این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/14.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-22 09:07:202025-11-23 13:14:37تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۴
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
اول از همه میخوام از خداوند سپاسگزار باشم بابت هدایت شدنم به این مسیر زیبا و زندگی ساز و بعد از خدا سپاسگزارم که چنین استاد عزیز و چنین آدم بزرگی رو توی این دنیا قرار داد که باعث هدایت ما و شناخت زیبای خدا بشه
من از اینجا میخوام بگم که خیلی مقاومت داشتم برای کامنت نوشتن بارها خواستم بنویسم و بزارم اما انگار یه چیزی جلوی منو میگرفت و میگفت ول کن نمیخواد چیزی بنویسی تو گوش کن و عمل کن
اما بعد از شنیدن و هدایت شدن به این فایل ها فهمیدم که باید مقاومت هامو بشکنم و خودمو وادار کنم به انجام کارهایی که نمیخوام
من همیشه خودمو مسئول کل خانواده مسئول زندگیشون میدونم و از همه مهمتر احساس میکردم باید به جای اونها تصمیم بگیرم به جای اونها فکر کنم بگم چیکار کنن و چیکار نکن انگار منم که عقل کل هستم و درست فکر میکنم و درست عمل میکنم به کار همه خانواده کار داشتم حرف میزدم
اما غافل از این که دارم خودمو نابود میکنم و پیش همه بد
اینا دلسوزی نبود که من نسبت به خانواده داشتم اینا گرداب و منجلابی بود که داشتم خودمو توش غرق میکردم
من حتی تو زندگی خودم هم همین بودم میدونستم دارم اشتباه میکنم اما انگار نمیتونستم خودم و شخصیتم رو تغییر بدم خیلی سعی کردم وقتی 12 قدم رو خریدم بهتر شدم اما نه صد در صد اما با هدایت شدن به این فایل ها و شنیدن صدای بچه ها و تجربیاتشون گفتم از همین الان شروع میکنم و خودمو تغییر میدم من حتی به خدا اجازه نمیدادم تو زندگیم باشه اون همه چیز رو درست کنه حتی فکر میکردم من بهتر میدونم نکنه خدا اون چیزی که من میخوام رو نخواد حتی براش دیکته میکردم من چی میخوام
غافل از این که دارم جلوی گسترش و تغییر زندگیم و هدایت شدنم رو میگیرم
اما الان که دارم اینو مینویسم تمام زندگیم رو به خدا سپردم دارم روی خودم کار میکنم با تمام وجودم میخوام تغییر کنم با تمام هستیم دوست دارم تغییر کنم و زندگیم زیباتر بشه از هر جهت
خدای مهربونم من هیچی نمیدونم و از تو میخوام که زندگیم رو تغییر بدی هدایتم کن کمکم کن تو این مسیر زیبا ثابت قدم باشم
برای اولین بار میخوام با تمام وجودم تغییر کنم و بسازم هم زندگیم رو و هم تمام خودم رو
البته ۴ ماه در تلگرام گوشدادم ۲ ماه سایت ثبت نام کردم
خداروصدهزار مرتبه شکر که بنده هم هدایت شدم و با شما آشنا شدم و شما دستی شدی از طرف خداوند که ما هدایت بشیم و زندگی روکهخودمونمیخواهیم روخلق کنیم
در ابتدا صحبت هام میخوام بگم که من کمتر از یکساله با شما اشنا شدم استاد عزیزم و هنوز هیچکدوم از دوره های شماروخریداری نکردم البته دوبار فایل های شما بصورت غیرحلال به دست من رسیده و من اصلا گوش ندادم ، چونگفتم خودش باید پولش جورشه و من باید از سایت خرید کنم
و قبل اینه با شما اشنابشم در زندگی خیلی امیدوار بودم و انگیزه داشتم اما با کلی تضاد
من به بازیگری خیلی علاقه داشتم و همیشه تو سالن های تئاتر باید منو پیدا میکردند
و اینو زمانی فهمیدم که سال ۸۸ در یک تئاتر جایزه بازیگری گرفتم
اما به دلیل تضاد هایی که در خانواده به وجود امد من از علاقم صرف نظر کردم و خب درسی روخوندم که اونا دوست داشتن و زندگی رو در کارمندی میدیدند ، بنده تئاتر روکنار گذاشتم شروع کردم درس خوندن و رشته مهندسی پزشکی قبول شدم که تو ایران رشته بسیار خوبیه و قبل از گرفتن مدرک میتونی بری سرکار و میتونی تو این کار حتی به درامد های میلیاردی در مدت خیلی کوتاهی ۳ تا ۴ سال برسی ، خب در سن ۱۹ سالگی این اخبار منوخوشحال میکرد که من پولدار میشم زندگی راحتی خواهم داشت اما کم کم تو دانشگاه فهمیدم که علاقه خیلی مهمه من واقعا علاقه ای نداشتم و همش نمره های پایین و معدل پایین ، اخرین معدلم یادمه ۱۳ بود و من افسرده شدم یکسال دانشگاه نرفتم و خب من از قبل دانشگاه مثل خودتون کار میکردم و دستمتو جیب خودم بود ،
وقتی دوستان تئاتریمو میدیدم که دارن کار تئاتر میکنن خیلی اذیت میشدم چون من بخاطر خانوادم باید کاری میکردم که پول داشته باشم
اما تصمیمگرفتم برم تئاتر بدون پول و درس نصفه نیمه ، رفتم و خیلی موفق بودم کلی جشنواره رفتم و کلی کار اما باز تضاد ها بودند
سال ۹۷ یکبار به تهران مهاجرت کردم و بعد از ۳ ماه برگشتم ،چون ترسیدم نه جایی داشتم بمونم نه کسی رو میشناختم ، و بعد از کلنجار رفتن با خودم دیگه
تصمیم نهایی رو گرفتم
سال ۹۸ پاییز به تهران امدم با ۵۰ هزار تومنپول با همه ی اون ترسا و اولش رفتم کارگری ساختمان
۳ ماه کارگر بودم تو یه اتاق ۶ متری با ۴ نفر ادمزندگی میکردم اما امیدوار
همیشه تو روزای سخت زندگیممیکفتمرسول امروز تموممیشه و میشه خاطره پس یه کاری کن که با قدرت بعدا ازش تعریف کنی خسته نشو
بعد ۳ ماه یکی از دوستام که دستی از طرف خداوند بود منوبه یک کار سینمایی معرفی کرد البته به عنوان دستیار فیلمبردار ومن وارد سینما شدم چیزی که از بچگی دوسش داشتم
ولی بازم تضاد من دیگه نمیتونستم تواون اتاق ۶ متری باشم ، خلاصه ۲ ماه ینی از ۲۵ دی ۹۸ تا عید ۹۹ من خونه خالم بودم و واقعا از خالم ممنونم
، عید ۹۹ من برگشتم شهرمون و باز بهم کار تصویر پیشنهاد شد و ایندفعه رفتمخونه دوستم
یک ماهی هم خونه دوستم بودم
باز به خودمگفتم رسول تو برای بازیگری امدی نه برای فیلمبردار شدن ، از سینما امدم بیرون
برگشتم شهرمون یکماهی ، خرداد ۹۹ کلاس بازیگری سعید روستایی ثبت نام کردم و باز امدم تهران و رفتمخوابگاه گرفتم با پولی که کار کرده بودم ، و چون از سینما امدم بیرون یه کار پیدا کردم که ماسک تولید میکرد و رفتم اونا کار کردن ۲۰ شب ، شبکاری سنگین داشت و بقیش روز کاری
۱۵ مرداد ماه ۹۹ ، برادرم چندتا فایل از شما برای من تو تلگرام فرستاد و من گوش میدادم اما کم وپیش ولی از همون اول حرفاتونو قبول داشتم
یهو تصمیم گرفتم که درس بازیگری تو دانشگاه بخونم چیزی که همیشه ارزوشو داشتم
و رفتم ثبت نام کردم اما اما
من یه دانشگاه دیگه اسمم بود و دوسال بود که اصلا نرفته بودم ببینماونجا چخبره
و من حتی مشمول سربازی شده بودم
بعد گفتم خب اقای عباسمنش استاد عزیزم میگه ما خالق زندگیمون هستیم پس من نمیرم سربازی و میرم درس بازیگری میخونم
من دانشگاه قبلیم بروجرد بود و خودم ملایری هستم
خلاصه رفتم بروجرد دانشگاه قبلی که انصراف بدم دیدم اصلا درحال اخراجم 😂
خلاصه یه نفر از مسئول معافیت تحصیلی دستی از طرف خدا شد امد گفت اگر تاریخ انصرافت روبرات عقب تر بزنم دیگه مشمول نیستی
من اونجا هزاربار خداروشکر کردم
به راحتی کارای من انجام شد و من امدم تهران رشته بازیگری ثبت نام کردم و در سن ۲۴ سالگی تازه از اول شروع کردم
من شهریور ۹۹با دوستم محمد امدیم ۲۰ کیلومتریه تهران خونه کرایه کردیم ، و من اونموقع یک ماه بود فایل های رایگان شماروگوش میدادم و بعد ۵ مهر ۹۹ من معرفی شدم به کار تئاتر در تهران , و یکی دیگه و من همیشه شکرگذار بودم
اما یهو ۳ ماه دیگه فایل گوش ندادم
و خداروشکر دوباره از دی ماه ۹۹ شروع کردم به گوش دادن فایل های رایگان
و واقعا از نظر سلامتی هیچ مشکلی نداشتم
و بزرگترین اتفاقی که برای من افتاد اینکه من در اسفند ۹۹ بدون هیچ پولی تصمیم گرفتم وسط تهران خونه بگیرم و حتی هم خونم محمد از من جدا شد و سهم پولشو برد
دقیقا همون لحظه یه کار برای من پیدا شد که ماهی ۳ تومن حقوقش بود و خیلی بود از درامد ماهی ۱ تومن به ۳ تومن برسی ،
و من امدم تهران خونه ای که دوست داشتم ینی همونی که تو فکرم بود رو گرفتم
و اصلا نگران کرایه خونش نیستم
نگران هیچی نیستم چون خدا هست
وما هستیم که خالق زندگی خودمون هستیم
من الان دانشجو رشته بازیگری
در سر چندتا کار تئاترم کلی از کارگران های بزرگ منو میشناسن
خونه ای که میخواستم رو کرایه کردم
و یه کار مناسب که صاحب کارم بهم گفت هر موقع تمرین تئاتر داشتی میتونی زودتر بری ولی بازم حقوقم رو کامل میده
وارامشی که در زندگیم دارم این ارامش رو با هیچی عوض نمیکنم
راستی یه چیز جالب اینکه من درسته در مهندسی پزشکی مدلم ۱۳ بود با کلی درس مردود اما در رشته بازیگری پایین ترین معدلم ۱۷ بود بدون مردودی و من هر ترم معدلم بالاتر میره اطلاعاتم راجب علاقم بیشتر میشه و خیلی خیلی خوشحالم
و خداروشکر خداروشکر خدارو صد هزار مرتبه شکر که هدایت شدم
من هنوزم خیلی راه دارم و به زودی قراره دوره ۱۲ قدم رو تهیه کنم هر چند الان همه فایل هاشو دوستم برام فرستاده اما گوش ندادم چون شما راضی نیستید
و انشالله همیشه سلامت و شاد باشید شما استاد عزیزم و دوستان گرامی
من یه سوالی که دارم استاد عزیزم اینکه وقتی میخواستم خونه رو عوض کنم ۱۰ میلیون وام خودبه خود برای من جور شد ، و من الان دارم قسط هاشو کامل میدم بدون هیچ مشکل مالی
میخواستم بدونم این کار من اشکالی داره؟؟؟
چون همزمان با تعویض خونم بود من اونو دستی از طرف خداوند دیدم
ولی بازم این سوال برام پیش میاد
ممنونم میشم دوستانی که تجربه اشون از من بیشتره بهم جواب بدن
با سلام به خالق یکتا وبی نظیر خدایا صدها هزار بار تورو شکر میکنم بخاطر آگاهیهای وهدایتهایی که در طول روز برای من هویدا میکنی ومن واقعا ازت ممنون و متشکرم
با سلام به استاد عزیزم استاد عزیزی که این روزها شده استاد عشق وبا درود فراوان به خانم شایسته عزیزم خدا رو شکر میکنم که هستید .بهترینها رو از خداوند یکتا برای شما دوعزیز و همه دوستانی که در سایت عباسمنش حضور دارن از خدای قادر و توانا خواستارم🌹🌹🤲🤲
استاد واقعا نمیدونم از کجا باید بگم چه جوری باید بگم که بعد از اون فایل گفتگو با دوستان و اون عهدی که با خودم وخدای خودم بستم و تعهد دادم چه اتفاقاتی داره برام می افته خدایا شکرت واقعا .
از خدا خواستم که درک بیشتری از خودش بهم بده وهدایتم کنه برای این موضوع که این اتفاق افتاد کتاب چگونه فکر خدا روبخوانیم برام اومد از طرف یکی از اقوام که عضو سایت هست ومیدونست که من هم عضو سایت هستم .
وای خدای من .خدای خوبم واقعا چه کرد با من این نوشته های بی نظیر وعالی شما استاد عزیزم 🌹😍😍
پنجره ای رو به روی من باز کرد که من رو مست مست کرده از دیشب که این کتاب وارد زندگیم شده نمیدونم چجوری بگم که چه اتفاقی برام افتاده فقط میتونم بگم اولا که خدایا صدها هزار بار تورو شاکرم بخاطر اینکه هستی تو رو شاکرم بخاطر قانون بی تغییر و سیستمی که برای اداره جهان وضع کردی که فوق العاده هست .
خدایا تورو صدها هزار بار شکر میکنم بخاطر استادی که آفریدی و بهش ماموریت دادی تا آگاهیهای ناب وعالی خودش رو در اختیار همه بندگانی که آماده دریافتش هستن بذاره .استاد خیلی ازت ممنونم
واقعا زبانم از شکر گذاری قاصره وفقط خدا میدونه که از ته ته دلم چقدر ازش ممنونم چقدر از شما ممنونم و چقدر از خانم شایسته ممنونم .
بازهم فایل های جدید کلاب هئوس و بازهم بهترررررر شدن فرکانس ما هربار که این فایل ها رو گوش میکنم با خودم میگم تمام فایل ها و دوره ها یک طرف و فایل های این دوره یک طرف اصلا قابل قیاس نیست اینکه چقدرررر این سلسله فایل های تعاملی حال مارو بهتر میکنه چقدر زوایای ذهنمون رو باز میکنه و در یک کلام فرکانسمون رو به خوبی تنظیم میکنه
وقتی الهام عزیزمون صحبت کرد من انگار فقط خودم رو میدیدم اصلا انگار الهام خود من بود و اتفاق هایی که افتاد براشون هم اتفاق های من بودن
استاد عزیز بچه ها من هم با چک و لگد کائنات به خودم اومدم البته به اون مرحله کارتون خوابی و لب جوب:))) بقول استاد نرسیدم ولی بجز وضعیت مالیم تقریبا تمام جنبه های زندگیم بصورت وحشتناکی در اومده بودن از روابطم با اطرافیان بگیر که بشدت پر تنش بوده تا وضعیت سلامتیم که باورش شاید برای خیلی ها سخت باشه اما من روزی دقیقا 15 عدد قرص میخوردم!!! حتی کمک هایی که خانواده هم به زعم خودشون میخواستن بهم بکنن شاید باورتون نشه ولی تبدیل میشد به یک گره کور دیگه به زندگیم الان نمیتونم بگم خوشحالم از اون اتفاق ها ولی درس بزرگی رو گرفتم اونم اینکه اگر خودت نخوای حتی بظاهر خیرخواهی دیگران هم تبدیل به شر میشه برات!
و اما ماجرای من از وقتی شروع شد که بخودم گفتم بزرگ شو یا بقولی turn into a real grown up برای قدم اول شاید سخت بود که مسئولیت تمام اتفاقاتی که در جهان هستی برام میوفته رو بر عهده بگیرم اما در قدم اول همینکه مسئولیت اعمالم رو بر عهده بگیرم باعث قدرتم میشه الان حس رابینسون کروزو رو دارم که توی جزیره کشف شدش تنهاست خودش باید سرپناه بسازه خودش باید غذا تهیه کنه اب بیاره و… اینها به منی که تموم زندگیم وابسته بودم احساس قدرت میده احساس نترسیدن اینکه این قدم هم برای تقویت مهم ترین چیز تو زندگیت یعنی عزت نفسته و بقول استاد فقط خدا میدونه بعد انجام این تمرینات چقدر نقاط قوتم افزایش پیدا کنند و اصلا چه اتفاقات خوبی در انتظارم باشند
بازهم ممنونم استاد از شما و دوستان بخاطر این تجربیات زیبا
پ.ن طنز:چیزی دیگه ای که منو به فکر فرو برد همین ورودی ها هستند درحالی که بچه ها در صفحه استاد با عشق دارن از اگاهی هاشون یگن و بهم کمک میکنند با چرخی در یکسری روم ها بحث های جالبی توجهمو جلب کرد تو یکسری روم ها شاید 30 نفر هم نیمشدن صبح تا شب داشتن برای کل جهان دولت تعیین میکردند و بطور جدی به مشکل خورده بودن اونم چه مشکلی! می گفتند فلانی رئیس جمهور فلان کشور بشه بعد به یک کشور دیگه حمله کنه کشور سوم باهاشون متحد بشه ایران فلان کار رو بکنه و… یعنی در طی دو ساعت رئیس جمهور انتخاب کردن و همونم سرنگون کردن بقول یکی از دوستان احتمالا سپس به زیر لاحاف رفته تا سردشان نشود:))
بابا بقول استاد اگر میدونستید این ورودی ها چه تاثیری دارند اصلا سراغ خیلی از چیزا نمیرفتین!! واقعا تعجب میکنم از خیلیا که بجای اینکه ببینند خودشون رو میتونند عوض کنند یا نه دنبال عوض کردن یک فرد خاص و حتی یک کشور خاص هستند
البته که بازهم استاد گفته شما خودتو عوض کن نتیجه ها که بیاد مطمئنا دیگران هم تا حدی در فرکانس پایه قرار میگیرند
الهام عزیز،آرام عزیز و مهیار عزیز که هر کدوم چقدر عاشقانه اومدن و صحبت کردن و دستی از سمت خداوند شدن تا پیام هدایتگر الله مهربان به گوش اون افرادی برسه که خواهان شنیدن این پیام ها هستند.
خدا رو شکر میکنم که بازم هدایت شدم به این مسیر تا خداوند از نعمت های خودش بیشتر بهم بده
استاد خیلی مچکرم از این سایت خوبمون و قدر دان زحمات شما هستم
باز هم هدایت الهی منو آورد تو این قسمت و باز هم نکته هایی رو بهم نشون داد که جواب دقیق به سوالم بود و درست زمانی به این فایل هدایت شدم که نیازش داشتم.
نمیدونم استاد بارها شده من از فایلی جاموندم یا بهتره بگم تو مدارش نبودم وقتی داشته ضبط میشده مثل این گفتگو با دوستان یا لایو مثلا
بعدش دقیقا زمانی که به یه هدایت و راهنمایی احتیاج داشتم هدایت شدم به اون فایلی که ندیده بودم یا بهتره بگم جامونده بودم ازش..
چقدر ممکن بود اون موقع بگم چرا ندیدم یا نشنیدم و حسم رو بد کنم ولی وقتی نگاهم رو مثبت میکنم که در زمان مناسب آنچه که باید رو دریافت خواهم کرد دیگه خیالم راحته…چه بسا وقتی تو مدار دریافت نباشم سر سری از فایل رد بشم و نفهمم چی داره گفته میشه..
هدایت شدم استاد.
کلید رو زدم و هدایت شدم اینجا…به همین صفحه
چند وقتی بود حسابی با همه چیز درگیر بودم و حال دلم اصلا خوب نبود و تضاد پشت تضاد
از طرفی نزدیکانم رو هم نمیدیدم…
و تو شرایطی قرار گرفته بودم که فکر میکردم همه میخان یه جوری صدمه بزنن بهم..
ینی دقیقا همون دیواری که الهام عزیز بهش اشاره کرد..اون عشقی که از طرف عزیز ترین افراد بهت داده میشه رو نمیبینی و اوضاع چقدر هی سخت تر و سخت تر میشه…ولی وقتی شما اندازه یه اپسیلون قانون رو بفهمی میفهمی اینا همش بازی ذهن هست و بس.
اینا حرافی ذهن منه
اینا نجواهای ذهنی منه
عزیزان من فقط خوبی من رو میخان و بس
پس بیا ذهن عزیزم خوبی هایی که در حق من کردن رو یبار باهم مرور کنیم و بزار بگیم چقدر بهمون لطف داشتن
بزار بیادمون بیاریم که خوبی برامون زیاد کردن و باز هم خواهند کرد…حالا یکی دوتا اشتباه دلیل بر این نیست که قراره تا عمر باشه بدی رو دریافت کنیم…چقدر الهام عزیز قشنگ توضیح داد که این منم که دیوار کشیدم و خودم رو زندانی کردم.
و استاد چقدر شما خوب روشن کردین که نتیجه زندگی من چیزی جز فرکانس های خودم نیست و اگر میخوام چیزی تغیر کنه تنها راهش کارکردن روی افکار و باورهام هست و چقدر من هر بار بهتر و بهتر میتونم این روند رو صیقلی تر و زیبا تر و بهترش کنم و بهبود ببخشمش.
خدایا شکرت بخاطر قوانین کیهانی
تعهد تعهد تعهد
چرا ماهایی که میدونیم قانون چیه بازم دنبال چیز جدید میگردیم؟
چندوقتیه استاد دارم سعی میکنم تو کارم تمرکز کنم و سعی کنم هربار کارم رو یک درجه بهتر کنم نسبت به روز قبل و نمیدونی استاد چقدر سرعت کارم بیشتر شده و چقدر دستم تندتر شده اصطلاحا…داشتم به این فکر میکردم اگر همین روند رو بیام و روی باورام پیاده کنم چقدر جواب میگیرم و چقدر فهمیدم آقا وقتی دارم کاری رو انجام میدم فقط روی همون کار تمرکز کنم و نه چیز دیگه و خدا پدر انیشتن رو بیامرزه که یه درس ازش گرفتم و اون هم همین تمرکز رو کار الانم هست…یعنی وقتی دارم کار میکنم فکرم رو رو کارم نگه دارم. وقتی دارم کامنت مینویسم همینجا باشم
وقتی دارم قانون رو مرور میکنم همونجا رو قانون باشم. نه اینکه بیام بنویسم بعد فکرم در عین حال همه جا(قرمه سبزی دیشب) باشه الا تکرار و مرور قانون… و چقدر بیشتر میفهمم هر سری که کار کردن روی یک باور از زوایای مختلف میتونه درک بهتری از قانون رو بهم بده و هر سری باورهام رو بهتر کنه و بهتر..الان تازه به حرف ابراهیم عزیز رسیدم که میگفت بازم بهتر و بازم بهتر و الان فک کنم تازه به حرف شما رسیدم که میگی هیچ فایلی هیچوقت برام تکراری نمیشه…
الله اکبر از این قانون زیبای خداوند
تعهد بدم که روی خودم کار کنم و آگاهانه کار کنم. چند شب پیش بود که اومدم یه حرکتی بزنم و مسلما تو دردسر میافتادم باز ولی یه لحظه انگار یکی بهم گفت باورات کار کردی؟ منم گفتم اره دیگه اون دفتر باورهام هست…
البته دفترها رو جدید گرفتم و تازه شروع کردم به نوشتن
گفتش که بازش کن ببینم چقدر نوشتی…باز کردم یه صد صفحه ای نوشته بودم ولی همون صدا بهم گفت کمه …خیلی کمه
البته من دفتر های قبلی هم داشتم ولی تو این جدیده اون صدا بهم گفت کمه و بیشتر بنویس…
امشب وقتی مهیار جان عزیز گفت ما کار میکنیم و فکر میکنیم داریم کار میکنیم تازه فهمیدم خدای من! منی که فکر دارم میکنم کار میکنم و تازه تمرکز هم ندارم رو کار کردنم…خدا ببخش
من از تو و از قوانینت توقع الکی دارم
وقتی اونقدری که باید کار نکردم توقع چی دارم ازت خدا؟؟؟
استاد عاشقتم…شما نمونه بارز یه فردی هستی که واقعا متعهد بوده
وقتی از شرایطت تو بندر میگی و تعهدت و عشق و علاقت و ذوق و شوقت برای ساخت یه زندگی بهتر تو اون شرایط سخت …. آدم نمیدونه چجوری تحسینت کنه…ماهایی که این همه آگاهی در اختیارمون هست و گاهی واقعا از کنارش راحت میگذریم…نمیدونم چی بگم
اینجاست که به گفته مهیار عزیز آدم اگه یه وقتایی چک و لگد از جهان بخوره تا بخودش بیاد و بفهمه هیچ عیبی نداره
تازه اون موقع است که تعهدش بیشتر میشه!
تعهد الان من خیلی فرق داره با تعهد آبکی قبلا خودم.
ایشالا بزودی براتون از نتایج بزرگم بنویسم.
و استاد یه چیز دیگه
داشتم از زاویه دید یه آدمی که از قانون چیزی نمیدونه به شما نگاه میکردم و این حرفا برام مرور شد:
این آدم چی میگه؟ راننده تاکسی بوده تو بندرعباس و الان اومده از خدا حرف میزنه و از توحید؟ چی میگه این آدم و اینجا یاد اون آیه قرآن میافتم که میگه
خدا رو شرم و ملاحضه نیست که با پشه یا چیزی شبیه به اون مثال بیاره و جماعتی رو با همون مثال گمراه کنه و جماعتی رو هم هدایت…
چه پرده ها و چه اسراری از جلو چشمانمان گشودی خداجونم و استاد عزیزم
حالم خیلی خوووبه امروز بعد چند روز که خرجامو آوردم پایین امروز دیدم .۵۰۰۰۰۰ دارم و یه مشتری اومد یه ۱ تومن خرید کرد و حسم گفت میخای دوره قانون آفرینش قدم اول بخری و رفتم تو نشانه من و این فایل اومد و آرام گفت با قانون آفرینش شروع کردم اشک امانم بریده بود طوری که اوومدم تو اتاقم حالم عالی بود وحسم فوق العاده
نشونه قوی تر از این دیگه؟؟؟
نشونه بهتر این؟؟؟؟
دیگه داره میگه درسته برو
خدایا شکرت
تموم جوابام تو این بود خدایا شکرت عالیم
استاد عزیزم خیلی دوست دارم یه یه روز از نردیک ببینمت و تو کلاب هاوس هم باهات حرف بزنم
استاد عزیزم چقدر خوبی تو
و خدا چقدر خوووبه چقدر ایمان خوووبه چقدر تضاد خوووبه که به خواسته میرسم
به نام خدا آفرینش هستی وتشکراز از آموزش های فوق العاده زیبا و جذاب در مسیر هدایت وآگاهی های فوق العاده زیبا و جدید برای من این فایل گفتگو با دوستان خیلی از نشانه ها را برای من یاد آوری کرد این که همیشه مسئولیت پذیر باشیم وقتی که بپذیریم که باید مسئولیت تمام اتفاقات زندگی رابه عهده بگیریم انگار نصف کار را انجام دادهایم
تمام اتفاقات خوب و بد زندگی به واسطه افکار ما رقم میخورد اگر من به زیبا یی ها توجه کنم به زیبا یی میرسم واگر به نکات منفی جایی توجه کنم
از جنس واساس همان موضوع وارد زندگیمون میشود
در مورد موفقیت باید یک الگوی برای خودمان داشته باشیم و از الگوها نتیجه گیری کنیم که اگر یک نفر توانسته در این کار موفق باشد پس من هم میتوانم
خدا شکرت که من هم در این مسیر موفقیت قرار دارم ودر هر لحظه من را هدایت و حمایت میکنی
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان
بسیار شاد و خرسندم از گوش دادن به فایل دیگری از استاد عزیز و چقدر زیبا بود این قبیل فایلها که احساسات هم با صدا در آمیخته میشه
تحسین میکنم استاد رو با این باورهای غول آسا که تمام این سایت رو بوجود آورده و افراد درجه یک رو دور هم جمع کرده که در نوع خودش بینظیر ه و هم خانواده و هم دانشگاه و هم انشاالله بهشت با هم جمع شده وفضای قشنگیه دیگه
استاد جان من که معتاد شما شدم و روزانه حداقل 8 ساعت صوتی رو گوش میدم و خدا رو شکر نتیجه در حد خودم و ایمانم گرفتم
تحسین میکنم دوستان هم فرکانسی ام رو که صحبت کردند و به نتایج عالی رسیدند
تحسین میکنم تلاش دوستان عزیز رو و تعهدی که نسبت به یادگیری و عمل کردن داشته اند
چقدر عالیه که باورها به جایی میرسند که جنبه عملی پیدا میکنند و دوباره همون باورها رو میشه بهتر وبیشتر کرد و من با این صحبتها ایمانم خیلی بیشتر شد و هر چند نشانه ها و نتایج رو نوشته بودم این صحبتها منو مومن تر کرد
از همه هم فرکانسیها و استاد عزیزم و مریم خانم تشکر میکنم
در زندگیتان، بزرگترین ‘دیوار’ ذهنی که خودتان ساختهاید چه بوده (مثل ترس از شکست، سرزنش دیگران، یا باورهای محدودکننده)؟
چطور با پذیرش مسئولیت و یک قدم کوچک تعهد آمیز، آن را شکستید و چه معجزهای در روابط، کار یا درآمدتان اتفاق افتاد
تجربهتان را با جزئیات بنویسید تا همه از داستان موفقیتتان الهام بگیریم و زنجیره معجزات را ادامه دهیم
بزرگترین دیوار زندگی که امروز یادم اومد این بود که خدا همه چی رو برام رقم زده و میزنه .با توجه به باور مذهبی قوی که داشتم و در گذشته هم قوانین جذب و کتابها رو خونده بودم ولی به دلیلی اینکه احساس میکردم نقش خدا چی میشه پس؟ کل کتابهای قانونی رو بایگانی کردم (قرار بود آتش بزنم )یعنی فکر میکردم همه چی رو خدا آفریده و هدایت کرده و سرنوشت ما هم دست اوست .
با منطق هایی که استاد به ما دادند و با خواندن و گوش کردن متوجه خلا خودم و خیلی ها شدم که در واقع همون خدایی بود که از ذهن بعضی ها دراومده بود و اصل نبود .در واقع خدایی که استاد به من معرفی کرد به قلبم نشست و درست بود.استاد گفت همه چیز سیستم و قوانینه درست پس نقش خدا چیه؟نقش خدا چیه!!!خدا این سیستم رو آفریده،خدا آفریننده کل اون سیستمه ،فرض کامپیوتر و حافظه اون و عملیات مثلا جمع و تفریق که انجام میده ،اینها قانونه ولی کی اون قانون و سیستم رو درست کرد.اعتبار همه چی برمیگرده به خدا.
مگه غیر خدا چیزی وجود داره
مگه غیر خدا توانایی داره
مگه غیر خدا علم داره
فقط خداست آفریننده و عالم مطلق،قادر مطلق،خالق مطلق،فقط خداست نظم دهنده هدایت کننده
مگه کسی میتونه از قطره ای بدبو آدمی به این زیبایی بیافرینه
مگه کسی میتونه خورشید و ماه رو سر وقت بیاره و ببره
مگه کسی میتونه دونه رو بشکافه و تولید محصول کنه
مگه کسی هست این همه نعمت بیافرینه
تمام دنیا جمع بشن مگسی رو نمیتونن خلق کنن و همون مگس اگه چیزی از اونها بگیره نمیتونن پس بگیرن.
قدرت خدا رو چی فرض کردیم؟
خدا فرمانروای عالم هست
خدا تمام عالم رو مدیریت میکنه
خدا صاحب 7 طبقه آسمانه
خدا سیارات و ستارگان رو آفریده
فقط خورشید چند میلیارد ساله گرما و نور میده
هنوز دارن کشف میکنن و روز بروز ابعاد زیادتری کشف میشه
حالا ما میگیم نقش خدا چیه!!!
فقط یک آیه رو بفهمیم و عمل کنیم بسته مونه
ایاک نعبد و ایاک نستعین
خدایا منو ببخش که نبودم و هر از چندگاهی نیستم
خدایا منو ببخش که نتایج خودم رو نمیفهمم چجوری خلق شد
خدایا منو ببخش این همه لطف و فضل و رحمتت رو نادیده میگیرم و شکرگزار نیستم
خدایا منو ببخش که فکر میکنم من بودم و من من میکنم و بلدم بلدم میکنم
خدایا منو ببخش که میزنم جاده خاکی
خدایا من فقیرم به هر خیری که از تو برسه
خدایا من هیچم هیچ فقط تویی تو ،تویی که هستی و هستیت باعث وجود من است و منی وجود ندارد که تویی
خدایا از تو تقاضا دارم هدایتم کنی به راه راست ،راه راست کسانی که نعمت داده ای نه راه غضب شدگان و نه راه گمراهان
سلام به استاد عباس منش عزیزم و مریم عزیزم
اول از همه میخوام از خداوند سپاسگزار باشم بابت هدایت شدنم به این مسیر زیبا و زندگی ساز و بعد از خدا سپاسگزارم که چنین استاد عزیز و چنین آدم بزرگی رو توی این دنیا قرار داد که باعث هدایت ما و شناخت زیبای خدا بشه
من از اینجا میخوام بگم که خیلی مقاومت داشتم برای کامنت نوشتن بارها خواستم بنویسم و بزارم اما انگار یه چیزی جلوی منو میگرفت و میگفت ول کن نمیخواد چیزی بنویسی تو گوش کن و عمل کن
اما بعد از شنیدن و هدایت شدن به این فایل ها فهمیدم که باید مقاومت هامو بشکنم و خودمو وادار کنم به انجام کارهایی که نمیخوام
من همیشه خودمو مسئول کل خانواده مسئول زندگیشون میدونم و از همه مهمتر احساس میکردم باید به جای اونها تصمیم بگیرم به جای اونها فکر کنم بگم چیکار کنن و چیکار نکن انگار منم که عقل کل هستم و درست فکر میکنم و درست عمل میکنم به کار همه خانواده کار داشتم حرف میزدم
اما غافل از این که دارم خودمو نابود میکنم و پیش همه بد
اینا دلسوزی نبود که من نسبت به خانواده داشتم اینا گرداب و منجلابی بود که داشتم خودمو توش غرق میکردم
من حتی تو زندگی خودم هم همین بودم میدونستم دارم اشتباه میکنم اما انگار نمیتونستم خودم و شخصیتم رو تغییر بدم خیلی سعی کردم وقتی 12 قدم رو خریدم بهتر شدم اما نه صد در صد اما با هدایت شدن به این فایل ها و شنیدن صدای بچه ها و تجربیاتشون گفتم از همین الان شروع میکنم و خودمو تغییر میدم من حتی به خدا اجازه نمیدادم تو زندگیم باشه اون همه چیز رو درست کنه حتی فکر میکردم من بهتر میدونم نکنه خدا اون چیزی که من میخوام رو نخواد حتی براش دیکته میکردم من چی میخوام
غافل از این که دارم جلوی گسترش و تغییر زندگیم و هدایت شدنم رو میگیرم
اما الان که دارم اینو مینویسم تمام زندگیم رو به خدا سپردم دارم روی خودم کار میکنم با تمام وجودم میخوام تغییر کنم با تمام هستیم دوست دارم تغییر کنم و زندگیم زیباتر بشه از هر جهت
خدای مهربونم من هیچی نمیدونم و از تو میخوام که زندگیم رو تغییر بدی هدایتم کن کمکم کن تو این مسیر زیبا ثابت قدم باشم
برای اولین بار میخوام با تمام وجودم تغییر کنم و بسازم هم زندگیم رو و هم تمام خودم رو
به نام خداوند مهربان
سلام استاد عزیزم و دوستان عزیز
این اولین کامنت منه بعد از۶ ماه
البته ۴ ماه در تلگرام گوشدادم ۲ ماه سایت ثبت نام کردم
خداروصدهزار مرتبه شکر که بنده هم هدایت شدم و با شما آشنا شدم و شما دستی شدی از طرف خداوند که ما هدایت بشیم و زندگی روکهخودمونمیخواهیم روخلق کنیم
در ابتدا صحبت هام میخوام بگم که من کمتر از یکساله با شما اشنا شدم استاد عزیزم و هنوز هیچکدوم از دوره های شماروخریداری نکردم البته دوبار فایل های شما بصورت غیرحلال به دست من رسیده و من اصلا گوش ندادم ، چونگفتم خودش باید پولش جورشه و من باید از سایت خرید کنم
و قبل اینه با شما اشنابشم در زندگی خیلی امیدوار بودم و انگیزه داشتم اما با کلی تضاد
من به بازیگری خیلی علاقه داشتم و همیشه تو سالن های تئاتر باید منو پیدا میکردند
و اینو زمانی فهمیدم که سال ۸۸ در یک تئاتر جایزه بازیگری گرفتم
اما به دلیل تضاد هایی که در خانواده به وجود امد من از علاقم صرف نظر کردم و خب درسی روخوندم که اونا دوست داشتن و زندگی رو در کارمندی میدیدند ، بنده تئاتر روکنار گذاشتم شروع کردم درس خوندن و رشته مهندسی پزشکی قبول شدم که تو ایران رشته بسیار خوبیه و قبل از گرفتن مدرک میتونی بری سرکار و میتونی تو این کار حتی به درامد های میلیاردی در مدت خیلی کوتاهی ۳ تا ۴ سال برسی ، خب در سن ۱۹ سالگی این اخبار منوخوشحال میکرد که من پولدار میشم زندگی راحتی خواهم داشت اما کم کم تو دانشگاه فهمیدم که علاقه خیلی مهمه من واقعا علاقه ای نداشتم و همش نمره های پایین و معدل پایین ، اخرین معدلم یادمه ۱۳ بود و من افسرده شدم یکسال دانشگاه نرفتم و خب من از قبل دانشگاه مثل خودتون کار میکردم و دستمتو جیب خودم بود ،
وقتی دوستان تئاتریمو میدیدم که دارن کار تئاتر میکنن خیلی اذیت میشدم چون من بخاطر خانوادم باید کاری میکردم که پول داشته باشم
اما تصمیمگرفتم برم تئاتر بدون پول و درس نصفه نیمه ، رفتم و خیلی موفق بودم کلی جشنواره رفتم و کلی کار اما باز تضاد ها بودند
سال ۹۷ یکبار به تهران مهاجرت کردم و بعد از ۳ ماه برگشتم ،چون ترسیدم نه جایی داشتم بمونم نه کسی رو میشناختم ، و بعد از کلنجار رفتن با خودم دیگه
تصمیم نهایی رو گرفتم
سال ۹۸ پاییز به تهران امدم با ۵۰ هزار تومنپول با همه ی اون ترسا و اولش رفتم کارگری ساختمان
۳ ماه کارگر بودم تو یه اتاق ۶ متری با ۴ نفر ادمزندگی میکردم اما امیدوار
همیشه تو روزای سخت زندگیممیکفتمرسول امروز تموممیشه و میشه خاطره پس یه کاری کن که با قدرت بعدا ازش تعریف کنی خسته نشو
بعد ۳ ماه یکی از دوستام که دستی از طرف خداوند بود منوبه یک کار سینمایی معرفی کرد البته به عنوان دستیار فیلمبردار ومن وارد سینما شدم چیزی که از بچگی دوسش داشتم
ولی بازم تضاد من دیگه نمیتونستم تواون اتاق ۶ متری باشم ، خلاصه ۲ ماه ینی از ۲۵ دی ۹۸ تا عید ۹۹ من خونه خالم بودم و واقعا از خالم ممنونم
، عید ۹۹ من برگشتم شهرمون و باز بهم کار تصویر پیشنهاد شد و ایندفعه رفتمخونه دوستم
یک ماهی هم خونه دوستم بودم
باز به خودمگفتم رسول تو برای بازیگری امدی نه برای فیلمبردار شدن ، از سینما امدم بیرون
برگشتم شهرمون یکماهی ، خرداد ۹۹ کلاس بازیگری سعید روستایی ثبت نام کردم و باز امدم تهران و رفتمخوابگاه گرفتم با پولی که کار کرده بودم ، و چون از سینما امدم بیرون یه کار پیدا کردم که ماسک تولید میکرد و رفتم اونا کار کردن ۲۰ شب ، شبکاری سنگین داشت و بقیش روز کاری
۱۵ مرداد ماه ۹۹ ، برادرم چندتا فایل از شما برای من تو تلگرام فرستاد و من گوش میدادم اما کم وپیش ولی از همون اول حرفاتونو قبول داشتم
یهو تصمیم گرفتم که درس بازیگری تو دانشگاه بخونم چیزی که همیشه ارزوشو داشتم
و رفتم ثبت نام کردم اما اما
من یه دانشگاه دیگه اسمم بود و دوسال بود که اصلا نرفته بودم ببینماونجا چخبره
و من حتی مشمول سربازی شده بودم
بعد گفتم خب اقای عباسمنش استاد عزیزم میگه ما خالق زندگیمون هستیم پس من نمیرم سربازی و میرم درس بازیگری میخونم
من دانشگاه قبلیم بروجرد بود و خودم ملایری هستم
خلاصه رفتم بروجرد دانشگاه قبلی که انصراف بدم دیدم اصلا درحال اخراجم 😂
خلاصه یه نفر از مسئول معافیت تحصیلی دستی از طرف خدا شد امد گفت اگر تاریخ انصرافت روبرات عقب تر بزنم دیگه مشمول نیستی
من اونجا هزاربار خداروشکر کردم
به راحتی کارای من انجام شد و من امدم تهران رشته بازیگری ثبت نام کردم و در سن ۲۴ سالگی تازه از اول شروع کردم
من شهریور ۹۹با دوستم محمد امدیم ۲۰ کیلومتریه تهران خونه کرایه کردیم ، و من اونموقع یک ماه بود فایل های رایگان شماروگوش میدادم و بعد ۵ مهر ۹۹ من معرفی شدم به کار تئاتر در تهران , و یکی دیگه و من همیشه شکرگذار بودم
اما یهو ۳ ماه دیگه فایل گوش ندادم
و خداروشکر دوباره از دی ماه ۹۹ شروع کردم به گوش دادن فایل های رایگان
و واقعا از نظر سلامتی هیچ مشکلی نداشتم
و بزرگترین اتفاقی که برای من افتاد اینکه من در اسفند ۹۹ بدون هیچ پولی تصمیم گرفتم وسط تهران خونه بگیرم و حتی هم خونم محمد از من جدا شد و سهم پولشو برد
دقیقا همون لحظه یه کار برای من پیدا شد که ماهی ۳ تومن حقوقش بود و خیلی بود از درامد ماهی ۱ تومن به ۳ تومن برسی ،
و من امدم تهران خونه ای که دوست داشتم ینی همونی که تو فکرم بود رو گرفتم
و اصلا نگران کرایه خونش نیستم
نگران هیچی نیستم چون خدا هست
وما هستیم که خالق زندگی خودمون هستیم
من الان دانشجو رشته بازیگری
در سر چندتا کار تئاترم کلی از کارگران های بزرگ منو میشناسن
خونه ای که میخواستم رو کرایه کردم
و یه کار مناسب که صاحب کارم بهم گفت هر موقع تمرین تئاتر داشتی میتونی زودتر بری ولی بازم حقوقم رو کامل میده
وارامشی که در زندگیم دارم این ارامش رو با هیچی عوض نمیکنم
راستی یه چیز جالب اینکه من درسته در مهندسی پزشکی مدلم ۱۳ بود با کلی درس مردود اما در رشته بازیگری پایین ترین معدلم ۱۷ بود بدون مردودی و من هر ترم معدلم بالاتر میره اطلاعاتم راجب علاقم بیشتر میشه و خیلی خیلی خوشحالم
و خداروشکر خداروشکر خدارو صد هزار مرتبه شکر که هدایت شدم
من هنوزم خیلی راه دارم و به زودی قراره دوره ۱۲ قدم رو تهیه کنم هر چند الان همه فایل هاشو دوستم برام فرستاده اما گوش ندادم چون شما راضی نیستید
و انشالله همیشه سلامت و شاد باشید شما استاد عزیزم و دوستان گرامی
من یه سوالی که دارم استاد عزیزم اینکه وقتی میخواستم خونه رو عوض کنم ۱۰ میلیون وام خودبه خود برای من جور شد ، و من الان دارم قسط هاشو کامل میدم بدون هیچ مشکل مالی
میخواستم بدونم این کار من اشکالی داره؟؟؟
چون همزمان با تعویض خونم بود من اونو دستی از طرف خداوند دیدم
ولی بازم این سوال برام پیش میاد
ممنونم میشم دوستانی که تجربه اشون از من بیشتره بهم جواب بدن
♥️♥️♥️♥️♥️
با سلام به خالق یکتا وبی نظیر خدایا صدها هزار بار تورو شکر میکنم بخاطر آگاهیهای وهدایتهایی که در طول روز برای من هویدا میکنی ومن واقعا ازت ممنون و متشکرم
با سلام به استاد عزیزم استاد عزیزی که این روزها شده استاد عشق وبا درود فراوان به خانم شایسته عزیزم خدا رو شکر میکنم که هستید .بهترینها رو از خداوند یکتا برای شما دوعزیز و همه دوستانی که در سایت عباسمنش حضور دارن از خدای قادر و توانا خواستارم🌹🌹🤲🤲
استاد واقعا نمیدونم از کجا باید بگم چه جوری باید بگم که بعد از اون فایل گفتگو با دوستان و اون عهدی که با خودم وخدای خودم بستم و تعهد دادم چه اتفاقاتی داره برام می افته خدایا شکرت واقعا .
از خدا خواستم که درک بیشتری از خودش بهم بده وهدایتم کنه برای این موضوع که این اتفاق افتاد کتاب چگونه فکر خدا روبخوانیم برام اومد از طرف یکی از اقوام که عضو سایت هست ومیدونست که من هم عضو سایت هستم .
وای خدای من .خدای خوبم واقعا چه کرد با من این نوشته های بی نظیر وعالی شما استاد عزیزم 🌹😍😍
پنجره ای رو به روی من باز کرد که من رو مست مست کرده از دیشب که این کتاب وارد زندگیم شده نمیدونم چجوری بگم که چه اتفاقی برام افتاده فقط میتونم بگم اولا که خدایا صدها هزار بار تورو شاکرم بخاطر اینکه هستی تو رو شاکرم بخاطر قانون بی تغییر و سیستمی که برای اداره جهان وضع کردی که فوق العاده هست .
خدایا تورو صدها هزار بار شکر میکنم بخاطر استادی که آفریدی و بهش ماموریت دادی تا آگاهیهای ناب وعالی خودش رو در اختیار همه بندگانی که آماده دریافتش هستن بذاره .استاد خیلی ازت ممنونم
واقعا زبانم از شکر گذاری قاصره وفقط خدا میدونه که از ته ته دلم چقدر ازش ممنونم چقدر از شما ممنونم و چقدر از خانم شایسته ممنونم .
خدایا سپاسگذارم ،.خدایا سپاسگذارم ،خدایا سپاسگذارم ……
بم بم بم همینجوری داره میاد خدایا شکرت ، خدایا شکرت ،خدایاشکرت ..
به امید دیدار از نزدیک با شما و خانم شایسته عزیز و همه بچه هایی که دلشون برای دیدن شما از نزدیک در بهشت (پرادایس)پر میزنه بزودی انشاالله
عاشقتونم دوستتون دارم استاد جان
در خاتمه باز هم میگم خدایا شششکککرررت
🌹🌹😍😍😘😘🤲🤲
بازهم فایل های جدید کلاب هئوس و بازهم بهترررررر شدن فرکانس ما هربار که این فایل ها رو گوش میکنم با خودم میگم تمام فایل ها و دوره ها یک طرف و فایل های این دوره یک طرف اصلا قابل قیاس نیست اینکه چقدرررر این سلسله فایل های تعاملی حال مارو بهتر میکنه چقدر زوایای ذهنمون رو باز میکنه و در یک کلام فرکانسمون رو به خوبی تنظیم میکنه
وقتی الهام عزیزمون صحبت کرد من انگار فقط خودم رو میدیدم اصلا انگار الهام خود من بود و اتفاق هایی که افتاد براشون هم اتفاق های من بودن
استاد عزیز بچه ها من هم با چک و لگد کائنات به خودم اومدم البته به اون مرحله کارتون خوابی و لب جوب:))) بقول استاد نرسیدم ولی بجز وضعیت مالیم تقریبا تمام جنبه های زندگیم بصورت وحشتناکی در اومده بودن از روابطم با اطرافیان بگیر که بشدت پر تنش بوده تا وضعیت سلامتیم که باورش شاید برای خیلی ها سخت باشه اما من روزی دقیقا 15 عدد قرص میخوردم!!! حتی کمک هایی که خانواده هم به زعم خودشون میخواستن بهم بکنن شاید باورتون نشه ولی تبدیل میشد به یک گره کور دیگه به زندگیم الان نمیتونم بگم خوشحالم از اون اتفاق ها ولی درس بزرگی رو گرفتم اونم اینکه اگر خودت نخوای حتی بظاهر خیرخواهی دیگران هم تبدیل به شر میشه برات!
و اما ماجرای من از وقتی شروع شد که بخودم گفتم بزرگ شو یا بقولی turn into a real grown up برای قدم اول شاید سخت بود که مسئولیت تمام اتفاقاتی که در جهان هستی برام میوفته رو بر عهده بگیرم اما در قدم اول همینکه مسئولیت اعمالم رو بر عهده بگیرم باعث قدرتم میشه الان حس رابینسون کروزو رو دارم که توی جزیره کشف شدش تنهاست خودش باید سرپناه بسازه خودش باید غذا تهیه کنه اب بیاره و… اینها به منی که تموم زندگیم وابسته بودم احساس قدرت میده احساس نترسیدن اینکه این قدم هم برای تقویت مهم ترین چیز تو زندگیت یعنی عزت نفسته و بقول استاد فقط خدا میدونه بعد انجام این تمرینات چقدر نقاط قوتم افزایش پیدا کنند و اصلا چه اتفاقات خوبی در انتظارم باشند
بازهم ممنونم استاد از شما و دوستان بخاطر این تجربیات زیبا
پ.ن طنز:چیزی دیگه ای که منو به فکر فرو برد همین ورودی ها هستند درحالی که بچه ها در صفحه استاد با عشق دارن از اگاهی هاشون یگن و بهم کمک میکنند با چرخی در یکسری روم ها بحث های جالبی توجهمو جلب کرد تو یکسری روم ها شاید 30 نفر هم نیمشدن صبح تا شب داشتن برای کل جهان دولت تعیین میکردند و بطور جدی به مشکل خورده بودن اونم چه مشکلی! می گفتند فلانی رئیس جمهور فلان کشور بشه بعد به یک کشور دیگه حمله کنه کشور سوم باهاشون متحد بشه ایران فلان کار رو بکنه و… یعنی در طی دو ساعت رئیس جمهور انتخاب کردن و همونم سرنگون کردن بقول یکی از دوستان احتمالا سپس به زیر لاحاف رفته تا سردشان نشود:))
بابا بقول استاد اگر میدونستید این ورودی ها چه تاثیری دارند اصلا سراغ خیلی از چیزا نمیرفتین!! واقعا تعجب میکنم از خیلیا که بجای اینکه ببینند خودشون رو میتونند عوض کنند یا نه دنبال عوض کردن یک فرد خاص و حتی یک کشور خاص هستند
البته که بازهم استاد گفته شما خودتو عوض کن نتیجه ها که بیاد مطمئنا دیگران هم تا حدی در فرکانس پایه قرار میگیرند
بنام خداوندگار وهاب من
سلام خانواده صمیمی عباسمنش
الهام عزیز،آرام عزیز و مهیار عزیز که هر کدوم چقدر عاشقانه اومدن و صحبت کردن و دستی از سمت خداوند شدن تا پیام هدایتگر الله مهربان به گوش اون افرادی برسه که خواهان شنیدن این پیام ها هستند.
خدا رو شکر میکنم که بازم هدایت شدم به این مسیر تا خداوند از نعمت های خودش بیشتر بهم بده
استاد خیلی مچکرم از این سایت خوبمون و قدر دان زحمات شما هستم
باز هم هدایت الهی منو آورد تو این قسمت و باز هم نکته هایی رو بهم نشون داد که جواب دقیق به سوالم بود و درست زمانی به این فایل هدایت شدم که نیازش داشتم.
نمیدونم استاد بارها شده من از فایلی جاموندم یا بهتره بگم تو مدارش نبودم وقتی داشته ضبط میشده مثل این گفتگو با دوستان یا لایو مثلا
بعدش دقیقا زمانی که به یه هدایت و راهنمایی احتیاج داشتم هدایت شدم به اون فایلی که ندیده بودم یا بهتره بگم جامونده بودم ازش..
چقدر ممکن بود اون موقع بگم چرا ندیدم یا نشنیدم و حسم رو بد کنم ولی وقتی نگاهم رو مثبت میکنم که در زمان مناسب آنچه که باید رو دریافت خواهم کرد دیگه خیالم راحته…چه بسا وقتی تو مدار دریافت نباشم سر سری از فایل رد بشم و نفهمم چی داره گفته میشه..
هدایت شدم استاد.
کلید رو زدم و هدایت شدم اینجا…به همین صفحه
چند وقتی بود حسابی با همه چیز درگیر بودم و حال دلم اصلا خوب نبود و تضاد پشت تضاد
از طرفی نزدیکانم رو هم نمیدیدم…
و تو شرایطی قرار گرفته بودم که فکر میکردم همه میخان یه جوری صدمه بزنن بهم..
ینی دقیقا همون دیواری که الهام عزیز بهش اشاره کرد..اون عشقی که از طرف عزیز ترین افراد بهت داده میشه رو نمیبینی و اوضاع چقدر هی سخت تر و سخت تر میشه…ولی وقتی شما اندازه یه اپسیلون قانون رو بفهمی میفهمی اینا همش بازی ذهن هست و بس.
اینا حرافی ذهن منه
اینا نجواهای ذهنی منه
عزیزان من فقط خوبی من رو میخان و بس
پس بیا ذهن عزیزم خوبی هایی که در حق من کردن رو یبار باهم مرور کنیم و بزار بگیم چقدر بهمون لطف داشتن
بزار بیادمون بیاریم که خوبی برامون زیاد کردن و باز هم خواهند کرد…حالا یکی دوتا اشتباه دلیل بر این نیست که قراره تا عمر باشه بدی رو دریافت کنیم…چقدر الهام عزیز قشنگ توضیح داد که این منم که دیوار کشیدم و خودم رو زندانی کردم.
و استاد چقدر شما خوب روشن کردین که نتیجه زندگی من چیزی جز فرکانس های خودم نیست و اگر میخوام چیزی تغیر کنه تنها راهش کارکردن روی افکار و باورهام هست و چقدر من هر بار بهتر و بهتر میتونم این روند رو صیقلی تر و زیبا تر و بهترش کنم و بهبود ببخشمش.
خدایا شکرت بخاطر قوانین کیهانی
تعهد تعهد تعهد
چرا ماهایی که میدونیم قانون چیه بازم دنبال چیز جدید میگردیم؟
چندوقتیه استاد دارم سعی میکنم تو کارم تمرکز کنم و سعی کنم هربار کارم رو یک درجه بهتر کنم نسبت به روز قبل و نمیدونی استاد چقدر سرعت کارم بیشتر شده و چقدر دستم تندتر شده اصطلاحا…داشتم به این فکر میکردم اگر همین روند رو بیام و روی باورام پیاده کنم چقدر جواب میگیرم و چقدر فهمیدم آقا وقتی دارم کاری رو انجام میدم فقط روی همون کار تمرکز کنم و نه چیز دیگه و خدا پدر انیشتن رو بیامرزه که یه درس ازش گرفتم و اون هم همین تمرکز رو کار الانم هست…یعنی وقتی دارم کار میکنم فکرم رو رو کارم نگه دارم. وقتی دارم کامنت مینویسم همینجا باشم
وقتی دارم قانون رو مرور میکنم همونجا رو قانون باشم. نه اینکه بیام بنویسم بعد فکرم در عین حال همه جا(قرمه سبزی دیشب) باشه الا تکرار و مرور قانون… و چقدر بیشتر میفهمم هر سری که کار کردن روی یک باور از زوایای مختلف میتونه درک بهتری از قانون رو بهم بده و هر سری باورهام رو بهتر کنه و بهتر..الان تازه به حرف ابراهیم عزیز رسیدم که میگفت بازم بهتر و بازم بهتر و الان فک کنم تازه به حرف شما رسیدم که میگی هیچ فایلی هیچوقت برام تکراری نمیشه…
الله اکبر از این قانون زیبای خداوند
تعهد بدم که روی خودم کار کنم و آگاهانه کار کنم. چند شب پیش بود که اومدم یه حرکتی بزنم و مسلما تو دردسر میافتادم باز ولی یه لحظه انگار یکی بهم گفت باورات کار کردی؟ منم گفتم اره دیگه اون دفتر باورهام هست…
البته دفترها رو جدید گرفتم و تازه شروع کردم به نوشتن
گفتش که بازش کن ببینم چقدر نوشتی…باز کردم یه صد صفحه ای نوشته بودم ولی همون صدا بهم گفت کمه …خیلی کمه
البته من دفتر های قبلی هم داشتم ولی تو این جدیده اون صدا بهم گفت کمه و بیشتر بنویس…
امشب وقتی مهیار جان عزیز گفت ما کار میکنیم و فکر میکنیم داریم کار میکنیم تازه فهمیدم خدای من! منی که فکر دارم میکنم کار میکنم و تازه تمرکز هم ندارم رو کار کردنم…خدا ببخش
من از تو و از قوانینت توقع الکی دارم
وقتی اونقدری که باید کار نکردم توقع چی دارم ازت خدا؟؟؟
استاد عاشقتم…شما نمونه بارز یه فردی هستی که واقعا متعهد بوده
وقتی از شرایطت تو بندر میگی و تعهدت و عشق و علاقت و ذوق و شوقت برای ساخت یه زندگی بهتر تو اون شرایط سخت …. آدم نمیدونه چجوری تحسینت کنه…ماهایی که این همه آگاهی در اختیارمون هست و گاهی واقعا از کنارش راحت میگذریم…نمیدونم چی بگم
اینجاست که به گفته مهیار عزیز آدم اگه یه وقتایی چک و لگد از جهان بخوره تا بخودش بیاد و بفهمه هیچ عیبی نداره
تازه اون موقع است که تعهدش بیشتر میشه!
تعهد الان من خیلی فرق داره با تعهد آبکی قبلا خودم.
ایشالا بزودی براتون از نتایج بزرگم بنویسم.
و استاد یه چیز دیگه
داشتم از زاویه دید یه آدمی که از قانون چیزی نمیدونه به شما نگاه میکردم و این حرفا برام مرور شد:
این آدم چی میگه؟ راننده تاکسی بوده تو بندرعباس و الان اومده از خدا حرف میزنه و از توحید؟ چی میگه این آدم و اینجا یاد اون آیه قرآن میافتم که میگه
خدا رو شرم و ملاحضه نیست که با پشه یا چیزی شبیه به اون مثال بیاره و جماعتی رو با همون مثال گمراه کنه و جماعتی رو هم هدایت…
چه پرده ها و چه اسراری از جلو چشمانمان گشودی خداجونم و استاد عزیزم
خیلی دوست دارم.
در پناه الله مهربان باشید عزیزانم
خدایا شکرت که نشونه امروزم این بود
حالم خیلی خوووبه امروز بعد چند روز که خرجامو آوردم پایین امروز دیدم .۵۰۰۰۰۰ دارم و یه مشتری اومد یه ۱ تومن خرید کرد و حسم گفت میخای دوره قانون آفرینش قدم اول بخری و رفتم تو نشانه من و این فایل اومد و آرام گفت با قانون آفرینش شروع کردم اشک امانم بریده بود طوری که اوومدم تو اتاقم حالم عالی بود وحسم فوق العاده
نشونه قوی تر از این دیگه؟؟؟
نشونه بهتر این؟؟؟؟
دیگه داره میگه درسته برو
خدایا شکرت
تموم جوابام تو این بود خدایا شکرت عالیم
استاد عزیزم خیلی دوست دارم یه یه روز از نردیک ببینمت و تو کلاب هاوس هم باهات حرف بزنم
استاد عزیزم چقدر خوبی تو
و خدا چقدر خوووبه چقدر ایمان خوووبه چقدر تضاد خوووبه که به خواسته میرسم
خدایا شکرت که عالیم
سپاس گذارم
به نام خدا آفرینش هستی وتشکراز از آموزش های فوق العاده زیبا و جذاب در مسیر هدایت وآگاهی های فوق العاده زیبا و جدید برای من این فایل گفتگو با دوستان خیلی از نشانه ها را برای من یاد آوری کرد این که همیشه مسئولیت پذیر باشیم وقتی که بپذیریم که باید مسئولیت تمام اتفاقات زندگی رابه عهده بگیریم انگار نصف کار را انجام دادهایم
تمام اتفاقات خوب و بد زندگی به واسطه افکار ما رقم میخورد اگر من به زیبا یی ها توجه کنم به زیبا یی میرسم واگر به نکات منفی جایی توجه کنم
از جنس واساس همان موضوع وارد زندگیمون میشود
در مورد موفقیت باید یک الگوی برای خودمان داشته باشیم و از الگوها نتیجه گیری کنیم که اگر یک نفر توانسته در این کار موفق باشد پس من هم میتوانم
خدا شکرت که من هم در این مسیر موفقیت قرار دارم ودر هر لحظه من را هدایت و حمایت میکنی
ب نام الله هدایتگر ب سمت
زیبایی شادی سلامتی و حال خوب
سلام ب مریم خانوم و استاد عزیز
خوشحالم ب این فایل زیبا هدایت شدم
=مسئولیت تمام زندگیمونو خودمون بپذیریم
=تمام اتفاغاتی که ب وجود می ایید ب خاطر فرکانس های ارسالی خودمونه
=برای بهتر نتیجه گرفتن تعهد بیشتر داشته باشیم
و ادامه بدیم نتایج بزرگتر وبزرگتر میشه
=راکت نباید موند و باید حرکت کرد
=یاد آوری موفقعیت های قبلی در زندگیمون ابزاریه
برای حرکت با ایمان بهتر در هدف جدید
=اینکه ب هدفت برسی باور و ایمانی که در ذهنت درست میشه رویایی
واقعن الان من هم اینجور حالتی هستم بعد از دوره سلامتی و سی کیلو وزن کم کردن وزنی که دو کیلو هم نمیشد کم کنم قبلن
اتفاغی در ذهنم افتاد که بخدا میتونم دنیارو فتح کنم
و چقد الان از اون روز ب بعد هر روز داره نتایج عالی رخ میده و شجاعت ایمانم بیشتر شده
فایل زیبایی بود و کلی نکات که باید در زندگی اجرا کرد
آرزوی
سلامتی شادی ثروت حال خوب هدایت الله دارم براتون
سلام خدمت همه دوستان عزیزم
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان
بسیار شاد و خرسندم از گوش دادن به فایل دیگری از استاد عزیز و چقدر زیبا بود این قبیل فایلها که احساسات هم با صدا در آمیخته میشه
تحسین میکنم استاد رو با این باورهای غول آسا که تمام این سایت رو بوجود آورده و افراد درجه یک رو دور هم جمع کرده که در نوع خودش بینظیر ه و هم خانواده و هم دانشگاه و هم انشاالله بهشت با هم جمع شده وفضای قشنگیه دیگه
استاد جان من که معتاد شما شدم و روزانه حداقل 8 ساعت صوتی رو گوش میدم و خدا رو شکر نتیجه در حد خودم و ایمانم گرفتم
تحسین میکنم دوستان هم فرکانسی ام رو که صحبت کردند و به نتایج عالی رسیدند
تحسین میکنم تلاش دوستان عزیز رو و تعهدی که نسبت به یادگیری و عمل کردن داشته اند
چقدر عالیه که باورها به جایی میرسند که جنبه عملی پیدا میکنند و دوباره همون باورها رو میشه بهتر وبیشتر کرد و من با این صحبتها ایمانم خیلی بیشتر شد و هر چند نشانه ها و نتایج رو نوشته بودم این صحبتها منو مومن تر کرد
از همه هم فرکانسیها و استاد عزیزم و مریم خانم تشکر میکنم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
در زندگیتان، بزرگترین ‘دیوار’ ذهنی که خودتان ساختهاید چه بوده (مثل ترس از شکست، سرزنش دیگران، یا باورهای محدودکننده)؟
چطور با پذیرش مسئولیت و یک قدم کوچک تعهد آمیز، آن را شکستید و چه معجزهای در روابط، کار یا درآمدتان اتفاق افتاد
تجربهتان را با جزئیات بنویسید تا همه از داستان موفقیتتان الهام بگیریم و زنجیره معجزات را ادامه دهیم
بزرگترین دیوار زندگی که امروز یادم اومد این بود که خدا همه چی رو برام رقم زده و میزنه .با توجه به باور مذهبی قوی که داشتم و در گذشته هم قوانین جذب و کتابها رو خونده بودم ولی به دلیلی اینکه احساس میکردم نقش خدا چی میشه پس؟ کل کتابهای قانونی رو بایگانی کردم (قرار بود آتش بزنم )یعنی فکر میکردم همه چی رو خدا آفریده و هدایت کرده و سرنوشت ما هم دست اوست .
با منطق هایی که استاد به ما دادند و با خواندن و گوش کردن متوجه خلا خودم و خیلی ها شدم که در واقع همون خدایی بود که از ذهن بعضی ها دراومده بود و اصل نبود .در واقع خدایی که استاد به من معرفی کرد به قلبم نشست و درست بود.استاد گفت همه چیز سیستم و قوانینه درست پس نقش خدا چیه؟نقش خدا چیه!!!خدا این سیستم رو آفریده،خدا آفریننده کل اون سیستمه ،فرض کامپیوتر و حافظه اون و عملیات مثلا جمع و تفریق که انجام میده ،اینها قانونه ولی کی اون قانون و سیستم رو درست کرد.اعتبار همه چی برمیگرده به خدا.
مگه غیر خدا چیزی وجود داره
مگه غیر خدا توانایی داره
مگه غیر خدا علم داره
فقط خداست آفریننده و عالم مطلق،قادر مطلق،خالق مطلق،فقط خداست نظم دهنده هدایت کننده
مگه کسی میتونه از قطره ای بدبو آدمی به این زیبایی بیافرینه
مگه کسی میتونه خورشید و ماه رو سر وقت بیاره و ببره
مگه کسی میتونه دونه رو بشکافه و تولید محصول کنه
مگه کسی هست این همه نعمت بیافرینه
تمام دنیا جمع بشن مگسی رو نمیتونن خلق کنن و همون مگس اگه چیزی از اونها بگیره نمیتونن پس بگیرن.
قدرت خدا رو چی فرض کردیم؟
خدا فرمانروای عالم هست
خدا تمام عالم رو مدیریت میکنه
خدا صاحب 7 طبقه آسمانه
خدا سیارات و ستارگان رو آفریده
فقط خورشید چند میلیارد ساله گرما و نور میده
هنوز دارن کشف میکنن و روز بروز ابعاد زیادتری کشف میشه
حالا ما میگیم نقش خدا چیه!!!
فقط یک آیه رو بفهمیم و عمل کنیم بسته مونه
ایاک نعبد و ایاک نستعین
خدایا منو ببخش که نبودم و هر از چندگاهی نیستم
خدایا منو ببخش که نتایج خودم رو نمیفهمم چجوری خلق شد
خدایا منو ببخش این همه لطف و فضل و رحمتت رو نادیده میگیرم و شکرگزار نیستم
خدایا منو ببخش که فکر میکنم من بودم و من من میکنم و بلدم بلدم میکنم
خدایا منو ببخش که میزنم جاده خاکی
خدایا من فقیرم به هر خیری که از تو برسه
خدایا من هیچم هیچ فقط تویی تو ،تویی که هستی و هستیت باعث وجود من است و منی وجود ندارد که تویی
خدایا از تو تقاضا دارم هدایتم کنی به راه راست ،راه راست کسانی که نعمت داده ای نه راه غضب شدگان و نه راه گمراهان
لا اله الا الله
سبحانک انی کنت من الظالمین
استاد عباس منش جان، استاد شایسته جان سپاسگزارم