تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۴ - صفحه 19 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

444 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Zahra Ghaffari گفته:
    مدت عضویت: 606 روز

    به نام او…

    مینویسم تا ردپایی از خودم به جای بگذارم و سیر تکاملی ام را ثبت کنم.چند وقت پیش در بد منجلابی گیر افتاده بودم، دکتر مغز و اعصاب دارویی تجویز کرده بود که به کلی مرا از زندگی کردن وا داشته بود. این دارو را که خودم هم مسئول به وجود آوردنش بودم به کلی مرا داغون کرده بود، صبح و شب فقط میخوابیدم و نمیتوانستم کاری انجام دهم، افسرده و بی انگیزه شده بودم و روز های زندگیم ام را فقط سپری میکردم که بگذرد.احساس پوچی میکردم و زندگی برایم بی معنا شده بود، عمرم را به باد میدادم و اصلا نمیخواستم زنده باشم. کارم شده بود دراز کشیدن و به حال خودم تأسف خوردن.گویی مرده متحرک بودم. از خداوند عاجزانه میخواستم تا کمکم کند و فکر میکردم که این اتفاق را خدا رقم زده، به خاطر همین دائم از او میخواستم تا نجاتم دهد و خودم هیچ اقدامی برای تغییر شرایطم نمیکردم. حتی برای گوش کردن به فایل های استاد هم حوصله نداشتم. تضاد سنگینی بود بسیار سنگین. زندگیم شده بود منتظر ماندن برای شب شدن تا بخوابم و از این وضع فرار کنم. خلاصه جوری حالم بد و خراب بود و انرژی و انگیزه نداشتم که در آن لحظات خواسته ای قوی و بزرگ در وجودم ایجاد شد، اینکه اولین اولویت و هدفم خوب بودن حالم و داشتن انگیزه و انرژی باشد. به گونه ای این خواسته برایم مهم شد که حتی اولویتش از ثروت نیز برایم بیشتر شد.خلاصه سعی کردم که با دید بهتری به این قضیه نگاه کنم و به خودم بگویم اشکالی ندارد این تضاد باعث شدکه یک خواسته مهم و ارزشمند در من به وجود بیاید. تلاش کردم تا اوضاعم را تغییر دهم و روی خودم کار کنم و بهتر شوم.الان در حال ترک تدریجی دارویم هستم. حالم به مراتب بهتر از آن روزهایم است. دیگر افسرده و بی انگیزه نیستم. داشتم به فایل گفت و گو با دوستان گوش میکردم که نشانه های خیلی زیبا و دوست داشتنی دیدم و فهمیدم که در مسیر درستم و درحال پیشرفتم. خواستم این مرحله از زندگیم را ثبت کنم تا یادم باشد که در چه روزی بودم و از کجا شروع کرده ام.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    محبوبه گفته:
    مدت عضویت: 1601 روز

    به نام خداوند هدایت گر و مهربانم

    سلام به استاد و مربم جان عزیز

    سلام به دوستان هم فرکانسی

    حدود ده روز هست تمرکزی فقط جلسه اول دوره کشف قوانین رو گوش میدهم و هر دفعه انگار دارم جلسه ی جدید را گوش میدهم ودر حال انجام دادن کد نویسی سی روزه هستم و دلم میخواست به سایت اساسی سر بزنم که جمعه 24اذر کلا قسمت نتایج دوستان از آموزهای استاد را دیدم و شنبه که سرکار بودم و بعدازظهر شنبه و یکشنبه هم که تعطیل بود وقت گذاشتم برای گوش دادن به گفتگوی استاد عباسمنش با دوستان البته قسمتی را و یکشنبه به پایان رسید با مهمانداری در شب و وقتی مهمانها رفتند خواستم استراحت کنم خواب به چشمهایم نیامد و دوباره در سایت و ادامه صحبت استاد با دوستان و ذهنم هم درگیر خرید دوره دوازده قدم ،بالاخره نتیجه گرفتم که دوره دوازده قدم را بگیرم همین الان ساعت یک شب قدم اول دوره دوازده قدم را خریدم با اینکه چند دوره دیگه استاد دارم ولی یه صحبت جالبی که در یکی فایل استاد گفت ببین هدایت چی میگه ،هدابت گفته شد که دوره دوازده قدم منم گفتم چشم ،ولی اینقدر آگهی این سایت زیاده که خواب را از چشمها میگیرد و استاد در یکی از همین فایلها فرمود که فایل و دوره ها مثل غذا هست ببین بدنت و روح و ذهنت چه احتیاجی دارد اون نیاز هدایته و انجام بده من اینجوری متوجه شدم من در دیماه سال 1400تقریبا به صورت هدایتی عضو سایت شدم که یکی از بهترین اتفاقهای زندگیم هست نتایج دوستان مارا سرشار از شور و ذوق میکند هدایتمون مینماید ان شاالله منم به نتایج بزرگ دست یابم و برای دوستان بگویم خدای مهربانم دوستت دارم عاشقتم

    خدای مهربانم تک تک سلولهای بدنم را سرشار از سلامتی و دریافت آگهی کن سپاسگزارم خدای یکتا

    خداوندا کمکم کن توحید و یگانگیت را عمیقاً درک کنم خداوندا یاریم ده آگاهیها و قوانین هستی را درک نمایم و طبق قوانین رفتار کنم خدایا کمکم کن شاگرد زرنگ استاد عباسمنش باشم و آگاهیهای دریافتی از فایلهای استاد را در زندگیم عاشقانه به کار ببرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    زهره گفته:
    مدت عضویت: 1471 روز

    سلام

    یادمه سه سال پیش درکارم بخاطرباورهای خودم مثل قدرت دادن به دیگران که اون میخوادمنوبکشه پایین وقربانی بودن وتوجه به نکات منفی وصحبت کردن درموردناخواسته ها ومقایسه کردن و‌‌..باعث شده بودکنترل ازدستم خارج بشه بااین که نشونه هامیومدکه تعییر بده کارتو این جادیگه جای تونیست امامن هنوزچسبیده بودم به مسیرقبلی وانتظارداشتم ازاونجامعجزات رخ بده وازخداهدایت نخواستم یعنی ایمان نداشتم به این موضوع ولی همون تضادباعث شد بفهمم که این کارموردعلاقم نیس باعث شد بفهمم‌که ایمان چیه شرک چیه چون قبلش فقط درحرف میگفتم من توحیدی ام این دست خدا همون جوگرفتن های اولیه که همه دارن ولی وقتی این شخص ج نداداونجابود که کنترل ذهن ایمان هدایت و..خودش نشون داد ومن درعمل چقدرخودموباخته بودم وجودموپرازترس که وای چی میشه وهزارتافکرای پوچ توسرم اومدکه این برای چی این کارکرد وذهنم شروع کردبه هوای پیداکردن راه حل توجه کرد به این موضوع که برام یه فاجعه بسازه وهمینم شد یادمه یه روزانقدرترس وحشت منوبرداشت که باهمون احساس پیام دادم وخودموخالی کردم اون هم ج منودادنه باتندی ولس توحرفاش کنایه بود ومن دوباره توجه کردم به نکات منفی بحث کردن احساس قربانی داشتن تاجایی که انقدراین فشارهازیادشد انقدراحساس لیاقتم تخریب کردم انقدربهش قدرت دادم که وجودم پرترس گرفته بود که حتی به خودم وتوانایی هام شک کردم ازبس توجه کردم به حرفاش صداش خیلی بلندشده بود تاجایی که احساس درماندگی کردم وتسلیم شدم که خدایامنوهدایت کن وازهمون لحظه مسئولیت زندگیمویه عهده گرفتم وگفتم این من بودم که همه ی این شرایط خلق کردم وجلوورودی های منفی گرفتم وفقط روی خودم کارکردم ازهمون جابود که من هرروزتوسایت هستم ودارم کامنت هارومیخونم مینویسم واون تغییرباعث هدایت بشن قدم هابهم گفته بشه احساسم چقدرخوب شد لیاقت چقدربهترشد تمرکزانرژی ارامشم همه چی برگشت به روال عادی ومهم ترازهمه من اززندگیم ازهمه چی لذت میبردم ومیدیدم که چقدرخواسته هام دونه دونه داره محقق میشه ونمیدونستم اون تضاد توش انقدربرام برکت داشته ومن چقدرمقاومت میکردم برای تغییر.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    صدیقه بمانی گفته:
    مدت عضویت: 973 روز

    سلام به استاد عزیزم وهمه دوستان عزیز

    من هم از آگاهی های که استاد به من دادن نتایج زیادی گرفتم وقتی که قبول کردم که خودم هستم که با افکارم زندگیم را می سازم وقتی که قبول کردم که زندگی مادی در این جهان شکلی ندارم ومن خودم هستم که دارم بهش شکل و رنگ می دم ومی سازمش و شروع کردم به کنترل ذهنم وجهت دادن به افکارم همه چیز برایم تغییر کرد روابطم با دیگران خیلی خوب شد باورتون نمی شه آدم های که من فکر می کردم خیلی بدهستند وبا من قهر بودن خودشون آمدن واز من عذر خواهی کردن وبا من آشتی کردن آن ها با تغییر من از من جدا نشدن بله با من خوب شدن خیلی خجالت اوره من خودم بودم که باعث رفتار بد آنها بودم خدا من را ببخشه

    دل بندهاش از من راضی کنه استاد واقعا ممنون که ما را هدایت کردی واقعا ممنون که هر چیزی را که خودت فهمیدی به ما هم یاد دادی شما باعث شدیدی که ما به آرامش برسیم وخدا را بهتر بشناسیم خیلی خیلی ممنونم

    وخدا را شکر می کنم که ما را با شما آشنا و همراه کرد به امید روزی که بتونیم مثل شما متعهد باشیم مثل شما تسلیم خداوند متعال باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    غزل گفته:
    مدت عضویت: 2508 روز

    سلاااام استاد جان سلام خانوم شایسته و سلام به بقیه عشقا❤❤❤

    با این فایل من حسابی دلم خواست که بیام ردپا بذارم و منم از اینکه کجا قبل اینکه اوضاع ناجور شه تغییر کردم و کجا نه و نتیجه چطور شده بگم

    بسم الله

    استاد شروع مسیر کاری و حرفه اییم و در واقع تغییر جهت به سمت علاقه ام از جلسه ۹ روانشناسی ثروت۱ شروع شد اون موقع من مسیرم برگشت سمت هنر و موسیقی و شعر و حالا امشب من اولین آهنگمو ساختم. از اونجاش بگم که وقتی اینطرفو انتخاب کردم تقریبا که آماتور بودم تو این زمینه و شروع کردم کتاب خوندن راجب به موزیک و یه سری اقدامات برای باسواد شدن و حرفه ایی کار کردن و جالب اینکه به محض اینکه توقف میکردم ینی ورودی کنترول نمیشد باور سازی نمیشد ریز ریز تضاد میومد و من میفهمیدم ببین دور شدی برگرد راست بگم گاها زود برمیگشتم گاها دیر اما ی چیزی رو فهمیدم هرچی بیشتر تو این مسیرم زود تر برمیگردم خداروشکر الان تو مسیرم. تضاد رابطه بد بود تضاد گیر توی کار بود تضاد حس بد بود و خلاصه وقتی متعهد شدم به کار کردن روی روانشناسی ثروت۱ ، با یک انتشاراتی شروع به کار کردم و چندتا از شعرام و ترانه هام تا چند وقت دیگه چاپ میشه (۱۹سالمه /دخترم هستم /شهرستانم، تهرانم نیستم)اولا بگم هدایتی این اتفاق افتاد و کار خدا بود و دوما به قول خودتون نتیجه تعهدِ ک هنوزم ادامه داره .در ادامه کار من خیلی دلم میخواست روی ترانه هام خودم آهنگ بسازم و این یه قدم جدید بود و باز هم هدایتی خدا منو با یک استاد خوب اشنا کرد و باز هم یوتیوب عزیز وسیله شد. خدایا شکرت و این فکر یعنی میشه من رو کلام خودم آهنگ بسازم امشب قدم اولش برداشته شد و باز هم در حین کار(همین امروز)موضوع جدید که یک مهارت بود (که خییییلی جدی پیگیرش نبودم به خاطر اینکه رنج بی ملودی😂بودنو قشنگ نچشیده بودم و امشب با قدم اول بهش برخوردم و با انگیزه خییییلی بیشتر میخوام یادش بگیرم) روبرو شدم و اینا باعث حرکتم شدا بهتر بگم اینا به رشدم سرعت داد انگیزه داد تو کتابا میگفت باید این مهارتو بلد باشی ولی من یک دهم از تایممو براش میذاشتم ولی بعد تضاد قطعا بخش زیادی😎اما از همین امشب اصلا استارت تغییر رنج و لذت این کار تو ذهنم زده شد به لطف خدا حسم خوبه چون اون آهنگ ساخته شد ولی خوب همیشه میتونه بهتر از این باشه .خداشکرت بابت چیزایی که امروز در حین کار یادمم دادی+ایده ها 🥰❤❤

    در کل اینو خواستم بگم که تغییر کردم و اون هدایتا برای شعرام، نرم افزارای اهنگسازی و غیره افتاد و دیر تغییر کردم و تو کار مسئله شد. اما حل میشه من یاد میگیرم و سرعتم چندین برابر میشه مثل اون نرم افزاری ک قبلا یاد گرفتم.این مهارتو مثل رانندگی مثل اون نرم افزار مثل قافیه پیدا کردن یادمیگیرم

    با عشق غزل

    استاد دوستون دارم در پناه خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    فریبا گردشی گفته:
    مدت عضویت: 167 روز

    سلام استاد حال شما و مریم جان عزیزم

    من حدودا یه ماهه با شما آشنا شدم من اول با اقای استاد عرشیانفر آشنا شدم بعد با گفته های استاد بشما هدایت شدم. خیلی خیلی از خداوند مهربانم سپاسگزارم که شما رو دارم. انگار خدا با من داره صحبت میکنه. خیلی دلم میخواست با شما صحبت کنم. من تازه برادرم رو در خودکشی از دست دادم خیلی بهم ریختم و احساس گناه میکردم که براش خواهری نکردم ولی با شما احساس گناهم رو پاک کردم و از لطف و رحمت خدا سپاسگزارم. که بمن گفت تو تقصیری نداشتی و انشالله برادر من که کلا اعتماد بنفسش بسیار کم بود گفتم حتما بخشوده میشه و در بغل خدای مهربان هست و آرام شدم.ممنونم از شما که سپاسگزار هداییتون هستید و مارو به این سمت کشیدید. ممنون از خدای مهربونم که منو رها نکرده و هیچوقت از دست من ناراحت نیست بلکه میخواد من خوشبخت بشم و ایمان و باور داشته باشم که دستان خدا در جریان هست و خودش منو به بینهایت ثروت و خوشبختی هدایت میکنه. ممنونم از شما و مریم جان عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    زهرا آبلو گفته:
    مدت عضویت: 2228 روز

    بسم الله النور

    سلام استاد جان سلام مریم جان عاشقتونم

    سلام به الهام عزیزم عاشقتم

    سلام به دوستای عزیزم

    الله اکبر استاد چقدر بینظیر هست این فایل های گفتگو به خدا که بینهایت ارزشمنده هست و تو هر فایل شما باز هم باعشق قانون رو برای ما مرور میکنید عاشقتونم

    انقدر حرف های الهام عزیزم قلب منو لرزوند که اشکم نن جاری شد. و نکته عالی این بود که من هم اون شب تو کلاب بودم و زنده صحبت های شما و دوستای عزیزم رو میشنیدم

    استاد جان عاشقتونم

    نکته طلایی که زندگی منو هم زیر و رو کرد همین که شما گفتید مسولیت تمام زندگیتون رو به عهده بگیرید فکر میکنم تو اولین فایل قانون آفرین هست که گفتی دستتو بزار رو قلبت و بگو من مسول تمام زندگی خودم هستم و تنها خودم میتونم اونو تعییر بدم 😭😭😭استاد من خیلی مقاومت داشتم راجب این پذیرش مسئولیت چون برام راحتر بود که تمام تقصیر هارو بزارم گردن دیگران بگم پدرو مادرم و همسرم و دولت باعث این زندگی من هستند همون جور که همیشه با تمام وجودم باور داشتم که دیگران مسول زندگی من هستن و تمام بدبختی رو گردن دیگران مینداختم چون مشرک بود م 😭😭چون خودمو باور نداشتم چون قدرت خودمو باور نداشتم چون خدای خودمو باور نداشتم چون تمام قدرت رو داده بودم به دست عوامل بیرونی چون نمیخاستم تغییر کنم چون عادت کرده بودم به همون شیوه زندگی همون که خدا تو قران بارها گفته تعقل کنید گفته به دین پدرانتان نباشید اما من حتی باو وجود اینکه بارها و بارها قران رو ختم میکردم حتی هفته ای چند بار اما هیچ وقت فکر نمیکردم به معنی بما قدمت ایدیهم بما کسبت ایدهیم هیچ فکر نمیکردم خدا داره میگه بابا همه چی خودتی این تو هستی که پیش پیش داری میفرستی نمیخاستم استاد زحمت تغییر رو به خودم بدم

    اما با اون تعهد استاد با اون تعهد من زندگیم و تمام باور هام زیر رو شد من بینهایت باور های علمی داشتم که حتی اگر بگم در 1400سال قبل بگم اغراق نکردم این تغییر باور ها برای من یه جهاد اکبر بود وقتی به هر گوشه زندگیم نگاه میکردم و میگفتن اینجا هم خودتی اینجا هم تو پیش پیش فرستادی اینجا هم فقط تو باید مسولیت رو به عهده بگیری تو باید تغییر کنی تو باید با ر هاتو زیر رو کنی و هربار که یه باور پیدا میکردم به یه تصاد میخوردم مسولیت تغییر شرایط رو به عهد میگرفتم استاد کن فیکون میشه برام هر بار مسئولانه تر به زندگیم نگاه کردم لبخند خدا رو دیدم و دیدم که ایمان داره به خودم وخدا بیشتر میشه عزت نفسم بیشتر میشه هربار که قانون رو درک میکردم بیشتر و بهت. عمل میکنم میبینم که من که باور هام تغییر میکنه دنیا داره تغیررمیکنه الهام عزیز یکی از الگو های من هستن. در زمینه تغییر و تحسین و عشق خدارو شکر میکنم بازم در مدار شنیدن بودم

    آرام عزیز هم که صحبت هاشون بینظیر بود و شما راجب تعهد گفتید بله استاد جان هر بار شما گفتید تعهد بده که عمل کنی تعهد بده که حرکت کنی تعهد بده که ایمانت همراه با عمل باشه بازم زندگی من کن فیکون شد هر بار که گفتید تعهد بنویس من سریع نوشتم و از همون لحظه شروع کردم تا هر بار بیشتر درک کنم و به تعهدم بیشتر عمل کنم و باز شما گفتید که فقط این تعهد هست که داره دنیاس منو شکل میده همون تعهد من و مسولیت پذیری من هست که داره به من کمک میکنه در مدار بالتری قرار بگیرم تغییر کنم و جهانم خودم تعییر بدم

    صحبت های دوست خوبم مهیار راجب درگیر روزمرگی شدن چقدر به من تلنگر میزنه که حواست باشه نعمت ها برات عادی نشه

    حواست باشه تحسین کردن الکی بدون تعهد و عملکرد فایده نداره چقدر میخای تماشاچی باشی که دیگران دارن آرزو های تو رو زندگی میکنن و تو فقط تماشا کنی یا نهایت تحسین کنی دیگه وقت عملکرد هست دیگه وقت این هست که با تعهد تو مسیر آگاهانه بمونی و تو مسیر حرکت کنی هر لحطه آگاه باشی تا تو مسیر پابرجا باشی و استقامت بورزی و ادامه بدی

    اینکه بفهمم تصاد ها کمک میکنه که من حرکت کنم بهتر حرکت کنم حتی اگر اون تضاد درد ناکن باشه اما من باید یاد بگیرم که حرکت کنم تعییر کنم آگاه باشم

    آگاه باشم که میتونم زندگیمو تغییر بدم این خودش بخش بزرگی از این مسیر هست دقیقا استاد جان وقتی من فهمیدم که این منم که میتونم زندگیمو تعییر بدم دیگه کارم شده بود با عشق تمرکز کردن روی خودم و تعییر باور هام و انقدر احساس قدرت و ارزشمندی میکنم که این منم که میتونم جهان رو تغییر بدم این منم که میتونم اراده کنم و بشود خدای منم ازت ممنونم

    نگاه کنم که هربار که به خواسته ای رسیدم اگر تو مسیر رسیدن به اهداف سست شدم باید موفقیت های گذشته رو یاد آوری کنم این باعث تقویت باور توانایی و اعتماد به نفس من میشه وقتی من مدام به خودم یاد آوری کنم که اگر تونستم به یکی از اهدافم برسم پس حتما میتونم به بقیه هم برسم این نوشتن و این یاو آوری باعث میشه من ناامید نشم و حرکت کنم و قدرت خودم و درون خودم رو باور کنم و به یاد بیارم

    دقیقا استاد وقتی من هربار که نا امیر میشم رد پای خودمو چه تو سایت و چه تو دفتر هام میخونم اصلا یه انرزی بینهایت عظیمی در من شکل میگیرا گاهی کامنت خودمو میخونم میگم خدای من این من هستم ؟ زهرا اگر تو تونستی به فلان تصاد زندگیی علیه کنی و موفق بشی و زندگیتو تغییر بدی پس الان هم میتونی گاهی اگر اسم خودمو نخونم حتی باور نمیشه که این من بودم اما همین کامنت ها انقدر به من کمک کرده که ادامه بدم و حرکت کنم و چقدر احساس بهتری به خودم پیدا می کنم که ار اون احساس بهتر اتفاقات بهتری هم برام رقم میخوره

    استارجان امروز حال بینظیری دارم و خدارو شکر میکنم بابت امروز زیبایی که با آموزش های شما و درک قانون باعث اتفاقات بینظیری در زندگی من رخ داد دیدار با عزیزانی که بینهایت ناب هستند و مدام به خودم میگم زهرا ببین این جایزه خدا به تو به حرکت تو مسیرت هست این پاداش خدا به کنترل ذهنت هست انقدر استاد احساس خوبی دارم که روی زمین بند نمیشم

    استادجان اون شب منم تو کلاب هاوس بودم وتک تک دوستامو بینهایت تحسین میکردم و با حرف های هرکدوم از بچها اسک میریختن که انقدر قانون داره دقیق جواب میده و هر بار هر کلمه ایمان منو با مسیرم و قانون و خداوند بیشتر و بیشتر میشه و هربار به خودم میگم زهرا ببین این از کلام خود دوستان اگر این دوستان تونستن پس منم میتونم و خدا رو بینهایت بایت حضور بینهایت ارزشمند شما سپاسگزارم و بینهایت عاشق شما ومریم جان هستم و روی ماه شما رو میبوسم که باعشق این فایل رو ضبط کردید عاشقتونم و به زودی آمریکا میبینمتون😘😘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  8. -
    سجاد غلامی گفته:
    مدت عضویت: 2386 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام و صد سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز

    اول از همه بگم که من بعد از دیدن فایل توحید عملی قسمت هفتم مخصوصا اونجاییش که گفتین خیلیاتون که الان اینو میشنوین میگین نه ما که اینطوری نیستیم،خیلی فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که من هم دقیقا مقاومت دارم از تشکر کردن از انسان ها به دلیل اینکه میترسم نکنه مشرک بشم

    وااااقعا ازتون سپاسگزارم که با انتشار این آگاهی های ناب من و خیلی از انسان ها رو به مسیر درست هدایت میکنین

    واااقعا لایق این هستین که ازتون بسیار قدردانی بشه چون دست خداوند شدین

    من خیلی فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که آقااا چرا من اصلا از آدما که تشکر میکنم یه گوشه ای از ذهنم خطا میده؟؟؟

    بعد دیدم باور غلطی باعثش میشه که اون اینه که سجاد همه انسان ها آفریده خداوند هستند و تو اگر از یکیشون تشکر کنی هم دست خداوند رو بستی هم مشرک شدی!!!

    و چون توی قرآن گفته من شرک رو‌ نمیبخشم به معنی این که انقدر فرکانسش بده که حتی خدا هم میگه من با این همه بخشندگیم کاری به مشرک ندارم

    پس خیلییی از این که نکنه یهو مشرک بشی میترسم

    نجواهای ذهن من انقدر قوی هستند که با خود باور هام گولم میزنن

    جونم براتون بگه که گفتم آقااا این باور باااید عوض شه چرا باااید عوض شه چون باور بدیه

    چرااااا باور بدیه چون استاد میگه خلاص!

    استاد من از مدت عضویتم توی سایت شما حدود سه سال و خرده ای میگذره اما به جرآت میتونم بگم حدود یکسال یا بیشتر از اون من داشتم بازی میکردم با فایل های شما و جدیت به خرج نمی دادم

    حدود یک سال و نیم شاید باشه که من کم کم شروع کردم به گوش دادن مداوم فایل های شما

    چون راننده اسنپ هستم یه هدست خریدم و مدااام فایل های شما تو گوشمه اما باز هم مثل یه مسکن بهشون نگاه میکردم

    اما امروز با گوش کردن صحبت های مهیار عزیز فهمیدم که من دارم میشم مثل دسته سوم که داره تبدیل میشه به دسته دوم یعنی همون آدمایی که دارن مجبور میشن تا تغییر کنن

    یعنی قشنگ اینو حس میکنم که قلبم بهم میگه سجاد اسنپ نمیتونم شغلی باشه که تو رو به درجات بلند مالی برسونه و خودتم دوستش نداری

    وقتتو توی روز خالی کن و روی قرآن و فایل های استاد جدی تر کار کن

    من خیلی وقت بود که به این ندا گوش نمیدادم و به خاطر روزی صد تومن بیشتر وقتمو خالی نمیکردم

    شاید روزی شش هفت ساعت فایل هاتونو گوش میدم پشت ماشین امااااا

    انگار روزمرگیم شده

    امروز یه باور خیلی خوب در من جرقه خورد

    خیلی وقت بود که بهش فکر میکردم اما امروز توی ذهنم بالاخره پایه هاش محکم شد و الان وقت آب دادن به سیمان هاست که سفت بشه

    و اون این جمله شما بود که میگفتین حرف های منو مثل وحی منزل بپذیرین!

    من خیلییی مقاومت داشتم چون همش میگفتم بااابااا نکنه اشتباه یه چیزیو‌بگه و من به قهقهرا برم!

    من خیلی بچه حرف گوش کنی بودم اما خب چشم بسته گوش کردنم به حرف آدمایی که بهشون اعتماد داشتم باعث شد در طول زمان ضربه هاشو بخورم برای همین نمیتونستم مثل گذشته حرف های شما رو وحی منزل ببینم

    ولی از اون جایی که پشتکار فوق العاده ای دارم حدود یک سال و‌نیم سعی کردم کلی از فایل های شما رو گوش بدم و با قرآن تطبیق بدم و نتیجه هاشو توی دنیا ببینم و کم کم باورتون کنم

    برای من خیلییی پیشرفت بزرگیه که یه استاد پیدا شده که خودش به دانسته هاش عمل میکنه و من میتونم تا آخر عمر از اونا استفاده کنم از همه مهم تر دین و دنیا رو با همدیگه میده بهم این آرامشیه روی حس تکامل پرستی من

    برای همین من الان حس امید دارم که زندگیمو میتونم خیلی بهترش کنم

    مثل مهیار جان و یک تصمیم بزرگ گرفتم که حرف های شما رو مثل وحی منزل بپذیرم تا نتایجشو ببینم مثل دوستانی که کلی از نتایجشون گفتن

    استاااد واااقعا حس این که یه ابزاری هست که میتونی دین و دنیاتو با هم اوکی کنی خیلی فوق العاده است و جای صد ها هزارااان بار شکرگزاری داره

    من سعی میکنم از بنده ها و دست های حداوند خیلی سپاسگزاری کنم از امروز به بعد

    چون شما گفتین

    چون با سپاسگزاری کردن فرکانسم خیلی بهتر میشه

    چون دارم تحسین میکنم خوبی های اون فرد و این افراد با رفتار هایی که من میپسندم رو به زندگیم وارد میکنه

    چون وقتی از دستان خداوند سپاسگزاری کنم یعنی دارم از خود خداوند سپاسگزاری میکنم چون طبق آیه قرآن همه چیز به فرمان اون داره انجام میشه همه چیز طبق سیستم داره پیش میره

    امروز یک ساعت نشستم پای قرآن و حرف های شما تا طبق الهامی که بهم شد سعی کنم تمرکزی روزی یک ساعت شروع کنم به کار کردن و نوشتن درباره قوانین جهان علاوه بر این که مدااام فایل های شما توی گوشمه

    کلی نتایج خوب گرفتم که یکیش اینه که منی که آهنگ جز جدایی ناپذیر زندگیم بود کلی آهنگ های غمگین،

    الان دیگه علاقه ای به گوش دادن به آهنگ مثل قدیم ندارم و فایل های شما برام جذابه

    این یکی از صد ها هزار نتایج بزرگیه که توی زندگیم گرفتم

    علاوه بر اون درآمدم چهار برابر شده توی یک سال با یک تصمیم ساده اما با باوری که شما بهم کمک کردین عوضش کنم

    وقتی فهمیدم تمرکزم رو باید بزارم روی یک موضوع

    رفتم سنتور و تمام کتب و ابزار موسیقی که داشتم رو فروختم! با این که خیلییی برام سخت بود اما حرف های شما خیلییی کمکم کرد و دست بوستونم واااقعا

    این جا یه قول میدم به خودم که توی زندگیم فقط مسئولشم:

    قول میدم یک سال دیگه آنچنان در زمینه باور هام تغییر کرده باشم که خودم مات و مبهوت بشم

    یک سال دیگه این کامنت رو میخونم و مقایسه خواهم کرد

    قربونتون برم که انقدر خوبین

    مراقب خودتون باشین

    همینطور خانم شایسته رو ازشون سپاسگزارم

    ممنون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1557 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    در مورد نتایج خود در زندگی مسئولیت پذیر باشیم تا زمانی که مسئولیت پذیر نباشیم نمی توانیم این شرایط را تغییر دهیم بیشتر افراد دلایل عدم موفقیت خود را والدین خداوند وضعیت اقتصادی و … می دانند قدم اول برای تغییر مسئولیت پذیری درباره ی اتفاقات و نتایج است زمانی که ما بدانیم اتفاقات به وجود آمده به واسطه ی فرکانس های خودمان است و به همان نسبت می توانیم آن ها را تغییر دهیم اگر نتایج زندگی خود را به عوامل بیرونی نسبت دهیم چون عوامل بیرونی غیر قابل تغییر هستند و فکر می کنیم تا زمانی که آن ها هستند ما نمی توانیم پیشرفت کنیم. اما اگر بپذیریم که تمام اتفاقات ما به واسطه ی باورها و فرکانس های ما است آن زمان می توانیم اتفاقات زندگی خود را دگرگون کنیم .افرادی که در شرایط سخت حرکت کرده و به نتیجه می رسند و دلایل عدم موفقیت خود را به شانس و … نسبت نمی دهند آن ها به عنوان الگویی عالی هستند.

    اگر تعهد بیشتری داشته باشیم نتایج بهتری خواهیم گرفت به اندازه ای که متعهد به ادامه مسیر می شویم نتایج می تواند بزرگتر باشد متعهد باشیم به تغییرات باورها و تصمیماتمان تا نتایج برای ما دگرگون شود. از تمام زمان های در دسترس خود به نحو احسنت استفاده کرده تا به افراد شرایط و موقعیت های متفاوت هدایت شویم از همان لحظه که بر روی باورهای خود کار می کنیم نتایج به تدریج شروع خواهد شد اگر نشانه ها را ببینیم و از آن ها سپاسگزار باشیم و این مسیر را با تعهد ادامه دهیم نتایج بزرگ و بزرگ تر خواهد شد .

    ورودی های خود را کنترل کرده افراد نامناسب را حذف کنیم و کاملا بر روی خود کار کنیم تا نتایج بیشتر و بیشتر شود.

    این که ما می توانیم با تغییر باورهایمان اتفاقات زندگیمان را رقم بزنیم برای ما بهترین و بزرگترین دستاورد و ابزار است.

    باید متوجه شویم تضادها در زندگی همه ی ما هستند و برای این است که خواسته های خود را شناخته و انگیزه برای حرکت داشته باشیم اگر تضادها در زندگی ما وجود نداشته باشد هیچ گاه رشد و پیشرفت نخواهیم کرد. این که ما آگاه باشیم که می توانیم زندگی خود را دگرگون کنیم بسیار مهم است .

    اگر موفقیتی کسب کرده ایم هر بار از این موفقیت برای پیشرفت بیشتر کمک بگیریم. زمانی که به اهداف خود می رسیم آنها را مرتبا تکرار کرده چون راه رسیدن به تمام اهداف یکسان است و ایمانی که ایجاد می کند ما را برای رسیدن به سایر اهداف ترغیب می کند.موفقیت های خود را سکویی برای موفقیت های دیگر خود کرده و زمانی که ناامید می شویم اهداف خود را مرور کنیم و به خود بگوییم من همان فردی هستم که به این جایگاه دست یافته ام برای همین بسیار مهم است که مسیر رسیدن به اهداف خود را بنویسیم و عمل کردها انرژی ها سپاسگزاری ها و کارهای روزمره خود را بخوانیم برای همین ثبت آن ها تا این حد اهمیت دارد. هر دوره ای که کار می کنیم مسیر و انگیزه و مسائلی که حل می کنیم را نوشته و زمانی که به هدفی می رسیم اگر اوضاع سخت شد رد پاهای خود را خوانده تا امید خود را از دست نداده و اهداف بعدی را انتخاب کنیم اهدافی را انتخاب کرده و به آن برسیم که قابل دسترس باشد و بتوانیم به آن برسیم و آن ها را سکویی برای موفقیت های بعدی کنیم

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    توحید علی جانی گفته:
    مدت عضویت: 3623 روز

    با سلام خدمت تمام اعضای بهشت روی زمین عجب جمله‌ای رو الهام عزیز گفت که من با بهشتمون آشنا نبودم خیلی لذت بخش بود شنیدن این جمله و اینکه چقدر عالیه مدار ایشون که اینقدر زیبا صحبت کردن با احساس عالی من ، تحسینشون می‌کنم و ازشون سپاسگزارم و از استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته عزیز که این فایل‌ها رو ضبط کردند ،و الان ما ازشون استفاده می‌کنیم و چقدر خانم آرام عزیز با فرکانسی عالی و احساسی عالی که برگرفته از فرکانس عالی بود صحبت‌هایی کردند که خیلی انگیزه بخش بود و اینکه اگه با تعهد روی خودمون کار بکنیم و خودمون رو بهبود ببخشیم نتایج چقدر می‌تونند بزرگ و بزرگتر باشند.

    اما برم برای تمرین

    دیوارهای ذهنی که ساخته بودم زیاد بودند.

    یکی از بزرگترین دیوارهای ذهنی مخربم باورهای اشتباهم نسبت به خدا بود .

    من خدا رو مثل پلیس سر گردنه میدیدم.

    پلیسی که سر گردنه قائم میشه و وقتی که من اشتباهی بکنم ،فورا کفگیر ملاغه اش رو به سمت من نشونه میره و شروع میکنه به جریمه کردن من و سخت کردن زندگی برای من .

    و حالا من باید نماز زیاد بخونم ،پیشش گریه کنم و ازش طلب مغفرت کنم تا که منو ببخشه ،تازه اگرم ببخشه ،توو دلش نگه میداره.

    چقدر از این باور توو زندگیم توو جنبه های مختلف ضربه خوردم ،مخصوصا در جنبه های روحی و روانی .

    و از وقتی با استاد آشنا شدم آروم آروم این باورها جاشون رد به خدای غفور گسترش دهنده دادند.

    الان به لطف خدا و با آموزه های استاد عزیز هر موقع خطایی می‌کنم به چند ثانیه نرسیده با حرفهای منطقی خودمو میبخشم و از خدا میخوام که منو ببخشه و فورا یه الهامی بهم میشه

    بخشیدمت عزیزم ،درسشو بگیر بزرگ شو

    و چقدر رابطه درست با خدا لذت بخش و پر از ثروت هستش .

    براتون بهترینها رو از خدای مهربون آرزومندم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: