این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/14.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-22 09:07:202025-11-23 13:14:37تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۴
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام با عشق خدمت اقای عباسمنش استاد بزرگ و خدمت شایسته خانم
من یلدا هستم
و الان حدودا ۳ هفته میشه که به صورت اتفاقی از طریق یکی از دوستان با شما اشنا شدم و الان فقط و فقط صوتیهای رایگان شمارو گوش میدم و خیلی خیلی خوب بوده انشالله که خیلی زود بتونم هزینه کلاس عزت نفس رو جور کنم و بتونم این دوره رو بخرم و استفاده کنم و اولین قدم رو توی این مسیر شروع کنم
ولی انقدر همین صوتیهای رایگانتون منو تغییر داده که اولین اتفاقی که برام افتاده ادمهایی که منفی بودند خود به خود از اطرافم دور شدند و به جای اونها ادمهای خوب و مثبت و ادمهای موفق و قوی جای اونهارو گرفتند
و از نظر روحیه واقعا تغییر کردم
و فقط الان میخواستم ی رد پای از خودم گذاشته باشم
به امید بهترین اتفاقها و تغییر ها توی زندگیم
و باز هم ممنون از لطف خدا که شمارو توی مسیر ماها قرار میده
واقعا این سری فایل های گفتگو با استاد خودش دارای نکاتی است که باعث میشه آدم بتونه بینهایت رشد کنه. دختری 25 ساله که متعهدانه هر روز از 4 صبح شروع میکنه. واقعا چه الگوی عالیی برای من. ایشان الان باید 29 سالشون باشه.
خداروشکر میکنم واقعا. امروز هدایت شدم به این فایل.
چقدر نکات عالی بود مخصوصا برای الان من که یکم از لحاظ کاری کارم سبک شده که بیام بنگرم ببینم، چه اصلاحاتی باید در کارم ایجاد کنم.
چه کاری باید بکنم. چرا منی که تقریبا 2 سال هست بیکار نبودم الان 1 هفته است بیکار شدم؟
سلام به همه دوستان عزیز و استاد عزیزدلم و مریم شایسته نازنین
«متعهد بودن»
چیزی که من شنیدم…
چرا میگم شنیدم….
چون استاد هر دفعه که یه فایل رو گوش میکنم انگار یه چیز متفاوت و جدید میشنوم…. فرقی هم نداره یه محصول باشه یا یه فایل رایگان
متعهد بودن شاید چیزیه که باید بیشتر روش کار کنم
استاد از سال ۹۸ تا الان، شاید ۲۰ روز بوده باشه که روزم بدون فایل های شما گذشته باشه…
اوایل با فایل های رایگان شروع کردم که صوتی همه رو دانلود کرده بودم و در طول روز گوش میدادم بعد دوره ۱۲ قدم و بعد عزت نفس و حالا ثروت ۱
من فکر میکردم مداومت خوبی روی کار کردن دارم ولی الان با صحبت های بچه ها میفهمم حتی بیشتر از این هم میشه… فکر میکردم خیلی زیاد کار میکنم روی قانون و الان میفهمم خیلی خیلی بیشتر هم میشه و گواه و الگوش صحبت های بچه هاست، گواهش سپیده عزیز توی جلسه اوله
با خودم گفتم اگه من با روش خودم انقدر نتیجه گرفتم پس با تعهد بالاتر نتایج خیلی ببشتری میگیرم
دقیقا داشتم چند روز پیش به این فکر میکردم که صبح ها ساعت ۵ بیدار بشم( اجباری در کار نیست بهم حس خوبی میده که صبحم رو این ساعت شروع کنم) و ۴ ساعت اول روز رو بدون مزاحمت به فایل هاتون گوش کنم
و یا من یه هفته ای هست که من دارم متعهدتر توی خلاصه نویسی ها، عمل کردن به چیزهایی که یاد میگیرم و حتی کامنت نوشتن جلو میرم
و حالا هم از مزیت های متعهد بودن صحبت شد
پس استاد جونم مسیرم درسته و بازم با قدرت بیشتری میرم جلو
استاد در این فایل به متعهد بودن اشاره کردن وفرمودند ،به اندازهای که متعهد هستیم در اجرای قوانین و آموزش پذیری، به همان اندازه هم نتیجه میگیریم و اگربه دنبال نتایج بزرگتر هستیم باید متعهد تر باشیم
من در یک تعهد یک ماهه ای که با خودم بستم 💪 هر روزفایل های استاد رو گوش می کنم و می نویسم و باورهای قدرتمند کننده هم جهت با خواسته میسازم و در زندگیم به کار میبرمش دائم در این فکر هستم که در اتفاقاتی که برای خودم و اطرافیانم پیش میاد قوانین رو پیدا کنم و به اون جایی برسم که حالا بر طبق قوانین من چه باورهایی بسازم میتونه بیشتر به من کمک کنه،
خیلی احساسم خوبه چون درمسیر بهبود دایمی هستم
مورد دوم که استاد در این فایل بهش اشاره کردند مسئولیتپذیری بود که مسئولیت تمام اتفاقاتی که برای من به وجود میاد رو بپذیرم چون من موجودی فرکانسی هستم و جهان فقط داره به من پاسخ میده پاسخی به افکارم به باور هام به گفتگوهای ذهنیم و به احساسم پس ورودی هام رو کنترل می کنم با آگاهی های این سایت خودم رو تغذیه می کنم باورهای قدرتمند کننده می سازم،برنکات مثبت تمرکز میکنم احساسمو خوب نگه میدارم تا پاسخ جهان هم به من چیزی باشه هماهنگ با خواسته هام🥰🥰👍👍
من هم با شنیدن صحبت های دوستام باورهام قوی تر شد که آری می شود قوانین برای استاد و دوستان متعهد و مسئول در مسیر جواب داده است پس برای من نیز جواب خواهد داد
مهربان پروردگارم رو سپاسگزارم که من رو به این سایت توحیدی هدایت کرد❤️💚
استاد عزیزم سپاسگزارم که این آگاهی ها رو در اختیار ما قرار دادتاخوب زندگی کنیم و کاری کنیم جهان جای بهتری برای زیستن باشه ❤️💚👍
و خودم را سپاسگزارم که متعهدانه ایستادم تا با تغییر خودم و باورهام، نتایجم هم تغییر بدم و خالق عامدانه خواسته هام باشم💪🥰
عاشقتونم عشق برای همه بچه های سرزمین عباس منش❤️💚❤️💚
خدا رو شکر می کنم بخاطر این جلسه زیبا و تجربیات شگفت انگیز دوستان
مستقیم به سوالات و تمرینات این جلسه جواب می دم.
در زندگیتان، بزرگترین ‘دیوار’ ذهنی که خودتان ساختهاید چه بوده (مثل ترس از شکست، سرزنش دیگران، یا باورهای محدودکننده)؟چطور با پذیرش مسئولیت و یک قدم کوچک تعهد آمیز، آن را شکستید و چه معجزهای در روابط، کار یا درآمدتان اتفاق افتاد؟ بهترین باوری که می تونم بگم سرزنش دیگران هست من قبلا تمام مشکلات خودم رو مقصر اش رو دیگران می دونستم و همیشه دنبال مقصر بودم همیشه دنبال این بودم که مشکلات رو بندازم گردن یکی دیگه و از زیرش فرار کنم تا جایی که دیگه قبول کردم که مقصری وجود نداره , موضوع دیگران و اطراف من نیست! موضوع درون خودمه , اونجا فهمیدم که زندگی خودم رو خودم رقم می زنم خدایی که فکر می کردم الکی هست و دروغه درواقع خیلی هم واقعیه فقط من درست درک اش نکردم. البته که هنوز به پذیرش کامل مقصری وجود نداره نرسیدم چون هنوز سرزنش ها وجود دارن منتها این سری برای خودم چون می دونم هر اتفاقی که می افته برام مسئول اش خودم ام و گاهی خودم رو سرزنش می کنم اما تلاش می کنم که خیلی سریع جلوش رو بگیرم و نزارم که رشد کنه و به محض اینکه می بینم سرزنش ها داره شروع می شه جلو اش رو می گیرم و احساس خودم رو سعی می کنم خوب کنم و به دنبال راه حل بگردم نه فکر کردن به مسئله و غصه خوردن. نتیجه این عمل هم این شد که آرامشی که هیچ وقت نداشتم وارد زندگیم شد. نگرانی که همیشه از بابت بیرون داشتم یا خشمی که نسبت به بیرون داشتم فروکش کنه. بتونم کنترل زندگی خودم رو بدست بگیرم و بجای اینکه تابع حرف دیگران باشم تابع درون خودم و خدای خودم باشم و خود باوری در خودم به وجود بیارم. کسانی که قبلا ذره ای به من احترام نمی ذاشتن و من همیشه کنار اون ها ناآروم بودم الان دیگه یا خیلی کم می بینم شون یا اینکه زمانی هم که می بینم شون با من خیلی با احترام رفتار می کنن. لحظات پر آرامش بیشتری توی زندگی ام دارم و درگیری و مشکلات خیلی کمتری دارم.
سلام استاد و سپاسگزارم از زحمات بیدریغ شما برای ترویج آگاهی.
اگر بخوام بدون تعلل برم سر اصل مطلب، این هست که من میتونم یکی از دیوارهای بزرگی رو که به لطف و کرم خداوند فرو ریختم دیوار باورهای غلط و محدود کننده مذهبی بود و البته که ریختن دیوار مثل هر چیز دیگه ای در این جهان، صفر و یکی نیست. این یه پروسه هست، یعنی چیزی که ما بعنوان فرو ریختن دیوار از اون یاد میکنیم شروع کردن و همت کردن ماست برای شروع تغییر در جهت مثبت، و اونقدر این کار با احساس آرامش و راحتی و نتایج در همون آغاز و در اولین اقدامات ما برای تغییر در جهت مثبت همراه هست که احساس فروریختن دیوار به راحتی قابل درک هست. یا حداقل من میتونم اینجوری بگم که برای من اینطور نمایان شده و نمود کرده. چون در ارتباط با تغییر باورهای محدود کننده و در مورد هر باوری وقتی شروع میکنی کارمیکنی مثل اینه که ریشه های یه درختچه هرز رو از زیر خاک میکشی بیرون و هرچقدر میکشی بیرون میبینی که باز هم هست و باز هم هست. ابن به این معنا هست که من در ابتدای مسیر مهمترین تغییری که در ارتباط با باورهام انجام شد و از همه بیشتر بهم چشمک میزد باور توحیدی بود و هست. از ابتدای آششناییم با شما همیشه احساس میکردم که این یه مسئله مهم هست برای من و باید باورم رو و نیتم رو برای خدا خالص کنم. فقط خدا که فرمانروای مطلق جهانها و جهانیان است.
به جای باور به چیزهایی که نه تنها هیچ نقشی و تاثیری در هدایت به راه راست شدن من نداشتن بلکه من رو مشرک کرده بودند، این باور رو جایگزین کردم و کماکان جایگزین میکنم که خداوند اونقدر بزرگ و رحمان هست که یگانه اثر بخشی در زندگیم رو و تنها قدرت تغییر رو در من قرار داده و به من داده و خودش کوچکترین دخالتی در این کار نمیکنه و هر چیزی که انتخاب من باشه رو انجام میده و نیازی نیست کیلومتر ها و ساعتها و روزها و سالها رو برای اینکه فلانی باید بخواد و اجازه بده و شفاعت کنه و برای رفتن پیش دیگران برای دعا کردن و اجابت نذر و نیاز لازم باشه حتی یک قدم از جام تکون بخورم. اگر قدمی لازم باشه اقدام درونی هست و در بیرون هیچ چیزی نیست و آنچه که در بیرون هست از دنیای درون منعکس میشه یعنی اربابِ و علتِ جهانِ بیرون، جهان درونی هست و جهان بیرون معلول هست و ناچار به بازتاب جهان درون و و بازتاب اسرارِ مخفی شدهی درونی هست. و جهان بیرون داره حقیقت من و افکار و خواسته های من رو و اسرار درونی من رو برملا میکنه، چه خوب چه بد و چه هرچیزی که به اندازه ذره ای در درون به اون فکر کنم و در دنیای درونیم مرتکب بشم رو در عالم بعدی که جهان بیرون هست به من نتیجشو برمیگردونه چه خیراً یره و چه شراً یره
فَمَن یَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّهٍ خَیۡرࣰا یَرَهُۥ
وَمَن یَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّهࣲ شَرࣰّا یَرَهُۥ
بی کم و کاست
بله با فروریختن اون دیوار و شروع تغییر دیگه قرار بر این شد که اگر واقعا من دم از خدا میزنم و میگم مومن هستم باید به حقیقت و غیب و قرآن ایمان داشته باشم باید بدونم و این رو سرلوحه زندگیم قرار بدم که توحید یعنی زور و قدرت رو همیشه به خداوند نسبت بدم، منظورم خدای ساخته توهمها نیست بلکه منظورم خدایی هست که اتفاقا در درون من هست و من رو هدایت و حمایت میکنه و این یعنی قدرت رو در خودم احساس کنم و ببینم و نه در هرکس یا هرچیز دیگه. چون من هستم که خالق زندگی خودم هستم نه هیچکس و هیچ چیز دیگه.
یه پرانتز باز کنم و بگم که من هستم کسی که چندین هنر رو در حد حرفه ای انجام میدم و کارهای بسیاری کردم و اگر بخوام از عملگراییم بگم باید ساعتها تایپ کنم. منظور از عدم تلاش و اقدام درونی و نه بیرونی این نیست که هیچ کاری نکنیم و بشینیم چون وقتی تو تازه این رو باور میکنی که خودت هستی که جهانت رو خلق میکنی، تازه اعمال بیرونیت شروع میشه و فعالیتهای اثر گذارت در دنیای بیرون بدون اینکه بخوای زور بزنی استارت میخوره.
یه چیز جالبی که به من وحی و الهام شد اینه که وقتی ما در هر لحظه با افکارمون آینده (یعنی از همون لحظه به بعدمون) رو خلق میکنیم، به این صورت که نتیجه و برایند افکارمون رو در دنیای فیزیکی دریافت میکنیم. یعنی نتیجه میشه برآیندی از مجموعه افکار و احساسات متضاد و هم جهت با خواسته هامون. و وقتی روی خودمون کار میکنیم مثلا اگر افکارمون رو یه تعداد مشخصی درنظر بگیریم، این افکار رفته رفته بهتر و بهتر میشن و اینجوری تعداد افکارمون که با خواسته هامون همجهت هستند بیشتر میشه و برآیندی که نتیجهش به ما داده میشه به خواسته ما نزدیکتر هست.
تداوم باعث میشه تعداد بیشتری از افکار، با خواستهوهامون همجهت بشن و سرعت رسیدن ما به خواسته هامون هربار و هربار به الگویی که خدا قرار داده نزدیک تر بشه. منظورم از الگو، آیه زیر هست.
به نام خدای مهربان که هرلحظه مراهدایت وحمایت میکند..
سلام استادجانم سلام استادمریم نازنینم ..
اول شب تصمیم گرفتم چون شب های پاییزخیلی طولانیه بریم خونه مادرم چون همسرم میرفت جایی ولی پشیمون شدم وگفتم این وقت زیاد وچه بهترکه صرف کنم بابت آموزش وکارکردن روی خودم دیدم قسمت جدید تغییررادرآغوش بگیراومده به به الهی شکرت ..
این قسمت واقعا فوق العاده بود !
ازنتیجه های وتغییرات الهام عزیزکه انقدحال شون خوب باشه که بیان باگریه ازنتایج شون بگن واقعا خدایاشکرت ؛بچهاازته دل اینوبگم من همسرم الان توزندگی نسبت به قبل خیلی پیشرفت کرده وادم پاک وسالمیه ووضع مالی وجسمیش هم خوبه اماخیلی وقتهاتوگذشته زندگی میکنه وحالش خوب نیس این افکاربه قدری اذیتت میکنه که حتی نمیزاره خواب آروم داشته باشی نه که مسئله ای باشه توزندگیت نه!فقط ذهن که کنترل نشه ازکاه کوه میسازه ..
واقعا یه جامیگفت هستندآدما که دستگیره ی دردستشویی شون ازطلاست ولی حال شون خوب نیس آرامش ندارن پس بزرگترین نعمته که حالت خوب باشه آرامش داشته باشی …(اینم یادآوری واسه خودم )
امروز روزخوبی بودخدایاشکرت امروزخواهرم وبرای ناهاردعوت کردم وخداوند اززبان خواهرم چیزایی وبه من یادآوری کردکه جزو قانون هست برای شماهم مینویسم شون باعشق ..
اول گفت که کسی که ازش لوازم بهداشتی وآرایشی میاره پست کرده بود کانالش که کسایی که من وازپشت ویترین مغازه میبینن فک میکنن صاحب مغازه داره پول پارومیکنه ولی نمیدونن پشت این پیشرفت چه قدر تکامل طی شده .
میگفت این خانم انقدر فروش حضوری وانلاین داره که اصلا وقت سرخاروندن نداره واصلا هم ادمین نداره یا تبلیغ نمیکنه ولی هرشب تعداداعضاش نجومی افزایش پیدامیکنه (دقیقا مثل حرفای استاد توفایل قبلی که گفتن اصل تبلیغ اصل نیست واصل فرکانسه ،وقتی کارت وباورت خوب باشه خداوند برات تبلیغ میکنه )
میگفت این خانم عکس گذاشته بودازگذشته ش که میگفت اولش تحقیرشدم مسخرم کردن فامیلا چون توخونه لوازم دست ودوم میفروختم واصلا مغاژه نداشتم ولی ادامه وادامه دادم اول یه کم لوازم آرایشی برای فروش آوردم که حتی لاک هم نداشتم بین شون انقدکم بودکه عکسش م گذاشته بوده بعد میگفت باموتور شوهرم میبردیم به مشتری هاتحویل میدادیم ومن ماسک میزدم که منوکسی نشناسه بعد پول نداشتم دوباره وسیله بیارم گوشواره هام وفروختم بعد دوباره رشدکردم ومغازه نداشتم یه جاگلنگی خریدم که اونجاروتعمیرکردیم واونجامیفروختم وبازهم رشدکردم ودیگه برای مشتری هاووسایل جانمیشد خریدکنن وناراضی میرفتن بیرون و هی ادامه وادامه الان انقدرفروش عالی وعمده وتک دارن ومغازه به چه بزرگی که دوباره مغازشون وگذاشتن برافروش که بازم بزرگترازاون کنن وپیشرفت شون انقدرزیاده که هی داره بزرگتروبزرگترمیشه خداروشکر )
واقعا عشق کردم وگفتم منم حتما رشدمیکنم ومنم از صفر شروع کردم ..وباورمیشود درذهن من تکرارشد..
ودوم که ازمهاجرت حرف زدیم که من یکی ازخواسته هامه ودوباره خواهرم یادم انداخت که فلانی انقدرپیشرفت کرده که افتتاحیه شیرینی فروشیش وزده که مهاجرت کرده وهمون تونوجوانیش فقط 6سال چوپانی میکرده فکرکن فقط که چقدردنیای مادنیای تغییره وفرکانسه من وخواهرم میگفتیم چرابرای مانشه چرابرای اوناشده ..
فکرمیکردم که واقعا این جاییه که من زندگی میکنم خوب هست ولی جای بهتری هم هست استاددرفایلی توضیح داده که وقتی فکرمیکنی دنیافقط این شکلی هست ولی وقتی میای بیرون میبینی وتازه متوجه میشی عه جای بهترم هست ….
خواهرمنم خودش ازصفرشروع کرد که میگفت روزی که میخاستم شروع کنم نوشتم درآمدماهانه 3ملیون وذهنم میگفت یعنی میشه ؟؟بعدمیگفت باتردیدزیرش نوشتم حالا 1ونیم هم خوبه ولی میگفت الان درآمدم بالای این مبلغه ومن ادامه دادم ومیدم وخیلی هابرگشتند..
نتیجه به اندازه ی تعهدماست ،هرقدرعمیق تر ؛صادق ترومداوم ترروی خودت کارکنی نتایجت بزرگتر ومعجزه آساترمیشود ..
واریز 5000000+ریال برای من همین الان پیامک اومدو60 تومنش سوده برای منی کسب وکارم تازه داره جوونه میزنه وچقدر خوشحال وشاکرم بابت این مبلغ چون برام باورمیسازه که داره نتیجه میده وقراره خیلی بزرگترازاینابشه ؛الهی شکرت ..
نتایج بزرگ به دلیل اتفاقات بزرگ نمی افتد به دلیل تعهدمستمر به بهبود دائمی وکنترل ورودی هارخ میدهند ..
وای خدای من ؛من تحسین میکنم آرام جان عزیز رو تحسین میکنم این حدازتعهد رو که ساعت 4صبح بیداربشن وتاساعت 8 بنویسن و ورودی های عالی به ذهنشون بدن چندنفرازما اون زمان خواب نیستیم وچندنفرروی خودمون کارمیکنیم ؟؟
چقدرنتیجه های عالی گرفتند تحسین شون میکنم خدایاشکرت که تواین جهان فرکانسی منم میتونم به اندازه ی تعهدم به این حد ازپیشرفت برسم ..
استاد راستی این فایل یه غذای کامل ذهنه یه ورودی عالی فوق العادس ومن چون این فایل وگوش دادم خداوندبهم یه ایده داد من مدتیه که توفکرمه که دوباره یه باردیگه آموزش ببینم دوره خیاطی و ایندفعه حرف ای تر وخداروشکر هستندچندنفرکه ازم خواستند که بهشون آموزش بدم واینوبگم قبل هم این به فکرم رسیده بود امامن خودم ولایق نمیدونستم ولی بادوره عزت نفس من تغییرکردم وخودم وارزشمن میدونم وحتما آموزش خواهم داد..
امروز خداوند یه انگیزه ی عالی دادبهم ودیشب ازخداوندازته دل خواستم خدایا ایده های توخیلی نابن لطفا یه ایده ی عالی به من بده وخداوند مثل یه جرقه توی ذهن من زدکه پول دوره ی ثروت واز آموزش دوره ی خیاطی به دست بیاور ..؛خیلی خوشحال شدم ازاین ایده وگفتم چه ایده ی خوبی وبقیه کارهاروسپردم به خداوند که برام انجام بدهد ولی به راستی من چه قدر تعهدخواهم داشت دراین قضیه ؟
میتونم به اندازه ی آرام جان تعهدداشته باشم ؟
آیاواقعا میخام زندگیم وتغییربدم ؟؟
این جاست که بایدبگم :خداوندهمیشه درحال یاری است ،امازمانی حرکت میکند که تواولین قدم رابرداری .قدم مسئولیت ؛قدم تعهد؛قدم ایمان ..
زندگی هیچ کس ازبیرون تغییرنمیکند ؛وقتی درونت راتغییردهی جهان بیرون باتوهم راستامیشود..
درزندگی تان بزرگترین دیوارذهنی که ساخته ایدچه بوده؟
مثل ترس ازشکست ؛باورهای محدودکننده ؛سرزنش دیگران .
چطور باپذیرش پذیرش مسئولیت ویک قدم کوچک تعهدآمیزآنراشکستید ومعجزه ای درروابط کاریادرآمدتان اتفاق افتاد؟؟
وقتی که هروزبه فایل هاگوش دادم وبمباران شدذهن من از ورودی های مثبت باورهای محدودکننده ام شکست یکی ازآنهاکه قدرت چشم زخم بود که دیگران تاثیردارنددرزندگیم ودلم نمیخاست من پیشرفت کنم واوضاع مالیم خوب شودچون ترس داشتم اتفاق بدی بیفتدوحاضربودم فقیربمانم تاجان خودم وعزیزانم درامان باشد (خدایا مراببخشومیدانم که بخشیده چون خودش مرابه این مسیرآورده که ببخشد )
ترازشکست که شکست بخوردکسب وکارم ولی قدرت عوانل بیرونی وازببن بردم وروخودم کارکردم وکارم داره پیشرفت مبکنه .
سرزنش دیگران که ازم کسی نخره وسرزنشم کنندبه خاطرشکستم که بیشترعدم احساس لیاقت وارزشمندی بود که نداشتم وبادوره عزت نفس ساختم واوضاع بهتره .
باورمحدودکننده که محصول من پرفروش نیست وچندنفرهم اینوگفتندکه پررونق نیست ولی من رفتم سمت علایقم ومیدونم موفق میشم وهزاران ایده توی ذهنمه وخداوند هدایت وحمایتم میکنه ..
چه شب خوبی چه احساس خوبی چه استادخوبی دارم ازخدای خوبم ..
خدا مومنان را به سبب اعتقاد و ایمانشان در زندگی دنیا و آخرت ثابت قدم می دارد، و خدا ستمکاران را گمراه میکند و خدا هر چه بخواهد انجام می دهد
( ابراهیم 27 )
سلام به استاد جانم و مریم جانِ عزیزم و دوستای بهشتی قشنگم
امیدوارم که حالتون خیلی خوب باشه و همواره آسون بشین برای آسونی ها
پروژه تغییر را در آغوش بگیر، جلسه ی چهاردم :
در زندگیتان، بزرگترین ‘دیوار’ ذهنی که خودتان ساختهاید چه بوده (مثل ترس از شکست، سرزنش دیگران، یا باورهای محدودکننده)؟
چطور با پذیرش مسئولیت و یک قدم کوچک تعهد آمیز، آن را شکستید و چه معجزهای در روابط، کار یا درآمدتان اتفاق افتاد؟
بزرگترین دیوار ذهنی که واسه خودم ساخته بودم تو ذهنم قدرت دادن بیخودی و الکی به آدم ها بود، اینکه فکر میکردم اون ها میتونن تاثیر منفی تو زندگیم داشته باشن، و این ماجرا چندین بار تکرار شد برام و هر بار با کنترل ذهن خیلی سنگین، سعی میکردم از توش بیرون بیام تا همین چند وقت پیش که به خدا گفتم خدایااا خودت کمکم کن، خودت شرک رو ازم دور کن، و میدونستم که این یه پروسه ای داره و تکامل میخواد و من باید شکیبایی کنم که هی یه ذره بهتر بشم و شدددد، و واقعااا شد، و من این روزها حالم خیلی بهتره، چرا؟ چون دارم سعی میکنم قدرت رو فقط از آنِ خودش بدونم، دارم سعی میکنم معجزه هایی که هر روز داره تو زندگیم رقم میزنه رو ببینم و تاییدشون کنم و بهش بگم خدایا این کار خودت بوداااا
راستشو بخواین خیلی وقته که جنس مشتری هام عوض شده ولی همینم ته نداره دیگه واسه بهتر شدن، چند روز پیش که فاطمه جان، رفیق بهشتیِ قشنگم بهم پیام داد و سفارشش رو ثبت کرد، انگار مزه ی مشتری توحیدی داشتن رفت توی قلبم، که اینقدر بهم چسبید که دیگه نتونستم به کمتر از این قانع بشم، و نتیجش شد این که من دو روز بعد، صبح که داشتم درخواست هام رو از خدا جونم مینوشتم، نوشتم خدایااا ازت ممنونممم بخاطر این همه مشتری های توحیدی و… و نتیجش تا شب خودش رو نشون داد و من برای هزارمین بار حیرت زده از اینکه چقدر خدا جون سریع الحسابه وقتی من سعی کنم تو مسیر بمونم
خدایا شکرت که بهم کمک کردی بعد از چند روز بتونم کامنت بنویسم دوباره، این روزها اینقدر داره پشت سر هم معجزه وارد زندگیم میکنه که خودمم دارم سورپرایز میشم از این حجم اتفاقات خوب و دلیلش هم خوب میدونم، چون یه سر سوزن بهتر دارم عمل میکنم ولی اون از فضلش داره بهم پاسخ میده
دوسِتون دارم و به پروردگار قدرتمند و رزاقم میسپارمتون
خیلی خوش حال هستم که کمی دارم با این قانون آشنا میشم که من خودم خالق تمام اتفاقات زندگیم هستم و از زمانی که به این باور رسیدم خیلی زندگیم تغییر کرده در واقع این مال یک تضادی بود که در گذشته برام رخ داد و من فهمیدم که فقط باید روی خودم کار کنم و توکلم به خداوند باشه ولی تا قبل از اینکه این تضاد برام پیش بیاد حالا در مورد هر چیزی حالا چه کار چ روابط فک میکردم فلان شخص میتونه کاری برام انجام بده ولی کاملا این باور اشتباهیه استاد عزیز سپاس گذارم بخاطر تمام آگاهی های نابی که در اختیار ما قرار میدین .
سلام با عشق خدمت اقای عباسمنش استاد بزرگ و خدمت شایسته خانم
من یلدا هستم
و الان حدودا ۳ هفته میشه که به صورت اتفاقی از طریق یکی از دوستان با شما اشنا شدم و الان فقط و فقط صوتیهای رایگان شمارو گوش میدم و خیلی خیلی خوب بوده انشالله که خیلی زود بتونم هزینه کلاس عزت نفس رو جور کنم و بتونم این دوره رو بخرم و استفاده کنم و اولین قدم رو توی این مسیر شروع کنم
ولی انقدر همین صوتیهای رایگانتون منو تغییر داده که اولین اتفاقی که برام افتاده ادمهایی که منفی بودند خود به خود از اطرافم دور شدند و به جای اونها ادمهای خوب و مثبت و ادمهای موفق و قوی جای اونهارو گرفتند
و از نظر روحیه واقعا تغییر کردم
و فقط الان میخواستم ی رد پای از خودم گذاشته باشم
به امید بهترین اتفاقها و تغییر ها توی زندگیم
و باز هم ممنون از لطف خدا که شمارو توی مسیر ماها قرار میده
سلام استاد عزیزم.
واقعا این سری فایل های گفتگو با استاد خودش دارای نکاتی است که باعث میشه آدم بتونه بینهایت رشد کنه. دختری 25 ساله که متعهدانه هر روز از 4 صبح شروع میکنه. واقعا چه الگوی عالیی برای من. ایشان الان باید 29 سالشون باشه.
خداروشکر میکنم واقعا. امروز هدایت شدم به این فایل.
چقدر نکات عالی بود مخصوصا برای الان من که یکم از لحاظ کاری کارم سبک شده که بیام بنگرم ببینم، چه اصلاحاتی باید در کارم ایجاد کنم.
چه کاری باید بکنم. چرا منی که تقریبا 2 سال هست بیکار نبودم الان 1 هفته است بیکار شدم؟
چه هدف جدیدی باید برگزینم برای رشد و پیشرفت؟
واقعا نکات بینظیر هستند.
بینهایت ازتون سپاسگزارم استاد عزیزم بخاطر محیط عالی سایتتون.
عاشقتونم اساتید عزیزم.
ان شاءالله هرکجا هستید در پناه رب العالمین شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
سلام به همه دوستان عزیز و استاد عزیزدلم و مریم شایسته نازنین
«متعهد بودن»
چیزی که من شنیدم…
چرا میگم شنیدم….
چون استاد هر دفعه که یه فایل رو گوش میکنم انگار یه چیز متفاوت و جدید میشنوم…. فرقی هم نداره یه محصول باشه یا یه فایل رایگان
متعهد بودن شاید چیزیه که باید بیشتر روش کار کنم
استاد از سال ۹۸ تا الان، شاید ۲۰ روز بوده باشه که روزم بدون فایل های شما گذشته باشه…
اوایل با فایل های رایگان شروع کردم که صوتی همه رو دانلود کرده بودم و در طول روز گوش میدادم بعد دوره ۱۲ قدم و بعد عزت نفس و حالا ثروت ۱
من فکر میکردم مداومت خوبی روی کار کردن دارم ولی الان با صحبت های بچه ها میفهمم حتی بیشتر از این هم میشه… فکر میکردم خیلی زیاد کار میکنم روی قانون و الان میفهمم خیلی خیلی بیشتر هم میشه و گواه و الگوش صحبت های بچه هاست، گواهش سپیده عزیز توی جلسه اوله
با خودم گفتم اگه من با روش خودم انقدر نتیجه گرفتم پس با تعهد بالاتر نتایج خیلی ببشتری میگیرم
دقیقا داشتم چند روز پیش به این فکر میکردم که صبح ها ساعت ۵ بیدار بشم( اجباری در کار نیست بهم حس خوبی میده که صبحم رو این ساعت شروع کنم) و ۴ ساعت اول روز رو بدون مزاحمت به فایل هاتون گوش کنم
و یا من یه هفته ای هست که من دارم متعهدتر توی خلاصه نویسی ها، عمل کردن به چیزهایی که یاد میگیرم و حتی کامنت نوشتن جلو میرم
و حالا هم از مزیت های متعهد بودن صحبت شد
پس استاد جونم مسیرم درسته و بازم با قدرت بیشتری میرم جلو
به نام مهربان پروردگار هدایت گرم
به نام عشق، به نام خداوند سخاوتمندم
استاد در این فایل به متعهد بودن اشاره کردن وفرمودند ،به اندازهای که متعهد هستیم در اجرای قوانین و آموزش پذیری، به همان اندازه هم نتیجه میگیریم و اگربه دنبال نتایج بزرگتر هستیم باید متعهد تر باشیم
من در یک تعهد یک ماهه ای که با خودم بستم 💪 هر روزفایل های استاد رو گوش می کنم و می نویسم و باورهای قدرتمند کننده هم جهت با خواسته میسازم و در زندگیم به کار میبرمش دائم در این فکر هستم که در اتفاقاتی که برای خودم و اطرافیانم پیش میاد قوانین رو پیدا کنم و به اون جایی برسم که حالا بر طبق قوانین من چه باورهایی بسازم میتونه بیشتر به من کمک کنه،
خیلی احساسم خوبه چون درمسیر بهبود دایمی هستم
مورد دوم که استاد در این فایل بهش اشاره کردند مسئولیتپذیری بود که مسئولیت تمام اتفاقاتی که برای من به وجود میاد رو بپذیرم چون من موجودی فرکانسی هستم و جهان فقط داره به من پاسخ میده پاسخی به افکارم به باور هام به گفتگوهای ذهنیم و به احساسم پس ورودی هام رو کنترل می کنم با آگاهی های این سایت خودم رو تغذیه می کنم باورهای قدرتمند کننده می سازم،برنکات مثبت تمرکز میکنم احساسمو خوب نگه میدارم تا پاسخ جهان هم به من چیزی باشه هماهنگ با خواسته هام🥰🥰👍👍
من هم با شنیدن صحبت های دوستام باورهام قوی تر شد که آری می شود قوانین برای استاد و دوستان متعهد و مسئول در مسیر جواب داده است پس برای من نیز جواب خواهد داد
مهربان پروردگارم رو سپاسگزارم که من رو به این سایت توحیدی هدایت کرد❤️💚
استاد عزیزم سپاسگزارم که این آگاهی ها رو در اختیار ما قرار دادتاخوب زندگی کنیم و کاری کنیم جهان جای بهتری برای زیستن باشه ❤️💚👍
و خودم را سپاسگزارم که متعهدانه ایستادم تا با تغییر خودم و باورهام، نتایجم هم تغییر بدم و خالق عامدانه خواسته هام باشم💪🥰
عاشقتونم عشق برای همه بچه های سرزمین عباس منش❤️💚❤️💚
به نام خدا
سلام به دوستان و استاد عزیزم
خدا رو شکر می کنم بخاطر این جلسه زیبا و تجربیات شگفت انگیز دوستان
مستقیم به سوالات و تمرینات این جلسه جواب می دم.
در زندگیتان، بزرگترین ‘دیوار’ ذهنی که خودتان ساختهاید چه بوده (مثل ترس از شکست، سرزنش دیگران، یا باورهای محدودکننده)؟چطور با پذیرش مسئولیت و یک قدم کوچک تعهد آمیز، آن را شکستید و چه معجزهای در روابط، کار یا درآمدتان اتفاق افتاد؟ بهترین باوری که می تونم بگم سرزنش دیگران هست من قبلا تمام مشکلات خودم رو مقصر اش رو دیگران می دونستم و همیشه دنبال مقصر بودم همیشه دنبال این بودم که مشکلات رو بندازم گردن یکی دیگه و از زیرش فرار کنم تا جایی که دیگه قبول کردم که مقصری وجود نداره , موضوع دیگران و اطراف من نیست! موضوع درون خودمه , اونجا فهمیدم که زندگی خودم رو خودم رقم می زنم خدایی که فکر می کردم الکی هست و دروغه درواقع خیلی هم واقعیه فقط من درست درک اش نکردم. البته که هنوز به پذیرش کامل مقصری وجود نداره نرسیدم چون هنوز سرزنش ها وجود دارن منتها این سری برای خودم چون می دونم هر اتفاقی که می افته برام مسئول اش خودم ام و گاهی خودم رو سرزنش می کنم اما تلاش می کنم که خیلی سریع جلوش رو بگیرم و نزارم که رشد کنه و به محض اینکه می بینم سرزنش ها داره شروع می شه جلو اش رو می گیرم و احساس خودم رو سعی می کنم خوب کنم و به دنبال راه حل بگردم نه فکر کردن به مسئله و غصه خوردن. نتیجه این عمل هم این شد که آرامشی که هیچ وقت نداشتم وارد زندگیم شد. نگرانی که همیشه از بابت بیرون داشتم یا خشمی که نسبت به بیرون داشتم فروکش کنه. بتونم کنترل زندگی خودم رو بدست بگیرم و بجای اینکه تابع حرف دیگران باشم تابع درون خودم و خدای خودم باشم و خود باوری در خودم به وجود بیارم. کسانی که قبلا ذره ای به من احترام نمی ذاشتن و من همیشه کنار اون ها ناآروم بودم الان دیگه یا خیلی کم می بینم شون یا اینکه زمانی هم که می بینم شون با من خیلی با احترام رفتار می کنن. لحظات پر آرامش بیشتری توی زندگی ام دارم و درگیری و مشکلات خیلی کمتری دارم.
همه شما رو به خدای بزرگ می سپارم
به نام خدای یکتای بیهمتای بینیاز
سلام استاد و سپاسگزارم از زحمات بیدریغ شما برای ترویج آگاهی.
اگر بخوام بدون تعلل برم سر اصل مطلب، این هست که من میتونم یکی از دیوارهای بزرگی رو که به لطف و کرم خداوند فرو ریختم دیوار باورهای غلط و محدود کننده مذهبی بود و البته که ریختن دیوار مثل هر چیز دیگه ای در این جهان، صفر و یکی نیست. این یه پروسه هست، یعنی چیزی که ما بعنوان فرو ریختن دیوار از اون یاد میکنیم شروع کردن و همت کردن ماست برای شروع تغییر در جهت مثبت، و اونقدر این کار با احساس آرامش و راحتی و نتایج در همون آغاز و در اولین اقدامات ما برای تغییر در جهت مثبت همراه هست که احساس فروریختن دیوار به راحتی قابل درک هست. یا حداقل من میتونم اینجوری بگم که برای من اینطور نمایان شده و نمود کرده. چون در ارتباط با تغییر باورهای محدود کننده و در مورد هر باوری وقتی شروع میکنی کارمیکنی مثل اینه که ریشه های یه درختچه هرز رو از زیر خاک میکشی بیرون و هرچقدر میکشی بیرون میبینی که باز هم هست و باز هم هست. ابن به این معنا هست که من در ابتدای مسیر مهمترین تغییری که در ارتباط با باورهام انجام شد و از همه بیشتر بهم چشمک میزد باور توحیدی بود و هست. از ابتدای آششناییم با شما همیشه احساس میکردم که این یه مسئله مهم هست برای من و باید باورم رو و نیتم رو برای خدا خالص کنم. فقط خدا که فرمانروای مطلق جهانها و جهانیان است.
به جای باور به چیزهایی که نه تنها هیچ نقشی و تاثیری در هدایت به راه راست شدن من نداشتن بلکه من رو مشرک کرده بودند، این باور رو جایگزین کردم و کماکان جایگزین میکنم که خداوند اونقدر بزرگ و رحمان هست که یگانه اثر بخشی در زندگیم رو و تنها قدرت تغییر رو در من قرار داده و به من داده و خودش کوچکترین دخالتی در این کار نمیکنه و هر چیزی که انتخاب من باشه رو انجام میده و نیازی نیست کیلومتر ها و ساعتها و روزها و سالها رو برای اینکه فلانی باید بخواد و اجازه بده و شفاعت کنه و برای رفتن پیش دیگران برای دعا کردن و اجابت نذر و نیاز لازم باشه حتی یک قدم از جام تکون بخورم. اگر قدمی لازم باشه اقدام درونی هست و در بیرون هیچ چیزی نیست و آنچه که در بیرون هست از دنیای درون منعکس میشه یعنی اربابِ و علتِ جهانِ بیرون، جهان درونی هست و جهان بیرون معلول هست و ناچار به بازتاب جهان درون و و بازتاب اسرارِ مخفی شدهی درونی هست. و جهان بیرون داره حقیقت من و افکار و خواسته های من رو و اسرار درونی من رو برملا میکنه، چه خوب چه بد و چه هرچیزی که به اندازه ذره ای در درون به اون فکر کنم و در دنیای درونیم مرتکب بشم رو در عالم بعدی که جهان بیرون هست به من نتیجشو برمیگردونه چه خیراً یره و چه شراً یره
فَمَن یَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّهٍ خَیۡرࣰا یَرَهُۥ
وَمَن یَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّهࣲ شَرࣰّا یَرَهُۥ
بی کم و کاست
بله با فروریختن اون دیوار و شروع تغییر دیگه قرار بر این شد که اگر واقعا من دم از خدا میزنم و میگم مومن هستم باید به حقیقت و غیب و قرآن ایمان داشته باشم باید بدونم و این رو سرلوحه زندگیم قرار بدم که توحید یعنی زور و قدرت رو همیشه به خداوند نسبت بدم، منظورم خدای ساخته توهمها نیست بلکه منظورم خدایی هست که اتفاقا در درون من هست و من رو هدایت و حمایت میکنه و این یعنی قدرت رو در خودم احساس کنم و ببینم و نه در هرکس یا هرچیز دیگه. چون من هستم که خالق زندگی خودم هستم نه هیچکس و هیچ چیز دیگه.
یه پرانتز باز کنم و بگم که من هستم کسی که چندین هنر رو در حد حرفه ای انجام میدم و کارهای بسیاری کردم و اگر بخوام از عملگراییم بگم باید ساعتها تایپ کنم. منظور از عدم تلاش و اقدام درونی و نه بیرونی این نیست که هیچ کاری نکنیم و بشینیم چون وقتی تو تازه این رو باور میکنی که خودت هستی که جهانت رو خلق میکنی، تازه اعمال بیرونیت شروع میشه و فعالیتهای اثر گذارت در دنیای بیرون بدون اینکه بخوای زور بزنی استارت میخوره.
یه چیز جالبی که به من وحی و الهام شد اینه که وقتی ما در هر لحظه با افکارمون آینده (یعنی از همون لحظه به بعدمون) رو خلق میکنیم، به این صورت که نتیجه و برایند افکارمون رو در دنیای فیزیکی دریافت میکنیم. یعنی نتیجه میشه برآیندی از مجموعه افکار و احساسات متضاد و هم جهت با خواسته هامون. و وقتی روی خودمون کار میکنیم مثلا اگر افکارمون رو یه تعداد مشخصی درنظر بگیریم، این افکار رفته رفته بهتر و بهتر میشن و اینجوری تعداد افکارمون که با خواسته هامون همجهت هستند بیشتر میشه و برآیندی که نتیجهش به ما داده میشه به خواسته ما نزدیکتر هست.
تداوم باعث میشه تعداد بیشتری از افکار، با خواستهوهامون همجهت بشن و سرعت رسیدن ما به خواسته هامون هربار و هربار به الگویی که خدا قرار داده نزدیک تر بشه. منظورم از الگو، آیه زیر هست.
إِنَّمَآ أَمۡرُهُۥٓ إِذَآ أَرَادَ شَیۡـًٔا أَن یَقُولَ لَهُۥ کُن فَیَکُونُ
به نام خدای قادر مطلق
سلام به اساتید بزرگوار
و
دوستان عزیزم
خدایا شکرت که در مسیر تغییر هستم
خودم اینو این روزها به وضوح احساس می کنم
امروز صبحبت های این دو دوست عزیز و خصوصاً
آرام جان در من آرامشی عجیب ایجاد کرد
خدایا شکرت
از روزی که از اعماق وجودم پذیرفتم
من خودم خالق زندگیم هستم
هر لحظه دارم خلق می کنم
آنچه که می خوام
البته که اینم تکامل می خواد
تا بتونی بپذیری
ولی واقعاً از روزی که اینو به طور صد در صد
قبول کردم
زندگی رنگ بهتری برام داره
همه چی بر وفق مراده
حال و احساسم که واقعاً عالیه
هر روز با شکر گزاری و نو شته ستاره قطبی و
گوش دادن به فایل های هدیه و دوازده قدم
دارم اون چیزی که می خوام رو در زندگی خلق می کنم
من با خدا تقسیم کار می کنم
من در محل کسبم با عشق وارد
میشم و بهترین محصولات رو تهیه می کنم و
آوردن مشتری و تبلیغات و فروش با خدای رزاقم هست
اونه که بهترین و دست و دلباز ترین و ثروتمند ترین مشتریان رو به سمت من میفرسته و منم
با عشق کارم رو انجام میدم
خدایا هزاران بار شکرت
خدایا شکرت از دستانت و شرایط و موقعیت های
عالی که برام ردیف می کنی
خدایا شکرت برای همسر عزیزم که یار پناهم هست
خدایا شکرت که همیشه هوامو داری و
خدایا شکرت برای فراوانی
با سپاس فراوان از استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز
و برای همه دوستان آرزوی خوشبختی و موفقیت و شادکامی و ثروتمندی دارم
در پناه نور و عشق خدا باشید.
به نام خدای مهربان که هرلحظه مراهدایت وحمایت میکند..
سلام استادجانم سلام استادمریم نازنینم ..
اول شب تصمیم گرفتم چون شب های پاییزخیلی طولانیه بریم خونه مادرم چون همسرم میرفت جایی ولی پشیمون شدم وگفتم این وقت زیاد وچه بهترکه صرف کنم بابت آموزش وکارکردن روی خودم دیدم قسمت جدید تغییررادرآغوش بگیراومده به به الهی شکرت ..
این قسمت واقعا فوق العاده بود !
ازنتیجه های وتغییرات الهام عزیزکه انقدحال شون خوب باشه که بیان باگریه ازنتایج شون بگن واقعا خدایاشکرت ؛بچهاازته دل اینوبگم من همسرم الان توزندگی نسبت به قبل خیلی پیشرفت کرده وادم پاک وسالمیه ووضع مالی وجسمیش هم خوبه اماخیلی وقتهاتوگذشته زندگی میکنه وحالش خوب نیس این افکاربه قدری اذیتت میکنه که حتی نمیزاره خواب آروم داشته باشی نه که مسئله ای باشه توزندگیت نه!فقط ذهن که کنترل نشه ازکاه کوه میسازه ..
واقعا یه جامیگفت هستندآدما که دستگیره ی دردستشویی شون ازطلاست ولی حال شون خوب نیس آرامش ندارن پس بزرگترین نعمته که حالت خوب باشه آرامش داشته باشی …(اینم یادآوری واسه خودم )
امروز روزخوبی بودخدایاشکرت امروزخواهرم وبرای ناهاردعوت کردم وخداوند اززبان خواهرم چیزایی وبه من یادآوری کردکه جزو قانون هست برای شماهم مینویسم شون باعشق ..
اول گفت که کسی که ازش لوازم بهداشتی وآرایشی میاره پست کرده بود کانالش که کسایی که من وازپشت ویترین مغازه میبینن فک میکنن صاحب مغازه داره پول پارومیکنه ولی نمیدونن پشت این پیشرفت چه قدر تکامل طی شده .
میگفت این خانم انقدر فروش حضوری وانلاین داره که اصلا وقت سرخاروندن نداره واصلا هم ادمین نداره یا تبلیغ نمیکنه ولی هرشب تعداداعضاش نجومی افزایش پیدامیکنه (دقیقا مثل حرفای استاد توفایل قبلی که گفتن اصل تبلیغ اصل نیست واصل فرکانسه ،وقتی کارت وباورت خوب باشه خداوند برات تبلیغ میکنه )
میگفت این خانم عکس گذاشته بودازگذشته ش که میگفت اولش تحقیرشدم مسخرم کردن فامیلا چون توخونه لوازم دست ودوم میفروختم واصلا مغاژه نداشتم ولی ادامه وادامه دادم اول یه کم لوازم آرایشی برای فروش آوردم که حتی لاک هم نداشتم بین شون انقدکم بودکه عکسش م گذاشته بوده بعد میگفت باموتور شوهرم میبردیم به مشتری هاتحویل میدادیم ومن ماسک میزدم که منوکسی نشناسه بعد پول نداشتم دوباره وسیله بیارم گوشواره هام وفروختم بعد دوباره رشدکردم ومغازه نداشتم یه جاگلنگی خریدم که اونجاروتعمیرکردیم واونجامیفروختم وبازهم رشدکردم ودیگه برای مشتری هاووسایل جانمیشد خریدکنن وناراضی میرفتن بیرون و هی ادامه وادامه الان انقدرفروش عالی وعمده وتک دارن ومغازه به چه بزرگی که دوباره مغازشون وگذاشتن برافروش که بازم بزرگترازاون کنن وپیشرفت شون انقدرزیاده که هی داره بزرگتروبزرگترمیشه خداروشکر )
واقعا عشق کردم وگفتم منم حتما رشدمیکنم ومنم از صفر شروع کردم ..وباورمیشود درذهن من تکرارشد..
ودوم که ازمهاجرت حرف زدیم که من یکی ازخواسته هامه ودوباره خواهرم یادم انداخت که فلانی انقدرپیشرفت کرده که افتتاحیه شیرینی فروشیش وزده که مهاجرت کرده وهمون تونوجوانیش فقط 6سال چوپانی میکرده فکرکن فقط که چقدردنیای مادنیای تغییره وفرکانسه من وخواهرم میگفتیم چرابرای مانشه چرابرای اوناشده ..
فکرمیکردم که واقعا این جاییه که من زندگی میکنم خوب هست ولی جای بهتری هم هست استاددرفایلی توضیح داده که وقتی فکرمیکنی دنیافقط این شکلی هست ولی وقتی میای بیرون میبینی وتازه متوجه میشی عه جای بهترم هست ….
خواهرمنم خودش ازصفرشروع کرد که میگفت روزی که میخاستم شروع کنم نوشتم درآمدماهانه 3ملیون وذهنم میگفت یعنی میشه ؟؟بعدمیگفت باتردیدزیرش نوشتم حالا 1ونیم هم خوبه ولی میگفت الان درآمدم بالای این مبلغه ومن ادامه دادم ومیدم وخیلی هابرگشتند..
اینا افکاروحرف های من بود امروز ..
اما :
تفاوت آدمهای موفق ودیگران درچیه ؟؟
تعهد .
تعهدبه مسیررشد تغییرباورها،وبه استمراردرکارروی ذهن واحساس ..
نتیجه به اندازه ی تعهدماست ،هرقدرعمیق تر ؛صادق ترومداوم ترروی خودت کارکنی نتایجت بزرگتر ومعجزه آساترمیشود ..
واریز 5000000+ریال برای من همین الان پیامک اومدو60 تومنش سوده برای منی کسب وکارم تازه داره جوونه میزنه وچقدر خوشحال وشاکرم بابت این مبلغ چون برام باورمیسازه که داره نتیجه میده وقراره خیلی بزرگترازاینابشه ؛الهی شکرت ..
نتایج بزرگ به دلیل اتفاقات بزرگ نمی افتد به دلیل تعهدمستمر به بهبود دائمی وکنترل ورودی هارخ میدهند ..
وای خدای من ؛من تحسین میکنم آرام جان عزیز رو تحسین میکنم این حدازتعهد رو که ساعت 4صبح بیداربشن وتاساعت 8 بنویسن و ورودی های عالی به ذهنشون بدن چندنفرازما اون زمان خواب نیستیم وچندنفرروی خودمون کارمیکنیم ؟؟
چقدرنتیجه های عالی گرفتند تحسین شون میکنم خدایاشکرت که تواین جهان فرکانسی منم میتونم به اندازه ی تعهدم به این حد ازپیشرفت برسم ..
استاد راستی این فایل یه غذای کامل ذهنه یه ورودی عالی فوق العادس ومن چون این فایل وگوش دادم خداوندبهم یه ایده داد من مدتیه که توفکرمه که دوباره یه باردیگه آموزش ببینم دوره خیاطی و ایندفعه حرف ای تر وخداروشکر هستندچندنفرکه ازم خواستند که بهشون آموزش بدم واینوبگم قبل هم این به فکرم رسیده بود امامن خودم ولایق نمیدونستم ولی بادوره عزت نفس من تغییرکردم وخودم وارزشمن میدونم وحتما آموزش خواهم داد..
امروز خداوند یه انگیزه ی عالی دادبهم ودیشب ازخداوندازته دل خواستم خدایا ایده های توخیلی نابن لطفا یه ایده ی عالی به من بده وخداوند مثل یه جرقه توی ذهن من زدکه پول دوره ی ثروت واز آموزش دوره ی خیاطی به دست بیاور ..؛خیلی خوشحال شدم ازاین ایده وگفتم چه ایده ی خوبی وبقیه کارهاروسپردم به خداوند که برام انجام بدهد ولی به راستی من چه قدر تعهدخواهم داشت دراین قضیه ؟
میتونم به اندازه ی آرام جان تعهدداشته باشم ؟
آیاواقعا میخام زندگیم وتغییربدم ؟؟
این جاست که بایدبگم :خداوندهمیشه درحال یاری است ،امازمانی حرکت میکند که تواولین قدم رابرداری .قدم مسئولیت ؛قدم تعهد؛قدم ایمان ..
زندگی هیچ کس ازبیرون تغییرنمیکند ؛وقتی درونت راتغییردهی جهان بیرون باتوهم راستامیشود..
درزندگی تان بزرگترین دیوارذهنی که ساخته ایدچه بوده؟
مثل ترس ازشکست ؛باورهای محدودکننده ؛سرزنش دیگران .
هرسه تاشون بوده وتاقدری تونستم تخریب شون کنم شایدترازشکست بزرگتربوده ..
چطور باپذیرش پذیرش مسئولیت ویک قدم کوچک تعهدآمیزآنراشکستید ومعجزه ای درروابط کاریادرآمدتان اتفاق افتاد؟؟
وقتی که هروزبه فایل هاگوش دادم وبمباران شدذهن من از ورودی های مثبت باورهای محدودکننده ام شکست یکی ازآنهاکه قدرت چشم زخم بود که دیگران تاثیردارنددرزندگیم ودلم نمیخاست من پیشرفت کنم واوضاع مالیم خوب شودچون ترس داشتم اتفاق بدی بیفتدوحاضربودم فقیربمانم تاجان خودم وعزیزانم درامان باشد (خدایا مراببخشومیدانم که بخشیده چون خودش مرابه این مسیرآورده که ببخشد )
ترازشکست که شکست بخوردکسب وکارم ولی قدرت عوانل بیرونی وازببن بردم وروخودم کارکردم وکارم داره پیشرفت مبکنه .
سرزنش دیگران که ازم کسی نخره وسرزنشم کنندبه خاطرشکستم که بیشترعدم احساس لیاقت وارزشمندی بود که نداشتم وبادوره عزت نفس ساختم واوضاع بهتره .
باورمحدودکننده که محصول من پرفروش نیست وچندنفرهم اینوگفتندکه پررونق نیست ولی من رفتم سمت علایقم ومیدونم موفق میشم وهزاران ایده توی ذهنمه وخداوند هدایت وحمایتم میکنه ..
چه شب خوبی چه احساس خوبی چه استادخوبی دارم ازخدای خوبم ..
الهی شکرت
ایاک نعبدوایاک نستعین ..
خدا مومنان را به سبب اعتقاد و ایمانشان در زندگی دنیا و آخرت ثابت قدم می دارد، و خدا ستمکاران را گمراه میکند و خدا هر چه بخواهد انجام می دهد
( ابراهیم 27 )
سلام به استاد جانم و مریم جانِ عزیزم و دوستای بهشتی قشنگم
امیدوارم که حالتون خیلی خوب باشه و همواره آسون بشین برای آسونی ها
پروژه تغییر را در آغوش بگیر، جلسه ی چهاردم :
در زندگیتان، بزرگترین ‘دیوار’ ذهنی که خودتان ساختهاید چه بوده (مثل ترس از شکست، سرزنش دیگران، یا باورهای محدودکننده)؟
چطور با پذیرش مسئولیت و یک قدم کوچک تعهد آمیز، آن را شکستید و چه معجزهای در روابط، کار یا درآمدتان اتفاق افتاد؟
بزرگترین دیوار ذهنی که واسه خودم ساخته بودم تو ذهنم قدرت دادن بیخودی و الکی به آدم ها بود، اینکه فکر میکردم اون ها میتونن تاثیر منفی تو زندگیم داشته باشن، و این ماجرا چندین بار تکرار شد برام و هر بار با کنترل ذهن خیلی سنگین، سعی میکردم از توش بیرون بیام تا همین چند وقت پیش که به خدا گفتم خدایااا خودت کمکم کن، خودت شرک رو ازم دور کن، و میدونستم که این یه پروسه ای داره و تکامل میخواد و من باید شکیبایی کنم که هی یه ذره بهتر بشم و شدددد، و واقعااا شد، و من این روزها حالم خیلی بهتره، چرا؟ چون دارم سعی میکنم قدرت رو فقط از آنِ خودش بدونم، دارم سعی میکنم معجزه هایی که هر روز داره تو زندگیم رقم میزنه رو ببینم و تاییدشون کنم و بهش بگم خدایا این کار خودت بوداااا
راستشو بخواین خیلی وقته که جنس مشتری هام عوض شده ولی همینم ته نداره دیگه واسه بهتر شدن، چند روز پیش که فاطمه جان، رفیق بهشتیِ قشنگم بهم پیام داد و سفارشش رو ثبت کرد، انگار مزه ی مشتری توحیدی داشتن رفت توی قلبم، که اینقدر بهم چسبید که دیگه نتونستم به کمتر از این قانع بشم، و نتیجش شد این که من دو روز بعد، صبح که داشتم درخواست هام رو از خدا جونم مینوشتم، نوشتم خدایااا ازت ممنونممم بخاطر این همه مشتری های توحیدی و… و نتیجش تا شب خودش رو نشون داد و من برای هزارمین بار حیرت زده از اینکه چقدر خدا جون سریع الحسابه وقتی من سعی کنم تو مسیر بمونم
خدایا شکرت که بهم کمک کردی بعد از چند روز بتونم کامنت بنویسم دوباره، این روزها اینقدر داره پشت سر هم معجزه وارد زندگیم میکنه که خودمم دارم سورپرایز میشم از این حجم اتفاقات خوب و دلیلش هم خوب میدونم، چون یه سر سوزن بهتر دارم عمل میکنم ولی اون از فضلش داره بهم پاسخ میده
دوسِتون دارم و به پروردگار قدرتمند و رزاقم میسپارمتون
بنام خداوند هستی بخش مهربان
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته گل و دوستان عزیز
خیلی خوش حال هستم که کمی دارم با این قانون آشنا میشم که من خودم خالق تمام اتفاقات زندگیم هستم و از زمانی که به این باور رسیدم خیلی زندگیم تغییر کرده در واقع این مال یک تضادی بود که در گذشته برام رخ داد و من فهمیدم که فقط باید روی خودم کار کنم و توکلم به خداوند باشه ولی تا قبل از اینکه این تضاد برام پیش بیاد حالا در مورد هر چیزی حالا چه کار چ روابط فک میکردم فلان شخص میتونه کاری برام انجام بده ولی کاملا این باور اشتباهیه استاد عزیز سپاس گذارم بخاطر تمام آگاهی های نابی که در اختیار ما قرار میدین .