گفتم که یک عامل دیگهای است،که دلیل موفقیت افراد میشه و من باید اون عامل را کشف کنم.
و بعد آشنا شدم با این مباحث و خودم هم سمت همین مسیرو رفتم،که توی مسیر درست کارکنم.
خدایا شکرت بابت این گام
سلام به دوست عزیز هم فرکانسی ام ،عاطفه جان
می دونی چقدر کامنت شما به موقع بود برام .
آخه از خدا نشانه می خواستم وشما شدی نشانه ای شدی برای مسیرم که درسته .
مشخصه دوره هم جهت با جریان خدا را کار کردی
وکلام استاد را که تو جلسه سوم دوره گفت ،را اینجا نوشتی،نمی دونی چقدر این جمله (همون خدا )قلبم راتکون میده .
احساسم گفت بیام جواب بدم زیر کامنتت
چون حرف هات دقیقا زمانی که جلسه دوم دوره کشف قوانین را شنیدم را دیدم
وچقدر خدا هم زمان همه چیز را جور ن می کنه وبه موقع .
هدایت می کنه همه مارا به هزاران طریق .
سپاسگزار خداوندم برای دوستان خوبی مثل شما
وسپاسگزار کامنت پر از آگاهی ات.