این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/neveshteh-4.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-12-05 07:53:192025-12-06 20:44:46تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۷
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
اگر زندگی تو سراسر مهر و همدردی شود، نشانهای مطمئن از آن است که در درون دگرگون شدهای؛ تمام تنشها و تشویشها از بین رفتهاند و اکنون آرامش، سکوت و صلح بر قرار است ــ تو به خانه رسیدهای.
مهر و شفقتِ تو، نماد و معیار و مظهر چیزی است که در درونیترین هستهی وجودت رخ داده… مراقبه، در درون رخ میدهد، و «مهر» تجلی و نمای بیرونی آن است.
هیچکس نمیتواند حالت مراقبه (آگاهانهزیستن) را در کسی ببیند؛ اما همه میتوانند مهر و عشقی که او را فرا گرفته است مشاهده کنند. او سراسر مهر و همدردی است.
به ژرفای مراقبه برو تا به مهر دست یابی. این حقیقت نهایی زندگی است.
به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی وزیبایی و عزتمندانه
سلام به استاد عزیزم و مریم عزیزم
استاد جان من عاشقتم که با عشق این همه فایل رایگان در اختیار ما میزارید استاد جان شما وقتی میخواید در مورد موضعی صحبت کنید انقدر اتصال نابی به خداوند دارید که تمام آگاهی ها رو در لحظه دریافت میکنید و در کمال سخاوت و عشق اون آگاهی های ناب رو که جاری میشه در اختیار ما میزارید استاد جان شما به این منبع آگاهی بی انتها وصل هستید و بی چشم داشت با نهایت سخاوت آگاهی هارو جاری میکنید و اصلا اصلا اون لحظه به این فکر نمی کنید که این آگاهی رو ندم چون فایل رایگانه استاد شما با عشق این همه فایل رایگان آماده میکنید که هر کدوم از آگاهی ها رو تو محصولات هم گفتید حالا تو محصولات بیشتر و کاملتر در موردش صحبت کردید ولی این فایلهای رایگان گنجی هستند که اگر باااارها گوش کنیم و در مدار بالاتر بازم گوش کنیم آگاهی های عظیمی رو در اختیار ما میزاره که واقعا از همون ابتدا نتایج تو زندگی ما میاد و من و خواهرم اول با همین فایلهای رایگان شروع کردیم که چه معجزات واگاهی هایی رو دریافت کردیم و از همون فایلهای رایگان ما مدارمون بالاتر رفت و پول محصولات هم به راحتی تامین شد و ما خرید کردیم و استاد انقدر این فایلهای رایگان پر از محتوا و آگاهی هست که من هر روز بدون استثنا میام اول این فایلهایی که هرروز میزارید رو گوش میدم و آگاهی هاش رو می نویسم و بعد میرم محصولاتی که دارم رو هم گوش میدم و هر بار میگم خدااااایا استاد چقدر با عشق همین موضوعی رو که تو محصول گفته رو تو همین فایل رایگان هم گذاشته چقدر سخاوتمندانه استاد این فایلها رو آماده میکنید و مریم جانم چقدر با عشق این همه بهبود در دسته بندی و تدوین و بالا بردن کیفیت فایلها ایجاد کردند که همه اینها از عشق سرریز شده شما بوده و همیشه صادقانه استاد شما میگید اول از فایل های رایگان استفاده کنید وبا تعهد کار کنید و عمل کنید ونتیجه بگیرید بعد با نتایجی که از نظر رشد مالی روابط عاطفی سلامتی جسمانی و ارامش به دست میارید بیاید محصولات رو تهیه کنید چیزی که هییییییچ استاد موفقیت دیگه ای نمیگه و فقط میگند که محصول بخرید تا نتیجه بیاد ولی شما چقدررررر با سخاوت میگید اگر از فایلهای رایگان نتیجه نگرفتید یعنی هنوز خوب رو خودتون کار نکردید و نمیخواد محصول بخرید تا نتیجه بیاد اول با فایل های رایگان نتیجه مالی کسب کنید و با اون پول محصول رو بخرید
عسل عزیز فایلهای رایگان گنجه و اگر فایل های رایگان ریشه حزن در قرآن و قانون جذب در قرآن رو گوش کنی متوجه میشید که نباید احساس گناه و خود سرزنشی داشته باشید که فرکانس بدی رو داره و استاد عزیزم گفتند که چیکار کنید فقط کافیه ما با خودمون صادق باشیم و اجازه بدیم تا قلبمون به ما بگه خداوند هدایت کنه ما رو به مسیر درست چون تنها راه موفقیت بودن در مسیر درستی و پاکی و صداقت هست مسیری که خود استاد رفتند و بهای اون رو کامل و با تمام وجود پرداخت کردند و عامل موفقیتهاشون هم همینه و کافیه فقط متعهدانه رو خودمون کار کنیم در مسیر درست نتایج هم حتما میاد
دوست عزیزمون که گفتند تو این یکسالی که با استاد آشنا شدند وبا همسرشون تو این مسیر الهی هستند و درابتدا با همون فایلهای رایگان چه معجزات و پیشرفتهایی داشتند و بعد با اشتیاق از محصولات هم استفاده کردندو رو خودشون کار کردند و چقدر از نظر مالی تو همین شرایط بیماری رشد کردند و از نظر روابط عاطفی و عزت نفس دستاوردهای بزرگی داشتند زندگیشون به کل متحول شده و تغییرات خوبی ایجاد کردند و هدایتشون برای خرید اون خونه تو تهران که چقدر خداوند زیبا ایشون رو هدایت کرده در زمانی که تو شرایط قرنطینه و بیماری بودبا تغییر زاویه نگاهشون با داشتن احساس خوب و باورهای خوب هدایت شدند تا تو ویلا و محیط خوبی باشند ودر ارامش در مورد قوانین صحبت کنند ورو خودشون کار کنند همینطوری ارام ارام هدایت شدند به تهران سمت دریاچه چیتگر و هدایت شدند به خرید خونه در اون منطقه و اینکه خداوند اجابت میکنه خواسته های ما رو به شرط ایمان و باور و عمل ما در زمان مناسب و مکان مناسب قرار میگیرم ایشون رو متعهد کرد که با اشتیاق به این روند و این مسیر درست ادامه بدند
استاد جانم عاشقتونم که به فکر حامد بودید و گفتید اگر پشت فرمونی بعدا صحبت کن و حامد عزیز هم سریع ماشین رو پارک کرد که هم صحبتی با شما رو که خواستشون بود رو از دست ندند و چقدر زیبا از شجاعتی که به خرج داد و تو اون شرایط سخت با ایمان رو پاهای خودش ایستاده واز خداوندهدایت خواستند و گفتید که نمیخواستید از نظر مالی به پدرتون وابسته باشید وامیدتون به کمک مالی و ساپورت مالی پدرتون باشه چون فهمیده بودید این شرکه و شما خودتون توانایی این رشد وپیشرفت مالی رو دارید و خداوند به همه ما به یک اندازه نزدیکه و اجابت میکنه خواسته های ما رو و با ایمان عمل کردید به الهامات خداوند والان این نتایج رو رقم زدید ور شد تکاملی رو ادامه دادید و خداروشکر رشد کردید و اتفاقات خوبی که چند سال منتظرش بودید رخ داده و همچنان این روند ادامه داره و عرفان عزیز و حامد عزیز چقدر نتایج عالی گرفتندو استاد جانم گفتند که چقدر بهشون افتخار میکنند واقعا تحسین میکنم این دوستان رو و منم به زودی زود با نتایجم استاد رو خوشحال میکنم و خداوند هدایتم میکنه به سمت خواسته هام و میام از نتایجم میگم انشا الله
اهرم رنج ولذت: هر تغییری در کوچکترین و بزرگترین اسکیل به واسطه درست بودن جای اهرم رنج ولذت در ذهن هست و اگر من میدونم بایدتغییر کنم و نمیکنم یعنی رنج تغییر نکردنم و لذت تغییر کردنم هنوز درست تو ذهن من قرار نگرفته و داستان تغییرات رو از هر زاویه ای نگاه کنیم این الگوی درست یعنی جای درست اهرم رنج ولذت رو در ذهن میتونیم ببینیم اگر هر جایی من میخوام تغییر کنم ولی زور ایمانی من یا پشتکار من نمیرسه راهش استفاده از اهرم رنج ولذت هست بیام تو کاغذبنویسم اگر تو ۵ سال آینده این تغییرات رو ایجاد نکنم چه اتفاقات بدی می افته و اگر تغییر کنم چه اتفاقات خوبی میافته و حداقل تا ۲۱ روز هر روز بخونمش با بزرگنمایی کردن اون اتفاقات کاری کنیم که این رنج ما رو هل بده به سمت لذت و هر دو در یک راستا قرار بگیره به شکلی که باعث بشه من حرکت کنم و ایده ها رو عملی کنم و این اهرم رنج و لذت رو میتونیم تو تغییر عادات بد رفتاری و یا استفاده کردن از قوانین بدون تغییر خداوندو نتایج خوبش و یا در مورد مسائل مالی و…. استفاده کرد و نتایج بزرگی رو کسب کرد کافیه فقط به ایده هایی که بعد از انجام این اهرم رنج ولذت گفته میشه که با شرایط کنونی ما هماهنگه عمل کنیم و نتایج صددرصد میاد
آن “تصمیم بزرگ و ترسناکی” که به تعویق انداختهاید، چیست؟ (مانند راهاندازی بیزینس جدید، ترک شغل فعلی، یا تغییر یک باور بنیادین.)
2. رنج: اگر این تصمیم را به مدت 5 سال دیگر نگیرید، “بلاهایی” که بر سر زندگیتان میآید (به وضوح و با بزرگنمایی) چیست؟
3. لذت: اگر همین امروز این تصمیم را بگیرید و موفق شوید، “لذت” و “دستاورد” شما در 5 سال آینده چگونه خواهد بود؟ (این لذت باید شما را جذب کند.)
4. تعهد توحیدی: اکنون که اهرم فعال شد، شما چطور «امیدتان به حمایت دیگران» را قطع میکنید و با اتکای مطلق به خداوند (نه پدر، نه خانواده، نه شریک)، این گام شجاعانه را برمیدارید؟»
*خدا را شکر من الان در حال تغییر هستم تصمیممو گرفتم تصمیمی که حدوداً دو سالی میشه که فهمیدم رسالتم چیه ولی گامی براش برنداشتم ولی امسال عزممو جزم کردم ه حتماً اون بیزینس خودمو کسب و کار شخصی خودمو راه بندازم و قدم به قدم دارم جلو میرم و فایلهای تغییر رو دارم پیش میرم باهاشون
*اگه بخوام صادقانه بگم و این تصمیمو به تاخیر بندازم مطمئناً من 5 سال دیگه مدارس تاپو نخواهم داشت تعداد دانش آموز زیاد و نخواهم داشت چون مزایده هست اصلاً ممکنه سالی هیچ مدرسهای به من داده نشه مزایده برنده نشم اجارهها بالا باشه و خیلی مسائل دیگه
*و اگه این تصمیمو بگیرم من دیگه نیازی به مزایده نیست هر سال یک جایی مشخص هستم اولیا منو میشناسند رضایتمندیشون باعث میشه شاگردهای دیگه به سمت من بیان حتی بچههای بعدیشون حتی نوههاشونو بیارن پیش من و اینکه اولیایی که اونجا هستند وقتی مسئولیت پذیری منو میبینن عشق به بچهها رو در من میبینن وقتی مدیریت عالی منو میبینن مطمئناً همینها باعث میشه من ورودی دانش آموزای زیادی داشته باشم و روز به روز تو کارم پیشرفت داشته باشم به محل کارم عشق بورزم اونجوری که دوست دارم اونجا رو تزیین کنم اونجوری که دوست دارم صندلیهاشو بچینم دکورشو بچینم برام خیلی جذابه که اونجایی که کارم هست بتونم زندگی کنم مثلاً مثلاً وقتی که پسرم کلاسش تموم میشه مستقیم میاد اونجا پیش خودم چقدر جالب میشه که اونجا اون محیط کار من محیط زندگیم میشه دیگه چالش اینو ندارم که اگه کاری داشتم اگه پروسه جدیدی داشتم اگه خواستم مثلاً بچه دومی داشته باشم نگران باشم دیگه اونجا راحت به همه اون چیزایی که میخوام میرسم , چقدر میتونم از نظر مالی پیشرفت کنم چقدر میتونم برنامهریزیهای درست داشته باشم چیزهای جدیدی یاد بگیرم
*من برای این کار روی هیچ کسی هیچ حسابی نکردم سالهای ساله که در کودکستانهای دولتی کار کردم مبالغشو جمع کردم یه زمین داشتیم و اونو برای استارت کارمون برای فروش گذاشتیم حتی فروش این زمین و سپردم دست خدای مهربان
دوتا نکته خیلی مهم این فایل برای من داشت که در ادامه بهش اشاره میکنم:
• اول اینکه این روزها خیلی در مورد اهرم رنج و لذت میشنوم. همونطور که توی بقیه کامنتها بهش اشاره کردم من هنوز به طور جدی از این اهرم برای خلق خواستههای خودم استفاده نکردم. فکر میکنم وقتشه که در موردش بیشتر فکر کنم و کمی جدیتر بشم. از خداوند میخوام که من رو به مسیری هدایت کنه تا در آن بتونم به طور کامل و دقیق از این ابزار برای رشد خودم استفاده کنم.
• نکته بعدی این بود که من فکر میکنم عسل جان احساس گناه و عذاب وجدان زیادی داشتند. منم به خاطر یه اتفاقی خیلی عذاب وجدان دارم یعنی فکر میکنم باید یه کاری رو در قبال کسی انجام بدم و وقتی انجام نمیدم فکر میکنم دارم در حق اون آدم ظلم میکنم؛ و اون آدم لایق شرایط بهتریه. این عذاب وجدان از اینکه نکنه من کافی نباشم برای اون آدم، خیلی آزارم میداد. تا اینکه یاد این نکته افتادم که بدترین احساس، احساس گناه و عذاب وجدان هست. حس میکنم توی این فایل قرار بود بهم گفته بشه که یکم شل کن نرگس.
خدا رو صد هزار مرتبه شکر بابت اینکه لایق شنیدن این آگاهیها هستم.
تمرین فصل جدید در آغوزش تعقییر…الحمدالله رب العالمین…
من فاطمه و نرگس علی پور” تولید کننده “خلق دستکش زنانه کاربردی..
بعد از سالها تلاش ،مدرک تحصیلی به مدت 6 سال و به مدت 15 سال تقلا و بدو بدو ها.در حوزه رشته طراحی دوخت.
امروز که دارم این پیام رو مینویسم 37 سالمه.من متولد 29/6/67 میباشم….
و امروز به مدت عضویت 4 سال چند روز…در مسیر درست و مسیر راه الهی تونستم”به یاری خودش و عزت نفس در تمامی جکبه ها..چیزی رو تولید کنم.
که به قطعیت،میتونم بگم توی حوزه خودم هنوز کسی نتونسته بهمچنین ورژنی از کار من تولید کنه..
چون کلاسی که من شرکت کردم پولش؟از طرف خدا بهم الهام شد.و هدایت من تو این مسیر…باعث شد…که از باورهای دوستانم در فضای مجازی دور بشم..
و بتونم چیزی رو خلق کنم.که امروز بصورت واضح ارزشمندی این دستکش بهبود یافته رو میتونم توی دستان اکثرایت افرادی که میپوشن.جزو بهترینها باشه..
این تمرین..گویای همین مسیر مد نظرم می باشم..
……………………….
آن “تصمیم بزرگ و ترسناکی “که به تعویق انداخته اید چیست!
(مانند راه اندازی بیزنس جدید-ترک شغل فعلی-یا تعقییر یک باور بنیادین)
استادم!!!من توی این چهار سال..دقیقا اقدامات من..فقط “مختص”” مسیر بیزنس و یا مسیر سلامتی.یا در مسیر رابطه ..نبود…
منظورم اینه….
همه این موارد بنظر من بهم متصل هستند….
بر فرض من ترس از یسری عوامل توی زندگیم داشتم…
خداوند بهم الهام میکرد باید اینکار رو انجام بدی..مسیر من ترس شدید از قبرستان بود .کلا از فرد مُرده. قبر و فلان میترسیدم…
مخصوصا جاهایی که انبوه قبرها بود..
یادم اون اوایل بیزنسم که اسفند 402.آخرای سال.بهم الهام شد و یسری قدمها توی اوایل سال 403 برداشتم..
و پیش رفتم..
بهم گفت باید بری قبرستان.و اون اصرار با اصرار..دقیقا مثل کتاب رویاها
.بهم گفت…رک و پوست کنده…
اگه پیش نرفتی خبری از نوفقعیتتت نیست.من میگفتم میترسم…!
اون میگفت اگه نری..خبر از کارافرین شدنت و رابطه فلان و ثروتتت و فلانها نیستا..
پس برو من همراهتم..
یه اوضاعی داشتیم!
میخام بگم!!!هر اقدامی بهم الهام میشد….
اینم بگم.طبق تکامل من..
من یه مشکل جنسی “این خودافشایی من.برای یه دختر خیلی حرفه…ولی اصلا برام مهم نیست..
چون من خیلی توی این مورد مشکل داشتم.
استاد خداشاهده همون روز اول در سایت اون مشکل حل شد..
من 35 سال…توی این مورد مشکل داشتم..
و اینقدر روی باورم کار کردم.یوقتایی ماها طول کشید.ولی بعداش به لطف خودش ناپدید شد..چون خیلی آزار میدیدم.اونم لطف خدا بود…
گفتم خدایا خسته شدم هدایتم کن..
استادم توی بحث روابط…تا دلت بخاد مشکل داشتم..من با برادر بزرگم.سالها مشکلات داشتم..بدون استثنا هفته هفت روز ما بد تو شاخ هم میزدیم..
روابطم با پدر برادر.خواهر.ووو مشتریان.الله اکبر تا دلت بخاد باورای خاص خودمو داشتم…
و خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی باور توی رابطه داشتم.که مشکل ساز تمام زندگیم در هر جتبه ایی از زندگیم شد..
من میگم مشکل رابطه..باعث میشه مشکل بیزنس .مشکل سلامتی هم بهم بزنه..
یا مشکل ثروت..هم همینجور هم توی سلامتی و هم رابطه در تماسه..
همه چیز در هر جنبه ایی بهمدیگه متصل میشن..
و هر گاه هر نشتی از این موارد بیاد…باعث میشه مثل کِرم همه رو کثیف کنه…
من یه مثال دارم…محصولات ما خرمای زاهدی هست.همون خرما خشک..ما بهش میگین قَصب..
اگه توی یه محیط بزارم.بدون سردخانه…اگه چند تا از این خرماهای خشک حشره پروانه بزنه..کل قصبها پروانه ایی میشن..
بهمین خاطر فقط توی سردخانه میزارن.یا فورا توی همون نخلستان یجا با هم میفروشن..
استاد دقیقا این مثال…نمونه بارزه یک نشانه خداونده…
بهمین دلیل کنجکاوی در طبیعت خیلی مهم هست..
میخام بگم…طبق فرمول جلسه اول عزت نفس..تصمیمات به تعویق افتاده….
باعث شد من تمام جنبه ها رو یک به یک انجام بدم.تا بتونم این دستکش رو هم از نظر الگویی و هم از نظر دوختی و خیلی موارد دیگه..
یه دستکش پارچه مرغوب میخاد..
الگو برداری دقیق میخاد.
کیفیت دوخت میخاد..
من خیلی پارچه خراب کردم.ولی گفتم اشکال نداره..من ادامه میدم..
دستکش من جز یه اموزش ساده مزونی نبود..
همین!!!!
من سایزبندیش کردم…دوختشو مدل استاندارد جامعه زدم..شماره نخ دوختمو روی استاندارد گذاشتم..خیلی حاها با دست دوخت کردم..برای اتکیتش تکامل گذروند و خیلی موارد..
خداوند بهم گفت یه گوشه بزار..بازم اون قلق مزونی داشت..و خیلی موارد دیگه…میتونم ساعتها راجع بهش صحبت کنم..
منیکه “مدرک لیسانس این رشته بهترین دانشگاهای دولتی و نیمه دولتی گرفتم…هیچی عائلم نشد.بعدام سابقه کار تمرکزی زیاد…
2..رنج: اگر این تصمیم را به مدت 5 سال دیگر نگیرید، “بلاهایی” که بر سر زندگیتان میآید (به وضوح و با بزرگنمایی) چیست؟
اره استاد عزیزم…چیزیکه بقول خودت قسم حضرت عباسم نیست..
من عاشق صحبتاتم…که اینقدر حرفتون رُک و پوست کنده هست..
من همیشه آرزوی همچنین صحبتهایی به خودم بودم..ولی بعضی وقتا ازش فرار میکردم..
ولی میدونم عمل نکردن هیچ احساس دلسوزی نداره..آب هویچ بدی..آب هویچ تحویل میگیری بدون برو برگرد….اخخخ قربون زبانت که اینقدر دقیق روش کار کردی که سدی مثل روحت…
استادم منم سعی کردم همینجور بخودم سخت بگیرم…نه برای آزار خودم..بلکه طبق قانون باید عمل کنم.اگه میخام جواب بگیرم…
استادم…اونجاهایی که الهام میشنیدم…و یکم میترسیدم…و خداوند بهم میگفت..اگه پیش نری خبر از موفقعیتت نیست…
من خودمو هُل میدادم…
من یه عصر تا شب به مدت 4 ساعت فقط داشتم غلبه بر ترس انجام میدادم..هیچکس نبود …
خیلیم برام سخت بود…
استادم من سفرهای متوالی چند ساعته داشتم..هر جای شهرم که میدونستم ترس داره رفتم…
مثل دیوانها..
مثل اینکه یه دوست ترسو و ناجالب داشته باشی..و منصرفت کنه..که اون شیطان بود..اون میگفت من انجامش میدادم…
ترسم بودا!!!خیلی….چون میدونستم داره منو میترسونه..میگفتم میرم تو دلش..
در کنارش..خدا بیشتر بود….
اینم بگم…
استادم!!!اهرم رنج…توی دریافت خاستهام خیلی شدیده…میدونم اگه پیش نرم..اگه در برابر الهامات کم بیارم…من به واضح سخن خدا رو شنیدم..
خداوند برای ما اسانیها میخاد..
اصلا نیاز نیست برای رسیدن به خاستهامون با افراد بجنگیم…
من دیدم توی کامنتا چند تا از بچه ها دارن با شرایطشون میجنگن..
بخدا من نجنگیدم…من براحتی به یسری خاستها رسیدم..
به الله قسم…..هیچکسی نفهمید..
جهان داره کارها رو انجام میده..فقط باید بزارییم هدایت بشیم..
من با برادرم نجنگیدم..خودش درست شد..و در برابرش بازم به الله قسم…خیلی راحت میلیونها بهم هدیه دادن…
من دارم اینا رو میگم چون از طرف این قانون خیلی مسائل و مشکلاتمو حل کردم…
قانونی که راه حل ساده بهت میگه..
یه مثال بزنم…من سر یه وام چند میلیون تومانی در سال 98..یه دردسری تا چند یال گریبانم بود و هر دفعه این شخص بهم توهین میکرد.
گفتم خدایا این پول رو اصلا نمیخام..
خدایا کمکم کن..
با خرید دوره عزت نفس در اوایل مهرماه 403..تونستم با یه الهام..که بهم گفت!سود مولتو میبخشم..در صورتیکه کل پول رو مونده تا بهمن ماه تسویه کنی..
و ایشون هم راضی قرار دادمون منهل شد..و من از ایشون میلیونها تومن بدون هیچ چشم داشتی دریافت کردم.حتی لباس و چیزهای دیگه…
و جهان کار خودشو انجام داد….
من میگم..رنج ..خیلی خوب تو ذهنم نقش بسته..من میخام با تمام قواّ این مسیر رو پیش ببرم..
و میدونم اینهمه نتیجه بخاطر چند ماه هست.خدا داند تا 5 سال دیگه من کجای این دنیاییم..
و همه رو لطف خدا میبینم…
استادم!!یه شبهایی زیر پتو که میخام بخابم..از ترسش بدنم به لرزه میفته…از قدرتش..از جهنمی که بهم نشون داده..
خیلی الهامات از خداوند بهم گفته میشه قطعا برای شما هم هست..
من قبلنا از یسری حرفها سوپرایز میشدم..ولی الان که هر اتفاقی میفته…میگم..هذا من فضل ربی..
خدایا اینهمه خوشبختی فقط از آن تو هست من که بجز خودت هیچکسی رو ندارم..
من خیلی ازش؟میترسم…احساس میکنم تنها چیزیکه خوشحالم میکنه..و اون لحظه منو قدرتمند میکنه..بهترین هدیه های دنیا..لحظه اییه که ازش میترسم…اون لحظه خیلی ناتوانی خودمو میبینم.
استادم من سفرهای درون شهری میرم.بدون گوشی…یه شخص بهم گفت..گوشیتو همراهت ببر.شاید یه اتفاقی برات افتاد…
گفتم نرگس…اگر خدا همراهته هیچ اتفاقی نمیفته..و داشت غم ناراحتی بهم میداد..
بدون استثنا هر روز مادرم بهم میگه…
بقول زبان خودمونی.
دختر بیصحاب میبرنتا….
ولی من سعی کردم حرف نزنم..و بگم اون خداست با منه…
من بیشتر احساسم با خداوند نزدیک میشه..
بیشتر روش حساب باز میکنم..
تمرین….
لذت: اگر همین امروز این تصمیم را بگیرید و موفق شوید، “لذت” و “دستاورد” شما در 5 سال آینده چگونه خواهد بود؟ (این لذت باید شما را جذب کند.)
لذت…همین نتایج کوچکه….
مگه عقل خودم میدونست من میتونم همچنین چیزی رو خلق کنم…
همه بچه های اون سایت میگفتن..لباس عروس مدل فولترینگگ.مدل ترنینگ.مدل تاپلکس..ندل دامنهای چینهای عربی ..مدل فلان قلق مزونی..
بخدا من نمیدونستم…
میدونم اون خداییکه منو تو این مسیر گذاشت..بقیه هم انجام میده تا همین آخر سال نمیدونم میخاد چه راه هایی رو بروم باز کنه..
خدا داند 5 سال دیگه کجا هستم..
استادم!!!من عاشق. عاشق…. این توع ورژنم که روی؟شونهاش بشینی باهاش پرواز کنی…
یه شب با هم رفتیم بهشت…وای چه صبحی بود…چه جیزهایی بهم نشون داد..
استادم من از بچگی یه الهام بهم شد..دقیقا اون تصویر توی صفحه نمایش؟گالریم هست..
حساب کنید..من از بچگی بهم الهام میشد..
استادم !!سواد خاصی نداشتم.یه شب خواب دیدم یه آدم مهربون..با اون خصلتهایی که اون باور گذشتگانمون راجع بخداوند بهمون گفته بودن.
خواب دیدم یه مرد خوش اخلاق با ریش بلند.
بهم گفت میدونی من کی هستم؟
گفتم خدا..
گفت آفرین عزیزم…اونو تو حس بهم میگفت..و ایشون داشت ناز منو میکشید…
استادم من همیشه خدا رو تا بزرگ شدم به اون شکل میشناختم..
اره میدونم….جواب تمرین من…هر کسی تو مسیر استقامت کنه و اینو با شور شوق بیشتر پیش ببره حتما ..عرض کنم نه فقط 5 سال دیگه..همین فردا چقدر خوبیها براش رقم میخوره ..5 سال دیگه…انشالله احساس میکنم شرایطم عالیه…
که حتی شاید تصوراتممم کنارش کم بیاره..
تمرین آخر..نقطعه اصل کاری!!!
4…تعهد توحیدی: اکنون که اهرم فعال شد، شما چطور «امیدتان به حمایت دیگران» را قطع میکنید و با اتکای مطلق به خداوند (نه پدر، نه خانواده، نه شریک)، این گام شجاعانه را برمیدارید؟»
مبخام بگم!!!تمام صحبتهام..تمام مسیرهام..تمام اقداماتم توی این چهار سال فقط بر پایه توحید بوده….
مگه ما انسانها بحز این حرف دیگه اییم دارییم..
نمیگم به این موضوع تونستم خیلی خوب عمل کنم.ولی هر موقع این اتکاها رو از دوشم برداشتم..باعث شد پاداش خوبی از طرف خدا بهم برسه..
چون ما انسانیم..
یدفعه ..
شده من یه الهام بهم رسیده..بعد باید یجاهایی رهاش؟کنم بخدا…
ولی از اونطرف دارم به اون میچسبم..اوایل بیزنسم باعث میشد خیلی روی اون الهام حساب کنم.میدونی چجور بود اون الهام درسشو بهم داده بود.دیگه موقع رها کردن بود..حالا یجایی بدون نتیجه میشد..
من فکر میکردم این بی نتیجه یعنی یچیز بی فایده..
و اونجا من کم طاقت میشدم..و بخودم میومدم..میگفتم..نرگس….
خدا میخاسته با این الهام این درس؟رو بگیری..
چرا داری تقلا میکنی که حتما با این الهام با فلان ذهنیتت برسه..
اونجا رها میکردم حالمو خوب نگه میداشتم..
بعدها الان که گذشته میدونم اون پروسه فلان درس رو بهم داده…
استادم!!!من خیلی توی این مورد.احساساتم غلیان میکرد.هنوزم احساس میکنم خرده هایی دارم.ولی سعی کردم هوشمندانه و همون باورهای توحیدیمو کار کنم..
و نخام زیاده روی کنم..بزارم پیش بره…
فقط نتیجه گیری از اینهمه صحبت…همگی برمیگرده به توحید….0
که خودش نیاز بکار کردن داره..منم دارم سعی میکنم نقطعه های اتکاهامون هر سری..توی هر موردی کنار بزارم…
و میدونم خداوند توی این زمینه مرا هدایت خواهد کرد…
استادم…اولا بخودم افتخار میکنم…که تونستم در این مسیر تلاشمو کنم.خیلی جاها هنوز کار دارم…ولی میدونم اگر گام شجاعانه برندارم…
و امیدم را از خدای خودم بگیرم و به دیگران بدم..
من همون نرگس سابقه ام..
که شبانه روز دنبال افراد اداره ها بود تا یکی پیدا بشه بهش کمک کنه..
و اون لطف خدا باعث شد.مایه آبروریزی خودش؟نشه…
من خیلی مسیرها رفتم..الحمدالله..تا دلت بخاد چک و لگد خوردم..من فقط میگم..خدایا …
هر صبح این باور رو میگم.
امروز صبح کنار رشته کوه بزرگ شهرمون..یه نگاهی بهش انداختم..
گفتم خدایا!!!!در برابر این استقامت کوه..منم بخودم متاهد میشم…
چه با نتیجه چه بد ن نتیجه..امروز رو سعی میکنم حال خودمو خوب نگهدارم…و تو مسیرت ثابت قدم باشم.و تو راهنما و هدایتگر من باش..
خدایا بیزنسم.روابطم.سلامتی ام..هر چی باشه رو خودت هدایت کن..
استاد توی فایلهای توحیدی شما میگین…
خداوند میدونه خاستهای شما رو ..نمیخاد مدام بهش یاداوری کنید…
درسته دوستداریید بهش؟برسین..اون خدا میدونه چه زمانی اون خاسته با شما هم مدار بشه..
منم میگم..
خدایا مثل این کوه بهم صبر بده..کمکم کن.تا سجده گویت باشم و تو مسیرت باشم…
آخه هیچ چیزی به زییایی صلات تو نیست..
من بچه که بودم..خانواده پدری مادرم…خیلی ادعای مذهبی دارن..فلان نماز شب فلان نماز چند رکعتی.فلان نماز فلان..خیلی توی این مسیرها هستند..یه ادعاهای خاصی دارن..من کاری به مسیرشون ندارم..
مادرم همیشه میگه..ادم مومن همینا هستند فقط دارن نماز میخونن.
با همون زبان بچگیم همیشه برام سوال بود..
یه چادر بزرگ بندازی روی سرت..و یه تار موهات پیدا نشه..منم یه ادم گرمایی هستم.
یادمه یه چادر دوختم جلوشه بسته بودم تا زیرش لخت باشم..
میگفتم یعنی چی…ساعتها بری بالا بیای پایین بعد فشار چادر و مواظب بودن چادر..
وای خدایا اونم نماز 100 رکعتی من حالم بد میشد..
فکرشم آزارم میداد…
اولین کاری که کردم اقدامات برلی از بیین بردن حاشیه ها بود واقعا از احساس گناه و و این چادر جاقچقورا راحت شدم..
خدایا شکرت…
و استادم…الان خیلی راحتم..خیلی احساس بودن در کنار خدا رو دارم..اصلا چقدر با همدیگه خوشحال و خوشبختیم…استادم کارایی میکنم که اون فرد نماز 100 رکعتی هنوز تو زندگی همچتین آبشنی از خداوند رو ندیده.و من امروز خیلی خیلی بیش از حد راضیم از؟بودن در کنار خودم و خدا..
اصلا یه زره هم حال نمیکنم با هیچکسی…اصلا بودن در کنار شخصی متضاد با خودم…
نمیتونم یه ثانیه هم تحملش کنم…نسبت به افراد نزدیکمم همینجور شدم..
حتی با وجود اینکه مومن رو از؟یسری چیزها میبیینن.
استادم در نهایت سپاسگزارتم بابت اینکه “ما رو از جهنمی که باورهای گذشتگانمون بهمون فهموندن نجات دادی….
استادم خیلی متشکرتونم.که این مسیر رو با مخالفتهای اطرافیانت…ادامه دادی..جونمونو نجات دادی…خدا داند در اینده چه شود..
در نهایت سپاسگزار خداوندم.که همیشه پیروز و سربلند هست.و همواره در حال هدایت ماست..این هم ترین آبشنه..
به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی و زیبایی و عزتمندانه و به صورت کاملا طبیعی و بدیهی هذا من فضل ربی
سلام به استاد و مریم عزیزم و دوستان هم مسیر
1. آن “تصمیم بزرگ و ترسناکی” که به تعویق انداختهاید، چیست؟ (مانند راهاندازی بیزینس جدید، ترک شغل فعلی، یا تغییر یک باور بنیادین.)
مشخص کردن وضعیت وراثت و مشخص شدن تکلیف املاک پدری
2. رنج: اگر این تصمیم را به مدت 5 سال دیگر نگیرید، “بلاهایی” که بر سر زندگیتان میآید (به وضوح و با بزرگنمایی) چیست؟
اهرم رنج : هیچ تغییری در وضعیت املاک ایجاد نمیشه
هیچ ایده ای برای بهبود عملی نمیشه
روابط خانوادگی بدتر میشه
ترسها به دلیل وابسته شدن به شرایط بیشتر میشه
هیچ تصمیمی برای اینده برای طولانی مدت نمیتونیم بگیریم
هزینه نگهداری و بازسازی روز به روز بیشتر و سخت تر میشه
تمرکز ما پخش شده روی همه املاک
این نقطه امن در حال حاضر با نشونه هایی که هست دیگه نقطه امن نیست
هیچ اعتمادی بین افراد خانواده نیست
مراحل پرداخت مالیات و امور اداری سخت تر و بیشتر میشه
وقتی این حق شرعی رو نتونیم دریافت کنیم داریم به جهان این فرکانس رو میفرستیم که ما ادمهای ضعیفی هستیم
این بلاتکلیفی ما رو در احساس قربانی و عدم اعتماد به نفس و عزت نفس قرار میده
ترسها و اقدام نکردن ما رو از فرکانس توحید و هدایت از خداوند و توکل و ایمان به قدرت خداوند کاملا دور میکنه
در محدودیت و ترس و احساس کمبود و عدم آرامش بیشتر هستیم آزادی ما کمتر شده
3. لذت: اگر همین امروز این تصمیم را بگیرید و موفق شوید، “لذت” و “دستاورد” شما در 5 سال آینده چگونه خواهد بود؟ (این لذت باید شما را جذب کند.)
اهرم لذت : تغییرات در املاک و بهبود شرایط با مشخص شدن وراثت انجام میشه
ایده ایی که داریم به راحتی اجرا میکنیم
روابط خانوادگی بهتر میشه در صلح درونی با خودمون و اطرافیان هستیم
میتونیم با خیال راحت برای اینده کمی دورتر برنامه ریزی کنیم
کارها ی رسیدگی به اموال با مشخص شدن سهم به راحتی انجام میشه
تمرکز ما روی اموال شخصی خودمون بیشتر و بهتر میشه
اعتماد ما به افراد خانواده بیشتر میشه
توحید و توکل ما به خداوند به هدایت و بخشندگی و فضلش بیشتر میشه
عزت نفس و اعتماد به نفس ما قدرت تصمیم گیری ما بیشتر میشه
رشد شخصیت و رشد مالی ما بیشتر میشه
فرکانس اینکه ما توانمندیم و میتونیم از حق خودمون دفاع و با عزت دریافت کنیم رو به جهان میفرستیم
فرکانس اینکه ثروت و نعمتی که از فضل خدا دریافت کردیم و برامون ارزشمنده رو میفرستیم
از مدار قربانی بودن و ترس از دست دادن و وابستگی خارج میشیم
با ایمان تر و متوکل تر به خداوند میشیم هدایتها و نشونها رو بهتر درک میکنیم
شادتر و آروم تر و آزادتریم
4. تعهد توحیدی: اکنون که اهرم فعال شد، شما چطور «امیدتان به حمایت دیگران» را قطع میکنید و با اتکای مطلق به خداوند (نه پدر، نه خانواده، نه شریک)، این گام شجاعانه را برمیدارید؟»
ما در این مسیر حتی مسائل قانونی رو هم نرفتیم پیگیر بشیم ورودی به ذهنمون ندادییم
از کسی حتی اطلاعاتی نگرفتیم
هیچ دوست و اشنا و پارتی نداریم
هیچ ایده ای هم نداریم
فقط با هدایت خداوند از اسناد و مدارک کپی گرفتیم
فقط میخوایم با هدایت خداوند که وظیفه خودش اعلام کرده که هدایتمون میکنه و تنها روزی دهنده ماست میخوایم قدم به قدم با هدایت خدا پیش بریم
بدون هیچ عجله ،طمع و یا ترس و شک و تردید
احساس خوب و ارزشمندی درونیمون رو فقط به حضور قدرتمند خداوند در وجودمون گره زدیم نه هیییییچ عامل بیرونی
خدایا از قلب ما اگاهی که مشتاق و آماده تغییرییم چون ایمان داریم که تو بهترینها رو همیشه برای ما میخواهی و در این مسیر تنها و رها شده نیستیم کمکمون کن آنی و کمتر از آنی از نور هدایت و قدرت بی نهایت تو در وجودمون دور نشیم تو برای ما بیش از کافی هستی
الهی شکرت که هفده قسمت از این پروژه ی پر از الگوهای مناسب رو با حسوحالی پراز امید پشت سر گذاشتیم
سلام و درود به استاد عزیزم و تمام دوستان گرامی که با تلاش و ایمان، در این مسیر پیشرفت شگفتانگیزی داشتن.
واقعا باید همه دوستانی که تو این مسیر بزرگ و تحولآفرین پیشرفت داشتن و نتایج عالی گرفتن، هزاران هزار بار تحسین کنیم! وخصوصا دوستانی مثل حامد عزیز که از اون شرایط به این همه رشدوپیشرفت شخصیتی و مالی دست پیداکرده،نوشجونتون و گوتارای وجودتون این همه رشدهای توحیدی و خداپسندانه….
این دوستان نشون دادن که وقتی همراستایی با قانون و آرامش درونی باشه، نتیجهها معجزهآسا میشن. من هم تجربهام رو میخواهم با شما به اشتراک بذارم.
یادمه وقتی من و همسرم میخواستیم ازدواج کنیم، اوضاع مالی اصلا مناسب نبود. نه پولی برای هزینههای عروسی داشتیم، نه برای خیلی چیزای دیگه، از جمله هزینه کنتور برق و گاز! خیلیها بهمون گفتن که بهتره به خالهام که همون مادرشوهرمه برگردیم و چند سال پیشش باشیم تا بدهیهامون رو بدهیم و زندگی رو راحتتر شروع کنیم.
ولی من در اعماق قلبم حس میکردم که اگر این کار رو بکنیم، همسرم ضعیف میشه و دیگه تلاش نمیکنه. با اینکه هیچ چیز از قانون جذب و توحید نمیدونستم، ولی این حس رو داشتم که وقتی به غیر از خدا تکیه کنیم، هیچ وقت رشد نخواهیم کرد. این رو زمانی فهمیدم که دو تا از جاریهای من به خیال خودشون زرنگی کردن و چند سال پیش مادرشوهرم زندگی کردن. اما الان اوضاع زندگیشون نشون میده که به هیچ وجه این مسیر باعث رشد نمیشه.
با اینکه اوایل، شرایط سختی داشتیم، اما این تضاد باعث شد که همسرم بیشتر به خدا و خودش تکیه کنه. و امروز خدا رو صد هزار مرتبه شکر میکنیم که با اینکه فرزند آخر خانوادهست، ولی از همه لحاظ شرایط عالی داریم. دو تا ماشین داریم، خونهای با امکانات عالی داریم و عشق و محبتمون هر روز بیشتر از قبل میشه.
از هنری که من در این سالها یاد گرفتم و بهش تسلط پیدا کردم، هیچ وقت نمیتونستم تو خونهی مادرشوهرم اینطور رشد کنم و استعدادهای خودم رو شکوفا کنم. این رو به وضوح میبینم که وقتی خودت میری جلو، حتی در سختترین شرایط، خدا بهت کمک میکنه.
الان میبینم که تو چند سال آینده، با اتکای کامل به خودمون و خدا، شاید بتونیم به راحتی مهاجرت کنیم، چیزی که اصلاً هیچ کدوم از اعضای خانواده همسرم بهش فکر نمیکنن. این برای من و همسرم یک رویای شیرینه که بهش اعتقاد داریم.
واقعا به این دوستانی که تو این مسیر پیشرفتن و با تکیه به اصول درست، نتایج شگفتانگیزی گرفتن، تبریک میگم. اگه کسی بخواد زندگیش رو تغییر بده، این مسیر و این تصمیمات درست میتونن راهنمای خیلی خوبی باشن. خداوند همیشه دستان ما رو هدایت میکنه، فقط کافیه بهش اعتماد کنیم.
در نهایت، از خداوند میخواهم که در این مسیر، همیشه و در همه حال، همراهمان باشد و ما را به بهترین نتایج هدایت کند.
با آرزوی بهترینها برای همه شما عزیزان و استاد محترم.
آگاهی های این فایل، مراقبه ای است با صدای استاد عباس منش برای به صلح رسیدن با خود. همچنان که متن را می خوانید،حتماً بارها فایل صوتی را گوش دهید و به مفاهیم آن فکر کنید.
دیدی که هر اتفاق خوب تنها نتیجه قلبی پاک بوده است و خواهد بود و قلبت را پاک کردی و سادهتر شدی و سادگی رهایی و همین است که اینجایی و هنوز مشتاقی و حالا میشنوی صدای خود ابدیت را که از درونیترین لایههای وجودت با تو حرف میزند.
من جانم و آگاهی ، تو جسمی و ذهن و من اصل تو ام، خود متعالی تو، خود لایتناهی تو، توی بینهایت، توی مقدس. وقتی فراموشم میکنی و فراموش میکنی که این زندگی تنها یک تجربه کوچک در ابدیت توست، سقوط میکنی و همین است که جامعه بشری، همه بشر امروز در سراشیبی سقوط هست و همین است که ارزشهای امروز همه بیارزشی است.
و تو تنها وقتی نجات مییابی که مرا دوباره پیدا کنی، خود لایتناهیت را، اصلت را و همین است که تو هرچند موفق، هنوز درون به دنبال چیزی میگردی. هنوز به آرامش نمیرسی، هنوز یک چیزی کم داری و آن قداست تو، ابدیت تو، اصل توست.
بیا این دیدار را گرامی بداریم. این دم را که برای همه پیش نمیآید و چه میشد اگر پیش میآمد؟ بیا بیشتر آشنا شویم. حکایت من و تو که حکایت جان است و جسم و من که از ازل بودم، این بار در تو تجلی یافتم؛ خیلی پیش از تولد، پیش از جنین، پیش از تصمیم و تو از من زاده شدی، از سکوت، از ابدیت، از قداست.
من آگاهیم ، تو جسم بودی و ذهن ، تا اینکه جسم آمد، جنین نوزاد و آگاه بودی و ساده، جز شادی و رهایی نمیشناختی و لحظهها را یکی یکی زندگی میکردی.
سکوت بودی و در گفتگویی آرام با من. تا نفس پیدا شد تا مشغولت کند، تا در شلوغی اندیشه ات صدایی از من نشنوی. نفس خشم را به تو آموخت. کینه را، حسد را، اندوه را، قالب را تا گفتگوهای درونی تو را، ذهن تو را آشفته کرد و ناپاکیها که از طبیعت نبودند، از خدا نبودند و جسم تو آنها را نمیشناخت، به این آشفتگی دامن زدند.
تصاویر آلوده، افکار آلوده، صداهای آ آلوده، گفتار آلوده و غذاهای آلوده جسم و ذهن تو را پریشان کردند و قیل و قال نفس را بیشتر و بیشتر تا سکوت را از تو گرفتند و سکوت زبان گفتگوی من بود با تو و من آرام آرام فراموش شدم و تو حتی فراموش کردی که لایتناهی هستی، مقدسی، ابدی هستی و زمینی شدی و سقوط کردی.
دست و پا زدنهای بینتیجه، روابط آزرده، تحقیرها، خشمها، کینهها، حسادتها، پریشانیها، بیشترخواهیها، فرافکنیها و مشکلاتی که با آنها عادت کرده بودی و فکر میکردی زندگی همین است. برای همه تلخ است. همه حقیقت همین است. زمین و زندگی زمینی و غافل بودی که آرامش و سعادت چنان به تو نزدیک است که در توست، در ذره ذره تو، و من آنقدر فراموش شدم که حتی نمیپذیری که زمانی بوده ام. چنان که آمدند و گفتند و گوش نکردی.
اما چه باک حالا سکوت کردهای که بشنوی و مرا تجربه کنی و سعادت را و این بیشک، بزرگترین اتفاق زندگی توست. همان که همیشه در انتظارش بودهای. همه آنچه تو را به سعادت میرساند بازگشت تو به اصل خویش است. بازگشت به من، توی لایتناهی، خود مقدس تو و تو تنها در سکوت و آرامش است که میتوانی به من بازگردی، وقتی نفس را و گفتگوهای درونیت را آرام میکنی.
هرگاه با مشکلی مواجه میشوی به من بازگرد. به درون و به خاطر بیاور که تو موجودی الهی هستی و همه این زندگی تنها یک تجربه کوچک فیزیکیست در زندگی ابدی و مقدس تو. تجربهای که بارها و بارها تکرار میشود و به خاطر داشته باش که تو لایتناهی هستی. تو لایتناهی هستی تو ماندگاری و پایدار.
دیشب بعد از خوندن کامنتهای عالی و بی نظیر دوستان در پروژه تغییر را در آغوش بگیر ( کامنتهای جلسه 17 دوره احساس لیاقت رو امشب میخونم ) زدم روی نشانه امروز من
و صفحه خوشگل مربوط به فایل (آرامش در پرتوی آگاهی ( قسمت دوم ) برام اومد
قبل از اینکه فایل و گوش بدم شروع کردم به خوندن مطالب مربوط به فایل
وقتی میخوندم چون فایل رو بارها و بارها قبلا گوش دادم دقیقا با خوندن متن ، صدای دلنواز استاد رو میشنیدم و بینهایت برام لذتبخش بود .
دیشب الهام خانم اومد گفت متن رو تو قسمت 17 پروژ کامنت کن ، اما گوش ندادم .
الان که دوباره وارد سایت شدم
الهام خانم دوباره اومد و منهم تسلیم شدم گفتم چشم و انجام دادم
استاد عباسمنش عزیز و بزرگوار و خانم مریم شایسته نازنین و دوست داشتنی و گروه تحقیقاتی بی نظیر عباسمنش بینهایت سپاسگزارم
الله اکبر ، خدا برایت کافی است چرا از اون نمی خوای مبینا!
فقط حرف نیست که! چرا باورش نمی کنی؟
بابا خدا برای همه کافی است هر کس هرچی داره از خدا داره رزق همه به دست اونه اعتبار و ابرو و شرف همه مردم به دست اونه
هر کی اگر چیزی داره به دلیل اینه که همواره داره از خداوند در خواست میکنه!
استاد هر لحظه داره از خداوند هدایت می خواد برای کوچکترین و بزرگترین چیز ها هم خودت شاهدی که چطوری هر لحظه در حال هدایت هستن
استاد هر لحظه رزق و نعمت بیشتر میخواد و دائما در حال سپاسگزاریه و می بینی که هر روز بیشتر خداوند داره بهش نعمت و برکت میده
استاد هر لحظه طلب میکنه عشق و روابط و دوستان فوق العاده رو ، این رو میشه از سپاس گزاری هاش بابت این ها فهمید و دائما بیشتر و بیشتر می خواد و داری به چشم می بینی که هر روز دوستان فوق العاده تری در مسیر ایشون قرار میگره هر روز عشق و محبت بچه های سایت به استاد بیشتر میشه و هر روز رابطه اش با مریم عزیز فوق العاده تر میشه!
چرا؟ چون استاد هم دائما داره این هارو می خواد و ببین و بببین که خداوند با چه شکوهی داره بهش پاسخ میده و ببین که رزق و قدرت خداوند بی نهایته و از بی نهایت طریق از جایی که فکرشو نمی کنی داره در خواست ها رو اجابت میکنه فقط باید بیوفتی روی مومنتومش یعنی دائما بخوای و باورش کنی تاییدش کنی و فقط امیدت به خدا باشه بی نهایت بخواه ازش
بشنو ببین بفهم که همه این بچه ها از قدرت خدا دارن اشک می ریزن و ببین که وقتی بهش ایمان اوردن و ازش خواستن بی نهایت داده بهشون.
اره
پس منم با جون و دل ازت می خوامم خدای وهاب من
به من ثروت بی نهایت عطا کن من خرجم زیاده و گرونم و به کمتر از بهترین هم راضی نیستم در جایی که تو هستی ای منبع بی نهایت و بخشنده
من رو در حرفه خودم بهترین کن بهترین مشتری هارو برام بفرست
فوق العاده ترین ادم هارو دوستانم قرار بده بهشت رو در زمین میخوام
من رو بزرگ کن و عزت بده ای عزیز ترین
به من قشنگ ترین خونه هارو توی بهترین جاها بده
قشنگ ترین ماشین هارو بی مناسبت بهم هدیه بده
انقدر ازادی و ثروت بهم بده که کار هایی که میخوام رو به راحتی انجام بدم
از ساده ترین شیوه زبان انگلیسی رو با بهترین استادا بهم اموزش بده
همیشه بهم سلامتی و انرژی و طراوت عطا کن
روابط زیبا مثل روابط استاد جونم بهم بده
اندام زیبا و چهره زیبا و سیرت زیبا هر روز بیشتر بهم بده
شادی و شادی و شادی و سپاسگزاری و عشق بیشتری هر روز به قلبم جاری کن
من رو راضی کن از این زندگی و بهم قدرت و توان بده برای انجام هر کاری
همیشه هدایتم کن و من رو به حال خودم وا مگذار
من رو غنی کن خدایا من رو پر کن و سرشار از همه نیکی ها و خوبی ها و نعمت ها و فراوانی ها
از تو میحوام خدایا خوبم
از مین الان هیجام زده و سپساسگزارم برای تایید همه درخواست هاممم یوهوووووووووو
خدایا مرسی فقط عاشقتم و همیشه از تو میخوام تو از من به من مهربان تر و اگاه تری
وقتم و تمام لحظاتم و کانون توجه ام رو با زیبایی ها و پیشرفت ها و حال خوب پر کن
آمین!
خودت پول گواهینامه مو جور کن
خودت برام مشتری بفرس
خودت از ناخن هایی که میزنم محافظت کن
خودت دوستان فوق العاده رو جلو راهم بزار
خودت پارتنر عزیزم رو تو زندگیم بیار
کسب و کار اینترنتیم رو خودت ران کن
دانشگاه و درس و علم و استادم باش
خودت مهاجرتم رو اکی کن
ماشین و خونه هم میخوام
اینا اصلا زیاد نیست به راحتی نفس کشیدن من همشو دارم شکررر تابی نهایت
به نام خدایی که مرا انسان آفرید،彡
اگر زندگی تو سراسر مهر و همدردی شود، نشانهای مطمئن از آن است که در درون دگرگون شدهای؛ تمام تنشها و تشویشها از بین رفتهاند و اکنون آرامش، سکوت و صلح بر قرار است ــ تو به خانه رسیدهای.
مهر و شفقتِ تو، نماد و معیار و مظهر چیزی است که در درونیترین هستهی وجودت رخ داده… مراقبه، در درون رخ میدهد، و «مهر» تجلی و نمای بیرونی آن است.
هیچکس نمیتواند حالت مراقبه (آگاهانهزیستن) را در کسی ببیند؛ اما همه میتوانند مهر و عشقی که او را فرا گرفته است مشاهده کنند. او سراسر مهر و همدردی است.
به ژرفای مراقبه برو تا به مهر دست یابی. این حقیقت نهایی زندگی است.
به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی وزیبایی و عزتمندانه
سلام به استاد عزیزم و مریم عزیزم
استاد جان من عاشقتم که با عشق این همه فایل رایگان در اختیار ما میزارید استاد جان شما وقتی میخواید در مورد موضعی صحبت کنید انقدر اتصال نابی به خداوند دارید که تمام آگاهی ها رو در لحظه دریافت میکنید و در کمال سخاوت و عشق اون آگاهی های ناب رو که جاری میشه در اختیار ما میزارید استاد جان شما به این منبع آگاهی بی انتها وصل هستید و بی چشم داشت با نهایت سخاوت آگاهی هارو جاری میکنید و اصلا اصلا اون لحظه به این فکر نمی کنید که این آگاهی رو ندم چون فایل رایگانه استاد شما با عشق این همه فایل رایگان آماده میکنید که هر کدوم از آگاهی ها رو تو محصولات هم گفتید حالا تو محصولات بیشتر و کاملتر در موردش صحبت کردید ولی این فایلهای رایگان گنجی هستند که اگر باااارها گوش کنیم و در مدار بالاتر بازم گوش کنیم آگاهی های عظیمی رو در اختیار ما میزاره که واقعا از همون ابتدا نتایج تو زندگی ما میاد و من و خواهرم اول با همین فایلهای رایگان شروع کردیم که چه معجزات واگاهی هایی رو دریافت کردیم و از همون فایلهای رایگان ما مدارمون بالاتر رفت و پول محصولات هم به راحتی تامین شد و ما خرید کردیم و استاد انقدر این فایلهای رایگان پر از محتوا و آگاهی هست که من هر روز بدون استثنا میام اول این فایلهایی که هرروز میزارید رو گوش میدم و آگاهی هاش رو می نویسم و بعد میرم محصولاتی که دارم رو هم گوش میدم و هر بار میگم خدااااایا استاد چقدر با عشق همین موضوعی رو که تو محصول گفته رو تو همین فایل رایگان هم گذاشته چقدر سخاوتمندانه استاد این فایلها رو آماده میکنید و مریم جانم چقدر با عشق این همه بهبود در دسته بندی و تدوین و بالا بردن کیفیت فایلها ایجاد کردند که همه اینها از عشق سرریز شده شما بوده و همیشه صادقانه استاد شما میگید اول از فایل های رایگان استفاده کنید وبا تعهد کار کنید و عمل کنید ونتیجه بگیرید بعد با نتایجی که از نظر رشد مالی روابط عاطفی سلامتی جسمانی و ارامش به دست میارید بیاید محصولات رو تهیه کنید چیزی که هییییییچ استاد موفقیت دیگه ای نمیگه و فقط میگند که محصول بخرید تا نتیجه بیاد ولی شما چقدررررر با سخاوت میگید اگر از فایلهای رایگان نتیجه نگرفتید یعنی هنوز خوب رو خودتون کار نکردید و نمیخواد محصول بخرید تا نتیجه بیاد اول با فایل های رایگان نتیجه مالی کسب کنید و با اون پول محصول رو بخرید
عسل عزیز فایلهای رایگان گنجه و اگر فایل های رایگان ریشه حزن در قرآن و قانون جذب در قرآن رو گوش کنی متوجه میشید که نباید احساس گناه و خود سرزنشی داشته باشید که فرکانس بدی رو داره و استاد عزیزم گفتند که چیکار کنید فقط کافیه ما با خودمون صادق باشیم و اجازه بدیم تا قلبمون به ما بگه خداوند هدایت کنه ما رو به مسیر درست چون تنها راه موفقیت بودن در مسیر درستی و پاکی و صداقت هست مسیری که خود استاد رفتند و بهای اون رو کامل و با تمام وجود پرداخت کردند و عامل موفقیتهاشون هم همینه و کافیه فقط متعهدانه رو خودمون کار کنیم در مسیر درست نتایج هم حتما میاد
دوست عزیزمون که گفتند تو این یکسالی که با استاد آشنا شدند وبا همسرشون تو این مسیر الهی هستند و درابتدا با همون فایلهای رایگان چه معجزات و پیشرفتهایی داشتند و بعد با اشتیاق از محصولات هم استفاده کردندو رو خودشون کار کردند و چقدر از نظر مالی تو همین شرایط بیماری رشد کردند و از نظر روابط عاطفی و عزت نفس دستاوردهای بزرگی داشتند زندگیشون به کل متحول شده و تغییرات خوبی ایجاد کردند و هدایتشون برای خرید اون خونه تو تهران که چقدر خداوند زیبا ایشون رو هدایت کرده در زمانی که تو شرایط قرنطینه و بیماری بودبا تغییر زاویه نگاهشون با داشتن احساس خوب و باورهای خوب هدایت شدند تا تو ویلا و محیط خوبی باشند ودر ارامش در مورد قوانین صحبت کنند ورو خودشون کار کنند همینطوری ارام ارام هدایت شدند به تهران سمت دریاچه چیتگر و هدایت شدند به خرید خونه در اون منطقه و اینکه خداوند اجابت میکنه خواسته های ما رو به شرط ایمان و باور و عمل ما در زمان مناسب و مکان مناسب قرار میگیرم ایشون رو متعهد کرد که با اشتیاق به این روند و این مسیر درست ادامه بدند
استاد جانم عاشقتونم که به فکر حامد بودید و گفتید اگر پشت فرمونی بعدا صحبت کن و حامد عزیز هم سریع ماشین رو پارک کرد که هم صحبتی با شما رو که خواستشون بود رو از دست ندند و چقدر زیبا از شجاعتی که به خرج داد و تو اون شرایط سخت با ایمان رو پاهای خودش ایستاده واز خداوندهدایت خواستند و گفتید که نمیخواستید از نظر مالی به پدرتون وابسته باشید وامیدتون به کمک مالی و ساپورت مالی پدرتون باشه چون فهمیده بودید این شرکه و شما خودتون توانایی این رشد وپیشرفت مالی رو دارید و خداوند به همه ما به یک اندازه نزدیکه و اجابت میکنه خواسته های ما رو و با ایمان عمل کردید به الهامات خداوند والان این نتایج رو رقم زدید ور شد تکاملی رو ادامه دادید و خداروشکر رشد کردید و اتفاقات خوبی که چند سال منتظرش بودید رخ داده و همچنان این روند ادامه داره و عرفان عزیز و حامد عزیز چقدر نتایج عالی گرفتندو استاد جانم گفتند که چقدر بهشون افتخار میکنند واقعا تحسین میکنم این دوستان رو و منم به زودی زود با نتایجم استاد رو خوشحال میکنم و خداوند هدایتم میکنه به سمت خواسته هام و میام از نتایجم میگم انشا الله
اهرم رنج ولذت: هر تغییری در کوچکترین و بزرگترین اسکیل به واسطه درست بودن جای اهرم رنج ولذت در ذهن هست و اگر من میدونم بایدتغییر کنم و نمیکنم یعنی رنج تغییر نکردنم و لذت تغییر کردنم هنوز درست تو ذهن من قرار نگرفته و داستان تغییرات رو از هر زاویه ای نگاه کنیم این الگوی درست یعنی جای درست اهرم رنج ولذت رو در ذهن میتونیم ببینیم اگر هر جایی من میخوام تغییر کنم ولی زور ایمانی من یا پشتکار من نمیرسه راهش استفاده از اهرم رنج ولذت هست بیام تو کاغذبنویسم اگر تو ۵ سال آینده این تغییرات رو ایجاد نکنم چه اتفاقات بدی می افته و اگر تغییر کنم چه اتفاقات خوبی میافته و حداقل تا ۲۱ روز هر روز بخونمش با بزرگنمایی کردن اون اتفاقات کاری کنیم که این رنج ما رو هل بده به سمت لذت و هر دو در یک راستا قرار بگیره به شکلی که باعث بشه من حرکت کنم و ایده ها رو عملی کنم و این اهرم رنج و لذت رو میتونیم تو تغییر عادات بد رفتاری و یا استفاده کردن از قوانین بدون تغییر خداوندو نتایج خوبش و یا در مورد مسائل مالی و…. استفاده کرد و نتایج بزرگی رو کسب کرد کافیه فقط به ایده هایی که بعد از انجام این اهرم رنج ولذت گفته میشه که با شرایط کنونی ما هماهنگه عمل کنیم و نتایج صددرصد میاد
استاد و مریم جانم عاشقتونم ❤❤❤❤❤
خدایا عاشقتم که عاشقمی ❤❤❤سودا❤❤
به نام خداوند یکتا
سلام به استاد عزیز و مریم بانوی عزیز
آن “تصمیم بزرگ و ترسناکی” که به تعویق انداختهاید، چیست؟ (مانند راهاندازی بیزینس جدید، ترک شغل فعلی، یا تغییر یک باور بنیادین.)
2. رنج: اگر این تصمیم را به مدت 5 سال دیگر نگیرید، “بلاهایی” که بر سر زندگیتان میآید (به وضوح و با بزرگنمایی) چیست؟
3. لذت: اگر همین امروز این تصمیم را بگیرید و موفق شوید، “لذت” و “دستاورد” شما در 5 سال آینده چگونه خواهد بود؟ (این لذت باید شما را جذب کند.)
4. تعهد توحیدی: اکنون که اهرم فعال شد، شما چطور «امیدتان به حمایت دیگران» را قطع میکنید و با اتکای مطلق به خداوند (نه پدر، نه خانواده، نه شریک)، این گام شجاعانه را برمیدارید؟»
*خدا را شکر من الان در حال تغییر هستم تصمیممو گرفتم تصمیمی که حدوداً دو سالی میشه که فهمیدم رسالتم چیه ولی گامی براش برنداشتم ولی امسال عزممو جزم کردم ه حتماً اون بیزینس خودمو کسب و کار شخصی خودمو راه بندازم و قدم به قدم دارم جلو میرم و فایلهای تغییر رو دارم پیش میرم باهاشون
*اگه بخوام صادقانه بگم و این تصمیمو به تاخیر بندازم مطمئناً من 5 سال دیگه مدارس تاپو نخواهم داشت تعداد دانش آموز زیاد و نخواهم داشت چون مزایده هست اصلاً ممکنه سالی هیچ مدرسهای به من داده نشه مزایده برنده نشم اجارهها بالا باشه و خیلی مسائل دیگه
*و اگه این تصمیمو بگیرم من دیگه نیازی به مزایده نیست هر سال یک جایی مشخص هستم اولیا منو میشناسند رضایتمندیشون باعث میشه شاگردهای دیگه به سمت من بیان حتی بچههای بعدیشون حتی نوههاشونو بیارن پیش من و اینکه اولیایی که اونجا هستند وقتی مسئولیت پذیری منو میبینن عشق به بچهها رو در من میبینن وقتی مدیریت عالی منو میبینن مطمئناً همینها باعث میشه من ورودی دانش آموزای زیادی داشته باشم و روز به روز تو کارم پیشرفت داشته باشم به محل کارم عشق بورزم اونجوری که دوست دارم اونجا رو تزیین کنم اونجوری که دوست دارم صندلیهاشو بچینم دکورشو بچینم برام خیلی جذابه که اونجایی که کارم هست بتونم زندگی کنم مثلاً مثلاً وقتی که پسرم کلاسش تموم میشه مستقیم میاد اونجا پیش خودم چقدر جالب میشه که اونجا اون محیط کار من محیط زندگیم میشه دیگه چالش اینو ندارم که اگه کاری داشتم اگه پروسه جدیدی داشتم اگه خواستم مثلاً بچه دومی داشته باشم نگران باشم دیگه اونجا راحت به همه اون چیزایی که میخوام میرسم , چقدر میتونم از نظر مالی پیشرفت کنم چقدر میتونم برنامهریزیهای درست داشته باشم چیزهای جدیدی یاد بگیرم
*من برای این کار روی هیچ کسی هیچ حسابی نکردم سالهای ساله که در کودکستانهای دولتی کار کردم مبالغشو جمع کردم یه زمین داشتیم و اونو برای استارت کارمون برای فروش گذاشتیم حتی فروش این زمین و سپردم دست خدای مهربان
بنام خداى مهربان
سلام استاد عزیز و مریم جان
خداروبى نهایت بار سپاسگزارم براى لحظه هاى زندگى ام که در حال عالى تر شدن است..
خوشحال و سپاسگزارم خداوندم رو که دستى از دستان الهى ش رو در این زمانه براى ما راهنما قرار داد…
الهى شکر که توفیق شنیدن هدایت هاى الله یکتارو داریم از زبان استاد عزیز ..
استاد فقط میخوام الهامى که این لحظه به قلبم شده رو اینجا بنویسم و بگم شما براى این زمانه پیامبر هستید…
خدارو بى نهایت بار سپاسگزارم که همه ما بچه هاى سایت هدایت شده ى صراط المستقیم هستیم…
با تمام وجود به تک تک حرفاتون گوش میدم و عمل میکنم و به لطف الله هروزم بهتر و عالى تر میشه در هر جنبه از زندگى ام…
دوستتون دارم 🩷🩷
«به نام خداوند حاضر و شنوا»
دوتا نکته خیلی مهم این فایل برای من داشت که در ادامه بهش اشاره میکنم:
• اول اینکه این روزها خیلی در مورد اهرم رنج و لذت میشنوم. همونطور که توی بقیه کامنتها بهش اشاره کردم من هنوز به طور جدی از این اهرم برای خلق خواستههای خودم استفاده نکردم. فکر میکنم وقتشه که در موردش بیشتر فکر کنم و کمی جدیتر بشم. از خداوند میخوام که من رو به مسیری هدایت کنه تا در آن بتونم به طور کامل و دقیق از این ابزار برای رشد خودم استفاده کنم.
• نکته بعدی این بود که من فکر میکنم عسل جان احساس گناه و عذاب وجدان زیادی داشتند. منم به خاطر یه اتفاقی خیلی عذاب وجدان دارم یعنی فکر میکنم باید یه کاری رو در قبال کسی انجام بدم و وقتی انجام نمیدم فکر میکنم دارم در حق اون آدم ظلم میکنم؛ و اون آدم لایق شرایط بهتریه. این عذاب وجدان از اینکه نکنه من کافی نباشم برای اون آدم، خیلی آزارم میداد. تا اینکه یاد این نکته افتادم که بدترین احساس، احساس گناه و عذاب وجدان هست. حس میکنم توی این فایل قرار بود بهم گفته بشه که یکم شل کن نرگس.
خدا رو صد هزار مرتبه شکر بابت اینکه لایق شنیدن این آگاهیها هستم.
بنام خداوند بخشنده مهربان همیشگی…
خداوندیکه “همیشه سایه اش بر سر بنده گانش هست…
خداوندیکه همواره در حال هدایت و حمایت ماست..
……
تمرین فصل جدید در آغوزش تعقییر…الحمدالله رب العالمین…
من فاطمه و نرگس علی پور” تولید کننده “خلق دستکش زنانه کاربردی..
بعد از سالها تلاش ،مدرک تحصیلی به مدت 6 سال و به مدت 15 سال تقلا و بدو بدو ها.در حوزه رشته طراحی دوخت.
امروز که دارم این پیام رو مینویسم 37 سالمه.من متولد 29/6/67 میباشم….
و امروز به مدت عضویت 4 سال چند روز…در مسیر درست و مسیر راه الهی تونستم”به یاری خودش و عزت نفس در تمامی جکبه ها..چیزی رو تولید کنم.
که به قطعیت،میتونم بگم توی حوزه خودم هنوز کسی نتونسته بهمچنین ورژنی از کار من تولید کنه..
چون کلاسی که من شرکت کردم پولش؟از طرف خدا بهم الهام شد.و هدایت من تو این مسیر…باعث شد…که از باورهای دوستانم در فضای مجازی دور بشم..
و بتونم چیزی رو خلق کنم.که امروز بصورت واضح ارزشمندی این دستکش بهبود یافته رو میتونم توی دستان اکثرایت افرادی که میپوشن.جزو بهترینها باشه..
این تمرین..گویای همین مسیر مد نظرم می باشم..
……………………….
آن “تصمیم بزرگ و ترسناکی “که به تعویق انداخته اید چیست!
(مانند راه اندازی بیزنس جدید-ترک شغل فعلی-یا تعقییر یک باور بنیادین)
استادم!!!من توی این چهار سال..دقیقا اقدامات من..فقط “مختص”” مسیر بیزنس و یا مسیر سلامتی.یا در مسیر رابطه ..نبود…
منظورم اینه….
همه این موارد بنظر من بهم متصل هستند….
بر فرض من ترس از یسری عوامل توی زندگیم داشتم…
خداوند بهم الهام میکرد باید اینکار رو انجام بدی..مسیر من ترس شدید از قبرستان بود .کلا از فرد مُرده. قبر و فلان میترسیدم…
مخصوصا جاهایی که انبوه قبرها بود..
یادم اون اوایل بیزنسم که اسفند 402.آخرای سال.بهم الهام شد و یسری قدمها توی اوایل سال 403 برداشتم..
و پیش رفتم..
بهم گفت باید بری قبرستان.و اون اصرار با اصرار..دقیقا مثل کتاب رویاها
.بهم گفت…رک و پوست کنده…
اگه پیش نرفتی خبری از نوفقعیتتت نیست.من میگفتم میترسم…!
اون میگفت اگه نری..خبر از کارافرین شدنت و رابطه فلان و ثروتتت و فلانها نیستا..
پس برو من همراهتم..
یه اوضاعی داشتیم!
میخام بگم!!!هر اقدامی بهم الهام میشد….
اینم بگم.طبق تکامل من..
من یه مشکل جنسی “این خودافشایی من.برای یه دختر خیلی حرفه…ولی اصلا برام مهم نیست..
چون من خیلی توی این مورد مشکل داشتم.
استاد خداشاهده همون روز اول در سایت اون مشکل حل شد..
من 35 سال…توی این مورد مشکل داشتم..
و اینقدر روی باورم کار کردم.یوقتایی ماها طول کشید.ولی بعداش به لطف خودش ناپدید شد..چون خیلی آزار میدیدم.اونم لطف خدا بود…
گفتم خدایا خسته شدم هدایتم کن..
استادم توی بحث روابط…تا دلت بخاد مشکل داشتم..من با برادر بزرگم.سالها مشکلات داشتم..بدون استثنا هفته هفت روز ما بد تو شاخ هم میزدیم..
روابطم با پدر برادر.خواهر.ووو مشتریان.الله اکبر تا دلت بخاد باورای خاص خودمو داشتم…
و خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی باور توی رابطه داشتم.که مشکل ساز تمام زندگیم در هر جتبه ایی از زندگیم شد..
من میگم مشکل رابطه..باعث میشه مشکل بیزنس .مشکل سلامتی هم بهم بزنه..
یا مشکل ثروت..هم همینجور هم توی سلامتی و هم رابطه در تماسه..
همه چیز در هر جنبه ایی بهمدیگه متصل میشن..
و هر گاه هر نشتی از این موارد بیاد…باعث میشه مثل کِرم همه رو کثیف کنه…
من یه مثال دارم…محصولات ما خرمای زاهدی هست.همون خرما خشک..ما بهش میگین قَصب..
اگه توی یه محیط بزارم.بدون سردخانه…اگه چند تا از این خرماهای خشک حشره پروانه بزنه..کل قصبها پروانه ایی میشن..
بهمین خاطر فقط توی سردخانه میزارن.یا فورا توی همون نخلستان یجا با هم میفروشن..
استاد دقیقا این مثال…نمونه بارزه یک نشانه خداونده…
بهمین دلیل کنجکاوی در طبیعت خیلی مهم هست..
میخام بگم…طبق فرمول جلسه اول عزت نفس..تصمیمات به تعویق افتاده….
باعث شد من تمام جنبه ها رو یک به یک انجام بدم.تا بتونم این دستکش رو هم از نظر الگویی و هم از نظر دوختی و خیلی موارد دیگه..
یه دستکش پارچه مرغوب میخاد..
الگو برداری دقیق میخاد.
کیفیت دوخت میخاد..
من خیلی پارچه خراب کردم.ولی گفتم اشکال نداره..من ادامه میدم..
دستکش من جز یه اموزش ساده مزونی نبود..
همین!!!!
من سایزبندیش کردم…دوختشو مدل استاندارد جامعه زدم..شماره نخ دوختمو روی استاندارد گذاشتم..خیلی حاها با دست دوخت کردم..برای اتکیتش تکامل گذروند و خیلی موارد..
خداوند بهم گفت یه گوشه بزار..بازم اون قلق مزونی داشت..و خیلی موارد دیگه…میتونم ساعتها راجع بهش صحبت کنم..
منیکه “مدرک لیسانس این رشته بهترین دانشگاهای دولتی و نیمه دولتی گرفتم…هیچی عائلم نشد.بعدام سابقه کار تمرکزی زیاد…
چیشد!؟؟؟؟؟
جوابش برلی تمرین بعدی براتون میگم!!!میدونم خودتم میدونی!؟؟؟؟؟
……………………
تمرین بعدی…
2..رنج: اگر این تصمیم را به مدت 5 سال دیگر نگیرید، “بلاهایی” که بر سر زندگیتان میآید (به وضوح و با بزرگنمایی) چیست؟
اره استاد عزیزم…چیزیکه بقول خودت قسم حضرت عباسم نیست..
من عاشق صحبتاتم…که اینقدر حرفتون رُک و پوست کنده هست..
من همیشه آرزوی همچنین صحبتهایی به خودم بودم..ولی بعضی وقتا ازش فرار میکردم..
ولی میدونم عمل نکردن هیچ احساس دلسوزی نداره..آب هویچ بدی..آب هویچ تحویل میگیری بدون برو برگرد….اخخخ قربون زبانت که اینقدر دقیق روش کار کردی که سدی مثل روحت…
استادم منم سعی کردم همینجور بخودم سخت بگیرم…نه برای آزار خودم..بلکه طبق قانون باید عمل کنم.اگه میخام جواب بگیرم…
استادم…اونجاهایی که الهام میشنیدم…و یکم میترسیدم…و خداوند بهم میگفت..اگه پیش نری خبر از موفقعیتت نیست…
من خودمو هُل میدادم…
من یه عصر تا شب به مدت 4 ساعت فقط داشتم غلبه بر ترس انجام میدادم..هیچکس نبود …
خیلیم برام سخت بود…
استادم من سفرهای متوالی چند ساعته داشتم..هر جای شهرم که میدونستم ترس داره رفتم…
مثل دیوانها..
مثل اینکه یه دوست ترسو و ناجالب داشته باشی..و منصرفت کنه..که اون شیطان بود..اون میگفت من انجامش میدادم…
ترسم بودا!!!خیلی….چون میدونستم داره منو میترسونه..میگفتم میرم تو دلش..
در کنارش..خدا بیشتر بود….
اینم بگم…
استادم!!!اهرم رنج…توی دریافت خاستهام خیلی شدیده…میدونم اگه پیش نرم..اگه در برابر الهامات کم بیارم…من به واضح سخن خدا رو شنیدم..
خداوند برای ما اسانیها میخاد..
اصلا نیاز نیست برای رسیدن به خاستهامون با افراد بجنگیم…
من دیدم توی کامنتا چند تا از بچه ها دارن با شرایطشون میجنگن..
بخدا من نجنگیدم…من براحتی به یسری خاستها رسیدم..
به الله قسم…..هیچکسی نفهمید..
جهان داره کارها رو انجام میده..فقط باید بزارییم هدایت بشیم..
من با برادرم نجنگیدم..خودش درست شد..و در برابرش بازم به الله قسم…خیلی راحت میلیونها بهم هدیه دادن…
من دارم اینا رو میگم چون از طرف این قانون خیلی مسائل و مشکلاتمو حل کردم…
قانونی که راه حل ساده بهت میگه..
یه مثال بزنم…من سر یه وام چند میلیون تومانی در سال 98..یه دردسری تا چند یال گریبانم بود و هر دفعه این شخص بهم توهین میکرد.
گفتم خدایا این پول رو اصلا نمیخام..
خدایا کمکم کن..
با خرید دوره عزت نفس در اوایل مهرماه 403..تونستم با یه الهام..که بهم گفت!سود مولتو میبخشم..در صورتیکه کل پول رو مونده تا بهمن ماه تسویه کنی..
و ایشون هم راضی قرار دادمون منهل شد..و من از ایشون میلیونها تومن بدون هیچ چشم داشتی دریافت کردم.حتی لباس و چیزهای دیگه…
و جهان کار خودشو انجام داد….
من میگم..رنج ..خیلی خوب تو ذهنم نقش بسته..من میخام با تمام قواّ این مسیر رو پیش ببرم..
و میدونم اینهمه نتیجه بخاطر چند ماه هست.خدا داند تا 5 سال دیگه من کجای این دنیاییم..
و همه رو لطف خدا میبینم…
استادم!!یه شبهایی زیر پتو که میخام بخابم..از ترسش بدنم به لرزه میفته…از قدرتش..از جهنمی که بهم نشون داده..
خیلی الهامات از خداوند بهم گفته میشه قطعا برای شما هم هست..
من قبلنا از یسری حرفها سوپرایز میشدم..ولی الان که هر اتفاقی میفته…میگم..هذا من فضل ربی..
خدایا اینهمه خوشبختی فقط از آن تو هست من که بجز خودت هیچکسی رو ندارم..
من خیلی ازش؟میترسم…احساس میکنم تنها چیزیکه خوشحالم میکنه..و اون لحظه منو قدرتمند میکنه..بهترین هدیه های دنیا..لحظه اییه که ازش میترسم…اون لحظه خیلی ناتوانی خودمو میبینم.
استادم من سفرهای درون شهری میرم.بدون گوشی…یه شخص بهم گفت..گوشیتو همراهت ببر.شاید یه اتفاقی برات افتاد…
گفتم نرگس…اگر خدا همراهته هیچ اتفاقی نمیفته..و داشت غم ناراحتی بهم میداد..
بدون استثنا هر روز مادرم بهم میگه…
بقول زبان خودمونی.
دختر بیصحاب میبرنتا….
ولی من سعی کردم حرف نزنم..و بگم اون خداست با منه…
من بیشتر احساسم با خداوند نزدیک میشه..
بیشتر روش حساب باز میکنم..
تمرین….
لذت: اگر همین امروز این تصمیم را بگیرید و موفق شوید، “لذت” و “دستاورد” شما در 5 سال آینده چگونه خواهد بود؟ (این لذت باید شما را جذب کند.)
لذت…همین نتایج کوچکه….
مگه عقل خودم میدونست من میتونم همچنین چیزی رو خلق کنم…
همه بچه های اون سایت میگفتن..لباس عروس مدل فولترینگگ.مدل ترنینگ.مدل تاپلکس..ندل دامنهای چینهای عربی ..مدل فلان قلق مزونی..
بخدا من نمیدونستم…
میدونم اون خداییکه منو تو این مسیر گذاشت..بقیه هم انجام میده تا همین آخر سال نمیدونم میخاد چه راه هایی رو بروم باز کنه..
خدا داند 5 سال دیگه کجا هستم..
استادم!!!من عاشق. عاشق…. این توع ورژنم که روی؟شونهاش بشینی باهاش پرواز کنی…
یه شب با هم رفتیم بهشت…وای چه صبحی بود…چه جیزهایی بهم نشون داد..
استادم من از بچگی یه الهام بهم شد..دقیقا اون تصویر توی صفحه نمایش؟گالریم هست..
حساب کنید..من از بچگی بهم الهام میشد..
استادم !!سواد خاصی نداشتم.یه شب خواب دیدم یه آدم مهربون..با اون خصلتهایی که اون باور گذشتگانمون راجع بخداوند بهمون گفته بودن.
خواب دیدم یه مرد خوش اخلاق با ریش بلند.
بهم گفت میدونی من کی هستم؟
گفتم خدا..
گفت آفرین عزیزم…اونو تو حس بهم میگفت..و ایشون داشت ناز منو میکشید…
استادم من همیشه خدا رو تا بزرگ شدم به اون شکل میشناختم..
اره میدونم….جواب تمرین من…هر کسی تو مسیر استقامت کنه و اینو با شور شوق بیشتر پیش ببره حتما ..عرض کنم نه فقط 5 سال دیگه..همین فردا چقدر خوبیها براش رقم میخوره ..5 سال دیگه…انشالله احساس میکنم شرایطم عالیه…
که حتی شاید تصوراتممم کنارش کم بیاره..
تمرین آخر..نقطعه اصل کاری!!!
4…تعهد توحیدی: اکنون که اهرم فعال شد، شما چطور «امیدتان به حمایت دیگران» را قطع میکنید و با اتکای مطلق به خداوند (نه پدر، نه خانواده، نه شریک)، این گام شجاعانه را برمیدارید؟»
مبخام بگم!!!تمام صحبتهام..تمام مسیرهام..تمام اقداماتم توی این چهار سال فقط بر پایه توحید بوده….
مگه ما انسانها بحز این حرف دیگه اییم دارییم..
نمیگم به این موضوع تونستم خیلی خوب عمل کنم.ولی هر موقع این اتکاها رو از دوشم برداشتم..باعث شد پاداش خوبی از طرف خدا بهم برسه..
چون ما انسانیم..
یدفعه ..
شده من یه الهام بهم رسیده..بعد باید یجاهایی رهاش؟کنم بخدا…
ولی از اونطرف دارم به اون میچسبم..اوایل بیزنسم باعث میشد خیلی روی اون الهام حساب کنم.میدونی چجور بود اون الهام درسشو بهم داده بود.دیگه موقع رها کردن بود..حالا یجایی بدون نتیجه میشد..
من فکر میکردم این بی نتیجه یعنی یچیز بی فایده..
و اونجا من کم طاقت میشدم..و بخودم میومدم..میگفتم..نرگس….
خدا میخاسته با این الهام این درس؟رو بگیری..
چرا داری تقلا میکنی که حتما با این الهام با فلان ذهنیتت برسه..
اونجا رها میکردم حالمو خوب نگه میداشتم..
بعدها الان که گذشته میدونم اون پروسه فلان درس رو بهم داده…
استادم!!!من خیلی توی این مورد.احساساتم غلیان میکرد.هنوزم احساس میکنم خرده هایی دارم.ولی سعی کردم هوشمندانه و همون باورهای توحیدیمو کار کنم..
و نخام زیاده روی کنم..بزارم پیش بره…
فقط نتیجه گیری از اینهمه صحبت…همگی برمیگرده به توحید….0
که خودش نیاز بکار کردن داره..منم دارم سعی میکنم نقطعه های اتکاهامون هر سری..توی هر موردی کنار بزارم…
و میدونم خداوند توی این زمینه مرا هدایت خواهد کرد…
استادم…اولا بخودم افتخار میکنم…که تونستم در این مسیر تلاشمو کنم.خیلی جاها هنوز کار دارم…ولی میدونم اگر گام شجاعانه برندارم…
و امیدم را از خدای خودم بگیرم و به دیگران بدم..
من همون نرگس سابقه ام..
که شبانه روز دنبال افراد اداره ها بود تا یکی پیدا بشه بهش کمک کنه..
و اون لطف خدا باعث شد.مایه آبروریزی خودش؟نشه…
من خیلی مسیرها رفتم..الحمدالله..تا دلت بخاد چک و لگد خوردم..من فقط میگم..خدایا …
هر صبح این باور رو میگم.
امروز صبح کنار رشته کوه بزرگ شهرمون..یه نگاهی بهش انداختم..
گفتم خدایا!!!!در برابر این استقامت کوه..منم بخودم متاهد میشم…
چه با نتیجه چه بد ن نتیجه..امروز رو سعی میکنم حال خودمو خوب نگهدارم…و تو مسیرت ثابت قدم باشم.و تو راهنما و هدایتگر من باش..
خدایا بیزنسم.روابطم.سلامتی ام..هر چی باشه رو خودت هدایت کن..
استاد توی فایلهای توحیدی شما میگین…
خداوند میدونه خاستهای شما رو ..نمیخاد مدام بهش یاداوری کنید…
درسته دوستداریید بهش؟برسین..اون خدا میدونه چه زمانی اون خاسته با شما هم مدار بشه..
منم میگم..
خدایا مثل این کوه بهم صبر بده..کمکم کن.تا سجده گویت باشم و تو مسیرت باشم…
آخه هیچ چیزی به زییایی صلات تو نیست..
من بچه که بودم..خانواده پدری مادرم…خیلی ادعای مذهبی دارن..فلان نماز شب فلان نماز چند رکعتی.فلان نماز فلان..خیلی توی این مسیرها هستند..یه ادعاهای خاصی دارن..من کاری به مسیرشون ندارم..
مادرم همیشه میگه..ادم مومن همینا هستند فقط دارن نماز میخونن.
با همون زبان بچگیم همیشه برام سوال بود..
یه چادر بزرگ بندازی روی سرت..و یه تار موهات پیدا نشه..منم یه ادم گرمایی هستم.
یادمه یه چادر دوختم جلوشه بسته بودم تا زیرش لخت باشم..
میگفتم یعنی چی…ساعتها بری بالا بیای پایین بعد فشار چادر و مواظب بودن چادر..
وای خدایا اونم نماز 100 رکعتی من حالم بد میشد..
فکرشم آزارم میداد…
اولین کاری که کردم اقدامات برلی از بیین بردن حاشیه ها بود واقعا از احساس گناه و و این چادر جاقچقورا راحت شدم..
خدایا شکرت…
و استادم…الان خیلی راحتم..خیلی احساس بودن در کنار خدا رو دارم..اصلا چقدر با همدیگه خوشحال و خوشبختیم…استادم کارایی میکنم که اون فرد نماز 100 رکعتی هنوز تو زندگی همچتین آبشنی از خداوند رو ندیده.و من امروز خیلی خیلی بیش از حد راضیم از؟بودن در کنار خودم و خدا..
اصلا یه زره هم حال نمیکنم با هیچکسی…اصلا بودن در کنار شخصی متضاد با خودم…
نمیتونم یه ثانیه هم تحملش کنم…نسبت به افراد نزدیکمم همینجور شدم..
حتی با وجود اینکه مومن رو از؟یسری چیزها میبیینن.
استادم در نهایت سپاسگزارتم بابت اینکه “ما رو از جهنمی که باورهای گذشتگانمون بهمون فهموندن نجات دادی….
استادم خیلی متشکرتونم.که این مسیر رو با مخالفتهای اطرافیانت…ادامه دادی..جونمونو نجات دادی…خدا داند در اینده چه شود..
در نهایت سپاسگزار خداوندم.که همیشه پیروز و سربلند هست.و همواره در حال هدایت ماست..این هم ترین آبشنه..
برای افرادی که بخان اهرم رنج و لذت رو بچشن..
برای تمامی عمرشون…
الحمدالله رب العالمین.
به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی و زیبایی و عزتمندانه و به صورت کاملا طبیعی و بدیهی هذا من فضل ربی
سلام به استاد و مریم عزیزم و دوستان هم مسیر
1. آن “تصمیم بزرگ و ترسناکی” که به تعویق انداختهاید، چیست؟ (مانند راهاندازی بیزینس جدید، ترک شغل فعلی، یا تغییر یک باور بنیادین.)
مشخص کردن وضعیت وراثت و مشخص شدن تکلیف املاک پدری
2. رنج: اگر این تصمیم را به مدت 5 سال دیگر نگیرید، “بلاهایی” که بر سر زندگیتان میآید (به وضوح و با بزرگنمایی) چیست؟
اهرم رنج : هیچ تغییری در وضعیت املاک ایجاد نمیشه
هیچ ایده ای برای بهبود عملی نمیشه
روابط خانوادگی بدتر میشه
ترسها به دلیل وابسته شدن به شرایط بیشتر میشه
هیچ تصمیمی برای اینده برای طولانی مدت نمیتونیم بگیریم
هزینه نگهداری و بازسازی روز به روز بیشتر و سخت تر میشه
تمرکز ما پخش شده روی همه املاک
این نقطه امن در حال حاضر با نشونه هایی که هست دیگه نقطه امن نیست
هیچ اعتمادی بین افراد خانواده نیست
مراحل پرداخت مالیات و امور اداری سخت تر و بیشتر میشه
وقتی این حق شرعی رو نتونیم دریافت کنیم داریم به جهان این فرکانس رو میفرستیم که ما ادمهای ضعیفی هستیم
این بلاتکلیفی ما رو در احساس قربانی و عدم اعتماد به نفس و عزت نفس قرار میده
ترسها و اقدام نکردن ما رو از فرکانس توحید و هدایت از خداوند و توکل و ایمان به قدرت خداوند کاملا دور میکنه
در محدودیت و ترس و احساس کمبود و عدم آرامش بیشتر هستیم آزادی ما کمتر شده
3. لذت: اگر همین امروز این تصمیم را بگیرید و موفق شوید، “لذت” و “دستاورد” شما در 5 سال آینده چگونه خواهد بود؟ (این لذت باید شما را جذب کند.)
اهرم لذت : تغییرات در املاک و بهبود شرایط با مشخص شدن وراثت انجام میشه
ایده ایی که داریم به راحتی اجرا میکنیم
روابط خانوادگی بهتر میشه در صلح درونی با خودمون و اطرافیان هستیم
میتونیم با خیال راحت برای اینده کمی دورتر برنامه ریزی کنیم
کارها ی رسیدگی به اموال با مشخص شدن سهم به راحتی انجام میشه
تمرکز ما روی اموال شخصی خودمون بیشتر و بهتر میشه
اعتماد ما به افراد خانواده بیشتر میشه
توحید و توکل ما به خداوند به هدایت و بخشندگی و فضلش بیشتر میشه
عزت نفس و اعتماد به نفس ما قدرت تصمیم گیری ما بیشتر میشه
رشد شخصیت و رشد مالی ما بیشتر میشه
فرکانس اینکه ما توانمندیم و میتونیم از حق خودمون دفاع و با عزت دریافت کنیم رو به جهان میفرستیم
فرکانس اینکه ثروت و نعمتی که از فضل خدا دریافت کردیم و برامون ارزشمنده رو میفرستیم
از مدار قربانی بودن و ترس از دست دادن و وابستگی خارج میشیم
با ایمان تر و متوکل تر به خداوند میشیم هدایتها و نشونها رو بهتر درک میکنیم
شادتر و آروم تر و آزادتریم
4. تعهد توحیدی: اکنون که اهرم فعال شد، شما چطور «امیدتان به حمایت دیگران» را قطع میکنید و با اتکای مطلق به خداوند (نه پدر، نه خانواده، نه شریک)، این گام شجاعانه را برمیدارید؟»
ما در این مسیر حتی مسائل قانونی رو هم نرفتیم پیگیر بشیم ورودی به ذهنمون ندادییم
از کسی حتی اطلاعاتی نگرفتیم
هیچ دوست و اشنا و پارتی نداریم
هیچ ایده ای هم نداریم
فقط با هدایت خداوند از اسناد و مدارک کپی گرفتیم
فقط میخوایم با هدایت خداوند که وظیفه خودش اعلام کرده که هدایتمون میکنه و تنها روزی دهنده ماست میخوایم قدم به قدم با هدایت خدا پیش بریم
بدون هیچ عجله ،طمع و یا ترس و شک و تردید
احساس خوب و ارزشمندی درونیمون رو فقط به حضور قدرتمند خداوند در وجودمون گره زدیم نه هیییییچ عامل بیرونی
خدایا از قلب ما اگاهی که مشتاق و آماده تغییرییم چون ایمان داریم که تو بهترینها رو همیشه برای ما میخواهی و در این مسیر تنها و رها شده نیستیم کمکمون کن آنی و کمتر از آنی از نور هدایت و قدرت بی نهایت تو در وجودمون دور نشیم تو برای ما بیش از کافی هستی
خدایا عاشقتم که عاشقمی بی قید و شرط و تا ابد
به نام خدای بی نهایت بخشنده ی روزی دهنده
الهی شکرت که هفده قسمت از این پروژه ی پر از الگوهای مناسب رو با حسوحالی پراز امید پشت سر گذاشتیم
سلام و درود به استاد عزیزم و تمام دوستان گرامی که با تلاش و ایمان، در این مسیر پیشرفت شگفتانگیزی داشتن.
واقعا باید همه دوستانی که تو این مسیر بزرگ و تحولآفرین پیشرفت داشتن و نتایج عالی گرفتن، هزاران هزار بار تحسین کنیم! وخصوصا دوستانی مثل حامد عزیز که از اون شرایط به این همه رشدوپیشرفت شخصیتی و مالی دست پیداکرده،نوشجونتون و گوتارای وجودتون این همه رشدهای توحیدی و خداپسندانه….
این دوستان نشون دادن که وقتی همراستایی با قانون و آرامش درونی باشه، نتیجهها معجزهآسا میشن. من هم تجربهام رو میخواهم با شما به اشتراک بذارم.
یادمه وقتی من و همسرم میخواستیم ازدواج کنیم، اوضاع مالی اصلا مناسب نبود. نه پولی برای هزینههای عروسی داشتیم، نه برای خیلی چیزای دیگه، از جمله هزینه کنتور برق و گاز! خیلیها بهمون گفتن که بهتره به خالهام که همون مادرشوهرمه برگردیم و چند سال پیشش باشیم تا بدهیهامون رو بدهیم و زندگی رو راحتتر شروع کنیم.
ولی من در اعماق قلبم حس میکردم که اگر این کار رو بکنیم، همسرم ضعیف میشه و دیگه تلاش نمیکنه. با اینکه هیچ چیز از قانون جذب و توحید نمیدونستم، ولی این حس رو داشتم که وقتی به غیر از خدا تکیه کنیم، هیچ وقت رشد نخواهیم کرد. این رو زمانی فهمیدم که دو تا از جاریهای من به خیال خودشون زرنگی کردن و چند سال پیش مادرشوهرم زندگی کردن. اما الان اوضاع زندگیشون نشون میده که به هیچ وجه این مسیر باعث رشد نمیشه.
با اینکه اوایل، شرایط سختی داشتیم، اما این تضاد باعث شد که همسرم بیشتر به خدا و خودش تکیه کنه. و امروز خدا رو صد هزار مرتبه شکر میکنیم که با اینکه فرزند آخر خانوادهست، ولی از همه لحاظ شرایط عالی داریم. دو تا ماشین داریم، خونهای با امکانات عالی داریم و عشق و محبتمون هر روز بیشتر از قبل میشه.
از هنری که من در این سالها یاد گرفتم و بهش تسلط پیدا کردم، هیچ وقت نمیتونستم تو خونهی مادرشوهرم اینطور رشد کنم و استعدادهای خودم رو شکوفا کنم. این رو به وضوح میبینم که وقتی خودت میری جلو، حتی در سختترین شرایط، خدا بهت کمک میکنه.
الان میبینم که تو چند سال آینده، با اتکای کامل به خودمون و خدا، شاید بتونیم به راحتی مهاجرت کنیم، چیزی که اصلاً هیچ کدوم از اعضای خانواده همسرم بهش فکر نمیکنن. این برای من و همسرم یک رویای شیرینه که بهش اعتقاد داریم.
واقعا به این دوستانی که تو این مسیر پیشرفتن و با تکیه به اصول درست، نتایج شگفتانگیزی گرفتن، تبریک میگم. اگه کسی بخواد زندگیش رو تغییر بده، این مسیر و این تصمیمات درست میتونن راهنمای خیلی خوبی باشن. خداوند همیشه دستان ما رو هدایت میکنه، فقط کافیه بهش اعتماد کنیم.
در نهایت، از خداوند میخواهم که در این مسیر، همیشه و در همه حال، همراهمان باشد و ما را به بهترین نتایج هدایت کند.
با آرزوی بهترینها برای همه شما عزیزان و استاد محترم.
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خداوند بخشنده مهریان
آرامش در پرتوی آگاهی ( قسمت دوم )
آگاهی های این فایل، مراقبه ای است با صدای استاد عباس منش برای به صلح رسیدن با خود. همچنان که متن را می خوانید،حتماً بارها فایل صوتی را گوش دهید و به مفاهیم آن فکر کنید.
دیدی که هر اتفاق خوب تنها نتیجه قلبی پاک بوده است و خواهد بود و قلبت را پاک کردی و سادهتر شدی و سادگی رهایی و همین است که اینجایی و هنوز مشتاقی و حالا میشنوی صدای خود ابدیت را که از درونیترین لایههای وجودت با تو حرف میزند.
من جانم و آگاهی ، تو جسمی و ذهن و من اصل تو ام، خود متعالی تو، خود لایتناهی تو، توی بینهایت، توی مقدس. وقتی فراموشم میکنی و فراموش میکنی که این زندگی تنها یک تجربه کوچک در ابدیت توست، سقوط میکنی و همین است که جامعه بشری، همه بشر امروز در سراشیبی سقوط هست و همین است که ارزشهای امروز همه بیارزشی است.
و تو تنها وقتی نجات مییابی که مرا دوباره پیدا کنی، خود لایتناهیت را، اصلت را و همین است که تو هرچند موفق، هنوز درون به دنبال چیزی میگردی. هنوز به آرامش نمیرسی، هنوز یک چیزی کم داری و آن قداست تو، ابدیت تو، اصل توست.
بیا این دیدار را گرامی بداریم. این دم را که برای همه پیش نمیآید و چه میشد اگر پیش میآمد؟ بیا بیشتر آشنا شویم. حکایت من و تو که حکایت جان است و جسم و من که از ازل بودم، این بار در تو تجلی یافتم؛ خیلی پیش از تولد، پیش از جنین، پیش از تصمیم و تو از من زاده شدی، از سکوت، از ابدیت، از قداست.
من آگاهیم ، تو جسم بودی و ذهن ، تا اینکه جسم آمد، جنین نوزاد و آگاه بودی و ساده، جز شادی و رهایی نمیشناختی و لحظهها را یکی یکی زندگی میکردی.
سکوت بودی و در گفتگویی آرام با من. تا نفس پیدا شد تا مشغولت کند، تا در شلوغی اندیشه ات صدایی از من نشنوی. نفس خشم را به تو آموخت. کینه را، حسد را، اندوه را، قالب را تا گفتگوهای درونی تو را، ذهن تو را آشفته کرد و ناپاکیها که از طبیعت نبودند، از خدا نبودند و جسم تو آنها را نمیشناخت، به این آشفتگی دامن زدند.
تصاویر آلوده، افکار آلوده، صداهای آ آلوده، گفتار آلوده و غذاهای آلوده جسم و ذهن تو را پریشان کردند و قیل و قال نفس را بیشتر و بیشتر تا سکوت را از تو گرفتند و سکوت زبان گفتگوی من بود با تو و من آرام آرام فراموش شدم و تو حتی فراموش کردی که لایتناهی هستی، مقدسی، ابدی هستی و زمینی شدی و سقوط کردی.
دست و پا زدنهای بینتیجه، روابط آزرده، تحقیرها، خشمها، کینهها، حسادتها، پریشانیها، بیشترخواهیها، فرافکنیها و مشکلاتی که با آنها عادت کرده بودی و فکر میکردی زندگی همین است. برای همه تلخ است. همه حقیقت همین است. زمین و زندگی زمینی و غافل بودی که آرامش و سعادت چنان به تو نزدیک است که در توست، در ذره ذره تو، و من آنقدر فراموش شدم که حتی نمیپذیری که زمانی بوده ام. چنان که آمدند و گفتند و گوش نکردی.
اما چه باک حالا سکوت کردهای که بشنوی و مرا تجربه کنی و سعادت را و این بیشک، بزرگترین اتفاق زندگی توست. همان که همیشه در انتظارش بودهای. همه آنچه تو را به سعادت میرساند بازگشت تو به اصل خویش است. بازگشت به من، توی لایتناهی، خود مقدس تو و تو تنها در سکوت و آرامش است که میتوانی به من بازگردی، وقتی نفس را و گفتگوهای درونیت را آرام میکنی.
هرگاه با مشکلی مواجه میشوی به من بازگرد. به درون و به خاطر بیاور که تو موجودی الهی هستی و همه این زندگی تنها یک تجربه کوچک فیزیکیست در زندگی ابدی و مقدس تو. تجربهای که بارها و بارها تکرار میشود و به خاطر داشته باش که تو لایتناهی هستی. تو لایتناهی هستی تو ماندگاری و پایدار.
دیشب بعد از خوندن کامنتهای عالی و بی نظیر دوستان در پروژه تغییر را در آغوش بگیر ( کامنتهای جلسه 17 دوره احساس لیاقت رو امشب میخونم ) زدم روی نشانه امروز من
و صفحه خوشگل مربوط به فایل (آرامش در پرتوی آگاهی ( قسمت دوم ) برام اومد
قبل از اینکه فایل و گوش بدم شروع کردم به خوندن مطالب مربوط به فایل
وقتی میخوندم چون فایل رو بارها و بارها قبلا گوش دادم دقیقا با خوندن متن ، صدای دلنواز استاد رو میشنیدم و بینهایت برام لذتبخش بود .
دیشب الهام خانم اومد گفت متن رو تو قسمت 17 پروژ کامنت کن ، اما گوش ندادم .
الان که دوباره وارد سایت شدم
الهام خانم دوباره اومد و منهم تسلیم شدم گفتم چشم و انجام دادم
استاد عباسمنش عزیز و بزرگوار و خانم مریم شایسته نازنین و دوست داشتنی و گروه تحقیقاتی بی نظیر عباسمنش بینهایت سپاسگزارم
@@@ با کمال احترام @@@
.
گر بر خداوند توکل کنی، خداوند برایت کافی است؛
الله اکبر ، خدا برایت کافی است چرا از اون نمی خوای مبینا!
فقط حرف نیست که! چرا باورش نمی کنی؟
بابا خدا برای همه کافی است هر کس هرچی داره از خدا داره رزق همه به دست اونه اعتبار و ابرو و شرف همه مردم به دست اونه
هر کی اگر چیزی داره به دلیل اینه که همواره داره از خداوند در خواست میکنه!
استاد هر لحظه داره از خداوند هدایت می خواد برای کوچکترین و بزرگترین چیز ها هم خودت شاهدی که چطوری هر لحظه در حال هدایت هستن
استاد هر لحظه رزق و نعمت بیشتر میخواد و دائما در حال سپاسگزاریه و می بینی که هر روز بیشتر خداوند داره بهش نعمت و برکت میده
استاد هر لحظه طلب میکنه عشق و روابط و دوستان فوق العاده رو ، این رو میشه از سپاس گزاری هاش بابت این ها فهمید و دائما بیشتر و بیشتر می خواد و داری به چشم می بینی که هر روز دوستان فوق العاده تری در مسیر ایشون قرار میگره هر روز عشق و محبت بچه های سایت به استاد بیشتر میشه و هر روز رابطه اش با مریم عزیز فوق العاده تر میشه!
چرا؟ چون استاد هم دائما داره این هارو می خواد و ببین و بببین که خداوند با چه شکوهی داره بهش پاسخ میده و ببین که رزق و قدرت خداوند بی نهایته و از بی نهایت طریق از جایی که فکرشو نمی کنی داره در خواست ها رو اجابت میکنه فقط باید بیوفتی روی مومنتومش یعنی دائما بخوای و باورش کنی تاییدش کنی و فقط امیدت به خدا باشه بی نهایت بخواه ازش
بشنو ببین بفهم که همه این بچه ها از قدرت خدا دارن اشک می ریزن و ببین که وقتی بهش ایمان اوردن و ازش خواستن بی نهایت داده بهشون.
اره
پس منم با جون و دل ازت می خوامم خدای وهاب من
به من ثروت بی نهایت عطا کن من خرجم زیاده و گرونم و به کمتر از بهترین هم راضی نیستم در جایی که تو هستی ای منبع بی نهایت و بخشنده
من رو در حرفه خودم بهترین کن بهترین مشتری هارو برام بفرست
فوق العاده ترین ادم هارو دوستانم قرار بده بهشت رو در زمین میخوام
من رو بزرگ کن و عزت بده ای عزیز ترین
به من قشنگ ترین خونه هارو توی بهترین جاها بده
قشنگ ترین ماشین هارو بی مناسبت بهم هدیه بده
انقدر ازادی و ثروت بهم بده که کار هایی که میخوام رو به راحتی انجام بدم
از ساده ترین شیوه زبان انگلیسی رو با بهترین استادا بهم اموزش بده
همیشه بهم سلامتی و انرژی و طراوت عطا کن
روابط زیبا مثل روابط استاد جونم بهم بده
اندام زیبا و چهره زیبا و سیرت زیبا هر روز بیشتر بهم بده
شادی و شادی و شادی و سپاسگزاری و عشق بیشتری هر روز به قلبم جاری کن
من رو راضی کن از این زندگی و بهم قدرت و توان بده برای انجام هر کاری
همیشه هدایتم کن و من رو به حال خودم وا مگذار
من رو غنی کن خدایا من رو پر کن و سرشار از همه نیکی ها و خوبی ها و نعمت ها و فراوانی ها
از تو میحوام خدایا خوبم
از مین الان هیجام زده و سپساسگزارم برای تایید همه درخواست هاممم یوهوووووووووو
خدایا مرسی فقط عاشقتم و همیشه از تو میخوام تو از من به من مهربان تر و اگاه تری
وقتم و تمام لحظاتم و کانون توجه ام رو با زیبایی ها و پیشرفت ها و حال خوب پر کن
آمین!
خودت پول گواهینامه مو جور کن
خودت برام مشتری بفرس
خودت از ناخن هایی که میزنم محافظت کن
خودت دوستان فوق العاده رو جلو راهم بزار
خودت پارتنر عزیزم رو تو زندگیم بیار
کسب و کار اینترنتیم رو خودت ران کن
دانشگاه و درس و علم و استادم باش
خودت مهاجرتم رو اکی کن
ماشین و خونه هم میخوام
اینا اصلا زیاد نیست به راحتی نفس کشیدن من همشو دارم شکررر تابی نهایت
به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم مبینا جونم
چقدر قشنگ کامنت گذاشتی با شور و شوق زیاد
بگردمت عزیزم خدا حتما الان صداتو شنیده و پاسخ میده در زمان و مکان مناسب
خداوند برای من به تنهایی کافی ست
خدایا من ایمان و اعتماد به قدرتت دارم
خدایا در این دل شب از تو میخواهم با قدرتت بیا به زندگی و کسب و کارم
متشکرم سپاسگزارتم
در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند