تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۳ - صفحه 33 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

626 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    الهه عبدلي گفته:
    مدت عضویت: 2684 روز

    با سلام خدمت استاد عزیر و همچنین مریم عزیز

    خیلی لذت بردم از این گفتگو و خیلی خوشحال شدم از نتایج محمد و فرزانه عزیز اول از همه اینکه بعد از اونهمه پسرفت در زندگی مالی امیدشون از خدا قطع نشد و اون روزنه امید باعث شد هدایت بشند بسمت انسان مناسب و راهکارهای خدا رو برای نجات از اون وضعیت از زبان استاد عباسمنش بشنوند و عمل کنند و بقیه کار رو خدا انجام داد و از اونجایی که اون پول تمام دارایی محمد و فرزانه بود و ارزش داشت تو اون موقعیت به صدای قلبشون گوش کردند و فایلها رو تهیه کردند و با تمام وجود تمرین کردند و نتایج بالاجبار وارد زندگیشون شد و از طرفی استاد عباسمنش با فرکانسی که همیشه در حال ارسال هست کسایی رو جذب میکنند که منتظر شنیدن حرفهای نابی هستند که کمتر جایی گفته شده

    و انسانهای مناسب همدیگرو در زمان مناسب پیدا میکنند 💕

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    سونیا نوری گفته:
    مدت عضویت: 793 روز

    بنام خدایی مهربان

    سلام به همه دوستان خوبم و استاد عزیزم

    وای از صحبتهای فرزانه عزیز و محمد جان لذت بردم ، گریه ام گرفت که اینها چقدر مسیر را درست رفتند و یک الگویی به همه ما است که اینقدر عالی روی خودشان کار کردند و نتیجه گرفتند آفرین و صد آفرین که اینقدر پول ساختید که در ظرف دوماه توانستند ماشین شان را بخرند و در ظرف دوسال توانستید خانه رویایی تان را بسازید . حالا اشک شوق میریزم به تایید شدن این خواسته من . خداره صد هزار مرتبه شکر برای این سایت و این مسیر زیبایی که همه مان با هم میریم ، مسیر نعمت و ثروت و حال خوش که درین مسیر زیبا وجود دارد .

    خیلی ذوق زده شدم و مسلما که این مسیر جواب می‌دهد.

    اگر در مسیر درست قرار بگیرم ، من در زمان مناسب با آدمهای مناسب قرار میگیرم . آدم مناسب کسی است که دنبال تغییر باشد . دنبال فروش نباشیم فقط به دنبال این باشیم که چی باوری ایجاد کنیم .

    فقط در مسیر درست قرار بگیریم، بقیه کارها را خداوند انجام می‌دهد.

    ,خداره صدهزار مرتبه شکر برای این مسیری زیباییکه همه مان میریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    مهدیه ضیاءالدینی گفته:
    مدت عضویت: 180 روز

    سلام درود استاد بزرگوار

    من اولین باره که دارم برای شما کامنت میگذارم

    من روانشناسی خواندم و تا حالا مستقل از خودم مراجع نداشته همیشه ساعتی کار کردم

    این تابستان یه نشونه گرفتم از یکی از شاگردام بهم گفت که سه سال پیش که من باهاش کلاس داشتم به راهنمایی که کردم تونستم مسیر زندگیش تغییر بدم و کلی ازم تشکر کرد و از من خواست که بازم راهنماییش کنم

    من همیشه کلی زمان برای آدم ها میذارم به صورت رایگان راهنمایی میکنم اما نمی‌دونم چی شد اون روز یاد قانون بها افتادم که شما همیشه می‌گفتین

    به همین خاطر برای اولین بار به دانش آموزم پیام دادم که خوشحال میشم راهنماییت کنم هزینه جلسه که واریز کردی باهات هماهنگ میکنم

    تازه هزینه جلسه رو خیلی مبلغ کمی گفتم و بازم تو ذهنم میومد که زیاده …بالاخره هم مبلغ رو پرداخت نکرد و من بازم تو ذهنم میومد که برو کمکش کن حتی اگه بهاش رو نداده

    ولی حرفهای استاد نجاتم میداد مدام به خودم میگفتم من لیاقت این رو دارم

    یک ماه بعد یه پیشنهاد کاری به من شد من تصمیمم گرفته بودم گفتم بهشون که من ساعتی کار نمیکنم و مدیر مجموعه قبول کرد که با من درصدی کار کنه

    الان دوماه میگذره که وارد پروژه شدم

    توی این ماه من دوتا مراجع داشتم که دوبرابر هزینه قبلی رو پیشنهاد دادم و راحت پذیرفتن

    کلی ایده جدید وارد ذهنم شده که انجام بدم

    من مطمینم همه این درها که داره برام باز میشه فقط از تغییر باور و نگرشی هست که به خودم پیدا کردم

    این اولین کامنتم بود ولی مطمینم باز من براتون کامنت میذارم و از موفقیت هام میگم

    الان من به مقداری که باورم تغییر دادم کسب کردم انشالله به لطف خدا و کمک شما روز به روز بهتر هم میشم

    انشالله خداوند منو به بهترین و آسون ترین مسیر هدایت کنه الهی آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    صادق کیانی گفته:
    مدت عضویت: 3015 روز

    سلام به همه استاد عزیز و خانم شایسته عزیز و همه دوستان

    دیگه از بس از هم زمانی ها و هدایتها توی این سایت برای من و همه اتفاق افتاده که از حالت تعجب و معجزه خارج شده انگار یه روال هر روزیه،در کنار یادگیری مطالب قدم اول که به لطف خدا معجزه وار شب عید خریدم ، اولین روز شمار تحول من را شروع کردم و روی روز هفدهم استوپ کردم چند روزه از صبح تا شب دارم گوش میدم،یکم باورهام نسبت به قبل بهتر شده و شرکم کمتر،در حالی که تازه پیجم را راه اندازی کردم و همه جور شیطان ذهنم زمینه داره برای حمله،اول که فقط توی فکر فالوور گرفتن بودم به هر قیمتی،با فایل توحید این عطش کمتر شد امروز که زیاد ذهنم را درگیر پیج نکردم یعنی استرس و حرص بیخود نداشتم پیجم خوب پیش رفت ولی باز هم ذهن نجوا میکرد،از زیر دوش اومدم نشستم به خانمم گفتم من ویتامین عباس منشم افتاده برم توی سایت ببینم به سمت چه فایلی هدایت میشم که دیدم به به گفت‌وگو با دوستان فایل جدیدش اومده،به نظر من این قسمت از سایت استاد حسابش از کل سایت جداست اصلا آدم را روانی میکنه،نشستم گوش دادم و دیدم دقیقا خدا و استاد و دوستان نسخه من را پیچیدن توی این فایل،استاد گفت بزار خدا برات بازاریابی کنه بزار خدا آدم ها را هدایت کنه به سمت تو و هر چیزی که لازم بود خدا بهم تذکر بده و یاد آوری کننده را از زبان استاد شنیدم.به نظر خودم دارم کم کم به این حرف استاد عمل میکنم حده اقل امروز که عمل کردم و نتیجه داد،چندین بار این فایل را گوش کردم و مصمم تر شدم به اجرای قوانین که ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است

    من سالهای ساله که در جا زدم ،فقط کتاب خوندم و کلیپهای انگیزشی گوش کردم و توی این سایت سیاه لشکر بودم ولی از شب عید که دوره دوازده قدم را شروع کردم انگار همه چیز تغییر کرد و در حال تغییره،خودم شک ندارم که دارم میفتم توی یک جاده سرازیری،چون نشانه هاش برام واضح شده

    خدایا شکرت از این که هدایتم کردی و می‌کنی

    از شما استاد عزیز هم ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    زمرد سلیمانی گفته:
    مدت عضویت: 1876 روز

    به نام خدای مهربان

    با سلام خدمت استاد گرامی و مریم بانو و خانواده بزرگ و صمیمی عباسمنش

    تبریک صمیمانه به فرزانه خانم و آقا محمد عزیز که با درک و اجرا کردن قوانین کیهانی تونستن به خواسته هاشون برسن.

    من در جهان فرکانسی زندگی میکنم، هر خواسته ای داشته باشم با احساس خوب(هماهنگی ذهن و روح ) فرکانسشو میفرستم و جهان (خداوند) شرایط، اتفاقات و انسان‌هایی برای برآوردن خواسته من به سمت من هدایت میکنه.

    من تیکه ای از خداوند هستم، خداوند خالق است، پس من هم خالقم، خالق تمام لحظات زندگیم.

    خدایا شکرت که مرا خالق آفریدی ایاک نعبد و ایاک نستعین، اهدنا الصراط المستقیم، صراط الذین انعمت علیهم.

    خدایا ازت میخوام و دوست دارم که آسان شوم برای آسانیها و تو کارهایم را انجام بده، و در زمان مناسب در مکان مناسب باشم.

    خدایا ازت میخوام و دوست دارم که منو به مسیر، شرایط، اتفاقات و انسان‌هایی هدایت بکنی که از تک تک لحظات زندگیم لذت ببرم با تمام وجود…

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    استاد عزیز و مریم بانو و خانواده بزرگ و صمیمی عباسمنش در پناه الله یکتا شاد، سلامت، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    فرشته گفته:
    مدت عضویت: 2514 روز

    به نام خداوند بخشنده و بسیار مهربان

    الحمدالله الله اکبر

    سپاسگزار خدای مهربون و هدایتگرم و استادان گرانقدرم و دوستان عزیزم هستم.

    استاد نهایت عزیزم کار این روزای من در این مورد بود ک چطور محصول خودمو بفروشم، چطور فالور بگیرم،چطور مخاطب جذب کنم و.. کلا داشتم تقلا میکردم. چقدر ب موقع من باید این حرفها رو میشنیدم.

    این نشون میده من توی مسیر درست خودم هستم خدایاشکرت

    صحبت های امشب بار سنگینی رو از روی دوشم برداشت و راحت شدم.دیگه فقط تمرکزم رو روی خودم و محصولم میذارم.

    استادجان دقیقا بگم ک منم انگلیسی خوب بلد نیستم و شما مثال از اون اقایون عرب ک فارسی بلد نبودن اوردید.. این خودش بزرگترین نشونه برای من و مسیر درستمه. خدایاشکرت صدهزار مرتبه شکرت

    بخش دوم تمرین:

    در مورد تغییر صحبت داشتید.

    باید بگم من بدترین تجربه‌ های ممکن تو حوزه‌ی روابط عاطفی داشتم ک جهان من رو بزور تغییر داد!

    من هیچ جوره حاضر ب تغییر نبودم و اینقدر ضربه خوردم تا مجبور شدم و الان بخاطر اون ضربه ها ک باعث تغییر و حرکت من شدند چقدر سپاسگزار خدای مهربونم هستم. میفهمم ک چقدر ب نفع من شدند. خدایاشکرت

    استاد نهایت عزیزم من در حوزه‌ی مالی دارم شدیدا میبینم و احساس میکنم ک باید تغییر ایجاد کنم هرچی زودتر و الحمدالله با خرید روانشناسی ثروت استارت تغییر رو زدم ولی خوب هنوز ب نتیجه‌ی خوب و دلخواهم نرسیدم. در واقع هنوز نتونستم کار خودمو راه بندازم از بس داغونم توی این موضوع .. ولی خداروشکر دارم ادامه میدم ک هرطوری شده عوض بشم و ب نتیجه‌ی دلخواهم ک کسب و کار و درآمد خودمه برسم ان شاءالله

    بازم از مسیرم مینویسم و میگم برتون

    در پناه خدای هدایتگر باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    M گفته:
    مدت عضویت: 624 روز

    بنام خالق زیبایی ها صبح زیباتون بخیر دوستان عزیزم

    در رابطه با موضوع فایل 13 پروژه ،من یه تجربه ی شیرین دارم… که با عناوین مختلف تو کامنت های دیگه هم نوشتم این موضوع رو …

    این تجربه ی شیرین در رابطه با رانندگیم بود .با اینکه گواهینامه داشتم ولی هرگز فکر نمیکردم پشت فرمون بنشینم و هرجا دلم میخواد خودم برم.یعنی واقعا این خواسته برام غیر قابل دسترس ترین خواسته بود.چون به شدت میترسیدم از رانندگی .اصلا از قیافه ی خود ماشین هم میترسیدم.

    البته یکی از تمرینهای دوره ی عزت نفس بود برام .که پا روی یکی از بزرگترین ترسهام بزارم.

    لحظه ای که با تمام وجودم تصمیم گرفتم که شروع کنم به بالا بردن مهارتم رو هیچ وقت یادم نمیشه .با تمام وجود چک و لگد دنیار و حس کردم که گفت خجالت بکش دیگه ،هر هنری یاد میگیری وقتی میخواد نتیجه بده رهاش میکنی .تا کی میخوای حسرت دیگران رو بخوری؟

    تصمیم گرفتم از همون روز شروع کنم .چشم و‌گوشم رو بستم و فقط شروع کردم .هر روز و هر روز میرفتم تمرین ،تحت هر شرایطی.فقط با تمام وجودم میخواستم به این خواستم برسم. باز هم فکرشو نمیکردم که یروزی برم تو شهر رانندگی کنم و هرجا میخوام برم.

    با خودم میگفتم حتما اینم مثل بقیه ی کارها رها میکنم وقتی که به اوجش رسیدم.البته اینها نجوای ذهنم بود .ولی توجه نمیکردم و ادامه میدادم و ادامه میدادم .قشنگ حس میکردم روزبروز مهارتم بالاتر میره ،ترسهام کمتر میشه .

    خلاصه ادامه دادم و موفق شدم .403/10/30 اونروز بود که شروع کردم ،و الان که یک سال شده به خواستم رسیدم .البته بعد یکی دو ماه هر جا میخواستم میرفتم با ماشین.و دیگه برام عادی شده و هر جا بخوام میرم .

    وخدا چقدر قشنگ برام شرایط رو اوکی کرد که من به خواستم برسم ،شرایط کار همسرم جوری بود که اصلا ماشینو نمیبرد و من هر ساعت از روز که میخواستم ماشینو برمیداشتم ،دخترم میرفت کتابخانه و شبها میرفتم دنبالش .این یه تمرین عالی بود برام .خلاصه شرایط یجوری هماهنگ شد که هر روز تمرین و تکرار میشد برام . من سعی کردم فقط خودمو با قوانین هماهنگ کنم و سمت خودمو انجام بدم. رسیدن به این هدفم انگیزه ای شد برام که برای بقیه ی خواسته هام هم حرکت کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    لیلا توسلی گفته:
    مدت عضویت: 1091 روز

    146مین گام درمدار روزشمارزندگی الهی شکرت.

    به نام خدا وسلام به خدا.

    سلام به استادومریم جون وهمکلاسیهای عزیزم.

    الهی‌ توراسپاسگذارم که به ما ثروت فراوان بخشیدی.

    سلامتی ، رابطه ی عالی، آزادی زمانی،مکانی ونی نی قدرتمندوثروتمندوسالم بخشیدی ای کریم سپاسگذارم.

    این فایل روبرای اولین بارشنیدم.

    چون من که ازبرنامه های زنده ی شما هیچ اطلاع ندارم وتوی همین تمرین روزشمارالان پی گیری بیشتر دارم.

    راستش وقتی صحبتهای فرزانه خانم رو شنیدم خودتون میدونیدکه ذهن هم عجولِ ،هم سریع وظیفه ی خودشوانجام میده بدترین کارش مقایسه،وقضاوت است. که کل وجودانسان رافلج میکنه!!!!!!!

    منم دستشو خوندم سریع ستاره قطبی رواجراکردم. ولی بدون هیچ میلی انگاراجباری بود!!!!!!!!

    سحری بیدارشدم احساس خوبی داشتم.

    خوابی که دیده بودم یادم آمدوبرای خودم مرورکردم.

    خواب دیدم عزیزدلم باذوق وخنده گفت:همین الان ازرسانه آقای رئیس اعلام کرد.کدام رئیس؟ نمیدونیم!!!

    که ساخت اتوبان جدید روازنزدیکترین جایی که به خانه ما است اجراکنن.

    ولی این خبربرای من طبیعی بود!!!!!!!

    آره باخنده جواب دادم این دستور رو من به (استاد)یاهمون رئیس دستوردادم!!!!!!!!

    من درعین صحبت باعزیزدلم همزمان کوههارومیدیدم که خیلی ثعب العبوربود!!!ولی چون من درخواست داده بودم این اتوبان بایداجرامیشد.

    به خاطر کسب و کار و درآمدآسان وراحتِ خانواده ی مابود.این خواب نشانه س.

    بعدگفتم:لیلاخانم راه خودت رو بروافسارخودتو دست این چموشخان نده تاکی عجله ومقایسه!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟

    نمازصبح روخوندم قرآن خوندم آخرنمازمُهرِ نمازم رو، روی قلب وسینم گذاشتم.

    گفتم:خدایامُهرِ کَری،کور،لالی روازروی قلبم برداراشکهام هم روی صورتم جاری بود.

    یک آن صدای گرم و دلنشین خدابیامرزپدرم روشنیدم!!

    داشت میگفت:لیلاباباجان باچادرسفیدولباس عروس سفیدازخونه میری!!!!!!!!!

    فقط ازاون خونه باکفن بیابیرون!!!!!!!!!!.

    من نمیدونم این جمله دراون زمانِ خودش چه چیزی رومیخواست بفهمونه!؟؟؟؟؟

    به قول استادقرآن زمان پیغمبربرای اون زمون حرف وپیامی داشته .

    برای مردم هرزمان پیام خودشوداره!!!!!!!!

    من اون زمان باخودم میگفتم:بابام میگه یعنی حرف برگشتن بدون شوهرت رونزنی! وآبروی خانوادگی ماروببری!!!!!بروزندگی کن تاتوی همون خونه وزندگی باشوهروبچه هات ادامه بده بعدشم مرگ وکفن میکنن وبه قبرمیری!!!!!!!!خخخخخخخخخخخ

    ولی امروزیک زنگی توگوشم به صدادراومدکه لیلاجان بالباس عروس که موردنظرتِ برو، وانجام وظیفه کن برای خانه وخانواده خانمی کن ودرلحظه زندگی کن،بااحساس خوب وتسلیم وتمکین خداباش.وازهرچی که داری خداراسپاسگذار باش.

    حالاپیام پدرم روبه یاد اوردم که 36سالِ پیش به من چی گفت؟؟!!

    یعنی همه ی پدرمادرهااین نصیحت یاپیام روبه بچه هاشون میگفتن!بخصوص به دختراشون!!!!!!

    درهمین لحظه که با خدا صحبت می کردم انگاردوباره خدامرا احیاء کرد.

    ودوباره خودموجمع کردم .وازخودم پرسیدم که الان چه حالی داری!!!!؟؟؟

    گفتم :احساس عالی دارم. ورفتم جلوآینه یک قِر دادم گفتم حیف نکرده بااین همه خرج ومخارج بالا که استفاده میکنیم مدام به قول قدیمیهانونمون روباخونمون تَر کنیم(خیس)کنیم بعدبخوریم!!!!!!!!!!!!! ول کن باباهرکی هرچی داره نازشصتش براخودشِ!!!!تومسیرت چیزدیگریه پس به مسیرخودت ادامه بده.وخوشحالی کن که همفرکانسهات به نتیجه رسیدن تواین مسیرخاک وخون هم بوده که من ندیدم فقط نتیجه روهمه اعلام میکنن اینهادلگرمی ماس.

    الهی سپاسگذارم ازاین همه نتیجه های عالی.دمتون گرم.

    امروزبعدازنمازظهررفتم پیاده روی هواخیلی عالی بود.

    یک خانم رودیدم غذا گرفته بودمسیرمستقیم میومد.

    سلام کردم پرسیدم :مستقیم میری؟!جواب داد.نه!انگارخیلی نگران بود!!!!بازگفت:چرامستقیم میرم!!!!!!!

    چکاردارین بامن؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!

    گفتم ازمعجزات زندگیم میخوام برات بگم.کمی آرومترشدولی گوشش نامحرم بودبعدازچندتا کلمه خداحافظی کردم.

    به مسیرم ادامه دادم دیدم یک خانم جلوداره میره گفتم سریع برم بهش برسم!!!!

    ولی داشتم میرسیدم کناردرخت توت که همیشه پاش آب میریزم ودعای خیربرای اهل عالم میکنم.

    گفتم برم یاوایستم دعاکنم؟!

    بعدبرم برای این خانم پیام بازرگانی رواجراکردم.

    ولی به من الهام شدکه تونبایددنبال رزق و روزی باشی.

    اون حاج خانم گوشهاش اگه محرم باشه خدا، اونو به تو معرفی میکنه¡¡¡!!!!

    استادمن زیردرخت واستادم ودعاکردم داشتم به مسیرم ادامه میدادم که دیدم اون خانم آهسته راه میره وبعدهم روی نیمکت کنارخیابون نشست رسیدم لبخندزدم به معجزات الهی. واون حاج خانم هم می‌خندید. چون بطری آب معدنی دستش بودهرچه تقلامیکردبازکنه نمیتونست!!

    کنارش نشستم وسلام کردم گفت خداخیرت بده همین سربطری روبرام بازکن. خندیدم گفتم میخواست خودموبه شمابرسونم وبراتون صحبت کنم انگارخدامنومامورکرده سرِبطری آب روبراتون بازکنم وشروع کردم به اجرای پیام بازرگانی معلوم بودکه واقعا گوشهاش محرمِ کمی باهم نشستیم وبعدبه پیاده روی ادامه دادیم تامسیرمون ازهم جداشدوخیلی روزپرخیروبرکتی برام شده عاشقتونم.برای همه ثروت وسلامتی آرزومیکنم یاحق.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    محمد امین ایلونی کشکولی گفته:
    مدت عضویت: 441 روز

    سلامی به گرمی افتاب

    خیلی خوشحالم که تونستم این موقع شب این فایل رو گوش بدم

    شکر گزار الله هستم بابت این نتایج بی نظیری که دوستان بهش دست پیدا کردن!

    چقدر عالی رو دوره ثروت کار کردن دوستمون و چه زیبا هدایت شدن به کار کردن رو خودشون!

    واقعا تحسین میکنم دوستانی رو که با قدرت و تمرکزی دارن رو خودشون کار می کنند و پیش میرن!

    منم همواره به خودم تعهد میدم که رو این سایت عالی کار کنم و نتایج عالی بدست بیارم

    قطعا دوره ثروت یک رو هم تهیه میکنم و از آگاهی هاش عالی استفاده میکنم!

    مرسی از دوستانی که در این سایت عالی کار می کنند و نتایج شون انگیزه ی بزرگی هست که ماها ادامه بدیم بخصوص دوستانی که به مراتب کامنت میگزارن و از تمرین استفاده می کنند و نتایج رو مکتوب می کنند!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    ارزو طلائی گفته:
    مدت عضویت: 1760 روز

    سلام استاد عزیزم

    سلام خانم شایسته نازنین

    یادمه اول دفعه که چند سال قبل این فایل را گوش دادم بیشتر برام باور پذیر شد تو هر شرایط بد مالی که باشی با هدایت خداوند میتونی شرایط مالی خوبی را برای خودت خلق کنی،

    منم در شرایطی وارد سایت استاد شدم که همه جوره خواهان تغییر و دریافت آگاهی ها برای یک زندگی بهتر و رسیدن به آرامش بودم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: